﻿WEBVTT

00:00:40.332 --> 00:00:52.332
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..‏
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:40.262 --> 00:01:45.546
قسمت بيست و هفتم
<font color="FF6600">"چهره ي محکم پدربزرگ"</c>

00:01:56.781 --> 00:02:03.061
"ماراکورت"
"کارخانه ي پانتابون"

00:02:06.617 --> 00:02:08.919
<i>سفر طولاني بود</i>

00:02:08.919 --> 00:02:14.969
<i>.پرين بالاخره به وطن پدربزرگش ، "ماراکورت" ، رسيد</i>

00:02:15.526 --> 00:02:19.110
<i>.پرين خيلي هيجان زده است</i>

00:02:20.865 --> 00:02:24.735
<i>اما وقتي به پدربزرگي که
، تابحال نديده  فکر ميکند</i>

00:02:24.735 --> 00:02:27.671
<i>.احساس اضطراب و دلهره ميکند</i>

00:02:27.671 --> 00:02:31.582
<i>فکر ميکند ممکن است پدربزرگ
.از او استقبال گرمي نکند</i>

00:02:32.082 --> 00:02:44.082
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:45.323 --> 00:02:47.233
اوه ، دوباره نه ديگه

00:02:56.688 --> 00:02:58.062
بفرماييد

00:02:59.092 --> 00:03:00.307
ممنونم

00:03:07.233 --> 00:03:09.875
.بنظر سنگين مياد . اجازه بده کمکت کنم

00:03:11.538 --> 00:03:12.675
ممنونم

00:03:16.376 --> 00:03:18.944
ماراکورت" نزديکه؟"

00:03:18.944 --> 00:03:23.582
آره .بنظر نمياد اهل
اينجا باشي ، درسته؟ بله

00:03:23.582 --> 00:03:30.423
اهل کجايي ؟ ...خب توي
"ماراکورت" چکار ميکني؟ ببخشيد

00:03:30.423 --> 00:03:33.425
من هميشه زياد سوال ميکنم

00:03:33.425 --> 00:03:37.520
پدر و مادربزرگم هميشه بخاطرش
.منو سرزنش ميکنن

00:03:39.344 --> 00:03:43.841
اين سگ توئه؟ بله
.ظاهر بامزه اي داره

00:03:45.617 --> 00:03:49.521
شنيدم يه کارخونه نساجي بزرگ توي
.ماراکورت" هست"

00:03:49.521 --> 00:03:52.661
"آره ، کارخانه "پانتابون

00:03:53.258 --> 00:03:56.996
.فهميدم .ميخواي توي
کارخونه کار کني نه

00:03:56.996 --> 00:03:59.397
"همونطور که ميدوني ، اهالي "ماراکورت

00:03:59.397 --> 00:04:01.433
بغير از اونايي که کار خودشونو دارن

00:04:01.433 --> 00:04:04.036
.بقيه توي کارخونه کار ميکنن

00:04:04.036 --> 00:04:08.007
کارخونه "پانتابون" خيلي بزرگه
.و هميشه هم دنبال کارگره

00:04:08.007 --> 00:04:11.343
.منم اونجا کار ميکنم
واقعا؟کارخونه ي خيلي بزرگيه ؟

00:04:11.343 --> 00:04:17.149
آره .بيشتر از 7000
کارمند داره خيلي سنگينه

00:04:17.149 --> 00:04:19.718
!7000کارمند ، چه کارخونه ي بزرگي

00:04:19.718 --> 00:04:22.487
به زودي در "ماراکورت" خواهيم بود

00:04:22.487 --> 00:04:25.557
.بعدش تو عمارت آقاي "بيلفرن" رو خواهي ديد

00:04:25.557 --> 00:04:31.930
"آقاي "بيلفران بيلفران"
مالک کارخونه" .بيا عوض کنيم

00:04:31.930 --> 00:04:34.310
چي؟ اوه، باشه

00:04:35.997 --> 00:04:40.168
<i>"بيلفران پانتابون"
.اين اسم پدربزگش است</i>

00:04:40.168 --> 00:04:44.706
<i>مادر به پرين گفته بود که پدربزرگ
، صاحب يک کارخانه ست</i>

00:04:44.706 --> 00:04:48.910
<i>.و اينکه مرد ثروتمندي
است اما او اصلا فکر نميکرد</i>

