﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:30.880 --> 00:01:32.580
‫تو حواست به مغازه‌ست، ایچیتارو؟‬

00:01:33.290 --> 00:01:35.080
‫چه عجب.‬

00:01:35.380 --> 00:01:39.540
‫آره. نمی‌دونم به خاطر داروئه‬
‫یا چی، ولی امروز حالم خوبه.‬

00:01:39.630 --> 00:01:41.830
‫جدا؟ عالیه.‬

00:01:42.540 --> 00:01:45.710
‫این هدیه عیادت بود،‬
‫ولی بازم بگیرش.‬

00:01:46.250 --> 00:01:47.830
‫چایی درست کنم؟‬

00:01:47.920 --> 00:01:49.040
‫نه.‬

00:01:49.130 --> 00:01:52.170
‫امروز یکم شلوغه،‬
‫پس من برمی‌گردم مغازه.‬

00:01:52.710 --> 00:01:54.130
‫تو هم حتما کار داری.‬

00:01:54.210 --> 00:01:57.330
‫آه، باشه. پس بعدا می‌بینمت، ایکیچی.‬

00:02:04.380 --> 00:02:06.830
‫ارباب جوان، پرید تو گلوت؟‬

00:02:06.920 --> 00:02:09.380
‫نه، فقط مزه‌ش افتضاحه.‬

00:02:09.460 --> 00:02:11.960
‫ایکیچی درستشون کرده؟‬

00:02:12.830 --> 00:02:14.130
‫از کجا فهمیدی؟‬

00:02:16.380 --> 00:02:17.830
‫می‌دمشون بره.‬

00:02:18.080 --> 00:02:20.960
‫بذار یه شیرینی دیگه برات بیارم بخوری.‬

00:02:22.460 --> 00:02:23.630
‫واقعا، قربان.‬

00:02:23.710 --> 00:02:25.500
‫نمی‌دونم چی بهتون بگم.‬

00:02:28.750 --> 00:02:31.750
‫بده‌ش به من. شنیدم اینجا داریدش.‬

00:02:31.830 --> 00:02:33.330
‫ما همچین دارویی نداریم.‬

00:02:33.710 --> 00:02:34.830
‫مشکل چیه؟‬

00:02:34.920 --> 00:02:36.380
‫شما اینجا دارو دارید، درسته؟‬

00:02:36.460 --> 00:02:40.080
<i>‫یه داروی مخصوص. دارویی که زندگی رو برمی‌گردونه.‬</i>

00:02:41.580 --> 00:02:42.670
‫بده‌ش به من.‬

00:02:42.750 --> 00:02:48.000
‫قربان، ما واقعا طیف وسیعی‬
‫از داروها رو داریم.‬

00:02:48.750 --> 00:02:53.210
‫با این حال، داروهای کمیاب قیمت‌های بالایی دارن.‬

00:02:53.500 --> 00:02:55.460
‫آره، می‌دونم.‬

00:03:01.540 --> 00:03:03.540
‫کافی نیست؟ چقدر کم دارم؟‬

00:03:03.880 --> 00:03:05.710
‫التماست می‌کنم. بفروشش به من.‬

00:03:06.130 --> 00:03:08.500
<i>‫کسی تو خانواده‌ش مریضه؟‬</i>

00:03:09.130 --> 00:03:13.750
‫خیلی خب. بذار اول‬
‫پولتو بشمرم.‬

00:03:13.960 --> 00:03:14.960
‫نیکیچی.‬

00:03:15.080 --> 00:03:17.380
‫این آقا رو به اتاق پشتی راهنمایی کن.‬

00:03:20.670 --> 00:03:22.960
‫اشتباهی در کار نیست. می‌تونم بوشو حس کنم.‬

00:03:23.670 --> 00:03:25.960
‫دارو رو بده به من. سریع باش.‬

00:03:26.130 --> 00:03:30.330
‫قربان، دوست ندارم فضولی کنم، ولی شما‬
‫شاید فامیل مریضی دارید؟‬

00:03:30.790 --> 00:03:32.710
‫مریض؟ نه.‬

00:03:32.790 --> 00:03:36.580
‫معلومه که نه. کل خانواده‌م‬
‫سالمن. چرا می‌پرسی؟‬

00:03:36.790 --> 00:03:39.960
‫چرا؟ ما اینجا دارو می‌فروشیم.‬

00:03:40.080 --> 00:03:42.710
‫خیلی از مشتریای ما‬
‫آدمای مریضی دارن که باید ازشون مراقبت کنن.‬

