﻿WEBVTT

00:00:02.096 --> 00:00:05.096
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:05.120 --> 00:00:15.150
♫ <i>هزار سال برای بازگشتن صبر کردم</i> ♫

00:00:16.370 --> 00:00:26.660
♫ <i>هزار سال برای بازگشتن صبر کردم</i> ♫

00:00:27.700 --> 00:00:33.560
♫ <i>کی بود؟کی در گوشم زمزمه کرد؟</i> ♫

00:00:33.560 --> 00:00:39.090
♫ <i> درباره ی عشقی تغییر ناپذیر ؟ </i> ♫

00:00:39.090 --> 00:00:44.820
♫ <i> فقط برای همون یک جمله</i> ♫

00:00:44.820 --> 00:00:50.510
♫ <i>حتی اگر دلشکسته بشم،افسوس نخواهم خورد</i> ♫

00:00:50.510 --> 00:00:56.080
♫ <i>باران دلشکسته و باد گریان است</i> ♫

00:00:56.080 --> 00:01:02.710
♫ <i>با رویاهایی طولانی از عشقی در دوردست</i> ♫

00:01:13.020 --> 00:01:24.100
♫ <i>هزار سال برای بازگشتن صبر کردم</i> ♫

00:01:24.100 --> 00:01:32.220
♫ <i>هزار سال برای بازگشتن صبر کردم</i> ♫

00:01:32.220 --> 00:01:36.320
[ افسانه ی مار سفید ]

00:01:36.320 --> 00:01:40.020
[ قسمت 21 ]

00:01:47.850 --> 00:01:50.050
خواهر،داری چیکار میکنی؟

00:01:50.960 --> 00:01:52.860
.هسته ی روح من تو بدن شوهرمه

00:01:52.860 --> 00:01:57.730
خون من بیشتر از همه باهاش سازگاره و میتونه حیاتش رو مرمت کنه

00:01:57.730 --> 00:01:59.770
چطور فکر کردی این ایده ی خوبیه؟

00:01:59.770 --> 00:02:02.490
همین الانش هم به خاطر اون خیلی ضعیف شدی

00:02:02.490 --> 00:02:07.210
از اون بالاتر،خون قلبت خیلی باارزشه
با این حال تو ازش برای تقویت اون استفاده میکنی؟

00:02:07.210 --> 00:02:10.680
خواهر ،اون تو رو فراموش کرده

00:02:10.680 --> 00:02:14.150
چرا هنوز با این شوهر بی وفا انقدر خوب رفتار میکنی؟

00:02:14.710 --> 00:02:19.950
ژیائو چینگ،کمکم کن این کاسه دارو رو به شوهرم برسونم

00:02:22.360 --> 00:02:26.150
خواهر ،چطور میتونی انقدر احمق و لجباز باشی؟

00:02:26.150 --> 00:02:28.010
خودت بهش بده

00:02:28.800 --> 00:02:32.430
من مثل اون جین رویی نیستم، که بخوام
 از کار یکی دیگه استفاده کنم تا خودم آدم خوبه باشم

00:02:34.110 --> 00:02:35.980
ژیائو چینگ

00:02:36.880 --> 00:02:40.340
فکر میکنی دوست ندارم خودم ببرمش؟

00:02:40.340 --> 00:02:45.030
اما وقتی شوهرم من رو ببینه،باز تمام انرژیش رو صرف میکنه
 تا به یاد بیاره که من کیم

00:02:45.030 --> 00:02:49.750
و بعد از اون سردردی تحمل ناپذیر میگیره
این قلب من رو به درد میاره

00:02:50.350 --> 00:02:53.660
ژیائو چینگ،لطفا کمکم کن

00:02:53.660 --> 00:02:56.350
کمکم کن این رو براش بفرستم،باشه؟

00:02:58.070 --> 00:03:00.250
ژیائو چینگ

00:03:08.610 --> 00:03:10.650
فقط همین یکبار کمکت میکنم

00:03:10.650 --> 00:03:13.010
خواهر،بهم قول بده

00:03:13.010 --> 00:03:15.810
از این به بعد،دیگه از خون خودت بهش نمیدی

00:03:15.810 --> 00:03:17.700
باشه؟

00:03:34.400 --> 00:03:39.870
بعد از جشنواره ی قایق اژدها در مراسم نیمه ی پاییز

00:03:39.870 --> 00:03:41.720
حدس بزن

00:03:42.330 --> 00:03:46.260
از یک قسمت به قسمت دیگه،مثل درخت سرو به طور طبیعی بلنده

00:03:46.260 --> 00:03:49.410
جواب معما، بامبوئه

00:03:51.360 --> 00:03:56.230
چرا غاز ها طی مراسم نیمه ی پاییز،پرهاشون رو میریزن؟

00:03:56.230 --> 00:03:58.600
یک شعر رو حدس بزن

00:03:58.600 --> 00:04:01.880
در ماه اوت آسمان تاریکه،اما همچنان برف میباره

00:04:01.880 --> 00:04:05.990
این.."آهنگ برف سفید،دادرس رزمی وو رو در
برگشت به پایتخت همراهی میکنه"؟

00:04:05.990 --> 00:04:10.490
دیگه نمیشه،راه نداره.تو انقدر مریضی و هنوز خیلی باهوشی

00:04:11.990 --> 00:04:16.250
برادر هان ون،تو این دنیا،معمایی نیست که تو نتونی حدس بزنی

00:04:21.410 --> 00:04:24.490
برادر هان ون،چی شده؟درد داری؟

00:04:25.180 --> 00:04:26.710
خوبم

00:04:26.710 --> 00:04:30.490
انگار این اتفاق قبلاً هم افتاده

00:04:30.490 --> 00:04:35.380
اون موقع هم داشتم جواب چند تا معما رو حدس میزدم

00:04:35.380 --> 00:04:37.560
و انگار اون آدم هم همین حرف ها رو زد

00:04:37.560 --> 00:04:41.730
پس بیا دیگه معما حل نکنیم.دیگه به این خاطرات لحظه ای فکر نکن

00:04:42.550 --> 00:04:44.330
زود باش و داروت رو بخور

00:04:44.330 --> 00:04:46.960
این دارو زود سرد میشه

00:04:57.830 --> 00:04:59.650
رویی

00:04:59.650 --> 00:05:02.730
اون بانو رو..تازه استخدام کردی؟

00:05:02.730 --> 00:05:05.010
کدوم استخدامی تازه؟

00:05:05.580 --> 00:05:08.070
خواهر منو فرستاد تا براتون دارو بیارم

00:05:10.940 --> 00:05:13.700
نگفتم کار خواهر بیفایده است؟

00:05:13.700 --> 00:05:17.860
این بگو و بخند هاتون میگه وضعیت سلامت شما
 باید خوب باشه.دیگه نیازی به دارو خوردن نیست

00:05:17.860 --> 00:05:20.270
بانو ژیائو چینگ،عصبانی نباش

00:05:20.270 --> 00:05:22.360
چند روز دیگه،مراسم نیمه ی پاییزه

00:05:22.360 --> 00:05:24.880
برادر هان ون و من داشتیم چند تا معماها رو حدس میزدیم

00:05:24.880 --> 00:05:26.370
که ممکنه روی بعضی فانوس ها نوشته بشن

00:05:26.370 --> 00:05:28.950
خواهرت واسه این از دستم عصبانی نمیشه،مگه نه؟

00:05:28.950 --> 00:05:31.640
...تو_
بانو_

00:05:31.640 --> 00:05:34.560
خواهرت،بانو سوژنه؟

00:05:34.560 --> 00:05:38.310
اون شخصیت سردی داره و دوست نداره با مردم حرف بزنه

00:05:39.180 --> 00:05:43.410
حالا که دیگه زندگی کردن رو انتخاب کردی،
حتما اون رو به خاطر سردیش دوست نداری

