﻿WEBVTT

00:00:02.740 --> 00:00:06.980
‫اصلاً انتظار نداشتم تو یه همچین جایی
‫به یه هدف دیگه بر بخورم.

00:00:06.980 --> 00:00:09.050
‫زِنوس! زِنوس؟!

00:00:10.560 --> 00:00:13.750
‫در حالی که دارم روی یه پرونده‌ی
‫متفاوت و بزرگ‌تر کار می‌کنم،

00:00:13.750 --> 00:00:17.200
‫داشتم روی پرونده‌ی یه سری بچه
‫که دزدیده شدن هم تحقیق می‌کردم.

00:00:17.200 --> 00:00:18.550
‫زِنوس که...

00:00:19.200 --> 00:00:21.140
‫تو یه بچه اِلفی.

00:00:21.140 --> 00:00:23.080
‫ولی اون یه انسانه.

00:00:23.080 --> 00:00:25.650
‫این یعنی شما خانواده نیستین.

00:00:25.650 --> 00:00:27.450
‫پس بالاخره پیداش کردم.

00:00:27.450 --> 00:00:31.420
‫عجب کلک هوشمندانه‌ای، تو یه جای پرت
‫مثل اینجا که هیچ‌کس نیست، دکون باز کرده.

00:00:31.420 --> 00:00:32.740
‫نـ-نه، همه‌چیو اشتباه گرفتی!

00:00:32.740 --> 00:00:34.510
‫زنوس منو پناه داد!

00:00:34.510 --> 00:00:37.600
‫قاچاق انسان‌نماها غیرقانونیه، مگه اینکه
‫از کانال‌های درستش انجام بشه.

00:00:37.600 --> 00:00:39.100
‫منظورم این نبود!

00:00:39.100 --> 00:00:42.020
‫زنوس منو نجات داد!

00:00:42.020 --> 00:00:44.140
‫چی؟ یعنی زود قضاوت کردم؟

00:00:44.430 --> 00:00:46.190
‫معلومه که کردی!

00:00:46.400 --> 00:00:50.780
‫پس ببخشید. اون گلوله برای
‫دستگیری مظنون‌ها بود.

00:00:50.780 --> 00:00:53.490
‫نباید کُشنده باشه، ولی اون
‫حالا حالاها به هوش نمیاد.

00:00:53.490 --> 00:00:55.810
‫من تو کارم کمال‌گرا هستم،

00:00:55.810 --> 00:00:58.660
‫ولی زود از کوره در رفتنم تنها ایراد واقعیمه.

00:00:58.660 --> 00:01:03.260
‫فکر کردم گفتی تنها ایراد واقعیت
‫این بود که جهت‌یابیت افتضاحه؟

00:01:03.870 --> 00:01:05.460
‫این دیگه چه کوفتیه؟

00:01:05.480 --> 00:01:17.480
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:38.480 --> 00:02:40.010
‫این دیگه چه کوفتیه؟

00:02:41.240 --> 00:02:42.790
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

00:02:42.790 --> 00:02:44.500
‫به نظر می‌رسه زود قضاوت کردم.

00:02:45.020 --> 00:02:47.430
‫خوشحالم که حالت خوبه، ولی... چطوری؟

00:02:47.680 --> 00:02:49.660
‫فقط از یه کم جادوی دفاعی استفاده کردم.

00:02:49.660 --> 00:02:50.870
‫حتماً داری شوخی می‌کنی.

00:02:50.870 --> 00:02:54.320
‫جادوی دفاعی نمی‌تونه جلوی
‫تفنگ‌های جادویی منو بگیره.

00:02:54.320 --> 00:02:57.400
‫خب، تا جایی که من می‌دونم،
‫جادوی دفاعی معمولی بود.

00:02:57.400 --> 00:02:59.180
‫جدی می‌گی؟

00:03:04.330 --> 00:03:06.700
‫تو قطعاً آسیبی ندیدی.

00:03:06.700 --> 00:03:08.170
‫چطور ممکنه؟

00:03:08.170 --> 00:03:10.750
‫خیلی از اتفاقای امروز
‫کاملاً غیرقابل توضیح بودن...

00:03:10.750 --> 00:03:15.840
‫اینکه یکی که تا حالا ندیدمش بهم شلیک کنه
‫هم برای من تو همین دسته قرار می‌گیره.

00:03:16.100 --> 00:03:18.630
‫تو یه جور جادوگر بزرگ
‫مشهوری؟

00:03:18.630 --> 00:03:22.090
‫که قلب و روحتو از سن کم
‫وقف جادوی دفاعی کردی،

00:03:22.090 --> 00:03:24.970
‫تو رشته‌ی تحصیلیت استاد شدی و
‫این اسمو به دست آوردی...

00:03:24.970 --> 00:03:26.760
‫"اونی که رو جادوی دفاعی سخت کار کرد."

00:03:26.760 --> 00:03:29.620
‫اولاً، اشتباهه. دوماً، استعدادت
‫تو اسم گذاشتن افتضاحه.

00:03:29.620 --> 00:03:33.030
‫بی‌استعدادی من تو اسم گذاشتن تنها ایرادمه.

00:03:33.030 --> 00:03:34.400
‫اینم یکی دیگه شد، مگه نه؟

00:03:34.400 --> 00:03:37.460
‫هرچند، این تنها توضیحی‌ـه
‫که منطقی به نظر می‌رسه.

00:03:37.460 --> 00:03:39.190
‫شاید بقیه نتونن بفهمن،

00:03:39.190 --> 00:03:43.030
‫ولی چشمای معاون فرمانده کریشنا از
‫شوالیه‌های سلطنتی رو نمیشه گول زد.

00:03:44.400 --> 00:03:47.370
‫معاون فرمانده... شوالیه‌های
‫سلطنتی؟

00:03:47.370 --> 00:03:50.000
‫درسته. فکر کنم شما آقای زِنوس هستین، درسته؟

00:03:50.000 --> 00:03:53.040
‫ممنون میشم اگه تو تحقیقاتم
‫همکاری کنین.

