﻿WEBVTT

00:00:01.520 --> 00:00:03.860
‫هفت‌تا کشتی هوایی،

00:00:03.860 --> 00:00:06.720
‫همچنین مکان کشتی‌سازی‌ای که به عنوان پایگاه براشونه،

00:00:06.720 --> 00:00:09.940
‫و دو عدد سنگ جادویی بسیار بزرگ برای تأمین نیروش.

00:00:10.210 --> 00:00:11.750
‫گولمِ اژدها،

00:00:11.750 --> 00:00:13.460
‫گولمِ سواره‌نظام،

00:00:13.460 --> 00:00:14.990
‫گولمِ سرباز،

00:00:15.480 --> 00:00:18.660
‫و افسانه‌ها و آهن‌هایی که اون هارو میسازن.

00:00:19.010 --> 00:00:21.380
‫هوش مصنوعیِ جدید،

00:00:21.380 --> 00:00:23.140
‫پنل‌های کلکسیون جادویی،

00:00:23.140 --> 00:00:26.130
‫و پرونده‌های تحقیقِ اشرافی ایشل‌برگ...

00:00:26.730 --> 00:00:29.000
‫همه‌ی موارد ذکر شده بایستی توسط تاج و تخت خریداری شوند،

00:00:29.000 --> 00:00:32.230
‫در حالی که منطقه‌ی دایره‌ای جادویی جذب‌کننده‌ی جادویِ تلپورتِ اجباری،

00:00:32.230 --> 00:00:34.110
‫توسط انجمنِ جادو خریداری خواهد شد.

00:00:34.340 --> 00:00:37.540
‫از آنجایی که این مأموریت اجباری از طرف پادشاه بود،
‫پاداش افزایش یافته است

00:00:37.540 --> 00:00:40.320
‫همانند پاداش انجمنِ ماجراجویان.

00:00:40.320 --> 00:00:42.850
‫در نتیجه، پاداش هر نفر...

00:00:47.210 --> 00:00:49.520
‫چقدره، لرد کمسیر روکنر؟

00:00:50.100 --> 00:00:51.730
‫دو میلیون سکه‌ی طلا!

00:00:53.210 --> 00:00:55.590
دو میلیون؟

00:00:56.110 --> 00:00:58.400
‫پس... برای هر نفر...

00:00:58.400 --> 00:00:59.660
‫خیلیه!

00:00:59.660 --> 00:01:02.450
‫پاداش به صورت اقساطی طی 20 سال پرداخت خواهد شد،

00:01:02.450 --> 00:01:06.080
‫و پادشاهی بایستی تمام قسط‌ها رو پرداخت کنه.

00:01:08.360 --> 00:01:11.500
چی؟ داری پایتخت رو ترک میکنی؟

00:01:11.850 --> 00:01:14.070
‫خیلی بهش فکر کردم،

00:01:14.070 --> 00:01:18.550
‫و تصمیم گرفتم مرکز ماجراجویی‌مون
‫توی بلای‌کیره‌دا باشه.‫

00:01:18.980 --> 00:01:21.810
‫که اینطور. اینجا بدون تو خالی میشه.

00:01:24.230 --> 00:01:26.500
‫ولی این هم بخشی از زندگی‌ـه!

00:01:26.500 --> 00:01:27.760
‫در این مورد،

00:01:27.760 --> 00:01:31.120
‫من تمام توانم رو صرف پیدا کردن خطاکارانی میکنم که

00:01:31.120 --> 00:01:35.530
‫ادعای دروغین مرگ رو پخش میکردن،
‫پس تو میتونی خاطرجمع سفر کنی، بارون بائومیستر!

00:01:39.530 --> 00:01:41.950
‫ادعای دروغین مرگ؟ مرگِ کی؟

00:01:43.710 --> 00:01:45.910
‫شما، بارون بائومیستر!

00:01:46.860 --> 00:01:49.880
‫مَردم فکر میکردن من مُردم؟

00:01:50.240 --> 00:01:54.590
‫بله. مردم وقتی دیدن شما سالم برگشتین
‫داشتن غش میکردن!

00:01:56.060 --> 00:01:58.050
‫چجور همچین شایعاتی شروع شد؟

00:01:58.050 --> 00:02:01.110
‫آدمِ موفق بدون اینکه خودش خبر داشته باشه،
‫باعث برانگیخته‌شدن حسادت دیگران میشه.

