﻿WEBVTT

00:00:02.380 --> 00:00:04.050
‫فکرشو می‌کردم اینجوری بشه...

00:00:04.050 --> 00:00:05.600
‫منظورت چیه؟

00:00:06.080 --> 00:00:10.320
‫بعد از سروکله زدن با مارمولک‌مردا و
‫گرگینه‌ها، حالا نوبت اورک‌هاست.

00:00:10.320 --> 00:00:14.530
‫رئیسشون کله‌گنده‌ست، و از استخراج سنگای مانا
‫یه ثروت قلمبه به جیب زده.

00:00:14.860 --> 00:00:17.170
‫یه ماه از وقتی درمانگاهو باز کردم می‌گذره،

00:00:17.170 --> 00:00:21.850
‫و بعد از این، با رئیسای همهٔ
‫دسته‌های زاغه‌نشین‌ها سروکار داشتم.

00:00:22.420 --> 00:00:25.790
‫از رو کنجکاوی می‌پرسم، می‌شه گفت
‫رئیست آدم منطقیه؟

00:00:26.060 --> 00:00:30.590
‫بانو لووه همونقدر که باوقاره، عاقل هم هست.

00:00:31.010 --> 00:00:32.630
‫خیلی امیدوارم.

00:00:33.130 --> 00:00:36.220
‫زوفیا هر روز داره کادوهای
‫عجیب غریب می‌فرسته...

00:00:36.700 --> 00:00:41.100
‫و لینگا هم داره یه "قصر" گنده بغل دستمون می‌سازه
‫تا گندی که زده رو جبران کنه.

00:00:41.630 --> 00:00:43.430
‫ولی اگه رئیس اورکا منطقی باشه،

00:00:43.430 --> 00:00:45.530
‫نباید نگران اینجور چیزا باشم.

00:00:45.530 --> 00:00:47.730
‫پس چرا خودش نیومد؟

00:00:48.280 --> 00:00:52.030
‫مارمولک‌مردا و گرگینه‌ها
‫از اینجا رفت و آمد داشتن.

00:00:52.030 --> 00:00:56.200
‫واقعاً فکر می‌کنی من بانو لووه رو
‫به جایی تو قلمرو دشمن می‌آوردم؟

00:00:59.160 --> 00:01:00.200
‫چقدر جدیه؟

00:01:00.610 --> 00:01:02.160
‫نمی‌شه تکونش داد.

00:01:05.360 --> 00:01:06.970
‫باید از اول همینو می‌گفتی.

00:01:06.990 --> 00:01:18.990
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:41.660 --> 00:02:42.900
‫این تو.

00:02:47.760 --> 00:02:51.320
‫بانو لووه، زِنوس،
‫شفادهندهٔ زیرزمینی رو آوردم.

00:02:51.320 --> 00:02:52.480
‫خوب شد اومدی.

00:02:53.040 --> 00:02:54.360
‫من لووه هستم.

00:02:55.080 --> 00:02:56.700
‫پس تو لووه‌ای.

00:02:56.700 --> 00:02:58.320
‫چجوری در موردم شنیدی؟

00:02:58.320 --> 00:02:59.780
‫چطور می‌تونستم نشنیده باشم؟

00:02:59.780 --> 00:03:02.720
‫تو برای اونایی که تو دنیای زیرزمینی
‫زاغه‌نشین‌ها زندگی می‌کنن، یه چهرهٔ معروفی.

00:03:03.080 --> 00:03:04.450
‫وای، جدی؟

00:03:04.450 --> 00:03:06.710
‫مارمولک‌مردا و گرگینه‌ها داشتن جار می‌زدن،

00:03:06.710 --> 00:03:11.360
‫«یه شفادهندهٔ خفن هست! ولی نمی‌تونم
‫در موردش بهت بگم وگرنه دردسر جذب می‌کنه!»

00:03:11.360 --> 00:03:14.210
‫برا همین خودم در موردت تحقیق کردم.

00:03:14.510 --> 00:03:17.010
‫لعنتی، کدوم بخش از
‫«عملیات زیرزمینی»

00:03:17.010 --> 00:03:19.300
‫باعث شد بخوان اسم منو
‫اینجوری پخش کنن؟!

00:03:19.300 --> 00:03:24.470
‫بهم گفتن می‌تونی هر نوع شفایی رو بدی
‫به شرطی که بهای برابر پرداخت بشه.

00:03:25.120 --> 00:03:27.610
‫می‌دونی، از مجانی کار کردن خسته شدم.

00:03:27.610 --> 00:03:32.270
‫خب، من الان نمی‌تونم از
‫اینجا تکون بخورم. می‌تونی بگی چرا؟

00:03:32.650 --> 00:03:35.350
‫این یه امتحانه؟ فکر کنم باید چک کنم.

00:03:38.650 --> 00:03:39.690
‫اسکن.

00:03:40.480 --> 00:03:41.950
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:03:41.950 --> 00:03:45.120
‫هیچ زخم خارجی نمی‌بینم،
‫برا همین دارم داخلتو نگاه می‌کنم.

00:03:45.410 --> 00:03:47.870
‫تاحالا نشنیدم شفادهنده‌ای
‫بتونه این کارو بکنه.

00:03:48.350 --> 00:03:52.540
‫برام سواله چجوری کسی رو شفا می‌دن
‫اگه چک نکنن داخل چه خبره.

00:03:54.580 --> 00:03:56.690
‫یه توده تو شکمته.

00:03:56.690 --> 00:03:58.150
‫و می‌تونم مانا حس کنم...

