﻿WEBVTT

00:00:06.457 --> 00:00:11.344
جنگ بوده میدونستیم
آدمهایی اونجا مردند

00:00:13.547 --> 00:00:14.657
اما یه چیزی بود که

00:00:14.681 --> 00:00:17.162
که کاملا در مورد اونجا اشتباه بود

00:00:20.319 --> 00:00:23.283
من قبل از اون هیچوقت به ارواح اعتقاد نداشتم

00:00:28.261 --> 00:00:30.823
آیا چیزی را آزاد کرده بودیم؟

00:00:34.333 --> 00:00:36.228
کسی سعی میکرد که ما را بکشه

00:00:37.370 --> 00:00:39.050
یا اونا را میکشه یا منو

00:00:40.139 --> 00:00:44.907
و مطمئن شدم که من نیستم
بزن بریم چکار میکنی؟

00:00:44.931 --> 00:00:48.327
منظورم اینه تفنگ داری و آماده ای

00:00:49.782 --> 00:00:54.132
اما اینا الان کمکت
نمیکنن برو،برو،برو،برو

00:00:56.022 --> 00:00:57.726
هممون الان می میریم

00:00:58.554 --> 00:01:17.554
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:17.578 --> 00:01:19.577
به عنوان فرمانده ی کل قوا

00:01:19.714 --> 00:01:23.093
تصمیم گرفتم که برای تامین منافع حیاتیمون

00:01:23.117 --> 00:01:26.962
30000 نیروی آمریکایی را به افغانستان بفرستم

00:01:26.986 --> 00:01:29.386
بر اساس رویدادی در ولایت
هلموند افغانستان سال 2009

00:01:31.391 --> 00:01:33.102
از روی بی عقلی این تصمیم را نگرفتم

00:01:33.126 --> 00:01:35.605
این تصمیم را میگیرم که چون از اینجا

00:01:35.629 --> 00:01:37.607
که ما در 11 سپتامبر مورد حمله قرار گرفتیم

00:01:37.631 --> 00:01:39.441
و از اینجاست که حملات جدید

00:01:39.465 --> 00:01:41.641
همچنان که صحبت میکنم در حال ترسیمه

00:01:41.665 --> 00:01:46.916
در ماه ژوئن 2009 نیروهای آمریکایی و
ناتو آماده شدند برای تهاجم به سمت طالبان

00:01:46.940 --> 00:01:48.218
در نیروی دریایی

00:01:48.242 --> 00:01:51.321
همه روزه زندگی میکنی ،نفس میکشی
با آدمهایی که کار میکنی

00:01:51.345 --> 00:01:53.723
کار هر روزه

00:01:53.747 --> 00:01:56.226
بعضی از اونا بچه داشتند
که تازه به دنیا اومده بود

00:01:56.250 --> 00:01:59.095
تازه ازدواج کرده بودند و
این اولین ماموریتشون بود

00:01:59.119 --> 00:02:00.919
خیلی براشون سخت بود

00:02:12.687 --> 00:02:15.224
O.P. Rock
اولین ماموریتم بود

00:02:15.487 --> 00:02:16.913
مثل یه مشت تو صورت بود
مثل این که یهو بگن

00:02:16.937 --> 00:02:18.848
میخوایی واسه چند ماه تمرین ببینی

00:02:18.872 --> 00:02:21.313
و بوووم،تو قراره بری افغانستان

00:02:21.862 --> 00:02:23.974
اصلا نمیدونستم که آیا
میخوام این کار را بکنم یا نه

00:02:29.683 --> 00:02:34.658
تیم تحت رهبری گروهبان
گرین بود من معاونش بودم

00:02:34.985 --> 00:02:38.707
مسئول آدمها بودند
مسئولیت سنگینیه

00:02:39.488 --> 00:02:43.739
اگر یه تصمیم اشتباه بگیری
اونا عواقبش را میپردازند

00:02:43.763 --> 00:02:46.284
اون باورش سخت بود

00:02:52.171 --> 00:02:56.584
روز اول خیلی خوب

00:02:56.608 --> 00:02:58.921
یکی از سربازهای بریتانیایی
اومد پایین تا کمک کنه

00:02:58.945 --> 00:03:00.465
به او پی راک خوش آمدید

00:03:04.323 --> 00:03:08.935
مثل یه صخره ی بزرگ بود
میدونید بیشتر شبیه تپه بود

00:03:09.929 --> 00:03:11.771
بریم

00:03:13.699 --> 00:03:19.698
قطعا جای عجیبی بود
یه حس عجیبی داشت

00:03:29.181 --> 00:03:31.160
سربازهای بریتانیایی خشن به نظر میرسیدند

00:03:31.184 --> 00:03:35.764
مات و مبهم به نظر
میرسیدند و کمی هم سوخته

00:03:35.788 --> 00:03:37.866
میتونستی بگی که خیلی وقته اونجان

00:03:37.890 --> 00:03:40.173
و آماده بودند که برن خونه

00:03:43.463 --> 00:03:45.274
هیچ تختی نداری
هیچ رختخوابی نداری

00:03:45.298 --> 00:03:49.112
تو آشغالا میخوابی
واقعا خالی از امکانات بود

00:03:49.136 --> 00:03:50.816
آره،افتضاح بود

00:04:03.816 --> 00:04:06.863
یه سگ اون بالا بود هی ،رفیق هی

00:04:06.887 --> 00:04:08.965
و اونا گفتند
هی اون بتی زشته ست

00:04:08.989 --> 00:04:11.199
مراقبش باشید و بهش غذا بدید

00:04:11.223 --> 00:04:13.369
ادامه داد :نگهبانی به سخت
کوشیش نمیتونی پیدا کنی

00:04:13.393 --> 00:04:14.737
هی

00:04:14.761 --> 00:04:17.072
همیشه آدمی که سگ داشته باشه
،با حیوانات بزرگ میشه و کار میکنه

