﻿WEBVTT

00:00:02.751 --> 00:00:13.751
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:14.671 --> 00:00:19.891
چيزهايي اينجا اتفاق ميافته که طبيعي نيست

00:00:21.009 --> 00:00:26.909
حالا ما يه چيزي اينجا داريم
بقيه مستاجر ها هم ديدنش

00:00:27.481 --> 00:00:28.808
شما هنوزم انکارش ميکنيد

00:00:28.809 --> 00:00:34.709
نميخوايي بپذيري که چيزي مثل
اين اصلا برات ميتونه اتفاق بيافته

00:00:37.484 --> 00:00:40.920
مردم متوجه نيستند

00:00:40.921 --> 00:00:44.057
يه چيزهايي تو اين دنيا هستند که

00:00:44.058 --> 00:00:46.158
خيلي بَدن

00:01:05.278 --> 00:01:11.958
بر اساس رويداد هاي اتفاق افتاده در سال
2005 در درياچه ي ساراناک در نيويورک

00:01:22.196 --> 00:01:25.599
درياچه ي ساراناک
يکي از نقاط زيبا در نيويورک هست

00:01:25.600 --> 00:01:31.180
اونا به اونجا به عنوان قسمت
سبز تر نيويورک اشاره ميکنن

00:01:31.405 --> 00:01:32.938
هواش خيلي تازه است

00:01:32.939 --> 00:01:35.774
جاي عالييه واسه زندگي کردنه

00:01:35.775 --> 00:01:38.616
و چيزي که شروع به ديدنش
ميکنيد اون خونه هاي زيباش هست

00:01:38.617 --> 00:01:42.457
که هرجايي ظاهر شدند

00:01:46.536 --> 00:01:52.383
چيزي که در واقع تصميم گرفتم انجام
بدن شروع يه کار بود توسعه املاک

00:01:52.384 --> 00:01:58.284
يه خونه ي قديمي بود که چشمم را گرفت و
بالاي تپه بود

00:02:03.937 --> 00:02:09.837
نگاش کردم و گفتم
وووه اين باور نکردنيه

00:02:10.444 --> 00:02:13.684
اون خيلي بزرگ بود

00:02:17.651 --> 00:02:23.551
چيزي که منو مجذوبش کرده بود اين
بود که در حقيقت يه کمي کار نياز داشت

00:02:26.960 --> 00:02:30.530
مثل يه الماسي بود که بتراشيش و بدرخشه

00:02:30.531 --> 00:02:35.811
يه سري تحقيقات کردم و اون ملک را خريدم

00:02:36.636 --> 00:02:41.174
روزي که نزديک قرار داد بود
ابزارهام تو ماشين بود

00:02:41.175 --> 00:02:44.877
نميخواستم وقتم را تلف کنم

00:02:44.878 --> 00:02:49.858
ساختمان قبلا به چند خونه تقسيم شده بود

00:02:50.150 --> 00:02:56.050
کاري که ميخواستم بکنم اين بود که ظاهر
هر خونه را تغيير بدم آدم هاي جديد بيارم

00:02:57.268 --> 00:02:59.325
ملک در وضيعت وحشتناکي قرار داشت

00:02:59.326 --> 00:03:03.996
بيشتر اين خونه ها در دهه
1900 ساخته شده بودند

00:03:03.997 --> 00:03:08.437
خيلي کار داشتند که بايد روشون انجام ميشد

00:03:09.476 --> 00:03:15.241
دقيقا توي طبقه ي اول
پنچ آپارتمان وجود داشت

00:03:15.242 --> 00:03:21.142
و بعدش ميرفتي طبقه بالا سه تاي
ديگه هم اونجا بود

00:03:21.515 --> 00:03:25.151
و توي طبقه ي سوم هم يه آپارتمان ديگه بود

00:03:25.152 --> 00:03:30.792
همشون قفل بود که به نظرم يه کم عجيب بود

00:03:36.011 --> 00:03:40.031
اون آپارتماني که طبقه ي سوم بود
پر از آشغال بود

00:03:41.801 --> 00:03:43.813
اون نفس بر بود

00:03:43.814 --> 00:03:47.474
اون خيلي کار داشت

00:03:48.015 --> 00:03:52.395
اون از اونايي بود که
ممکن بود از خستگي بکشتت

00:03:53.213 --> 00:03:57.893
خوب اون را گذاشتم واسه آخر

00:04:15.469 --> 00:04:18.918
<font color=#FFFFFF>تنها راهي که قادر بودم
از پس اين پروژه بربيام</c>

00:04:18.919 --> 00:04:22.675
و از مخارجم بزنم اين بود که تو يکي
از آپارتمانهام زندگي کنم

00:04:22.676 --> 00:04:27.656
خوب به خاطر اون آپارتمان
"جي" را براي زندگي انتخاب کردم

00:04:28.482 --> 00:04:31.962
اون شب کار را شروع کردم

00:04:37.257 --> 00:04:39.819
من تمام پولم را براي اون خونه داده بودم

00:04:39.820 --> 00:04:45.264
قرار بود هر شب و هر
هفته و هر ماه کار کنم تا

00:04:45.265 --> 00:04:51.145
اينکه اون چيزي که بايد انجام بشه
انجام بشه

00:04:58.612 --> 00:05:02.272
،دستگاه مته را روي زمين گذاشتم

00:05:05.117 --> 00:05:08.057
،دستگاه مته گم شده بود

00:05:08.088 --> 00:05:12.528
اون ،دستگاه مته دقيقا در دسترسم بود

00:05:16.230 --> 00:05:18.397
چراغ حموم روشن بود

00:05:18.398 --> 00:05:22.178
تو حموم نبودم

00:05:30.977 --> 00:05:36.497
دستگاه مته ام اونجا روي زمين بود
مستقيم وايستاده بود

