﻿WEBVTT

00:00:04.520 --> 00:00:06.020
‫پونزده سال پیش،

00:00:06.300 --> 00:00:09.850
‫دوکِ بلای‌کیره‌دای سابق گروهی رو برای

00:00:09.850 --> 00:00:13.030
‫جستجوی اکسیری جادویی به

00:00:13.030 --> 00:00:15.320
‫«جنگل فریب‌دهنده » فرستاد.

00:00:14.400 --> 00:00:16.020
‫یادش بخیر...

00:00:15.320 --> 00:00:19.430
‫ولی بدتر از این نمیشد، دو هزار سرباز

00:00:16.450 --> 00:00:18.420
‫این چای آبکی.

00:00:19.430 --> 00:00:22.120
‫و دوک سابق همگی کشته شدند.

00:00:22.340 --> 00:00:27.660
‫ما به درخواست دوک سابق جواب دادیم
‫و ارتشمون رو فرستادیم،

00:00:27.660 --> 00:00:30.560
‫ولی فرمانده و بقیه...

00:00:31.300 --> 00:00:37.090
‫اجساد اونا حالا تبدیل به آندد شدن،
‫خصوصاً به زامبی.

00:00:38.080 --> 00:00:43.770
‫برای همین لردمون درخواست کردن
‫تا این آنددها رو تطهیر کنیم،

00:00:44.430 --> 00:00:46.730
‫قبل از اینکه تبدیل به آنددهای بزرگتری مثل لیچ‌ها* بشن.

00:00:44.430 --> 00:00:46.730
<c.yellow>‫* نوعی آندِد </c>

00:00:49.760 --> 00:00:52.190
‫دوباره ازمون میخواد سرباز بفرستیم؟

00:00:52.400 --> 00:00:55.580
‫اون مَرده بدخُلق کیه؟

00:00:56.060 --> 00:00:57.880
‫تازه گفتن، یادته؟

00:00:57.880 --> 00:01:00.580
‫برادر بزرگتر ول، کورت-سان‌ـه.

00:01:01.030 --> 00:01:03.700
‫اون یکی برادر دومه، هِرمَن-سان،

00:01:03.700 --> 00:01:07.000
‫و اگه درست یادم باشه،
‫اونی که پشتشونه هم رئیس روستاییه

00:01:07.000 --> 00:01:09.040
‫که پشتیبان نزدیکی برای پدرشونه.

00:01:09.420 --> 00:01:12.230
‫ما به عملیات تطهیرسازی رسیدگی میکنیم.

00:01:12.230 --> 00:01:13.940
‫دلیل اینکه میخواستیم ببینیمتون این بود که

00:01:13.940 --> 00:01:17.830
‫درباره ی چگونگی سروکلّه زدن با هیولاهایی که
‫در طی این عملیات کشته میشن مذاکره کنیم.

00:01:17.830 --> 00:01:20.100
‫جنگل فریب‌دهنده جزء قلمروی ماست!

00:01:20.100 --> 00:01:22.660
‫بنابراین متعارفه که...

00:01:22.660 --> 00:01:27.040
‫ پس از تبدیل کردن مواد خامِ هیولاها به سکه،
‫بهمون خراج بپردازید!

00:01:27.040 --> 00:01:29.340
‫درسته و همین قصد رو هم داریم.

00:01:29.850 --> 00:01:35.110
‫به همین دلیل اینجاییم
‫تا درباره‌ی مقدار این خراج توافق کنیم.

00:01:35.510 --> 00:01:38.490
‫کلائوس، به صورت متعارف چقدره؟

00:01:38.490 --> 00:01:41.780
‫خب اگه بخوام بگم... تقریباً سی درصد.

00:01:42.560 --> 00:01:44.290
‫پس پنجاه درصد.

00:01:45.770 --> 00:01:48.680
‫و اگه نمی‌تونید پرداختش کنید،
‫بیخیال شید و از اینجا برید.

00:01:49.160 --> 00:01:52.650
‫و با اسلحه‌ها و زره‌های سربازانی که
‫تطهیر شدن چیکار می‌کنید؟

00:01:52.650 --> 00:01:56.220
‫ما قصد داریم تا حد امکان اموال شخصی اونها رو بازیابی کنیم.

00:01:56.720 --> 00:01:58.180
‫که اینطور.

00:01:58.900 --> 00:02:00.360
‫میشنوی، برادر؟

00:02:00.360 --> 00:02:03.510
‫اونا قصد دارن اموال مردممون رو بازیابی کنن.

00:02:03.510 --> 00:02:05.460
‫بیا عادل باشیم.

00:02:05.460 --> 00:02:07.890
‫نیازی به بازیابی اموالشون نیست.

