﻿WEBVTT

00:00:40.332 --> 00:00:52.332
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..‏
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:38.959 --> 00:01:43.447
قسمت چهلم
<font color="FF6600">""حادثه اي براي "بارُن"</c>

00:01:43.947 --> 00:01:55.947
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:12.163 --> 00:02:14.765
اون سگ "اورالي" ، "بارُن"
نيست؟ .خودشه. "بارُن"ـه

00:02:14.765 --> 00:02:15.765
"بارُن"

00:02:18.770 --> 00:02:22.507
خداحافظ .مي بينمت
.خداحافظ پسر خوب

00:02:22.507 --> 00:02:26.777
اومدي دنبال "اورالي"؟
.اورالي" با من نيست"

00:02:26.777 --> 00:02:31.778
الآن ديگه منشي آقاي
"بيلفران"ـه .و سرش خيلي شلوغه

00:02:34.485 --> 00:02:39.883
بارُن" چرا با من نمياي؟"
.اورالي" زود مياد خونه"

00:02:43.427 --> 00:02:44.840
بارُن" با من نمياي؟"

00:02:49.332 --> 00:02:52.526
.خودت همينجا منتظر "اورالي"
بمون .من دارم ميرم خونه

00:02:58.276 --> 00:03:05.716
<i>.امروز ، براي "پرين"
روز بديه ...چونکه فهميده</i>

00:03:05.716 --> 00:03:10.967
<i>.چقدر پدربزرگ از مادرش متنفره</i>

00:03:11.055 --> 00:03:14.223
<i>...پدربزرگ خيلي واضح گفت</i>

00:03:14.223 --> 00:03:18.860
<i>.که هيچ اهميتي به نوه اش ،"پرين" ، نميده</i>

00:03:19.864 --> 00:03:23.734
.ازدواج در هند توي فرانسه رسميت نداره

00:03:23.734 --> 00:03:30.074
.ازدواج اونا قابل قبول نيست
...پس بچه شون چي ميشه؟

00:03:30.074 --> 00:03:37.003
بچه؟ ...بخاطر اون بچه
.حاضرم پول زيادي بهشون بدم

00:03:39.182 --> 00:03:42.586
من تمام عمرمو منتظر برگشتن پسرم بودم

00:03:42.586 --> 00:03:45.355
...و حالا که پير ...و نابينا شدم

00:03:45.355 --> 00:03:47.625
...نياز به آدم قابل اعتمادي دارم

00:03:47.625 --> 00:03:51.662
.تا بتونم کارخونه
رو تحويلش بدم ولي

00:03:51.662 --> 00:03:56.550
.اون زن پسرمو ازم دور
کرد .بهش اجازه نداد برگرده

00:03:58.169 --> 00:04:00.118
.شرم بر او

00:04:12.817 --> 00:04:17.382
.پدربزرگ ، مادرم اينطوري که فکر مي کني نيست

00:04:17.654 --> 00:04:21.358
...مادر ، عاشق پدر بود
.و پدر هم عاشق مادر بود

00:04:21.358 --> 00:04:24.060
...وقتي که پدر تصميم گرفت به "ماراکورت" برگرده

00:04:24.060 --> 00:04:29.867
.مادر مانع تصميمش نشد
...حتي براي کمک به پدر

00:04:29.867 --> 00:04:35.543
.مادر هم عازم سفر به "فرانسه" شد

00:04:36.339 --> 00:04:41.485
پدربزرگ .پدر توي سفر مرد

00:04:42.180 --> 00:04:45.737
.پسرت ديگه توي اين دنيا نيست

00:04:46.016 --> 00:04:50.687
، مادرم ، کسي که اينقدر ازش متنفري
.او هم به دنبال پدر رفت

