﻿WEBVTT

00:00:06.434 --> 00:00:09.669
اگه جايي باشه که توش فعاليت
هاي ماورا طبيعت اتفاق ميافته

00:00:09.670 --> 00:00:13.270
اونجا مزرعه فاکس هالو ميتونه باشه

00:00:14.274 --> 00:00:18.249
اگه محققان درست بگن،هربرت
باوميستر، تاجر شهرستان هميلتون

00:00:18.250 --> 00:00:23.473
يه قاتل سريالي بود
من بدجور ديرباور هستم

00:00:24.756 --> 00:00:28.745
اما حسي بود که انگار
کسي اونجا بود کسي را ديدم

00:00:28.746 --> 00:00:34.923
چيزهايي اتفاق ميافتاد که
نميتونم توضييح بدم کي اونجاست؟

00:00:37.266 --> 00:00:43.624
حسي داشتم که بايد فرار کنم
براي زندگيم داشتم مي دويدم

00:00:43.625 --> 00:00:50.681
ترس واقعي وحشت
واقعي در حد مرگ ترسيدم

00:01:04.346 --> 00:01:22.460
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:23.100 --> 00:01:26.813
تو سال 2006 ،تصميم گرفتيم
که به فضاي بيشتري نياز داريم

00:01:26.814 --> 00:01:28.582
سلام ،اينجا به خاطر
مزرعه ي فوکس هالو اومديد

00:01:28.583 --> 00:01:31.248
اه،آره راب گريو هستم هرکسي
از معامله ي خوب خوشش مياد

00:01:31.249 --> 00:01:34.334
و به طور ظاهري
يه معامله ي خوبي بود

00:01:34.335 --> 00:01:37.995
و اون يه دزدي بود،درواقع

00:01:48.985 --> 00:01:54.868
من واقعا ميخواستم از زندگي
شهري و داشتن همسايه هاي نزديک

00:01:54.869 --> 00:01:57.265
به جايي که فقط خودمون
ميتونيم باشيم تغيير مکان بدم

00:01:57.266 --> 00:02:01.035
خداي من،آيا اون خونه است؟

00:02:01.036 --> 00:02:05.039
اولين باري که خونه را
ديديم ،خيلي تاثير گذار بود

00:02:05.040 --> 00:02:13.263
طريقي که خونه نشون ميداد
و معمارييش واقعا،...زيبا بود

00:02:19.722 --> 00:02:22.676
و اينجا هم يه اتاق با
مساحت 800 فوت مربع داريم

00:02:22.677 --> 00:02:26.728
بهترين جا براي سرگرم کردن مهموناتون

00:02:28.063 --> 00:02:30.717
نفس گير بود

00:02:30.718 --> 00:02:34.286
ميرفتي تو خونه ،قدم ميزدي
،ميرفتي تو اتاق ناهار خوري و

00:02:34.287 --> 00:02:35.941
دلت ميخواست که بموني

00:02:35.942 --> 00:02:39.073
يکي ديگه از ويژگي هايي که خونه داشت
داشتن استخر بود

00:02:39.074 --> 00:02:41.943
يه استخر بزرگ ،به اندازه ي 18در36 فوت

00:02:41.944 --> 00:02:44.570
داشتم فکر ميکردم ،که واي
باورم نميشه که ميتونم يه خونه

00:02:44.571 --> 00:02:47.109
بخرم که در واقع تو زيرزمينش هم استخر داره

00:02:47.110 --> 00:02:48.883
مثل اين بودکه بگي
وووي چقدر باحاله اون؟

00:02:48.884 --> 00:02:54.224
خوب دنبالم بيايي تا بقيه را نشونتون بدم

00:02:55.691 --> 00:02:58.526
مزرعه فاکس هالو يه خونه زيباييه

00:02:58.527 --> 00:03:01.128
جايي که قرار داره هم خيلي عاليه

00:03:01.129 --> 00:03:05.600
اين يه ويژگي مطلوب بود
،اما کسي اونجا زندگي نميکرد

00:03:05.601 --> 00:03:11.241
و تو از خودت هي ميپرسي ،
چه خبره اينجا؟

00:03:44.973 --> 00:03:50.571
به فکر رسيد که اين ممکنه
همون خونه اي باشه که

00:03:50.572 --> 00:03:55.081
چند وقت پيش تو روزنامه
هاي محلي درموردش شنيدم

00:03:55.082 --> 00:03:57.418
اوه ،اين مکان...

00:03:57.419 --> 00:04:02.390
خوب از دلال ملکي پرسيدم که اينجا همون
خونه ي هرب باوميستر هست

00:04:02.391 --> 00:04:07.671
اون گفت آره،و به خاطر
همينه که اين خونه ارزونه

00:04:09.498 --> 00:04:13.635
سالها طول کشيد تا رازش گشوده بشه
و محققان ميگويند که حالا ميدانيم

00:04:13.636 --> 00:04:18.196
که نه مرد جوان کشته شده
که سنشون بين 16 تا 30 هست

00:04:19.074 --> 00:04:24.178
يه گروه کوچک محققان مزرعه
ي فاکس هالو را پوشش داده بودند

00:04:24.179 --> 00:04:30.079
بعد از اينکه بقاياي بدن هفت مرد را
از زير درخت بيرون کشيدند

00:04:30.285 --> 00:04:34.989
همه بر اين باورند که يه
نفر اين جنايات را انجام داده

00:04:34.990 --> 00:04:38.998
و اون يه نفر... هرب باميستر

00:04:40.829 --> 00:04:45.037
ميخوايي بريم حياط
را ببينيم؟ آره ،حتما

00:04:51.273 --> 00:04:53.481
اين خونه ي هرب باميستر ـه

00:04:53.482 --> 00:04:56.578
من و ويکي براي چند لحظه با هم صحبت کرديم

00:04:56.579 --> 00:04:59.480
بهش گفتم ،ميتوني اينحا زندگي کني ؟
ممکن اين موضوع اذيتت کنه؟