00:04:17.096 --> 00:04:21.711
و من مسئولیت خودم دونستم
که مراقبش باشم خوشگله

00:04:21.735 --> 00:04:25.303
بتی زود باش زود باش

00:04:33.680 --> 00:04:36.562
آخر زمانش رسید که سربازا برن

00:04:38.151 --> 00:04:39.327
یه چیز دیگه

00:04:39.351 --> 00:04:41.230
سربازای بریتانیایی یه چیز دیوونه وار گفتند

00:04:41.254 --> 00:04:42.497
اگه چیزی را از زمین درآوردید

00:04:42.521 --> 00:04:43.699
مطمئن باشید که سرجاش بزاریدش
بزارید جایی که

00:04:43.723 --> 00:04:45.368
پیداش کردید
باشه؟

00:04:45.392 --> 00:04:47.036
با خودم گفتم
ما اینا را نمیشناسیم

00:04:47.060 --> 00:04:49.038
احتمالا میخوان سربه سرمون بزارن

00:04:49.062 --> 00:04:53.987
میدونید منظورم چیه ؟ اون
لحظه واسمون معنی نداشت

00:05:05.978 --> 00:05:09.383
بعد از اون شب
من در پست مسلسل بودم

00:05:10.750 --> 00:05:15.497
خیلی ایزوله و ساکت بود
وقتی تو یه گروه کوچیک هستی

00:05:15.521 --> 00:05:19.202
همیشه این ترس وجود داره
که تعداد سربازها خیلی کم هست

00:05:19.226 --> 00:05:24.109
این احتمال هست که در شب دورت کنند

00:05:30.336 --> 00:05:33.216
چیزی احتیاج نداری،کورپرال؟
هر زمان گروهبان گرین

00:05:33.240 --> 00:05:36.017
میومد سر پستها و مشخصا
دوبار میزد رو شونه ات

00:05:36.041 --> 00:05:40.889
تا توجه تو جلب کنه نه،خوبم
بهش گفتم همه چیز ردیفه

00:05:40.913 --> 00:05:42.915
اون شبا خیلی خوب چرت میزد

00:05:58.781 --> 00:05:59.981
یکدفعه یه صدایی از رادیو شنیدم

00:06:08.642 --> 00:06:14.060
یه صدای خش خش و شر شر
مانندی که هی میومد و میرفت

00:06:21.488 --> 00:06:23.598
سریعا به پایگاه اصلی تماس گرفتم

00:06:23.622 --> 00:06:25.935
گلف اصلی
او پی راک هستم

00:06:25.959 --> 00:06:28.870
آیا شما پیامی ارسال
کردید تمام جواب دادند

00:06:28.894 --> 00:06:30.272
منفیه
او پی راک

00:06:30.296 --> 00:06:35.115
در این زمان هیچی دریافت
یا ارسال نکردیم دریافت شد

00:06:35.901 --> 00:06:37.823
غیر عادی بود

00:06:50.115 --> 00:06:51.526
صداشو زیاد کردم

00:06:51.550 --> 00:06:54.994
تا ببینم میتونم بفهمم که چه پیامی میاد

00:07:01.528 --> 00:07:02.767
به نظر زبون انگلیسی نیومد

00:07:05.464 --> 00:07:08.110
سریعا به ذهنم رسید که
ممکنه باتری تموم شده

00:07:08.134 --> 00:07:13.615
باتری نو برداشتم
امیدوار بودم که تموم بشه

00:07:13.639 --> 00:07:14.716
این خط زندگیمونه

00:07:14.740 --> 00:07:17.219
نمیتونستیم از پسش بربیام
اگه رادیو را از دست بدیم

00:07:17.243 --> 00:07:21.033
اگه کسی کشیک ما
رو بکشه کارمون تمومه

00:07:22.815 --> 00:07:26.658
او پی راک گلف اصلی
هستم رادیو چک ،تمام

00:07:27.387 --> 00:07:31.836
راجر،گلف اصلی او پی
راک هستم واضح و بلند ،تمام

00:07:32.324 --> 00:07:33.836
خیلی غیر عادی بود

00:07:33.860 --> 00:07:36.702
نمیتونی تو اونجایی که اتفاق افتاد اقامت کنی

00:07:38.531 --> 00:07:41.396
روز دوم

00:07:45.505 --> 00:07:47.949
پست های نظارت معمولا بسیار امن هستند

00:07:47.973 --> 00:07:50.706
چون میتونی مایلها اونورتر را ببینی

00:07:50.743 --> 00:07:52.454
گرچه این متفاوت بود

00:07:52.478 --> 00:07:54.400
یه جورایی حس میکردی که درمعرض دید هستی

00:07:56.721 --> 00:07:58.899
هر موقع که سرت را میچرخوندی

00:07:58.923 --> 00:08:02.070
یه تک تیرانداز شانس اینو
داشت که بهت شلیک کنه

00:08:02.094 --> 00:08:04.839
اونجا تو سنگر گودال بود
اما خیلی عمیق نبودند

00:08:04.863 --> 00:08:07.742
سربازهای انگلیسی مدت زیادی اینجا بودند

00:08:07.766 --> 00:08:10.768
نفهمیدیم که چرا اونا را عمیق تر نکندند

00:08:12.171 --> 00:08:13.747
سریعا فهمیدیدم که باید عمیقترشون کنیم

00:08:13.771 --> 00:08:15.534
گودالهای عمیقتر و پهن تر

00:08:17.327 --> 00:08:20.311
روز سوم

00:08:26.952 --> 00:08:30.332
حفر کردم و حفر
کردم یکدفعه Clang!

