﻿WEBVTT

00:00:09.326 --> 00:00:12.628
یه رازی را درون خودم داشتم
یه راز تاریک

00:00:14.331 --> 00:00:15.498
دوباره داشت شروع میشد

00:00:17.134 --> 00:00:19.902
اوه خدای من اون پسر من نیست

00:00:22.280 --> 00:00:23.601
اون زمانی بود که حقیقت معلوم شد

00:00:23.602 --> 00:00:24.964
گلوشو ببر

00:00:24.965 --> 00:00:25.982
نه!

00:00:25.983 --> 00:00:28.501
یه دفعه ناپدبد شد

00:00:28.502 --> 00:00:31.037
این خونواده تو مشکل بودند

00:00:38.521 --> 00:00:40.371
در واقع داشتم بازی میکردم

00:00:47.563 --> 00:00:49.647
بازی تموم شد

00:00:49.648 --> 00:00:51.682
بازی تموم شد

00:00:51.683 --> 00:00:53.372
بازی تموم شد

00:00:54.900 --> 00:01:14.900
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:14.924 --> 00:01:17.842
ناراحت بودم از اینکه از
پدر و مادرم خداحافظی میکردم

00:01:17.843 --> 00:01:20.177
اما تو سن 22 سالگی میدونستم که زمان رفتنه

00:01:20.178 --> 00:01:22.863
میدونستم که زمانش رسیده
که زندگی خودم را شروع کنم

00:01:25.660 --> 00:01:27.911
زمانی که اریک رفت را یادمه

00:01:27.912 --> 00:01:30.981
به عنوان پدر و مادر هیچوقت
دلت نمخواد که ولشون کنی برن

00:01:30.982 --> 00:01:33.316
خانواده ام همه چیز منن

00:01:33.317 --> 00:01:35.185
بقیه مردم شاید وابستگی های دیگه داشته باشن

00:01:35.186 --> 00:01:37.654
اما وابستگی من خانواده ام بود

00:01:40.925 --> 00:01:43.326
اریک برادر بزرگترمه

00:01:43.327 --> 00:01:46.763
خیلی هیجان زده بودم چون داشت
وارد مرحله ی جدید زندگیش میشد

00:01:46.764 --> 00:01:49.900
داشت مرد میشد

00:01:49.901 --> 00:01:52.803
اما گییج برای داییش خیلی دلش تنگ میشه

00:01:52.804 --> 00:01:55.539
خیلی با هم رفیق بودند و اون
همیشه به اریک احترام میذاشت

00:02:05.934 --> 00:02:08.118
من و همسرم کریس برگشتیم خونه

00:02:08.119 --> 00:02:10.670
تا با پدر و مادرم زندگی کنیم و
پول جمع کنیم تا بتویم خونه بخریم

00:02:12.941 --> 00:02:15.292
در واقع قرار بود تو اتاق قدیمی اریک بمونیم

00:02:15.293 --> 00:02:16.426
و اتاق توی راهرو

00:02:16.427 --> 00:02:17.727
جایی که وقتی اشلی بچه بوده اونجا اتاقش بوده

00:02:17.728 --> 00:02:19.679
و ماهم اتاق گییج کردیمش

00:02:22.540 --> 00:02:24.701
از ظاهر اتاق میتونستی بگی
که یه پسر اونجا زندگی میکرده

00:02:30.425 --> 00:02:32.943
چیز قدیمی

00:02:32.944 --> 00:02:35.512
کامپیوتر بازی قدیمی اریک هنوزم اونجا بود

00:02:35.513 --> 00:02:37.214
گرد و خاک گرفته بود

00:02:37.215 --> 00:02:39.316
اون خیلی بازی میکرد

00:02:39.317 --> 00:02:42.619
کل روز،هر روز

00:02:42.620 --> 00:02:45.622
و حتی یه حالتی بود که اون
هیچ وقت اتاقش را ترک نمیکرد

00:02:45.623 --> 00:02:49.426
و هیچ کس ....هیچ کس
اجازه نداشت وارد اتافش بشه

00:03:15.604 --> 00:03:19.372
یه هفته بعد تصمیم گرفتم
که اتاق اریک را دوباره بچینم

00:03:21.409 --> 00:03:25.562
اریک خیلی سرکش بود که
میخواست اتاقش تاریک باشه

00:03:25.563 --> 00:03:27.297
چند سال بود که میخواستم این کار را بکنم

00:03:27.298 --> 00:03:31.902
ظاهر اتاق را عوض کنم

00:03:31.903 --> 00:03:35.171
بالای نردبون بودم و رنگ میکردم

00:03:40.478 --> 00:03:42.512
صدای پچ پچ شنیدم

00:03:44.949 --> 00:03:47.017
یه صدا بود

00:03:49.371 --> 00:03:53.657
اما اطراف را نگاه کردم و کسی تو اتاق نبود

00:04:01.899 --> 00:04:05.101
خیلی....خیلی گیج شده بودم

00:04:05.102 --> 00:04:07.270
مطمئن بودم که شنیدم

00:04:07.271 --> 00:04:09.172
مطمئن بودم چیزی شنیدم

00:04:20.535 --> 00:04:22.919
یه شب دیروقت بود

00:04:22.920 --> 00:04:25.305
تازه گییج را گذاشته بودم توتختش
و داشتم میرفتم تو تختم

00:05:02.760 --> 00:05:04.127
گییج؟

00:05:04.128 --> 00:05:05.128
مامان

00:05:05.129 --> 00:05:06.863
گییج

00:05:06.864 --> 00:05:07.964
گییج

00:05:07.965 --> 00:05:10.734
هی،عزیزم

00:05:10.735 --> 00:05:13.236
چی شده؟

00:05:13.237 --> 00:05:16.940
یه مردی کنار تختم وایستاده بود

00:05:16.941 --> 00:05:21.211
گفت که قدش بلند بوده و میخندیده

00:05:21.212 --> 00:05:23.880
فقط یه کابوس بوده ،عزیزم

00:05:23.881 --> 00:05:25.215
خوب میخواستم همه جا را نگاه کنم تا

00:05:25.216 --> 00:05:28.267
مطمئنش کنم که هیچ بوگیمنی وجود نداره
<font color=#FF8040>بوگی من :همون لولو خورخوره خودمون</c>