00:04:59.481 --> 00:05:03.801
و در ابتدا ،گفت که نميدونم

00:05:04.202 --> 00:05:11.851
ميبيني اونجا يه خونه بالاي
انبار هم هست واقعا بزرگه

00:05:13.062 --> 00:05:18.962
من يه دانشمند آزمايشگاه پزشکي هستم،خوب
تو کل حرفه ي کاريم تو بيمارستان بودم

00:05:20.168 --> 00:05:24.911
مرگ و مردن قسمتي از زندگي ـه
بخشي از زندگي ـه

00:05:24.912 --> 00:05:28.980
اما وقتي که ميري داخل خونه
اي که ميدوني مردم اونجا مردند

00:05:28.981 --> 00:05:32.821
يه جورايي احساس متفاوتي ميکني

00:05:43.439 --> 00:05:49.604
عزيزم؟ اوه ببخشيد،وووه
خيلي تاريکه نه؟زودباش بيا

00:05:54.635 --> 00:05:57.739
من و راب درمورد اثراتش
روي خانواده حرف ميزديم

00:05:57.740 --> 00:06:01.843
براي زندگي کردن تو خونه اي که،ميدونيد،
زماني متعلق به يه قاتل سريالي بوده

00:06:01.844 --> 00:06:05.179
خيلي از مردم تو خونه هايي زندگي ميکنن
که آدم هايي تو اون خونه ها مردن

00:06:05.180 --> 00:06:07.348
و وقتي که خونه را ميخرن شايد حتي اينو ندونن

00:06:07.349 --> 00:06:12.329
ميدونيد،ما اينو ميدونستيم
که وارد اين قضايا شديم

00:06:22.631 --> 00:06:27.207
پسرااا بياييد شام اومديم

00:06:39.610 --> 00:06:43.117
دوتا پسر نوجون دارم که
دوست دارن از استخر استفاده کنن

00:06:43.118 --> 00:06:45.427
خيلي ماسه بود که رد گيري شده بود

00:06:45.428 --> 00:06:50.228
و فکر کردم که بايد تميزش کنم

00:06:54.229 --> 00:06:58.429
من شروع کردم به جارو کردن ماسه ها

00:07:01.436 --> 00:07:05.773
يک دفعه جاروبرقي خاموش
شد با خودم گفتم اه کشيدم

00:07:05.774 --> 00:07:14.559
ميدونيد از سيم رابط کشيده
بودمش خوب دوباره وصلش کردم

00:07:27.462 --> 00:07:34.471
و جارو برقي دوباره خاموش
شد خوب ايستادم و نگاه کردم

00:07:35.666 --> 00:07:39.573
وکابل کشيده شده بود بيرون
و اون 12 اينچ اونورتر بود

00:07:39.574 --> 00:07:43.294
و اونا دقيقا هومنجا افتاده بودند

00:07:45.080 --> 00:07:48.129
و با خودم فکر ميکردم که
اين واقعا عجيبه

00:07:48.130 --> 00:07:52.870
چون ميدونستم که من کابل را اونور نداختم

00:08:20.352 --> 00:08:24.455
اون يه جورايي..... يکدفعه منو ترسوند

00:08:24.456 --> 00:08:29.556
مو هاي پشت گردنم سيخ شد

00:08:30.195 --> 00:08:35.916
قطعا يه حضور ناآرام اونجا بود

00:08:37.570 --> 00:08:39.669
احساس ميکردم که کسي اونجاست

00:08:39.670 --> 00:08:44.650
و احساس که انگار کسي نميخواد من اونجا باشم

00:08:48.513 --> 00:08:54.413
من تو نمايندگي فروش ماشين کار
ميکردم و جو هم اومده بود که با ما کار کنه

00:08:55.721 --> 00:08:57.879
من راب را تو نمايندگي فروش
ماشين جايي که کار ميکرديم، ديدم

00:08:57.880 --> 00:09:03.427
و من و اون با هم دوستهاي
خوبي بوديم اون هميشه دير ميومد

00:09:03.428 --> 00:09:06.464
اون نميتونست به موقع سر کار بياد
ومن ازش ميپرسيدم چرا؟

00:09:06.465 --> 00:09:10.534
ببخشيد مشکل چيه؟
ترافيک ديوونه کننده

00:09:10.535 --> 00:09:13.524
خيلي وقتم را گرفته بود که بتونم يه
کار جديد تو جايي که زندگي ميکنم پيدا کنم

00:09:13.525 --> 00:09:15.084
55 دقيقه فاصله ي خونه تا محل کار بود

00:09:15.085 --> 00:09:18.009
خوب من تصميم گرفتم که يه آپارتمان جديد
تو قسمت شمالي شهر پيدا کنم

00:09:19.311 --> 00:09:22.179
من يه راه حل بهش پيشنهاد دادم

00:09:22.180 --> 00:09:25.984
بهش گفتم که ما يه آپارتمان تو خونه
داريم که کسي ازش استفاده نميکنه

00:09:25.985 --> 00:09:29.220
خوب چرا نميايي يه نگاهي
بهش بندازي؟ واقعا؟ آره ،واقعا

00:09:29.221 --> 00:09:31.952
راب به من به ظور خلاصه
درباره ي تاريخچه خونه گفت

00:09:31.953 --> 00:09:35.192
اون چيزي را ا من مخفي نکرد ،اما
چيز زيادي هم ازش نگفت

00:09:35.193 --> 00:09:37.599
اما خيلي هم رو من اثر نذاشت

00:09:37.600 --> 00:09:40.356
همه چيزهايي که تو اون زمان قتل اونجا بودند

00:09:40.357 --> 00:09:42.566
همهشون ،از اون به بعد
بينهاد باعث افسردگي شده

00:09:42.567 --> 00:09:47.247
و مثل اين ميمونه که همه ي
چيزهاي بد از بين رفته و تموم شده

