﻿WEBVTT

00:00:08.278 --> 00:00:09.518
در مورد این خونه شنیده بودم

00:00:11.381 --> 00:00:14.461
هرچیزی را که میخواستیم داشت

00:00:14.485 --> 00:00:16.796
به نظر میرسید که هر چه بیشتر میرفتم تو خونه

00:00:16.820 --> 00:00:18.660
بیشتر مریض میشدم

00:00:20.324 --> 00:00:26.039
هر شب ساعت 2:45 دقیقه
دقیقا هر شب تکرار میشد مت؟

00:00:26.063 --> 00:00:27.382
تویی؟

00:00:29.600 --> 00:00:31.519
میدونستم که یه چیزی داره شکارم میکنه

00:00:32.269 --> 00:00:37.650
اوه،خدایا یه اتفاقی
قراره بیافته مامان؟

00:00:37.674 --> 00:00:40.520
یه چیزی را ناراحت کرده بودیم

00:00:40.544 --> 00:00:44.966
که نباید ناراحتش
میکردیم برو بیرون

00:00:46.340 --> 00:01:00.340
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:00.364 --> 00:01:01.803
قهوه آمادست

00:01:15.279 --> 00:01:16.798
عزیزم؟

00:01:17.748 --> 00:01:19.425
یکدفعه اینجوری شد

00:01:19.449 --> 00:01:22.711
میدونید اون یه زن سالم و
عادی بود عزیزم،چی شده؟

00:01:34.598 --> 00:01:38.706
رو خانواده ام تاثیر
داشت بدجور شوکه شدیم

00:01:41.071 --> 00:01:42.510
بچه ها سوار شید

00:01:44.107 --> 00:01:45.746
ممنون

00:01:51.815 --> 00:01:53.053
بابا،چی شده؟

00:01:55.852 --> 00:01:58.413
مادرم به اندازه ی یه دنیا واسم ارزش داشت

00:01:59.089 --> 00:02:05.071
خیلی ....خیلی سخت
بود بابا؟ گوش کنید بچه ها

00:02:05.095 --> 00:02:07.607
با خودم گفتم،اوه خدایا
دیگه مامان نداریم

00:02:07.631 --> 00:02:11.044
و یه جورایی از اون موقعیتهاست که ازت میخوان
واقعیت را بپذیری

00:02:11.068 --> 00:02:14.268
با خودم میگفتم آیا باید
بدون مامان بزرگ بشم؟

00:02:21.460 --> 00:02:23.860
5 هفته بعد

00:02:33.390 --> 00:02:38.204
وقتی که سکته کردم خیلی سخت بود

00:02:38.228 --> 00:02:41.474
قدرت کلامم برگشته بود اما

00:02:41.498 --> 00:02:46.180
پردازش افکارم هنوز صد در صد برنگشته بود

00:02:46.837 --> 00:02:51.384
اما میدونستم که باید بجنگم

00:02:51.408 --> 00:02:55.521
و هر روز به بچه
هام نگاه کنم چطورید؟

00:02:55.545 --> 00:02:57.323
سلام مت
میتونی کیفها را بیاری؟

00:02:57.347 --> 00:02:59.106
میخوام ببینم که بزرگ میشن

00:03:01.652 --> 00:03:04.297
اولین باری بود که
خونه را میدیدم

00:03:04.321 --> 00:03:07.600
ما معمولا تو آپارتمانهای
اجاره ای زندگی میکردیم

00:03:07.624 --> 00:03:11.504
و سعی میکردیم که یه خونه ی بزرگتر و
بهتر واسه همیشه داشته باشیم