00:03:44.880 --> 00:03:48.290
‫اگه کسی تو خونه مریض نیست،‬
‫پس به خاطر خودت،‬

00:03:49.040 --> 00:03:50.880
‫پولتو خرج دارو نکن.‬

00:03:55.290 --> 00:03:57.000
<i>‫مومیایی یه داروی کمیابه.‬</i>

00:03:57.750 --> 00:04:01.960
<i>‫مردم اونو به عنوان نوشدارو جا می‌زنن،‬
‫ولی کلی پولشه و هیچ فایده‌ای هم نداره.‬</i>
<i></i>

00:04:02.750 --> 00:04:06.210
<i>‫اگه واقعا کار می‌کرد، پدر و مادرم‬
‫مطمئن می‌شدن که خودمم ازش داشته باشم.‬</i>
<i></i>

00:04:07.210 --> 00:04:12.000
‫خیلی بهتره که‬
‫به جاش غذای مقوی بخری.‬

00:04:12.290 --> 00:04:17.790
‫منظورت چیه؟ چون پولدار نیستم‬
‫چیزای لوکس بهم نمی‌فروشی؟‬

00:04:18.790 --> 00:04:22.960
‫ارباب جوان، پیشنهاد می‌کنم اگه اینقدر‬
‫می‌خوادش بهش بفروشید.‬

00:04:23.130 --> 00:04:24.210
‫نیکیچی؟‬

00:04:24.290 --> 00:04:28.630
‫به نظر از اونایی میاد که اگه داروشو نگیره‬
‫کینه به دل می‌گیره.‬

00:04:30.540 --> 00:04:34.710
‫دوست ندارم ببینم سر یه تیکه‬
‫مومیایی برای خودت دشمن درست کنی.‬

00:04:34.790 --> 00:04:36.000
‫باشه.‬

00:04:36.750 --> 00:04:38.670
‫پس بهت می‌فروشمش.‬

00:04:45.750 --> 00:04:46.960
‫اشتباهی در کار نیست.‬

00:04:47.790 --> 00:04:51.040
‫همین بوئه. اشتباهی در کار نیست!‬

00:04:51.290 --> 00:04:55.040
<i>‫چه بویی؟ یادم نمیاد‬
‫بوی خاصی بده.‬</i>
<i></i>

00:05:00.540 --> 00:05:04.170
<i>‫اون قطعا انسانه.‬
‫با یه نگاه می‌تونم بفهمم.‬</i>
<i></i>

00:05:05.420 --> 00:05:11.130
<i>‫ولی به دلایلی، فقط همین که‬
‫پشتمه باعث می‌شه مورمورم بشه.‬</i>
<i></i>

00:05:12.380 --> 00:05:15.040
<i>‫داروشو بهش می‌دم‬
‫و از اینجا دکش می‌کنم.‬</i>
<i></i>

00:05:30.710 --> 00:05:32.540
‫آقا، داری چیکار می‌کنی؟‬

00:05:32.630 --> 00:05:35.170
‫این باید همون دارو باشه.‬
‫این منو نجات می‌ده.‬

00:05:35.420 --> 00:05:38.330
‫حالا که دارمش، من...‬

00:05:42.380 --> 00:05:44.920
‫آقا، اون گرونه.‬

00:05:48.210 --> 00:05:50.290
‫این اون نیست. همه‌ش اشتباهه!‬

00:05:50.670 --> 00:05:51.830
‫گولم زدی!‬

00:05:53.750 --> 00:05:54.830
‫ارباب جوان!‬

00:05:54.920 --> 00:05:56.130
‫آسیب دیدی؟‬

00:05:59.080 --> 00:06:00.130
‫نیکیچی؟!‬

00:06:00.210 --> 00:06:01.790
<i>‫نیکیچی رو با یه ضربه زمین زد؟‬</i>

00:06:01.880 --> 00:06:04.540
<i>‫این یارو کیه؟‬</i>

00:06:05.420 --> 00:06:06.960
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟‬

00:06:07.290 --> 00:06:09.750
<i>‫نیکیچی، حالت خوبه؟‬</i>

00:06:12.170 --> 00:06:16.250
‫همه می‌گفتن هیچی در موردش نیست‬
‫که اونو از بقیه متمایز کنه.‬

00:06:16.630 --> 00:06:19.290
‫حداقل سر این توافق داشتن که بالای ‪30‬ سالشه.‬

00:06:19.880 --> 00:06:21.580
‫یه بوی خوبی میاد.‬

00:06:21.830 --> 00:06:22.960
‫آره میاد.‬

00:06:23.500 --> 00:06:26.540
‫بده‌ش اینور. بده‌ش اینور.‬

00:06:27.790 --> 00:06:29.920
<i>‫نکنه این مرد...‬</i>

00:06:30.460 --> 00:06:34.170
<i>‫همون قاتلیه که اون شب‬
‫نزدیک معبد بهش برخوردم؟‬</i>
<i></i>

