﻿WEBVTT

00:00:02.152 --> 00:00:11.152
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:11.176 --> 00:00:13.644
واقعا اتفاق افتاد مامان
اصلا یه خواب نبود

00:00:13.645 --> 00:00:14.812
اون خیلی ترسناک بود

00:00:14.813 --> 00:00:16.146
اون منو باور نمیکرد

00:00:16.147 --> 00:00:17.481
مامان ،مامان

00:00:17.482 --> 00:00:19.316
صداش شبیه یه دختر بچه بود

00:00:20.652 --> 00:00:22.620
تا به حال اونقدر نترسیده بودم

00:00:23.655 --> 00:00:25.256
مامان

00:00:25.257 --> 00:00:26.257
به عنوان یه مادر...،

00:00:27.040 --> 00:00:28.540
کارت اینه که

00:00:28.541 --> 00:00:29.807
از بچه هات مواظبت کنی

00:00:31.477 --> 00:00:32.477
و ....،

00:00:32.478 --> 00:00:33.545
من نکردم

00:00:34.547 --> 00:00:36.181
مامان ،مامان،پشتم

00:00:36.182 --> 00:00:38.216
چی اینجوریش کرده؟
کی اینکار رو کرده؟

00:00:38.217 --> 00:00:40.519
آیا میخوایی دختر کوچولو را بترسونی؟

00:00:42.689 --> 00:00:44.355
آره ،بهتره فرار کنه

00:00:45.792 --> 00:00:48.059
تو خونه ی من بوده

00:00:50.430 --> 00:00:52.431
با بچه هام

00:01:23.096 --> 00:01:26.698
روز اثاث کشی هیجان انگیز بود

00:01:26.699 --> 00:01:29.034
یه جورایی یه شوک بزرگی

00:01:29.035 --> 00:01:32.304
واسه من بود،میدونید
یه بچه 12 ،13 ساله ،به خاطر

00:01:32.305 --> 00:01:35.440
خونه ی جدید ،فضای جدید

00:01:35.441 --> 00:01:37.575
اون از خونه ی قدیمیمون خیلی بزرگتر بود

00:01:43.616 --> 00:01:45.283
ریهانون بهترین خواهر بزرگیه

00:01:45.284 --> 00:01:46.751
که میتونی داشته باشی

00:01:48.087 --> 00:01:52.357
اون خیلی آدم خوب و عزیزیه

00:01:52.358 --> 00:01:55.694
اتاق خودته

00:01:57.029 --> 00:01:58.563
رایلی از وقتی که بجه بود

00:01:58.564 --> 00:02:01.599
مشکل تکلم بیان داشت

00:02:03.636 --> 00:02:06.304
خوشت اومد ،رایلی؟
معلومه

00:02:06.305 --> 00:02:08.473
و همه ازش مپرسیدند که اهل کجاست

00:02:08.474 --> 00:02:10.342
و لهجه اش مال کجاست

00:02:14.147 --> 00:02:17.315
خسته شده بودم از اینکه
یه اتاق با خواهرم داشتم

00:02:17.316 --> 00:02:19.550
و خیلی خوشحال بودم که
اتاق خواب خودم را داشتم

00:02:22.488 --> 00:02:25.424
من و رندی یه پسر داشتیم که

00:02:25.425 --> 00:02:28.058
بعد از اینکه ازدواج کردیم از دنیا رفت

00:02:30.229 --> 00:02:32.330
ما همیشه میخواستیم که یه پسر داشته باشیم

00:02:32.331 --> 00:02:35.333
و دختر ها هم دوست داشتند
که یه برادر داشته باشن

00:02:35.334 --> 00:02:36.568
خوب به خاطر اون

00:02:36.569 --> 00:02:39.571
ما تصمیم گرفتیم که مراحل
گرفتن فرزند خوندگی را انجام بدیم

00:02:39.572 --> 00:02:42.674
به اندازه کافی برای برادرتون بزرگ هست؟

00:02:42.675 --> 00:02:44.676
عاشقش میشه
کی میاد؟

00:02:44.677 --> 00:02:46.144
میخوام همین الان ببینمش

00:02:46.145 --> 00:02:48.012
ما باید اول همه چیز را آماده کنیم

00:02:49.715 --> 00:02:52.050
ما به فضای زیادی احتیاج داشتیم

00:02:52.051 --> 00:02:54.052
خوب یه خونه ی عالی

00:02:54.053 --> 00:02:56.887
در یه شهر کوچیک به نام
نرمن تو نبراسکا پیدا کردیم

00:02:58.624 --> 00:03:02.126
جمعیتش حدود 48 نفر بود
آروم و کوچیک ،خوب بود

00:03:04.997 --> 00:03:07.999
وقتی که اونجا رفتیم ،شروع عالی برای قسمت

00:03:08.000 --> 00:03:10.134
جدید زندگیمون بود

00:03:12.472 --> 00:03:15.307
هی ،اونم مال ماست؟

00:03:15.308 --> 00:03:16.708
معلومه که هست

00:03:16.709 --> 00:03:18.776
باحاله،بیا یه سر بزنیم

00:03:21.147 --> 00:03:24.049
انتهای ملکمون ،یه انبار بود

00:03:24.050 --> 00:03:26.885
و خیلی قدیمی و داغون بود

00:03:26.886 --> 00:03:29.821
و باید حدود صد سال قدمت داشته باشه

00:03:41.501 --> 00:03:43.535
چیه؟چی شده؟

00:04:05.391 --> 00:04:06.791
رفتیم داخل و اولین چیزی که متوجه شدیم

00:04:06.792 --> 00:04:08.560
بو بود

00:04:08.561 --> 00:04:10.128
تعفن آور بود

00:04:13.032 --> 00:04:15.100
به محض اینکه پا گذاشتم تو

00:04:15.101 --> 00:04:16.868
حس درستی نداشتم

00:04:17.970 --> 00:04:21.806
مثل بوی تخم مرغ یا چوب گندیده بود

00:04:21.807 --> 00:04:23.074
خیلی بد بود

00:04:40.826 --> 00:04:43.261
اونجا کلی از مجسمه ها ی خشک شده حیوانات بود

00:04:43.262 --> 00:04:45.029
خیلی عجیب و ترسناک بود

00:04:47.967 --> 00:04:50.969
به نظر میرسید که اهمیتی
نداره کجای انبار بری

00:04:50.970 --> 00:04:52.736
کله ی حیوانات تو رو نگاه میکردند

00:04:55.608 --> 00:04:58.576
همشون با اون چشمای
سیاهشون به ما خیره شده بودند

00:05:00.413 --> 00:05:03.581
بیا از اینجا بریم بیرون
نه میخوام ببینم

00:05:04.784 --> 00:05:06.884
یه جورایی حس ترسناکی داشت،اونجا را ترک کردم

00:05:12.258 --> 00:05:14.025
دلم میخواست برم اما حس میکردم که

00:05:14.026 --> 00:05:16.494
شبیه یه تیکه آهنم که
توسط آهن ربا کشیده میشم

00:05:16.495 --> 00:05:17.795
باید اونجا باشم

00:05:21.133 --> 00:05:23.768
رایلی؟?

