﻿WEBVTT

00:00:02.616 --> 00:00:15.616
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:15.640 --> 00:00:19.225
در واقع آخرین سال خوشحالی و آزادیمون بود

00:00:19.505 --> 00:00:21.805
قبل از اینکه بقیه زندگیمون شروع بشه

00:00:22.005 --> 00:00:25.542
هی،تو دیشب اومدی تو اتاق خوابم؟

00:00:25.566 --> 00:00:28.379
یه چیزی تو اتاقم عوض شده

00:00:28.403 --> 00:00:30.247
یه حس مور موری بهم دست داد

00:00:30.271 --> 00:00:32.282
مثل اینکه کسی داره بهم نگاه میکنه

00:00:32.306 --> 00:00:36.587
داشتم بدگمان میشدم
و این بدگمانی ام هم زیاد بود

00:00:36.611 --> 00:00:39.450
و من همش میگفتم این
فیلمهای ترسناک را نبینید

00:00:44.419 --> 00:00:47.297
این حس را داشتم که
میشه امشب باهام بمونی؟

00:00:47.321 --> 00:00:48.854
تنها نبودم

00:00:56.197 --> 00:00:58.459
لیندزی!

00:01:00.268 --> 00:01:05.240
هم اتاقی ام نبود منم نبودم
یه چیزی تو اون خونه بود

00:01:11.546 --> 00:01:14.383
مثل یه خواب بود

00:01:27.528 --> 00:01:29.640
پاییز سال 2004 بود

00:01:29.664 --> 00:01:32.676
و به سالهای آخر مدرسه ی هنرم نزدیک میشدم

00:01:32.700 --> 00:01:33.711
من یه هنرمند هستم

00:01:33.735 --> 00:01:36.702
من عاشق رنگم ،...مشخصه ...موهامو ببینید

00:01:37.205 --> 00:01:39.249
من خیلی مشتاق بودم که هنوزم

00:01:39.273 --> 00:01:40.484
جشن و لحظات شادی داشته باشم

00:01:40.508 --> 00:01:44.343
نه اینکه درباره ی مسائل زندگی نگران باشم

00:01:56.958 --> 00:02:01.171
هی سلام عزیزم راحت ترسیدی

00:02:01.195 --> 00:02:02.940
من و لیندزی از دبیرستان همدیگه را میشناختیم

00:02:02.964 --> 00:02:05.175
روزت چطور بود؟ بد نبود،تو چی؟

00:02:05.199 --> 00:02:06.710
لیندزی زندگی اش سرشار از جشن و شادی بود

00:02:06.734 --> 00:02:09.179
ما را هم تحت تاثیر قرار داده بود

00:02:09.203 --> 00:02:11.381
و کمکم میکرد که بفهمم که کی هستم

00:02:11.405 --> 00:02:12.883
میدونید فقط با در کنارش بودن ،کامل میشدی

00:02:12.907 --> 00:02:17.154
او خیلی سرخوش بود
منم همینطور ریبا،عاشقشم

00:02:17.178 --> 00:02:18.655
اهمیتی نداشت که چه وقتی از روز بود

00:02:18.679 --> 00:02:20.324
اگه مشکلی داشتید و
میخواستید باهاش حرف بزنید

00:02:20.348 --> 00:02:21.825
مینشست کنارتون و بهتون گوش میکرد

00:02:21.849 --> 00:02:24.294
امبر کجاست؟
با امبر تو خوابگاه آشنا شدیم

00:02:24.318 --> 00:02:26.427
هر سه تامون دوستهای صمیمی شده بودیم

00:02:27.188 --> 00:02:29.066
هر سه تامون با هم جور بودیم

00:02:29.090 --> 00:02:31.135
چیزی نیست ،ما خیلی منتظر نبودیم

00:02:31.159 --> 00:02:33.403
از این که کنار هم بودیم لذت میبردیم

00:02:33.427 --> 00:02:36.640
همیشه خوش بودیم نپرس

00:02:36.664 --> 00:02:39.710
از همون لحظه که امبر را دیدیم
ازش خوشمون وامد

00:02:39.734 --> 00:02:43.146
اون از اون آدم های باحالی
بود که دوست داشتی باهاش باشی

