﻿WEBVTT

00:00:02.557 --> 00:00:13.557
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:14.742 --> 00:00:21.480
باور دارم که چيزي سراغتون
مياد وقتي ميميريد پرستار

00:00:21.481 --> 00:00:27.704
شيطان بود ميدونم که
فرشته ي مرگ را ديدم

00:00:28.747 --> 00:00:33.630
ميخواد منو بگيره اون چيه؟

00:00:34.696 --> 00:00:40.241
جيني، اون دختره است مرگ بود

00:00:41.967 --> 00:00:44.667
حسابشو ميرسيد

00:01:04.499 --> 00:01:07.624
هميشه شنيدم که پزشکان
حرفه اي بدترين بيماران هستند

00:01:08.916 --> 00:01:13.836
حقيقت داره چون من خودم بدترين بيمارهستم

00:01:14.234 --> 00:01:18.314
من يک تکنسين پزشکي اورژانس هستم

00:01:20.954 --> 00:01:25.634
به تازگي جراحي معده داشتم

00:01:27.417 --> 00:01:31.497
و يه چيزي اشتباه پيش رفت

00:01:32.398 --> 00:01:35.500
از در بيمارستان رفتم تو

00:01:35.501 --> 00:01:40.133
خوبي اي ام تي بودن اينه، معمولا
خودم رد ميشم

00:01:40.134 --> 00:01:45.594
اما اين بار روي تخت بودم و ميرفتم

00:01:49.615 --> 00:01:53.275
اين بار ،بيمار من بودم

00:01:56.284 --> 00:01:59.824
تو آي سي يو پذيرفته شده بودم

00:02:00.827 --> 00:02:05.267
<font color=#FFFFFF>و اونا شروع کردن به تست گرفتن از من</c>

00:02:05.631 --> 00:02:11.303
ميدونستم که موضوع
جديه خوب ترسيدم

00:02:20.243 --> 00:02:24.282
رفتن براي بار اول ديدنش
خيلي ناراحت کننده بود

00:02:24.283 --> 00:02:30.055
همسر قوي من که معمولا خودش مراقبت
ميکرد از بقيه حالا اون افتاده و کمک ميخواد

00:02:32.291 --> 00:02:35.980
اقا اون همسر منه اونجا چي شده؟

00:02:35.981 --> 00:02:41.141
دکتر گفت که کليه هاش از کار افتاده

00:02:42.135 --> 00:02:44.211
به عنوان همسر يه
تکنسين فوريتهاي پزشکي

00:02:44.212 --> 00:02:48.974
ميدونستم که کليه کسي از
کار بيافته چيز خوبي نيست

00:02:53.083 --> 00:02:58.150
فکر از دست دادن مايک بيشتر از
اوني بود که بتونم تحمل کنم

00:02:58.151 --> 00:02:59.818
بچه هامون جوون بودند

00:02:59.819 --> 00:03:02.587
آرزوهايي داشت که ميخواست
با اون بچه ها عملي کنه

00:03:12.932 --> 00:03:18.752
در روز يادبود، ناپدريم
دارل سکته ي مغزي کرد

00:03:20.219 --> 00:03:25.811
وقتي که به بيمارستان رسيديم
دکترها سريعا اومدن سراغش و روش کار کردند

00:03:32.451 --> 00:03:36.088
اونا همينجوري هم گفته بودند
که اون تا شب نميتونه دوام بياره

00:03:36.089 --> 00:03:41.459
مامان تانيا چي شده؟ عزيزم
پدر بزرگ سکته ي مغزي کرده

00:03:41.460 --> 00:03:44.462
دخترم تو آي سي يو رسيد

00:03:44.463 --> 00:03:47.697
نميدونم که زنده ميمونه يا نه ،عزيزم

00:03:47.698 --> 00:03:50.735
حالش خوب ميشه
تنها کاري که ميتونستم بکنم اين که بغلش کنم

00:03:50.736 --> 00:03:53.338
اون لحظه ما نميدونستيم که اون زنده يا مرده

00:03:53.339 --> 00:03:56.999
خيلي سخت نفس ميکشيد

00:03:57.643 --> 00:04:02.848
هيچکس نبايد به اون ماشينها وصل باشه
تا نفس بکشه ،تا زنده بمونه

00:04:02.849 --> 00:04:04.850
خوب ميشه

00:04:06.752 --> 00:04:10.415
کار من تو بيمارستان به عنوان يک
تکنيسين آي تي هست

00:04:10.416 --> 00:04:13.959
خيلي مهمه براي بيمار و همراه بيمار

00:04:13.960 --> 00:04:17.462
خوب من بايد برم تو اون اتاق

00:04:17.463 --> 00:04:22.040
اگر اولين بار درست انجامش ندهيد
زندگي بيمار به خطر ميافته

00:04:23.911 --> 00:04:28.790
اگر بيمار در بستر مرگ هست
و خانواده اش اطرافش هستند

00:04:28.791 --> 00:04:32.082
سعي ميکنم که به خانواده اشون زمان بدم

00:04:32.083 --> 00:04:35.147
کامپيوتر ميتونه صبر
کنه آره ،زمان خوبي نيست

00:04:35.148 --> 00:04:39.648
فردا برميگردم و انجامش ميدم

00:04:43.656 --> 00:04:47.976
تقريبا شبها تنهايي کار ميکردم

00:04:51.248 --> 00:04:54.166
از شيف هاي شب ترسي نداشتم

00:04:54.167 --> 00:05:00.067
اونجام تا به دکترها کمک کنم
اونجام تا به پرستارها کمک کنم