00:05:32.073 --> 00:05:33.706
نه

00:05:34.976 --> 00:05:36.026
نه

00:05:36.027 --> 00:05:37.727
اینجا هم چیزی نیست

00:05:37.728 --> 00:05:40.330
کسی را ندیدم

00:05:40.331 --> 00:05:42.065
تو بزرگ شدی

00:05:42.066 --> 00:05:46.336
اما نمیخواست که تو اتاقش تنها باشه

00:06:04.956 --> 00:06:08.775
بعد از اینکه اتاق اریک را گرفتم از شب اولش

00:06:08.776 --> 00:06:11.211
حس ناآرامی داشتم

00:06:11.212 --> 00:06:12.879
نمیتونستم بخوابم

00:06:17.451 --> 00:06:19.119
نمیتونستم اون حس را از ذهنم بیرون کنم

00:06:19.120 --> 00:06:21.270
که انگار کسی داره نگام میکنه

00:06:47.699 --> 00:06:49.949
سرمای شدیدی را حس کردم مثل اینکه

00:06:49.950 --> 00:06:52.352
داخل فریزر پا گذاشتم

00:06:56.690 --> 00:07:00.160
خیلی میترسیدم که از تختم بیرون بیام

00:07:00.161 --> 00:07:02.211
میدونستم کسی تو اتاقمه

00:07:10.622 --> 00:07:12.872
بعدش خیلی ساکت شد

00:07:12.873 --> 00:07:15.558
و همه چیز آروم شد

00:07:42.203 --> 00:07:44.404
هی پسر،بدجور منو ترسوندی

00:07:44.405 --> 00:07:45.405
خوشحالم میبینمت

00:07:45.406 --> 00:07:46.706
منم همینطور

00:07:46.707 --> 00:07:48.241
یک ماه و نیم شده بود

00:07:48.242 --> 00:07:51.444
گفتم برم اونجا و یه سری بهشون بزنم

00:07:51.445 --> 00:07:52.545
گییج

00:07:52.546 --> 00:07:54.214
میخواستم ببینم اوضاع گییج چطوره

00:07:54.215 --> 00:07:55.381
خیلی مشتاق بودم که ببینمش

00:07:55.382 --> 00:07:56.950
بیا اینجا

00:07:56.951 --> 00:07:59.335
چکار میکنی؟بیا اینجا

00:08:04.075 --> 00:08:06.395
قدم زدن تو خونه ،یه سری
خاطرات خوب را برام تداعی کرد

00:08:09.830 --> 00:08:12.215
اما یه سری خاطرات بدم یادم انداخت

00:08:22.927 --> 00:08:26.146
من و مامانم به شهر رفتیم تا غذا بگیریم

00:08:26.147 --> 00:08:28.281
و بیاریم خونه وهمه را مهمان کنیم

00:08:28.282 --> 00:08:31.551
چون میدونستیم اون چیزیه
که اریک دوست داره بخوره

00:08:33.554 --> 00:08:36.289
نشسته بودم و با گییج بازی میکردم

00:08:36.290 --> 00:08:38.207
با اسباب بازی مورد علاقه اش

00:08:42.614 --> 00:08:44.898
رفیق،اینا چین؟

00:08:50.905 --> 00:08:53.606
زمانی که رسیدیم خونه تاریک بود

00:08:53.607 --> 00:08:57.877
دیدیم که چراغ ایوان روشنه

00:08:57.878 --> 00:08:59.295
اون کیه؟

00:09:01.866 --> 00:09:04.951
این مرد تو اتاقت بوده؟

00:09:04.952 --> 00:09:08.188
گییج بهم گفت که یه مرد را تو اتاقش می دیده

00:09:08.189 --> 00:09:09.589
که کلا سیاه بوده

00:09:09.590 --> 00:09:11.758
و خیلی اونو میترسونده

00:09:15.296 --> 00:09:18.331
میتونستم ببینم که یه مرد اونجا وایستاده

00:09:18.332 --> 00:09:21.601
و خیلی بلند قد بود و کلا سیاه پوشیده بود

00:09:24.038 --> 00:09:25.905
معده ام بهم ریخت

00:09:25.906 --> 00:09:29.542
میخواستم بیارم بالا

00:09:29.543 --> 00:09:33.479
واسه یه لحظه بودش و.