00:02:08.290 --> 00:02:09.900
‫چی داری میگی؟

00:02:10.100 --> 00:02:13.120
‫همه‌ی سربازهای ما فقیرن.

00:02:13.120 --> 00:02:15.690
‫هیچ‌کدوم‌شون چیز باارزشی ندارن.

00:02:15.690 --> 00:02:18.360
‫پس بازیابی اموالشون لازم نیست.

00:02:18.720 --> 00:02:20.140
‫این طرف...

00:02:20.820 --> 00:02:23.780
‫و اینکه تشییع جنازه‌شون قبلاً برگزار شده.

00:02:24.180 --> 00:02:25.740
‫پوزش می‌طلبم،

00:02:25.740 --> 00:02:29.330
‫ولی مراسم تشییع جنازه به اون مُرده آرامش راستین نمیده، ‫

00:02:29.330 --> 00:02:31.590
‫مگر اینکه پس از تطهیر روحشون، برگزار بشه.

00:02:32.180 --> 00:02:39.700
‫خوشحال میشم به برگزار کردن مجدد تشییع جنازه
‫پس از تطهیرشون کمک کنم.

00:02:39.700 --> 00:02:43.060
‫«مقدس»-ساما، میشه لطف کنید و دست بردارید؟

00:02:43.570 --> 00:02:45.640
‫ما اشرافی‌های فقیریم.

00:02:45.990 --> 00:02:50.600
‫شما به دنبال انعامی که در هنگام
تشییع جنازه داده میشه هستید، نه؟

00:02:52.060 --> 00:02:55.070
‫هوی! میشه بس کنی؟

00:02:55.850 --> 00:02:59.980
‫وندلین، شاید الآن اژدهاکش قهرمان
‫یا چیزی مثل اون باشی،

00:02:59.980 --> 00:03:02.140
‫ولی همه ی افرادت هم گردن کلفتن؟

00:03:02.140 --> 00:03:04.370
‫ایـ-این عوضی...

00:03:04.370 --> 00:03:08.110
‫صمیمانه از نظر باارزشتون قدردانی میکنم!

00:03:08.110 --> 00:03:10.430
‫حتماً به خاطر می‌سپارمش.

00:03:11.540 --> 00:03:16.750
‫حالا مذاکرات رسمی رو شروع کنیم،
آقای بائومیستر؟

00:03:16.750 --> 00:03:17.950
‫چطور جرئت میکنی؟!

00:03:17.950 --> 00:03:20.970
‫منظورت اینه مذاکرات با من رسمی نیست؟!

00:03:21.210 --> 00:03:25.270
‫ما اینجاییم تا با لرد بائومیستر مذاکره کنیم.

00:03:25.270 --> 00:03:29.440
‫گذشته از این، شما کسی هستید
‫که باید مراقب لحنتون باشید.

00:03:29.440 --> 00:03:32.960
‫حتی اگه این مرد برادر کوچکترتون باشه،
‫هنوزم که هنوزه یه بارون‌ـه.

00:03:32.960 --> 00:03:36.700
‫چطور جرئت میکنی با من مثل ملازم‌ها صحبت کنی؟!

00:03:39.060 --> 00:03:40.610
‫گشنمه.

00:03:43.620 --> 00:03:45.530
‫به هر دلیلی،

00:03:45.970 --> 00:03:48.220
‫برادرم تبدیل به فردی زهرآلود شده.

00:04:08.930 --> 00:04:18.110
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:04:08.930 --> 00:04:18.110
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:04:08.930 --> 00:04:18.110
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:04:08.930 --> 00:04:18.110
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:04:08.930 --> 00:04:18.110
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:04:08.930 --> 00:04:18.110
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:04:08.930 --> 00:04:18.110
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:04:08.930 --> 00:04:18.110
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:04:08.930 --> 00:04:18.110
پسر هشتم؟
 شوخی ‌می‌کنی؟

00:04:58.280 --> 00:05:18.280
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:05:19.500 --> 00:05:24.970
‫‫قسمت دهم
‫‫زهرآلود؟ شوخی میکنی؟!

00:05:23.060 --> 00:05:27.630
‫سرپرست حساب‌رس‌ها چه فکری پیش خودش کرده
‫که همچین نامه‌ی غیر عاقلانه‌ای رو برام فرستاده؟

00:05:28.100 --> 00:05:31.120
‫حالا، بیاید جلسه ی روستا رو شروع کنیم.

00:05:31.120 --> 00:05:33.560
‫میگم، قبل از شروع،

00:05:33.760 --> 00:05:37.230
‫شنیدم وندلین-سان برگشته تا پسرانمون

00:05:37.230 --> 00:05:41.020
‫که در جنگل رهاشون کردیم رو تطهیر کنه.

