﻿WEBVTT

00:00:06.514 --> 00:00:10.383
پروردگار ما به سمت تو مياييم
و تقاضاي حمايت تو را داريم

00:00:10.384 --> 00:00:15.693
به پدرم خيلي ايمان داشتم
واسه من مثل خدا بود

00:00:15.737 --> 00:00:21.637
اون ما را همونطور که تو بايبل بود تربيت کرد
و ما را به عنوان پدر تربيت کرد

00:00:24.012 --> 00:00:27.195
ميدونستم که يه چيزي توخونه هست

00:00:28.243 --> 00:00:32.205
اون از ايمان پدرم متنفر بود و قدرت
پدر هم به مذهبش بود

00:00:34.511 --> 00:00:38.667
وقتي روزي که شيطان
امد وايستاد روي زمينت

00:00:38.668 --> 00:00:42.897
يه شيطان هست از ترست تغذيه ميکنه

00:00:44.788 --> 00:00:56.788
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:56.812 --> 00:00:59.814
با تمام قلبت به خدا ايمان داشته باش

00:00:59.815 --> 00:01:02.817
به درک و فهم خودت تکيه نکن

00:01:02.818 --> 00:01:08.718
در همه ي راهها ،قدردان او باش
و او تورا به راه راست هدايت ميکند

00:01:09.635 --> 00:01:12.293
خدايا گناهان ما را ببخش
و در مقابل شيطان ازمون محافظت کن

00:01:12.294 --> 00:01:17.899
واسه من و خواهر دوقولوم ليسا خيلي
هيجان انگيز بود که به يه خونه جديد ميرفتيم

00:01:17.900 --> 00:01:19.600
مراقب خانواده ي من باش

00:01:19.601 --> 00:01:25.501
خيلي خوشحال بودم که تو يه خونه جديد هستيم

00:01:26.175 --> 00:01:30.075
و ميدوني اميدواري بزرگي داشتم

00:01:31.347 --> 00:01:34.482
پدرم واسه ما مثل خدا بود

00:01:34.483 --> 00:01:40.383
اينکه چگونه خدا را درک کرديم
از طريق نگاه کردن به پدرمون بود

00:01:40.589 --> 00:01:43.358
من واقعا پدرم را در حد پرستش دوست داشتم

00:01:43.359 --> 00:01:49.030
پدر سرشار از خوشحالي
و سرور افکار مثبت بود

00:01:49.031 --> 00:01:52.500
و ما را در مقابل حيله هاي شيطان محافظت کن
و شيطان که محاصره ي .........ا

00:01:52.501 --> 00:01:57.207
راجر همسر من احساس ميکرد که
خدا ازش خواسته که به کوکومو برگرده

00:01:57.208 --> 00:02:01.676
توي يه کليسا کار کنه و
نزديک خانواده اش باشه

00:02:01.677 --> 00:02:05.746
خدا به خانه ي ما
برکت دهد امين امين

00:02:09.518 --> 00:02:13.020
پدر قرار بود که تو کليسا مشغول به کار بشه

00:02:13.021 --> 00:02:16.698
و اون قرار بود که حوزه ي
مدرسه يکشنبه را برگزار کنه

00:02:16.699 --> 00:02:22.599
اون تعداد زيادي از کتابهاي
ديني دانشگاهش را به خونه آورد

00:02:22.998 --> 00:02:28.158
اونا هر اينچ از کتاب مقدس
،هر آيه را تحت پوشش قرار دادند

00:02:28.704 --> 00:02:32.092
کتابها براي پدرم در
بالاترين ارزش نگه داري ميشد

00:02:32.093 --> 00:02:36.740
اون ميخواست که يه کتابخونه
واسه اون کتابها درست کنه

00:02:38.914 --> 00:02:41.949
قفسه ي کتابها خيلي بلند بود

00:02:41.950 --> 00:02:46.090
اون نميتونست که اون قفسه را اونجا جا بده

00:02:46.522 --> 00:02:50.002
جيمز، اون چکش را بده به من

00:02:50.547 --> 00:02:55.422
پدرم چکش ميزد فشار ميداد

00:03:00.966 --> 00:03:05.766
واسه جا دادن اون قفسه تمام شب را زمان برد

00:03:07.776 --> 00:03:13.665
شب بخير بابا شب
بخير بابا شب بخير دخترا

00:03:25.394 --> 00:03:31.894
روز بعد رفتم تو آشپزخونه
و داشتم ظرفها را ميشستم

00:03:32.168 --> 00:03:35.588
تو خونه تنها بودم

00:03:40.976 --> 00:03:44.912
شنيدم که يه صداي عجيبي
از تو اتاق نشيمن مياد

00:03:51.453 --> 00:03:55.533
يکي از کتابها تا نصفه
از قفسه بيرون اومده بود

00:03:55.534 --> 00:03:59.614
و نزديک بود که به زمين بيافته

00:04:15.411 --> 00:04:19.071
اون يه کتاب ضخيم و سنگين بود

00:04:25.235 --> 00:04:30.815
و هيچ دليلي وجود نداشت که اون
کتاب از قفسه به بيرون پرت بشه