00:09:33.480 --> 00:09:35.648
بعدش رفت

00:09:35.649 --> 00:09:38.267
یکدفعه ناپدید شد

00:09:42.273 --> 00:09:44.390
دوباره داشت اتفاق میافتاد

00:09:44.391 --> 00:09:46.492
و میدونستم که برگشته

00:09:49.496 --> 00:09:51.264
خوب تفنگم را برداشتم

00:09:51.265 --> 00:09:52.398
اینجا بمون

00:09:52.399 --> 00:09:55.034
و بیرون را نگاه کردم

00:10:03.110 --> 00:10:04.777
اگه چیزی را با چشمای خودم نبینم

00:10:04.778 --> 00:10:07.847
و یا با گوشهای خودم چیزی را نشنوم

00:10:07.848 --> 00:10:09.515
پس چیزی اونجا نیست

00:10:09.516 --> 00:10:13.486
در هر صورت من هیچ گلوله ی نقره ای ندارم

00:10:16.257 --> 00:10:20.960
رازی تو وجودم داشتم
یه راز سیاه

00:10:20.961 --> 00:10:23.613
اما هیچوقت نمیتونم بگمش

00:10:33.874 --> 00:10:36.676
اون روز صبح زود از خواب پاشدم

00:10:36.677 --> 00:10:37.977
بیلی هنوزم خواب بود

00:10:37.978 --> 00:10:40.963
و منم اونجا نشسته بودم و آرایشم را میکردم

00:10:49.690 --> 00:10:50.757
بیلی؟

00:10:50.758 --> 00:10:52.625
بیداری؟

00:11:09.160 --> 00:11:12.679
دیدم که یه مرد تو راهرو وایستاده

00:11:12.680 --> 00:11:16.249
به من نگاه میکنه

00:11:16.250 --> 00:11:19.635
و بعدش از راهرو رد شد و رفت تو اتاقم

00:11:21.622 --> 00:11:25.291
اوه،خدای من ،بیلی اونجاست

00:11:25.292 --> 00:11:26.693
در یکدفعه باز شد

00:11:26.694 --> 00:11:29.429
بیلی بیلی اینجاست

00:11:29.430 --> 00:11:30.830
یه چیزی اینجاست

00:11:30.831 --> 00:11:32.365
چه خبره اینجاا؟

00:11:32.366 --> 00:11:34.567
الان تو اتاقه

00:11:34.568 --> 00:11:36.135
گفتم:دیدمش اومد اینجا

00:11:38.472 --> 00:11:40.340
اما هیچ چیزی پیدا نکردم

00:11:40.341 --> 00:11:42.508
کسی را ندیدم

00:11:42.509 --> 00:11:45.345
آحه چطور امکان داره
که یه مرد با قد هفت فوتی

00:11:45.346 --> 00:11:49.115
وارد یه اتاق بشه و بعدش ناپدید بشه

00:12:02.596 --> 00:12:04.530
یه چیزی پامو گرفت

00:12:31.410 --> 00:12:33.394
سغی میکرد منو زیر تخت بکشه

00:12:33.395 --> 00:12:36.780
نه

00:12:44.036 --> 00:12:46.236
اطراف را نگاه کردم و گفتم

00:12:46.237 --> 00:12:49.657
عزیزم چیزی اینجا نیست

00:12:49.658 --> 00:12:51.058
باشه

00:12:51.059 --> 00:12:55.097
میدونستم که باید از یه
مرد با ایمان کمک بگیریم

00:12:55.098 --> 00:12:58.328
کسی که بتونم کمکمون کنه
تا اینو از خونه بندازیم بیرون

00:13:00.698 --> 00:13:04.534
فکر میکنم که هر شوهری یا هر پدری

00:13:04.535 --> 00:13:08.037
میخواد فکر کنه که میتونه
از خانواده اش محافظت کنه

00:13:08.038 --> 00:13:10.673
و اونجا بود که بهش گفتم برو زنگ بزن

00:13:19.149 --> 00:13:22.418
از سال 1993 کشیش هستم

00:13:22.419 --> 00:13:24.620
بدنیا اومدم که کشیش باشم

00:13:24.621 --> 00:13:26.489
از اون بچه هایی بودم که وقتی جوون بودم

00:13:26.490 --> 00:13:27.857
روی ریل راه آهن قدم میزدم و

00:13:27.858 --> 00:13:31.177
برای چوبها سخنرانی میکردم
برای درختها سخنرانی میکردم

00:13:32.314 --> 00:13:33.896
زندگیمه

00:13:50.966 --> 00:13:52.248
سلام ،خانوم

00:13:52.249 --> 00:13:54.701
من کشیش اونز هستم

00:13:57.906 --> 00:14:00.790
به نظر میرسید خانواده ی صمیمی هستند

00:14:03.393 --> 00:14:04.627
اما در عین حال

00:14:04.628 --> 00:14:08.197
میتونستی بفهمی که یه مشکلی دارن

00:14:08.198 --> 00:14:11.033
کمک نیاز داشتند

00:14:11.034 --> 00:14:12.735
خوب از خودش و خانواده اش پرسیدم

00:14:12.736 --> 00:14:16.572
میتونید از اولش برام تعریف کنید؟

00:14:16.573 --> 00:14:19.342
همه چیزی که اتفاق افتاده بود را بهش گفتم

00:14:19.343 --> 00:14:21.794
روزی که پسرم اریک رفت

00:14:25.467 --> 00:14:26.916
اریک خیلی ناآرام بود

00:14:26.917 --> 00:14:29.385
اون نمیخواست تماس چشمی داشته باشه

00:14:29.386 --> 00:14:32.822
اونجا بود که متعجب شدم که آیا

00:14:32.823 --> 00:14:35.341
اریک چیزی را قایم میکنه؟

00:14:45.149 --> 00:14:46.869
احساس کردم که اون میدونه چیزی هست

00:14:46.870 --> 00:14:49.272
که دلم میخواد درموردش اعتراف کنم

00:14:49.273 --> 00:14:50.640
اریک

00:14:50.641 --> 00:14:51.841
نمیتونستم دیگه تحمل کنم

00:14:51.842 --> 00:14:55.878
میدونستم که باید بهش بگم

00:14:55.879 --> 00:14:59.782
این زمانیه که حقیقت معلوم شد

00:14:59.783 --> 00:15:02.885
باشه

00:15:02.886 --> 00:15:06.122
خیلی خوب،بهت میگم

00:15:17.534 --> 00:15:20.236
16 سالم بود

00:15:20.237 --> 00:15:23.306
نوجوان معمولی بودم

00:15:23.307 --> 00:15:25.641
خیلی غرق بازی شده بودم

00:15:26.643 --> 00:15:29.645
کل روز و هر روز بازی میکردم

00:15:33.250 --> 00:15:34.550
اریک؟

00:15:34.551 --> 00:15:37.136
واسه مدرسه دیرت میشه؟

00:15:39.441 --> 00:15:41.090
اونجا بود که حس کردم دارم کنترل

00:15:41.091 --> 00:15:43.426
کنترل واقعیت را از دست دادم

00:15:43.427 --> 00:15:45.294
الان میام بیرون ،مامان

00:15:45.295 --> 00:15:46.963
ما همیشه یه جورایی مبهوت بودیم

00:15:46.964 --> 00:15:51.300
که چرا اون با دخترها بیرون نمیره؟

00:15:51.301 --> 00:15:54.704
چرا خودشو تو اتاق حبس میکنه؟

00:15:54.705 --> 00:15:56.305
بازی اجازه میداد رها بشم

00:15:56.306 --> 00:15:58.207
اجازه میداد هرکاری که میخوام انجام بدم

00:15:58.208 --> 00:16:00.109
و هرکسی که میخوام ،بشم

00:16:00.110 --> 00:16:01.477
و اون چیزی بود که میخواستم

00:16:01.478 --> 00:16:04.880
میخواستم کنترل و قدرت را تجربه کنم

00:16:04.881 --> 00:16:06.582
و میخواستم توانایی اینو داشته باشم

00:16:06.583 --> 00:16:09.452
کارهایی که این کاراکترهای
بازی انجام میدن را انجام بدم