00:03:58.660 --> 00:03:59.800
‫سنگ ماناست؟

00:04:00.200 --> 00:04:01.820
‫درسته.

00:04:01.820 --> 00:04:04.800
‫تازه، با قدرت خیلی بالا
‫برای انفجار افسون شده.

00:04:05.050 --> 00:04:07.640
‫صبر کن، یکی اینو تو غذات انداخته؟

00:04:07.640 --> 00:04:10.930
‫اصلاً! با یه کوفته برنجی
‫اشتباه گرفتمش و خوردمش، همین.

00:04:10.930 --> 00:04:11.760
‫پس تو یه احمقی.

00:04:11.760 --> 00:04:14.250
‫برخلاف ظاهرم،
‫اشتهای خیلی زیادی دارم!

00:04:14.250 --> 00:04:15.690
‫برام مهم نیست!

00:04:15.690 --> 00:04:19.530
‫این مسخره‌ست. دیر یا زود
‫بدون هیچ کمکی دفعش می‌کنی.

00:04:19.530 --> 00:04:21.070
‫متاسفانه نه.

00:04:21.070 --> 00:04:25.440
‫تا حدی جویدمش، برا همین وقت زیادی
‫تا منفجر شدنش نمونده.

00:04:25.440 --> 00:04:28.470
‫تازه، اگه بی‌احتیاط تکون بخورم،
‫اونم می‌تونه باعث انفجارش بشه.

00:04:28.470 --> 00:04:30.200
‫پس برا همینه که نمی‌تونی تکون بخوری.

00:04:30.200 --> 00:04:34.040
‫مشکل اصلی اینه که افرادم
‫حاضر نیستن از کنارم برن.

00:04:34.590 --> 00:04:35.560
‫رئیس!

00:04:35.560 --> 00:04:37.200
‫وقتی بمیریم، با هم می‌میریم!

00:04:37.200 --> 00:04:39.340
‫کنارت می‌مونیم!

00:04:39.750 --> 00:04:41.680
‫و انتظار داری من چیکار کنم؟

00:04:41.680 --> 00:04:44.430
‫می‌خوام ثروتمونو به تو اهدا کنم.

00:04:44.780 --> 00:04:48.350
‫اگه این سنگ منفجر بشه، پایان
‫اورک‌های زاغه‌نشین رقم می‌خوره.

00:04:48.840 --> 00:04:51.060
‫ترجیح می‌دم ثروت جمع‌شده‌مونو
‫به کسی بدم

00:04:51.060 --> 00:04:53.990
‫که ازش استفاده خوبی بکنه
‫تا اینکه غارت بشه.

00:04:53.990 --> 00:04:57.130
‫شنیدم با اینکه برای شفات
‫قیمتای بالایی می‌خوای،

00:04:57.130 --> 00:04:59.570
‫حاضری بچه‌ها رو مجانی ببینی.

00:04:59.570 --> 00:05:02.480
‫خودمم عاشق بچه‌هام.

00:05:06.500 --> 00:05:09.190
‫و تازگیا این سنگ مانا رو خوردی؟

00:05:09.190 --> 00:05:10.080
‫آره.

00:05:10.800 --> 00:05:11.680
‫چاقوی جراحی.

00:05:13.960 --> 00:05:14.650
‫هی...

00:05:15.740 --> 00:05:16.960
‫حالا تکون نخور.

00:05:16.960 --> 00:05:18.460
‫حرومزاده!

00:05:16.960 --> 00:05:18.460
‫فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟!

00:05:20.920 --> 00:05:23.630
‫ت-تو الان چیکار کردی؟

00:05:24.420 --> 00:05:26.900
‫شکمتو باز کردم تا
‫سنگ مانا رو دربیارم.

00:05:26.900 --> 00:05:29.600
‫و بعدش با شفا بستمش.

00:05:29.600 --> 00:05:32.310
‫بدون مجوز، این تقریباً
‫همینقدر از دستم برمیاد.

00:05:32.780 --> 00:05:35.400
‫اینکه اصلاً می‌تونی این کارو بکنی
‫فوق‌العاده‌ست...

00:05:36.220 --> 00:05:38.190
‫اگه مواظب نباشی، ممکنه منفجر بشه!

00:05:38.550 --> 00:05:39.810
‫اوه، راست می‌گی.

00:05:48.450 --> 00:05:50.320
‫ن-حتی یه خراش هم نیست؟!

00:05:50.320 --> 00:05:52.720
‫دستامو با جادوی دفاعی محافظت کردم.

00:05:52.720 --> 00:05:55.250
‫ولی بازم درد داشت، برا همین مجبور شدم شفاشون بدم.

00:05:55.830 --> 00:05:56.890
‫کارمون اینجا تمومه.

00:05:57.720 --> 00:05:59.790
‫می‌تونی کلیدو پس بگیری.

00:06:00.680 --> 00:06:05.670
‫باورنکردنیه. اگه ساکت مونده بودی،
‫کل ثروتمون مال تو می‌شد.

00:06:06.020 --> 00:06:08.910
‫من فقط قیمتی برابر با مقدار
‫کاری که باید انجام بدم می‌خوام.

00:06:08.910 --> 00:06:10.670
‫تو این مورد خیلی زیاد می‌شد.

00:06:13.810 --> 00:06:16.540
‫از تو خوشم میاد، زِنوس شفادهندهٔ زیرزمینی!

00:06:16.540 --> 00:06:18.880
‫امروز دین بزرگی از نژاد
‫اورک‌ها به گردنت افتاد!

00:06:18.880 --> 00:06:22.540
‫اگه به کمکمون احتیاج داشتی،
‫فقط زنگ بزن، و کمک می‌رسه!

