﻿WEBVTT

00:00:01.565 --> 00:00:10.565
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:11.992 --> 00:00:17.272
من تو اون خونه با يه
چيزي زندگي ميکردم

00:00:19.234 --> 00:00:21.601
و نميدونم که بعدش چه اتفاقي مي افته

00:00:23.711 --> 00:00:24.978
اين چيز شيطاني بود

00:00:24.979 --> 00:00:27.546
اين چيز ميخواست که به يه کسي صدمه وارد کنه

00:00:27.547 --> 00:00:28.977
اوه،خداي من
ديديش؟

00:00:31.247 --> 00:00:33.683
تمام چيزي که با خودم فکر ميکردم اين بود
که ما گرفتيمش

00:00:33.684 --> 00:00:34.826
اون چيه؟

00:00:34.827 --> 00:00:38.489
ممکنه که اون يکي از بهترين ويدئو هايي
باشه که در مورد فراطبيعي ديده ام

00:00:41.893 --> 00:00:44.894
ما ميتونيم ثابت کنيم که چيزي
توي خونه بيل هست

00:00:44.895 --> 00:00:46.996
يه اتفاقي افتاد
چي؟

00:01:15.462 --> 00:01:20.142
بر اساس رويداد هاي اتفاقي افتاده در تگزاس
بين سال 2002 تا الان

00:01:23.936 --> 00:01:27.372
هميشه در مورد همه چيز کنجکاو بودم

00:01:27.373 --> 00:01:30.343
به عنوان يه فرد مسن کل کار من تکنيکي بود

00:01:30.344 --> 00:01:33.231
مهندسي به روي زيردريايي هسته اي

00:01:33.232 --> 00:01:36.151
برنامه ريز فضاي هوايي براي 15 تا بيست سال

00:01:36.152 --> 00:01:42.052
چند سالي هم به عنوان خلبان و حتي به
عنوان مهندس رباتيک بوده ام

00:01:42.955 --> 00:01:46.458
برگرديم به سال 2002،که
من دوران طلاق را رد کردم

00:01:46.459 --> 00:01:51.830
احساس ميکردم که وقتشه که تغييري ايجاد کنم و
تصميم گرفتم که چند صد مايل برگردم به سمت تکزاس

00:01:51.831 --> 00:01:55.101
خانواده ام هستند و فکر کردم که
جاي خوبيه که کمي آرامش پيدا کنم

00:01:56.904 --> 00:01:59.126
چرا فکر ميکني آخرش يه شانسي پيدا کردي که

00:01:59.127 --> 00:02:01.807
براي يه بار هم که شده
برادر بزرگترت را شکست بدي

00:02:01.808 --> 00:02:05.642
من و بيل تو جنوب غربي ميزوري بزرگ شديم
تو شهر کوچيکي به نام جاپلين

00:02:05.643 --> 00:02:08.046
و اون برادر بزرگتر بود

00:02:08.047 --> 00:02:09.915
شايد بد بودم ولي تو هم اونقدر خوب نبودي

00:02:09.916 --> 00:02:14.511
خونه ي جديد ،آروم بگيري و
برادرت نزديکت باشه ...

00:02:14.512 --> 00:02:20.290
سرانجام احساس کردم که تو خونه ي خودمم و
يه شروع جديدي آغار کردم

00:02:20.291 --> 00:02:23.285
خوب بيل من بايد برم به
مشتري بعدي توضييح بدم

00:02:23.286 --> 00:02:25.396
که چرا اونا به يه سيستم
اسمز معکوس نياز ندارند.

00:02:25.397 --> 00:02:29.536
من و بيل کارمون تو يه مشاوراملاک در مورد
سيستم تصفيه آبهاي خانگي بود

00:02:29.537 --> 00:02:32.656
که به ما نياز داشتند تا
بريم و محصولاتشون را

00:02:32.657 --> 00:02:34.838
به مشتريان نشون بديم و
يادشون بديم که چطور آب را تميز ميکنه

00:02:34.839 --> 00:02:38.008
خوب ،واسه امروز
کافيه هي،بچه ها،بچه ها

00:02:38.009 --> 00:02:40.442
يه کار ديگه باهاتون دارم ،فقط بياييد تو

00:02:40.443 --> 00:02:45.154
ميتونيد به خاطر من
انجامش بديدي؟ خواهش ميکنم

00:02:45.155 --> 00:02:47.651
باشه،حتما،انجامش ميدم
ممنون

00:02:47.652 --> 00:02:50.122
من يه چند ماهي بود که توي اين کار بودم

00:02:50.123 --> 00:02:54.553
و يه قرار داشتم که شنبه
بعد از ظهر برم به يه خونه

00:02:54.554 --> 00:02:56.392
اون درمورد زمان خيلي سخت گيره

00:02:56.393 --> 00:03:01.497
اون به يه نسخه ي نمايشي
در ساعت 5 نياز داره دير نکنيد

00:03:01.498 --> 00:03:05.338
من هميشه واسه فروش سر وقت حاضرم

00:03:09.053 --> 00:03:13.373
دقيقا سر ساعت خودمو رسوندم

00:03:21.884 --> 00:03:23.518
فکر کردم که صداي چندتا جيغ شنيدم

00:03:25.020 --> 00:03:27.121
جيغ ها بلندتر و بلندتر ميشد

00:03:31.147 --> 00:03:36.931
حوب ،من اونجا بودم که
کارم را انجام بدم در زدم

00:03:44.472 --> 00:03:46.452
سلام؟

00:04:03.326 --> 00:04:08.726
اون دورشون ميچرخيد و اين لغات را فرياد ميزد

00:04:08.727 --> 00:04:15.612
اين مردم را ول کن اين
مردم را رها کن.... حالا!