00:05:02.243 --> 00:05:08.123
دفترم تو زيرزمين نزديک سرد خونه بود

00:05:08.481 --> 00:05:12.621
من جنازه ها را روي بلانکارد ميديدم

00:05:15.101 --> 00:05:19.178
معمولا درش بسته است اما هر از گاهي
نگاهت به داخل ميافته

00:05:19.179 --> 00:05:27.389
ببيني توي سرد خونه چه خبره
يه جورايي ميتونه ترسناک باشه

00:05:29.402 --> 00:05:32.924
مثل بزرگترين سکته اي هست
که کسي ميتونه داشته باشه

00:05:32.925 --> 00:05:36.741
چطوره ،هيچ تغييري نداشته

00:05:38.644 --> 00:05:44.544
دکترها يه سوراخ تو گلوش ايجاد کردند
و يه تراک روش قرار دادند

00:05:46.552 --> 00:05:48.720
به نظر مرده ميومد

00:05:48.721 --> 00:05:51.489
حتي فکر اين را هم نميکردم که دکتر ها
انتظار برگشتش به زندگي را داشته باشن

00:05:59.029 --> 00:06:00.799
مامان

00:06:02.902 --> 00:06:07.572
اون اطراف اتاق را نگاه ميکرد مثل اينکه
بگه من کجام؟

00:06:07.573 --> 00:06:09.981
به هوش اومدي

00:06:09.982 --> 00:06:14.179
تو چشم هاي يه نفر نگاه
ميکني و ميتوني ترس را ببيني

00:06:16.349 --> 00:06:19.451
چشماش به بزرگي نعلبکي شده بود

00:06:20.954 --> 00:06:22.955
اعصباني بود

00:06:25.891 --> 00:06:30.691
اون با يه چيزي تو دنياي خودش ميجنگيد

00:06:31.530 --> 00:06:35.667
چون تو دنياي ما هيچ چيزي تو اون اتاق نبود

00:06:39.705 --> 00:06:45.043
ناپدريم هميشه تو زندگيش آدم خوبي نبوده

00:06:45.044 --> 00:06:46.878
يه سري کارهاي بد انجام داده

00:06:48.714 --> 00:06:54.310
احساس کردم که که مرگه

00:06:55.288 --> 00:06:57.988
داره حسابشو ميرسه

00:07:05.331 --> 00:07:11.169
بهم تماس گرفتن تا برم کامپيوترهاي
اتاق جراحي را تعويض کنم

00:07:11.170 --> 00:07:13.225
تو طول روز واقعا نميتوني بري اون تو

00:07:13.226 --> 00:07:17.126
جاي هست که مردم را جراحي ميکنن

00:07:19.722 --> 00:07:27.177
مامور امنيت را ميبيني همه
چيز بسته ميشه با نور خيلي کم

00:07:30.059 --> 00:07:33.492
و من به کامپيوترها نگاه ميکردم
تا بفهمم مشکلشون چيه

00:07:48.374 --> 00:07:55.414
يه چيزي توجه م را جلب
کرد سلام؟ نميدونم چي بود

00:07:55.415 --> 00:07:57.875
کسي اونجاست؟

00:08:00.165 --> 00:08:06.045
من فقط سعي ميکردم که کارم
را انجام بدم و درست انجامش بدم

00:08:20.440 --> 00:08:21.574
همونطور که کار ميکردم

00:08:22.964 --> 00:08:26.666
صداي بي بيب بي بيب ميشنيدم

00:08:26.667 --> 00:08:30.682
که اون صدا از کامپيوتر
ها نميومد از کجا مياد

00:08:44.230 --> 00:08:47.501
ميتونستي ببيني که مانيتور
ضربان قلب اينطوري حرکت ميکنه

00:08:47.502 --> 00:08:53.405
با ضربان قلب ميتونم
بگم که اين مانيتور ها

00:08:53.406 --> 00:08:58.566
تا به يه بدن متصل نباشند به صدا درنميان

00:08:59.350 --> 00:09:05.250
شما بايد اين الکترون ها
را به يه بدن وصل کنيد

00:09:07.028 --> 00:09:09.848
يه چيزي درست نيست

00:09:14.160 --> 00:09:17.114
اون تو آي سي يو بود

00:09:18.731 --> 00:09:25.585
يکدفعه گفت: سلام
،خاله ايوو خاله ايوو

00:09:34.263 --> 00:09:39.236
و نگاه کردم ديدم کسي به
غير از من و اون تو اتاق نيست

00:09:39.237 --> 00:09:46.157
پاپ ،با کي داري حرف
ميزني، پاپ؟ دايي باب

00:09:46.297 --> 00:09:49.657
وضعيت باغ چطوره؟

00:09:50.243 --> 00:09:51.763
اونجا بود که فهميدم

00:09:53.445 --> 00:09:56.800
خاله ايوو و دايي باب

00:09:56.801 --> 00:10:02.561
خاله و عموش هستند که سالها پيش مردند

00:10:04.608 --> 00:10:08.268
من حتي اونا را نميشناختم

00:10:11.308 --> 00:10:16.888
ميدونستم چيزي اشتباهه
دکمه ها را فشار ميدادم

00:10:16.889 --> 00:10:20.845
بايد يه توضيح منطقي براي اين باشه

00:10:23.322 --> 00:10:24.995
و بعدش قطع شد

00:10:27.400 --> 00:10:30.220
صدايي شنيدم

00:10:32.037 --> 00:10:34.497
نگاه کردم

00:10:34.674 --> 00:10:39.277
متوجه شدم که يکي از ابزار
هاي جراحي کنار ميز جراحي بود