00:02:44.705 --> 00:02:46.884
ما سه تا آدم متفاوت بودیم

00:02:46.908 --> 00:02:50.654
یه جورایی مثل سه
تفنگدار بودیم خوب،بچه ها

00:02:50.678 --> 00:02:55.058
امروز فقط دنبال این
هستیم ،باشه؟ خیلی خوب

00:02:55.082 --> 00:02:56.360
از این خوشم میاد

00:02:56.384 --> 00:02:59.329
خیلی سخته که یه اتاق سه نفره پیدا کنی

00:02:59.353 --> 00:03:01.532
اون به هیج وجه
هی میرفتیم و میومدیم

00:03:01.556 --> 00:03:03.901
یه سری ایده به ذهنمون میرسید

00:03:03.925 --> 00:03:06.537
و هیچکدومشون عملی نمیشد
نه اون یکی را انجام نمیدم

00:03:06.561 --> 00:03:10.707
ما دنبال کار میگشتیم و به
نظر خیلی بد پیش میرفت

00:03:10.731 --> 00:03:13.577
با خودمون میگفتیم :شاید
قرار نیست این مشکل حل بشه

00:03:13.601 --> 00:03:17.381
سلام سلام خوش اومدید
من لیندزی هستم خوشبختم

00:03:17.405 --> 00:03:21.185
من ربکا هستم آخرش به
دفتر املاک در کنت رفتیم

00:03:21.209 --> 00:03:24.521
بفرمایید بنشینید خانوم
ها اولین چیزی که گفت

00:03:24.545 --> 00:03:28.592
همه ی اینها اجاره
شده اند قلبم وایستاد

00:03:28.616 --> 00:03:31.728
با خودم گفتم ،شوخی
میکنی؟ یه کم دیر اومدید

00:03:31.752 --> 00:03:34.823
چطور یه اتاق سه خوابه
نیست؟ مسخره است

00:03:36.891 --> 00:03:39.570
درواقع ،شاید یدونه داشته
باشم یه لحظه صبر کنید

00:03:39.594 --> 00:03:44.107
کشو را باز کرد و
یه پوشه درآورد

00:03:44.131 --> 00:03:48.245
خوب و سریع بازش
کرد و اولین چیزی که گفت

00:03:48.269 --> 00:03:52.015
این جواب میده بسیار
خوب،یه خونه ی سه خوابه

00:03:52.039 --> 00:03:55.986
خونه ،خودش فشنگ
بود عالی به نظر میرسید

00:03:56.010 --> 00:03:58.388
خونه ای ایده ال برای سه
دختر دانشجو،منظورم اینه

00:03:58.412 --> 00:04:01.992
یه جورایی خونه ای بود
که میخواستی خوشم اومد

00:04:02.016 --> 00:04:05.329
تو عکسش عالی بود هر
چیزی که میخواستیم را داشت

00:04:05.353 --> 00:04:07.297
و ما واقعا نفهمیدیم چرا

00:04:07.321 --> 00:04:09.366
اون اینو از اول پیشنهاد نداد

00:04:09.390 --> 00:04:14.304
در واقع ،فکر نمیکنم این واسه شما خوب باشه

00:04:14.328 --> 00:04:15.806
چرا اون اونقدر منفی حرف میزد؟

00:04:15.830 --> 00:04:18.675
چرا اون فکر کرد که این واسه
ما خوب نیست؟ مشکل چیه؟

00:04:18.699 --> 00:04:19.910
و اون گفت

00:04:19.934 --> 00:04:23.780
ما یه مشکلاتی با اجاره
کننده های قبلی داشتیم

00:04:23.804 --> 00:04:28.285
خوب،ما آدمهای خوبی هستیم آره

00:04:28.309 --> 00:04:33.769
باشه ،باشه ،با صاحبخونه
حرف میزنم ممنونم

00:04:35.416 --> 00:04:39.096
آیا کیف شماست؟ آره بزارش رو زمین

00:04:39.120 --> 00:04:40.964
خوب ما کلیدا را گرفتیم

00:04:40.988 --> 00:04:43.567
از این که میرفتیم اونجا هیجان زده بودیم

00:04:43.591 --> 00:04:45.869
واقعا خیال میکردیم
معامله ی خوبی انجام دادیم

00:04:45.893 --> 00:04:49.339
هیجان زده بودیم از اینکه جایی
را پیدا کردیم که میتونیم با هم باشیم

00:04:49.363 --> 00:04:52.431
به نظر خونه ی عالی میومد

00:05:01.342 --> 00:05:07.197
هی هی نظرت چیه؟ اوه عالیه

00:05:19.694 --> 00:05:23.307
دوست پسرم ادام تو اثباب کشی خیلی کمکم کرد

00:05:23.331 --> 00:05:25.742
برای یه سال بود که با هم بودیم

00:05:25.766 --> 00:05:29.947
ما تازه با هم بودیم و
خیلی هم راحت و آسون بود

00:05:29.971 --> 00:05:32.549
منو میخندوند و
همیشه شوخی میکرد

00:05:32.573 --> 00:05:36.219
آیا مسنحق یه بوس نیستم
چون کمکت کردم؟ بعدا.

00:05:36.243 --> 00:05:37.521
نمیدونم اون چطور مدیریت کرد

00:05:37.545 --> 00:05:41.058
اما یه جورایی لیندزی بهترین
اتاق توی خونه را گرفت

00:05:41.082 --> 00:05:43.126
بعد از باز کردن وسایلام تو اتاقم

00:05:43.150 --> 00:05:48.031
در اتاقم را بستم و
متوجه چیز عجیبی شدم

00:05:48.055 --> 00:05:51.234
دوتا قفل قفل بولت
بود ادم روی در اتاقم

00:05:51.258 --> 00:05:53.937
بیا اینو ببین نه
فقط دوتا قفل کوچیک

00:05:53.961 --> 00:05:59.376
دوتا قفل بولت بزرگه بزرگ یک ،دو

00:05:59.400 --> 00:06:01.011
دوتا قفل بولت بزرگ پشت در اتاق بود

00:06:01.035 --> 00:06:05.215
و ممکن فکر کنید که اینجا
اتاق دانشجویی بوده

00:06:05.239 --> 00:06:06.650
شما با چند تا آدم نادرست هم اتاقی هستید

00:06:06.674 --> 00:06:07.851
و شاید اونا چیزهایی از اتاقت برمیداشتند

00:06:07.875 --> 00:06:09.152
خوب تو هم میخوایی اتاقت را خصوصی کنی

00:06:09.176 --> 00:06:11.388
تو این موزد ،قفل ها طرف دیگر در نبود

00:06:11.412 --> 00:06:17.894
سمت داخل در بود و
به نظرم عجیب بود چون

00:06:17.918 --> 00:06:20.697
یه کسایی سعی کرده بودند خودشون رو حبس کنن

00:06:20.721 --> 00:06:23.405
یا چیزی را بیرون اتاق نگه دارن تا نیاد تو

00:06:42.443 --> 00:06:46.023
روز طولانی بود
خیلی خسته شده بودیم

00:06:46.047 --> 00:06:47.665
رفتیم تو تختمون

00:07:01.996 --> 00:07:05.609
یکدفعه اتاق سرد شد

00:07:05.633 --> 00:07:10.542
میتونستی حس کنی یه باد سردی به صورتت میخوره

00:07:12.640 --> 00:07:16.014
چیه؟

00:07:18.712 --> 00:07:22.777
فن روشن شد

00:07:28.055 --> 00:07:29.897
چشمامو میمالیدم

00:07:31.058 --> 00:07:33.905
چراغ را خاموش
کردم دوباره خوابیدم

00:07:55.082 --> 00:07:58.995
Click, click, click, click.