00:05:45.570 --> 00:05:47.400
‫خب که چی؟

00:05:47.600 --> 00:05:51.110
‫گوش بدین! اون مرد به خونه برنگشته!

00:05:51.110 --> 00:05:54.980
‫فقط به عنوان یه ماجراجو که
‫در حال انجام یه عملیاته اینجاست!

00:05:54.980 --> 00:05:58.370
‫وقتی تطیرسازی اونا تموم شه،
‫یکبار دیگه این سرزمین رو ترک میکنه!

00:05:58.830 --> 00:06:01.340
‫درست نیست، کورت-ساما؟

00:06:05.680 --> 00:06:08.970
‫همیشه اینقدر از من متنفر بود؟

00:06:09.330 --> 00:06:13.430
‫بعد از اینکه خونه رو ترک کردی
‫ عقلش رو از دست داد.

00:06:13.730 --> 00:06:15.500
‫اون همیشه عصبیه،

00:06:15.500 --> 00:06:18.410
‫و میترسه اژدهاکش قهرمان ممکنه موقعیتش رو

00:06:18.410 --> 00:06:19.980
‫به عنوان وارث این قلمروی شوالیه‌ای تصاحب کنه.

00:06:20.620 --> 00:06:23.360
‫ولی من هیچ‌وقت همچین کاری باهاش نکردم.

00:06:23.360 --> 00:06:25.320
‫خیلی خب، همگی،

00:06:25.320 --> 00:06:27.530
‫ممنون که منتظر بودین!

00:06:29.300 --> 00:06:31.070
‫مارلِنه-سان!

00:06:36.960 --> 00:06:39.770
‫عزیزم، یه نوشیدنی برای برن تگ-ساما بریز.

00:06:39.770 --> 00:06:41.440
‫اوه، عذر میخوام.

00:06:41.440 --> 00:06:43.210
‫بفرمایید، میل کنید.

00:06:43.210 --> 00:06:45.840
‫این مشروب اینجا توی همین سرزمین درست شده.

00:06:46.480 --> 00:06:50.280
‫نه، من امشب لب به مشروب نمی‌زنم.

00:06:50.280 --> 00:06:52.750
‫چی؟ چه کمیاب!

00:06:52.750 --> 00:06:55.510
‫معمولاً از صبح تا شب خودت رو توی مشروب غرق میکنی.

00:06:55.770 --> 00:06:58.020
‫اغراقه.

00:06:59.690 --> 00:07:02.120
‫عزیزم، به ول یه مقدار پای بده.

00:07:02.120 --> 00:07:03.310
‫آه، باشه، باشه.

00:07:03.680 --> 00:07:05.990
‫ول-کون،آرزوی موفقیت میکنم برات.

00:07:05.990 --> 00:07:10.740
‫مطمئنم که پدربزرگم هم تو جنگل تبدیل به یکی از آنددها شده.

00:07:10.740 --> 00:07:13.510
‫سرپرست ملازم‌ها بودن، درسته؟

00:07:13.510 --> 00:07:16.290
‫وقتی بچه بودم به خوبی ازم مراقبت میکرد.

00:07:16.760 --> 00:07:19.250
‫دنبال اموالش هم میگردم.

00:07:20.450 --> 00:07:22.370
‫چه مرد خوبی هستی!

00:07:22.370 --> 00:07:24.670
‫هیچ شباهتی به اون ابله نداری!

00:07:24.880 --> 00:07:28.690
‫آه، اگه تو وارث بودی، ول-کون!

00:07:28.690 --> 00:07:30.630
‫هوی هوی، همچین چیزی رو اینقدر بلند نگو.

00:07:30.980 --> 00:07:32.130
کی اهمیت میده آخه؟

00:07:32.130 --> 00:07:34.120
‫همه همین فکرو میکنن!

00:07:34.120 --> 00:07:38.280
‫فکر کنم تقریباً افتادیم تو یه بحران سر جانشینی!

00:07:39.520 --> 00:07:41.190
‫این به نظر...

00:07:41.830 --> 00:07:45.020
‫بهترین کار اینه سریع کارو تموم کنیم و از اینجا بریم.

00:07:56.200 --> 00:08:00.170
‫خیلی خوب، بیاید عملیات رو شروع کنیم
‫و زامبی‌ها رو به سمت خودمون بکشیم!

00:08:00.170 --> 00:08:01.370
‫یک، دو!

00:08:01.680 --> 00:08:06.340
‫هوی! سربازهای قلمروی دوک بلای‌کیره‌دا!

00:08:06.580 --> 00:08:08.930
‫چطور تونستید بذارید دو هزار نفر بمیرن؟

00:08:08.930 --> 00:08:11.300
‫ارتش‌تون بی‌کفایته؟

00:08:11.300 --> 00:08:13.570
‫نه، نه، اونا بدتر از این حرفان.

