﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:02.380 --> 00:00:06.200
‫فکر نکن این تموم شده.‬

00:00:11.630 --> 00:00:14.360
‫حالا، یوکیچی رو ول کن.‬

00:00:14.620 --> 00:00:16.850
‫همینجا و همین الان از شرت خلاص می‌شم.‬

00:00:24.330 --> 00:00:27.320
‫این آخر کاره.‬

00:00:55.170 --> 00:00:57.240
‫می‌دونم قوی‌تر می‌شم.‬

00:01:05.360 --> 00:01:09.130
<i>‫آتیش هنوز خاموش نشده. باید قبل از اینکه... کاری کنم.‬</i>

00:01:27.370 --> 00:01:29.740
‫نیکیچی. ساسکه.‬

00:01:59.180 --> 00:02:07.560 line:20%
‫شاباکه‬

00:03:08.500 --> 00:03:16.300 line:20%
‫تا ابد با خوشی‬

00:03:10.240 --> 00:03:16.300 line:20%
‫هی، ساسکه، نیکیچی، شما چه جور ارواحی هستین؟‬<i></i>

00:03:22.410 --> 00:03:24.390
<i>‫من چیزی هستم که به عنوان اینوگامی شناخته می‌شه.‬</i>

00:03:24.390 --> 00:03:25.980
<i>‫و منو هاکوتاکو صدا می‌زنن.‬</i>

00:03:28.690 --> 00:03:33.320
<i>‫یه اینوگامی و یه هاکوتاکو؟‬</i>

00:03:40.060 --> 00:03:42.260
‫ساسکه؟ نیکیچی؟‬

00:03:43.640 --> 00:03:45.880
‫صبح بخیر، ارباب جوان.‬

00:03:46.480 --> 00:03:50.040
‫به نظر نمی‌رسه آسیب جدی دیده باشی، ولی دردی داری؟‬

00:03:50.670 --> 00:03:52.990
‫نه، حالم خوبه.‬

00:03:54.250 --> 00:03:57.800
‫منو ول کن. شما دو تا سالم موندین؟‬

00:03:58.110 --> 00:03:59.560
‫نیازی نیست نگران باشی.‬

00:03:59.960 --> 00:04:04.200
‫به لطف طلسم‌هایی که پرت کردی، جون سالم به در بردیم.‬

00:04:06.850 --> 00:04:11.110
‫با این حال، تحت تاثیر قرار گرفتم که تونستی اون تسوکوموگامی شکست خورده رو جن‌گیری کنی.‬

00:04:11.110 --> 00:04:12.560
‫کار آسونی نبود.‬

00:04:12.560 --> 00:04:15.030
‫از روی ناچاری بود.‬

00:04:15.030 --> 00:04:19.860
‫و اگه شما جونتونو برای محافظت از من به خطر نمی‌انداختین، نمی‌تونستم انجامش بدم.‬