00:04:48.910 --> 00:04:51.045
<i>.که کارخانه 7000 کارمند داشته باشد</i>

00:04:51.045 --> 00:04:53.014
<i>کارخانه اي بسيار عظيم</i>

00:04:53.014 --> 00:04:55.577
<i>.اين حقيقت پرين رو شگفت زده کرد</i>

00:05:03.324 --> 00:05:07.295
.عمارت "بيلفران" اونجاست
باشکوهه ، مگه نه؟ بله ،هست

00:05:07.295 --> 00:05:10.464
آقاي "بيلفران" خودش تنها
.توي عمارت زندگي ميکنه

00:05:10.464 --> 00:05:14.536
خودش ؟ آره . همسرش
خيلي وقت پيش مرد

00:05:14.536 --> 00:05:19.519
و پسرش آقاي "ادموند" هم
.خيلي وقته اينجا زندگي نميکنه

00:05:22.877 --> 00:05:27.781
آقاي "بيلفران" چه جوريه؟
او ، مرد خيلي محکميه

00:05:27.781 --> 00:05:29.983
.و هرگز اجازه نميده شکست بخوره

00:05:29.983 --> 00:05:33.855
کسي جرات نميکنه برخلاف ميلش توي
.کارخونه کاري بکنه

00:05:33.855 --> 00:05:37.858
.او نه به بقيه بلکه به خودشم سخت ميگيره

00:05:37.858 --> 00:05:40.627
، "من شنيدم که او و پسرش ،آقاي "ادموند

00:05:40.627 --> 00:05:42.896
.قبلا با هم اختلافاتي داشتن

00:05:42.896 --> 00:05:45.098
چه اتفاقي براي آقاي "ادموند" افتاده؟

00:05:45.098 --> 00:05:49.303
15سال پيش ، بخاطر کمي درگيري
، به هند فرستاده ميشه

00:05:49.303 --> 00:05:50.872
و بعد سفرش به هند

00:05:50.872 --> 00:05:54.408
آقاي "ادموند" بدون موافقت
.آقاي "بيلفران" ازدواج ميکنه

00:05:54.408 --> 00:05:59.158
"آقاي "بيلفران" براي آقاي "ادموند
.يه عروس هم انتخاب کرده بود

00:06:03.584 --> 00:06:07.641
، پدرت به ازدواج با من در هند اصرار داشت

00:06:08.389 --> 00:06:11.192
.عليرغم مخالفت هاي پدربزرگت

00:06:11.192 --> 00:06:14.062
.اين نشون ميده که پدر خيلي دوستت داشته

00:06:14.062 --> 00:06:17.298
.آره ، منم خيلي دوستش داشتم

00:06:17.298 --> 00:06:22.583
بخاطر همين پدرت مجبور شد کشورشو ترک کنه

00:06:22.704 --> 00:06:25.706
.مردم ميگفتن که پدربزرگت آدم لجبازيه

00:06:25.706 --> 00:06:28.910
...حتي فکر ميکنم الآن هم
.هنوز نتونسته پدرتو ببخشه

00:06:28.910 --> 00:06:32.547
"من شنيدم که حتي آقاي "بيلفران

00:06:32.547 --> 00:06:35.415
.براي عروس و داماد يه خونه ي جديد ساخته

00:06:35.415 --> 00:06:39.220
او چند بار به آقاي "ادموند" گفته که
.توي هند ازدواج نکنه

00:06:39.220 --> 00:06:41.255
و بهش امر کرده که فورا برگرده

00:06:41.255 --> 00:06:45.093
.اما آقاي "ادموند" توي هند ازدواج کرد

00:06:45.093 --> 00:06:48.428
اوه عزيزم ، سنگينه
.بيا يه کم استراحت کنيم

00:06:48.428 --> 00:06:51.699
، اين موضوع آقاي "بيلفران" رو خيلي عصباني ميکنه

00:06:51.699 --> 00:06:54.435
.و او هم اعلام ميکنه که آقاي "ادموند" ديگه پسرش نيست

