﻿WEBVTT

00:00:06.569 --> 00:00:12.240
اصلا فکرشو ميکنيد که بازسازي يه خونه
ميتونه باعث خرابکاري بشه؟

00:00:12.241 --> 00:00:15.911
ديدم که اون مثل يه مرد ظاهر شد

00:00:15.912 --> 00:00:19.239
اون از داخل ديوار بيرون ميومد

00:00:19.240 --> 00:00:22.199
فشار زيادي اون پايين بود مثل اينکه
بايد از اونجا برم بيرون

00:00:22.200 --> 00:00:24.114
اونا شياطين را احضار کرده بودند

00:00:24.115 --> 00:00:28.985
تمام اين مدت،اونا اون پايين
کمين کرده بودند

00:00:28.986 --> 00:00:32.706
اونا ميخوان بهم صدمه بزنن

00:00:33.124 --> 00:00:35.644
مامان!
مامان!

00:00:35.827 --> 00:00:36.960
ازم دور شو!

00:00:36.961 --> 00:00:41.161
واسه من مثل درگيري پاياني بود

00:00:41.185 --> 00:00:50.185
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:50.319 --> 00:00:53.777
عصر بخير،يه خونه در حال
سوختن به يه تله مرگ تبديل ميشه

00:00:53.778 --> 00:00:58.148
شعله هاي آتش در يک ساختمان چهار طبقه
آتشنشان ها را در طبقه ي بالا گير انداخت

00:00:58.149 --> 00:01:01.749
هر شش تاشون مجبور شدن که بپرن

00:01:02.565 --> 00:01:06.855
من ناراحاتم که به مردم اين شهر بگم
ما دوتا از شجاعترين

00:01:06.856 --> 00:01:09.216
افرادمون رو از دست داديم

00:01:09.217 --> 00:01:12.295
همسرم ،کرت
مامورآتشنشاني شهر نيويورک بود

00:01:12.296 --> 00:01:15.131
اصلا فکرشو نميکردم که
اون به خونه برنگرده

00:01:15.132 --> 00:01:17.400
ما دوست داشتيم يه خانواده باشيم

00:01:17.401 --> 00:01:19.436
ما يه جورايي واسه زندگيمون برنامه داشتيم

00:01:19.437 --> 00:01:24.798
اين يه راهي هست که ديدم پدر و مادرم هم رفتن
و يه چيز طبيعي هست که...

00:01:24.799 --> 00:01:28.639
آدم ها ميان و ميرن و هيچوقت فکرشو نميکرد

00:01:28.802 --> 00:01:31.082
که

00:01:32.249 --> 00:01:34.150
که اينقدر سريع از هم جدا بشيم

00:01:34.151 --> 00:01:37.330
اونا با انتخاب وحشتناکي روبرو شده بودند

00:01:37.331 --> 00:01:42.963
يا از طبقه ي چهارم بپرن و يا
تا حد مرگ بسوزن

00:01:42.964 --> 00:01:47.598
ستوان کورتيس ميران
از گردان بيست و شش

00:01:47.599 --> 00:01:51.199
و آتشنشان جان بلو...

00:01:52.504 --> 00:01:55.506
اولين چيزي که بهش فکر ميکردم اين بود که

00:01:55.507 --> 00:01:57.267
چطور...

00:01:57.268 --> 00:02:00.748
ميتونم به بچه ها بگم که

00:02:01.651 --> 00:02:05.436
ديگه هيچوقت پدرشون را نميبينن

00:02:05.437 --> 00:02:07.384
اونا تسلي ناپذير بودند

00:02:07.385 --> 00:02:09.520
چطور ميتونم اونا را از اين مشکل رها کنم

00:02:09.521 --> 00:02:11.421
اونا پدر ندارند

00:02:11.422 --> 00:02:13.652
هيچوقت فکرشو نميکردم که
بتونم آماده ي همچين مصيبتي بشم,

00:02:13.653 --> 00:02:16.793
اما قطعا بدجوري بهم ضربه زد

00:02:16.794 --> 00:02:20.998
فقط يادمه نشسته بوديم و بد جور گريه ميکرديم

00:02:20.999 --> 00:02:24.034
هيچوت اون روز را فراموش نميکنم

00:02:24.035 --> 00:02:27.103
اين يه حادثه ي بسيار غم انگير و دلخراشي بود

00:02:27.104 --> 00:02:32.108
همه جا پر از دوربين فيلمبرداري بود

00:02:32.109 --> 00:02:33.610
نه،من هيچ چيز واسه گفتن ندارم

00:02:33.611 --> 00:02:35.912
ميخواييم داستان شما را بشنويم ....
تنهامون بزاريد

00:02:35.913 --> 00:02:41.813
وحشتناک بود،هيچ مهرباني وجود نداشت

00:02:43.588 --> 00:02:47.310
اون دائمي شده بود،ميدونيد؟اونا ميخواستند
ازمون عکس بگيرند،باهامون مصاحبه کنن

00:02:47.311 --> 00:02:51.092
ميخواستند باهامون جرف بزنن
و ما فقط ميخواستيم تنهامون بزارن

00:02:51.093 --> 00:02:55.635
گفتم شايد بهتر باشه که
يه جاي کوچک پيدا کنيم

00:02:55.636 --> 00:03:00.423
که شايد بتونيم از اين قضيه فرار کنيم و
از شهر دور باشيم واز دوربين ها دور باشيم

00:03:00.424 --> 00:03:04.324
و يه کم آرامش پيدا کنيم

00:03:06.410 --> 00:03:08.745
ما اتفاقي به يه خونه اي برخورديم

00:03:08.746 --> 00:03:12.294
خوبي خونه اين بود که
قسمتي از يه ملک بزرگ به

00:03:12.295 --> 00:03:15.285
مساحت 4047 مترمربع بود که
در واقع تو اون منطقه بي سابقه بود

00:03:15.286 --> 00:03:20.870
متوجه شدم که ممکن اين يه راهي باشه که
به بچه ها يه زندگي جديد بدم

00:03:20.871 --> 00:03:26.271
و از اونجايي که باباشون
ساخته بود دورشون کنم

00:03:29.734 --> 00:03:32.206
وقتي که ما آخرش تونستيم
به داخل خونه اثباب کشي کنيم