00:03:55.960 --> 00:03:59.840
‫با توجه به ماهیت موقعیت، یه علامت دادم
‫که همه دور بمونن،

00:03:59.840 --> 00:04:02.170
‫پس فکر نکنم همین‌جوری سرشونو
‫بندازن پایین بیان تو، ولی...

00:04:02.170 --> 00:04:06.140
‫راستش من برای یه مأموریت
‫مخفی اومدم به حلبی‌آباد.

00:04:06.500 --> 00:04:09.220
‫این از اون حرفاییه که باید
‫به بقیه بگی؟

00:04:09.220 --> 00:04:13.480
‫مأموریت مخفی من اینه که یه فرد
‫خاص رو پیدا کنم و بازداشتش کنم.

00:04:13.480 --> 00:04:15.310
‫داری همه چیو رو می‌کنی، ها؟

00:04:15.310 --> 00:04:19.440
‫شک دارم بتونم همکاریتو جلب کنم
‫مگه اینکه یه کم جزئیات بگم.

00:04:19.440 --> 00:04:22.070
‫من که چیزی در مورد همکاری نگفتم...

00:04:22.070 --> 00:04:25.070
‫وظیفه‌ی هر شهروندیه که با
‫شوالیه‌های سلطنتی همکاری کنه!

00:04:25.360 --> 00:04:28.160
‫فکر کنم اینم گوش نمیده.

00:04:28.160 --> 00:04:30.410
‫خب، دنبال کی می‌گردی؟

00:04:31.800 --> 00:04:32.910
‫واسطه.

00:04:33.440 --> 00:04:36.710
‫هر کی که به دعوای بین
‫گروه‌های حلبی‌آباد پایان داد.

00:04:37.360 --> 00:04:38.450
‫چیزی شده؟

00:04:38.450 --> 00:04:40.710
‫اوه، اه، هیچی.

00:04:41.690 --> 00:04:43.050
‫ای دختره‌ی...

00:04:43.050 --> 00:04:44.780
‫به عنوان یه مدافع نظم،

00:04:44.780 --> 00:04:48.760
‫نمی‌تونم ظهور کسی که همچین
‫قدرتی داره رو نادیده بگیرم.

00:04:49.180 --> 00:04:53.300
‫ولی نتونستم از نیمه‌انسان‌ها چیزی
‫بفهمم، حتی بعد از اینکه تکونشون دادم.

00:04:53.300 --> 00:04:56.310
‫این آدم هر کی که هست، خوب بلده
‫چطوری مردمو کنترل کنه...

00:04:56.310 --> 00:04:59.190
‫چنین کارایی بدون شک نشون میده
‫اون نوکر شیطانه!

00:04:59.550 --> 00:05:01.610
‫نوکر شیطان؟

00:05:01.610 --> 00:05:05.300
‫شاید اون یارو فقط می‌خواد
‫از مرکز توجه دور باشه.

00:05:05.300 --> 00:05:07.410
‫می‌دونی، شاید نمی‌خواد بهش توجه بشه؟

00:05:07.410 --> 00:05:10.450
‫شاید بهتر باشه ولش کنیم و
‫زیاد دنبالش نگردیم.

00:05:10.450 --> 00:05:12.660
‫تو واسطه رو می‌شناسی؟!

00:05:12.920 --> 00:05:14.990
‫نه بابا، این فقط غریزه‌م بود که داشت حرف می‌زد!

00:05:18.280 --> 00:05:21.450
‫کسی که قدرت متحد کردن گروه‌های
‫رقیب تو حلبی‌آباد رو داره

00:05:21.450 --> 00:05:25.420
‫می‌تونه به مرور زمان تهدیدی
‫برای خود کشور باشه.

00:05:26.430 --> 00:05:31.150
‫فکر نکنم به این چیزای گنده
‫فکر کنن.

00:05:31.150 --> 00:05:34.120
‫شاید یه کم سر پول سخت‌گیر باشه،
‫ولی ته دلش،

00:05:34.120 --> 00:05:38.980
‫شرط می‌بندم فقط دوست نداره
‫ببینه آدما آسیب می‌بینن.

00:05:39.580 --> 00:05:40.460
‫لیلی...

00:05:41.320 --> 00:05:43.670
‫دختر الف، می‌دونی واسطه کیه؟

00:05:43.670 --> 00:05:47.530
‫نـ-نـ-نه! من هیچی نمی‌دونم!

00:05:49.900 --> 00:05:51.120
‫مهم نیست.

00:05:51.120 --> 00:05:54.580
‫پیش‌بینی می‌کردم که حتی برای
‫پیدا کردن ردش هم مشکل داشته باشم.

00:05:54.580 --> 00:05:58.250
‫شاید وقتشه که بری.
‫راه برگشت به شهرو بهت نشون میدم.

00:05:58.250 --> 00:06:00.290
‫به نظر می‌رسه می‌خوای من برم.

00:06:00.290 --> 00:06:03.800
‫خـ-خب، آخه... تو یه مأموریت
‫مهم داری، درسته؟

00:06:04.180 --> 00:06:05.800
‫حرف حسابی می‌زنی.

00:06:06.620 --> 00:06:08.930
‫باید راه بیفتم.

00:06:13.140 --> 00:06:15.430
‫چرا اینجا یه تخت هست؟

00:06:16.510 --> 00:06:20.810
‫این، اِم، یه تخت اضافه‌ست. آوردمش
‫اینجا که بندازمش دور.

00:06:20.810 --> 00:06:25.280
‫در این صورت... ممنون میشم
‫بذاری ازش استفاده کنم.

00:06:26.320 --> 00:06:28.800
‫راستش تو پیدا کردن یه پایگاه
‫عملیاتی مشکل داشتم.

00:06:28.800 --> 00:06:31.550
‫اینجا، هم به حلبی‌آباد نزدیکم
‫هم توجه جلب نمی‌کنم.

00:06:31.550 --> 00:06:32.990
‫برای تحقیقاتم ایده‌آله.

00:06:33.220 --> 00:06:35.620
‫البته، هزینه‌ی اقامتمو پرداخت می‌کنم.

00:06:35.620 --> 00:06:40.460
‫باید ریشه‌ی این شرارت جدید، یعنی
‫واسطه رو پیدا کنم و خودم دستگیرش کنم.