00:04:50.687 --> 00:04:52.598
.ديگه کسي بجز من نمونده

00:04:53.524 --> 00:04:56.661
...و حالا من ..."نوه ات ،"پرين

00:04:56.661 --> 00:05:01.098
...توي اتاق کناريت نشستم
...و دارم بعنوان منشي ات

00:05:01.098 --> 00:05:03.858
.پيشت کار مي کنم

00:05:15.713 --> 00:05:16.713
.بيا داخل

00:05:23.892 --> 00:05:27.196
"آقاي "بيلفران چي شده "تاروئل"؟

00:05:27.196 --> 00:05:31.666
.درباره قرار کاريمون با شرکت پاريسي "لي بلاند"ـه

00:05:31.666 --> 00:05:33.668
.مي خواستم سريعتر نظرتونو در اين رابطه بدونم

00:05:33.668 --> 00:05:38.040
.من از "تئودور" خواستم به
اين مسئله رسيدگي کنه خب

00:05:38.040 --> 00:05:39.108
..."چونکه آقاي "تئودور

00:05:39.108 --> 00:05:41.410
.هيچ وقت به من جواب درست و حسابي نميده

00:05:41.410 --> 00:05:44.579
.شرکت "لي بلاند" ديگه صبرشون تموم شده

00:05:44.579 --> 00:05:46.749
.باشه ، به "تئودور" بگو بياد

00:05:46.749 --> 00:05:51.853
.اما او رفته کارخونه ي
جديد ...اين قرار خيلي مهمه

00:05:51.853 --> 00:05:55.557
چطور مي تونه اينقدر بي
ملاحظه باشه؟ .نمي دونم

00:05:55.557 --> 00:05:59.060
بسيارخوب ..."مفاد
مذاکره با شرکت "لي بلاند

00:05:59.060 --> 00:06:03.343
.رو برام بخون
.بله آقا. همين حالا

00:06:04.399 --> 00:06:11.480
...اول صبر کن ساعت
چنده؟ .اجازه بدين

00:06:15.305 --> 00:06:16.377
بله؟

00:06:20.677 --> 00:06:24.048
صدام کردين؟ .مي
توني بري خونه .بله آقا

00:06:24.048 --> 00:06:28.985
چرا صدات ميلرزه؟ چيزي
شده؟ .نه ، چيزي نشده

00:06:28.985 --> 00:06:34.124
.فکر کنم سرما خوردم
.خيلي بد شد فردا يکشنبه ست

00:06:34.124 --> 00:06:37.197
.حسابي استراحت
کن تا خوب بشي .باشه

00:06:55.713 --> 00:06:57.165
"بارُن"

00:07:36.720 --> 00:07:40.672
مادر ، من الآن بايد چيکار کنم؟

00:07:41.677 --> 00:07:45.904
"پرين" ...مادر اميد داره
که تو مي توني در آينده

00:07:45.928 --> 00:07:49.500
.دختر راستگو و خوبي بشي

00:07:49.500 --> 00:07:53.516
.اميدوارم همه دوستت داشته باشن

00:07:54.237 --> 00:07:58.776
...شايد در اولين ديدار ، پدربزرگ دوستت نداشته باشه

00:07:58.776 --> 00:08:01.745
...اما ايمان دارم در اون لحظه

00:08:01.745 --> 00:08:04.514
.به خودش ميگه تو چه دختر خوبي هستي

00:08:04.514 --> 00:08:09.880
.مطمئنم دوستت خواهد داشت .مطمئنم

00:08:14.858 --> 00:08:15.930
مادر

00:08:20.163 --> 00:08:27.074
...عاشق باش .بايد اول
عشقتو هديه بدي مادر

00:08:27.971 --> 00:08:35.479
.مادر ،طاقت بيار .مادر
، طاقت بيار "پرين" مادر

00:08:35.479 --> 00:08:41.525
...مي تونم ببينم .مي تونم
ببينم چقدر شاد خواهي بود

00:08:42.785 --> 00:08:45.678
.خيلي شاد مادر

00:08:46.356 --> 00:08:48.384
مادر

00:08:55.133 --> 00:08:58.272
.شاد خواهي بود

00:08:59.625 --> 00:09:04.727
.پرين" شاد خواهي بود"

