﻿WEBVTT

00:00:05.701 --> 00:00:10.538
قبل از اينکه تو اون خونه برم اصلا تجربه ي
روبرو شدن با مسائل ماوراطبيعت نداشتم

00:00:10.539 --> 00:00:11.773
اون چيه؟

00:00:11.774 --> 00:00:14.474
نميدونم

00:00:15.110 --> 00:00:16.344
شنيدي!

00:00:16.345 --> 00:00:17.878
با قدم زدن به جلو و عقب ميرفت

00:00:17.879 --> 00:00:20.036
ساکت ،همه ساکت ،شيششش شيش

00:00:20.037 --> 00:00:22.136
انتظار اتفاق چيزي را نداشتيم

00:00:22.137 --> 00:00:24.639
اما اون شب فرق داشت

00:00:24.640 --> 00:00:26.057
موهاي تنم سيخ شد

00:00:26.058 --> 00:00:29.418
ميتونم اون لحظه را ياد بيارم

00:00:30.546 --> 00:00:32.946
اون بلند شد رو هوا

00:00:32.947 --> 00:00:34.299
چي شد؟

00:00:34.300 --> 00:00:37.000
شوکه شده بودم

00:00:37.103 --> 00:00:40.982
نگران بودم که اونا منو مرده پيدا کنن

00:00:40.983 --> 00:00:44.823
يا اينکه من اونا را مرده ببينم

00:00:53.463 --> 00:00:57.693
<font color=#FFFF00><b>مردي در اتاق زيرشيرواني</b></c>

00:00:58.543 --> 00:01:08.543
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:08.567 --> 00:01:11.402
بيست و سه سالم بود

00:01:11.403 --> 00:01:14.572
يه پسر دو ساله داشتم

00:01:14.573 --> 00:01:18.164
دختر شش يا هفت ماهه هم تو شکمم داشتم

00:01:18.165 --> 00:01:19.810
من و همسرم با هم مشکلاتي داشتيم

00:01:19.811 --> 00:01:22.893
و تصميم گرفتيم که اين واسه
خودمون و بچه ها بهتر که

00:01:22.894 --> 00:01:26.494
با هم ديگه زندگي نکنيم

00:01:27.481 --> 00:01:29.170
دنبال يه جا ميگشتم واسه اجاره

00:01:29.171 --> 00:01:31.657
دنبال يه خونه عالي نبودم

00:01:31.658 --> 00:01:33.256
تو اون محل به اونجا برخورد کردم

00:01:33.257 --> 00:01:35.160
سيب؟
سريع خوشم اومد ازش

00:01:35.161 --> 00:01:36.707
آره

00:01:36.708 --> 00:01:38.827
خونه يکمي مثل بنگلو بود از خيابون دور بود<font color=#FFFF00> بِنگِلو يک نوع خانه ييلاقي است
که جدا از خانه‌هاي ديگر و حداکثر در دو طبقه ساخته مي‌شود و داراي ايوان است.</c>

00:01:38.828 --> 00:01:44.728
يه جاي خلوت بود ،يه جاي
عالي واسه شروع يه زندگي جديد

00:01:45.133 --> 00:01:47.361
آرزوم اين بود که مدرسه ام را تموم کنم

00:01:47.362 --> 00:01:51.414
و يه کار خوب پيدا کنم تا
بتونم خانواده ام را حمايت کنم

00:01:51.415 --> 00:01:53.313
سعي داشتم تا ديپلمم را بگيرم

00:01:53.314 --> 00:01:58.774
خيلي کار تو خونه داشتم و خيلي هم درس داشتم

00:02:05.360 --> 00:02:09.754
اين تصوير تو ذهنم بود
که همه چيز قراره عالي پيش بره

00:02:09.755 --> 00:02:14.968
اما بعد از يک ماه يا بيشتر،من
صداهاي عجيبي را اطراف خونه ميشنيدم

00:02:28.150 --> 00:02:31.269
مثل صداي سنگ ريزه بود

00:02:32.469 --> 00:02:39.469
مثل اينکه يه نفر با دست پر از شن از بالاي ديوار
شن ميريزه و سنگ ريزه ها از بالا به پايين ميرزن

00:02:41.858 --> 00:02:44.832
صداش اصلا شبيه صداهاي
عادي نبود که تو هر خونه مياد

00:02:44.833 --> 00:02:48.313
صداش واقعا مشخص بود

00:02:50.021 --> 00:02:53.741
اون منو ترسوند

00:03:04.729 --> 00:03:08.676
کم کم متوجه شدم که اون صداها

00:03:08.677 --> 00:03:11.737
از بالاي سرم مياد

00:03:12.403 --> 00:03:14.794
هر شب اتفاق ميافتاد

00:03:14.795 --> 00:03:17.268
صداي خيلي عجيب و خاصي بود

00:03:17.269 --> 00:03:20.310
تُن صداش طوري بود که به گوشات را اذيت ميکرد

00:03:20.311 --> 00:03:23.371
[High-pitched whining]

00:03:28.586 --> 00:03:33.446
به نظر ميرسيد که صدا
از اتاق زيرشيرواني ميومد

00:03:36.761 --> 00:03:40.849
متوجه شدم در اتاق شيرواني بازه

00:03:40.850 --> 00:03:44.935
من اصلا اون در را باز نکرده بودم

00:03:44.936 --> 00:03:49.016
ميخواستم که در را ببندم

00:04:01.711 --> 00:04:04.728
ديگه متوجه شدم که تنها نيستم

00:04:04.729 --> 00:04:09.492
يه چيزهاي ديگه اي هم تو اون خونه با من بود

00:04:09.493 --> 00:04:11.713
[Knocking]

00:04:14.732 --> 00:04:17.252
سلام

00:04:17.301 --> 00:04:18.473
حالت خوبه؟

00:04:18.474 --> 00:04:23.634
دوست صميميم بشتر وقتها پيشم ميموند

00:04:25.305 --> 00:04:26.755
مرسي

00:04:26.756 --> 00:04:31.689
يادمه يه سري از چيزهايي که
اتفاق مي افتاد را به دوستم سوزان ميگفتم

00:04:31.690 --> 00:04:33.834
خوب چه خبر؟

00:04:33.835 --> 00:04:36.217
اون واقعا خيلي حمايتم ميکرد

00:04:36.218 --> 00:04:39.403
اون صداها انگار که از سقف مياد

00:04:39.404 --> 00:04:41.924
[Loud banging]

00:04:41.926 --> 00:04:42.949
اون ديگه چي بود؟

00:04:42.950 --> 00:04:47.750
ما يه صداي خيلي بلندي از آشپزخونه شنيديم

00:04:52.203 --> 00:04:55.059
يکي از عکسهايي که به ديوار آويزون بود

00:04:55.060 --> 00:04:58.900
پشت سينک ظرفشويي بود

00:04:59.844 --> 00:05:02.179
و همينطور ميخ ها

00:05:02.180 --> 00:05:06.845
اونها هم دقيقا ايستاده
روي سرشون افتاده بودند

00:05:06.846 --> 00:05:09.781
ميخ ها نميتونن از سوراخ دربيان

00:05:09.782 --> 00:05:14.102
بيان پايين،و همينطور روي سرشون وايسن

00:05:16.928 --> 00:05:20.648
يه نفر يا يه چيزي اون کار را کرد

00:05:26.237 --> 00:05:28.217
8

00:05:28.239 --> 00:05:29.405
اين يکي چيه؟

00:05:29.406 --> 00:05:31.708
يکي از همسايه همون يه دختر جوان داشت

00:05:31.709 --> 00:05:34.594
16 سالش بود و اسمش هم تينا بود

00:05:34.595 --> 00:05:36.619
ميومد ار بچه ام مراقبت ميکرد

00:05:36.620 --> 00:05:38.889
يادت نره پوشکش را عوض
کني قبل از اينکه بزاري پايين؟

00:05:38.890 --> 00:05:40.510
جتما

00:05:40.511 --> 00:05:44.062
من فکر ميکردم که اون خيلي خيلي
خوبه ،اون يه مادر به تمام عيار بود

00:05:44.063 --> 00:05:45.631
ميبينمت ؟

00:05:45.632 --> 00:05:46.682
باشه؟

00:05:46.683 --> 00:05:48.317
برو
پسر خوبي باش

00:05:48.318 --> 00:05:50.076
از مهمون نوازيش لذت ميبردم
مثل اينکه ما عادت کرده بوديم

00:05:50.077 --> 00:05:52.756
حرف ميزديم و بيرون ميرفتيم حتي
وقتي که از بچه نگهداري نميکردم

00:05:52.757 --> 00:05:57.137
باشه شب خوش.
باي.