00:06:55.160 --> 00:06:59.033
.تو هم بايد خسته
باشي ، بيا بشين باشه

00:07:23.064 --> 00:07:28.713
روزالي" چرا اينجا
نشستي؟" "آقاي "فابري

00:07:28.802 --> 00:07:31.538
داشتم بهش درباره ي آقاي "بيلفران" ميگفتم

00:07:31.538 --> 00:07:37.045
آقاي "بيلفران"؟ سلام سلام

00:07:37.045 --> 00:07:43.451
.بهش گفتم آقاي "بيلفران"
آدم خيلي سختگيريه ميدونم

00:07:43.451 --> 00:07:45.952
روزالي" احيانا تو يه خبرچين نيستي؟"

00:07:45.952 --> 00:07:48.990
احمقانه رفتار نکن و گرنه برگردي
.دوباره پدرت دعوات ميکنه

00:07:48.990 --> 00:07:51.091
.اما اين سبد سنگينه

00:07:51.091 --> 00:07:55.196
.اگه او نبود ، من نميتونستم بيارمش

00:07:55.196 --> 00:07:58.636
.باشه ، من تا خونه تون برات ميارم

00:07:59.966 --> 00:08:04.062
.واقعا آقاي "فابري" مرد مهربونيه

00:08:05.773 --> 00:08:09.310
روزالي" من دوست دارم
يه مدتي اينجا بمونم" واقعا؟

00:08:09.310 --> 00:08:11.678
باشه، اگه تصميم داري در "ماراکورت" بموني

00:08:11.678 --> 00:08:15.182
.ميتوني منو پيدا کني ما صاحب
رستوران "ساموني" هستيم

00:08:15.182 --> 00:08:19.487
.اونجا رو همه ياد دارن
خب خدانگهدار خدانگهدار

00:08:19.487 --> 00:08:23.629
.آقاي "فابري" صبر کن
من بيام .بذار من بيارمش

00:09:08.384 --> 00:09:11.596
دختر کوچولو .اينجا
نايست . خطرناکه

00:09:13.188 --> 00:09:18.039
ببخشيد چيه؟ .از سر راه برو کنار

00:09:24.899 --> 00:09:27.268
.بهت گفتم از سر راه برو کنار

00:10:08.043 --> 00:10:12.347
او آقاي "بيلفران" بود؟ بله

00:10:12.347 --> 00:10:16.251
دختر کوچولو ، ميتونم
کاري برات بکنم؟ نه

00:10:16.251 --> 00:10:19.390
.پس فورا برو . اينجا هم نايست

00:10:29.063 --> 00:10:31.667
<i>.پرين نميدانست چکار کند</i>

00:10:34.003 --> 00:10:36.370
<i>او صورت سرد پدربزرگ را ديد</i>

00:10:38.274 --> 00:10:42.644
<i>.و حرفهاي "روزالي" را بياد آورد</i>

00:10:43.379 --> 00:10:45.825
<i>.پرين احساس ترس کرد</i>

00:10:48.484 --> 00:10:53.428
پدر ، مادر
.بالاخره به "ماراکورت" رسيدم

00:10:54.490 --> 00:10:59.370
.اما فکر نميکنم پدربزرگ هنوز پدر رو بخشيده باشه

00:10:59.394 --> 00:11:01.580
نه مادر ،هرگز

00:11:01.897 --> 00:11:05.952
، و فکر نميکنم او اصلا بدونه که يه نوه هم داره

00:11:06.134 --> 00:11:09.772
حتي اگه بهش ميگفتم که من نوه اش "پرين" هستم

00:11:09.772 --> 00:11:14.076
"او احتمالا به سردي جواب ميداد "تو هستي؟

00:11:14.076 --> 00:11:17.986
نه ،احتمالا او حتي منو بعنوان
.نوه اش هم قبول نخواهد کرد

00:11:18.245 --> 00:11:19.998
پدر ، مادر

00:11:21.135 --> 00:11:23.572
اميدوارم پدربزرگ منو دوست داشته باشه

00:11:23.572 --> 00:11:26.408
و منم ميخوام پدربزرگ رو دوست داشته باشم

00:11:26.408 --> 00:11:29.168
.ميخوام تنها فاميلمو دوست داشته باشم

00:11:37.158 --> 00:11:40.061
بارُن گرسنه اي؟

00:11:44.721 --> 00:11:50.155
بجنب ، يالا شرمنده
.دوباره گولتو خوردم

00:12:05.678 --> 00:12:08.203
"فکر کنم گفت "ساموني

00:12:11.759 --> 00:12:15.056
ببخشيد ، ميدونين رستوران "ساموني" کجاست؟

00:12:21.572 --> 00:12:25.446
ببخشيد ، شما رستوران "ساموني" رو بلدين؟

00:12:28.011 --> 00:12:35.787
...خانم چيزي رو صورتمه؟
معذرت ميخوام گفتي "ساموني"؟