00:16:13.657 --> 00:16:15.458
خیلی مسئله ی بزرگی نبود که با غریبه ها تو

00:16:15.459 --> 00:16:17.494
چت روم صحبت کنم

00:16:17.495 --> 00:16:19.029
با گیمرهای زیادی حرف میزدم

00:16:19.030 --> 00:16:23.333
قبلا با خیلی از چت روم های باز صحبت میکردم

00:16:23.334 --> 00:16:24.984
کاملا ناشناس

00:16:30.407 --> 00:16:32.742
چیزی بعدی که دیدم این بود که
یه پیام اومد بالا

00:16:32.743 --> 00:16:35.011
و منو به یه بازی جدید دعوت میکرد

00:16:35.012 --> 00:16:37.046
و منم جوابشو. دادم

00:16:40.450 --> 00:16:43.953
یه بازی نقش آفرینی
بر اساس بهشت و جهنم بود.

00:16:43.954 --> 00:16:47.057
و باید تلاش میکردی تا شیطان را شکست بدی

00:17:04.693 --> 00:17:06.142
دوستانی داشتم

00:17:06.143 --> 00:17:07.744
فقط چندتا دوست داشتم

00:17:07.745 --> 00:17:09.079
از اون شاگردهایی که هی رد میشن ،نبودم

00:17:09.080 --> 00:17:12.348
اما خوب شاگرد متوسطی هم نبودم

00:17:12.349 --> 00:17:14.684
اریک ،دی منفی

00:17:14.685 --> 00:17:16.052
جاش...ـ

00:17:16.053 --> 00:17:18.871
و واسه من به اندازه ی کافی خوب نبود

00:17:21.543 --> 00:17:23.827
میبینی که همشون همه چی دارن

00:17:23.828 --> 00:17:25.595
اونا دوست دختر دارن
ماشینهای باحال دارن

00:17:25.596 --> 00:17:27.731
آنها نمرات عالی داشتند.

00:17:27.732 --> 00:17:29.766
اونا را میخواستم

00:17:34.171 --> 00:17:36.940
مارنی یه تشویق کننده بود

00:17:36.941 --> 00:17:39.296
محبوب ترین دختر مدرسه بود

00:17:41.129 --> 00:17:42.746
همه ی دوستاش ،همه ی
آدمهایی که باهاشون قرار میذاشت

00:17:42.747 --> 00:17:44.414
از خانواده های پول دار بودند

00:17:44.415 --> 00:17:46.082
پدر و مادرشون خر پول بودند

00:17:46.083 --> 00:17:49.618
پول زیادی داشتند ،کار های خوب

00:17:49.619 --> 00:17:52.905
و خانواده ی من اینجوری نبودیم

00:17:58.780 --> 00:18:02.131
اون هر چیزی که میخواست را داشت

00:18:02.132 --> 00:18:04.183
و من نه

00:18:10.191 --> 00:18:14.376
چند روز بعد تو اتاقم بودم و
مجله ی ماشینها را نگاه میکردم

00:18:16.813 --> 00:18:20.566
و یه پنجره ی چت خصوصی اومد بالا

00:18:27.876 --> 00:18:30.693
گفت : سلام اریک

00:18:30.694 --> 00:18:32.896
و اسم مستعارم اونجا اریک نبود

00:18:32.897 --> 00:18:34.364
کسی نمیدونست من کی هستم

00:18:42.773 --> 00:18:45.175
یه لینک بود

00:19:09.333 --> 00:19:14.137
اون لحظه متوجه شدم که حقیقت چیه

00:19:14.138 --> 00:19:18.208
میدونستم که میخوام امتحانش کنم

00:19:18.209 --> 00:19:20.459
این قراره از بهترین بازی ها باشه

00:19:40.662 --> 00:19:42.545
یه چت روم بود

00:19:47.651 --> 00:19:49.185
متوجه شدم که

00:19:49.186 --> 00:19:53.223
تو چت روم دکترها و وکیلها و پلیسها هستند

00:19:53.224 --> 00:19:55.325
منو شگفت زده کرد

00:19:57.428 --> 00:19:59.929
آدم های رده بالای زیادی بودند که ادعا
میکردند were claiming that, you know,

00:19:59.930 --> 00:20:02.165
و این دلیلی بود که اونا وارد

00:20:02.166 --> 00:20:03.700
این مرحله از زندگیشون شده بودند

00:20:14.968 --> 00:20:18.086
ازش پرسیدم کیه

00:20:18.087 --> 00:20:19.938
و اون گفت

00:20:19.939 --> 00:20:22.724
من کسی هستم که تو را خیلی خوب میشناسم

00:20:27.030 --> 00:20:29.564
خوب جوابشو دادم

00:20:29.565 --> 00:20:31.500
ها ها خندیدم

00:20:31.501 --> 00:20:33.152
گول این چیزا را نمیخورم

00:20:35.923 --> 00:20:37.706
اما قسمتی از وجودم جذبش شده بود

00:20:37.707 --> 00:20:39.692
توجه منو جلب کرده بود

00:20:45.132 --> 00:20:49.284
چند روز بعدش داشتم میرفتم مدرسه

00:20:49.285 --> 00:20:52.087
و یه ماشین بود

00:20:52.088 --> 00:20:54.406
ماشین سیاه خوشگل

00:20:56.396 --> 00:21:06.396
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:06.420 --> 00:21:08.637
و چیز بعدی اینه که یه دستی به شونه ام خورد

00:21:08.638 --> 00:21:10.656
برگشتم

00:21:14.161 --> 00:21:16.912
یه مردی وایستاده بود اونجا

00:21:16.913 --> 00:21:19.147
و خیلی بلند قد بود

00:21:19.148 --> 00:21:22.517
خیلی بلند قد

00:21:22.518 --> 00:21:23.819
خیلی خوب به خودش رسیده بود

00:21:23.820 --> 00:21:25.354
خیلی خیلی خوب لباس پوشیده بود

00:21:25.355 --> 00:21:27.322
با یه کت و شلوار مشکی

00:21:27.323 --> 00:21:30.492
خیلی موفق به نظر میرسید

00:21:30.493 --> 00:21:32.160
ازش خوشت اومده؟

00:21:32.161 --> 00:21:34.262
رازت چیه مرد؟

00:21:34.263 --> 00:21:37.699
من اولین پول میلیونی ام را
وقتی 23 سالم بود درآوردم