00:05:23.769 --> 00:05:27.105
به نظر صدای خنده ی یه دختر بچه میومد

00:05:30.743 --> 00:05:32.744
و کسی اونجا نبود

00:05:32.745 --> 00:05:34.446
با خودم میگفتم خدایا خیلی عجیبه

00:05:34.447 --> 00:05:36.714
قسم میخورم که صدای یه نفر را شنیدم

00:06:00.506 --> 00:06:03.341
همین جوری داشتم سَرَک میکشیدم

00:06:03.342 --> 00:06:06.144
یادمه که با خودم
میگفتم:اینجا دارم چکار میکنم

00:06:06.145 --> 00:06:07.745
نمیدونم دارم دنبال چی میگردم

00:06:14.820 --> 00:06:16.054
ماما.....ماما

00:06:19.825 --> 00:06:21.326
یه صدای دختر بچه که میگفت

00:06:21.327 --> 00:06:23.561
ماما....ماما

00:06:23.562 --> 00:06:25.095
ماما....ماما

00:06:28.300 --> 00:06:30.934
ماما....ماما...ماما....ماما

00:06:35.641 --> 00:06:36.975
رایلی با شماست؟

00:06:36.976 --> 00:06:39.811
نه ،عزیزم ،اون برگشت به خونه

00:06:39.812 --> 00:06:42.647
با خودم گفتم که شاید ترسیدم

00:06:42.648 --> 00:06:44.649
شاید خسته ام ،شاید باید کمی بخوابم

00:06:44.650 --> 00:06:46.885
و همینجوری بهش اهمیت ندادم

00:06:49.055 --> 00:06:51.056
اینو ببین

00:06:51.057 --> 00:06:52.823
زیباست

00:06:54.360 --> 00:06:57.362
یه قفسه چینی بود

00:06:57.363 --> 00:07:02.100
زمانی سرویس چینی مادربزرگم را اونجا داشتم

00:07:02.101 --> 00:07:05.069
به نظر میومد که خیلی به خونه میاد

00:07:20.186 --> 00:07:22.687
تو آشپزخونه ،شام درست میکردم

00:07:22.688 --> 00:07:25.824
و پشتم به بقیه بود

00:07:30.830 --> 00:07:33.798
من و دخترا تو اتاق نشیمن
بودیم وتلویزیون میدیدم

00:07:35.134 --> 00:07:37.602
خوب در حالی که آشپزی میکردم

00:07:37.603 --> 00:07:39.771
ماما.... ماما

00:07:39.772 --> 00:07:43.374
این صدا را شنیدم

00:07:43.375 --> 00:07:44.975
ماما.... ماما

00:07:49.982 --> 00:07:51.649
چی میخوایی؟

00:07:53.319 --> 00:07:54.986
در مورد چی حرف میزنی؟

00:07:54.987 --> 00:07:57.322
فکر کنم وقتی پیر شی
کلا شنوایی تو از دست بدی

00:07:57.323 --> 00:07:59.157
خوب ما یه جورایی داشتیم مسخره اش میکردیم

00:07:59.158 --> 00:08:01.426
پیر شی کلا شنوایی تو از دست میدی

00:08:01.427 --> 00:08:02.527
داری دیوونه میشی

00:08:02.528 --> 00:08:03.927
با چیزهایی از این قبیل مسخره اش میکردیم

00:08:10.803 --> 00:08:15.807
برگشتم سراغ آشپزیم و بیخیالش شدم

00:08:15.808 --> 00:08:16.940
اهمیت ندادم

00:08:35.361 --> 00:08:37.195
من و رایلی رو تخت دراز کشیده بودیم

00:08:37.196 --> 00:08:39.296
سعی میکردیم که خوابمون ببره

00:08:45.171 --> 00:08:46.838
بعدش این صدا را شنیدیم

00:08:48.507 --> 00:08:50.875
صدای پای کوچیک که رو ی کاشی ها میدوید

00:08:52.778 --> 00:08:55.746
یه نفر هنوز بیداره؟برو ببین

00:08:57.983 --> 00:09:00.618
این صدا را شنیدیم ....صداش
مثل دویدن یه بچه بود

00:09:00.619 --> 00:09:02.053
که بیرون در اتاق میدوید

00:09:02.054 --> 00:09:04.154
صدای خنده میشنیدیم

00:09:12.364 --> 00:09:14.699
خوب تو راهرو را نگاه کردم

00:09:14.700 --> 00:09:16.668
و هیچ بچه را ندیدم

00:09:19.505 --> 00:09:21.172
یه صدایی شنیدم

00:09:21.173 --> 00:09:22.940
درست نمیتونستم متوجه بشم صدای چی هست

00:09:25.144 --> 00:09:27.679
به نضر مثل لالایی بود که

00:09:27.680 --> 00:09:30.347
توسط فلوت یا چیز دیگه نواخته میشد

00:09:34.887 --> 00:09:39.123
خواب بودم و یه صدایی شنیدم

00:09:39.124 --> 00:09:40.525
با خودم گفتم اوه خدای من صدای زنگه ساعت

00:09:40.526 --> 00:09:41.860
واسه مدرسه دیرم شد

00:09:41.861 --> 00:09:43.194
خوب بلند شدم و به ساعت نگاه کردم

00:09:43.195 --> 00:09:45.530
و نیمه شب بود

00:09:48.567 --> 00:09:51.368
مثل آهنگ فلوت بود

00:09:54.874 --> 00:09:56.407
با خودم گفتم یه چیزی هست

00:09:56.408 --> 00:09:57.474
این عجیبه

00:10:06.552 --> 00:10:08.386
اون صدا را میشنوی؟

00:10:08.387 --> 00:10:10.020
چیه؟