00:11:05.620 --> 00:11:10.120
تا اون موقع اينقدر تو زندگيم نترسيده بودم

00:11:16.468 --> 00:11:22.368
به خاطر اون قضيه هر
سايه و هر نوري منو ميترسوند

00:11:26.559 --> 00:11:30.579
واقعا نميخواستم اونجا باشم

00:11:32.398 --> 00:11:38.038
ميخواستم عجله کنم و
کارم را انجام بدم و برم خونه

00:12:06.899 --> 00:12:08.272
بالا را نگاه کردم

00:12:09.228 --> 00:12:12.888
اون چيز سياه و توده مانند را ديدم

00:12:13.656 --> 00:12:16.176
اون چي هست؟

00:12:30.857 --> 00:12:33.377
اون چي هست؟

00:12:34.833 --> 00:12:38.464
تو يک و نيم ثانيه رفت بالا تو سقف

00:12:42.851 --> 00:12:47.231
رو تخت با درد زيادي دراز کشيده بودم

00:12:48.627 --> 00:12:54.527
و يه جورايي گوشه ي چشمم ي چيزي ديدم

00:12:55.322 --> 00:12:58.956
يه سايه ي سياه و يه چيز تاريک مانند بود

00:13:01.523 --> 00:13:07.423
يه جورايي فکر ميکردي روح هست ولي نه سفيد
سياه بود

00:13:07.457 --> 00:13:14.983
داشت جايي ميرفت مثل اينکه
دنبال چيزي ميگشت چيزي نيست

00:13:14.984 --> 00:13:19.230
مادرم خيلي خسته بود انرژي نداشت

00:13:19.819 --> 00:13:23.299
به مامانم گفتم من ميرم تو

00:13:30.363 --> 00:13:34.933
اين صداي کوچيک
پيس پيس پييس را شنيدم

00:13:38.171 --> 00:13:41.907
اصلا نميدونستم که از کجا مياد

00:13:41.908 --> 00:13:45.511
نميدونستم کي اون صدا را درمياورد

00:13:53.320 --> 00:13:59.624
ميتونستم بشنوم که يه کمي
زير لب حرف ميزنه دارل؟

00:14:03.863 --> 00:14:08.926
حالت خوبه، دارل؟
دارل نه ،تنهام بزار

00:14:08.927 --> 00:14:12.604
اماده ي رفتن نيستم
نه ،ازم دور شو

00:14:12.605 --> 00:14:16.041
تمام چيزي که فکر ميکردم اين بود
اون داره با کي حرف ميزنه؟

00:14:17.577 --> 00:14:20.779
تو تختش تکون ميخورد و ميگفت
بس کن ! ازم دور شو

00:14:20.780 --> 00:14:24.049
اماده ي رفتن نيستم
نه ،نه، زمان رفتن من نيست

00:14:24.050 --> 00:14:29.788
اون با کسي يا چيزي که
تو اتاق با ما بود حرف ميزد

00:14:29.789 --> 00:14:37.119
از صورتش معلوم بود که
چيزي بخاطر اون اونجاست نه

00:14:37.202 --> 00:14:40.999
و اون چيز داشت
شکنجه اش ميداد نه مامان

00:14:43.870 --> 00:14:51.710
نه! نه هي، هي، پاپ يکدفعه
گفت اون چوب بيسبال را بده من

00:14:51.711 --> 00:14:53.245
اون چوب بيسبال را بده من
اون چوب را بده من

00:14:53.246 --> 00:14:58.150
دور شو، حروم زاده من
آماده ي رفتن نيستم برميگردم

00:14:58.151 --> 00:15:02.537
دستش اينجوري ميرفت، انگار

00:15:02.538 --> 00:15:06.325
داشت کسي را ميزد
يا دور ميکرد

00:15:08.061 --> 00:15:10.663
باهاش ميجنگيد
باهاش مقاومت ميکرد

00:15:10.664 --> 00:15:16.322
سعي ميکرد ازش فرار
کنه از روم بلند شو! هي ،هي

00:15:16.323 --> 00:15:17.403
دور شو ،حـــــرومز---

00:15:17.404 --> 00:15:19.004
ماشين نميتونست باهاش ادامه پيدا کنه

00:15:20.607 --> 00:15:24.147
آروم باش
پرستار ،پرستار

00:15:24.329 --> 00:15:28.547
مثل اين بود که چيزي روي سينه اش نشسته بود

00:15:28.548 --> 00:15:33.452
اون چوب را بده تا
کلشو بترکونم آروم باش

00:15:37.290 --> 00:15:41.257
هرچيزي که اونجا بود
فقط تو اون اتاق بود

00:15:41.258 --> 00:15:45.698
و اون به خاطر اون اونجا بود
و من بخشي از اون ماجرا نبودم

00:15:47.667 --> 00:15:49.602
شيطان بود، چيزي بود که به نظرش ميومد

00:15:58.545 --> 00:16:01.069
بايد از اتاق جراحي ميومدم بيرون

00:16:01.070 --> 00:16:08.568
چرخيدم به گوشه و امدم
سمت پايين راهرو تاريک و دلگير