00:04:19.775 --> 00:04:25.475
در آن زمان، عامل عجيب و غريب بيش
از حد بالا بود ، و من اونجا را ترک کردم

00:04:28.184 --> 00:04:30.162
به دفتر زنگ زدم
سلام،منم

00:04:30.163 --> 00:04:33.316
و گفتم که نميدونم چه خبره
ولي اون زن ديوونه است

00:04:33.317 --> 00:04:39.217
و دوباره منو براي اين کار قرار نده
چون من ديگه اون خونه نميرم

00:04:48.839 --> 00:04:51.541
بعد از اون بعد از ظهر تو خونه
راحت نشسته بودم و تلويزيون ميديدم

00:04:53.776 --> 00:04:56.480
کس ديگه اي تو خونه نبود و تنها بودم

00:05:05.896 --> 00:05:11.161
از گوشه ي چشمم چيزي ديدم که تکون خورد

00:05:11.162 --> 00:05:14.762
کل چيزي که ديدم يه چيز سياه بود

00:05:14.958 --> 00:05:17.434
گفتن شايد يه پرنده يا يه خفاش بوده

00:05:17.435 --> 00:05:23.335
شايد از طريق شومينه چيزي وارد خونه شده

00:05:45.054 --> 00:05:47.855
چيزي پيدا نکردم

00:05:47.856 --> 00:05:53.756
اما نميتونستم اون حس را از خودم دور کنم
که چيزي ديدم

00:05:56.230 --> 00:06:00.250
بعد از اون رفتم تو تختم

00:06:23.347 --> 00:06:29.247
يکدفعه حس کردم،که چيزي
پايين تختم دويد

00:06:33.269 --> 00:06:36.204
خوب فکر کردم که هر چيزي که هست
بايد از رو تخت افتاده باشه پايين

00:06:36.205 --> 00:06:39.119
اگر حيواني داره تو خونه ي من ميچرخه
بايد پيداش کنم

00:06:39.120 --> 00:06:45.020
خوب در اتاق بسته بود و
ميدونستم که اون هنوز اونجاست

00:06:46.081 --> 00:06:51.981
لاي لباس ها و کفشها را نگاه کردم
گفتم شايد يه موش باشه

00:06:59.161 --> 00:07:04.959
چيزي اونجا نبود قبلش يه
چيزي ديدم که پرواز کرد

00:07:04.960 --> 00:07:07.510
و حالا يه چيزي را پايين تختم ديدم

00:07:07.511 --> 00:07:12.611
و حالا متعجب شده بودم که
اينجا چه خبره

00:07:18.880 --> 00:07:21.171
بعدش بي اراده خوابم برد

00:07:35.565 --> 00:07:40.125
با تکان هاي شديد تخت از خواب بيدار شدم

00:07:42.072 --> 00:07:45.774
از يه طرف تخت پرت ميشدم به يه طرف ديگه ،
همينطور عقب و جلو ميرفتم

00:07:54.684 --> 00:07:57.744
سکوت محض،هيچ چي

00:08:00.035 --> 00:08:05.935
فکر کردم شايد يه زلرله يا چيزي بوده باشه

00:08:06.262 --> 00:08:11.902
اما چيزي نبود که نشون بر دليل تکان تخت باشه

00:08:15.848 --> 00:08:18.798
سعي کردم تخت را تکون بدم
و تخت تکون نميخورد

00:08:18.799 --> 00:08:22.639
منظورم اينه،بزرگ و سنگين بود

00:08:23.435 --> 00:08:28.895
سعي ميکردم که يه توضيح منطقي واسه چيزي که
اتفاق افتاده پيدا کنم

00:08:32.230 --> 00:08:35.290
نتونستم چيزي پيدا کنم

00:08:37.674 --> 00:08:40.765
بقيه شب را نشستم و
سعي ميکردم که بفهمم چه اتفاقي افتاده

00:08:40.766 --> 00:08:46.666
و بعدش فکر ميکردم که چه چيزي باعث
اين اتفاقات شده

00:08:48.153 --> 00:08:52.893
از پايگاه هوايي ارتش زياد دور نيستيم

00:08:54.292 --> 00:08:56.460
فکر کردم به خاطر صداي انفجار بمب باشه

00:09:02.466 --> 00:09:05.301
همسايگي من يه حفاري براي گاز انجام ميشد

00:09:05.302 --> 00:09:11.202
گفتم شايد فعالينهاي حفاري
باعث ايجاد زمين لرزه شده

00:09:14.645 --> 00:09:20.525
من دنبال احتمال هر جنبه اي
بودم که ممکن بود اتفاق بيافته

00:09:21.852 --> 00:09:27.056
پشت کامپيوتر بودم و سعي ميکردم بفهممم که چي
باعث لرزش شده

00:09:28.392 --> 00:09:34.524
و اينترنت قطع شد چه مرگت شد!!!

00:09:34.525 --> 00:09:37.854
سعي ميکردم که بفهمم
چطئر درستش کنم

00:09:38.794 --> 00:09:41.036
نميتونستم اينترنت را وصل کنم

00:09:45.341 --> 00:09:47.976
خوب من به تکنسين شرکت تلفن زنگ زدم

00:09:50.313 --> 00:09:52.214
اسکو اينترنت،ميتونم کمکتون کنم؟

00:09:52.215 --> 00:09:55.917
سلام،به خاطر اين زنگ زدم چون نتم قطع شده

00:09:55.918 --> 00:10:00.288
خيلي خوب،اجازه بديد کمي اطلاعات
امنيتي بگيرم و سريعا درستش کنم

