﻿WEBVTT

00:00:07.922 --> 00:00:13.338
این عروسک ،سوزی است
هدر همیشه با سوزی بود

00:00:14.008 --> 00:00:16.408
خیلی خوشحال بودم
شبیه من بود

00:00:17.945 --> 00:00:20.345
مثل بهترین دوستش بود

00:00:23.289 --> 00:00:24.959
همه چیز داشت عجیب میشد

00:00:24.983 --> 00:00:27.947
چیزهای بدی قراره تو این خونه اتفاق بیافته

00:00:30.021 --> 00:00:33.048
داشت اعلام حضور
میکرد سلام ،من اینجام

00:00:37.829 --> 00:00:40.229
از اون عوسک متنفر بودم

00:00:45.430 --> 00:01:05.430
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:05.454 --> 00:01:06.798
تو سال 1983

00:01:06.822 --> 00:01:11.024
15 سال بود که با لیندا ازدواج کرده بودم

00:01:12.361 --> 00:01:14.641
نه ،هنوز نه
باشه؟

00:01:18.100 --> 00:01:24.749
دختر بزرگم لورا بدش به
من نه نه دختر وسطیم لیسا

00:01:24.773 --> 00:01:27.133
و کوچیکه هم هدر بود

00:01:27.910 --> 00:01:30.255
تولد شش سالگی هدر بود

00:01:30.279 --> 00:01:33.479
و خودمونو واسه جشن اون آماده میکردیم

00:01:34.783 --> 00:01:39.197
جشن تولدها تو خانواده ی ما بزرگ برگزار میشه

00:01:39.221 --> 00:01:40.932
به هدر خیلی خوش میگذشت

00:01:40.956 --> 00:01:42.934
اون دختر اجتماعی هست
و همیشه بازی میکنه

00:01:42.958 --> 00:01:44.602
همیشه دنبال من میکرد

00:01:44.626 --> 00:01:47.038
همیشه میخواست با من بازی کنه چون
من دختر وسطی بودم

00:01:47.062 --> 00:01:53.111
بدش به من حالا اونموقع
ما پول زیادی نداشتیم

00:01:53.135 --> 00:01:56.836
اما دلچسب زندگی
میکردیم خیلی خوش میگذشت

00:02:00.242 --> 00:02:02.921
مامان و بابا گفتند که مامان
بزرگ تیبی و عمه ام رابین

00:02:02.945 --> 00:02:06.024
دارن میان ،شمال ایالت
نیویورک که عمه رابین

00:02:06.048 --> 00:02:07.759
چیز مخصوصی برای من
داشت که خودش درستش کرده بود

00:02:07.783 --> 00:02:17.602
بفرمایید این سوزی عروسکه
و یه عروسک بزرگ بود

00:02:17.626 --> 00:02:21.506
ومخصوصا برای تو ساختمش ممنونم

00:02:21.530 --> 00:02:24.075
واقعا شگفت انگیز بود که اون چطور ساختش

00:02:24.099 --> 00:02:25.819
که دقیقا شبیه من بود

00:02:28.237 --> 00:02:30.348
موهای قهوه ای و بافته شده

00:02:30.372 --> 00:02:33.893
و یه روبان کوچیک که ته موها بسته بود

00:02:37.179 --> 00:02:41.026
چشمهای درشتی داشت
لپاش قرمز بود و میخندید

00:02:41.050 --> 00:02:43.529
عروسک بزرگی بود
هم اندازه ی هدر بود

00:02:46.355 --> 00:02:49.756
من

00:02:59.468 --> 00:03:05.216
خوب حدودا ساعت 2
صبح بود خواب بودیم

00:03:05.240 --> 00:03:08.322
یکدفعه یه صدایی شنیدم

00:03:12.314 --> 00:03:18.363
جری جری، پاشو
چیه؟ یه چیزی پایینه

00:03:18.387 --> 00:03:20.899
و بعدش همش اون صدا را
میشنیدم مثل صدای غر غر بود

00:03:20.923 --> 00:03:23.803
فهمیدم که یه حیوون باید باشه
که مشکلی براش پیش اومده

00:03:26.662 --> 00:03:34.479
بلند شدم پنجره را باز کردم

00:03:34.503 --> 00:03:36.848
مثل این بود که صداتو نگه داری

00:03:36.872 --> 00:03:40.794
به یه حالتی عوضش کنی
و خیلی طولانی بدیش بیرون

00:03:44.313 --> 00:03:49.889
سایه هایی میدیدم
که بالای جاده میومد

00:03:55.924 --> 00:03:59.237
چراغهای خیابون یکی پس از دیگری

00:03:59.261 --> 00:04:00.700
زیر سایه تاریکی میرفتند

00:04:03.832 --> 00:04:06.578
هی بلندر تر و بلندر تر و به ما نزدیکتر میشد

00:04:06.602 --> 00:04:09.682
خدای من ،جری
اون چیه؟

00:04:13.242 --> 00:04:15.682
جهنم اومده بود پایین تو اون خیابابون

00:04:25.087 --> 00:04:27.799
اصلا نمیدونستیم که اون چی هست

00:04:27.823 --> 00:04:29.142
نمیتونستیم توضیحش بدیم

00:04:37.599 --> 00:04:40.160
بعدش یکدفعه رفت

00:04:51.313 --> 00:04:52.991
صبح شده بود

00:04:53.015 --> 00:04:56.427
سوزی را با خودم برداشتم و رفتیم پایین و
گذاشتمش روی کاناپه

