﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:10.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:03.210 --> 00:00:06.790
‫خب، ببینیم چیکار می‌کنی.‬

00:00:18.630 --> 00:00:21.370
‫اون هیچوقت کارا رو نصفه و نیمه انجام نمی‌ده.‬

00:00:21.780 --> 00:00:22.700
‫حالت خوبه؟‬

00:00:24.940 --> 00:00:30.580
‫خیلی نزدیک بود که ناخواسته از این دنیا بیرونت کنم.‬

00:00:34.470 --> 00:00:37.320
‫نیکیچی، الان وقت این نیست که اینجا بشینی و بلرزی.‬

00:00:37.720 --> 00:00:42.540
‫اگه می‌خوام اینجا بمونم، باید یه کاری در مورد اون سوکوموگامی شکست خورده بکنم.‬

00:00:43.190 --> 00:00:45.230
‫به کمکت احتیاج دارم.‬

00:00:48.300 --> 00:00:49.390
‫کمک تو رو هم می‌خوام، ساسوکه.‬

00:00:49.840 --> 00:00:52.260
‫فعلا سلامتی منو فراموش کن.‬

00:00:52.760 --> 00:00:56.900
‫باید روی این تمرکز کنیم که چطور با اون سوکوموگامی شکست خورده روبرو بشیم.‬

00:00:57.620 --> 00:00:59.150
‫کمکم می‌کنی، مگه نه؟‬

00:01:21.380 --> 00:01:29.720 line:20%
‫شاباکه‬

00:02:30.700 --> 00:02:34.330 line:20%
‫مکان‬

00:02:33.820 --> 00:02:37.960
‫بالاخره فهمیدم دستور کی شما رو به اینجا آورد.‬

00:02:38.360 --> 00:02:42.720
‫بانو اوگین. مادربزرگم. اون بهتون گفت بیاین، مگه نه؟‬

00:02:43.840 --> 00:02:44.380
‫بله.‬

00:02:44.380 --> 00:02:45.490
‫خودش گفت.‬

00:02:46.320 --> 00:02:52.020
‫یه مدتیه که گاهی وقتا این حسو داشتم که شما واقعا به من خدمت نمی‌کنین.‬

00:02:52.840 --> 00:02:54.810
‫ولی الان می‌فهمم چرا.‬

00:02:56.040 --> 00:03:00.440
‫خیلی چیزا رو توضیح می‌ده، هرچند هنوز هضم بعضی قسمت‌هاش برام سخته.‬

00:03:01.560 --> 00:03:06.200
‫از جمله اینکه اولین عشق نیکیچی، بانو اوگین بوده؟‬

00:03:07.060 --> 00:03:07.940
‫ساسوکه!‬

00:03:08.120 --> 00:03:09.820
‫هان؟ این راسته؟‬

00:03:11.930 --> 00:03:12.710
‫بله.‬

00:03:13.360 --> 00:03:17.800
‫اون دو تا خانمی که بهت گفتم، بانو یوشینو و مادام اویوشی...‬

00:03:18.430 --> 00:03:20.630
‫در واقع همون بانو اوگین بودن.‬

00:03:20.630 --> 00:03:22.200
‫اصلا نمی‌دونستم.‬

00:03:22.440 --> 00:03:25.530
‫ساسوکه، چرا نمی‌تونستی بیخیالش بشی؟‬

00:03:27.140 --> 00:03:32.720
‫به هر حال، "ارباب زنگ" که بانو اوگین بعد از اون ملاقات کرد، استاد ایسابورو بود.‬

00:03:33.570 --> 00:03:34.760
‫که اینطور.‬

00:03:35.370 --> 00:03:41.670
‫حالا، من به ارباب میکوشی نو نیودو قول دادم که کار این سوکوموگامی شکست خورده رو تموم کنم.‬

00:03:42.360 --> 00:03:44.580
‫پس بهتره زود یه نقشه بکشیم.‬

00:03:45.170 --> 00:03:49.320
‫الان، احتمالا داره دنبال عود هان-گون می‌گرده‬

00:03:49.320 --> 00:03:51.860
‫تو بدن سامورایی که به ایکیچی حمله کرد.‬

00:03:52.470 --> 00:03:56.120
‫نمی‌تونم بذارم آدمای بیشتری به خاطر من آسیب ببینن.‬

