﻿WEBVTT

00:00:16.280 --> 00:00:21.240
ماجرای باز شدن چشم
قسمت 1: عشق اول

00:00:21.264 --> 00:00:33.264
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:33.288 --> 00:00:45.288
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:08.990 --> 00:02:12.320
.خوش اومدی شیون-سان

00:02:12.430 --> 00:02:15.590
.از آخرین باری که تو عموم بودم خیلی می گذره

00:02:22.740 --> 00:02:24.140
آبجی خوبه؟

00:02:24.240 --> 00:02:26.100
.آره فکر کنم

00:02:26.210 --> 00:02:27.180
.باشه

00:02:27.280 --> 00:02:32.180
.اون دیگه تو خونه نیست و پیش مادربزرگ تو هینامیزاواست

00:02:32.280 --> 00:02:36.580
...آره، تقریبا همون وقتی که تو وارد مدرسه شدی

00:02:36.690 --> 00:02:40.180
.اونم به خونه ی اصلی خانواده رفت ...

00:02:40.860 --> 00:02:43.720
.میون و من دوقلوهای همسانیم

00:02:43.830 --> 00:02:47.760
.ما همه چیزمون شبیه همه

00:02:47.860 --> 00:02:51.920
...ولی من تو یه مدرسه ی دور بودم

00:02:52.030 --> 00:02:56.700
.و آبجی هم به عنوان وارث خاندان سونوزاکی بزرگ شد ...

00:02:57.370 --> 00:02:59.640
...شیون از اولش

00:02:59.740 --> 00:03:03.110
.یه موجود دردسرساز برای خاندان سونوزاکی بود ...

00:03:03.210 --> 00:03:08.050
...از اونجایی که وجود دو وارث برای خاندان اصلی دردسر بود

00:03:08.150 --> 00:03:11.090
...به عنوان یک رسم خانوادگی، اگه بچه ها دوقلو باشن ...

00:03:11.190 --> 00:03:15.280
...یکیشون قبل از اولین حمام خفه می شه، ولی...

00:03:15.690 --> 00:03:17.060
.چه داستانی

00:03:17.160 --> 00:03:22.120
.اگه به اوکینومیا برگردی آشناها می شناست

00:03:22.930 --> 00:03:26.730
.خاندان اصلی بالاخره می فهمه

00:03:27.900 --> 00:03:31.130
.خب اوضاع ممکنه واقعا بد بشه

00:03:39.380 --> 00:03:40.970
!به خاطر غذا ممنون

00:03:41.180 --> 00:03:43.780
.لطفا هر چی لازم داشتی بهم بگو

00:03:43.890 --> 00:03:47.220
.تمام تلاشمُ می کنم

00:03:47.320 --> 00:03:50.660
.ممنون ولی من باید یه کار نیمه وقت پیدا کنم

00:03:50.760 --> 00:03:53.690
.تا اقلا خرج زندگیمُ در بیارم

00:03:53.800 --> 00:03:54.760
...ولی

00:03:54.830 --> 00:03:58.130
.به یه سری راه برای جلوگیری از گیر افتادن فکر کردم

00:04:00.770 --> 00:04:02.860
.اقامتگاه سونوزاکی

00:04:02.970 --> 00:04:04.670
.کاسای-سان، صبح به خیر

00:04:05.740 --> 00:04:07.500
چیزی شده؟

00:04:07.740 --> 00:04:08.870
.سلام

00:04:10.780 --> 00:04:13.250
می تونی بگی من کیم؟

00:04:13.480 --> 00:04:14.780
...ا-این صدا

00:04:14.880 --> 00:04:17.850
از مدرسه جیم زدی؟

00:04:21.320 --> 00:04:25.160
آخه چطور می تونستم بازم تو اون جای مزخرف بمونم؟

00:04:25.260 --> 00:04:27.820
!به خاطر همین فرار کردی؟ خوبه

00:04:32.270 --> 00:04:35.400
.صدای خواهرم بعد از این همه مدت نوستالژیک بود

00:04:35.500 --> 00:04:39.630
...آره، وقتی مجبور نیستیم با مسائل خاندان سونوزاکی سر و کله بزنیم

00:04:39.740 --> 00:04:41.870
.خواهرهای خیلی نزدیکی هستیم ...