00:12:35.787 --> 00:12:38.456
بله .من اونجا زندگي ميکنم

00:12:38.456 --> 00:12:41.592
.پس شما بايد مادربزرگ "روزالي" باشين

00:12:41.592 --> 00:12:48.566
تو نوه منو ميشناسي؟
.بله ، توي جاده همو ديديم

00:12:48.566 --> 00:12:54.087
فهميدم
.دنبالم بيا ، مستقيم ميريم رستوران

00:13:01.678 --> 00:13:06.049
مادربزرگ ،چرا شما به صورت من خيره شدين؟

00:13:06.049 --> 00:13:07.518
بابتش معذرت ميخوام

00:13:07.518 --> 00:13:10.922
.چهره ات آشناست
.بنظرم مياد قبلا تو رو ديدم

00:13:10.922 --> 00:13:15.293
.اما بخاطر پيري ، نميتونم
بياد بيارم امکان نداره

00:13:15.293 --> 00:13:22.066
.اولين باره که به "ماراکورت"
اومدم واقعا؟چه عجيب

00:13:22.066 --> 00:13:26.908
.قيافه ات خيلي برام
آشناست اينجاست

00:13:36.214 --> 00:13:37.706
.لطفا برو تو

00:13:41.543 --> 00:13:43.871
.ميرم "روزالي" رو بيارم

00:13:45.590 --> 00:13:52.931
اسمت چيه؟ من؟ اسمت
چيه؟ ."من...اسمم "اورالي

00:13:52.931 --> 00:13:55.259
اورالي"؟"

00:13:56.967 --> 00:14:01.625
.مادربزرگ ، من به "روزالي"
اسممو نگفتم .اوه ، باشه

00:14:05.710 --> 00:14:09.125
<i>.پرين اسم واقعي اش را نگفت</i>

00:14:16.196 --> 00:14:19.099
<i>او تصميم گرفت که الآن پيش پدربزرگ نرود</i>

00:14:19.099 --> 00:14:25.312
<i>.و فکر کرد بهتر است که خودش را معرفي نکند</i>

00:14:30.110 --> 00:14:34.947
.پس اسمت "اورالي"ست
آره .بابت کمک امروزت ممنونم

00:14:34.947 --> 00:14:37.551
کاري هست بتونم برات انجام بدم؟

00:14:37.551 --> 00:14:40.953
راستش
تصميم گرفتم توي "ماراکورت" کار کنم

00:14:40.953 --> 00:14:44.490
.اما من بجز تو ، کسي رو نمي شناسم

00:14:44.490 --> 00:14:48.095
اومدم ازت بپرسم چه جوري
يه کار توي کارخونه بگيرم؟

00:14:48.095 --> 00:14:53.975
فهميدم "بشين "اورالي ممنونم

00:14:55.335 --> 00:14:57.638
کار کردن توي کارخونه اصلا سخت نيست

00:14:57.638 --> 00:15:02.047
کافيه فردا ساعت 6 بري کارخونه
.و به آقاي "تاروئل"بگي

00:15:02.308 --> 00:15:06.090
.منم فردا باهات ميام و به
آقاي "تاروئل" ميگم ممنونم

00:15:06.879 --> 00:15:11.717
"اورالي" تو گفتي کسي رو
در "ماراکورت" نمي شناسي آره

00:15:11.717 --> 00:15:13.620
پس ميخواي کجا زندگي کني؟

00:15:13.620 --> 00:15:16.255
جايي بلدي بتونم اتاق
ارزون اجاره کنم؟ البته

00:15:16.255 --> 00:15:19.659
مردم به کارگراي کارخونه
.اتاقاي ارزون اجاره ميدن

00:15:19.659 --> 00:15:23.563
ميخواي چقدر کرايه بدي؟
.ارزونترين جا رو ميخوام

00:15:23.563 --> 00:15:25.264
...خب

00:15:25.264 --> 00:15:28.335
فقط يه جايي واسه موندن ميخوام
.لازم نيست خيلي خوب باشه

