﻿WEBVTT

00:00:04.906 --> 00:00:24.906
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:24.930 --> 00:00:26.597
رفت رو حالت دید در شب

00:00:26.598 --> 00:00:28.832
مطمئن شو " کی 2 " متر درست باشه

00:00:28.833 --> 00:00:30.733
کار میکنه؟

00:00:37.776 --> 00:00:40.177
یه چیزی پیدا کرد

00:00:42.814 --> 00:00:43.780
چیه؟

00:00:53.027 --> 00:00:54.627
خوشم نمیاد

00:00:58.199 --> 00:01:00.100
داره ازم خون میره

00:01:31.266 --> 00:01:34.334
بعد از اینکه فارغ التحصیل شدم به نظام رفتم

00:01:34.335 --> 00:01:37.204
من تو قسمتی از جنگ خلیج بودم

00:01:37.205 --> 00:01:39.672
که به مدت شش ماه تو
عربستان سعودی و عراق بودم

00:01:41.943 --> 00:01:43.610
بعد از اینکه نظام را ترک کردم

00:01:43.611 --> 00:01:45.913
تو بیمارستانی در جنوب شهر پیتسبورگ

00:01:45.914 --> 00:01:47.280
 در تنسی شروع به کار کردم

00:01:50.518 --> 00:01:52.152
تنها بدی این کار

00:01:52.153 --> 00:01:54.521
ان بود که باید شیفت شب کار میکردی

00:01:54.522 --> 00:01:57.658
از یازده شب تا هفت صبح

00:01:57.659 --> 00:01:58.758
یه شیفت شب بود

00:02:02.430 --> 00:02:03.430
شبت چطور میگذره؟

00:02:03.431 --> 00:02:05.599
خوب،خوبه

00:02:05.600 --> 00:02:07.401
بیمارستان شهر پیتسبورگ جنوبی

00:02:07.402 --> 00:02:12.439
اواخر دهه پنجاه ساخته شده
فکر کنم حدود سال 1959 باشه

00:02:12.440 --> 00:02:15.808
من در قسمت آزمایشگاه بالینی کار میکردم
که در طبقه ی دوم بود

00:02:19.681 --> 00:02:21.682
کارم با خون بود،و قسمتی از کارم این بود که

00:02:21.683 --> 00:02:25.918
نمونه های خون را جمع کنم و
روشون آزمایش کنم

00:02:30.258 --> 00:02:31.792
خون ها را تو سانتریفیوژ قرار بدم

00:02:31.793 --> 00:02:32.960
و بچرخونمشون

00:02:32.961 --> 00:02:36.063
و بعدش آنالیزشون کنم

00:02:52.680 --> 00:02:55.515
و اونجا ،وسط اتاق بود

00:02:55.516 --> 00:02:57.784
لوله ی تست خون بود

00:02:57.785 --> 00:02:59.653
نمیتونم توضیح بدم که چطور میتونه از بالای

00:02:59.654 --> 00:03:02.289
یخچال بیافته

00:03:02.290 --> 00:03:04.124
مثل این بود که انگار کسی برداشتش

00:03:04.125 --> 00:03:07.059
و بی دقتی به روی زمین انداختش

00:03:09.063 --> 00:03:10.864
خوب اولین فکرم این بود که

00:03:10.865 --> 00:03:12.632
خوب کسی داره باهام شوخی میکنه

00:03:17.538 --> 00:03:18.972
با یه نفر دیگه که اسمش کوین بود کار میکردم

00:03:18.973 --> 00:03:21.008
اون تو قسمت اشعه ایکس کار میکرد و آدمی
بود که شوخی زیاد میکرد

00:03:21.009 --> 00:03:23.610
تو بودی؟
در مورد چی حرف میزنی؟

00:03:23.611 --> 00:03:25.045
گفتم :ببین

00:03:25.046 --> 00:03:26.680
و به لوله تست خون روی زمین اشاره کردم

00:03:26.681 --> 00:03:28.081
و اون گفت ،خوب که چی؟

00:03:28.082 --> 00:03:29.116
گفتم

00:03:29.117 --> 00:03:30.817
تو این کار را کردی؟

00:03:30.818 --> 00:03:32.386
فکر میکنی من کردم

00:03:32.387 --> 00:03:34.087
و گفتم منم نکردم

00:03:34.088 --> 00:03:36.790
و اون یه جوری احمقانه نگام کرد

00:03:36.791 --> 00:03:39.726
بیخیال تو داری با این کار سر به سرم میزاری

00:03:39.727 --> 00:03:41.662
به استراحت نیاز داری

00:03:41.663 --> 00:03:44.830
و کسی به غیر از من اونجا نبود

00:04:04.352 --> 00:04:05.485
دیر وقت بود

00:04:05.486 --> 00:04:07.154
حدود ساعت دو و سه صبح بود

00:04:10.425 --> 00:04:11.858
یه کمی خوابم گرفته بود

00:04:11.859 --> 00:04:13.093
خوب فکر کردم که برم
پایین و یه فنجون قهوه بخورم

00:04:19.033 --> 00:04:20.467
خوب رفتم به سمت آسانسور

00:04:20.468 --> 00:04:22.202
آسانسور نزدیک ایستگاه پرستاران بود

00:04:22.203 --> 00:04:24.003
دکمه اش را زدم و

00:04:26.741 --> 00:04:28.442
هیچ خبری نشد

00:04:30.712 --> 00:04:34.514
منتظر شدم و منتظر شدم

00:04:34.515 --> 00:04:36.148
کلا هیچ خبری نبود

00:04:38.686 --> 00:04:39.920
خوب با خودم گفتم

00:04:39.921 --> 00:04:41.421
قرار نیست که منتظر این آسانسور باشم

00:04:41.422 --> 00:04:43.422
خودم میرم پایین

00:04:49.063 --> 00:04:52.399
تقریبا نیمه های راهرو بودم که

00:04:59.073 --> 00:05:00.674
میتونستی صدای حرکت موتور را بشنوی

00:05:00.675 --> 00:05:02.342
صدای حرکت آسانسور را میشنوی

00:05:06.581 --> 00:05:07.913
و صدای در آسانسور را شنیدم

00:05:11.753 --> 00:05:13.452
کسی اونجا نبود

00:05:14.922 --> 00:05:16.823
اون موقع اصلا در موردش فکر نکردم

00:05:16.824 --> 00:05:18.725
فکر کردم که شاید کسی نظرش عوض شده
و سوار آسانسور نشده