00:06:22.540 --> 00:06:24.090
‫واقعاً ترجیح می‌دم فاصله‌تو حفظ کنی.

00:06:24.090 --> 00:06:25.610
‫نیازی به تعارف نیست!

00:06:25.610 --> 00:06:30.150
‫اگه بخوای می‌تونیم امنیت شبانه‌روزی
‫برای درمانگاهت فراهم کنیم!

00:06:30.150 --> 00:06:32.000
‫جدی می‌گم، نکن!

00:06:33.290 --> 00:06:35.430
‫به هر حال، همون لحظه‌ای که آروم شدم،
‫اشتهام برگشت.

00:06:35.790 --> 00:06:38.540
‫دوست داری با من چند تا کوفته برنجی بخوری، زِنوس؟

00:06:38.540 --> 00:06:40.390
‫شاید بتونی یه چیز دیگه بخوری؟

00:06:45.210 --> 00:06:47.730
‫چی باعث شده اون قیافهٔ پکرو به خودت بگیری؟

00:06:47.730 --> 00:06:52.430
‫فقط دارم فکر می‌کنم زوفیا، لینگا،
‫و لووه اخیراً خیلی سر می‌زنن.

00:06:53.060 --> 00:06:55.930
‫حالا که گفتی، آره مثل اینکه همینطوره.

00:06:56.510 --> 00:06:58.230
‫زوفیا روز ماه.

00:06:58.570 --> 00:07:00.310
‫لینگا روز آب.

00:07:00.560 --> 00:07:02.270
‫لووه روز طلا.

00:07:02.580 --> 00:07:05.750
‫و هیچوقتم زخمی نیستن.
‫چرا زحمت می‌کشن بیان؟

00:07:05.750 --> 00:07:09.070
‫واقعاً هیچ ایده‌ای نداری، زِنوس؟

00:07:09.070 --> 00:07:10.730
‫حتماً خیلی حوصله‌شون سر رفته.

00:07:10.730 --> 00:07:13.820
‫فکر نکنم این باشه...

00:07:13.820 --> 00:07:15.200
‫به نظر عشق میاد.

00:07:15.560 --> 00:07:17.110
‫چقدر وقته اونجایی؟

00:07:18.310 --> 00:07:21.290
‫این زنا شیفتهٔ تو شدن.

00:07:21.290 --> 00:07:24.460
‫چی؟ مسخره نباش. امکان نداره.

00:07:24.460 --> 00:07:27.670
‫من یه شفادهندهٔ زیرزمینی کاملاً معمولی‌ام
‫که حتی مجوز هم نداره.

00:07:27.670 --> 00:07:29.680
‫چشمای منو نمی‌شه گول زد.

00:07:29.680 --> 00:07:32.100
‫هر وقت از سقف نگاه می‌کنم،

00:07:32.100 --> 00:07:34.490
‫چشماشون عشق‌زدگیشونو لو می‌ده.

00:07:34.490 --> 00:07:36.960
‫بعد از ۳۰۰ سال زندگی یاد می‌گیری
‫چجوری این چیزا رو بفهمی.

00:07:36.960 --> 00:07:38.430
‫اِم، تو که «زندگی» نمی‌کنی، البته.

00:07:38.430 --> 00:07:41.200
‫یه جورایی نگرانم.

00:07:41.200 --> 00:07:43.150
‫همه‌شون خیلی خوشگلن...

00:07:43.150 --> 00:07:45.270
‫و همه‌شون دیوونه‌های گنده‌این.

00:07:46.790 --> 00:07:49.590
‫فقط بحث زمانه تا این سه تا

00:07:49.590 --> 00:07:53.140
‫گروه نیمه‌انسان سر زِنوس
‫جنگ راه بندازن، به نظرم.

00:07:53.140 --> 00:07:54.280
‫این مزخرفه.

00:07:54.540 --> 00:07:59.200
‫لیلی، سعی کن تمام تلاشتو بکنی
‫تا منو سرگرم کنی، مثل اونا.

00:07:59.450 --> 00:08:02.490
‫و-ولی من فقط یه بچه‌ام.

00:08:02.490 --> 00:08:05.100
‫من مثل اونا جذاب نیستم...

00:08:07.090 --> 00:08:09.760
‫همهٔ دخترای عاشق خوشگلن.

00:08:10.050 --> 00:08:12.760
‫م-ممنونم، کارمیلا!

00:08:13.200 --> 00:08:16.140
‫سه تا رهبر نیمه‌انسان
‫سر من دعوا کنن؟

00:08:16.770 --> 00:08:19.140
‫اینقدر مسخره‌ست که حتی نمی‌تونم بخندم.

00:08:21.140 --> 00:08:24.770
‫دکتر، دارم فکر می‌کنم به بقیه
‫اعلان جنگ بدم.

00:08:24.770 --> 00:08:27.730
‫حاضری طرف مارمولک‌مردا رو بگیری؟

00:08:27.730 --> 00:08:28.570
‫چی گفتی؟

00:08:28.570 --> 00:08:31.900
‫جنگ سر زِنوس...

00:08:33.990 --> 00:08:37.510
‫جناب زِنوس! وقتش رسیده
‫با بقیه تسویه حساب کنیم.

00:08:37.510 --> 00:08:39.280
‫می‌خوام طرف گرگینه‌ها رو بگیری!

00:08:39.280 --> 00:08:40.410
‫اوه، صبر کن...

00:08:40.730 --> 00:08:43.210
‫زِنوس، وقتش رسیده نابود کنیم—

00:08:43.210 --> 00:08:44.460
‫باشه، نگه دار!