00:05:43.410 --> 00:05:47.880
این خواهر رویی خیلی صمیمی و شادابه،
پس حتما بیشتر به سلیقه شما میخوره،درسته؟

00:05:50.930 --> 00:05:52.720
برادرهان ون

00:05:52.720 --> 00:05:56.630
طبیب گفته باید در آرامش استراحت کنی و زیاد تکون نخوری،درسته؟

00:05:59.910 --> 00:06:03.050
برادر هان ون،چیکار میخوای بکنی آخه؟

00:06:03.050 --> 00:06:07.150
خواهر ،اینجا چیکار میکنی؟_
من واقعا نباید اینجا باشم_

00:06:16.100 --> 00:06:19.010
زود باش...داروت رو بخور

00:06:19.010 --> 00:06:23.250
من واقعا میخوام ازش،بیشتر در مورد موضوع
 بین من و بانو سو ژن بپرسم

00:06:23.860 --> 00:06:26.610
حتی با اینکه من میتونم کل معماهای تو جهان رو حدس بزنم

00:06:26.610 --> 00:06:30.970
هنوز نمیتونم معمایی که اون در قلبش پنهان کرده رو حدس بزنم

00:06:54.500 --> 00:06:58.120
تو هم داری برای مراسم نیمه ی پاییز،فانوس درست میکنی؟

00:07:16.650 --> 00:07:18.400
...اون

00:07:35.350 --> 00:07:37.360
آقا

00:07:37.360 --> 00:07:38.350
هان ون_
چی شده؟_

00:07:38.350 --> 00:07:41.300
هان ون_
!هان ون_
هان ون،حالت چطوره؟_

00:07:41.300 --> 00:07:44.210
هان ون_
هان ون،خدایا،سو ژن_

00:07:44.210 --> 00:07:47.290
حالش خوب بود.اذیتش نکن،باشه؟

00:07:47.290 --> 00:07:49.390
هان ون!خوبی هان ون؟

00:07:49.390 --> 00:07:52.470
حالت خوبه هان ون؟_
تو تازه بهتر شدی،چرا تو خونه استراحت نمیکنی؟_

00:07:52.470 --> 00:07:55.090
رویی،سریع کمکش کن که برگرده

00:07:55.090 --> 00:07:56.900
من نمیرم

00:08:01.420 --> 00:08:03.280
تو کی هستی؟

00:08:03.280 --> 00:08:08.240
هان ون،حرف شوهر خواهرت رو گوش کن
اون زنته،طوری نیست.نترس،باشه؟

00:08:10.370 --> 00:08:11.250
هان ون_
هان ون_

00:08:11.250 --> 00:08:12.620
هان ون_
برادر بزرگتر هان ون_

00:08:12.620 --> 00:08:15.820
!هان ون،زود باش با این برادر برگرد خونه،زود باش

00:08:16.530 --> 00:08:18.750
آروم_
آروم_

00:08:20.620 --> 00:08:22.120
خواهر،خوبی؟

00:08:22.120 --> 00:08:24.150
اون عامل پراکنده کننده ی روح واقعا نیرومنده

00:08:24.150 --> 00:08:25.950
چه عاملی؟

00:08:26.450 --> 00:08:28.150
هیچی

00:08:29.240 --> 00:08:31.720
بهتره ازش دوری کنم

00:08:31.720 --> 00:08:35.880
وگرنه،چطور اون میتونه این عذاب رو مدام تحمل کنه

00:08:35.880 --> 00:08:37.820
هنوز میخوای ازش دوری میکنی؟

00:08:37.820 --> 00:08:40.870
اگه همینطور به دوری کردن ازش ادامه بدی،از این به بعد اون
دیگه فقط جین رویی رو میشناسه

00:08:40.870 --> 00:08:43.980
میتونم ببینم که اون و جین رویی کاملا باهم خوشحالن

00:08:43.980 --> 00:08:47.390
حالا که بقیه دور و ورش رو گرفتن
هر مشکلی پیش میاد رو به تو نسبت میدن

00:08:47.390 --> 00:08:49.310
اونها چه حقی دارن؟

00:09:18.750 --> 00:09:20.510
گونگ فو

00:09:21.030 --> 00:09:22.960
گونگ فو

00:09:22.960 --> 00:09:26.600
...خانم،بهم گوش کن

00:09:26.600 --> 00:09:29.110
تا وقتی هان ون بیدار نشده بود،تو کلا نخوابیدی

00:09:29.110 --> 00:09:31.500
حالا مگه هان ون بیدار نشده؟برو بخواب

00:09:31.500 --> 00:09:34.260
...این چند روز خسته شدی_
بلند شو،بلند شو،بلند شو_

00:09:34.260 --> 00:09:36.490
.بذار یک چیزی بهت بگم

00:09:36.490 --> 00:09:39.720
بگو_
بهم بگو،چند روزه که هان ون به هوش اومده_

00:09:39.720 --> 00:09:42.450
چرا نمیتونه سوژن رو بشناسه؟

00:09:43.410 --> 00:09:46.030
خوب یادش نمیاد که یادش نیاد

00:09:46.030 --> 00:09:48.500
حتی اگه اون رو نشناسه،او دوتا هنوز زن و شوهرن

00:09:48.500 --> 00:09:51.150
یه چند روز دیگه صبر کن تا سلامتی هان ون بهتر بشه

00:09:51.150 --> 00:09:54.370
وقتی دوتاشون باهم تو یک خونه و اتاق بمونن و باهم بخوابن

00:09:54.370 --> 00:09:56.930
اون همه چیز رو به یاد میاره

00:09:56.930 --> 00:09:58.750
این الان راه حله!؟

00:09:58.750 --> 00:10:03.750
دارم بهت میگم الان حتی شنیدن اسم سوژن
 باعث سردرد هان ون میشه

00:10:03.750 --> 00:10:06.970
بهم بگو،اون سه تا میخوان چیکار کنن؟

00:10:08.230 --> 00:10:10.270
اون سه تا؟

00:10:10.270 --> 00:10:12.260
اون یکی کیه؟

00:10:12.260 --> 00:10:14.300
رویی

00:10:14.300 --> 00:10:17.240
وقتی هان ون مریض بود،رویی حسابی همه چیز رو مدیریت کرد

00:10:17.240 --> 00:10:20.850
حالا که هان ون به هوش اومده،رویی میخواد چیکار کنه؟

00:10:20.850 --> 00:10:25.380
خانمم،بیا خودمون رو نگران نکنیم.باشه؟

00:10:26.060 --> 00:10:29.340
هان ون ما الان یک مرد متاهله

00:10:29.340 --> 00:10:33.820
تازه،اینبار هان ون به خاطر تلاش های زن برادر تونست نجات پیدا کنه

00:10:33.820 --> 00:10:35.560
باید یادت بمونه

00:10:35.560 --> 00:10:38.200
فرقی نداره ذهن هان ون وضعیتش خوب بشه یا نه

00:10:38.200 --> 00:10:41.760
اون کلا هیچ کاری با رویی نداره

00:10:41.760 --> 00:10:43.820
چطور میشه اون کاری با رویی نداشته باشه؟

00:10:43.820 --> 00:10:48.030
دارم بهت میگم،وقتی هان ون مریض بود،تمام ناراحتی،ناامیدی
و زحمات رویی رو با چشم های خودم دیدم