00:04:22.650 --> 00:04:24.040
‫دیگه تقریباً رسیدیم خونه.‬

00:04:29.420 --> 00:04:30.410
‫حالت خوبه؟‬

00:04:30.830 --> 00:04:31.790
‫آره.‬

00:04:36.240 --> 00:04:39.000
‫یه جورایی شبیه کاپا شدین.‬

00:04:43.910 --> 00:04:47.430
‫راستی، چه بلایی سر ماتسونوسکه و یوکیچی اومد؟‬

00:04:48.060 --> 00:04:50.300
‫یوکیچی آسیبی ندیده.‬

00:04:51.040 --> 00:04:54.080
‫خودمون بردیمش یه جای امن.‬

00:04:54.540 --> 00:04:55.560
‫خدا رو شکر.‬

00:04:57.090 --> 00:04:58.570
‫و برادرم، ماتسونوسکه؟‬

00:04:59.120 --> 00:05:01.940
‫الان ارواح رو فرستادیم دنبالش بگردن.‬

00:05:02.470 --> 00:05:03.220
‫که اینطور.‬

00:05:04.460 --> 00:05:07.830
‫اینجا وایسادن فایده‌ای نداره. بیاین بریم تو.‬

00:05:10.290 --> 00:05:12.200
‫خوش اومدی خونه.‬

00:05:14.670 --> 00:05:15.840
‫خوبه که برگشتم.‬

00:05:17.480 --> 00:05:18.620
‫ایچیتارو!‬

00:05:18.790 --> 00:05:19.880
‫ایچیتارو!‬

00:05:20.060 --> 00:05:22.450
‫بابا. مامان.‬

00:06:00.670 --> 00:06:04.130 line:20%
‫عمده فروشی‬
‫ناگاساکیا‬

00:06:10.600 --> 00:06:12.790
‫خوبه. به نظر می‌رسه الان به اندازه کافی خوبی.‬

00:06:14.160 --> 00:06:17.220
‫این دفعه زیاد تو رختخواب نبودم.‬

00:06:17.410 --> 00:06:20.040
‫خب، خوشحالم که جدی نشد.‬

00:06:20.560 --> 00:06:22.680
‫ولی از خود راضی بودن کشنده‌ست.‬

00:06:22.680 --> 00:06:26.240
‫فقط چون حس می‌کنی بهتری، فوری به خودت فشار نیار.‬

00:06:26.680 --> 00:06:27.340
‫باشه.‬

00:06:33.240 --> 00:06:37.650
‫ارباب میکوشی نو نیودو از اون موقع خودشو نشون نداده،‬

00:06:37.860 --> 00:06:41.630
‫پس فکر کنم اجازه دارم اینجا بمونم.‬

00:06:41.630 --> 00:06:42.790
‫اینطور به نظر می‌رسه.‬

00:06:44.160 --> 00:06:45.630
‫سلام، ارباب جوان.‬

00:06:45.960 --> 00:06:47.190
‫رئیس.‬

00:06:47.190 --> 00:06:51.660
‫وقتی شنیدم تو رختخواب افتادی نگران شدم، ولی به نظر کاملاً سرحالی.‬

00:06:52.180 --> 00:06:55.260
‫آره، الان خیلی بهترم.‬

00:06:55.590 --> 00:06:58.890
‫پسر، اون آتیش‌سوزی یه فاجعه بود.‬

00:06:58.890 --> 00:07:00.140
‫واقعاً بود.‬

00:07:00.500 --> 00:07:01.280
‫اوه، راستی.‬

00:07:01.570 --> 00:07:07.400
‫یکی بهم گفت تو و کارمنداتو دیده که داشتین به سمت آتیش می‌دویدین.‬

00:07:07.720 --> 00:07:11.640
‫تو از اون پسرایی هستی که آرزو دارن آتش‌نشان بشن یا چی؟‬

00:07:11.880 --> 00:07:14.030
‫خب، یعنی...‬

00:07:14.320 --> 00:07:21.100
‫به هر حال، قتل‌های داروخونه بعد از اون متوقف شد، پس الان می‌تونی با خیال راحت استراحت کنی.‬

00:07:22.010 --> 00:07:24.410
‫آره. فکر کنم...‬

00:07:24.810 --> 00:07:26.170
‫اون نگرانی تموم شده.‬

00:07:35.850 --> 00:07:36.730
‫بیا دیگه.‬

00:07:36.960 --> 00:07:38.180
‫برو.‬

00:07:38.320 --> 00:07:41.630
‫هی. بهت گفتم باهاش بدرفتاری نکن.‬

00:07:42.010 --> 00:07:43.320
‫من خیلی متاسفم.‬

00:07:43.760 --> 00:07:44.400
‫نباش.‬

00:07:57.710 --> 00:07:58.990
‫خوشحالم که سالمی.‬

00:07:59.690 --> 00:08:02.600
‫نگرانت بودم، داداش.‬

00:08:07.320 --> 00:08:09.710
‫خیلی خوشحالم که پیدات کردن.‬

00:08:11.180 --> 00:08:13.840
‫وقتی آتیش‌سوزی شد داشتی چی کار می‌کردی؟‬

00:08:14.960 --> 00:08:20.340
‫راستشو بخوای، من قبلاً از آزومایا رفته بودم.‬

00:08:22.050 --> 00:08:26.690
‫از مغازه فرار کردم، و قصد داشتم باهاش قطع رابطه کنم.‬