00:10:22.434 --> 00:10:25.770
واقعا ناخوشایند و نگران کننده بود که

00:10:25.771 --> 00:10:29.139
اون آهنگ نواخته میشد

00:10:30.843 --> 00:10:32.510
هیچ چیزی را نمیتونستم

00:10:32.511 --> 00:10:33.845
روبروی اتاق ها یا تو آشپزخونه پیدا کنم

00:10:33.846 --> 00:10:36.914
که باعث تشکیل صدای آهنگی باشه که میشنیدم

00:10:44.356 --> 00:10:46.757
خوب باشه ...شاید یه چیزی به گوشمون خورده

00:10:50.629 --> 00:10:51.629
یکدفعه

00:10:53.666 --> 00:10:56.100
سه تا ضربه بود

00:11:01.173 --> 00:11:02.507
خیلی مشخص و متمایز بودند

00:11:07.980 --> 00:11:10.915
به نضر میومد که صدای
ضربه از داخل کمد چینی میومد

00:11:25.197 --> 00:11:27.832
باید صدای لوله ها یا چیزی باشه

00:11:30.669 --> 00:11:33.404
بیخیال پسر

00:11:39.111 --> 00:11:42.447
واقعا نمیدونستیم که چطور
اون صدا را بفهمیم از کجا میاد

00:11:42.448 --> 00:11:45.515
یه جورایی بیخیالش شدیم و فراموشش کردیم

00:11:49.722 --> 00:11:52.489
بعد از مدتی آهنگ کاملا قطع شد

00:11:54.893 --> 00:11:55.993
خیال کردم که تموم شده

00:12:07.706 --> 00:12:09.306
بعدش صدایی شنیدم

00:12:13.579 --> 00:12:16.080
مامان تویی؟

00:12:40.170 --> 00:12:43.706
به محض اینکه لامپ را روشن کردم

00:12:43.707 --> 00:12:45.874
چیزی که دیدم رفت

00:12:50.781 --> 00:12:52.248
سعی میکردم به خودم بگم

00:12:52.249 --> 00:12:53.616
چیزی نیست ،چیزی نیست

00:12:53.617 --> 00:12:54.951
احتمالا یه سایه بوده

00:12:54.952 --> 00:12:57.286
چیز ترسناکی نیست
فقط یه سایه بود

00:12:57.287 --> 00:13:00.589
خسته ای و باید استراحت کنی

00:13:06.630 --> 00:13:09.966
اون شب لامپ را روشن گذاشتم
چون اون چیز واقعا منو ترسوند

00:13:09.967 --> 00:13:13.136
نمی خواستم تو تاریکی بخوابم

00:13:13.137 --> 00:13:15.505
نمیخواستم سایه های دیگه ای ببینم

00:13:36.560 --> 00:13:38.227
صبح بخیر عزیزم

00:13:38.228 --> 00:13:40.730
آره ،میدونم

00:13:40.731 --> 00:13:44.066
صبح وقتی ریانون از اتاقش اومد بیرون

00:13:44.067 --> 00:13:47.270
به نظر میرسید که خوب نخوابیده

00:13:47.271 --> 00:13:50.439
چیه؟

00:13:50.440 --> 00:13:52.942
درمورد اینکه چه اتفاقی
افتاده بود به کسی چیزی نگفتم

00:13:52.943 --> 00:13:56.279
نمیخواستم پدر و مادرم را با استرس اینکه

00:13:56.280 --> 00:13:58.581
فکر کنن دخترشون دیوونه شده بزارم

00:13:58.582 --> 00:14:00.750
و با قضیه فرزندخونگی که داشت پیش میومد

00:14:00.751 --> 00:14:02.251
چیزی نیست ،فقط خسته ام

00:14:28.378 --> 00:14:29.879
تو تختم خوابیده بودم

00:14:29.880 --> 00:14:32.415
وقتی با یه صدای عجیبی از خواب پا شدم

00:14:44.595 --> 00:14:47.429
و بعدش شروع کردم به گوش
کردم و دیدم که صدای آهنگه

00:14:50.133 --> 00:14:52.767
آهنگش خیلی نرم و آروم بود مثل لالایی

00:15:09.753 --> 00:15:11.854
یکدفعه

00:15:11.855 --> 00:15:13.556
تخت شروع کرد به لرزیدن

00:15:19.229 --> 00:15:21.397
و تنها کاری که میتونستم انجام بدم
این بود که با وحشت بشینم اونجا

00:15:21.398 --> 00:15:24.400
مامان

00:15:24.401 --> 00:15:26.902
مامان ،مامان

00:15:26.903 --> 00:15:29.905
احساس میکردم که انگار یه
چیزی به تخت مشت میزنه

00:15:37.214 --> 00:15:40.049
یه چیزی زیر تخته ،داره تکونش میده

00:15:40.050 --> 00:15:41.884
ترسیده بودند و از کوره در رفته بود

00:15:41.885 --> 00:15:44.220
یه چیزی زیر تختش بوده و تکونش میداده

00:15:50.294 --> 00:15:52.461
هیچ چیزی اونجا نبود

00:15:52.462 --> 00:15:53.796
تخت تکون نمیخورد

00:15:53.797 --> 00:15:56.732
چیزی اینجا نیست ،عزیزم ،چیزی نیست

00:15:56.733 --> 00:15:58.734
همه چیز محکم بود

00:15:58.735 --> 00:16:00.536
هیچ تکونی وجود نداشت

00:16:00.537 --> 00:16:04.874
باید کابوس دیده باشی

00:16:04.875 --> 00:16:07.043
یه خواب نبود

00:16:07.044 --> 00:16:09.879
داشتم به مامانم میگفتم که در
واقع اتفاق افتاد و خواب نبود