00:02:01.110 --> 00:02:05.540
‫و خودشون رو غرق در تنفر کسانی میبینن که نمی‌شناسنش.

00:02:05.540 --> 00:02:11.230
‫درسته، هممون هنوز که هنوزه هم با یه سری از اذیت و آزارها
‫فقط به خاطر موندن با ول مواجه میشیم.

00:02:11.230 --> 00:02:14.820
‫بالاتر از اون، حالا ما داریم دو میلیون سکه‌ی طلا میگیریم.

00:02:14.820 --> 00:02:18.310
‫هیچ‌وقت نمی‌تونیم از شر این حسادت خلاص بشیم.

00:02:18.310 --> 00:02:19.950
‫صحبت از این شد،

00:02:19.660 --> 00:02:27.000
راهنمای ماجراجویان

00:02:19.950 --> 00:02:24.370
‫انجمن ماجراجویان سیستمی برای مباحثه درباره‌ی تقسیم یه پاداش
‫به صورت رسمی داره، درسته؟

00:02:24.370 --> 00:02:26.520
نباید ازش استفاده کنیم؟

00:02:28.200 --> 00:02:31.500
‫ولی اون سیستم به صورت معمول وقتی استفاده میشه
‫که سهم یه عضوِ پارتی...

00:02:31.500 --> 00:02:34.360
‫خیلی کم باشه، درست نمیگم؟

00:02:34.710 --> 00:02:50.690
‫راهنمای ماجراجویان

00:02:34.990 --> 00:02:39.920
‫میتونی ازش برای مباحثه سر چیزهای دیگه
‫به جز تقسیم کردن هم استفاده کنی.

00:02:39.920 --> 00:02:43.880
‫پس اگه اعتراض کنیم و
‫بگیم سهممون برای این مأموریت خیلی زیاده...

00:02:43.880 --> 00:02:45.280
‫همینه!

00:02:45.280 --> 00:02:50.690
‫بعدش دیگه نیاز نیست با این مقدارِ اذیت‌کننده
‫از پول سر و کلّه بزنیم!

00:02:51.010 --> 00:02:54.540
‫همین‌طوریش هم داریم کلی پول از وِل میگیریم.

00:02:55.360 --> 00:02:59.610
‫ولی پولی که آزاد میکنید کجا میره؟

00:03:03.400 --> 00:03:04.480
‫چی؟!

00:03:04.480 --> 00:03:07.540
‫وایسید! وایسید! منم اینقدر نمیخوام!

00:03:07.840 --> 00:03:10.650
‫راستی، تو چیکار میکنی، الیزه؟

00:03:11.490 --> 00:03:15.710
‫تمام دارایی‌های من متعلق به وندلین-ساماست.

00:03:17.650 --> 00:03:21.500
‫پس دریافت ده میلیون سکه‌ی طلا رو بهت تبریک میگم!

00:03:22.020 --> 00:03:24.160
‫همین شکلی دلایل بیشتر و بیشتر دارن که از من متنفر باشن...

00:03:24.160 --> 00:03:25.970
‫من که کاسه‌ی رامِن نیستم!

00:03:45.950 --> 00:03:55.130
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:03:45.950 --> 00:03:55.130
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:03:45.950 --> 00:03:55.130
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:03:45.950 --> 00:03:55.130
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:03:45.950 --> 00:03:55.130
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:03:45.950 --> 00:03:55.130
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:03:45.950 --> 00:03:55.130
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:03:45.950 --> 00:03:55.130
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:03:45.950 --> 00:03:55.130
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:04:36.640 --> 00:04:56.640
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:04:56.560 --> 00:05:02.030
‫‫قسمت نهم
‫‫مردم ازم متنفرن؟ شوخی میکنی؟!

00:04:57.610 --> 00:05:00.900
‫لعنت، نمیتونم باور کنم اون بچه ی لوس زنده موند.

00:05:01.380 --> 00:05:03.860
‫ناامید نیستید، آقای روکنِر؟

00:05:04.430 --> 00:05:07.820
‫این فرصتتون نبود که از لرد کمیسر بودن ارتقا بگیرید؟

00:05:08.130 --> 00:05:10.530
‫خب، خوب جواب داد.

00:05:10.530 --> 00:05:14.290
‫گذشته‌ از اینا، خیلی‌ها که با بارون بائومیستر خیلی مهربان نیستند ...