00:15:28.335 --> 00:15:30.136
پس بايد يه اتاق مشترک اجاره کني

00:15:30.136 --> 00:15:33.139
ممکنه توي اتاق 6 يا 8 نفر باشن

00:15:33.139 --> 00:15:36.475
.فقط بايد پول يک هفته رو پيش بدي

00:15:36.475 --> 00:15:42.381
.همين خوبه . کمي پول
دارم و چقدر حقوق ميدن؟

00:15:42.381 --> 00:15:45.985
اورالي"تو قبلا توي کارخونه
نساجي کار کردي؟" نه

00:15:45.985 --> 00:15:48.889
.پس مجبوري با هل دادن چرخ دستي شروع کني

00:15:49.456 --> 00:15:54.227
.همه ميتونن اينکارو بکنن
.روزي 50 سانتيم حقوق ميدن

00:15:54.227 --> 00:15:57.898
من روزي 85 سانتيم پول درميارم
.چون کار با دستگاه ها رو بلدم

00:15:57.898 --> 00:16:01.735
"روزالي" راهرو کمي کثيفه
.يادت نره بعدا جارو کني

00:16:01.735 --> 00:16:04.287
باشه اون پدرمه

00:16:07.441 --> 00:16:13.111
دوستت رو آوردي؟ سلام سلام

00:16:16.283 --> 00:16:21.153
چي دوست داري بخوري؟
.فکر نميکنم پولم کافي باشه

00:16:21.153 --> 00:16:24.658
نگران نباش .من برات
يه کاسه سوپ ميارم

00:16:24.658 --> 00:16:26.881
.پدرم بهترين سوپا رو درست ميکنه

00:16:29.796 --> 00:16:32.085
.فکر نميکنم قبلا تو رو ديده باشم

00:16:32.798 --> 00:16:35.836
پدر ، اسمش "اورالي"يه و
امروز به "ماراکورت"رسيده

00:16:35.836 --> 00:16:37.803
.و از فردا هم توي کارخونه مشغول کار ميشه

00:16:37.803 --> 00:16:39.840
کارخونه حقوق کمي ميده

00:16:39.840 --> 00:16:42.208
.تو نميتوني بياي رستوران ما غذا بخوري

00:16:42.208 --> 00:16:45.645
.پدر ، سبد خيلي سنگين بود
.بايد از کمکش ممنون باشي

00:16:45.645 --> 00:16:48.048
يه کاسه سوپ اينقدر مهم نيست
.که اينطوري رفتار ميکني

00:16:48.048 --> 00:16:52.686
.روزالي" من پول دارم
که بدم" .پولتو نگهدار

00:16:52.686 --> 00:16:57.056
چونکه دوست "روزالي" هستي
.اين دفعه مجانيه

00:16:59.993 --> 00:17:04.498
اين سگ از کجا اومد؟
شما چيزي براش دارين؟

00:17:04.498 --> 00:17:07.675
تو سگ نگه ميداري؟
.خيلي تجملاتيه

00:17:08.134 --> 00:17:11.792
.چرا يه تيکه استخوون
بهش نميدي خيله خب

00:17:14.076 --> 00:17:19.182
پدر ، فردا ميتوني به "اورالي" کمک کني
جايي رو واسه موندن پيدا کنه؟

00:17:19.182 --> 00:17:21.284
.اما من امروز لازم دارم

00:17:21.284 --> 00:17:25.020
ميتوني امشب پيش من بموني
.فقط بهت بگم من يه داداش دارم

00:17:25.020 --> 00:17:25.954
.فکر نميکنم نظر خوبي باشه

00:17:25.954 --> 00:17:28.924
.ميتوني برام ماجراهاي سفرتو تعريف کني

00:17:28.924 --> 00:17:31.394
.شما دوستاي خوبي ميشين

00:17:31.394 --> 00:17:33.696
.اورالي" ايشون مادربزرگم مادام "فرانسوا" هستش"

