﻿WEBVTT

00:00:08.989 --> 00:00:14.560
همه چيز اونجا محرمانه
بود تروريسم حمله ي شيميايي

00:00:14.561 --> 00:00:16.561
جنگ سرد
بمب اتمي

00:00:20.700 --> 00:00:25.070
اون چيزي که من ديدم چيزي نبود که
براي مقابله باهاش آموزش ديده باشم

00:00:25.071 --> 00:00:27.411
اونجا

00:00:31.720 --> 00:00:38.317
اون چيه؟ از اينجا بزن بريم
بيرون خيلي سريع ،ترسناک بود

00:00:38.318 --> 00:00:41.018
برو برو برو برو

00:00:41.855 --> 00:00:44.735
آيا اين يه هشدار بود؟

00:00:45.486 --> 00:00:48.306
يه اسلحه بود؟

00:00:49.596 --> 00:00:55.948
قطعا يه تکنولوژي
فراتر از تکنولوژِي ما بود

00:00:59.735 --> 00:01:19.735
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:19.759 --> 00:01:21.439
<font color=#FF0000>بر اساس رويدادي که براي 48
ساعت در ماه دسمبر 1980 رخ داد</c>

00:01:38.095 --> 00:01:42.148
سرهنگ دوم بودم و براي 18 سال در
نيروي هوايي بودم

00:01:42.149 --> 00:01:44.417
نقطه ي اوج جنگ سرد بود

00:01:44.418 --> 00:01:47.720
تنش هاي زيادي بين آمريکا و روسيه بود

00:01:47.721 --> 00:01:50.913
کريسمس مبارک گروهبان
کريسمس مبارک سرهنگ

00:01:50.914 --> 00:01:54.634
اين پايگاه در آماده باش هسته اي بود.

00:02:01.601 --> 00:02:04.961
اوج اقدامات امنيتي بود

00:02:05.105 --> 00:02:08.907
نگهبانان مسلح تمام وقت
اطراف را نگهباني ميدادند.

00:02:08.908 --> 00:02:14.371
پايگاه ،سلاحهاي هسته
اي داشت بمب هاي اتمي

00:02:14.850 --> 00:02:22.021
من سرپرست برج بودم. به
مدت 16 سال توي نظام بودم

00:02:22.022 --> 00:02:27.922
مسئوليت من اين بود که مطمئن بشم هواپيماها
به طور امن از زمين بلند ميشن يا ميشينن

00:02:40.332 --> 00:02:43.609
خبر جيديد نيست؟
نه خبري نيست

00:02:43.610 --> 00:02:48.147
ما انتظار هيچ ترافيک
هوايي را تو اون شب نداشتيم

00:02:50.149 --> 00:02:52.859
منظورم اينه که نشسته بوديم
و به ستاره ها نگاه ميکرديم

00:02:52.860 --> 00:02:58.478
ميدونيد ،هيچ چيزي
نبود به کل هيچ چي نبود

00:03:10.569 --> 00:03:15.141
اولين ماموريت من بود و اولين باري
بود که از خونه دور بودم

00:03:15.142 --> 00:03:18.518
قطعا يه چالشي بود برام ،نه بخاطر اينکه
تو يه کشور ديگه بودم

00:03:18.519 --> 00:03:21.559
بلکه به خاطر اينکه چيزهاي جديدي ياد بگيرم

00:03:25.619 --> 00:03:28.955
حدود ساعت 2 صبح
سرپرستم

00:03:28.956 --> 00:03:31.658
بي سيم زد و مسيخواست که منو ببينه

00:03:31.659 --> 00:03:34.058
يکي از چيزهايي که از ما
خواسته بودند که انجام بديم

00:03:34.059 --> 00:03:38.739
اين بود که به طور منظم
دروازه شرقي را چک کنيم

00:03:50.179 --> 00:03:53.348
چيزي که من ديدم را ديدي؟

00:03:53.349 --> 00:03:58.822
يه کم اومدم بالا و بيرون
را نگاه کردم چي رو ديدم؟

00:03:59.955 --> 00:04:03.315
فکر ميکني چيه؟

00:04:09.865 --> 00:04:16.827
نميدونم و اون گفت
،قبلا همچين چيزي ديدي؟

00:04:20.709 --> 00:04:25.780
نميتونستيم تشخيص بديم که چي بود
خوب نياز بود که تماس بگيريم