00:10:00.289 --> 00:10:04.222
عاليه يه لحظه،

00:10:12.966 --> 00:10:14.868
يه صدايي پشت تلفون اومد

00:10:16.919 --> 00:10:19.739
سنگين،خراش آلود و نفس زن

00:10:22.609 --> 00:10:24.877
نميتونستم بفهمم
يا بگم که چي بود

00:10:28.081 --> 00:10:30.148
و صداي تهديد آميزي بود

00:10:34.854 --> 00:10:37.194
قطع کردم

00:10:50.650 --> 00:10:56.608
بله؟ آقاي ول؟ اون بهم زنگ
زد چون شماره ام را داشت

00:10:56.609 --> 00:11:01.339
شما هم چيزي که
من شنيدم را شنيديد بله

00:11:01.981 --> 00:11:06.351
و گفتم قبلا هم
اونو شنيديد گفت نه

00:11:06.352 --> 00:11:10.383
و اون گفت خط تلفن هم وصله هم وصل نيست

00:11:10.384 --> 00:11:13.425
و اگه ما ميشنويمش پس بايد قادر باشيم
صداي همديگه هم بشنويم

00:11:13.426 --> 00:11:15.193
نميتونم براش توضيحي بدم

00:11:24.904 --> 00:11:28.384
نميتونستم بخوابم

00:11:35.281 --> 00:11:40.261
شنيدم که يه صدايي از زير تختم مياد

00:11:54.814 --> 00:11:59.194
مثل اين بود که انگار يه دستي زانومو کشيد

00:12:23.890 --> 00:12:29.931
خواب نميديدم در
واقع واسم اتفاق افتاد

00:12:45.548 --> 00:12:49.628
بعدش نشستم چيزي بخورم

00:12:52.137 --> 00:12:54.957
تلويزيون را روشن کردم

00:13:14.427 --> 00:13:20.327
بطري آب به سمتم پرت شد مثل
اينکه کسي اونو با قدرت تمام پرت کرد

00:13:21.101 --> 00:13:24.401
و برق رفت

00:13:25.151 --> 00:13:30.191
خوب رفتم تو کمد تا يه چراغ قوه پيدا کنم

00:13:39.709 --> 00:13:45.331
جعبه از جاش ... از
روي قفسه بلند شد.

00:13:47.151 --> 00:13:53.051
و دقيقا جلوي صورت من کوبيد به قفسه

00:13:53.621 --> 00:13:57.556
هيچ جوابي نداشتم که چطور
اون اتفاق ميتونست بيافته

00:13:57.557 --> 00:14:01.757
و حالا نميدونم به چي فکر کنم

00:14:04.564 --> 00:14:10.300
به برادرم زنگ زدم و قضيه را براش گفتم
و اون هم اومد

00:14:10.301 --> 00:14:12.461
بيا تو

00:14:13.071 --> 00:14:18.301
اولين عکس العمل من درمورد داستان
تکان خوردن تخت و کمد اين بود که

00:14:18.302 --> 00:14:20.048
شايد اون خواب ديده

00:14:20.049 --> 00:14:23.080
فقط برو تو و بهم بگو چه اتفاقي افتاده

00:14:23.081 --> 00:14:27.341
خوب تصميم گرفتم برم تو کمد

00:14:30.588 --> 00:14:34.608
باشه ،حالا چراغ را خاموش کن،

00:14:41.166 --> 00:14:47.066
کلا تاريک بود ،دستمم
جلوي صورتم نميتونستم ببينم

00:14:53.613 --> 00:14:58.353
خوب يه جورايي دستم را دراز کرده بودم

00:15:05.092 --> 00:15:08.752
يه چيزي جلوي پام زمين افتاد

00:15:15.038 --> 00:15:20.738
و يکدفعه حس کردم يه چيزي به صورتم زد

00:15:21.890 --> 00:15:24.830
خوب،چه اتفاقي افتاد؟

00:15:25.779 --> 00:15:29.215
بخشي از نظام خانواده ما به اين شکل که
مردم هاي آرومي هستيم

00:15:29.216 --> 00:15:33.176
و به اين راحتي ها نميترسيم

00:15:33.621 --> 00:15:37.959
تو بايد اون کمد را تميز
کني،اين چيزيه که اتفاق افتاد

00:15:37.960 --> 00:15:40.860
اون چيزي که تو کمد اتفاق
افتاد چيزي نبود که من ببينمش

00:15:40.861 --> 00:15:43.968
چيزي که به من هشدار بده برو بيرون
جيغي مثل صداي دختر بچه

00:15:43.969 --> 00:15:48.201
و بگم بيل خونه ات جن زده است
يا تو خونه ات يه چيزي هست

00:15:48.202 --> 00:15:51.382
کافي نبود

00:15:55.640 --> 00:16:00.525
احساس خوبي نداشتم کمک نياز داشتم

00:16:02.416 --> 00:16:05.756
به يکي از دوستان قديميم تماس گرفتم...مايکل

00:16:05.757 --> 00:16:08.380
سلام بيل
اوه،سلام مايکل

00:16:08.381 --> 00:16:12.918
بهش زنگ زدم و از اتفاقايي که
تو خونه افتاده بود باخبرش کردم

00:16:12.919 --> 00:16:15.293
تو اون منطقه ي غير مسکوني چي ميگذره؟

00:16:15.294 --> 00:16:17.610
من براي هشت سال بود که
مهندس صدا بودم

00:16:17.611 --> 00:16:19.990
من راديو اينترنتي و
ويدئو اينترنتي توليد ميکردم

00:16:19.991 --> 00:16:22.101
داره بهتر ميشه
راستشو بگو

00:16:22.102 --> 00:16:25.638
من بيل را واسه چند ساله ميشناسم
اون آدم منطقيه

00:16:25.639 --> 00:16:29.400
اگه يه داستان سراست ميخوايي
ميتوني پيش بيل بري

00:16:29.401 --> 00:16:31.717
اوضاعت چطوره؟
خوبم....