00:09:48.774 --> 00:09:52.416
روزي که اثاث کشي کردم

00:09:52.417 --> 00:09:56.480
و ما همه ي وسايل را از ماشين باري به
ساختمان برديم و جعبه ها را پايين گذاشتيم

00:09:58.550 --> 00:10:00.159
فکر کردم که يه جاي زيابيي ـه

00:10:00.160 --> 00:10:04.275
و فکر کردم که اونجا جايي
مناسبي براي من و سگم فِرد هست

00:10:09.762 --> 00:10:12.229
تموم شد؟
آره تموم شد

00:10:12.230 --> 00:10:15.466
سرانجام ما همه چيز را آورديم داخل و منم
خيالم راحت شد

00:10:15.467 --> 00:10:18.269
باشه،بعدا ميبينمت
باشه ، متشکرم ، باب

00:10:18.270 --> 00:10:23.608
خيلي خسته بودم و ...
دراز کشيدم و خوابم برد

00:10:23.609 --> 00:10:26.549
بدجور خسته بودم

00:10:31.104 --> 00:10:37.004
بيشتر خوابه هام را معمولا يادم نمياد
اما اين يکي را يادمه

00:10:37.491 --> 00:10:41.031
حس فرار داشتم

00:10:41.525 --> 00:10:44.595
يه حسي داشتم که انگار
يه چيزي داره دنبالم ميکنه

00:10:44.596 --> 00:10:47.598
از يه چيز بد داشتم فرار ميکردم

00:10:47.599 --> 00:10:51.079
به خاطر زندگيم داشتم فرار ميکردم

00:11:11.656 --> 00:11:19.407
فرار کن بلند شدم تا فرار
کنم خوردم به چهارچوب در

00:11:21.499 --> 00:11:28.336
فقط صورتم را حس کردم و
بعد با درد زيادي افتادم زمين

00:11:30.843 --> 00:11:36.743
همه جا پر از خورده شيشه بود
و تو دستم هم رفته بود

00:11:48.593 --> 00:11:50.862
نميدونم ازچي داشتم فرار ميکردم

00:11:50.863 --> 00:11:55.503
اما يه حسي داشتم که بايد
سريع از اونجا خارج بشم

00:11:57.992 --> 00:11:59.852
راب؟

00:12:00.496 --> 00:12:03.136
راب،من اومدم

00:12:08.901 --> 00:12:10.761
راب؟

00:12:19.512 --> 00:12:21.695
سلام
تو منو بدجور ترسوندي

00:12:21.696 --> 00:12:26.294
من روي نردبان بودم و رنگ ميکردم
و ويکي هم از سرکار اومده بود و..

00:12:26.295 --> 00:12:30.217
من فکر ميکردم که اون تحت تاثير
رنگ زيادي که کرده بودم قرار گرفته

00:12:30.218 --> 00:12:35.438
داشتم به کاري که اون کرده بود نگاه ميکردم و

00:12:36.310 --> 00:12:40.150
يه چيزي توجهمو جلب کرد

00:12:48.024 --> 00:12:51.452
ديدم يه نفر اونجا وايستاده

00:12:51.453 --> 00:12:53.790
متوجه شدم که اون يه تي شرت قرمز پوشيده

00:12:53.791 --> 00:12:58.711
و فکر کردم که خوب اين ميتونه
يه نفر باشه که به حريم ما تجاوز کرده

00:12:59.327 --> 00:13:04.907
پشتش به من بود و اون آروم  قدم زد و دور شد

00:13:06.346 --> 00:13:12.671
و بعد من متوجه شدم
... نميتونستم پاهاشو ببينم

00:13:16.918 --> 00:13:20.520
و يکدفعه اون توي درختها ناپديد شد

00:13:20.521 --> 00:13:25.848
قلبم تند تند داشت ميزد چون
من فکر ميکردم اوه ،خداي من

00:13:25.849 --> 00:13:33.877
اون شخص همين الان ناپديد شد
دقيقا جلوي چشمهاي من ويکي؟

00:13:33.878 --> 00:13:38.298
چي شده؟ يکي را ديدم

00:13:38.371 --> 00:13:43.314
اولين چيزي که به ذهنم رسيد اين بود که اون شايد
يکي از کسايي هست که دوستداره قاتل سريالي را ببينه