00:04:40.236 --> 00:04:42.069
فصل تابستان بود

00:04:42.070 --> 00:04:47.110
تو اينديانا دما تا صد درجه هم ميرسه

00:04:48.110 --> 00:04:54.021
تابستون ها تو اينديانا هوا
گرمه خيلي گرم و مرطوب

00:04:56.331 --> 00:05:00.711
روي تخت بودم و بيدار شدم

00:05:05.731 --> 00:05:09.391
و تو اتاق احساس سرما ميکردم

00:05:10.532 --> 00:05:14.372
متوجه يه چيزي روي ديوار شدم

00:05:23.011 --> 00:05:24.931
لانا

00:05:25.914 --> 00:05:32.453
لانا ،بيا اينو ببين لانا
،بلند شو ،بلند شو چيه؟

00:05:32.454 --> 00:05:35.874
به ديوارت نگاه کن

00:05:50.138 --> 00:05:52.538
اين چيه؟

00:05:56.011 --> 00:05:58.680
به نظر غيرواقعي ميومد

00:05:58.681 --> 00:06:03.351
شبيه دونه هاي برف بود
دونه هاي کوچيک برف

00:06:03.352 --> 00:06:05.812
تو ماه ژوئن بوديم

00:06:06.021 --> 00:06:11.001
نبايد تو ماه ژوئن روي ديوار برفک بزنه

00:06:12.863 --> 00:06:15.263
برو مامان را بيار

00:06:31.391 --> 00:06:37.271
هيچ نم يا يخ يا چيز ديگه اي روي ديوار نبود

00:06:37.853 --> 00:06:45.571
و اون برفک ها رفتند
نميدونم کجا رفت ناپديد شد

00:06:50.298 --> 00:06:55.903
يه روز بعد از ظهر توي اتاق
نشيمن نشسته بودم و مطالعه ميکردم

00:06:55.904 --> 00:06:57.533
ليسا هم با من بود

00:07:00.008 --> 00:07:04.394
جيمز اومد تو و اسکيت هاي ليسا را پوشيده بود

00:07:04.395 --> 00:07:09.016
بدون اجازه اش اسکيت
سفيد با چرخ هاي صورتي

00:07:10.919 --> 00:07:14.288
هي درشون بيار
اونا مال منن

00:07:14.289 --> 00:07:19.269
ازش خواستم که اون اسکيت
هاي دخترونه را دربياره

00:07:19.458 --> 00:07:22.864
اونا واسم خيلي خاص بودند
کادوي تولدم بودند

00:07:22.865 --> 00:07:26.868
از دستم اعصباني بود
اسکيتشو ميخواست

00:07:28.771 --> 00:07:30.938
چي بود؟

00:07:30.939 --> 00:07:35.342
وحشتناک ترين غرشي را
که ميتونم تصور کنم شنيدم

00:07:38.113 --> 00:07:40.415
از زير کف اتاق ميومد

00:07:44.753 --> 00:07:53.260
غرش بزرگ اتاق را
ميلرزوند يه صدا بود

00:07:53.261 --> 00:07:56.397
و اون چيزي بود که زير خونه را ميلرزوند

00:07:58.767 --> 00:08:01.101
زلزله نبود

00:08:07.200 --> 00:08:09.540
قطع شد

00:08:14.658 --> 00:08:16.717
احساس ميکردم که انگار
چيزي ميخواد بهمون صدمه بزنه

00:08:21.731 --> 00:08:26.894
نميدونستم چکار کنم به جز
وحشت زده شدم و فرار کردم

00:08:38.807 --> 00:08:43.077
تو خونه نرفتيم تا اينکه پدر و مادرمون اومدن

00:08:43.078 --> 00:08:48.349
خيلي ترسيده بوديم اونا اومدن

00:08:48.717 --> 00:08:54.088
هممون ،هنوزم ميلرزيديم چي شده؟

00:08:54.089 --> 00:08:58.092
اونا ميلرزيدن ،ترسيده بودند
ميتونستم بگم که چيزي اونا را ترسونده بود