00:08:30.356 --> 00:08:31.955
به یه فلزی خوردم

00:08:36.095 --> 00:08:38.840
یه جورایی شبیه میله ی مهندسی بود

00:08:38.864 --> 00:08:40.575
خاک روشو تمیز کردم

00:08:40.599 --> 00:08:42.244
دیدم که روش کلمات روسی نوشته شده

00:08:42.268 --> 00:08:45.580
خیلی مشخص و متمایز
بود با عقل جور درمیومد

00:08:45.604 --> 00:08:47.314
در دهه هشتاد روسی ها اینجا بودند

00:08:47.338 --> 00:08:50.351
تعجب برانگیز هم نبود اگه لوازم باقیموندشون

00:08:50.375 --> 00:08:52.175
از اون زمان را پیدا کنیم

00:08:55.280 --> 00:08:57.391
زمین تقریبا سفت بود

00:08:57.415 --> 00:09:00.694
مثل این بود که میخوایی سنگ را بشکافی

00:09:00.718 --> 00:09:07.702
بیل را تو دیوار زدم و فرو
ریخت متوجه یه شکافی شدم

00:09:07.726 --> 00:09:08.966
هی اسمیت

00:09:13.865 --> 00:09:16.106
سرجوخه اسمیت اطرافش را کند

00:09:28.480 --> 00:09:31.625
یه تیکه ای گلدون سرامیکی را پیدا کرد

00:09:31.649 --> 00:09:34.091
مثل اینکه مال فنجون یا چیزی مثل او بوده

00:09:37.255 --> 00:09:41.769
چیه؟ از تکاوری به باستان شناسی

00:09:41.793 --> 00:09:44.114
یا انسان شناسانی و یا چیزی تغییر کرده بودیم

00:09:48.199 --> 00:09:50.044
یه چیز دیگه هم اون پایین بود

00:09:50.068 --> 00:09:51.868
دقیقا نمیدونستیم که چی بود

00:10:06.284 --> 00:10:09.280
هی،لنا آرزو کن

00:10:12.857 --> 00:10:16.203
شکلش شبیه استخوان ران بود

00:10:16.227 --> 00:10:21.176
قطعا مال استخوان
انسان بود مطمئنی آره

00:10:21.200 --> 00:10:24.562
یه جورایی چندش بود

00:10:27.172 --> 00:10:30.818
بس کن بزارش سر جاش مرد

00:10:30.842 --> 00:10:33.020
سرجوخه اسمیت آدم بذله گویی بود

00:10:33.044 --> 00:10:36.057
همیشه میخواست چیزهای
دیوونه وار و ظالمانه ای بگه

00:10:36.081 --> 00:10:37.524
میشه به دستم دست بزنی؟

00:10:37.548 --> 00:10:41.428
فکر کنم یه مشکلی
داره آاااااخ بیخیال مرد

00:10:41.452 --> 00:10:44.064
بیخیال یه چیزی داری یه چیزی داری

00:10:44.088 --> 00:10:45.899
جدی میگم مرد
بزارش سرجاش

00:10:45.923 --> 00:10:49.136
آره،آره ما واسه یه کار
دیگه اینجاییم خیلی خوب

00:10:49.160 --> 00:10:51.338
ما یه جورایی درمورد این چیزا خرافاتی هستیم

00:10:51.362 --> 00:10:54.845
خوب برگردوندیمش به جایی که تعلق داشت

00:11:03.641 --> 00:11:05.019
اما دیگه نمیتونستی بیشتر بکنی

00:11:05.043 --> 00:11:07.364
چون هی استخون بیشتری بیرون میزد

00:11:09.280 --> 00:11:15.929
چه... یکی دیگه همه جا
بودند حالا واضح شد که چرا

00:11:15.953 --> 00:11:18.997
سربازان انگلیسی بیشتر حفر نکرده بودند

00:11:20.130 --> 00:11:22.930
بدنهای زیادی اون زیر دفن شده بود

00:11:25.302 --> 00:11:31.105
ما روی قبرستون بودیم روز سیزدهم

00:11:47.890 --> 00:11:52.038
تولد بیست سالگیم بود
جوونترین تکاور اونجا بودم

00:11:52.062 --> 00:11:55.374
تنها اونجا بودن و کاری نتونی بکنی

00:11:55.398 --> 00:11:57.478
از نظر روانی دیونه ات میکرد

00:12:00.502 --> 00:12:02.481
سکوت عجیبی بود

00:12:02.505 --> 00:12:05.016
بچه دهات بودم
به این جور چیزا عادت داشتم

00:12:05.040 --> 00:12:07.562
اما خیلی زیادی ساکت بود

00:12:19.088 --> 00:12:22.434
نشسته بودم اونجا و یکدفعه
حس ترسی بهم دست داد

00:12:22.458 --> 00:12:23.698
که انگار کسی داره نگام میکنه

00:12:31.701 --> 00:12:34.063
یه لرزی تو کل بدنم افتاد

00:12:43.480 --> 00:12:46.280
و صدای جیغ وحشتناکی را شنیدم

00:13:11.404 --> 00:13:15.344
خیال کردم که کسی را
ربودند بزرگترین ترس ما بود

00:13:15.368 --> 00:13:18.278
که کسی شبانه به اردوگاه
ما بیاد و کسی را بگیرد

00:13:18.302 --> 00:13:19.622
و دستگیر کنه

00:13:33.217 --> 00:13:35.929
اون اینو گفت : مرد
اون چی بود؟ گفتم نمیدونم

00:13:35.953 --> 00:13:37.636
واقعا چندش بود

00:13:39.357 --> 00:13:41.953
حرکت کن برو

00:13:45.397 --> 00:13:50.628
خیال کردم که یه آدم بود
که به سیم ها گیر کرده

00:13:54.205 --> 00:13:58.531
اما اطراف را نگاه کردم و چیزی ندیدم

00:14:07.052 --> 00:14:08.328
دیدم که چیزی در طول

00:14:08.352 --> 00:14:10.932
بیرون منطقه ی سیم کشی ما عبور کرد

00:14:10.956 --> 00:14:13.835
سریعا تفنگ ها را به
حالت آماده باش قرار دادیم

00:14:13.859 --> 00:14:16.470
مستقیم به سمت ورودی
جایی که سیم خاردار بود

00:14:16.494 --> 00:14:18.806
با چراغ قوه اونجا را روشن کردیم

00:14:18.830 --> 00:14:20.273
فکر کردم که که کسی سعی میکنه

00:14:20.297 --> 00:14:24.340
به سمتمون تیر هوایی بزنه یا
یه نارنجک به داخل او پی پرتاب کنه

00:14:26.736 --> 00:14:30.703
هیچ دیدی ندارم دوربین
حرارتی را برداشتم

00:14:31.909 --> 00:14:36.490
اپتیک حرارتی بسیار واضح
هر کسی را که قایم شده باشه

00:14:36.514 --> 00:14:37.957
یا تو خاکها مخفی شده باشه نشون میده

00:14:39.017 --> 00:14:41.629
شکل کامل بدن را از حرارتش میتونیم ببینیم

00:14:41.653 --> 00:14:44.937
و میشه گفت که یه آدم یا یه حیوونه

00:14:51.328 --> 00:14:52.840
مطمئنی چیزی دیدی؟

00:14:52.864 --> 00:14:54.741
با تمام تجهیزات و
وسایلایی که در اختیار داشتیم

00:14:54.765 --> 00:14:56.878
هیچ راهی وجود نداشت که
کسی بتونه از دید ما پنهان بشه