00:16:33.749 --> 00:16:37.915
بيل ،بيل، هنوز پشت خطي؟
مثل اين بود که خط تلفن قطع شد

00:16:37.916 --> 00:16:40.213
مايک؟
بيل؟

00:16:40.214 --> 00:16:43.732
نشسته بودم ادامه ميدادم
بيل هنوز هستي ،صدامو ميشنوي؟

00:16:49.049 --> 00:16:53.292
و بعدش يکدفعه ما يه صداي سومي هم شنيديم
صدايي که تابحال نشنيده بوديم

00:16:56.945 --> 00:16:58.802
حس بدي پيدا کردم

00:17:01.026 --> 00:17:08.052
همون صدا برگشته بود
صدايي که مثل تهديد بود

00:17:09.707 --> 00:17:11.815
به يه زبوني که من تابحال نشنيده بودم

00:17:14.686 --> 00:17:17.820
چيزي که ممکن فکر کنيد که
به زمان عيسي مسيح برگرده

00:17:20.981 --> 00:17:26.881
اولين کاري که کردم اين بود که گفتم
تجهيزاتم را روشن کنم و اين صدا را ضبط کنم

00:17:38.409 --> 00:17:40.624
ميتونستم ببينم صدا ضبط ميشه

00:17:40.625 --> 00:17:43.095
خوب صبر کردم ،و داشتم گوش ميکردم
و نگاه ميکردم

00:17:43.096 --> 00:17:45.548
تقريبا حدود يک يا دو
دقيقه از صدا را ضبط کردم

00:17:47.168 --> 00:17:51.845
من اينجا يه چيز ضبط شده
دارم عاليه چون من ضبطش کردم

00:17:54.492 --> 00:17:56.616
ماهيت تهديد اون ...

00:17:56.617 --> 00:18:00.504
نميدونستي که واقعا داره چکار ميکنه ،يا
سعي داره چي بگه

00:18:00.505 --> 00:18:02.007
مايک صدامو ميشنوي؟

00:18:03.543 --> 00:18:07.912
مايکل تلفن را قطع کن بهش
گوش نده و گفتم ،تلفن را قطع کن

00:18:14.284 --> 00:18:17.520
اون صدا تموم شد و
دوباره صداي بيل

00:18:17.521 --> 00:18:21.497
به روي خط برگشت مايکل؟ منم،منم

00:18:21.498 --> 00:18:24.261
داشتم داد ميزدم که تلفن را قطع کني

00:18:24.262 --> 00:18:27.231
گفتم ،يه چيز عالي دارم ،من ضبطش کردم بيل
من گرفتمش

00:18:27.232 --> 00:18:33.035
وايسا،الان برات پخشش
ميکنم دکمه ي پخش را زدم

00:18:44.849 --> 00:18:48.929
چيزي نبود،هيچ صدايي نبود

00:18:51.890 --> 00:18:57.238
مايکل،تلفن را قطع کن،
بهش گوش نده چي...؟

00:18:57.239 --> 00:18:59.596
اوکي،نبايد اين اتفاق ميافتاد

00:18:59.597 --> 00:19:02.098
حالا ،از لحاظ فيزيکي
غير ممکن بود که اتفاق بيافته

00:19:02.099 --> 00:19:04.675
من تا اون موقع هزارتا
برنامه را ضبط کرده بودم

00:19:04.676 --> 00:19:08.270
ميدونم که چطور با نرم افزار کار کنم
ميدونم وقتي که ضبط ميشه چطوريه

00:19:08.271 --> 00:19:11.722
نبايد اون اتفاق ميافتاد
و به اين طريق نبايد اتفاق ميافتاد

00:19:11.723 --> 00:19:16.603
بيا ،دوباره پلي
ميکنم ،وايسا آماده؟

00:19:19.517 --> 00:19:21.251
از بين رفته بود

00:19:21.252 --> 00:19:24.654
فايل خرابه ،چيزي توش نيست تا اونجايي که
تو شروع ميکني به صحبت کردن

00:19:24.655 --> 00:19:29.115
غير ممکنه هيچ توضيحي براش نيست

00:19:29.116 --> 00:19:35.016
There's no reason in the world
that shouldn't have played back.

00:19:36.433 --> 00:19:39.389
من تو خونه اي زندگي ميکنم با ...

00:19:39.390 --> 00:19:43.857
چيزي که هر کاري دلش بخواد ميتونه انجام بده

00:19:43.858 --> 00:19:49.769
و من نميتونم جولوشو بگيرم
و نميدونم که بعدش چي ميشه

00:19:56.087 --> 00:19:59.156
بيل به من و سندي زنگ زد که
واسه شام بريم پيشش

00:19:59.157 --> 00:20:00.864
بيل آشپز خيلي خوبيه

00:20:00.865 --> 00:20:04.562
اگه اون واسه اسنيک
دعوتون کرد حتما قبول کنيد

00:20:08.100 --> 00:20:12.504
بعد از شام ما رفتيم که فيلم ببينيم

00:20:12.505 --> 00:20:16.608
فکر ميکنم بيل ما را دعوت کرده بود که
نميخواست تنها باشه

00:20:16.609 --> 00:20:22.509
فکر ميکنم اون ترسيده بود
شايد اونموقع خيالات و تصوراتش بوده

00:20:36.830 --> 00:20:42.219
يه شي کوچيک ديدم چيه؟چي شده؟

00:20:42.970 --> 00:20:46.990
برادرم ازم پرسيد چي شده؟

00:20:48.409 --> 00:20:50.977
فقط بيا بشين اينجا

00:20:50.978 --> 00:20:55.898
بيل منو متقاعد کرد که روي صندليش بنشينم

00:20:57.016 --> 00:21:02.536
اون مقاومت ميکرد که من
فقط به سمت تلويزيون نگاه کنم