00:07:59.019 --> 00:08:01.598
میتونستی دوباره صدای پره های پنکه را بشنوی

00:08:01.622 --> 00:08:05.303
به محص اینکه کلید چراغ خواب را میزدم

00:08:09.697 --> 00:08:11.339
قطع میشد

00:08:12.566 --> 00:08:15.962
مسخره است،مگه نه؟
خوب از تختم اومدم پایین

00:08:20.841 --> 00:08:23.887
سرجاش خشکش زده بود

00:08:23.911 --> 00:08:26.403
همونجا وایستاده بود و
به زمین نگاه میکرد

00:08:30.851 --> 00:08:33.381
دوشاخ پریز پنکه روی زمین افتاده بود

00:08:41.695 --> 00:08:43.140
به پریز وصل نبود

00:08:43.164 --> 00:08:45.732
و باز ما صداشو میشنیدیم و حسش میکردیم

00:08:53.541 --> 00:09:00.789
صدای در را شنیدیم در
داشت تکون میخورد میلرزید

00:09:01.882 --> 00:09:04.024
صدا کردم ربکا؟

00:09:06.720 --> 00:09:07.946
امبر

00:09:17.131 --> 00:09:18.241
سلام

00:09:20.167 --> 00:09:25.015
و هنوزم تکون میخورد سلام

00:09:25.940 --> 00:09:30.158
مثل کسی که سعی میکرد بیاد تو

00:09:35.249 --> 00:09:36.360
ربکا

00:09:38.953 --> 00:09:40.639
امبر

00:10:02.185 --> 00:10:05.446
ربکا امبر؟

00:10:09.001 --> 00:10:13.280
به محض اینکه دستم به در رسید....

00:10:17.143 --> 00:10:18.754
وایستاد

00:10:19.879 --> 00:10:26.959
دیگه تکون نخورد ادم
در را باز کرد سلام؟

00:10:31.824 --> 00:10:34.255
سلام؟

00:10:35.151 --> 00:10:38.797
هیچ چیز کسی اونجا نبود

00:10:38.821 --> 00:10:41.933
هیچ راهی وجود نداشت
که کسی از پله ها بیاد بالا

00:10:41.957 --> 00:10:48.361
یا بره پایین و شما چیزی
نشنوید نمیتونستم بفهمم

00:10:52.000 --> 00:10:56.314
میدونید چیه؟یه چیز خیلی
عجیبی بود نگرانش نباش

00:10:56.338 --> 00:11:00.396
خسته بودیم زیاد در
موردش فکر نکردیم

00:11:08.950 --> 00:11:11.429
پشت میزم نشسته بودم و داشتم مینوشتم

00:11:11.453 --> 00:11:16.367
چند روز دیگه روز امتحانم
بود به سختی درس میخوندم

00:11:16.391 --> 00:11:18.614
خیلی سخت کار میکردم

00:11:25.867 --> 00:11:30.374
یکدفعه صدای ضربه
شنیدم اینطوری بود بم بم بم

00:11:34.706 --> 00:11:36.507
واقعا نمیدونستم که چی هست

00:11:43.948 --> 00:11:46.060
مثل این بود که انگار کسی
از پله ها پایین و بالا میرفت

00:11:46.084 --> 00:11:47.988
بچه ها، بیخیال

00:11:48.720 --> 00:11:50.636
با خودم فکردم که
ادم و لیندزی هستند

00:11:52.090 --> 00:11:56.594
صداش خیلی نزدیک
بود ادم ،لیندزی ،جداً

00:12:00.632 --> 00:12:04.840
کسی اونجا نبود لیندزی تو هستی؟

00:12:08.540 --> 00:12:12.069
احساس کردم که اونا
دارم سر بسرم میزارن ادم؟

00:12:19.317 --> 00:12:22.396
من گیج شده بودم و اونجا وایستاده بودم

00:12:22.420 --> 00:12:25.219
خوب چی را از دست
دادم آیا کسی فرار کرد

00:12:33.431 --> 00:12:36.711
فکر کردم که باید لیندزی و ادم یا
یکی از اونا باشن

00:12:36.735 --> 00:12:40.070
چون اونا تنها کسایی بودند
که احتیاج بود از پله ها بالا برن