00:13:43.315 --> 00:13:46.226
متاسفانه ،يکي از خطرات زندگي در جايي

00:13:46.227 --> 00:13:50.067
که ميدونيد،يه قاتل
سريالي زندگي ميکرده،همينه

00:13:50.631 --> 00:13:53.199
ما رفتيم به نقطه اي که اون ناپديد شد

00:13:53.200 --> 00:13:58.064
و منم داشتم از پشت سر راب نگاه ميکردم

00:13:58.065 --> 00:14:02.366
اونجا چيزي نبود،کاملا هيچ چيز نبود

00:14:02.367 --> 00:14:06.327
هر چي که بود ،ديگه رفته

00:14:07.715 --> 00:14:10.392
همه ي اينا کاملا جز محدوده ي ناشناخته است

00:14:10.393 --> 00:14:12.953
من بدجور دير باور هستم،ميدونيد؟

00:14:12.954 --> 00:14:16.355
من دانشمندم
شما بايد به من اثبات کنيد

00:14:16.356 --> 00:14:20.736
اما من به شما تضمين ميکنم ، چيزي را که ديدم

00:14:28.535 --> 00:14:31.204
تقريبا براي يه هفته بود
که اونجا زندگي ميکردم

00:14:31.205 --> 00:14:33.772
و احتمالا ساعت 8:45 ،9:00 شب بود

00:14:33.773 --> 00:14:35.875
و داشتم چندتا ظرف را مي شستم

00:14:39.117 --> 00:14:42.889
يکدفعه صداي در را
شنيدم يه دقيقه صبر کن

00:14:42.890 --> 00:14:48.206
حوله را برداشتم و دستام
که خيس بود را خشک ميکردم

00:14:48.207 --> 00:14:52.650
همون موقع هم هي
در ميزدن الان ميام

00:14:54.484 --> 00:14:59.535
يه دقيقه آروم باش

00:15:01.602 --> 00:15:05.622
در را باز کردم،کاملا باز کردم

00:15:07.674 --> 00:15:12.021
کسي اونجا نبود سلام؟

00:15:12.595 --> 00:15:15.068
بيرون را نگاه کردم
،کسي را پايين پله ها نديدم

00:15:15.069 --> 00:15:19.363
و از بالکن هم نگاه کردم و کسي هم اونجا نبود

00:15:19.364 --> 00:15:24.404
نميدونم که چه کسي بود که به در ميزد

00:15:26.994 --> 00:15:33.529
يه جورايي خودم را جمع جور
کردم درواقع احساس راحتي نداشتم

00:15:33.530 --> 00:15:38.930
و احساس ميکردم که اونجا يه
چيزي هست داره من و نگاه ميکنه

00:15:39.039 --> 00:15:42.639
ولي نميتونستم چيزي ببينم

00:16:06.867 --> 00:16:11.787
ناگهان ،چيزي توجه منو جلب کرد

00:16:11.806 --> 00:16:16.126
شبيه يه چيز ابرمانند و سفيد بود

00:16:25.786 --> 00:16:29.806
خوب توي اتاق خواب را نگاه کردم

00:16:37.907 --> 00:16:40.487
چيزي نديدم

00:16:44.121 --> 00:16:47.901
تو هم چيزي ديدي ،پسر؟

00:16:54.042 --> 00:16:59.252
بعد چيزي که ويکي ديد
من نگران امنيت همه شدم

00:16:59.253 --> 00:17:03.821
خوب ما يه سيستم تلويزيون
مدار بسته راه اندازي کرديم

00:17:03.822 --> 00:17:07.426
ما دوربين ها را يکي روي انباري
و خونه هم يکي پشتش

00:17:07.427 --> 00:17:12.565
يکي جلوش و يکي هم جلو ي در
دوربين ها هم تمام وقت روشن بود

00:17:12.566 --> 00:17:17.966
و ما ميتونستيم از آشپزخانه بهشون نگاه کنيم

00:17:22.391 --> 00:17:26.680
بزن بريم ،فِردي بريم

00:17:28.565 --> 00:17:31.210
سه هفته بعد از اين که من رفتم تو اون خونه

00:17:31.211 --> 00:17:33.192
تو يه شب صاف و روشن،
چيزي که من تو شب انجام ميدادم

00:17:33.193 --> 00:17:39.093
سگم فرد را با خودم
ببرم و کنار جاده قدم بزنيم

00:17:44.545 --> 00:17:48.384
شنيدم که يه صدايي از تو درختها مياد

00:17:48.385 --> 00:17:53.378
فرد وايستاد و گوشاشو بالا آورد

00:17:53.379 --> 00:17:58.201
بهش نگاه کردم و اونم با عصبانيت پارس ميکرد

00:17:58.202 --> 00:18:04.133
فرد ،بيخيال ،رفيق
بيا،....بيا برگرديم

00:18:09.175 --> 00:18:12.010
و بعدش سگم سريعا شروع به دويدن کرد

00:18:12.011 --> 00:18:17.231
خوب من نگاه کردم تا ببينم
که سگم به چي نگاه ميکنه

00:18:21.172 --> 00:18:26.332
خوب من ديدم
من يه مرد ديدم،يه مرد با لباس قرمز

00:18:27.315 --> 00:18:28.134
فرد

00:18:28.135 --> 00:18:30.950
اون داشت به سمت درخت ا ميرفت
و به سمت دوتا از درخت ها رفت

00:18:30.951 --> 00:18:36.096
و خيلي آروم ناپديد شد فرد

00:18:44.030 --> 00:18:47.166
من ميترسيدم برم تو درختا
جايي که اون مرده فت

00:18:47.167 --> 00:18:49.972
فکر ميکردم که آيا اون يه آدم بديه يا...

00:18:49.973 --> 00:18:53.633
نميدونستم که به چي فکر کنم؟

00:18:54.937 --> 00:18:56.857
فرد؟

00:19:02.445 --> 00:19:06.165
زود باش ،پسر،بايد بريم خونه

00:19:14.156 --> 00:19:16.076
فرد؟

00:19:34.738 --> 00:19:39.722
و براي بار دوم اون مرد با لياس قرمز را ديدم

00:19:39.723 --> 00:19:43.323
دقيقا روبرو ي اون مرد بودم

00:20:02.490 --> 00:20:04.658
او...اون دقيقا يه جورايي اونجا وايستاده بود

00:20:04.659 --> 00:20:06.560
و بعدش چرخيد و رفت توي درختها

00:20:06.561 --> 00:20:08.890
يه جورايي بلند قدم برميدادشت،اينطوري
با يه هدف خاصي قدم برميداشت

00:20:08.891 --> 00:20:10.039
تي شرت قرمز
آره

00:20:10.040 --> 00:20:13.970
هرچيزي که جو توصيف ميکرد
دقيقا مثل آدمي بود که من ديدم

00:20:13.971 --> 00:20:15.535
اومد بالا تو اين درختها و
دقيقا اينجا

00:20:15.536 --> 00:20:20.685
اينجا جايي که اون،جاييه
که اون ناپديد شد

00:20:20.686 --> 00:20:26.086
ما متوجه شديم که ما دقيقا يه چيز را ديديم

00:20:27.915 --> 00:20:33.468
هيچ مدرکي نبود که کسي
اونجا بوده باشه و من فکر ميکردم

00:20:33.469 --> 00:20:36.229
باشه،ميدونيد....