00:14:56.902 --> 00:14:58.462
و دیده نشه

00:14:59.904 --> 00:15:02.033
چیزی دیدم

00:15:02.206 --> 00:15:04.217
سعی میکنی چیزهایی را که شنیدی بزاری کنار هم

00:15:04.241 --> 00:15:05.753
تا بدونی دلیل اون صداها چی بوده

00:15:05.777 --> 00:15:07.738
و هیچ جوابی براش پیدا نمیکنی

00:15:07.762 --> 00:15:09.846
صبح یه نگاهیی میندازیم

00:15:10.047 --> 00:15:11.893
شونمون را بالا انداختیم و
به سر پستمون برگشتیم مون

00:15:11.917 --> 00:15:13.561
و طوری رفتار کردیم که انگار اتفاقی نیافتاده

00:15:13.585 --> 00:15:14.874
شب بخیر

00:15:15.953 --> 00:15:17.731
خیال کردم که به خاطر ذهنم هست

00:15:17.755 --> 00:15:23.897
چون خسته شدم دارم
صدا میشنوم روز 14

00:15:27.197 --> 00:15:31.579
صبح زود روز بعد سرجوخه
پارکر را با خودم بردم

00:15:31.603 --> 00:15:35.917
همیشه باید یه رفیق جنگی داشته
باشی که هواسش به پشت سرت باشه

00:15:35.941 --> 00:15:38.686
بیرون سیم خاردار ها بودن
حس میکنی که تو دید هستی

00:15:38.710 --> 00:15:40.288
برای یه جورایی حمله تک تیراندازها

00:15:40.312 --> 00:15:44.914
خوب نمیخواستیم خیلی اون بیرون باشیم

00:15:56.695 --> 00:15:59.307
خوب سریعا دنبال یه
توضیح عقلانی برای چیزی که

00:15:59.331 --> 00:16:02.109
اونجا بوده میگشتیم یه شخص

00:16:02.133 --> 00:16:03.543
یا حتی یه حیوان
برای اون مورد

00:16:03.567 --> 00:16:05.531
ممکن بود که جای پا باشه

00:16:10.508 --> 00:16:12.720
نمیتونستیم هیچ ردی پیدا کنم

00:16:12.744 --> 00:16:14.020
میدونی ،ردی از آدم یا حیوان

00:16:14.044 --> 00:16:16.806
که نشون بده شب گذشته اونجا بودند

00:16:18.481 --> 00:16:22.678
خوب متعجب میشی خوب ،چی بوده؟

00:16:24.937 --> 00:16:27.337
روز 26

00:16:35.734 --> 00:16:38.079
کاملا ساکت بود همنطور بود

00:16:38.103 --> 00:16:43.106
و من هم درمورد مسایل زندگی فکر میکردم

00:16:45.109 --> 00:16:47.759
اونشب گرم بود

00:16:48.547 --> 00:16:50.388
حس راحتی نداشتم

00:16:58.187 --> 00:16:59.989
کلاهتو بزار سرت

00:17:09.933 --> 00:17:13.136
چند ساعت بعدش

00:17:18.643 --> 00:17:22.612
یکدفعه حس سرمایی از بدنم رد شد

00:17:32.957 --> 00:17:34.200
هیچ نسیمی نبود

00:17:34.224 --> 00:17:38.713
هیچ دلیلی نبود که چرا من
احساس سرما کردم ناگهان

00:17:39.730 --> 00:17:44.216
و بعدش یه نفسی را
کنار صورتم حس کردم

00:17:46.938 --> 00:17:53.910
و شنیدم که یه چیزی تو
گوشم پچ پچ کرد چرخیدم

00:17:57.314 --> 00:18:04.564
چیزی اونجا نبود صدای
پچ پچ به نظر روسی میومد

00:18:04.588 --> 00:18:06.233
خیال کردم که به خاطر خستگیمه

00:18:06.257 --> 00:18:12.677
میدونید به خاطر استرسه
خوب بیخیالش شدم

00:18:14.999 --> 00:18:20.192
صدای خرد شدن شنیدم
مثل صدای پا بالا سرم بود

00:18:23.741 --> 00:18:29.456
قطعا یه نفر بالا
سرم داشت قدم میزد

00:18:29.480 --> 00:18:34.895
با خودم گفتم ،احتمالا
اسمیته سریع دویدم بالا

00:18:34.919 --> 00:18:36.400
تا حالشو بگیرم

00:18:46.697 --> 00:18:47.978
کسی اونجا نبود

00:18:50.366 --> 00:18:53.772
و اونجا بودم که ترسیدم

00:19:06.217 --> 00:19:07.527
اطراف را نگاه میکردم

00:19:07.551 --> 00:19:15.171
و بالای پایگاه را نگاه
میکردم و چیزی اونجا نبود

00:19:37.949 --> 00:19:41.607
یه جسمی را دیدم

00:20:08.098 --> 00:20:10.621
به نظر میرسید که مُشتش را جمع کرده بود

00:20:11.502 --> 00:20:13.849
آماده ی شلیک بودم

00:20:13.873 --> 00:20:18.556
باید مطمئن میشدم که از
سربازهای خودمون نباشه

00:20:24.183 --> 00:20:26.504
اما وقتی اطراف رانگاه کردم

00:20:32.573 --> 00:20:35.416
رفته بود
فقط رفته بود

00:20:53.662 --> 00:20:55.038
با خودم میگفتم
داری سر به سرم میذاری؟

00:20:55.062 --> 00:20:59.410
باید با طالبان روبرو بشم
همه ی حشرات و بمب ها

00:20:59.434 --> 00:21:00.705
گرما

00:21:01.736 --> 00:21:06.100
و حالا هم باید با ارواح مواجه بشم

00:21:06.489 --> 00:21:12.489
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:13.345 --> 00:21:15.640
اونجا بود که دوباره اون سرما را حس کردم