00:17:33.696 --> 00:17:36.798
"مادام "فرانسوا

00:17:37.634 --> 00:17:42.005
چي شد "اورالي"؟ خوبم

00:17:42.005 --> 00:17:45.240
من کسي رو ميشناختم
.که آقاي "فرانسوا" صداش ميکردن

00:17:45.240 --> 00:17:48.420
.فرانسوا" اسم رايجيه"

00:17:49.913 --> 00:17:51.580
من بهت گفته بودم

00:17:51.580 --> 00:17:55.951
.که مادربزرگ ، دايه ي
آقاي "ادموند" بوده واسه همين

00:17:55.951 --> 00:18:00.022
.مادربزرگ بيشتر وقتا آقاي "بيلفران" رو ميبينه

00:18:00.022 --> 00:18:02.424
.آقاي"بيلفران" اونقدر که نشون ميده سرد نيست

00:18:02.424 --> 00:18:06.912
.راستش ،او هنوز اميدواره که آقاي "ادموند" برميگرده

00:18:08.998 --> 00:18:13.549
"آقاي "بيلفران .روزالي"
مراقب رفتارت باش"

00:18:16.172 --> 00:18:19.469
ببين کي اينجاست
.واقعا خود آقاي "بيلفران" ست

00:18:24.614 --> 00:18:26.837
.يه دختر کوچولو اينجاست

00:18:28.785 --> 00:18:31.621
روزالي"؟" "بله آقاي "بيلفران

00:18:31.621 --> 00:18:36.425
.وقتي "فابري" براي ناهار
اومد ،اينو بهش بده فهميدم

00:18:36.425 --> 00:18:39.796
.و بهش بگو بايد تا فردا کامل بخونش

00:18:39.796 --> 00:18:42.898
.بهش بگو دستور منه
.هرچي گفتين رو انجام ميدم

00:18:42.898 --> 00:18:47.784
.اين سند خيلي مهمه ،
گمش نکني نگران نباشين آقا

00:18:51.207 --> 00:18:55.511
چه سورپرايز خوبي آقا
اوضاع چطوره "فرانسوا"؟

00:18:55.511 --> 00:19:02.358
.خوبم آقا ، ممنونم شما
چطورين آقا؟ مثل هميشه

00:19:04.988 --> 00:19:11.094
روزالي" اينجايي؟" بله .بيا
، 50 سانتيم براي ماموريتت

00:19:11.094 --> 00:19:15.567
متشکرم آقا گيوم"
راه بيفت" بله آقا

00:19:23.205 --> 00:19:28.076
.ببين "اورالي" آقاي
"بيلفران" بهم چي داد خوبه

00:19:28.076 --> 00:19:35.317
"او بهم ميگه "روزالي من
.و هميشه هم باهام خوبه ديدم

00:19:35.317 --> 00:19:38.221
، اما نفهميدم تو که درست کنارش بودي

00:19:38.221 --> 00:19:43.792
چرا ازت پرسيد اينجايي؟
.چون او نميتونه ببينه چي؟

00:19:43.792 --> 00:19:49.942
نميتونه ببينه؟ .بله ،
آقاي "بيلفران" نابيناست

00:19:49.965 --> 00:19:56.128
چطور ممکنه؟ "روزالي"
"روزالي" دارم ميام

00:19:58.273 --> 00:20:03.746
<i>از نگاه نزديک ، بنظر ميرسيد
پدربزرگ سرد و بي رحم باشد</i>

00:20:03.746 --> 00:20:07.683
<i>.و کمي هم افسرده و دلتنگ</i>

00:20:07.683 --> 00:20:12.237
<i>اما پرين متعجب شد وقتي فهميد
.پدربزرگ نابيناست</i>

00:20:13.990 --> 00:20:15.820
"اورالي"
"اورالي"