00:03:32.207 --> 00:03:34.240
وسايلا رو آورديم

00:03:34.241 --> 00:03:36.082
ما هممون يه جورايي
مضطرب بوديم که رفتيم اونجا

00:03:36.083 --> 00:03:38.106
و چيزهايي که لازم بود را بگيريم

00:03:38.107 --> 00:03:41.144
و فکر ميکردم که اين قراره چيز خوبي باشه

00:03:41.145 --> 00:03:44.547
واسم ساختن اين خونه يجديد کمک زيادي بهم شد

00:03:44.548 --> 00:03:47.244
تمام رفيقهاي آتشنشان همسرم کمکم اومدند

00:03:47.245 --> 00:03:51.755
يکيشون که خيلي خاص بود،
تام ،دوست صميمي همسرم بود

00:03:51.756 --> 00:03:53.824
ما آتشنشان ها ارتباط قوي برادرانه اي داريم

00:03:53.825 --> 00:03:59.725
کساي زيادي تو ساختمان آتش نشاني بودند
که ميخواستند به جنت کمک کنن

00:03:59.931 --> 00:04:02.966
گوش کن،جن،فقط چند
هفته بيشتر ،کارمون تمومه

00:04:02.967 --> 00:04:06.807
اوه،آره
چند هفته بيشتر

00:04:07.171 --> 00:04:12.075
مصمم بودم که کاري کنم اين بچه ها
احساس اميدواري و بهتري داشته باشن

00:04:12.076 --> 00:04:15.265
تو وحشيانه ترين روياهاتون
اصلا فکر شو ميکنيد که

00:04:15.266 --> 00:04:18.278
بازسازي يه خونه ممکنه

00:04:18.279 --> 00:04:21.652
مثل يه ويراني واسه يه خونواده باشه؟

00:04:21.653 --> 00:04:23.880
درحالي که خونه ساخته
ميشد ،از همه طرف باز يود

00:04:23.881 --> 00:04:27.490
من درمورد خرابکاري هاي دزدي نگران بودم
نگران اينکه يه ابزاري بيرون جا بمونه

00:04:27.491 --> 00:04:33.391
ما هفت تا از دوربين هاي امنيتي
را در گوشه هاي خونه کار گذاشتيم

00:04:36.773 --> 00:04:41.274
منبع تغذيه دوربين ها به
کامپيوتر وصل شده بود

00:04:41.275 --> 00:04:47.175
خوب شب اول که اون کار را انجام ميدادم
واسه من وسيله ي جديدي بود ،خوب روشنش کردم

00:04:49.053 --> 00:04:54.953
سياه و سفيد بودند خوب
نميتونستي خيلي دقيق ببيني

00:05:03.805 --> 00:05:07.688
اما دقيقا تو وسط فريم

00:05:07.689 --> 00:05:09.966
يه چيزي مثل آدم ظاهر شد

00:05:09.967 --> 00:05:12.936
اصلا با عقل جور در نميومد

00:05:12.937 --> 00:05:14.977
شايد يه چيزي روي لنز باشه

00:05:14.978 --> 00:05:17.674
و شايدم يه مشکلي از دوربين ها باشه

00:05:17.675 --> 00:05:22.475
واقعا نميدونم که داشتم به چي نگاه ميکنم

00:05:30.554 --> 00:05:35.855
خيلي زود بعدش ما اثباب کشي کرديم ،
و من تو اتاق خودم دراز کشيده بودم

00:05:35.856 --> 00:05:39.385
و احساس بي قراري ميکردم

00:05:39.386 --> 00:05:43.286
و حس راحتي نداشتم

00:06:05.689 --> 00:06:09.469
و يادمه که اون صداها را شنيدم

00:06:10.228 --> 00:06:16.128
اون صداها از داخل ديوار ميومد
مثل مشت يا صربه زدن

00:06:25.676 --> 00:06:27.144
سلام؟

00:06:27.145 --> 00:06:33.045
مثل اين بود که انگار يکي به در ميزنه

00:06:33.848 --> 00:06:35.828
سلام؟

00:06:48.766 --> 00:06:54.666
بار دومم شنيدمش

00:07:07.919 --> 00:07:12.239
اون صداها از داخل ديوار ميومد

00:07:32.443 --> 00:07:34.777
و من يه سنگر کوچيک درست کردم

00:07:34.778 --> 00:07:39.833
احساس امني نميکردم اما به اندازه
ي حس خوبي داشتم که فقط بخوابم

00:07:39.834 --> 00:07:45.354
و بيدار بشم و ديگه اون صداها صبح نباشه

00:07:45.589 --> 00:07:46.958
چه خبر؟

00:07:46.959 --> 00:07:49.125
هردوتون به نظر افتضاح مياييد

00:07:49.126 --> 00:07:52.266
صبح روز بعد ازش پرسيدم که آيا اون داشته

00:07:52.267 --> 00:07:54.792
تو شب قدم ميزده،يا
ضربه ميزده يا کاري ميکرده

00:07:54.793 --> 00:07:57.686
منم شنيدم ،صداي کوبيدن بود

00:07:57.687 --> 00:07:59.769
راستو بخواييد من هيچ صدايي نشنيدم

00:07:59.770 --> 00:08:03.381
و اونا داشتن بهم ميگفتم که يه
چيزي داشته به ديوار ميکوبيده

00:08:03.382 --> 00:08:05.141
اونا نميتونستند توصيفش کنن

00:08:05.142 --> 00:08:09.197
دختر ها ،اين فقط يه خونه جديده.
بفرماييد

00:08:09.198 --> 00:08:15.098
نذاشتم بفهمه که منم خيلي ترسيده بودم

00:08:20.491 --> 00:08:23.714
و من گفتم که شايد به خاطر نشست خونه باشه

00:08:23.715 --> 00:08:27.087
يا شايد لوله ها باشه و
يا گرماي لوله ها باشه

00:08:27.088 --> 00:08:32.968
واسه ما جديده ،ما بايد به
اين صداها ها عادت کنيم

00:09:07.671 --> 00:09:12.236
من بايد اونا را مطمئن و آرومشون ميکردم

00:09:12.237 --> 00:09:18.137
و يه جورايي به فکر و ذهنشون آرامش بدم
که هيچ چيزي واسه ترسيدن نيست

00:09:22.553 --> 00:09:24.744
حداقل ميشه گفت ،که اون
يه زيرزمين منحصر بفرد بود

00:09:24.745 --> 00:09:29.005
اونجا يه عالمه آشغال بود

00:09:37.768 --> 00:09:41.970
حياط پشتي خيلي بزرگ بود و واسه من
شخصا مثل يه زمين بازي بود

00:09:41.971 --> 00:09:45.151
واسه من مثل بهشت بود

00:09:45.843 --> 00:09:51.212
من فکر ميکردم که خيلي
باحاله که ما تو حياطمون پر از