00:06:40.880 --> 00:06:43.710
‫از نوکر شیطان رسید به
‫ریشه‌ی شرارت...

00:06:43.960 --> 00:06:46.770
‫"و این‌طور شد که، طبق معمولِ
‫این اواخر،

00:06:46.770 --> 00:06:49.900
‫درمانگاه پذیرای یه زن خطرناک جدید شد."

00:06:52.180 --> 00:06:53.710
‫چیز خاصی نیست، ولی...

00:06:53.710 --> 00:06:55.580
‫ممنونم.

00:06:56.700 --> 00:06:57.520
‫داغه!

00:06:58.340 --> 00:06:59.520
‫ببخشید.

00:06:59.520 --> 00:07:03.040
‫حساس بودنم به غذاها و نوشیدنی‌های
‫داغ تنها ایرادمه.

00:07:03.040 --> 00:07:04.630
‫تو خیلی ایراد داری، ها؟

00:07:04.630 --> 00:07:07.860
‫چی داری می‌گی؟
‫من فقط یه ایراد دارم.

00:07:08.540 --> 00:07:09.650
‫که اینطور...

00:07:11.910 --> 00:07:13.280
‫چی شده، لیلی؟

00:07:13.280 --> 00:07:15.030
‫زنوس، رو پات.

00:07:20.240 --> 00:07:22.120
‫زنوس، همون همیشگی من.

00:07:22.120 --> 00:07:23.630
‫همیشگی تو؟

00:07:23.870 --> 00:07:26.340
‫همون! همیشگی!

00:07:35.310 --> 00:07:36.590
‫حسودیش شده.

00:07:36.590 --> 00:07:37.890
‫اینجوری منو نترسون!

00:07:37.890 --> 00:07:39.080
‫چیزی شده؟

00:07:39.080 --> 00:07:41.110
‫اِم، نـ-نه، هیچی.

00:07:41.110 --> 00:07:42.130
‫که اینطور.

00:07:42.980 --> 00:07:46.120
‫نامرئی شدم و دارم
‫تو گوشِت پچ‌پچ می‌کنم.

00:07:46.120 --> 00:07:48.530
‫خب، کاش این کارو نکنی.
‫برای قلبم خوب نیست.

00:07:48.530 --> 00:07:51.110
‫خب، چرا لیلی باید حسودیش بشه؟

00:07:51.110 --> 00:07:54.780
‫داره سعی می‌کنه برتری‌شو به
‫این رقیب جدیدِ یهویی نشون بده!

00:07:54.780 --> 00:07:59.160
‫"من خیلی بیشتر از تو به زنوس نزدیکم!"

00:07:59.160 --> 00:08:02.080
‫اصلاً قصد نداره این زن عجیب
‫و غریبِ از خود راضی رو قبول کنه

00:08:02.080 --> 00:08:04.920
‫که همین‌جوری با تفنگ جادویی بهت شلیک کرد!

00:08:04.920 --> 00:08:09.340
‫دیگه از تضاد بین اون قیافه‌ی عبوس
‫و زبون حساسش نگم برات!

00:08:09.340 --> 00:08:12.130
‫ولی چیکار می‌تونه بکنه؟ حرکت بعدیش چیه؟

00:08:12.130 --> 00:08:14.750
‫زنگ این نبرد بین زنا به صدا در اومد!

00:08:14.750 --> 00:08:16.180
‫ساکت شو.

00:08:16.830 --> 00:08:19.300
‫زنوس، چاییت هنوز داغه،

00:08:19.300 --> 00:08:21.140
‫برات فوتش می‌کنم.

00:08:21.520 --> 00:08:23.910
‫زنوس، موهات سیخ شده.

00:08:23.910 --> 00:08:25.650
‫برات درستش می‌کنم.

00:08:26.020 --> 00:08:27.730
‫زنوس، اینم یه سیب.

00:08:27.730 --> 00:08:29.700
‫می‌ذارم دهنت!

00:08:34.780 --> 00:08:38.910
‫مجبورم از سلاح مخفی‌ای که
‫کارمیلا یادم داده استفاده کنم!

00:08:40.410 --> 00:08:43.660
‫زنوس... اِ-امشب،

00:08:43.660 --> 00:08:46.630
‫نمی‌ذارم بخوابی...

00:08:49.800 --> 00:08:51.420
‫خوابش برده.

00:08:51.420 --> 00:08:52.460
‫آره.

00:08:54.470 --> 00:08:56.140
‫من بردم...

00:08:59.390 --> 00:09:00.820
‫چیه؟

00:09:00.820 --> 00:09:04.890
‫گفتی اون دختر اِلف رو
‫برده‌فروش‌ها گرفته بودن.

00:09:04.890 --> 00:09:06.560
‫می‌دونی کیا بودن؟

00:09:06.560 --> 00:09:08.360
‫نه، نمی‌دونم.

00:09:08.360 --> 00:09:09.890
‫که اینطور.

00:09:09.890 --> 00:09:13.650
‫به نظر می‌رسه اینجا یه مرکز
‫قاچاق بچه وجود داره.

00:09:13.650 --> 00:09:16.200
‫و به خاطر همین بهم شلیک کردی؟

00:09:16.200 --> 00:09:18.360
‫در اون مورد متاسفم.

00:09:18.360 --> 00:09:21.200
‫زود از کوره در رفتن تنها ایرادمه.

00:09:21.200 --> 00:09:24.710
‫واقعاً به نظر میاد خیلی ایراد داری.
‫البته مهم نیست.

00:09:25.050 --> 00:09:29.790
‫من قراره یه عضو بی‌نقص گارد سلطنتی
‫باشم، و همینطور یه قهرمان برای مردم.

00:09:29.790 --> 00:09:33.340
‫اجازه دارم حداکثر، یه ایراد داشته باشم.

00:09:33.870 --> 00:09:35.130
‫یه سوال دارم.

00:09:35.680 --> 00:09:38.610
‫تو یه استاد جادوگری هستی که
‫جادوی دفاعی رو کامل بلده، درسته؟

00:09:38.610 --> 00:09:39.800
‫اصلاً.