00:03:56.750 --> 00:03:57.620
‫درسته.‬

00:04:03.080 --> 00:04:05.630
‫یه کم ماهی سیم گرفتم، واسه همین شیئویاکی درست کردم.‬

00:04:05.920 --> 00:04:08.850
‫خودم همه استخونای ریزشو درآوردم.‬

00:04:08.850 --> 00:04:11.070
‫حالا بخور.‬

00:04:11.370 --> 00:04:12.880
‫ممنون، اوکوما.‬

00:04:14.520 --> 00:04:20.550
‫بگو ببینم، اوکوما، وقتی بچه بودم، حدودای زمانی که وارد کار دارو شدیم،‬

00:04:21.130 --> 00:04:24.400
‫بهم نگفتی که ناگاساکیا یه خدای نگهبان داره؟‬

00:04:24.810 --> 00:04:27.400
‫اوه، من اینو گفتم؟‬

00:04:28.190 --> 00:04:30.400
‫فکر کنم شاید حق با تو بوده.‬

00:04:30.720 --> 00:04:33.140
‫وای، چت شده؟‬

00:04:33.140 --> 00:04:35.080
‫فقط یه حسی بود که داشتم.‬

00:04:36.990 --> 00:04:37.920
‫ایچیتارو.‬

00:04:40.520 --> 00:04:43.160
‫براتون چای میارم، خانم.‬

00:04:47.400 --> 00:04:51.460
‫که اینطور. پس همه چیزو شنیدی.‬

00:04:52.040 --> 00:04:52.930
‫بله.‬

00:04:53.520 --> 00:04:56.050
‫و می‌خوام یه لطفی در حقم بکنی.‬

00:05:04.880 --> 00:05:06.280
‫از کمکت ممنونم.‬

00:05:06.280 --> 00:05:07.240
‫ممنونم، قربان.‬

00:05:07.240 --> 00:05:09.450
‫میشه نیکیچی و ساسوکه رو برام صدا کنی؟‬

00:05:09.450 --> 00:05:11.530
‫بله، قربان. با اجازه‌تون.‬

00:05:24.570 --> 00:05:26.210
‫ارباب جوان، اینا چین؟‬

00:05:26.660 --> 00:05:27.670
‫طلسم.‬

00:05:28.080 --> 00:05:30.760
‫از پسرای مغازه خواستم برام بگیرنشون.‬

00:05:31.040 --> 00:05:33.030
‫فرقی هم می‌کنن؟‬

00:05:33.030 --> 00:05:35.020
‫بهتره که بکنن.‬

00:05:35.220 --> 00:05:44.390
‫یه ثروت به راهب‌های معروف، کانچوی اوئنو و جوشینِ توئیزان دادم براشون.‬

00:05:44.630 --> 00:05:47.400
‫یه ثروت؟ دقیقا چقدر؟‬

00:05:47.610 --> 00:05:51.080
‫برای ‪50‬ تا طلسم حبس روح از کانچوی محترم ‪25‬ ریو شد.‬

00:05:51.080 --> 00:05:56.660
‫و ‪25‬ تای دیگه برای یه شمشیر محافظ که جوشین محترم ادعا می‌کنه می‌تونه ارواح رو ببره.‬

00:05:56.810 --> 00:05:59.790
‫راهب‌های این دوره زمونه واقعا طما‌عن.‬

00:05:59.790 --> 00:06:02.900
‫راستی، ارباب جوان، پولشو از کجا آوردی؟‬

00:06:03.470 --> 00:06:07.590
‫مطمئنا حتی تو هم اینقدر تو کیفت نگه نمی‌داری؟‬

00:06:08.050 --> 00:06:12.760
‫روم نشد از بابا بخوام، برای همین از مامان گرفتم.‬

00:06:13.130 --> 00:06:16.050
‫بهش گفتم ‪100‬ ریو می‌خوام، و اونم یه کوبان طلا بهم داد.‬