00:05:38.915 --> 00:05:41.735
خوب اون عجيب بود

00:05:42.689 --> 00:05:46.529
خوب ميدونيد شايد به خاطر خستگي بود

00:05:48.295 --> 00:05:51.775
خوب دوباره به کارم ادامه دادم

00:06:03.042 --> 00:06:08.447
صدايي که ميشنيدم اينطوري بود....ا

00:06:08.448 --> 00:06:12.648
مثل صداي قدم زدن محکم روي چوب بود

00:06:16.623 --> 00:06:22.523
صداي پا از بيرون راهرو
به سمت در آپارتمان من ميومد

00:06:32.205 --> 00:06:34.185
سلام؟

00:06:38.545 --> 00:06:41.185
کسي جواب نداد

00:06:42.683 --> 00:06:44.723
در را باز گذاشتم چون فهميدم

00:06:44.724 --> 00:06:47.153
اگر کسي اونجاست و اگر
کسي داره سر به سرم ميزاره

00:06:47.154 --> 00:06:51.534
خوب بتونم قطعا ببينم که دارن ميان

00:06:55.261 --> 00:07:00.721
من تازه برگشتم تا کارم را ادامه بدم

00:07:01.897 --> 00:07:04.177
شش بار

00:07:12.078 --> 00:07:14.598
عجيب بود

00:07:17.784 --> 00:07:21.220
من به ارواح اعتقاد ندارم

00:07:21.221 --> 00:07:23.701
خوب يه جورايي بي اعتنا بودم

00:07:23.702 --> 00:07:27.842
فهميدم که شايد به استراحت نياز دارم

00:07:42.976 --> 00:07:48.376
چند روز بعدش نياز داشتم که
تعداد زيادي شست و شو انجام بدم

00:07:52.786 --> 00:07:58.686
ماشين لباس شويي و خشک کن دقيقا کنار
پله بودند

00:08:22.682 --> 00:08:28.116
ديدم که يه نفر سريع به
سمت نرده ي پله ها رفت

00:08:28.117 --> 00:08:31.417
از پله ها بالا رفتم

00:08:31.958 --> 00:08:34.538
دنبالش ميکردم...ا

00:08:39.198 --> 00:08:41.778
تو يه کمد

00:08:45.153 --> 00:08:51.053
و اونجا وايستاده بودم و اينطوري بودم که
آيا در کمد را باز کنم يا نه؟

00:08:56.898 --> 00:08:58.475
گفتم خيلي خوب

00:08:58.476 --> 00:09:02.436
حالا در کمد را باز ميکنم

00:09:02.804 --> 00:09:06.404
حالا بايد با ترسم روبرو بشم

00:09:36.943 --> 00:09:42.843
ترسيده بودم چون قدم بعدي مي خواستم ببينم که
چي پشت در هست؟

00:09:54.094 --> 00:09:56.395
تمام اون وسايل يکدفعه اومد بيرون

00:09:56.396 --> 00:09:59.876
بدجور منو ترسوند

00:10:05.802 --> 00:10:08.505
کسي اونجا نبود

00:10:08.506 --> 00:10:12.706
اما ديدم که کسي رفت اونجا

00:10:22.923 --> 00:10:24.423
هفته ها گذشت

00:10:24.424 --> 00:10:26.258
يه آپارتمان را کارشو تموم کردم

00:10:26.259 --> 00:10:29.895
حالا ميتونستم پيشرفت را ببينم
داشتيم به جلو ميرفتيم

00:10:29.896 --> 00:10:33.432
يه نفر بود که بهم زنگ
زد و خيلي علاقه مند بود

00:10:33.433 --> 00:10:35.563
اسمش سينتيا بود

00:10:35.564 --> 00:10:40.572
اون دقيقا از اون مستاجرايي
بود که من دنبالش ميگشتم

00:10:40.573 --> 00:10:44.043
اون حرفه اي بود
اون تو کار مشاور املاک بود

00:10:45.245 --> 00:10:48.314
براي اولين بار که آپارتمان را ديدم
حيرت انگيز بود

00:10:48.315 --> 00:10:52.371
ميدونيد، پيدا کردن املاکي مثل اين
حتي براي اجاره هم کميابه

00:10:52.372 --> 00:10:56.429
ميدونيد براي کسي که عاشق معماري باشه
اون يه پديده بود