00:16:09.880 --> 00:16:11.547
یه خواب نبود،مامان

00:16:11.548 --> 00:16:13.716
واقعا اتفاق افتاد

00:16:13.717 --> 00:16:15.518
اما اون منو باور نمیکرد

00:16:19.156 --> 00:16:22.158
شک کردم که تخیلات رایلی

00:16:22.159 --> 00:16:24.193
باعث شده که اون توهم بزنه

00:16:24.194 --> 00:16:27.697
و متوجه نبودم که چطور

00:16:27.698 --> 00:16:31.067
کمکش کنم که احساس امنین بکنه

00:16:33.570 --> 00:16:35.503
امشب نمیخوام اینجا بخوابم

00:16:37.074 --> 00:16:38.908
و اون از دست من خیلی ناراحت شد

00:16:38.909 --> 00:16:41.410
چون سریعا اونو باور نکردم

00:16:41.411 --> 00:16:45.081
و حالا احساس بدی بهم دست میده

00:16:45.082 --> 00:16:48.150
از اینکه اول باورش نکردم

00:16:56.326 --> 00:16:59.662
داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم

00:16:59.663 --> 00:17:01.330
برو یکم بستنی بیار

00:17:01.331 --> 00:17:03.666
ریهانون ازم خواست که برم کمی بستنی بیارم

00:17:03.667 --> 00:17:06.135
از زیرزمین

00:17:06.136 --> 00:17:07.470
واقعا

00:17:07.471 --> 00:17:09.138
اون پایین ترسناکه

00:17:09.139 --> 00:17:10.739
ترسویی؟

00:17:47.577 --> 00:17:49.245
مااما...ماما

00:17:49.246 --> 00:17:51.212
صدای عجیبی شنیدم

00:17:55.352 --> 00:17:57.752
نمیتونستم بفهمم که صدا از کجا میاد

00:18:13.203 --> 00:18:15.570
یه زن کنار فریزر ایستاده بود

00:18:19.743 --> 00:18:21.209
فقط فرار کردم

00:18:29.853 --> 00:18:32.521
عزیزم،همه چیز روبراهه

00:18:32.522 --> 00:18:34.523
وقتی که رفتم به اتاق رایلی

00:18:34.524 --> 00:18:37.358
و بهش نگاه کردم اون داشت نقاشی میکرد

00:18:41.064 --> 00:18:42.565
وقتی به بالا سرش رفتم

00:18:42.566 --> 00:18:45.366
دیدم داره چی نقاشی میکشه

00:18:51.408 --> 00:18:53.576
صورتش اعصبانی بود

00:18:53.577 --> 00:18:57.413
خیلی بد بود مثل اینکه

00:18:57.414 --> 00:19:01.250
چشماش یه شکاف تاریک بود

00:19:01.251 --> 00:19:03.252
و وحشتناک بود

00:19:03.253 --> 00:19:05.888
چرا اونو نقاشی میکنی؟

00:19:05.889 --> 00:19:08.891
چون تو زیرزمین دیدمش

00:19:08.892 --> 00:19:10.726
چی؟

00:19:10.727 --> 00:19:12.394
می خواستم زنی را بکشم

00:19:12.395 --> 00:19:15.297
تا بقیه بتونم ببینن که چه شکلیه

00:19:15.298 --> 00:19:18.133
رفتم کمی بستنی بیارم

00:19:18.134 --> 00:19:19.767
و دیدمش

00:19:21.338 --> 00:19:23.938
ترسناک بود

00:19:27.143 --> 00:19:28.644
پاشو بیا پایین

00:19:28.645 --> 00:19:30.379
خیلی اونو ناخوشایند دیدم

00:19:30.380 --> 00:19:33.716
اصلا نمیدونستم که چه خبره

00:19:33.717 --> 00:19:35.417
توضیحی واسش نداشتم

00:19:35.418 --> 00:19:38.320
چه چیزی توانسته او را بسیار بترسونه.

00:19:39.489 --> 00:19:42.324
مطمئنی حالت خوبه؟

00:19:42.325 --> 00:19:44.326
یه چیزیش شده بود

00:19:44.327 --> 00:19:45.828
و اون چیز واقعا شوکه اش کرده بود

00:19:45.829 --> 00:19:47.663
متوجه شدم که تمام
اتفاقهایی که تو خونه میافتاده

00:19:47.664 --> 00:19:50.165
فقط واسه من اتفاق نمیافتاده

00:19:50.166 --> 00:19:52.668
بعدش حالت محافظ را گرفتم مثل

00:19:52.669 --> 00:19:55.070
نه این کار را با خواهر کوچیکه ی من نکن

00:19:55.071 --> 00:19:58.073
من خواهر بزرگش هستم ،این کار رابا اون نکن

00:19:58.074 --> 00:19:59.909
در عوض با من کار داشته باش

00:20:32.475 --> 00:20:35.077
به پشت افتادم

00:20:35.078 --> 00:20:38.446
انگار که بدنم را با چسب چسبونده بودند

00:20:42.285 --> 00:20:43.719
گیر کرده بودم

00:20:45.388 --> 00:20:46.754
نمیتونستم تکون بخورم

00:20:48.959 --> 00:20:50.658
نمیتونستم واسه کمک داد بزنم

00:20:55.365 --> 00:20:57.199
دختره روی سقف بود

00:20:57.200 --> 00:20:58.499
و مستقیم به من خیره شده بود

00:21:21.290 --> 00:21:23.424
تا به حال اونقدر نترسیده بودم

00:21:25.294 --> 00:21:27.362
فقط بهم نگاه می کرد

00:21:27.363 --> 00:21:31.366
و اعصبانی ترین قیافه را داشت

00:21:31.367 --> 00:21:33.600
که تا به حال دیده بودم

00:21:40.309 --> 00:21:42.510
یکدفعه رفت

00:21:47.703 --> 00:21:57.703
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:57.727 --> 00:22:01.229
فهمیدم که من چیزی الکی نمیشنوم