00:06:16.800 --> 00:06:18.950
‫تعجب می‌کنم همچین مبلغی بهت داد.‬

00:06:19.280 --> 00:06:21.060
‫گفتی برای چی می‌خوایش؟‬

00:06:21.300 --> 00:06:22.720
‫دلیلی بهش نگفتم.‬

00:06:23.400 --> 00:06:26.320
‫ولی فکر کنم خودش فهمید.‬

00:06:27.760 --> 00:06:31.190
‫این همه پول برای خرت و پرتایی که شاید حتی کار نکنن؟‬

00:06:35.480 --> 00:06:37.200
‫هی، بیوبو نوزوکی.‬

00:06:37.840 --> 00:06:41.580
‫چیشده، ارباب جوان؟ من داشتم می‌خواب—‬

00:06:44.480 --> 00:06:47.080
‫اوم، این روت اثر کرد؟‬

00:06:47.310 --> 00:06:49.770
‫این یه طلسم حبس روحه!‬

00:06:49.770 --> 00:06:52.680
‫می‌خوای منو اینجا زندانی کنی؟‬

00:06:52.680 --> 00:06:53.590
‫معلومه که نه.‬

00:06:53.790 --> 00:06:58.090
‫می‌خوام ببینم کار می‌کنن یا نه. فقط یه امتحان کوچیک.‬

00:06:58.090 --> 00:07:02.600
‫بی‌رحمی. اونم بعد از این همه فداکاری که بهت نشون دادم.‬

00:07:03.070 --> 00:07:07.930
‫ببخشید. عصبانی نشو. فکر نمی‌کردم اینقدر خوب کار کنن.‬

00:07:10.730 --> 00:07:11.930
‫حالا که فکرشو می‌کنم...‬

00:07:12.680 --> 00:07:14.560
‫یاناری رو هم نمی‌بینم.‬

00:07:17.560 --> 00:07:23.260
‫فکر کنم بهتره تو جاده‌ی پل شوهی تا برکه شینوبازو طلسم بچسبونیم.‬

00:07:24.530 --> 00:07:30.470
‫اون شکست خورده نزدیک توریچو می‌پلکه، جذب بوی عود هان-گون شده.‬

00:07:30.900 --> 00:07:32.840
‫بیشتر قربانی‌ها هم از اینجا بودن.‬

00:07:33.360 --> 00:07:37.180
‫می‌خوام با چسبوندن طلسم تو این منطقه شروع کنم تا فراریش بدم.‬

00:07:37.700 --> 00:07:42.600
‫اگه کار به دعوا بکشه، هرچی آدم و خونه‌ی کمتری دور و برمون باشه، بهتره.‬

00:07:42.600 --> 00:07:47.220 line:20%
‫هونباشی | توریچو | (ناگاساکیا)‬

00:07:43.440 --> 00:07:47.230
‫وقتی مطمئن شدیم یه مدتی نزدیک ناگاساکیا نمیاد،‬

00:07:47.230 --> 00:07:51.110
‫من می‌رم یه جای دور از اینجا.‬

00:07:51.110 --> 00:07:56.480
‫اون سوکوموگامی شکست خورده باید دنبالم بیاد، فریب بوی عود رو می‌خوره.‬

00:07:56.480 --> 00:08:04.870 line:20%
‫برکه شینوبازو | (توئیزان) | شمال‬

00:07:56.910 --> 00:07:59.520
‫داری به معبد توئیزان تو اوئنو فکر می‌کنی؟‬

00:07:59.920 --> 00:08:04.850
‫آره. هرجا رو نگاه کنی خونه‌های تجاری و املاک سامورایی‌های ادوئه.‬

00:08:05.700 --> 00:08:08.810
‫جاهای زیادی نیست که بشه با خیال راحت گذاشت اون شکست خورده اونجا وحشی‌بازی دربیاره.‬

00:08:09.470 --> 00:08:15.130
‫معبد از توریچو دوره، ولی محوطه‌اش فضای زیادی بهمون می‌ده.‬

00:08:15.780 --> 00:08:19.480
‫به علاوه، کانچو و جوشین هر دو تو اوئنو زندگی می‌کنن.‬

00:08:20.080 --> 00:08:25.710
‫اگه نتونم از پس سوکوموگامی شکست خورده بربیام، می‌تونم از اونا بخوام که مهر و مومش کنن.‬