00:16:13.860 --> 00:16:18.957
احساس عجيبي به سراغم اومد

00:16:21.134 --> 00:16:27.706
وايستادم احساس
عجيب و ترس آوري بود

00:16:28.541 --> 00:16:29.742
دقيقا پشت سرم بود

00:16:38.318 --> 00:16:41.678
بدجوري ترسيده بودم

00:16:47.727 --> 00:16:50.547
برگشتم

00:16:54.233 --> 00:16:57.353
و اون توده ي تاريک

00:16:57.870 --> 00:17:02.490
که شکل سياهي داشت پشت سرم ميومد

00:17:06.279 --> 00:17:10.359
تو راهرو داشت تعقيبم ميکرد

00:17:15.964 --> 00:17:18.925
به گوشه چرخيدم
صداي موبايلم درومد

00:17:21.194 --> 00:17:27.548
موبايلم را درآوردم الو؟

00:17:31.897 --> 00:17:34.357
نگاه کردم

00:17:37.274 --> 00:17:42.632
و در سرد خونه باز
بود چرا در باز بود؟

00:17:44.192 --> 00:17:47.972
يه جنازه روي تخت بود

00:17:49.427 --> 00:17:53.942
دقيقا پشتش يه زن بود

00:17:54.700 --> 00:17:58.960
اون داشت به بدن مرده ي خودش نگاه ميکرد

00:18:02.430 --> 00:18:06.330
ميدونستم که دارم روح ميبينم

00:18:16.148 --> 00:18:20.228
دوست نداشتم تو يه جا بمونم

00:18:27.594 --> 00:18:30.534
خيلي سريع دويدم

00:18:33.256 --> 00:18:40.839
نميتونستم باور کنم که چي
ديدم بالاي سرازيري وايستادم

00:18:40.840 --> 00:18:43.240
نفسم بند اومد

00:18:44.778 --> 00:18:50.826
ترسناکترين چيزي بود
که تابحال تو عمرم ديدم

00:18:52.051 --> 00:18:57.255
تو ميخوايي درمورد اين گونه
چيز ها تو بيمارستان حرف بزني

00:18:57.256 --> 00:19:03.156
اولين کاري که اونا ميکنن به
يه بيمارستان رواني ميبرنت

00:19:08.301 --> 00:19:11.852
من حدود 9 سال هست که تو بيمارستان در

00:19:11.853 --> 00:19:18.813
بخش روانپزشکي کار
ميکنم از کارم خوشم مياد

00:19:18.814 --> 00:19:22.848
بيماران هم از من خوششون مياد
ما به هم خيلي خوب کنار مياييم

00:19:22.849 --> 00:19:28.487
بعد از يه مدت
به يه خانواده تبديل ميشيم

00:19:28.488 --> 00:19:33.818
زماني که ميرم سر کار
حدود ساعت 6.35 صبح هست

00:19:33.819 --> 00:19:36.061
يکي از بيماران مورد علاقه ام مارک هست

00:19:36.062 --> 00:19:41.988
اوضاع چطوره؟ خوبه صبح
زود اومدي اينجا زود اومدم اينجا

00:19:41.989 --> 00:19:44.302
داشتم وارد بيمارستان ميشدم
اون ازم سيگار خواست

00:19:44.303 --> 00:19:50.513
سيگار داري؟ حتما ،چرا
نريم بيرون بکشيم؟ بزن بريم

00:19:52.457 --> 00:19:54.849
يه سيگار دادم مارک

00:19:54.850 --> 00:19:59.513
ميدوني وقتي که بچه بودم ما عادت داشتيم
کل وقت اونجا ماهي گيري کنيم

00:19:59.514 --> 00:20:06.492
قشنگه و به ساعتم نگاه کردم
ديدم هشت دقيقه مونده به هفت

00:20:06.493 --> 00:20:10.033
بايد برم تو

00:20:11.626 --> 00:20:17.206
خم شدم و سيگارمو رو زمين خاموش کردم

00:20:18.270 --> 00:20:22.770
و اون موقع بود که اون چيز اومد بالا سرم

00:20:24.127 --> 00:20:28.567
چيزي که حدود هفت فوت ارتفاع داشت

00:20:30.447 --> 00:20:37.143
اون توده ي سياه خيلي سريع
بهم خورد نميتونستم نفس بکشم

00:20:37.790 --> 00:20:40.790
لعنتي، دارم ميميرم

00:20:52.687 --> 00:20:57.016
انگار کسي اطراف قلبت گيره گذاشته باشه

00:20:57.017 --> 00:21:00.017
احساس ميکردم دارم ميميرم

00:21:03.840 --> 00:21:05.892
داشتم ميمردم

00:21:09.984 --> 00:21:14.832
ردش کردم ميتونستم نفس بکشم

00:21:14.891 --> 00:21:20.351
و زماني که رد شد
برگشتم به سمت مارک

00:21:21.296 --> 00:21:30.711
چي؟ مارک رفته بود اون مثل
اين بود تو يک دقيقه رفته بود

00:21:31.019 --> 00:21:36.919
تنها چيزي که پيدا کردم
سيگارش بود که انداخته بود

00:21:38.522 --> 00:21:42.182
خيال کردم که مارک رفته
تا کسي را واسه کمک بياره

00:21:42.183 --> 00:21:46.803
چون اون همچين آدمي بود

00:21:47.961 --> 00:21:50.250
خوب رفتم تو

00:21:50.251 --> 00:21:53.844
و بعدش يکي از پرستارهاي
شيفت شب از پله ها اومد پايين