00:05:18.726 --> 00:05:19.993
و یا کسی صداشون کرده و رفتند

00:05:19.994 --> 00:05:21.293
و زیادی در موردش فکر نکردم

00:05:34.409 --> 00:05:37.777
چند هفته بعد ساعت
4:30 صبح بود

00:05:40.314 --> 00:05:42.249
کوین اومد تو

00:05:42.250 --> 00:05:45.085
دون ،یه تکنسین جدید آزمایشگاه اومده

00:05:45.086 --> 00:05:46.353
اسمش تونی ـه

00:05:46.354 --> 00:05:48.355
حدودا ساعت 4 یا 6 میرسه

00:05:48.356 --> 00:05:50.123
وقتی رسید،اطرافو نشونش بده

00:05:50.124 --> 00:05:51.291
کاری کن احساس راحتی کنه

00:05:51.292 --> 00:05:52.359
باشهخ ،مشکلی نیست
خیلی خوب

00:05:52.360 --> 00:05:53.993
خوشحال میشم کمک کنم

00:06:03.037 --> 00:06:06.173
بیرون داشتم نمونه خون ها را جمع میکردم

00:06:06.174 --> 00:06:07.274
و همینطور که چرخیدم

00:06:07.275 --> 00:06:09.341
یه نفر را دیدم که نشسته روی صندلی

00:06:11.846 --> 00:06:15.082
هی ،تو باید "تونی" باشی

00:06:15.083 --> 00:06:17.050
یه لحظه صبر کن الان میام پیشت

00:06:17.051 --> 00:06:19.386
اون موهای فر بلوند داشت که
تا روی شونه هاش بود

00:06:19.387 --> 00:06:21.421
ریش های کم پشتی داشت

00:06:21.422 --> 00:06:23.222
یه کمی زود تر از چیزی که فکر میکردم...،

00:06:27.361 --> 00:06:29.295
کسی اونجا نبود

00:06:30.832 --> 00:06:32.532
دقیقا جلوم بود

00:06:32.533 --> 00:06:33.733
و حالا غیبش زد

00:06:33.734 --> 00:06:35.335
منظورم اینه که واسه یه ثانیه چرخیدم

00:06:35.336 --> 00:06:36.870
و اون غیبش زده بود

00:06:36.871 --> 00:06:39.606
هی

00:06:39.607 --> 00:06:42.876
یه نفر بود که لباس آبی داشت

00:06:42.877 --> 00:06:45.078
چطوری ؟من تونی هستم

00:06:45.079 --> 00:06:46.780
اون گفت اسمم تونی هست

00:06:46.781 --> 00:06:49.583
شما آدم جدید هستید؟
بله

00:06:49.584 --> 00:06:51.118
دون
بله

00:06:51.119 --> 00:06:54.654
خوشبختم

00:06:54.655 --> 00:06:55.889
چیزی نگفتم

00:06:55.890 --> 00:06:57.858
فقط گفتم از دیدنت خوشبختم

00:06:57.859 --> 00:06:59.860
چون چی قرار بود بهش بگم؟

00:06:59.861 --> 00:07:03.029
نگران بودم

00:07:03.030 --> 00:07:04.798
مشکلی پیش اومده

00:07:04.799 --> 00:07:08.435
نه،...یه چیزی دیدم

00:07:08.436 --> 00:07:10.203
چیزیه که نمیتونم توضیحی براش بدم

00:07:10.204 --> 00:07:12.037
یا اینکه من کاملا دیوونه هستم

00:07:17.645 --> 00:07:19.412
راستشو بگم یادم نمیاد

00:07:19.413 --> 00:07:21.848
تو یه هفته کلی نمونه خون داشتیم

00:07:21.849 --> 00:07:23.884
فقط میتونم تصور کنم

00:07:23.885 --> 00:07:25.552
تو یه شب خاص

00:07:25.553 --> 00:07:27.921
با یه نفر به اسم متیو داشتم میچرخیدم

00:07:27.922 --> 00:07:29.655
نزدیک اتاق پرستاران

00:07:31.259 --> 00:07:32.592
تو فکرمه که به دریاچه برکلی برم

00:07:32.593 --> 00:07:34.261
تا حالا اونجا رفتی؟
آره

00:07:34.262 --> 00:07:36.563
جای خوبیه
ماهی هم خوب داره

00:07:36.564 --> 00:07:39.499
عالیه ،واقعا عالیه

00:07:39.500 --> 00:07:41.334
تقریبا مثل صدای گربه بود

00:07:41.335 --> 00:07:43.770
اما صداش اینطوری بود

00:07:53.014 --> 00:07:54.147
و بعدش با دقت گوش کردیم

00:07:54.148 --> 00:07:56.216
و اون یه گربه نبود ،یه بچه بود

00:07:59.287 --> 00:08:01.188
میشنوی

00:08:01.189 --> 00:08:02.189
فکر کنم

00:08:02.190 --> 00:08:04.124
بیشتر از یه بچه اس

00:08:04.125 --> 00:08:06.660
صداش به نظر میرسید که یه
اتاق پر از بچه اس که گریه میکنند