00:08:26.080 --> 00:08:30.220
‫امیدوارم اول از همه طلسم‌ها ارزش اون ‪25‬ ریو که پاشون دادیمو داشته باشن.‬

00:08:30.410 --> 00:08:32.500
‫دلم می‌خواد به اندازه پولی که دادیم ازش کار بکشیم.‬

00:08:33.080 --> 00:08:36.860
‫همین الان دیدی. خوب کار می‌کنن.‬

00:08:36.860 --> 00:08:40.720
‫حالا بریم سراغ بویی که سوکوموگامی شکست خورده رو جذب کنه.‬

00:08:41.100 --> 00:08:47.790
‫به عود هان-گون تقلبی نیاز داریم، ولی اصلا نمی‌دونم چه بویی می‌ده.‬

00:08:47.790 --> 00:08:50.270
‫پیدا کردن بو نباید سخت باشه.‬

00:08:53.270 --> 00:08:54.090
‫بیا تو.‬

00:08:57.840 --> 00:08:59.910
‫اوه، ببخشید بابت اون.‬

00:09:00.400 --> 00:09:02.810
‫تعجب می‌کنم شما دو تا می‌تونین تحملش کنین.‬

00:09:02.810 --> 00:09:04.430
‫ما یه سر و گردن بالاتریم.‬

00:09:04.670 --> 00:09:09.940
‫خب؟ منظورت چیه که بوی عود هان-گون "نباید سخت باشه"؟‬

00:09:11.440 --> 00:09:17.040
‫اون داروی باارزشی که مادام اوتاهه یه زمانی می‌سوزوند و استنشاق می‌کرد‬

00:09:17.040 --> 00:09:20.330
‫تو یه بسته‌ی کوچیک از کاغذ صورتی کم‌رنگ پیچیده شده بود.‬

00:09:20.980 --> 00:09:25.670
‫مادام اوتاهه، که غرق در آرزوی زایمان بی‌خطر بود،‬

00:09:25.960 --> 00:09:31.840
‫کاغذ بسته‌بندی رو با بقیه‌ی نذری‌هاش به معبد ایناری داد.‬

00:09:33.430 --> 00:09:37.090
‫اون کاغذ شاید هنوز بوی قوی عود رو داشته باشه.‬

00:09:37.430 --> 00:09:40.490
‫حتی یه اثر ضعیف هم ممکنه اون موجود رو جذب کنه.‬

00:09:40.490 --> 00:09:42.420
‫شرط می‌بندم که جواب می‌ده.‬

00:09:42.420 --> 00:09:44.720
‫ارباب جوان، بیاین الان بریم بگردیم.‬

00:09:44.720 --> 00:09:45.440
‫باشه.‬

00:09:52.020 --> 00:09:55.520
‫احساس می‌کنم یه دزدم.‬

00:09:55.520 --> 00:09:58.050
‫می‌دونم قرار یه قاتلو متوقف کنم،‬

00:09:58.520 --> 00:10:03.730
‫ولی یادم نمیاد هیچ قهرمان افسانه‌ای اینطوری رفتار کرده باشه.‬

00:10:05.460 --> 00:10:10.120
‫چه چاره‌ای داریم؟ ما تاجریم، نه سامورایی.‬

00:10:10.370 --> 00:10:14.170
‫نمی‌تونیم از کار و زندگی روزمره‌مون غافل بشیم.‬

00:10:14.880 --> 00:10:20.130
‫ما بین مرتب کردن بار و درست کردن دارو، اومدیم یه روح قاتلو شکست بدیم.‬