00:04:25.781 --> 00:04:29.981
بارز هستم دروازه ي شرقي ،تمام

00:04:30.660 --> 00:04:34.689
،باروز دروازه ي
شرقي ،تمام پنيستون،تمام

00:04:34.690 --> 00:04:38.903
کار من اين بود که مطمئن بشم
محيط اطراف پايگاه امن باشه

00:04:38.904 --> 00:04:40.787
ما يه مشکلي اينجا داريم

00:04:40.788 --> 00:04:45.757
چيز عيجيبيه بايد بياييد
يه نگاهي بندازيد تمام

00:04:46.361 --> 00:04:49.305
حدود هفت سال بود که اونجا کار ميکردم

00:04:49.306 --> 00:04:52.430
تا اون موقع پاسخ گوي هر مشکلي بودم

00:04:52.431 --> 00:04:58.380
گشت امنيتي بهم ميگه که اونجا
چه خبره اين دفعه فرق داشت

00:04:58.381 --> 00:05:02.161
ايندفعه اون نميتونست بهم بگه

00:05:04.087 --> 00:05:09.362
خوب رفتم تو ماشينم و
چراغهاي آبي را روشن کردم

00:05:09.363 --> 00:05:13.563
و به سمت دروازه ي شرقي رفتم

00:05:22.159 --> 00:05:27.945
اينجا چه خبره؟ يه اتفاقايي
داره تو اون جنگل ميافته

00:05:37.673 --> 00:05:41.813
تمام سراسر جنگل

00:05:41.877 --> 00:05:46.617
مثل اين بود که انگار يه
حباب سفيد نوراني روش باشه

00:05:49.718 --> 00:05:54.757
نميتونستم دقيقا تشخيص بدم که چي هست
اما خيلي عجيب بود

00:05:54.758 --> 00:06:00.658
اولين چيزي که به ذهنم خطور کرد اين بود که اون
يه هواپيما باشه ،اما نه از هواپيماهاي خودمون

00:06:02.724 --> 00:06:07.164
به اين فکر ميکردم که يه تهديد امنيتي باشه

00:06:12.797 --> 00:06:18.697
سعي ميکردم که يه توضيح منطقي پيدا کنم
ببينم چه خبره ،چيه من دارم ميبينم

00:06:38.699 --> 00:06:43.199
شروع کردم داخل جنگل قدم زدن

00:06:45.539 --> 00:06:49.259
و وقتي که اونجا را نگاه کردم

00:06:50.378 --> 00:06:53.378
هيچ نورري نبود

00:06:56.520 --> 00:07:03.217
رفته بودند و جنگل
کاملا تاريک بود

00:07:13.427 --> 00:07:16.602
از پنيسون به پايگاه ،تمام

00:07:16.603 --> 00:07:20.357
سريعا در مورد ارتباطات
راديويمون به مشکل برخورديم

00:07:20.358 --> 00:07:22.831
از پنيسون به پايگاه ،تمام

00:07:25.302 --> 00:07:30.716
از مرکز کنترل هيچ پاسخي
دريافت نکردم قطع شده

00:07:34.597 --> 00:07:39.577
يه چيزي در ارتباط ما تداخل ايجاد ميکرد

00:07:59.297 --> 00:08:03.325
يکدفعه همه چيز تغيير کرد

00:08:03.326 --> 00:08:07.862
انگار مثل اين بود که ،...،مثل اين بود که
يه بار الکتريکي تو فضا باشه

00:08:07.863 --> 00:08:10.705
مثل الکتريسيته ساکن.

00:08:10.706 --> 00:08:14.846
حسي مثل اينکه انگار موهات ميخواد بلند بشه

00:08:17.839 --> 00:08:20.119
حسش ميکني؟

00:08:29.168 --> 00:08:33.668
يه صداي جيغ مانند بلندي بود

00:08:35.120 --> 00:08:38.124
بعدش ميتونستيم صداي حيوانات اهلي را بشنويم

00:08:38.125 --> 00:08:40.126
اين حيوانات ترسيده بودند

00:08:43.563 --> 00:08:49.463
هرچيزي که اون بيرون بود به من ميفهموند که
اونا سعي ميکنن ازش فرار کنن