00:09:12.990 --> 00:09:16.475
.ممنون رئيس.
خداحافظ .به اميد ديدار

00:09:25.403 --> 00:09:30.208
اورالي" کجاست؟" دير کرده؟

00:09:30.208 --> 00:09:32.615
.قبل از من از کارخونه اومده بيرون

00:09:33.437 --> 00:09:37.538
.خوش آمدين ميز
هميشگي؟ .بله ، ميز هميشگي

00:09:38.408 --> 00:09:42.546
"آقاي "فابري
اورالي" منشي خوبيه؟"

00:09:42.546 --> 00:09:45.448
.بنظر ميرسه آقاي "بيلفران" ازش راضيه

00:09:45.448 --> 00:09:48.485
.شنيدم که آقاي "تئودور" بعضي وقتا اذيتش مي کنه

00:09:48.485 --> 00:09:54.457
درسته؟ چه شايعاتي؟ چطور ممکنه؟

00:09:54.457 --> 00:09:56.793
...چونکه از وقتي "اورالي" منشي شده

00:09:56.793 --> 00:09:58.895
..."ديگه آقاي "بيلفران" از آقاي "تئودور

00:09:58.895 --> 00:10:03.966
.نمي خواد توي بازديداي روزانه
همراهيش کنه .عجيب نيست

00:10:03.966 --> 00:10:05.969
...شنيدم فکر مي کنه از وقتي "اورالي" لوش داده

00:10:05.969 --> 00:10:11.041
.آقاي "بيلفران" تحويلش
نمي گيره .ديگه مسخره ست

00:10:11.041 --> 00:10:13.876
...آقاي "تئودور" خواهرزاده آقاي "بيلفران"ـه

00:10:13.876 --> 00:10:18.403
.اما "اورالي" هيچ نسبتي با آقاي "بيلفران" نداره

00:10:20.918 --> 00:10:22.331
...مي تونه

00:10:23.220 --> 00:10:26.437
آقاي "فابري" چي شد؟

00:10:26.490 --> 00:10:30.192
"داشتم به اين شايعات بدرفتاري آقاي "تئودور
.با "اورالي" فکر مي کردم

00:10:30.192 --> 00:10:33.931
.احتمالا مردم از خودشون
درآوردن .منم اميدوارم

00:10:33.931 --> 00:10:38.168
.اميدوارم واقعا کسي
اذيتش نکنه "روزالي"

00:10:38.168 --> 00:10:40.447
ميشه يه فنجون قهوه بياري؟ .باشه

00:10:41.308 --> 00:10:43.144
<i>...آقاي "فابري" تنها کسيه که</i>

00:10:43.144 --> 00:10:46.246
<i>.مي دونه اسم "پرين" ، "اورالي" نيست</i>

00:10:46.246 --> 00:10:49.683
<i>...با اينکه تابحال اين موضوعو به کسي نگفته</i>

00:10:49.683 --> 00:10:55.456
<i>...يکدفعه به ذهنش خطور
کرد ..."که شايد آقاي "بيلفران</i>

00:10:55.456 --> 00:10:58.024
<i>.همون فاميلي باشه که "پرين" درباره اش گفته بود</i>

00:10:58.024 --> 00:11:03.515
<i>.اين فکر يکدفعه توي
ذهنش جرقه زد</i> .امکان نداره