00:21:16.583 --> 00:21:17.760
اما چکار میتونی بکنی؟

00:21:17.784 --> 00:21:20.128
منظورم اینه که تفنگ داری و تجهیزات هم داری

00:21:20.152 --> 00:21:23.963
آموزش هم دیدی اما هیچکدوم
از اونا نمیتونن کمکی کنن

00:21:34.566 --> 00:21:37.679
چه خبر ؟ وقتی بلند شدم
تا پست را از دامین بگیرم

00:21:37.703 --> 00:21:39.849
در مورد این چیزهای عجیب شروع کرد بهم گفتن

00:21:39.873 --> 00:21:42.723
و اتفاقایی که اون شب
افتاد یه چیز بدی اینجاست

00:21:43.276 --> 00:21:46.655
چیزی دیدم با اندکی
تردید قبول کردم

00:21:46.679 --> 00:21:48.624
چون دیر وقت ه
و خسته ای

00:21:48.648 --> 00:21:50.729
یکی از حواست داره خیالاتیت میکنه

00:21:59.459 --> 00:22:03.172
حس تنهایی هست که بدونی

00:22:03.196 --> 00:22:06.508
اینجا تسخیر شده ست و تو
هم تنها کسی هستی که

00:22:06.532 --> 00:22:09.477
این چیزا را می بینی و میشنوی

00:22:09.501 --> 00:22:11.579
ترجیح میدادم که شانسم را

00:22:11.603 --> 00:22:15.419
در مقابل چیزی که در واقع
میتونستم باهاش بجنگم امتحان کنم

00:22:16.148 --> 00:22:19.507
بعد از اون
درخواست انتقالی دادم

00:22:28.937 --> 00:22:31.193
ما نمیدونستیم که چی رو مسخره میکنیم

00:22:31.605 --> 00:22:33.117
اگه اونقدر قوی نیست که اونجا باشه

00:22:33.141 --> 00:22:35.151
پس نمیخوام که اون تنها
کسی باشه که هوای منو داره

00:22:35.175 --> 00:22:37.262
چون چیزی که دیگه نمیتونم اعتماد کنم

00:22:37.286 --> 00:22:41.912
در همان زمان تو تنها کسی هستی که میمیری
و حالا برای هر کس دیگه ای ناخوشاینده