00:08:59.528 --> 00:09:02.597
آروم،آروم،آروم چه اتفاقي افتاده؟

00:09:02.598 --> 00:09:05.463
اونجا صداي خُر خُر بزرگي مياد

00:09:05.464 --> 00:09:08.333
يالا ،ميريم تو خونه، يالا ،بياييد بريم

00:09:08.334 --> 00:09:10.605
اول من ميرم نگاه ميکنم

00:09:10.606 --> 00:09:15.142
نميخواستم نزديک در بشم
نميخواستم برم تو خونه

00:09:15.143 --> 00:09:17.963
خيلي ترسناک بود

00:09:39.034 --> 00:09:42.574
بايد باورم ميکرد

00:09:44.139 --> 00:09:45.331
امن و امانه

00:09:45.332 --> 00:09:49.410
احتمالا يه حيوون يا صداي
موتور ماشين بوده

00:09:49.411 --> 00:09:53.311
و اون سعي ميکرد که يه توجيهي براش پيدا کنه

00:10:01.690 --> 00:10:10.760
بله، ليسا ،چيه؟ حرفمو
باور کن برو تو تختت، ليسا

00:10:10.829 --> 00:10:13.649
باور نميکرد

00:10:13.680 --> 00:10:18.240
اون هرچيزي که اتفاق ميافتاد را قبول نميکرد

00:10:37.225 --> 00:10:41.696
اون شب رفتم تو تخت
سعي ميکردم که بخوابم

00:10:46.389 --> 00:10:50.010
صداي خراشيدن شنيدم

00:10:53.775 --> 00:10:58.695
صدا از شيشه ي پنجره ميومد

00:11:04.207 --> 00:11:09.187
فکر ميکردم که صداي خراشيدن
پنجره ممکن از شاخ و برگ باشه

00:11:09.513 --> 00:11:14.973
شايد يه کابل از يه طرف خونه آويزون شده باشه

00:11:45.509 --> 00:11:49.412
يه صورت ترسناک ديدم

00:11:50.464 --> 00:11:53.885
مثل اين که ميخواست از شيشه رد بشه بياد تو

00:11:53.886 --> 00:11:56.106
بابا بابا

00:11:57.504 --> 00:12:00.864
لانا نميتونست حرف بزنه

00:12:01.308 --> 00:12:03.862
نميتونستم حرفي بزنم
نميتونستم نفس بکشم

00:12:03.863 --> 00:12:06.279
چي شده ؟چي شده؟
چه اتفاقي افتاده؟چه اتفاقي افتاده؟

00:12:06.280 --> 00:12:09.340
پدرم بيرون را نگاه کرد

00:12:14.757 --> 00:12:17.997
چيزي اونجا نبود

00:12:21.353 --> 00:12:26.134
بابا فکر ميکرد که ممکنه که يه آدم منحرف
يا يه چيزي تو اين مايه ها باشه

00:12:26.135 --> 00:12:30.395
و اون خيلي نگران ما دخترها بود

00:12:31.592 --> 00:12:36.695
ما خيال ميکرديم که شايد
چون اونا دخترهاي جوون هستند

00:12:36.696 --> 00:12:41.556
شايد يه کسي نگاشون ميکرده
مثل يه چشم چرون

00:12:46.073 --> 00:12:51.973
هيچ رد پايي نبود،  هيچ نشوني
از کسي که تو حياط باشه نبود

00:12:52.846 --> 00:12:57.350
دپرس شده بودم و حس ميکردم که
کسي نگاهم ميکنه

00:12:57.351 --> 00:12:59.219
کسي سعي ميکنه بهم صدمه بزنه

00:12:59.220 --> 00:13:03.720
احتمالا کسي سعي ميکنه بهم تجاوز کنه

00:13:04.558 --> 00:13:07.738
و نميتونم به کسي ثابتش کنم

00:13:13.234 --> 00:13:17.903
روزي که من و ليسا غسل
تعميد کرديم روز خاصي بود

00:13:17.904 --> 00:13:21.744
ما يه خانواده ي بابتيست مومن بوديم

00:13:23.076 --> 00:13:27.695
براي اينکه ايمانت را به کليسا نشون بدي
بايد غسل تعميد کني

00:13:27.696 --> 00:13:29.555
ک خودتو با تمام کمال وقف کليسا کني

00:13:29.556 --> 00:13:34.176
خوب ما اون راه سنتي را دنبال کرديم

00:13:35.064 --> 00:13:36.922
اين ليسا است

00:13:36.923 --> 00:13:40.306
ليسا، آيا ايمانت را به مسيح به
عنوان ناجي ات ابراز ميکني؟

00:13:40.307 --> 00:13:45.031
داشتم گريه ميکردم چون بچه هاي
من بودند که داشتن غسل ميکردند