00:21:53.845 --> 00:22:00.924
يکي از بيمارها ظاهرا فوت
کرده آره ،حتما ،ميتونم کمک کنم

00:22:01.005 --> 00:22:06.005
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:06.029 --> 00:22:09.813
او سلام ران ميتوني اينو برام
امضا کني؟ بله ،حتما ،دکتر

00:22:09.814 --> 00:22:14.850
دکتر ازم ميخواست تا تاييده
ي اطلاعات بيمار را امضا کنم

00:22:14.851 --> 00:22:19.437
به طور واضح ميتوني
زمان تخميني مرگ را ببيني که

00:22:19.438 --> 00:22:26.500
6.30. صبح بود اسمم
را امضا کردم و دکتر گفت

00:22:26.501 --> 00:22:29.832
بايد بدن را ببيني
بايد بدن را ببيني، ران

00:22:29.833 --> 00:22:31.400
درسته ،معذرت ميخوام دکتر

00:22:37.442 --> 00:22:39.902
مارک بود

00:22:41.180 --> 00:22:42.647
نميتونست اون باشه

00:22:44.849 --> 00:22:47.186
مارک بر اثر حمله ي سکته ي قلبي مرده بود

00:22:47.187 --> 00:22:52.587
اون ساعت 6.30 دقيقه مرده
بود و من بيرون باهاش بودم

00:22:52.711 --> 00:22:57.927
ميدونيد ،حدود ده دقيقه باهاش
سيگار کشيدم ده دقيقه پيش

00:22:57.928 --> 00:23:00.614
کمتر از ده دقيقه ي پيش ما بيرون بوديم و

00:23:00.615 --> 00:23:07.378
تو ايوان سيگار
ميکشيديم ران متاسفم

00:23:11.264 --> 00:23:14.696
ميدونم که با خودم حرف
نميزدم ميدونم که با اون بودم

00:23:14.697 --> 00:23:17.937
اون به طور فيزيکي با من بود

00:23:19.939 --> 00:23:25.759
غير ممکن واسه کسي که
تو يه زمان در دو مکان باشه

00:23:26.310 --> 00:23:32.210
رفتم به سمت کافي شاپ تا
افکارم را جمع و جور کنم

00:23:37.050 --> 00:23:42.208
کشيش داشت ميومد پايين سلام
،ران گفتم :پدر، وقت داري؟

00:23:42.209 --> 00:23:45.149
البته

00:23:45.732 --> 00:23:49.848
گفتم چيزي که ميخوام بهت بگم باور کردنش سخته

00:23:49.849 --> 00:23:52.250
بهم بگو چي شده
اون چيزي هست که ميخوام بدونم

00:23:52.251 --> 00:23:54.586
من باهاش پايين پله ها سيگار ميکشيدم

00:23:54.587 --> 00:23:59.625
من درمورد سيگار کشيدنم
با مايک تو ايوان بهش گفتم

00:23:59.626 --> 00:24:05.416
اون گفت وقتي مارک مرد تو قسمتي
از سکته ي قلبيش را حس کردي

00:24:05.417 --> 00:24:08.297
دردشو حس کردي

00:24:08.753 --> 00:24:12.750
اون گفت که اتفاق نادريه
اما چيزي که تو باهاش تماس داشتي

00:24:12.751 --> 00:24:18.651
چيزي هست که ما تو مذهب
کاتوليگ بهش ميگيم فرشته ي مرگ

00:24:19.212 --> 00:24:22.681
ران تو مرگ را تجربه کردي

00:24:22.682 --> 00:24:26.222
و اون داشته ميومده جون مارک را بگيره

00:24:28.788 --> 00:24:34.626
باور دارم که اون کسي که من
باهاش حرف ميزدم روح مارک بوده

00:24:34.627 --> 00:24:40.327
وقتي اون توده اومد
اون واسه مارک ميومده نه واسه من

00:24:47.306 --> 00:24:52.643
بعد از مدتي ناپدريم
،دارل اون تسليم شد

00:24:53.246 --> 00:24:55.381
بدنش بدتر شده بود

00:24:58.050 --> 00:25:03.330
خوب دکتر دستور داده بود که
پرستار مراقب بياد اونجا

00:25:05.692 --> 00:25:10.002
من هفت ساله که پرستار مراقب هستم

00:25:10.003 --> 00:25:14.123
صبح بخير
کارم ميتونه سخت

00:25:14.124 --> 00:25:17.450
چون بايد از بيماراني که درحال
مردن هستند مراقبت کنم

00:25:17.451 --> 00:25:20.315
و همچنين خانوادهاشون و
نيازهاشون را براورده کنم

00:25:22.038 --> 00:25:28.013
پرسيلا؟ سلام سلام
،من ويکي هستم خوشبختم

00:25:28.014 --> 00:25:31.050
يادمه که اولين بار که تو اتاق رفتم

00:25:31.051 --> 00:25:35.186
دارل بود که روي تختش
دراز کشيده بود ومريض بود

00:25:35.187 --> 00:25:40.358
خوب از اينجا به بعد من هستم ميتوني بري و
يه کم استراحت کني

00:25:40.359 --> 00:25:41.794
عاليه

00:25:41.795 --> 00:25:45.668
من هيچ چيزي از اتفاقهايي
که افتاده بود را به ويکي نگفتم

00:25:45.669 --> 00:25:50.822
چون ميترسيدم که اون
ممکنه که يا بره يا منو بگيرن

00:25:50.823 --> 00:25:58.009
ممنونم اولين چيزي که اون
احتياج داشت يه کم استراحت بود