00:03:11.528 --> 00:03:14.240
به یه خونه نیاز داشتیم همین بود

00:03:14.264 --> 00:03:15.903
یه شروع تازه ست عزیزم

00:03:17.968 --> 00:03:20.168
امروز اولین روز از زندگی جدیدمونه

00:03:34.885 --> 00:03:38.246
و حتی یه زیرزمین شبح وار هم داره

00:03:42.492 --> 00:03:43.870
نمیدونم چی بود

00:03:43.894 --> 00:03:48.341
اما تو زیرزمین یه جورایی
حس عجیبی بهت دست میداد

00:03:48.365 --> 00:03:51.205
فکر میکنم واسه امروز بس باشه

00:04:04.981 --> 00:04:07.226
وقتی سرانجام اتاقم تکمیل شد

00:04:07.250 --> 00:04:10.396
شروع به چیدن وسایلام کردم

00:04:10.420 --> 00:04:14.000
دوتا خرگوشم را که عید پاک
خریده بودم بیرون درآوردم

00:04:14.024 --> 00:04:16.703
واقعا قشنگ بودند
و یه طناب کوچیکی هم

00:04:16.727 --> 00:04:19.167
به پنجه هاشون وصل بود

00:04:32.275 --> 00:04:37.625
خرگوش پسر دقیقا وسط اتاقم بود

00:04:41.818 --> 00:04:43.418
چرا اونا از هم جدا شدند؟

00:04:48.625 --> 00:04:51.871
مستقیم رفتم پیش مامانم مامان

00:04:51.895 --> 00:04:55.541
مامان،خرگوشام خراب
شدند خیلی ناراحت شدم

00:04:55.565 --> 00:04:57.443
خوب،عزیزم،شاید به خاطر
اثباب کشی اینجوری شده

00:04:57.467 --> 00:04:58.778
کم و بیش بهش گفتم

00:04:58.802 --> 00:05:01.672
اوه حتما باید اتفاقی پاره شده باشه

00:05:04.241 --> 00:05:06.018
پاشو رو پله ها میکوبید و رفت بالا

00:05:06.042 --> 00:05:07.987
و خیلی از دستم اعصبانی بود

00:05:08.011 --> 00:05:11.524
در واقع تایید نمیکردم که کسی

00:05:11.548 --> 00:05:13.508
عروسکای اونو خراب کرده باشه

00:05:30.300 --> 00:05:32.299
فقط میخوام که حالت بهتر بشه

00:05:34.738 --> 00:05:36.149
از زمانی که سکته کردم

00:05:36.173 --> 00:05:39.118
پزشکا یه دستگاه سی پی
ای پی برام تجویز کردند

00:05:39.142 --> 00:05:42.623
که به تنظیم تنفسم کمک میکرد

00:05:48.852 --> 00:05:54.700
اگه سی پی ای پی را نمیزدم
دکترها خیلی واضح گفتند

00:05:54.724 --> 00:06:00.339
قلبت از حرکت وایمیسه
دوباره سکته میکنی

00:06:00.363 --> 00:06:05.366
هرشب باید استفاده کنی یا
زندگی خودت تو دستای خودته

00:06:19.716 --> 00:06:23.930
یه بویی حس کردم بوی عادی نبود که

00:06:23.954 --> 00:06:27.154
ممکنه تو خونه ها بیاد

00:06:29.693 --> 00:06:33.067
منظورم اینو که بو را
میشناختم واسم آشنا بود

00:06:35.632 --> 00:06:40.012
در زیرزمین باز بود

00:06:40.036 --> 00:06:43.277
هیچ دلیلی وجود نداشت که چرا
این در باز هست

00:06:52.182 --> 00:06:57.444
و اونجا بود که فهمیدم
بوی گیلاس توتون تنباکو بود

00:06:59.723 --> 00:07:02.963
اما کسی تو خونمون سیگار نمیکشه

00:07:03.627 --> 00:07:07.073
دوست نداشتم برم تو
زیرزمین خوب در را بستم

00:07:07.097 --> 00:07:09.977
مطمئن شدم که در بسته باشه

00:07:28.518 --> 00:07:32.320
خسته بودم و میخواستم برم
بخوابم صبح زود بیدار شدم

00:07:37.460 --> 00:07:40.941
اون در دوباره باز بود

00:07:46.803 --> 00:07:50.116
میدونستم که در را بسته بودم

00:07:50.140 --> 00:07:51.550
سعی میکنی که منطقی با مسئله کنار بیایی

00:07:51.574 --> 00:07:54.287
خوب،آیا خونه نشست کرده؟
نه ،چیزی حس نکردم

00:07:54.311 --> 00:07:56.555
آیا زلزله اومده بوده؟
نه،زلزله نیومده بود

00:07:56.579 --> 00:07:57.699
دیوونگیه

00:08:01.318 --> 00:08:02.796
بستمش

00:08:03.820 --> 00:08:07.020
بسته شد

00:08:10.627 --> 00:08:14.708
اون در هی باز میشد

00:08:15.899 --> 00:08:20.475
واسم عجیب بود خیلی عجیب

00:08:46.129 --> 00:08:48.274
همونطور که به پنجره
ی اتاق خوابم نگاه میکردم

00:08:48.298 --> 00:08:50.242
و بعدش به پنجره ی اتاق امبر نگاه  کردم

00:08:50.266 --> 00:08:52.979
به نظر میرسید که انگار یه نفر با دو انگشتش

00:08:53.003 --> 00:08:56.163