00:08:13.570 --> 00:08:16.010
‫درست نمیگم،
‫قلمروی دوک ابله؟

00:08:16.240 --> 00:08:19.030
‫شما فرمانده‌های بی‌فایده،

00:08:19.030 --> 00:08:20.750
‫حتی استادم رو هم همراه خودتون به کشتن دادید.

00:08:20.750 --> 00:08:24.190
‫فاسد و حال به هم زنید!
‫فاسد و حال به هم زنید!

00:08:27.640 --> 00:08:31.110
‫میگم، این واقعاً آندد ها رو جذب میکنه؟

00:08:31.330 --> 00:08:33.670
‫آره، فریبشون میده.

00:08:34.140 --> 00:08:36.070
‫شاید خیلی باهوش نباشن،

00:08:36.290 --> 00:08:39.600
‫ولی هنوزم وقتی کسی بهشون توهین میکنه میفهمن.

00:08:45.220 --> 00:08:46.670
‫اومدن.

00:08:47.030 --> 00:08:48.380
‫اینجا هم هستن.

00:08:48.890 --> 00:08:50.340
‫حالا، الیزه.

00:09:03.880 --> 00:09:08.560
‫حالا برای افزایش دادن محوطه‌ی
‫این طلسمِ تطهیرسازی!

00:09:18.340 --> 00:09:20.330
‫اومدن، زامبی‌ها!

00:09:20.570 --> 00:09:22.540
‫کلی زامبی اومدن!

00:09:22.840 --> 00:09:26.330
‫خیلی خوب، همگی گاردهاتون رو حفظ کنید!

00:09:26.330 --> 00:09:27.460
‫بله!

00:09:38.900 --> 00:09:41.430
‫کار خاصی ازمون برنمیاد.

00:09:42.260 --> 00:09:45.640
‫بیخیال. بازیابی اموالشون هم جزئی از کارمونه.

00:09:45.640 --> 00:09:47.190
‫آ-آره.

00:09:55.780 --> 00:09:57.260
‫ول، ببین!

00:09:57.260 --> 00:09:59.350
‫یکی رو میبینم که به نظر رئیسشون میاد!

00:09:59.680 --> 00:10:00.700
‫اونجا!

00:10:01.230 --> 00:10:04.160
‫زره و اسلحه‌هایی با تزئین‌هایی برجسته...

00:10:04.430 --> 00:10:05.730
‫اشتباه نمی‌کنم.

00:10:05.730 --> 00:10:07.870
‫اون ژنرال و فرمانده‌ی این ارتشه.

00:10:08.340 --> 00:10:10.820
‫دوکِ بلای‌کیره‌دای سابق.

00:10:12.700 --> 00:10:14.300
‫کار ریئس‌شون تمومه!

00:10:14.580 --> 00:10:17.260
‫چی؟ اینقدر زود تموم شد؟

00:10:17.260 --> 00:10:20.290
‫نه، هنوز پدربزرگ اون زن هم هست.

00:10:20.290 --> 00:10:23.170
‫درسته، فکر نکنم هنوز زره ای رو که

00:10:23.170 --> 00:10:25.800
‫مارلنه-سان میگفت پدربزرگش پوشیده رو دیده باشیم.

00:10:33.140 --> 00:10:34.480
‫پدربزرگش؟

00:10:42.560 --> 00:10:43.820
‫یه وایوِن*.

00:10:42.560 --> 00:10:43.820
‫<c.yellow>‫* اژدهای افسانه‌ای بالدار دوپا</c>

00:10:44.840 --> 00:10:48.020
‫اینم تبدیل به آندد شده.

00:10:48.020 --> 00:10:52.540
‫ها؟ پس چرا با جادوی مقدس تطهیر نمیشه؟

00:11:11.170 --> 00:11:12.770
‫جادو داره روش کار میکنه.

00:11:13.200 --> 00:11:17.110
‫ولی برخلاف زامبی‌ها،
‫طول میکشه تا تطهیر بشه.

00:11:17.460 --> 00:11:20.570
‫ول، کلی از چندش‌هاشون دارن میان!

00:11:20.820 --> 00:11:25.280
‫اینا باید هیولاهایی باشن که
‫اون گروه پونزده سال پیش کشت.

00:11:25.280 --> 00:11:28.950
‫ولی سربازهای عادی امکان نداشت
‫بتونن اینارو شکست بدن!

00:11:28.950 --> 00:11:31.090
‫آلفرد باهاشون بود.

00:11:31.090 --> 00:11:32.880
‫الحق که استاد خودمه!

00:11:37.530 --> 00:11:40.220
‫خیلی خوب، این‌بار حواستون باشه!