00:06:00.014 --> 00:06:02.681
جکي بيرون بود،و منم براي
مراقبت از بچه خونه بودم

00:06:02.682 --> 00:06:05.599
و جيمي هم خواب بود

00:06:05.600 --> 00:06:08.540
[High-pitched whine]

00:06:09.706 --> 00:06:12.408
تقريبا دير وقت بود
و براي مدتي هيچ صدايي نشنيدم

00:06:12.409 --> 00:06:18.309
و ميخواستم مطمئن بشم که حال جيمي
خوبه و يه نگاهي بهش بندازم

00:06:33.651 --> 00:06:39.551
خوب در جلو پام باز شد و من فکر کردم
که خيلي عجيبه

00:06:40.837 --> 00:06:44.239
رفتم و چرخيدم و در را پشت سرم بستم

00:06:44.240 --> 00:06:47.660
در بسته شد

00:06:48.072 --> 00:06:49.600
جيمي خواب بود

00:06:49.601 --> 00:06:52.061
[Door clicks]

00:06:54.591 --> 00:06:58.295
برگشنم و همون اتفاق دوباره افتاد

00:06:58.296 --> 00:07:01.247
فکر کردم که شايد ،ميدونيد
اون به خاطر خونه ...

00:07:01.248 --> 00:07:07.148
که سطح خونه هماهنگ نيست،و وقتي
ميري داخل اتاق باعث ميشه در باز بشه

00:07:08.329 --> 00:07:10.591
ميخواستم اونو توجيح کنم،توجيحش کردم

00:07:10.592 --> 00:07:14.271
اما وقتي بهش فکر ميکردم
نميتونستم توجيحش کنم

00:07:14.272 --> 00:07:17.512
خيلي ترسناک بود

00:07:18.769 --> 00:07:20.127
خوب اوضاع مدرسه چطوره؟

00:07:20.128 --> 00:07:22.277
همه چي خوبه

00:07:22.278 --> 00:07:27.138
ما داشتيم حرف ميزديم و
يه چيزي واسه خوردن درست ميکرديم

00:07:32.288 --> 00:07:35.024
هي،آيا تو هم ميبيني؟

00:07:35.025 --> 00:07:39.465
بالا را نگاه کردم و اين نورها بودند

00:07:40.631 --> 00:07:42.196
اون چيه؟

00:07:42.197 --> 00:07:44.897
نميدونم

00:07:47.638 --> 00:07:51.346
چيزي نبود که قبلا ديده باشم

00:07:51.347 --> 00:07:53.805
اون اصلا شبيه انعکاس نور چيزي نبود

00:07:53.806 --> 00:07:55.810
اونا شکلي مثل جوهر داشتند

00:07:55.811 --> 00:07:58.280
اصلا حس خوبي درموردش ندارم

00:07:58.281 --> 00:08:00.047
ميدوني چيه؟
آره ،جکي ،بيا فقط بريم بيرون

00:08:00.048 --> 00:08:02.885
نميخواستم که تو خونه اش باشم

00:08:02.886 --> 00:08:08.406
يادمه که دوربين را
برداشتم و چندتا عکس انداختم

00:08:14.147 --> 00:08:15.554
اوه ،بيخيال

00:08:15.555 --> 00:08:17.772
يکدفعه دوربين از کار افتااد

00:08:17.773 --> 00:08:19.273
اين ديگه چِش شد؟

00:08:19.274 --> 00:08:20.662
دوربين را داد به من ،و مثل اين بود که بگه

00:08:20.663 --> 00:08:22.220
ببين ميتوني درستش کني
و من فکر کردم

00:08:22.221 --> 00:08:25.534
شايد ما نميتونيم از نور عکس بندازيم ،

00:08:25.535 --> 00:08:29.915
خوب من بيرون پنچره را باهاش نگاه کردم

00:08:32.108 --> 00:08:33.542
[Screams]

00:08:33.543 --> 00:08:36.613
تو لنزش يه صورت

00:08:36.614 --> 00:08:39.048
از پيرمرد لاغري

00:08:39.049 --> 00:08:41.643
شبيه اسکلت ديدم

00:08:41.644 --> 00:08:44.224
بايد فرار ميکردم

00:08:44.765 --> 00:08:47.036
وقتي اون اتفاق افتاد
،اصلا هيچ شکي نداشتم که

00:08:47.037 --> 00:08:51.777
يه چيزي تو اون خونه هست

00:08:53.284 --> 00:08:55.284
<font color=#FFFF00>عکس واقعي گرفته شده توسط جکي</c>

00:08:57.030 --> 00:08:58.665
شماره چنده؟

00:08:58.666 --> 00:09:00.066
9
9

00:09:00.067 --> 00:09:02.116
آره ، خيلي بامزه اي

00:09:02.117 --> 00:09:04.718
7
7

00:09:04.719 --> 00:09:05.719
اون يکي چيه؟

00:09:05.720 --> 00:09:08.405
همسر سابقا،اَل ،عادت داشت
که گهگاهي بياد به ديدنمون

00:09:08.406 --> 00:09:10.858
اون خيلي خيلي با جيمي خوب بود

00:09:10.859 --> 00:09:14.170
به" اَل" چندتا از اتفاقايي
که افتاده بود را گفتم

00:09:14.171 --> 00:09:16.206
فکر ميکنم يه چيزي تو اين خونه هست

00:09:16.207 --> 00:09:19.567
اون حس ميکرد که يه چيز
خيلي عجيبي تو خونه هست

00:09:19.568 --> 00:09:21.978
گفت:يه چيزي را اينجا حس ميکنم

00:09:21.979 --> 00:09:25.454
يه حس سردي نسبت بهش دارم

00:09:25.455 --> 00:09:28.354
صادقانه بگم ،فکر کردم که
اون ميخواد جلب توجه کنه

00:09:28.355 --> 00:09:32.694
و سعي ميکنه که توجه منو به
اين که خيلي تنهاست جلب کنه

00:09:32.695 --> 00:09:34.531
حرفم را باور نميکني،مگه نه؟

00:09:34.532 --> 00:09:38.889
اون واقعا منو باور نميکرد
خيال ميکرد که دارم خيالبافي ميکنم

00:09:38.890 --> 00:09:43.660
بدون شک ،بايد فرض ميکردم که
شايد اون يه مشکلي با خودش داره

00:09:43.661 --> 00:09:47.552
فکر ميکردم که چطور ميتونم براش
توضييح بدم که اون خوب ميشه و مثل اين بگم:

00:09:47.553 --> 00:09:50.468
آره ،همونه ،به خاطر تنهايي ،نگران چيزي نباش

00:09:50.469 --> 00:09:52.018
يه توضيحي بايد باشه

00:09:52.019 --> 00:09:54.319
اون سعي ميکرد که باهام
صحبت کنه و ميدونيد!!!