00:05:14.290 --> 00:05:19.780
‫و اونایی که گروهی میرن پیشش،
‫حالا اینجا گرد هم در اومدن.

00:05:20.230 --> 00:05:23.760
‫هدفت از اول همین بود؟

00:05:24.410 --> 00:05:27.710
‫درسته، با این تعداد که دور هم جمع شدیم،

00:05:27.710 --> 00:05:30.720
‫ناپدید کردن یه اذیت‌کننده موضوع ساده‌ایه.

00:05:55.610 --> 00:06:01.020
‫میگم، خب داشتم به این فکر میکردم
‫که یه نفرو بذاریم تا بعد از اینکه رفتیم به بلای‌کیره‌دا...

00:06:01.020 --> 00:06:03.520
‫مراقب این عمارت باشه.

00:06:04.220 --> 00:06:09.330
‫درسته، الآن اونقدر نفرت به خودت جذب کردی
‫که ممکنه یکی رسماً اعلام کنه تو مُردی،

00:06:10.040 --> 00:06:12.510
‫پس کسی رو نمی‌خوایم که کار بدی انجام بده.

00:06:12.890 --> 00:06:15.660
‫با این حساب به یه نفر نیاز داریم که قوی باشه،

00:06:15.660 --> 00:06:17.540
‫به اندازه‌ای که بتونه از یه عمارت نگهداری کنه،

00:06:17.540 --> 00:06:19.980
‫و به ول وفادار باشه.

00:06:20.380 --> 00:06:24.140
‫امکان نداره بتونی کسی رو پیدا کنی
‫که کاملاً با این شرایط جور در بیاد...

00:06:25.780 --> 00:06:29.530
‫مرد قدرتمندی که تونست در بخش نیزه‌زنیِ
‫مسابقات هنرهای رزمی برنده بشه!

00:06:30.290 --> 00:06:32.010
‫اون تو خانواده‌ی یه بازرگان بزرگ شده،

00:06:32.010 --> 00:06:34.010
‫پس امور مالی براش مثل آب خوردنه.

00:06:34.010 --> 00:06:37.580
‫و با وجود اینکه در سه سال گذشته ول اونو نادیده میگرفته...

00:06:38.000 --> 00:06:41.100
‫از درخواست بی‌ریا و صمیمانه‌اش دست بر نداشته.

00:06:41.900 --> 00:06:43.450
‫رودِریک-سان!

00:06:44.870 --> 00:06:46.380
‫اوه...

00:06:46.380 --> 00:06:47.710
‫چــــی؟!

00:06:51.950 --> 00:06:55.600
‫خب، راستش واقعاً حس بدی دارم که
‫بعد از این همه مدت اینو ازت میخوام...

00:06:56.340 --> 00:07:00.440
‫ولی اگه هنوز به کار کردن برای من علاقه داری...

00:07:05.620 --> 00:07:07.070
‫خیلی خوشحالم!

00:07:07.290 --> 00:07:09.280
‫و-واقعاً؟

00:07:09.840 --> 00:07:12.700
‫مطمئنی ما اینو میخوایم؟

00:07:12.700 --> 00:07:15.350
‫خب، بهتر از یه عجیب غریبه.

00:07:16.140 --> 00:07:18.250
‫هرچند میشه به شیوه‌ی خودش زیرسؤال بردش...

00:07:18.560 --> 00:07:21.690
‫منو مسئول عمارتت در پایتخت میذاری؟

00:07:21.690 --> 00:07:22.710
!میذاری<i> منو</i>

00:07:25.010 --> 00:07:27.670
‫فکر کردن به اینکه همچین اعتمادی به من دارید!

00:07:42.520 --> 00:07:43.650
‫یکی اونجاست!

00:07:44.200 --> 00:07:45.360
‫بخواب!

00:07:48.510 --> 00:07:50.460
‫میدونستم یکی اونجاست،

00:07:51.790 --> 00:07:54.490
‫شاید همونی باشه که پشت سر آقای بائومیستر حرف در میاره...

00:07:54.490 --> 00:07:59.410
‫نه، حرف مرگِ ارباب منو میزنه!

00:08:00.890 --> 00:08:03.180
‫آدم پلیدِ سزاوارِ سرزنش!

00:08:03.980 --> 00:08:07.840
‫من، رودریک، عهد میبندم که پیداشون کنم!