00:21:42.205 --> 00:21:44.356
چشماش آبی بود

00:21:47.862 --> 00:21:49.277
انگار مغزم را تصرف کرد

00:21:49.278 --> 00:21:52.080
و نمیتونستم چشم ازش بردارم

00:21:56.486 --> 00:22:00.021
اما تو همین الانم راز را میدونی؟

00:22:00.022 --> 00:22:03.458
در مورد پول نیست

00:22:03.459 --> 00:22:06.428
قدرتیه که تو دنبالشی

00:22:06.429 --> 00:22:10.098
به هر حال زندگی خوبی داشته باشی

00:22:34.029 --> 00:22:35.590
خیلی از اون قضیه نگذشته بود که پیام خصوصی

00:22:35.591 --> 00:22:38.393
از یکی برام اومد که میگفت
آیا هنوز علاقه داری؟

00:22:46.702 --> 00:22:50.772
و اون جوابم را داد

00:22:50.773 --> 00:22:53.316
که میگفت:یه پیمان خونی

00:22:54.644 --> 00:22:56.311
بهش پیام دادم و پرسیدم

00:22:56.312 --> 00:22:59.881
پیمان خونی چیه؟

00:22:59.882 --> 00:23:01.850
و اونجا بود که ادامه داد و بهم گفت

00:23:01.851 --> 00:23:05.987
که اون قرارداد را برام میفرسته

00:23:05.988 --> 00:23:08.774
و در پایینش اسمتو با خون امضا میکنی

00:23:15.082 --> 00:23:18.467
اما واسه من مثل یه بازیه دیگه بود

00:23:18.468 --> 00:23:21.704
گفتم اشکالی نداره که یه
کمی انگشتمو خراش بدم؟

00:23:40.908 --> 00:23:43.024
وقتی برگه را کشیدم بیرون با خودم گفتم

00:23:43.025 --> 00:23:45.994
باشه یا حالا یا هرگز

00:23:48.097 --> 00:23:49.731
بزار ببینیم تا چقدر این مرد جدیه

00:23:49.732 --> 00:23:51.049
ببینم چقدر جدی هست

00:24:06.233 --> 00:24:08.918
چند روز بعد هر چیزی که نیاز داشتم را داشتم

00:24:15.224 --> 00:24:17.882
تنها چیزی که نیاز بود خونم بود

00:24:26.921 --> 00:24:29.004
خوب رفتم و انگشتم را خراش دادم

00:24:29.005 --> 00:24:31.407
و اسمم را با خون نوشتم

00:24:37.647 --> 00:24:42.067
و همونطور که دستورالعمل
بهم میگفت ،آتیشش زدم

00:24:51.078 --> 00:24:52.527
همینطور که می دیدم میسوخت

00:24:52.528 --> 00:24:55.630
و همینطور که آروم می
دیدیم تبدیل به خاکستر میشه

00:24:55.631 --> 00:24:59.034
افکار که اونموقع از ذهنم میگذشت این بود که

00:24:59.035 --> 00:25:01.469
شاید این واقعی باشه

00:25:01.470 --> 00:25:04.339
واسه اولین بار ،چیزی تو
زندگیم قراره به واقعیت تبدیل بشه

00:25:14.735 --> 00:25:18.219
اریک بهم گفت ،که پیمان خونی را امضا کردم

00:25:18.220 --> 00:25:22.040
و گفتم :چکار کردی؟

00:25:23.744 --> 00:25:26.561
اونجا جایی نیست که داستان تموم بشه

00:25:26.562 --> 00:25:28.680
Not by a long shot.

00:25:50.567 --> 00:25:52.868
یکشبه تغییر کرد

00:25:52.869 --> 00:25:54.169
مثل یه بشکن زدن

00:25:54.170 --> 00:25:56.271
سریعا همه چیز تغییر کرد

00:25:56.272 --> 00:25:58.307
ملیسا بی

00:25:58.308 --> 00:26:00.676
یکدفعه نمرات بهتری میگرفتم

00:26:00.677 --> 00:26:03.529
Eric, A!

00:26:07.969 --> 00:26:09.351
داشتم احساس اطمینان میکردم

00:26:09.352 --> 00:26:11.987
حس میکردم که همه چیز
دقیقا داره همونجوری پیش میره

00:26:11.988 --> 00:26:14.223
که اون مرد گفته بود اتفاق میافته

00:26:14.224 --> 00:26:16.692
ظاهر اریک خیلی تغییر کرد

00:26:16.693 --> 00:26:19.695
اون شروع کرد به پوشیدن لباس های گرون قیمت

00:26:21.998 --> 00:26:23.899
اون هی بیشتر وبیشتر محبوب میشد

00:26:23.900 --> 00:26:27.319
دختر پسرهای زیادی اطرافش
می افتادند و دنبالش میکردند