00:09:54.320 --> 00:09:57.574
چرا صداش نميکني ،باهاش روبرو بشي؟

00:09:57.575 --> 00:09:58.775
چي؟

00:09:58.776 --> 00:10:00.311
صداش کن

00:10:00.312 --> 00:10:04.212
گفتم: اگه اينجا هستي

00:10:04.250 --> 00:10:05.807
بزار ببينيمت

00:10:05.808 --> 00:10:07.591
خودتو نشون بده

00:10:07.592 --> 00:10:10.043
ترسيده بودم ،با خودم ميگفتم،
چه غلطي داره ميکنه ؟

00:10:10.044 --> 00:10:13.464
بعدش چه اتفاقي ميخواد بيافته؟

00:10:19.641 --> 00:10:22.453
هيچ اتفاقي نيافتاد،فقط هنوزم بودش

00:10:22.454 --> 00:10:24.314
ديدي؟

00:10:27.782 --> 00:10:31.202
هر وقت تونستم ميام ديدنت

00:10:37.559 --> 00:10:40.679
رفتم در کمد را باز کردم

00:10:46.386 --> 00:10:49.886
کل ديوار اسم "ال"نوشته شده بود

00:10:49.887 --> 00:10:53.487
حرف الف با رنگ آبي،و حرف لام با قرمز

00:10:54.507 --> 00:10:59.667
بارها و بارها نوشته شده بود

00:11:02.317 --> 00:11:06.517
اون جوابش واسه روبرو شدن بود

00:11:11.086 --> 00:11:14.457
اگه پول داشتم ،همون موقع
از اون خونه اثاث کشي ميکردم

00:11:14.458 --> 00:11:19.228
اما هيچ راهي وجود نداشت تا من
بتونم هزينه ي اثاث کشي را فراهم کنم

00:11:19.229 --> 00:11:21.930
تو بايد به يه نفر بگي که اينجا چه خبره

00:11:21.931 --> 00:11:25.488
سوزان گفت:شايد بهتر باشه که به
صاحب خونه بگي انجا چه خبره؟

00:11:25.489 --> 00:11:27.837
خونه ي اوناست

00:11:27.838 --> 00:11:30.362
يادمه که گفتم ،نميخوام به کسي چيزي بگم

00:11:30.363 --> 00:11:35.343
چون نميخوام که اونا خيال کنن ديوونه شدم

00:11:42.215 --> 00:11:45.690
چند هفته بعدش بود که
داشتم با سوزان قدم ميزدم

00:11:45.691 --> 00:11:48.587
اون موقع تو ماههاي هشت
يا نه ماهگي حاملگيم بودم

00:11:48.588 --> 00:11:49.692
حالتون چطوره؟

00:11:49.693 --> 00:11:51.726
صاحب خونه وهمسرش هم داشتن برميگشتن

00:11:51.727 --> 00:11:54.564
تو پياده رو  تصادفي همديگه را ديديم

00:11:54.565 --> 00:11:58.229
بعد سوزان اتفاقاتي که تو اون
خونه افتاده بود را پيش کشيد

00:11:58.230 --> 00:12:01.605
جکي يه مشکلاتي تو اون خونه داره

00:12:01.606 --> 00:12:04.107
وقتي که صاحب خونه نشون داد که نگران شده

00:12:04.108 --> 00:12:07.261
خوب من فکر کردم،شايد اونا
فکر نمي کنن که ديوونه شدم

00:12:07.262 --> 00:12:10.652
ازم خواست که اگه مشکلي دارم با خونه

00:12:10.653 --> 00:12:13.564
يه کشيش بياره

00:12:13.565 --> 00:12:16.445
گفتم که:حتما

00:12:28.633 --> 00:12:34.188
از اولش که اونا وارد شدن حس خوبي نداشتم

00:12:34.189 --> 00:12:37.045
هردوشون به نظر به همه چيز بدگمان بودند

00:12:37.046 --> 00:12:40.466
مثل اينکه اونا داشتن منو محاکمه ميکردند

00:12:40.610 --> 00:12:42.730
من شما را مثل يه فيلم ترسناک ميبينم

00:12:42.731 --> 00:12:46.543
اوه ،اونا مال شوهر سابقم هستند

00:12:46.544 --> 00:12:48.613
شوهر سابقتون؟

00:12:51.048 --> 00:12:52.975
يه آکواريوم داشتم

00:12:52.976 --> 00:12:56.920
که تهش يه اسکلت کوچيک زينتي بود

00:12:56.921 --> 00:13:00.552
اون گفت که با اون مرگ را به خونم راه دادم

00:13:00.553 --> 00:13:02.058
اه،ببخشيد متوجه نميشم

00:13:02.059 --> 00:13:03.607
اسکلت

00:13:03.608 --> 00:13:07.148
اون واسم خيلي عجيب بود

00:13:07.628 --> 00:13:11.778
من يه کلکسيوني از عروسکها
ازکشورهاي مختلف داشتم

00:13:11.779 --> 00:13:17.179
يکيشون سوغاني از کارائيب بود

00:13:18.519 --> 00:13:22.239
اون گفت که اون يه عروسک افسونه

00:13:23.390 --> 00:13:27.126
اون موقع خيلي احساس  نارحتي ميکردم

00:13:27.127 --> 00:13:30.830
به نظر ميرسه که شما همه ي اين
مشکلات را با خودتون به خونه آوردم

00:13:30.831 --> 00:13:32.428
[Crying]

00:13:32.429 --> 00:13:35.527
آه، برميرگردم بايد برم پسرم را بغل کنم

00:13:35.528 --> 00:13:37.628
[Crying]

00:13:38.231 --> 00:13:39.945
جيمي داشت گريه ميکرد

00:13:39.946 --> 00:13:43.012
اونا گفتند که رفتار پسرم طبيعي نيست

00:13:43.013 --> 00:13:45.313
و گفتند که توسط شيطان تسخير شده

00:13:45.314 --> 00:13:46.864
به خاطر همينه که گريه ميکنه

00:13:46.865 --> 00:13:51.251
رفتارش اصلا عادي نشون نميده
اون گفت : ميتونيم فرزندتون را دعا کنيم؟

00:13:51.252 --> 00:13:53.564
به نام خداوند و پسرش...

00:13:53.565 --> 00:13:55.748
جيمي جيغ ميزد
نميخواست که نزديکشون بشه

00:13:55.749 --> 00:13:58.542
و روح مقدس...

00:13:58.543 --> 00:14:01.229
بعدش گفت: شما نميخواهيد براي
بچه متولد نشده هم دعا بخونيم؟

00:14:03.499 --> 00:14:06.533
منم به خدا اعتقاد دارم اما همه
چيزي که اونا ميگفتند بيشتر نگران

00:14:06.534 --> 00:14:09.186
شدم که وارد کردن اونا به خونه مسخره بود

00:14:09.187 --> 00:14:11.287
[Crying]

00:14:16.538 --> 00:14:18.038
ماهي!

00:14:18.039 --> 00:14:19.139
Whee!

00:14:19.140 --> 00:14:20.570
[Typewriter clacking]

00:14:20.571 --> 00:14:26.471
روز بعدش يکي از طولاني ترين روزها بود چون
من کارهاي زيادي داشتم

00:14:27.954 --> 00:14:30.174
[Knocking]

00:14:36.222 --> 00:14:38.162
سلام جکي هرناندز؟

00:14:38.163 --> 00:14:40.235
بله
سلام من از خدمات اجتماعي اومدم

00:14:40.236 --> 00:14:42.776
ميخواستم بدونم اگه چند لحظه
وقت داريد بيام تو و صحبت کنيم

00:14:42.777 --> 00:14:45.336
يکدفعه شکه شدم ،ميدونيد!

00:14:45.337 --> 00:14:48.321
چرا از خدمات اجتماعي بايد بيان

00:14:48.322 --> 00:14:51.350
بفرماييد تو
مرسي

00:14:51.351 --> 00:14:53.493
ببخشيد خونه بهم ريخته

00:14:53.494 --> 00:14:55.824
مثل اين بود که اونا بدترين
زمان را انتخاب کردن و

00:14:55.825 --> 00:14:58.091
اومدن و در خونم را زدن و اومدن تو

00:14:58.092 --> 00:15:00.320
اون روز صبح اصلا هيچ
فرصتي نداشتم تا خونه راتميز کنم

00:15:00.321 --> 00:15:02.285
جيمي هم روي صورتش پر از کيک شکلاتي بود

00:15:02.286 --> 00:15:04.288
اون هنوزم لباس خوابش تنش بود

00:15:04.289 --> 00:15:07.698
ميتونم ازتون بپرسم که چرا اومدين اينجا؟

00:15:07.699 --> 00:15:08.846
ما يه گذارشي داشتيم که ...