00:08:47.000 --> 00:08:50.590
‫قرار بود جنگ ظهر روز بعدِ
‫زمین شروع بشه...

00:08:52.280 --> 00:08:55.500
‫جنگ تمام عیار بین هر سه گروه.

00:08:55.500 --> 00:08:58.760
‫خیلی‌ها به خاطر زن‌بازیت می‌میرن.

00:08:59.080 --> 00:09:01.600
‫واقعاً از طرز بیان این حرفت خوشم نمیاد.

00:09:03.910 --> 00:09:06.560
‫و تو چرا داری قهر می‌کنی، لیلی؟

00:09:15.390 --> 00:09:18.480
‫واقعاً جرئت کردی بیای اینجا
‫فقط برای اینکه بمیری.

00:09:18.480 --> 00:09:21.990
‫امروز قراره معلوم کنیم کی لیاقت داره
‫اینجا رئیس باشه.

00:09:22.390 --> 00:09:23.810
‫خیلی خنده‌داره!

00:09:23.810 --> 00:09:28.540
‫چون الان می‌فهمین لینگا
‫چقدر بهتون آسون گرفته.

00:09:28.540 --> 00:09:30.090
‫چه حماقتی.

00:09:30.090 --> 00:09:32.880
‫واقعاً فکر می‌کنین می‌تونین جلوی اورک‌ها
‫تو نبرد مرگبار وایسین؟

00:09:32.880 --> 00:09:34.840
‫هردوتون امروز می‌میرین.

00:09:36.020 --> 00:09:37.840
‫همونجا وایسین!

00:09:39.360 --> 00:09:41.010
‫زِنوس؟

00:09:39.360 --> 00:09:41.010
‫دکتر؟

00:09:39.360 --> 00:09:41.010
‫جناب زِنوس؟

00:09:41.010 --> 00:09:44.320
‫خب، من اینجا نیستم که این دعوا رو متوقف کنم.

00:09:45.430 --> 00:09:49.150
‫می‌دونم شما سه تا بعد از سال‌ها درگیری،
‫کینه‌های قدیمی دارین.

00:09:49.570 --> 00:09:52.860
‫برا همین می‌خوام اینقدر بزنین
‫تا همه‌تون راضی بشین.

00:09:52.860 --> 00:09:54.230
‫همینارو می‌خواستم بگم.

00:09:56.480 --> 00:09:59.280
‫مثل اینکه تایید دکترو گرفتیم.

00:09:59.280 --> 00:10:01.620
‫پس بیاین با تمام قدرت بریم.

00:10:02.090 --> 00:10:05.660
‫و هر کی زنده موند می‌تونه
‫اونو مال خودش کنه. چی می‌گین؟

00:10:05.660 --> 00:10:08.620
‫قبوله! تو اون صورت اون همین الانشم
‫مال لینگاست.

00:10:08.900 --> 00:10:11.630
‫پاکدامنی زِنوس مال من می‌شه!

00:10:11.630 --> 00:10:14.560
‫این درسته، زِنوس؟

00:10:14.560 --> 00:10:16.880
‫نه، این بخشی از معامله نبود.

00:11:08.810 --> 00:11:11.690
‫چی شده؟ اینا که نمی‌افتن!

00:11:11.690 --> 00:11:15.230
‫مهم نیست چقدر بد می‌زنیمشون،
‫همینجور بلند می‌شن!

00:11:15.600 --> 00:11:18.650
‫تقریباً مطمئنم حداقل
‫۳۰ تاشونو زدیم زمین...

00:11:19.980 --> 00:11:20.860
‫چه...

00:11:21.330 --> 00:11:23.620
‫زخمام همین الان خوب شدن.

00:11:23.620 --> 00:11:27.360
‫همونطور که گفتم، من اینجا نیستم
‫دعواتونو متوقف کنم.

00:11:27.360 --> 00:11:28.860
‫آزادین ادامه بدین.

00:11:28.860 --> 00:11:32.050
‫ولی شماها بیمارای منم هستین.

00:11:32.050 --> 00:11:34.250
‫برا همین وقتی زخمی می‌شین، شفاتون می‌دم.

00:11:34.550 --> 00:11:37.090
‫بالاخره من یه شفادهندهٔ زیرزمینی‌ام.

00:11:37.670 --> 00:11:39.160
‫این توضیح می‌ده.

00:11:39.160 --> 00:11:42.310
‫خب، بعد از این همه،
‫حسابی حس حماقت بهم دست داده.

00:11:43.590 --> 00:11:47.850
‫فکر کنم تمام این مدت داشتی
‫کار می‌کردی، نه دکتر؟

00:11:48.240 --> 00:11:52.240
‫ولی تاحالا نشنیدم شفادهنده‌ای بتونه
‫این همه آدمو فوراً شفا بده

00:11:52.240 --> 00:11:53.560
‫اونم برای این مدت طولانی!

00:11:53.930 --> 00:11:57.410
‫اون بهمون گفت بزنیم، ولی هیچوقت
‫فکر نمی‌کردم بتونه همه‌مونو شفا بده...

00:11:58.000 --> 00:12:00.690
‫ولی با این وضع، جنگ هیچوقت تموم نمی‌شه.

00:12:00.690 --> 00:12:03.630
‫دقیقاً. هیچ پایانی براش نیست.

00:12:03.630 --> 00:12:06.550
‫«اون منو زد، پس منم انتقام می‌گیرم.»

00:12:06.550 --> 00:12:09.640
‫«اون بهم لگد زد، پس منم انتقام می‌گیرم.»

00:12:09.640 --> 00:12:11.410
‫هیچوقت تموم نمی‌شه.