00:06:34.920 --> 00:06:37.580
<i>‫اومده اینجا منو بکشه؟‬</i>

00:06:38.330 --> 00:06:39.710
<i>‫اگه اینطوره، تو دردسر افتادم.‬</i>

00:06:42.580 --> 00:06:43.960
‫گولم زدی.‬

00:06:44.670 --> 00:06:47.630
‫این آشغال به هیچ دردی نمی‌خوره، لعنتی!‬

00:06:48.170 --> 00:06:50.040
‫یاناری، زود بیا.‬

00:06:50.130 --> 00:06:51.960
‫لعنت به همه‌ش.‬

00:07:03.710 --> 00:07:05.130
‫لعنتی! لعنتی!‬

00:07:05.210 --> 00:07:06.580
‫یاناری، ساسوکه رو بیار.‬

00:07:06.670 --> 00:07:08.040
‫ساسوکه رو صدا کن اینجا.‬

00:07:08.130 --> 00:07:09.290
‫عجله کن!‬

00:07:09.960 --> 00:07:11.080
<i>‫چیکار کنم؟‬</i>

00:07:12.750 --> 00:07:13.960
‫خاموشش کن!‬

00:07:16.880 --> 00:07:17.920
‫لعنتی!‬

00:07:18.000 --> 00:07:19.290
‫لعنت به همه‌ش!‬

00:07:21.080 --> 00:07:23.210
<i>‫ساسوکه، بهتره زودتر بیای اینجا.‬</i>

00:07:35.830 --> 00:07:38.920
<i>‫بالای سرم؟ داره سعی می‌کنه درو باز کنه؟‬</i>

00:07:39.250 --> 00:07:41.130
<i>‫اونوقت، نور روز رو میاره تو و...‬</i>

00:07:41.420 --> 00:07:42.960
<i>‫نیکیچی، اوضاع خرابه.‬</i>

00:07:43.080 --> 00:07:45.460
<i>‫دیگه بیدار شو. نیکیچی!‬</i>

00:08:02.210 --> 00:08:03.460
<i>‫قراره بمیرم؟‬</i>

00:08:06.460 --> 00:08:08.420
‫ارباب جوان، عجله کنید.‬

00:08:10.920 --> 00:08:12.540
‫نمی‌تونم ولت کنم.‬

00:08:13.330 --> 00:08:14.580
‫ولم کن!‬

00:08:15.210 --> 00:08:16.330
‫ارباب جوان.‬

00:08:30.130 --> 00:08:31.500
‫بگیر که اومد!‬

00:08:31.580 --> 00:08:33.080
<i>‫نه، تو بگیر که اومد!‬</i>

00:08:44.000 --> 00:08:45.920
<i>‫باید نیکیچی رو بردارم و از اینجا برم.‬</i>

00:08:50.330 --> 00:08:51.500
‫ارباب جوان!‬

00:08:51.880 --> 00:08:53.580
‫نیکیچی رو گرفت!‬

00:08:54.290 --> 00:08:56.880
‫با ارباب جوان و نیکیچی‬
‫چیکار کردی؟!‬

00:09:10.380 --> 00:09:14.920
<i>‫بهم می‌گن که رئیس هیگیری رو صدا کردن‬
‫تا اون خلافکارو دستگیر کنه.‬</i>
<i></i>

00:09:15.830 --> 00:09:20.080
<i>‫اما من، روزها تو رختخواب خوابیده بودم،‬</i>

00:09:20.630 --> 00:09:24.460
<i>‫و از اون بدتر،‬
‫تب شدیدی هم داشتم.‬</i>
<i></i>

00:09:25.500 --> 00:09:29.540
<i>‫اسم مجرم چوگورو بود.‬
‫تو خیابون سبزیجات دستفروشی می‌کرد.‬</i>
<i></i>

00:09:30.380 --> 00:09:34.880
<i>‫رئیس می‌گه که اون قربانی قتل،‬
‫توکوبی، رو می‌شناخته،‬</i>
<i></i>

00:09:35.290 --> 00:09:39.380
<i>‫و از توکوبی خواسته بود‬
‫که پسرشو به عنوان نجار آموزش بده.‬</i>
<i></i>

00:09:39.920 --> 00:09:44.420
<i>‫ولی توکوبی ردش کرده بود،‬
‫و گفته بود به اندازه کافی کمک داره.‬</i>
<i></i>

00:09:45.250 --> 00:09:48.330
<i>‫در مورد اینکه چرا اومده بود اینجا‬
‫دنبال یه داروی کمیاب،‬</i>
<i></i>

00:09:48.710 --> 00:09:51.630
<i>‫خود چوگورو هنوز چیزی نمی‌گه.‬</i>

00:09:52.210 --> 00:09:57.380
<i>‫ولی مقامات فکر می‌کنن اون یه چیزی می‌خواسته‬
‫که توکوبی رو به زندگی برگردونه،‬</i>
<i></i>

