﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:10.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:04.370 --> 00:00:09.120
‫خب، اصلاً برای چی می‌خواستی ماتسونوسکه رو ببینی؟‬

00:00:09.950 --> 00:00:12.080
‫فقط می‌خواستم ببینمش.‬

00:00:12.450 --> 00:00:13.700
‫جدی؟‬

00:00:13.780 --> 00:00:19.160
‫مگه چقدر عجیبه که یه مرد پولدار از معشوقه‌اش بچه داشته باشه؟‬

00:00:19.910 --> 00:00:22.870
‫شنیدم بچه پسره، برای همین...‬

00:00:23.160 --> 00:00:24.330
‫خب که چی؟‬

00:00:26.660 --> 00:00:29.830
‫خب فکر کردم حتماً سالم و قویه.‬

00:00:30.330 --> 00:00:35.330
‫همون پسری که آرزو داشتم من به جاش به دنیا اومده بودم.‬

00:00:36.330 --> 00:00:40.740
‫اون مثل من با دم مرگ رفتنش همه رو نگران نمی‌کرد.‬

00:00:40.830 --> 00:00:45.160
‫اگه موقع تولد جامون با هم عوض می‌شد، همه خیلی خوشحال‌تر بودن.‬

00:00:46.410 --> 00:00:49.870
‫همین فکر باعث شد نتونم فراموشش کنم.‬

00:01:12.410 --> 00:01:20.780
‫شاباکه‬

00:02:24.830 --> 00:02:28.530
‫فرصت‬

00:02:30.910 --> 00:02:33.530
<i>‫این یه خوابه. حتماً خوابه.‬</i>

00:02:36.950 --> 00:02:38.870
<i>‫اشکالی نداره اینو بخورم؟‬</i>

00:02:44.160 --> 00:02:46.700
‫امم، شما کی باشین؟‬

00:02:48.950 --> 00:02:50.450
<i>‫یه کیمونوی شیک.‬</i>

00:02:50.910 --> 00:02:52.830
<i>‫صبر کن، نکنه اون...‬</i>

00:02:53.910 --> 00:02:56.200
<i>‫برادر کوچیکه‌ایه که تا حالا ندیدمش؟‬</i>

00:03:01.120 --> 00:03:02.280
‫وایسا...‬

00:03:07.410 --> 00:03:08.490
<i>‫این چشه؟‬</i><i></i>

00:03:26.580 --> 00:03:29.490
‫اون جیغ حتماً باعث شده کابوس ببینه.‬

00:03:32.030 --> 00:03:34.580
‫اوکانه، چی شده؟‬

00:03:47.370 --> 00:03:48.530
‫این دیگه چیه...‬

00:03:49.120 --> 00:03:51.280
‫این همه سر و صدا برای چیه؟‬

00:03:51.830 --> 00:03:53.620
‫بازم گربه‌های سلاخی شده.‬

00:03:54.080 --> 00:03:56.280
‫این دفعه دو تا. فکر کنم.‬

00:03:57.700 --> 00:04:01.410
‫چه افتضاحی. این حتی از بلایی که سر اوتاما آوردن هم وحشتناک‌تره.‬

00:04:05.660 --> 00:04:08.780
‫هی، یه دستمال با طرح سوزن کاج.‬

00:04:12.280 --> 00:04:14.660
‫این مال تو نیست؟‬

00:04:21.330 --> 00:04:23.120
‫آزوما‬

00:04:23.200 --> 00:04:24.580
‫این رو چطور توضیح میدی؟‬

00:04:25.160 --> 00:04:28.950
<i>‫چرا گربه‌های کشته شده رو با دستمال تو بستن؟‬</i>

00:04:29.740 --> 00:04:32.620
‫لعنتی، این موقع صبح وقت این سر و صداها نیست.‬

00:04:32.700 --> 00:04:36.700
‫به خودت بیا، یوکیچی!‬
‫یادت رفته اوتاما هم کشته شد؟‬