00:12:42.374 --> 00:12:46.177
خیلی خسته بودم
بالاخره تونستم بخوابم

00:13:00.191 --> 00:13:02.937
به نظر میرسید که خیلی سریع به خواب رفتم

00:13:02.961 --> 00:13:05.683
فهمیدم که دارم خواب میبینم

00:13:11.069 --> 00:13:15.082
نمیتونستم دستامو تکون بدم

00:13:15.106 --> 00:13:20.733
نمیتونستم پاهامو تکون
بدم میخکوب شده بودم

00:13:27.185 --> 00:13:28.796
میخواستم جیغ بزنم

00:13:28.820 --> 00:13:33.634
میخواستم از اعماق وجو.دم جیغ بزنم
بگم کمکم کنید

00:13:33.658 --> 00:13:35.473
اما نمیتونستم

00:13:38.029 --> 00:13:42.785
تو سایه میتونستم یه کسی را ببینم

00:14:01.419 --> 00:14:06.567
میلرزید چیزی نیست تو
خودش بود همه چی خوبه

00:14:06.591 --> 00:14:09.170
فهمیدم که فقط یه خواب بوده

00:14:09.194 --> 00:14:13.407
اما قلبم هنوز داشت تند
میزد بدنم کلا خیس عرق بود

00:14:13.431 --> 00:14:19.847
موهام خیس بود سعی
میکردم که حالش را روبراه کنم

00:14:19.871 --> 00:14:23.584
حسی که چیزی تو خواب تو اتاقم بود

00:14:23.608 --> 00:14:25.553
هنوزم وقتی که بیدار شدم اون حس را داشتم

00:14:25.577 --> 00:14:30.225
خیلی ترسناک بود و
میترسیدم اطراف را نگاه کنم

00:14:30.615 --> 00:14:32.608
انگار واقعی بود

00:14:41.759 --> 00:14:45.272
یه روز بعد از ظهر،چرت میزدم

00:14:45.296 --> 00:14:47.251
چرخیدم و رو به دیوار بودم

00:14:49.934 --> 00:14:53.846
چطور میتونی بگی که کسی اونجاست؟

00:14:57.609 --> 00:15:00.216
آروم چشمامو باز کردم

00:15:06.951 --> 00:15:09.597
یه عنکبوت بزرگ و سیاه

00:15:12.524 --> 00:15:14.133
دقیقا کنار تختم بود

00:15:17.228 --> 00:15:22.243
خیلی وحشت کرده بودم
حس چندشی بهم دست میداد

00:15:22.267 --> 00:15:24.645
مثل اینکه داره نگام میکنه

00:15:24.669 --> 00:15:26.892
مثل اینکه انگار کسی از
داخل اون داره نگام میکنه

00:15:34.779 --> 00:15:38.192
پشتش یه الماس نقره ای رنگ بود

00:15:51.296 --> 00:15:56.143
مستقیم افتاد سریعتر از
هرچیزی که تابحال دیده بودم

00:15:56.167 --> 00:15:59.446
خوب ازتختم پریدم بیرون
ملافه ها را ریختم به هم

00:15:59.470 --> 00:16:04.919
اتاقم را ریختم بهم
کل اتاقم را گشتم

00:16:04.943 --> 00:16:09.453
باید از شرش خلاص
میشدم و نمیتونستم پیداش کنم

00:16:13.518 --> 00:16:16.497
از اون عنکبوته خیلی ترسیده بودم

00:16:16.521 --> 00:16:19.166
باید میفهمیدم که
چه نوعی بود میدونید

00:16:19.190 --> 00:16:21.502
بهتر بود که اینو تو کتاب پیدا کنم

00:16:21.526 --> 00:16:23.671
خوب رفتم کتاب خونه

00:16:23.695 --> 00:16:25.372
کلی کتاب در مورد عنکبوتها پیدا کردم

00:16:25.396 --> 00:16:28.080
همه ی عکسهاشو نگاه کردم

00:16:32.370 --> 00:16:35.583
و نمیتونستم چیزی پیدا کنم که شبیه اون باشه

00:16:35.607 --> 00:16:38.719
نه تو اوهایو یا تو ایالت های دیگه

00:16:38.743 --> 00:16:42.289
هیچ چیزی که هم اندازه یا همرنگش باشه

00:16:42.313 --> 00:16:46.720
برگشتم به خونه
هیچ کسی بیدار نبود

00:16:50.622 --> 00:16:54.138
دوباره شنیدم Thump,
thump, thump.

00:16:56.594 --> 00:16:58.779
بعدش صدای خنده ی ناخوشایندی شنیدم

00:17:09.874 --> 00:17:14.323
مطمئن بودم که این لیندزی ـه
که داره سربسرم میزاره

00:17:29.327 --> 00:17:32.840
خیلی ناراحت شدم ،چون
اون دوست قدیمی ـه من بود

00:17:32.864 --> 00:17:35.624
و حالا یکدفعه اینجوری رفتار میکنه

00:17:52.809 --> 00:18:00.430
_

00:18:06.381 --> 00:18:09.393
ربکا از اتاقش اومد بیرون و گفت

00:18:09.417 --> 00:18:12.497
دیشب چه خبر بود بچه ها؟ ببخشید ؟

00:18:12.521 --> 00:18:14.966
میدونید شما اصلا به ما احترام نمیزارید

00:18:14.990 --> 00:18:17.702
همه ی اون صداها از
یک صبح تا چهار صبح

00:18:17.726 --> 00:18:22.473
و شب قبل هم همینطور
سلام تو چیزی نشنیدی؟

00:18:25.300 --> 00:18:28.646
یه جورایی داشت داد میزد
امروز امتحان سختی دارم

00:18:28.670 --> 00:18:31.983
و حالا واسه دو شب
نخوابیدم ربکا من اصلا نمیدونم

00:18:32.007 --> 00:18:33.117
در مورد چی حرف میزنی

00:18:33.141 --> 00:18:35.093
کل شب از پله ها بالا و شایین میرید

00:18:35.677 --> 00:18:37.505
ربکا،من حتی دیشب چیزی نشنیدم؟

00:18:39.247 --> 00:18:41.192
لیندزی به طور کامل گیج به نظر میرسید

00:18:41.216 --> 00:18:45.963
از قیافش میشد فهمید
اما هنوزم تو ذهنم

00:18:45.987 --> 00:18:49.600
اینطور تصور میکردم که کار اوناست

00:18:49.624 --> 00:18:52.436
خوب یعنی من تنها کسی ام که شنیده؟

00:18:52.460 --> 00:18:54.539
اونا همشون بهم زل زده بودند

00:18:54.563 --> 00:18:59.810
یه جوری نگام میکردند که
انگار خل شدم خوب باشه

00:18:59.834 --> 00:19:01.746
این حرکات از ربکا بعید بود

00:19:01.770 --> 00:19:05.550
که یه جورایی رفتار های اعتراضانه انجام بده

00:19:05.574 --> 00:19:09.678
یه نفر زیادی سخت کار کرده

00:19:12.547 --> 00:19:16.160
واقعا احساس میکردم که خودم تنها هستم

00:19:16.184 --> 00:19:21.799
ساکت شدم و با کسی حرف
نزدم بهشون اعتماد نداشتم

00:19:21.823 --> 00:19:24.068
و برای اونا که مرا جدی نگرفتند

00:19:24.092 --> 00:19:27.138
حداقل چه حسی داشتم وقتی
که این چیزهای را بهشون گفتم