00:15:08.847 --> 00:15:14.638
گفت که از طرف دوتا کشيش
بهمون گذارش شده که من ...

00:15:14.639 --> 00:15:18.839
توهم ميزنم و حامله بودم

00:15:19.060 --> 00:15:20.470
ببخشيد چي؟

00:15:20.471 --> 00:15:23.882
اون فقط براي من احمقانه بود و ديوونه وار

00:15:23.883 --> 00:15:26.791
من مواد مصرف نکردم
من حتي مشروب هم نميخورم

00:15:26.792 --> 00:15:29.672
[Singsong jabbering]

00:15:30.218 --> 00:15:31.874
نگران بچه هام بودم

00:15:31.875 --> 00:15:35.680
امکانش هست که بچه هاتو بگيرن
حتي اگه شما بهترين مادر دنيا هم باشيد

00:15:35.681 --> 00:15:37.583
واسه امروز کافيه

00:15:37.584 --> 00:15:39.132
باشه
باشه

00:15:39.133 --> 00:15:42.397
يه درسي بهم داد که خيلي
بهتر شد اون چيزها را نگفتم

00:15:42.398 --> 00:15:48.158
چون ميدونيد که معلوم نيست
چه اتفاقي ميافته اگه مردم بفهمن

00:15:48.201 --> 00:15:53.661
ديگه قصدش را نداشتم که
براي هميشه چيزي به کسي بگم

00:15:56.026 --> 00:16:01.006
کمي بعد از اون دخترم سامانتا بدنيا اومد

00:16:02.094 --> 00:16:05.073
بعد از اون همه اتفاقهايي که
افتاده بود، باز آوردمش خونه

00:16:05.074 --> 00:16:10.974
واقعا شک داشتم بيارمش خونه
ولي هيچ انتخاب ديگه اي نداشتم

00:16:15.600 --> 00:16:18.055
چند روز بعد از فروشگاه مواد غذايي برگشتم

00:16:18.056 --> 00:16:21.536
بسته ها تو دستم بود

00:16:30.500 --> 00:16:34.278
نوشته بود
گورتو گم کن و برو

00:16:34.279 --> 00:16:37.354
درها هنورم قفل بود
همه چيز هم دست نخورده بود

00:16:37.355 --> 00:16:41.458
اصلا هيچ توضيح منطقي براش نبود

00:16:41.459 --> 00:16:46.397
اون موقع دونستم که اون اصلا مهربان نيست و
نميخواد که من اطرافش باشم

00:16:46.398 --> 00:16:51.378
چون اون قطعا منظورش من بودم

00:16:57.779 --> 00:17:02.190
ميترسيدم برم بخوابم چون
بايد از بچه هام مرابقبت ميکردم

00:17:02.191 --> 00:17:07.060
و اگر من قادر به ديدن اون نيستم،چه اتفاقي
واسه اونا ميافته

00:17:07.061 --> 00:17:09.983
روي تخت خوابيده بودم

00:17:09.984 --> 00:17:12.831
جيمي هم با من خواب بود
ميترسيدم بزارمش تو اتاقش

00:17:12.832 --> 00:17:18.112
سامانتا هم تو گهواره اش کنارم خواب بود

00:17:22.067 --> 00:17:27.527
اون درجه اي از ترس هر شب و هر شب بيشتر ميشد

00:17:32.053 --> 00:17:35.364
يادمه که خواب و بيدار بودم
و صداي نفس کشيدن ميشنيدم

00:17:35.365 --> 00:17:38.065
[Raspy breathing]

00:17:41.186 --> 00:17:45.326
صداش بلند و واضح بود

00:18:01.245 --> 00:18:07.145
اصلا نميتونم اون ترسي
که داشتم را توصيف کنم

00:18:16.664 --> 00:18:21.044
ديدم که يه نفر روي تخت نشسته

00:18:22.855 --> 00:18:26.455
از ترس داشتم سکته ميکردم

00:18:27.823 --> 00:18:31.963
دوباره نگاه کردم و اون نبود

00:18:32.296 --> 00:18:34.456
[Panting]

00:18:35.030 --> 00:18:38.630
[Shades scraping and clunking]

00:18:41.889 --> 00:18:45.492
و هر يک از پرده هاي خونه
در يک زمان باهم بالا رفتند

00:18:45.493 --> 00:18:47.594
[Baby fussing]

00:18:47.595 --> 00:18:50.055
[Baby crying]

00:18:50.131 --> 00:18:53.611
شما نميتونيد اون و منطقي بدونيد

00:18:54.025 --> 00:18:55.960
نتونستم بقيه شب را بخوابم

00:18:55.961 --> 00:19:01.001
کل شب را از ترس ميلرزيدم
قشنگ يادمه

00:19:10.678 --> 00:19:13.465
خيلي برام مهم بود که

00:19:13.466 --> 00:19:16.586
اجازه ندم بچه ها

00:19:17.641 --> 00:19:19.723
ببينن که چقدر ترسيده ام

00:19:19.724 --> 00:19:23.624
بايد اينو ازشون دور مي کردم

00:19:24.596 --> 00:19:28.399
نميخواستم به خودم اجازه بدم که بترسم

00:19:28.400 --> 00:19:32.240
حداقل اينطور تظاهر ميکردم که نميترسم

00:19:34.458 --> 00:19:37.127
بيشترين حس درماندگي و بيچاره گي  بود

00:19:37.128 --> 00:19:40.938
يه چيزي تو اون خونه وجود داشت

00:19:40.939 --> 00:19:45.193
که درواقع قبل از شما اومده تو
خونه،پس اونجا ديگه خونه شما نيست

00:19:45.194 --> 00:19:48.105
اون ملک اوناست ،نه شما

00:19:48.106 --> 00:19:50.467
شما مزاحم هستيد،چيزيه که احساس ميکردم

00:19:50.468 --> 00:19:54.308
احساس ميکردم که من مزاحمش شدم

00:19:59.017 --> 00:20:02.720
گوش کن ،تو نميتوني اينطوري ادامه بدي

00:20:02.721 --> 00:20:06.141
بايد کمک بگيري

00:20:06.349 --> 00:20:08.806
دوستم سوزان گفت که يه شماره داره

00:20:08.807 --> 00:20:11.691
وميگفت که شماره ي يه
فراروانشناس هست

00:20:11.692 --> 00:20:13.759
ميدونيد،بهتر باهاش تماس
بگيرم و ازشون کمک بخوام

00:20:13.760 --> 00:20:15.750
ازت ميخوام باهاش تماس بگيري،باشه؟

00:20:15.751 --> 00:20:17.083
نه اصلا

00:20:17.084 --> 00:20:19.206
اما من گفتم نه ،
چه اتفاقي افتاد آخرين باري که

00:20:19.207 --> 00:20:22.157
اجازه دادم يه نفر بياد به خونم

00:20:22.158 --> 00:20:25.176
من که فکر ميکنم تو بايد باهاش تماس بگيري

00:20:25.177 --> 00:20:28.623
اون هرطور شده شماره را بهم داد و گفت:
ميزارمش اينجا هروقت آماده شدي زنگ بزن

00:20:28.624 --> 00:20:32.224
و منم گذاشتم تو گشو

00:20:35.895 --> 00:20:38.961
بعدش يادمه داشتم ظرف ها را ميشستم

00:20:38.962 --> 00:20:41.902
تقريبا ديروقت بود

00:20:42.959 --> 00:20:48.959
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:20:48.983 --> 00:20:53.243
اولين عکس العملم اين بود که دستم را يريدم