00:10:56.430 --> 00:11:00.485
کاملا با درختها پوشيده
شده بود و واقعا دلپسند بود

00:11:00.486 --> 00:11:02.228
عاليه
اره

00:11:02.229 --> 00:11:05.685
چيز ديگه اي هم هست که بايد بدونم؟

00:11:05.686 --> 00:11:11.586
اولش به کسي نگفتم که چه اتفاقاتي ميافته

00:11:11.738 --> 00:11:14.306
مطمئن نبودم چي ميبينم

00:11:14.307 --> 00:11:16.857
ميدونيد تا اينکه بفهمم
چرا چيزي به کس

00:11:16.858 --> 00:11:22.078
ديگه اي بگم تا اينکه
يه توضيح منطقي داشته باشم؟

00:11:22.515 --> 00:11:24.516
نه فکر نميکنم

00:11:24.517 --> 00:11:26.218
بسيار خوب ميتونم گلخونه را نشونتون بدم؟

00:11:26.219 --> 00:11:27.586
بله
بريم

00:11:27.587 --> 00:11:29.255
من سريعا آپارتمان را گرفتم

00:11:29.256 --> 00:11:31.390
واقعا از مايک خوشم ميومد
عاشق معماري بودم

00:11:31.391 --> 00:11:34.751
و عاشق محلشم بودم

00:11:43.898 --> 00:11:46.558
اونجا يه جاي معمولي براي رخت شستن داشت

00:11:46.559 --> 00:11:52.459
و هر وقت که ميرفتم اونجا
سگم "بادي" هم باهام ميومد

00:12:01.169 --> 00:12:04.889
اما اونجا يه چيز عجيب بود

00:12:07.127 --> 00:12:09.561
يکدفعه سگم ميرفت بالاي پله ها

00:12:14.634 --> 00:12:15.804
بادي؟

00:12:15.805 --> 00:12:19.200
دنبالش تا طبقه ي سوم ميرفتم

00:12:19.201 --> 00:12:21.181
بادي؟

00:12:24.311 --> 00:12:29.171
راهروي اصلي يکم برام ترسناک بود

00:12:30.621 --> 00:12:31.963
سرد تر بود

00:12:31.964 --> 00:12:35.984
يه کمي خشمناک حس ميشد ،در واقع

00:12:38.023 --> 00:12:40.597
اون شخصيت عاديش نبود

00:12:40.598 --> 00:12:44.258
اون مجذوب يه چيزي شده بود

00:12:53.178 --> 00:12:54.678
هفته ها گذشت

00:12:54.679 --> 00:13:00.579
سرانجام تونستم يه سري از
آپارتمانها را براي اجاره آماده کنم

00:13:02.387 --> 00:13:04.288
اشلي ،عزيزم ،زياد دور نرو ،باشه؟

00:13:04.289 --> 00:13:06.190
باشه مامان

00:13:06.191 --> 00:13:08.860
اون موقع من با پدر پسرم زندگي ميکردم

00:13:08.861 --> 00:13:10.427
و اوضاع خوب پيش نرفت

00:13:10.428 --> 00:13:16.328
خوب تصميم گرفتم که يه جا
واسه خودم و اشتون پيدا کنم

00:13:16.334 --> 00:13:17.968
حياط بزرگي داشت

00:13:17.969 --> 00:13:23.272
پشت خونه درخت بود و ميدونستم که
پسرم دوست داره که تو درختها بازي کنه

00:13:23.273 --> 00:13:27.353
به نظر ميرسيد که يه جاي امن و آرومي باشه

00:13:31.749 --> 00:13:34.618
ميتونم درمورد تمرين فوتبالت بشنوم؟
متيو اونجا بود ؟برگشته؟

00:13:34.619 --> 00:13:36.195
بله
حالش الان بهتره؟

00:13:36.196 --> 00:13:37.859
آره
خوبه

00:13:37.860 --> 00:13:43.718
چهار ماه بعد من و اشتون
تو آشپزخونه نشسته بوديم

00:13:43.719 --> 00:13:49.619
يکدفعه مثل اين بود که انگار
واسه يه لحظه يه سرمايي تو اتاق اومد

00:14:03.514 --> 00:14:08.794
به سمت من چرخيد و قيافش اينجوري بود

00:14:10.791 --> 00:14:12.514
گفتم اشتون چي شده

00:14:12.515 --> 00:14:13.909
اشتون

00:14:13.910 --> 00:14:16.790
مشکل چيه

00:14:17.314 --> 00:14:21.514
يکي هست که داره روي گردنم نفس ميکشه

00:14:24.742 --> 00:14:30.409
اون موقع فکر نميکردم
که ممکنه واقعا چيزي باشه

00:14:30.410 --> 00:14:32.777
کسي اينجا نيست

00:14:32.778 --> 00:14:38.678
شايد اون فقط يه نسيمي را پشت گردنش حس کرده

00:14:56.669 --> 00:15:00.363
زمان خاص بادي ميرفت به سمت طبقه ي سوم

00:15:00.364 --> 00:15:02.740
ميدونيد يه جورايي کار هر روزش شده بود

00:15:02.741 --> 00:15:04.538
ميذاشتم اون بالا بمونه

00:15:04.539 --> 00:15:10.439
کار لباس شستن را انجام ميدادم و آخرش
ميرفتم و سگم را مياوردم

00:15:21.360 --> 00:15:26.100
حس کردم که انگار يه چيزي پست سرم هست

00:15:30.069 --> 00:15:35.289
موهاي بدنم سيخ شده بود

00:15:39.412 --> 00:15:43.192
You could almost break the air.