00:04:56.451 --> 00:04:58.972
یادمه به خاطر اینکه کل روز را با سوزی
بودم خیلی هیجان زده بودم

00:05:01.023 --> 00:05:04.636
سلام عزیزم سلام مامان بفرمایید

00:05:04.660 --> 00:05:07.660
ساعت پنج برمیگردم ،باشه
باشه

00:05:09.965 --> 00:05:12.410
برای چند ثانیه گندمکم را گذاشتم کنار

00:05:12.434 --> 00:05:14.313
چون میخواستم از مامان شیر بگیرم

00:05:21.176 --> 00:05:25.365
مامان ،یه لیوان شیر
میخوام باشه حتما

00:05:27.149 --> 00:05:29.869
ممنون

00:05:33.488 --> 00:05:37.490
و همونطور که برگشتم روی کاناپه را نگاه کردم

00:05:39.494 --> 00:05:42.707
اون روی صندلی گهواره ای
شش فوت اونورتر نشسته بود

00:05:42.731 --> 00:05:45.743
میدونستم که من اونو اونجا نذاشته بودم

00:05:45.767 --> 00:05:47.979
شش سالم بود و خیال میکردم که

00:05:48.003 --> 00:05:51.149
امکان پذیره که اون از روی کاناپه قدم بزنه و

00:05:51.173 --> 00:05:52.812
روی صندلی گهواره ای بیاد

00:05:55.677 --> 00:06:00.359
گفتم که این فقط یه راز بین خودمون میمونه

00:06:15.364 --> 00:06:19.277
وقتی هدر را میدیدم
سوزی هم همیشه باهاش بود

00:06:19.301 --> 00:06:21.341
مثل بهترین دوستش بود

00:06:25.574 --> 00:06:34.192
چی سوزی؟ دائما باهاش
حرف میزد خیلی عجیب بود

00:06:34.216 --> 00:06:37.996
ما خواهریم یه چیزی
درمورد اون عروسک بود

00:06:38.020 --> 00:06:41.901
که نمیتونم توضیح بدم
نمیتونم توضیح بدم

00:06:55.404 --> 00:06:57.615
همرم شیفت شب کار میکرد

00:06:57.639 --> 00:07:01.085
و منم تو کارخونه روزها کار میکردم

00:07:01.109 --> 00:07:03.990
5.30 صبح از خواب پا میشدم

00:07:06.982 --> 00:07:09.903
و این صداها را شنیدم

00:07:22.497 --> 00:07:24.275
بلند شدم

00:07:24.299 --> 00:07:27.861
و با خودم میگفتم :آیا بچه
ها دارن سربسرمون میزارن

00:07:39.681 --> 00:07:42.281
شوکه شده بودم

00:07:49.825 --> 00:07:53.987
دلخور بودم چون میتونست
کار یکی از دختر ها باشه

00:07:58.734 --> 00:08:05.183
اینجا چه خبر شده؟ نمیدونم

00:08:05.207 --> 00:08:10.210
جری خیال مبکرد که شاید دختر ها مثل بچه ها
جار و جنجال راه انداخته اند

00:08:11.046 --> 00:08:14.625
خیلی خوب زود باشید
همه بلند شید زود باشید

00:08:14.649 --> 00:08:19.030
بلند شید بلند شید زود
باشید خیلی اعصبانی بودم

00:08:19.054 --> 00:08:23.401
ب دخترا دیگه بسه،باشه؟
سیر تموم شده غذا تموم شده

00:08:23.425 --> 00:08:27.538
گفتم اینجا دیگه چه خبره؟
منظورم اینه ،غذا مثل پوله

00:08:27.562 --> 00:08:29.841
تو کردی نه لارا تو کردی؟

00:08:29.865 --> 00:08:32.510
نه ،تو بودی اینجا
چه خبره؟ من نبودم

00:08:32.534 --> 00:08:33.778
چرا همیشه همه چیز را میندازید گردن من؟

00:08:33.802 --> 00:08:36.147
لیسا خیلی اذیت میکنی
اینجا چه خبره؟?