00:22:59.066 --> 00:23:02.542
دریافت شد ،گلف اصلی
همه جا امنه سربازا چطورن؟

00:23:02.566 --> 00:23:05.515
عالیه ،او پی راک
میدونی که ،هووورا

00:23:05.539 --> 00:23:08.415
چند روز بعد از اینکه
زولیک پایگاه را ترک کرد

00:23:08.439 --> 00:23:10.287
من تو پست نگهبانی مسلسل بودم

00:23:10.311 --> 00:23:13.473
حدودا ساعت 1:30 صبح بود

00:23:16.384 --> 00:23:19.530
شنیدم که بتی شروع کرد به پارس کردن

00:23:19.554 --> 00:23:21.533
دوربین دید در شبم را برداشتم

00:23:21.557 --> 00:23:23.745
تا ببینم اون به چی پارس میکنه

00:23:40.829 --> 00:23:43.351
تو فاصله ی دور چیزی دیدم

00:23:47.969 --> 00:23:52.056
اولین چیزی که به ذهنم
رسید اون دیده بان طالبانه

00:23:52.507 --> 00:23:56.722
یه جوری بود حس میکردم
که اون به من زل زده

00:23:56.746 --> 00:24:00.384
و منم دقیقا به اون نگاه میکردم

00:24:01.065 --> 00:24:04.162
تو اون فاسله ،معمولا چشمات درست نمیبینه

00:24:04.186 --> 00:24:08.068
دوربین حرارتی را برداشتم

00:24:17.565 --> 00:24:19.144
هیچ حرکتی از حیوونی نبود

00:24:19.168 --> 00:24:21.849
نه جانداری
نه انسانی اونجا نبود

00:24:23.139 --> 00:24:25.617
خوب یه جورایی فکر کردم که حتما اشتباه کردم

00:24:25.641 --> 00:24:28.693
دوباره دوربین دید در شب را برداشتم

00:24:31.570 --> 00:24:33.997
فهمیدم که حرکت
کرده و فقط تو چند ثانیه

00:24:34.021 --> 00:24:36.421
صد متر نزدیک تر شده

00:24:38.071 --> 00:24:40.865
به سمت من تلپورت شد

00:24:42.142 --> 00:24:44.184
فکر کردم که حتما دیوونه شدم

00:24:55.490 --> 00:24:59.440
هنوزم هیچی سرد بود هیچ
اثری از حرارت بدنی نبود

00:25:06.208 --> 00:25:10.119
تمام اون مدت بتی به
سمت خاصی پارس میکرد

00:25:10.143 --> 00:25:13.274
برگشتم به جایی نگاه کردم که اون جسم بود

00:25:22.055 --> 00:25:25.860
و بعدش دوبار ضربه ی
گروهبان گرین را حس کردم

00:25:25.884 --> 00:25:27.038
که به شونه ام زد

00:25:31.064 --> 00:25:34.501
گرین؟ مطمئنم که
دوبار ضربه را حس کردم

00:25:34.525 --> 00:25:38.929
دقیق و معلوم بود

00:26:08.244 --> 00:26:11.605
. کسی اونجا نبود
همینطوری ناپدید شدند

00:26:16.540 --> 00:26:20.181
میدونم که دیوونه نیستم
بتی هم به سمتش پارس میکرد

00:26:21.378 --> 00:26:23.297
فقط من نیستم

00:26:24.848 --> 00:26:28.361
فهمیدم که زولیک هم همچین قضیه ای داشته

00:26:28.385 --> 00:26:32.037
و اون از اونجا رفت
و ما هنوز اونجا بودیم

00:26:40.797 --> 00:26:44.777
چکار کنم؟ نمیتونی
بری و به فرمانده ت بگی

00:26:44.801 --> 00:26:48.014
ارواح سر پست میان اذیتم میکنن

00:26:48.038 --> 00:26:50.749
چون بعد یه بلیط یه طرفه بهت میده

00:26:50.773 --> 00:26:53.938
به سمت دیوونه خونه
حالتون خوبه ،قربان؟

00:26:54.778 --> 00:26:57.355
آره قسمتی از من به این امید که

00:26:57.379 --> 00:27:00.143
کسی دیگه ای هم همچین تجربه ای داشته باشه

00:27:10.537 --> 00:27:13.643
روز 39

00:27:34.283 --> 00:27:37.162
تاریکیه مطلق شب
بود همه خواب بودند

00:27:37.186 --> 00:27:40.633
هیچکدوم از تکاورها بیدار
نبودند سرجوخه اسمیت،

00:27:40.657 --> 00:27:43.459
که 15 تا 20 متر اونطرف
تر سر یه پست دیگه بود

00:27:47.464 --> 00:27:52.021
میتونستم صدای پا را پشت
سرم حس کنم هی،گروهبان

00:27:55.620 --> 00:27:57.152
و چیزی اونجا نبود

00:27:59.242 --> 00:28:02.044
احتمالا شاید فقط یه سنگ ریزه بوده که افتاده

00:28:13.492 --> 00:28:17.706
بتی فقط اونجا وایستاده
بود موهاش سیخ شده بود

00:28:17.730 --> 00:28:19.409
دندوناش معلوم بود و غر غر میکرد

00:28:21.567 --> 00:28:23.767
خوب با دوربین حرارتی چک کردم

00:28:25.603 --> 00:28:27.382
تنها مشخصه ی گرمایی که اونجا بود

00:28:27.406 --> 00:28:30.729
سگ و بقیه تکاور ها بودند
که خواب بودند

00:28:32.912 --> 00:28:34.072
اسمیت

00:28:35.781 --> 00:28:38.943
چیزی میبینی&gt;؟ و گفت نه

00:28:42.288 --> 00:28:44.689
سعی میکردم که
بیخیالش بشم کارتو بکن

00:28:58.169 --> 00:29:02.173
دوباره اون صدا را شنیدم

00:29:07.512 --> 00:29:14.946
بدنم نشون میداد که یه چیزی
روم نفس زد پوستم یخ شد

00:29:20.592 --> 00:29:22.871
چیزی نمی دیدم

00:29:22.895 --> 00:29:25.239
مثل این بود که انگار
چشمام دارن بهم دروغ میگن

00:29:25.263 --> 00:29:27.642
چون همه ی حس های دیگه ام بهم میگفتن

00:29:27.666 --> 00:29:29.586
نه یه چیزی اونجا هست

00:29:42.869 --> 00:29:48.152
و اونجا بود که حقیقت را
پذیرفتم که حق با دمیان بود

00:29:48.176 --> 00:29:54.150
ما اونجا تنها نیستیم روز 40

00:30:16.037 --> 00:30:18.815
هیچ وقت به ارواح اعتقاد نداشتم

00:30:18.839 --> 00:30:20.616
هیچ راهی نداره ،مرد
هیچ راهی وجود نداره اون اتفاق بیافته

00:30:20.640 --> 00:30:22.322
من اصلا به هیچ کدوم
از اون چیزها اعتقاد ندارم

00:30:36.757 --> 00:30:41.840
و یکدفعه بدون هیچ دلیلی
هوا یکدفعه سرد و عجیب شد

00:31:02.639 --> 00:31:05.093
و بعدش صدای پچ پچ شنیدم

00:31:08.361 --> 00:31:11.763
اولش ،صدا خیلی ضعیف بود

00:31:11.787 --> 00:31:14.189
مثل اینکه به سختی میتونستی بفهمی چخبره

00:31:16.253 --> 00:31:17.813
کسی اونجا نبود

00:31:27.198 --> 00:31:30.561
صدا دوباره اومد

00:31:32.168 --> 00:31:35.813
روسیه ای بود اما
هیچ روسی اونجا نبود

00:31:40.110 --> 00:31:41.558
و بعدش بلند تر و واضح تر شد

00:31:41.582 --> 00:31:44.741
مثل اینکه یه نفر گوشم را لمس کرد

00:32:00.668 --> 00:32:05.786
و خیلی بلند تو سرم می
پیچید من وحشت زده کرد

00:32:30.543 --> 00:32:32.687
آیا اتفاقی برات افتاده؟

00:32:32.711 --> 00:32:34.894
ما نمیتونستیم این چیزا را انکار کنیم

00:32:34.918 --> 00:32:39.762
چون برای هممون اتفاق
افتاده منم این چیزا را دیدم

00:32:40.109 --> 00:32:41.634
هرکسی میگفت
آره مرد ،منم دیدم

00:32:41.658 --> 00:32:43.998
میدونم دقیقا درمورد چی حرف میزنی

00:32:44.561 --> 00:32:48.823
اینجا اتفاقهای عجیبی
داره میافته چیزی نیست که

00:32:48.847 --> 00:32:53.794
به حساب گرمازدگی
یا خستگی زیاد بزاری

00:32:53.818 --> 00:32:56.531
چیزهای زیادی بود که دفعات زیادی واسه هممون

00:32:56.555 --> 00:33:00.131
اتفاق افتاد احساس
نفس کشیدن پشت گردنم

00:33:00.155 --> 00:33:03.402
صدای پچ پچ شنیدن به یه
دانش مشترک تبدیل شده بود

00:33:03.426 --> 00:33:08.473
هیچ توضیح منطقی وجود
نداره منظورم اینه تو این مورد

00:33:08.497 --> 00:33:12.093
باید از دید ماوراطبیعی
بهش نگاه کنی ارواح

00:33:13.803 --> 00:33:15.313
نمیتونی بهش شلیک کنی
نمیتونی بهش چاقو. بزنی

00:33:15.337 --> 00:33:17.683
نمیتونی منفجرش کنی فقط
باید حقیقت را بپذیری که

00:33:17.707 --> 00:33:19.851
که این چیزا دارن اتفاق میافتند

00:33:19.875 --> 00:33:22.317
و ما هم باید به کارمون ادامه بدیم

00:33:23.912 --> 00:33:25.357
حالت چطوره؟

00:33:25.381 --> 00:33:27.810
تنها کسی که به نظر میرسید
زیاد تحت تاثیر قرار نگرفته بود

00:33:27.834 --> 00:33:29.480
سرجوخه اسمیت بود

00:33:29.504 --> 00:33:32.015
اون همش با حرفاش این
قضیه را برامون سخت میکرد

00:33:32.039 --> 00:33:34.288
خورشید مغزتونو سوزونده

00:33:35.243 --> 00:33:38.688
اما یه چیزی در مورد
اون مکان اشتباه بود

00:33:38.712 --> 00:33:40.823
به خاطر خورشید نیست ،بچه ها

00:33:40.847 --> 00:33:43.451
و اهمیت هم نداشت میدونید

00:33:43.475 --> 00:33:48.336
if something would happen.
Again, it was a matter of when.