00:04:43.450 --> 00:04:46.380
.خیلی خب. بعدا بهت زنگ می زنم

00:04:47.280 --> 00:04:49.980
برنامه ات چیه؟

00:04:50.090 --> 00:04:53.380
عمو یوشیرو باهام خوب بود، درسته؟

00:04:53.890 --> 00:04:57.550
.امیدوارم بذاره تو یکی از مغازه هاش کار کنم

00:04:57.660 --> 00:04:59.250
.ولی این جوری بین مردمی

00:04:59.530 --> 00:05:01.760
.خب آبجی هم برای همینه

00:05:04.600 --> 00:05:09.370
به عبارت دیگه تنها کاری که باید بکنی اینه که
.موقع کار کرد بگی من میونم

00:05:09.770 --> 00:05:14.210
.خیلی خب فهمیدم. اگه این جوریه بسپارش به من

00:05:14.310 --> 00:05:16.780
...شرط می بندم این که

00:05:18.580 --> 00:05:22.070
.دو سال تو اونجا حبس بودی سخت بود ...

00:05:22.180 --> 00:05:24.150
...من مخالف بودم

00:05:24.250 --> 00:05:25.740
.می دونم

00:05:25.850 --> 00:05:29.720
ولی نمی تونی جلوی تصمیمات لجوجانه ی
.بزرگ خاندان سونوزاکی رو بگیری

00:05:29.930 --> 00:05:36.090
.خب، من کمکت می کنم تا بدون نگرانی کار کنی شیون-چان

00:05:36.200 --> 00:05:37.830
.روت حساب می کنم

00:05:37.930 --> 00:05:41.960
راستی تو دو سال گذشته چیزی تغییر کرده؟

00:05:42.400 --> 00:05:45.810
.چیز زیادی عوض نشده

00:05:45.910 --> 00:05:50.670
نفرین اویاشیرو-ساما چی؟ مجرم گیر افتاد؟

00:05:50.780 --> 00:05:54.840
همون جریان تیکه تیکه شدن مدیر ساخت سد؟

00:05:54.950 --> 00:05:57.850
.نه، مظنونی پیدا نکردیم

00:05:58.250 --> 00:06:00.780
.برای سال های بعدشم همینطور

00:06:00.890 --> 00:06:05.850
همون که حامی سد و همسرش از صخره افتادن و مردن؟

00:06:06.430 --> 00:06:08.020
...هوجو یا همچین چیزی بود

00:06:08.130 --> 00:06:10.860
.و بازم تو شب واتاناگاشی

00:06:11.100 --> 00:06:12.790
"!باید نفرین باشه"

00:06:12.900 --> 00:06:15.630
و کلی هرج و مرج درست کرد، درسته؟

00:06:15.740 --> 00:06:20.970
.راستش دقیقا بعد از این که رفتی مدرسه بازم اتفاق افتاد

00:06:22.040 --> 00:06:24.980
...برای
سومین سال متوالی هم اتفاق افتاد؟

00:06:25.410 --> 00:06:27.040
.آره

00:06:27.150 --> 00:06:32.420
.در شب فستیوال در معبد فوروده، راهب یهویی افتاد مرد

00:06:32.520 --> 00:06:36.960
.شنیدم به خاطر یه مریضی عجیب و ناشناخته بود

00:06:37.060 --> 00:06:41.220
.همون شب همسرش خودشُ انداخت تو دریاچه

00:06:41.460 --> 00:06:44.330
...اون سال سوم بود

00:06:49.170 --> 00:06:53.070
.گمونم جریان مریضی عجیب الکی باشه ولی مرگش حقیقت داره

00:06:53.170 --> 00:06:58.840
.فکر کنم بیماری قلبی یا همچین چیزی بود

00:06:58.950 --> 00:07:02.010
.ولی عجیبه که تو شب واتاناگاشی بود

00:07:02.120 --> 00:07:03.910
.اونم تو سومین سال متوالی

00:07:04.020 --> 00:07:07.920
.اونا همه افرادین که احتمالا اویاشیرو-ساما نفرینشون کرده

00:07:08.020 --> 00:07:10.490
راهبم منفور نشده بود؟

00:07:11.130 --> 00:07:13.890
توسط افراد مخالف سد؟

00:07:14.000 --> 00:07:17.490
.آره، اون پشت خانواده ی هوجو در اومد

00:07:17.900 --> 00:07:21.030
...زوج هوجو که برنامه ی سدُ قبول کرده بودن

00:07:21.140 --> 00:07:26.010
.به عنوان خائنان روستا حسابی زجر کشیدن ...

00:07:26.940 --> 00:07:30.310
.همه با چشم های سرد بهشون نگاه می کردن

00:07:30.410 --> 00:07:34.280
...تنها کسی که با زوج ها دشمنی نکرد

00:07:34.380 --> 00:07:36.040
.راهب بود ...