00:13:45.032 --> 00:13:49.068
اين غسل نشانه اي از ايمان تو به مسيح و
دنباله رو راه اون هست

00:13:49.069 --> 00:13:54.207
احساس پر از انرژي داشتم
احساس روشني و هيجان ميکردم

00:13:54.208 --> 00:13:59.385
من تو را به نام پدر، پسر
و روح مقدس غسل ميکنم

00:13:59.386 --> 00:14:02.446
و اون منو برد زير آب

00:14:10.691 --> 00:14:14.694
و بعدش من رفتم تو آب

00:14:14.695 --> 00:14:20.395
لانا، آيا ايمانت را به مسيح به
عنوان ناجي ات ابراز ميکني؟

00:14:32.379 --> 00:14:38.279
مراسم تموم شد و ما و بچه ها
وسايلمون را جمع کرديم تو ماشين

00:14:38.552 --> 00:14:40.690
هممون تو حال وروحيه ي خوبي بوديم

00:14:40.691 --> 00:14:44.231
واسه شاممون برنامه ريزي کرديم

00:14:53.634 --> 00:14:57.980
در باز نميشد و ما نميتونستيم تو خونه بريم

00:14:57.981 --> 00:15:01.290
به پدرم که مرد گنده اي بود نگاه کردم که

00:15:01.291 --> 00:15:03.931
در را هُل ميداد

00:15:04.765 --> 00:15:06.713
محکم هل ميداد

00:15:06.714 --> 00:15:12.294
که فکر ميکردم الان اون
در را از لولا ميشکنه.

00:15:18.125 --> 00:15:23.553
باز نميشه يه چيز بزرگ
در راه مسدود کرده بود

00:15:24.898 --> 00:15:30.764
از برادرم خواست که بره
پشت خونه جيمز ،برو پشت خونه

00:15:30.765 --> 00:15:36.665
ببينه ميتونه بره بالا و از پنجره
پشتي بره تو خونه و در را باز کنه

00:15:41.014 --> 00:15:45.477
اون سعي ميکرد که يکي
از اون پنجره ها را باز کنه

00:15:45.478 --> 00:15:49.258
فقط به اندازه اي که پنجره باز بشه

00:15:58.231 --> 00:16:04.416
و يادمه که ساکت بود جيمز؟

00:16:13.079 --> 00:16:16.979
چرا اون پشت در نبود؟

00:16:19.152 --> 00:16:21.672
يالا، پسر

00:16:30.631 --> 00:16:34.182
قفسه ي کتاب را پشت در خونه ديدم

00:16:34.183 --> 00:16:38.203
همونطور که جلوي در را مسدود کرده بود

00:16:52.052 --> 00:16:57.952
اولين عکس العملمون اين بود که
کسي وارد خونه شده و دزدي کرده

00:17:04.297 --> 00:17:10.197
چيزي که واسه ما خيلي عجيب بود فقط
قفسه کتاب بود که تحت تاثير قرار گرفته بود

00:17:13.306 --> 00:17:17.493
اين قفسه ي کتاب بايد بلند شده باشه و

00:17:17.494 --> 00:17:20.914
و  در طول اتاق پرت شده باشه

00:17:25.586 --> 00:17:28.706
هممون شوکه شده بوديم

00:17:32.092 --> 00:17:34.732
بابا؟ بابا ،ببين

00:17:59.891 --> 00:18:04.407
بابا ؟ بابا ،ببين

00:18:07.599 --> 00:18:13.119
تفسير هاي کتاب مقدس بابا
روي زمين روي هم چيده شده بود

00:18:19.144 --> 00:18:26.801
اين کتابها که بر اساس
روحانيتش و ايمانش بود

00:18:27.686 --> 00:18:29.854
هيچ راهي وجود نداشت که کسي
بدون اجازه تو خونه اومده باشه

00:18:29.855 --> 00:18:36.515
و ميدونستم که اون
بايد يه چيز ديگه باشه

00:18:36.628 --> 00:18:41.219
هرچيزي که بود از ايمان پدرم

00:18:41.220 --> 00:18:44.769
و از پايبند بودنش به مذهب متنفر بود

00:18:46.838 --> 00:18:49.958
متوجه شدم که ميلرزه

00:18:59.551 --> 00:19:05.451
لحظه ي وحشتناکي بود که
اون را تو اون وضيعت ميديدم

00:19:23.374 --> 00:19:27.694
بابا سعي ميکرد طوري رفتار کنه که
انگار چيزي اتفاق نيافتاده

