﻿WEBVTT

00:00:40.332 --> 00:00:52.332
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..‏
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:42.024 --> 00:01:47.347
قسمت چهل و پنجم
<font color="FF6600">"خبرهايي از بوسني"</c>

00:01:49.609 --> 00:01:52.846
<i>..."موقع مهماني شام خونه ي آقاي "بيلفران</i>

00:01:52.846 --> 00:01:55.331
<i>.آقاي "بيلفران" نامه اي از وکيلش دريافت کرد</i>

00:01:55.783 --> 00:02:00.787
<i>..."به زودي خبر زنده بودن
"ادموند .در کل کارخونه پخش شد</i>

00:02:01.454 --> 00:02:06.126
<i>شايعه بزرگ و بزرگتر شد تا
جايي که آخر سر ، مردم مي گفتن</i>

00:02:06.126 --> 00:02:08.768
<i>.که "ادموند" به زودي برميگرده</i>

00:02:09.268 --> 00:02:21.268
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:25.756 --> 00:02:29.798
مادربزرگ شنيدي؟ چي رو شنيدم؟

00:02:32.359 --> 00:02:34.360
.که آقاي "ادموند" داره برميگرده

00:02:34.360 --> 00:02:40.501
واقعا؟ بالاخره داره
مياد؟ کي مياد؟ .نمي دونم

00:02:40.501 --> 00:02:43.336
کي اينو بهت گفته؟

00:02:43.336 --> 00:02:46.806
.همه ي کارگراي کارخونه دارن درباره ش حرف ميزنن

00:02:46.806 --> 00:02:50.343
.خواهشا نگو که شايعه ست

00:02:50.343 --> 00:02:52.579
...قبل از اين هم شايعات زيادي بوده

00:02:52.579 --> 00:02:56.717
.اما آخرش هم ، او برنگشت
.فکر کنم ايندفعه راست باشه

00:02:56.717 --> 00:03:00.586
مردم ميگن کسي که ديروز به
مهموني آقاي "بيلفران" دعوت بوده

00:03:00.586 --> 00:03:03.856
.خودش شنيده که آقا اين حرفو زدن

00:03:03.856 --> 00:03:07.360
واقعا آقاي "بيلفران"
اين حرفو زده؟ .آره

00:03:07.360 --> 00:03:10.897
.پس حتما ميدونه آقاي "ادموند" کي برميگرده

00:03:10.897 --> 00:03:14.801
.اگه از "اورالي" بپرسيم ، حتما راستشو بهمون ميگه

00:03:14.801 --> 00:03:18.138
اما الآن هميشه با آقاي "بيلفران"ـه

00:03:18.138 --> 00:03:19.907
.هيچ شانسي براي صحبت کردن باهاش ندارم

00:03:19.907 --> 00:03:24.311
.پس برو از آقاي
"فابري" بپرس .باشه

00:03:24.311 --> 00:03:28.223
.آقاي "فابري" قابل اعتمادتر از بقيه ست

00:03:33.219 --> 00:03:40.728
فابري رفته؟ .فکر نمي
کنم برم دنبالش؟ .نمي خواد

00:03:40.728 --> 00:03:42.496
...فقط يادت باشه بهش بگي

00:03:42.496 --> 00:03:45.699
.فردا صبح ساعت 9 بياد دفترم ، ببينمش

00:03:45.699 --> 00:03:49.103
.امروز خيلي کار داشتم و وقت نشد ببينمش

00:03:49.103 --> 00:03:52.573
...ميخوام باهاش درمورد اتوماسيون کردن کارخونه

00:03:52.573 --> 00:03:56.877
.که قبلا اشاره کرده بود
صحبت کنم .بله ، حتما بهش ميگم

00:03:56.877 --> 00:03:59.246
وقتي "ادموند" برگرده

00:03:59.246 --> 00:04:03.682
شگفت زده ميشه وقتي ببينه که من اينقدر
.درمورد ماشين آلات جديد آگاهي دارم