00:11:40.640 --> 00:11:41.550
‫بله!

00:12:03.870 --> 00:12:05.660
‫ول، ببین.

00:12:07.210 --> 00:12:08.410
‫اون زره...

00:12:09.230 --> 00:12:10.750
‫احتمالاً پدربزرگشه.

00:12:20.580 --> 00:12:21.910
‫نوه‌ی من؟

00:12:23.330 --> 00:12:24.590
‫حرف زد!

00:12:24.820 --> 00:12:27.800
‫لعنت! این تبدیل به یه لیچ لعنتی شده.

00:12:28.340 --> 00:12:30.390
‫اون شوهرش رو داره،

00:12:30.390 --> 00:12:32.020
‫و زندگی خوبی داره.

00:12:32.620 --> 00:12:34.020
‫که اینطور.

00:12:49.100 --> 00:12:50.270
‫مراقبش باش.

00:13:07.170 --> 00:13:09.510
‫واقعاً ازت ممنونم.

00:13:10.030 --> 00:13:12.740
‫حالا بالاخره روح پسرم شاد میشه.

00:13:13.910 --> 00:13:15.190
‫همگی گوش بدین!

00:13:15.680 --> 00:13:18.150
‫کورت-ساما یه پیام براتون داره!

00:13:18.800 --> 00:13:21.610
‫گوش بدین. وقتی خدمات تموم شد،

00:13:22.060 --> 00:13:24.460
‫باید همه‌ی زره‌های پوسیده
‫و شمشیرهای شکسته رو

00:13:24.460 --> 00:13:27.610
‫به آهنگرمون اِکهارت بدین!

00:13:27.610 --> 00:13:29.320
‫چی؟ امکان نداره!

00:13:31.380 --> 00:13:36.690
‫میـ-میگم، کورت-ساما، ما بدن
‫مُرده‌هامون رو نداریم تا دفن کنیم،

00:13:36.690 --> 00:13:39.560
‫پس امیدوار بودیم که به جاش
‫اینارو دفن کنیم.

00:13:39.560 --> 00:13:40.920
‫چه مزخرفاتی.

00:13:41.550 --> 00:13:43.880
‫قلمروی ما کمبود آهن داره.

00:13:44.310 --> 00:13:48.840
‫ما از اینا دوباره استفاده میکنیم تا
‫این سرزمین رو توسعه بدیم.

00:13:49.290 --> 00:13:52.580
‫این خواسته‌ی واقعیِ اون افراد مُرده‌ست،
‫درست نمیگم؟

00:13:52.580 --> 00:13:55.270
‫ولی این ظالمانه‌ست.

00:13:55.580 --> 00:13:58.730
‫وقتی خدمات تموم شد،
‫فوراً تحویلشون بدین!

00:13:59.090 --> 00:14:00.120
‫آقای کورت...

00:14:00.900 --> 00:14:03.150
‫چیه، وندلین؟

00:14:03.360 --> 00:14:05.780
‫درک میکنم که منابعتون محدوده،

00:14:05.780 --> 00:14:07.360
‫ولی نیاز نیست چیزاشونو ازشون بگیرید.

00:14:07.640 --> 00:14:12.830
‫یعنی یه ماجراجوی فرومایه
‫من رو، وارث لرد رو، زیر سؤال می‌بره؟

00:14:12.830 --> 00:14:14.680
‫پس اگه آهن داشتید،

00:14:14.680 --> 00:14:16.790
‫نیاز نبود که اینارو ازشون بگیرید؟

00:14:17.010 --> 00:14:18.300
‫البته.

00:14:18.750 --> 00:14:19.710
‫در این‌صورت...

00:14:22.510 --> 00:14:24.170
‫اینو بهتون هدیه میدم.

00:14:25.560 --> 00:14:29.160
‫حالا دیگه نیازی نیست که اموال اون مُرده‌ها
‫رو ازشون بگیرید، درسته؟

00:14:30.240 --> 00:14:31.800
‫وندلین...

00:14:32.580 --> 00:14:35.580
کورت-ساما، چیکار باید بکنیم؟

00:14:36.210 --> 00:14:37.240
‫باهاش کاری نداشته باشید.

00:14:37.810 --> 00:14:39.770
‫تطهیرسازیش تمومه.

00:14:40.050 --> 00:14:42.170
‫به زودی این سرزمین رو ترک میکنه.

00:14:42.170 --> 00:14:43.960
‫فقط باید تا اون موقع صبور باشیم.

00:14:46.020 --> 00:14:49.200
‫وندلین-ساما، خیلی ازت ممنونیم!

00:14:54.730 --> 00:14:56.090
‫کارتون خوب بود.