00:09:40.160 --> 00:09:44.660
‫اگه کسی بتونه تو جادوی درمانی استاد بشه
‫همون‌طور که تو تو دفاع استادی،

00:09:44.660 --> 00:09:48.240
‫می‌تونه یه بازو رو کاملاً
‫بازسازی کنه؟

00:09:48.240 --> 00:09:49.810
‫اِم، درمانگرای دیگه—

00:09:48.870 --> 00:09:50.890
‫نه، امکان نداره.

00:09:50.890 --> 00:09:55.280
‫نه برای هیچکس غیر از یه قدیس یا یه تعداد
‫انگشت‌شمار از درمانگرای فوق‌سریِ سطح بالا.

00:09:55.280 --> 00:09:56.990
‫چه اهمیتی داره؟

00:09:56.990 --> 00:09:59.600
‫تو یه دعوا با زوفیا گردباد،

00:09:59.600 --> 00:10:01.660
‫آسیب زیادی به بازوش زدم.

00:10:02.080 --> 00:10:04.170
‫ولی وقتی اونو و نوچه‌شو
‫تو حلبی‌آباد دیدم،

00:10:04.170 --> 00:10:06.710
‫بازوهاشون کاملاً به حالت عادی برگشته بود.

00:10:06.710 --> 00:10:10.810
‫اگه کسی باشه که بتونه
‫اونجور زخما رو درمان کنه،

00:10:10.810 --> 00:10:13.660
‫حرفاش ممکنه واقعاً اعتبار داشته باشه.

00:10:14.960 --> 00:10:18.560
‫خب، از فردا می‌تونم تحقیقاتمو
‫به طور جدی شروع کنم.

00:10:18.560 --> 00:10:23.760
‫این آشوبگر حلبی‌آباد، و اون شرارتِ
‫اصلی، یعنی واسطه رو، دستگیر می‌کنم.

00:10:24.190 --> 00:10:28.150
‫شرارت اصلی؟ این اتهامات
‫داره همین‌جور سطحشون بالاتر میره...

00:10:28.150 --> 00:10:31.650
‫اصلاً چی باعث شده اینقدر از
‫حلبی‌آباد احساس خطر کنی؟

00:10:31.940 --> 00:10:34.110
‫داستان خیلی خاصی نیست.

00:10:34.400 --> 00:10:37.690
‫مادرم توسط یکی از اهالی
‫اونجا کشته شد.

00:10:39.360 --> 00:10:41.680
‫اون یه زن فوق‌العاده مهربون بود.

00:10:42.220 --> 00:10:48.500
‫هر روز به حلبی‌آباد سر می‌زد
‫تا به گرسنه‌ها غذا بده.

00:10:48.910 --> 00:10:52.420
‫و یه روز، جنازه‌ش برگشت.

00:10:52.420 --> 00:10:56.130
‫بهم گفتن این جنایت برای دزدیدن
‫حلقه‌ی ازدواجش انجام شده.

00:10:56.440 --> 00:11:00.220
‫اون خیلی‌ها رو از گرسنگی نجات داده بود،

00:11:00.220 --> 00:11:02.300
‫ولی هیچ‌کس اونجا نبود که نجاتش بده.

00:11:03.440 --> 00:11:05.950
‫به خاطر همین تصمیم گرفتم که تبدیل بشم

00:11:05.950 --> 00:11:09.150
‫به یه قهرمان شکست‌ناپذیر
‫که می‌تونه عدالتو

00:11:09.150 --> 00:11:11.040
‫در مورد مجرمای حلبی‌آباد اجرا کنه،

00:11:11.040 --> 00:11:13.690
‫تا اتفاقی که برای اون افتاد،
‫هیچوقت برای کس دیگه‌ای نیفته.

00:11:13.690 --> 00:11:15.950
‫خیلی زود به مقام بالایی رسیدم

00:11:15.950 --> 00:11:19.400
‫و جوان‌ترین معاون فرمانده در
‫تاریخ شوالیه‌های سلطنتی شدم.

00:11:19.400 --> 00:11:25.700
‫اراده‌ی تزلزل‌ناپذیرم در مورد وظایفم
‫باعث شد بهم لقب "رُز آهنی" رو بدن.

00:11:26.010 --> 00:11:30.770
‫بعضی‌ها به نظر میاد ازش استفاده می‌کنن
‫تا بگن من غیرمنطقی‌ام و گوش نمیدم،

00:11:30.770 --> 00:11:34.790
‫ولی من اون معنی دیگه‌ای که
‫به این اسم نسبت داده میشه رو می‌دونم.

00:11:35.820 --> 00:11:39.250
‫صورتم مثل یه نقاب آهنیه،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

00:11:40.310 --> 00:11:44.330
‫از اون روز به بعد،
‫تو لبخند زدن مشکل داشتم.

00:11:50.020 --> 00:11:52.070
‫پس امشب برمی‌گردم.

00:11:54.000 --> 00:11:56.400
‫به دل نگیر، زنوس.

00:11:56.400 --> 00:11:58.810
‫داستانش اونقدرها هم غیرمعمول نیست.

00:11:58.810 --> 00:12:00.500
‫وقتی ۳۰۰ سال زندگی کنی،

00:12:00.500 --> 00:12:04.070
‫شاهد تمام راه‌هایی هستی که
‫زندگی یه نفر می‌تونه پیش بره.

00:12:04.070 --> 00:12:06.780
‫فقط اومدی پایین اینو بگی؟

00:12:07.090 --> 00:12:08.910
‫ممنونم، کارمیلا.

00:12:10.620 --> 00:12:13.330
‫فقط از این همه حسِ
‫مُردگیِ احساساتی خوشم نمیاد!

00:12:13.630 --> 00:12:15.120
‫اون پرچم چی شد؟

00:12:15.120 --> 00:12:17.670
‫خب، فکر کنم فعلاً برش دارم.

00:12:19.210 --> 00:12:20.960
‫سعی کن بیشتر مراقب باشی، باشه؟

00:12:21.590 --> 00:12:23.280
‫ببخشید، دکتر.

00:12:23.280 --> 00:12:26.850
‫راستی، یکی از بچه‌هام گفت
‫اون شوالیه‌ای که بهت گفتم—

00:12:26.850 --> 00:12:29.560
‫آقای زنوس، ببخشید، ولی گم شدم و...