00:19:29.012 --> 00:19:35.886
اين منو ميترسونه واقعيه ،مگه نه؟

00:19:35.887 --> 00:19:39.847
بابا از اين رو به اون رو شد
بس ديگه

00:19:41.609 --> 00:19:48.609
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:19:48.633 --> 00:19:54.598
نميخوام بشنوم در مورد اين
حرف ميزنيد اين يه اهريمن

00:19:55.874 --> 00:19:59.354
از ترس تون تغذيه ميکنه

00:20:00.912 --> 00:20:03.792
اون ،محافظت کننده ي من

00:20:04.479 --> 00:20:10.372
سرانجام متوجه شده بود که
يه اهريمن تو خونه مون هست

00:20:10.373 --> 00:20:15.457
شنيديد چي گفتم؟
گفتم: شنيديد چي گفتم

00:20:16.228 --> 00:20:19.468
پدرم ديگه نميتونست انکار کنه که

00:20:19.864 --> 00:20:23.944
اتفاقهايي داره رخ ميده

00:20:23.949 --> 00:20:28.862
ديگه فهميدم که تمام
چيزهايي که بچه ها بهم ميگفتند

00:20:28.863 --> 00:20:31.809
اونا از خودشون درنمياوردند
واقعي بوده

00:20:31.810 --> 00:20:35.770
يه چيزي داشت بر خونه غلبه ميکرد

00:20:43.721 --> 00:20:49.226
درآمدمون خيلي کم بود و ما
نيمتونستيم جمع کنيم و بريم

00:20:49.227 --> 00:20:56.557
هيچ پولي نداشتيم پدرم
به اين تصميم رسيد که

00:20:56.625 --> 00:20:59.870
اون بايد يه کاري انجام بده

00:20:59.871 --> 00:21:02.739
اون تصميم گرفت که خونه را تطهير کنه

00:21:02.740 --> 00:21:08.640
به نام پدر ،پسر و روح مقدس

00:21:08.708 --> 00:21:13.383
خوب اون يه واعظي را از کليسامون صدا کرد

00:21:13.384 --> 00:21:17.888
درخواست دارم اين خونه را ، قبل از همه چيز
يه خونه از عشق و محبت قرار دهي

00:21:17.889 --> 00:21:19.786
اون از يه اتاق به يه اتاق ديگه ميرفت و

00:21:19.787 --> 00:21:23.007
و از کتاب مقدس نقل قول ميکرد

00:21:23.008 --> 00:21:26.663
تطهير تکميل شد و حالا
بياييد با هم دعا کنيم

00:21:26.664 --> 00:21:29.844
و به عنوان يه خانواده

00:21:30.391 --> 00:21:33.109
دستهامون را به هم زديم و دعا کرديم

00:21:33.110 --> 00:21:37.189
پدر ما در بهشت
نام تو مقدس باد

00:21:37.190 --> 00:21:42.947
اميدوار بودم که اين کمکون
ميکنه و همه چيز تموم ميشه