00:15:52.096 --> 00:15:55.036
دويدم ،سريع دويدم

00:15:55.897 --> 00:16:01.797
فقط به اين فکر ميکردم که
اوه خداي من بايد برم سگم را بيارم

00:16:17.416 --> 00:16:21.916
اين حس بهم دست داد که
انگار کسي داره بهم نگاه ميکنه

00:16:25.491 --> 00:16:28.431
دوتا بچه ديدم

00:16:51.938 --> 00:16:54.998
دوتا بچه ديدم

00:16:56.709 --> 00:17:01.089
بلندتره پسر بود و کوتاه تره دختر بود

00:17:03.049 --> 00:17:07.729
يه چيز غير معمولي در مورد اونا بود

00:17:09.289 --> 00:17:15.169
حس کردم که اون دختر بچه در حد مرگ ترسيده

00:17:24.304 --> 00:17:25.304
هي

00:17:25.305 --> 00:17:28.507
سينتيا ....حالت خوبه

00:17:28.508 --> 00:17:32.111
درموردش با مايک صحبت
کردم و بهش گفتم چي ديدم

00:17:32.112 --> 00:17:33.443
...همه چيز

00:17:33.444 --> 00:17:36.244
اون نگراني بزرگي رو صورتش داشت

00:17:36.245 --> 00:17:39.482
هيچ کسي تو طبقه ي سوم زندگي نميکنه، مگه نه؟

00:17:39.483 --> 00:17:40.736
و گفتم نه

00:17:40.737 --> 00:17:43.747
کسي اونجا نيست

00:17:43.748 --> 00:17:47.393
مايک
گفت دوتا بچه اون بالا هست

00:17:47.394 --> 00:17:50.062
اون کاملا شوکه شده بود

00:17:50.063 --> 00:17:52.150
اون ....اون غير ممکنه

00:17:52.151 --> 00:17:54.722
يه جورايي باعت تعجبم شد

00:17:54.723 --> 00:17:59.703
چون در طبقه ي سوم قفله

00:18:00.140 --> 00:18:03.080
ميدونستم که چي ديدم

00:18:06.506 --> 00:18:10.706
يه چيزي اون بالا هست، ميدوني؟

00:18:14.287 --> 00:18:18.990
خوب حالا ما يه چيزي اينجا داريم
آدمهاي ديگه هم اينو ميبينن

00:18:18.991 --> 00:18:24.891
احساس کردم که اين چيز داره منو خراب ميکنه
خوب تصميم گرفتم تعقيبش کنم

00:18:24.991 --> 00:18:30.891
من ميخوام به ريشه ي اين مشکل بپردازم
ميخوام بفهمم چي هست

00:18:47.487 --> 00:18:50.766
براي يه دقيقه اونجا وايستادم
تا يه جورايي بفهمم دارم چکار ميکنم

00:18:50.767 --> 00:18:53.242
و چشمم هم سازگاري پيدا کنه

00:18:53.243 --> 00:18:57.083
به اون تاريکي که اون بالا بود

00:19:03.863 --> 00:19:06.683
خيلي سرد بود

00:19:11.511 --> 00:19:15.711
قلبم تند تند ميزد

00:19:16.855 --> 00:19:21.535
وايستادم و خيال کردم که يه چيزي شنيدم

00:19:30.440 --> 00:19:33.920
ديدم که يه چيزي اينجوري رفت

00:20:04.631 --> 00:20:10.531
و اون موقع فهميدم که اين
مکان صد در صد روح زده است

00:20:17.443 --> 00:20:21.267
ديگه نميتونستم ناديده بگيرمش

00:20:21.268 --> 00:20:24.015
من تو دين کاتوليک بزرگ شدم

00:20:24.016 --> 00:20:27.496
چندتا صليب تو خونه نصب کردم

00:20:28.621 --> 00:20:33.204
با اين کار اميدوار بودم که آرامش به

00:20:33.205 --> 00:20:36.205
کل خونه برگردونه

00:20:39.098 --> 00:20:44.998
متوجه شدم که چيزي بالاي خونه ي باشه بهتر از
اينه که کلا چيزي اونجا نباشه <font color=#FFFF00>منظورش صليبه</c>

00:20:50.510 --> 00:20:56.390
نگران مستاجرهاي جديد بودم
که بيان و اين چيزا را ببينن

00:21:02.054 --> 00:21:04.223
اوه زيباست

00:21:04.224 --> 00:21:06.084
واووه

00:21:06.088 --> 00:21:09.461
وقتي وارد آپارتمان شدم
همون لحظه عاشقش شدم

00:21:09.462 --> 00:21:11.630
ميخوام يه چيزي در مورد آشپزخونه نشونت بدم

00:21:11.631 --> 00:21:16.301
جودي واقعا تحت تاثير سايز آشپزخونه و
اندازه اتاق نشيمن قرار گرفته بود

00:21:16.302 --> 00:21:18.770
فقط جايي که آبدارخونه هست
جاييه که جعبه کنتور هست

00:21:18.771 --> 00:21:21.213
و من همه چيز را در سمت چپم ليست کردم

00:21:21.214 --> 00:21:23.174
داشتم با صاحبخونه مايکل حرف ميزدم

00:21:23.175 --> 00:21:26.660
....اگه همه چيز خاموش شد
ميتوني کليد را بزني و دوباره

00:21:26.661 --> 00:21:30.561
ميتونستم حس کنم که بدنم سفت شد

00:21:32.199 --> 00:21:37.199
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:37.223 --> 00:21:39.363
يه چيزي را روي پاهام حس کردم

00:21:39.364 --> 00:21:44.708
مثل اينکه يه چيزي پاهامو گرفته
بود و بغلم کرده بود تقريبا مثل يه بچه