00:08:36.171 --> 00:08:38.549
بابا ما نکردیم مشکلت
چیه؟ خب کی کرده ؛ها؟

00:08:38.573 --> 00:08:42.887
ما نمیدونیم اما ما
نبودیم نمیفهمیدیم

00:08:42.911 --> 00:08:48.993
چرا دخترا اینقدر سرکش
شدن فقط بهم بگید نه

00:08:49.017 --> 00:08:51.529
خوب،منظورتون چیه
،نه؟ چطور اتفاق افتاده؟

00:08:51.553 --> 00:08:53.898
شما دنبال یه دلیل منطقی برای

00:08:53.922 --> 00:08:58.037
تمام این چیزها میگردید
و نمیتونی کاری بکنی

00:09:13.608 --> 00:09:17.789
روز بعدش همسرم سر کار بود

00:09:17.813 --> 00:09:21.454
به محض اینکه از خواب پاشدم صدای خش خش شنیدم

00:09:23.218 --> 00:09:27.059
به نظر تلویزیون بود

00:09:40.268 --> 00:09:44.248
کل اتاق نشیمن بهم ریخته بود

00:09:44.272 --> 00:09:46.250
انگار توفان سریعی از اونجا رد شده بود

00:09:46.274 --> 00:09:47.913
و همه چیز را بهم ریخته بود

00:09:50.312 --> 00:09:54.392
مبلمان خیلی سنگینی بود که ما داشتیم

00:09:54.416 --> 00:09:58.898
با خودم گفتم که کار بچه ها نیست

00:10:04.025 --> 00:10:08.139
و هدر نشسته بود جلوی تلویزیون که برفکی بود

00:10:08.163 --> 00:10:09.763
فقط بهش خیره شده بود

00:10:14.703 --> 00:10:20.751
هدر چکار میکنی؟ منو میترسوند

00:10:20.775 --> 00:10:28.614
شوکه شده بودم باورم
نمیشد هدر؟ هدر؟

00:10:30.519 --> 00:10:36.329
هدر محوش شده بود مثل
اینکه بیهوش بود تو کما بود

00:10:47.068 --> 00:10:53.966
عجیب بود انگار خودش
نبود خوبی عزیزم؟

00:10:56.378 --> 00:11:00.458
هر روز یه اتفاقی میافتاد

00:11:00.482 --> 00:11:04.128
از خودت میپرسی که
این کار بچه ها نیست

00:11:04.152 --> 00:11:05.872
پس چی میتونه باشه؟

00:11:27.861 --> 00:11:31.663
جری پیشنهاد داد تنهت
چیزی که به ذهنش میرسه

00:11:31.687 --> 00:11:35.700
اینه که کسی کلید خونه را
داره و نصفه شب میاد خونه

00:11:35.724 --> 00:11:38.004
و این کارا را میکنه

00:11:40.195 --> 00:11:45.510
قفل در ها را عوض کردم
همسر بودن و پدر بودن

00:11:45.534 --> 00:11:48.414
وظیفه ی اصلی را بهم یادآوری میکنه که
محافظت از خانواده است

00:12:10.259 --> 00:12:12.699
خوب نصفه شب بود

00:12:17.299 --> 00:12:18.579
به نظر اینکه بچه ها بازی میکردند

00:12:18.600 --> 00:12:21.200
صداش انگار از بیرون میومد

00:12:24.973 --> 00:12:29.222
اینجا چه خبره؟ عادی نبود

00:12:31.547 --> 00:12:33.196
لارا میشنوی؟

00:12:34.366 --> 00:12:36.711
آره
منم میشنوم

00:12:36.735 --> 00:12:39.781
از پنجره بیرون را نگاه کن
چرا من نگاه کنم؟

00:12:39.805 --> 00:12:42.805
چون تو بزرگتری و
منم ترسیدم

00:13:02.794 --> 00:13:06.876
هیچی اونجا نیست

00:13:09.234 --> 00:13:12.955
اما هنوزم صدای بازی بچه ها میشنیدیم

00:13:25.751 --> 00:13:29.864
صدای پچ پچ شنیدم لارا
یه نفر تو گوشم پچ پچ میکنه

00:13:29.888 --> 00:13:36.119
گوشم یخ شد شونه و گردنم
هم سرد شد فقط بخواب

00:13:37.763 --> 00:13:40.963
فقط میخواستم که صبح بشه

00:13:43.902 --> 00:13:45.413
میخواستم از اتاق بدوم بیرون

00:13:45.437 --> 00:13:47.582
بدوم تو حال و مامانم را بیدار کنم

00:13:47.606 --> 00:13:49.686
اما نمیتونستم تکون بخورم
خشکم زده بود

00:14:02.087 --> 00:14:07.068
خوب صبح از خواب
پا شدم متوجه مو شدم

00:14:07.092 --> 00:14:09.966
مو روی صورتم بود
از رو چشمام برداشتمش

00:14:15.100 --> 00:14:19.956
مامان بابا مامان ببین
واسه موهام چه اتفاقی افتاده

00:14:22.808 --> 00:14:32.093
و بهش نگاه کردم جری
کاملا یه دایره پشت سرش بود

00:14:32.117 --> 00:14:35.430
به خودت صدمه زدی؟
نه موهاتو کشیدی؟ نه

00:14:35.454 --> 00:14:38.494
چیزی نیست ،عزیزم

00:14:40.859 --> 00:14:43.738
ترسیده بودم

00:14:43.762 --> 00:14:46.001
اصلا نمیدونستم که چه
اتفاقی داره واسم میافته

00:15:11.890 --> 00:15:13.301
حالت خوبه
آره

00:15:13.325 --> 00:15:16.325
اونو پیش بهترین متخصصی که میتونستیم بردیم

00:15:21.299 --> 00:15:24.580
ما ترسیده بودیم ،به عنوان پدر و مادر

00:15:26.338 --> 00:15:32.453
برا دختری که موها
ریخته خیلی غم انگیزه

00:15:32.477 --> 00:15:34.422
حالا ما چندتا تست میگیریم

00:15:34.446 --> 00:15:37.992
وقتی نتیجه را فهمیدیم
بهتون تماس میگیرم

00:15:38.016 --> 00:15:42.029
موفق باشید ممنون
مواظب باشید ممنون

00:15:42.053 --> 00:15:46.936
خوبی،عزیزم
آه.