00:08:12.366 --> 00:08:14.668
صبر کن صبر کن .،گوش کن

00:08:14.669 --> 00:08:18.004
و میتونستی بشنوی که صدا از پشت در میاد

00:08:19.507 --> 00:08:21.541
سعی میکردم که داخل بشم

00:08:26.914 --> 00:08:28.848
اما در قفل بود

00:08:28.849 --> 00:08:30.016
قطع شد

00:08:30.017 --> 00:08:31.484
اون زمانی که من اونجا کار میکردم

00:08:31.485 --> 00:08:33.720
تو اون بیمارستان نوزادی
را به دنیا نمی آوردند

00:08:33.721 --> 00:08:36.022
اما کوین میگفت که قبلا اونجا

00:08:36.023 --> 00:08:37.057
زایشگاه بوده

00:08:37.058 --> 00:08:38.325
گفتم ؛منظورت چیه؟

00:08:38.326 --> 00:08:41.628
و اون گفت ،جاییه که نوزادان را نگه میداشتند

00:08:41.629 --> 00:08:43.263
واقعا به یه تعطیلات نیاز دارم

00:08:43.264 --> 00:08:44.330
منم شنیدمش ،پسر

00:08:59.247 --> 00:09:03.183
یه تست داشتم که باید انجامش میدادم

00:09:03.184 --> 00:09:07.254
باید نمونه خون یه بیمار را توی جعبه میذاشتم

00:09:07.255 --> 00:09:09.055
و باید نگاه میکردی تا مطمئن بشی

00:09:09.056 --> 00:09:11.323
که نمونه کاملا جذب بشه

00:09:35.816 --> 00:09:37.516
از گوشه ی چشمم ،یه حرکتی را دیدم

00:09:43.257 --> 00:09:47.060
دوتا سایه روی دیوار دیدم

00:09:47.061 --> 00:09:51.063
سایه خودم و دقیقا کنار
سایه خودم یه سایه دیگه بود

00:09:59.907 --> 00:10:01.240
و کسی تو آزمایشگاه نبود

00:10:08.215 --> 00:10:10.517
توضیحی براش ندارم

00:10:10.518 --> 00:10:12.052
نمیدونم چطور اینو توضیح بدم

00:10:12.053 --> 00:10:15.154
واقعا مضطرب بودم که از اونجا بیام بیرون

00:10:18.159 --> 00:10:19.358
اون شب ترسیدم

00:10:25.700 --> 00:10:27.901
بعد از اون شب

00:10:27.902 --> 00:10:29.536
این فرصت را پیدا کردم که جای دیگه برم

00:10:29.537 --> 00:10:30.769
و قبولش کردم

00:10:43.684 --> 00:10:46.052
اوه خدای من داره ازم خون میاد

00:11:07.606 --> 00:11:09.707
پدر شوهرم

00:11:09.708 --> 00:11:12.810
بیمارستان قدیمیه پیترزبورگ را خرید

00:11:12.811 --> 00:11:14.845
بیمارستان واسه یه هفت سالی رها شده بود

00:11:14.846 --> 00:11:16.647
و وضعیتش خیلی نابسامان بود

00:11:16.648 --> 00:11:19.148
و اون میتونست واسه یه قیمت ارزون بخرش

00:11:22.520 --> 00:11:27.758
تصمیم گرفته بود که به
انبار تاسیسات تبدیلش کنه

00:11:27.759 --> 00:11:30.927
من مدیر کل و سرپرست انبارش بودم

00:11:35.000 --> 00:11:38.669
اولین باری که به داخل ساختمان قدم گذاشتم

00:11:38.670 --> 00:11:41.872
خیلی چندش بود

00:12:11.303 --> 00:12:13.504
کلی تخت اونجا بود

00:12:13.505 --> 00:12:16.607
همه جا پر از ویلچر بود

00:12:16.608 --> 00:12:19.242
همه جا پر از آشغال بود

00:12:27.485 --> 00:12:30.187
یه حس عجیبی داشت

00:12:30.188 --> 00:12:32.056
و من هم به خودم میگفتم

00:12:32.057 --> 00:12:33.590
این فقط یه ساختمونه

00:12:33.591 --> 00:12:35.626
همینه

00:12:35.627 --> 00:12:37.961
فقط یه ساختمون قدیمیه

00:12:59.951 --> 00:13:01.618
واسه چند هفته

00:13:01.619 --> 00:13:03.120
تو ساختمون خیلی سخت کار کردم

00:13:03.121 --> 00:13:06.756
آشغالها را بیرون ریختم
،تجهیزات را جابجا کردم

00:13:09.260 --> 00:13:10.260
حواست به پات باشه

00:13:10.261 --> 00:13:12.062
میتونی کنترل کنی؟
آره

00:13:12.063 --> 00:13:14.965
یه روز بعد از ظهر من و چارلز
که یکی ا زکارگرامون بود

00:13:14.966 --> 00:13:16.700
و طبقه پایین بودیم و داشتیم تمام

00:13:16.701 --> 00:13:19.536
جهبه هایی که پیدا میکردیم را باز میکردیم

00:13:19.537 --> 00:13:21.038
خوب حال بابات چطوره؟

00:13:21.039 --> 00:13:22.406
حالش خوبه

00:13:22.407 --> 00:13:24.475
خوشحالم که میشنوم حالش خوبه

00:13:24.476 --> 00:13:26.577
ما مشغول کارامون بودیم که یکدفعه

00:13:28.847 --> 00:13:31.148
صدای زنگ تلفن را شنیدیم

00:13:35.186 --> 00:13:37.388
یکدفعه به خودم اومدم

00:13:37.389 --> 00:13:39.189
هیچ تلفنی اونجا نیست

00:13:39.190 --> 00:13:40.958
همه ی تلفن ها از ساختمون جمع شده

00:13:40.959 --> 00:13:42.092
همهشون

00:13:50.301 --> 00:13:52.669
میگفتم :صدا از کجا میاد؟

00:14:03.848 --> 00:14:05.215
فقط یه سیم قدیمی بود که

00:14:05.216 --> 00:14:08.485
از دیوار زده بود بیرون و آویزون بود

00:14:08.486 --> 00:14:11.255
اصلا توضیحی براش نداشتم
که اون صدای زنگ از کجا میاد

00:14:11.256 --> 00:14:15.826
چون تمام تلفن ها از مدار قطع شده بودند

00:14:15.827 --> 00:14:17.894
برگردیم به کارمون

00:14:20.899 --> 00:14:24.701
درواقع اگه بخوام ،صادق باشم

00:14:24.702 --> 00:14:26.269
بدجور منو ترسوند

00:14:38.650 --> 00:14:40.918
اگه اونجا خودت تنها باشی

00:14:40.919 --> 00:14:42.519
تنهایی کار کنی

00:14:42.520 --> 00:14:46.789
خیلی راحت تو اون ساختمون میترسی

00:14:50.395 --> 00:14:52.463
یکدفعه این صدا را شنیدم

00:14:54.966 --> 00:14:58.701
خوب کارم را ول کردم و به سمت صدا رفتم

00:15:14.686 --> 00:15:17.154
اتفاقی بالا را نگاه کردم

00:15:17.155 --> 00:15:20.824
و جایی بود که قبلا پرده زده بودند

00:15:20.825 --> 00:15:23.527
و قلاب تکون میخورد

00:15:23.528 --> 00:15:25.028
تاب میخوردند

00:15:25.029 --> 00:15:26.629
عقب و جلو میرفتند

00:15:30.802 --> 00:15:32.236
اصلا هیچ بادی اونجا نبود

00:15:32.237 --> 00:15:35.072
پنجره ای باز نبود

00:15:41.412 --> 00:15:44.380
توضیحی براش ندارم

00:15:50.188 --> 00:15:52.655
واسه اتفاقی که میافتاد
نمیتونستم توضیح منطقی پیدا کنم