00:25:58.010 --> 00:25:59.411
حالا نوبت من بود

00:26:05.380 --> 00:26:08.086
فقط من و آقاي دارل بوديم

00:26:12.091 --> 00:26:15.226
به نظر ميرسيد که اون
انگار با چيزي درگير شده

00:26:17.622 --> 00:26:20.852
و من خيال ميکردم که اون
احتمالا يکي از اون آدمهايي

00:26:20.853 --> 00:26:24.776
هست که به راحتي نميميرند

00:26:38.368 --> 00:26:42.153
اون ميجنگه تا اونجايي که ديگه نميتونه بجنگه

00:26:48.160 --> 00:26:52.720
اونجا نشسته بودم و کتاب ميخوندم

00:26:56.068 --> 00:27:00.988
احساس کردم که يه سرمايي داخل اتاق شد

00:27:06.181 --> 00:27:10.021
و بيشتر سرد تر ميشد

00:27:13.887 --> 00:27:19.767
فکر نميکنم که درجه ي ترموستات کم شده باشه

00:27:20.359 --> 00:27:25.039
اما هواي اتاق تغيير کرده بود

00:27:39.552 --> 00:27:45.452
موهاي بدنم از سرما سيخ شده بود

00:27:47.362 --> 00:27:52.942
ميتونستي احساس کني
که انگار کسي تو اتاق اومد

00:27:56.534 --> 00:28:00.734
حواسم به يه سايه پرت شد

00:28:03.096 --> 00:28:08.616
احساس ميکردم که چيزي تو
اتاق هست و من نميتونم ببينم

00:28:11.353 --> 00:28:14.293
اما احساسش ميکردم

00:28:15.598 --> 00:28:22.299
من تو اتاق با مريض
در حال مرگم تنها بودم

00:28:22.957 --> 00:28:27.217
و چيزي هم داخل اتاق شده بود

00:28:30.081 --> 00:28:32.997
صندلي ام را به يه سمت تختش کشوندم

00:28:36.287 --> 00:28:41.553
دستشو گرفتم و براش دعا ميخوندم

00:28:41.554 --> 00:28:43.450
براي خانواده اش دعا ميخوندم

00:28:51.677 --> 00:28:54.229
اون با چيزي درگير شده بود

00:28:57.350 --> 00:29:00.001
مثل اينکه سعي ميکرد چيزي را از خودش دور کنه

00:29:09.662 --> 00:29:13.682
خيال ميکردم که داره درد ميکشه

00:29:14.917 --> 00:29:18.722
خوب بهش دوز ديگه از داروي زد درد دادم

00:29:18.723 --> 00:29:23.057
که تقريبا دوبرابر چيزي بود
که به يه فرد عادي تزريق ميشه

00:29:29.362 --> 00:29:35.703
به جاي اينکه آروم بشه اون
بيشتر سرو دستشو تکون ميداد

00:29:37.528 --> 00:29:41.608
اين شبيه چيزي نبود که قبلا تجربه داشته باشم

00:29:45.590 --> 00:29:51.365
خدا پناه من است کتاب
مقدسم را بيرون آوردم

00:29:52.955 --> 00:29:57.848
احساس ميکردم که اون چيزيه
که ميتونه به من و دارل کمک کنه

00:29:57.849 --> 00:30:02.196
او مرا در مراتع سبز قرار ميدهد

00:30:03.798 --> 00:30:07.835
نميتونم بگم که روح بود يا شيطان

00:30:08.904 --> 00:30:12.874
حتي با وجود اينکه از دره اي
از سايه هاي مرگ عبور ميکنم

00:30:12.875 --> 00:30:16.077
اما مطمئن بودم که يه چيزي اونجا بود

00:30:20.115 --> 00:30:22.850
که نميتونستم ببينم

00:30:25.820 --> 00:30:27.788
و اون چيز به خاطر اون اونجا بود

00:30:44.483 --> 00:30:46.523
ويکي؟

00:30:53.282 --> 00:30:59.770
حالت خوبه؟ ميدونستم
که بايد با هم حرف بزنيم

00:31:00.355 --> 00:31:03.115
بايد با هم حرف بزنيم

00:31:04.651 --> 00:31:06.760
اون يه پرستار مراقب بيماران در حال مرگ هست

00:31:06.761 --> 00:31:10.244
اون هرروز با مرگ سرو کار داره

00:31:10.245 --> 00:31:13.993
اما اون واسه من توضيح داد که

00:31:13.994 --> 00:31:18.068
شکنجه ي طولاني مدتي که اون توسط اون چيز شده

00:31:18.069 --> 00:31:21.789
شبيه هيچ چيزي که قبلا ديده باشه نبوده

00:31:22.777 --> 00:31:26.949
پرسيلا راحت شده بود
از اينکه کَس ديگه هم ميگفت

00:31:26.950 --> 00:31:31.652
آره ،ديدمش،آره ،احساسش
کردم آره ،ميدونم اونجاست

00:31:37.663 --> 00:31:43.563
هنوزم تو مراقبهاي شديد بودم و
هنوزم دردهاي زياد قابل توجهي داشتم

00:31:45.316 --> 00:31:52.242
شب بود ماسک روي صورتم
بود و کلي هم شلنگ بهم وصل بود