00:08:28.430 --> 00:08:34.260
‫برای همین تو یه آژانس بودم، دنبال یه کار جدید می‌گشتم، ولی نتونستم پیدا کنم.‬

00:08:34.870 --> 00:08:37.800
‫وقتی آتیش‌سوزی شد تو یه مسافرخونه بودم.‬

00:08:38.680 --> 00:08:44.080
‫بعد، نمی‌دونم چرا، ولی شروع کردم به فکر کردن که چه بلایی سر آزومایا اومده.‬

00:08:44.480 --> 00:08:47.500
‫وقتی به خودم اومدم، دیدم پاهام دارن منو می‌برن اونجا.‬

00:08:48.250 --> 00:08:50.010
‫زندگی تو مهم‌تره!‬

00:08:50.250 --> 00:08:54.130
‫اگه الان همه چیمو از دست بدم، انگار که مردم.‬

00:09:02.350 --> 00:09:03.480
‫یوکیچی.‬

00:09:20.280 --> 00:09:22.880
‫سرکارگر، منو ببخش.‬

00:09:24.750 --> 00:09:30.910
‫هیچ راهی نداشتم، برای همین رفتم به خونه‌ای که توش به دنیا اومده بودم، ولی اونم تو آتیش گرفتار شده بود.‬

00:09:31.940 --> 00:09:37.210
‫دنبال یه شاگردی جدید گشتم، ولی بعد از اینکه این همه کسب و کار سوخت،‬

00:09:37.390 --> 00:09:39.420
‫پیدا کردن یکی سخت بود.‬

00:09:40.580 --> 00:09:45.380
‫بعد، مثل بقیه قربانی‌های آتیش‌سوزی، یه مدتی رو تو یه معبد گذروندم، تا اینکه...‬

00:09:50.180 --> 00:09:55.870
‫شنیدم ارباب جوان ناگاساکیا - یعنی تو، ایچیتارو - دنبال من می‌گشتی.‬

00:09:56.660 --> 00:09:57.370
‫درسته.‬

00:10:01.040 --> 00:10:06.270
‫اینا رو یکی از دوستای قدیمیم درست کرده، که وارث شیرینی‌فروشی بغلیه.‬

00:10:06.690 --> 00:10:08.750
‫تو اونا خمیر لوبیا نیست، برای همین طعمشون خوبه.‬

00:10:14.620 --> 00:10:17.930
‫شیرینی، ها؟ خیلی وقته نخوردم.‬

00:10:24.060 --> 00:10:25.610
‫اوه؟ اون نتسوکه...‬

00:10:25.770 --> 00:10:27.750
‫ها؟ اوه، این؟‬

00:10:28.240 --> 00:10:31.880
‫چندی پیش پیداش کردم نزدیک آزومایا افتاده بود.‬

00:10:32.120 --> 00:10:37.280
‫می‌خواستم از حامل‌های تخت روان نزدیک نیهونباشی بپرسم کی انداختتش.‬

00:10:38.980 --> 00:10:44.330
‫ولی وقتی حملش می‌کردم، شروع کردم به حس کردن اینکه داره ازم محافظت می‌کنه، برای همین...‬

00:10:45.040 --> 00:10:49.660
‫اوه، وای. می‌دونستم گمش کردم، ولی باورم نمی‌شه تو پیداش کردی.‬

00:10:49.920 --> 00:10:50.550
‫ها؟‬

00:10:52.260 --> 00:10:55.920
‫یعنی از نزدیک آزومایا رد شدی؟‬

00:10:56.170 --> 00:11:00.490
‫می‌خواستم حداقل یه نگاهی بهت بندازم و یه گپی بزنم،‬