00:21:44.709 --> 00:21:49.389
پايين را نگاه کردم و
چيزي اونجا نبود

00:21:51.281 --> 00:21:53.501
خوبي؟

00:21:53.506 --> 00:21:55.340
چيزي به صاحب خونه نگفتم

00:21:55.341 --> 00:21:57.676
آره
عاليه

00:21:57.677 --> 00:22:02.981
من فقط بيخيالش شدم
مثل اينکه گفتم شايد تصورم بوده

00:22:02.982 --> 00:22:06.162
خوب بفرماييد کليد

00:22:10.590 --> 00:22:12.591
چکار ميکني رفيق

00:22:12.592 --> 00:22:14.058
دارم قلعه ام را درست ميکنم

00:22:14.059 --> 00:22:15.794
قلعه درست ميکني؟
بله

00:22:15.795 --> 00:22:20.835
متوجه يه تغييراتي در اشتون شدم

00:22:23.436 --> 00:22:25.837
اون همش کنارم بود

00:22:25.838 --> 00:22:26.838
چه خبر؟

00:22:26.839 --> 00:22:32.539
اون از اينکه تنها تو خونه باشه ميترسيد

00:22:32.878 --> 00:22:35.376
بايد برم دست شويي

00:22:35.377 --> 00:22:37.297
باشه

00:22:39.552 --> 00:22:41.352
برو

00:22:41.421 --> 00:22:43.835
به عنوان يه مادر شروع
کردم به فکر کردن که يه

00:22:43.836 --> 00:22:48.516
چيزي داره اتفاق ميافته که
بچه ام ميترسه

00:22:57.036 --> 00:23:00.756
اون تنها کسي بود که اونجا بود

00:23:02.408 --> 00:23:05.108
دستاتو بشور

00:24:01.557 --> 00:24:04.137
مامان !مامان! مامان!

00:24:04.749 --> 00:24:06.314
چي شده ؟چي شده؟

00:24:06.315 --> 00:24:09.140
يه اعصبانيتي تو صورتش بود
انگار شکه شده بود

00:24:09.141 --> 00:24:12.532
انگار يه چيزي اتفاق افتاده بود و
اون نميدونست که چي بوده

00:24:12.533 --> 00:24:14.580
مشکل چيه؟

00:24:14.581 --> 00:24:18.421
يکي توي دستشوييه

00:24:40.002 --> 00:24:44.742
من واقعا هيچ توضيحي براش نداشتم

00:24:45.587 --> 00:24:48.707
هيچ کس اونجا نيست

00:24:49.176 --> 00:24:52.622
ناگهان اين توپ لاستيکي

00:24:52.623 --> 00:24:57.003
ار راهرو به داخل آشپزخونه غلط خورد

00:25:03.457 --> 00:25:07.837
و در بالاي پله ها وايستاد

00:25:34.688 --> 00:25:36.689
بعدش رفت به سمت پايين پله

00:25:51.872 --> 00:25:55.412
چي ميتونست احتمال داشته باشه؟

00:25:55.509 --> 00:26:01.409
من و وحشت زده کرد و فکر
کردم که واقعا چيزي تو خونه هست

00:26:15.228 --> 00:26:17.129
تاريکي شب بود

00:26:17.130 --> 00:26:21.870
کل روز را کار ميکردم و خسته بودم

00:26:23.103 --> 00:26:26.285
و من هنوزم هم از اتفاقاتي
که درتمام هفته هاي گذشته

00:26:26.286 --> 00:26:29.586
اتفاق افتاده بود ميترسيدم

00:26:50.297 --> 00:26:55.217
صداي پا شنيدم که دقيقا اومد پشت سرم

00:26:57.971 --> 00:27:01.094
نميخواستم تکون بخورم چون
داشتم فکر ميکردم که اگه تکون بخورم

00:27:01.095 --> 00:27:04.935
ممکنه بفهمه که من اونجام

00:27:18.559 --> 00:27:23.959
يه دختر اونطرف در شيشه اي ظاهر شد

00:27:30.899 --> 00:27:36.179
تو اون لحظه
مثل اين بود که چه کار ميکنيد؟

00:27:36.810 --> 00:27:42.710
واقعا نميدوني چطوريه تا اينکه
شما تو اون موقعيت قرار بگيريد

00:27:44.551 --> 00:27:50.371
ميدوني چيزي مثل اين غير واقعي اتفاق بيافته

00:28:02.838 --> 00:28:05.605
سعي کردم که بهش فکرنکنم و
فراموشش کنم

00:28:05.606 --> 00:28:07.697
ميدونيد سعي کردم که بگم
چيزي وجود نداره

00:28:07.698 --> 00:28:09.141
دقيقا مثل خيلي از مردم که اين کارو ميکنن

00:28:09.142 --> 00:28:11.542
اما ميدونستم

00:28:14.646 --> 00:28:20.546
برام سخت بود که بپذيرمش چون
تمام اون مدت داشتم انکارش ميکردم

00:28:22.489 --> 00:28:27.326
هرروز صبح مجبور بودي از خواب پاشي
و تو آينه خودتو نگاه کني