00:12:31.850 --> 00:12:35.310
‫رُز آهنی! تو اینجا چیکار می‌کنی؟!

00:12:31.850 --> 00:12:35.310
‫زوفیا گردباد، تو اینجا چیکار می‌کنی؟!

00:12:35.310 --> 00:12:37.270
‫ا-اون‌جوری که فکر می‌کنی نیست!

00:12:37.270 --> 00:12:39.520
‫صدات شبیه شوهریه که موقع خیانت گیر افتاده.

00:12:39.860 --> 00:12:43.150
‫این خانوم میگه... اونم گم شده!

00:12:43.150 --> 00:12:45.270
‫گم شده و سر از اینجا در آورده؟

00:12:45.270 --> 00:12:46.940
‫حتماً خیلی بی‌جهته.

00:12:46.940 --> 00:12:48.030
‫آره، تو هستی.

00:12:48.030 --> 00:12:49.920
‫حرف دختره رو شنیدی. مشکلی هست؟

00:12:49.920 --> 00:12:53.120
‫من فقط گم شدم و داشتم
‫آدرس می‌پرسیدم.

00:12:53.120 --> 00:12:56.040
‫چه اتفاقی برای بازوت افتاده،
‫زوفیا گردباد؟

00:12:57.290 --> 00:13:01.030
‫فکر می‌کنم این واسطه بود
‫که اونو درمان کرد.

00:13:01.030 --> 00:13:03.220
‫کسی که داره عناصر جنایتکار رو
‫جمع می‌کنه

00:13:03.220 --> 00:13:06.090
‫تا ساکنان بی‌گناه حلبی‌آباد رو
‫تهدید کنه.

00:13:07.120 --> 00:13:10.220
‫تهدید ساکنان حلبی‌آباد؟

00:13:10.220 --> 00:13:13.700
‫من یه خلافکار پاپتی‌ام، پس احتمالاً
‫حرفم اینجا خریدار نداره،

00:13:13.700 --> 00:13:16.650
‫ولی تو همه‌ی طبقه‌های جامعه
‫می‌تونی آدمای خلافکار پیدا کنی.

00:13:16.650 --> 00:13:17.980
‫منظورت چیه؟

00:13:17.980 --> 00:13:22.560
‫شنیدم شوالیه‌های سلطنتی دارن در مورد
‫گروه قاچاق بچه تحقیق می‌کنن،

00:13:22.560 --> 00:13:25.150
‫ولی می‌دونستی که رئیسشون
‫یه اشراف‌زاده بود؟

00:13:25.430 --> 00:13:28.320
‫مرکز گروه قاچاق بچه
‫تو حلبی‌آباده.

00:13:28.320 --> 00:13:31.910
‫اونجا فقط جاییه که نوچه‌ها فعالیت می‌کنن
‫تا ردو گم کنن.

00:13:31.910 --> 00:13:33.200
‫باور کردنش برام سخته.

00:13:33.450 --> 00:13:34.610
‫شرط می‌بندم.

00:13:34.610 --> 00:13:37.000
‫انگار نه انگار که تو اصلاً
‫به حرف ما گوش میدی.

00:13:37.950 --> 00:13:39.580
‫پس ادعا می‌کنی کیه؟

00:13:39.880 --> 00:13:41.170
‫کالِندور.

00:13:41.450 --> 00:13:43.180
‫حتی مسخره‌تر.

00:13:43.180 --> 00:13:46.050
‫اون یه نیکوکاره که عاشق
‫آموزش دادن به یتیماست.

00:13:46.050 --> 00:13:50.080
‫اینکه فقط به ظاهر نگاه می‌کنی،
‫باعث میشه راحت گولت بزنن.

00:13:50.080 --> 00:13:52.010
‫ولی واسطه اینجوری نیست.

00:13:52.400 --> 00:13:55.360
‫اون هیچ‌وقت هیچ‌کدوم از ما رو
‫به خاطر جایگاهمون قضاوت نکرد

00:13:55.360 --> 00:13:56.940
‫یا شکل و قیافه‌مون.

00:13:56.940 --> 00:13:59.600
‫تنها کاری که کرد این بود که
‫آدمایی که نیاز داشتن رو نجات داد.

00:14:00.000 --> 00:14:03.020
‫لعنتی، هر چقدر هم که از اعترافش بدم بیاد،

00:14:03.020 --> 00:14:05.520
‫اون احتمالاً جون تو رو هم نجات میداد،
‫اگه آسیب دیده بودی.

00:14:05.520 --> 00:14:07.240
‫فقط نه مجانی.

00:14:07.630 --> 00:14:11.390
‫اصلاً شبیه تو نیست، که قانع شدی
‫همه‌ی شرارت‌ها از حلبی‌آباد میاد.

00:14:11.390 --> 00:14:14.540
‫فکر تو در مورد عدالت یه جوکه.

00:14:14.540 --> 00:14:15.910
‫چطور جرأت می‌کنی؟

00:14:18.290 --> 00:14:20.530
‫آقای زنوس، کنار بایست.

00:14:20.530 --> 00:14:22.390
‫ببخشید، ولی این اتفاق نمیفته.

00:14:22.390 --> 00:14:24.480
‫زوفیا یکی از مریضای منه.

00:14:24.480 --> 00:14:25.760
‫مریضات؟

00:14:26.080 --> 00:14:29.000
‫ببخشید که زودتر بهت نگفتم،
‫کریشنا.

00:14:29.000 --> 00:14:30.550
‫من واسطه هستم.

00:14:30.840 --> 00:14:33.140
‫تو واسطه‌ای؟

00:14:33.420 --> 00:14:34.100
‫آره.

00:14:34.100 --> 00:14:37.930
‫غیرممکنه. واسطه یه استاد
‫جادوی درمانی‌ـه.

00:14:38.190 --> 00:14:41.160
‫ولی تخصص تو جادوی دفاعی‌ـه.

00:14:41.160 --> 00:14:44.190
‫غیرممکنه که بتونی دو تا مکتب
‫جادویی رو در این حد بالا بلد باشی.