یکی از پرده ها را داده
پایین و داره نگاه میکنه

00:08:58.241 --> 00:09:02.888
قلبم شروع به تپیدن
کرد نلسون خونه نبود

00:09:02.912 --> 00:09:04.392
کی تو خونه ست؟

00:09:12.322 --> 00:09:14.233
یه زن ناتوان چکار میتونه بکنه

00:09:14.257 --> 00:09:16.537
اگه واقعا یه مزاحم باشه؟

00:09:18.528 --> 00:09:21.707
شاید باید به نلسون زنگ بزنم

00:09:21.731 --> 00:09:24.933
اما نمیخواستم یه شکست خورده باشم

00:09:26.102 --> 00:09:28.582
وقتی رفتم بالا به اتاق امبر

00:09:37.480 --> 00:09:40.562
به دیواری از سرما بهم خورد

00:09:53.129 --> 00:09:54.568
و هیچ چیزی اونجا نبود

00:09:58.935 --> 00:10:01.295
جایی نبود که کسی بتونه .....ـ

00:10:06.643 --> 00:10:12.520
اما هنوزم میتونستم جای
دو انگشت را روی پرده ببینم

00:10:14.217 --> 00:10:22.034
فقط گیجم کرد اما آدم منطقی هستم

00:10:22.058 --> 00:10:25.604
احتمالا باید نور بوده که روی پنجره خورده

00:10:25.628 --> 00:10:29.196
یا چیز دیگه ای
میدونید چیزی اونجا نبود

00:10:43.046 --> 00:10:48.627
تو خونه اونجوری که
میخوابیدم درست نبود

00:10:48.651 --> 00:10:53.365
معمولا شبا میخوابیدم
اما تو این خونه

00:10:53.389 --> 00:10:57.872
تو زمان مشخصی از خواب پامیشدم

00:11:01.331 --> 00:11:04.965
هر شب ساعت 2:45
دقیقا هر شب تکرار میشد

00:11:14.477 --> 00:11:20.427
مت؟ تویی؟ مت سعی
میکرد سربسرم بزاره

00:11:21.818 --> 00:11:26.254
بس کن میلرزید نمیدونستم چکار کنم

00:11:29.592 --> 00:11:32.033
تروخدا ،بس کن

00:11:33.163 --> 00:11:37.091
اوه،خدایا بس کن بس کن

00:11:41.104 --> 00:11:44.625
لرزیدن بعد از چند دقیقه قطع شد

00:11:47.210 --> 00:11:48.854
اما هنوزم فکر میکردم که

00:11:48.878 --> 00:11:50.678
آیا دوباره قراره اتفاق بیافته؟

00:11:53.967 --> 00:11:56.047
باشه تموم شد

00:11:58.571 --> 00:12:07.385
آروم شدم و بعدش یکدفعه

00:12:34.272 --> 00:12:37.070
خیلی سریع از تخت اومدم بیرون
متکامو برداشتم

00:12:37.094 --> 00:12:38.214
پتومو برداشتم

00:12:45.974 --> 00:12:49.056
رفتم پایین به اتاق پدر ومادرم

00:13:10.933 --> 00:13:14.240
چیز بعدی که فهمیدم یه
پسر بچه بود که میخندید

00:13:20.976 --> 00:13:23.817
قلبم شروع کرد به تپیدن

00:13:28.917 --> 00:13:31.197
اوه،خدایا
چیزی قراره اتفاق بیافته

00:13:41.129 --> 00:13:43.210
برو بیرون

00:13:46.034 --> 00:13:47.714
مامان بابا

00:13:49.505 --> 00:13:51.583
چیزی درست نیست
میدونید،بچتونه

00:13:51.607 --> 00:13:56.154
چی شده؟ کسی تو خونه
ست اون خیلی.....ناراحت بود

00:13:56.178 --> 00:13:59.023
دقیقا اینجا بود کی تو خونه ست؟

00:13:59.047 --> 00:14:01.426
نمیدونم صدای کسی
را شنیدم باشه،باشه

00:14:01.450 --> 00:14:04.996
خیلی ترسیده بود میرم نگاه
میکنم ،باشه؟ خیلی خوب؟

00:14:05.020 --> 00:14:08.433
چیزی نیست ،عزیزم
مثل یه برگ کوچیک میلرزید

00:14:08.457 --> 00:14:12.237
بابا رفت ببینه فکر
میکنی چی باشه؟

00:14:12.261 --> 00:14:15.206
نلسون تو خونه چرخید و چراغها را روشن کرد

00:14:15.230 --> 00:14:18.872
و سعی میکرد که بفهمه آیا کسی اونجا هست؟

00:14:22.271 --> 00:14:24.070
چه خبره؟

00:14:25.941 --> 00:14:29.888
کسی تو خونه نیست
عزیزم نه نه من چیزی شنیدم

00:14:29.912 --> 00:14:32.924
قسم میخورم چیزی شنیدم
شاید خواب دیدی نه نه

00:14:32.948 --> 00:14:38.329
اون گفت که که یه چیزی
تو گوشش گفته: برو بیرون

00:14:38.353 --> 00:14:40.365
آروم باش عزیزم
همه چیز درست میشه

00:14:40.389 --> 00:14:43.067
فقط بهشون نگاه کردم یه
چیزی تو این خونه وجود داره

00:14:43.091 --> 00:14:45.812
و سعی میکرد که از شر ما خلاص بشه

00:14:52.367 --> 00:14:55.745
چند شب بعدش میخواستم برم حموم

00:14:56.605 --> 00:15:00.285
وقتی میخواستی بیایی
بیرون خبرم کن باشه.