00:15:56.435 --> 00:15:59.547
سالاد را میارم باشه آماده شد؟

00:15:59.571 --> 00:16:01.382
آره
خیلی خوب،بدجور گرسنمه

00:16:01.406 --> 00:16:03.818
لیسا شام
زود باش تا سرد نشده

00:16:03.842 --> 00:16:05.353
موقع شام خیلی مخصوص بود

00:16:05.377 --> 00:16:08.623
چون پدر و مادرم کار میکردند

00:16:08.647 --> 00:16:11.759
تنها موقعی بود که میتونستیم هممون دور
هم بشینیم و در مورد روزمون حرف بزنیم

00:16:11.783 --> 00:16:13.703
شام حاضره

00:16:17.823 --> 00:16:20.368
روزتون چطور بود؟
خوب بود؟ خوب بود

00:16:20.392 --> 00:16:25.807
آره چکار میکردید؟
کنار هدر نشسته بودم

00:16:25.831 --> 00:16:28.543
و یکدفعه هدر گفت

00:16:28.567 --> 00:16:33.209
چیزهای بدی قراره تو این خونه اتفاق بیافته

00:16:35.040 --> 00:16:40.488
اما لبهاش تکون نمیخورد چی گفت؟

00:16:40.512 --> 00:16:43.032
چیزهای بدی قراره تو این خونه اتفاق بیافته

00:16:45.250 --> 00:16:50.532
وحشتناکترین چیزی بود
که تابحال هدر انجام داده بود

00:16:53.492 --> 00:16:55.403
و خیلی واضح و بلند بود

00:16:55.427 --> 00:16:58.107
مثل این بود که انگار یه
ضبط صوت زیر صندلیش بود

00:17:21.691 --> 00:17:23.068
نتیجه آزمایش را گرفتیم

00:17:23.092 --> 00:17:24.303
به نظر میرسه که موهای دخترتون از

00:17:24.327 --> 00:17:30.342
سرش کشیده شده و کنده
یه کسی یکدفعه از سرش

00:17:30.366 --> 00:17:35.714
شوخی میکنی؟ چطور ممکنه؟
چیزیه که آزمایش نشون میده

00:17:35.738 --> 00:17:46.492
رنگ مادرم پرید منم
نمیتونستم باور کنم ترسیده بودم

00:17:46.516 --> 00:17:49.261
یه چیزی تو اون خونه موهامو میکنه

00:17:49.285 --> 00:17:51.063
و منم اصلا حس نمیکنم

00:17:51.087 --> 00:17:53.065
کار خانواده ام نبود
کار منم نبود

00:17:53.089 --> 00:17:56.490
یه چیزی موهامو میکند

00:18:06.235 --> 00:18:11.050
هی میخوایی بازی کنی؟
هدر عجیب رفتار میکرد

00:18:11.074 --> 00:18:12.562
انگار خودش نبود

00:18:14.644 --> 00:18:20.025
هدر همیشه سوزی باهاش
بود عادی نبود چندش بود

00:18:20.049 --> 00:18:21.969
از عروسک خوشم نمیومد

00:18:36.699 --> 00:18:39.244
یه روز بعد از ظهر میخواستم اسکیتهامو بردارم

00:18:39.268 --> 00:18:42.950
هیچ کسی به غیر از من و مامان خونه نبودیم

00:18:44.640 --> 00:18:50.989
رفتم تو اتاقمون درجا
موندم چون سوزی را دیدم

00:18:51.013 --> 00:18:54.775
و نمیخواستم برم تو اتاق

00:18:57.653 --> 00:19:00.766
مامان
میدونی اسکیتهای من کجان؟

00:19:00.790 --> 00:19:02.990
میتونی کمک کنی پیداش کنم؟

00:19:10.166 --> 00:19:13.445
و به محض اینکه برگشتم
تو اتاق گفتم عروسک رفت

00:19:13.469 --> 00:19:18.959
کجا گذاشته بودیشون؟ مامان
عروسکه از روی صندلی رفت

00:19:20.476 --> 00:19:22.621
منظورت چیه ،که اون رفته؟

00:19:22.645 --> 00:19:27.426
دقیقا اونجا بود و الان
نیستش کجا گذاشته بودیش

00:19:27.450 --> 00:19:32.012
من نذاشته بودم پیداش کن ،باشه؟

00:19:34.223 --> 00:19:40.606
چیزا داشت عجیب
میشد که منم ترسیده بودم

00:19:40.630 --> 00:19:43.510
صدایی شنیدم که از دستشویی میومد

00:19:44.715 --> 00:19:49.715
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:19:49.739 --> 00:19:51.750
مامان
و سوزی اونجا بود