00:04:03.682 --> 00:04:05.515
.مطمئنا

00:04:06.954 --> 00:04:11.194
.البته که همينطوره
.يادت باشه بهش بگي .حتما

00:04:17.663 --> 00:04:21.161
.خانم "اورالي" احتياط کنين .باشه

00:04:41.221 --> 00:04:47.161
.اورالي" لطفا سريعتر برو"
عجله دارين آقاي "بيلفران"؟

00:04:47.161 --> 00:04:53.514
نه .ولي امروز ميخوام
سرعت رو تجربه کنم

00:04:53.699 --> 00:04:59.740
.مشکلي نيست؟ تندتر برو
.هر چي تندتر برم خطرناکتره

00:04:59.740 --> 00:05:01.774
.اتفاقي نميفته. من به مهارتت ايمان دارم

00:05:01.774 --> 00:05:03.776
.امروز خيلي خوشحالم

00:05:03.776 --> 00:05:06.946
از فکر اينکه "ادموند" به زودي خونه خواهد بود

00:05:06.946 --> 00:05:10.083
دلم ميخواد مثل يه مرد
جوون برقصم .اما نمي تونم

00:05:10.083 --> 00:05:15.055
.پس کالسکه رو سريعتر
برون .کاري که گفتم بکن

00:05:15.055 --> 00:05:16.271
."بله آقاي "بيلفران

00:05:23.572 --> 00:05:28.343
<i>...آقاي "فيليپ" در نامه اش نوشته بود</i>

00:05:28.343 --> 00:05:30.646
<i>.ادموند" ماه مارس در "بوسني" بوده"</i>

00:05:30.646 --> 00:05:34.086
<i>آقاي "بيلفران" از شنيدن خبرها خوشحال بود</i>

00:05:34.250 --> 00:05:35.884
<i>...اما قلب "پرين" پُر از درد شد</i>

00:05:35.884 --> 00:05:39.940
<i>.وقتي ديد پدربزرگ چقدر خوشحاله</i>

00:05:40.423 --> 00:05:46.367
<i>...چونکه "ادموند" ، پدر
پرين .توي "بوسني" فوت کرد</i>

00:05:47.295 --> 00:05:51.615
.خوشمزه ست .همينطوره

00:05:54.504 --> 00:05:56.190
."عصر بخير "روزالي

00:05:58.141 --> 00:06:01.201
.مادربزرگ ، آقاي "فابري" اومده

00:06:03.012 --> 00:06:05.747
مادام "فرانسواز" شما مي خواستين منو ببينين؟

00:06:05.747 --> 00:06:10.452
."منتظرتون بودم آقاي "فابري
باهام چيکار دارين خانم؟

00:06:10.452 --> 00:06:14.156
خب ، فکر مي کنم شما اطلاعات خوبي در اين مورد داشته باشين

00:06:14.156 --> 00:06:19.845
.و دوست ندارم بقيه
چيزي بفهمن در چه مورد؟

00:06:20.862 --> 00:06:27.937
آقاي "ادموند" کي برميگرده؟
چي گفتين؟ ادموند" کي مياد؟"

00:06:27.937 --> 00:06:31.040
يه دقيقه صبر کنين خانم

00:06:31.040 --> 00:06:34.677
کي بهتون گفته آقاي "ادموند" برميگرده؟

00:06:34.677 --> 00:06:38.880
.همه ي کارگرا دارن درباره ي اين قضيه صحبت مي کنن

00:06:38.880 --> 00:06:42.250
.همچين شايعاتي هميشه توي کارخونه هست

00:06:42.250 --> 00:06:45.487
.روزالي" خودت گفتي" .من گفتم

00:06:45.487 --> 00:06:48.824
.اونا ميگن آقاي "بيلفران" خودش اينو گفته

00:06:49.596 --> 00:06:52.240
.من اينطوري نشنيدم

00:06:56.161 --> 00:06:57.259
پس ، شما چي شنيدين؟

00:06:57.800 --> 00:07:00.468
...آقاي "فيليپ" يه نامه براي آقاي "بيلفران" فرستاده