00:09:02.408 --> 00:09:05.708
يه چيزي خورد به زمين

00:09:20.700 --> 00:09:24.300
من به حالت دفاعي رفتم

00:09:25.004 --> 00:09:29.384
يه تهديده ،يه تهديد ناشناخته

00:09:31.344 --> 00:09:35.580
هيچ سرنخي نداشتم که بودنم اون چيز چي هست

00:09:35.581 --> 00:09:39.384
نميدونستم که آيا پايداره ،راديواکتيوه

00:09:39.385 --> 00:09:42.565
به چيز بدتري فکر ميکردم

00:09:49.500 --> 00:09:53.280
فکر ميکردم که قراره منفجر بشه

00:10:27.177 --> 00:10:31.013
شغل طوري نبود که در مورد خودم نگران بشم

00:10:31.014 --> 00:10:36.914
بايد ميرفتم جلو تا بفهمم چي هست
ممکنه عمليات خصمانه اي باشه

00:10:52.201 --> 00:10:56.701
چيزي که ميديدم ،هيچ منبعي نداشتم
که درموردش بهش رجوع کنم

00:10:56.990 --> 00:11:01.610
هيچ راهي وجود نداشت که بتونيم
تشخيص بديم چي هست

00:11:02.478 --> 00:11:07.518
من به ديگر نمونه هاي
اوليه محرمانه آگاه بودم.

00:11:07.873 --> 00:11:12.853
اين اصلا شبيه هواپيماهايي
نبود که تابحال ديده باشم

00:11:24.166 --> 00:11:26.986
يه چيز خاص و تکي بود

00:11:28.485 --> 00:11:31.365
چيزي شبيهش نبود

00:11:33.842 --> 00:11:37.142
کاملا تو حيرت بودم

00:11:51.526 --> 00:11:57.062
يه هواپيما نبود هليکوپتر نبود

00:11:58.042 --> 00:12:02.062
هيچ چيزي شبيه اون نديده بودم

00:12:03.138 --> 00:12:04.998
من ....

00:12:05.800 --> 00:12:09.675
سعي ميکردم که يه کم خودمو جمع و جور کنم

00:12:09.676 --> 00:12:13.816
و يه چرخي دور اون وسيله بزنم

00:12:15.149 --> 00:12:21.792
مثل يه شيشه ي سياه بود
بالاي شش فوت ارتفاع داشت

00:12:23.324 --> 00:12:31.110
دنبال اگزوزش ميگشتم درب
باکش محفظه ي خدمه اش

00:12:33.867 --> 00:12:36.567
هيچ چيز نبود

00:12:38.321 --> 00:12:44.972
اون قطعا يه چيزي فرا
تر از تکنولوژي ما بود

00:12:51.895 --> 00:12:59.653
ابنو ببين بعدش ميتونستم يه
چيزي را روي يه طرفش ببينم

00:13:07.800 --> 00:13:14.943
يه نماد اونا شبيه چيزي
نبود که قبلا ديده باشم

00:13:16.545 --> 00:13:18.206
فکر ميکني معنيش چيه؟

00:13:18.207 --> 00:13:23.307
منظورم اينه که واضح بود که يه
چيز قابل ملاحظه اي بود

00:13:26.154 --> 00:13:32.054
بعدش شروع کردم به نوشتن هرکدوم
از اون نمادها به روي دفترچه ام

00:13:33.282 --> 00:13:39.042
نمادها را نوشتم
تا اونجايي که ميتونستم نقاشيشون کردم

00:13:40.501 --> 00:13:44.041
يه نماد بزرگي بود

00:13:45.294 --> 00:13:48.654
خيلي کنجکاو شده بودم

00:13:49.268 --> 00:13:52.448
من تو يه حيرت رفتم

00:14:02.121 --> 00:14:06.021
وقتي دست بهش زدم ،گرم بود

00:14:09.461 --> 00:14:13.001
من به راديواکتيويته فکر ميکردم

00:14:21.216 --> 00:14:24.804
حس ميکردم که انگار يه دکمه را فشار دادم

00:14:24.805 --> 00:14:30.385
و يه تکنولوژي را فعال کردم که
نميتونستم بفهمم چي هست

00:14:35.888 --> 00:14:38.408
ترسيدم

00:14:38.966 --> 00:14:43.406
ترسيدم که اون قراره منفجر بشه

00:14:48.301 --> 00:14:51.301
نور سفيد خيره کننده

00:14:52.739 --> 00:14:55.139
خوشه

00:15:09.456 --> 00:15:17.000
مثل يه چشم به هم زدن
از اونجا غيبش زد يا خدا

00:15:23.387 --> 00:15:31.404
بيخيال به محض اينکه رفت
دو کلمه را تو دفترچه ام نوشتم

00:15:34.632 --> 00:15:37.392
سرعت،غير ممکن

00:15:40.126 --> 00:15:41.806
<font color=#FF0000>تصويري از دفترچه ي واقعي </c>

00:15:56.955 --> 00:15:59.029
خيلي چيزها از ذهنت رد ميشد ،مثل

00:15:59.030 --> 00:16:02.214
دهنش ... ،چطور اونو توضييح بديم؟

00:16:08.267 --> 00:16:14.167
من گفتند که بايد برم به دفتر
فرمانده ي شيفت و گزارش بدم

00:16:15.941 --> 00:16:18.843
Reality is setting in.