00:11:00.980 --> 00:11:05.560
‫ولی همه اصرار داشتن هونگو خیلی دوره و من خودمو خسته می‌کنم،‬

00:11:06.110 --> 00:11:08.020
‫برای همین مخفیانه اومدم ببینمت.‬

00:11:08.460 --> 00:11:11.360
‫ولی وقتی رسیدم اونجا تو مغازه نبودی.‬

00:11:11.720 --> 00:11:14.370
‫اومدی منو ببینی؟‬

00:11:15.710 --> 00:11:18.420
‫اصلاً خبر نداشتم.‬

00:11:55.150 --> 00:11:56.900
‫داداش؟‬

00:11:58.980 --> 00:11:59.880
‫من...‬

00:12:04.300 --> 00:12:06.290
‫داداش، چی شده؟‬

00:12:23.630 --> 00:12:25.680
‫به چی فکر می‌کنی، ایچیتارو؟‬

00:12:26.060 --> 00:12:29.160
‫ماتسونوسکه هیچ ربطی به ناگاساکیا نداره.‬

00:12:30.360 --> 00:12:33.490
‫بهت گفتم دیگه باهاش کاری نداشته باشی.‬

00:12:36.120 --> 00:12:42.620
‫بابا. مامان. یادتونه چی گفتین در مورد اینکه می‌خواستین من وارث ناگاساکیا بشم؟‬

00:12:44.080 --> 00:12:48.830
‫با این وضع سلامتی، اون موقع عزم و اعتماد به نفسشو نداشتم.‬

00:12:50.860 --> 00:12:52.700
‫ولی اوضاع فرق کرده.‬

00:12:53.230 --> 00:12:59.840
‫می‌خوام این کسب و کار رو ادامه بدم و مثل شما و پدربزرگ بزرگش کنم.‬