00:07:00.468 --> 00:07:02.939
...و گفته طبق اطلاعات رسيده

00:07:02.939 --> 00:07:06.341
.آقاي "ادموند" ماه مارسي در "بوسني" بوده

00:07:06.341 --> 00:07:07.843
"اما آقاي "فابري

00:07:07.843 --> 00:07:11.047
...الآن که ما يقين داريم آقاي "ادموند" زنده ست

00:07:11.047 --> 00:07:15.336
معنيش اين نيست که او بزودي برميگرده؟

00:07:15.951 --> 00:07:21.923
.اگه هنوز زنده باشه
منظورت چيه آقاي "فابري"؟

00:07:21.923 --> 00:07:27.196
.ميخواي بگي آقاي "ادموند"
مرده .منظورم اين نبود

00:07:27.196 --> 00:07:29.098
...درحال حاضر همه مون مي تونيم

00:07:29.098 --> 00:07:32.802
.مطمئن باشيم که آقاي "ادموند" تا قبل از ماه مارس زنده بوده

00:07:32.802 --> 00:07:39.175
.بعد از اون ، کسي خبر
نداره .آقاي "ادموند" برميگرده

00:07:39.175 --> 00:07:46.434
.مطمئنم برميگرده اما خانم
.مردم بعضي وقتا مريض ميشن

00:07:46.815 --> 00:07:49.485
من هر روز به درگاه خدا دعا مي کنم

00:07:49.485 --> 00:07:54.557
.که آقاي "ادموند" صحيح و سالم برگرده

00:07:54.557 --> 00:08:01.997
.بغير از اينا ، من خودم
بزرگش کردم شنيدم اما خانم

00:08:01.997 --> 00:08:05.834
"همه چيزي که مي دونيم اينه که آقاي "ادموند
.توي "بوسني" بوده

00:08:05.834 --> 00:08:09.538
.و از اونجا تا فرانسه خيلي راهه -
.خيلي خب . ديگه نگو -

00:08:09.538 --> 00:08:13.141
چرا فکر مي کنين براي "ادموند" من اتفاق بدي افتاده؟

00:08:13.141 --> 00:08:15.343
من کاري کردم که باعث رنجش شما شده؟

00:08:15.343 --> 00:08:19.180
معلومه نه. چطور ممکنه شما منو ناراحت کرده باشين؟

00:08:19.180 --> 00:08:22.478
.نبايد از شما درباره ي "ادموند" سوال مي کردم

00:08:27.923 --> 00:08:31.526
.خيلي بد شد .احساساتشو
جريحه دار کردم

00:08:31.526 --> 00:08:33.828
هروقت مادربزرگ در مورد آقاي "ادموند" صحبت ميکنه

00:08:33.828 --> 00:08:35.933
.خيلي جدي ميشه

00:08:37.533 --> 00:08:38.533
"آقاي "فابري

00:08:38.533 --> 00:08:43.673
واقعا ، شما چيز بيشتري در مورد محل زندگي
آقاي "ادموند" نمي دونين؟

00:08:43.673 --> 00:08:45.740
.نه ، نميدونم

00:08:45.740 --> 00:08:49.312
پس چرا حس مي کنم بيشتر از اونچه
به ما گفتين ، مي دونين؟

00:08:49.312 --> 00:08:53.316
.واقعا نمي دونم .روزالي" ،
بيا اينارو براي مشتريا ببر"

00:08:53.316 --> 00:08:54.924
.اومدم

00:08:57.820 --> 00:09:01.389
<i>.آقاي "فابري" دروغ
گفت "بغير از "پرين</i>

00:09:01.389 --> 00:09:05.461
<i>.آقاي "فابري" تنها کسيه که مي دونه آقاي "ادموند" مرده</i>