00:26:30.124 --> 00:26:32.775
انگار که اون یه جورایی
ستاره ی محبوب پاپ هست

00:26:32.776 --> 00:26:37.579
میدونید همیشه اطرافش شلوغ بود

00:26:37.580 --> 00:26:41.587
متوجه شدم که چیزهایی داره تغییر میکنه

00:26:42.152 --> 00:26:45.020
و فهمیدم که الان زمانش
رسیده که قدم بعدی را بردارم

00:26:45.021 --> 00:26:47.956
و ببینم که آیا کار میکنه

00:26:47.957 --> 00:26:52.895
الان زمانش بود که با مارنی قرار بزارم

00:26:52.896 --> 00:26:55.130
میدونستم که اگه مارنی جواب مثبت بده

00:26:55.131 --> 00:26:59.068
پس این پیمان خون واقعیه

00:27:05.308 --> 00:27:06.709
دلم داشت عین....ـ

00:27:06.710 --> 00:27:08.811
سیر و سرکه میجوشید

00:27:08.812 --> 00:27:12.832
هنوزم مطمئن نبودم که اون چی میخواد بگه

00:27:18.502 --> 00:27:20.422
نوشته اش را گرفتم و بازش کردم و نوشته بود

00:27:20.423 --> 00:27:24.026
آره ،قطعا ،دوست دارم

00:27:24.027 --> 00:27:27.563
میگفتم :اوه خدای من

00:27:27.564 --> 00:27:29.898
احساس میکردم که بخت آزمایی زندگیمو بردم

00:27:29.899 --> 00:27:32.968
از دوستام ،مدرسه ،مارنی

00:27:32.969 --> 00:27:36.255
این همه چیزی بود که من میخواستم

00:27:41.262 --> 00:27:43.612
بعد از یه مدتی

00:27:43.613 --> 00:27:47.983
متوجه شدم که چیزها دارن تغییر میکنن

00:28:05.520 --> 00:28:07.703
پیامهایی در کامپیوتر دریافت میکردم

00:28:07.704 --> 00:28:09.338
درخواست جذب نیروی کار را داشتند

00:28:09.339 --> 00:28:10.939
درخواستشون درمورد این بود که

00:28:10.940 --> 00:28:15.277
که آدمهای هم سن من را داشته باشن

00:28:15.278 --> 00:28:16.645
حس میکردم که الان زمانش رسیده که

00:28:16.646 --> 00:28:18.647
بدهی هامو پس بدم

00:28:18.648 --> 00:28:23.585
دراین بازی،شما خواسته های نهایی
خود را انجام خواهید داد،درسته؟

00:28:23.586 --> 00:28:27.122
تو کلیسا نیروهای زیادی را جذب میکردم

00:28:27.123 --> 00:28:28.390
اونا پیروی کننده ی بیشتری میخواستند

00:28:28.391 --> 00:28:30.759
آدمهای زیادی که به چیزی که
اعتقاد داشتم ،اغتقاد داشته باشن

00:28:41.756 --> 00:28:44.757
من چکار کردم؟

00:28:53.349 --> 00:28:55.250
صداهای را میشنیدم

00:28:57.821 --> 00:28:58.954
تو گوشم پچ پچ میکرد

00:28:58.955 --> 00:29:00.522
دختره داره بهت خیانت میکنه

00:29:00.523 --> 00:29:02.691
بهش اعتماد نکن

00:29:02.692 --> 00:29:04.059
بهش یه درسی بده

00:29:04.060 --> 00:29:06.428
کمی متوجه شدم که

00:29:06.429 --> 00:29:08.047
داره بدتر میشه

00:29:10.952 --> 00:29:13.602
اریک من میبینمت

00:29:15.138 --> 00:29:17.239
ما قرارداد داریم

00:29:21.711 --> 00:29:24.046
دیگه تمام وقت اون صداها را میشنیدم

00:29:25.548 --> 00:29:26.949
میخوامش

00:29:26.950 --> 00:29:29.685
دوباره و دوباره ،دائمی بود

00:29:29.686 --> 00:29:31.687
روز و شب

00:29:31.688 --> 00:29:33.889
نیروی تازه میخوام ،نیروی تازه ،خونشون

00:29:33.890 --> 00:29:35.524
خونشون را میخوام

00:29:59.300 --> 00:30:01.550
اریک تو این سه هفته گذشته هر شب بیرون بودی

00:30:01.551 --> 00:30:05.490
اریک نزار این خوک با تو اینجوری صحبت کنه

00:30:05.491 --> 00:30:07.927
بعضی مواقع اون صداها ازم
میخواست که به کسی صدمه بزنه

00:30:07.928 --> 00:30:09.596
گلوشو شکاف بده

00:30:09.597 --> 00:30:12.265
مامانتو بزن ،باباتو بزن،خواهرتو

00:30:12.266 --> 00:30:13.667
بکشش

00:30:13.668 --> 00:30:17.021
انجامش بده ،انجامش بده،بکشش

00:30:18.557 --> 00:30:21.491
احساس میکردم که توسط یه چیزی تسخیر شدم

00:30:23.328 --> 00:30:25.879
نمیخواستم ....نمیخواستم به کسی صدمه بزنم

00:30:25.880 --> 00:30:28.965
اریک...ـ

00:30:35.841 --> 00:30:38.558
اما اون بهم فشار میاورد که کسی را بکشم

00:30:50.905 --> 00:30:53.240
دوشنبه ی به خصوصی بود
که من نشسته بودم تو کلیسا

00:31:02.450 --> 00:31:05.418
احساس میکردم که 24 ساعته کل هفته زیرنظرم

00:31:05.419 --> 00:31:07.020
دنبالم میکنن

00:31:07.021 --> 00:31:09.523
ما می بینیمت ،اریک
ما می بینیمت

00:31:09.524 --> 00:31:11.224
همیشه چشماهایی بود که منو میپاییدن

00:31:14.262 --> 00:31:16.563
من ومارین هی پیامهایی
را با هم رد و بد میکردیم

00:31:20.301 --> 00:31:22.602
بهش اعتماد نکن ،ما میبینمت

00:31:22.603 --> 00:31:26.206
یه دختر بچه بود ،که جلو سمت راستم بود

00:31:26.207 --> 00:31:28.942
صداهای تو گوشم میشنیدم

00:31:28.943 --> 00:31:31.711
اون دختره ،بکشش

00:31:31.712 --> 00:31:34.014
میگفت با چاقو بزن تو گردنش

00:31:34.015 --> 00:31:35.282
بکشش

00:31:35.283 --> 00:31:37.284
بزن تو گردنش

00:31:37.285 --> 00:31:38.985
ازت میخوام

00:31:38.986 --> 00:31:41.454
اریک

00:31:41.455 --> 00:31:43.924
احساس میکردم که دارم عقلم را از دست میدم

00:31:45.193 --> 00:31:47.394
بهم میگفت که با مداد بزن

00:31:50.895 --> 00:31:52.262
تو گردن اون دختر کوچولو

00:31:53.198 --> 00:31:55.400
بزن تو گردنش
بزن

00:31:55.401 --> 00:31:57.702
ناخن ها داشت کف دستم را سوراخ میکرد

00:31:57.703 --> 00:32:00.538
بکشش،بکشش

00:32:00.539 --> 00:32:03.908
انجام بده،همشون را بکش

00:32:03.909 --> 00:32:05.309
باهاش میجنگیدم ،تا اونجایی
که میتونستم باهاش میجنگیدم