00:09:57.500 --> 00:10:02.920
<i>‫و وقتی ما چیزی نداشتیم،‬
‫از عصبانیت با چاقوش حمله کرده.‬</i>
<i></i>

00:10:04.040 --> 00:10:07.040
‫هی، ساسوکه، به نظرت عجیب نیست؟‬

00:10:07.790 --> 00:10:11.750
‫می‌گن چوگورو اومده اینجا تا دارویی‬
‫بخره که بتونه مرده‌ها رو زنده کنه.‬

00:10:12.210 --> 00:10:14.790
‫هیچ داروخونه‌ای همچین چیزی نمی‌فروشه.‬

00:10:15.460 --> 00:10:19.830
‫ولی اون مطمئن بود که ناگاساکیا‬
‫دقیقا همون دارویی رو داره که می‌خواد.‬

00:10:20.460 --> 00:10:24.630
‫مومیایی تنها چیزیه که ما داریم‬
‫که کسی ممکنه بهش بگه داروی معجزه‌آسا.‬

00:10:24.960 --> 00:10:29.500
‫می‌دونم. و چون چیزی که می‌خواست‬
‫رو نداشتیم عصبانی شد.‬

00:10:30.420 --> 00:10:33.540
‫با این حال، برام سواله که‬
‫واقعا دنبال چی بوده.‬

00:10:34.170 --> 00:10:35.420
‫کی می‌دونه؟‬

00:10:36.210 --> 00:10:38.000
‫و اون پول توی کیفش.‬

00:10:38.630 --> 00:10:41.750
‫حتما با فروختن ابزارهای‬
‫توکوبی به دستش آورده.‬

00:10:42.790 --> 00:10:44.330
‫نباید انقدر حرف بزنی.‬

00:10:46.500 --> 00:10:47.790
‫ایچیتارو.‬

00:10:51.960 --> 00:10:54.290
‫حسابی نگران حالت بودم.‬

00:10:54.460 --> 00:10:56.750
‫هرچند این چیز جدیدی نیست.‬

00:10:57.170 --> 00:10:59.460
‫رنگ و روت یه کم باز شده.‬

00:10:59.790 --> 00:11:02.290
‫آره. الان دیگه خوب می‌شم.‬

00:11:02.960 --> 00:11:04.170
‫یه هدیه عیادت آوردیم.‬

00:11:04.250 --> 00:11:05.460
‫ممنونم.‬

00:11:06.130 --> 00:11:12.210
‫خمیر آنکوئه. می‌دونم ایچیتارو وقتی حالش‬
‫خیلی بد می‌شه فقط می‌تونه مایعات بخوره.‬

00:11:12.960 --> 00:11:15.210
‫می‌تونی باهاش سوپ لوبیا قرمز درست کنی.‬

00:11:16.920 --> 00:11:20.460
‫نگران نباش. بابا این دفعه رو درست کرده.‬

00:11:20.880 --> 00:11:22.130
‫جدی می‌گی.‬

00:11:22.210 --> 00:11:23.830
‫واقعا که، ایکیچی.‬

00:11:23.920 --> 00:11:26.420
‫خب پس، من میرم فورا آماده‌ش کنم.‬

00:11:27.790 --> 00:11:31.130
‫با این حال، واقعا شانس بدی آوردی.‬

00:11:31.460 --> 00:11:36.210
‫تو خونه سرت به کار خودت بود،‬
‫ولی قاتله اومد سراغت.‬

00:11:36.880 --> 00:11:40.710
‫کسی تو شهر در مورد‬
‫مجرم حرفی زده؟‬

00:11:41.040 --> 00:11:45.040
‫اون دستفروشه؟ همه می‌گن یه احمقه.‬

00:11:45.130 --> 00:11:47.670
‫پس از همین الان در موردش قضاوت کردن.‬

00:11:47.830 --> 00:11:54.960
‫آره. آخه کی یه نجار ماهر رو فقط‬
‫به خاطر اینکه پسرشو آموزش نمی‌ده می‌کشه؟‬

00:11:55.290 --> 00:11:59.210
‫با این حال، برام سواله که چرا اینقدر‬
‫مصمم بود پسرشو نجار کنه.‬

00:11:59.630 --> 00:12:00.880
‫نمی‌فهمم.‬

00:12:02.330 --> 00:12:07.080
‫درسته. حدس می‌زنم هیچ کدومش‬
‫برای تو زیاد منطقی نیست، ایچیتارو.‬