00:09:05.461 --> 00:09:08.297
<i>.اما او به "پرين" قول داده</i>

00:09:08.297 --> 00:09:15.087
<i>.به هيچ کسي نگه که "پرين" نوه ي آقاي "بيلفران"ـه</i>

00:09:18.874 --> 00:09:23.745
.فردا ميرم چرا چند
روز بيشتر نمي موني؟

00:09:23.745 --> 00:09:27.182
.حالا که مي بينم خوبي ، ديگه جاي نگراني نيست

00:09:27.182 --> 00:09:30.318
.براي همين تصميم گرفتم
فردا برم تا قبل از اينکه

00:09:30.318 --> 00:09:36.767
بدونم "ادموند" کجا
بوده .حالم خوب نبود

00:09:39.061 --> 00:09:44.600
مطمئني "ادموند" برميگرده؟
.معلومه که برميگرده

00:09:44.600 --> 00:09:47.370
.در چند روز آينده اطلاعات بيشتري بدستم ميرسه

00:09:47.370 --> 00:09:49.804
.و دقيقا خواهم فهميد که کجاست

00:09:49.804 --> 00:09:53.008
بعد از اينکه بفمم کجاست ، آقاي "فيليپ" رو براي ديدنش ميفرستم

00:09:53.008 --> 00:09:55.845
و بهش خواهم گفت که ديگه ازش عصباني نيستم

00:09:55.845 --> 00:09:59.181
.و اينکه ازش ميخوام برگرده پيشم

00:09:59.181 --> 00:10:04.886
مگه "ادموند" زن و
بچه نداره؟ .نه ، نداره

00:10:04.886 --> 00:10:07.389
...اما من فکر مي کردم ازدواجش در هند

00:10:07.389 --> 00:10:11.092
.دليلي اصلي دعواتون
بوده طبق قانون فرانسه

00:10:11.092 --> 00:10:14.797
.ازدواج در هند ، اينجا بار حقوقي ندارد

00:10:14.797 --> 00:10:17.533
اين چيزيه که تو فکر مي کني

00:10:17.533 --> 00:10:20.568
.شايد "ادموند" اينطوري فکر نکنه

00:10:20.568 --> 00:10:23.605
.اما خواهر جان ، مي دونم "ادموند" تنهاست

00:10:23.605 --> 00:10:27.710
چطور مي توني اينقدر مطمئن
باشي؟ .چونکه او توي "بوسني"ـه