00:12:11.760 --> 00:12:13.120
‫خب می‌خواین ادامه بدین؟

00:12:13.120 --> 00:12:15.580
‫چون اگه ادامه بدین، من همینجا می‌مونم.

00:12:15.580 --> 00:12:17.920
‫و خیالتون راحت باشه، پول همهٔ اینا رو می‌گیرم.

00:12:23.060 --> 00:12:24.800
‫حرفش منطقیه.

00:12:24.800 --> 00:12:26.360
‫این هیچ پایانی نداره.

00:12:26.360 --> 00:12:29.060
‫ما اصلاً داریم چیکار می‌کنیم؟

00:12:29.060 --> 00:12:31.500
‫الان مسخره به نظر می‌رسه.

00:12:31.500 --> 00:12:33.980
‫فقط داریم خودمونو خسته می‌کنیم.

00:12:34.400 --> 00:12:37.830
‫راستش بعد از این همه جنگیدن
‫احساس رضایت می‌کنم.

00:12:41.290 --> 00:12:42.540
‫همینه که هست.

00:12:42.540 --> 00:12:45.840
‫و با توجه به چیزی که دکتر الان گفت،
‫بهتره برا امروز تمومش کنیم.

00:12:45.840 --> 00:12:47.410
‫گرگینه‌ها هیچ اعتراضی ندارن!

00:12:47.410 --> 00:12:49.080
‫«بخشش قدرته.»

00:12:49.080 --> 00:12:51.080
‫یه ضرب‌المثل قدیمی اورکی.

00:12:51.550 --> 00:12:55.080
‫به نظر می‌رسه از این به بعد
‫فقط یه دلیل برای جنگیدن داریم.

00:12:55.080 --> 00:12:57.580
‫لینگا تو اون یکی برتری داره!

00:12:57.580 --> 00:13:00.420
‫و اون تنها نبردیه که توش کوتاه نمیام.

00:13:00.870 --> 00:13:03.380
‫فکر می‌کنی دارن در مورد چی حرف می‌زنن؟

00:13:04.800 --> 00:13:07.440
‫تو واقعاً محبوبی، زِنوس...

00:13:07.900 --> 00:13:10.940
‫ولی چرا این کارو کردی؟

00:13:11.800 --> 00:13:13.890
‫یه چیزی هست که استادم یه بار بهم گفت.

00:13:14.320 --> 00:13:16.720
‫«شفادهنده‌ای که فقط زخما رو خوب می‌کنه درجه سه ست،

00:13:16.720 --> 00:13:18.510
‫اونی که می‌تونه یه نفرو کامل شفا بده درجه دوئه،

00:13:18.510 --> 00:13:20.650
‫و اونی که می‌تونه دنیارو جای بهتری کنه درجه یکه.»

00:13:21.090 --> 00:13:24.590
‫استادت چجور آدمی بود؟

00:13:24.590 --> 00:13:27.620
‫یه آدم عجیب. ولی واقعاً تأثیرگذار.

00:13:28.490 --> 00:13:30.590
‫برا همینه که، هرچقدرم درجه سه باشم،

00:13:30.590 --> 00:13:34.080
‫می‌خوام سعی کنم اوضاع زاغه‌نشین‌ها رو بهتر کنم.

00:13:34.430 --> 00:13:36.830
‫خیلی باحاله، زِنوس!

00:13:36.830 --> 00:13:38.490
‫یا حداقل، این چیزیه که می‌گم.

00:13:38.490 --> 00:13:39.500
‫فقط حرفه؟

00:13:40.100 --> 00:13:44.160
‫بهش فکر کن. همه‌شون بیمارای دائمی
‫درمانگاه درب و داغون ما هستن.

00:13:44.160 --> 00:13:46.620
‫نمی‌تونیم سر این مزخرفات از دستشون بدیم.

00:13:48.020 --> 00:13:49.220
‫دروغگو.

00:13:49.980 --> 00:13:52.980
‫اون می‌دونه اگه همه با هم کنار بیان،

00:13:52.980 --> 00:13:56.020
‫زخمیای کمتری وجود خواهد داشت،
‫و بیمارای کمتری.

00:13:59.120 --> 00:14:00.630
‫هی، زِنوس.

00:14:00.630 --> 00:14:01.650
‫چی شده؟

00:14:02.020 --> 00:14:04.780
‫دوستت دارم، زِنوس.

00:14:05.850 --> 00:14:07.360
‫منم دوستت دارم، لیلی.

00:14:09.120 --> 00:14:11.880
‫منظورم وقتی می‌گم «دوستت دارم» این نیست!

00:14:11.880 --> 00:14:13.820
‫پس دقیقاً منظورت چیه؟

00:14:13.820 --> 00:14:15.750
‫ب-بیخیال!

00:14:19.950 --> 00:14:22.440
‫خب، وقتشه پولمو بگیرم و برم خونه.

00:14:22.440 --> 00:14:24.130
‫هنوزم می‌خوای ازشون پول بگیری؟

00:14:24.430 --> 00:14:29.430
‫معلومه. می‌دونی شفا دادن
‫این همه آدم چقدر کار می‌بره؟

00:14:29.430 --> 00:14:31.220
‫یعنی باید دستمزدمو بگیرم.

00:14:32.500 --> 00:14:35.970
‫فکر می‌کنی کارمیلا ناراحت می‌شه کسی نمرده؟

00:14:35.970 --> 00:14:38.940
‫شاید. حقشه، البته.

00:14:39.340 --> 00:14:42.060
‫فکر کنم... واقعاً خوشحال می‌شه، البته.