00:09:51.213 --> 00:09:54.033
درختها و نشونه هاست

00:09:58.189 --> 00:10:02.029
تو حياط پشتيمون پر از استخون بود

00:10:06.030 --> 00:10:08.198
من و خواهرم خيلي هيجان زده بوديم

00:10:08.199 --> 00:10:11.099
ما از اون نشونه هايي که
پيدا کرده بوديم استفاده ميکرديم

00:10:11.100 --> 00:10:16.139
و نقشه ميکشيديم و به هم کمک ميکرديم
تا چيزهايي را که قايم کرديم پيدا کنيم

00:10:16.140 --> 00:10:19.075
خوب،تا اونجايي که
ميتونستم به جينت کمک ميکردم

00:10:19.076 --> 00:10:23.512
اونا به اندازه ي کافي غم از دست دادن
همسر و پدرشون را کشيدن

00:10:23.513 --> 00:10:25.969
و من چندتا آدمم داشتم
که براي من کار ميکردند

00:10:25.970 --> 00:10:29.047
وسايل زيادي را از صاحب قبلي تميز ميکرديم

00:10:29.048 --> 00:10:34.948
و اون موقع بود که يه چيزهايي
تو زيرزمين کشف کرديم

00:10:47.505 --> 00:10:51.825
واسش يه نقشه کشيدم تا بره عروسکشو پيدا کنه

00:10:52.076 --> 00:10:54.350
هي،نه،برو راست

00:10:54.351 --> 00:10:59.259
تنها کاري که اون بايد انجام ميداد اين بود
که مسير هاي روي نقشه را دنبال کنه

00:10:59.260 --> 00:11:02.229
تا بتونه بفهمه عروسکش کجاست
و اگه پيداش کنه ،برنده ميشه

00:11:02.230 --> 00:11:04.990
خوب،برو جلو

00:11:13.230 --> 00:11:17.970
جينت ،فکر ميکنم که بايد بيايي پايين

00:11:22.273 --> 00:11:24.107
سلام بچه ها

00:11:24.108 --> 00:11:26.042
چه خبره،مشکل چيه؟

00:11:26.043 --> 00:11:28.545
من فقط چهره شونو نگاه کردم

00:11:28.546 --> 00:11:29.979
جين،ما،..

00:11:29.980 --> 00:11:35.800
ما،..ما اينا را زير يه سري
آشغال روي زمين پيدا کرديم

00:11:38.021 --> 00:11:43.781
همه چيز آشکار بود
براي اولين بار ديدمش

00:11:45.329 --> 00:11:49.529
نميخوام که دختر ها اينو ببينن

00:11:53.571 --> 00:11:56.571
فقط از شرش خلاص بشيم

00:11:56.907 --> 00:11:58.575
بپوشونيدش

00:11:58.576 --> 00:12:01.027
آره ،ما همشو ميپوشونيم ،جينت

00:12:01.028 --> 00:12:03.213
دخترها هيچوقت نبايد بفهمن که اين اينجاست

00:12:03.214 --> 00:12:05.107
درسته،هيچ کس نبايد ببيندش

00:12:05.108 --> 00:12:08.384
روي يه چيزي رو رنگ ميکني
و ديگه معلومش نميشه

00:12:08.385 --> 00:12:11.865
تمومه...خيال کردي!

00:12:13.557 --> 00:12:17.439
هيچ دليلي نداشت که بخواييم چيزي به
مامان بگيم چون مثل يه ستاره روي زمين بود

00:12:17.440 --> 00:12:22.300
و فکر نميکردم که واسه مامانم مهم باشه

00:12:28.205 --> 00:12:32.208
مامانم منو تو خونه تنها گذاشت

00:12:32.209 --> 00:12:38.109
او يه سري دستورالعمل بهم داد که وقتي رفت
ميخواد خونه را تميز کنم

00:12:38.415 --> 00:12:43.515
و يادمه که احساسي
مثل اينکه تنها نيستم ،داشتم

00:12:58.835 --> 00:13:04.735
چند باري پشت سرم را نگاه کردم و
هيچ کسي اونجا نبود

00:13:05.005 --> 00:13:06.019
مامان؟

00:13:06.020 --> 00:13:09.125
نميتونستم نلرزم از اينکه يه
نفر انگار داشت نگام ميکرد

00:13:09.126 --> 00:13:13.566
و واقعا داشت اذيتم ميکرد

00:13:46.203 --> 00:13:51.035
وقتي که رسيدم خونه
و ازدر جلو وارد شدم

00:13:51.036 --> 00:13:54.996
ديدم همه ي کابينتها و همه ي کشوها

00:13:55.279 --> 00:13:58.114
اونجا مثل اين بود که غارت کرده بودند

00:13:58.115 --> 00:14:02.490
همه چيز باز بود و
آنجلا را نميديدم

00:14:02.491 --> 00:14:04.531
آنجلا؟

00:14:04.697 --> 00:14:08.065
خيال ميکردم که آنجلا بوده از کوره در رفته

00:14:08.066 --> 00:14:09.166
آنجلا

00:14:09.167 --> 00:14:13.204
با خودت چي خيال کردي؟

00:14:13.205 --> 00:14:14.272
آنجلا

00:14:14.273 --> 00:14:18.142
وقتي بهش رسيدم و صورتشو
ديدم و چشماشو نگاه کردم

00:14:18.143 --> 00:14:20.645
کار من نبود

00:14:20.646 --> 00:14:22.213
يه چيزي تو اين خونه هست

00:14:22.214 --> 00:14:27.074
ميدونستم که کار اون نبوده،فقط ميدونستم

00:14:28.587 --> 00:14:34.347
کسي سعي ميکنه به ما صدمه بزنه؟
کسي به طور فيزيکي اينجا؟

00:14:38.464 --> 00:14:43.924
وقتي اونجا تو زيرزمين بودم
احساس راحتي نداشتم

00:15:02.955 --> 00:15:04.789
سلام

00:15:04.790 --> 00:15:06.458
تام؟
اوه،سلام،جين

00:15:06.459 --> 00:15:08.760
ميخواي چيزي نشونم بدي؟

00:15:08.761 --> 00:15:14.101
اونا تيکه هاي کاعذ به
هم گره خورده پيدا کردند

00:15:28.343 --> 00:15:30.563
و ديدم نوشته
1927

00:15:30.564 --> 00:15:34.552
خوب ميدونستم که اين تاريخي
هست که خونه را ساختند

00:15:34.553 --> 00:15:37.741
به نظر ميرسيد که صفحات
توسط يه دختر جوان نوشته شده

00:15:37.742 --> 00:15:40.124
که دختر يه نفر تو اين خونه بوده

00:15:40.125 --> 00:15:43.485
يه اسم کريستينا نوشته شده بود

00:15:44.496 --> 00:15:48.939
متوجه شدم که اون فقط يه چند
سالي از دخترهاي خودم بزرگتر بوده