00:19:51.774 --> 00:19:56.288
نشسته بود روی توالت و شلوارشم پایین بود

00:19:56.312 --> 00:20:01.326
نگران کننده بود هیچ راهی
وجود نداره که یه عروسک

00:20:01.350 --> 00:20:03.228
از یه اتاق به یه اتاق دیگه قدم بزنه

00:20:03.252 --> 00:20:09.501
و تصمیم بگیره که بشینه
تو دستشویی داشتم میترسیدم

00:20:09.525 --> 00:20:13.105
همینجوری شم موهام
میریخت صداهایی میشنیدم

00:20:13.129 --> 00:20:15.008
هدر مثل همیشه رفتار نمیکرد

00:20:18.434 --> 00:20:21.113
برو پایین عزیزم به خاطر من بود

00:20:21.137 --> 00:20:24.883
اون نقطه ی درگیری بین من و عروسک بود

00:20:24.907 --> 00:20:29.121
فکر میکردم که یه نفره
داره باهامون شوخی میکنه

00:20:29.145 --> 00:20:31.641
یا بچه ها هستند که چیزها را جابجا میکنن
نمیدونم

00:20:49.198 --> 00:20:53.487
یه روز خواب بودم
و کسی تو خونه نبود

00:21:16.292 --> 00:21:19.766
به محض اینکه چشمامو
باز کردم گفتم ،این دیگه چیه؟

00:21:25.835 --> 00:21:28.915
صدا بود
صداهای زیادی بود

00:21:33.509 --> 00:21:38.431
و احساس ترسی بهم دست داد

00:22:05.975 --> 00:22:08.053
تمام کابینت ها و کشو ها باز بود

00:22:08.077 --> 00:22:11.118
و چیزهای داخلشون کلا رو زمین ریخته بود

00:22:22.091 --> 00:22:23.802
و فقط خشکم زده بود

00:22:23.826 --> 00:22:27.940
نگاه کردم ،باورم نمیشد که دارم چی میبینم

00:22:27.964 --> 00:22:36.203
جلوی صندلی روی میز بود
اما پشتش رو هوا مونده بود

00:22:46.582 --> 00:22:51.024
بدون هیچ سختی برداشتمش

00:22:52.955 --> 00:22:58.225
جاذبه را نقض کرد نباید
اینجوری بشه غیر ممکنه

00:23:01.297 --> 00:23:04.610
تا اون موقع
واقعا اعتقاد نداشتم

00:23:04.634 --> 00:23:10.618
به این مزخرفات چرت و
برت مسلم بود که اشتباه میکردم

00:23:28.038 --> 00:23:35.808
جری سر کار سراغم
اومد خوبی؟ گفتم ببین

00:23:35.832 --> 00:23:38.677
گفتم میدونم سرت شلوغه
اما گفتم یه مشکلی داریم

00:23:38.701 --> 00:23:41.847
من ...اه
رفتم تو آشپزخونه

00:23:41.871 --> 00:23:47.119
و صندلی ها بالای میز
بودند بین زمین و هوا

00:23:47.143 --> 00:23:50.055
جری بچه ها سر به سرت گذاشتن

00:23:50.079 --> 00:23:53.959
نه نه ،نه ،کار اونا
نیست کار بچه ها نیست

00:23:53.983 --> 00:23:58.197
یه چیز دیگه ست
چیزی فراتر از این دنیا

00:23:58.221 --> 00:24:04.470
مثل چیزهای ماوراطبیعی
چون ندیدمش باورم نشد

00:24:04.494 --> 00:24:07.470
و اون شروع کرد در موردش حرف زدن و
هنوز من باورم نمیشد

00:24:10.733 --> 00:24:13.912
هیچ مدرکی نداشتم خوب
پس باید صبر میکردم

00:24:13.936 --> 00:24:20.074
خیلی خوب ،عالیه و
مطمئن بودم روزش میرسه

00:24:29.352 --> 00:24:34.199
روز بعدش موقع ناهار بود
و بچه ها تو مدرسه بودند

00:24:34.223 --> 00:24:37.703
جری هم بیرون بود
سوزی روی کاناپه بود

00:24:37.727 --> 00:24:41.569
خوب تصمیم گرفتم سوزی
را تو صندلی گهواره ای بزارم

00:25:05.788 --> 00:25:08.509
نشستم ناهار بخورم

00:25:34.450 --> 00:25:38.132
دیدم که توپها به سمت راهرو میرن

00:25:40.089 --> 00:25:44.571
یه توپ دیگه از اتاق بچه ها اومد بیرون

00:25:46.529 --> 00:25:49.208
حالا دیگه فکر کردم
که یه نفر تو خونه هست

00:25:49.232 --> 00:25:52.993
یه مزاحم توی خونه ام

00:25:57.573 --> 00:26:02.109
ترسیدم تنها بودم و ترسیده بودم

00:26:34.610 --> 00:26:38.519
وقتی به اتاق بچه ها رفتم
از ترس خشکم زده بود

00:27:01.003 --> 00:27:05.406
میترسیدم دستم را روی دستگیره بزارم

00:27:12.982 --> 00:27:14.901
کسی اونجا نبود

00:27:22.058 --> 00:27:25.418
اصلا نمیفهمیدم که چی شده

00:27:33.602 --> 00:27:35.603
خوب به راهرو رفتم

00:27:41.577 --> 00:27:45.390
بعدش رفتم به اتاق پذیرایی
و اولین چیزی که دیدم

00:27:45.414 --> 00:27:51.296
توپ ها بودند انگار
مثل این بود که کسی

00:27:51.320 --> 00:27:54.601
همشون را وسط اتاق گذاشته باشه

00:28:09.071 --> 00:28:12.446
عروسک رفته بود
انگار ناپدید شده بود

00:28:17.046 --> 00:28:19.686
قلبم داشت از سینه ام بیرون میزد

00:28:39.068 --> 00:28:46.451
بدجور ترسیده بودم اونجا
بود که فهمیدم یه چیزی هست

00:28:46.475 --> 00:28:49.597
یه چیزی درست نیست و کار بچه ها هم نیست

00:28:52.615 --> 00:28:59.965
عزیزم؟ عزیزم؟ یه مشکلی داریم

00:28:59.989 --> 00:29:06.138
هرچیزی که هست یه مشکل
ماوراطبیعی هست چیزی نیست

00:29:06.162 --> 00:29:07.839
اصلا در مورد این چیزا به بچه ها چیزی نگفتیم

00:29:07.863 --> 00:29:12.244
چون سعی میکردیم که ازشون محافظت کنیم

00:29:12.268 --> 00:29:16.517
درمانده و نگران شده
بودیم یه چیزی اینجا هست

00:29:20.176 --> 00:29:22.154
بین تمام این مشکلات
ما فقط...