00:07:36.690 --> 00:07:42.590
...وقتی سه خاندان بزرگ سعی داشتن روستا رو علیه اونا کنن

00:07:42.690 --> 00:07:49.030
...این که راهب که از خودشون بود از اون زوج که ...

00:07:49.230 --> 00:07:54.000
.موافق سد بودن حمایت کرد خیلی ناخوشایند بود ...

00:07:55.570 --> 00:07:57.900
...ولی حالا که بهش فکر می کنم

00:07:58.010 --> 00:08:02.030
.می بینم که راهب خیلی رفتار بالغانه ای داشت ...

00:08:03.350 --> 00:08:08.080
.اگه اینطور بود به نظرم باید همکاری می کرد

00:08:08.180 --> 00:08:13.050
...وقتی یک شخصیت مهم در هینامیزاوا، یکی از سه خاندان بزرگ

00:08:13.520 --> 00:08:18.080
.خودش آرامشُ به هم بزنه، برام سخته که بگم رفتارش بالغانه بود ...

00:08:19.130 --> 00:08:23.150
.انگار قبل از این که بفهمم تو تبدیل به رییس بعدی شدی

00:08:23.260 --> 00:08:26.430
.همونطور که از کسی که برای رهبر شدن مطالعه می کنه انتظار می رفت

00:08:26.530 --> 00:08:29.030
.من هیچ وقت همچین مطالعاتی نکردم

00:08:29.140 --> 00:08:32.570
.من فقط سعی می کنم کاری که مادربزرگ می کردُ بکنم

00:08:32.940 --> 00:08:35.100
.تو هم می تونستی

00:08:35.840 --> 00:08:40.940
.من نمی خوام همچین کارهایی بکنم
.این وظیفه ی توئه که دنباله رو مادربزرگ باشی

00:08:41.050 --> 00:08:44.080
.خب، زیادی به خودت فشار نیار و تمام تلاشتُ بکن

00:08:44.250 --> 00:08:46.450
...و-ولی، شیون

00:08:46.620 --> 00:08:51.890
.آبجی، من تو یا تولدمُ سرزنش نمی کنم

00:08:52.560 --> 00:08:55.620
.چیزی نیست که براش متاسف باشم

00:08:55.730 --> 00:09:00.130
!تمام تلاشتُ بکن میون
.منم تمام تلاشمُ به عنوان شیون می کنم

00:09:00.240 --> 00:09:01.730
.ممنون شیون

00:09:03.710 --> 00:09:06.330
.سلام. اونا فهمیدن

00:09:06.710 --> 00:09:08.610
.مادربزرگ حسابی عصانیه

00:09:08.710 --> 00:09:11.680
.گفت وقتی پیدات کنه حسابتُ می رسه

00:09:11.780 --> 00:09:15.410
.چه ترسناک! اگه اتفاق دیگه ای افتاد بهم خبر بده

00:09:15.520 --> 00:09:19.890
.اگه اوضاع خیلی خیلی بد شد از روستا می رم

00:09:20.860 --> 00:09:25.420
.شیون، منصفانه نیست که فقط تو این جوری باشی

00:09:25.530 --> 00:09:28.520
.ممنون
.به خاطر نگرانیت ممنونم

00:09:28.630 --> 00:09:31.360
.هر وقت خواستی بری بیرون بهم بگو

00:09:31.470 --> 00:09:34.870
.هر وقت خواستی میون باشی حمایتت می کنم

00:09:35.370 --> 00:09:38.130
.واقعا خیلی ممنونم

00:09:38.240 --> 00:09:42.870
.بهتره یه مدتی بیرون آفتابی نشم پس باید قبلش برم خرید