00:16:18.844 --> 00:16:24.744
اگه گزارش يه يوفو(آدم فضايي) را در نيروي
هوايي بدي اون لحطه بايد خودتو بيکار بدوني

00:16:28.001 --> 00:16:30.521
چي شد؟

00:16:31.625 --> 00:16:34.025
خوب،قربان ...

00:16:34.588 --> 00:16:37.864
تصميم گرفتيم که تو شرايط
نظامي سرپوش روز بزاريم

00:16:37.865 --> 00:16:40.925
يه هواپيما بود،قربان

00:16:41.835 --> 00:16:44.415
ارگان ناشناخته

00:16:46.007 --> 00:16:51.907
چيز عجيب اين بود که بعد گفتن اون حرف
درمورد هواپيما ،هيچ عکس العملي نشان نداد

00:16:52.457 --> 00:16:55.576
همين ،قربان؟ کافيه

00:16:55.577 --> 00:17:00.297
حتي عجيب تر اون اينکه چرا
اون از من درمورد اظهارات نپرسيد؟

00:17:11.599 --> 00:17:14.601
من يک گروهبان، نيروي
هوايي ايالات متحده بودم.

00:17:14.602 --> 00:17:20.502
من يکي از مربيان اصلي
در دفاع جنگ شيميايي بودم.

00:17:24.011 --> 00:17:28.571
به طور خودکار رفتم تو حالت آماده باش

00:17:29.950 --> 00:17:34.253
ستوان پليس امنيتي روبروي من بود

00:17:34.254 --> 00:17:37.356
چه اتفاقي افتاده؟
سرهنگ ازم خواست که باهات صحبت کنم

00:17:37.357 --> 00:17:39.405
و اون گفت خوب

00:17:39.406 --> 00:17:41.776
اين خيلي محرمانه است،ميخوام
اينو بفهمي چيزي

00:17:41.777 --> 00:17:44.964
که ميخوام درموردش باهات صحبت کنم
را درموردش با کسي حرف نزني

00:17:44.965 --> 00:17:47.387
متوجه شدي؟

00:17:47.388 --> 00:17:50.266
و اون شروع کرد به صحبت
کردن درمورد يه چيز غير عادي

00:17:50.267 --> 00:17:55.067
شايعه شده که يه يوفو
به پايگاه اومده بوده

00:17:55.208 --> 00:17:59.651
ازم ميخواست که برم بيرون يه
تحقيقات مستقلي را انجام بدم

00:18:24.242 --> 00:18:27.842
سه تا فرو رفتگي وجود داشت

00:18:34.949 --> 00:18:41.108
که همشون هم تحت فشار يه
وزن بودند يه اندازه فرو رفتگي

00:18:41.109 --> 00:18:48.213
يه اندازه پهنا شبيه يه
سه پايه بود اينو ببين

00:18:59.299 --> 00:19:04.046
درختها سوخته بودند

00:19:07.246 --> 00:19:13.243
با چيزي که هم گرم يا سوزان بوده

00:19:17.491 --> 00:19:21.091
با عقلم جور درنميومد

00:19:24.162 --> 00:19:29.082
باورم شد که يه اتفاقي افتاده بوده

00:19:36.941 --> 00:19:39.998
داشت هوا تاريک ميشد

00:19:39.999 --> 00:19:44.919
خوب بايد عينک ديد در شبمون را ميزديم

00:19:47.418 --> 00:19:50.838
که من همه چيز را سبز ميديدم

00:20:02.621 --> 00:20:11.478
ببين از گوشه ي چشمم
يه چيزي را ديدم اونجا

00:20:17.113 --> 00:20:20.293
و يکدفعه

00:20:20.850 --> 00:20:24.270
نوري به سمتون اومد

00:20:46.658 --> 00:20:52.979
اين نور .... حتي نميدونم
چطور توصيفش کنم

00:20:53.146 --> 00:21:01.072
بلبل جان .:: www.bolboljan.net
::. به نظر ميرسيد که ...