00:14:44.570 --> 00:14:47.760
‫من دقیقاً استاد نیستم، و هم دفاع
‫و هم درمان در مورد

00:14:47.760 --> 00:14:51.030
‫تقویت عملکردهای طبیعی بدنه،
‫برای همین اساساً مثل همن.

00:14:51.490 --> 00:14:54.990
‫من تو هیچ‌کدوم از درسای جادوییم
‫اینجور منطقی نشنیدم.

00:14:55.690 --> 00:15:01.710
‫ولی یه چیزی که واضحه اینه که تو طرف
‫نیمه‌انسان‌ها و واسطه رو گرفتی.

00:15:02.150 --> 00:15:04.720
‫یه جای دیگه برای کار کردن پیدا می‌کنم.

00:15:04.720 --> 00:15:06.050
‫کریشنا...

00:15:06.050 --> 00:15:08.920
‫مردم به یه قهرمان بی‌نقص نیاز دارن.

00:15:09.540 --> 00:15:11.590
‫و من شوخی نیستم.

00:15:16.480 --> 00:15:20.480
‫داره تو جهت مخالف
‫حلبی‌آباد میره...

00:15:20.480 --> 00:15:22.570
‫اون می‌تونه تو یه خیابون یه طرفه گم بشه.

00:15:24.190 --> 00:15:26.300
‫صبر کن، نکنه اون...

00:15:29.660 --> 00:15:35.160
‫یه بازدید ناگهانی از معاون فرمانده‌ی
‫شوالیه‌های سلطنتی واقعاً غافلگیرکننده‌ست.

00:15:35.430 --> 00:15:40.660
‫لرد کالِندور، آیا خبر دارین که اخیراً
‫دزدایی تو این منطقه فعالیت می‌کنن؟

00:15:40.660 --> 00:15:44.380
‫یه چیزایی در مورد یه گروه
‫دزد مارمولک‌نما شنیدم.

00:15:44.380 --> 00:15:48.960
‫بله. قصد ما اینه که امنیت
‫محلی رو افزایش بدیم.

00:15:48.960 --> 00:15:53.760
‫ممنون میشیم اگه شما و بقیه‌ی
‫اشراف‌زاده‌ها بیشتر مراقب باشین.

00:15:55.020 --> 00:15:59.930
‫به عنوان بخشی از اون، می‌خوام یه
‫ارزیابی امنیتی از عمارت شما انجام بدم.

00:15:59.930 --> 00:16:02.300
‫چه ایده‌ی عالی‌ای!

00:16:02.300 --> 00:16:06.820
‫با این حال، اگه از قبل بهم گفته بودین،
‫می‌تونستم آمادگی بهتری داشته باشم.

00:16:06.820 --> 00:16:09.730
‫قصد ما اینه که بهترین درک رو از
‫سطح معمول امنیت به دست بیاریم.

00:16:09.730 --> 00:16:12.860
‫معذرت می‌خوام، ولی یه بازرسی
‫سرزده مؤثرتره.

00:16:14.750 --> 00:16:16.030
‫بسیار خب، پس!

00:16:17.660 --> 00:16:21.660
‫زوفیا گردباد ادعا کرد لرد
‫کالِندور سردسته‌ست،

00:16:21.660 --> 00:16:24.080
‫ولی من دارم وقتمو اینجا تلف می‌کنم.

00:16:24.080 --> 00:16:26.960
‫چی می‌گین، لیدی کریشنا؟

00:16:26.960 --> 00:16:28.880
‫امنیت شما کاملاً دقیقه.

00:16:28.880 --> 00:16:31.510
‫اگه بخوام به چیزی اشاره کنم،
‫پخش شدنِ—

00:16:32.180 --> 00:16:33.840
‫چیزی شده؟

00:16:34.570 --> 00:16:36.220
‫نه، هیچی.

00:16:36.510 --> 00:16:39.460
‫مشکلی نیست اگه قبل از رفتنم
‫از دستشویی شما استفاده کنم؟

00:16:39.460 --> 00:16:41.100
‫خواهش می‌کنم.

00:16:41.820 --> 00:16:45.600
‫لرد کالِندور جایی تو طبقه‌ی
‫بالا-وسط اشرافیت قرار داره.

00:16:45.600 --> 00:16:47.560
‫با توجه به این، عجیبه که چقدر امنیت داره.

00:16:47.560 --> 00:16:49.480
‫و بعد هم نحوه‌ی پخشش.

00:16:49.480 --> 00:16:52.530
‫به نظر می‌رسه ورودی پشتی خیلی
‫بیشتر از جلویی نگهبان داره.

00:16:54.250 --> 00:16:55.510
‫نمی‌تونه باشه...

00:17:08.760 --> 00:17:10.050
‫اوه، نه.

00:17:14.180 --> 00:17:16.630
‫کی اونجاست؟ یـ-یکی ترسناک؟

00:17:16.630 --> 00:17:20.600
‫اشکالی نداره. من اینجا نیومدم بهت آسیب بزنم.

00:17:20.600 --> 00:17:22.220
‫تو کی هستی؟

00:17:22.550 --> 00:17:25.750
‫من؟ من یه قهرمانم، اومدم نجاتت بدم.

00:17:31.900 --> 00:17:36.910
‫تفنگ‌های جادویی‌ای که شما شوالیه‌های
‫سلطنتی استفاده می‌کنین خیلی قویه!

00:17:36.910 --> 00:17:40.120
‫این برای تهدید کردن بچه‌ها
‫هم عالی میشه.

00:17:42.120 --> 00:17:47.290
‫نمی‌تونم بگم از اینکه یه شوالیه‌ی پاپتی
‫مثل تو تو کار یه نجیب‌زاده سرک بکشه خوشم میاد.

00:17:47.290 --> 00:17:51.590
‫کار تو اینه که ساکت بمونی
‫و رعیت‌ها رو سر جاشون نگه داری!

00:17:53.120 --> 00:17:57.760
‫رُز آهنی بی‌نقص، تبدیل شده
‫به یه توده‌ی زخمی!

00:17:57.760 --> 00:18:00.150
‫متاسفم، بچه‌ها.

00:18:01.080 --> 00:18:02.320
‫مادر...

00:18:02.760 --> 00:18:06.700
‫من... نتونستم یه قهرمان واقعی باشم.