00:11:04.168 --> 00:11:05.922
من چِم شده؟

00:11:10.504 --> 00:11:13.908
"اورالي" کجا بودي؟
چرا اينقدر دير اومدي؟

00:11:13.908 --> 00:11:16.644
.معذرت مي خوام .نمي
خواد عذرخواهي کني

00:11:16.644 --> 00:11:20.639
.حتما گرسنه اي .نه ، گرسنه نيستم

00:11:23.485 --> 00:11:25.433
.من با تو نبودم

00:11:28.557 --> 00:11:30.753
، خيلي خب .بيا بهت بدم

00:11:32.626 --> 00:11:35.857
."عصر بخير آقاي
"فابري .بيا اينجا

00:11:38.899 --> 00:11:40.969
.من و "روزالي" داشتيم درباره ي تو صحبت مي کرديم

00:11:40.969 --> 00:11:49.243
کجا بودي؟ .داشتم غروب
رو تماشا مي کردم غروب؟ .بله

00:11:50.010 --> 00:11:51.960
.بفرما اينم شامت

00:11:59.721 --> 00:12:03.725
."شب بخير "اورالي .شب
بخير .براي شام ممنون

00:12:03.725 --> 00:12:05.634
."شب خوش آقاي "فابري

00:12:13.668 --> 00:12:17.905
.ظاهرا امروز چيزي ذهنتو
درگير کرده .چيزي نيست

00:12:17.905 --> 00:12:22.344
آقاي "بيلفران" بداخلاقي
کرده؟ .نه .خوبه

00:12:22.344 --> 00:12:27.630
...شامتو نخوردي .و مثل
هميشه با "روزالي" صحبت نکردي

00:12:28.383 --> 00:12:32.298
...اگه چيزي اذيتت مي
کنه .مي توني به من بگي

00:12:35.456 --> 00:12:39.961
"اورالي" ...يادت باشه
...مهم نيست چي پيش بياد

00:12:39.961 --> 00:12:43.456
.من کمکت مي کنم
."ممنونم آقاي "فابري

00:12:48.235 --> 00:12:50.739
<i>...پرين" فهميد آقاي "فابري" چي گفت"</i>

00:12:50.739 --> 00:12:55.476
<i>.و خيلي هم خوشحال
شد ...نزديک بود همه چيزو</i>

00:12:55.476 --> 00:13:02.059
<i>به آقاي "فابري" بگه
.اما خودشو کنترل کرد</i>

00:13:18.666 --> 00:13:23.037
<i>.فردا يکشنبه ست ...پرين"
و "بارُن" براي قدم زدن"</i>

00:13:23.037 --> 00:13:25.679
<i>.به جنگل رفتن</i>

00:13:26.774 --> 00:13:30.947
<i>يکدفعه ، "پرين" تصميم گرفت يه سري به کلبه
.روي درياچه بزنه</i>

00:14:06.214 --> 00:14:07.380
.صداي شليک بود

00:14:07.380 --> 00:14:10.284
.احتمالا کسي داره از کلبه استفاده مي کنه

00:14:10.750 --> 00:14:12.817
.لعنتي ، مهارتم آب رفته

00:14:24.865 --> 00:14:28.279
"آقاي "تئودور" ، آقاي "تئودور

00:14:29.736 --> 00:14:32.349
.من اينجام .زود بيا

00:14:37.879 --> 00:14:41.849
چقدر طولش دادي؟
.تا حالا اينجا نيومده بودم

00:14:41.849 --> 00:14:44.552
.خيلي سخت بود پيدا کنم

00:14:44.552 --> 00:14:48.498
اما اينجا حال ميده براي صحبت
.درباره ي موضوعات شخصي

00:14:48.522 --> 00:14:49.894
.حق با توئه

00:14:58.532 --> 00:15:03.539
مي دوني چرا امروز دنبالت
بودم؟ .شرمنده ، نمي دونم

00:15:05.211 --> 00:15:08.470
.آدم رذل و مکاري هستي

00:15:09.950 --> 00:15:12.317
.ممنون ، ولي واقعا نمي دونم چرا اينجام

00:15:14.120 --> 00:15:17.423
نمي دوني؟ .حالا رک و پوست
کنده بهت ميگم واسه ي چي

00:15:17.423 --> 00:15:22.062
."تصميم دارم باهات شريک
بشم ، "تاروئل شريک؟ سر چي؟

00:15:22.062 --> 00:15:23.529
نگرفتي؟

00:15:23.529 --> 00:15:26.232
ميدونم براي اينکه رئيس کارخونه ي "پانتابون" بشم

00:15:26.232 --> 00:15:34.570
.به کمکت نياز دارم کي؟
.من ...همين که دايي فوت کنه

00:15:35.308 --> 00:15:38.445
...يا بيماريش خطرناک بشه
.من وارث کارخونه خواهم بود