00:10:27.710 --> 00:10:30.513
.درسته فهميدي خواهر؟

00:10:30.513 --> 00:10:34.783
.هنوز توي "بوسني" مناطق ناشناخته ي زيادي هست

00:10:34.783 --> 00:10:37.352
.سفر به اينجور جاها به اندازه کافي ناخوشايند هست

00:10:37.352 --> 00:10:42.758
.بعيده که زن و بچه اش رو با خودش آورده باشه

00:10:42.758 --> 00:10:47.495
هميشه همه چيزو .با ديد
خودت مي بيني و بررسي مي کني

00:10:47.495 --> 00:10:53.034
.پس "ادموند" مجبوره از
اون زن جدا بشه و اگه نشه؟

00:10:53.034 --> 00:10:57.105
چي ميشه اگه او هنوز با زن و بچه اش باشه؟

00:10:57.105 --> 00:11:00.509
.مجبورش مي کنم اونا رو رها کنه

00:11:00.509 --> 00:11:04.078
چي ميشه اگه "ادموند" نخواد اونا رو تنها بذاره؟

00:11:04.078 --> 00:11:07.349
.فکر مي کنم "ادموند" خواهد فهميد

00:11:07.349 --> 00:11:08.716
بعلاوه ، به محض ورودش به فرانسه

00:11:08.716 --> 00:11:12.187
...خواهد فهميد که چقدر ابله و نادان بوده

00:11:12.187 --> 00:11:14.089
.که با يک زن هندي ازدواج کرده

00:11:14.089 --> 00:11:17.125
.با وجود بچه شون
سخت خواهد بود کي گفته؟

00:11:17.125 --> 00:11:20.328
.براي اون بچه بهتره با مادرش به هند برگرده

00:11:20.328 --> 00:11:24.299
...چونکه مادرش هنديه
...پس بچه هم هنديه

00:11:24.299 --> 00:11:28.511
.در اينصورت ، هرگز نمي تونه با زندگي در فرانسه سازگار بشه

00:11:32.041 --> 00:11:37.011
موضوع چيه؟ .معذرت مي
خوام ، کمي حالم خوب نيست

00:11:37.011 --> 00:11:41.350
.اگه اجازه بدين برگردم اتاقم
باشه برو. بازم سرما خوردي؟

00:11:41.350 --> 00:11:46.721
"سباستين" .بله .به "هنريتا"
بگو خوب مراقب "اورالي" باشه

00:11:46.721 --> 00:11:50.625
...و اگه لازم شد .دکتر
"لوچين" رو خبر کن

00:11:50.625 --> 00:11:55.201
.اورالي" برو استراحت
کن" .بله آقا. منو ببخشين

00:12:08.519 --> 00:12:15.559
اونو دوست داري ، درسته؟
.آره . خيلي دوسش دارم

00:12:15.559 --> 00:12:19.315
.اورالي" واقعا فوق العاده ست"

00:12:47.625 --> 00:12:53.528
کيه؟ ."منم ، "برتونوکس
.بفرمايين داخل خانم

00:12:58.336 --> 00:13:04.275
ببخشين خانم .داشتم
استراحت ميکردم .اشکالي نداره

00:13:04.275 --> 00:13:05.876
من از "هنريتا" پرسيدم

00:13:05.876 --> 00:13:09.014
.گفت که تب نداري ، منم اومدم ببينمت

00:13:09.014 --> 00:13:12.616
.نمي خواد نگران من
باشي .فقط يه کم خسته ام

00:13:12.616 --> 00:13:16.754
.شنيدم با تمام وجودت به برادرم کمک کردي

00:13:16.754 --> 00:13:21.259
.خواستم ازت تشکر
کنم .خيلي ازت ممنونم

00:13:21.259 --> 00:13:26.630
.کاري نکردم ، فقط وظيفه
مو انجام دادم "اورالي"

00:13:26.630 --> 00:13:31.390
.دوست دارم نظرتو بدونم فکر
مي کني "ادموند" برميگرده؟

00:13:32.903 --> 00:13:36.408
...برادرم خيلي مطمئنه که پسرش برميگرده

00:13:36.408 --> 00:13:38.842
.اما من غير از اين فکر مي کنم

00:13:38.842 --> 00:13:42.913
...حتي با دونستن اينکه او ماه مارس توي "بوسني" بوده