00:08:08.660 --> 00:08:14.260
‫حتی قصر هم گفت نمیتونن
‫سرچشمه‌ی این شایعات رو پیدا کنن.

00:08:14.260 --> 00:08:16.550
‫پیداکردنشون به تنهایی برات راحت نخواهد بود.

00:08:17.220 --> 00:08:18.760
‫مشکلی نیست.

00:08:20.820 --> 00:08:23.980
‫مهم‌تر از این، ارباب، پایتخت برای شما خطرناکه.

00:08:24.430 --> 00:08:27.940
‫عاقلانه‌ست که هر چه زودتر شهر رو ترک کنید و

00:08:28.810 --> 00:08:32.490
‫راستش، هنوز یه کاری هست
‫که میخوام اینجا انجام بدم.

00:08:51.620 --> 00:08:53.300
‫از اینطرف، لطفاً.

00:08:54.490 --> 00:08:59.510
‫این آزمایشگاه پژوهشی با جادوی تمدن کهن
‫به عنوان عنصر و مایه‌اش ساخته شده.

00:09:00.950 --> 00:09:01.970
‫فوق‌العاده‌ست.

00:09:04.390 --> 00:09:08.940
‫این بارون بائومیستره،
‫مردی که منطقه‌ی دایره‌ای جادویی از خرابه‌ها رو به ما فروخت!

00:09:09.200 --> 00:09:12.840
‫من سرپرست پژوهش، لوکاس گتزو بِکِن باور ـم.

00:09:12.840 --> 00:09:14.400
‫از ملاقاتتون خوشبختم.

00:09:14.740 --> 00:09:20.380
‫میگم، شنیدم شما منطقه‌ی دایره‌ای جادویی‌ای دارید که
‫میتونه چیزی که آدم تجسم میکنه رو احضار کنه؟

00:09:20.380 --> 00:09:23.180
‫بله، همین‌طوره.

00:09:23.890 --> 00:09:25.820
‫هنوز نمونه‌ی اولیه‌ست،

00:09:25.820 --> 00:09:29.630
‫برای همین بسته به شرایط،
‫ممکنه نیاز به قدرت جادویی عظیمی داشته باشه...

00:09:29.630 --> 00:09:32.530
‫ولی از نظر تئوری، باید توانایی احضار کردن
‫هرچیزی رو برای شما داشته باشه.

00:09:32.880 --> 00:09:36.710
‫فوق العاده‌ست، شُرت‌دزدا عاشق این میشن.

00:09:39.670 --> 00:09:42.000
‫پس لطفاً اجازه بدین ازش استفاده کنیم.

00:09:42.490 --> 00:09:44.270
‫حتماً، بفرمائید.

00:09:47.730 --> 00:09:50.990
‫مهم ترین چیز اینجا تجسم شماست.

00:09:50.990 --> 00:09:53.190
‫به وضوح چیزی که میخواید رو تجسم کنید.

00:09:53.520 --> 00:09:55.900
‫تجسم کنم... متوجه شدم.

00:09:56.400 --> 00:09:57.320
‫خب...

00:09:58.580 --> 00:10:02.180
‫تجسم واضح چیزی که من میخوام...

00:10:02.180 --> 00:10:03.620
‫تجسمش کن...

00:10:11.330 --> 00:10:14.000
‫عالیه! واقعاً کار کرد!

00:10:14.000 --> 00:10:17.010
‫ها؟ ولی اون...

00:10:23.030 --> 00:10:24.180
‫شرت؟

00:10:25.390 --> 00:10:28.100
‫این یه مشت بود، نه شُرت!

00:10:28.100 --> 00:10:31.600
‫اوه؟ شما شرتی که این دختر پوشیده بود رو تجسم کردین؟

00:10:31.600 --> 00:10:34.260
‫واقعاً که یه اژدهاکش‌ـید!

00:10:36.780 --> 00:10:38.800
‫وایسا، وایسا، وایسا، اینطور نیست!

00:10:38.800 --> 00:10:41.060
‫یه لحظه حواسم پرت شد،

00:10:41.060 --> 00:10:44.440
‫ البته به خاطر اینکه به شرت‌دزدا اشاره شد!

00:10:44.440 --> 00:10:45.740
‫هی، گوش بده، اون-

00:10:45.740 --> 00:10:47.280
‫فهمیدم بابا.