00:14:50.830 --> 00:14:53.090
‫منو صدا زدین، فرمانده لشکر؟

00:14:53.090 --> 00:14:56.160
‫منتظر بودم، معاون فرمانده کریشنا.

00:14:56.160 --> 00:14:58.910
‫انتظار احضار شدنو نداشتم.
‫اتفاقی افتاده؟

00:14:58.910 --> 00:15:03.550
‫آره. اخیراً شایعات
‫نگران‌کننده‌ای شنیدم.

00:15:03.550 --> 00:15:04.500
‫چه شایعاتی؟

00:15:04.500 --> 00:15:09.590
‫ظاهراً، جنگ قلمرو بین
‫نیمه‌انسانای زاغه‌نشین آروم گرفته.

00:15:09.960 --> 00:15:17.560
‫ولی مارمولک‌مردا، گرگینه‌ها و اورک‌ها
‫سال‌هاست سر قلمرو با هم دعوا دارن.

00:15:17.560 --> 00:15:20.810
‫برام سخته باور کنم
‫که یهو آروم شده باشه.

00:15:22.490 --> 00:15:26.400
‫ولی محض احتیاط اگه ممکنه درست باشه،
‫نمی‌تونیم نادیده‌اش بگیریم.

00:15:26.400 --> 00:15:29.920
‫پادشاهی هِرزِت پیشرفت کرده

00:15:29.920 --> 00:15:33.490
‫تحت سیستم سلسله‌مراتبی سختگیرانه‌اش،
‫با خاندان سلطنتی در راس.

00:15:33.780 --> 00:15:35.890
‫شهروندا عقده‌هاشونو سر فقیرا خالی می‌کنن.

00:15:35.890 --> 00:15:37.790
‫و فقیرا عقده‌هاشونو با

00:15:37.790 --> 00:15:40.240
‫دعوا کردن با همدیگه خالی می‌کنن،
‫مخصوصاً بین نژادای مختلف.

00:15:40.240 --> 00:15:42.320
‫اینجوری تعادلو حفظ می‌کنیم.

00:15:42.320 --> 00:15:46.750
‫ولی فرض کن فقیرا
‫یه جبههٔ متحد تشکیل بدن...

00:15:47.080 --> 00:15:50.210
‫معتقدی تهدیدی برای
‫شهروندا، اشراف‌زادگان...

00:15:50.210 --> 00:15:51.680
‫شاید حتی طبقه حاکم ایجاد می‌کنن؟

00:15:52.020 --> 00:15:53.300
‫دقیقاً.

00:15:53.740 --> 00:15:55.180
‫پادشاه مثل خورشید برای مردم ماست،

00:15:55.180 --> 00:15:59.680
‫و وظیفهٔ دستهٔ شوالیه‌های سلطنتی
‫دفاع از پایتختیه که حاکممون توش ساکنه.

00:15:59.960 --> 00:16:04.690
‫ولی فرمانده، سه نژاد نیمه‌انسان
‫خیلی وقته با هم دشمنی دارن.

00:16:05.530 --> 00:16:08.440
‫امکان نداره چنین کینه‌های عمیقی
‫به این راحتی بخشیده بشن.

00:16:08.790 --> 00:16:12.700
‫شایعات می‌گن یه طرف
‫سوم بینشون میانجیگری کرده.

00:16:12.990 --> 00:16:14.700
‫این حتی باورنکردنی‌تر به نظر می‌رسه.

00:16:15.180 --> 00:16:19.980
‫زوفیای گردباد، لینگای
‫ستمگر، و لووه‌ی قدرتمند...

00:16:19.980 --> 00:16:22.540
‫اونا چهره‌های خطرناک و مهمی
‫تو دنیای زیرزمینی‌ان.

00:16:22.540 --> 00:16:26.000
‫نمی‌تونم فردی رو تصور کنم
‫که قادر به مهار کردنشون باشه.

00:16:26.410 --> 00:16:28.720
‫منم همین حسو دارم.

00:16:28.720 --> 00:16:33.590
‫ولی نمی‌تونیم حتی احتمال درست بودن
‫شایعاتو نادیده بگیریم.

00:16:33.870 --> 00:16:36.470
‫و برا همینه که منو صدا زدین؟

00:16:36.790 --> 00:16:40.100
‫این مسئله‌ایه که می‌تونه
‫وضعیت کشورمونو تهدید کنه.

00:16:40.100 --> 00:16:41.890
‫نمی‌تونم اینو به افراد رده پایین بسپرم.

00:16:42.480 --> 00:16:45.480
‫می‌خوام تو، معاون فرمانده‌ام، اینو مدیریت کنی.

00:16:45.890 --> 00:16:47.230
‫رسیدگی می‌کنم، قربان.

00:16:47.770 --> 00:16:50.440
‫روت حساب می‌کنم، رز آهنی.

00:16:50.440 --> 00:16:55.480
‫اگه چنین فردی وجود داشته باشه،
‫دستگیرش می‌کنم.

00:16:58.530 --> 00:16:59.740
‫زِنوس—

00:16:58.530 --> 00:17:00.630
‫جناب زِنوس! سرما خوردی؟

00:17:00.630 --> 00:17:02.900
‫لینگا می‌تونه با دمش گرمت کنه!

00:17:02.900 --> 00:17:05.220
‫این باید کار من باشه.

00:17:05.220 --> 00:17:09.000
‫عضلاتم گرم‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کنی،
‫تازه سینه‌هامم هست.

00:17:09.820 --> 00:17:13.920
‫من... دم ندارم.

00:17:14.210 --> 00:17:16.770
‫یا عضله...