00:19:27.162 --> 00:19:30.274
یه جورایی احساساتم را خدشه دار کرد

00:19:30.298 --> 00:19:31.943
یکدفعه اثاث کشی کردیم به اینجا

00:19:31.967 --> 00:19:35.534
و مثل این بود ،پووف،همه چیز
تغییر کرد

00:19:36.638 --> 00:19:39.083
مثل اینکه اونا سعی میکردند

00:19:39.107 --> 00:19:41.519
یه حقه یا هرچیز دیگه ای را روی من پیاده کنن

00:19:41.543 --> 00:19:43.087
چرا من باید همچین چیزی
را درمورد اون فکر کنم؟

00:19:43.111 --> 00:19:45.723
یه چیزی باعث میشد که من اینجوری فکر کنم

00:19:45.747 --> 00:19:47.792
و واقعا ....واقعا فکر میکردم

00:19:47.816 --> 00:19:49.579
که یه چیزی تو خونه هست

00:19:52.520 --> 00:19:55.633
ربکا داشت بیشتر ازمون دور میشد

00:19:55.657 --> 00:19:58.836
اون دیگه اجتماعی نبود
قسمتی از گروهمون نبود

00:19:58.860 --> 00:20:01.927
ربکایی که میشناختیم نبود

00:20:05.800 --> 00:20:09.614
به مرحله ای رسیدیم که دیگه صحبت نمیکردیم

00:20:09.638 --> 00:20:13.884
یه گروهی از دختر ها بودند که
خیلی به هم نزدیک بودند

00:20:13.908 --> 00:20:16.954
و حالا کاملا از هم فاصله گرفتند

00:20:16.978 --> 00:20:19.657
بکا اولین نفری بود که از اونجا رفت

00:20:19.681 --> 00:20:20.925
خیلی غم انگیز بود

00:20:20.949 --> 00:20:22.960
خونه ای که قرار بود برامون
کلی شادی به همراه بیاره

00:20:22.984 --> 00:20:26.697
و ما را کنار هم نکه داره و
بهترین سالهایی دانشگاهمون را بسازه

00:20:26.721 --> 00:20:28.868
داشت از هم جدامون میکرد

00:20:37.051 --> 00:20:48.219
بلبل جان .:: www.bolboljan.net
::. خیلی خسته بودم

00:20:48.243 --> 00:20:49.507
رمقی نداشتم

00:20:54.449 --> 00:21:00.097
به محض اینکه سرم را
روی متکا گذاشتم خوابم برد

00:21:22.777 --> 00:21:24.348
بیدار شدم

00:21:28.083 --> 00:21:34.895
تلویزیونم روشن شده بود با
صدای زیاد تو حالت برفکی

00:21:43.598 --> 00:21:49.780
صدای برفکی که
کل اتاقم را تکون میداد

00:21:49.804 --> 00:21:51.107
خیلی بلند بود

00:22:07.689 --> 00:22:09.643
برگشتم سمت تختم

00:22:13.128 --> 00:22:19.031
یکدفعه این صدای وحستناک

00:22:24.172 --> 00:22:31.319
تو تاریکی مطلق بودم
و برگشتم به کابوسم

00:22:43.625 --> 00:22:48.239
بعضی وقتها شما خواب میبینید و
نمیخوایید که تو اون خواب باشید

00:22:48.263 --> 00:22:49.910
هیچ راهی وجود نداشت
که از اون خواب بیایی بیرون

00:22:56.704 --> 00:23:05.956
تو سایه ها یه زن
بود به سمت من میومد

00:23:16.591 --> 00:23:20.273
نمیخواستم صورتش را ببینم

00:23:35.543 --> 00:23:38.880
موهاش کل صورتمو پوشونده بود

00:23:55.318 --> 00:24:00.017
_

00:24:07.461 --> 00:24:10.240
قابل لمس بود قابل درک بود

00:24:10.264 --> 00:24:13.369
میتونستم تنش و ترس را حس کنم

00:24:15.369 --> 00:24:16.613
خیلی وحشت زده بودم

00:24:16.637 --> 00:24:18.982
در مورد چیزی که در خوابم اتفاق افتاد

00:24:19.006 --> 00:24:23.877
انگار داشت تو واقعی برام اتفاق میافتاد

00:24:25.812 --> 00:24:30.326
لیندزی خیلی ترسیده
بود دوباره اتفاق افتاد

00:24:30.350 --> 00:24:32.395
اون کسی را میخواست تا باهاش حرف بزنه

00:24:32.419 --> 00:24:34.664
ادم اونجا نبود

00:24:34.688 --> 00:24:38.034
و منم هنوز نفهمیده بودم که چرا اون ترسیده

00:24:38.058 --> 00:24:41.704
امبر حس میکنم دارم عقلم را از دست میدم

00:24:41.728 --> 00:24:44.274
هر وقت خوابم میبره ،اون زن را میبینم

00:24:44.298 --> 00:24:47.610
فقط هی بهش میگفتم باید آروم باشی

00:24:47.634 --> 00:24:50.246
لیندزی میدونم که این
فقط تخیلاتت هست

00:24:50.270 --> 00:24:52.849
لیندزی واقعا.....واقعا
هیچ چیزی نیست

00:24:52.873 --> 00:24:58.655
میدونی باید خودتو
نترسونی فقط یه خواب بوده

00:24:58.679 --> 00:25:01.591
سعی میکردم که مطمئنش
کنم که این فقط یه خواب بوده

00:25:01.615 --> 00:25:02.992
من این چیز را نمیبینم

00:25:03.016 --> 00:25:05.962
هیچ توضیح منطقی برای
هیچکدوم از این چیزها وجود نداره

00:25:05.986 --> 00:25:10.224
که تو رو اذیت میکنه
میشه امشب پیشم بمونی

00:25:25.906 --> 00:25:28.952
یه شب همه ی دخترها سر کلاسشون بودند

00:25:28.976 --> 00:25:30.620
یه جورایی اونجا مال خودم شده بوده
(تک و تنها بودم)