00:04:37.780 --> 00:04:39.660
‫تو قاتل گربه‌ها هستی، مگه نه؟‬

00:04:39.950 --> 00:04:41.530
‫نه، من...‬

00:04:42.240 --> 00:04:44.700
‫از شدت عصبانیت داری منفجر میشی،‬

00:04:44.780 --> 00:04:46.950
‫و داری خودتو سر سگ و گربه‌ها خالی می‌کنی.‬

00:04:47.700 --> 00:04:51.780
‫غذای بیشتری می‌خوای. می‌خوای پیشرفت کنی.‬
‫ولی نمی‌تونی منو گول بزنی.‬

00:04:52.030 --> 00:04:53.240
‫خجالت بکش.‬

00:04:53.330 --> 00:04:56.870
<i>‫اینجوری که پیش میره،‬
‫همه فکر می‌کنن من قاتلم.‬</i><i></i>

00:04:57.530 --> 00:04:59.780
‫چرا یه چیزی نمیگی؟ حرف بزن!‬

00:05:01.330 --> 00:05:06.120
‫مامان، اینجوری قضاوت کردن‬
‫در حق ماتسونوسکه انصاف نیست.‬

00:05:06.620 --> 00:05:09.580
‫اینطور نیست، ماتسونوسکه؟‬

00:05:11.450 --> 00:05:14.370
‫اومیچی! چرا داری از این پسر دفاع می‌کنی؟‬

00:05:14.450 --> 00:05:19.160
‫من در مورد گربه‌هایی که امروز صبح کشته شدن‬
‫چیزی نمی‌دونم. خواب بودم.‬

00:05:19.700 --> 00:05:24.200
‫ولی فکر کنم میشه با اطمینان گفت‬
‫که همه‌ی این گربه‌ها رو یه نفر کشته.‬

00:05:24.660 --> 00:05:29.200
‫روششون شبیه همه، و نمی‌تونه‬
‫این همه دیوونه این دور و بر باشه.‬

00:05:30.030 --> 00:05:34.700
‫روزی که اوتاما کشته شد،‬
‫من پاس چهارم صبح باهاش بازی کردم.‬

00:05:34.950 --> 00:05:36.700
‫یادتونه که، مگه نه مامان؟‬

00:05:37.240 --> 00:05:38.490
‫مطمئنی؟‬

00:05:39.160 --> 00:05:44.160
‫اوه، بی‌خیال. همون روزی بود که داشتم‬
‫اون قلاده قرمز نرم رو گردنش می‌انداختم و خرابکاری کردم.‬

00:05:44.240 --> 00:05:45.370
‫آهان.‬

00:05:45.450 --> 00:05:50.370
‫فکر کنم بین آخرین باری که اوتاما رو دیدم‬
‫و زمانی که کشته شد، نصف پاس فاصله بود.‬

00:05:50.740 --> 00:05:52.580
‫اون موقع مغازه خیلی شلوغه.‬

00:05:52.830 --> 00:05:55.330
‫و ماتسونوسکه هم اینجا داشت کار می‌کرد، مگه نه؟‬

00:05:56.280 --> 00:05:57.490
‫آره، همینطور بود!‬

00:05:57.580 --> 00:06:02.330
‫یادمه روز شلوغی بود،‬
‫و ما دو تا داشتیم مغازه رو می‌چرخوندیم.‬

00:06:03.830 --> 00:06:07.830
‫می‌بینی؟ ماتسونوسکه‬
‫وقتی برای کشتن اوتاما نداشته.‬

00:06:08.120 --> 00:06:10.080
‫کار اون نبوده.‬

00:06:10.370 --> 00:06:12.490
‫این گربه‌ها رو هم حتماً‬
‫یه نفر دیگه کشته.‬

00:06:13.240 --> 00:06:17.160
‫تازه، دستمال با طرح سوزن کاج‬
‫همه جا پیدا میشه.‬

00:06:27.620 --> 00:06:31.120
‫خب، با مشخص شدن این موضوع،‬
‫این بحث تمومه.‬

00:06:31.450 --> 00:06:33.780
‫شروع کنین برای باز کردن مغازه آماده بشین.‬

00:06:34.660 --> 00:06:37.990
‫اول یه فکری به حال این گربه‌های مرده بکنین.‬

00:06:38.990 --> 00:06:40.080
‫پیرزن غرغرو.‬

00:06:51.700 --> 00:06:53.240
‫ببینم، ماتسونوسکه.‬

00:06:53.530 --> 00:06:56.990
‫اینکه خانم اومیچی یه خرده پیش‬
‫همه چیو توضیح داد، خیلی جالب نبود؟‬