00:13:42.913 --> 00:13:45.936
.لزوما به اين معني نيست که هنوز زنده باشه

00:13:46.083 --> 00:13:51.655
تو اينطور فکر نمي
کني؟ .نمي دونم چي بگم

00:13:51.655 --> 00:13:54.158
.ازت تقاضاي مساعدت دارم

00:13:54.158 --> 00:13:57.828
...حالا که اينقدر صادقانه مواظب برادرمي

00:13:57.828 --> 00:14:04.269
.بايد به پسرم ، "تئودور"
هم کمک کني آقاي "تئودور"؟

00:14:04.269 --> 00:14:08.405
.آره ...اگه "ادموند"
برگرده .همه چيز خوب ميشه

00:14:08.405 --> 00:14:12.543
...اما اگه برنگرده ...همه
ي ثروت و دارايي برادرم

00:14:12.543 --> 00:14:17.115
.به "تئودور" ميرسه ...هرچند
کسان ديگه اي هم هستند

00:14:17.115 --> 00:14:19.850
.که آرزوشونه کارخونه رو به دست بيارن

00:14:19.850 --> 00:14:22.787
."فکر کنم منظورمو مي فهمي "اورالي

00:14:22.787 --> 00:14:25.190
.ازت ميخوام به "تئودور"  من کمک کني

00:14:25.190 --> 00:14:27.892
...به محض اينکه کارخونه به "تئودور" برسه

00:14:27.892 --> 00:14:32.529
.پاداش سخاوتمندانه
اي بهت ميده خانم

00:14:32.529 --> 00:14:35.033
.لازم نيست ازم تشکر کني

00:14:35.033 --> 00:14:38.302
.همه کاري که بايد بکني کمک به "تئودور"ـه

00:14:38.302 --> 00:14:44.375
خيلي معذرت مي خوام خانم اما
سردردم يکدفعه دوباره برگشت

00:14:44.375 --> 00:14:51.682
.و سينه ام درد گرفته اوه
، عزيزم .بايد دراز بکشم

00:14:51.682 --> 00:14:53.985
.الآن "هنريتا" رو خبر مي کنم

00:14:53.985 --> 00:14:57.154
.ممنون ، کمي دراز بکشم و استراحت کنم خوب ميشم

00:14:57.154 --> 00:15:05.129
که اينطور؟ .باشه ، تنهات
ميذارم .شب بخير خانم .شب خوش

00:15:05.129 --> 00:15:07.812
."من روي تو حساب مي کنم "اورالي

00:15:14.515 --> 00:15:21.322
<i>.شب وحشتناکي بود .پرين"
نتونست جلوي گريه شو بگيره"</i>

00:15:21.322 --> 00:15:23.325
<i>..."پدربزرگ و خانم "برتونوکس</i>

00:15:23.325 --> 00:15:26.628
<i>.هر دو چيزايي گفتن که "پرين" رو ناراحت کرد</i>

00:15:26.628 --> 00:15:30.003
<i>.اما ، اونا هيچي نمي دونستن</i>

00:15:43.010 --> 00:15:50.519
مطمئني حالت خوبه؟ .بله
.اما امروز يه جور ديگه شدي

00:15:50.519 --> 00:15:59.349
چيزي ذهنتو درگير کرده؟ .نه
يه چيزي هست .بهم بگو چي شده

00:15:59.995 --> 00:16:04.399
.فهميدم ...تو ميترسي
که "ادموند" برگرده

00:16:04.399 --> 00:16:07.616
.و ديگه نتوني اينجا زندگي کني

00:16:09.171 --> 00:16:12.039
.لازم نيست نگران اين موضوع باشي

00:16:12.039 --> 00:16:16.510
.مي توني بعد از برگشت "ادموند" هم اينجا بموني

00:16:16.510 --> 00:16:19.879
.خودم با "ادموند" صحبت مي کنم

00:16:19.879 --> 00:16:24.684
اگه بدونه چقدر نسبت به
من وفاداري .حتما درک ميکنه

00:16:24.684 --> 00:16:29.397
.پسرم مرد خيلي سخاوتمنديه

00:16:37.938 --> 00:16:44.546
.فکر کنم اون دختره کمکت کنه
.ديشب ازش خواستم کمکت کنه

00:16:44.546 --> 00:16:48.416
تصور اينکه شما از همچين دختري
.تقاضاي کمک کردين خيلي سخته