00:15:00.309 --> 00:15:04.856
نلسون گفت:فقط صدام کن
اگه کاری داشتی در را بست و

00:15:04.880 --> 00:15:07.080
خودم تو بهشت خودم تنها بودم

00:15:12.621 --> 00:15:18.511
گرما ،عطر گل یاس واقع
شرایط آرومی را داشتم

00:15:22.297 --> 00:15:24.377
چشمامو بستم

00:15:26.568 --> 00:15:29.529
بیخیال همه چیز شدم

00:15:39.014 --> 00:15:40.333
وقتی چشمامو باز کردم

00:15:45.520 --> 00:15:47.320
کل شرایط تغییر کرد

00:15:53.495 --> 00:15:54.792
داخل آب گل بود

00:15:58.834 --> 00:16:01.514
کثیف و حال بهم زن بود

00:16:08.677 --> 00:16:09.916
اطراف من بود

00:16:11.880 --> 00:16:17.591
چیزی نمیتونست جلوشو
بگیره نلسون نلسون را صدا زدم

00:16:24.026 --> 00:16:28.408
جواب نمیداد نلسون نلسون

00:16:35.570 --> 00:16:38.698
در قفل شده بود کریستی

00:16:39.574 --> 00:16:43.569
نلسون کریستی وحشتناک بود

00:16:44.546 --> 00:16:46.425
خوبی؟

00:16:49.418 --> 00:16:52.096
عجیب بود

00:16:52.120 --> 00:16:54.165
میتونسته چیزی داخل آب
سیستم لوله کشی رفته باشه

00:16:54.189 --> 00:16:56.109
گرفتمت ،چیزی نیست

00:16:58.727 --> 00:17:00.371
سعی میکردم که بفهمم چطور یه چیزی

00:17:00.395 --> 00:17:02.836
میتونه بره داخل یه سیستم بسته

00:17:12.307 --> 00:17:15.816
یه هفته قبل تولدم مامانم
بازی رقص را برام گرفت

00:17:18.580 --> 00:17:20.458
که حرکات را نشونت میداد
حرکات را میزدی

00:17:20.482 --> 00:17:25.496
و ادامه میدادی بهم
خوش میگذشت میرقصیدم

00:17:25.520 --> 00:17:27.641
یکی حرکات این بود که بچرخی

00:17:31.059 --> 00:17:34.541
و دقیقا اونجا یه پسر بچه بود

00:17:43.071 --> 00:17:50.421
سلام؟ موهای سیاهی داشت
بومی آمریکا به نظر میرسید

00:17:50.445 --> 00:17:52.125
خوبی؟

00:17:55.283 --> 00:18:00.460
مامان؟ مامان،مامان
ترسناک بود مامان

00:18:01.490 --> 00:18:08.673
ترس کل وجودم را
گرفت امبر؟ مامان؟

00:18:08.697 --> 00:18:13.010
اونجا....ا اونجا یه
پسر بچه بود اونجا چی؟

00:18:13.034 --> 00:18:16.114
منظورت چیه؟ چرا ترسیدی؟

00:18:16.138 --> 00:18:19.450
واسه اولین بار این چیزا
را با چشم خودم میدیدم

00:18:19.474 --> 00:18:23.554
یه پسر بچه یک پسر بومی آمریکایی.