00:21:07.463 --> 00:21:10.403
چيزايي ديدم

00:21:10.964 --> 00:21:12.152
ديديش ،مگه نه؟

00:21:12.153 --> 00:21:16.833
نميخواستم قبول کنم که اين اتفاق داره ميافته

00:21:20.894 --> 00:21:34.038
بلبل جان .:: www.bolboljan.net
::. چيه؟چي شده؟

00:21:38.801 --> 00:21:41.994
ديديش ،مگه نه؟
چيزي ديدم

00:21:41.995 --> 00:21:45.432
بعدش باب بلند شد و گفت
سيندي تو بيا بشين اينجا

00:21:45.433 --> 00:21:47.326
فقط به تلويزيون نگاه کن

00:21:47.327 --> 00:21:50.305
و اونم همون حرف را به من زد ،
فقط به تلويزيون نگاه کن

00:21:50.306 --> 00:21:54.334
اما حواستم به گوشه ي چشمت باشه

00:22:06.506 --> 00:22:10.263
اوه،خداي من ديديش؟ قبلا
همچين چيزي را نديده بودم

00:22:10.264 --> 00:22:16.485
اون چي بود،اون چيه؟
ديديش ،مگه نه؟ از کجا اومدند؟

00:22:20.723 --> 00:22:23.543
کجا ميرن؟

00:22:41.642 --> 00:22:45.062
نميتونستيم چيزي پيدا کنيم

00:22:48.156 --> 00:22:53.961
شما چي ديديد؟ ما هممون
يه چيز را توصيف کرديم

00:22:53.962 --> 00:22:59.563
منظورم اينه ،برام توصيفش
کن بدن شبيه يه آدم کوچولو بود

00:22:59.564 --> 00:23:02.552
من يه چيزايي به اندازه 18 تا 24 اينچي ديدم

00:23:02.553 --> 00:23:07.372
دستها و پاهاشو ديدم ،ديدم که
حرکت ميکنند،و خيلي هم سريع بودند

00:23:07.373 --> 00:23:12.953
ما دقيقا هر سه مون چيزهاي گوژپشت
کوچولو ديده بوديم

00:23:13.075 --> 00:23:19.980
وقتي که اين چيزا را ديدم،
باورم شد که اونا دليل ....

00:23:19.981 --> 00:23:24.386
تمام چيزهايي هستند که واسه من اتفاق افتاد

00:23:24.387 --> 00:23:29.290
حالا چندتا شاهد دارم
که با من يه چيز را ديدن

00:23:29.291 --> 00:23:32.351
حالا يه تاييديه دارم

00:23:34.354 --> 00:23:38.324
قاطعانه اتفاقايي در اين
خانه در حال رخ دادنه

00:23:38.325 --> 00:23:42.034
ترسناکه،اونا تو خونه ات هستن
اما هيچ نشوني نداري که اونا کي هستند

00:23:42.035 --> 00:23:47.435
چي هستند،چي ميخوان
يا چرا اونجان

00:23:50.605 --> 00:23:53.606
بيل چرا نميايي پيش من و سيندي
تو نميتوني اينجا بموني

00:23:53.607 --> 00:23:59.338
برادرم پيشنهاد داد که
شب را برم پيش اونا بمونم

00:23:59.339 --> 00:24:00.739
و من تقريبا قبول کردم

00:24:00.740 --> 00:24:03.784
اما فکر کردم اگه قبول کنم
دو چيز اتفاق مي افته

00:24:03.785 --> 00:24:07.840
يکي اينکه ،اجازه دادم که اين
چيزها راحت تو خونم بچرخن

00:24:07.841 --> 00:24:10.449
و ديگر اينکه اگه اينجا را ترک کنم

00:24:10.450 --> 00:24:13.894
به اونا ضعفم را نشون دادم
پس بايد باشون بجنگم

00:24:13.895 --> 00:24:16.997
بسيار خوب ممنون
که اومديد شب بخير

00:24:16.998 --> 00:24:22.745
همونطور که رفتم ،از نظري که اونو
تو اون خونه تنها ولش کنم متنفر بودم

00:24:22.746 --> 00:24:25.171
ولي اون همنچين آدميه
و اونجا را ترک نميکنه

00:24:25.172 --> 00:24:31.072
اون ميخواد تا آخرش باهاش بجنگه

00:24:31.480 --> 00:24:34.508
اون شب بود که تصميم گرفتم

00:24:34.509 --> 00:24:40.149
که سرانجام بايد به اين به عنوان يه
مسئله ي ماوراي طبيعي نگاه کنم

00:24:41.457 --> 00:24:45.477
تمام شب را پشت کامپيوتر بودم

00:24:46.028 --> 00:24:50.629
دنبال توضيحات عادي ميگشتم
چرا اين چيزها اتفاق ميافته

00:24:50.630 --> 00:24:55.670
و بعد از اون شب جست و
جوي عادي ديگه جواب نميداد

00:24:56.303 --> 00:24:59.483
عادي را گذاشتم کنار

00:25:05.291 --> 00:25:09.191
نميدونستم بعدش چکار کنم

00:25:12.989 --> 00:25:16.763
يه تيم فراطبيعي پيدا کردم
که کارشون جست و جوي...