00:18:07.310 --> 00:18:09.690
‫اَه، لعنتی، هنوز زنده‌ست؟

00:18:09.690 --> 00:18:12.190
‫باید یه کم دیرتر می‌رسیدیم اینجا.

00:18:12.620 --> 00:18:14.900
‫زوفیا گردباد؟

00:18:15.150 --> 00:18:16.950
‫چـ-چرا؟

00:18:16.950 --> 00:18:18.720
‫این یه حرکت دیوانه‌وار بود.

00:18:18.720 --> 00:18:22.410
‫ناامیدمون نمی‌کنی، و این منظورم
‫به عنوان تعریف نیست.

00:18:22.410 --> 00:18:24.640
‫برای این ویزیت در منزل کلی راه اومدم.

00:18:24.640 --> 00:18:27.580
‫خیلی گرون تموم میشه، پس خودتو آماده کن.

00:18:27.580 --> 00:18:29.060
‫شماها کی هستین؟!

00:18:29.060 --> 00:18:30.080
‫نگران من نباش.

00:18:30.080 --> 00:18:31.960
‫من فقط یه درمانگر معمولیم.

00:18:31.960 --> 00:18:34.220
‫و من فقط راهو بهش نشون دادم.

00:18:34.220 --> 00:18:35.860
‫مـ-مسخره‌بازی بسه!

00:18:35.860 --> 00:18:37.880
‫تو یه مارمولک‌نمایی، درسته؟

00:18:38.160 --> 00:18:42.940
‫هیچ‌کس شاکی نمیشه اگه یه
‫دزد از حلبی‌آباد رو بکشم.

00:18:42.940 --> 00:18:44.600
‫حالا، برو کنار!

00:18:51.520 --> 00:18:52.690
‫احمق!

00:18:52.690 --> 00:18:54.260
‫راستش یه کم درد داشت.

00:18:54.770 --> 00:18:56.570
‫چی؟!

00:18:56.900 --> 00:19:00.400
‫تو... چـ-چرا؟! چرا کار نمی‌کنه؟!

00:19:00.400 --> 00:19:03.370
‫چرا؟! چرا؟! چرا؟!

00:19:11.880 --> 00:19:15.750
‫این چیه؟ تو دیگه چه جونوری هستی؟!

00:19:17.670 --> 00:19:21.360
‫یه سگ پست‌فطرت مثل تو جرأت می‌کنه
‫اون تفنگو سمت یه اشراف‌زاده بگیره؟!

00:19:21.360 --> 00:19:24.850
‫شنیدم تا وقتی آماده‌ی تیر خوردن نیستی،
‫نباید به کسی شلیک کنی.

00:19:24.850 --> 00:19:29.480
‫صـ-صبر کن! مـ-من هر کاری بخوای
‫می‌کنم! فقط تفنگو بیار پایین!

00:19:29.480 --> 00:19:32.710
‫خب، راستشو بخوای، ما تازه همو دیدیم،

00:19:32.710 --> 00:19:35.230
‫و اینجوری نیست که یه کینه‌ی
‫قدیمی ازت داشته باشم.

00:19:35.230 --> 00:19:38.650
‫تنها چیزی که علیه تو دارم اینه که
‫یه ثانیه پیش داشتی بهم شلیک می‌کردی.

00:19:38.650 --> 00:19:41.220
‫مـ-منو ببخش!

00:19:41.220 --> 00:19:44.910
‫و این یه عذرخواهی از طرف یکی تو
‫جایگاه منه! حالا، لطفاً، رحم کن.

00:19:45.200 --> 00:19:46.200
‫نُچ.

00:19:46.200 --> 00:19:48.560
‫چـ-چرا؟!

00:19:48.560 --> 00:19:52.960
‫مـ-می‌دونم! فقط باید از اون
‫زنه هم عذرخواهی کنم، درسته؟

00:19:53.880 --> 00:19:55.840
‫من اشتباه کردم.

00:19:55.840 --> 00:19:59.630
‫وقتی بهت شلیک کردم زیاده‌روی کردم.
‫لطفاً، منو ببخش.

00:20:01.200 --> 00:20:03.800
‫این یه بهونه‌ی خیلی ضعیف
‫برای عذرخواهی بود،

00:20:03.800 --> 00:20:07.430
‫ولی من کس دیگه‌ای رو می‌بینم که تو
‫واقعاً باید ازش عذرخواهی کنی.

00:20:07.430 --> 00:20:10.310
‫و-و اون کی می‌تونه باشه؟!

00:20:10.310 --> 00:20:13.060
‫چون به نظر نمی‌رسه بتونی بفهمی،
‫تنبیه میشی.

00:20:13.360 --> 00:20:16.560
‫فکر کردی داری با مریضای
‫آینده‌ی من چیکار می‌کنی؟!

00:20:21.570 --> 00:20:24.160
‫تو... کشتیش؟

00:20:24.160 --> 00:20:26.660
‫محدودکننده‌ش روشن بود، پس نباید مرده باشه.

00:20:26.660 --> 00:20:29.950
‫به هر حال وظیفه‌ی من نیست که قضاوتش کنم، درسته؟

00:20:30.880 --> 00:20:34.210
‫دیگه... برای من خیلی دیره...

00:20:34.210 --> 00:20:36.750
‫چیزی که اتفاق افتاده رو گزارش بده...
‫به شوالیه‌های سلطنتی...

00:20:36.750 --> 00:20:39.200
‫نه بابا، به نظر خیلی دردسر داره.

00:20:39.200 --> 00:20:41.260
‫می‌ذارم خودت از پسش بر بیای.

00:20:41.630 --> 00:20:45.930
‫بازوی چپت، همراه با یه تیکه از
‫تنه و اعضای داخلی متناسبش.

00:20:46.290 --> 00:20:48.890
‫بعد از یه ضربه‌ی کوچیک مثل این
‫همچین قیافه‌ی شکست‌خورده‌ای؟

00:20:49.140 --> 00:20:51.000
‫رُز آهنی هم که دیگه هیچی.