00:16:48.416 --> 00:16:50.418
.همه ي اينکارا رو بخاطر تو کردم

00:16:50.418 --> 00:16:52.953
.مجبور نبودين اينکارو بکنين

00:16:52.953 --> 00:16:56.691
...اگه ميخواي وارث "بيلفران" بشي

00:16:56.691 --> 00:16:59.634
.بايد اون دخترو براي کمک به خودت داشته باشي

00:17:01.162 --> 00:17:05.500
.اما يه حس عجيبي دارم چي عجيبه؟

00:17:05.500 --> 00:17:10.271
...برادرم هميشه آدم سرد و خودسريه

00:17:10.271 --> 00:17:14.444
اما چرا اينقدر با اين دختره مهربونه؟

00:17:29.624 --> 00:17:32.760
<i>...يک هفته بعد</i>

00:17:32.760 --> 00:17:38.896
<i>.آقاي "فيليپ" بدون اطلاع قبلي به "ماراکورت" اومد</i>

00:17:52.646 --> 00:17:58.920
"آقاي "فيليپ ."سلام آقاي
"تاروئل !چه سورپرايزي

00:17:58.920 --> 00:18:03.625
اطلاعات جديدي پيدا
کردين؟ آقاي "بيلفران" داخلن؟

00:18:03.625 --> 00:18:06.928
خبرا خوبن يا بد؟

00:18:06.928 --> 00:18:12.784
.فکر کنم بهتره به آقاي
"بيلفران" گزارش بدم .البته

00:18:14.903 --> 00:18:17.771
بنظر ميرسه خبراي بدي داشته باشه

00:18:17.771 --> 00:18:21.788
.اما خبراي بد مي تونن واسه ي من خوب باشن

00:18:27.915 --> 00:18:30.218
."آقاي "بيلفران" ، منم "فيليپ

00:18:30.218 --> 00:18:32.586
.آقاي "فيليپ" لطفا بياين داخل

00:18:40.461 --> 00:18:43.330
.پس اطلاعات جديدي گير آوردين

00:18:43.330 --> 00:18:46.166
ادموند" الآن داره توي "بوسني" چه ميکنه؟"

00:18:46.166 --> 00:18:50.105
.آقاي "ادموند" در "سارايوو" "بوسني" بودن

00:18:50.105 --> 00:18:52.307
...اما اطلاعات جديد

00:18:52.307 --> 00:18:56.076
.ممکنه اونچيزي که شما انتظارشو دارين ، نباشن

00:18:56.076 --> 00:18:58.645
.من 300فرانک پول دادم

00:18:58.645 --> 00:19:01.682
ميخواي بگي اطلاعاتي که داده بودي اشتباه بوده؟

00:19:01.682 --> 00:19:04.486
نه . اخبار درستن

00:19:04.486 --> 00:19:07.955
...اما متاسفانه بايد بهتون اطلاع بدم که

00:19:07.955 --> 00:19:10.900
منظورتون چيه متاسفين؟

00:19:14.061 --> 00:19:18.799
."ادامه بده آقاي "فيليپ
مهم نيست چه خبرايي دارين

00:19:18.799 --> 00:19:21.023
.فقط بگين

00:19:24.372 --> 00:19:27.574
...من اين جواز رو از کنسولگري فرانسه

00:19:27.574 --> 00:19:30.902
.در "سارايوو" دريافت کردم جواز؟

00:19:32.646 --> 00:19:35.015
.زودتر برام بخونين

00:19:35.182 --> 00:19:38.652
...ادموند پانتابون" بعنوان يک عکاس تا ماه مارس"

00:19:38.652 --> 00:19:43.758
.در "سارايوو" بود منظورت
اينه با خودش دوربين داشته؟

00:19:43.758 --> 00:19:48.762
.ادامه بده .با همسر و دخترش

00:19:48.762 --> 00:19:52.467
.اونا با عکس گرفتن از مردم امرار معاش مي کردن

00:19:52.467 --> 00:19:55.603
.و بعدش به "تراونيک" رفتن

00:19:55.603 --> 00:19:59.441
.اما آقاي "ادموند" توي
راه مريض شدن مريض؟

00:19:59.441 --> 00:20:05.078
.آقاي "بيلفران" لطفا
آروم باشين .من... من خوبم

00:20:05.078 --> 00:20:09.550
..."آقاي "فيليپ" ،
پسرم..."ادموند پسر من

00:20:09.550 --> 00:20:13.587
طبق نوشته ي اين جواز 19مارس

00:20:13.587 --> 00:20:17.258
آقاي "ادموند" بر اثر ابتلا به ذات الريه
.در روستاي "سوباکا" فوت مي کنن