00:25:16.764 --> 00:25:20.562
که در واقع خونه ات ميومدن و دنبال
چيزهاي فراطبيعي ميگشتن

00:25:20.563 --> 00:25:23.265
به نظر علمي ميومد که
خوشم اومد

00:25:24.267 --> 00:25:28.707
سلام
سلام ،آيا برايان هال هستيد؟

00:25:29.071 --> 00:25:33.244
ما شنيديم که مردم همش در مورد فعاليتهاي
ماوراي طبيعي تو خونه حرف ميزنن

00:25:33.245 --> 00:25:37.685
ما متوجه خواهيم شد که دقيقا چه خبره

00:25:37.914 --> 00:25:41.255
يکي از چيزهايي که خيلي من را
در مورد برايان و تيمش تحت تاثير قرار داد

00:25:41.256 --> 00:25:45.996
اين بود که اونا واسه پيدا کردن
روح نيومده بودند

00:25:46.022 --> 00:25:49.058
آقاي ويل اونا اومدن
دنبال جواب ميگردند

00:25:49.059 --> 00:25:51.393
من اونا را اينجا ديدم

00:25:51.394 --> 00:25:54.019
ما چک ميکردم که آيا فعاليتهاي طبيعي

00:25:54.020 --> 00:25:57.199
در مورد چيزهايي که ميگن
اتفاق افتاده هست يا نه؟

00:25:57.200 --> 00:25:59.265
آخرين باري که تهويه
هوا را چک کرديد کي بوده؟

00:25:59.266 --> 00:26:02.919
دو ماه پيش من يه
مهندس تاسيسات هستم

00:26:06.342 --> 00:26:08.310
نقاط سرد....آيا اين نقاط هميشه تو يه
قسمت خونه هستند؟

00:26:08.311 --> 00:26:11.647
اوه ،نه ،اونا جابجا ميشن
ميخوام مطمئن بشم که اين واقعيه

00:26:11.648 --> 00:26:13.634
داره اتفاق ميافته و ربطي به فشار هوا نداره

00:26:13.635 --> 00:26:19.484
صداي در ها نيست يا
صداي کف خونه

00:26:19.485 --> 00:26:22.377
اگه اونا ميگغتند که صدا مياد
ميرفتيم و چک ميکرديم ببينيم

00:26:22.378 --> 00:26:25.327
چيري بيرون خونه هست که
ضربه بزنه به يه سمت خونه

00:26:25.328 --> 00:26:30.599
ما بيرون دنبال شاخه ي درختا
يا سيم آويزون يا حيووني ميگشتيم

00:26:33.436 --> 00:26:38.956
اونا جلو ميرفتند و احتمالات را تا جايي که
ميتونستند حذف ميکردند

00:26:42.010 --> 00:26:46.090
ما کل خونه را به تجهيزات مجهز کرديم

00:26:48.250 --> 00:26:50.990
ما به روي اتاق بيل تمرکز کرديم
چون اونجا جايي بود که

00:26:50.991 --> 00:26:53.988
اتفاقات زيادي رخ داده بود

00:26:53.989 --> 00:26:57.706
رفتم و اونجا سه تا دوربين
مادون قرمز کار انداختم

00:26:57.707 --> 00:27:04.663
برايان تجهيزات صدايي را
آورد شان.....پنچره ها...امنه

00:27:06.526 --> 00:27:09.904
بيل،تهويه هوا خاموشه؟ آره

00:27:09.905 --> 00:27:13.808
بسيار خوب آقايون
بياييد شروع کنيم

00:27:13.809 --> 00:27:18.609
هر دومون شبکه هاي ليزري را
در مناطق دقيق راه اندازي کرديم.

00:27:18.981 --> 00:27:22.150
اين دستگاه پرتوهاي ليزر را
در سراسر اتاق ساطع ميکند

00:27:22.151 --> 00:27:26.153
به خاطر اون ،اگه چيزي حرکت کنه
پرتو هاي ليزر شکسته ميشه

00:27:26.154 --> 00:27:32.511
خواهيد ديد که نقاط سبز رنگ
با شکل حرکت ميکنه بگو کي

00:27:32.627 --> 00:27:38.132
ما از اون استفاده کرديم چون ممکن بود
چيزي باشه که با چشم غير مسلح نبينيم

00:27:38.133 --> 00:27:40.559
ما در اتاق را بستيم
و کسي تو اتاق نبود

00:27:40.560 --> 00:27:45.960
خوب هرچيزي که ممکن بود اونجا باشه
ممکن بود خودشو نشون بده

00:28:20.033 --> 00:28:26.069
شان شان نياز داشتيم
که يه کم تحريک ايجاد کنيم

00:28:26.070 --> 00:28:30.655
بعد از حدودا يک ساعت و خورده اي
تصميم گرفتيم که شان مامور تحقيقات را

00:28:30.656 --> 00:28:32.736
به داخل اتاق بفرستيم

00:28:32.737 --> 00:28:37.333
تا جلسه ي اي وي پي انجام بده و چند تا سوال بپرسه
<font color=#FF0000>(اي وي پي يعني گرفتن صدا يا فيلم در طول تحقيقات)</c>

00:28:37.334 --> 00:28:41.985
اونا دنبال اي وي پي يا
صداي الکترونيکي از ماوراطبيعت بودند

00:28:41.986 --> 00:28:47.886
که اونا ميتونستند سوالاتي
بپرسند و يه چيزايي را ضبط کنن

00:28:48.293 --> 00:28:50.753
تو اينجايي؟

00:28:56.701 --> 00:29:04.900
فقط ميخوام... کفشامو
دربيارم يه کم راحت باشم

00:29:13.727 --> 00:29:19.627
شان رفت تو اتاق ،دراز کشيده بود
در اتاق را بسته بود

00:29:20.493 --> 00:29:22.173
آيا کسي اينجا با من هست؟

00:29:31.776 --> 00:29:35.537
اگه اينجا هستي ميتوني
نشونم بدي که اينجا هستي؟

00:30:01.909 --> 00:30:07.489
هيچ اتفاقي نيافتاد و منم
ميخواستم بلند بشم و برم

00:30:10.684 --> 00:30:11.809
اوه ،خداي من

00:30:13.164 --> 00:30:20.104
بچه ها اين ليزر
يکدفعه پرت شد شان

00:30:20.105 --> 00:30:23.396
چيزي اتفاق افتاد
چي؟ وحشت کرده بودم

00:30:23.397 --> 00:30:25.369
تکون خورد ،قطعا يه چيزي را ضبط کرديم

00:30:25.370 --> 00:30:30.614
چي؟ دوربين ها رو
بياريد،دوربين ها رو بياريد زود باش