00:20:37.576 --> 00:20:40.336
چه خبره اينجا؟

00:21:00.300 --> 00:21:11.625
بلبل جان .::
www.bolboljan.net ::. سلام؟

00:21:11.626 --> 00:21:15.695
با يه تکوني از خواب بيدار
شدم و صداي در را شنيدم

00:21:15.696 --> 00:21:18.516
راب،تويي؟

00:21:27.955 --> 00:21:32.044
کي اونجاست؟ ميگفتم
که چي ميخوايي؟

00:21:32.045 --> 00:21:39.312
و من هيچ صداي
پاسخي را نميشنيدم کيه؟

00:21:43.824 --> 00:21:51.280
اما اون فقط به در زدن
ادامه ميداد تق ،تق،تق

00:21:55.690 --> 00:21:58.510
کيه داره اينطوري ميکنه؟

00:21:58.673 --> 00:22:00.589
ميتونستي لرزش را احساس کني درواقع ميتونستي

00:22:00.590 --> 00:22:07.575
لرزش پنل هاي چوبي داخل در
را احساس کني کي اونجاست؟

00:22:08.657 --> 00:22:11.117
کيه؟

00:22:17.257 --> 00:22:20.497
کسي اونجا نبود

00:22:23.876 --> 00:22:28.376
اما درکوب در افقي وايساده بود

00:22:31.104 --> 00:22:34.720
و بعدش افتاد و براي آخرين بار ضربه زد

00:22:34.721 --> 00:22:39.633
و اون در حد مرگ منو
ترسوند کي اونجاست؟

00:22:46.512 --> 00:22:49.937
اطراف را نگاه کردم
همه ي چراعهاي خونه ي

00:22:49.938 --> 00:22:54.296
راب و ويکي خاموش بود
کسي اونجا بيدار نبود

00:22:54.297 --> 00:22:56.251
هيچ صداي پايي را نميشنيدم يا
صداي پاي دويدن

00:22:56.252 --> 00:22:59.080
که من ميتونستم بشنوم چون
اون شب شب ساکتي بود

00:22:59.081 --> 00:23:02.741
نميدونستم که به چي فکر کنم

00:23:57.491 --> 00:23:59.459
نميتونستم ببينم که اونجا چي هست

00:23:59.460 --> 00:24:04.860
فقط حسم يه جوري بود که
انگار کسي داره نگام ميکنه

00:24:09.169 --> 00:24:15.378
در رابستم زبانه ي در
را کشيدم هي هي فرد

00:24:15.379 --> 00:24:18.514
چيزي نيست،تو خوبي و بعدش
عجيب ترين چيز اتفاق افتاد

00:24:18.515 --> 00:24:22.895
سگم فرد ،شروع کرد  پارس کردن به من

00:24:26.757 --> 00:24:31.977
و من صداي چرخيدن دستگيره در را شنيدم

00:24:34.298 --> 00:24:39.218
همينطور که داشت ميچرخيد، ميشنيدي

00:24:41.320 --> 00:24:47.220
صداي آروم قيژ قيژ دستگيره
،که صداي ترسناکي توليد ميکرد

00:24:51.977 --> 00:24:56.436
و بعدش... وايساد

00:25:03.594 --> 00:25:06.395
در يکدفعه باز شد و به ديوار خورد

00:25:06.396 --> 00:25:11.556
و تيکه هاي چوب هم همه جاي خونه پخش شد

00:25:15.572 --> 00:25:18.032
کي اونجاست؟

00:25:20.911 --> 00:25:23.611
اون مرد را ديدم

00:25:29.419 --> 00:25:32.622
قيافشم کاملا وحشت زده بود

00:25:32.623 --> 00:25:34.596
ميتونستي بگي که اون داره
به خاطر زندگيش فرار ميکنه

00:25:34.597 --> 00:25:35.996
خيلي سخت نفس ميکشيد

00:25:35.997 --> 00:25:41.097
منظورم اينه که داشت سعي
ميکرد از دست يکي فرار کنه

00:25:41.597 --> 00:25:43.592
هرگز چيزي مثل اين را تو زندگيم نديدم

00:25:53.298 --> 00:25:57.034
واقعا فکر ميکنم که يکي از
قرباني هاي هرب باميستر را ديدم

00:25:57.035 --> 00:26:00.275
که واسه زندگيشون فرار ميکنن

00:26:01.895 --> 00:26:03.994
فکر ميکنم که قرباني را ديدم،چون اونا...

00:26:03.995 --> 00:26:06.896
اونا سعي ميکردند که توجه ما را جلب کنن تا
بهشون کمک کنيم تا آروم بگيرن

00:26:06.897 --> 00:26:08.599
اونا به دنبال کمک هاي ما بودند

00:26:08.600 --> 00:26:11.675
بيا به اين چيزهايي که
پيدا کردم نگاهي بندازيم

00:26:11.676 --> 00:26:14.206
اوليبن کسي هم که در واقع بهش گفتم ويکي بود

00:26:15.455 --> 00:26:19.083
ما شروع کرديم به تحقيق در مورد قرباني ها

00:26:19.084 --> 00:26:22.540
در مورد هر چيزي که تو خونه پيدا شده

00:26:22.541 --> 00:26:28.441
و ما بيشتر علاقه پيدا کرديم به تحقيقات

00:26:29.837 --> 00:26:32.676
ما با خبرگزاري محلي تماس گرفتيم
و ازشون چندتا فيلم گرفته شده از

00:26:32.677 --> 00:26:37.566
داستانهاي خبري که من يادم نمياد اونا
تو سال 1996 ديده باشم

00:26:37.567 --> 00:26:40.869
بدنها براي 16 ماه زيردرخت دفن بودند

00:26:40.870 --> 00:26:43.266
استخون ها تو ماه ژوئن 1996 پيدا شدند

00:26:43.267 --> 00:26:48.724
که شامل دي ان اي 11 قرباني
بودند فقط 8 تاشون شناسايي شدند

00:26:48.725 --> 00:26:50.977
ماموران تحقيات ميگن که همه ي اونا جوون

00:26:50.978 --> 00:26:53.425
سفيد پوست و با جامعه
همجنسگرايان در ارتباط بودند

00:26:53.426 --> 00:26:56.395
و يه منبع خبري به پليس
گفته که هرب باميستر....