00:10:20.840 --> 00:10:23.880
‫دقیقا هیجان‌انگیز نیست، مگه نه؟‬

00:10:31.640 --> 00:10:35.570
‫مادام اوتاهه هر روز بدون استثنا نذری می‌ده.‬

00:10:36.930 --> 00:10:38.070
‫ببخشید.‬

00:10:45.190 --> 00:10:46.740
‫بوی شیرینی می‌ده.‬

00:10:46.740 --> 00:10:50.200
‫که اینطور. پس این بوی عود هان-گونه.‬

00:10:51.030 --> 00:10:52.250
‫عجیب نیست؟‬

00:10:52.810 --> 00:10:55.820
‫هیچ گرد و خاکی روش نیست، و رنگش هم نرفته.‬

00:11:03.310 --> 00:11:05.160
‫ارباب جوان، حالتون خوبه؟‬

00:11:05.300 --> 00:11:07.160
‫اوم، آره.‬

00:11:07.850 --> 00:11:10.960
‫من هیچوقت همچین بویی می‌دادم؟‬

00:11:11.180 --> 00:11:14.880
‫چون من همیشه کنارتونم، واقعا نمی‌تونم بگم.‬

00:11:14.880 --> 00:11:16.230
‫اینطوریه؟‬

00:11:16.230 --> 00:11:20.640
‫حالا، بهتره به خاطر قرض گرفتن این، معبد رو تمیز کنیم،‬

00:11:20.640 --> 00:11:22.880
‫و بعد بریم بخوابیم.‬

00:11:22.880 --> 00:11:23.840
‫فکر خوبیه.‬

00:11:37.000 --> 00:11:38.380
<i>‫مادربزرگ.‬</i>

00:11:38.380 --> 00:11:42.870
<i>‫لطفا مراقبم باش تا بتونم از این مخمصه جون سالم به در ببرم.‬</i>

00:11:52.540 --> 00:11:57.610
‫نیکیچی، می‌تونی یه هاون، یه آسیاب دستی و یه ترازو از مغازه بیاری؟‬

00:11:57.960 --> 00:12:02.730
‫ارباب جوان، از پاس پنجم گذشته. لطفا دیگه بس کنین.‬

00:12:02.730 --> 00:12:07.840
‫اگه هر کاری از دستم برمیاد انجام ندم، اگه شکست بخوریم نمی‌تونم قبولش کنم.‬

00:12:08.330 --> 00:12:10.040
‫یه کم دیگه تحمل کن.‬

00:12:11.230 --> 00:12:14.120
‫خیلی خب. لطفا یه لحظه صبر کنین.‬

00:12:18.020 --> 00:12:18.700
‫ساسوکه.‬

00:12:19.490 --> 00:12:20.040
‫بله؟‬

00:12:20.680 --> 00:12:23.000
‫چیزی اذیتت می‌کنه؟‬

00:12:23.840 --> 00:12:25.350
‫چرا در موردش بهم نمیگی؟‬

00:12:26.680 --> 00:12:30.760
‫اوه، باشه. می‌بینم که نمی‌تونم گولت بزنم.‬

00:12:30.760 --> 00:12:32.760
‫نه، فقط یه حسی بهم گفت.‬

00:12:34.400 --> 00:12:35.270
‫خب...‬

00:12:35.270 --> 00:12:41.380
‫حالا که قراره با تو با اون سوکوموگامی شکست خورده روبرو بشیم،‬

00:12:42.040 --> 00:12:44.330
‫از نگرانی دارم دیوونه می‌شم.‬

00:12:44.960 --> 00:12:47.640
‫نمی‌دونم واقعا می‌تونم ازت محافظت کنم یا نه.‬

00:12:49.320 --> 00:12:53.410
‫قبلا هم حسابی گند زدم.‬

00:12:54.840 --> 00:12:56.780
‫خیلی وقت پیش بود.‬

00:12:57.280 --> 00:13:00.950
‫اون موقع، من کنار یه شخص خاصی بودم،‬

00:13:02.570 --> 00:13:06.200
‫و نتونستم ازش دفاع کنم.‬

00:13:07.440 --> 00:13:11.160
‫برای همین الان نمی‌تونم بهش فکر نکنم.‬

00:13:11.910 --> 00:13:13.960
‫اگه دوباره شکست بخورم...‬

00:13:14.950 --> 00:13:21.180
‫ساسوکه، فقط همین که کنارمی باعث می‌شه خیلی بیشتر احساس اعتماد به نفس کنم.‬

00:13:24.420 --> 00:13:25.880
‫حق با شماست.‬

00:13:26.180 --> 00:13:29.690
‫حداقل الان نباید تو شکست‌های گذشته غرق بشم.‬

00:13:31.080 --> 00:13:35.590
‫بانو اوگین اونقدر مهربون بود که اینجارو بهم داد تا بهش تعلق داشته باشم.‬