00:17:16.770 --> 00:17:19.430
‫یا... سینه.

00:17:20.510 --> 00:17:22.520
‫می‌رم یه کم چایی دم کنم!

00:17:22.900 --> 00:17:24.450
‫شماها دیگه خیلی هوامو دارین!

00:17:24.450 --> 00:17:26.430
‫فقط یه عطسه بود.

00:17:26.430 --> 00:17:28.900
‫دارم سعی می‌کنم یکی رو شفا بدم، پس ساکت شین.

00:17:31.890 --> 00:17:35.530
‫شفای تو هیچوقت از شگفت‌زده کردن
‫من دست برنمی‌داره، دکتر.

00:17:35.810 --> 00:17:39.950
‫راستی، خیلی وقته به شفا
‫احتیاج نداشتی، ها، زوفیا؟

00:17:39.950 --> 00:17:41.520
‫اوه، یالا دیگه، لیلی!

00:17:41.520 --> 00:17:45.330
‫اینجوری به نظر میاد که من همیشه
‫اینجام وقتی بیمار نیستم!

00:17:45.330 --> 00:17:47.000
‫دقیقاً همینطوره.

00:17:47.490 --> 00:17:52.000
‫فقط محض اطلاع، این زخمو
‫موقع کار کردن برداشتم.

00:17:52.260 --> 00:17:54.630
‫اوه، درسته. تو دزدی، مگه نه؟

00:17:56.030 --> 00:17:58.250
‫من تو انتخاب هدفام خیلی سخت‌گیرم،
‫ولی آره...

00:17:58.250 --> 00:18:01.300
‫و دستهٔ شوالیه‌های سلطنتی
‫حالا چشمشون دنبال ماست.

00:18:01.300 --> 00:18:05.310
‫دیروز یه کم باهاشون درگیر شدم،
‫اینجوری زخمی شدم.

00:18:05.310 --> 00:18:09.550
‫راستی، قبلاً هردوتون
‫دستاتون زخمی شده بود.

00:18:09.550 --> 00:18:11.650
‫شوالیه‌های سلطنتی این کارو کردن؟

00:18:11.650 --> 00:18:13.010
‫آره، اونا کردن.

00:18:13.010 --> 00:18:16.710
‫یکیشون وقتی داشتیم یواشکی وارد
‫عمارت یه اشراف‌زاده می‌شدیم منو گرفت.

00:18:16.710 --> 00:18:18.890
‫دست منم زدن، آبجی.

00:18:18.890 --> 00:18:22.010
‫اون زن دیوونه یهو با اون تفنگ
‫جادوی آتیشیش بهم شلیک کرد.

00:18:22.010 --> 00:18:22.990
‫یه زن دیوونه؟

00:18:22.990 --> 00:18:25.490
‫فکر کنم معاون فرمانده‌شونه؟

00:18:25.490 --> 00:18:29.190
‫یه دختر دیوونه که بهش می‌گن رز آهنی.

00:18:29.190 --> 00:18:32.810
‫جهنم واقعی به پا می‌کنه، اونم
‫با یه قیافهٔ بی‌حس.

00:18:32.810 --> 00:18:34.590
‫رز آهنی...

00:18:36.060 --> 00:18:39.410
‫تصور کن جلب توجه اون
‫چه دردسری درست می‌کنه،

00:18:39.410 --> 00:18:42.350
‫مخصوصاً با این همه زن خطرناکی
‫که همین الانشم داریم.

00:18:43.550 --> 00:18:46.310
‫من... آدم معمولیه هستم، درسته؟

00:18:47.300 --> 00:18:49.260
‫شک دارم لازم باشه نگران باشم.

00:18:49.260 --> 00:18:54.980
‫چرا شوالیه‌های سلطنتیِ از دماغ فیل افتاده
‫باید به یه شفادهندهٔ زیرزمینی هیچکی اهمیت بدن؟

00:18:55.280 --> 00:18:58.050
‫غریزهٔ شبح‌وار من معمولاً
‫خیلی دقیقه...

00:18:58.050 --> 00:18:59.900
‫نگران بودن در موردش فایده‌ای نداره.

00:19:00.810 --> 00:19:02.820
‫لیلی، برای ناهار آماده‌ای؟

00:19:03.170 --> 00:19:04.000
‫آره!

00:19:04.000 --> 00:19:05.700
‫چی می‌خوای بخوری، زِنوس؟

00:19:06.160 --> 00:19:08.360
‫من پایه‌م یه سالاد بخورم!

00:19:08.360 --> 00:19:10.250
‫لینگا ماهی می‌خواد!

00:19:10.250 --> 00:19:11.830
‫شما دو تا دیوونه‌این؟

00:19:11.830 --> 00:19:14.100
‫معلومه، قراره گوشت بخوریم.

00:19:15.360 --> 00:19:17.390
‫محض اطلاع، من از شما سه تا نپرسیدم.

00:19:17.390 --> 00:19:19.510
‫و جدی می‌خواین اینجا غذا بخورین؟

00:19:35.920 --> 00:19:39.650
‫خب، فکر کنم می‌رم بالا استراحت کنم.

00:19:39.920 --> 00:19:44.160
‫ولی یادت باشه احتمالاً تو تنها کسی
‫تو کل پایتخت سلطنتی هستی

00:19:44.160 --> 00:19:47.290
‫که می‌تونه رهبرای زاغه‌نشین‌ها رو سر خط بیاره.

00:19:47.640 --> 00:19:50.240
‫احساس می‌کنم یه جور
‫رام‌کنندهٔ حیوانات خطرناکم.