00:10:47.280 --> 00:10:50.420
‫میتونی منو برای منحرف بودنت سرزنش کنی،

00:10:50.420 --> 00:10:53.210
‫پس بیا عجله کنیم و چیزی که براش اومدیم رو بگیریم.

00:10:53.700 --> 00:10:56.670
‫من منحرف نیستم. خودم میگیرمش.

00:10:57.670 --> 00:10:58.970
‫تمرکز کن.

00:10:59.680 --> 00:11:01.820
‫یه تجسم واضح از چیزی که...

00:11:02.220 --> 00:11:03.640
‫تجسمش کن.

00:11:03.950 --> 00:11:05.400
‫شرت...

00:11:04.350 --> 00:11:05.400
‫به اون...

00:11:07.380 --> 00:11:08.680
‫حالا، بیا پیش من!

00:11:17.230 --> 00:11:18.820
‫اومد!

00:11:27.060 --> 00:11:28.630
‫اوه، بو میده!

00:11:28.630 --> 00:11:30.370
‫بوش شبیه دل و روده‌ست!

00:11:30.370 --> 00:11:33.360
‫اوه، اینا-چان، روی لباسات خون ریخته!

00:11:33.360 --> 00:11:35.820
‫چی؟! ای خدا!

00:11:38.280 --> 00:11:39.300
‫امکان نداره!

00:11:40.740 --> 00:11:42.510
‫رسیدیم خونه باید حموم کنیم.

00:11:53.070 --> 00:11:54.190
‫میدونستم.

00:11:54.780 --> 00:11:56.510
‫قصدش چیه؟

00:12:45.170 --> 00:12:48.940
‫ ها؟ حتی دوک بلای‌کیره‌دا هم اینجاست.

00:12:49.550 --> 00:12:54.110
‫ظاهراً ول از اونجایی که تحت سرپرست
‫اون در بلای‌کیره‌دا ـه، دعوتش کرده.

00:12:54.800 --> 00:12:56.890
‫پس از تلپورتش استفاده کرد.

00:12:57.530 --> 00:13:01.070
‫میخواد از کسانی که کمکش کردن تشکر کنه، آره؟

00:13:01.070 --> 00:13:04.770
‫اقدامی اجتماعی درخورِ بارون بائومیستر.

00:13:05.460 --> 00:13:08.410
‫هرچند چهره‌های اینجا باعث میشن سوء هاضمه بگیرم.

00:13:12.840 --> 00:13:17.530
‫همه اینجا به دلایل زیادی
‫بارون بائومیستر رو دوست دارن.

00:13:19.650 --> 00:13:21.190
‫همگی!

00:13:22.340 --> 00:13:25.600
‫اخیراً، از منطقه‌ی دایره‌ای جادوییِ انجمن جادو استفاده کردم...

00:13:25.600 --> 00:13:27.450
‫تا اینا رو از دریاهای شمالی بقاپم.

00:13:27.790 --> 00:13:29.040
‫<c.yellow>‫ماهی تُن: نوعی ماهی شمالی با گوشت صورتی یا قرمز تیره</c>

00:13:27.790 --> 00:13:29.040
‫این ماهیِ تُن‌ـه!

00:13:33.870 --> 00:13:36.750
‫ولی چطور باید اینو بخوریم؟

00:13:36.750 --> 00:13:39.060
‫چی؟ همین‌طوری نباید بخوریمش؟

00:13:39.650 --> 00:13:41.770
‫میگم، اگه دوست دارید، از این استفاده کنید.

00:13:41.770 --> 00:13:46.800
‫سه سال طول کشید تا درست بشه،
‫ولی در نهایت این سس سویا رو آماده کردم!

00:14:00.390 --> 00:14:03.390
‫ماهی تن با سس سویا خوشمزه‌ست!

00:14:07.330 --> 00:14:09.570
‫حالا، لطفاً بخورید!

00:14:09.980 --> 00:14:11.820
‫یه دونه اضافی هم داریم!

00:14:21.790 --> 00:14:25.900
‫کسی که شایعه‌ی مرگ شما رو پخش کرد،
‫سرپرست حساب‌رس‌ها، روکنر ـه.

00:14:26.290 --> 00:14:27.660
‫روکنر که...

00:14:28.100 --> 00:14:28.970
‫بله.

00:14:28.970 --> 00:14:32.030
‫اون برادر کوچکتر لرد کمیسر روکنر ـه.

00:14:32.900 --> 00:14:35.470
‫ولی فکر نمیکنم تاحالا ملاقاتش کرده باشم.