00:15:48.940 --> 00:15:54.410
و همونطور که صفحات را ميخوندم
به طرز باور نکردني داستان تاريکي داشت

00:15:54.411 --> 00:15:56.211
اون درمورد پدرش حرف ميزد

00:15:56.212 --> 00:16:01.082
درمورد قرباني کردن،...اون به من صدمه ميزد
اون به حيوونات صدمه ميزد

00:16:01.083 --> 00:16:04.553
اونا خون ريزي ميکردن و
من هم مثل اونا خون ريزي ميکردم

00:16:04.554 --> 00:16:10.434
اين مردم واقعا مريض بودند و
واقعا اين چيزها تو اين خونه اتفاق افتاده

00:16:14.864 --> 00:16:17.267
اما الان مال منه،و الان تازه و جديد شده

00:16:17.268 --> 00:16:21.019
و هيچ کس قرار نيست اونو
بدونه،اين قضيه تموم شده است

00:16:21.020 --> 00:16:23.540
اوه،سلام،جين

00:16:25.053 --> 00:16:27.060
دوباره متشکرم بدون تو
نميتونستم تمومش کنم

00:16:27.061 --> 00:16:29.211
مشکلي نيست

00:16:29.212 --> 00:16:31.613
مواطب هم چيز باش،باشه؟

00:16:31.614 --> 00:16:32.781
به زودي ميبينمت

00:16:32.782 --> 00:16:34.155
باشه

00:16:34.156 --> 00:16:37.636
بسيار خوب،بچه ها بريم

00:16:38.287 --> 00:16:40.987
از همتون متشکرم

00:17:09.452 --> 00:17:13.541
اولش خيال ميکرد که شايد اين
مشعل نفتي

00:17:13.542 --> 00:17:16.925
يا انفجار يا چيزي مثل اينا باشه
که اينجوري فشار وارد ميکنه

00:17:16.926 --> 00:17:18.560
صداش مثل شکليک بود

00:17:19.996 --> 00:17:24.124
احساس کردم که از کف مياد ،از زيرزمين

00:17:24.125 --> 00:17:28.185
چون ميتونستي حس کني که
تاثيرش بيشتر بروي کف اتاقه

00:17:28.186 --> 00:17:32.866
و ميلرزه مياد به سمت بالا

00:17:35.612 --> 00:17:40.992
ميدونستم که بايد برم نگاه
کنم و يا حداقل بفهمم که

00:17:40.993 --> 00:17:43.453
چي هست

00:17:43.686 --> 00:17:47.286
نميتونستي بيخيالش بشي

00:17:48.991 --> 00:17:54.571
به سمت در زيرزمين رفتم و رفتم پايين

00:18:31.801 --> 00:18:32.901
چي بود؟

00:18:32.902 --> 00:18:35.590
يه چيز شيطاني را احساس کردم

00:18:35.591 --> 00:18:38.306
خيلي ترسيده بودم

00:18:38.307 --> 00:18:41.142
تو اون لحظه ديگه فکر نميکردم که

00:18:41.143 --> 00:18:44.953
که مشکل مربوط به لوله
ها يا چيز ديگه اي باشه

00:18:44.954 --> 00:18:50.854
احساس ميکردي که يه چيزي
هست که اين دنيايي نيست

00:19:01.664 --> 00:19:04.086
<i>â™ھ Burn this city down.</i>

00:19:04.087 --> 00:19:07.327
<i>â™ھ Can't take it all.</i>

00:19:48.777 --> 00:19:51.972
يادمه که خيلي صدا ضعيف بود و بايد

00:19:51.973 --> 00:19:55.283
خيلي ،خيلي گوش ميکردي تا بشنوي چي ميگن

00:19:55.284 --> 00:19:59.912
مثل يه مکالمه بود که
بين دونفر خيلي يواش رد و بد ميشد

00:19:59.913 --> 00:20:05.813
تقريبا سري،مثل اين بود که اونا
نميخواستن که تو بفهمي چي ميگن

00:20:14.704 --> 00:20:16.564
مامان؟

00:20:17.306 --> 00:20:20.126
مامان،تويي؟

00:20:22.478 --> 00:20:27.998
يه حسي بهم دست داد که
انگار يکي داره نگام ميکنه

00:20:36.826 --> 00:20:38.393
<font color=#FFFF00>اين خونه ي ماست ،خونه ي ما</c>

00:20:38.394 --> 00:20:40.829
ميتونستم بشنوم که اسم هاي ما را ميگن

00:20:40.830 --> 00:20:43.799
بعدي دِنين ،دِنين را بگير
دِنين را بگير

00:20:43.800 --> 00:20:46.134
اونا اسم خواهرم را ميگفتند

00:20:46.135 --> 00:20:47.135
دِنين را بگير

00:20:47.136 --> 00:20:50.856
شنيدم بهم گفت که اون...

00:20:55.945 --> 00:20:58.285
معذزت ميخوام

00:21:05.888 --> 00:21:09.923
هنوزم حس مورموري را داشتم که يکي
داشت نگام ميکرد و بهم زول زده بود

00:21:09.924 --> 00:21:15.684
خو به به در بخار گرفته حموم نگاه کردم

00:21:18.456 --> 00:21:21.156
مامان
دنين

00:21:23.875 --> 00:21:27.077
من صداي ترس آور مامان را شنيدم

00:21:27.078 --> 00:21:30.112
با تمام قدرتش پشت سر هم ميگه

00:21:30.113 --> 00:21:34.016
مامان،مامان ،همچين حالتي از
دنين را تا به حال تو زندگيم نديدم

00:21:34.017 --> 00:21:35.003
دنين

00:21:35.004 --> 00:21:40.524
يادم نيست بيشتر از اون ترسيده باشم
که ندونم ...

00:21:40.964 --> 00:21:44.157
چطور ازش محافظت کنم و يا...

00:21:44.158 --> 00:21:48.352
بتونم زودتر از اونا برم تو

00:21:48.353 --> 00:21:50.327
مامان،مامان

00:21:50.328 --> 00:21:51.566
مامان

00:21:51.567 --> 00:21:54.870
اون ميخواست بهم صدمه بزنه ،هيچ شکي
تو ذهنم نبود که اون ميخواست بهم صدمه بزنه

00:21:54.871 --> 00:21:56.931
دنين
مامان

00:21:56.932 --> 00:21:59.267
دنين
دنين

00:21:59.268 --> 00:22:01.776
در را باز کن

00:22:01.777 --> 00:22:03.637
مامان

00:22:04.905 --> 00:22:09.905
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:09.929 --> 00:22:12.042
مامان!مامان!