00:32:05.310 --> 00:32:07.779
اریک بزنش
بزن،بزن

00:32:07.780 --> 00:32:09.580
بزن به گردن دختر کوچولوهه

00:32:09.581 --> 00:32:11.315
داشتم میرفتم که بکشمش

00:32:28.809 --> 00:32:31.526
اریک ،بزن به گردنش

00:32:31.527 --> 00:32:32.861
بکشش

00:32:34.263 --> 00:32:36.631
نه

00:32:36.632 --> 00:32:40.435
اون روز خوش شانس بودم که

00:32:40.436 --> 00:32:44.506
تونستم خودمو کنترل کنم

00:32:47.610 --> 00:32:49.845
اریک

00:32:49.846 --> 00:32:52.464
با تمام سرعتی که
میتونستم از اونجا رفتم بیرون

00:32:56.203 --> 00:32:57.719
اعصبانی بودم ،گریه میکردم

00:32:57.720 --> 00:33:00.355
شروع کردم به ضربه زدن به فرمان و داشبورد

00:33:00.356 --> 00:33:01.790
و با خودم میگفتم

00:33:01.791 --> 00:33:05.894
دیگه بستمه
تا الانم زیادی پیش رفته

00:33:05.895 --> 00:33:10.198
از کنترل خارج شده

00:33:10.199 --> 00:33:11.883
مثل زندگی کردن تو کابوس بود

00:33:21.995 --> 00:33:26.581
وقتی که فهمید عوض شدم باهام بهم زد

00:33:26.582 --> 00:33:29.818
به یه چیز دیگه تغییر کردم

00:33:29.819 --> 00:33:32.687
متوجه شدم که یه تاریکی تو وجودم شکل گرفته

00:33:32.688 --> 00:33:35.757
یه شیطان تو من هست

00:33:35.758 --> 00:33:39.060
اونجا بود که فهمیدم این یه بازی نیست

00:33:47.053 --> 00:33:50.639
به نظر میرسید که هیچ راه فرار نیست

00:34:11.077 --> 00:34:12.694
یه مردی اونجا وایستاده بود

00:34:19.202 --> 00:34:22.170
یه قراری داشتیم

00:34:22.171 --> 00:34:24.439
قرارداد داشتیم

00:34:24.440 --> 00:34:26.541
از دستورات سرپیچی نکن

00:34:38.038 --> 00:34:39.721
با خودم فکر میکردم

00:34:39.722 --> 00:34:42.157
شاید اگه بتونم غسل تعمید بدم

00:34:42.158 --> 00:34:43.992
ممکن اون ازم دور بشه

00:34:47.830 --> 00:34:49.131
رفتم تو آب

00:34:49.132 --> 00:34:50.432
شروع به شنیدن صدای زنگ تو گوشم کردم

00:34:52.068 --> 00:34:54.636
و با اون صداهی زنگها یه حرف زدن هم اومد

00:34:54.637 --> 00:34:56.271
<i>- Eric...
- Eric!</i>

00:34:56.272 --> 00:34:58.406
این کارو نکن

00:34:58.407 --> 00:35:01.977
بهم میگفتن:این کار رو نکن
این آخرین هشداره

00:35:01.978 --> 00:35:04.246
با هم پیمان بستیم

00:35:04.247 --> 00:35:06.348
سعی میکردم که گوش نکنم

00:35:06.349 --> 00:35:07.482
<i>Eric.</i>

00:35:07.483 --> 00:35:08.617
اما اون صداها قطع نمیشد

00:35:08.618 --> 00:35:11.086
صداها قوی تر و محکمتر میشد

00:35:11.087 --> 00:35:13.054
<i>Eric.</i>

00:35:13.055 --> 00:35:17.259
در مورد به دار کشیدن و
به صلیب کشیدنم حرف میزد

00:35:17.260 --> 00:35:20.128
حلق آویزت میکنم ،به صلیب میکشمت

00:35:29.972 --> 00:35:34.609
وقتی اومدم بیرون ،حس متفاوتی داشتم

00:35:34.610 --> 00:35:38.346
صداها از بین رفت و همه چیز آروم شد

00:35:38.347 --> 00:35:39.915
مثل این بود که انگار تموم شده

00:35:46.773 --> 00:35:48.590
و تو ذهنم فکر میکردم

00:35:48.591 --> 00:35:51.709
میتونم برگردم و دوباره عادی زندگی کنم

00:35:57.184 --> 00:36:01.670
متوجه هستی چکار کردی؟

00:36:01.671 --> 00:36:04.272
آیا متوجه عواقب کاری که کردی هستی؟

00:36:04.273 --> 00:36:08.310
اریک اصلا نمیدونست خودشو
تو چه مخمصه ای انداخته بود