00:33:48.360 --> 00:33:52.654
روز 59

00:33:54.062 --> 00:33:56.040
شب آخر بود

00:33:56.064 --> 00:34:00.587
خیلی به هدفمون نزدیک شده بودیم
که از اونجا بزنیم بیرون

00:34:00.868 --> 00:34:02.574
هممون طاقتمون سر اومده بود

00:34:03.837 --> 00:34:06.250
سرجوخه دیگز منو صدا کرد

00:34:06.274 --> 00:34:11.157
یه مشکلی با رادیو پیش
اومده یه مشکلی اینجا هست

00:34:11.181 --> 00:34:13.804
الان دوبار باطری را عوض کردم

00:34:13.828 --> 00:34:18.361
و دوتاشونم سریعا تموم
شدند در طول ده دقیقه

00:34:18.385 --> 00:34:19.799
با عقل جور درنمیاد

00:34:21.289 --> 00:34:23.734
خوب آخرین باطری که داشتیم را برداشتم

00:34:23.758 --> 00:34:25.518
تنها باطری که برامون مونده بود

00:34:26.577 --> 00:34:30.130
به نظر که درست میاد ممنون

00:34:34.235 --> 00:34:39.316
سرجوخه لنا سرجوخه لنا
،رادیو قطع شد سیستم قطع شد

00:34:39.340 --> 00:34:43.703
کلیه راههای ارتباطیمون
کاملا قطع شده

00:34:45.206 --> 00:34:46.687
الان فقط خودمونیم

00:35:40.561 --> 00:35:42.106
دوباره قراره تکرار بشه و منم نشستم و

00:35:42.130 --> 00:35:43.812
منتظر صدای پچ پچ

00:35:56.244 --> 00:35:58.725
خدایا هممون داریم می میریم

00:36:00.315 --> 00:36:04.064
آخر یکی تونسته وارد بشه
یکی سعی میکنه بکشمون

00:36:04.953 --> 00:36:08.883
قبلا هم بهمون شلیک
شده اما اینبار نزدیک بود

00:36:11.525 --> 00:36:14.788
موقعشه بریم سرکارمون
یا اونا میمیرن یا من

00:36:16.697 --> 00:36:19.739
بدچور مطمئنم که قرار نیست من باشم

00:36:22.636 --> 00:36:24.919
قلبم بد جور داشت میزد

00:36:26.708 --> 00:36:28.950
مسلسل بغل گوشم  داشت شلیک میکرد

00:36:33.447 --> 00:36:35.875
ویلسون چه خبره؟

00:36:38.485 --> 00:36:41.999
اصلحه در نرفته بود چی
شد؟ کاملا واضح بود که

00:36:42.023 --> 00:36:43.943
هیچ گلوله ای از مسلسل شلیک نشده

00:36:45.326 --> 00:36:53.180
ویلسون خوبی؟ یکدفعه
بخواب قطعا آر پی جی بود

00:36:54.636 --> 00:36:58.779
میتونستی صدای ضربان قلبتو بشنوی

00:36:59.674 --> 00:37:02.328
فکر کردم همینه فکر
کردم که کارم تمومه

00:37:05.080 --> 00:37:08.258
چه اتفاقی داره میافته؟
همه سعی میکردند بفهمن

00:37:08.282 --> 00:37:13.463
که از کجا داره شلیک میشه
دیگز،خندق را چک کن برو

00:37:13.487 --> 00:37:16.051
هر کدوم از خندفها را چک کن

00:37:22.563 --> 00:37:24.608
تنها چیزی که از ذهنت عبور میکرد این بود که

00:37:24.632 --> 00:37:26.274
قدم بعدی تو برداری

00:37:34.509 --> 00:37:37.271
بری جلو
و دشمن را پیدا کنی

00:37:44.052 --> 00:37:47.781
اما هیچ دشمنی نبود که
بخواد پیدا بشه امنه امنه

00:37:48.656 --> 00:37:50.017
برو بر.و برو برو

00:37:55.496 --> 00:37:57.507
هرچیزی که بود مثل این بود که انگار

00:37:57.531 --> 00:38:00.974
تفنگ را بغل گوشم نگه داشته بود و شلیک میکرد

00:38:02.469 --> 00:38:06.883
تو این خراب شده ی لعنتی
وسط ناکجا آباد افغانستان

00:38:06.907 --> 00:38:09.229
من میمیرم

00:38:26.584 --> 00:38:29.386
تمام چیزی که یادمه شنیدن صداها بود

00:38:34.658 --> 00:38:36.502
یکدفعه ،کاملا ساکت شد

00:38:36.526 --> 00:38:38.138
انگار که اصلا چیزی اونجا نبوده

00:38:38.162 --> 00:38:40.804
نمیتونستم توضییح بدم که چه خبره

00:38:48.106 --> 00:38:55.328
چه خبره؟ همه شنیدنش
همه میدونستند که مسلسل بود

00:38:55.613 --> 00:38:58.694
در مورد اون میدونستیم که کسی اونجا نبود

00:38:59.165 --> 00:39:01.795
احساس درماندگی میکردیم

00:39:01.819 --> 00:39:04.824
خیلی زیادی واسه مغزت که بخواد پردازشش کنه

00:39:05.957 --> 00:39:09.832
سرجوخه اسمیت اعصبانی
شد کلاهشو انداخت

00:39:10.595 --> 00:39:12.356
لعنت به او پی راک

00:39:14.365 --> 00:39:16.342
هممون بد جور آماده بودیم

00:39:16.366 --> 00:39:19.250
شرمون از اون صخره ی لعنتی خلاص بشه

00:39:20.234 --> 00:39:40.234
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:39:40.258 --> 00:39:43.103
سرانجام از پایگاه اصلی شنیدیم