00:14:56.660 --> 00:15:00.710
‫حالا شناسایی صاحباشون رو شروع می‌کنیم.

00:15:01.050 --> 00:15:03.590
‫وقتی ارزیابی‌مون تموم شد،
‫بهتون اطلاع میدیم.

00:15:04.020 --> 00:15:08.050
‫مأموریت تمومه.
‫حالا می‌تونم با خونه‌ی قدیمیم خداحافظی کنم.

00:15:08.310 --> 00:15:13.490
‫حالا، من ازتون میخوام که در قلمروی شوالیه‌ای بائومیستر
‫آماده‌باش باشید.

00:15:13.490 --> 00:15:14.010
‫ها؟

00:15:14.340 --> 00:15:17.110
‫شخصاً یه نامه برای آقای بائومیستر مینویسم...

00:15:17.110 --> 00:15:21.480
‫پس شما میتونین در جنگل فریب‌دهنده
‫و زمین‌های توسعه نیافته‌ی دیگه شکار کنید.

00:15:21.810 --> 00:15:25.440
‫میگم، اگه ممکنه،
‫ترجیح میدم هرجایی به جزء خونه‌ام مستقر بشم.

00:15:25.700 --> 00:15:28.680
‫بیخیال، چه اشکالی داره یه مدت اونجا بمونی؟

00:15:28.680 --> 00:15:29.350
‫چی؟

00:15:29.350 --> 00:15:32.160
‫مشروب‌هاشون عالیه!

00:15:32.490 --> 00:15:35.620
‫شما که مشروب نزدین، برن‌تگ-سان.

00:15:42.750 --> 00:15:44.360
‫همه‌چی طبق نقشه پیش میره؟

00:15:45.840 --> 00:15:46.740
‫آره.

00:15:54.760 --> 00:15:57.470
‫اوه، وندلین-ساما.

00:15:57.760 --> 00:15:59.960
‫فکر کردم اینجارو ترک کردین.

00:15:59.960 --> 00:16:02.190
‫برنامه‌مون همین بود،

00:16:02.610 --> 00:16:07.480
‫ولی بهمون دستور داده شد تا وقتی که
‫صاحبان اونا رو شناسایی میکنن، اینجا بمونیم.

00:16:07.480 --> 00:16:08.440
‫اوه؟

00:16:08.770 --> 00:16:13.200
‫ولی شناسایی اموال دو هزار مُرده کار راحتی نیست، نه؟

00:16:13.200 --> 00:16:15.150
‫همه‌شون هم مثل همن.

00:16:15.150 --> 00:16:16.910
‫پس یه مقدار طول می‌کشه.

00:16:17.390 --> 00:16:18.840
‫که اینطور.

00:16:21.090 --> 00:16:25.880
‫در اینصورت، دوست دارید در تشییع جنازه‌ای
‫که فردا برگزار میشه شرکت کنید؟

00:16:26.130 --> 00:16:27.600
‫تشییع جنازه؟

00:16:32.110 --> 00:16:34.850
‫حالا، بیاید دعاهامون رو ارزانی کنیم.

00:16:40.480 --> 00:16:46.190
‫خیلی خوش شانسیم که مقدس-ساما رو داریم
‫تا برامون دعا کنه.

00:16:46.940 --> 00:16:48.650
‫چرا الیزه اینکارو میکنه؟

00:16:48.850 --> 00:16:51.610
‫چون کلائوس گفت کشیشِ اینجا داره پیر میشه.

00:16:55.800 --> 00:16:59.740
‫باورم نمیشه کورت-ساما نیومده.

00:17:15.220 --> 00:17:18.620
‫وندلین-ساما، لطفاً اگه دوست دارید
‫کمی مشروب میل کنید.

00:17:18.620 --> 00:17:21.780
‫آه، من خوبم.
‫به برن‌تگ-سان تعارف کنید.

00:17:22.420 --> 00:17:26.770
‫راستش، برن تگ-سان هم رد کرد.

00:17:26.770 --> 00:17:27.500
‫چی؟

00:17:36.850 --> 00:17:39.070
‫هوی، اون...

00:17:39.070 --> 00:17:41.390
‫زنِ بزرگترین برادرته، نه؟

00:17:41.390 --> 00:17:43.430
‫درسته، آمالیه-سان‌ـه.

00:17:46.610 --> 00:17:48.620
‫حالا، بیاید دعا کنیم.

00:17:48.620 --> 00:17:49.460
‫بله.

00:17:58.810 --> 00:18:02.740
‫عذر میخوام که درست‌درمون
‫به ملاقاتتون نیومدم.

00:18:02.740 --> 00:18:05.570
‫سرتون خیلی شلوغ بود، ول-کون.