00:31:56.420 --> 00:31:59.600
يکدفعه

00:32:00.754 --> 00:32:03.454
سايه ديدم

00:32:04.544 --> 00:32:07.029
و شکل ميگرفت، شکل فيزيکي

00:32:10.001 --> 00:32:13.744
درواقع تو اتاقم راه ميرفت

00:32:13.745 --> 00:32:17.573
احساس ميکردم که نميتونم نفس بکشم

00:32:17.574 --> 00:32:20.943
هرچيزي که داشتم را فشار ميدادم
بايد کسي را صدا ميکردم

00:32:22.489 --> 00:32:25.514
تنها چيزي که از در ميومد
يه شي سياه مانند بود

00:32:28.360 --> 00:32:30.753
و تنها چيزي که به ذهنم
خطور ميکرد اين بود که

00:32:32.055 --> 00:32:34.089
ميخواد منو ببره

00:32:35.191 --> 00:32:41.091
نزديک و نزديک تر ميشد و
و من يه جورايي داشتم از حال ميرفتم

00:32:41.665 --> 00:32:48.507
يه جورايي گوشه
ي چشمم يه بدن ديدم

00:32:49.805 --> 00:32:52.925
يه دختر کوچيک بود

00:32:53.881 --> 00:32:57.712
نميدونستم چرا اون اونجاست

00:33:00.583 --> 00:33:03.943
داشتم خفه ميشدم

00:33:04.654 --> 00:33:08.494
ترسيده بودم ،...در حد مرگ ترسيده بودم

00:33:28.537 --> 00:33:32.720
داشتم خفه ميشدم
سعي ميکردم نفس بکشم

00:33:32.721 --> 00:33:39.384
به دختر بچه نگاه
کردم و ديگه نميترسيدم

00:33:40.392 --> 00:33:44.029
اون چيز سياه رفت
اون چيز رفته بود

00:33:49.105 --> 00:33:51.206
به سينه ام ضربه ميزدم

00:33:57.658 --> 00:34:02.398
و يه لخته خون بزرگي از دهنم بيرون اومد

00:34:08.141 --> 00:34:12.703
احتمالا به نزديکي که
تابه حال به مرگ داشتم بود

00:34:24.245 --> 00:34:30.145
نميدونم که اون دختره اونجا بود تا
مراقبم باشه يا مطمئن بشه که آروم هستم

00:34:31.252 --> 00:34:38.813
اون فقط بهم نگاه کرد و
خنديد حالا متوجه شدي؟

00:34:40.228 --> 00:34:43.768
و گفتم :چي را متوجه شدم؟

00:34:44.664 --> 00:34:47.184
اون رفته بود

00:34:57.312 --> 00:35:00.012
به عنوان يک تکنسين فوريتهاي پزشکي

00:35:00.158 --> 00:35:07.390
فرق بين توهم و واقعي بودن
را ميدونم و اون واقعي بود

00:35:09.144 --> 00:35:20.144
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:35:20.168 --> 00:35:23.468
مطمئنم چيزي اونجا بود

00:35:24.208 --> 00:35:28.528
و به خاطر اونم اونجا بود

00:35:29.285 --> 00:35:33.725
و اون چيز بايد اونطوري
که بود ، اون را ميگرفت

00:35:34.805 --> 00:35:37.385
متشکرم

00:35:44.982 --> 00:35:50.322
يکدفعه دوباره اون دختره بچه را ديدم

00:35:50.584 --> 00:35:57.823
عقب اتاقم کنار تختم
وايستاده بود گم شدي؟

00:35:58.640 --> 00:36:01.940
اينجا چکار ميکني؟

00:36:02.130 --> 00:36:05.880
اون روز صبح وقتي وارد اتاق شدم
خيال کردم که داره با خودش حرف ميزنه

00:36:05.881 --> 00:36:10.017
همه چيز روبراهه؟
عزيزم با کي حرف ميزني؟

00:36:10.018 --> 00:36:15.070
با دختر بچه حرف
ميزنم کدوم دختر بچه؟

00:36:15.071 --> 00:36:16.924
دختر بچه اي اينجا نيست؟

00:36:16.925 --> 00:36:20.438
به صندلي نگاه کردم و اون ديگه اونجا نبود

00:36:20.439 --> 00:36:26.009
هيچ دختر بچه اي اينجا
نيست دختر بچه ميبيني؟

00:36:27.754 --> 00:36:31.472
تا اونجايي که ميديدم فقط کيفم روي صندلي بود

00:36:31.473 --> 00:36:35.476
عزيزم راهرو را ببين چي؟

00:36:35.477 --> 00:36:40.603
ميدوني اون بايد يه جايي
اون بيرون باشه باشه

00:36:45.253 --> 00:36:48.990
نه ،نه ،هيچ دختر بچه
اي نيست ناپديد شده بود

00:36:48.991 --> 00:36:54.161
خوب نديدم که از اتاق بره بيرون
پس فقط ناپديد شده بود

00:36:54.162 --> 00:36:56.363
توهم نزده بود

00:36:56.364 --> 00:36:59.600
 بريده بريده حرف نميزد خيلي واصح صحبت ميکرد

00:36:59.601 --> 00:37:02.369
بيا درمورد خودت
بگيم....حالت چطوره؟ بهترم

00:37:02.370 --> 00:37:07.284
واقعا؟ خيلي خوبم يکمي در
مورد اون دختر بچه حرف زديم

00:37:07.285 --> 00:37:13.185
نميدونم چرا اونجا بود
ولي حتما يه دليلي براش بود

00:37:19.139 --> 00:37:24.992
صبح روز بعد وقتي وارد شدم و صورتش را ديدم

00:37:24.993 --> 00:37:29.499
چشماش کاملا باز بود و
 به سمت چپ بود

00:37:29.500 --> 00:37:35.400
سرش به سمت جايي که در بود قرار داشت و اون
هيچوقت به در نگاه نميکرد