00:10:48.030 --> 00:10:50.360
فقط دیدنش هم قلبم رو درد میاره

00:10:50.360 --> 00:10:52.460
...این..من

00:10:59.450 --> 00:11:02.040
زن برادر،دلواپس نباش.خب؟

00:11:04.110 --> 00:11:06.650
هان ون چطوره؟_
حالش چطوره؟_

00:11:06.650 --> 00:11:08.740
خوابش برد

00:11:14.510 --> 00:11:18.950
خواهر سوژن،برادر  هان ون تو رو به یاد نمیاره

00:11:18.950 --> 00:11:22.950
میدونم نگرانی،ولی نباید بهش فشار بیاری

00:11:22.950 --> 00:11:24.600
اون تازه حالش بهتر شده

00:11:24.600 --> 00:11:28.920
اگه هی تحریکش کنی،ممکنه وضعیتش بدتر بشه

00:11:33.480 --> 00:11:36.120
من میرم شوهرم رو ببینم_
سوژن_

00:11:40.290 --> 00:11:43.380
میدونم بعضی حرف ها رو نباید زد

00:11:43.380 --> 00:11:45.540
ولی الان،هر بار که هان ون میبینتت

00:11:45.540 --> 00:11:50.070
سردرد زیادی میگیره و بیماریش شدیدتر میشه

00:11:53.160 --> 00:11:56.040
چرا فعلا ازش دور نمونی؟

00:11:58.580 --> 00:12:00.940
خیلی خب

00:12:00.940 --> 00:12:04.440
نگران نباش،من قطعا کمکت میکنم خوب مواظب برادر هان ون باشی

00:12:05.770 --> 00:12:07.900
از غذات لذت ببر

00:12:11.370 --> 00:12:14.090
زن برادر،زن برادر

00:12:14.090 --> 00:12:18.030
نه،زن برادر،یکم بخور.زن برادر

00:12:18.030 --> 00:12:20.820
نه...خانمم..چرا اینطوری کردی؟

00:12:20.820 --> 00:12:22.260
مگه زن برادر هم برای هان ون همه کاری نکرده؟

00:12:22.260 --> 00:12:24.300
میدونم اون همه کاری برای صلاح هان ون انجام داده

00:12:24.300 --> 00:12:27.530
ولی الان،هر بار که هان ون اون رو میبینه
سرش درد میگیره.میگی من چیکار کنم؟

00:12:27.530 --> 00:12:29.130
...اونطور نیست...اونها زن و شوهرن

00:12:29.130 --> 00:12:31.840
.درسته.برادر هان ون راحت از دست مرگ فرار نکرده

00:12:31.840 --> 00:12:34.420
در کل،نمیشه کل تلاش هامون رو هدر بدیم

00:12:35.000 --> 00:12:37.880
من میتونم بفهمم خواهر سوژن چه حسی داره

00:12:37.880 --> 00:12:40.520
ولی اگه جاش بودم

00:12:40.520 --> 00:12:43.220
مسالمت آمیز میذاشتم برادر هان ون موقتا فراموشم کنه

00:12:43.220 --> 00:12:47.320
قطعا از قصد هی تحریکش نمیکردم  مجبور بشه
 از همچین دردی عذاب بکشه

00:12:47.320 --> 00:12:52.420
رویی،قبلا فکر میکردم که تو لجباز و یک دنده ای

00:12:52.420 --> 00:12:55.960
فکر نمیکردم انقدر بالغ شده باشی

00:12:55.960 --> 00:12:58.600
خواهر بزرگتر،قطعا من قبلا خوب نبودم

00:12:58.600 --> 00:13:01.730
من گیج بودم.خوشبختانه،شما مراقبم بودی

00:13:01.730 --> 00:13:05.220
نگران نباش،من قطعا شما و برادر هان ون رو ناامید نمیکنم

00:13:05.220 --> 00:13:08.750
رویی،بالاخره

00:13:08.750 --> 00:13:10.580
تو هنوز بانویی مجردی

00:13:10.580 --> 00:13:13.560
چطور میشه بانویی مجرد هرشب و هر روز بره تو اتاق هان ون؟

00:13:13.560 --> 00:13:17.400
تازه،مگه من و جیائورونگ تو خونه نیستیم؟

00:13:17.400 --> 00:13:20.690
گوش کن،اگه این موضوع پخش بشه،واسه آبروت خوب نیست

00:13:20.690 --> 00:13:24.090
چی شده؟مگه اون بیرون چی میگن؟

00:13:24.090 --> 00:13:27.130
حرف هایی که پشت سرمون میزنن رو لازم نیست به دل گرفت

00:13:27.130 --> 00:13:29.250
اما باید مقابل اتفاقات غیرمنتظره مواظب باشیم،مگه نه؟

00:13:29.250 --> 00:13:34.040
رویی،چطوره فعلا برگردی به خونه ات

00:13:35.200 --> 00:13:39.440
من نمیرم.مهم نیست اون بیرون چی میگن،من فعلا برنمیگردم خونه

00:13:39.440 --> 00:13:44.840
از اینکه بهم بخندین نمیترسم.من و هان ون ، تو این زندگی
 سرنوشت همدیگه نبودیم به خاطر اینه که من زیاد اقبال خوبی نداشتم

00:13:44.840 --> 00:13:47.380
.من میخوام همیشه کنارش بمونم و مراقبش باشم

00:13:47.380 --> 00:13:50.690
من عنوانی نیاز ندارم.ازدواج هم نکنیم طوری نیست

00:13:51.660 --> 00:13:54.260
التماس میکنم خواهر  که باهام موافقت کنی

00:13:54.260 --> 00:13:57.730
زود بلند شو.چرا باید اینطوری کنی؟

00:13:59.180 --> 00:14:03.280
اما اگه کسی که با هان ون ازدواج کرده،تو بودی
من امروز در این موقعیت سخت قرار نمیگرفتم

00:14:03.280 --> 00:14:05.850
همین حالا بلند شو،بلند شو

00:14:06.620 --> 00:14:08.700
به نظرت باید درباره ی هان ون و سوژن چه کرد؟

00:14:08.700 --> 00:14:11.950
اینکه همیشه ازش دوری کنه هم چیزی رو حل نمیکنه

00:14:11.950 --> 00:14:14.140
کی میگه

00:14:24.160 --> 00:14:29.850
خواهر،چرا باید به حرف اون آدم های نامربوط گوش کنی؟

00:14:30.400 --> 00:14:33.810
تو همسرشی.اینجا خونه ی توئه

00:14:33.810 --> 00:14:36.350
چرا نمیتونی واردش بشی؟

00:14:36.350 --> 00:14:38.890
برام مهم نیست بقیه چی میگن

00:14:38.890 --> 00:14:42.080
ولی نمیتونم سلامت شوهرم رو نادیده بگیرم

00:14:42.820 --> 00:14:46.260
در حال حاضر،هر وقت من رو میبینه،چنان دردی میکشه
که مردن رو به زنده بودن ترجیح میده

00:14:46.260 --> 00:14:49.900
چطور میتونم عذاب کشیدنش رو تحمل کنم؟

00:14:49.900 --> 00:14:53.870
ولی تو واقعا میخوای تمام عذاب ها رو خودت تنهایی تحمل کنی؟

00:14:54.540 --> 00:14:56.180
اون جین رویی عین مار سمیه

00:14:56.180 --> 00:14:59.100
اون صدها راه رو میره تا وضع رو برای شما دوتا سخت کنه و
 براتون نقشه بچینه .تو واقعا میتونی با خیال راحت

00:14:59.100 --> 00:15:03.070
وقتی همچین آدمی از شوهرت اینطوری مراقبت میکنه،استراحت کنی؟

00:15:04.620 --> 00:15:10.210
بااینکه جین رویی از هر راهی توطئه میکنه
احساساتش به شوهرجان،واقعیه