00:14:36.380 --> 00:14:38.850
‫اون فقط داشت از شما استفاده میکرد، ارباب.

00:14:40.640 --> 00:14:43.180
‫شما رابطه‌ی محکمی با برادرشون دارید،

00:14:43.180 --> 00:14:45.980
‫پس اون میخواست از شما استفاده کنه
‫تا لرد کمیسر رو از مقامش خلع کنه.

00:14:47.330 --> 00:14:49.320
‫پس اونا رابطه‌ی دوستانه‌ای ندارن.

00:14:49.590 --> 00:14:54.560
‫اون همچنین یه پیام رسان به سمت خونه‌تون روانه کرد،

00:14:55.270 --> 00:14:58.540
‫تا اگه یه وقت شما واقعاً مردین آماده باشن.

00:14:59.140 --> 00:15:00.000
‫ها؟

00:15:00.240 --> 00:15:04.850
‫ظاهراً اون امیدوار بود برادرتون کورت-ساما رو
‫با این کار که برادرزاده‌تون وارثتون باشه،

00:15:04.850 --> 00:15:08.800
‫مدیون خودش بکنه،
‫پس میتونست نفوذ بیشتری داشته باشه.

00:15:11.490 --> 00:15:13.760
‫باورم نمیشه که خانواده‌ام رو درگیر کرده.

00:15:14.530 --> 00:15:18.900
‫پیام رسان فقط چند روزه که روانه شده،

00:15:18.900 --> 00:15:22.050
‫پس یه مقدار دیگه طول میکشه
‫تا به خانواده‌تون برسه.

00:15:24.040 --> 00:15:26.940
‫چه نزاعِ برادریِ پردردسری.

00:15:27.280 --> 00:15:30.900
‫ولی اون باید برای مدتی ساکت بمونه.

00:15:32.510 --> 00:15:34.460
‫من همین الآنش براتون تدابیر لازمو اتخاذ کردم.

00:15:35.510 --> 00:15:40.040
‫آقای روکنر، کل شهر دارن درباره‌ی شما صحبت میکنن!

00:15:40.510 --> 00:15:42.020
‫درباره‌ی من؟

00:15:42.020 --> 00:15:47.740
‫میگن شما توطئه چیدید که بارون بائومیستر
‫در زیرزمین‌های ویرانه مُرده.

00:15:48.460 --> 00:15:50.780
‫کی همچین دروغ‌هایی رو پخش میکنه؟!

00:15:52.960 --> 00:15:56.140
‫عز-عزیزم، یه پیام از طرف قصر داری.

00:15:57.090 --> 00:15:58.100
‫قصر؟

00:15:58.100 --> 00:16:01.370
‫بله، اعلی‌حضرت احضارتون کردن.

00:16:01.680 --> 00:16:03.060
‫لعنت!

00:16:04.050 --> 00:16:06.020
‫تو یه شایعه‌ی دروغین پخش کردی؟

00:16:06.270 --> 00:16:07.160
‫بله.

00:16:07.160 --> 00:16:10.240
‫حساب کردم و دیدم که بهترین راه
‫برای مقابله با شایعات، خود شایعات‌ان.
‫

00:16:10.660 --> 00:16:14.200
‫ولی اگه اونا بفهمن
‫ما تو دردسر نمیافتیم؟

00:16:14.500 --> 00:16:18.160
‫میتونیم تظاهر کنیم که چیزی درموردش نمیدونیم.

00:16:18.990 --> 00:16:20.990
‫در نهایت فقط یه شایعه‌ست، نه؟

00:16:21.980 --> 00:16:23.120
‫که یعنی اونا هم میتونن...

00:16:23.360 --> 00:16:26.730
‫بله. اون با مقداری از تحقیقات روبه‌رو خواهد شد،

00:16:27.190 --> 00:16:29.310
‫ولی احتمالاً برای این مجازات نمیشه.

00:16:29.310 --> 00:16:32.090
‫بازم تو با فهمیدن اینکه خطاکار کیه
‫کارتو خوب انجام دادی.

00:16:33.540 --> 00:16:36.600
‫از همون اول بهش مشکوک بودم.

00:16:36.600 --> 00:16:41.060
‫سرپرست حسابرس‌ها روکنر یه همچین آدمیه.

00:16:42.510 --> 00:16:43.970
‫میشناسیش؟

00:16:44.250 --> 00:16:46.800
‫اون پدرمه.