00:15:38.445 --> 00:15:43.583
.در اين مورد مطمئن
نيستم ...اينطوري که من ديدم

00:15:43.583 --> 00:15:49.155
.آقاي "بيلفران" اصلا بهت
اعتماد نداره ...خيلي خب

00:15:49.155 --> 00:15:52.725
.پس شايعات صحت دارن
فکر کردي مي توني رئيس بشي؟

00:15:52.725 --> 00:15:55.428
.آقاي "بيلفران" براي من ارزش بيشتري قائله

00:15:55.428 --> 00:15:59.432
"بيشتر از 10ساله که مسئوليت کارخونه ي "ماراکورت
.رو بعهده دارم

00:15:59.432 --> 00:16:02.302
خواهشا فراموش نکن
.منم خواهرزاده شم

00:16:02.302 --> 00:16:05.405
.اما آقاي "ادموند" که هست

00:16:05.405 --> 00:16:10.277
.آقاي "ادموند" پسر آقاي
"بيلفران"ـه .ادموند" مرده"

00:16:10.277 --> 00:16:15.448
از کجا اينقدر مطمئني؟ يعني
تو فکر نمي کني مرده باشه؟

00:16:15.448 --> 00:16:17.918
.نمي تونم مطمئن باشم چي منو به دردسر ميندازه

00:16:17.918 --> 00:16:21.922
.بالاخره حقيقتو
گفتي .ادموند" مرده"

00:16:21.922 --> 00:16:24.191
.او به "ماراکورت" برنمي گرده

00:16:24.191 --> 00:16:27.059
.پس کارخونه ي "پانتابون" رو براي من ميذاره

00:16:27.059 --> 00:16:28.861
...معذرت مي خوام

00:16:28.861 --> 00:16:31.965
اما فکر مي کنم آقاي "بيلفران" تصميم داره
.اونو به من بده

00:16:31.965 --> 00:16:37.450
.امکان نداره .تو رئيس نخواهي شد

00:16:50.889 --> 00:16:55.826
.آقاي "تئودور" بهم بگو چي
تو ذهنته .يه فکر عالي دارم

00:16:55.961 --> 00:17:00.932
.بگو .چرا کارخونه ي
"پانتابون" رو 2 قسمت نکنيم

00:17:00.932 --> 00:17:05.805
.اينطوري هر دومون رئيس ميشيم .خب

00:17:05.805 --> 00:17:07.839
...حالا که فکر مي کنم مي بينم کارخونه بزرگه

00:17:07.839 --> 00:17:10.409
.و منم به تنهايي از پس اداره کردنش برنميام

00:17:10.409 --> 00:17:13.645
.خوبه که ضعفات
رو مي دوني .آره خب

00:17:13.645 --> 00:17:16.048
اون نامه اي که ديروز از هند اومده بودو ديدي؟

00:17:16.048 --> 00:17:21.820
.نه ، نشد تو چي آقاي
"تئودور"؟ .اون بچه نذاشت ببينم

00:17:21.820 --> 00:17:25.724
.پس تو هم شکست خوردي
.پس به تو هم نشون نداد

00:17:25.724 --> 00:17:28.059
...اون دختره خيلي سرسخته

00:17:28.059 --> 00:17:31.430
اما دارم دنبال راهي مي گردم
.تا از کارخونه بندازيمش بيرون

00:17:31.430 --> 00:17:33.499
..با توجه به حال و هواي دايي

00:17:33.499 --> 00:17:35.768
فکر نمي کنم توي نامه
.گفته شده باشه "ادموند" کجاست

00:17:35.768 --> 00:17:37.435
.منم فکر نمي کنم

00:17:37.435 --> 00:17:40.972
.به هرحال هر چه زودتر بايد بفهميم "ادموند" کجاست

00:17:40.972 --> 00:17:45.013
...اگه "ادموند"
برگرده .همه چيز تمومه

00:17:49.414 --> 00:17:50.414
"بارُن"