00:15:10.210 --> 00:15:14.880
تا وقتی من نباشم،اون کاری علیه شوهر انجام نمیده

00:15:16.680 --> 00:15:19.600
خواهر ،تو در مورد همه چیز به جای شوهر خواهر فکر میکنی

00:15:19.600 --> 00:15:21.350
بله،تو تحمل میکنی،کنار میکشی

00:15:21.350 --> 00:15:24.830
ولی به این فکر کردی که این چیزیه که شوهرت میخواد؟

00:15:26.520 --> 00:15:28.810
اگه شما دو تا جاتون عوض میشد

00:15:28.810 --> 00:15:33.290
دوست داشتی اون به خاطر صلاحت،ترکت کنه؟

00:15:37.140 --> 00:15:41.680
خانمم،زود بدو،تندتر بدو

00:15:41.680 --> 00:15:45.060
...یک مار اونجاست،یک مار

00:15:45.060 --> 00:15:46.870
یک مار اونجاست

00:15:46.870 --> 00:15:49.430
برادر هان ون،بیدار شدی؟

00:15:49.430 --> 00:15:51.450
چرا انقدر رنگت پریده؟

00:15:51.450 --> 00:15:56.160
یک مار اونجا بود،یک مار خیلی بزرگ

00:15:56.160 --> 00:15:59.130
اون ماریه که بهت صدمه زد

00:15:59.130 --> 00:16:03.810
شنیدم که وقتی یک نفر شوکه میشه،چی باید بخوره

00:16:04.960 --> 00:16:07.190
برای همین مخصوصا واست سوپ استخوان مار پختم

00:16:07.190 --> 00:16:09.860
زودتر یکم ازش بخور تا آروم بشی

00:16:10.570 --> 00:16:12.160
زود باش

00:16:15.030 --> 00:16:18.410
برادر هان ون،برادر هان ون

00:16:20.550 --> 00:16:22.460
برادر هان ون

00:16:48.630 --> 00:16:50.350
خواهر بزرگتر

00:16:52.280 --> 00:16:54.390
خواهر

00:16:54.390 --> 00:16:56.510
ژیائوچینگ

00:16:56.510 --> 00:16:58.260
کاغذ و جوهر

00:17:01.640 --> 00:17:03.610
...خواهر ،تو

00:17:06.510 --> 00:17:11.620
اگه اون با من ازدواج نمیکرد،این همه تو دردسر نمیافتاد

00:17:12.730 --> 00:17:14.800
جینگ سونگ راست میگفت

00:17:14.800 --> 00:17:18.530
انسان ها و شیاطین،طبیعتا نباید باهم باشن

00:17:18.530 --> 00:17:23.550
واسه وضعیتی که امروز گرفتارشم،فقط میتونم خودم رو مقصر بدونم

00:17:24.370 --> 00:17:27.730
فقط...چرا من درگیر شوهر و جینگ سونگ شدم؟

00:17:27.730 --> 00:17:30.990
خواهر ،اینطوری نباش

00:17:37.190 --> 00:17:42.250
"زن و شوهر سخت بهم پیوند خوردن،مثل دو گلی که روی یک ساقه ان"

00:17:42.250 --> 00:17:48.290
"مثل لب و دندون بهم نزدیکن.روحی در دو بدنن"

00:17:48.290 --> 00:17:53.970
"تخت و بالشی مشترک استفاده میکنن،حتی تابوتشون یکیه"

00:17:53.970 --> 00:18:00.190
♫ <i>اگه به داشتن طالعی خوب در هزار سال سعادتمند شده باشیم</i> ♫

00:18:00.190 --> 00:18:06.550
♫ <i>با قلبی مشترک با هم پیر شدن،واقعا منظره ای خوب خواهد بود</i> ♫

00:18:06.550 --> 00:18:11.700
♫ <i>اگه به داشتن طالعی خوب در هزار سال سعادتمند شده باشیم</i> ♫

00:18:11.700 --> 00:18:17.240
" اگه عشق عمیق باشه،وقتی سرنوشت کم عمق،چه میشه کرد؟"

00:18:17.970 --> 00:18:21.030
"چرا جدا نشیم"

00:18:21.030 --> 00:18:22.290
خواهر بزرگتر

00:18:22.290 --> 00:18:25.280
"تا هر کس،شادی خودش رو پیدا کنه؟"

00:18:38.180 --> 00:18:43.050
"شوهرم،به جای اینکه مجبورت کنم همه چیز رو به یاد بیاری"

00:18:43.050 --> 00:18:46.560
"و بفهمی من یک روح مارم و ازم بترسی و منزجر بشی"

00:18:47.380 --> 00:18:50.570
"چطوره که فراموشم کنی"

00:18:50.570 --> 00:18:57.710
"لحظات شاد رو نگه داری..و کل عذاب هارو کاملا فراموش کنی؟"

00:19:12.080 --> 00:19:18.250
"لطفا خودخواهی من رو ببخش"

00:19:18.250 --> 00:19:21.290
".و حالا،فقط این گیره ی مو به جا مونده"

00:19:21.290 --> 00:19:29.020
♫ <i>باران بهاری مزه ی شراب میده و درختان بید ،مه آلود به نظر میان</i> ♫

00:19:35.640 --> 00:19:38.130
حالش چطوره،طبیب؟

00:19:38.130 --> 00:19:40.580
مهارت من کمه

00:19:40.580 --> 00:19:43.530
اولین باره که با این علائم روبه رو میشم

00:19:43.530 --> 00:19:46.690
واقعیت اینکه که دیگه نمیتونم امید چندانی بدم

00:19:46.690 --> 00:19:52.430
حتی اگه ارباب شو بهتر بشن،میترسم اثراتی باقی بمونن

00:19:52.430 --> 00:19:55.380
از الان به بعد،اون در راه رفتن دچار مشکل میشه

00:19:56.260 --> 00:19:57.740
خواهر بزرگتر،خواهر

00:19:57.740 --> 00:20:01.050
پس،طبیب،راه دیگه ای نیست؟

00:20:05.090 --> 00:20:07.010
بفرمایید

00:20:11.910 --> 00:20:13.550
سوژن؟

00:20:13.550 --> 00:20:16.950
خواهر بزرگتر،میخوام چیزی بهت بگم

00:20:17.540 --> 00:20:20.920
برگرد،الان وقت ندارم

00:20:22.280 --> 00:20:24.850
زیاد وقتت رو نمیگیرم

00:20:28.780 --> 00:20:31.820
رویی،تو طبیب رو بدرقه کن

00:20:34.750 --> 00:20:36.520
بفرمایین

00:20:42.450 --> 00:20:44.300
چی شده؟

00:20:56.790 --> 00:20:59.170
نامه ی جدایی؟

00:21:02.850 --> 00:21:07.060
دیگه سرنوشت باهم بودن ما گذشته،اگه بخوایم به زور ادامه بدیم

00:21:07.060 --> 00:21:10.880
فقط باعث میشیم همه ناراحت باشن
امیدوارم که خواهر بزرگتر،موافقت کنه

00:21:10.880 --> 00:21:14.670
سوژن،چطور ممکنه ازدواج موضوعی انقدر جزئی باشه؟

00:21:14.670 --> 00:21:16.430
اخیرا،هان ون بیمار بوده

00:21:16.430 --> 00:21:19.910
خواهر بزرگتر بهت کم توجهی کرده.تو نباید بذاری
احساسات شخصیت کنترلت کنن