00:18:05.570 --> 00:18:08.560
‫اوه، عذر میخوام.
‫طبق عادت قدیمی حرف زدم.

00:18:09.010 --> 00:18:12.820
‫شما الآن یه بارون‌ـید،
‫پس باید باهاتون مؤدب‌تر باشم.

00:18:12.820 --> 00:18:16.530
‫آه، اشکال نداره.
‫به هرحال این موقعیتِ رسمی نیست.

00:18:16.760 --> 00:18:19.990
‫فوق العادست،
‫واقعاً خود اژدهاکش قهرمانه!

00:18:20.340 --> 00:18:24.450
‫میگم، لطفاً از اون موقع که اون اژدهای استخوانی
‫رو شکست دادید برامون بگید!

00:18:27.170 --> 00:18:29.370
‫باورم نمیشه این یه اژدهای استخوانیه!

00:18:29.370 --> 00:18:31.840
‫اینجا چیکار میکنه؟!

00:18:32.340 --> 00:18:35.320
‫استخوان، استخوان! استخوان، استخوان، استخوان!

00:18:35.320 --> 00:18:39.570
‫لعنت، با این وضع، کشتی هوایی سقوط میکنه!

00:18:36.050 --> 00:18:39.630
‫استخوان، استخوان، استخوان، استخوان!
‫استخوان، استخوان، استخوان، استخوان! استخوان!

00:18:39.570 --> 00:18:43.490
‫میگم، برن‌تگ-سان، اگه دوست داشته باشید، اون...

00:18:39.630 --> 00:18:43.390
‫استخوان، استخوان، استخوان، استخوان، استخوان!
‫استخوان، استخوان، استخوان، استخوان! استخوان!

00:18:43.390 --> 00:18:46.770
‫استخوان! استخوان! استخوان! استخوان!

00:18:43.490 --> 00:18:46.790
‫منظورم اینه، میتونم با جادوی مقدس بترکونمش؟

00:18:46.770 --> 00:18:47.850
‫استخوان!

00:18:46.790 --> 00:18:51.110
‫بیخیال! تو نقش اصلی‌ای، پس بیشتر تلاش کن!

00:18:48.850 --> 00:18:52.770
‫اوه، استخوان! استخوان، استخوان!
‫ استخوان! استخوان!

00:18:51.110 --> 00:18:52.410
‫ولی...

00:18:52.770 --> 00:18:56.780
‫استخوان، اگه بهم حمله نکنید،
‫من بهتون حمله میکنم، استخوان!

00:18:52.860 --> 00:18:56.000
‫اصلاً چرا من دارم نقش ول رو بازی میکنم؟

00:18:56.000 --> 00:18:58.740
‫پس میخوای نقش برن‌تگ-سان رو بازی کنی؟

00:18:57.280 --> 00:19:00.530
‫این چیزیه که میخواید، استخوان؟ مطمئنید، استخوان؟!

00:18:59.410 --> 00:19:00.740
‫همین ول خوبه.

00:19:00.740 --> 00:19:02.700
‫استخوان، استخوان!

00:19:02.700 --> 00:19:06.450
‫استخوان! استخوان، استخوان!
‫استخوان، استخوان!

00:19:02.930 --> 00:19:07.100
‫هوی، پسرک، با جادوت یه‌کاری کن!

00:19:06.450 --> 00:19:10.760
‫استخوان! استخوان، استخوان... استخوان...

00:19:07.100 --> 00:19:11.920
‫اوه، اول پرواز میکنم...

00:19:09.000 --> 00:19:11.920
‫بیشتر تلاش کن!

00:19:14.190 --> 00:19:17.450
‫بچه‌هات واقعاً بزرگ شدن.

00:19:17.890 --> 00:19:20.840
‫بله، و من هم پیرتر شدم.

00:19:21.220 --> 00:19:24.300
‫همیشه فقط به این بچه‌ها فکر میکنم.

00:19:24.630 --> 00:19:27.380
‫امیدوارم همیشه بتونن مثل برادر زندگی کنن.

00:19:28.630 --> 00:19:30.690
‫میگم، میگم! ما قراره آبنبات بگیریم؟

00:19:30.690 --> 00:19:33.480
‫هوی، این جشنواره نیست.

00:19:33.690 --> 00:19:36.440
‫خیلی خب، اینو بسپرید به عموتون.

00:19:36.760 --> 00:19:37.480
‫عجی مجی!

00:19:37.900 --> 00:19:39.860
‫هم میزنیم، هم میزنیم، هم...

00:19:39.860 --> 00:19:41.280
‫خیلی خوب، بفرمایید!