00:20:16.326 --> 00:20:20.095
چرا اونجا واستادي؟
.سوپ آماده ست باشه

00:20:24.634 --> 00:20:25.634
ندو

00:20:42.652 --> 00:20:44.404
داغون شدم

00:20:49.893 --> 00:20:51.921
.اين يه سگه

00:20:54.230 --> 00:20:58.800
پاول"، تو کجا بودي؟"
.برو به پدر کمک کن

00:20:58.800 --> 00:21:02.058
.خواهر ، منم يه سگ ميخوام

00:21:03.740 --> 00:21:05.191
.اين داداشمه

00:21:06.409 --> 00:21:10.660
.اورالي" شروع کن قبل
از اينکه سرد بشه" ممنونم

00:21:14.349 --> 00:21:19.291
اسمش چيه؟ بارُن

00:21:20.222 --> 00:21:25.920
.بارُن ، تو قيافه ي
بانمکي داري دقيقا مثل تو

00:21:28.431 --> 00:21:33.936
...لطفا بهم بگو آقاي
"بيلفران" کي نابينا شده؟

00:21:33.936 --> 00:21:37.606
خيلي وقت پيش بود ،
بينايي اش اصلا خوب نبود

00:21:37.606 --> 00:21:41.310
اما 5 سال قبل ، او دچار ذات الريه و تب شديد شد

00:21:41.310 --> 00:21:45.288
.بعش يکدفعه و ناگهاني ، نابينا شد

00:21:45.582 --> 00:21:48.317
به کارش ادامه ميده؟ بله

00:21:48.317 --> 00:21:52.321
حتي شنيدم بعدش از نابينايي اش
.سخت تر کار ميکنه

00:21:52.321 --> 00:21:57.492
در حقيقت ، کارخونه بعد از
.نابينايي اش ساخته شده

00:21:57.492 --> 00:21:59.861
.پس بايد آدم فوق العاده اي باشه

00:22:02.498 --> 00:22:06.711
او اراده قويي داره و
.آدم به تمام معنا سرسختيه

00:22:08.346 --> 00:22:10.990
.بارُن ، تو محشري

00:22:15.077 --> 00:22:18.592
.ببين خواهر ، اين سگ
فوق العاده است راست ميگي

00:22:20.782 --> 00:22:23.895
بارُن بيا

00:22:45.145 --> 00:22:46.676
خوابيدي؟

00:22:47.682 --> 00:22:52.053
.اصلا خوابم نمياد .اين
تخت واسه دو نفر کوچيکه

00:22:52.053 --> 00:22:54.773
.نه ، نيست

00:22:55.457 --> 00:22:57.959
...اورالي" يه چيزي رو ميدوني"

00:22:57.959 --> 00:23:01.496
وقتي پيشنهاد کردي تا توي
حمل سبد کمکم کني

00:23:01.496 --> 00:23:07.185
.من ازت خوشم اومد .من
واقعا ميخوام دوستت باشم

00:23:08.470 --> 00:23:10.654
ميتونيم دوست باشيم؟

00:23:11.705 --> 00:23:13.441
.الان هم باهم دوستيم

00:23:13.441 --> 00:23:16.810
تو بايد اجازه بدي باهات باشم
.من که فقط يه غريبه ام ،

00:23:16.810 --> 00:23:23.083
.من ميدونم تو آدم خوبي
هستي "ممنونم "روزالي

00:23:23.417 --> 00:23:26.488
.ديگه بخوابيم
.بايد فردا زود بيدار بشيم

00:23:26.488 --> 00:23:30.523
.باشه ، شب بخير .شب بخير

00:23:31.023 --> 00:23:43.023
بلبل جان مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده‏
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:43.288 --> 00:23:45.971
<i>.اما پرين نتوانست بخوابد</i>

00:23:48.260 --> 00:23:55.063
<i>.او داشت به پدربزرگ و آن صورت سرد فکر ميکرد</i>

00:24:05.317 --> 00:24:07.540
<i>.سفر بالاخره به پايان رسيد</i>

00:24:07.986 --> 00:24:10.188
<i>،پرين ،کسي که الآن "اورالي" ست</i>

00:24:10.188 --> 00:24:14.826
<i>"با دوست جديدش "روزالي
.به کارخانه ي پدربزرگ رفت</i>

00:24:14.826 --> 00:24:19.730
<i>"با تعريف هاي "روزالي
.پرين کار هول دادن چرخ دستي را گرفت</i>

00:24:19.730 --> 00:24:23.826
<i>.او حتي با پدربزرگ هم صحبت کرد</i>

00:24:24.469 --> 00:24:28.973
<i>و به اينصورت پرين زندگي اش در
.روستاي "ماراکورت" را آغاز کرد</i>

00:24:28.973 --> 00:24:36.076
<i>قسمت بعدي
کارخانه ي پانتابون</i>