00:21:19.910 --> 00:21:23.850
خواهر بزرگتر،سوءتفاهم شده.چیزی کنترلم نکرده

00:21:23.850 --> 00:21:26.280
این فقط تصمیم خودمه

00:21:29.030 --> 00:21:32.140
وقتی بیرون وایساده بودی،حرف های طبیب رو شنیدی؟

00:21:32.140 --> 00:21:34.300
حرف های طبیب؟

00:21:37.150 --> 00:21:40.210
حالا فهمیدم،زن برادر

00:21:40.210 --> 00:21:43.900
نه،بانو بای

00:21:45.200 --> 00:21:50.510
تو در خانواده ای مرفه به دنیا اومدی،و حتی اینطور زیبایی

00:21:50.510 --> 00:21:54.580
قطعا ما نباید جلوت رو بگیریم و مجبورت کنیم
با خانواده ی ژو همراه بمونی

00:21:56.610 --> 00:21:58.970
حالا که تصمیم به رفتن گرفتی

00:21:59.810 --> 00:22:02.120
من سعی نمیکنم نظرت رو عوض کنم

00:22:02.930 --> 00:22:05.300
این نامه ی جدایی رو

00:22:06.540 --> 00:22:09.170
.من از طرف هان ون قبول میکنم

00:22:10.620 --> 00:22:13.010
ممنونم،خواهر بزرگتر که موافقت کردی

00:22:16.310 --> 00:22:19.870
چی؟جدایی؟

00:22:21.130 --> 00:22:22.980
باهاش موافقت کردی؟

00:22:24.110 --> 00:22:26.330
قراره بارون بیاد

00:22:26.330 --> 00:22:31.040
بانوان جوان میخوان ازدواج کنن،بای سوژن میخواد که طلاق بگیره

00:22:31.040 --> 00:22:33.190
من چیکار میتونم بکنم؟

00:22:33.800 --> 00:22:35.630
خانمم،تو خنگ شدی

00:22:35.630 --> 00:22:36.910
دربارش فکر کن

00:22:36.910 --> 00:22:40.730
هان ون ما،اینکه اون چه حسی به سوژن داره
چیزیه که هر دومون میدونیم

00:22:40.730 --> 00:22:43.140
 هان ون فقط موقتا نمیتونه به یاد بیاره

00:22:43.140 --> 00:22:45.030
بهم بگو،روزی که اون حالش بهتر بشه

00:22:45.030 --> 00:22:49.050
و بفهمه همسرش دیگه اینجا نیست،چطور میخواد طاقت بیاره؟

00:22:49.050 --> 00:22:52.100
در حال حاضر،هان ون ما نیست که سوژن رو نمیخواد

00:22:52.100 --> 00:22:55.000
بای سوژنه که میخواد بره

00:22:56.190 --> 00:22:58.370
طبیب همین تازگی گفت

00:22:59.030 --> 00:23:02.810
حتی اگه هان ون بتونه خوب بشه

00:23:02.810 --> 00:23:05.860
اون معلول میشه

00:23:05.860 --> 00:23:10.410
وقتی سوژن درباره ی جدایی حرف زد

00:23:11.030 --> 00:23:13.650
قلبم شکست

00:23:13.650 --> 00:23:16.100
بسه،دیگه گریه نکن

00:23:16.550 --> 00:23:19.670
بذار بهت بگم،حتما یک سوءتفاهمی شده

00:23:19.670 --> 00:23:22.510
دربارش فکر کن،ما مدت زیادیه که اون رو میشناسیم

00:23:22.510 --> 00:23:25.390
.اون همچین آدمی نیست

00:23:25.390 --> 00:23:28.450
سوءتفاهم؟باید امید داشته باشم که سوءتفاهمه؟

00:23:28.450 --> 00:23:32.500
من مخصوصا ازش پرسیدم.اون گفت که تصمیمش رو برای جدایی گرفته

00:23:32.500 --> 00:23:38.320
اون بانویی جوان از یک خانواده ی منصب داره.اون فقط
در خوشبختی همراه میمونه،و وسط بدبختی ها ول میکنه و میره

00:23:38.320 --> 00:23:41.280
دیگه چه دلیلی دارم که بخوام مجبورش کنم بمونه؟

00:23:41.280 --> 00:23:44.580
بسه،عصبانی نباش

00:23:44.580 --> 00:23:47.290
تو عصبانی باشی،من هم بهم میریزم

00:23:47.290 --> 00:23:50.190
هر چی هم بشه،من رو داری که مواظب هر دوتون باشم

00:23:50.190 --> 00:23:53.110
من همچنان در آینده مواظب دوتاتون میمونم،باشه؟

00:23:54.090 --> 00:23:57.650
بسه،ناراحت نباش

00:24:12.460 --> 00:24:14.140
شوهرم

00:24:16.220 --> 00:24:22.230
هنوز اون موقعی که شمع ها در اتاق مشترکمون روشن بود رو یادته؟
تو بهم گفتی

00:24:22.810 --> 00:24:28.240
ما همیشه زوجی متاهل میمونیم و از هم جدا نمیشیم

00:24:30.360 --> 00:24:32.060
تصور نمیکردم که

00:24:33.140 --> 00:24:38.270
زندگی مشترکمون اینقدر کوتاه باشه

00:24:40.520 --> 00:24:46.350
"سوژن،نمیدونم که همچین سعادتی در زندگی نصیبم میشه یا نه"

00:24:46.350 --> 00:24:51.840
"سعادت اینکه بتونم تو رو خانمم صدا کنم و کل زندگیم مواظبت باشم"

00:24:59.480 --> 00:25:02.120
این ابدی نیست

00:25:02.120 --> 00:25:07.260
زندگی پشت زندگی بعدیه.حتی اگه این زندگی کوتاه و سخت باشه
ترسش کجاست؟

00:25:08.150 --> 00:25:10.840
باید تو زندگی بعدی هم همدیگه رو ملاقات کنیم

00:25:12.730 --> 00:25:15.030
اگه زندگی دیگه ای باشه

00:25:19.610 --> 00:25:21.410
بیا اینکار رو بکنیم

00:25:22.300 --> 00:25:28.980
اگه زندگی بعدی ای در کار باشه،من فقط از دور نگاهت میکنم
و ازت محافظت میکنم

00:25:30.210 --> 00:25:32.580
دیگه گرفتارت نمیکنم

00:25:34.590 --> 00:25:38.100
نمیتونم بذارم درد و عذاب این زندگی رو دوباره بکشی

00:25:45.850 --> 00:25:48.410
زن برادر

00:25:48.410 --> 00:25:51.270
زن برادر،برای رفتن عجله نکن

00:25:51.270 --> 00:25:53.330
بهم گوش کن،باشه؟

00:25:53.330 --> 00:25:57.570
دربارش فکر کن.در آینده واسه پشیمونی دیر میشه،باشه؟

00:25:57.570 --> 00:26:01.570
شوهر خواهر،لازم نیست دیگه ازم خواهش کنی.
دردی کوتاه مدت از دردی بلند مدت بهتره

00:26:01.570 --> 00:26:04.450
دخترجون،به حرفم گوش کن

00:26:04.450 --> 00:26:08.030
نمیشه تا وقتی به هوش میاد واسه رفتن صبر کنی؟

00:26:11.350 --> 00:26:15.620
اون الان برام یک غریبه است

00:26:15.620 --> 00:26:17.460
چرا باید بیشتر از این سراغش برم؟

00:26:17.460 --> 00:26:19.120
بانو بای

00:26:19.630 --> 00:26:21.580
خواهر ژو

00:26:25.930 --> 00:26:29.460
بانو بای،حالا که تصمیمت رو گرفتی

00:26:29.460 --> 00:26:31.800
من دیگه چیزی برای گفتن ندارم

00:26:31.800 --> 00:26:36.280
جز اینکه وقتی اون بیرونی،خوب مواظب خودت باش

00:26:37.220 --> 00:26:40.740
این پول رو بگیر

00:26:41.340 --> 00:26:43.500
.من نمیتونم قبولش کنم

00:26:44.670 --> 00:26:46.670
...باعث خوشبختیه

00:26:47.440 --> 00:26:50.670
.باعث خوشبختیه،که تو زن برادرم بودی

00:26:53.660 --> 00:26:58.680
این پول رو بگیر تا من هم بتونم به عنوان خواهر بزرگترت
 اطمینان خاطر پیدا کنم