00:21:42.948 --> 00:21:45.948
امين
امين

00:21:50.155 --> 00:21:55.180
براي چند روز اول
احساس ميکردم که همه چيز عاديه

00:21:55.181 --> 00:21:58.541
و هيچ چيز اونجا نبود

00:22:08.073 --> 00:22:11.075
يه روز بود که مريض بودم

00:22:11.076 --> 00:22:16.656
خواهرام رفته بودند مدرسه و من خونه بودم

00:22:27.474 --> 00:22:31.736
صداش مثل صداي پا بود که
اتاق زيرشيرواني راه ميرفت

00:22:36.277 --> 00:22:39.466
پشت سر هم بود

00:22:47.145 --> 00:22:50.265
خيلي صداي سنگيني بود

00:23:04.963 --> 00:23:10.222
هيچ کس تو خونه نبود
فقط من بودم

00:23:10.223 --> 00:23:14.843
يه چيز ديگه بود که اون صدا را درمياورد

00:23:51.576 --> 00:23:55.116
و من هيچ کسي را نمي ديدم

00:24:22.523 --> 00:24:23.523
آروم باش

00:24:23.524 --> 00:24:27.220
جيمز سر کار بهم زنگ زد
خيلي هيجان زده بود

00:24:27.221 --> 00:24:31.396
تا اونجايي که بتونم
زود ميام ترسيده بود

00:24:31.519 --> 00:24:35.659
احساس تهديد و وحشت ميکردم

00:24:42.861 --> 00:24:46.701
جيمز داشت گريه ميکرد و ترسيده بود

00:24:58.710 --> 00:25:01.211
با نگراني منتظر بوديم

00:25:01.212 --> 00:25:05.892
و اين ...اين ياعث اعصبانيت من ميشد

00:25:06.685 --> 00:25:10.585
شوهرم رفت بالا توي شيرواني

00:25:29.899 --> 00:25:33.139
چيزي اونجا نبود

00:25:34.904 --> 00:25:40.557
يه چيزي اونجا بود
بابام ،شوکه شده بود

00:25:40.558 --> 00:25:44.518
و گيج ،نميتونم توضيحي براش بدم

00:25:57.414 --> 00:26:01.911
من اعتقاد دارم که آوردن يه واعظ تو خونه

00:26:01.912 --> 00:26:05.872
تمام چيز هايي که ما
سعي ميکرديم جلوشو بگيريم

00:26:06.181 --> 00:26:08.101
شديد کرد

00:26:11.027 --> 00:26:14.832
از مدرسه اومدم خونه و
اومدم تو خونه

00:26:14.833 --> 00:26:20.910
اولين چيزي که بهم
وارد شد يه سنگيني بود

00:26:33.350 --> 00:26:37.250
چيز سنگين در مورد هوا

00:26:39.189 --> 00:26:42.369
خيلي غم آور بود

00:27:00.076 --> 00:27:05.236
يادم که يه روز صبح از اتاقم اومدم بيرون

00:27:08.218 --> 00:27:11.518
وقتي اون صدا را شنيدم

00:27:11.988 --> 00:27:16.125
يادمه که بالا سقف را نگاه کردم

00:27:16.126 --> 00:27:20.085
تو اتاق خوابم بودم
صداي فرياد جيمز را شنيدم

00:27:20.086 --> 00:27:23.386
ليسا بيا اينو ببين

00:27:29.706 --> 00:27:32.046
لانا، لانا

00:27:40.484 --> 00:27:43.339
قيچي دقيقا چسبيده بود تو

00:27:43.340 --> 00:27:49.240
بالاي قسمتي که پدرم هر روز صبح
کتاب مقدس را ميخواند

00:27:52.340 --> 00:27:56.531
امکان نداره که يه قيچي را
بالا پرت کني و اينطوري

00:27:56.532 --> 00:27:59.652
مستقيم بره تو سقف

00:27:59.770 --> 00:28:05.112
اگر اون قيچي با زور ميتونه اونجوري پرت بشه

00:28:05.113 --> 00:28:08.833
خوب ميتونه به سمت ما هم پرت بشه

00:28:15.385 --> 00:28:19.455
خدايا گناهان ما را ببخش
و ما را درمقابل شيطان محافظت کن

00:28:19.456 --> 00:28:23.860
پدرم نشسته بود و لطفا
مراقب خانواده ام باش

00:28:23.861 --> 00:28:26.195
کتاب مقدس را ميخوند

00:28:26.196 --> 00:28:29.565
در مقابل حيله هاي شياطين ما را حفاطت کن

00:28:29.566 --> 00:28:33.886
با تمام وجود به خدا ايمان دارم

00:28:36.974 --> 00:28:39.237
و اون صدا را شنيدم

00:28:41.311 --> 00:28:42.912
صداي تاپ تاپ

00:28:51.172 --> 00:28:53.255
با تمام وجود به خدا ايمان دارم

00:28:53.256 --> 00:28:55.457
به درک و فهم خودت تکيه نکن

00:29:03.199 --> 00:29:05.059
بابا

00:29:09.406 --> 00:29:15.306
اولين چيزي که تو ذهنم اومد
اين بود که پدرم کشته شده

00:29:19.950 --> 00:29:23.678
بابا بابا

00:29:26.089 --> 00:29:27.949
بابا

00:29:31.895 --> 00:29:34.715
تکون نميخورد

00:29:40.303 --> 00:29:44.975
بابا بابا

00:30:02.200 --> 00:30:05.680
پدر داشت کاملا خون ريزي ميکرد

00:30:06.463 --> 00:30:09.523
صورتش خراش برداشته بود

00:30:11.550 --> 00:30:14.490
واقعا صدمه ديده بود

00:30:15.511 --> 00:30:19.909
يه چيز شيطاني ميخواست به پدر صدمه بزنه

00:30:19.910 --> 00:30:23.210
پدرم مورد حمله قرار گرفته بود

00:30:40.618 --> 00:30:43.963
خودتون را در برابر خدا تسليم کنيد

00:30:43.964 --> 00:30:48.054
درمقابل شيطان پافشاري کنيد
و اون از شما فرار خواهد کرد