00:20:58.425 --> 00:21:01.492
اما وقتي سرمو چرخوندم نگاه کردم

00:21:01.493 --> 00:21:04.701
خون داشت از کابينت ميومد بيرون

00:21:04.702 --> 00:21:07.706
شکلش مثل شيشه بود

00:21:07.707 --> 00:21:10.827
دورتا دورم بود

00:21:11.344 --> 00:21:14.687
آشپزخونه ام را آلوده کرده بود

00:21:14.688 --> 00:21:18.888
و گفتم که بايد يه کاري کنم

00:21:21.745 --> 00:21:24.446
به فراروانشناس زنگ زدم

00:21:24.447 --> 00:21:26.415
[Phone pad beeping]

00:21:26.416 --> 00:21:28.584
[Phone line trilling]

00:21:28.585 --> 00:21:30.745
[Sobbing]

00:21:38.760 --> 00:21:41.894
يادمه وقتي گروه ماوراطبيعت رسيدن

00:21:41.895 --> 00:21:45.295
همسر سابقم داشت از بچه ها مراقبت ميکرد

00:21:45.296 --> 00:21:50.516
که خيلي خوب بود چون اون ميتونست اونا
را سرگرم کنه

00:21:50.998 --> 00:21:56.898
اون به من گفت که اين گروه را پيدا کرده
که درمورد همچين اتفاقهايي تحقيق ميکنند

00:21:57.008 --> 00:21:59.228
خوبي؟

00:22:00.899 --> 00:22:03.273
يه جورايي فکر ميکردم که، چرا که نه؟

00:22:03.274 --> 00:22:05.100
اين عاليه

00:22:05.101 --> 00:22:08.613
اونا ميان و هيچ چيزي نميتونن پيدا کنن

00:22:08.614 --> 00:22:10.592
ديگه کاري باهاش نداريم
ومن خودم را َآماده ميکنم که

00:22:10.593 --> 00:22:15.993
و دستم را تکون ميدم و ميگم
باي باي ،يه خلاصي خوب

00:22:16.254 --> 00:22:18.782
سلام،بفرماييد تو

00:22:18.783 --> 00:22:21.125
اول فراروانشناس اومد تو

00:22:21.126 --> 00:22:23.046
جکي هستيد؟
بله

00:22:23.047 --> 00:22:28.384
بعد از اون گروهش با دوربين اومدن تو

00:22:28.385 --> 00:22:30.704
اصلا انتظار اونا را نداشتم
يه حسي مثل سيرک بودن بهم دست داد

00:22:30.705 --> 00:22:34.271
بري ،کجا ميخواي نور را قرار بدي؟

00:22:34.272 --> 00:22:38.274
به عنوان يه فيلم بردار،براي چند
سال يه فيلم بردار حرفه اي بودم

00:22:38.275 --> 00:22:42.033
خوب من فکر کردم ،ميدونيد که يه
چيز درباره ي شکار ارواح هست

00:22:42.034 --> 00:22:44.401
که همه اونا را تو يه
داستانها شنيديم و يه چيز ديگه

00:22:44.402 --> 00:22:46.193
که بتونيم چيزي را روي نوار ويدئويي ضبط کنيم

00:22:46.194 --> 00:22:49.147
من فکر ميکنم که هر فيلم بردار
موثر و کارآمد هم همينو بگه

00:22:49.148 --> 00:22:50.501
چطوره، فکر ميکني که زاويه اش خوبه؟

00:22:50.502 --> 00:22:53.217
آره ،فکر کنم خوب باشه

00:22:53.218 --> 00:22:55.872
اونا از قبل برنامه ريزي
کرده بودند که ميخوان چکار کنم

00:22:55.873 --> 00:22:57.873
اونا اصلا منو خبر نکرده بودند

00:22:57.874 --> 00:23:00.635
اونا قصد داشتند که مستند بسازند

00:23:00.636 --> 00:23:03.754
ببخشيد
من يه کمي گيج شدم...

00:23:03.755 --> 00:23:05.606
که اينجا چه خبره

00:23:05.607 --> 00:23:08.124
فقط ميخواهيم يه مصاحبه ي سريع انجام بديم و
شما به ما بگيد در مورد

00:23:08.125 --> 00:23:11.514
چيزهاي عجيبي که تو اين خونه تجربه کرديد

00:23:11.515 --> 00:23:14.280
نميخواستم که اون مستند بشه
ميخواستم که از خونه ام بره بيرون

00:23:14.281 --> 00:23:16.454
ميخواستم که تموم بشه،ميخواستم

00:23:16.455 --> 00:23:18.675
همه چيز عادي باشه

00:23:22.274 --> 00:23:28.174
خوب ،جکي چرا به ما نميگي
که اينجا چه اتفاقايي ميافته؟

00:23:28.288 --> 00:23:30.253
جکي به نظرميرسيد خودش ترسيده

00:23:30.254 --> 00:23:33.738
ما ميخواستيم بدونيم که اون
چه چيزهايي تو اون خونه ديده؟

00:23:33.739 --> 00:23:36.074
ميتوني حضورش را احساس کني

00:23:36.075 --> 00:23:37.995
آره

00:23:40.796 --> 00:23:44.031
يکي از اعضاي گروه باورش نميشد

00:23:44.032 --> 00:23:45.533
ميتونستي از صورتش اينو بفهمي

00:23:45.534 --> 00:23:47.635
و" بري کنراد" برعکس اون بود

00:23:47.636 --> 00:23:48.916
چيزيه که نميتوني توضيحش بدي

00:23:48.917 --> 00:23:51.663
آره،اينجا..

00:23:51.664 --> 00:23:57.564
اينجا يه چيزي اشتباه
چيزي که همه ي زمان اينجا هست

00:23:57.613 --> 00:24:00.315
يکدفعه ،برقها رفت

00:24:00.316 --> 00:24:03.736
دقيقا وسط مصاحبه

00:24:08.895 --> 00:24:10.224
مشکل از کنتوره؟

00:24:10.225 --> 00:24:12.257
ميدونيد ،اونا داشتند فکر ميکردند
که شايد مشکل از برق باشه

00:24:12.258 --> 00:24:14.075
شايد مشکل از فيوز يا چيز ديگه باشه

00:24:14.076 --> 00:24:18.576
و من ميدونستم ....ميدونستم
که به خاطر چي هست

00:24:20.503 --> 00:24:26.403
اون اعصباني شده بود که اون آدم
ها اومدن خونه و فقط من اينو ميدونستم

00:24:27.543 --> 00:24:29.544
بعدش برق اومد

00:24:29.545 --> 00:24:30.845
خوب

00:24:30.846 --> 00:24:31.926
صداها از بالا مياد

00:24:31.927 --> 00:24:35.497
بهشون درمورد صداهايي
که از شيرواني ميشنيدم گفتم

00:24:35.498 --> 00:24:37.719
از شيرواني؟
آره

00:24:37.720 --> 00:24:40.725
يادمه از يکي از دوستام که
هنوزم عکاسي ميکنه، خواستم

00:24:40.726 --> 00:24:45.318
اگه ممکنه بره بالا و چندتا عکس بگيره

00:24:45.319 --> 00:24:50.719
حتما،چرا که نه؟
به خاطر همينه که اينجاييم ،بزن بريم

00:24:52.975 --> 00:24:54.790
اون کسي بود که باورش نميشد

00:24:54.791 --> 00:24:57.556
در حقيقت اون در گوشم گفت که:به
همين خيال باش که من باورم بشه تو

00:24:57.557 --> 00:25:03.457
اين خونه يه روح هست

00:25:07.314 --> 00:25:09.662
به اندازه کافي فضا اون بالا داري؟

00:25:09.663 --> 00:25:11.235
اوه،آره اينجا خيلي جا هست

00:25:11.236 --> 00:25:14.081
من دراز کشيده بودم و يه جورايي
داشتم گوش ميکردم کاملا بيدار بودم

00:25:14.082 --> 00:25:17.205
اصلا خواب نبودم يا
خواب و بيدار هم نبودم

00:25:26.602 --> 00:25:32.237
همين الانم موهاي تنم سيخ شد چون
دقيقا اون لحظه را يادمه