00:20:17.258 --> 00:20:20.094
...امکان نداره... نمي تونه

00:20:20.094 --> 00:20:24.464
.حتي اين جواز به امضاي کنسولگري فرانسه هم رسيده

00:20:24.464 --> 00:20:31.300
اول شک کردم .اما بعد که
گواهي فوت رو ديدم ، مطمئن شدم

00:20:57.884 --> 00:21:02.321
<i>.روزي که "پرين" نگرانش بود از راه رسيد</i>

00:21:02.321 --> 00:21:06.093
<i>.آقاي "بيلفران" بالاخره از مرگ "ادموند" مطلع شد</i>

00:21:06.093 --> 00:21:13.846
<i>...لحظاتي طولاني کسي حرفي
نمي زد .و فقط اشک بود و سکوت</i>

00:22:04.884 --> 00:22:11.857
"تئودور" .بله "تاروئل"
.بله .ادموند" مرده"

00:22:11.857 --> 00:22:17.631
.تاروئل" همه ي کاراي
کارخونه رو متوقف کن" .بله آقا

00:22:17.631 --> 00:22:19.900
.فردا تعطيله

00:22:19.900 --> 00:22:23.804
.ميخوام فردا براي "ادموند" در کليسا مراسم برگزار کنم

00:22:23.804 --> 00:22:30.964
.فورا به اطلاع همه ي
کارگرا برسون .حتما آقا

00:22:33.579 --> 00:22:37.613
.دايي ، تسليت ميگم
.هردوتون برين بيرون

00:22:40.420 --> 00:22:45.522
.آقاي "فيليپ" ، تنهام بذارين

00:22:55.644 --> 00:22:59.224
اورالي" هنوز اينجايي؟" .بله

00:23:00.448 --> 00:23:05.161
تو هم داري گريه مي کني؟ .بله

00:23:07.521 --> 00:23:12.114
."ميخوام برم خونه "اورالي

00:23:12.614 --> 00:23:24.614
بلبل جان مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده‏
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:29.189 --> 00:23:34.795
<i>.پرين" اشکاشو پاک
کرد" او با صداي بلند</i>

00:23:34.795 --> 00:23:42.635
<i>.بر مزار پدر در
"بوسني" گريه کرده بود اما</i>

00:23:42.635 --> 00:23:45.814
<i>.اشکاي آقاي "بيلفران" تمام نمي شد</i>

00:23:46.539 --> 00:23:52.046
<i>او ديگه اون آقاي "بيلفران" سرد و خشک نبود</i>

00:23:52.046 --> 00:24:00.334
<i>بلکه پيرمردي تنها و غمگين
بود .که پسرشو از دست داده</i>

00:24:06.059 --> 00:24:10.064
<i>آقاي "بيلفران" هميشه مطمئن بود
.که "ادموند" بالاخره برميگرده</i>

00:24:10.064 --> 00:24:12.767
<i>.اما حالا ميدونه که ديگه پسرش در اين دنيا نيست</i>

00:24:12.767 --> 00:24:15.603
<i>آقاي "بيلفران" غرق در غم و اندوه</i>

00:24:15.603 --> 00:24:19.608
<i>...خودشو توي اتاقش زنداني
کرده .و نمي خواد کسي رو ببينه</i>

00:24:20.708 --> 00:24:23.743
<i>روز بعد ، کارخونه تعطيله</i>

00:24:23.743 --> 00:24:27.028
<i>.و آنها دارن براي مراسم
آماده ميشن</i>

00:24:27.938 --> 00:24:35.234
<i>قسمت بعدي
آقاي "بيلفران" سياه پوش</i>