00:17:56.788 --> 00:17:59.621
چرا؟ .يه نفر اون بيرونه

00:18:05.064 --> 00:18:07.509
.اي بابا ، فقط پرنده هان

00:18:14.339 --> 00:18:15.373
"بارُن"

00:18:15.875 --> 00:18:17.522
.واقعا يه نفر اونجاست

00:18:18.109 --> 00:18:19.182
.نه

00:18:19.778 --> 00:18:20.980
...اگه کسي حرفامونو شنيده باشه

00:18:20.980 --> 00:18:24.317
.توي دردسر بزرگي افتاديم
کي مياد همچين جاي پرتي؟

00:18:24.317 --> 00:18:25.808
.اصلا حاليت نيست

00:18:34.359 --> 00:18:36.008
.اينجا هيچ کي نيست

00:18:39.798 --> 00:18:42.352
.يه سگه .چنان زهر چشمي نشونش بدم

00:18:51.309 --> 00:18:53.712
.به خودت نگاه کن. حتي نمي توني يه سگو بزني

00:18:53.712 --> 00:18:55.213
چطور مي توني اينقدر بيرحم باشي؟

00:18:55.213 --> 00:18:57.682
اگه کسي اين اطراف باشه چي؟

00:18:57.682 --> 00:19:00.901
.اينجا رو اجاره کردم واسه اينکه کسي اين اطراف نيست

00:19:10.528 --> 00:19:11.528
"بارُن"

00:19:15.300 --> 00:19:16.300
"بارُن"

00:19:17.202 --> 00:19:18.381
"بارُن"

00:19:34.720 --> 00:19:39.959
.روزالي" ، "بارُن" ، کمک
کن" چي شده؟ .تير خورده

00:19:39.959 --> 00:19:43.863
.خونريزي داره
روزالي" خواهش مي کنم"

00:19:43.863 --> 00:19:48.166
.اگه کاري نکنيم "بارُن"
ميميره ."آروم باش "اورالي

00:19:48.166 --> 00:19:48.968
...بهم بگو

00:19:48.968 --> 00:19:50.970
دکتري که بتونه درمانش کنه ، کجا زندگي مي کنه؟

00:19:50.970 --> 00:19:54.940
.اما دکتر فقط مردمو
معالجه ميکنه "آقاي "فابري

00:19:54.940 --> 00:19:56.442
سر چي دارين دعوا مي کنين؟

00:19:56.442 --> 00:19:58.076
.همه ي حرفاتونو توي کوچه شنيدم

00:19:58.076 --> 00:20:01.335
.بارُن" با يه تفنگ زخمي شده"

00:20:02.815 --> 00:20:04.384
.اوضاعش وخيمه

00:20:15.894 --> 00:20:18.730
...معذرت مي خوام .که
شما رو به زحمت انداختيم

00:20:18.730 --> 00:20:20.398
.اولين باره که قراره يه سگو عمل کنم

00:20:20.398 --> 00:20:24.636
.پس اگه خوب نشد ، منو
مقصر ندونين لطفا اين حرفو نگين

00:20:24.636 --> 00:20:28.540
.بايد "بارُن" رو نجات
بدين .او بهترين دوستمه

00:20:28.540 --> 00:20:31.880
.من گلوله رو درميارم
.فکر مي کنم خوب بشه

00:20:33.077 --> 00:20:37.982
.بارُن" قوي باش" .حالا ،
محکم نگهش دار .بله دکتر

00:20:37.982 --> 00:20:40.010
.مجبورم اول بيهوشش کنم

00:20:52.664 --> 00:20:55.424
بارُن" حالت چطوره؟"

00:20:58.801 --> 00:21:01.136
.مي توني پارس کني
.اورالي" نگران نباش"

00:21:01.136 --> 00:21:07.777
.زود حالش خوب ميشه
"اورالي" کي به "بارُن" شليک کرد؟