00:15:54.259 --> 00:15:56.226
و من خیلی مشغول بودم و درگیر

00:15:56.227 --> 00:15:57.394
کاری که انجام میدادم بودم

00:15:57.395 --> 00:16:00.329
و فقط کار میکردم

00:16:05.303 --> 00:16:08.272
هوا شروع شد به سرد شدن
دما افت کرد

00:16:08.273 --> 00:16:12.409
و همینطور که چرخیدم

00:16:12.410 --> 00:16:15.077
درجا خشکم زد

00:16:18.950 --> 00:16:21.717
میتوجه شدم که روی زمین آب ریخته

00:16:25.056 --> 00:16:28.192
و بالا را نگاه کردم

00:16:28.193 --> 00:16:29.359
هیچ لوله ی شکسته شده ای نبود

00:16:29.360 --> 00:16:30.694
بارون نمیومد

00:16:30.695 --> 00:16:34.965
خوب با خودم فکر میکردم
،پس اون از کجا اومده؟

00:16:34.966 --> 00:16:38.167
و همینطور که نزدیکتر میشدم ،متوجه چیزی شدم

00:16:42.106 --> 00:16:44.474
جای پای کوچولوی خیس

00:16:44.475 --> 00:16:45.976
جای پاها خیلی کوچیک بود

00:16:45.977 --> 00:16:49.345
به نظر میرسید که جای پاها
واسه یه بچه ی خیلی کوچیک باشه

00:16:56.988 --> 00:16:58.956
باید از اون ساختمان میزدم بیرون

00:16:58.957 --> 00:17:00.824
بدجور منو ترسوند

00:17:01.993 --> 00:17:03.493
فقط میخواستم برم بیرون

00:17:03.494 --> 00:17:05.294
از راهرو و پله ها میدویدم پایین

00:17:08.499 --> 00:17:11.301
خیلی سریع میدویدم

00:17:11.302 --> 00:17:13.236
که تقریبا نزدیک بود تو راهرو بخورم زمین

00:17:16.407 --> 00:17:17.674
یکدفعه

00:17:17.675 --> 00:17:20.344
صدای زنگ تلفن را دوباره شنیدم

00:17:24.716 --> 00:17:27.618
مثل اینکه تمام تلفن های
بیمارستان تو یه زمان زنگ میخوردند

00:17:41.799 --> 00:17:44.768
سرم محکم به پشت خورد به دیوار

00:17:44.769 --> 00:17:48.071
اونقدر محکم بود که
تقریبا داشتم از هوش میرفتم

00:17:57.248 --> 00:17:59.850
بعدش متوجه شدم که

00:17:59.851 --> 00:18:02.051
به کمک نیاز دارم

00:18:26.975 --> 00:18:29.410
یه روز بعد از ظهر تلفنم زنگ خورد

00:18:29.411 --> 00:18:31.078
بله؟
سلام

00:18:31.079 --> 00:18:32.914
اسمم استیسی هست

00:18:32.915 --> 00:18:34.682
اون توضیح داد که اسمش استیسی هست

00:18:34.683 --> 00:18:38.553
و اینکه اون مسئول یه
بیمارستان در پیترزبورگ هست

00:18:38.554 --> 00:18:41.889
یه چیزی بود که قطعا اونو ترسونده بود

00:18:42.991 --> 00:18:44.759
بهت زنگ میزنم ،استیسی

00:18:44.760 --> 00:18:48.629
اون کمک میخواست

00:18:48.630 --> 00:18:51.899
قطعا ضروریه که یه
تحقیق پیش زمینه داشته باشی

00:18:51.900 --> 00:18:54.801
و بدونی که داری وارد چه قضیه ای میشی

00:18:58.574 --> 00:19:01.676
"بیمارستان شهرداری پیتزبورگ
جنوبی" را در گوگل سرچ کردم

00:19:01.677 --> 00:19:03.077
و یکدفعه

00:19:03.078 --> 00:19:05.880
تمام این داستانها بالا اومد

00:19:05.881 --> 00:19:08.382
مریض هایی که اونجا مرده بودند

00:19:08.383 --> 00:19:12.253
و چطور از بچه ها مراقبت نمیشد

00:19:12.254 --> 00:19:15.256
مرگ و میر بالایی اونجا بود

00:19:15.257 --> 00:19:18.259
داستهای متفاوتی در مورد

00:19:18.260 --> 00:19:23.397
بیمارستان بود که عقل از سرت میپرید

00:19:23.398 --> 00:19:25.199
اگه قراره که بفهمم چه خبره

00:19:25.200 --> 00:19:27.301
باید با چشم های خودم ببینم

00:19:27.302 --> 00:19:30.503
باید تیم را دور هم جمع کنیم

00:19:31.254 --> 00:19:36.254
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:19:36.278 --> 00:19:39.146
نوار اول ،روز اول از

00:19:39.147 --> 00:19:42.950
تحقیقات گروه در بیمارستان پیترزبورگ

00:19:42.951 --> 00:19:44.285
دیدمشون

00:19:44.286 --> 00:19:46.420
بقیه اعضای گروه هم اونجان

00:19:46.421 --> 00:19:47.922
به نظر خوب میان ،خیلی خوبه

00:19:47.923 --> 00:19:49.190
خوب قراره دو شب اینجا باشیم

00:19:49.191 --> 00:19:52.360
و تجهیزاتمون را کار بزاریم
تا ببینیم چی میتونیم بگیریم