00:25:30.644 --> 00:25:32.722
خیلی مشتاق بودم که یه شبم که شده

00:25:32.746 --> 00:25:34.816
کنترل تلویزیون دست خودمه

00:25:48.595 --> 00:25:53.643
بنا به دلایلی احساس
راحتی نمیکردم لانا لانا

00:25:53.667 --> 00:25:56.179
فشار هوا را میتونستم اطرافم حس کنم

00:25:56.203 --> 00:25:59.002
یه جورایی هی بیشتر و بیشتر میشد

00:26:01.575 --> 00:26:02.952
من یه پسر دانشجو هستم

00:26:02.976 --> 00:26:06.522
جوان هستم و قراره که مردونه باشم

00:26:06.546 --> 00:26:10.293
داشتم بدگمان میشدم
خیلی طاقت فرسا بود

00:26:10.317 --> 00:26:12.118
چرا همچین حسی دارم؟

00:26:20.460 --> 00:26:23.951
بلند شدم

00:26:47.788 --> 00:26:56.239
تمام نقاشی های لیندزی
تو اتاق بهم خیره شده بودند

00:26:56.263 --> 00:26:59.575
سریع اونجا را ترک کردم

00:26:59.599 --> 00:27:03.212
احساسم طوری بود که انگار دارن نگام میکنن

00:27:03.236 --> 00:27:06.716
نمیخواستم بالا را نگاه کنم

00:27:06.740 --> 00:27:08.618
تقریبا مثل یک آهنگ تو ماشین بود.

00:27:08.642 --> 00:27:12.650
"به اون پنجره نگاه نکن.
به اون پنجره نگاه نکن

00:27:21.888 --> 00:27:26.469
واقعی بود این زن واقعی
بود به لیندزی زنگ زدم

00:27:26.493 --> 00:27:29.272
لیندزی لیندزی
دیدمش

00:27:29.296 --> 00:27:31.841
زنه را دیدم ،زنه تو کابوس هات را دیدم

00:27:31.865 --> 00:27:36.512
انگار که اون زن از
خواب لیندزی اومده بیرون و

00:27:36.536 --> 00:27:40.616
دقیقا جلوی من وایستاده
بود شاید دیونه نشدم

00:27:40.640 --> 00:27:41.918
دقیقا پشت پنجره ی اتاقت وایستاده بود

00:27:41.942 --> 00:27:44.554
همونطور که گفتی بود
اونو تو خوابم دیده بودم

00:27:44.578 --> 00:27:48.858
و حالا اون دیدتش لیندزی میترسم

00:27:48.882 --> 00:27:53.710
ما هردومون میدونستیم
که این واقعی هست

00:27:57.791 --> 00:28:01.137
در مورد امنیت لیندزی نگران شدم

00:28:01.161 --> 00:28:05.074
من از یه خانواده ی مذهبی هستم

00:28:05.098 --> 00:28:09.712
پدرم معاون خادم تو کلیسا هست

00:28:09.736 --> 00:28:12.612
ادم گفت که فکر میکنم پدرم تنها
کسی هست که میشه باهاش حرف زد

00:28:14.674 --> 00:28:18.988
لیندزی چقدر خوشحالم که میبینمت

00:28:19.012 --> 00:28:26.129
نمیدونم از کجا شروع کنم
خوابام همش تکرار میشه

00:28:26.153 --> 00:28:28.731
اون اصلا منو قضاوت
نمیکرد میترسم بخوابم

00:28:28.755 --> 00:28:30.032
باورم داشت

00:28:30.056 --> 00:28:32.602
فکر میکنم که شاید چیزی داشته باشم
که بتونه کمکت کنه

00:28:32.626 --> 00:28:39.108
100%. کلی آب مقدس بهت میدم

00:28:39.132 --> 00:28:42.912
این آب مقدس باعث میشه که
خونه از آلودگی شیاطین پاک بشه

00:28:42.936 --> 00:28:51.091
به ما تندیس کوچکی داد
و گفت این تندیس مقدس

00:28:51.945 --> 00:28:56.359
از تو دربرابر شیاطین
محافظت میکنه مانع هر چیزی که

00:28:56.383 --> 00:28:59.395
دوباره میخواد بیاد تو اتاقت میشه

00:28:59.419 --> 00:29:02.532
نمادی که او به ما داد قدیس پشتیبان بود

00:29:02.556 --> 00:29:06.315
کسی که به عنوان دفع ارواح
شیطانی شناخته شده است.

00:29:14.835 --> 00:29:16.345
فکر کردم که از پایین تا بالای خونه ی را

00:29:16.369 --> 00:29:17.825
آب مقدس بپاشم

00:29:34.488 --> 00:29:37.400
اون لحظه خیال کردم که دیوونه شدند

00:29:37.424 --> 00:29:41.070
شما باید کمتر بدگمان
باشید کمتر فیلم ببینید

00:29:41.094 --> 00:29:47.343
این فقط یه خونه است اونا
احساس ترس و دلهره میکردند

00:29:47.367 --> 00:29:49.378
و اون حسشون داشت بدتر میشد

00:29:49.402 --> 00:29:52.281
یه چیزی اینجا درست نیست، امبر

00:29:52.305 --> 00:29:54.684
آره ،شما اصلا اینجا نیستید

00:29:54.708 --> 00:29:58.542
فکر میکردم که کسایی اینجا
دارن عقلشون را از دست میدن؟

00:30:06.486 --> 00:30:10.188
فکر میکنی بس باشه؟ فکر کنم

00:30:12.893 --> 00:30:18.225
تندیس را برداشتم و به
پشت در اتاقم زدم

00:30:24.337 --> 00:30:26.816
یه چیزی تو اتاقم کلا تغییر کرد

00:30:26.840 --> 00:30:30.620
هوا تو اون اتاق متفاوت بود

00:30:30.644 --> 00:30:33.557
اولین باری بود که احساس
میکردم تو اون اتاق جام امنه

00:30:35.882 --> 00:30:38.188
حالت خوبه آره

00:30:39.119 --> 00:30:42.999
به هر دلیلی که بود ،احساس متفاوتی میکردیم

00:30:43.023 --> 00:30:44.967
احساس میکردیم روشنتر شده

00:30:44.991 --> 00:30:49.940
حس میکردیم که یه سنگینی
از رومون برداشته شده

00:31:02.576 --> 00:31:07.993
بالا خواب بودم
لیندزی هم پایین بود

00:31:11.184 --> 00:31:14.021
یادمه که این صدا را شنیدم

00:31:22.462 --> 00:31:23.918
و بعدش هم این صدا را

00:31:24.864 --> 00:31:26.244
دو بار دیگه

00:31:29.970 --> 00:31:34.956
بوم   بوم   بوم

00:31:55.161 --> 00:31:58.541
نقاشی لیندزی روی زمین افتاده بود

00:31:58.565 --> 00:32:03.053
همه ی نقاشی ها به جز یکی

00:32:11.177 --> 00:32:12.518
لیندزی

00:32:23.383 --> 00:32:24.724
لیندزی!