00:22:12.043 --> 00:22:13.609
مامان

00:22:13.610 --> 00:22:16.079
دنين
دنين

00:22:16.080 --> 00:22:18.114
دنين
در را باز کن

00:22:18.115 --> 00:22:21.175
مامان
دنين

00:22:21.387 --> 00:22:23.219
دنين،عزيزم،اوه خداي من

00:22:23.220 --> 00:22:26.389
اونقدر ترسيده بود که به
نظر ميرسيد که بهش حمله شده

00:22:26.390 --> 00:22:28.325
بيا عزيزم
اون دقيقا اونجا بود

00:22:28.326 --> 00:22:29.392
بيا عزيزم

00:22:29.393 --> 00:22:33.029
يه سايه،... نميدونم کي
ولي اونجا بود

00:22:33.030 --> 00:22:34.530
اما عزيزم کسي اينجا نيست

00:22:34.531 --> 00:22:36.866
اونجا بود ،يه سايه دقيقا اونجا بود

00:22:36.867 --> 00:22:38.335
عزيزم کسي اينجا نيست

00:22:38.336 --> 00:22:40.370
عزيزم کسي اينجا نيست
آره ،اونجا بود

00:22:40.371 --> 00:22:42.505
بيا بريم ،بيا بريم

00:22:42.506 --> 00:22:45.458
بيخيال ،بيا بريم ،زود باش

00:22:45.459 --> 00:22:48.279
زود باش ،تو هم بيا

00:22:51.748 --> 00:22:55.708
باشه ،فقط همينطور بريد

00:23:03.453 --> 00:23:07.053
ميتونستي صداي شعار بشنوي

00:23:09.259 --> 00:23:14.719
به نظر ميومد يه گروهي
دارن يه مراسم را اجرا ميکنن

00:23:14.931 --> 00:23:19.071
خيلي ترسناک بود ،احساس ميکردي که گير افتادي

00:23:23.974 --> 00:23:26.314
بهش بگو..

00:23:31.848 --> 00:23:34.784
و گفتم ،به باباتون زنگ بزنيد

00:23:34.785 --> 00:23:37.053
به باباتون زنگ بزنيد

00:23:37.054 --> 00:23:38.888
و اون کاري بود که کرديم

00:23:38.889 --> 00:23:40.690
بابا،بابا ازمون محافظت کن

00:23:40.691 --> 00:23:41.991
بابا
بابايي

00:23:41.992 --> 00:23:43.659
کمکمون کن
بابا

00:23:43.660 --> 00:23:45.394
بابايي،کمکون کن

00:23:45.395 --> 00:23:49.294
اون موقع ،بيشتر از هر موقع ديگه اي به
بابام احتياج داشتم

00:23:49.295 --> 00:23:52.700
که نياز داشتم اونجا باشه و ميدونستم که اگه
اونجا بود

00:23:52.701 --> 00:23:55.771
همه چيز روبراه ميشد

00:23:55.772 --> 00:23:58.440
چکار ميکنيد تا عزيزانت احساس بهتري بکنن؟

00:23:58.441 --> 00:24:02.341
چطور از بچه هات محافظت ميکني؟

00:24:02.512 --> 00:24:04.379
چطور با چيزي که نميتوني ببيني ميجنگي؟

00:24:04.380 --> 00:24:07.520
بابا
لطفا ازمون محافظت کن

00:24:07.521 --> 00:24:09.381
بابايي

00:24:10.520 --> 00:24:12.855
همسرم يه دوست داشت که اسمش توني بود

00:24:12.856 --> 00:24:15.791
بعضي موقعها با هم صحبت ميکرديم و
خيلي به هم نزديک بوديم

00:24:15.792 --> 00:24:19.595
و اگه کسي هم بتونه منو باور
کنه،اون فقط ميتونه توني باشه

00:24:19.596 --> 00:24:22.625
يادمه بعد از اينکه خونه را
ساختن ،يه تماس از جنيت داشتم

00:24:22.626 --> 00:24:25.079
ميگفت که اتفاقات عجيبي اونجا رخ ميده

00:24:25.080 --> 00:24:28.971
همسرش ،کرت،يکي از دوستهاي صميمي من بود

00:24:28.972 --> 00:24:30.997
اون مرد خوبي بود

00:24:30.998 --> 00:24:33.934
من درمورد دايره اي که
توش ستاره بود بهش گفتم

00:24:33.935 --> 00:24:37.026
و سعي ميکردم در مورد
اون کاعذ ها بهش توضييح بدم

00:24:37.027 --> 00:24:41.383
و اون قبول کرد که بره پايين
و يه نگاهي به وسايل بندازه

00:24:41.384 --> 00:24:44.419
به سمت در بردمش و
گفتم :اينجا منتظر ميمونم

00:24:44.420 --> 00:24:47.790
از رفتن به پايين خودداري ميکردم

00:24:47.791 --> 00:24:50.126
ميرم پايين تا ببينم چي اون پايين هست

00:24:50.127 --> 00:24:53.763
اون به خاطر دلايلي خيلي از زيرزمين ميترسيد

00:24:53.764 --> 00:24:57.439
درکنار پدر و دندان
پزشکم،از چيزهاي کمي ميترسم

00:24:57.440 --> 00:25:01.470
اما يه حسي مثل اينکه
کسي داره نگاهت ميکنه بود

00:25:01.471 --> 00:25:07.371
فشار زيادي اون پايين بود مثل اينکه
بايد از اونجا دور بشم

00:25:31.101 --> 00:25:35.661
يه چيزي توجه من را به اون در جلب کرد

00:25:41.144 --> 00:25:45.397
چه چيزي پشت اين در هست،جنيت؟

00:25:45.398 --> 00:25:50.678
ميتونست باد باشه يا ميتونست
يه چيزي اون پايين باشه

00:26:01.643 --> 00:26:04.163
اوووف،
بسته شد

00:26:05.107 --> 00:26:08.270
گفتم،خوب ديگه وقتشه برم

00:26:08.271 --> 00:26:13.692
من بيست و چهار ساله که به عنوان
افسر نگهبان بودم و خيلي کم ميترسيدم

00:26:13.693 --> 00:26:17.593
اما اون زيرزمين من و ترسوند

00:26:17.647 --> 00:26:20.413
از اون موقع به بعد ،حس کرديم
فکر خوبيه که

00:26:20.414 --> 00:26:26.054
يه نفرمون در حالي که اون
يکي نگهباني ميده ،دوش بگيره