00:19:54.396 --> 00:19:55.496
ببینیم چه خبره

00:19:55.497 --> 00:19:57.131
چه حسی داری، جن؟

00:19:57.132 --> 00:19:59.533
یه کمی نگرانم

00:19:59.534 --> 00:20:01.002
اوه ،همه چی ردیفه

00:20:01.003 --> 00:20:02.970
هواتو دارم

00:20:02.971 --> 00:20:06.807
بزن بریم و بقیه گروه را ببینیم

00:20:06.808 --> 00:20:08.609
ببینیم اوضاع چطوره

00:20:08.610 --> 00:20:10.378
با گروه شانون حدود

00:20:10.379 --> 00:20:13.147
دوسال و نیم کار میکردم

00:20:13.148 --> 00:20:15.049
میدونید ،من از اون آدمهایی بودن که

00:20:15.050 --> 00:20:17.285
همیشه یه دوربین تو دستش هست

00:20:17.286 --> 00:20:19.820
خیلی خوب ،حدودا ساعت 8:15

00:20:19.821 --> 00:20:23.190
و ما اینجا داخل بیمارستان هستیم

00:20:23.191 --> 00:20:25.359
میخواستم از تمام اتفاقات فیلم بگیرم

00:20:25.360 --> 00:20:26.961
اینا بقیه اعضای گروهن که پشت سر منن

00:20:26.962 --> 00:20:29.764
بریم ببینیم اوضاشون چطوره

00:20:29.765 --> 00:20:31.832
انجام این جور کارا به من حس اشتیاق میداد

00:20:31.833 --> 00:20:34.001
این جنیفره ،از اعضای جدیده

00:20:34.002 --> 00:20:35.803
بگو سلام ،جن
سلام

00:20:35.804 --> 00:20:39.073
اصلا تو عمرم تو تحقیقات ماورا طبیعی نبودم و

00:20:39.074 --> 00:20:41.542
این مورد اولین بارم بود

00:20:41.543 --> 00:20:43.544
بله ،اون رابینه اونجا

00:20:43.545 --> 00:20:44.545
اون مدیوم هست
سلام

00:20:44.546 --> 00:20:46.113
من یه مدیوم هستم

00:20:46.114 --> 00:20:51.585
اما همچنین تاریخدان و محقق هم هستم

00:20:51.586 --> 00:20:53.754
شانون چیزی در مورد اونجا به من نگفت

00:20:53.755 --> 00:20:56.991
اون میخواستم که هر چیزی
را خودم به طور مستقیم حس کنم

00:20:56.992 --> 00:20:59.894
هیجان زده بودم

00:20:59.895 --> 00:21:02.430
و اینم هم شما و شاوون بزرگ

00:21:02.431 --> 00:21:06.100
مرد تکنسین ماست
چطوری،شاوون؟

00:21:06.101 --> 00:21:07.101
خوب

00:21:07.102 --> 00:21:08.569
من تکنسین هستم

00:21:08.570 --> 00:21:09.904
باید مطمئن بشم که تمام
چیزهایی که فیلم برداری کردیم

00:21:09.905 --> 00:21:11.072
همشون ضبط شده باشه

00:21:11.073 --> 00:21:12.773
مطمئن بشم دوربین ها کار میکنن

00:21:12.774 --> 00:21:14.141
ضبط صداها کار میکنن

00:21:14.142 --> 00:21:17.979
بیمارستام به نظرم خیلی مرموز میومد

00:21:17.980 --> 00:21:20.014
لحظه شماری میکردم که برم تو

00:21:20.015 --> 00:21:21.415
و ببینم که چی گیرمون میاد

00:21:21.416 --> 00:21:25.052
و در آخر هم رهبر نترس ما شانون

00:21:25.053 --> 00:21:27.321
کودی،میشه بس کنی و یه کمکی کنی؟

00:21:27.322 --> 00:21:29.322
زود باش

00:21:31.426 --> 00:21:33.861
این جنیفره
سلام

00:21:33.862 --> 00:21:38.499
گروه را بیرون بیمارستان دیدم

00:21:38.500 --> 00:21:41.869
ازم میخواستن که باهاشون برم
داخل و اطراف را نشونشون بدم

00:21:41.870 --> 00:21:44.605
اما گفتم نه و من اون تو برنمیگردم

00:21:44.606 --> 00:21:46.706
تا زمانی که بفهمم چه خبره اونجا

00:21:54.383 --> 00:21:56.516
حالت خوبه؟
آره

00:22:01.023 --> 00:22:02.456
کمپ اصلی را راه میندازیم

00:22:02.457 --> 00:22:03.991
همه کارشون را درست انجام میدم

00:22:03.992 --> 00:22:06.160
بزار ببینم چکار میکنن

00:22:06.161 --> 00:22:07.828
خوب اینجا شاونه

00:22:07.829 --> 00:22:10.498
شاون داره ژنراتور را راه
میندازه تا یه کمی نور داشته باشیم

00:22:10.499 --> 00:22:14.068
ما کمپ اصلی را تو اتاق پرستاران قرار دادیم

00:22:14.069 --> 00:22:15.935
تو طبقه دوم از بیمارستان

00:22:19.641 --> 00:22:20.941
هی کوین ،رفتی تو خلسه؟

00:22:23.879 --> 00:22:27.381
به سکوت احتیاج دارم
ببخشید

00:22:27.382 --> 00:22:28.816
اینجا را ببین

00:22:28.817 --> 00:22:30.551
خیلی کثیفه

00:22:30.552 --> 00:22:33.020
مجبور نیستیم تمیزش کنیم

00:22:33.021 --> 00:22:35.222
و بعدش اینجا "جن" هست

00:22:35.223 --> 00:22:38.726
جن هم داره رو قسمتهای دیگه کار میکنه

00:22:38.727 --> 00:22:40.561
سلام جن
سلام

00:22:40.562 --> 00:22:44.498
کیسه های خواب ،آب،چراغ قوه و باتری داشتیم

00:22:44.499 --> 00:22:45.966
همه چیز با خودمون داشتیم

00:22:45.967 --> 00:22:48.202
یادت باشه ،جای خواب من
را بیشتر گرم و نرمش کن

00:22:48.203 --> 00:22:51.138
و از شاوون دورتر جامو بزار

00:22:51.139 --> 00:22:54.141
اگه یه کمی از اون نعنا ها داری میتونی
بزاری روی متکام

00:22:54.142 --> 00:22:56.977
تا ببینم چکار میتونم بکنم
ممنون

00:22:56.978 --> 00:22:59.013
شش تا دوربین داشتیم و همه را کار گذاشتم

00:22:59.014 --> 00:23:01.549
تو زاویه های مختلف در کل بیمارستان

00:23:01.550 --> 00:23:05.919
طبقه ی سوم ،زیرزمین

00:23:08.657 --> 00:23:11.524
اتاق اضراری،آّی سی یو

00:23:17.065 --> 00:23:18.299
فقط میخواستم مطمئن بشم

00:23:18.300 --> 00:23:19.899
که کل ساختمون را با دوربین پوشش بدم

00:23:36.251 --> 00:23:39.085
بچه ها،چراغا را خاموش کنید

00:23:41.756 --> 00:23:43.958
بزارید روی دید در شب

00:23:43.959 --> 00:23:45.993
مطمئن باش که "k 2" متر خوب کار میکنه

00:23:45.994 --> 00:23:47.394
کار میکنه

00:23:47.395 --> 00:23:52.066
یک K-2 متر اساسا
تغییرات در میدان الکترومغناطیسی

00:23:52.067 --> 00:23:55.002
 را جستجو می کند.