00:32:28.510 --> 00:32:34.316
_

00:32:35.571 --> 00:32:38.216
حالت خوبه؟ نقاشی
هایی که من تو هر

00:32:38.240 --> 00:32:43.458
اتاق آویزون کرده بودم
چی شده؟ افتادن روی زمین

00:32:44.275 --> 00:32:49.490
هر چیزی که تو خونه بود
وحشی و اعصبانی شده بود

00:32:49.514 --> 00:32:51.584
اون نمیخواست ما اونجا باشیم

00:32:54.552 --> 00:32:56.964
حالا میبینی؟ میتونه
چیزها را تکون بده

00:32:56.988 --> 00:32:58.833
ادم هی میگفت،حالا میبینی؟

00:32:58.857 --> 00:33:01.302
اون قوی هست،اون داره نشونمون میده که
چه کارهایی میتونه انجام بده

00:33:01.326 --> 00:33:04.471
و همش میگفتم ،ادم داری چرت و پرت میگی

00:33:04.495 --> 00:33:08.509
شاید مشکل از میخ ها
بوده بیخیال،جدی میگی؟

00:33:08.533 --> 00:33:11.946
تمام نقاشی های بالا
و پایین افتاده اند ببین.

00:33:11.970 --> 00:33:13.914
امبر به طور کامل انکار میکرد

00:33:13.938 --> 00:33:16.550
حتی بعد از دیدن همه ی
نقاشی ها ،باز انکار میکرد

00:33:16.574 --> 00:33:18.919
مثل ،عجب اتفاقی ؟

00:33:18.943 --> 00:33:22.251
این اون چیزی نیست که شما فکر میکنید

00:33:22.914 --> 00:33:27.873
داری شوخی میکنی باورت
نمیشه که دلیل این خونه است

00:33:29.821 --> 00:33:31.031
فکر کردم که یه کم عجیبه

00:33:31.055 --> 00:33:33.662
اما چیزی نیست که بشه توضیحی براش داد

00:33:40.798 --> 00:33:44.979
یه شب از کلاس اومدم خونه
وقت خیلی کمی داشتم مابین

00:33:45.003 --> 00:33:47.533
کلاسم و رفتن سر کارم

00:33:51.910 --> 00:33:56.367
سریع میومدم خونه،لباس
عوض میکردم یه چیزی میخوردم

00:34:20.305 --> 00:34:21.715
داد زدم ،لیندزی؟

00:34:21.739 --> 00:34:25.786
تا ببینم لیندزی یا ادم
خونه هستند یا نه؟ ادم؟

00:34:25.810 --> 00:34:26.921
کسی تو خونه نبود

00:34:44.458 --> 00:35:04.458
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:35:04.482 --> 00:35:07.962
خوب سوار ماشین شدم

00:35:07.986 --> 00:35:12.800
ماشین را روشن کردم و چیزی
توجه منو به سمت خونه جلب کرد

00:35:12.824 --> 00:35:16.390
چیزی بهم میگفت که بالا را نگاه کن

00:35:22.467 --> 00:35:24.945
اوه،خدای من خیلی واضح میدیدم که

00:35:24.969 --> 00:35:29.917
یه زن پشت پنجره وایستاده
بهش حیره شده بودم و

00:35:29.941 --> 00:35:33.754
اونم به من خیره شده بود

00:35:33.778 --> 00:35:39.059
همه هرچیزی که بهم
گفته بودند حقیقت داشت

00:35:39.083 --> 00:35:43.697
لیندزی؟ اون زن
واقعیه باشه باورت دارم

00:35:43.721 --> 00:35:45.366
هرچیزی که بهم گفته بودی

00:35:45.390 --> 00:35:49.269
هرچیزی که سعی میکردی برام توضیح بدی

00:35:49.293 --> 00:35:53.440
دیدمش گفت:دیدمش معذرت
میخوام که باورت نداشتم

00:35:53.464 --> 00:35:58.112
لحظه ی تلخ و شیرینی بود
چون اون ترسیده بود

00:35:58.136 --> 00:36:01.715
اما واسه من خوب بود
چون یه نفر دیگه هم اونو دید

00:36:01.739 --> 00:36:04.308
و اون ثابت میکنه که من عقلم را از دست ندادم

00:36:06.110 --> 00:36:09.690
هممون با هم جمع شدیم
حالا هممون تو یه تیم هستیم

00:36:09.714 --> 00:36:13.227
دیگه امبر خیال نمیکنه که ما دیوونه شدیم

00:36:13.251 --> 00:36:14.795
هر کس یدونه برداره

00:36:14.819 --> 00:36:19.400
من یه ایده داشتم که ههمون اون را دیده بودیم

00:36:19.424 --> 00:36:23.971
خوب چرا ما نشینیم و اون
چیزی که دیدیم را بکشیم؟

00:36:23.995 --> 00:36:25.411
نقاشی را شروع کنیم

00:36:32.303 --> 00:36:33.580
آماده اید؟

00:36:33.604 --> 00:36:38.986
برگه هاتونو برگردونید
تا ببینم چی کشیدیم یک

00:36:42.713 --> 00:36:44.438
دو

00:36:46.651 --> 00:36:48.529
سه

00:36:53.791 --> 00:36:58.393
هممون عین هم کشیده بودیم

00:37:07.205 --> 00:37:13.220
موهای سیاه دندونهای
زشت و بدترکیب

00:37:13.244 --> 00:37:16.156
اون موقع باورم نمیشد که

00:37:16.180 --> 00:37:20.158
ههمون یه چیز را تجربه کردیم

00:37:20.985 --> 00:37:23.831
برای امبر ،فکر میکنم که
این بزرگترین آشکار سازی بود