00:26:28.558 --> 00:26:31.405
چرا خونه را ترک نکردم؟

00:26:31.406 --> 00:26:33.628
من همه چيزم را رو اين خونه گذاشتم

00:26:33.629 --> 00:26:38.353
زمان،پول،انرژي
احساسات،هرچيزي که داشتم

00:26:38.354 --> 00:26:41.911
آتش نشانها اينو با يه غروري واسم ساختند

00:26:41.912 --> 00:26:45.374
و احساس ميکردم که ممکن نااميدشون کنم

00:26:45.375 --> 00:26:50.291
ميدونستم که مگر بتونم
يه راه حلي پيدا کنم سريعا

00:26:50.292 --> 00:26:56.192
اون خونه را ترک ميکنيم و اثاث کشي ميکنيم

00:27:04.427 --> 00:27:07.816
کشيش ميدونه که چکار بايد بکنه
کليسا ميدونه چکار بايد بکنه

00:27:07.817 --> 00:27:11.133
و اونجا جايي هست که تو ميتوني پناه بگيري

00:27:11.134 --> 00:27:14.403
واقعا ،واسم تعجب آور بود
اون موافق همه چيز بود

00:27:14.404 --> 00:27:18.507
کشيش گفت که چطور باهاش روبرو بيشم
و چطور از شرش خلاص بشيم

00:27:18.508 --> 00:27:19.942
از طريق ايمانت

00:27:19.943 --> 00:27:22.583
آمين
آمين

00:27:22.845 --> 00:27:26.445
و تو بايد از آب مقدس استفاده کني

00:27:28.484 --> 00:27:32.024
اين خيلي کمه

00:27:37.693 --> 00:27:41.893
خوب اون يه گالن از آب مقدس بهمون داد

00:27:50.573 --> 00:27:56.473
بيشتر موقع ها تو اتاقم تنها بودم و
ميخواستم برم بيرون يه هوايي بخورم

00:28:05.621 --> 00:28:11.521
دوست دارم برم بيرون و تاپ بخورم
چون اون منو از خونه دور ميکرد

00:28:12.429 --> 00:28:15.297
اون بيشتر و بيشتر منزوي ميشد

00:28:15.298 --> 00:28:18.718
اون بيشتر وقتشو تنهايي ميگذروند

00:28:19.902 --> 00:28:24.281
خوب،هر پنج دقيقه يا ده دقيقه اي يا بيشتر
بيرون را نگاه ميکردم و چِکـش ميکردم

00:28:24.282 --> 00:28:27.940
و خيلي واضح نميديدم
برگشتم و تصميم گرفتم

00:28:27.941 --> 00:28:32.321
که از طريق دوربين ها حياط پشتي را نگاه کنم

00:28:42.592 --> 00:28:44.926
من خيلي بالا نميرفتم
خيلي هم سريع نبودم

00:28:44.927 --> 00:28:50.299
من واقعا با يه سرعت ثابتي حرکت ميکردم

00:28:50.300 --> 00:28:52.269
همه چيز به نظر آروم ميومد

00:28:52.270 --> 00:28:57.610
و اون داشت به سمت جلو و عقب تاپ ميخورد

00:29:30.783 --> 00:29:32.851
اون اشکال را ديدم

00:29:32.852 --> 00:29:34.118
اوه،آنجلا

00:29:34.119 --> 00:29:36.855
يکدفعه يه فشار سنگيني را احساس کردم

00:29:40.493 --> 00:29:42.353
مــــامـــــــان

00:29:42.567 --> 00:29:46.501
خيلي بد به زمين خوردم و
يادمه که صداي وحشتناک شکستن شنيدم

00:29:46.502 --> 00:29:49.167
و ميدونستم که يه جايي از بدنم را شکوندم

00:29:49.168 --> 00:29:51.928
يکي کمکم کنه

00:29:52.074 --> 00:29:53.934
مامان

00:29:55.941 --> 00:29:57.008
آنجلا

00:29:57.009 --> 00:29:58.377
مامان
کجايي؟

00:29:58.378 --> 00:30:00.651
آنجلا
مامان

00:30:00.652 --> 00:30:03.547
و اون اونجا داشت گريه ميکرد

00:30:03.548 --> 00:30:06.004
مامان ،اونا بهم صدمه زدن

00:30:06.005 --> 00:30:08.620
اونا همينجوري ميخوان بهمون صدمه بزنن

00:30:08.621 --> 00:30:10.255
ما بايد اينجا را ترک کنيم

00:30:10.256 --> 00:30:14.426
مچ پاش بدجور خورد شده بود

00:30:14.427 --> 00:30:17.262
با اون آب مقدس بيرون رفتم

00:30:17.263 --> 00:30:20.766
به همه طرف ريختمش
حرومزاده ها

00:30:20.767 --> 00:30:25.567
منو بگيريد،اما اين ديگه اتفاق نخواهد افتاد

00:30:34.514 --> 00:30:38.654
يه کمي متوجه شدم که اون يه جنگ

00:30:38.983 --> 00:30:40.957
درحال شروع شدنه

00:30:40.958 --> 00:30:44.798
مبارزه براي زندگي دخترم

00:30:54.432 --> 00:30:56.832
چون پامو شکونده بودم ،بيشتر از قبل

00:30:56.833 --> 00:31:00.177
تو اتاقم تنها بودم

00:31:00.178 --> 00:31:02.398
خداحافظ،انج

00:31:02.480 --> 00:31:04.611
من فقط ميرم داروهاتو بگيرم

00:31:04.612 --> 00:31:09.504
اگه ميخواستم اونو تنها بزارم يا برم
جايي،بايد در طول روز انجام ميدادم

00:31:09.505 --> 00:31:13.361
اون ناتوان بود و ميدونست که
من واسه انجام کاري ميرم بيرون

00:31:13.362 --> 00:31:16.018
اون امن بود ،چيز ديگه اي احتياج نداشت

00:31:16.019 --> 00:31:20.759
و اون ميتونست با تلفن بهم تماس بگيره

00:31:35.985 --> 00:31:37.819
در طول روز خيلي بهتر بود

00:31:37.820 --> 00:31:43.720
اما وقتي که خورشيد غروب ميکرد ،به
نظر ميرسيد که خونه جون گرفته باشه

00:32:11.887 --> 00:32:16.690
شروع کردم به شنيدن صداي در کمدم
که عقب و جلو تکون ميخورد