00:16:48.480 --> 00:16:52.770
‫با وجود اینکه اون حتی یکبار هم
‫من رو به عنوان پسرش به‌رسمیت نشناخته.

00:16:53.220 --> 00:16:55.900
‫مادرم دخترِ فروتن یه بازرگان پایین‌رده بود،

00:16:55.900 --> 00:16:59.240
‫به همین دلیل هیچ‌وقت نمیتونست یه زن صیغه‌ای بشه،
‫چه برسه به زن رسمی.

00:17:00.040 --> 00:17:01.580
‫که‌ اینطور.

00:17:02.480 --> 00:17:07.410
‫به نظر من، هیچ چیزی وجود نداره که
‫کمتر از رابطه‌ی خونی قابل اعتماد باشه.

00:17:09.140 --> 00:17:10.790
‫رابطه‌ی خونی، آره؟

00:17:11.390 --> 00:17:14.130
‫بحثتون در مورد کارتون تمومه؟

00:17:14.440 --> 00:17:15.720
‫آه، آره.

00:17:17.250 --> 00:17:20.030
‫رودریک-سان، اگه دوست داری یه مقدار بردار.

00:17:20.990 --> 00:17:21.680
‫این چیه؟

00:17:21.880 --> 00:17:26.310
‫این ماهی تُن چاقی ـه که وندلین-ساما
‫بهم یاد داد چجور درست کنم.

00:17:26.310 --> 00:17:28.540
‫خیلی خوشمزه‌ست.

00:17:30.240 --> 00:17:31.580
‫دیگه نمیتونم تحمل کنم.

00:17:59.180 --> 00:18:00.050
‫صبر کن!

00:18:04.160 --> 00:18:05.180
‫امکان نداره!

00:18:14.820 --> 00:18:16.060
‫خیلی خوشمزه‌ست!

00:18:18.550 --> 00:18:20.670
‫هی، شرمنده دیر کردم.

00:18:21.510 --> 00:18:22.980
‫اوه، ویلما.

00:18:24.720 --> 00:18:26.800
خودتو معرفی کردی؟

00:18:26.800 --> 00:18:30.190
‫ها؟ میشناسینش، لرد ارتشبد ادگار؟

00:18:30.190 --> 00:18:32.450
‫این ویلما اِتُل فُن آس‌گاهان ـه.

00:18:32.450 --> 00:18:34.060
‫دخترم.

00:18:34.060 --> 00:18:36.480
‫میخواستم بهتون معرفیش کنم.

00:18:36.480 --> 00:18:39.130
‫نظرت درمورد بارون بائومیستر چیه، ویلما؟

00:18:39.430 --> 00:18:41.800
‫من داشتم در موردتون تحقیق میکردم...

00:18:41.800 --> 00:18:44.600
‫تا ببینم شما کسی هستید که بتونه درست‌درمون بهم غذا بده.

00:18:59.440 --> 00:19:00.610
‫قبول شدی.

00:19:00.610 --> 00:19:03.930
‫میگم، خوشحالم که قبول شدم، ولی...

00:19:03.930 --> 00:19:07.980
‫ماهی تن چاق، ماهی تن چاق،
‫ماهی تن چاق، ماهی تن چاق!

00:19:08.400 --> 00:19:10.020
‫بیشتر میخوای؟

00:19:10.390 --> 00:19:12.380
‫لطفاً یه لحظه صبر کن.

00:19:12.880 --> 00:19:14.840
‫ماهی تن چاق، ماهی تن چاق...

00:19:14.790 --> 00:19:17.920
‫ماهی تن چاق، ماهی تن چاق،
‫ماهی تن چاق، ماهی تن چاق...

00:19:14.840 --> 00:19:19.580
‫شرمنده بابت این.
‫غذا از هر چیز دیگه‌ای برای ویلما مهم‌تره.

00:19:20.780 --> 00:19:24.180
که اینطور، سندرم قهرمانی، آره؟

00:19:24.710 --> 00:19:26.670
‫سندرم قهرمانی؟

00:19:27.490 --> 00:19:31.140
‫سندرم قهرمانی به کسانی اشاره داره که دائماً
‫در تمام ماهیچه‌هاشون جادو جریان داره،

00:19:31.140 --> 00:19:35.650
‫و بدنشون رو در تمام مدت تقویت میکنه.