00:27:11.360 --> 00:27:13.140
بیا بریم

00:27:40.490 --> 00:27:42.670
بانو رویی اینجاست

00:27:46.200 --> 00:27:48.460
خواهر بزرگتر

00:27:48.460 --> 00:27:51.290
چیکار میکنی؟همین الان بلند شو

00:27:51.290 --> 00:27:54.960
.یک درخواست دارم.لطفا قبولش کن

00:27:54.960 --> 00:27:58.900
بلند شو و بگو_
اگه قبول نکنی،من بلند نمیشم_

00:27:59.630 --> 00:28:02.780
.هر درخواستی،اول بلند شو و بعد بگو

00:28:02.780 --> 00:28:06.110
خواهر سوژن الان برادر هان ون رو رها کرده

00:28:06.110 --> 00:28:10.170
الان کسی مواظبش نیست.من شنیدم وقتی که کسی به شدت مریضه

00:28:10.170 --> 00:28:13.590
باید با ازدواج کردن،مریضی رو دور کنه.شاید که حالش بهتر بشه

00:28:13.590 --> 00:28:18.260
من حاضرم برای برادر هان ون اینکار رو بکنم.خواهش میکنم قبول کن

00:28:21.530 --> 00:28:23.280
نباید این اتفاق بیفته

00:28:23.750 --> 00:28:25.900
این شرایطو برات سخت میکنه

00:28:26.630 --> 00:28:31.520
من اینطور فکر نمیکنم.حتی با اینکه اون بیماره و برای همیشه روی تخت دراز کشیده

00:28:32.030 --> 00:28:35.430
حاضرم کل عمرم رو مواظبش باشم

00:28:37.300 --> 00:28:41.170
خواهش میکنم خواهر .لطفا قبول کن

00:28:44.100 --> 00:28:47.370
خواهر ،فقط قبول کنین

00:28:54.180 --> 00:28:55.720
خیلی خب

00:28:57.880 --> 00:29:00.390
قبول میکنم

00:29:00.390 --> 00:29:03.160
حالا بلند شو_
ممنونم خواهر بزرگتر_

00:29:03.160 --> 00:29:05.670
ممنونم،خواهر بزرگتر

00:29:05.670 --> 00:29:10.360
حالا دیگه میرم تا به خوبی مراقب برادر هان ون باشم

00:29:39.430 --> 00:29:41.540
بالاخره قبول کرد که بره

00:29:43.860 --> 00:29:47.980
برادر هان ون،نباید من رو سرزنش کنی

00:29:47.980 --> 00:29:50.350
اگه قبول میکرد که زودتر بره

00:29:51.600 --> 00:29:54.260
اونوقت لازم نبود تو انقدر درد بکشی

00:30:13.140 --> 00:30:17.550
هان ون هوشیار نیست و تو داری به جاش تصمیم میگیری؟

00:30:19.530 --> 00:30:21.900
ببین هان ون چقدر مریضه

00:30:21.900 --> 00:30:24.460
ولی رویی هیچ شکایتی نداره

00:30:25.350 --> 00:30:27.760
میتونم تو قلبم ببینمش

00:30:28.190 --> 00:30:30.280
من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

00:30:31.270 --> 00:30:33.870
رویی روز و شب از هان ون مراقبت کرده

00:30:33.870 --> 00:30:37.610
همین الانش هم اعتبارش از دست رفته
نمیتونیم بیشتر از این ناامیدش کنیم

00:30:37.610 --> 00:30:39.980
...بله،این رو میدونم ولی تو گفتی

00:30:39.980 --> 00:30:41.300
"!برادر هان ون به هوش اومد"

00:30:41.300 --> 00:30:42.580
"برادر هان ون به هوش اومد"

00:30:42.580 --> 00:30:45.400
.هان ون به هوش اومده.بیا بریم

00:30:46.720 --> 00:30:50.470
<i>[ عمارت بای ] </i>

00:30:58.800 --> 00:31:03.890
خواهر بزرگتر،کل روز چیزی نخوردی.چرا یک چیزی نخوریم؟

00:31:03.890 --> 00:31:05.790
گرسنه نیستم

00:31:13.320 --> 00:31:19.830
اینطوری نباش.شاید بتونیم طلسمی پیدا کنیم تا شوهرت
خاطراتش رو به یاد بیاره؟

00:31:20.250 --> 00:31:22.570
چی رو به یاد بیاره؟

00:31:22.570 --> 00:31:26.960
وقتی رو به یاد بیاره که من  شراب زرنیخ سرخ خوردم
 و تبدیل به یک مار شدم؟

00:31:28.990 --> 00:31:32.720
تو هم دیدی که اون چقدر از مارها متنفره

00:31:32.720 --> 00:31:35.450
اون حتی تو کابوس هاش مار میبینه

00:31:37.790 --> 00:31:41.150
خواهر _
وقتی حالت چهره ی اون روزش یادم میاد_

00:31:42.050 --> 00:31:44.350
از درون خورد میشم

00:31:45.560 --> 00:31:48.690
ترجیح میدم اون هیچوقت به یاد نیاره تو این زندگی من کی بودم

00:31:48.690 --> 00:31:51.830
من نمیخوام اون بعدا همه چیز رو به یاد بیاره و ازم متنفر بشه

00:31:53.120 --> 00:31:57.700
حداقل،من هنوز اون خاطرات رو دارم

00:32:01.830 --> 00:32:03.630
برادر هان ون،بیا

00:32:05.030 --> 00:32:07.680
خودم انجامش میدم_
کمکت میکنم_

00:32:09.830 --> 00:32:13.040
به لطف آسمان و زمین،تو بالاخره بیدار شدی

00:32:13.040 --> 00:32:15.110
رویی حسابی بهت رسیده

00:32:15.720 --> 00:32:18.490
من همیشه اینجا بودم تا مواظبت باشم

00:32:18.490 --> 00:32:20.690
به زودی،تو درمانگاهت رو باز میکنی

00:32:20.690 --> 00:32:24.620
تو کارهای بیرون از خونه رو انجام میدی و من کارهای توی خونه رو
زندگیمون مطمئناً خوب میشه

00:32:24.620 --> 00:32:27.420
بسه،حرف زدن کافیه.هان ون،بیا

00:32:27.420 --> 00:32:31.270
هان ون،بیا یکم بخور.من هم خیلی وقته فرنی نخوردم

00:32:31.270 --> 00:32:35.070
من یکم فرنی و غذا براتون پختم

00:32:35.070 --> 00:32:36.600
الان بخورشون

00:32:37.190 --> 00:32:41.540
ببین،همه این ها غذاهای مورد علاقتن

00:32:45.020 --> 00:32:49.560
"این دو بشقاب همونه که میگن:مرغ های ماهی خوار
بالای شالیزارهای مه آلود،؛آزادانه پرواز میکنن"

00:32:49.560 --> 00:32:52.500
"در جنگل پرسایه،مرغان انجیرخوار چهچهه میزنن"

00:32:54.780 --> 00:32:56.340
"هان ون"