00:13:36.530 --> 00:13:37.830
‫هر اتفاقی بیفته...‬

00:13:38.690 --> 00:13:43.200
‫راستی یادم اومد. اصلا تو چطوری با مادربزرگ آشنا شدی؟‬

00:13:43.770 --> 00:13:47.580
‫اولین بار حدود ‪500‬ سال پیش دیدمش.‬

00:13:48.260 --> 00:13:52.840
‫قبل از اون، هیچ جایی برای زندگی یا رفتن نداشتم.‬

00:13:53.200 --> 00:13:55.510
‫فقط پیاده از این‌ور به اون‌ور می‌رفتم.‬

00:13:57.130 --> 00:14:03.010
‫وقتی تو سفر بهش کمک کردم تا نیکیچی زخمی رو درمان کنه، با بانو اوگین آشنا شدم.‬

00:14:06.350 --> 00:14:13.360
‫به عنوان تشکر، اسم "ساسوکه" رو بهم داد و یه قولی به هم دادیم.‬

00:14:13.740 --> 00:14:14.720
‫یه قول؟‬

00:14:14.720 --> 00:14:15.360
‫آره.‬

00:14:16.150 --> 00:14:21.680
‫بانو اوگین قول داد یه روزی چیزی رو که از ته دل می‌خوام بهم بده.‬

00:14:22.580 --> 00:14:26.640
‫زمان گذشت، همراهمو از دست دادم،‬

00:14:27.010 --> 00:14:30.380
‫و به یه سفر طولانی بدون مقصد رفتم.‬

00:14:32.960 --> 00:14:35.020
‫تو اوگین هستی، مگه نه؟‬

00:14:37.440 --> 00:14:40.700
‫می‌بینم که هنوزم اسمت ساسوکه‌اس.‬

00:14:41.960 --> 00:14:45.120
‫من یه بار بهت یه قولی دادم.‬

00:14:45.120 --> 00:14:50.450
‫خیلی طول کشید، ولی بالاخره لحظه‌ی عمل کردن بهش رسیده.‬

00:14:51.360 --> 00:14:56.280
‫خب، ساسوکه، می‌دونی قراره چی بهت بدم؟‬

00:14:58.240 --> 00:15:02.320
‫می‌دونم که الان قلبم پر از خوشحالیه.‬

00:15:02.910 --> 00:15:08.040
‫بالاخره، فکر می‌کردم قراره بدون اینکه کسی دوباره اسممو صدا بزنه، محو بشم.‬

00:15:09.280 --> 00:15:13.600
‫ممنونم که این همه مدت منو فراموش نکردی.‬

00:15:14.100 --> 00:15:15.920
‫متاسفانه، کاملا اشتباه می‌کنی.‬

00:15:16.230 --> 00:15:18.170
‫هان؟ اون نیست؟‬

00:15:18.400 --> 00:15:21.920
‫می‌بینی، من به زودی قراره نوه دار بشم،‬

00:15:22.250 --> 00:15:28.310
‫برای همین تصمیم گرفتم برای محافظت، ارواحی رو کنار بچه بذارم.‬

00:15:28.720 --> 00:15:36.570
‫از نیکیچی که یه بار نجاتش دادی می‌خوام، ولی یه نفر برای راحتی خیال کمه.‬

00:15:37.840 --> 00:15:39.270
‫پس، ساسوکه...‬

00:15:39.870 --> 00:15:42.830
‫می‌تونم از تو هم بخوام که این کارو به عهده بگیری؟‬

00:15:43.040 --> 00:15:44.500
‫من؟ بچه‌داری کنم؟‬

00:15:44.910 --> 00:15:47.660
‫چرا باید این چیزی باشه که من بیشتر از همه می‌خوام؟‬

00:15:47.660 --> 00:15:53.250
‫چرا که نه، ساسوکه، اگه بیای ناگاساکیا چیزای زیادی پیدا می‌کنی.‬