00:12:07.380 --> 00:12:10.130
‫نجارها پول خوبی درمیارن.‬

00:12:11.040 --> 00:12:12.040
‫اه.‬

00:12:12.130 --> 00:12:14.500
‫تو واقعا نمی‌دونی دنیا چطوری کار می‌کنه.‬

00:12:14.750 --> 00:12:15.790
‫گوش کن.‬

00:12:15.880 --> 00:12:18.960
‫یه نجار روزی پنج مونمه نقره درمیاره،‬

00:12:19.500 --> 00:12:25.420
‫به علاوه نصف اون اگه زود شروع کنه،‬
‫و دو برابر اگه از سحر تا غروب کار کنه.‬

00:12:25.500 --> 00:12:27.790
‫اگه برای کمک به آتش‌سوزی صداش کنن،‬

00:12:27.880 --> 00:12:32.250
‫برای فقط دو ساعت کار‬
‫ده مونمه نقره می‌گیره.‬

00:12:32.630 --> 00:12:34.250
‫این خیلیه؟‬

00:12:34.630 --> 00:12:37.250
‫آه، درسته. حدس می‌زنم تو ندونی.‬

00:12:38.000 --> 00:12:41.750
‫خب، می‌دونی که‬
‫چوگورو سبزیجات دستفروشی می‌کرد؟‬

00:12:42.580 --> 00:12:46.130
‫خب، اون روزی کمتر از ‪200‬ مون درمیاورد.‬

00:12:46.830 --> 00:12:51.250
‫ده مونمه‌ای که یه نجار درمیاره‬
‫تو همون زمان معادل ‪700‬ مونه.‬

00:12:51.330 --> 00:12:54.250
‫حتی اگه هر دوتاشون تو خونه‌های ردیفی‬
‫اجاره‌ای زندگی کنن، این تفاوت بزرگیه.‬

00:12:54.540 --> 00:12:56.040
‫فهمیدم.‬

00:12:56.130 --> 00:13:00.040
‫پس خیلی از والدین می‌خوان پسراشون‬
‫نجار یا گچ‌کار بشن.‬

00:13:00.330 --> 00:13:03.380
‫برای پسر یه دستفروش دور از دسترس نیست،‬

00:13:03.580 --> 00:13:06.880
‫ولی یه نجار ماهر اگه تیمش‬
‫کامل باشه شاگرد قبول نمی‌کنه.‬

00:13:07.540 --> 00:13:08.960
‫شانسیه.‬

00:13:09.500 --> 00:13:10.880
‫شانس، هان؟‬

00:13:11.210 --> 00:13:15.170
‫به هر حال، حالا که چوگورو‬
‫دستگیر و زندانی شده می‌تونیم خیال‌مون راحت باشه.‬

00:13:15.750 --> 00:13:16.960
‫آره.‬

00:13:17.580 --> 00:13:22.710
<i>‫با این حال، چرا زحمت کشید‬
‫برگرده و سر قربانیشو ببره؟‬</i>
<i></i>

00:13:23.290 --> 00:13:24.540
<i>‫نمی‌فهمم.‬</i>

00:13:25.000 --> 00:13:31.250
<i>‫و چرا باید سعی می‌کرد بعد از اینکه توکوبی‬
‫مرده و دفن شده بود بهش دارو بده؟‬</i>
<i></i>

00:13:31.750 --> 00:13:35.000
<i>‫چرا وقتی مومیایی رو دید‬
‫گفت «همه‌ش اشتباهه»؟‬</i>
<i></i>

00:13:36.290 --> 00:13:39.170
‫چی شده؟ هنوز چیزی اذیتت می‌کنه؟‬

00:13:39.250 --> 00:13:40.670
‫آه، نه.‬

00:13:40.750 --> 00:13:44.170
‫می‌دونی، طبق چیزی‬
‫که رئیس هیگیری بهم گفت،‬

00:13:44.750 --> 00:13:48.960
‫مجرم از مرگ توکوبی ترسیده بود،‬

00:13:49.040 --> 00:13:53.000
‫و اومده بود به ناگاساکیا‬
‫دنبال دارویی برای زنده کردنش.‬

00:13:53.290 --> 00:13:55.580
‫واقعا چیزی که می‌خواست بخره همین بود؟‬

00:13:55.670 --> 00:13:57.540
‫زنده کردن مرده‌ها؟‬

00:13:57.630 --> 00:14:00.000
‫واقعا دارویی هست که بتونه این کارو بکنه؟‬

00:14:00.330 --> 00:14:03.920
‫اگه ما همچین چیزی می‌فروختیم،‬
‫من اولین کسی بودم که می‌خوردمش.‬

00:14:04.960 --> 00:14:08.380
<i>‫مردم همیشه غر می‌زنن‬
‫که تو دم مرگی.‬</i>

00:14:08.830 --> 00:14:11.420
‫منطقیه. حدس می‌زنم همچین چیزی وجود نداره.‬

00:14:11.750 --> 00:14:17.670
‫واقعا آرزو می‌کنم وجود داشت،‬
‫ولی بعضی آرزوها هیچوقت به حقیقت نمی‌پوندن.‬