00:25:32.238 --> 00:25:35.454
شنيدم که يه چيزي درگوشم واضح

00:25:39.048 --> 00:25:43.428
<b><font color=#FFFF00>.::بهشون بگو از اينحا گورشونو گم کنن::.</c></b>

00:25:45.592 --> 00:25:48.657
يه ثانيه بعد از اون

00:25:48.658 --> 00:25:50.654
صداي يه فرياد از اتاق شيرواني شنيدم

00:25:50.655 --> 00:25:52.815
[Yelling]

00:26:07.081 --> 00:26:10.310
شنيدم که يه چيزي درگوشم واضح

00:26:10.311 --> 00:26:11.923
پچ پچ کرد

00:26:11.924 --> 00:26:16.304
<b><font color=#FFFF00>.::بهشون بگو از اينحا گورشونو گم کنن::.</c></b>

00:26:17.724 --> 00:26:18.967
[Yelling]

00:26:18.968 --> 00:26:21.517
دوستم سريع اومد پايين

00:26:21.518 --> 00:26:24.023
رنگ و روش پريده بود

00:26:24.024 --> 00:26:26.459
يه چيزي دوربين را از دستم کشيد

00:26:26.460 --> 00:26:27.785
دقيقا از دستم کشيد

00:26:27.786 --> 00:26:29.864
مطمئني که از دستت
نيافتاده يا به جايي گيرنکرده؟

00:26:29.865 --> 00:26:32.095
يه چيزي دوربينم را گرفت

00:26:32.096 --> 00:26:37.870
يکدفعه اوني که اصلا باورش
نميشد،کلا نظرش عوض شد

00:26:37.871 --> 00:26:40.173
اون واقعا ترسيده بود

00:26:40.174 --> 00:26:43.287
من فکر ميکنم که اون بيشتر نگران زندگيش بود

00:26:43.288 --> 00:26:45.282
تا ترسيدن از اون ،ميدونيد آخه...

00:26:45.283 --> 00:26:47.646
با اون خرجش را درمياره
اون هنوزم عکاسه

00:26:47.647 --> 00:26:49.582
بايد اون دوربين را بگيرم

00:26:49.583 --> 00:26:52.160
قيمتش 2000 دلار،بايد برم بيارمش

00:26:52.161 --> 00:26:54.397
منم باهات ميام
دقيقا پشت سرت ميام،باشه؟

00:26:54.398 --> 00:27:00.298
اون ميخواست بره بالا و دوربينش را بياره

00:27:08.402 --> 00:27:10.653
من يه لامپ 1000 واتي را روشن کردم

00:27:10.654 --> 00:27:14.798
ميخواستم که همه جاي شيرواني را ببينم

00:27:14.799 --> 00:27:17.232
چيزي نميبيني؟

00:27:17.233 --> 00:27:19.199
نه ،هنوز نه

00:27:19.200 --> 00:27:23.100
دوربين را هيچ جا نميبينم

00:27:26.663 --> 00:27:29.978
نميدونم چند دقيقه بيشتر فيلم برداري نکردم

00:27:29.979 --> 00:27:31.986
دوربين کاملا از کار افتاد

00:27:31.987 --> 00:27:36.067
ميتوني باتريش را عوض کني؟

00:27:36.163 --> 00:27:38.861
خوب اونا باتريش را عوض کردند
و پايين درست کار ميکرد

00:27:38.862 --> 00:27:41.661
اما تا اينکه از اون سوراخ
رد ميشد ، دوباره از کار ميافتاد

00:27:41.662 --> 00:27:43.636
اما نميتونستم بازم هيچ
چيزي را فيلم برداري کنم!

00:27:43.637 --> 00:27:45.104
فکر ميکردم ،چطور اينطوري ميشه

00:27:45.105 --> 00:27:49.065
باتريش نو بود؟
آره

00:27:52.074 --> 00:27:53.241
گرفتمش

00:27:53.242 --> 00:27:54.876
پيداش کردي؟
آره

00:27:54.877 --> 00:27:59.934
اونا آخرش گوشه ي اتاق
شيرواني ، دوربين را پيدا کردن

00:27:59.935 --> 00:28:03.717
اون افتاده بود داخل يه جعبه ي کوچيک

00:28:03.718 --> 00:28:07.138
و لنزش هم درآمده بود

00:28:08.090 --> 00:28:09.290
لنز را اينجا پيداکردم

00:28:09.291 --> 00:28:13.551
لنز را پشت در پيدا کرديم

00:28:16.472 --> 00:28:19.475
خوب حالا چکار کنيم؟
خوب ما اينا را به آزمايشگاه ميبريم

00:28:19.476 --> 00:28:22.176
ما....

00:28:25.193 --> 00:28:31.093
يکدفعه ،انگار يکي داره بالا سرمون قدم ميزنه

00:28:33.084 --> 00:28:36.083
ميدونستم که ما بالا بوديم
دوستم هم بالا بود

00:28:36.084 --> 00:28:41.184
و ميدونستيم که ديگه کسي اون بالا نيست

00:28:48.818 --> 00:28:50.247
آيا نوار را برداشتي

00:28:50.248 --> 00:28:51.667
آره

00:28:51.668 --> 00:28:55.079
ما مصاحبه ي آخري هم با جک گرفتيم

00:28:55.080 --> 00:28:56.437
بايد برم

00:28:56.438 --> 00:29:00.441
اونجا خيلي ترسناک شده بود

00:29:00.442 --> 00:29:03.945
يادمه که به دوستم گفتم:ما
بهتره از اينجا بريم بيرون

00:29:03.946 --> 00:29:07.381
اصلا باورم نميشد که اونا
دارن آماده ميشن تا از خونه برن

00:29:07.382 --> 00:29:09.150
خوب شما ميخواهيد منو اينجا تنها بزاريد

00:29:09.151 --> 00:29:10.512
با عرض معذرت خانوم

00:29:10.513 --> 00:29:13.114
اونا ميخواستن اثبات کنن که
يه چيزي تو اون خونه هست

00:29:13.115 --> 00:29:16.950
و بعدش ميخواستن که برن؟
اونا دستپاچه شده بودن و ميرفتن

00:29:16.951 --> 00:29:18.170
صبرکنيد!
خيلي ممنون

00:29:18.171 --> 00:29:20.442
ما برميگرديم
چيزي نيست که بخواي نگرانش باشي

00:29:20.443 --> 00:29:25.243
شروع کردم به پرسيدن از خودم
که چرا اصلا بهشون زنگ زدم!!!

00:29:40.474 --> 00:29:44.670
رفتيم به آپارتمان و فيلم ها را نگاه ميکرديم

00:29:44.671 --> 00:29:46.635
گوش کن شنيدي؟
<b><font color=#FFFF00>فيلم واقعي گرفته شده</c></b>

00:29:46.636 --> 00:29:48.510
يه چيزي اون بالا داره جلو و عقب راه ميره.