00:06:57.490 --> 00:07:00.080
‫من اینجوری فکر می‌کنم‬
‫یا تازگیا با تو خیلی مهربون شده؟‬

00:07:01.910 --> 00:07:07.030
‫از وقتی ماه پیش اون نمایش رو‬
‫تو ناکامورازا دیده، حالش خوبه.‬

00:07:07.580 --> 00:07:08.700
‫خودتم که می‌دونی.‬

00:07:09.740 --> 00:07:12.740
‫از اون موقع تقریباً دو ماه گذشته.‬

00:07:13.030 --> 00:07:15.910
<i>‫بعید می‌دونم حال خوبش‬
‫فقط به خاطر اون باشه.‬</i>

00:07:16.240 --> 00:07:17.990
‫شاید ازت خوشش میاد؟‬

00:07:18.080 --> 00:07:19.280
‫امکان نداره.‬

00:07:19.660 --> 00:07:22.160
‫با این حال، بهتره حواستو جمع کنی.‬

00:07:22.660 --> 00:07:26.830
‫هر وقت با خانم جوان حرف می‌زنی،‬
‫یوکیچی چپ چپ نگاهت می‌کنه.‬

00:07:27.330 --> 00:07:30.030
‫و کی می‌دونه راجع به‬
‫این ماجرا چه فکری می‌کنه؟‬

00:07:30.830 --> 00:07:35.530
‫اگه از من می‌پرسی، باید قبل از اینکه‬
‫نگران خواهرش باشه، نگران خودش باشه.‬

00:07:35.910 --> 00:07:40.530
‫خانم و آقا اینقدر لوسش کردن،‬
‫که اصلاً از کار و کاسبی سر در نمیاره.‬

00:07:40.780 --> 00:07:42.950
‫ولی بازم به همه سخت می‌گیره.‬

00:07:43.990 --> 00:07:47.700
‫وقتی یوکیچی کارا رو دست بگیره،‬
‫کی می‌دونه چه بلایی سر آزومایا میاد؟‬

00:07:48.080 --> 00:07:49.160
‫گل گفتی.‬

00:07:49.580 --> 00:07:53.160
<i>‫و اگه ماتسونوسکه یه روزی‬
‫با خانم جوان ازدواج کنه،‬</i>

00:07:53.580 --> 00:07:56.160
‫یوکیچی ممکنه مجبور‬
‫به بازنشستگی زودهنگام بشه.‬

00:08:07.660 --> 00:08:08.870
<i>‫یوکیچی؟‬</i>

00:08:21.120 --> 00:08:24.530
<i>‫از اون موقع به بعد یوکیچی‬
‫شیش دنگ حواسش به من بوده.‬</i><i></i>

00:08:25.240 --> 00:08:30.160
<i>‫کاش حالا که اینجوریه،‬
‫یه خرده هم به کار خودش اهمیت می‌داد.‬</i><i></i>