00:19:50.240 --> 00:19:53.330
‫واقعاً امیدوارم دیگه مهمونای
‫دردسرساز بیشتری گیرمون نیاد.

00:19:53.330 --> 00:19:58.880
‫«و با این حرفا، زِنوس شفادهندهٔ زیرزمینی
‫سرنوشت خودشو رقم زد.»

00:19:58.880 --> 00:20:01.980
‫همینجوری قبل از شناور شدن و رفتن،
‫جمله‌های شوم نگو!

00:20:11.980 --> 00:20:14.870
‫من واقعاً تو زاغه‌نشین‌هام؟

00:20:16.550 --> 00:20:18.660
‫آهای تو. می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

00:20:18.660 --> 00:20:20.440
‫حتماً. چی شده؟

00:20:20.710 --> 00:20:24.150
‫یه مدته تو زاغه‌نشین‌ها نبودم،

00:20:24.150 --> 00:20:26.970
‫و به نظر می‌رسه اوضاع خیلی عوض شده.

00:20:26.970 --> 00:20:30.450
‫خیلی خوب با گرگینه‌ها و اورک‌ها
‫کنار میاین.

00:20:30.450 --> 00:20:34.290
‫خب، معلوم شد وقتی بشناسیشون
‫اونقدرام بد نیستن.

00:20:34.640 --> 00:20:38.550
‫ولی قبلاً این همه دشمنی بود. چی شد؟

00:20:38.550 --> 00:20:40.260
‫خب، می‌دونی...

00:20:40.530 --> 00:20:43.320
‫ببین، من نمی‌دونم تو کی هستی،

00:20:43.320 --> 00:20:45.300
‫برا همین واقعاً نمی‌تونم در موردش بهت بگم.

00:20:45.300 --> 00:20:47.760
‫بالاخره اون داره سعی می‌کنه ناشناس بمونه.

00:20:48.080 --> 00:20:49.890
‫ناشناس؟

00:20:49.890 --> 00:20:50.770
‫می‌بینمت.

00:20:51.520 --> 00:20:54.640
‫وایسا. تو حرف می‌زنی.

00:20:54.640 --> 00:20:57.840
‫و چرت و پرت نگو. فقط به سوالایی
‫که می‌پرسم جواب بده.

00:20:57.840 --> 00:20:59.070
‫میانجی کیه؟

00:20:59.750 --> 00:21:01.600
‫بهت نمی‌گم.

00:21:01.600 --> 00:21:04.310
‫همه‌مون خیلی بهش مدیونیم.

00:21:04.310 --> 00:21:05.560
‫می‌تونی بهم شلیک کنی، ولی—

00:21:05.560 --> 00:21:08.760
‫پس این میانجی وفاداری
‫زیادی به دست آورده.

00:21:08.760 --> 00:21:10.330
‫خب، اون کیه؟

00:21:08.760 --> 00:21:11.050
‫عجب چیزی.

00:21:11.050 --> 00:21:12.500
‫آره، جدی.

00:21:11.420 --> 00:21:12.500
‫رئیس!

00:21:14.000 --> 00:21:17.380
‫شروع کردن دردسر تو قلمرو
‫دشمن فکر بدیه.

00:21:17.680 --> 00:21:21.090
‫دستاشون باید اونقدر زخمی می‌شد
‫که هیچ امیدی به شفا نبود،

00:21:21.460 --> 00:21:25.510
‫ولی از اون نگاهی که انداختم،
‫کاملاً خوب شدن.

00:21:26.330 --> 00:21:28.410
‫چطور ممکنه؟

00:21:29.270 --> 00:21:32.390
‫و حالا، قدم بعدیم چیه؟

00:21:32.390 --> 00:21:34.620
‫چیزای زیادی هست که نمی‌دونم.

00:21:35.940 --> 00:21:37.040
‫مثل اینکه کجام.

00:21:39.810 --> 00:21:41.980
‫به دلایلی لرز کردم.

00:21:42.570 --> 00:21:45.280
‫ببخشید. به یه کم راهنمایی احتیاج دارم.

00:21:45.880 --> 00:21:49.780
‫تو زاغه‌نشین‌ها بودم، ولی قبل از اینکه بفهمم،
‫تو یه بخش متروکهٔ شهر بودم.

00:21:50.140 --> 00:21:52.800
‫آره؟ سخته.

00:21:52.800 --> 00:21:56.950
‫بله، متاسفانه تنها عیب واقعی من
‫بلد نبودن مسیره.

00:21:56.950 --> 00:21:57.790
‫جدی؟

00:21:58.080 --> 00:22:01.220
‫متوجه شدم یکی تو این خونه‌ست،
‫برا همین تصمیم گرفتم کمک بخوام.

00:22:01.220 --> 00:22:04.010
‫می‌تونی بهم نشون بدی چجوری برگردم شهر؟

00:22:04.010 --> 00:22:05.410
‫باشه، تو اون صورت—

00:22:05.410 --> 00:22:07.800
‫زِنوس، بیمار داریم؟

00:22:07.800 --> 00:22:09.970
‫نه، فقط یکی که گم شده.

00:22:12.420 --> 00:22:14.470
‫به نظر می‌رسه بهت مدیونم،
‫هرچند تصادفی.

00:22:17.560 --> 00:22:20.230
‫چایی! صبر کن، نه، زِنوس!

00:22:20.230 --> 00:22:22.110
‫زِنوس!

00:22:22.130 --> 00:22:34.130
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:34.160 --> 00:22:46.160
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:55.580 --> 00:24:00.040
‫یک قهرمان درستکار

00:23:57.230 --> 00:23:58.780
‫«یک قهرمان درستکار.»