00:28:27.327 --> 00:28:33.027
و از خودت بپرسي آيا من
همون آدم يه سال قبل هستم؟

00:28:36.102 --> 00:28:40.607
تمام اين اتفاقات براي مردم هيجان انگيزه

00:28:40.608 --> 00:28:43.590
چون شما يه داستاني را ميشنويد
اما زندگي کردن باهاش

00:28:43.591 --> 00:28:46.771
کاملا متفاوته

00:29:01.696 --> 00:29:06.766
هر ماه که من اينجا زندگي
ميکردم ترسناک تر ميشد

00:29:09.868 --> 00:29:12.628
کلا احساس خوبي نداشت

00:29:12.629 --> 00:29:17.543
ديگه شروع کردم به
ترسيدن که اونجا زندگي کنم

00:29:26.535 --> 00:29:31.455
حس کردم که انگار يه نفر اينجوري
روي گردنم هو ميکرد

00:29:54.314 --> 00:29:56.081
تو شوک بودم

00:29:56.082 --> 00:30:01.982
ديدم که يه چيزي تقريبا حدود دو متر قد
در طول اتاق آروم حرکت ميکرد

00:30:08.934 --> 00:30:14.454
ديدم که رفت توي آشپزخونه ام
دقيقا به سمت بوفه ام

00:31:10.636 --> 00:31:13.876
چيزي اونجا نبود

00:31:15.410 --> 00:31:19.127
اونجا بود که تصميم گرفتم از اونجا برم

00:31:19.128 --> 00:31:21.605
به اندازه کافي کشيدم

00:31:21.606 --> 00:31:25.146
بايد از اينجا برم

00:31:30.640 --> 00:31:34.523
يه تعداد ي مستاجر بودند که نميدونستند
چه فکر کنن درمورد اتفاقاتي که داره ميافته

00:31:34.524 --> 00:31:39.444
خوب تنها راه چاره شون
اين بود که اونجا را ترک کنن

00:31:39.815 --> 00:31:45.715
احساس بدي داشتم که جودي اون چيز را
تجربه کرده بود و اونو آسيب پذير کرده بود

00:31:56.080 --> 00:32:01.980
تمام کارهاي اصلي بازساري در شروف تموم
شدن بود وقتي که با نيکل آشنا شدم

00:32:05.746 --> 00:32:06.772
سلام

00:32:06.773 --> 00:32:10.880
يه آرامش بزرگي بود چون يه کسي را داشتم
که بتونم تجربه هامو باهاش

00:32:10.881 --> 00:32:14.248
تقسيم کنم چيزهايي که
اطراف ملک اتفاق ميافتاد

00:32:14.249 --> 00:32:16.184
آيا هنوزم واسه امشب پايه ايي؟

00:32:16.185 --> 00:32:17.719
ساعت 7 ميام سراغت

00:32:17.720 --> 00:32:19.580
باي

00:32:21.591 --> 00:32:22.839
برنامه ي عاليي بود

00:32:22.840 --> 00:32:25.927
خيلي خوب بود
خنده دار بود

00:32:25.928 --> 00:32:29.731
اون شب خاص ما رفتيم به
برنامه اي در درياچه ي پالسيد

00:32:29.732 --> 00:32:31.931
ما تو ميان برنامه اونجا را ترک کرديم

00:32:31.932 --> 00:32:36.657
تصميم گرفتيم که تو آپارتمان ببمونيم چون
اون يه مستاجري داشت که ترک کرده بود

00:32:36.658 --> 00:32:42.558
و ما ميخواستيم ببينيم که خونه را
تو چه وضعيتي قرار دادند و رفتند

00:32:47.516 --> 00:32:49.684
حدودا ساعت ده شب بود

00:32:49.685 --> 00:32:54.125
چراغهاي آپارتمان کلا خاموش بود

00:33:04.133 --> 00:33:06.653
عجيبه

00:33:13.509 --> 00:33:19.409
اولين باري بود که من تو اون آپارتمان بودم

00:33:26.689 --> 00:33:31.189
روي هر در خونه يه صليب بود

00:33:32.094 --> 00:33:35.154
صليب روي ديوار

00:33:35.430 --> 00:33:38.430
صليب همه جا بود

00:33:38.835 --> 00:33:42.748
چهار تا پنج تا روي هر در بود

00:33:42.749 --> 00:33:45.269
ترسناک بود

00:33:46.408 --> 00:33:51.508
مثل اين بود که اونا سعي
ميکردن چيزي را بيرون نگه دارند