00:23:55.003 --> 00:23:57.471
هر تغییری روی اون ممکنه

00:23:57.472 --> 00:23:59.273
نشانی از حضور یه روح باشه

00:23:59.274 --> 00:24:02.910
آماده اید؟دوربین ها را چک کنید؟

00:24:02.911 --> 00:24:05.146
آخرین چیزی که شاوون
گفت این بود که با هم بمونید

00:24:05.147 --> 00:24:06.614
و بی سیم هاتونو روشن بزارید

00:24:08.016 --> 00:24:11.886
بزن بریم بچه ها

00:24:11.887 --> 00:24:14.988
شروع کردیم به قدم زدن تو بیمارستان

00:24:23.431 --> 00:24:25.065
ما کمپ اصلی را رها کردیم و

00:24:25.066 --> 00:24:27.800
به سمت طبقه ی دوم حرکت کردیم

00:24:36.244 --> 00:24:38.512
همه حالشون خوبه؟

00:24:38.513 --> 00:24:40.180
آره

00:24:58.700 --> 00:25:02.602
به نظر میرسید که راهرو خیلی طولانی شده بود

00:25:10.212 --> 00:25:11.712
یه چیزی پیدا کرد

00:25:13.215 --> 00:25:14.615
اون چیه؟

00:25:14.616 --> 00:25:16.750
به k 2 متر که تو دستم بود نگاه کردم

00:25:16.751 --> 00:25:18.686
چرااغ های روش روشن و خاموش میشد

00:25:22.224 --> 00:25:23.591
چیه ،مرد؟

00:25:28.029 --> 00:25:30.731
رفت

00:25:30.732 --> 00:25:33.167
خیلی خوب ،بیایید ادامه بدیم

00:25:33.168 --> 00:25:35.970
خیلی آروم و خوب

00:25:43.011 --> 00:25:45.412
فقط مواظب قدمهاتون باشید

00:25:53.221 --> 00:25:56.690
ساعت یازده و هفده دقیقه است و ما

00:25:56.691 --> 00:25:59.892
وارد یه جایی شدیم که مثل آزامایشگاهه

00:26:02.264 --> 00:26:04.197
رابین ،میشه نور را کمی بگیری اینجا؟

00:26:07.202 --> 00:26:08.868
خوبه؟

00:26:26.254 --> 00:26:28.788
فقط سوسکه

00:26:41.202 --> 00:26:45.039
قلبم شروع کرد به زدن

00:26:45.040 --> 00:26:49.510
رابین ،چی حس میکنی؟

00:26:49.511 --> 00:26:51.011
حس خیلی نگران کننده ای بود

00:26:51.012 --> 00:26:53.347
بچه ها حواستون باشه

00:26:53.348 --> 00:26:56.383
حس میکردم که یه چیز بدی قراره اتفاق بیافته

00:26:56.384 --> 00:26:58.552
یه حضوری را اینجا حس میکنم

00:26:58.553 --> 00:27:01.822
چه جور حضوری؟

00:27:01.823 --> 00:27:05.092
مطمئن نیستم اما قطعا یه چیزی را حس میکنم

00:27:05.093 --> 00:27:08.829
خیلی شدید بود و منم  یه کمی میلرزیدم

00:27:08.830 --> 00:27:10.631
و صادقانه بگم همچین حسی اصلا واسم

00:27:10.632 --> 00:27:11.731
جای دیگه اتفاق نیافتاده بود

00:27:23.778 --> 00:27:26.413
بیشتر وقت ها از نور اینرارد استفاده میکردیم

00:27:26.414 --> 00:27:28.882
دید در شب

00:27:28.883 --> 00:27:30.050
ازتون میخوام که

00:27:30.051 --> 00:27:31.185
چراغ قوه هاتون را خاموش کنید

00:27:31.186 --> 00:27:33.620
و تا اونجایی که میتونید آروم حرکت کنید

00:27:33.621 --> 00:27:34.788
متوجه شدید؟

00:27:34.789 --> 00:27:38.625
آره
کنار هم بمونید

00:27:38.626 --> 00:27:40.928
خیلی تاریک بود

00:27:40.929 --> 00:27:42.563
هیچ چیزی را نمیدیدی

00:27:42.564 --> 00:27:43.563
نمیدونستی کجا پا بزاری

00:28:04.819 --> 00:28:08.422
اوه خدای من
چی بود

00:28:08.423 --> 00:28:10.891
کسی اینو میخواد؟
فقط نزدیک هم بمونید

00:28:10.892 --> 00:28:12.226
جنیفر ،خوبی؟

00:28:12.227 --> 00:28:13.260
آره ،آره،چیزی نیست

00:28:13.261 --> 00:28:16.363
باشه

00:28:31.413 --> 00:28:32.813
شانون داشت خفه میشد

00:28:32.814 --> 00:28:34.615
به نظر میرسید که انگار مشکل تنفسی داره

00:28:34.616 --> 00:28:35.983
شانون

00:28:35.984 --> 00:28:37.484
اوه خدای من
شانون داره خفه میشه

00:28:41.423 --> 00:28:43.390
حالت خوب میشه

00:28:43.391 --> 00:28:45.058
نگران بودم یه چیزی واقعا اونجا اشتباه بود

00:28:45.059 --> 00:28:46.627
خوب میشی

00:28:46.628 --> 00:28:48.728
چیزی نیست

00:29:07.945 --> 00:29:10.847
یکدفعه ،تموم شد و من
میتونستم دوباره نفس بکشم

00:29:10.848 --> 00:29:13.782
زود باش نفس بکش

00:29:21.792 --> 00:29:23.393
رابین؟

00:29:23.394 --> 00:29:25.995
متوجه شدم که رابین را نمیبینم

00:29:25.996 --> 00:29:27.529
رابین کو؟

00:29:29.433 --> 00:29:31.768
نمیدونم

00:29:31.769 --> 00:29:34.003
کسی از شما ندیدش؟

00:29:34.004 --> 00:29:36.039
کسی رابین را ندیده؟

00:29:36.040 --> 00:29:37.273
خیلی درگیر شانون بودم

00:29:37.274 --> 00:29:38.908
و متوجه نشدم که رابین گم شده

00:29:41.579 --> 00:29:42.878
رابین؟

00:30:08.539 --> 00:30:12.375
شانون داشت خفه میشد و خوب
من به سمت کمپ اصلی دویدم

00:30:12.376 --> 00:30:14.276
تا یه کم آب بیارم شاید بتونم کمک کنم

00:30:21.318 --> 00:30:23.987
سعی میکردم تمام وسایلهای همه را بگردم تا

00:30:23.988 --> 00:30:26.555