00:14:17.960 --> 00:14:20.920
‫چی؟ تازه فهمیدی؟‬

00:14:21.330 --> 00:14:23.290
‫این دنیا جای بی‌رحمیه.‬

00:14:23.500 --> 00:14:26.790
‫چطور تو جوری حرف می‌زنی‬
‫انگار کارشناسی؟‬

00:14:27.460 --> 00:14:29.790
‫چون تا مغز استخونم حسش کردم.‬

00:14:29.880 --> 00:14:31.040
‫چیو حس کردی؟‬

00:14:31.920 --> 00:14:34.460
‫اینکه بعضی چیزا از دست ما خارجه.‬

00:14:34.960 --> 00:14:38.170
‫در مورد من، اینه که بتونم‬
‫شیرینی درست و حسابی درست کنم.‬

00:14:38.420 --> 00:14:41.670
‫ایکیچی، تو که نمی‌دونی.‬
‫تمرین آدمو ماهر می‌کنه.‬

00:14:41.750 --> 00:14:45.540
‫تو هم باید با حقایق روبرو بشی، اوهارو.‬

00:14:46.500 --> 00:14:51.210
‫هر چقدرم که ایچیتارو رو دوست داشته باشی،‬
‫هیچوقت بانوی جوان ناگاساکیا نمی‌شی.‬

00:14:51.790 --> 00:14:52.960
‫ایکیچی!‬

00:14:59.210 --> 00:15:00.380
‫اوهارو!‬

00:15:03.210 --> 00:15:04.330
‫ایکیچی.‬

00:15:04.420 --> 00:15:07.920
‫تقصیر من ننداز. یکی باید اینو می‌گفت.‬

00:15:08.920 --> 00:15:11.080
‫بعضی چیزا اتفاق نمیفتن‬
‫هر چقدرم که ما بخوایم.‬

00:15:11.750 --> 00:15:14.500
‫درست مثل اینکه تو یهو‬
‫سالم و قوی نمی‌شی.‬

00:15:14.580 --> 00:15:17.960
‫ولی باید اینقدر بی‌رحمانه می‌گفتیش؟‬

00:15:18.380 --> 00:15:21.750
‫ایچیتارو، می‌تونی با اوهارو ازدواج کنی؟‬

00:15:22.460 --> 00:15:24.670
‫تو فقط اونو مثل خواهر کوچیکترت می‌بینی.‬

00:15:27.080 --> 00:15:33.250
‫و ناگاساکیا هیچوقت نمی‌ذاره تو‬
‫از یه مغازه کوچیک مثل مال ما عروس بگیری.‬

00:15:33.540 --> 00:15:36.250
‫زن تو از یه خانواده‬
‫تاجر بزرگ میاد.‬

00:15:36.790 --> 00:15:40.750
‫یکی که بتونه وقتی تو برای اداره‬
‫کارها زیادی مریضی، وارد عمل بشه.‬

00:15:41.170 --> 00:15:42.630
‫این قطعا غیرقابل مذاکره‌ست.‬

00:15:43.880 --> 00:15:48.790
‫تو باهوشی. برای به ارث بردن‬
‫یه شیرینی فروشی زیادی باهوشی.‬

00:15:50.330 --> 00:15:54.880
<i>‫ایکیچی لیاقتشو داره که‬
‫یکی از سرکارگرهای ما بشه.‬</i>
<i></i>

00:15:55.500 --> 00:16:00.460
<i>‫این ممکنه خیلی بیشتر از کلنجار‬
‫رفتن با شیرینی‌پزی بهش بیاد.‬</i>
<i></i>

00:16:01.330 --> 00:16:02.460
<i>‫و با این حال...‬</i>

00:16:03.580 --> 00:16:04.750
‫چی؟‬

00:16:05.830 --> 00:16:09.000
‫داشتم فکر می‌کردم‬
‫که باید اینو بهت بدم یا نه.‬

00:16:11.920 --> 00:16:15.960
‫می‌دونی که قیافه خوبت باعث شد اوهارو‬
‫عاشق سینه‌چاکت بشه.‬

00:16:16.790 --> 00:16:20.000
‫اگه بازیگر بودی،‬
‫شاید هزار ریو درمیاوردی.‬

00:16:20.250 --> 00:16:21.420
‫ایکیچی؟‬

00:16:21.500 --> 00:16:24.210
‫و تو کله‌ت بهتر‬
‫از من کار می‌کنه.‬

00:16:24.670 --> 00:16:26.710
‫حتی دکتر گنشین هم ازت تعریف می‌کنه.‬

00:16:27.380 --> 00:16:33.460
‫اون می‌گه تو در مورد هر دارویی که داریم می‌دونی،‬
‫با وجود اینکه به نظر میاد همیشه تو رختخواب افتادی.‬