00:21:01.073 --> 00:21:03.413
يه چشم باشه

00:21:06.913 --> 00:21:09.313
خيلي روشن

00:21:12.218 --> 00:21:15.698
و بعدش کم نور شد

00:21:16.781 --> 00:21:20.921
مثل اين بود که چشمک ميزد

00:21:23.962 --> 00:21:26.662
بعدش قطع شد

00:21:36.841 --> 00:21:43.609
بياييد از اينجا بريم بيرون
وقت نداشتيم که فکر کنيم

00:21:58.129 --> 00:22:01.565
جشن پر از افسرها بود

00:22:01.566 --> 00:22:03.944
زمان خوبي بود براي همه که دور هم باشيم

00:22:17.148 --> 00:22:22.640
افسر ارشد پليس دربا لباس نظامي
و يه اسلحه ي اام 16 اومد داخل

00:22:22.641 --> 00:22:25.221
منظورم اينه ،که با لباساي
نطاميش وسط اون آدمها تابلو بود

00:22:25.222 --> 00:22:36.060
برگشته چي برگشته؟ يوفو
برگشته اوه،بيخيال جدي ام

00:22:45.743 --> 00:22:50.413
جشن پر از سر وصدا بود و سرهنگ به من گفت

00:22:50.414 --> 00:22:53.356
،آيا ايني که ميگي بيشتر بررسي شده؟

00:22:53.357 --> 00:22:59.768
گفتم ،بله قربان
،انجام شده بسيار خوب

00:23:00.291 --> 00:23:05.295
من واقعا براي اثبات ميخواستم نشون بدم
که چيزي اون بيرون نيست

00:23:05.296 --> 00:23:11.176
براي هميشه اين قضيه را حل و فصل ميکنيم

00:23:23.648 --> 00:23:26.364
در واقع چهار ،پنج تا ماشين بود

00:23:26.365 --> 00:23:30.565
و احتمالا 25 تا آدم هم تو جنگل

00:23:31.290 --> 00:23:33.858
تقريبا شوکه شده بودم

00:23:33.859 --> 00:23:36.260
کنترل کل شرايط از دستتمون خارج شد بود

00:23:36.261 --> 00:23:40.197
خيلي خوب همه بايد برگردند به عقب جاده

00:23:40.198 --> 00:23:44.878
اينجا منطقه ي محرمانه است
ميشنويد چي ميگم؟

00:23:49.407 --> 00:23:52.292
يه جورايي متعجب شده بودم
که جان بوروگز اينجا چکار ميکنه؟

00:23:52.293 --> 00:23:58.193
با تيم تو جنگل بودم و سعي ميکردم
که بفهمم اينجا چه خبره

00:23:59.651 --> 00:24:02.960
خيلي تعجب آور بود که
رهبر ارشد

00:24:02.961 --> 00:24:07.761
اونقدر علاقه پيدا کرده به اين مسئله
که شخصا اومده پيگيري کنه

00:24:17.268 --> 00:24:24.246
وقتي رفتيم داخل جنگل خيلي
ساکت بود سکوت عجيبي بود

00:24:28.213 --> 00:24:34.113
اونا منو به سمتي بردند که حدود 150
تا 200 فوت از ماشينها فاصله داشت

00:24:51.302 --> 00:24:57.394
به تو رفتگي ها نگاه کردم
همشون شبيه هم بودند

00:24:57.395 --> 00:25:00.515
يه سه گوش دقيق و حساب شده

00:25:02.328 --> 00:25:08.228
خوب،نول،بيا با شمارنده ي گايگر به اين موضوع را بررسي کنيم <font color=#FF0000>شمارنده ي گايگر
:يک نوع شمارشگر ذرات بنيادي مي‌باشد که توانايي شناسايي ذرات باردار را دارد</c>

00:25:08.519 --> 00:25:13.210
شمارنده ي گايگر لازم بود تا نشون بده اونجا
پرتوهاي راديو اکتيو يا چيز ديگه اي وجود نداره

00:25:13.211 --> 00:25:18.671
بياييد به وضوح نشون بديم که چيزي اونجا نيست

00:25:19.229 --> 00:25:25.129
و اون شروع کرد به گرفتن اطلاعات و
اطراف هرسه سوراخ چرخيد

00:25:30.107 --> 00:25:31.741
I'm getting residuals.