00:19:36.220 --> 00:19:37.400
‫که یعنی...

00:19:37.400 --> 00:19:38.570
‫ماهی تن چاق!

00:19:37.400 --> 00:19:42.720
‫توضیح مترجم: واژه‌ی Fatty هم به معنای چرب و هم به معنای چاق می‌باشد.
‫با توجه به اینکه در اینجا ماهی چاقی در دست داره،
‫تصمیم گرفتم به صورت چاق ترجمه‌اش کنم
‫ ولی همچنان ممکنه منظور چرب باشه.

00:19:38.900 --> 00:19:39.780
‫ماهی تن...

00:19:40.280 --> 00:19:42.740
‫ماهی تن چاق!

00:19:44.410 --> 00:19:46.430
‫اونا قدرت هیولایی دارن.

00:19:46.430 --> 00:19:50.540
‫ولی این معنی رو هم میده که
‫صبح و شب جادو میسوزونن.

00:19:50.540 --> 00:19:54.210
‫پس باید کلی بخورن تا اون انرژی رو دوباره به دست بیارن.

00:19:55.200 --> 00:19:58.150
‫که یعنی غذا دادنشون هزینه‌بَره...

00:19:59.490 --> 00:20:03.200
‫ولی خب این نباید برای شما نگران‌کننده باشه،
‫بارون بائومیستر.

00:20:07.500 --> 00:20:10.580
‫اون یه آدم پرخوره،
‫ولی به نظر خیلی جوون میاد!

00:20:11.040 --> 00:20:12.470
چیکار کنم؟

00:20:12.470 --> 00:20:15.810
‫فکر کنم دارم غریزه‌ی مادرانه حس میکنم!

00:20:16.140 --> 00:20:19.330
‫ویلما-چان، همه‌چی رو به ما بسپار!

00:20:19.330 --> 00:20:23.280
‫ما با ماهی تُن چاق توانت رو برمیگردونیم!

00:20:23.580 --> 00:20:26.240
‫ماهی تُن چاق!

00:20:27.200 --> 00:20:29.200
‫پس تموم شد و رفت.

00:20:29.200 --> 00:20:31.960
‫نظرت درباره ی اینکه اونو به عنوان بادیگاردت بگیری چیه؟

00:20:32.330 --> 00:20:33.920
‫میگم، من...

00:20:34.340 --> 00:20:37.400
‫اگه دوست داشتی،
‫میتونی باهاش ازدواج هم بکنی!

00:20:37.400 --> 00:20:38.750
‫لطفاً بهم گوش بدین.

00:20:39.310 --> 00:20:41.550
‫وقتی به بلای‌کیره‌دا برگردیم،

00:20:41.550 --> 00:20:44.660
‫قصد داریم مثل ماجراجویان معمولی شکار کنیم.

00:20:44.660 --> 00:20:51.290
‫پس نیاز به یه بادیگارد با قدرتی هیولایی ندارم.

00:20:52.090 --> 00:20:53.270
‫شکار؟

00:20:53.270 --> 00:20:54.680
‫چی داری میگی؟

00:20:54.680 --> 00:20:56.560
‫قصد داری که هیولاها رو منقرض کنی، نداری؟

00:20:57.240 --> 00:20:58.020
‫ها؟

00:20:58.260 --> 00:20:59.080
‫ها؟

00:20:59.420 --> 00:21:02.900
‫دوک بلای‌کیره‌دا، درست نمیگم من؟

00:21:05.100 --> 00:21:06.700
‫از کجا درموردش شنیدید؟

00:21:07.190 --> 00:21:10.520
‫من کلی منبع اطلاعاتی دارم.

00:21:10.520 --> 00:21:12.660
‫میگم، ایشون درباره‌ی چی حرف میزنن؟

00:21:12.900 --> 00:21:16.530
‫حقیقتش، من یه درخواست ازت دارم.

00:21:21.470 --> 00:21:27.050
‫میگه وندلین-ساما در حال کاوش کردن ویرانه های کهن مُرده.

00:21:27.440 --> 00:21:30.010
وندلین مُرده؟

00:21:33.440 --> 00:21:38.210
‫و همچنین میگه که بچه‌مون باید عنوان

00:21:38.210 --> 00:21:41.260
‫و املاک اون رو بعد از مُردنش به ارث ببره.

00:21:41.280 --> 00:21:53.280
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:53.310 --> 00:22:05.310
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.