00:30:30.971 --> 00:30:34.140
چه خبره؟
مطمئن نيستم

00:30:34.141 --> 00:30:37.848
اين دوربين خاموشه
اين يکي هم خاموشه

00:30:37.849 --> 00:30:42.914
اين باطري ها کاملا خالي شدند
اصلا با عقل جور درنمياد

00:30:42.915 --> 00:30:46.385
باشه ،باشه من يکم باطري دارم
من يکم باطري دارم

00:30:46.386 --> 00:30:49.781
يکي از دوربين ها در واقع چيزي ضبط کرده بود

00:30:49.782 --> 00:30:52.023
ما هيچ ايده اي نداشتيم که قراره چي ببينيم

00:30:52.024 --> 00:30:57.546
وقتي اون نوار را به عقب برگردونديم حتي کسايي
که بيشترين تجربه را داشتند هم شوکه شدند

00:30:57.547 --> 00:31:01.447
آماده اي؟ آره <font color=#FF0000>فيلم واقعي
ضبط شده توسط گروه</c>

00:31:07.976 --> 00:31:12.356
يه غباري اطراف دوربين شروع به شکل گيري کرد
<font color=#FF0000>فيلم واقعي ضبط شده توسط گروه</c>

00:31:14.597 --> 00:31:21.952
اون چيه..... و مثل يه
گرداب شروع به چرخيدن کرد

00:31:22.924 --> 00:31:24.591
شوکه شده بودم

00:31:24.592 --> 00:31:28.912
من اونو تو اتاق نديده
بودم ،من هيچ چي نديده بودم

00:31:36.904 --> 00:31:41.767
اشعه ي ليزر در واقع تکون
خورد چي بود،اونو ديدي؟

00:31:41.768 --> 00:31:49.177
بيخودي.. يکدفعه تکون خورد
يک بار ديگه دوباره پخشش کرديم

00:31:53.922 --> 00:31:56.423
يه صدايي بود
زيادش کن ،زيادش کن

00:31:56.424 --> 00:32:01.464
داشتم صدا را دوباره مرور ميکردم

00:32:09.846 --> 00:32:12.904
<font color=#FF0000>برش گردون اون داره مياد</c>

00:32:13.308 --> 00:32:16.276
صدا ميگفت: برش گردون اون داره مياد

00:32:19.080 --> 00:32:21.948
بعدش در واقع صداي ليزر بود که به زمين خورد

00:32:26.322 --> 00:32:29.858
تمام چيزي که با خودم فکر
ميکردم اين بود که ما فيلمشو گرفتيم

00:32:29.859 --> 00:32:34.539
ما يه چيزي واسه اثبات تو خونه ي بيل داريم

00:32:34.898 --> 00:32:40.436
ما حدودا شش بار ديکه پخشش کرديم چون
نميتونستيم باور کنيم که چي داريم ميبينيم

00:32:40.437 --> 00:32:45.357
شوکه شده بودم و باورم نميشد
اما هيجان زده بودم

00:32:45.422 --> 00:32:51.013
که ما درواقع فيلمشو داريم
<font color=#FF0000>برش گردون</c> <font color=#FF0000>اون داره مياد</c>

00:33:09.189 --> 00:33:13.118
آخراي شب اونا وسايلاشونو جمع کردند و رفتند

00:33:13.119 --> 00:33:20.806
نميتونم باور کنم که ميخوايي
بموني موفق باشي بيل

00:33:21.203 --> 00:33:25.279
شخصيتم اينجوريه که
خودم با مشکلاتم روبرو ميشم

00:33:25.280 --> 00:33:28.461
اگه جنگه منه،باهاش ميجنگم

00:33:28.462 --> 00:33:31.062
خوب بايد برم تو اتاقم و بفهمم که چي هست

00:33:31.063 --> 00:33:34.975
برقها را خاموش کنم و. بگيرم بخوابم

00:33:34.976 --> 00:33:39.356
هرچيزي که بعدش اتفاق
بيافته ممکنه زندگيمو عوض کنه

00:33:59.015 --> 00:34:02.675
<font color=#FF0000>درياچه مرگ دوم است!</c>

00:34:33.320 --> 00:34:41.745
يه چيزي محکم خورد به يه طرف
خونه و خيلي صداي مخربي داشت

00:34:41.746 --> 00:34:45.106
من سريعا بيرون دويدم

00:34:54.785 --> 00:34:56.855
در واقع سقف را نگاه ميکردم

00:34:56.856 --> 00:35:02.756
و قسمتي از ديوار را نگاه مکيردم
که مطمئنا بايد خراب شده بود

00:35:09.311 --> 00:35:15.211
بعد از اينکه حياط پشتي را نگاه کردم
و چيزي پيدا نکردم برگشتم تو خونه

00:35:21.601 --> 00:35:27.501
صداي خورد شدن بزرگي
را از اتاق ناهار خوري شنيدم

00:35:30.942 --> 00:35:33.610
هيچ خسارتي وجود نداشت

00:35:35.222 --> 00:35:38.342
يه صداي ديگه اومد

00:35:45.553 --> 00:35:49.701
آشپزخونه صداي خورد شدن

00:35:51.189 --> 00:35:54.691
دنبال خسارت ميگشتم،هيچ خسارتي وجود نداشت

00:35:54.692 --> 00:35:56.558
و به محض اينکه رسيدم اونجا

00:36:04.098 --> 00:36:07.278
صداي آژير ماشينم بلند شد

00:36:08.911 --> 00:36:12.974
گمش کردم منو نميترسوني

00:36:14.433 --> 00:36:20.095
ديگه بسه ديگه اعصابمو خورد کردي

00:36:20.096 --> 00:36:22.782
و ما جنگ آخرمون را اينجا داريم

00:36:22.783 --> 00:36:26.385
خودتو نشون بده ،تا بفرستمت به جهنم

00:36:26.386 --> 00:36:30.257
يا تو منو ميفرستي به درک يا
من تو رو ميفرستم به درک

00:36:30.258 --> 00:36:36.099
اما امشب تموم ميشه کجايي؟

00:36:43.958 --> 00:36:47.678
اتاق خوابم ،صداي خورد شدن از اونجا اومد

00:36:51.439 --> 00:36:53.479
مثل جهنم بود...