00:25:31.742 --> 00:25:36.754
خوب بيارش وسط ببينمش
چه عکس العملي نشون ميده

00:25:36.755 --> 00:25:42.515
لحظه اي که اون گايگر را در مرکز قرار داد

00:25:47.791 --> 00:25:54.249
عقربه شروع به تکون خوردن
کرد به سمت هفت و ده رفت

00:25:54.250 --> 00:26:00.150
خوب دقيقا بيارش به سمت درختها
تا ببينم چي نشون ميده

00:26:13.817 --> 00:26:18.445
عقربه سريع رفت بالا قربان
،از مقياسمون هم بالاتر شد

00:26:19.590 --> 00:26:22.821
هرچيزي که اونجا بوده يا يه
ماده ي هسته اي را حمل ميکرده

00:26:22.822 --> 00:26:27.262
يا يه جورايي پرتوهاي راديواکتيوي داشته

00:26:50.673 --> 00:26:54.244
هيچ راهي وجود نداشت که
اونطوري که عقربه رفت بالا

00:26:54.245 --> 00:26:58.680
عادي باشه غير عادي بود

00:27:00.585 --> 00:27:03.487
من شواهدي را ديدم که نشون ميداد
اتفاقاتي در جنگل افتاده

00:27:03.488 --> 00:27:07.924
چيزي قطعا اونجا فرود اومده و
اون تاثيرات را برجاي گذاشته

00:27:07.925 --> 00:27:13.325
خوب ،گروهبان ،دوربينت را بردار
و چندتا عکس بگير

00:27:15.566 --> 00:27:18.322
اون لحظه ،دستگاه ضبط صدا کوچکم را درآوردم

00:27:18.323 --> 00:27:21.913
<font color=#FF0000>صداي واقعي ضبط شده</c>
يه خراشي وجود داره

00:27:23.190 --> 00:27:26.795
روي درختها ،حدود...
سه و نيم يا چهار اينچ

00:27:28.853 --> 00:27:31.581
اين نمونه را نشونه بذار

00:27:46.831 --> 00:27:51.606
خب،در حال حاضر ما در
نقطه ي تاثير گذار اوليه هستيم

00:27:51.607 --> 00:27:53.287
سوراخها به نظر ميرسه که انگار
چيزي با چرخيدن به وجودش آورده

00:27:55.725 --> 00:27:57.320
ميدوني،همونطور که نزديکشون ميشي

00:27:57.321 --> 00:27:59.001
به نظر ميرسه که انگار چيزي
يه چيزي را برداشته و نشسته

00:27:59.425 --> 00:28:01.105
و از يه سمت به سمت ديگه چرخيده

00:28:02.701 --> 00:28:04.381
خيلي عجيبه

00:28:19.911 --> 00:28:22.124
حيوانات

00:28:23.885 --> 00:28:29.256
وحشي شدند پرندگان تو جنگل

00:28:29.257 --> 00:28:32.977
اونا توسط يه چيزي ترسيده بودند

00:28:33.062 --> 00:28:37.502
حالا من،....من احساس خطر ميکردم

00:28:40.812 --> 00:28:42.492
خيلي عجيبه ما صداي حيوانات را ميشنويم

00:28:45.141 --> 00:28:46.821
حيوانات اهلي ،اونا فقط...

00:28:48.114 --> 00:28:49.794
خيلي خيلي پپر سروصدان،
که صداهاي افتضاحي را توليد ميکنن

00:28:54.695 --> 00:29:00.595
حيواناتي که همه ي اون صدا ها را توليد
ميکردند پرندگان شب،يکدفعه ساکت شدند

00:29:03.257 --> 00:29:04.937
همه ي اون حيوانات حالا ساکت شدند

00:29:09.162 --> 00:29:10.842
هي،اين خيلي عجيبه

00:29:20.741 --> 00:29:24.701
و ناگهان، بدون هيچ گونه اطلاعي ...