00:39:43.127 --> 00:39:46.089
که دیگه قرار نیست اونجا بمونیم

00:39:48.598 --> 00:39:50.477
شگفت انگیز بود

00:39:50.501 --> 00:39:52.846
وسایلمون را جمع کردیم و آماده رفتن بودیم

00:39:52.870 --> 00:39:55.831
با پنج دقیقه که دستورات را گرفتیم

00:39:57.475 --> 00:40:00.453
لحظه ای که از اون صخره به بیرون قدم گذاشتیم

00:40:00.477 --> 00:40:02.890
یکی از بهترین احساسها بود

00:40:02.914 --> 00:40:06.277
احساس خوشحالی میکردم انگار
که تولدم بود

00:40:06.751 --> 00:40:08.328
برای هممون کریسمس بود

00:40:08.352 --> 00:40:11.665
سرانجام راهمونو از اونجا کششیدیم و رفتیم

00:40:11.689 --> 00:40:14.250
حالا دیگه مشکل یکی دیگست

00:40:19.296 --> 00:40:21.507
خوب پما رفیا هیچ روحی دیدید؟

00:40:21.531 --> 00:40:24.295
آره ،احتمالا اینجا روح زد ست

00:40:27.437 --> 00:40:32.386
سرانجام تاریخچه ی حقیقی
او پی راک را پیدا کردم

00:40:32.410 --> 00:40:34.487
وقتی که اولین بار روسها حمله کردند

00:40:34.511 --> 00:40:36.824
روسها همه ی مجاهدی اون بالا را کشتند

00:40:36.848 --> 00:40:38.768
و اونجا را به تصرف خودشون درآوردند

00:40:39.484 --> 00:40:43.232
بعدش طالبان با
نیروهای زیادی نیمه شب

00:40:43.256 --> 00:40:46.243
اونا خیلی آروم به بالای تپه رسیدند

00:40:46.267 --> 00:40:51.471
و همه ی سربازان روسی
اون بالا را سر بریدند

00:40:51.495 --> 00:40:53.973
سرانجام وقتی که تکاورها
به اون منطقه نفوذ کردند

00:40:53.997 --> 00:40:58.921
تعدادی از طالبانی ها را زیر زمین خاک کردند

00:41:00.004 --> 00:41:02.522
همش با عقل جور درمیومد

00:41:03.274 --> 00:41:08.321
چوب روسیه ای همه ی
اون استخوان های داغون شده

00:41:08.345 --> 00:41:09.945
صداهایی که شنیده میشد

00:41:11.848 --> 00:41:13.734
همه ی عکسها

00:41:14.752 --> 00:41:16.192
فریادها

00:41:17.854 --> 00:41:21.417
این قطعه کوچکی از صخره
یک قبرستان غول آسا بود.

00:41:23.227 --> 00:41:25.873
ممکنه به نظر احمقانه بیاد
و متعجب بشید

00:41:25.897 --> 00:41:27.473
وقتی ما اون استخوان ها را بیرون آوردیم

00:41:27.497 --> 00:41:32.245
چیزی را آزاد کردیم
هی لنا یه آرزو کن

00:41:32.269 --> 00:41:34.260
یه جور نفرین؟

00:41:35.205 --> 00:41:38.786
خیال کردم که دیگه بعد از
بیرون رفتن از اونجا جامون امنه

00:41:38.810 --> 00:41:41.494
و میتونیم به یه مرحله ی
دیگه ای از زندگیمون برسیم

00:41:42.780 --> 00:41:46.424
نمیدونستیم که چی در انتظارمون هست

00:41:47.118 --> 00:41:53.360
سرجوخه اسمیت بدون هیچ توضیحی در یه پایگاه
امن توسط یه گلوله ی خودسرانه کشته میشه

00:41:53.490 --> 00:41:55.435
یه گوشه نشسته بودم و گریه میکردم

00:41:55.459 --> 00:41:59.181
چون اون یکی از بهترین
دوستام بود خیلی غم انگیز بود

00:41:59.930 --> 00:42:02.909
با عقل جور درنمیومد
میدونی شانس بهتری داری

00:42:02.933 --> 00:42:05.855
of getting struck by lightning
than what happened with him.

00:42:06.222 --> 00:42:10.495
سرجوخه دیگز هم بر اثر انفجار بمب دستی مرد

00:42:10.519 --> 00:42:12.451
به ما گفته بودند که اگه بری نظام میمیری

00:42:12.475 --> 00:42:15.955
اما فکرشو نمیکردیم که اینقدر سریع باشه

00:42:15.979 --> 00:42:18.926
منظورم اینه که ....این یه
جورایی مثل مقصد نهایی بود

00:42:18.950 --> 00:42:20.911
چه خبره ؟

00:42:21.138 --> 00:42:25.172
گروهبان گرین بر اثر انفجار بمب
دست ساز بدجور صورتش صدمه دید

00:42:25.196 --> 00:42:28.339
آره ،خیال میکردی که کارت
با صخره ی او پی تموم شده

00:42:28.363 --> 00:42:30.607
وقتی که رفتی
اما یه جورایی

00:42:30.631 --> 00:42:32.411
کارش با تو تموم نشده بود

00:42:32.435 --> 00:42:37.924
سرجوخه پارکر هم تو فعالیت گشت زنی کشته شد

00:42:37.948 --> 00:42:39.667
میتونی بگی که رفتی به گشت زنی و

00:42:39.691 --> 00:42:41.774
یه هو اوضاع بد شد و نتونست زنده بمونه

00:42:41.798 --> 00:42:43.717
منظومرم اینه ،فقط

00:42:45.421 --> 00:42:46.962
منظورم اینه ،اون....اون

00:42:47.740 --> 00:42:50.803
اون برادر،اون فقط... هیچ
جوره نمیشه توصیفش کرد

00:42:50.827 --> 00:42:52.507
واقعا نمیشه

00:42:55.022 --> 00:43:00.603
واقعا یه حس عجیبی
هست خانواده ی من بودند

00:43:00.627 --> 00:43:03.710
و فقط سه نفرمون موندیم

00:43:05.633 --> 00:43:07.511
امیدوارم که نفرین تموم شده باشه

00:43:07.535 --> 00:43:09.494
امیدوارم هیچ اتفاقی برام نیافته
منظورم اینه ...

00:43:10.203 --> 00:43:11.504
امیدوارم نیافته

00:43:11.528 --> 00:43:31.528
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.