00:32:57.440 --> 00:32:58.900
!هان ون_
!برادر هان ون_

00:32:58.900 --> 00:33:00.530
چت شده؟_
چی شده؟_

00:33:00.530 --> 00:33:04.560
چیزی نیست.فقط،یک چیزی یادم اومد

00:33:05.680 --> 00:33:08.610
هان ون،میخوام یک چیزی بهت بگم

00:33:18.340 --> 00:33:21.470
"اگه جین رویی با تسبیح به خواهر نمیزد"

00:33:21.470 --> 00:33:24.240
"پزشک ژو در شوک فرو نمیرفت"

00:33:24.240 --> 00:33:28.120
"حالا اون حتی ادای فداکار بودن در میاره و اعتبار جمع میکنه"

00:33:28.120 --> 00:33:32.030
"اون شیطانه.اجازه نمیدم به هدفش برسه"

00:33:32.820 --> 00:33:35.260
خواهر،من چطور میتونم با رویی ازدواج کنم؟

00:33:35.260 --> 00:33:37.990
چرا نمیتونی با رویی ازدواج کنی؟

00:33:37.990 --> 00:33:40.480
خانواده ی جین با ما مهربان بودن

00:33:40.480 --> 00:33:44.990
رویی هم عمیقا دوستت داره.چرا نمیشه شما دو تا باهم باشین؟

00:33:44.990 --> 00:33:49.670
من..من رویی رو فقط مثل خواهرم دوست دارم

00:33:49.670 --> 00:33:51.400
...تازه،من قبلا ازدواج کردم.اون

00:33:51.400 --> 00:33:53.450
اون تصمیمش رو گرفت

00:33:54.420 --> 00:33:56.430
الان شما دوتا از هم جدا شدین

00:34:10.710 --> 00:34:13.570
رویی درباره ی بیمار یا معلول بودن تو،شکایتی نداره

00:34:13.570 --> 00:34:17.650
اون حاضره باقی عمر مراقبت باشه.اون دیگه حتی
به جشنواره اهمیتی نمیده

00:34:17.650 --> 00:34:20.440
اون دختر خیلی خوبیه.دیگه کجا مثلش رو پیدا میکنی؟

00:34:20.440 --> 00:34:25.930
من قبلا بهش قول دادم.نمیشه خانواده ی ژو زیر قولشون بزنن

00:34:27.070 --> 00:34:29.500
...خواهر _
هان ون_

00:34:29.500 --> 00:34:33.360
این دیگه تعیین شده.حرفم رو گوش کن

00:34:33.360 --> 00:34:35.080
...ولی خواهر ،من

00:34:39.490 --> 00:34:41.920
"!کمکم کنین"

00:34:41.920 --> 00:34:44.330
"!کمک"

00:34:48.480 --> 00:34:52.700
بای سوژن واقعا زن منه؟

00:34:52.700 --> 00:34:55.750
!جین رویی،من میکشمت

00:34:55.750 --> 00:34:57.590
!جونت رو بهم بده_
!کمکم کنین_

00:34:57.590 --> 00:34:59.350
ژیائوچینگ،بس کن

00:34:59.350 --> 00:35:01.430
خواهر _
داری چیکار میکنی؟_

00:35:05.040 --> 00:35:07.530
برادر هان ون،کمکم کن

00:35:07.530 --> 00:35:09.100
خواهر ژیائوچینگ داره اذیتم میکنه

00:35:09.100 --> 00:35:11.460
بانو ژیائوچینگ،چرا شمشیر تو دستت داری؟

00:35:11.460 --> 00:35:13.100
شما داری ازش محافظت میکنی؟

00:35:13.100 --> 00:35:16.660
اون شوهر آینده ی منه.چرا نباید ازم محافظت کنه؟

00:35:16.660 --> 00:35:19.180
شوهر آینده؟

00:35:19.180 --> 00:35:22.720
ژو شیان،حتی میخوای باهاش ازدواج کنی؟

00:35:22.720 --> 00:35:24.610
.بانو ژیائو چینگ،من همچین قصدی نداشتم

00:35:24.610 --> 00:35:27.870
برادر هان ون،لازم نیست برای محافظت از من این رو ازش مخفی کنی

00:35:27.870 --> 00:35:31.050
حتی اگه اون امروز من رو بکشه،من ترسی ندارم

00:35:33.150 --> 00:35:38.080
خوب نگاه کن.خواهر بزرگترت و برادر هان ون از هم جدا شدن

00:35:38.080 --> 00:35:40.980
اون با من ازدواج میکنه.من زنشم

00:35:40.980 --> 00:35:43.310
...اون_
!خفه شو_

00:35:43.960 --> 00:35:47.460
عالیه،ژو شیان.تو میدونستی

00:35:47.460 --> 00:35:52.270
که خواهر بزرگترم،به خاطر تو حتی جون خودش رو در نظر نگرفت

00:35:53.100 --> 00:35:55.760
حالا میخوای همسر جدیدی داشته باشی؟

00:35:55.760 --> 00:35:58.650
من امروز میکشمت،مردک قدر نشناس

00:36:00.250 --> 00:36:02.880
"نماینده ی شیطان،صدمه زدن به بقیه رو بس کن"

00:36:08.180 --> 00:36:11.020
"!راهب فاسد،سرت به کار خودت باشه"

00:36:14.330 --> 00:36:16.440
برادر هان ون،حالت خوبه؟_
هان ون_

00:36:16.440 --> 00:36:19.690
من خوبم.من فکر میکردم خواهر بای قبلا فکرهاش رو کرده

00:36:19.690 --> 00:36:23.120
فکر نمیکردم حتی وقتی طلاق گرفته،به من آسون نمیگیره

00:36:23.120 --> 00:36:26.470
ژیائوچینگ همیشه خودسر بوده.احتمالا این ربطی به بای سوژن نداره

00:36:26.470 --> 00:36:29.590
اینطور نیست.ژیائوچینگ فکر کرد که من میخوام با رویی ازدواج کنم

00:36:29.590 --> 00:36:31.720
سوژن دچار سوءتفاهم میشه

00:36:31.720 --> 00:36:35.630
هان ون،توضیحی نده.شما دوتا دیگه طلاق گرفتین.
نیازی نیست چیزی رو توضیح بدی

00:36:35.630 --> 00:36:37.550
من وقت حرف زدن باهات رو ندارم

00:36:37.550 --> 00:36:39.540
هان ون،برگرد

00:36:41.440 --> 00:36:43.480
برادر  هان ون

00:36:45.100 --> 00:36:48.550
رویی،هان ون فعلا نتونسته وضعیت رو درست بسنجه.وقتی برگرده،
من دوباره براش توضیح میدم!

00:36:48.550 --> 00:36:50.360
نگران نباش

00:36:57.410 --> 00:37:01.410
راهب فاسد،ولم کن.من باید به اون زن خراب یک درس حسابی بدم

00:37:02.310 --> 00:37:06.380
"تو نیمه جاودانی،ولی هنوز بلد نیستی چطور خودت رو مهار کنی"

00:37:06.380 --> 00:37:10.050
"به جاش،تو مثل شیاطین معمولی بدون فکر کردن به عاقبت کارت
رفتار میکنی"

00:37:10.610 --> 00:37:12.160
"نمیترسی که به مراقبهء خودت آسیب بزنی؟"

00:37:12.160 --> 00:37:14.030
"منظورت از نیمه جاودان چیه؟"

00:37:14.030 --> 00:37:17.190
من میخواستم حق خواهر بزرگترم رو به جاش بگیرم
چرا باید خودم رو مهار کنم؟

00:37:17.190 --> 00:37:22.530
مردم بهت تهمت میزنن،به حقت تجاوز میکنن،آزارت میدن،تحقیرت میکنن