00:18:23.578 --> 00:18:27.058
یه چیزی تو این خونه
ست یه چیزی مثل چی؟

00:18:27.082 --> 00:18:32.396
یه روح،مامان خونه
روح زده ست امبر بیخیال

00:18:32.420 --> 00:18:34.421
چرا هیچکدومتون منو باور نمیکنید؟

00:18:36.958 --> 00:18:41.501
به جورایی اعصبانی
شدم مامانم منو باور نداشت

00:18:53.775 --> 00:18:58.164
به محض اینکه سرت به متکا
میخورد صداهایی میشنیدی

00:18:58.947 --> 00:19:03.394
به نظر شبیه یه مکالمه ی شنیدنی بود

00:19:03.418 --> 00:19:05.458
اما نمیتونستی بفهمی که دارن چی میگن

00:19:07.956 --> 00:19:17.975
چی شده؟ عزیزم عسلم
مممم؟ بهم گفت اونو شنیدی؟

00:19:17.999 --> 00:19:22.413
چی میشنوی؟ کاملا نمیتونم بفهمم

00:19:22.437 --> 00:19:25.149
با خودم گفتم که باید یه
توضیح منطقی براش باشه

00:19:25.173 --> 00:19:26.997
باید حتما یه رادیو تو خونه روشن باشه

00:19:31.513 --> 00:19:35.008
خوب اطراف خونه چرخیدم
سعی میکردم بفهمم چیه

00:19:37.986 --> 00:19:39.985
خونه آروم بود

00:19:45.293 --> 00:19:51.075
چیزی شنیدم یه
چیزی متوجه ام کرد که

00:19:51.099 --> 00:19:53.820
باید زیرزمین برم

00:19:58.974 --> 00:20:00.853
از اون زیرزمین خوشم نمیومد

00:20:11.987 --> 00:20:13.706
یکدفعه ،نمیتونستم نفس بکشم

00:20:15.991 --> 00:20:20.204
انگار از اون لوله ی
تنفسی داشتم میرفتم پایین

00:20:20.228 --> 00:20:23.029
نمیتونستم اکسیژن بگیرم و نفس بکشم

00:20:25.100 --> 00:20:29.447
منظورم اینه واسه اینکه
زنده بمونی باید نفس بکشی

00:20:29.471 --> 00:20:32.372
و خودت تنها کسی هستی
که برای زنده مونده تقلا میزنی

00:20:36.678 --> 00:20:39.118
اما بعدش یه چیز دیگه شنیدم

00:20:40.682 --> 00:20:44.003
هی چیزی هی همش تکرار میشد

00:20:49.357 --> 00:20:51.598
خوب سعی میکردم بفهمم که چی هست

00:20:57.198 --> 00:21:02.680
نلسون قطعا چیزی اونجا
نبود که اون صدا را دربیاره

00:21:02.704 --> 00:21:07.280
نلسون نلسون

00:21:09.678 --> 00:21:11.797
چرا دستگاه سی پی ای پی من خاموش شد؟

00:21:12.547 --> 00:21:15.159
چی شد؟
چه اتفاقی افتاد؟

00:21:15.183 --> 00:21:18.611
به مرز آشفتگی و دوونگی
رسیده بود کار نمیکنه

00:21:20.655 --> 00:21:26.170
منظورت چیه که کار نمیکنه؟
خوب دکمه را دوباره زدم

00:21:26.194 --> 00:21:34.312
و روشن شد کاملا ثابت
چیزی باید خاموشش کرده باشه

00:21:34.336 --> 00:21:36.180
منظورم اینه که به پریز برق وصل بود

00:21:36.204 --> 00:21:40.718
برق زیادی مصرف
میکنه برق قطع نبود

00:21:40.742 --> 00:21:45.823
با عقل جور در نمیومد
شاید یادت رفته روشنش کنی

00:21:45.847 --> 00:21:50.928
این یه ماشینه شاید خوب
کار نکرده حالا خوبی

00:21:50.952 --> 00:21:52.488
سعی کن یه کم بخوابی
باشه؟

00:21:55.457 --> 00:21:58.536
حس کردم
که اون خیال میکنه دروغ گفتم

00:21:58.560 --> 00:22:01.080
که همش خیالاتم بوده

00:22:02.578 --> 00:22:10.014
بلبل جان .:: www.bolboljan.net
::. تلو تلو میخوردم

00:22:10.038 --> 00:22:14.760
رفتم که واسه خودم یه لیوان آب بیارم

00:22:17.812 --> 00:22:21.014
خیال کردم که صدای سرود شنیدم

00:22:22.617 --> 00:22:24.738
نمیتونستی به طور مطمئن بفهمی

00:22:28.935 --> 00:22:32.497
یه چیزی تو اتاق ناهار خوری وایتاده بود

00:22:51.672 --> 00:22:55.952
چی شده؟ یه نفر تو اتاق
ناهار خوری هست چی؟

00:22:55.976 --> 00:23:00.058
یه نفر تو اتاق ناهار خوری هست

00:23:01.548 --> 00:23:03.549
همینجا بمون

00:23:35.782 --> 00:23:39.162
چیزی اونجا نبود
مطمئنا چیزی اونجا نبود

00:23:39.186 --> 00:23:43.433
کسی اونجا نیست هیچ کس

00:23:43.457 --> 00:23:47.871
خیال میکردم که همه ی اینا چرند و بی معنیه

00:23:47.895 --> 00:23:51.941
یه چیزی تو این خونه
هست بیخیال کریستی

00:23:51.965 --> 00:23:54.577
داری غیر کنترلی رفتار میکنی

00:23:54.601 --> 00:24:00.538
تو مریضی فقط آروم باشه باشه؟

00:24:04.878 --> 00:24:07.824
حالا دیگه اعصبانی بودم
چون،آره دیدمش

00:24:07.848 --> 00:24:11.650
نه دروغ نمیگم
آره،واقعیه

00:24:13.153 --> 00:24:16.666
من دیوونه نیستم
دخترم دیوونه نیست

00:24:16.690 --> 00:24:24.507
یه اتفاقایی داره میافته
امبر امبر؟ عزیزم?

00:24:24.531 --> 00:24:26.376
معذرت میخوام

00:24:26.400 --> 00:24:28.711
یه جورایی بار سنگینی از روی دوشم برداشت

00:24:28.735 --> 00:24:31.247
چون حالا کسی را دارم که طرف منه

00:24:31.271 --> 00:24:33.911
که میگه
هی باورت میکنم

00:24:37.044 --> 00:24:39.124
اعصبانی بودم

00:24:52.125 --> 00:24:54.165
باید بریم

00:24:56.630 --> 00:25:01.301
از لحاظ مالی وضعمون
خرابه اگه بخواییم از خونه بریم

00:25:01.325 --> 00:25:04.137
فکر نمیکنم بتونم به کمپانی زنگ بزنم و بگم

00:25:04.161 --> 00:25:05.972
دیگه تو خونه ام زندگی نمیکنم چون

00:25:05.996 --> 00:25:08.141
باور دارم که روح زده ست

00:25:08.165 --> 00:25:10.606
اونا هم میگن
"لطفا پول را بدید "

00:25:15.172 --> 00:25:16.783
نلسون گفت

00:25:16.807 --> 00:25:21.021
شاید بهتر باشه بری مامان و بابات را ببینی

00:25:21.045 --> 00:25:26.026
امبر هم ببر مت کمپ
فوتبال داره اینجا پیشش میمونم

00:25:26.050 --> 00:25:27.594
خداحافظ
خداحافظ،خوش بگذره

00:25:27.618 --> 00:25:32.165
شما دوتا برید فقط خوش
باشید بابایی دوستت داره

00:25:32.189 --> 00:25:34.029
خوب من و امبر رفتیم

00:25:43.434 --> 00:25:47.330
روز آروم و خوبی
بود به حیاط پشتی رفتم

00:25:47.354 --> 00:25:50.734
یه هدف روی درخت گذاشتم

00:25:50.758 --> 00:25:54.360
و شروع کردم که به محدوده ی هدف تیر زدن

00:25:58.632 --> 00:26:03.568
یکی از تیرها اشتباهی
از هدف رد شد گندش بزنن

00:26:04.772 --> 00:26:07.184
تیر معلوم نبود کجا افتاده بود

00:26:07.208 --> 00:26:08.485
اما باید میرفتم و تیر را پیدا میکردم

00:26:08.509 --> 00:26:09.868
چون خیلی گرون هستند

00:26:12.613 --> 00:26:13.857
همونجوری داشتم قدم میزدم

00:26:13.881 --> 00:26:15.892
میتونستی هر صدایی را اونجا بشنوی

00:26:15.916 --> 00:26:17.761
در حقیقت مطمئن بودم که وقتی اونجا برم

00:26:17.785 --> 00:26:20.185
سنجاب ها و بوقلمونها را میترسونم

00:26:34.835 --> 00:26:39.349
بعدش یه صدای دیگه شنیدم
میتونستم صدای خش خش

00:26:39.373 --> 00:26:41.693
خیلی نرمی بشنوم

00:26:46.046 --> 00:26:50.923
قلبم شروع کرد به
تپیدن موهای تنم سیخ شد

00:26:52.853 --> 00:26:54.533
تیر را برداشتم

00:26:57.491 --> 00:26:59.803
و بعد دوباره صدارو میشنوی

00:26:59.827 --> 00:27:01.626
و این بار نزدیک تر و بلند تر بود

00:27:14.441 --> 00:27:17.921
میدونستم که یه چیزی داره من را شکار میکنه

00:27:17.945 --> 00:27:19.304
خوب فرار کردم

00:27:26.453 --> 00:27:28.834
پشت سرم را نگاه کردم چیزی نبود

00:27:30.124 --> 00:27:32.884
دوباره اون صدا اومد

00:27:38.198 --> 00:27:41.239
سعی میکردم در را باز کنم
در قفل شده بود

00:27:41.769 --> 00:27:45.315
داری سر بسرم میزاری؟ بابا؟ بابا؟

00:27:45.339 --> 00:27:47.284
شاید پدرم اون تو باشه و در را قفل کرده

00:27:47.308 --> 00:27:49.804
و قفل کرده چون خیال کرده کسی این بیرون نیست

00:27:53.380 --> 00:27:56.693
تیر را تو کمان گذاشتم

00:27:56.717 --> 00:28:00.399
آروم قدم میزدم
و به پشت قدم میزدم

00:28:02.589 --> 00:28:06.031
صداش معلومه که روی زمینه
یعنی اینکه یه حیوان شکارچیه