00:29:22.178 --> 00:29:26.540
ما نیاز به پول داشتیم
و از لحاط مالی وضعیت خوبی نداشتیم

00:29:32.087 --> 00:29:34.266
و به خاطر همین نمیتونستیم از اونجا بریم

00:29:34.290 --> 00:29:38.372
میدونید هیچ راه دیگه
ای به غیر موندن نداشتیم

00:29:41.897 --> 00:29:44.258
رفتم که روی تختم دراز بکشم

00:29:53.976 --> 00:29:57.778
یه چیزی دقیقا زد به اینجام

00:30:00.115 --> 00:30:03.637
بازوم بدجور داشت میسوخت

00:30:11.760 --> 00:30:15.507
بالا را نگاه کردم

00:30:15.531 --> 00:30:20.479
یکی از قطعه های پایین تختم داشت میچرخید

00:30:20.503 --> 00:30:25.753
اومد بالا و چرخید
و مستقیم اومد پایین

00:30:29.712 --> 00:30:33.994
ما یه مشکل اصلی داشتیم لیندا

00:30:35.050 --> 00:30:37.411
لیندا

00:30:46.595 --> 00:30:50.308
جای چنگ بود که از بالای
شونه اش تا پایین اومده بود

00:30:50.332 --> 00:30:53.712
و چهار تا بود عمیق هم
بودند بدجور هم قرمز شده بود

00:30:53.736 --> 00:30:58.250
باید برید حوله، حوله
، حالا از اینجا برید

00:30:58.274 --> 00:30:59.918
خواهرت را بردار و از اینجا برو

00:30:59.942 --> 00:31:02.120
از اینجا ببرشون
تو هم همینطور،برو

00:31:02.144 --> 00:31:04.122
حالا ترسیده بودم

00:31:04.146 --> 00:31:07.292
هر چیزی که اون چیز بود وحشی شده بود

00:31:07.316 --> 00:31:09.956
اما نمیدونستیم که چی هست

00:31:26.018 --> 00:31:31.817
جری چیه؟ چکار باید بکنیم؟

00:31:31.819 --> 00:31:35.732
منظورم اینه به کی باید
زنگ بزنیم به کمک نیاز داریم

00:31:35.756 --> 00:31:37.782
چون دیگه داره صدمات فیزیکی میزنه

00:31:38.358 --> 00:31:41.437
شاید به طور همیشگی به یکی صدمه بزنه

00:31:41.461 --> 00:31:50.280
به پدر لوییس زنگ میزنم
آره باشه به کشیش زنگ زدم

00:31:50.304 --> 00:31:54.884
و اون بهمون محقق ماوراطبیعی را پیشنهاد داد

00:31:54.908 --> 00:31:58.550
خوب ما به لورن وارن زنگ زدیم.

00:32:03.350 --> 00:32:07.071
اسمشون رو یادم بود چون
تو تلویزیون دیده بودمشون

00:32:12.526 --> 00:32:17.302
به محض اینکه اومد تو
گفت چیزی اینجا هست

00:32:20.267 --> 00:32:22.712
میخوام که همه دور میز جمع بشن

00:32:22.736 --> 00:32:26.382
باشه
بچه ها زود باشید

00:32:26.406 --> 00:32:29.252
اصرار داشت که هممون تو یه اتاق جمع بشیم

00:32:29.276 --> 00:32:32.237
اما هدر تو تختش بود

00:32:34.481 --> 00:32:37.527
باشه ،میخوام که دستهای همدیگه را نگه دارید

00:32:37.551 --> 00:32:39.871
باشه ،دستم را بگیر

00:32:50.864 --> 00:32:53.184
میشنوی؟

00:33:10.017 --> 00:33:13.577
یه تماسی حس کردم گوشم سرد شد

00:33:19.192 --> 00:33:23.554
یه دفعه یه باد تندی اومد تو
مثل یه دایره

00:33:26.633 --> 00:33:30.346
از اینجا برو بیرون
از اینجا برو بیرون

00:33:30.370 --> 00:33:34.317
بعدش شنیدیم که هدر شروع به حرف زدن کرد

00:33:34.341 --> 00:33:36.185
از اینجا برو بیرون
از اینجا برو بیرون

00:33:36.209 --> 00:33:39.322
از اینجا برو بیرون
از اینجا برو بیرون

00:33:39.346 --> 00:33:41.585
از اینجا برو بیرون
از اینجا برو بیرون

00:33:43.083 --> 00:33:44.761
از اینجا برو بیرون
از اینجا برو بیرون

00:33:44.785 --> 00:33:47.263
از اینجا برو بیرون
از اینجا برو بیرون

00:33:47.287 --> 00:33:50.166
<font color=#FFFF00>از اینجا برو بیرون
از اینجا برو بیرون</c>

00:33:50.190 --> 00:33:53.136
<font color=#FFFF00>از اینجا برو بیرون
از اینجا برو بیرون</c>