00:13:00.060 --> 00:13:01.720
‫ایچیتارو، تو داری چی...‬

00:13:02.280 --> 00:13:06.720
‫قصد دارم وقتی مسئول شدم از ماتسونوسکه کمک بگیرم.‬

00:13:07.260 --> 00:13:10.000
‫پس به عنوان وارثتون اینو می‌خوام.‬

00:13:10.720 --> 00:13:14.520
‫لطفاً اجازه بدین ماتسونوسکه تو ناگاساکیا بمونه.‬

00:13:20.030 --> 00:13:22.090
‫قسم می‌خورم کنارت باشم.‬

00:13:24.900 --> 00:13:27.280 line:20%
‫داروهای عمده‌فروشی‬
‫ناگاساکیا‬

00:13:30.280 --> 00:13:31.120
‫خوش اومدی.‬

00:13:40.020 --> 00:13:42.280
‫ارباب جوان، بیداری؟‬

00:13:43.520 --> 00:13:44.410
‫آره.‬

00:13:47.680 --> 00:13:49.750
‫صبح بخیر، ارباب جوان.‬

00:13:50.360 --> 00:13:51.740
‫خوب خوابیدی؟‬

00:13:54.320 --> 00:13:57.680
‫صبح بخیر، نیکیچی، ساسکه.‬

00:14:04.060 --> 00:14:06.450
‫صبح بخیر چیه دیگه.‬

00:14:06.680 --> 00:14:10.080
‫خورشید خیلی وقته تو آسمونه.‬

00:14:10.650 --> 00:14:12.700
‫و شما هیچوقت عوض نمی‌شی، ارباب جوان.‬

00:14:12.880 --> 00:14:15.950
‫هی. می‌خوای اون دهنتو ببندم؟‬

00:14:16.120 --> 00:14:19.960
‫چی؟ من صلاح ارباب جوان رو می‌خوام.‬

00:14:20.330 --> 00:14:22.850
‫داری لوسش می‌کنی، خودتم می‌دونی.‬

00:14:23.120 --> 00:14:24.600
‫هنوز داری حرف می‌زنی؟‬

00:14:27.060 --> 00:14:29.180
‫زیاد بهش سخت نگیر.‬

00:14:29.680 --> 00:14:32.600
‫بیوبو نوزوکی یه حرفی می‌زنه.‬

00:14:33.970 --> 00:14:37.850
‫خب ماتسونوسکه به مغازه عادت کرده؟‬

00:14:38.080 --> 00:14:43.450
‫آره. سرکارگر از اینکه چقدر سریع یاد می‌گیره و مودبه، تحت تاثیر قرار گرفته.‬

00:14:43.620 --> 00:14:48.600
‫و ذره‌ای هم به خاطر اینکه پسر اربابه مغرور نیست.‬

00:14:48.600 --> 00:14:51.990
‫سخت کار می‌کنه و به خودش رحم نمی‌کنه.‬

00:14:52.120 --> 00:14:54.950
‫معلومه که برادرته.‬

00:14:55.420 --> 00:14:57.490
‫این هیچ ربطی بهش نداره.‬

00:14:57.780 --> 00:14:59.260
‫اوه، بله، ارباب کوچولو،‬

00:14:59.260 --> 00:15:04.630
‫برای صبحانه ساردین‌های آب‌پز معروفمو با آلو و سوپ سیب‌زمینی درست کردم.‬

00:15:04.630 --> 00:15:08.780
‫همین الان میارمش، پس حتماً بخور، باشه؟‬

00:15:10.110 --> 00:15:15.400
‫عالی نیست که ارباب اجازه داد ماتسونوسکه بمونه؟‬

00:15:15.800 --> 00:15:19.240
‫شاید خانم اوتاعه مانع بزرگتری بود؟‬

00:15:19.480 --> 00:15:21.940
‫می‌دونی، واقعاً نبود.‬

00:15:22.580 --> 00:15:25.070
‫مامان اصلاً به نظر نمی‌رسید بدش بیاد،‬

00:15:25.070 --> 00:15:26.640
‫و بحثی هم نکرد.‬

00:15:29.500 --> 00:15:33.800
‫خب، خانم اوتاعه خیلی دوستت داره.‬

00:15:34.240 --> 00:15:40.210
‫اگه قبول کردن ماتسونوسکه خوشحالت می‌کنه، شاید همین برای اون کافی بوده.‬

00:15:40.440 --> 00:15:44.480
‫و چون خانم اوتاعه مخالفت نکرد، ارباب هم نکرد.‬

00:15:44.480 --> 00:15:45.170
‫آره.‬

00:15:45.880 --> 00:15:51.830
‫با این حال، یه مدتیه دارم فکر می‌کنم مامان گاهی اوقات می‌تونه عجیب باشه.‬

00:15:52.280 --> 00:15:56.020
‫فکر می‌کنی این به خاطر خون مادربزرگه که تو رگ‌هاشه؟‬

00:15:59.080 --> 00:16:00.800
‫شما دو تا هم همینطورین.‬

00:16:00.940 --> 00:16:02.950
‫چی؟ ما می‌تونیم "عجیب" باشیم؟‬

00:16:02.950 --> 00:16:04.530
‫منظورت از این حرف چیه؟‬

00:16:04.530 --> 00:16:05.680
‫من چه می‌دونم.‬

00:16:07.910 --> 00:16:10.830
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست، مگه نه؟‬