00:22:01.230 --> 00:22:02.764
دیوونه هم نشده ام

00:22:02.765 --> 00:22:05.667
دارم روح زده میشم

00:22:07.670 --> 00:22:10.338
آخرش تصمیم گرفتم که تا اینجا بسته دیگه

00:22:10.339 --> 00:22:13.241
باید به کسی بگیم

00:22:13.242 --> 00:22:15.410
و به محض ایتکه اون تصمیم را گرفتم

00:22:17.580 --> 00:22:19.179
یه درد تیزی را پشتم حس کردم

00:22:21.217 --> 00:22:24.486
مثل اینکه یه پنجه پشتم را خراش داد

00:22:26.989 --> 00:22:30.458
مامان ،مامان، پشتم

00:22:30.459 --> 00:22:31.860
مثل این بود که

00:22:31.861 --> 00:22:33.695
چه خبر شده

00:22:33.696 --> 00:22:35.697
یه چیزی بهش صدمه زده بود

00:22:35.698 --> 00:22:37.999
و اون ترسیده بود و می گفت

00:22:38.000 --> 00:22:40.535
یه چیزی پشتمه
یه چیزی پشتمه

00:22:40.536 --> 00:22:44.205
و وقتی پیراهنش را بالا دادم

00:22:44.206 --> 00:22:46.274
هیج جیزی نبود

00:22:46.275 --> 00:22:47.475
اما بعدش

00:22:50.146 --> 00:22:53.982
سه تا خراش پدیدار شد

00:22:53.983 --> 00:22:55.917
که تا کمرش ادامه داشت

00:22:55.918 --> 00:22:59.120
چیزی نیست ،عزیزم ،چیزی نیست

00:22:59.121 --> 00:23:03.258
خیلی اعصبانی شدم وقتی اونو دیدم
و با خودم میگفتم

00:23:03.259 --> 00:23:07.929
چطور چیزی جرات کرده که عزیز من را صدمه بزنه

00:23:07.930 --> 00:23:12.400
مامان اینجا اتفاق می افتاده

00:23:12.401 --> 00:23:14.402
چیزهای بد

00:23:14.403 --> 00:23:16.070
این دختر تو اتاق من بود ،کلا خونی

00:23:16.071 --> 00:23:17.372
و اون صدا تو انبار

00:23:17.373 --> 00:23:20.074
و هی این آهنگ را مبشنوم

00:23:20.075 --> 00:23:22.744
و اونجا بود که اون شروع کرد به گفتم

00:23:22.745 --> 00:23:25.346
تمام چیزهایی که اون تجربه کرده بود

00:23:25.347 --> 00:23:26.547
چی شده؟

00:23:28.284 --> 00:23:31.352
بیا اینجا ،عزیزم، بیا اینحا

00:23:31.353 --> 00:23:33.621
مثل این بود که انگار سینه ام را سوراخ کردند

00:23:33.622 --> 00:23:34.823
باورش سخت بود

00:23:34.824 --> 00:23:36.256
که این اتفاقا واسه دخترم افتاده

00:23:39.161 --> 00:23:42.029
ناراحت بودم چون نمیتونستم جلوشو بگیرم

00:23:44.967 --> 00:23:46.301
به عنوان پدر مادر

00:23:46.302 --> 00:23:49.236
کارت اینه که از بچه ها محافظت کنی

00:23:51.040 --> 00:23:53.508
و من نکردم

00:23:53.509 --> 00:23:55.142
چون نمیتونستم

00:23:59.782 --> 00:24:01.882
و اونجا بود که فهمیدیم به کمک نیاز داریم

00:24:10.226 --> 00:24:13.228
دنیل؟کریس،ما پشت تلفن با هم حرف زدیم

00:24:13.229 --> 00:24:15.363
خیلی ممنونم که اومدی

00:24:15.364 --> 00:24:18.032
وقتی به خونه رسیدیم ،میتونستی بگی

00:24:18.033 --> 00:24:19.868
که خیلی تنش تو اونجا بود

00:24:19.869 --> 00:24:21.870
که اونا نگران بودند

00:24:21.871 --> 00:24:25.906
و برای مدتی وحشت کرده بودند

00:24:31.013 --> 00:24:32.981
مطمئن بودم

00:24:32.982 --> 00:24:36.317
که اونا مشکل را حل میکنند

00:24:36.318 --> 00:24:37.986
و اونا قادر هستند که

00:24:37.987 --> 00:24:40.354
که بر تمام چیزهای خونه غلبه کنن

00:24:47.396 --> 00:24:49.696
ما سعی میکنیم ابتدا همه چیز را کنترل کنیم

00:24:51.901 --> 00:24:53.868
گاهی اوقات این فقط سوء تفاهم است

00:24:53.869 --> 00:24:56.771
محرک های محیطی

00:24:56.772 --> 00:24:58.439
خونه های قدیمی سر وصدا زیاد دارند

00:24:58.440 --> 00:25:01.242
میتونه به خاطر هوای لوله ها باشه
که صدای ضربه زدن به وجود میارن

00:25:03.579 --> 00:25:05.747
و اون کاری که ما زیاد انجام میدیم

00:25:05.748 --> 00:25:08.082
قبل از اینکه کاری کنیم

00:25:08.083 --> 00:25:10.084
مطمئن میشیم که هیچ جوابی برای اتفاقها نیست

00:25:10.085 --> 00:25:11.752
میدونید از لحاظ ماوراطبیعی

00:25:22.765 --> 00:25:25.767
اغلب میشه بر این باور کرد که افزایش

00:25:25.768 --> 00:25:27.835
فیلد الکترومغناطیسی

00:25:27.836 --> 00:25:29.671
و همراه با تغییرات دما

00:25:29.672 --> 00:25:33.007
میتونه فعالیت های پارانورمال را همراهی کند.

00:25:33.008 --> 00:25:36.177
میبینی دمای اونجا بالای صفره؟

00:25:36.178 --> 00:25:37.444
طبیعیه

00:25:39.715 --> 00:25:41.982
اطلاعاتی که میگرفتیم
شرایط عادی را نشون میداد

00:25:43.786 --> 00:25:47.054
هیچ چیزی نمیتونستیم پیدا
کنیم که توضیحی بر اتفاقات باشه

00:25:50.392 --> 00:25:52.460
بعضی موفع ها از خونه نیست

00:25:54.630 --> 00:25:58.499
در مورد انبار بهم بگو
ما زیاد اونجا نمیریم

00:25:58.500 --> 00:26:00.367
به نظر خیلی قدیمی میاد

00:26:02.738 --> 00:26:07.975
به چیزی درمورد اونجا یه کم عجیب بود

00:26:09.678 --> 00:26:13.014
موهای بدنت سیخ میشد

00:26:13.015 --> 00:26:16.183
قبل از اینکه بری داخل میتونستی حسش کنی

00:26:20.456 --> 00:26:22.957
خوب ما یه سری دوربین
مادون قرمز را ثابت گذاشتیم

00:26:22.958 --> 00:26:24.459
و سعی کردیم چیزهایی را فیلم بگیریم

00:26:24.460 --> 00:26:28.296
که با چشم غیر مسلح نمیتونستیم ببین

00:26:28.297 --> 00:26:31.699
و دوربین میتونست ضبطش کنه

00:26:33.535 --> 00:26:36.104
ما همچنین دستگاه ضبط صدا را هم راه انداختیم

00:26:36.105 --> 00:26:38.372
خوب میخوام کاملا ساکت باشیم

00:26:44.813 --> 00:26:47.148
کی هستی؟

00:26:47.149 --> 00:26:49.484
بعضی مواقع اگه بلند سوال کنی

00:26:49.485 --> 00:26:53.253
میتونی با دستگاه ضبط صدا ،چیزهایی را ضبط
کنید (یه بار امتحان کردم ،واسه من جواب داد )