00:08:46.200 --> 00:08:47.330
‫خفه شو!‬

00:08:51.330 --> 00:08:53.330
‫هی. کسی...‬

00:09:00.530 --> 00:09:01.740
‫یوکیچی!‬

00:09:09.740 --> 00:09:10.870
‫سرکارگر؟‬

00:09:12.870 --> 00:09:13.990
<i>‫اون... نکنه...‬</i>

00:09:14.080 --> 00:09:15.410
<i>‫نه، چاقو نخورده.‬</i>

00:09:16.030 --> 00:09:17.490
‫آقا، اینجا چه اتفاقی افتاده؟‬

00:09:19.160 --> 00:09:21.370
‫خواهش می‌کنم، حداقل اون ساطور رو بنداز.‬

00:09:22.530 --> 00:09:24.240
‫آقا، صدامو می‌شنوی؟!‬

00:09:26.370 --> 00:09:27.620
‫کمک!‬

00:09:27.700 --> 00:09:28.780
‫منو می‌کشه!‬

00:09:28.870 --> 00:09:30.120
‫الان می‌میرم!‬

00:09:32.240 --> 00:09:34.370
‫سرکارگر! یه لحظه صبر کن!‬

00:09:44.030 --> 00:09:47.030
‫قـ...قاتل!‬

00:09:49.450 --> 00:09:50.700
‫وایسا!‬

00:09:54.370 --> 00:09:55.950
‫قاتل!‬

00:09:56.950 --> 00:09:58.740
‫اون چاقو رو بنداز!‬

00:10:00.030 --> 00:10:01.160
‫بس کن!‬

00:10:01.950 --> 00:10:05.740
‫من تقریباً مطمئنم سرکارگر‬
‫فقط یه گربه یا یه همچین چیزی رو کشته.‬

00:10:06.280 --> 00:10:07.410
<i>‫یه گربه؟‬</i>

00:10:07.490 --> 00:10:09.200
‫این خون مال اونه؟‬

00:10:09.740 --> 00:10:13.410
‫چه آدم عجیبی. باهاش‬
‫خورشت درست کرده یا چی؟‬

00:10:34.160 --> 00:10:36.080
‫آزوما‬

00:10:36.160 --> 00:10:37.410
‫خب، خب.‬

00:10:38.450 --> 00:10:42.080
‫توکوجیرو، چی شد که‬
‫اون سگ و گربه‌ها رو کشتی؟‬

00:10:43.830 --> 00:10:44.990
‫توکوجیرو؟‬

00:10:45.080 --> 00:10:47.740
‫بابا، باید محکم‌تر باشی.‬

00:10:47.830 --> 00:10:51.080
‫من به خودم زحمت دادم و‬
‫قاتل سگ و گربه‌ها رو گرفتم،‬

00:10:51.280 --> 00:10:54.580
‫ولی اگه اینجوری باهاش مدارا کنی،‬
‫ممکنه هیچوقت حرف نزنه.‬

00:10:57.580 --> 00:11:01.950
‫اگه نتونی به سوال‌های کارفرمات جواب بدی،‬
‫همین امروز از مغازه ما میری.‬

00:11:02.990 --> 00:11:07.700
‫اگه همسایه‌ها بفهمن سرکارگر ما گربه می‌کشه،‬
‫چطور می‌تونیم به کارمون ادامه بدیم؟‬

00:11:08.200 --> 00:11:12.910
<i>‫این یعنی اگه بی سر و صدا بره،‬
‫تحویلش به داروغه نمیدن.‬</i><i></i>

00:11:13.830 --> 00:11:15.910
<i>‫اون سال‌هاست که اینجارو سر پا نگه داشته.‬</i>

00:11:16.240 --> 00:11:19.080
<i>‫کار درست اینه که‬
‫با جیب پر بفرستنش بره.‬</i><i></i>

00:11:20.120 --> 00:11:23.080
<i>‫ولی اونا می‌خوان دست خالی بیرونش کنن.‬</i><i></i>

00:11:23.910 --> 00:11:26.240
<i>‫هر کاری که کرده، این دیگه زیاده‌رویه.‬</i>

00:11:29.200 --> 00:11:32.740
‫مامان، مگه توکوجیرو‬
‫همیشه کارگر خوبی نبوده؟‬

00:11:33.030 --> 00:11:34.870
‫فقط همین یه بار ازش بگذر.‬

00:11:35.370 --> 00:11:38.330
<i>‫- ببخشید؟!‬
‫- اومیچی، چی داری میگی؟‬</i>

00:11:38.410 --> 00:11:40.620
‫توکوجیرو اوتاما رو کشته!‬

00:11:40.990 --> 00:11:45.910
‫می‌دونم قلب مهربونی داری،‬
‫ولی این دفعه دهنتو ببند.‬