یه بطری آب پیدا کنم

00:30:40.671 --> 00:30:43.173
یکدفعه صدای هییسسس را

00:30:43.174 --> 00:30:44.240
از پشت سرم شنیدم

00:31:03.494 --> 00:31:05.628
شانون نباید خودش سرخود میرفت

00:31:05.629 --> 00:31:08.431
آره ،اون دیوونه اس
یه روح واقعی آزاد

00:31:08.432 --> 00:31:10.200
ساکت باش

00:31:10.201 --> 00:31:12.535
چی،؟اون چیه؟

00:31:12.536 --> 00:31:14.204
صدا را شنیدی؟

00:31:14.205 --> 00:31:17.040
یکدفعه صدای جیر جیر شنیدم

00:31:31.822 --> 00:31:34.657
باورم نمیشد چی دارم میبینم

00:31:34.658 --> 00:31:36.960
در خودش تکون میخورد

00:31:39.630 --> 00:31:41.865
شانون

00:31:41.866 --> 00:31:45.301
باید همین الان بیایی زیرزمین

00:31:45.302 --> 00:31:46.768
باید اینو ببینی

00:32:01.151 --> 00:32:02.584
چه خبره؟

00:32:08.592 --> 00:32:13.263
از اتفاقی که داشت میافتاد تو شوک بودیم

00:32:13.264 --> 00:32:16.232
در هی باز و بسته میشد

00:32:19.069 --> 00:32:22.572
چطور اینطوری مییشه؟

00:32:22.573 --> 00:32:25.774
آیا باد میاد یا
پنجره ای بازه؟

00:32:27.344 --> 00:32:30.179
هیچ بنجره ای نیست؟

00:32:30.180 --> 00:32:31.313
ما تو زیرزمینیم

00:32:37.988 --> 00:32:38.921
وایسا

00:32:49.800 --> 00:32:52.001
یکدفعه ،بوووم

00:32:54.538 --> 00:32:57.840
درها هی محکم باز و بسته میشدند

00:33:10.254 --> 00:33:13.055
و فکر کنم ...فکر کنم که یه صدایی شنیدم

00:33:21.765 --> 00:33:23.532
یه جورایی این پایین ترسیدم

00:33:38.549 --> 00:33:40.717
بیست و یک دقیقه از نمیه شب گذشته

00:33:40.718 --> 00:33:42.719
و

00:33:42.720 --> 00:33:45.454
این پایین تو زیرزمین

00:33:54.131 --> 00:33:56.332
صدای موتور را میشنوم

00:33:56.333 --> 00:33:58.801
صدای حرکت کابل ها را میشنیدم

00:34:04.208 --> 00:34:05.775
عجیبه ،چون

00:34:05.776 --> 00:34:09.345
هیچ منبع برقی اینجا نیست

00:34:09.346 --> 00:34:12.015
از آسانسور میاد

00:34:34.838 --> 00:34:36.104
خوبی؟

00:34:37.408 --> 00:34:38.741
چی شده عزیزم؟

00:34:38.742 --> 00:34:40.743
حس میکنم مریضم

00:34:40.744 --> 00:34:42.078
فقط بشین

00:34:42.079 --> 00:34:44.714
حس میکنم داره سرم گیج میره
بشین

00:34:44.715 --> 00:34:47.050
شانون گفت که داره سرش گیج میره

00:34:47.051 --> 00:34:48.351
و باید بشینه

00:34:48.352 --> 00:34:51.354
حالت خوبه

00:34:51.355 --> 00:34:53.422
شانون؟

00:35:02.299 --> 00:35:03.966
قرار بود که با هم باشیم

00:35:03.967 --> 00:35:05.468
الکی چرخیدن را بزار کنار

00:35:05.469 --> 00:35:08.137
خیلی خوب ،فقط صدایی را که شنیدم چک میکردم

00:35:08.138 --> 00:35:10.072
دیگه تکرار نمیشه

00:35:19.550 --> 00:35:22.452
دیدم یه چیزی پشت رابین وایستاده

00:35:22.453 --> 00:35:24.920
کاملا وحشت کرده بودم

00:35:42.904 --> 00:35:44.705
زود باشید

00:35:50.345 --> 00:35:52.346
زود باشید ،،برید

00:35:52.347 --> 00:35:53.681
زود باشید

00:35:53.682 --> 00:35:55.182
بروووو،بروووو

00:35:55.183 --> 00:35:57.117
برووو،زود باش

00:36:06.127 --> 00:36:07.461
اون دیگه چی بود؟

00:36:07.462 --> 00:36:09.063
خوشم نمیاد از این کار

00:36:12.400 --> 00:36:13.901
رابین ،خوبی؟

00:36:13.902 --> 00:36:15.569
دلم
خوبی؟

00:36:15.570 --> 00:36:17.638
حس میکنم باید دراز بکشم
باشه

00:36:17.639 --> 00:36:19.840
رابین به نظر خوب نمیومد

00:36:19.841 --> 00:36:22.843
رنگ و روش پریده بود و
عرق کرده بود و میلرزید

00:36:24.012 --> 00:36:25.645
نفس بکش

00:36:31.386 --> 00:36:33.220
آروم و یواش

00:36:37.459 --> 00:36:38.792
انرژیم از بین رفته بود

00:36:38.793 --> 00:36:40.160
درد میکشیدم

00:36:40.161 --> 00:36:41.661
احساس بدی داشتم

00:36:46.368 --> 00:36:47.701
به من نگاه کن

00:36:47.702 --> 00:36:50.037
ما تو اتاق بغل هستیم

00:36:50.038 --> 00:36:51.205
باشه؟

00:36:52.707 --> 00:36:54.041
فقط نفس بکش

00:36:54.042 --> 00:36:56.643
باشه

00:37:00.148 --> 00:37:02.316
الان میاییم رابین

00:37:11.092 --> 00:37:13.594
درمورد اینکه باید چکار کنیم حرف میزدیم

00:37:13.595 --> 00:37:16.597
فکر نمیکنم که بیشتر
از این باید اینجا بمونیم

00:37:16.598 --> 00:37:17.931
چی؟

00:37:17.932 --> 00:37:19.900
نمیتونیم هنوز بریم
تازه داره خوب میشه

00:37:19.901 --> 00:37:22.002
در واقع بیشتر هیجان زده شدم

00:37:22.003 --> 00:37:24.438
میدونید در واقع اون باعث شد دلم بخواد بمونم

00:37:24.439 --> 00:37:26.440
تو چی فکر میکنی،شانون؟

00:37:26.441 --> 00:37:28.142
باید همون لحظه ترک میرفتیم

00:37:28.143 --> 00:37:29.610