00:33:53.160 --> 00:33:55.305
لیندا آب مقدس به روی هدر ریخت

00:33:55.329 --> 00:33:57.073
<font color=#FFFF00>گورتو از اینجا کم کن برو </c>

00:33:57.097 --> 00:33:59.108
<font color=#FFFF00>گورتو از اینجا کم کن برو </c>

00:33:59.132 --> 00:34:01.544
کلماتی که از دهنش بیرون میومد
خیلی شرم آور بود

00:34:01.568 --> 00:34:04.289
<font color=#FFFF00>گورتو از اینجا کم کن برو </c>

00:34:05.839 --> 00:34:09.467
یه صدای سن بالاتر
بود اصلا خود هدر نبود

00:34:12.045 --> 00:34:13.723
وحشت زده بودم

00:34:13.747 --> 00:34:16.559
وقتی دختر شش ساله ات را تو این وضعیت میبینی

00:34:16.583 --> 00:34:21.364
درست نیست اینجا چه
خبره؟ اون جن زده شده؟

00:34:21.388 --> 00:34:26.903
دخترم جن زده شده؟ نه هنوز نه

00:34:26.927 --> 00:34:32.041
اما داره روش کار میکنه <font color=#FFFF00>بمیر</c>

00:34:32.065 --> 00:34:35.912
شش سالم بود
نمیدونستم که چه خبره

00:34:35.936 --> 00:34:38.216
یادم نمیاد چون خیلی کوچیک بودم

00:34:40.674 --> 00:34:44.022
اما فکر کنم به یه جن
گیر نیاز دارید چی؟

00:34:48.648 --> 00:34:51.260
ازم خواست که پدرمک کنا را ببینم

00:34:51.284 --> 00:34:53.805
اون قبلا این کار را میکرده

00:34:55.756 --> 00:34:58.676
ما اینو به عنوان آخرین شانسمون میدیدم

00:35:19.713 --> 00:35:23.274
پدر مک کنا به همراه یه کشیش دیگه اومد

00:35:34.094 --> 00:35:39.257
تمام صندلی ها را تو دو ردیف چیدیم

00:35:41.201 --> 00:35:42.879
هممون روبروی پدر مک کنا بودیم

00:35:42.903 --> 00:35:44.782
اما کل خونه پشتمون بود

00:35:48.008 --> 00:35:53.104
پدر گفت عقب را نگاه
نکنید مستقیم جلو را نگاه کنید

00:35:55.082 --> 00:36:00.565
اهمیتی نداره چه اتفاقی میافته
اصلا عقب را نگاه نکنید

00:36:01.822 --> 00:36:04.367
هدر در طول مراسم جن گیری کاری انجام نداد

00:36:04.391 --> 00:36:07.336
شاید به خاطر حضور پدر بود

00:36:07.360 --> 00:36:10.940
اون چیز نمیتونست بره تو
بدنش به نام خدا و مسیح و

00:36:10.964 --> 00:36:12.909
روح قدیس،آمین

00:36:12.933 --> 00:36:17.280
خدایا قدرتی بهم بده تا از
این خانواده محافظت کنم

00:36:17.304 --> 00:36:20.817
ترسیده بودم چون نمیدونستم
قراره چه اتفاقی بیافته

00:36:20.841 --> 00:36:22.485
این یه کشیشه که تو خونه ی ما هست

00:36:22.509 --> 00:36:25.488
و قراره اوضاع بدتر بشه

00:36:25.512 --> 00:36:28.958
همانطور که به دره ی سایه مرگ قدم میذارم

00:36:28.982 --> 00:36:33.763
پروردگارا ،چون تو با من هستی از
هیچ شیطانی نمیترسم

00:36:33.787 --> 00:36:37.567
هنوز یه دقیقه هم از شروع مراسم نگذشته بود

00:36:37.591 --> 00:36:40.552
کمتر از یه دقیقه
به محض اینکه شروع شد

00:36:45.732 --> 00:36:48.813
Strike terror into the beast.

00:36:52.806 --> 00:36:54.917
یکدفعه ما صدای خراشیدن شنیدیم

00:36:54.941 --> 00:36:57.662
خراشیدن
خراشیدن روی دیوار

00:37:01.148 --> 00:37:03.459
با یک موج
از دست قوی خود ،

00:37:03.483 --> 00:37:06.364
این شیطان را از این خانواده دور کن

00:37:08.688 --> 00:37:14.604
صدای غر غر شنیدیم و
تا آخر اسیر نگهشون دار

00:37:14.628 --> 00:37:17.206
همون صدایی بود که ما چند ماه پیش

00:37:17.230 --> 00:37:19.911
شنیده بودیم و توضیحی براش نداشتیم <font color=#FFFF00>(منظور همون
صدای که اول فیلم سایه ها تو خیابون اومدند}</c>

00:37:21.201 --> 00:37:24.842
هرچیزی که اون شب بوده اومده بوده تو خونه

00:37:27.474 --> 00:37:29.652
و صدا نزدیک تر میشد

00:37:29.676 --> 00:37:33.718
مثل اینکه داشت از اتاقمون به راهرو میرفت

00:37:39.286 --> 00:37:41.926
بدجور هرج و مرجی شروع شده بود

00:37:45.225 --> 00:37:47.303
پنجره ها بسته بود و

00:37:47.327 --> 00:37:49.138
پرده ها به همه طرف تکون میخوردند

00:37:49.162 --> 00:37:51.843
انگار که بادی با سرعت 50تا
60مایل برساعت در حال حرکته