00:11:46.450 --> 00:11:48.280
‫این چیزی نیست که بچه‌ها در موردش تصمیم بگیرن.‬

00:11:48.580 --> 00:11:53.870
<i>‫و اگه اینقدر غر نزنی،‬
‫دور دهنت چروک نمیفته.‬</i>

00:11:53.950 --> 00:11:55.160
‫اومیچی!‬

00:11:56.950 --> 00:12:00.530
‫توکوجیرو، دیگه ما رو نمی‌ترسونی، مگه نه؟‬

00:12:01.120 --> 00:12:02.280
‫اینطور نیست؟‬

00:12:03.990 --> 00:12:06.490
‫لطفاً منو ببخشید.‬

00:12:07.910 --> 00:12:10.370
‫مضطرب بودم.‬

00:12:11.030 --> 00:12:16.580
‫سعی کردم کنترلش کنم، ولی اینقدر بد شد،‬
‫که نه تو خواب و نه تو بیداری نمی‌تونستم راحت نفس بکشم.‬

00:12:17.410 --> 00:12:21.030
‫برای همین آخرش خودمو‬
‫سر حیوونای کوچیک خالی کردم.‬

00:12:21.870 --> 00:12:23.910
‫متاسفم. خیلی متاسفم.‬

00:12:24.160 --> 00:12:25.280
‫مضطرب؟‬

00:12:26.160 --> 00:12:30.580
‫شما دیگه به سن ازدواج رسیدین، خانم.‬
‫و تازگیا شایعاتی شنیدم‬

00:12:30.780 --> 00:12:34.030
‫که قراره شوهر کنین‬
‫و آزومایا رو به ارث ببرین.‬

00:12:34.120 --> 00:12:37.280
‫چی؟! کی این چرت و پرتا رو پخش کرده؟!‬

00:12:37.830 --> 00:12:43.870
‫آقا الان خیلی کار به من میده،‬
‫ولی اگه یه داماد با عرضه گیرش بیاد،‬

00:12:43.950 --> 00:12:45.580
‫دیگه به من نیازی نخواهد داشت.‬

00:12:46.450 --> 00:12:51.530
‫من دیگه جوون نیستم، و تمام زندگیم رو برای این کار گذاشتم،‬
‫پس کار دیگه‌ای بلد نیستم.‬

00:12:51.830 --> 00:12:55.280
‫نمی‌تونم تصور کنم با خودم چیکار خواهم کرد.‬

00:12:57.410 --> 00:13:00.030
‫چه چرت و پرتایی تو سرت کردی.‬

00:13:00.120 --> 00:13:02.450
‫برادرم آزومایا رو به ارث می‌بره.‬

00:13:02.530 --> 00:13:04.530
‫من قصد دارم با یه خانواده دیگه وصلت کنم.‬

00:13:07.280 --> 00:13:10.870
‫در هر حال، بابا، اگه توکوجیرو الان استعفا بده،‬
‫تو بدترین دردسر میفتی.‬

00:13:11.160 --> 00:13:14.200
‫واقعاً می‌خوای فردا بره؟‬

00:13:14.370 --> 00:13:17.160
‫اومیچی، نمی‌تونی از ما‬
‫انتظار داشته باشی این دیوونه رو نگه داریم...‬

00:13:17.240 --> 00:13:20.950
‫ساکت، یوکیچی. من دارم از بابا می‌پرسم.‬

00:13:22.910 --> 00:13:25.580
‫اومیچی راست میگه.‬

00:13:26.370 --> 00:13:27.780
‫چرا بی‌خیالش نشیم؟‬

00:13:29.160 --> 00:13:30.700
‫ممنونم، آقا!‬

00:13:31.580 --> 00:13:33.080
‫خیلی ممنونم.‬

00:13:33.160 --> 00:13:34.700
‫ممنونم!‬

00:13:44.740 --> 00:13:47.780
‫میشه اینو برام از بین ببری؟‬

00:13:47.870 --> 00:13:48.990
‫این چیه؟‬

00:13:49.490 --> 00:13:52.120
‫مرگ موش از ایوامی گینزان.‬

00:13:52.580 --> 00:13:57.030
‫اولش با غذا قاطی می‌کردم‬
‫و به سگ و گربه‌ها می‌دادم.‬