00:15:54.090 --> 00:15:55.340
‫مثل یه جایی برای تعلق داشتن.‬

00:15:57.240 --> 00:16:01.090
‫مطمئنم نوه‌ام ازت خوشش میاد.‬

00:16:01.550 --> 00:16:05.100
‫فکر کنم اینطوری کسی رو داری که ازش مراقبت کنی.‬

00:16:05.640 --> 00:16:06.720
‫ولی من...‬

00:16:06.890 --> 00:16:14.640
‫زندگی تو ناگاساکیای شلوغ بعد از این همه مدت تو جاده بودن، دردسرهای خودشو داره.‬

00:16:14.900 --> 00:16:19.730
‫ولی فکر نمی‌کنم یه زندگی معمولی، حتی با معایبش، اونقدر بد باشه.‬

00:16:21.000 --> 00:16:26.290
‫"معمولی" بودن چیزی نبود که برای من به راحتی به دست بیاد.‬

00:16:27.410 --> 00:16:32.670
‫برای همین فکر کردم این زندگی شاید تو رو هم خوشحال کنه.‬

00:16:36.880 --> 00:16:37.760
‫می‌فهمم.‬

00:16:40.000 --> 00:16:41.520
‫خوشحالم که می‌تونم خدمت کنم.‬

00:16:46.780 --> 00:16:52.890
‫بعد از پنج قرن، بانو اوگین اینجارو بهم داد تا بهش تعلق داشته باشم.‬

00:16:53.120 --> 00:16:54.120
‫اصلا نمی‌دونستم.‬

00:16:56.260 --> 00:16:58.640
‫ارباب جوان، آوردمشون.‬

00:16:59.670 --> 00:17:00.890
‫حالا می‌فهمم.‬

00:17:01.930 --> 00:17:06.660
‫آخرش، هیچکدومتون نمی‌تونین جلوی مادربزرگ وایسین.‬

00:17:06.990 --> 00:17:08.080
‫منظورم...‬

00:17:08.080 --> 00:17:10.260
‫خب، فکر کنم.‬

00:17:10.840 --> 00:17:15.920
‫درسته، هم من و هم نیکیچی اولش با دستور بانو اوگین به اینجا اومدیم.‬

00:17:17.670 --> 00:17:25.150
‫ولی الان من به اینجا تعلق دارم و وظیفه‌ی خودم می‌دونم که با اراده‌ی خودم ازت محافظت کنم.‬

00:17:25.510 --> 00:17:27.600
‫برای منم همینطوره.‬

00:17:33.280 --> 00:17:34.400
‫می‌دونم.‬

00:17:35.070 --> 00:17:38.990
‫می‌دونم، پس میشه هر دوتون از تعظیم کردن دست بردارین؟‬

00:18:02.710 --> 00:18:07.470 line:20%
‫آزوما | کوپر‬

00:18:03.700 --> 00:18:07.480
‫همونطور که بهت گفتم، ماتسونوسوکه دیگه اینجا نیست.‬

00:18:07.880 --> 00:18:08.950
‫رفته؟‬

00:18:09.130 --> 00:18:09.770
‫آره.‬

00:18:10.210 --> 00:18:13.690
‫مرخصی خواست، رفت، و دیگه برنگشته.‬

00:18:14.030 --> 00:18:16.730
‫چی می‌تونه اون پسر نمک‌نشناس رو نگه داشته باشه؟‬

00:18:17.680 --> 00:18:19.960
‫این راسته؟‬

00:18:20.380 --> 00:18:23.000
‫چه دلیلی دارم که دروغ بگم؟‬

00:18:24.440 --> 00:18:25.710
‫چـ-چیکار می‌کنی؟‬

00:18:30.960 --> 00:18:31.800
‫ارباب جوان.‬

00:18:33.830 --> 00:18:36.970
‫داری بی‌خوابی می‌کشی که چی درست کنی؟‬

00:18:37.340 --> 00:18:38.380
‫دارو.‬

00:18:38.800 --> 00:18:45.910
‫ببین، فکر کردم یه دارو تو کاغذ صورتی بذارم تا شبیه عود هان-گون به نظر برسه.‬

00:18:46.550 --> 00:18:51.510
‫اینطوری، باورپذیرتر به نظر میاد، و راحت‌تر اون شکست خورده رو به دام می‌ندازیم.‬

00:18:51.880 --> 00:18:59.120
‫نکنه داری فکر می‌کنی که توش سم بریزی و اینطوری متوقفش کنی؟‬