00:37:52.419 --> 00:38:03.419
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:38:03.443 --> 00:38:06.622
صداش انگار جلوی در بود
صداش اعصبانی به نظر میرسید

00:38:06.646 --> 00:38:09.007
نمیخواست که کشیش اونجا باشه

00:38:11.351 --> 00:38:14.432
میگیرمون
الان میگیرمون

00:38:31.621 --> 00:38:37.235
بالا را نگاه کردم یکی از
صلیب های چوبی برعکس شد

00:38:37.259 --> 00:38:38.938
انگار کسی داشت میچرخوندش

00:38:40.529 --> 00:38:41.606
وحشتناک بود

00:38:41.630 --> 00:38:43.830
خیلی ترسناک بود
نمیتونستیم تکون بخوریم

00:38:52.007 --> 00:38:55.120
وقتی دیدم که سوزی هم
اونجا نشسته ،گفتم خودشه

00:38:55.144 --> 00:39:03.228
هر اتفاقی که افتاده بود
همیشه سوزی هم اونجا بوده

00:39:03.252 --> 00:39:05.029
و اونجا بود که حقیقت را فهمیدم که

00:39:05.053 --> 00:39:06.773
همش زیر سر عروسکه بوده

00:39:08.791 --> 00:39:12.993
فهمیدم که سوزی تو آپارتمان من زنده شده

00:39:24.773 --> 00:39:27.452
و کشیش بهمون گفت که برید بیرون

00:39:27.476 --> 00:39:29.287
چون اونا باید تمومش میکردند

00:39:29.311 --> 00:39:31.191
و نیاز بود که تنهایی انجامش بدن

00:39:33.048 --> 00:39:39.766
زود باش خونه را
ترک کردیم خیلی خوب

00:39:41.256 --> 00:39:44.734
بالا ولشون کردیم و
پایین دعا میکردیم

00:39:44.758 --> 00:39:52.758
<font color=#FF0000>با عرض شرمندگی دعا ها را ترجمه نکردم</c>
کمبود وقت

00:40:03.512 --> 00:40:08.581
یکدفعه قطع شد همه چیز قطع شد

00:40:15.491 --> 00:40:17.936
از نگاه اون کشیش میتونستم بفهمم که

00:40:17.960 --> 00:40:24.509
میگه ،همه چیز حالا خوب
میشه زود باش زود باش عزیزم

00:40:24.533 --> 00:40:25.977
بعد از اون روز تصمیم گرفتم واسه چند روز

00:40:26.001 --> 00:40:30.003
از اون خونه برم

00:40:32.207 --> 00:40:37.088
لیندا چکار میکنی بعدش یکدفعه

00:40:37.112 --> 00:40:39.593
صدای صندلی گهواره ای از اتاق پذیرایی میومد

00:40:40.415 --> 00:40:44.496
متوجه شدم که جن گیری جواب نداده

00:40:44.520 --> 00:40:49.722
خوب تصمیم گرفتم که همونجا
از شر سوزی راحت بشم

00:41:01.270 --> 00:41:06.351
و انداختمش تو آشغالا
خیلی ترسیده بودم

00:41:06.375 --> 00:41:09.821
اما دیگه نمیتونستم اون
عروسک را تو خونه داشته باشم

00:41:09.845 --> 00:41:12.405
مامان
مامان بس کن

00:41:13.482 --> 00:41:17.243
یه چیز وحشتناک و شیطانی
در مورد اون عروسک بود

00:41:18.787 --> 00:41:22.200
هدر گریه میکرد
اما انتخاب دیگه ای نداشتم

00:41:22.224 --> 00:41:24.435
دیگه نمیخواستم که این
عروسک نزدیک بچه هام باشه

00:41:24.459 --> 00:41:25.658
هیچ وقت

00:41:41.810 --> 00:41:46.457
بعد اون هفته ماشین
آشغالی را بیرون پنجره دیدم

00:41:46.481 --> 00:41:48.761
میدونستم که عروسک هم تو آشغالاست

00:42:02.364 --> 00:42:05.205
گفتم ،خدایا شکر که عروسک رفت

00:42:06.355 --> 00:42:17.355
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:17.379 --> 00:42:21.093
بعد از سوزی دیگه هیچ
عروسک دیگه ای نگرفتم هیچ وقت

00:42:25.487 --> 00:42:27.398
خوشحال بودم که عروسک رفته

00:42:27.422 --> 00:42:28.743
هیچوقت به عروسک نگاه نکردم
به هر حال

00:42:28.757 --> 00:42:30.101
نمیتونستم تحمل کنم

00:42:30.125 --> 00:42:32.621
من و میترسوند و میخواستم
که از خونه بره بیرون

00:42:41.405 --> 00:42:43.805
<font color=#FFFF00>خانواده از وقتی که از شر سوزی
خلاص شدند دیگه هیچ چیزی ندیدند</c>

00:42:51.313 --> 00:42:54.234
بعضی موقع ها میمونم که
سوزی الان کجاست

00:43:04.493 --> 00:43:07.138
تو قراره بهترین دوست من بشی

00:43:07.162 --> 00:43:10.964
مامان ،مامان
ببین چی پیدا کردم