00:37:37.639 --> 00:37:45.370
متعجب شدم که حتما چيزي از
در اومده تو تا بهش بگه وقتشه

00:37:50.118 --> 00:37:52.998
به صورتش دست کشيدم

00:37:53.531 --> 00:37:57.958
و مثل يخ سرد بود اونموقع
بود که فهميدم اون مرده

00:37:59.961 --> 00:38:04.344
مرگ خودشو نشون داد
يه چيزي خودشو نشون داد

00:38:04.345 --> 00:38:07.267
يکدفعه مثل اين بود که
بگه موقعشه

00:38:16.244 --> 00:38:23.693
زجرها و دردها و و هر
احساسي که ميتونستي حس کني

00:38:23.694 --> 00:38:25.914
تموم شده بود

00:38:27.388 --> 00:38:31.664
سنگيني برداشته شده
بود ميتونستي نفس بکشي

00:38:31.665 --> 00:38:35.865
براي اولين بار ميتونستي نفس بکشي

00:38:36.732 --> 00:38:40.473
من هفت ساله که پرستار بيماران در حال مرگم

00:38:40.474 --> 00:38:44.224
و باور دارم که کسي مياد سراغت

00:38:44.225 --> 00:38:52.674
چيزي مياد سراغت وقتي ميميري
ازش نميترسيدم مثل اون روز

00:38:52.675 --> 00:38:56.635
که با دارل بودم

00:39:02.690 --> 00:39:07.417
خيلي وقتها از کنار مرگ
دور ميشم و ميام تو ماشينم

00:39:07.418 --> 00:39:10.658
مثل بچه گريه ميکنم

00:39:12.915 --> 00:39:16.875
چون نميتونستم باورش کنم

00:39:17.538 --> 00:39:20.274
سلام بابت همه چيز ممنونم

00:39:20.275 --> 00:39:29.183
سرانجام کليه هام شروع به
کار کرد و ميتونستم برم خونه

00:39:32.420 --> 00:39:37.340
بيشتر از هرچيزي خوشحال بودم که همسرم برگشته

00:39:39.727 --> 00:39:43.952
خوشحال بودم که ميتونم
هرجايي به غير از بيمارستان باشم

00:39:43.953 --> 00:39:46.173
و ما درمورد چيزهايي که
اتفاقي افتاده بود حرف زديم

00:39:46.174 --> 00:39:54.867
امشب ميخواد کباب دنده
درست کنم جيني همون دختره

00:39:55.986 --> 00:40:04.423
جيني،.. اون دخترست اون
لحظه بود که متوجه شدم فهميدم که

00:40:04.424 --> 00:40:06.884
اون کي بود

00:40:16.464 --> 00:40:19.704
جيني،.. اون دخترست

00:40:21.884 --> 00:40:26.473
فهميدم که اون همون دختري بود که 5 سال پيش

00:40:26.474 --> 00:40:30.457
تو تماس اورژانسي که جواب
دادم ازش مراقبت ميکردم

00:40:32.938 --> 00:40:36.898
بيهوش بود ،نفس نميکشيد

00:40:39.307 --> 00:40:47.896
هر کاري که بتونم نجاتش
بدم انجام دادم اون مرده بود

00:40:47.897 --> 00:40:53.255
اون خودش بود واقعا؟
اون خودش بود تو اتاق

00:40:53.256 --> 00:41:00.432
همون دختري که تو بيمارستان
بود که 4 سال پيش مراقبش بودم

00:41:00.433 --> 00:41:08.405
اون دختر که ديدم
کسي بود که اونجا بود و

00:41:10.010 --> 00:41:13.670
همه چيز را براي من بهتر کرد

00:41:17.043 --> 00:41:20.763
يه جورايي مثل فرشته ي مراقب بود

00:41:24.192 --> 00:41:29.112
هر پرستاري يه داستاني
داره که غير قابل توضيح هست

00:41:29.519 --> 00:41:35.542
چيزي که شاهدش بودند چيزي
که ديده اند چيزي که حس کردند

00:41:37.068 --> 00:41:43.930
ميدونم که فرشته ي
مرگ را رو به روم ديدم

00:41:44.751 --> 00:41:47.232
به کتاب مقدس قسم ميخورم
امتحان دروغ سنج هم ميدم

00:41:47.233 --> 00:41:50.893
ميدونم ،...ميدونم که وجود داره

00:41:51.459 --> 00:41:54.159
فرشته ي مرگ بيرون هست

00:41:55.633 --> 00:41:58.186
تمام اين چيزها را تو خودمون نگه ميداريم

00:41:58.187 --> 00:42:04.209
چون خيلي ريسک پذير هست
مردم نميان تو بيمارستاني که

00:42:04.210 --> 00:42:10.110
همه در مورد ديدن چيزهايي عجيب صحبت ميکنن

00:42:13.905 --> 00:42:17.816
آخرش همه اون چيز سياه را ميبينن

00:42:17.817 --> 00:42:24.410
ميدونم که اون اتفاق ميافته
اما مثل قبلا منو نميترسونه

00:42:24.411 --> 00:42:27.613
اميدوارم که کسي اونجا
باشه تا کمک کنه ازش رد بشم

00:42:27.637 --> 00:42:47.637
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.