00:18:59.400 --> 00:19:01.400
‫فکر نمی‌کنی جواب بده؟‬

00:19:02.820 --> 00:19:07.570
‫تظاهر نمی‌کنم که هیچ سمی روی ارواح کار نمی‌کنه، ولی رو هرکدوم از ما یه جور متفاوت اثر می‌ذارن.‬

00:19:08.000 --> 00:19:12.410
‫مسموم کردن یه روحی که نمی‌شناسیش تقریبا غیرممکنه.‬

00:19:14.470 --> 00:19:18.620
‫خب، به هر حال بهتره عود تقلبی رو شبیه واقعی درست کنم.‬

00:19:25.720 --> 00:19:26.800
‫این باید کافی باشه.‬

00:19:27.570 --> 00:19:29.560
‫هنوز داشتی روش کار می‌کردی؟‬

00:19:29.800 --> 00:19:35.010
‫نزدیک پاس چهارمه. لطفا، باید استراحت کنی.‬

00:19:37.110 --> 00:19:39.960
‫با این وضع، قبل از اینکه راه بیفتیم بریم اوئنو از پا میفتی.‬

00:19:40.480 --> 00:19:41.930
‫اون موقع حتما مسخره به نظر میام.‬

00:19:42.450 --> 00:19:46.940
‫قهرمانای دیوکُش فقط به خاطر خستگی تو رختخواب نمیفتن.‬

00:19:47.230 --> 00:19:49.990
‫چه بخوابی چه استراحت کنی، بردن چیزیه که مهمه.‬

00:19:50.280 --> 00:19:51.440
‫ما در مقابل اونیم.‬

00:19:51.760 --> 00:19:53.830
‫تو تا مغز استخونت یه تاجری.‬

00:19:56.630 --> 00:19:57.460
‫خب پس.‬

00:19:57.460 --> 00:19:58.430
‫شب بخیر.‬

00:20:00.200 --> 00:20:10.200
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:02.880 --> 00:20:05.570
<i>‫این سومین روزیه که داریم همه جا طلسم می‌چسبونیم.‬</i>

00:20:06.070 --> 00:20:08.800
<i>‫تا الان باید تقریبا توریچو رو مسدود کرده باشیم.‬</i>

00:20:09.440 --> 00:20:12.980
<i>‫اگه زود کارو تموم نکنیم، واقعا زمین‌گیر می‌شم.‬</i>

00:20:22.200 --> 00:20:24.850
‫ساسوکه؟ نیکیچی؟‬

00:20:29.320 --> 00:20:30.210
‫ارباب جوان.‬

00:20:32.610 --> 00:20:34.050
‫تو که از قبل بیداری؟‬

00:20:34.270 --> 00:20:35.300
‫چی شده؟‬

00:20:36.320 --> 00:20:37.380
‫آتیش؟‬

00:20:37.670 --> 00:20:40.320
‫زنگ فقط یه بار صدا داد، پس باید دور باشه.‬

00:20:40.840 --> 00:20:42.550
‫می‌دونی کجاست؟‬

00:20:42.550 --> 00:20:45.270
‫هنوز چیز قطعی‌ای معلوم نیست، ولی شمال اینجاست.‬

00:20:45.690 --> 00:20:46.500
‫شمال؟‬

00:20:46.710 --> 00:20:50.520
‫به هر حال، اینطوری سرما می‌خوری. یه چیز گرم‌تر بپوش.‬

00:20:52.360 --> 00:20:56.040
‫آتیش‌سوزی از شمال اینجا، نزدیک ملک کاشو شروع شده.‬

00:20:56.270 --> 00:21:02.800
‫باد از شرقه، پس فعلا نباید از کانال به سمت ما بیاد.‬

00:21:03.460 --> 00:21:04.660
‫ملک کاشو؟‬

00:21:06.480 --> 00:21:07.900
‫چیزی شده؟‬

00:21:09.770 --> 00:21:13.350
‫ماتسونوسوکه تو یه مغازه نزدیک اونجا شاگردی می‌کنه.‬

00:21:17.280 --> 00:21:20.200 line:20%
‫آزوما‬

00:22:43.120 --> 00:22:46.660
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.