00:33:53.315 --> 00:33:57.170
يه سردي تو هوا بود که يه حسي بهت ميداد

00:33:57.171 --> 00:34:00.421
نميخواستي اونجا باشي

00:34:00.422 --> 00:34:02.404
به نيکل نگاه کردم

00:34:02.405 --> 00:34:05.585
به نظر خيلي ترسيده بود

00:34:07.163 --> 00:34:11.292
يکدفعه يه درد مشقت باري گرفتم

00:34:11.293 --> 00:34:13.568
حالت خوبه؟

00:34:13.569 --> 00:34:18.157
چيزي بود که تا بحال اينجوري درد نداشتم

00:34:18.158 --> 00:34:21.413
نيکل بيشتر و بيشتر حالش بد ميشد

00:34:21.414 --> 00:34:24.868
کنترلي روي بدنم نداشتم

00:34:24.869 --> 00:34:28.229
چيزي بهم حمله کرده بود

00:34:31.860 --> 00:34:34.980
دماغت داره خون مياد

00:34:39.246 --> 00:34:43.806
اون يکدفعه به سمت بيرون دويد

00:34:47.592 --> 00:34:52.392
فقط ميخواستم از اونجا برم بيرون

00:34:56.735 --> 00:35:01.238
يکدفعه يه چيزي تو جاده ديدم

00:35:01.239 --> 00:35:03.476
اون شکل بدن مانند را ديديم

00:35:03.477 --> 00:35:05.509
اون از تاريکي هم تاريکتر بود

00:35:05.510 --> 00:35:06.503
مايک

00:35:06.504 --> 00:35:09.984
اون سريعتر به سمت ماشين ميومد

00:35:17.421 --> 00:35:21.261
اون تو هوا ناپديد شد

00:35:23.227 --> 00:35:24.394
شما هنوز هم انکار ميکنيد

00:35:24.395 --> 00:35:30.295
نميتونيد قبول کنيد که چيزي مثل
اون اصلا براتون ميتونه اتفاق بيافته

00:35:33.038 --> 00:35:38.143
قبل از اين اتفاق تو جاده
تمام تجربه هايي که داشتم

00:35:38.144 --> 00:35:42.713
و تمام مردمي که تجربه ي ديدن
چيزهايي را داشتند دقيقا تو يخونه بوده

00:35:42.714 --> 00:35:44.629
حالا يکدفعه

00:35:44.630 --> 00:35:50.530
هرچيزي که بوده اعصباني شده
ما را يک مايل دورتر از خونه دنبال کرده

00:35:53.327 --> 00:35:55.995
به اندازه کافي تحمل کردم

00:35:55.996 --> 00:35:58.429
داشت بهم حمله ميکرد يه چيزي

00:35:58.430 --> 00:36:04.330
اما وقتي که به دوست دخترم حمله کرد
بايد يه کاري ميکردم

00:36:15.009 --> 00:36:20.909
يه نفر بود که من فکر
ميکردم ميتونه بهم کمک کنه

00:36:23.584 --> 00:36:26.704
يه دوست خوب شرل

00:36:27.088 --> 00:36:32.068
شرل از اون آدمهايي هست که
ارتباط روحاني و معنوي قويي داره

00:36:32.493 --> 00:36:38.393
براي من اعتماد داشتن به شرل و براي
اون گوش دادن به من يه آرامش بزرگي بود

00:36:41.236 --> 00:36:44.404
تمام چيزهايي که خواسته بودي را گرفتم

00:36:44.405 --> 00:36:48.942
اون پيشنهاد داد که اون خونه را برکت دهد

00:36:48.943 --> 00:36:54.843
احساس خوبي نسبت به اون کار داشتم چون
کسي اونو پيشنهاد نداده بود

00:36:55.350 --> 00:36:59.316
اون شمع هاي سفيد براي صلح
روشن کرد تا هر چيزي که اونجا بود

00:36:59.317 --> 00:37:05.217
بدونه کا ما اونجا واسه صدمه زدن به کسي يا
انجام دادن کار بدي اونجا نيستيم

00:37:08.098 --> 00:37:12.358
اون گفت" تو يه چيزي اينجا داري"

00:37:13.101 --> 00:37:15.762
اون کتابش را با خودش داشت
کتاب انجيلش

00:37:15.763 --> 00:37:20.274
بازش کرد و به من نگاه کرد

00:37:20.275 --> 00:37:24.344
گفت "ما بايد از اين محافظت کنيم"

00:37:24.345 --> 00:37:28.623
و من فقط نگاش کردم و نميدونستم
به چي فکر کنم چون ميدونستم

00:37:28.624 --> 00:37:31.192
ميدونستم چيزي اونجا هست

00:37:31.193 --> 00:37:34.822
وقتي ترسيدم من به تو اعتماد خواهم کرد

00:37:34.823 --> 00:37:36.823
اون شروع کرد به دعا خوندن

00:37:36.824 --> 00:37:38.725
در خدا که کلمه اي که من ستايش ميکنم

00:37:38.726 --> 00:37:40.860
خدا، کلمه اي که من ستايش ميکنم

00:37:40.861 --> 00:37:45.601
اون شروع کرد به شنيدن صداهايي
صداهاي پچ پچ کردن

00:37:46.200 --> 00:37:49.069
و اون اينطوري بود که بگه مايک اين خوب نيست

00:37:49.070 --> 00:37:52.250
من نخواهم ترسيد

00:37:53.973 --> 00:37:56.673
خوب پس نترس

00:37:57.242 --> 00:37:58.728
براي اينکه من با توام

00:37:58.729 --> 00:38:01.669
براي اينکه من با توام

00:38:02.150 --> 00:38:04.952
من با دست راست صالح ام
من با دست راست صالح ام

00:38:04.953 --> 00:38:07.421
ازت حمايت خواهم کرد

00:38:07.422 --> 00:38:09.462
...دست

00:38:13.328 --> 00:38:15.488
...ببين

00:38:16.664 --> 00:38:20.084
بعدش اون بهش حمله شد

00:38:21.235 --> 00:38:24.838
يکدفعه احساس درد کرد

00:38:24.839 --> 00:38:26.720
شرل، شرل، خوبي؟

00:38:26.721 --> 00:38:29.361
اون استفراغ کرد

00:38:30.731 --> 00:38:34.786
ديدن اينکه اتفاق بدي براي کسي که
مدت طولاني ميشسناسيش بيافته