00:32:16.691 --> 00:32:18.793
اولش خيلي يواش بود

00:32:18.794 --> 00:32:21.456
و ديگه به نظرم ميومد که انگار يه کسي

00:32:21.457 --> 00:32:26.917
داخل کمدم هست و سعي ميکنه که بياد بيرون

00:32:28.236 --> 00:32:29.611
نه

00:32:29.612 --> 00:32:34.892
مثل يه قطار داغون بود وقتي
نميتوني جاي ديگه اي را نگاه کني

00:32:36.144 --> 00:32:37.144
نه

00:32:37.145 --> 00:32:41.515
يه چيز سياهي ديدم که از آينه ام
داره بيرون مياد

00:32:41.516 --> 00:32:42.650
ازم دور شو

00:32:42.651 --> 00:32:46.955
چکار ميتونم بکنم؟نميتونستم فرار کنم
نميتونستم به سمت در برم،کجا ميتونم برم

00:32:46.956 --> 00:32:52.856
و تنها چيزي که تو ذهنم اومد
اين بود که زير تخت برم

00:32:53.929 --> 00:32:57.049
بوي مرگ ميداد

00:33:15.774 --> 00:33:17.589
تلفن خونه را برداشتم و با خودم آوردمش

00:33:17.590 --> 00:33:22.690
زير تخت و به مامانم زنگ زدم

00:33:27.811 --> 00:33:30.765
سلام عزيزم،چي شده؟

00:33:30.766 --> 00:33:33.567
مامان،مامان،اون اينجاست
خداي من ،نه

00:33:33.568 --> 00:33:37.204
ميتونستي بفهمي که اون بدجور ترسيده

00:33:37.205 --> 00:33:39.507
اون خيلي وحشت کرده بود

00:33:39.508 --> 00:33:41.776
من همه چي را ول کردم

00:33:41.777 --> 00:33:44.311
خيلي زود ميام اونجا

00:33:44.312 --> 00:33:46.914
و به سمت ماشينم دويدم

00:33:46.915 --> 00:33:48.432
ميام خونه

00:33:48.433 --> 00:33:50.588
و اون سعي ميکرد که بهم بگه که دعا کنم

00:33:50.589 --> 00:33:53.264
و تقريبا 45 دقيقه طول
ميکشه تا اون برسه خونه

00:33:53.265 --> 00:33:56.157
و با خودم فکر ميکردم ،نميدونم
آيا ميتون واسه 45 دقيقه دوام بيارم

00:33:56.158 --> 00:33:57.458
تروخدا بيا اينجا،تروخدا،مامان

00:33:57.459 --> 00:34:01.228
واقعا احساس ميکردم که
اون ميخواد بهم صدمه بزنه

00:34:01.229 --> 00:34:03.765
حواست به من باشه،فقط دعاتو بخون

00:34:03.766 --> 00:34:06.834
درود بر مريم مقدس ،پر از نور
پروردگار هست با......

00:34:06.835 --> 00:34:08.169
خيلي زود به خونه ميرسم

00:34:08.170 --> 00:34:12.310
مامان،مامان،من واقعا ترسيده ام

00:34:13.742 --> 00:34:17.145
مامان،ماماني،اون داره نزديک تر ميشه
اون داره نزديک تر ميشه

00:34:17.146 --> 00:34:20.926
مامان،چکار کنم؟
آنجلا

00:34:33.662 --> 00:34:36.482
آنجلا  ،عزيزم

00:34:36.799 --> 00:34:41.035
اون صدا مثل چيزي نبود که
تا بحال تو عمرم شنيده باشم

00:34:41.036 --> 00:34:43.344
آنجلا؟آنجلا؟

00:34:43.345 --> 00:34:47.639
در واقع شنيدم که خودشو نشون داده

00:34:47.640 --> 00:34:53.160
چيزي که تو خونه ي من
هست الان کنار بچه هام هست

00:34:55.123 --> 00:35:07.123
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:35:09.543 --> 00:35:11.444
در را باز کردم

00:35:11.445 --> 00:35:12.979
هيچ چيز نبود،رفتم

00:35:12.980 --> 00:35:14.457
آنجلا

00:35:14.458 --> 00:35:16.483
آنجلا

00:35:16.484 --> 00:35:18.818
هيچ چيزي نشنيدم

00:35:18.819 --> 00:35:23.943
رفتم بالا و هي صداش ميکردم
خداي من

00:35:23.944 --> 00:35:26.158
فقط اون چيزي که من فکر ميکنم نباشه

00:35:26.159 --> 00:35:28.199
آنجلا

00:35:28.562 --> 00:35:34.022
و فقط تصويري ازش تو ذهنم بود
که توسط اين موجود تيکه تيکه شده

00:35:36.156 --> 00:35:39.672
رفتم تو اتاقش و چيزي نديدم

00:35:39.673 --> 00:35:41.953
شنيدم

00:35:42.543 --> 00:35:45.183
داشت گريه ميکرد

00:35:45.197 --> 00:35:48.797
خيلي ضعيف،اون ضعيف بود

00:35:49.550 --> 00:35:52.730
و گفتم :من اينجام

00:35:53.754 --> 00:35:59.214
و بايد اونو ميکشيدم بيرون
چون نميتونست حرکت کنه

00:36:00.294 --> 00:36:03.714
اون فقط التماسم ميکرد

00:36:04.732 --> 00:36:06.499
تروخدا دورش کن

00:36:06.500 --> 00:36:08.334
وحشتناک بود

00:36:08.335 --> 00:36:10.570
چطور ميتوني دورش کني؟

00:36:10.571 --> 00:36:12.405
کشيش نميدونه

00:36:12.406 --> 00:36:16.966
آب مقدس ديگه نميتونه جلوشو بگيره

00:36:21.114 --> 00:36:25.652
من به خاطر بچه هام خيلي سخت کار ميکردم

00:36:25.653 --> 00:36:29.322
پول،زمان،انرژي
اونا حقشونه که خوشحال باشن

00:36:29.323 --> 00:36:32.203
ما حقمونه که زندگي کنيم

00:36:32.225 --> 00:36:34.360
اين درست نيست

00:36:34.361 --> 00:36:39.881
به اندازه کافي غم داشتيم
به اندازه کافي اندوه داشتيم

00:36:40.668 --> 00:36:43.858
اون شب بچه ها را پيش مادرم بردم

00:36:43.859 --> 00:36:49.619
چون ديگه نميخواستم اونا تو اون خونه بمونن

00:36:54.915 --> 00:36:56.583
ما به ته راه رسيده بوديم
و نميدونستيم چکار کنيم

00:36:56.584 --> 00:37:01.488
ما به محقق ماوراطبيعي زنگ زديم
انشاالله اونا ميدونن که بايد چکار کنن