بهتر بود همه چیز را جمع میکردیم

00:37:29.611 --> 00:37:30.911
میزاشتیم تو ماشین

00:37:30.912 --> 00:37:34.081
و بهتر بود که اونجا را ترک میکردیم

00:37:34.082 --> 00:37:36.015
فکر میکنم بهتره بمونیم

00:37:46.661 --> 00:37:47.961
حس کردم

00:37:47.962 --> 00:37:50.197
که انگار دوتا دست

00:37:50.198 --> 00:37:52.366
یه جوراییی داخل پشتم شده

00:37:52.367 --> 00:37:56.170
و تا اونجایی که میشه داره محکم فشار میده

00:38:24.199 --> 00:38:26.333
نمیتونم در را باز کنم

00:38:26.334 --> 00:38:27.468
خوب محکم به در میکوبیدم

00:38:27.469 --> 00:38:29.636
و سعی میکردم که برم تو پیش رابین

00:38:30.191 --> 00:38:40.191
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:38:40.215 --> 00:38:41.548
رابین

00:38:41.549 --> 00:38:44.551
چی شده؟

00:38:44.552 --> 00:38:46.587
خوبی ؟چی شده؟

00:38:46.588 --> 00:38:50.257
واقعا یه اتفاقی واسه رابین افتاده بود

00:38:50.258 --> 00:38:51.859
منو میترسوند که اونو اینطوری ببینم

00:38:51.860 --> 00:38:53.627
نمیدونستم چه اتفاقی براش افتاده

00:38:53.628 --> 00:38:54.795
باید از اینجا بریم

00:38:54.796 --> 00:38:55.963
زود باش رابین

00:38:55.964 --> 00:38:57.464
بریم
خیلی خوب بریم

00:38:57.465 --> 00:38:59.633
زود باش

00:39:04.973 --> 00:39:07.741
از این طرف

00:39:07.742 --> 00:39:08.909
بریم

00:39:08.910 --> 00:39:10.744
راهو باز کن

00:39:13.148 --> 00:39:15.515
بغلش کردم و گذاشتمش
روی یکی از ویلچرهای قدیمی

00:39:19.554 --> 00:39:21.555
زود باش رابین ،با من حرف بزن

00:39:21.556 --> 00:39:22.890
چی شده؟

00:39:22.891 --> 00:39:24.391
داره ازم خون میره

00:39:24.392 --> 00:39:25.526
خدای من
چی؟

00:39:29.364 --> 00:39:30.697
خون زیادیه

00:39:33.668 --> 00:39:35.869
یکدفعه شنیدم

00:39:35.870 --> 00:39:39.740
یه صدای جیغ خیلی وحشتناکی

00:39:46.314 --> 00:39:47.548
جیغ گوش خراشی بود

00:39:47.549 --> 00:39:48.982
که کل اتاق می پیچید

00:39:51.152 --> 00:39:53.387
با سرعت اونو از راهرو میبردیم

00:40:12.607 --> 00:40:13.774
ببین ،ببین

00:40:13.775 --> 00:40:15.074
بپیچ به گوشه

00:40:18.780 --> 00:40:20.246
باشه

00:40:28.456 --> 00:40:32.326
حس آزادی بود دقیقا از اینکه

00:40:32.327 --> 00:40:34.494
از اون بیمارستان اومدیم بیرون

00:40:34.495 --> 00:40:36.330
بدش به من

00:40:36.331 --> 00:40:37.664
چی شده؟

00:40:44.606 --> 00:40:47.641
رابین را به نزدیکترین بیمارستان بردیم

00:40:52.747 --> 00:40:54.348
دکتر منو کشید کنار و

00:40:54.349 --> 00:40:58.685
هی ازم میپرسید که آیا رابین تصادف کرده؟

00:40:58.686 --> 00:40:59.953
نه

00:41:01.122 --> 00:41:02.356
خوب فکر میکنم که اون

00:41:02.357 --> 00:41:03.757
از نوعی از آسیب های داخلی رنج میبره

00:41:03.758 --> 00:41:05.058
دکتر گفت

00:41:05.059 --> 00:41:06.793
که اندامهای داخلی بدنش داغون شده

00:41:06.794 --> 00:41:08.962
با گفتن اون عقل از سرمون پرید

00:41:08.963 --> 00:41:10.998
اون این صدمات حجیم داخلی را دیده

00:41:10.999 --> 00:41:12.965
و اون اصلا تو هیچ تصادفی نبوده

00:41:15.236 --> 00:41:17.371
اونا میخواستن با خانواده اش تماس بگیرن

00:41:17.372 --> 00:41:18.705
خوب چون یه درصدی بود که ممکنه

00:41:18.706 --> 00:41:20.473
رابین نتونه زنده بمونه

00:41:21.666 --> 00:41:35.666
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:41:38.090 --> 00:41:40.725
دکترها نتونستند بفهمن

00:41:40.726 --> 00:41:43.194
سه تا متخصص قلب متفاوت آمدند

00:41:43.195 --> 00:41:45.863
سعی کردند که بفهمن چرا

00:41:45.864 --> 00:41:48.066
تمامی شریان های شکمم متلاشی شده بود

00:41:48.067 --> 00:41:51.002
فقط یکدفعه بدون هیچ مریضی و تصادفی

00:41:51.003 --> 00:41:52.570
نباید اینطور بشه

00:41:52.571 --> 00:41:57.775
خوب شدن رابین کاملا معجزه بود

00:41:57.776 --> 00:42:01.312
خون ریزی به طور معجزه آسایی قطع شد

00:42:01.313 --> 00:42:05.048
و از اونجا خیالمون راحت شد

00:42:10.723 --> 00:42:13.925
قبلا به اون بیمارستان به عنوان یه چیز

00:42:13.926 --> 00:42:16.194
شیطانی فکر میکردم

00:42:16.195 --> 00:42:19.097
اما الان که در موردش فهمیدم

00:42:19.098 --> 00:42:21.431
دیگه همچین حسی نسبت بهش ندارم

00:42:28.273 --> 00:42:31.608
شواهدی از غم واندوه وجود دارد

00:42:34.179 --> 00:42:39.183
و درد و اندوه و مرگ

00:42:43.088 --> 00:42:46.257
و هر لحظه که تو اون نقطه اتفاق میافته

00:42:46.258 --> 00:42:48.892
اون اثرشو بر جای میذاره