00:30:48.055 --> 00:30:51.327
بعدش به روح شيطاني تو خونه گفت

00:30:51.328 --> 00:30:56.248
به عنوان پسر خدا
تو را پشت سر ميگذارم،  شيطان

00:30:56.511 --> 00:31:00.116
ميدونستم که پدرم به چي فکر ميکنه

00:31:00.117 --> 00:31:05.254
ايمان خودش را اموزش داده که

00:31:08.143 --> 00:31:10.759
اين نوعي فعاليت شيطاني هست

00:31:10.760 --> 00:31:16.583
مبارزه ي ما عليه گوشت و
خون نيست شما به اين باور

00:31:16.584 --> 00:31:19.457
کليسا تمام پاسخ ها را ارائه ميده

00:31:19.458 --> 00:31:22.216
بنابراين ارتش کاملي از خدا قرار بده

00:31:22.217 --> 00:31:24.595
خدا تمام پاسخ ها را ارائه ميده

00:31:24.596 --> 00:31:29.927
کتاب مقدس تمام پاسخ ها
را ارائه ميده حواب نميده

00:31:29.928 --> 00:31:34.440
وقتي روزي که شيطان بياد
تو ميتوني روي زمين بايستي

00:31:34.441 --> 00:31:39.721
واقعا غم انگيز بود که ببيني
اون به اون فهم رسيده است

00:31:41.179 --> 00:31:45.742
کلاه خودي از رستگاري و
شمشيري از جرات به دست بگير

00:31:45.743 --> 00:31:49.163
که اين کلام خداست

00:31:51.156 --> 00:31:54.156
امين
امين

00:32:04.035 --> 00:32:06.704
خدا و پدر در بهشت

00:32:06.705 --> 00:32:12.076
ما جوابي واسه اتفاقاتي که ميافتاد نداشتيم

00:32:12.077 --> 00:32:15.112
ما با تواضع درخواست حمايت تورا داريم

00:32:15.113 --> 00:32:21.730
جواب پدرم اين بود
که براي محافظت به

00:32:22.434 --> 00:32:29.098
دعا کردن ادامه بديد امين امين

00:32:35.934 --> 00:32:39.414
اون شب رفتم تو تخت

00:32:40.659 --> 00:32:44.679
حدود سه صبح بود

00:32:55.570 --> 00:32:58.510
صداش آشنا بود

00:32:59.224 --> 00:33:03.244
صداش مثل در زدن هاي بابام بود

00:33:23.202 --> 00:33:26.442
چيزي اونجا نبود

00:33:38.931 --> 00:33:41.511
دوباره اومد

00:33:50.157 --> 00:33:53.877
رفتم تو راهرو

00:33:55.141 --> 00:33:58.681
تا ببينم کسي اونجا هست

00:34:15.701 --> 00:34:20.501
خونه ساکت بود و همه
خوابيده بودند

00:34:26.928 --> 00:34:30.828
ترسيده بودم و باور داشتم که

00:34:32.309 --> 00:34:35.969
چيزي داره باهام بازي ميکنه

00:34:55.591 --> 00:34:58.951
بعدش برگشتم به تختم

00:35:13.592 --> 00:35:18.262
بيدار شدم از پنجره دور بودم

00:35:19.932 --> 00:35:23.112
ميتونستم صداي پا بشنوم

00:35:25.146 --> 00:35:29.346
خيلي آروم روي فرش راه ميرفت مثل اين

00:35:42.120 --> 00:35:46.970
وحشت کرده بودم
يه چيزي داشت ميومد

00:35:48.111 --> 00:35:51.351
من روي تخت بالايي بوده که

00:35:52.330 --> 00:35:56.166
ترس لانا را حس کردم و
شروع کردم به دعا خوندن

00:36:05.577 --> 00:36:10.114
گوش ميکني همونطور که به سرت نزديک کيشه

00:36:10.115 --> 00:36:13.517
خدا اينجاست و از ما محافظت ميکنه

00:36:13.518 --> 00:36:17.685
خدا اينجاست و از ما محافظت
ميکنه نزديک و نزديک تر

00:36:17.686 --> 00:36:21.592
خدا اينجاست و بعدش وايستاد

00:36:52.991 --> 00:36:56.382
دندوناش مثل دندوناي حيوون بود

00:36:58.731 --> 00:37:03.478
داشت منو خفه ميکرد
نميتونستم جيغ بزنم

00:37:05.682 --> 00:37:13.431
ميخواستم بپرم پايين و
کمکش کنم اما نميتونستم

00:37:13.432 --> 00:37:15.952
خشکم زده بود

00:38:19.451 --> 00:38:23.550
بعدش متوجه شدم که سَم تو اتاق نيست
<font color=#808080>سَم اسم سگش هست</c>

00:38:23.551 --> 00:38:25.719
رفته بود
وايستا اينجا

00:38:25.720 --> 00:38:30.412
اولين چيزي که فکر ميکردم
اين بود که سگم بيرونه و

00:38:30.413 --> 00:38:32.873
آروم آروم در حال مردن ـه

00:38:35.669 --> 00:38:39.636
هرچيزي که تو اتاقم بود
سگم را با خودش بلند کرده بود