00:28:06.760 --> 00:28:11.775
میتونه گربه ی وحشی
باشه بابا یا یه گرگ باشه

00:28:11.799 --> 00:28:13.439
یا یه انسان

00:28:14.802 --> 00:28:16.179
خوب کمانم تو یه دستم بود

00:28:16.203 --> 00:28:19.783
تیر هم توش بود و آماده پرتاب

00:28:19.807 --> 00:28:23.111
از روی اظطراب دکمه ها
را زدم اولین بار اشتباه زدم

00:28:27.214 --> 00:28:30.448
بار سوم درست بود

00:28:36.390 --> 00:28:39.992
از داخل در گاراژ را بستم

00:28:41.285 --> 00:28:43.206
همونطور که در گاراژبسته میشد
با خودم فکر میکردم

00:28:43.230 --> 00:28:46.929
اگه چیزی از پایین در بیاد
تو با تیرم میزنم توی سرش

00:29:03.420 --> 00:29:06.732
اونموقع نمیخواستم چیزی
بگم نمیخواستم بگم اوه آره

00:29:06.756 --> 00:29:08.516
ممکنه یه شیر کوهی تو حیاط پشتی باشه

00:29:09.244 --> 00:29:11.644
میتونم تصورشو بکنم که خانواده
چقدر خوب با این کنار میان