00:13:58.660 --> 00:14:00.160
‫چه کارای وحشتناکی کردم.‬

00:14:00.700 --> 00:14:03.910
‫و این سم برای کشتن یه عالمه آدم کافیه.‬

00:14:04.660 --> 00:14:07.660
‫مطمئنم تو می‌دونی چطور‬
‫با خیال راحت از بین ببریش.‬

00:14:12.370 --> 00:14:14.700
‫واقعاً متاسفم.‬

00:14:14.780 --> 00:14:19.990
‫حتی اگه با خانم جوان ازدواج می‌کردی هم‬
‫با یه کارمند بدرفتاری نمی‌کردی.‬

00:14:20.620 --> 00:14:22.830
‫اینو خیلی خوب می‌دونستم.‬

00:14:22.910 --> 00:14:25.700
‫ولی خانم جوان واسه خودش تصمیم می‌گیره.‬

00:14:26.030 --> 00:14:29.160
‫اون آدما رو بر اساس جایگاه‬
‫و پول توی جیبشون قضاوت می‌کنه.‬

00:14:29.410 --> 00:14:31.700
‫منم همین فکرو می‌کردم.‬

00:14:31.780 --> 00:14:35.780
‫ولی ببین تازگیا چقدر باهات مهربون بوده.‬

00:14:36.490 --> 00:14:41.200
‫اون قبلاً می‌گفت شوهر می‌کنه‬
‫و خودش کسب و کار رو به ارث می‌بره.‬

00:14:41.620 --> 00:14:44.280
‫حالا میگه با کس دیگه‌ای ازدواج می‌کنه.‬

00:14:44.740 --> 00:14:47.950
‫شاید کسی رو پیدا کرده که ازش خوشش میاد.‬

00:14:50.450 --> 00:14:51.950
‫من جایگاهمو مدیون توام.‬

00:15:01.080 --> 00:15:02.700
<i>‫کاملاً اشتباه می‌کنین، آقا.‬</i>

00:15:03.200 --> 00:15:04.740
<i>‫امکان نداره.‬</i>

00:15:06.160 --> 00:15:07.330
<i>‫با این حال...‬</i>

00:15:07.740 --> 00:15:10.700
<i>‫از اینکه باهام مهربونه بدم نمیاد.‬</i>

00:15:13.410 --> 00:15:14.950
‫شاید برم حموم عمومی.‬

00:15:20.740 --> 00:15:22.030
‫اوه، راستی.‬

00:15:23.450 --> 00:15:24.580
‫این چیه؟‬

00:15:25.330 --> 00:15:27.160
‫یه سوت شیشه‌ای؟‬

00:15:36.030 --> 00:15:40.910
<i>‫اگه ببرمش پیش تخت‌روان‌کش‌های نیهونباشی،‬
‫صاحبش پیدا میشه.‬</i><i></i>

00:15:41.700 --> 00:15:44.030
<i>‫قبل از اینکه دروازه‌ها بسته بشن یه سر میرم اونجا...‬</i>

00:15:44.120 --> 00:15:46.660
‫چرا از توکوجیرو دفاع کردی؟‬

00:15:46.950 --> 00:15:49.160
‫چی بهت گفتم، مامان؟‬

00:15:49.280 --> 00:15:55.580
‫اگه می‌خوای از شر توکوجیرو خلاص بشی،‬
‫فقط کافیه یه گربه بکشی و بندازیش گردن اون.‬

00:15:56.030 --> 00:15:59.620
‫آدم از آینده خبر نداره.‬
‫شاید نتونه جلوی خودشو بگیره و بازم بکشه.‬