00:36:08.311 --> 00:36:12.914
اون یه پیمان با شیطان بسته بود

00:36:12.915 --> 00:36:17.819
خیال کردم که غسل تعمید
تمام اینا را از بین میبره

00:36:17.820 --> 00:36:19.454
نه

00:36:19.455 --> 00:36:21.223
تو یه در را باز کردی

00:36:21.224 --> 00:36:24.392
در را نبستی

00:36:24.393 --> 00:36:27.996
اون کل وقتشو اینجا بوده

00:36:27.997 --> 00:36:30.232
منتظر بوده

00:36:30.233 --> 00:36:32.701
تا اون چیزی که دوست داره را پیدا کنه

00:36:40.710 --> 00:36:42.277
گییج

00:36:42.278 --> 00:36:44.579
اون نگران خواهر زاده اش
بود که قراره اون کسی باشه

00:36:44.580 --> 00:36:46.681
که جواب کارهای اونو بده

00:37:01.481 --> 00:37:03.531
خوب...ـ

00:37:03.532 --> 00:37:05.100
چطور میشه از بین بردش؟

00:37:05.101 --> 00:37:08.503
چطور از شر این خلاص بشیم؟

00:37:08.504 --> 00:37:10.705
ما نمیتونیم چیزی که از
زمان خلقت این اطراف بوده

00:37:10.706 --> 00:37:13.608
را بکشیم

00:37:13.609 --> 00:37:15.944
ما صرفا میتونیم دورش کنیم

00:37:27.690 --> 00:37:30.025
بهشون گفتم میخوام خونه را تبرک کنم

00:37:30.026 --> 00:37:31.293
چون بدون اون

00:37:31.294 --> 00:37:33.929
هیچ حفاظتی برای اونا نیست

00:37:48.945 --> 00:37:51.579
کشیش دنی یه صلیب کوچیک را

00:37:51.580 --> 00:37:53.915
روی پیشونی هرکسی قرار میداد

00:37:57.820 --> 00:37:59.220
زمانش رسیده بودکه برم سمت اریک

00:37:59.221 --> 00:38:03.124
و اونو برکت بدم

00:38:10.350 --> 00:38:12.400
وقتی که دستش را روی اریک گذاشت

00:38:14.570 --> 00:38:18.306
یه هوای سردی وارد راهرو شد

00:38:20.179 --> 00:38:30.179
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:38:30.203 --> 00:38:32.887
هرکسی که تو اونجا بود داشت میلرزید به جز من

00:38:32.888 --> 00:38:36.324
میتونستم احساس کنم که
دمای بدنم داره بالا میره

00:38:36.325 --> 00:38:39.694
گرمایی که از بدنم به بیرون میزد

00:38:39.695 --> 00:38:41.596
اینجا داره گرم میشه

00:38:41.597 --> 00:38:43.131
مثل اجاق

00:38:43.132 --> 00:38:45.117
فکر کنم باید برم بیرون و کمی هوا بخورم

00:38:52.174 --> 00:38:56.511
یادمه که عجیبترین صدایی که توعمرم شنیدم
را شنیدم

00:39:01.201 --> 00:39:04.469
بعد فهمیدم که صدا از اریک میاد

00:39:26.441 --> 00:39:28.858
هیچ وقت اونقدر قدرت را
از یه مرد حس نکرده بودم

00:39:41.155 --> 00:39:43.890
حوله و آب برام بیارید

00:39:43.891 --> 00:39:46.392
خوب شروع کردم به دعا خوندن بالای اریک

00:39:46.393 --> 00:39:48.394
مادر مقدس ،این آب را مقدس کن

00:39:48.395 --> 00:39:50.830
با خون پسرت مسیح

00:39:50.831 --> 00:39:55.501
آب را مقدس کنم تا این
چیز را از اریک بکشم بیرون

00:39:55.502 --> 00:39:59.105
مریم مقدس ،قدرتت را بر ما عطا کن

00:40:04.211 --> 00:40:07.747
و اون شروع کرد به جیغ زدن که انگار من
داشتم بهش صدمه میزدم

00:40:11.251 --> 00:40:13.953
تو اون لحظه با خودم گفتم آیا باید ادامه بدم

00:40:13.954 --> 00:40:16.789
آیا اریک حالش خوب مبشه؟

00:40:16.790 --> 00:40:18.191
به نام پدر

00:40:18.192 --> 00:40:20.293
اما پدر دعا را قطع نکرد

00:40:20.294 --> 00:40:21.694
همینطور دعا میخوند

00:40:21.695 --> 00:40:25.364
خداوند متعال، این فرزند خدا را ترک کن.

00:40:25.365 --> 00:40:27.233
برو بیرون

00:40:33.592 --> 00:40:36.275
وقتی که برگشت چشماش به سمت

00:40:36.276 --> 00:40:40.980
به سمت من و مامان بود و آبی شده بودند

00:40:40.981 --> 00:40:43.583
اوه خدای من اون پسر من نیست

00:40:43.584 --> 00:40:45.451
اون اریک نیست

00:40:50.457 --> 00:40:52.425
داشت منو به سمت چشماش میکشوند

00:40:52.426 --> 00:40:54.160
و من نمیتونستم جای دیگه را ببینم

00:41:00.634 --> 00:41:03.503
چخوب کریس من را گرفت و
سرم را به سمت سینه اش چرخوند

00:41:07.040 --> 00:41:09.575
پایین نگهش دار

00:41:09.576 --> 00:41:13.513
اریک شروع به چرخیدن کرد

00:41:13.514 --> 00:41:15.348
طوری که یه بدن عادی نیتونست بچرخه

00:41:26.878 --> 00:41:29.028
دقیقا بعد از اون که اومد بیرون

00:41:29.029 --> 00:41:31.330
میتونستی بشنوی که حیوان هایی که تا
یه مایل فاصله داشتن صداشون دراومد

00:41:42.727 --> 00:41:46.312
اریک آهسته آروم شد

00:41:46.313 --> 00:41:49.348
بدنش از سر تا پا

00:41:49.349 --> 00:41:51.501
بی جان بود

00:41:56.007 --> 00:41:58.524
خوب دستم را بردم روی قلبش

00:41:58.525 --> 00:42:00.860
و ضربان قلبش داشت کم میشد

00:42:00.861 --> 00:42:02.595
آیا داره میمیره؟

00:42:04.998 --> 00:42:07.717
آیا این جنگ را باختم؟
آیا زیاده روی کردم؟

00:42:14.765 --> 00:42:34.765
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:34.789 --> 00:42:36.829
هیچوقت خودم را نمی بخشم
به خاطر کاری که با اونا کردم

00:42:36.830 --> 00:42:37.964
باعث شدم چه زجری بکشن

00:42:39.333 --> 00:42:41.067
از اون روز تا حالا دارم کاری میکنم

00:42:41.068 --> 00:42:43.970
تا پدر و مادرم بهم افتخار کنن

00:42:43.971 --> 00:42:45.475
یه اشتباهی کردم

00:42:45.854 --> 00:42:48.422
این ....این یه واقعیت نادرست نیست

00:42:48.423 --> 00:42:50.959
این یه دنیای فانتزی نیست

00:42:50.960 --> 00:42:54.095
و میدونم که بچه ها میتونن پرورش داده بشن

00:42:54.096 --> 00:42:56.373
این یه دنیای واقعیه

00:42:57.498 --> 00:43:01.005
و این یه بازی نیست و
 هیچ زندگی اضافی در مورد این وجود ندارد

00:43:01.006 --> 00:43:02.885
هممون یه زندگی داریم

00:43:02.886 --> 00:43:05.394
و باید مواظب باشی که چطور
از این زندگی استفاده کنی