00:16:13.370 --> 00:16:15.040
‫اوه، این یادم انداخت.‬

00:16:15.040 --> 00:16:19.280
‫ارواح تو این ماجرا خیلی بهم کمک کردن.‬

00:16:19.280 --> 00:16:21.380
‫باید قدردانیمو نشون بدم.‬

00:16:22.670 --> 00:16:23.770
‫ارباب جوان...‬

00:16:23.770 --> 00:16:25.240
‫...از ما تشکر می‌کنه.‬

00:16:31.270 --> 00:16:33.560
‫اوه، بیا تو، ایچیتارو.‬

00:16:33.560 --> 00:16:35.170
‫سلام، اوهارو.‬

00:16:35.510 --> 00:16:37.540
‫می‌رم برادرمو صدا کنم.‬

00:16:44.950 --> 00:16:47.080
‫ها؟ تنهایی، ایچیتارو؟‬

00:16:47.560 --> 00:16:51.000
‫می‌تونم بدون کمک از ناگاساکیا به میهارویا بیام.‬

00:16:51.240 --> 00:16:56.110
‫ولی قبلاً همیشه نیکیچی یا ساسکه باهات میومدن.‬

00:16:56.400 --> 00:16:57.360
‫درسته.‬

00:16:57.890 --> 00:17:01.280
‫اوه، هی، در مورد ماتسونوسکه شنیدم.‬

00:17:01.630 --> 00:17:03.990
‫خوبه که همه نگرانی‌هات نتیجه داد، ها؟‬

00:17:04.510 --> 00:17:10.200
‫آره. می‌دونم تو رو هم نگران کردم. و حتی باعث شدم آسیب ببینی.‬

00:17:10.960 --> 00:17:12.000
‫حالت چطوره؟‬

00:17:12.180 --> 00:17:13.740
‫الان کاملاً بهترم.‬

00:17:14.230 --> 00:17:18.390
‫ببین. برگشتم به شیرینی درست کردن مثل همیشه.‬

00:17:18.640 --> 00:17:20.000
‫عالیه.‬

00:17:20.600 --> 00:17:23.330
‫بذار دوباره تشکر کنم. ممنونم.‬

00:17:24.320 --> 00:17:26.580
‫هی، چیز مهمی نبود.‬

00:17:27.680 --> 00:17:32.000
‫خب امروز، دنبال شیرینی برای پذیرایی از چندتا مهمون می‌گردم.‬

00:17:32.000 --> 00:17:35.260
‫دایفوکو چطوره؟ یه مقداری داریم که بابام درست کرده.‬

00:17:35.780 --> 00:17:38.280
‫یوکان و نون چای بخارپز هم هست.‬

00:17:38.280 --> 00:17:40.210
‫باشه، همه‌شونو می‌برم.‬

00:17:40.210 --> 00:17:42.040
‫باید خیلی شلوغ باشه.‬

00:17:42.320 --> 00:17:45.380
‫فکر کنم. همه‌شون عاشق شیرینی‌ان.‬

00:17:47.610 --> 00:17:51.060
‫با این حال، تعجب کردم که تنها اومدی خرید.‬

00:17:52.010 --> 00:17:55.240
‫فکر کنم فقط باید به تلاش ادامه بدی.‬

00:17:55.600 --> 00:17:56.430
‫ها؟‬

00:17:56.910 --> 00:17:59.840
‫منم باید به بهتر شدن ادامه بدم. کم کم.‬

00:18:02.650 --> 00:18:05.220
‫بیا. اه، می‌تونی همه‌ی اینا رو تنها ببری؟‬

00:18:05.800 --> 00:18:08.320
‫حتی منم می‌تونم از پس اینقدرش بربیام.‬

00:18:11.630 --> 00:18:14.700
‫دیر کرده بودی، برای همین اومدم دنبالت.‬

00:18:14.960 --> 00:18:16.410
‫دیر؟‬

00:18:16.410 --> 00:18:20.060
‫می‌دونستی برای بسته‌بندی شیرینی‌ها به کمی وقت نیاز دارم.‬

00:18:20.530 --> 00:18:24.070
‫و یه مدتی بود ایکیچی رو ندیده بودم. باید کلی حرف می‌زدیم.‬

00:18:24.750 --> 00:18:28.570
‫بیا به تلاش ادامه بدیم تا هر دومون بتونیم روی پای خودمون بایستیم.‬