00:26:56.396 --> 00:26:59.204
اونا عکسهايي از قربانيان نشون دادند

00:27:01.001 --> 00:27:07.105
و بعدش يه عکس يکدفعه
اومد بالا اوه خداي من

00:27:08.475 --> 00:27:10.009
همون مَرده بود ،نگهش دار

00:27:11.078 --> 00:27:14.465
کدوم مَرده؟ همون مَرده

00:27:15.819 --> 00:27:18.939
و بعدش متوجه شدم ...

00:27:23.590 --> 00:27:25.858
بعد متوجه شدم اون پسر
جوون که دويد تو خونه ي من

00:27:25.859 --> 00:27:29.696
خودش بود ، بدون
شک،خودشه واقعا؟ آره

00:27:29.697 --> 00:27:31.564
ويکي اون همون مردي ـه که من تو خونه ديدم

00:27:31.565 --> 00:27:33.178
اما ما نتونستيم به آخرش برسيم

00:27:33.179 --> 00:27:35.437
هنوز ممکن اطلاعاتي ديگه اي هم باشه ....

00:27:35.438 --> 00:27:41.198
که ميتونه ماموران
تحقيقات را به جلو پيش ببره

00:27:48.303 --> 00:27:52.845
پليس 5500 تا تيکه هاي استخون را پيدا کردند

00:27:52.846 --> 00:27:56.475
ما هممون ميدونيم که بازم
بيشتر از اين تعداد هست

00:27:56.476 --> 00:28:00.756
فرد،زودباش ،رفيق بزن بريم

00:28:03.330 --> 00:28:06.866
زندگي کردن جايي که ،تو درخت
ها ميايي و اطراف قدم ميزني

00:28:06.867 --> 00:28:12.739
و نزديک منطقه اي هستي
که استخوان ها را پيدا کردند

00:28:12.740 --> 00:28:18.640
نميتوني به هرب باميستر و قرباني ها فکر نکني

00:28:27.819 --> 00:28:29.624
مطمئن نيستم که چي باعث
شد که من به چپ نگاه کنم

00:28:29.625 --> 00:28:35.525
اما به طور اتفاقي اون سمت را
نگاه کردم و يه چيزي جلب توجه کرد

00:28:37.916 --> 00:28:43.816
دقيقا افتاده بود روي زمين
مثل اين بود که من بايد پيداش ميکردم

00:28:45.405 --> 00:28:51.165
و تو اون مورد ،من واقعا فکر
ميکنم که با عقل جور درمياد

00:28:52.266 --> 00:28:54.480
رستوران ايتاليايي جديد...
فکر ميکنم بهتره بچه ها هم ببريم

00:28:54.481 --> 00:28:56.548
اوه،باشه ميدوني؟ حتما

00:28:56.549 --> 00:28:59.919
شنبه شب بود و
من و ويکي داشتيم برميگشتيم خونه

00:28:59.920 --> 00:29:03.289
فکر ميکني اونا از غذاي ايتاليايي خوششون مياد،عزيزم؟
اوه،من فکر ميکنم پچه ها وقت دوست دارن بخورن

00:29:03.290 --> 00:29:08.161
اونا همه چيز و ميخورند
چيزي پيدا کردم،چيزي پيدا کردم

00:29:08.162 --> 00:29:14.062
"جو" تو خيابون ما را ديد و گفت
چيزي پيدا کرده

00:29:20.607 --> 00:29:24.471
کجا پيداش کردي؟ ميتونستي
بگي که اون واسه يه استخون آدمه

00:29:24.472 --> 00:29:28.862
استخون ران مطمئني؟
قطعا واسه انسان

00:29:28.863 --> 00:29:32.284
من شکه شده بودم از ظاهر
خوبي که استخوان داشت و

00:29:32.285 --> 00:29:35.871
وقتي که جو به من گفت که اونو
همينجوري افتاده روي زمين پيدا کرده

00:29:35.872 --> 00:29:37.054
متعجب شدم

00:29:37.055 --> 00:29:40.927
دقيقا افتاده بود اونجا
انگار که من بايد پيداش ميکردم

00:29:40.928 --> 00:29:45.694
اون جايي پيدا شده بود که يه جورايي همون
منطقه اي که ما اون مرد با لباس قرمز را ديدم

00:29:45.695 --> 00:29:49.825
و شايد به خاطر اينه که
اون ما را به اون جا ميکشونده

00:29:49.826 --> 00:29:55.526
من به پليس اول صبح گزارش ميدم

00:29:57.281 --> 00:30:00.171
احساس کردم که بايد به کسي
که قبلا اونجا بوده زنگ بزنم

00:30:00.172 --> 00:30:03.809
خوب با سرگروه محققان اون پرونده تماس گرفتم

00:30:03.810 --> 00:30:09.710
و اون قبول کرد که بياد و نشونمون بده
جايي که استخون ها بوده است

00:30:13.049 --> 00:30:16.918
تحقيقات باميستر يکي از بزرگترين
پرونده هايي بود که ما تا به حال داشتيم

00:30:16.919 --> 00:30:23.532
اينجا را يادمه اون موقع يکي
از قسمت بزرگ زندگيم بود

00:30:26.263 --> 00:30:28.654
اونجا مثل همون شکلي که  که سال 96بود ، نبود

00:30:28.655 --> 00:30:33.935
اما همه ي اون حس ها را دوباره بهم برگردوند

00:30:38.978 --> 00:30:44.516
او به من گفت که چگونه هرب باميستر قرباني هاشو
از کلوب هاي همجنسگرا مرکز شهر انتخاب ميکرده