00:16:33.540 --> 00:16:35.540
‫می‌تونم همه اینا رو کتبی داشته باشم؟‬

00:16:35.960 --> 00:16:39.500
‫ولی اون استعدادهای تو‬
‫شاید هیچوقت به درد نخورن.‬

00:16:40.000 --> 00:16:41.540
‫یادته یه بار بهت چی گفتم؟‬

00:16:42.040 --> 00:16:45.790
‫کار یه ارباب یه تجارت بزرگ‬
‫اداره کردن مغازه‌هاش نیست.‬

00:16:46.330 --> 00:16:47.750
‫اون برای این کار سرکارگر داره.‬

00:16:48.580 --> 00:16:52.380
‫ارباب با آدمای بیرون از مغازه‌هاش‬
‫سر و کار داره و انتخاب می‌کنه کیو استخدام کنه.‬

00:16:52.710 --> 00:16:55.290
‫اون یه زندگی طولانی و سالم داره،‬
‫وارث به دنیا میاره، و—‬

00:16:55.380 --> 00:16:57.790
‫ایکیچی، داری به چی اشاره می‌کنی؟‬

00:16:58.040 --> 00:17:00.710
‫دارم بهت می‌گم دست‬
‫از سر این چیزا برداری.‬

00:17:01.380 --> 00:17:05.040
‫وقتی حتی نمی‌تونی رو پای‬
‫خودت وایسی می‌خوای چیکار کنی؟‬

00:17:05.710 --> 00:17:08.250
‫بعضی وقتا، می‌خوای یه کاری‬
‫بکنی و نمی‌تونی.‬

00:17:10.750 --> 00:17:11.960
‫می‌دونم!‬

00:17:13.460 --> 00:17:14.710
‫حالت خوبه؟‬

00:17:23.880 --> 00:17:26.750
‫می‌دونی، اوهارو چند روز پیش‬
‫یه پیشنهاد ازدواج داشت.‬

00:17:28.080 --> 00:17:30.920
‫از صاحب یه مغازه تو خیابون اصلی.‬

00:17:31.380 --> 00:17:34.830
‫می‌گه اوهارو رو تو راه‬
‫کلاس‌های شامیسنش دیده.‬

00:17:35.250 --> 00:17:40.040
‫اون هنوز فقط ‪15‬ سالشه، ولی مورد خوبیه،‬
‫برای همین یه فامیل به ما رسوندش.‬

00:17:40.710 --> 00:17:44.210
‫ولی اوهارو ردش کرد.‬

00:17:45.920 --> 00:17:48.710
‫اون عاشق سینه‌چاک توئه.‬

00:17:49.750 --> 00:17:53.580
‫ولی پدر و مادرمون به هر حال‬
‫کل قضیه رو وتو کردن.‬

00:17:53.920 --> 00:17:55.080
‫چرا؟‬

00:17:55.170 --> 00:17:57.750
‫ما نمی‌تونیم یه آشپز استخدام کنیم.‬

00:17:58.080 --> 00:18:03.460
‫اگه من خودمو جمع و جور نکنم، اوهارو‬
‫مجبور می‌شه با کسی ازدواج کنه که این کارو بکنه.‬

00:18:04.040 --> 00:18:07.500
‫پس ما نمی‌تونیم الان شوهرش بدیم.‬

00:18:07.790 --> 00:18:09.710
‫پس اوهارو باید با...‬

00:18:09.960 --> 00:18:14.500
‫عموم به بابام هشدار داد‬
‫که وگرنه مغازه ورشکست می‌شه.‬

00:18:15.500 --> 00:18:17.040
‫باید سرش به کار خودش باشه.‬

00:18:17.920 --> 00:18:22.830
<i>‫اگه ایکیچی رو نمی‌خوان، چرا زودتر‬
‫نفرستادنش یه جای دیگه؟‬</i>
<i></i>

00:18:23.790 --> 00:18:27.250
<i>‫الان چیکار می‌تونه بکنه؟ اون همین الانشم ‪18‬ سالشه.‬</i>

00:18:28.250 --> 00:18:31.710
‫خب، اینطور نیست که من بلد‬
‫باشم کار دیگه‌ای بکنم،‬

00:18:32.380 --> 00:18:34.500
‫بهترین شیرینی‌ای که بتونم رو درست می‌کنم.‬

00:18:35.500 --> 00:18:40.250
‫ولی، خب، می‌بینی که اوضاع چطوره.‬
‫برای همینه که با اوهارو اونقدر تند برخورد کردم.‬

00:18:40.710 --> 00:18:44.880
‫ایکیچی، هر چی فامیلات‬
‫بهت می‌گن رو باور نکن.‬

00:18:45.130 --> 00:18:46.460
‫می‌دونم، می‌دونم.‬

00:18:48.080 --> 00:18:52.420
‫خب، نمی‌خوام با زیاد موندن خسته‌ت کنم،‬
‫پس بهتره برم.‬