00:18:35.440 --> 00:18:38.620
‫شما همه‌تون این دفعه خیلی برام کار کردین.‬

00:18:38.950 --> 00:18:41.640
‫چیز زیادی نیست، ولی امشب روش تشکر منه از شما.‬

00:18:41.640 --> 00:18:43.260
‫این واقعاً طعمش عالیه!‬

00:18:43.260 --> 00:18:46.630
‫هی، شما ارواح! وقتی ارباب جوان حرف می‌زنه گوش کنین.‬

00:18:47.270 --> 00:18:48.530
‫واقعاً که.‬

00:18:53.050 --> 00:18:55.150
‫بیوبو نوزوکی، این برای چی بود؟‬

00:18:55.150 --> 00:18:59.780
‫ساکت. من بیشتر از هر کس دیگه‌ای حق دارم هر شیرینی تو این اتاقو بخورم.‬

00:18:59.780 --> 00:19:01.390
‫چی؟ چطور مگه؟‬

00:19:01.920 --> 00:19:05.610
‫چطور مگه؟ چون من تو این اتاق نفر اولم.‬

00:19:05.760 --> 00:19:08.320
‫هی! بدجنس! بدجنس!‬

00:19:09.990 --> 00:19:12.410
‫گفتی کی "تو این اتاق نفر اوله"؟‬

00:19:12.680 --> 00:19:15.500
‫من از وقتی این اتاق الحاقی بود اینجا بودم-‬

00:19:16.200 --> 00:19:19.800
‫همه چیز تو این اتاق مال ارباب جوانه.‬

00:19:22.290 --> 00:19:24.820
‫ارباب جوان، یه چیزی بهشون بگو.‬

00:19:24.820 --> 00:19:29.050
‫با هم دوست بشین و بخورین. هنوز کلی شیرینی مونده.‬

00:19:32.860 --> 00:19:34.610 line:20%
‫بیا بگیر.‬

00:19:33.530 --> 00:19:34.610
‫مرسی!‬

00:19:34.610 --> 00:19:37.490
‫آه! هی! اون مال تو نیست!‬

00:19:37.890 --> 00:19:39.320
‫اوم...‬

00:19:40.490 --> 00:19:42.230
‫خوشمزه‌ست.‬

00:19:44.300 --> 00:19:44.960
‫اینم همینطور.‬

00:19:58.410 --> 00:20:01.660
‫ارباب جوان! لطفاً فنجون منو دوباره پر می‌کنی؟‬

00:20:00.000 --> 00:20:10.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:02.970 --> 00:20:05.470
‫شیرینی! شیرینی!‬

00:20:05.470 --> 00:20:07.470
‫بیشتر می‌خوایم! بیشتر می‌خوایم!‬

00:21:35.190 --> 00:21:38.230
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:54.280 --> 00:21:58.300
‫اوه، خدای من... اونا به زور کاری کردن.‬

00:21:58.300 --> 00:22:00.920
‫ارباب جوان بیشتر قسمت سخت کارو انجام داد.‬

00:22:00.920 --> 00:22:05.560
‫راست گفتی. نمی‌تونم بگم فکر می‌کنم لیاقت این ضیافتو داشتن.‬

00:22:05.830 --> 00:22:09.760
‫واقعاً؟ من فکر می‌کنم همه کمک بزرگی بودن.‬

00:22:10.310 --> 00:22:11.980
‫البته این شامل شماها هم می‌شه.‬

00:22:16.620 --> 00:22:18.240
‫شما دو تا، بهم بگین.‬

00:22:19.790 --> 00:22:23.480
‫به کمکم کردن ادامه می‌دین، مگه نه؟‬

00:22:25.740 --> 00:22:26.320
‫بله.‬

00:22:35.540 --> 00:22:37.610
‫شب بخیر، ارباب جوان.‬

00:22:38.230 --> 00:22:39.090
‫شب بخیر.‬

00:22:39.800 --> 00:22:41.470
‫آره. شب بخیر.‬