00:30:44.517 --> 00:30:50.322
بعدش اون بهشون پيشنهاد ميداده
که بيان تو استخر خونه اش شنا کنن

00:30:50.323 --> 00:30:56.023
همينطور که به اطراف نگاه ميکردم
مثل اين بود که به سال 96 برگشتم

00:30:57.174 --> 00:31:03.074
باميستر تعداد زيادي مانکن
را دور استخرش قرار داده بود

00:31:03.222 --> 00:31:07.209
به نظر عجيب ميومد
به نظر ميرسيد که يه مقدمه چيني باشه

00:31:07.210 --> 00:31:10.123
براي فريب قرباني ها

00:31:10.124 --> 00:31:13.093
ما گمان ميکنيم که آقاي باميستر کنترل کامل
نسبت به قربانيان را بدست آورده بود

00:31:13.094 --> 00:31:16.518
به وسيله ي استفاده از الکل يا مواد

00:31:16.519 --> 00:31:21.802
مي آوردشون استخر و ازشون ميخواست که
زير آب يه کارهايي کنن <font color=#FFFF80>(...................)</c>

00:31:21.803 --> 00:31:24.384
و بعدش اون افراد را زير آب خفه ميکرد

00:31:28.142 --> 00:31:30.853
قرباني هاش ظاهرا خيال
ميکردند که اين ممکنه با حال باشه

00:31:30.854 --> 00:31:32.838
يه جورايي شبيه چشمه ي معدني

00:31:32.839 --> 00:31:34.588
در واقع زمين قتل بود
يه تله بود

00:31:35.776 --> 00:31:41.681
در پايان وقتي همه چي روشن
شد باميستر خودشو کشت

00:31:41.682 --> 00:31:45.942
اه،با يه شليک گلوله به سرش

00:31:54.052 --> 00:31:58.196
اوه،خداي من بسيار خوب داره مياد

00:31:58.197 --> 00:32:00.871
يکي از دذوستام جرمي اومد اونجا
اون خيلي مايل بود که بياد و

00:32:00.872 --> 00:32:03.536
خونه را ببينه و يه گشتي
هم تو اطراف خونه بزنه

00:32:07.196 --> 00:32:10.096
اولين باري بود که خونه ي جو را ميديدم

00:32:10.097 --> 00:32:12.640
حدود ساعت شش بود،بيرون تاريک شده بود

00:32:12.641 --> 00:32:15.836
ما خوشميگذرونديم ،ميدونيد
با بچه ها بازي ميکرديم

00:32:20.217 --> 00:32:21.991
ما درواقع داشتيم سوکهاي بزرگي که

00:32:21.992 --> 00:32:23.445
مرده بودند و کف استخر بودند را برميداشتيم

00:32:23.446 --> 00:32:29.715
باشه،بريم ،اونا اون پايينن
ميرم بيارمش برات چندش آوره

00:32:42.771 --> 00:32:47.575
آره،بفرما من يدونه اينجا دارم

00:32:55.085 --> 00:33:00.365
يه دفعه پشت گردنم يه دست سرد حس کردم

00:33:03.861 --> 00:33:09.261
اول فکر کردم
فکر کردم يکي از پسرها بايد باشه

00:33:13.538 --> 00:33:20.416
اما من اونا را اونطرف استخر
ديدم و فهميدم که اونا نبودند

00:33:34.362 --> 00:33:41.471
همونموقع يه دست حس کردم و
احساس کردم که دارم خفه ميشم

00:33:43.745 --> 00:33:46.806
برگشتم و بهش نگاه کردم

00:33:46.807 --> 00:33:51.127
و اون دستشو آورده بود بالا روي گردنش

00:33:52.186 --> 00:33:55.356
يه وحشت واقعي تو صورتش نمايان بود

00:33:55.357 --> 00:33:58.459
الکي نبود
من و جو شوخي زياد ميکنيم

00:33:58.460 --> 00:34:03.205
اون بي هيچ وجه شوخي
نميکرد جو،حالت خوبه؟

00:34:03.206 --> 00:34:08.193
بچه ها،جرمي بيايين بيرون همه
بيايين بيرون،زود باشين چرا؟

00:34:08.194 --> 00:34:09.923
ما نميتونيم بيشتر از اين اونجا باشيم
زود باشين

00:34:09.924 --> 00:34:13.607
بيرون،زودباشين ،بياييد بيرون
ترس واقعي ،وحشت واقعي

00:34:13.608 --> 00:34:16.548
اون ميخواست بره

00:34:32.294 --> 00:34:34.295
اصلا نميشه گفت که چه حسي داشتم

00:34:34.296 --> 00:34:38.076
منظورم اينه که،در حد مرگ ترسيدم

00:34:39.135 --> 00:34:42.401
جو،حالت خوبه؟ چي
شد ،مرد؟حالت خوبه؟

00:34:42.402 --> 00:34:44.875
نميتونستم کمک کنم اما فکر کردن به
هرب باميستر و قرباني هاش

00:34:44.876 --> 00:34:48.404
و تصوري از اينکه قرباني هاش چه حسي داشتند

00:34:48.405 --> 00:34:54.848
تو آخرين لحظه هاي زندگيشون
که اون بيشتر ترسناک بود

00:35:00.021 --> 00:35:05.921
تو آپارتمانم جلوي در بودم
که کامپيوتر هم اونجاست

00:35:25.680 --> 00:35:31.580
يکدفعه ،صداي خراش شنيدم
صداي ريختن فلز

00:35:45.730 --> 00:36:05.730
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:36:05.754 --> 00:36:10.854
بعد متوجه يه چيز عجيب روي ديوار شدم

00:36:16.631 --> 00:36:21.191
و درواقع اونا جاي چاقو بود

00:36:21.770 --> 00:36:26.570
جاي ضربدر چاقو
روي ديوار

00:36:29.977 --> 00:36:32.167
و حالا فکر ميکنم که کسي ميتونسته

00:36:32.168 --> 00:36:37.868
تو ي آشپرخونه ام کنار سينک ،به
قتل رسيده باشه يا چاقو خورده باشه

00:36:37.932 --> 00:36:42.923
اين درواقع وحشتناک بود چون
چيزهايي که تو گدشته اتفاق افتاده بود

00:36:42.924 --> 00:36:46.326
تعداديشون داره تو خونه ي من اتفاق ميافته

00:36:46.327 --> 00:36:51.247
و به طور بالقوه کسي اونجا هست

00:36:53.367 --> 00:36:55.727
ما هممون اين برنامه هاي شکار ارواح را ديديم

00:36:55.728 --> 00:36:58.739
و اينکه چطور ميرن و با صبط صدا
شروع به تحقيقات ميکنن و از اين جور کارا!