00:26:55.090 --> 00:26:56.690
اسمت چیه؟

00:27:04.533 --> 00:27:07.134
آیا میخوایی به ریهانون صدممه بزنی

00:27:09.905 --> 00:27:12.306
گوش میکردیم و چیزی نمیشنیدیم

00:27:12.307 --> 00:27:14.241
هیچ چی،ساکت و آروم

00:27:15.411 --> 00:27:17.578
چرا به اتاق ریهانون میری؟

00:27:22.084 --> 00:27:23.418
پائول

00:27:23.419 --> 00:27:25.920
چه خبره؟این درست نیست

00:27:25.921 --> 00:27:29.257
ولتاژ الکترومغناطیسی بالا میرفت

00:27:29.258 --> 00:27:30.625
هی بالا و بالا میرفت

00:27:30.626 --> 00:27:33.127
روی نیم بود بعدش رفت روی ده

00:27:35.130 --> 00:27:37.131
آیا منبع برقی هست که به داخل ساختمون بیاد

00:27:37.132 --> 00:27:38.299
نه

00:27:38.300 --> 00:27:40.802
هیچ سیم برقی بیرون نبود
هیچی

00:27:40.803 --> 00:27:43.271
اصلا هیچ برقی به داخل انبار نمیومد

00:27:43.272 --> 00:27:45.606
چه خبره؟

00:27:45.607 --> 00:27:48.242
اما خوندن این عددها خارج از نمودار بود

00:27:48.243 --> 00:27:49.910
مثل اینکه هنوز نیروی
الکترومعناطیسی وجود داشت

00:27:51.080 --> 00:27:52.080
چی؟

00:27:52.081 --> 00:27:53.414
درواقع رفت بالا تا

00:27:53.415 --> 00:27:55.583
سی تا

00:27:55.584 --> 00:27:58.252
و اون کاملا غیر ممکن بود

00:27:58.253 --> 00:27:59.754
قبلا ندیده بودم

00:28:03.425 --> 00:28:04.759
چه خبره؟

00:28:06.261 --> 00:28:08.729
با خودم میگفتم خدایا

00:28:08.730 --> 00:28:10.331
اینجا چه خبره؟

00:28:58.261 --> 00:28:59.594
احساس حالت تهوع داشتم

00:28:59.595 --> 00:29:00.829
حالت خوبه

00:29:00.830 --> 00:29:01.997
و سرگیجه

00:29:02.048 --> 00:29:03.415
اون حس چرخیدن

00:29:03.416 --> 00:29:05.016
میرم ببینم که چی دستتمون اومد

00:29:05.017 --> 00:29:06.717
و یکمی بیشتر تلاش کنیم

00:29:07.953 --> 00:29:09.621
باشه؟
اوکی

00:29:09.622 --> 00:29:11.623
خیال میکردم که کریس قادر هست

00:29:11.624 --> 00:29:13.892
هرچیزی که وارد خونه ام شده را

00:29:13.893 --> 00:29:15.760
جلوشو بگیره

00:29:20.166 --> 00:29:22.167
خوب وقتی که دوربین ها را جمع کردیم

00:29:22.168 --> 00:29:25.102
تصمیم گرفتیم کمی از ویدئو
را که تو انبار گرفتیم را ببینیم

00:29:27.840 --> 00:29:29.541
اوه،خدای من

00:29:33.713 --> 00:29:37.815
متوجه شدیم که دوربین فیلم برداریمون سوخته

00:29:42.755 --> 00:29:44.355
و این منو نگران اون خانواده میکرد

00:29:49.829 --> 00:29:54.833
ما هنوز ضبط صوت دیجیتالیمون را داشتیم

00:29:54.834 --> 00:29:56.834
خوب،میخوام همه کاملا ساکت باشن

00:29:58.337 --> 00:30:00.971
خوب ما شروع کردیم یه گوش دادن صداها

00:30:03.008 --> 00:30:05.109
ما سوالاتی می پرسیدیم مثل

00:30:06.009 --> 00:30:07.409
اسمت چیه؟

00:30:12.009 --> 00:30:13.609
بگو اسمت چیه

00:30:16.021 --> 00:30:18.689
و بعدش این صدای مردونه را شنیدیم که میگفت

00:30:21.994 --> 00:30:23.394
<i>"استیفن."</i>

00:30:26.732 --> 00:30:28.165
ما همینطور اسم ریچارد هم شنیدیم

00:30:33.239 --> 00:30:34.171
<i> ریچارد.</i>

00:30:38.444 --> 00:30:41.446
صادقانه خیال میکردم که اون اسم

00:30:41.447 --> 00:30:44.481
میتونه علامت مثبتی باشه

00:30:45.818 --> 00:30:47.518
چرا به اتاق ریهانون میری؟

00:30:50.990 --> 00:30:52.990
هیچ میدونی که باعث ترسش میشی؟

00:30:56.529 --> 00:30:58.262
آیا میخوایی دختر کوچولو را بترسونی؟

00:30:59.498 --> 00:31:01.332
خیلی واضح میتونستی بشنوی

00:31:01.333 --> 00:31:02.566
دقیقا مشخص

00:31:10.776 --> 00:31:13.210
<font color=#FF0000>آره ،بهتره فرار کنه</c>

00:31:19.685 --> 00:31:21.453
وقتی اولین بار صدا را شنیدم

00:31:21.454 --> 00:31:24.422
به عنوان یه محقق و جست و جو گرهیجان زده شدم

00:31:24.423 --> 00:31:28.126
چون معمولا نمیتونی یه جمله ضبط کنی

00:31:28.127 --> 00:31:30.261
خیلی نادر است

00:31:30.262 --> 00:31:32.363
اما این واقعا منو به خاطر اون دختر ترسوند

00:31:32.364 --> 00:31:34.398
چون واقعا تهدید برانگیز بود

00:31:39.905 --> 00:31:41.673
اولش خیال کردیم که شاید ما با

00:31:41.674 --> 00:31:44.074
دو آدم متفاوت روبرو هستیم یکی به
نام استیفان و دیگری به نام ریچارد