00:21:07.777 --> 00:21:11.978
ديدي؟ .نه ، نديدم

00:21:15.451 --> 00:21:18.318
.بارُن" تو چقدر بدشانسي"

00:21:23.381 --> 00:21:25.750
<i>...پرين" نتونست بهشون بگه"</i>

00:21:25.750 --> 00:21:30.040
<i>.آقاي "تئودور" بود که به "بارُن" شليک کرد</i>

00:21:30.153 --> 00:21:33.958
<i>...چون اگه مي گفت</i>

00:21:33.958 --> 00:21:38.229
<i>.آقاي "فابري" "تئودور" رو
سرزنش مي کرد ...و بعدش</i>

00:21:38.229 --> 00:21:43.067
<i>...اون دو تا مي فهميدن
.که "پرين" رازهاشونو شنيده</i>

00:21:43.067 --> 00:21:47.404
<i>.پرين" فکر کرد ممکنه بخوان ازش انتقام بگيرن"</i>

00:21:47.404 --> 00:21:50.164
<i>.پس تصميم گرفت سکوت کنه</i>

00:21:51.174 --> 00:21:53.319
.بارُن" منو ببخش"

00:22:02.318 --> 00:22:05.419
<i>.پرين" اونشب نخوابيد"</i>

00:22:05.689 --> 00:22:08.410
<i>.بالاي سر "بارُن" بيدار موند و مراقبش بود</i>

00:22:09.026 --> 00:22:14.150
<i>...اما درنهايت .نتونست
مانع خوابيدنش بشه</i>

00:22:37.654 --> 00:22:39.944
بارُن" گرسنه اي؟"

00:22:41.692 --> 00:22:46.500
.خيلي خوبه ...اگه گرسنه
اي .يعني داري بهتر ميشي

00:22:48.766 --> 00:22:53.536
..."الآن ميرم خونه ي
"روزالي .برات شير ميارم

00:23:09.385 --> 00:23:10.681
.دارم ميرم

00:23:11.387 --> 00:23:12.500
"روزالي"

00:23:14.991 --> 00:23:17.141
اورالي" ، "بارُن" چطوره؟"

00:23:17.728 --> 00:23:23.601
.فکر کنم گرسنه شه
.عاليه .بهتر ميشه

00:23:23.601 --> 00:23:28.439
.اومدم براش کمي شير
ببرم .الآن برات ميارم

00:23:28.439 --> 00:23:32.175
.نمي خواد . دير سرکار
نرسي اما تو چي "اورالي"؟

00:23:32.175 --> 00:23:35.556
.بعد از اينکه "بارُن" شيرشو
بخوره ، ميرم .خداحافظ

00:23:36.056 --> 00:23:48.056
بلبل جان مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده‏
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:24:04.885 --> 00:24:07.021
<i>...تاروئل" "پرين" رو تهديد کرد"</i>

00:24:07.021 --> 00:24:09.957
<i>...بهش بگه تلگرافي که آقاي "بيلفران" به هند فرستاده</i>

00:24:09.957 --> 00:24:13.991
<i>...درباره ي چيه .و
گرنه اخراجش مي کنه</i>

00:24:14.328 --> 00:24:16.565
<i>...آقاي "بيلفران" موضوعو فهميد</i>

00:24:16.565 --> 00:24:19.133
<i>..."و براي محافظت از "پرين</i>

00:24:19.133 --> 00:24:22.304
<i>.ازش خواست بياد خونه ي خودش زندگي کنه</i>

00:24:22.304 --> 00:24:24.538
<i>...پرين" با شنيدن اين حرف از زبان پدربزرگ"</i>

00:24:24.538 --> 00:24:26.807
<i>.واقعا شوکه شد</i>

00:24:26.807 --> 00:24:29.258
<i>.در عين حال خيلي خوشحال
و هيجانزده بود</i>

00:24:29.281 --> 00:24:37.030
<i>قسمت بعدي
خانه اي شبيه قصر</i>