00:16:00.700 --> 00:16:07.580
‫مهم‌تر از اون، ماتسونوسکه الان منو‬
‫به چشم یه خانم جوان مهربون می‌بینه.‬

00:16:07.780 --> 00:16:10.370
‫همه چی عالی پیش رفت. دقیقاً همون چیزی بود که می‌خواستم.‬

00:16:10.620 --> 00:16:15.490
‫نکنه می‌خوای بگی برای به دست آوردن دل ماتسونوسکه‬
‫از توکوجیرو دفاع کردی؟‬

00:16:16.330 --> 00:16:20.080
‫واقعاً به اون پسر حس داری؟‬

00:16:20.330 --> 00:16:23.330
‫واقعاً که، مامان! اصلاً می‌فهمی چی میگی؟‬

00:16:24.580 --> 00:16:28.330
‫انگار نه انگار که من بخوام‬
‫با یه کارگر اجیر شده سر و کار داشته باشم.‬

00:16:29.830 --> 00:16:34.120
‫مامان، اون نمایشی که ماه پیش رفتیم رو یادت میاد؟‬

00:16:34.490 --> 00:16:36.490
‫خب، معلومه که یادمه.‬

00:16:36.830 --> 00:16:41.080
‫خیلی خوش گذشت.‬
‫من همیشه طرفدار سوجورو بودم.‬

00:16:42.830 --> 00:16:46.870
‫نمایش به اندازه‌ی اون شلوغی و هیاهوی نیهونباشی‬
‫منو تحت تاثیر قرار نداد‬

00:16:46.950 --> 00:16:49.580
‫وقتی که خاله‌ام منو برای دیدنش برد.‬

00:16:49.660 --> 00:16:51.660
‫فقط بزرگترین مغازه‌ها اونجا بودن.‬

00:16:52.200 --> 00:16:55.120
‫و حتی بین اونا هم،‬
‫ناگاساکیا به چشم میومد.‬

00:16:55.370 --> 00:16:58.830
‫بدون شک بزرگترین مغازه بود،‬
‫و بهترین ساخت رو هم داشت.‬

00:16:59.120 --> 00:17:02.450
‫ناگاساکیا؟ همون کسب و کاری‬
‫که پدر واقعی ماتسونوسکه اداره‌اش می‌کنه؟‬

00:17:03.330 --> 00:17:07.780
‫ولی مطمئناً ماتسونوسکه الان‬
‫هیچ ربطی به اون خانواده نداره؟‬

00:17:07.870 --> 00:17:10.370
‫اون هیچوقت ناگاساکیا رو به ارث نمی‌بره.‬

00:17:10.450 --> 00:17:15.120
‫اینو می‌دونم. مادرش فقط یه معشوقه بود.‬

00:17:15.580 --> 00:17:20.700
‫ولی صاحب ناگاساکیا یه پسر داره‬
‫که دو سال از من بزرگتره.‬

00:17:21.200 --> 00:17:25.030
‫اسمش ایچیتاروئه،‬
‫و شایعه شده که خوشتیپه.‬

00:17:25.530 --> 00:17:28.080
‫اول، ماتسونوسکه رو مدیون خودم می‌کنم.‬

00:17:28.410 --> 00:17:32.160
‫بعد، اگه به ارباب جوان ناگاساکیا‬
‫نامه بنویسم‬

00:17:32.240 --> 00:17:34.910
‫به عنوان دختر‬
‫کارفرمای تنها برادرش،‬

00:17:34.990 --> 00:17:37.160
‫حداقل می‌تونم باهاش آشنا بشم.‬

00:17:37.910 --> 00:17:39.620
‫تو باورنکردنی هستی.‬

00:17:39.700 --> 00:17:43.200
‫اگه مجبورم ازدواج کنم، چه بهتر‬
‫که با یه کسب و کار بزرگ باشه.‬