00:37:22.530 --> 00:37:26.160
کافیه باهاش مدارا کنی،صرف نظر و اجتناب کنی

00:37:26.160 --> 00:37:29.330
اگه بخوای برای همه چیز پی انتقام باشی،چطور میخوای تهذیب کنی؟

00:37:29.330 --> 00:37:32.600
.من تهذیب میکنم تا بتونم آزادانه زندگی کنم

00:37:32.600 --> 00:37:35.320
هر کی آزارم بده،انقدر میزنمش تا خودش حساب کار دستش بیاد

00:37:35.320 --> 00:37:38.300
اگه نتونم آزادانه سپاسگزاری کنم یا انتقام بگیرم
همون ترجیح میدم که یک مار باشم

00:37:38.300 --> 00:37:41.940
سپاسگزاری یا گرفتن انتقام فقط برای لذت خودت
دریایی بی پایان از عذابه

00:37:41.940 --> 00:37:44.310
این بالاترین سعادت واقعی نیست

00:37:45.850 --> 00:37:48.630
راهب بدبو،تو از بالاترین سعادت چی میدونی؟

00:37:48.630 --> 00:37:54.620
تو برای بیداری خیلی لجبازی.بذار بالاترین سعادت رو بهت نشون بدم

00:38:15.340 --> 00:38:17.320
قراره اینجا چی ببینیم؟

00:38:20.560 --> 00:38:23.370
راهب بوگندو،پس اون بالاترین سعادتی که گفتی کجاست؟

00:38:23.370 --> 00:38:27.090
قلمروی آواتامساکا،مثل ابر و مثل اقیانوس بزرگه

00:38:27.090 --> 00:38:32.700
بالاترین سعادتی که میخواستم نشونت بدم،همش اینجاست
در همین مجموعه ی سوترا

00:38:33.480 --> 00:38:36.230
چه سعادتی میشه اینجا پیدا کرد؟

00:38:36.230 --> 00:38:38.790
راهب فاسد،احیانا سر به سرم که نمیذاری؟

00:38:39.220 --> 00:38:42.580
راهبان هیچوقت همچین کاری با بقیه نمیکنن

00:38:42.580 --> 00:38:45.590
اگه میخوای به فهم تهذیبی درست برسی

00:38:46.550 --> 00:38:49.220
همینجا بمون و از روی کتاب مقدس بنویس

00:38:49.220 --> 00:38:51.360
از روی کتاب مقدس بنویسم؟

00:38:51.360 --> 00:38:54.940
چطور باید از روی کتاب مقدس بنویسم؟راهب فاسد،نرو

00:38:54.940 --> 00:38:58.070
...راهب فاسد،برگرد.تو

00:38:58.550 --> 00:39:02.040
!راهب بوگندو،جرات میکنی علیه من نقشه بچینی

00:39:02.040 --> 00:39:04.880
!بذار بیام بیرون_
"انبار کتاب مقدس یک مانع داره_"

00:39:04.880 --> 00:39:08.050
"وقتی باز میشه که ده بار از روی کتاب مقدس بنویسی"

00:39:08.050 --> 00:39:12.110
"قدرت بودا بی حد و مرزه.امیدوارم بتونی طبیعت شیطانیت رو
مهار کنی و خودت رو وقف تهذیب کنی"

00:39:12.110 --> 00:39:14.740
کی خواست تهذیب کنه؟اگه جرات داری،همین الان برگرد

00:39:14.740 --> 00:39:17.550
!بیا برای هشتصد دور بجنگیم

00:39:43.490 --> 00:39:46.870
...فقط رونویسی از روی کتاب مقدسه.فاهای،تو

00:39:47.550 --> 00:39:49.460
.وایسا و ببین

00:39:53.760 --> 00:39:59.930
"انبار کتاب مقدس"

00:40:33.170 --> 00:40:34.940
...بانوی جوان

00:41:14.360 --> 00:41:16.450
".بالاخره پیدات کردم"

00:41:21.530 --> 00:41:24.900
تو نامه ی جدایی رو نوشتی؟

00:41:29.740 --> 00:41:35.300
بانو بای،میشه بهم بگی

00:41:35.300 --> 00:41:37.420
دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

00:41:38.030 --> 00:41:42.170
در واقع،من باید با تو موضوع رو روشن میکردم

00:41:42.170 --> 00:41:47.230
ولی هربار که در موردت فکر میکنم،سردردی وحشتناک میگیرم

00:41:47.230 --> 00:41:49.650
پس دیگه بهش فکر نکن

00:41:50.380 --> 00:41:54.170
من خواستم که برم.خودت رو سرزنش نکن

00:41:54.170 --> 00:41:58.620
بانو بای،با اینکه من چیزی به یاد نمیارم

00:41:58.620 --> 00:42:01.630
ولی میدونم این خیلی برامون مهمه

00:42:01.630 --> 00:42:04.360
...لطفا بهم بگو.ما

00:42:06.170 --> 00:42:07.910
...ما

00:42:08.710 --> 00:42:11.130
چطور همدیگه رو دیدیم؟

00:42:11.130 --> 00:42:14.260
بعدش چطوری همدیگه رو شناختیم؟

00:42:14.260 --> 00:42:17.740
اون موقع،اوضاع چطور بود؟

00:42:17.740 --> 00:42:19.930
لطفا بهم بگو

00:42:22.770 --> 00:42:24.850
اینجا رو یادت میاد؟

00:42:29.990 --> 00:42:31.660
...من

00:42:35.990 --> 00:42:39.780
حالا که فراموش کردی،دیگه نیازه دوباره درموردش حرف بزنیم؟

00:42:40.290 --> 00:42:44.230
چیزی که بقیه بهت گفتن...افکار خودت نبودن

00:42:44.770 --> 00:42:47.690
به جای اینکه نگرانی های بیشتری ایجاد کنی،بهتره که بیخیال بشی

00:42:47.690 --> 00:42:50.760
ولی حتی اگه نتونم گذشته رو به یاد بیارم

00:42:50.760 --> 00:42:53.310
 نمیتونم آینده هم داشته باشم؟

00:42:55.120 --> 00:42:58.540
تو گفتی بذاریم گذشته در همون گذشته بمونه

00:42:58.540 --> 00:43:01.100
پس،آینده چی؟

00:43:05.290 --> 00:43:09.650
اگه گذشته ای نیست،نمیشه آینده ای باشه؟

00:43:09.650 --> 00:43:11.970
.من و تو،سرنوشت باهم بودنمون رو گذروندیم

00:43:11.970 --> 00:43:15.410
از حالا به بعد،تنها رهگذری در نظر میگیرمت.مواظب خودت باش!

00:43:15.410 --> 00:43:17.260
بانو بای

00:44:04.600 --> 00:44:17.460
♫ <i>دریاچه ی غرب،در روز های ماه مارس،چه چشم انداز زیبایی داره</i> ♫

00:44:17.460 --> 00:44:31.120
♫ <i>باران بهاری مزه ی شراب میده و درختان بید ،مه آلود به نظر میان</i> ♫

00:44:31.120 --> 00:44:37.410
♫ <i>اگه به داشتن طالعی خوب در هزار سال سعادتمند شده باشیم</i> ♫

00:44:37.410 --> 00:44:43.780
♫ <i>با قلبی مشترک با هم پیر شدن،واقعا منظره ای خوب خواهد بود</i> ♫

00:44:43.780 --> 00:44:50.070
♫ <i>اگه به داشتن طالعی خوب در هزار سال سعادتمند شده باشیم</i> ♫

00:44:50.070 --> 00:44:57.330
♫ <i>با قلبی مشترک با هم پیر شدن،واقعا منظره ای خوب خواهد بود</i> ♫

00:44:57.354 --> 00:45:17.354
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:45:17.378 --> 00:45:29.378
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.