00:37:01.489 --> 00:37:03.422
معذرت ميخوام که ديروقت زنگ زدم

00:37:03.423 --> 00:37:05.057
نميدونستم ديگه به کجا زنگ بزنم

00:37:05.058 --> 00:37:09.596
من به ليز زنگ زدم
محقق ماوراطبيعي

00:37:09.597 --> 00:37:12.866
ساعت سه يا چهار صبح بود

00:37:12.867 --> 00:37:15.802
اونشب من با جينت حدود يک ساعت حرف زدم

00:37:15.803 --> 00:37:18.104
ميخواستم که کمکش کنم

00:37:18.105 --> 00:37:23.142
هيچکسي دوست نداره طوري که جينت
و بچه ها با ترس زندگي کردن زندگي کنه

00:37:23.143 --> 00:37:28.668
اونا خيلي غم و اندوه تو زندگيشون
باازدست دادن پدرشون داشتند

00:37:28.669 --> 00:37:34.429
شوهرش و بعدش اين چيزهاي
مورمور کننده بر زندگيشون مسلط شده

00:37:35.856 --> 00:37:38.067
فکر کردم که تنها راه حل واسه اون موضوع

00:37:38.068 --> 00:37:41.115
انجام پاکسازي و برکت دادن به خونه است

00:37:41.116 --> 00:37:45.376
خوب به جولي هم زنگ زدم
، که حواس ماورايي دارد

00:37:48.168 --> 00:37:53.673
مثل يه ...مثل يه ابر سنگيني بود
که کل خونه را احاطه کرده بود

00:37:53.674 --> 00:37:59.032
وقتي دان به سمت در اومد
ميتونستم حس کنم که اون سريعا فهميده

00:37:59.033 --> 00:38:02.573
کجا ميره،و کي اونجاست

00:38:03.717 --> 00:38:08.917
اون توضييح داد يه آيين ديني هست که
ارواح شيطاني را احضار ميکنه

00:38:08.918 --> 00:38:14.818
بهش ميگن برفراز شياطين
که تمام اين مدت اون پايين کمين کرده بودند

00:38:15.429 --> 00:38:18.699
تخريب تمام

00:38:18.700 --> 00:38:21.935
انرژي را مختل کرد و بازگشايي داشته

00:38:21.936 --> 00:38:23.798
و اين اونا بودند

00:38:23.799 --> 00:38:26.940
به جزء اونا هيچ کس
نميتونست تو اون خونه باشه

00:38:26.941 --> 00:38:31.561
اون يه چيزي آزاد ميکرد
يه چيز وحشتناک

00:38:43.256 --> 00:38:48.494
ايده اين بود که اطراف خونه را نمک بريزيم

00:38:50.731 --> 00:38:51.931
مثل حصار انرژي بود

00:38:51.932 --> 00:38:55.068
نه کسي ميتونست بياد تو و نه کسي ميتونست بره

00:38:55.069 --> 00:39:00.049
گناهان ما را ببخش همونطور که.....

00:39:05.212 --> 00:39:08.872
داون شروع به سوزاندن سييج کرد

00:39:08.916 --> 00:39:11.918
اون بايد آخر راه باشه

00:39:11.919 --> 00:39:16.255
واسه من مثل درگيري نهايي بود

00:39:16.256 --> 00:39:20.760
سه نفرمون رفتيم پايين تو زيرزمين
،داوون هم سييج تو دستش بود

00:39:20.761 --> 00:39:21.961
دود اون کل هوا را پر کرده بود

00:39:21.962 --> 00:39:26.099
ما را در برابر ضعيفي و تله ي شيطان حفط کن

00:39:26.100 --> 00:39:29.468
مثل يه جنگ بود، همونطور که
هي بيشتروبيشتر وارد خونه ميشديم

00:39:29.469 --> 00:39:33.773
زيرزمين مرکز همه ي فعاليت ها بود

00:39:33.774 --> 00:39:37.576
و اون پايين خيلي شديد بود

00:39:37.577 --> 00:39:40.212
ما را در برابر ضعيفي و تله ي شيطان حفط کن

00:39:40.213 --> 00:39:42.433
من فقط...

00:39:43.383 --> 00:39:49.283
کاري که بايد انجام بدم را انجحام
دادم،ولي بايد بهتون بگم که خيلي ترسيده بودم

00:39:50.744 --> 00:39:54.464
و همه ي ارواح شيطاني اش...

00:39:54.951 --> 00:39:57.897
که در سراسر اين جهان
حرکت ميکنن، به دنبال ...

00:39:57.898 --> 00:40:03.658
مثل يه مبارزه بود
صداي شعار و جيغ ميشنيدم

00:40:06.735 --> 00:40:12.145
ما را در برابر ضعيفي و تله ي شيطان حفط کن

00:40:58.930 --> 00:41:01.732
اون آتيش گرفت

00:41:01.733 --> 00:41:04.534
و بعدش به همون سرعتي که اتفاق افتاد

00:41:04.535 --> 00:41:06.875
قطع شد

00:41:11.675 --> 00:41:14.010
اون قسمت از خونه بد و شرور بود

00:41:14.011 --> 00:41:16.591
واقعا هم بود

00:41:18.168 --> 00:41:28.168
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:41:28.192 --> 00:41:31.732
درواقع پاک سازي جواب داد

00:41:33.965 --> 00:41:36.266
ما هنوز تو خونه زندگي ميکنيم

00:41:36.267 --> 00:41:39.202
صبح بخير
مشکلي نداره اگه بريم بيرون و بازي کنيم

00:41:39.203 --> 00:41:40.637
البته که ميتونيد

00:41:40.638 --> 00:41:43.506
بياييد همگي بريم
باشه

00:41:43.507 --> 00:41:47.778
انجام شد و تمام شد
همه چيز خوب پيش رفت

00:41:47.779 --> 00:41:50.216
حالا واقعا دوست دارم اونجا زندگي کنم

00:41:50.217 --> 00:41:53.583
خونه ام سرشار از زندگي ست

00:41:53.584 --> 00:41:55.146
يه نبرد پيروزمندانه بود

00:41:55.147 --> 00:41:59.455
کار راحتي نيست که تصميم
بگيري که بموني يا بري

00:41:59.456 --> 00:42:03.593
ما هممون اونجا هستيم و ياد گرفتيم
و بزرگ شديم

00:42:03.594 --> 00:42:07.914
اون تغييرت ميده،واسه هميشه تغيير ميده