00:19:41.280 --> 00:19:42.520
‫این چیه؟

00:19:42.520 --> 00:19:44.610
<c.yellow>‫* میزوآمه: نوعی شیرین کننده‌ی ژاپنی.</c>

00:19:42.520 --> 00:19:44.610
‫میزوآمه*ـ‌ست. امتحانش کنید.

00:19:44.610 --> 00:19:46.420
‫خب، باشه...

00:19:46.420 --> 00:19:47.860
‫بسم الله.

00:19:50.800 --> 00:19:52.290
‫خوشمزست!

00:19:52.960 --> 00:19:53.720
‫میگم.

00:19:54.460 --> 00:19:56.210
‫منم میخوام. منم میخوام!

00:19:56.530 --> 00:19:58.170
‫میزوآمه میخوام!

00:20:00.240 --> 00:20:03.010
‫هم، هم، هم،
‫هم میزنیم هم...

00:20:06.240 --> 00:20:07.870
‫بای-بای!

00:20:13.620 --> 00:20:14.890
‫وندلین-ساما...

00:20:18.930 --> 00:20:20.660
‫یه درخواست ازتون دارم.

00:20:22.680 --> 00:20:26.280
‫میشه لطف کنید وارث این قلمرو بشید؟

00:20:26.570 --> 00:20:27.500
‫چی؟

00:20:27.780 --> 00:20:31.460
‫مطمئنم شما حداقل تا حدی فهمیدین که این

00:20:31.460 --> 00:20:34.460
‫چیزیه که مردم اینجا میخوان.

00:20:34.720 --> 00:20:36.920
‫نه، نه... چـ-چرا این حرفو میزنید؟

00:20:37.310 --> 00:20:40.630
‫این سرزمین تحت سرپرستی
‫کورت-ساما آینده‌ای نداره.

00:20:40.860 --> 00:20:42.890
‫میگم، هـ-هرطور که شده،

00:20:42.890 --> 00:20:46.090
‫نباید بذاری پدر یا برادر بزرگترم دربارش بشنون.

00:20:46.090 --> 00:20:47.360
‫اهمیت نمیدم اگه بشنون.

00:20:47.850 --> 00:20:50.100
‫من از همین الآن تصمیمم رو گرفتم.

00:20:50.640 --> 00:20:54.160
‫ولی من هنوز میخوام به عنوان یه ماجراجو زندگی کنم،

00:20:54.160 --> 00:20:56.400
‫پس داشتن این قلمرو فقط...

00:20:56.400 --> 00:20:59.110
‫پس تا وقتی که کسی که بهش اعتماد دارید
‫رو مسئول این سرزمین بکنید،

00:20:59.110 --> 00:21:01.330
‫باید بتونید به ماجراجویی هاتون برسید.

00:21:01.330 --> 00:21:05.070
‫شنیدم همین الآن هم ملازمی دارین
‫که استعدادی برای این کارها داره.

00:21:05.880 --> 00:21:10.030
‫منظورت رودریک‌ـه؟
‫از کجا دربارش شنیدی؟

00:21:10.260 --> 00:21:12.240
‫اگه این تصمیم رو بگیرید،

00:21:12.240 --> 00:21:15.000
‫حمایت من رو هم خواهید داشت.

00:21:15.210 --> 00:21:15.970
‫صبر کن.

00:21:16.560 --> 00:21:20.290
‫من قبلاً رأس یک نسل متفاوت و مستقل قرار گرفتم.

00:21:20.290 --> 00:21:24.970
‫پس قصر سلطنتی هرگز بهم اجازه نمیده
‫که این قلمرو رو به ارث ببرم.

00:21:25.200 --> 00:21:29.600
‫اونا در قصر سلطنتی به همچین تشریفاتی اهمیت نمیدن.

00:21:29.600 --> 00:21:32.220
‫چرا این حرفو میزنید؟

00:21:32.610 --> 00:21:36.440
‫این چیزیه که اونا هم میخوان.

00:21:37.270 --> 00:21:38.400
‫قصر؟

00:21:38.620 --> 00:21:40.400
‫خیلی باهوشی.

00:21:44.260 --> 00:21:48.780
‫تعجب میکنم که فردی از این منطقه‌ی دورافتاده می‌تونه
‫به همچین نتیجه‌ای صرفاً از حدس‌ها و گمان‌ها برسه.

00:21:49.100 --> 00:21:51.960
‫تعریف و تمجیدهاتون باعث افتخارمه.

00:21:52.340 --> 00:21:56.000
‫برن‌تگ-سان، اینجا جه خبره؟

00:21:56.270 --> 00:21:58.460
‫دقیقاً همینه که اون گفت.

00:21:59.110 --> 00:22:04.130
‫اونا توی قصر میخوان که
‫تو لرد این قلمرو بشی.

00:22:04.150 --> 00:22:16.150
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:16.180 --> 00:22:28.180
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.