00:31:46.045 --> 00:31:48.379
تا اینکه ما تحقیقات تاریخی را انجام دادیم

00:31:48.380 --> 00:31:51.216
و فهمیدیم که اون یه نفر هست

00:31:51.217 --> 00:31:52.217
یکی و یک نام

00:31:52.218 --> 00:31:54.151
استیفان ریچارد

00:31:58.924 --> 00:32:01.025
استیفان ریچارد کیه؟

00:32:01.026 --> 00:32:02.826
هرگز در مورد این مرد نشنیده ام

00:32:04.497 --> 00:32:06.129
بگیر بشین

00:32:17.543 --> 00:32:20.845
استیفان ریچارد اولین قاتل سریالی بوده

00:32:20.846 --> 00:32:23.615
که تو نبراسکا به دار آویخته شده

00:32:23.616 --> 00:32:24.716
اغلب بهش میگفتند

00:32:24.717 --> 00:32:27.785
قصاب خونی شهرستان کرنی

00:32:27.786 --> 00:32:30.187
و اون همون اسمیه که
ما تو خونه ات پیدا کردیم

00:32:31.891 --> 00:32:33.958
چیزی که کریس میگفت را نمیتونستم باور کنم

00:32:33.959 --> 00:32:35.093
نمیتونستم چیزی که

00:32:35.094 --> 00:32:37.595
در مورد ریچارد میگفت را باور کنم

00:32:37.596 --> 00:32:41.532
منظورم اینه که یه چیزی
فراتر از فیلم و کابوس بود

00:32:45.304 --> 00:32:47.138
استیفان ریچارد به مرد بود که

00:32:47.139 --> 00:32:50.308
 بی هدف از طریق غرب میانه سفر میکرد

00:32:50.309 --> 00:32:52.277
از کاری به کار دیگه میرفت

00:32:52.278 --> 00:32:55.179
طولانی ترین جایی که بود

00:32:55.180 --> 00:32:58.415
در تیمارستان ایالت آیوها بود

00:33:06.392 --> 00:33:08.726
قسمتی از کارش اونجا این بود که

00:33:08.727 --> 00:33:11.329
بعضی از هم تختی های بد شانسش را خاک کنه

00:33:13.499 --> 00:33:16.300
در آنجا او طعم خشونت و مرگ را به دست آورد

00:33:20.773 --> 00:33:23.942
تو سال 1878 اون به نبراسکا رفت

00:33:23.943 --> 00:33:29.314
و خانم هارلسون را اونجا دید و دوست شد

00:33:29.315 --> 00:33:31.316
و سه تا بچه هاش به نام

00:33:31.317 --> 00:33:33.584
دیزی، مابل، و جسی

00:33:34.853 --> 00:33:36.854
خانم هارلسون و سه فرزندش

00:33:36.855 --> 00:33:39.958
به سرعت به طلسم اون افتادند

00:33:39.959 --> 00:33:42.627
کاملا بهش اعتماد داشتند

00:33:45.064 --> 00:33:48.666
اما اعتمادشون نابجا بود

00:33:48.667 --> 00:33:50.501
ریچارد تنها به خونه و پولشون

00:33:50.502 --> 00:33:52.503
علاقه داشت

00:33:54.340 --> 00:33:56.341
اوه خدای من

00:33:56.342 --> 00:34:00.744
این اعتراف واقعیشه؟

00:34:11.457 --> 00:34:13.958
کلا نه نفر را کشتم

00:34:13.959 --> 00:34:17.395
23 سال سن دارم و به دار آویخته میشم

00:34:17.396 --> 00:34:21.833
در 26 آوریل 1879

00:34:21.834 --> 00:34:24.168
خیلی زیاد از خودم میپرسیدم که چرا

00:34:24.169 --> 00:34:26.237
خانواده ی هاریلسون را کشتم

00:34:26.238 --> 00:34:30.074
و مردم بی خبر بودند

00:34:30.075 --> 00:34:31.174
تا حالا

00:34:32.444 --> 00:34:36.546
تو خونه ی من بوده

00:34:39.618 --> 00:34:40.885
با بچه هام

00:34:50.258 --> 00:35:10.258
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:35:10.282 --> 00:35:12.116
خیلی زیاد از خودم میپرسیدم که چرا