00:29:26.750 --> 00:29:31.550
چراغها
به درستي کار نميکردند

00:29:40.570 --> 00:29:43.150
تاريکي مطلق

00:29:54.720 --> 00:30:01.703
ناگهان، ستوان پليس
گفت ... قربان اونجا

00:30:10.925 --> 00:30:14.765
يه شي نوراني بود

00:30:21.242 --> 00:30:28.003
مرکزش تاريکه مثل سياهي چشم

00:30:34.428 --> 00:30:37.908
به نظر ميرسه که روي آتيشه

00:30:38.744 --> 00:30:45.056
چيه؟ هيچ شکي وجود نداره عجيبه

00:30:50.985 --> 00:30:54.404
به نظر ميرسيد يه
کم به اين سمت مياد

00:30:55.739 --> 00:30:57.419
داره اين سمت مياد

00:30:59.712 --> 00:31:01.392
قطعا داره مياد اين سمت

00:31:05.342 --> 00:31:13.902
به سمت ما ميومد برو
برو برو برو برو ميدويديم

00:31:19.919 --> 00:31:24.779
منفجر شد و به پنج شي سفيد تقسيم شد

00:31:27.739 --> 00:31:30.861
بخواب زمين،بخواب زمين

00:31:30.862 --> 00:31:35.062
يه چيزي مستقيم داشت ميومد به سمتمون

00:31:37.728 --> 00:31:40.788
بعدش يکدفعه غيبش زد

00:31:41.932 --> 00:31:45.652
مستقيم رفت تو آسمون

00:31:53.744 --> 00:31:56.924
يکدفعه ميتونستم ببينم

00:31:57.137 --> 00:32:01.893
دوتا از اون شي ها سمت شمالن
و يکيشون سمت جنوب

00:32:01.894 --> 00:32:08.107
بيضي شکل بودند با سرعت
بالا حرکت ميکردند هماهنگ

00:32:08.632 --> 00:32:12.472
با سرعت مافوق صوت حرکت ميکردند

00:32:14.897 --> 00:32:18.557
آيا اسلحه است؟

00:32:40.624 --> 00:32:44.455
سوال اصلي اينه که ،چي بودند
و کي کنترلشون ميکرد

00:32:44.456 --> 00:32:46.765
و آيا تهديد بود يا خطر؟

00:32:57.337 --> 00:33:02.566
روي صندلي نشسته بودم و پاهامو روي ميز کنسول
دراز کرده بودم feet propped up on the console.

00:33:02.567 --> 00:33:07.487
و به رادار نگاه ميکردم

00:33:15.917 --> 00:33:19.577
اون ديگه چيه داره ميره؟

00:33:21.854 --> 00:33:25.565
اين چيز خيلي سريع حرکت ميکنه

00:33:25.566 --> 00:33:30.126
که به جاي گرفتن از الگوهاي منحصر به فرد ...
<font color=#FFFF00>منظور نشون دادن به صورت نقطه ي</c>

00:33:30.493 --> 00:33:32.527
به صورت يه خط راست رو رادار داشتيمش

00:33:32.528 --> 00:33:39.655
خيلي سريع حرکت ميکرد خيلي
سريع حرکت ميکرد و ترسناک بود

00:33:39.656 --> 00:33:42.804
به رادار شرقي زنگ بزن و ببين
آيا اونا هم ديدنش

00:33:42.805 --> 00:33:46.885
ببين آيا ردي ازش گرفتند

00:33:50.997 --> 00:33:55.017
ديگه نميتونستم ببينمش

00:34:07.497 --> 00:34:12.416
و بعدش ظاهر شد

00:34:18.508 --> 00:34:22.408
دقيقا کنار پنجره بود

00:34:24.313 --> 00:34:26.773
آروم حرکت ميکرد

00:34:29.485 --> 00:34:31.945
بزرگ بود

00:34:39.295 --> 00:34:42.595
واقعا حيرت انگيز بود

00:34:44.507 --> 00:34:48.287
تو هوا معلق بود

00:34:54.305 --> 00:35:00.169
و يکدفعه فقط سکوت محض بود

00:35:02.162 --> 00:35:10.635
نه صدايي نه صداي اگزوز
نه صداي ناهنجاري هيچي.

00:36:13.201 --> 00:36:16.201
و بعدش قطع شد

00:36:17.202 --> 00:36:19.406
در نزديکي منطقه ذخيره سازي سلاح.

00:36:20.930 --> 00:36:26.271
نه که در آن سلاح هاي
هسته اي ذخيره مي شد.

00:36:37.756 --> 00:36:41.017
حالا يه شي را ميبينيم
بالاي پايگاه معلقه

00:36:41.438 --> 00:36:43.118
پنج تا ده درجه به سمت افق

00:36:44.986 --> 00:36:46.666
باورنکردنيه

00:36:48.128 --> 00:37:05.128
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:37:05.152 --> 00:37:08.421
و يکدفعه يه پرتوي نوري به سمت زمين فرستاد

00:37:14.674 --> 00:37:17.645
اون چيه؟ نميدونم اون چيه؟

00:37:20.814 --> 00:37:24.594
صداي پچ پچ از راديو ميشنيدم

00:37:25.473 --> 00:37:30.143
که مگفتند پرتوهاي نوري در مجاورت
 منطقه ذخيره سازي سلاح وجود دارد