00:29:48.511 --> 00:29:50.832
قطعا داره راه ميره

00:29:50.833 --> 00:29:53.012
ساکت،همه شششششششششش ساکت

00:29:53.013 --> 00:29:55.744
[Footsteps thunking]

00:29:55.745 --> 00:29:57.290
شگفت انگيز بود

00:29:57.291 --> 00:30:01.735
بالاسرمون صداي پا ميومد

00:30:06.041 --> 00:30:08.921
[Footsteps thunking]

00:30:09.305 --> 00:30:13.580
در حد مرگ ترسيده بودم از چيزي که ميديدم

00:30:13.581 --> 00:30:17.421
ساکت،همه شششششششششش ساکت
<b><font color=#FFFF00>فيلم واقعي</c></b>

00:30:23.689 --> 00:30:26.032
آخرين شب موندم خونه

00:30:26.033 --> 00:30:30.374
روي کاناپه داشتم تلويزيون نگاه
ميکردم و بچه هام هم کنارم بودند

00:30:35.950 --> 00:30:39.010
[Chiming and whirring]

00:30:39.707 --> 00:30:42.070
صدا ها از اتاق بچه ها ميومد و به نظر ميرسيد

00:30:42.071 --> 00:30:47.711
که يه چيزي داري با اسباب
بازي بچه ها بازي ميکنه

00:30:50.152 --> 00:30:53.632
[Chiming and whirring stops]

00:30:54.189 --> 00:31:00.089
يه توپ ساحلي از اتاق افتاد
بيرون مثل اينکه يه نفر پرتش کنه

00:31:01.975 --> 00:31:07.375
ميدونستم که اونشب قرار نيست بخوابم

00:31:07.769 --> 00:31:10.346
چشمهام را براي چند
دقيقه بستم ،نه اينکه بخوابم

00:31:10.347 --> 00:31:12.570
فقط واسه اينکه چشمهام استراحت کنن

00:31:12.571 --> 00:31:15.691
[Bead curtain rattling]

00:31:22.393 --> 00:31:24.973
[Clock ticking]

00:31:27.434 --> 00:31:29.790
يه چيزي منو نگه داشته بود

00:31:29.791 --> 00:31:32.731
نميتونستم نفس بکشم

00:31:33.462 --> 00:31:37.602
سعي ميکردم بلند بشم، اما نميتونستم

00:31:37.627 --> 00:31:41.107
فکر کردم که دارم ميميرم

00:31:50.473 --> 00:31:54.133
يه چيزي منو نگه داشته بود

00:31:54.194 --> 00:31:56.378
نميتونستم نفس بکشم

00:31:56.379 --> 00:32:00.316
سعي ميکردم بلند بشم، اما نميتونستم

00:32:00.317 --> 00:32:04.997
فکر کردم ،"اوه ،خداي من، بچه هام"

00:32:09.193 --> 00:32:10.230
بعدش ولم کرد

00:32:10.231 --> 00:32:12.391
[Gasping]

00:32:13.864 --> 00:32:16.024
[Panting]

00:32:16.766 --> 00:32:19.406
[Eerie whisping]

00:32:20.139 --> 00:32:22.239
جکـــــــــــــــــــــي

00:32:24.282 --> 00:32:26.565
چوب بيس بال داشتم

00:32:26.566 --> 00:32:28.800
يه چيزي کنارم بشکن زد

00:32:28.801 --> 00:32:31.393
چوب را برداشتم و گفتم دارمش

00:32:31.394 --> 00:32:33.974
"به اندازه کافي کشيدم"

00:32:46.626 --> 00:32:49.491
انتظار اينو داشتم که خودشو

00:32:49.492 --> 00:32:53.092
تو هر چرخشي که ميکنم نشون بده

00:32:54.288 --> 00:33:05.288
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:33:05.312 --> 00:33:07.532
[Creaking]

00:33:10.936 --> 00:33:15.758
متوجه شدم که اون پيرمرد
تو اتاق زيرشيرواني است.

00:33:15.759 --> 00:33:18.699
اونجا جاي اون بود

00:33:20.035 --> 00:33:23.500
ميخواستم به خاطر خونه اي که
پول داده بودم واسه اجاره اش بجنگم

00:33:23.501 --> 00:33:28.614
فقط ميخواستم خودمو بچه هام
تو اون خونه باشيم نه چيز ديگه

00:33:28.615 --> 00:33:32.395
اين دلايل بود که منو شير کرد

00:33:32.554 --> 00:33:35.038
اگرچه فکر ميکردم که کار زيرکانه اي هم نيست

00:33:35.039 --> 00:33:39.359
فقط به خاطر چيزي که مال خودم بود ميجنگيدم

00:33:41.044 --> 00:33:46.624
اون اولين بارم بود که
ميرفتم تو اتاق زير شيرواني

00:33:46.920 --> 00:33:49.080
[Panting]

00:33:56.544 --> 00:33:59.124
[Wood creaking]

00:34:01.759 --> 00:34:03.835
زودباش خودتو نشون بده

00:34:03.836 --> 00:34:05.704
من اون را به ميارزه و رقابت دعوت ميکردم

00:34:05.705 --> 00:34:06.805
زودباش

00:34:06.806 --> 00:34:10.463
حداقل به حاي اينکه تو خواب بخوايي خفم کني
بيا باهام مبارزه کن

00:34:10.464 --> 00:34:13.044
کجايي پس؟

00:34:15.963 --> 00:34:18.123
زودباش بيا

00:34:18.812 --> 00:34:21.392
[Wood creaking]

00:34:29.244 --> 00:34:30.250
[Shrieks]

00:34:30.251 --> 00:34:33.311
افتادم روي زمين

00:34:37.894 --> 00:34:43.474
بچه ها را گرفتم و از خونه اومدم بيرون

00:34:45.041 --> 00:34:47.279
نگران اين بودم که نتونم
از بچه هام محافظت کنم

00:34:47.280 --> 00:34:53.180
نگران اين بودم که اتفاقي برام
بيافته و اونا(بچه ها) منو مرده پيدا کنن

00:34:54.790 --> 00:34:58.257
يا من اونا را مرده پيدا کنم

00:34:58.258 --> 00:34:59.925
[Phone beeping]

00:34:59.926 --> 00:35:02.506
[Line trilling]

00:35:03.675 --> 00:35:05.005
[Phone ringing]

00:35:05.006 --> 00:35:06.190
[Machine beeps]

00:35:06.191 --> 00:35:08.220
ما نيستيم ،پيام بزاريد

00:35:08.221 --> 00:35:10.725
بري ، جکي هستم

00:35:10.726 --> 00:35:11.737
جکي؟

00:35:11.738 --> 00:35:14.533
يکدفعه جکي به پيغام گيرم زنگ زد

00:35:14.534 --> 00:35:15.808
جکي ،خودتي؟

00:35:15.809 --> 00:35:17.457
تورو خدا بايد بيايي کمکم

00:35:17.458 --> 00:35:19.178
کاملا وحشت کرده بود

00:35:19.179 --> 00:35:21.415
تورو خدا همين الان بايد بيايي
يه چيزي تو خونه ام هست

00:35:21.416 --> 00:35:25.717
همينطوري که داشت حرف ميزد
،يکدفعه گريه اش گرفت و تلفن را قطع شد

00:35:25.718 --> 00:35:27.683
يکدفعه خط تلفن قطع شد

00:35:27.684 --> 00:35:29.021
[Dial tone humming]

00:35:29.022 --> 00:35:30.024
جکي؟

00:35:30.025 --> 00:35:31.629
ما هي ميگفتيم،جکي ؟
هنوز پشت خط هستي؟

00:35:31.630 --> 00:35:35.204
ميدونيد ،ما نميدونستيم که چه اتفاقي
افتاده چون اون ديگه پشت خط نبود

00:35:35.205 --> 00:35:41.105
ما نگرانش شده بوديم ،و تصميم
گرفتيم که بريم اونجا و يه نگاهي بندازيم

00:35:44.535 --> 00:35:48.538
من فکر ميکردم که اونا اومدن منو از اونجا
ببرن،خوب آماده شده بودم که باهاشون برم

00:35:48.539 --> 00:35:50.108
توروخدا اونجا...
نه،اونجا يه چيزي هست

00:35:50.109 --> 00:35:52.010
توروخدا بايد همين الان بريم
باشه فقط آروم باش

00:35:52.011 --> 00:35:54.503
اونا همه چيزشون از جمله دوربين
و بقيه چيزهاشون را آوردن بيرون

00:35:54.504 --> 00:36:00.404
و رفتن تو خونه،منم با خودم فکر ميکردم
اونا دارن چکار ميکنن