00:35:12.117 --> 00:35:13.951
خانواده ی هاریلسون را کشتم

00:35:13.952 --> 00:35:17.287
و مردم بی خبر بودند تا الان

00:35:19.658 --> 00:35:24.161
یه تبر نزدیک در خونه گذاشته بودم

00:35:24.162 --> 00:35:27.331
و سریعا برگشتم به طرفش و اونو برداشتم

00:35:27.332 --> 00:35:29.500
و به تخت نزدیک شدم

00:35:29.501 --> 00:35:31.768
که دیزی توش خوابیده بود

00:35:34.172 --> 00:35:36.173
اون لحظه اون یه تکونی خورد

00:35:36.174 --> 00:35:38.242
و یه چیزی را زمزمه کرد ،مثل

00:35:38.243 --> 00:35:40.077
ماما

00:35:40.078 --> 00:35:41.545
<i>"ماما."</i>

00:35:41.546 --> 00:35:43.347
- ماما?
<i>- "مااما."</i>

00:35:45.684 --> 00:35:49.019
زمانش رسیده بود ،یا حالا با هیچ وفت

00:35:49.020 --> 00:35:51.489
و بدون هیچ معطلی

00:35:51.490 --> 00:35:54.058
به تخت مادرش نزدیک شدم

00:35:54.059 --> 00:35:56.659
و یه هدف خوب از سرش را گرفتم

00:36:04.536 --> 00:36:08.572
و بعدش برگشتم به سمت دیزی که هنوز خواب بود

00:36:08.573 --> 00:36:10.074
اون زیاد تکون میخورد

00:36:10.075 --> 00:36:11.808
اما زیاد صدا درنمیاورد

00:36:19.584 --> 00:36:23.420
بعدش مابل را کشتم
با قسمت صاف تبر

00:36:23.421 --> 00:36:26.423
به پیشونیش زدم ،با یه صربه

00:36:26.424 --> 00:36:27.490
کشتمش

00:36:29.194 --> 00:36:31.128
و بعدش جسی را کشتم

00:36:32.464 --> 00:36:33.796
سه تا ضربه بهش زدم

00:36:41.540 --> 00:36:43.707
بعدش یه لحظه وایستادم

00:36:43.708 --> 00:36:46.377
به تخت نگاه کردم

00:36:46.378 --> 00:36:49.312
و همونطور دیزی زمزمه و ناله  میکرد

00:36:50.782 --> 00:36:52.048
مامان

00:36:53.451 --> 00:36:55.919
دو تا سه باره دیگه بهش زدم

00:37:03.795 --> 00:37:05.562
و بعدش آروم گرفت

00:37:08.700 --> 00:37:10.133
اوه ،خدایا

00:37:14.039 --> 00:37:17.208
از این که این چیزا تو خونه
ی من بوده حالم را بد میکرد

00:37:22.047 --> 00:37:25.749
استیفان ریچارد تو گناه کار شناخته شدی

00:37:25.750 --> 00:37:28.418
به خاطر قتل خانوم هارلسون و سه بچه اش

00:37:30.989 --> 00:37:33.157
و حالا از گردن به دار آویخته میشی

00:37:33.158 --> 00:37:34.591
تا بمیری

00:37:36.394 --> 00:37:38.529
اون به جنایات زیادی هم اعتراف کرد

00:37:38.530 --> 00:37:40.563
که هرگز احساس گناه نکرده بود

00:37:42.334 --> 00:37:45.502
نمیتونم بگم که از کاری که کردم پشیمونم

00:37:45.503 --> 00:37:48.471
تا به حال اینقدر تو زندگیم خوشحال نبودم

00:37:51.009 --> 00:37:53.577
در صبح بیست وششم آپریل

00:37:53.578 --> 00:37:55.979
به خاطر جنایات وحشتناکی که
انجام داده بود به دار آویخته شد

00:38:06.322 --> 00:38:08.323
کاملا بی حس شده بودم

00:38:08.324 --> 00:38:12.661
که این هیولا

00:38:12.662 --> 00:38:15.130
بچه هامو تهدید میکرده

00:38:22.438 --> 00:38:24.773
حالا چکار کنیم

00:38:24.774 --> 00:38:26.942
چطور میتونم جلوشو بگیرم

00:38:26.943 --> 00:38:29.878
باید یه مراسم تطهیر انجام بدیم

00:38:29.879 --> 00:38:32.547
به خاطر شدت فعالیت های اونجا

00:38:32.548 --> 00:38:36.051
احساس کردیم که بهتره اونجا را تطهیر کنیم

00:38:36.052 --> 00:38:39.087
همه چیز را آماده میکنم و
فردا انجامش میدیم

00:39:24.434 --> 00:39:26.001
یکدفعه یه چیزی منو بیدار کرد

00:39:31.240 --> 00:39:33.507
تمام موهای بدنم سیخ شد

00:39:37.146 --> 00:39:40.481
با خودم گفتم اوه خدای
من الان یه اتفاقی میافته

00:40:10.413 --> 00:40:13.215
حسش اینطوری بود که انگار دو
دست بزرگ اینطوری اومد سمتم

00:40:15.718 --> 00:40:17.318
دقیقا اینجا بود

00:40:21.190 --> 00:40:24.025
خوابم سبک بود و خیلی سریع از خواب بیدار شدم

00:40:24.026 --> 00:40:27.661
متوجه فلش نور از پایین پنجره شدم

00:40:31.701 --> 00:40:32.868
اوه خدای من

00:40:32.869 --> 00:40:34.536
بچه ها را بلند کن،آمادشون کن

00:40:34.537 --> 00:40:36.404
دنیل به 911 زنگ بزن

00:40:36.405 --> 00:40:38.240
باید از خونه بیاریمشون بیرون

00:40:38.241 --> 00:40:40.008
جون نمیخواستیم هیچ احتمالی را قبول کنیم

00:40:40.009 --> 00:40:41.676
بچه ها را بلند کن،آمادشون کن

00:40:41.677 --> 00:40:43.979
سریع بیدار شدم چون بدجور تکون خوردم

00:40:43.980 --> 00:40:47.648
صداش خیلی بلند بود

00:40:50.019 --> 00:40:51.853
خوب به حیاط پشتی نگاه کردم

00:40:53.923 --> 00:40:57.224
تمام انبار در شعله های آتش داشت می سوخت

00:41:23.919 --> 00:41:26.186
داشتم خفه می شدم و نمیتونستم نفس بکشم

00:41:41.203 --> 00:41:43.804
بلند شو، باید از اینجا بریم بیرون

00:41:55.150 --> 00:41:56.484
تا الان ما هنوز نمیدونیم

00:41:56.485 --> 00:41:58.886
دقیقا چی باعث آتش سوزی انبار شد

00:41:58.887 --> 00:42:00.888
فکر میکنم که استیفن
ریچارد برای ما یه پیام فرستاد

00:42:00.889 --> 00:42:02.555
باهاش در نیافتیم

00:42:03.615 --> 00:42:17.615
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:17.639 --> 00:42:20.407
وقتی که آخرش تونستیم یه
پسر به فرزندخوندگی بگیریم

00:42:20.408 --> 00:42:23.244
توصیفش با کلمات سخته

00:42:23.245 --> 00:42:24.944
واسه من .....من جادویی بود

00:42:27.616 --> 00:42:31.952
مثل این بود که انگار یه
سوراخی تو خانوادمون پر شد

00:42:31.953 --> 00:42:34.587
که حتی نمیدونستیم که اون سوراخ وجود داره

00:42:36.525 --> 00:42:39.659
معجزه آسا بود

00:42:42.030 --> 00:42:44.964
آخرش یه خانواده ی خوشحال بودیم

00:42:47.369 --> 00:42:50.004
همه چیز به حالت عادیش برگشت

00:42:50.005 --> 00:42:51.939
همه خوشحاال بودند

00:42:51.940 --> 00:42:54.775
مثل این بود که بگیم ،ایول آزاد شدیم

00:42:54.776 --> 00:42:56.543
دیگه هیچ چیزی نیست که به ما صدمه بزنه