00:37:30.144 --> 00:37:31.944
نه

00:37:32.395 --> 00:37:38.295
هر چيزي که ما داشتيم اونجا بود
و اون نور هم دقيقا بالا سرش بود

00:37:38.986 --> 00:37:41.986
اوه،خدايا ،نه

00:37:50.765 --> 00:37:53.885
ما يه هدف بوديم

00:39:06.198 --> 00:39:11.526
منظورم اينه ،که همينطوري،مثل
يه چشم به هم زدن رفت

00:39:23.760 --> 00:39:27.217
کاملا تو شوک بودم
اوه،خدايا ممنونم

00:39:27.218 --> 00:39:32.198
اين مي تواند يک درگيري
بزرگ و يا يک جنگ را شروع کند.

00:39:36.029 --> 00:39:39.449
نميدونم چي ديدم

00:39:39.921 --> 00:39:45.821
ميدونم چي ديدم اما نميدونم
چي بود که ديدم

00:39:56.220 --> 00:39:59.330
ميتونست به منطقه ذخيره سازي سلاح
سقوط کنه

00:39:59.331 --> 00:40:05.231
ميدونيد ....ميتونست
ميتونست هرکاري که دلش ميخواست بکنه

00:40:06.405 --> 00:40:10.008
ما سلاحهاي هسته اي اونجا داشتيم

00:40:10.009 --> 00:40:16.762
ميدونيد ،پرتوي نور بزرگي
بود و آخرين چيزي که من ديدم

00:40:27.353 --> 00:40:29.033
در سال 1981 هالت گزارشي فوق سري براي نيروي
هوايي ايالات متحده و نيروي نظامي انگليس نوشت

00:40:37.760 --> 00:40:39.440
تحت عنوان ياداشت هالت قابل مراجعه ميباشد

00:40:43.639 --> 00:40:45.711
کل زمان اين چيز در حال تحول بود

00:40:45.712 --> 00:40:50.477
نگران اين بودم که اين چيز
پيامدهاي امنيتي جدي بدنبال داشته باشد

00:40:50.478 --> 00:40:55.485
به عنوان مثال ميتونست به عنوان چيزي که هيئت
اتحاديه شوروي انجام ميدهد اشتباه گرفته شود،

00:40:55.486 --> 00:41:00.155
اما من تو موقعيتي نبودم
که بتونم کار زيادي انجام بدم

00:41:00.156 --> 00:41:04.296
کسي نميخواست که قبول کنه چه اتفاقي افتاده

00:41:09.767 --> 00:41:13.752
بدون هيچ شکي در ذهنم آن يه يک شي
 ناشناس پرنده بود

00:41:13.753 --> 00:41:17.053
تحت کنترلي هوشمند.

00:41:18.103 --> 00:41:37.103
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:41:37.127 --> 00:41:43.027
حس ميکنم که اون هواپيما اونشب واسه يه
دليل خاصي اونجا بود

00:41:47.837 --> 00:41:55.242
يک کاوشگر بدون سرنشين بود.
اونجا بود که اطلاعات جمع کنه

00:41:55.243 --> 00:41:59.046
اون حسي بود که نسبت بهش داشتم

00:41:59.047 --> 00:42:03.299
اون منو به تلاش وادار ميکرد که سعي
کنم بفهمم که چيزي بود

00:42:03.300 --> 00:42:09.200
ميخوام بدونم که با چي روبرو شديم
و چه....چه اتفاقي واسه ما افتاد

00:42:17.900 --> 00:42:23.003
وقتي هنوز تو نظام بودم در موردش صحبت نکردم

00:42:23.004 --> 00:42:27.504
من يه حرفه ي شغلي و يه خانواده
داشتم که بايد بهشون توجه ميکردم

00:42:28.310 --> 00:42:33.890
واقعا در مورد اون پوشش که روي اين
 مساله گذاشتم مغرور نيستم

00:42:35.087 --> 00:42:40.242
اما قرار نيست چيزي
که اتفاق افتاده را انکار کنم

00:42:40.243 --> 00:42:42.643
نه ديگه

00:42:43.358 --> 00:42:46.077
حدس ميزنم که فقط ترسيده بودم از

00:42:46.078 --> 00:42:50.197
اينکه به عنوان يه فرد ديوانه تلقي بشم

00:42:50.198 --> 00:42:53.198
که آدم فضايي ها را ديده

00:42:54.744 --> 00:42:59.124
اما اون آدم هاي ديوانه
،عاقل هستند،....آدمهاي عاقل