00:38:34.787 --> 00:38:35.657
شرل، چي شده؟

00:38:35.658 --> 00:38:41.558
ببيني که توسط يه چيزي بهشون حمله شده و
نتوني توضيحش بدي ديوونگيه

00:38:41.583 --> 00:38:52.583
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:38:56.161 --> 00:38:58.981
...خوب نترس

00:39:01.448 --> 00:39:03.731
شرل، شرل ، حالت خوبه؟

00:39:05.537 --> 00:39:06.547
شرل

00:39:06.548 --> 00:39:08.406
مردم متوجه نيستند

00:39:08.407 --> 00:39:09.878
شرل ،چي شده؟

00:39:09.879 --> 00:39:15.639
يه چيزهايي تو اين دنيا وجود دارند که
خيلي بد هستند

00:39:19.956 --> 00:39:25.022
اب مقدس را برداشتم و به صورت صليب
پشتش ريختم

00:39:25.023 --> 00:39:28.346
يکدفعه که اون کار را کردم
همه چيز تموم شد

00:39:28.347 --> 00:39:31.287
همه چيز خوب بود

00:39:33.075 --> 00:39:48.075
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:39:48.099 --> 00:39:52.093
بعد از اون همه چيز فقط خوب بود

00:39:52.094 --> 00:39:55.454
همه چيز به نظر آروم بود

00:39:58.868 --> 00:40:02.704
اما يه چيزي بود که منو اذيت ميکرد

00:40:02.705 --> 00:40:06.975
ميخواستم درمورد گذشته ي ساختمان بدونم

00:40:06.976 --> 00:40:10.636
بايد جوابهاي بيشتري پيدا ميکردم

00:40:17.253 --> 00:40:20.816
چيزي که تصميم گرفتم انجام بدم اين
بود که برم به سمت سوابق شهر

00:40:20.817 --> 00:40:26.457
و ببينم که چي ميتونم در مورد ملک پيدا کنم

00:40:29.365 --> 00:40:33.587
برگرديم به دهه 1900 مردم زيادي
از شهر به درياچه ي ساراناک اومدند

00:40:33.588 --> 00:40:36.175
براي هواي تازه تا بيماري سل را درمان کنن

00:40:36.176 --> 00:40:37.856
<i>عکس هاي اصلي</i>

00:40:39.642 --> 00:40:43.146
دکترها و پرستار ها اين عمارت را خريدند

00:40:43.147 --> 00:40:47.287
و به يه درمانگاه تبديلش کردند

00:40:49.285 --> 00:40:52.885
اين خونه ها ايوان بزرگي داشتند

00:40:53.789 --> 00:40:55.324
دکترها اونا را به ايوان مياوردند

00:40:55.325 --> 00:40:58.200
اونا براي پاکسازي هواي تازه
مريضها را ميذاشتند بيرون

00:40:58.201 --> 00:41:02.227
با اين اميد که اونا بتونن خودشون را
از مريضي سل درمان کنن

00:41:02.228 --> 00:41:07.148
و اونا بتونن برگردند خونه پيش خانواده هاشون

00:41:07.537 --> 00:41:10.477
صدها نفر درمان شدند.

00:41:12.188 --> 00:41:15.968
هزاران نفر هم به خاطر بيماري جان باختند

00:41:16.646 --> 00:41:20.661
مدارکي بود از مردمي که توي خونه من
به خاطر سل بستري بودند

00:41:22.885 --> 00:41:27.985
خونه ي من به عنوان کلبه ي ويليامز اشاره شده

00:41:28.963 --> 00:41:33.463
اسمهايي از زنها و مردها و بچه ها وجود داشت

00:41:37.700 --> 00:41:41.610
درواقع تمام اونا مثل پازل کنار هم اومدن

00:41:41.611 --> 00:41:44.898
تعداد زيادي از ادم ها که
تو کلبه ي ويليامز باقي موندند

00:41:44.899 --> 00:41:47.959
فوت کردند

00:41:48.520 --> 00:41:52.838
اونا نميخواستند نقش خونه از ياد بره

00:41:52.839 --> 00:41:58.739
به خاطر همين اعصباني ميشدند و
در طول بازسازي خونه کارهايي انجام ميدادند

00:41:58.829 --> 00:42:02.346
اونا نميخواستند که خونه را
اونجوري که بوده عوضش کنم

00:42:02.347 --> 00:42:06.607
اونا ميخواستند به همون شکل باقي بمونه

00:42:15.253 --> 00:42:21.153
تصميم گرفتيم قسمتي از خونه را بدون
تغيير بزاريم قسمتي از بالا در طبقه ي سوم

00:42:21.280 --> 00:42:24.973
فقط قسمت کوچکي از خونه

00:42:24.974 --> 00:42:29.714
که اونا داشته باشن و کسي نتونه بهش دست بزنه

00:42:30.342 --> 00:42:35.742
من انگار داشتم بهشون پيشنهاد صلح ميدادم

00:42:39.408 --> 00:42:45.308
از زماني که اون قسمت خونه را مشخص کردم
چيزها خيلي آروم تر شد

00:42:45.434 --> 00:42:49.965
ديگه حس نميکردم که ارواح شيطاني باشه

00:42:49.966 --> 00:42:55.866
و من متوجه شدم که اين
چيزيه که اونا ميخوان همه بدونن

00:42:57.485 --> 00:43:01.165
<font color=#C0C0C0><i>مايک هنوزم کلبه ي ويليامز را اجاره ميده</i></c>