00:20:52.150 --> 00:20:54.390
‫وقتی صورت‌حسابمو گرفتی
‫شُکه نشی، باشه؟

00:20:54.810 --> 00:20:58.110
‫آقای زِنوس... شما دقیقاً کی هستین؟

00:20:58.430 --> 00:21:00.400
‫ساکت. دارم سعی می‌کنم تمرکز کنم.

00:21:01.050 --> 00:21:02.560
‫تو یه قهرمانی...

00:21:02.560 --> 00:21:04.580
‫نه به اون آب و تابی.

00:21:04.580 --> 00:21:07.410
‫من فقط یه درمانگر زیرزمینی‌ام که
‫تو یه درمانگاه درب و داغون کار می‌کنه.

00:21:10.240 --> 00:21:11.580
‫باورنکردنیه.

00:21:11.960 --> 00:21:14.000
‫اینجور درمان شگفت‌انگیزی...

00:21:14.000 --> 00:21:16.370
‫شما واقعاً باید واسطه باشین، آقای زِنوس.

00:21:16.370 --> 00:21:18.420
‫من که دقیقاً همینو بهت گفتم.

00:21:18.420 --> 00:21:21.100
‫من اصلاً قهرمان نبودم.

00:21:21.100 --> 00:21:25.060
‫حالا می‌دونم که یه قهرمان بی‌نقص
‫کسی مثل شماست.

00:21:25.060 --> 00:21:28.300
‫به هر حال چیزی به اسم
‫قهرمان بی‌نقص وجود نداره.

00:21:28.300 --> 00:21:32.540
‫آدمایی که به خاطر یه چیزی می‌جنگن،
‫یه جوری آسیب می‌بینن.

00:21:32.540 --> 00:21:34.890
‫برای همین به درمانگرایی مثل من نیاز دارن.

00:21:34.890 --> 00:21:36.810
‫یا حداقل اینجوری بهم یاد دادن.

00:21:37.380 --> 00:21:40.570
‫فکر کنم، برای اونا، قهرمان اینجا تویی.

00:21:40.980 --> 00:21:42.080
‫اونا؟

00:21:42.570 --> 00:21:47.240
‫چـ-چی شد؟ خانوم قهرمانه
‫هنوز اونجاست؟

00:21:47.240 --> 00:21:49.200
‫تو اولین کسی بودی که دست به کار شدی.

00:21:49.200 --> 00:21:51.780
‫این باعث میشه تو این مورد تو قهرمان باشی.

00:21:51.780 --> 00:21:56.110
‫من... من...

00:21:56.660 --> 00:22:01.960
‫بـ-بچه‌ها! اشکالی نداره! من هنوز خوبم!
‫زود از اونجا میارمتون بیرون!

00:22:02.750 --> 00:22:04.760
‫ممنون، قهرمان!

00:22:05.330 --> 00:22:08.470
‫تمام این مدت، فکر می‌کردم
‫مادرم یه قربانی رقت‌انگیز بود.

00:22:08.890 --> 00:22:12.600
‫ولی... چشماش همیشه می‌درخشید.

00:22:12.600 --> 00:22:16.390
‫اون با غذایی که خودش درست می‌کرد
‫به بچه‌های حلبی‌آباد غذا می‌داد.

00:22:16.720 --> 00:22:20.720
‫آره. درست مثل اینکه تو قهرمان این بچه‌هایی،

00:22:20.720 --> 00:22:23.610
‫شرط می‌بندم اونم قهرمانِ یکی دیگه بود.

00:22:23.610 --> 00:22:30.200
‫مادرم... دستپاچه، هول،
‫زودرنج، فراموشکار بود،

00:22:30.200 --> 00:22:32.550
‫و واقعاً پر از ایراد بود...

00:22:33.910 --> 00:22:41.080
‫ولی بازم... با وجود همه‌ی اینا،
‫مطمئنم که اون قهرمان من بود.

00:22:41.100 --> 00:22:48.100
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:48.200 --> 00:22:52.500
‫دکتر، شوالیه‌های سلطنتی هر لحظه ممکنه
‫متوجه این سر و صدا بشن.

00:22:52.500 --> 00:22:55.260
‫آره. وقتشه که ما هم
‫دوباره به سایه‌ها بخزیم.

00:22:55.260 --> 00:22:56.520
‫آقای زِنوس!

00:23:00.770 --> 00:23:04.060
‫آقای زِنوس، چرا منو نجات دادین؟

00:23:04.560 --> 00:23:06.070
‫صورت‌حسابای پرداخت نشده.

00:23:07.000 --> 00:23:10.410
‫گفتی پول استفاده از تخت
‫درمانگاه رو میدی، یادت میاد؟

00:23:10.410 --> 00:23:13.240
‫اگه خودتو به کشتن می‌دادی،
‫نمی‌تونستم پولمو بگیرم.

00:23:13.240 --> 00:23:16.790
‫هزینه‌ی درمانت رو هم به اون پول اضافه می‌کنم.
‫حواست باشه همه‌شو یه جا پس بدی.

00:23:17.380 --> 00:23:18.940
‫پولی که بهت بدهکار بودم...

00:23:18.960 --> 00:23:27.960
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:28.050 --> 00:23:30.220
‫به نظر میاد بالاخره می‌تونی لبخند بزنی.

00:23:31.570 --> 00:23:36.350
‫که اینطور. الان دارم لبخند می‌زنم، ها؟

00:23:36.350 --> 00:23:38.890
‫هنوز خیلی کج و کوله به نظر میاد، البته.

00:23:38.890 --> 00:23:42.020
‫لعنتی، فکر کنم حتی
‫ترسناک‌ترت هم می‌کنه.

00:23:42.020 --> 00:23:43.990
‫چـ-چی می‌خوای؟

00:23:43.990 --> 00:23:46.240
‫خیلی وقته که لبخند نزدم.

00:23:46.240 --> 00:23:49.130
‫خوب نبودن تو این کار تنها...

00:23:49.720 --> 00:23:50.560
‫نه...

00:23:51.110 --> 00:23:54.220
‫فقط یکی از ایرادای زیادمه!

00:23:55.580 --> 00:24:00.040
‫جایی برای تعلق داشتن

00:23:57.690 --> 00:23:58.680
‫"جایی برای تعلق داشتن."