00:09:50.420 --> 00:09:54.080
...بذار ببینم
...این و اینُ خریدم

00:09:54.190 --> 00:09:56.560
...خوبه. آخرین چیزی که می خوام

00:10:00.730 --> 00:10:02.460
!لعنتی

00:10:02.900 --> 00:10:04.800
!اینجا پارک نکن

00:10:09.970 --> 00:10:13.600
...خب، حالا بعدی چیه، بعدی

00:10:20.750 --> 00:10:22.610
!هی

00:10:25.820 --> 00:10:27.720
چی؟

00:10:27.820 --> 00:10:30.020
چیکار کردی؟

00:10:30.130 --> 00:10:32.060
گوش می کنی؟

00:10:32.590 --> 00:10:36.050
...شرمنده، ترجمه ی چیزی که می گید سخته

00:10:36.870 --> 00:10:38.560
چی؟

00:10:40.970 --> 00:10:42.060
!ه-هی

00:10:45.740 --> 00:10:47.440
!ک-کافیه

00:10:47.840 --> 00:10:49.780
...تو

00:10:56.020 --> 00:10:57.680
!آقای پلیس، اینجا

00:11:00.620 --> 00:11:02.680
!اینُ یادمون می مونه

00:11:04.130 --> 00:11:05.650
...اوه، اومم

00:11:06.900 --> 00:11:09.190
تو خوبی میون؟

00:11:12.200 --> 00:11:14.730
.خدا رو شکر. حالت خوبه

00:11:17.940 --> 00:11:21.840
.این جوری با ساتوشی-کون ملاقات کردم

00:11:21.864 --> 00:11:23.864
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:11:33.890 --> 00:11:35.980
.اوه، اون ساتوشیه

00:11:36.790 --> 00:11:40.750
.از اون توصیفی که کردی و اون عادت نوازش سر، مطمئنم

00:11:42.030 --> 00:11:43.860
...اون ساتوشی-کونه

00:11:43.970 --> 00:11:49.700
.ولی خیلی تو باغ نیست
.خواهر کوچیک ترش قابل اعتمادتره

00:11:49.800 --> 00:11:51.640
اون یه خواهر داره؟

00:11:51.740 --> 00:11:56.770
...اسمش ساتوکوئه. به خاطر یه جریاناتی خیلی حالش خوب نیست

00:11:57.150 --> 00:12:00.550
.ساتوشی پسر خاندان هوجوئه

00:12:01.550 --> 00:12:06.680
...بعد از مرگ والدینشون خانواده ی عموشون سرپرستیشونُ گرفتن

00:12:06.790 --> 00:12:10.330
.ولی عمه شون و ساتوکو با هم کنار نمیان ...

00:12:10.330 --> 00:12:12.730
اذیتش می کنن؟

00:12:12.830 --> 00:12:15.020
.ساتوکو خیلی خسته است

00:12:15.130 --> 00:12:18.260
...فقط چون خانواده ی حامی سد بودن

00:12:18.370 --> 00:12:21.800
.مطمئنم با عمه و عمو هم رفتار بدی شده ...

00:12:22.070 --> 00:12:24.300
...و چون بجه ها رو انداختن به اونا

00:12:24.610 --> 00:12:28.470
.اونا ازشون متنفرن و اصلا بهشون علاقه ندارن ...

00:12:28.580 --> 00:12:32.310
پس این یعنی ساتوشی معمولا خسته است؟

00:12:33.380 --> 00:12:37.820
.مطمئن نیستم. اون هیچ وقت تو باغ نیست پس نمی دونم

00:12:38.090 --> 00:12:41.820
...ولی مطمئنم پشت خواهرش در میاد

00:12:43.490 --> 00:12:45.890
.همونطور که پشت من در اومد ...

00:12:45.990 --> 00:12:48.830
.هی آبجی، بیشتر درمورد ساتوشی بهم بگو

00:12:50.500 --> 00:12:51.830
!سلام

00:12:53.100 --> 00:12:55.730
!خوراکی؟ ممنونم

00:12:55.840 --> 00:12:58.470
.عجیب نیست که مدیر تیمی

00:12:58.570 --> 00:13:01.410
.به خاطر منافع خودت منُ نکن مدیر

00:13:01.510 --> 00:13:03.340
.فکرشُ نمی کردم

00:13:08.250 --> 00:13:09.580
!خیلی خب

00:13:10.850 --> 00:13:12.050
!نگران نباش

00:13:12.550 --> 00:13:14.520
.ساتوشی-کون شگفت انگیزه

00:13:14.990 --> 00:13:16.010
نیست؟

00:13:16.120 --> 00:13:20.930
.اگه فقط رو بیسبال تمرکز می کرد می تونست 30 درصد چوب بزنه

00:13:21.460 --> 00:13:25.160
.اون خیلی دل مشغولی داره

00:13:25.800 --> 00:13:28.170
...اگه زیادی به خودش فشار بیاره

00:13:28.270 --> 00:13:32.800
...یا فقط یه خورده از مشکلات خانوادگی دور نشه ...

00:13:32.910 --> 00:13:35.140
.ممکنه داغون بشه ...

00:13:35.140 --> 00:13:38.410
.ساتوشی-کون از اوناییه که همه چیزُ می ریزه تو خودش

00:13:39.010 --> 00:13:42.640
.این اواخر انگار بازم حس و حال خوبی نداره

00:13:44.090 --> 00:13:49.080
...انگار برخورد عمه با ساتوکو خیلی بده

00:13:49.190 --> 00:13:52.890
پس فکر می کنم این که پشت خواهرش
.در بیاد براش خیلی خسته کننده است ...