00:38:39.637 --> 00:38:43.597
و از پنجره پرتش کرده بود

00:38:45.397 --> 00:39:00.397
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:39:00.421 --> 00:39:05.402
خيلي وحشتناک که ببيني که سگت در حال درد

00:39:05.403 --> 00:39:07.923
و زجر کشيدن

00:39:11.933 --> 00:39:18.566
داشت ميلرزيد يه چيزي
خيلي ترسونده بودش

00:39:23.769 --> 00:39:26.313
اين ديگه آخر تحملمون بود

00:39:26.314 --> 00:39:31.594
من و خواهر ميخواستيم
که از اون خونه بريم بيرون

00:39:33.464 --> 00:39:36.239
بايد از اون خونه دور بشم

00:39:36.240 --> 00:39:40.620
اون چيزي هست که قلبم بهم ميگفت
برو بيرون

00:39:43.490 --> 00:39:48.632
من و ليسا ميدونستيم که تنها راهي که
ميشه از اون خونه بري بيرون اينه که

00:39:48.633 --> 00:39:51.128
ازدواج کنيم

00:39:51.129 --> 00:39:54.928
اون چيزيه که پدر راضي به انجام دادنش هست

00:39:54.929 --> 00:39:58.135
من عشق دبيرستاني ام را داشتم

00:39:58.136 --> 00:40:00.636
اون شاهزاده ي سوار بر
اسب من با زره ي طلايي بود

00:40:00.637 --> 00:40:06.217
اون تنها کسي بود که ميتونست
منو از اون وضعيت رهايي بده

00:40:07.606 --> 00:40:12.690
و باعث بشه من از
اون خونه دور بشم و

00:40:12.906 --> 00:40:16.082
و اون با رضايت پدرم اين کار کرد

00:40:18.595 --> 00:40:21.147
ليسا و من به فاصله ي يه سال ازدواج کرديم

00:40:21.148 --> 00:40:25.784
هردومون 19 ساله
بوديم زيبا شدي، ليسا

00:40:25.785 --> 00:40:28.372
من واسه عشق ازدواج نکردم
براي آزادي ازدواج کردم

00:40:28.373 --> 00:40:31.013
همه لبخند بزنيد

00:40:31.271 --> 00:40:37.171
آزادي من دراومدن از اون خونه بود
و تا اونجايي که ميتونم ازش دور بشم

00:40:46.983 --> 00:40:50.832
ميدونم که اون خونه به سلامتي پدرم اثر گذاشت

00:40:50.833 --> 00:40:56.538
باورم دارم که اون بيشتر آسيب پذيرش کرد و
روحيه اش را خراب کرد

00:40:56.539 --> 00:41:02.344
اون مرد هميشگي
نبود قوي بود و اون ...

00:41:02.345 --> 00:41:04.446
يه شخصيت والايي داشت

00:41:04.447 --> 00:41:08.227
اون قسمت بزرگي از خودشو گم کرده بود

00:41:09.159 --> 00:41:11.665
واقعا خسته شديه بوديم

00:41:11.666 --> 00:41:17.126
احساس ميکرديم که ديگه موقعش هست که
از اونجا بريم بيرون

00:41:23.512 --> 00:41:26.877
اون ميخواست که از اول شروع کنه
و يه زندگي جديد بسازه

00:41:26.878 --> 00:41:30.550
آماده اي؟ آره

00:41:31.726 --> 00:41:41.726
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:41:41.750 --> 00:41:43.750
چهار سال بعد از اينکه اونا رفتند
خونه سوزانده شد

00:41:45.950 --> 00:41:48.350
راجر در سال 2005 هم از دنيا رفت

00:41:48.425 --> 00:41:54.325
وقتي که زنده بود تا اونجايي که
ميتونست از خانواده اش محافظت کرد

00:41:56.614 --> 00:41:59.776
اون مارا به عنوان يه پدر تربيت کرد

00:41:59.777 --> 00:42:02.319
و اون بهترين کاري که ميتونست را کرد

00:42:02.320 --> 00:42:05.944
اعتقاد دارم که اون
شرارتي که تو اون خونه بود

00:42:05.945 --> 00:42:08.453
عوارضي به روي پدرم داشت

00:42:08.454 --> 00:42:12.894
روش تاثير گذاشت و از بين بردش

00:42:15.845 --> 00:42:20.765
زندگيشو نابود کرد
سلامتيشو نابود کرد

00:42:20.945 --> 00:42:23.945
پدرمو نابود کرد