00:36:55.612 --> 00:37:00.464
صداي خورد شدن،صداي جيغ فرياد

00:37:11.098 --> 00:37:14.458
يکدفعه همه چي ساکت شد

00:37:34.736 --> 00:37:39.296
يادمه که فکر ميکردم
غير عادي ساکته

00:37:45.467 --> 00:37:49.637
شنيدم که يه صدايي از زير تختم ميومد

00:37:57.176 --> 00:38:17.176
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:38:17.200 --> 00:38:21.675
در پايين تختم يه چيز حدودا يک
متر و هشتاد سانتي ايستاده بود

00:38:21.676 --> 00:38:24.641
کاملا سياه بود

00:38:29.208 --> 00:38:35.520
ترس مطلق بود... يه ترس
مثل اينکه تو روحت بود

00:38:41.224 --> 00:38:42.791
آيا اين آخرشه؟

00:38:44.180 --> 00:38:54.180
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:38:54.204 --> 00:38:56.664
رفته بود

00:39:01.704 --> 00:39:05.243
متعجبم چرا تو اون زمان خاص

00:39:05.244 --> 00:39:09.324
اون چيز شيطاني و سياه خودشو نشون داد؟

00:39:16.026 --> 00:39:20.062
نتيجه اي که من بهش رسيدم اين بود که

00:39:20.063 --> 00:39:25.963
اون چيز سياه قدرت اصلي بود که بر همه چيز
خونه احاطه پيدا کرده

00:39:26.257 --> 00:39:30.697
و اونا اون چيز سياه را دعوت کرده بودند

00:39:33.176 --> 00:39:41.178
و آخراي جنگ اون واسه
جنگ نهايي خودشو نشون من داد

00:39:44.251 --> 00:39:49.951
بايد از خودم ميپرسيدم که چرا اين اتفاقا
واسه من افتاد؟

00:39:52.775 --> 00:39:57.012
و شروع به تحقيق کردم و
کلماتي بود شبيه ...

00:39:57.013 --> 00:40:00.916
به نام عيسي مسيح اين مردم را ترک کن

00:40:00.917 --> 00:40:05.897
به نام عيسي مسيح اين مردم را ترک کن

00:40:06.057 --> 00:40:11.757
که يه جرقه تو ذهنم زد که من احتمالا به يه
مراسم جن گيري

00:40:11.789 --> 00:40:14.168
قدم گذاشته ام

00:40:19.304 --> 00:40:25.190
و ديدن اين زن و اون
نگاهي که اون زن به من کرد

00:40:25.191 --> 00:40:29.895
اين مردم را ترک کن اون
زن اونو برنامه ريزي کرده بود

00:40:29.896 --> 00:40:32.163
من فقط يه قرار ديگه واسه تو دارم ،بيا تو

00:40:32.164 --> 00:40:33.894
باشه ،حتما،انجام ميدم

00:40:33.895 --> 00:40:37.076
و اون زن قرار ملاقات را گذاشته بود

00:40:37.077 --> 00:40:38.837
تا يه نفر ديگه را اونجا داشته باشه

00:40:38.838 --> 00:40:40.606
اون در مورد زمان حضورت خيلي سخت گير بود

00:40:40.607 --> 00:40:44.447
اون سر ساعت 5 بعد از
ظهر به يه نفر نياز داشت

00:40:45.111 --> 00:40:50.449
و اون زمان رسيدن من را با آخر مراسم
جن گيري هماهنگ کرده بود

00:40:50.450 --> 00:40:54.710
به نام عيسي مسيح ،اينجا را ترک کن

00:40:55.917 --> 00:40:58.797
اين مردم را ترک کن

00:41:00.259 --> 00:41:02.119
حالا!

00:41:15.327 --> 00:41:19.548
به نام عيسي مسيح ،اينجا را ترک کن

00:41:21.368 --> 00:41:23.228
حالا

00:41:30.278 --> 00:41:34.718
اون در را کوبيد و منم رفتم

00:41:35.546 --> 00:41:38.966
اما من اونجا را تنها ترک نکردم

00:41:46.823 --> 00:41:52.523
اين تنها چيزيه که من درموردش
ميتونم فکر کنم که دليل اين اتفاقات باشه

00:41:57.830 --> 00:42:03.531
و من واسه سالها
هزينه اش را داده بودم

00:42:14.058 --> 00:42:15.738
بيل دوتا مراسم جن گيري تو خونه انجام داد

00:42:21.215 --> 00:42:22.895
که هيچ کدوم مشکل را حل نکرد

00:42:26.998 --> 00:42:33.472
من هنوزم دنبال جوابم درواقع
انتخاباي من خيلي محدود بود

00:42:33.473 --> 00:42:39.825
ميتونم خونه را بفروشم
يا باهاش کنار بيام

00:42:39.826 --> 00:42:43.288
من نميتونستم با سنگيني
گناه اينکه اون خونه رو

00:42:43.289 --> 00:42:47.113
يه خانواده با بچه بفروشم، زندگي کنم

00:42:47.114 --> 00:42:51.854
با اينکه کاملا ميدونم که
چه اتفاقي واسشون ميافته