00:18:52.750 --> 00:18:53.920
‫ببخشید که دیر شد.‬

00:18:57.710 --> 00:18:59.170
‫یکم نمی‌خوری؟‬

00:18:59.330 --> 00:19:03.170
‫این آنکوی خودمونه. من یه کم ازش خسته شدم.‬

00:19:07.710 --> 00:19:10.170
‫ببخشید که آماده کردنش اینقدر طول کشید.‬

00:19:16.710 --> 00:19:18.960
‫حالا که اینطوره سوپ لوبیا قرمزو می‌خورم.‬

00:19:19.040 --> 00:19:21.670
‫اوه؟ می‌بینم که اشتها داری.‬

00:19:22.210 --> 00:19:24.040
‫گلوله‌های آراره اضافه کنم یا موچی؟‬

00:19:24.500 --> 00:19:25.880
‫آراره، لطفا.‬

00:19:25.960 --> 00:19:27.040
‫الان آماده می‌شه.‬

00:19:32.080 --> 00:19:33.750
<i>‫شیرین و خوشمزه.‬</i>

00:19:34.420 --> 00:19:38.500
<i>‫امیدوارم ایکیچی به زودی یاد بگیره‬
‫یه چیزی به این خوبی درست کنه.‬</i>
<i></i>

00:19:38.920 --> 00:19:43.210
‫ارباب جوان، در مورد اتفاق اخیر،‬
‫کلمات نمی‌تونن شرمندگی منو بیان کنن.‬

00:19:43.630 --> 00:19:45.080
‫من با شما بودم، و شکست خوردم.‬

00:19:45.750 --> 00:19:47.710
‫اشکالی نداره. و به هر حال، تموم شده.‬

00:19:48.040 --> 00:19:51.830
‫هر دوتامون سالم ازش در اومدیم.‬
‫همین کافی نیست؟‬

00:19:57.420 --> 00:19:58.580
‫ارباب جوان.‬

00:19:59.330 --> 00:20:00.580
‫داروتون.‬

00:20:00.000 --> 00:20:10.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:00.830 --> 00:20:05.080
‫این یه قرص خیلی تلخه‬
‫با بوی افتضاح.‬

00:20:05.420 --> 00:20:10.710
‫طعم اون سوپ دوست‌داشتنی‬
‫که الان خوردم رو از بین می‌بره.‬

00:20:10.960 --> 00:20:13.250
‫ما می‌خوایم شما هر چه زودتر خوب بشید.‬

00:20:13.670 --> 00:20:16.380
‫یعنی، خودمم می‌خوام، ولی بازم...‬

00:20:17.380 --> 00:20:20.130
‫باید بدونی چقدر خوب کار می‌کنه.‬

00:20:20.380 --> 00:20:24.460
‫پوششو باز نکن.‬
‫بوی گندش تا آسمون هفتم میره.‬

00:20:24.540 --> 00:20:27.710
‫می‌دونم، ولی اصرار می‌کنم که بخوریش.‬

00:20:30.170 --> 00:20:34.880
‫اگه این قرصو بخوری، یه داستان‬
‫عالی که نگه داشته بودم رو برات تعریف می‌کنم.‬

00:20:35.210 --> 00:20:36.290
‫در مورد چی؟‬

00:20:36.380 --> 00:20:39.250
‫اوه، فقط در مورد دل شکسته نیکیچی.‬

00:20:39.330 --> 00:20:40.880
‫هی، ساسوکه!‬

00:20:41.080 --> 00:20:43.380
‫واقعا یه عشق یه طرفه داشته؟‬

00:20:43.580 --> 00:20:46.500
‫من هیچوقت بهت دروغ نمی‌گم.‬

00:20:46.710 --> 00:20:49.500
‫پس، یه جوری دارومو قورت می‌دم.‬

00:20:49.750 --> 00:20:53.170
‫هان؟ آه، خیلی خب.‬

00:20:58.210 --> 00:20:59.920
‫بفرما. خوردمش.‬

00:21:00.000 --> 00:21:02.500
‫- حالا بگو. قول دادی.‬
‫- باشه—‬

00:21:02.580 --> 00:21:06.500
‫اگه بذارم ساسوکه به روش‬
‫خودش تعریف کنه از خجالت می‌میرم.‬

00:21:06.880 --> 00:21:08.630
‫خودم تعریفش می‌کنم.‬

00:21:11.210 --> 00:21:13.540
‫همه‌چی شروع شد، اوه...‬

00:21:14.960 --> 00:21:17.460
‫باید الان دیگه هزار سال پیش باشه.‬

00:21:17.484 --> 00:21:38.484
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.