00:36:00.600 --> 00:36:02.704
هممون کنجکاو بوديم
ميخواستيم بدونيم که آيا

00:36:02.705 --> 00:36:07.625
تو اون شب واقعا چيزي تو اون خونه بود

00:36:09.409 --> 00:36:14.300
واسه من زندگيم بود و واسه اونا
فيلم ساختن بود

00:36:14.301 --> 00:36:16.602
چيزي نميشنوم

00:36:16.603 --> 00:36:20.929
وقتي رفتيم تو خونه هيچ
نشونه اي از هيچ چيز نبود

00:36:20.930 --> 00:36:22.974
ميخوايي بري بالا و اتاق
زير شيرواني رو نگاه کنيم

00:36:22.975 --> 00:36:24.604
شيرواني؟

00:36:24.605 --> 00:36:26.525
آره

00:36:27.560 --> 00:36:29.188
اون عکاس که

00:36:29.189 --> 00:36:31.245
يه حادثه واسه دوربين
اون بالا اتفاق افتاده بود

00:36:31.246 --> 00:36:35.006
تصميم گرفت که دوباره بره اون بالا

00:36:35.007 --> 00:36:36.700
عکاس يه چراغ قوه هم داشت

00:36:36.701 --> 00:36:41.621
بري يه دوربين اينستاماتيک کوچيک بهم داد

00:36:43.440 --> 00:36:45.426
و من فکر ميکنم اولش که اونا رفتن بالا

00:36:45.427 --> 00:36:51.307
اصلا انتظار چيزي را نداشتن
چون پايين خيلي آروم بود

00:36:55.475 --> 00:36:59.075
اون بالا تاريکي مطلق بود

00:37:06.730 --> 00:37:11.323
قطعا اونچا چيزي وجود نداشت
تو شيرواني چيزي نبود

00:37:11.324 --> 00:37:14.744
اون بالا چه خبره؟

00:37:22.475 --> 00:37:25.235
[Fingers snapping]

00:37:33.971 --> 00:37:37.307
صداي بشکن ميومدمثل اينکه يه
نفر داره با انگشتش بشکن ميزنه

00:37:37.308 --> 00:37:40.788
درست مثل اين ، سه دفعه

00:37:41.061 --> 00:37:44.542
يه حسي مثل اينکه يه نفر نگاهت
مبکنه و داره بهت مغلوب ميشه

00:37:44.543 --> 00:37:46.960
و اون حس داشت فوي تر ميشد

00:37:46.961 --> 00:37:48.643
يه اتفاقي ميخواست بيافته، من ميدونستم

00:37:48.644 --> 00:37:50.592
بياييد پايين
اونا بايد همين الان بيان پايين

00:37:50.593 --> 00:37:54.384
وحشت کردم؛داد ميزدم توروخدا بياييد پايين

00:37:54.385 --> 00:37:57.099
فکر ميکنم شما بهتره بياييد پايين
اونا پروع کردن به داد و فرياد کردن

00:37:57.100 --> 00:37:59.242
بياييد پايين،همين الان بياييد پايين
اونجا خونه ي شيطان بود

00:37:59.243 --> 00:38:00.477
بچه ها بايد الان بياييد پايين

00:38:00.478 --> 00:38:03.029
بايد بياييد پايين ،زودباشيد بياييد پايين
يه اتفاقي ميخواد بيافته

00:38:03.030 --> 00:38:04.797
بچه ها بايد بياييد پايين
بياييد پايين

00:38:04.798 --> 00:38:07.391
عکاس دقيقا پشت سرم بود

00:38:07.392 --> 00:38:08.914
و من داشتم پايين را نگاه ميکردم

00:38:08.915 --> 00:38:11.154
چه خبره؟
جدي ميگم ،بچه ها شوخي نميکنم

00:38:11.155 --> 00:38:15.747
سريع بيايي دپايين
ما بايد از اينجا بريم بيرون؟

00:38:15.748 --> 00:38:20.428
مثل اين بود که اون رفت رو هوا

00:38:22.179 --> 00:38:24.819
بچه ها حالتون خوبه؟

00:38:25.532 --> 00:38:29.312
هيچ جوابي ازش نميشنيدم

00:38:29.313 --> 00:38:33.516
اون ده يا 15 پا فاصله داشت

00:38:33.517 --> 00:38:36.370
ميتونم بگم که اون انگار اونجا نبود

00:38:36.371 --> 00:38:41.825
خيلي عجيب بود؟
مثل اين بود بگي که چرا اون اين کار را ميکنه

00:38:41.826 --> 00:38:47.726
تنها چيزي که اون موقع داشتم
،تنها فلش دوربين کوچيکم بودم

00:38:47.926 --> 00:38:48.926
<font color=#FFFF00>عکس واقعي</c>

00:38:49.026 --> 00:38:50.791
اون بسته شده بود بالاي شيرواني

00:38:50.792 --> 00:38:52.461
سرش هم در جهت ديگه بسته شده بود

00:38:52.462 --> 00:38:57.622
چون اون بالا داخل سقف بود

00:38:57.719 --> 00:38:59.751
اصلا هيچ چيزي درمورد صورتش نميشه گفت

00:38:59.752 --> 00:39:05.212
مثل...مثل اينکه چشماش
باز بود، اما اصلا اونجا نبود

00:39:05.282 --> 00:39:10.635
خيلي مبهم اون گفت
يه چيزي روي گردنمه

00:39:10.636 --> 00:39:13.336
يه طناب بود

00:39:13.790 --> 00:39:15.422
هيچ راهي نداشت که اون
خودش اون کار را کرده باشه

00:39:15.423 --> 00:39:17.302
منظورم اينه که اصلا تو
اون زمان کم امکان پذيرنبود

00:39:17.303 --> 00:39:21.143
بچه ها اون بالا چه خبره؟

00:39:24.928 --> 00:39:26.035
اون کاملا وحشت کرده بود

00:39:26.036 --> 00:39:28.151
[Choking]

00:39:28.152 --> 00:39:29.450
چي شده؟

00:39:29.451 --> 00:39:31.935
اون هنوزم طناب دور گردنش بود

00:39:31.936 --> 00:39:34.414
و گردنش ورم کرده بود و قرمز شده بود

00:39:34.415 --> 00:39:36.875
[Coughing and sputtering]

00:39:36.876 --> 00:39:38.442
اون اصلا هيچ عکس العملي نشون نميداد
واسه اتفاقي که براش افتاده

00:39:38.443 --> 00:39:40.351
مثل اين بود  اصلا نميدونه که چي شده!!

00:39:40.352 --> 00:39:42.606
مثل اينکه اون لحظه حافظه اش کار نميکرده

00:39:42.607 --> 00:39:44.572
بايد از اينجا بريم
خواهش ميکنم بريم

00:39:44.573 --> 00:39:47.017
اون لحظه من فقط ميخواستم
که از اون خونه سريع بريم

00:39:47.018 --> 00:39:50.892
بايد بريم ،ميشه اونم بقل کني لطفا؟

00:39:50.893 --> 00:39:55.873
اون آخرين شبي بود که من تو اون خونه موندم

00:40:01.773 --> 00:40:06.073
<font color=#FFFF00> <b>فيلم هاي واقعي گرفته شده توسط بري </b></c>

00:40:06.077 --> 00:40:07.935
تا الان

00:40:07.936 --> 00:40:12.681
مبهم بود برام که تو
اون خونه چه اتفاقي افتاد

00:40:12.682 --> 00:40:18.582
من باور دارم که ما با يه
چيزي واقعي روبرو بوديم

00:40:19.576 --> 00:40:22.656
اصلا فکرش را نميکردم که تجربه
ي همچين چيزي را داشته باشم،نه

00:40:22.657 --> 00:40:25.481
ساکت ،شييييششش ،ساکت
<font color=#FFFF00>فيلم واقعي</c>

00:40:25.681 --> 00:40:29.681
<font color=#FFFF00>فيلم واقعي</c>

00:40:30.287 --> 00:40:34.199
نميخوام بهتون بگم که من
الان به روح اعتقاد دارم

00:40:34.200 --> 00:40:40.100
اما ذهنم باز شد که امکان وجودش هست

00:40:40.124 --> 00:41:00.124
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.