00:17:43.490 --> 00:17:48.370
‫مطمئنم اگه ماتسونوسکه ارباب جوان ناگاساکیا رو ببینه،‬
‫از من تعریف و تمجید می‌کنه.‬

00:17:57.990 --> 00:18:04.120
<i>‫اینکه خانواده‌ی صاحبکار زندگی رو‬
‫برای یه کارگر سخت کنن چیز عجیبی نیست.‬</i><i></i>

00:18:05.580 --> 00:18:09.620
<i>‫اگه فقط بدبختی هر روز و هر روز بود،‬
‫می‌تونستم تحملش کنم.‬</i><i></i>

00:18:12.870 --> 00:18:15.620
<i>‫ولی این روشی که خانم جوان کارا رو انجام میده...‬</i>

00:18:19.660 --> 00:18:22.410
<i>‫یعنی تا آخر عمرم تو این مغازه‬
‫گیر می‌کنم؟‬</i><i></i>

00:18:22.950 --> 00:18:26.660
<i>‫‪30‬ سال دیگه طول می‌کشه‬
‫تا همسن سرکارگر بشم.‬</i><i></i>

00:18:27.700 --> 00:18:31.200
<i>‫می‌تونم این همه مدت دووم بیارم؟‬</i>

00:18:36.950 --> 00:18:40.330
<i>‫خانم جوان به ناگاساکیا نامه می‌نویسه.‬</i>

00:18:41.030 --> 00:18:42.870
<i>‫به ارباب جوانی که تا حالا ندیدتش.‬</i>

00:18:43.080 --> 00:18:46.160
<i>‫از من به عنوان بهونه‌ای برای به دست آوردن دل اون استفاده می‌کنه.‬</i>

00:18:51.160 --> 00:18:55.780
<i>‫نمی‌تونم بذارم زنی مثل اون‬
‫به خاطر من پاش به ناگاساکیا باز بشه.‬</i><i></i>

00:19:03.660 --> 00:19:04.870
<i>‫می‌تونم بذارمش تو چاه.‬</i>

00:19:06.530 --> 00:19:09.660
<i>‫ته سطل مرطوبی‬
‫که باهاش آب می‌کشن.‬</i><i></i>

00:19:10.240 --> 00:19:14.240
<i>‫اوکانه صبح ازش برای پر کردن‬
‫کوزه آب استفاده می‌کنه.‬</i><i></i>

00:19:14.660 --> 00:19:18.740
<i>‫وقتی آب جوش بیاد، باهاش برای‬
‫آقا و خانواده‌اش چای درست می‌کنن.‬</i><i></i>

00:19:21.030 --> 00:19:22.280
<i>‫عجیبه.‬</i>

00:19:23.330 --> 00:19:25.450
<i>‫کی فکرشو می‌کرد من بتونم همچین کاری بکنم؟‬</i>

00:20:00.200 --> 00:20:10.200
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:05.280 --> 00:20:06.490
<i>‫خیلی...‬</i>

00:20:07.200 --> 00:20:08.740
<i>‫قشنگه.‬</i>

00:20:29.240 --> 00:20:30.580
‫عجب.‬

00:20:56.910 --> 00:20:58.700
‫امروز یه کاری دارم.‬

00:20:59.080 --> 00:21:00.910
‫میشه لطفاً یه خرده مرخصی بگیرم؟‬

00:21:00.990 --> 00:21:02.080
‫چه کاری؟‬

00:21:02.830 --> 00:21:04.950
‫فقط می‌خوام یه چیزی رو ببرم نیهونباشی.‬

00:21:05.530 --> 00:21:07.870
‫اوه، نیهونباشی؟‬

00:21:07.950 --> 00:21:08.990
‫مشکلی نمی‌بینم.‬

00:21:09.080 --> 00:21:10.240
‫اومیچی.‬

00:21:10.660 --> 00:21:12.160
‫خب، باشه.‬

00:21:12.240 --> 00:21:13.700
‫تو دیگه نه.‬

00:21:14.450 --> 00:21:15.620
‫خیلی ممنونم.‬

00:22:43.120 --> 00:22:46.620
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.