00:36:58.740 --> 00:37:02.142
خوب من موبايلم را دارم که يه
ضبط صداي عالي روش هست

00:37:02.143 --> 00:37:05.105
روشنش کردم و دستگاه تهويه هوا را خاموش کردم

00:37:05.106 --> 00:37:07.414
يخچال و تلويزيون را از برق کشيدم

00:37:07.415 --> 00:37:12.875
هر چيزي که ميتونست يه صدايي
از خودش دربياره را خاموش کردم

00:37:17.525 --> 00:37:20.527
آيا کسي اينجا با من هست؟

00:37:20.528 --> 00:37:26.428
با انجام دادن اون احساس حماقت ميکردم  ،ولي
واقعا ميخواستم بدونم که آيا چيزي اونجا هست

00:37:45.753 --> 00:37:49.422
و وقتي که تو آشپزخونه
بودم اين سوال را پرسيدم

00:37:49.423 --> 00:37:52.483
آيا اينجا کسي هست؟

00:37:56.822 --> 00:38:00.662
قطعا هيچ پاسخي وجود نداشت

00:38:07.642 --> 00:38:11.879
همون موقع ،سگم به سمت پشت
سرم ،شروع به پارس کردن کرد

00:38:11.880 --> 00:38:15.420
اون يه نشونه ي عالي واسه من بود

00:38:22.079 --> 00:38:25.836
آيا کسي امشب با ما هست؟
<font color=#FFFF00>(صداي واقعي ضبط شده توسط جو)</c>

00:38:25.837 --> 00:38:29.737
کيه تو آشپزخونه قدم ميزنه؟
<font color=#FFFF00>(صداي واقعي ضبط شده توسط جو)</c>

00:38:33.001 --> 00:38:37.021
يکدفعه ،يه صدايي شنيدم

00:38:38.272 --> 00:38:44.991
خوب دوباره بهش گوش
کردم... و دوباره... و دوباره..

00:38:46.736 --> 00:38:58.736
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:38:58.760 --> 00:39:03.860
و بعدش اين صدا را به طور واضح شنيدم

00:39:04.799 --> 00:39:07.619
<font color=#FFFF80>"اوني که متاهله" </c>

00:39:18.253 --> 00:39:26.808
بدون شک اون صداي من نبود
هيچوقت اون صدا را قبلا نشيدم

00:39:26.809 --> 00:39:30.265
شکي نيست که اونا تلاش ميکردند
که به من بفهمونن که اونجا هستند

00:39:30.266 --> 00:39:32.966
<font color=#FFFF80>"اوني که متاهله" </c>

00:39:36.834 --> 00:39:42.137
قرباني ها پيدا شدند همه ي
قرباني ها جوان و مجرد بودند..

00:39:42.138 --> 00:39:47.238
مردان مجردي که عضو آسيب پذير جامعه

00:39:48.019 --> 00:39:53.919
مرد مسئوليت پذير که مورد احترام براي
همسر بودن ،پدر بودن،و تاجر

00:39:55.294 --> 00:40:02.089
تاجر متاهل مشکوک متاهل
مشکوک متاهل متاهل هرب باميستر

00:40:05.285 --> 00:40:09.365
من معتقدم که هرب برگشته بود

00:40:15.881 --> 00:40:18.337
نوار هاي جرم منتقل شده تا الان

00:40:18.338 --> 00:40:20.933
اما محققان متعحبن از ديکر رازهاي

00:40:20.934 --> 00:40:25.794
هرب باميستر که با خودش به گور برده

00:40:27.994 --> 00:40:31.994
<font color=#C0C0C0>استخون انساني که توسط جو پيدا شد
براي تست علمي فرستاده شد</c>

00:40:34.194 --> 00:40:38.194
<font color=#C0C0C0> ناشناس باقي مانده است</c>

00:40:45.093 --> 00:40:47.669
هرکسي که ملک را داشته واقعا

00:40:47.670 --> 00:40:51.092
سعي ميکردند که خودشون را
از کل تاريخ خونه فاصله بدن

00:40:51.093 --> 00:40:53.853
وقتي که در حقيقت تو نميتوني ازش فرار کني

00:40:53.854 --> 00:40:55.990
اين هميشه همون مکان ميشه

00:40:55.991 --> 00:40:58.704
اگه روح هرب باميستر بياد سراغ پسرام

00:40:58.705 --> 00:41:02.299
سريعا عکس العمل نشون
ميدم و اونجا را ترک ميکنم

00:41:02.300 --> 00:41:06.858
نميخوام جايي بمونم که
خانواده ام تو خطر باشن

00:41:06.859 --> 00:41:09.811
فکر نميکنم که ما از شر
هرب باميستر خلاص بشيم

00:41:09.812 --> 00:41:12.305
اون حضورش خيلي قويه

00:41:12.306 --> 00:41:14.814
اما اگه ما بتونيم اونو دور از آپارتمان کنيم

00:41:14.815 --> 00:41:17.286
و اون خونه ي راب و ويکي و بچه هاش

00:41:17.287 --> 00:41:21.067
احساس خوبي نسبت به خونه دارم