00:37:23.855 --> 00:37:27.267
چون از یه آدم کاملا شکاک به یه

00:37:27.291 --> 00:37:29.745
آدمی که کاملا باور داره تبدیل شده بود

00:37:36.167 --> 00:37:38.579
اگه قرار باشه کسی در مورد
خونه اطلاعاتی داشته باشه

00:37:38.603 --> 00:37:40.714
اون جایی نیست جز انجمن تاریخی

00:37:40.738 --> 00:37:44.718
خونه ی شما یکی از خونه
ها ی قدیمی تو کنت هست

00:37:44.742 --> 00:37:45.886
اگرچه قدیمی ترینشون نباشه

00:37:45.910 --> 00:37:47.588
و با خودم گفتم ،اوه خدای
من اون خونه ی ما را میشناسه

00:37:47.612 --> 00:37:50.491
و اون گفت بیش از 90 سال پیش

00:37:50.515 --> 00:37:53.774
یه دکتر با همسرش تو خونه زندگی میکرد

00:37:56.921 --> 00:38:02.136
ازدواجشون موفق
آمیز نبود زنه خیانت کرد

00:38:02.160 --> 00:38:06.740
و دکتر هم عقلشو از
دست داد وقتی اونو گفت

00:38:06.764 --> 00:38:10.445
قلبم تو سینه ام تند تند میزد

00:38:12.503 --> 00:38:15.417
حالا میخوام چیزهای خیلی ترسناکی بهتون بگم

00:38:18.776 --> 00:38:24.358
به زنه حمله کرد با
چاقو زدش صورتشو برید

00:38:24.382 --> 00:38:26.183
و بعدش کشتش

00:38:34.792 --> 00:38:38.038
همه ی قطعات با هم جور
دراومد همون زنه است

00:38:38.062 --> 00:38:39.640
همه چیز با عقلم جور دراومد

00:38:39.664 --> 00:38:43.510
اون همون زنه که ما
میبینیم اون زن واقعیه

00:38:43.534 --> 00:38:45.646
این همون زنی هست که میخواست ما را بگیره

00:38:45.670 --> 00:38:47.814
معذرت میخوام که مجبور بودم اینو بهتون بگم

00:38:47.838 --> 00:38:50.083
این زن تو خونه ی ما کشته شده بود

00:38:50.107 --> 00:38:52.986
تو خونه ی ما به قتل
رسیده بود حالتون خوبه؟

00:38:53.010 --> 00:38:56.657
زجری که می داند چه
نوع زجر وحشی گری است.

00:38:56.681 --> 00:38:58.125
به امبر نگاه کردم و گفتم

00:38:58.149 --> 00:39:01.995
امبر فکر کنم که اون میخواست اونجوری
که خودش زجر کشیده ما هم حسش کنیم

00:39:02.019 --> 00:39:05.624
فکر کنم میخواست اون
ترسی را داشته منم حس کنم

00:39:08.426 --> 00:39:10.704
و این اون زنی بود که هممون دیده بودیمش

00:39:10.728 --> 00:39:13.240
هیچ شکی تو ذهنم نبود که

00:39:13.264 --> 00:39:16.510
این همونی بود که امبر دیدش ،ادم دیدش

00:39:16.534 --> 00:39:18.373
و کسی که من خوابشو دیدم

00:39:34.218 --> 00:39:35.674
چراغ را خاموش کردم

00:39:49.522 --> 00:39:57.801
_ _

00:40:03.785 --> 00:40:05.126
کل کنترلم را از دست دادم

00:40:07.689 --> 00:40:09.797
فرار کردم

00:40:12.494 --> 00:40:14.947
چرخیدم به سمت گوشه پله ها

00:40:18.533 --> 00:40:23.648
حس میکردم دوتا
دست زانوهام را گرفتن

00:40:23.672 --> 00:40:33.648
و خیلی محکم منو
میکشن ادم لیندزی! ادم

00:40:40.588 --> 00:40:42.390
کاملا خشکم زده بود

00:40:45.827 --> 00:40:47.590
اون داشت غر غر میکرد

00:40:54.636 --> 00:40:59.776
مثل حیونها ،از دلش مغرید

00:41:01.743 --> 00:41:05.654
و لگد میزدم

00:41:06.448 --> 00:41:08.326
در را محکم بستم

00:41:18.927 --> 00:41:23.140
خراشیدن خشونت آمیزی را میشنیدم

00:41:23.164 --> 00:41:28.224
در تکون میخورد ،دستگیره
ی در میچرخید اوه،خدای من

00:41:38.780 --> 00:41:42.077
آرومتر و آرومتر و آرومتر شد

00:42:02.266 --> 00:42:22.266
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:22.290 --> 00:42:24.435
هممون را از هم جدا کرد

00:42:24.459 --> 00:42:27.605
عوارض زیادی برامون به همراه داشت

00:42:27.629 --> 00:42:32.510
هفت سال طول کشید تا
هرکدوم از ما بتونیم درباره ی

00:42:32.534 --> 00:42:35.479
چیزی که تو اون خونه
واسم اتفاق افتاد حرف بزنیم

00:42:35.503 --> 00:42:39.450
بهترین کاری که میشد این بود که
خونه را ترک کنیم

00:42:39.474 --> 00:42:41.619
از زمانی که نوجوان بودن با هم دوست بودند

00:42:41.643 --> 00:42:47.119
و این شرایط کاملا به هم ریختشون

00:42:53.588 --> 00:42:58.702
آماده ای? آره هر چیزی
که تو اون خونه به ما گذشت

00:42:58.726 --> 00:43:01.005
ما را برای همیشه تغییر داد

00:43:01.029 --> 00:43:03.741
هر کردون از ما را عوض کرد

00:43:03.765 --> 00:43:08.290
این زن باعث برخی آسیبهای
طولانی مدت شد