00:29:19.446 --> 00:29:20.564
چراغها خاموش بود

00:29:26.353 --> 00:29:30.607
یه چیزی بهم گفت
که تو راهرو را ببین

00:29:33.193 --> 00:29:36.739
و من یه توده ی
تاریکی دیدم مت،دیروقته

00:29:36.763 --> 00:29:42.753
باید تو تختت باشی
چکار میکنی؟ جواب نداد

00:29:43.370 --> 00:29:50.080
مت،جدی میگم یه جورایی
خیلی آروم قدم زد و رفت

00:29:51.010 --> 00:29:54.091
اونجا بود که دستم را بردم به سمت میز

00:29:55.281 --> 00:29:59.028
و گفتم دو ثانیه وقت
داری جوابم را بدی یا دو تا

00:29:59.052 --> 00:30:00.931
گلوله به سمت راهرو شلیک میکنم

00:30:03.723 --> 00:30:08.192
از تخت اومدم بیرون
هنوز هفت تیر در دستم بود

00:30:14.834 --> 00:30:20.549
چیزی نبود یه
اتفاقایی داشت میافتاد

00:30:20.573 --> 00:30:23.614
نمیتونم توضیح بدم

00:30:30.417 --> 00:30:32.895
خوب داشتیم به بهترین موقع سال نزدیک میشدم

00:30:32.919 --> 00:30:37.047
و واسه مت هم همینطور
بود فصل شکار گوزن بود

00:30:45.298 --> 00:30:50.033
رفتم به زیرزمین و دنبال
تمام وسایل شکار میگشتم

00:30:59.479 --> 00:31:03.918
یه حس چندشی اون پایین
بهت دست میداد توصیفش سخته

00:31:05.869 --> 00:31:09.715
سرد بود
یه جورایی متروکه

00:31:09.739 --> 00:31:11.378
اونجا احساس تنهایی میکردی

00:31:21.484 --> 00:31:25.386
همون حسی را داشتم که
تو جنگل دنبالم کرده بودند

00:31:35.465 --> 00:31:37.825
بابا؟

00:31:43.510 --> 00:31:45.910
وقتی برگشتم یه چیزی اونجا وایستاده بود

00:31:47.981 --> 00:31:50.781
به من خیره شده بود

00:31:53.554 --> 00:31:55.553
تنها راه خروج منو بسته بود

00:31:58.258 --> 00:32:02.866
بیخیالش شدم و با سرعت
به سمت اون چیز دویدم

00:32:08.435 --> 00:32:12.081
وقتی رسیدم بالا در قفل
شده بود بابا ،در را باز کن

00:32:12.105 --> 00:32:13.545
وحشت کرده بودم

00:32:16.143 --> 00:32:19.923
چی شده؟ چه خبره؟
اون موقع میخواستم برم

00:32:19.947 --> 00:32:21.524
اون چیزی که امبر دیده بود
را دیده بودم

00:32:21.548 --> 00:32:23.593
دیگه نمیتونستم اونو انکار کنم

00:32:23.617 --> 00:32:25.856
چیزی که امبر میگفت حقیقت داشت

00:32:27.554 --> 00:32:32.835
چیزی هست که
باید ذهنم را باز کنم

00:32:32.859 --> 00:32:37.807
و این یه پیام واضحی را برامون میفرسته

00:32:37.831 --> 00:32:40.270
اون نمیخواد که ما اونجا باشیم

00:32:47.674 --> 00:32:50.687
وقتی کریستی و امبر از
سفرشون از شیکاگو برگشتند

00:32:50.711 --> 00:32:54.178
سلام عزیزم اولین
کسی که دیدم امبر بود

00:32:56.116 --> 00:33:01.218
هی واسه مدتی امبر را
اینطوری خوشحال ندیده بودم

00:33:03.924 --> 00:33:07.570
و بعدش کریستی را دیدم
عصا کو؟ بهش نیازی نیست

00:33:07.594 --> 00:33:14.412
اوه ،حال عشقم خوب شده اون
همون کرسیتی سابق شده بود

00:33:15.268 --> 00:33:17.708
میخوام باهات داخل صحبت کنم

00:33:20.974 --> 00:33:27.056
سلام سلام همه چی
روبراهه؟ وقتی برگشتیم خونه

00:33:27.080 --> 00:33:34.171
احساس پر انرژی داشتم
همسرم میگفت که خیلی بهتر شدم

00:33:41.962 --> 00:33:45.341
وقتی که وارد خونه شدیم
تمام اون حسها تغییر کرد

00:33:45.365 --> 00:33:48.177
انگار که هر کاری که کرده بودم مثل

00:33:48.201 --> 00:33:54.283
دوباره روبراه بشم ،انرژی
بگیرم دقیقا ازم بیرون رفت

00:33:54.307 --> 00:34:02.458
عزیزم،خوبی؟ بیا،بگیر
بشین درمورد تمام اون چیزها

00:34:02.482 --> 00:34:04.761
در حالی که اون نبود اتفاق افتاده بود
به کریستی گفتم

00:34:04.785 --> 00:34:08.598
معذرت میخوام حق با تو بود

00:34:08.622 --> 00:34:11.262
چیزی نمیواد ما اینحا باشیم

00:34:12.292 --> 00:34:16.172
جالا میدونم که کل خانواده را هدف قرار داده

00:34:16.196 --> 00:34:20.810
پس ما باید کاری بکنیم
خیلی اعصبانی بودم

00:34:20.834 --> 00:34:24.147
بیا بفهمیم که چطور میشه با این چیز جنگید

00:34:24.171 --> 00:34:28.017
بدیهی بود که هدف اصلی اون این بود که
ما را از هم جدا کنه

00:34:28.041 --> 00:34:32.563
اما در واقع اون مارا بهم نزدیک کرد

00:34:33.880 --> 00:34:39.796
رفتم پشت کامپیوترم و ساعتها

00:34:39.820 --> 00:34:45.802
روی فعالیتهای
ماوراطبیعی تبرک دادن خونه

00:34:45.826 --> 00:34:48.505
روبرو شدن با ارواح ،جست و جو کردم

00:34:51.164 --> 00:34:56.927
خونه ی من هر گونه معنی و مفهومی از
ترس و وحشت ماورا طبیعی را داشت

00:34:57.571 --> 00:34:59.682
به یاد آوردم امبر بهم گفت

00:34:59.706 --> 00:35:03.953
وقتی که اون پسر
بچه را دید مامان؟

00:35:03.977 --> 00:35:07.557
که اون شبیه بومی آمریکایی بوده

00:35:07.581 --> 00:35:11.594
تقریبا یه جرقه ای تو ذهنم زد

00:35:11.618 --> 00:35:16.420
این چیز سعی میکنه منو بکشه و
خانواده ام را بندازه بیرون

00:35:16.821 --> 00:35:27.821
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:35:30.983 --> 00:35:33.094
عادت داشتم به سمت شهر رانندگی کنم

00:35:33.118 --> 00:35:36.152
و اونجا یه مغازه بومی آمریکایی بود

00:35:36.201 --> 00:35:40.904
باید میرفتم اونجا و
بفهمم باید چکار کنم

00:35:49.314 --> 00:35:51.026
همونطور که در را باز میکردم

00:35:51.050 --> 00:35:53.289
میتونستی صدای موزیک بومی آمریکایی را بشنوی

00:35:56.088 --> 00:36:03.038
سلام سلام دیوار پر از آویز بود

00:36:03.062 --> 00:36:05.407
و بوی بخور خوشبویی هم تو هوا بود

00:36:05.431 --> 00:36:10.203
و سنگهایی تو کابینت و نوک تیر

00:36:12.237 --> 00:36:16.885
سلام؟ حالتون چطوره؟ خوبم ،مرسی

00:36:16.909 --> 00:36:20.188
یه زن خیلی خوبی پشت پیشخوان بود

00:36:20.212 --> 00:36:25.093
و اون به من سلام کرد
میتونم کمکتون بکنم؟

00:36:25.117 --> 00:36:28.878
فکر کنم که فهمیده بود که کمک میخوام

00:36:29.555 --> 00:36:31.266
نمیخوام فکر کنی که دیوونه ام

00:36:31.290 --> 00:36:36.304
اما فکر میکنم که خونه
ام جن زده ست اوه؟

00:36:36.328 --> 00:36:38.206
من در تپه لس زندگی می کنم.

00:36:38.230 --> 00:36:41.142
گفت که
اصلا تعجب نمیکنه

00:36:41.166 --> 00:36:44.512
که اونجا فعالیتهای زیادی رخ میده

00:36:44.536 --> 00:36:47.082
اون منطقه برای خیلی از قبایل مهم هست

00:36:47.106 --> 00:36:50.585
مکان ملاقات بوده
یه جای مقدسیه

00:36:50.609 --> 00:36:52.153
آدم های زیادی اونجا دفن شدند تا

00:36:52.177 --> 00:36:55.090
تا سفرشون را به سمت
ستاره ها آغاز کنن اوه

00:36:55.114 --> 00:36:58.226
زمین مقدسی بود که
هیچوقت گسترش پیدا نکرد

00:36:58.250 --> 00:37:00.195
وقتی قبایل از اونجا رفتند

00:37:00.219 --> 00:37:04.032
اونا قول دادند که کسی اونجا خونه نسازه

00:37:04.056 --> 00:37:05.667
ما چیزی را آشفته کرده بودیم که

00:37:05.691 --> 00:37:09.037
هیچوقت نباید آشفته اش میکردیم

00:37:09.061 --> 00:37:11.539
چیزی هست که من بتونم انجام بدم؟

00:37:11.563 --> 00:37:13.763
شاید یه چیزی باشه که بتونه کمک کنه

00:37:21.573 --> 00:37:26.588
چهار تا سنگ بهم
داد کهربایی بودند

00:37:26.612 --> 00:37:30.333
گفت تو چهرگوشه ی خونه بزارشون

00:37:32.885 --> 00:37:34.796
باید گیاهی را میسوزوندم

00:37:34.820 --> 00:37:40.368
و باید هر گوشه را تبرک
میکردم ورودی ها و درها

00:37:40.392 --> 00:37:44.939
و به این ارواح بگم که
برن اینجا خونه ی منه

00:37:44.963 --> 00:37:46.964
از اونا استقبال نشده

00:37:59.244 --> 00:38:03.906
احساس قدرت میکردم برای
ادعا کردن چیزی که مال منه

00:38:07.119 --> 00:38:08.897
دیگه از شما نمیترسم

00:38:08.921 --> 00:38:13.523
دیگه خانواده ام شما را نمیترسونن

00:38:18.030 --> 00:38:25.079
میخواستم تا یه خانواده ی سردرگم هندی را

00:38:25.103 --> 00:38:28.946
بفرستم به سمت زندگی بهترشون

00:38:35.847 --> 00:38:38.929
چیزی تغییر کرد
چیزی انجام شد

00:38:42.354 --> 00:38:46.956
تقریبا حس میکردم که خونه روشنتر شده

00:38:49.127 --> 00:38:56.010
کریستی گفت که چکار
کرده امیدوار بودم ....

00:38:56.034 --> 00:38:59.435
امیدوار بودم که جواب بده

00:39:02.474 --> 00:39:05.019
شاید یه روزنه ای از امید بود که

00:39:05.043 --> 00:39:06.924
ما به زندگی عادیمون برگردیم

00:39:09.615 --> 00:39:15.645
همه چیز خوب بود آروم و ساکت بود

00:39:21.593 --> 00:39:24.339
حالا به جای اون همه  اتفاقات بد

00:39:24.363 --> 00:39:26.443
خاطرات خوبی را تو این خونه رقم میزدیم

00:39:30.969 --> 00:39:32.947
زمان مورد علاقه ی سال برای من کریسمسه

00:39:32.971 --> 00:39:37.619
برای بچه هامم همینطوره

00:39:37.643 --> 00:39:42.084
خوب ما درخت کاج را تزیین میکردیم
و خوش بودیم

00:39:46.051 --> 00:39:52.916
خیلی خوش بودیم با هم
جوک میگفتیم و میخندیدیم

00:40:01.199 --> 00:40:02.478
زیبا بود

00:40:27.392 --> 00:40:33.608
یکدفعه وحشت کردم ماسکم
را برداشتم جریان هوا بود

00:40:33.632 --> 00:40:35.712
و ماشین هم خیلی خوب کار میکرد

00:40:38.003 --> 00:40:39.922
باید نفس عمیق میکشیدم

00:40:42.341 --> 00:40:47.403
ترسناک بود باید فقط آروم باشم

00:40:58.557 --> 00:41:01.437
فقط نمیدونی باید انتظار چی را بکشی

00:41:09.101 --> 00:41:11.220
روز کریسمس رسید

00:41:16.742 --> 00:41:20.830
در جا خشکم زد مامان؟ مامان

00:41:21.858 --> 00:41:36.858
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:41:39.147 --> 00:41:44.057
مامان؟ مامان به درخت
بدون تزیینات نگاه کردم

00:41:45.940 --> 00:41:47.251
همه چیز از درخت کنده شده بود

00:41:47.275 --> 00:41:49.315
مثل انکه چیزی اصلا بهش وصل نبوده

00:41:50.144 --> 00:41:53.857
چی شده؟ نا باورانه خیره شده بودم

00:41:53.881 --> 00:41:55.392
چون واقعا نمیخواستم باور کنم که

00:41:55.416 --> 00:41:58.457
دوباره داره اتفاق میافته

00:42:01.990 --> 00:42:06.692
تمام چیزی که گفتم
این بود اونا برگشتند

00:42:07.829 --> 00:42:08.948
نه

00:42:14.669 --> 00:42:17.884
بستمون بود موفق باشید

00:42:27.081 --> 00:42:29.293
اونا نمیخواستن ما اونجا باشیم

00:42:29.317 --> 00:42:32.317
نمیخواستم کس دیگه هم اونجا باشه

00:42:34.389 --> 00:42:36.428
میترسوندشون

00:42:38.960 --> 00:42:42.481
دعا کردم که دنبالمون نیان

00:42:46.334 --> 00:42:49.475
مال خودتون میتونید
خونه را داشته باشید

00:42:51.192 --> 00:42:55.392
خانواده ی لیدیلس دیگه به خونشون برنگشتند

00:42:55.443 --> 00:42:57.354
اونا میتونن اون خونه را داشته باشن

00:42:57.378 --> 00:42:59.526
میتونن همه چیز را داشته باشن

00:43:02.650 --> 00:43:05.796
اگه صد سالم عمر کنم
هیچوقت به اونجا برنمیگردم

00:43:05.820 --> 00:43:12.304
هیچوقت مستاجرای بعدی
هم همچنین خونه را ترک کردند