00:13:53.590 --> 00:13:58.050
.راستش این اواخر می گه می خواد از تیم بره بیرون

00:13:58.900 --> 00:14:00.420
چ-چرا؟

00:14:00.540 --> 00:14:02.470
.می گه چون خسته اش می کنه

00:14:02.570 --> 00:14:08.410
.فکر می کنم به خاطر اینه که می خواد وقت بیشتری با ساتوکو باشه

00:14:08.680 --> 00:14:11.410
.همونطور که فکر می کردم پشت خواهرش وایمیسه

00:14:12.350 --> 00:14:14.080
!اینجا، اینجا

00:14:16.580 --> 00:14:17.570
!بیرون

00:14:17.690 --> 00:14:19.620
...و ساتوشی-کون

00:14:21.620 --> 00:14:26.120
.بعد از اون روز دیگه به زمین نیومد ...

00:14:28.860 --> 00:14:31.020
!می-چان! سلام

00:14:34.200 --> 00:14:36.190
.بیا با هم بریم خونه

00:14:38.870 --> 00:14:40.840
.چه بارون سنگینیه

00:14:44.280 --> 00:14:47.940
می-چان، از ساتوشی-کون خوشت میاد؟

00:14:49.680 --> 00:14:51.020
.آره

00:14:51.120 --> 00:14:52.310
!پس بخند

00:14:53.620 --> 00:14:58.390
.مطمئنم لبخندت می تونه به ساتوشی انرژی بده

00:14:58.830 --> 00:15:04.260
.مطمئنم وقتی کارش تموم بشه برمی گرده سر تمرین بیسبال

00:15:04.370 --> 00:15:07.330
.موندم کی کارش تموم می شه

00:15:07.440 --> 00:15:10.000
...احتمالا تا وقتی به اندازه ی کافی پول جمع کنه

00:15:10.100 --> 00:15:14.400
.ولی مطمئنم قبل ز تولد ساتوکو تمومش می کنه ...

00:15:14.980 --> 00:15:16.770
بازم ساتوکو؟

00:15:18.350 --> 00:15:20.510
.ساتوکو برای ساتوشی بده

00:15:22.020 --> 00:15:24.510
.ساتوکو آزادی ساتوشی رو می دزده

00:15:26.320 --> 00:15:27.480
می-چان؟

00:15:29.360 --> 00:15:33.050
.س-ساتوکو زیادی به ساتوشی-کون می چسبه

00:15:33.160 --> 00:15:38.260
.اگه اون قوی تر بود اون وقت به ساتوشی اینقدر فشار وارد نمی شد

00:15:39.430 --> 00:15:41.370
.خیلی صادقانه گفتی

00:15:41.470 --> 00:15:46.130
.ممکنه ساتوشی هم یه خورده همچین احساسی داشته باشه

00:15:47.140 --> 00:15:51.510
.این یه رازه
به کسی نگو، بشه؟

00:15:52.350 --> 00:15:55.010
...راستش دیروز ساتوشی گفت

00:15:55.380 --> 00:16:01.120
.این که به عنوان یه برادر بهش تکیه بشه خست اش می کنه ...

00:16:02.390 --> 00:16:05.260
ساتوشی-کون بهت اعتماد داره، هان؟

00:16:05.690 --> 00:16:08.030
.این جوری نیست که بهم اعتماد داشته باشه

00:16:08.900 --> 00:16:11.590
.فکر کنم به خاطر اینه که من تجربه اش کردم

00:16:12.700 --> 00:16:14.030
تجربه اش کردی؟

00:16:14.140 --> 00:16:17.590
...ردپاها دنبالت می کنن

00:16:18.070 --> 00:16:23.100
.و بالای باشتت وایمیسه و شب بهت خیره می شه ...

00:16:30.650 --> 00:16:33.280
...تجربیاتی که داره پشت سر می ذاره

00:16:33.390 --> 00:16:36.120
.همه سایه ی نفرین اویاشیرو-ساما هستن ...

00:16:37.530 --> 00:16:38.960
...اویاشیرو-ساما

00:16:39.060 --> 00:16:42.120
.یکی داره از دوردست تماشات می کنه

00:16:43.030 --> 00:16:45.120
.کی همیشه دنبالته

00:16:45.430 --> 00:16:48.630
.یکی همیشه از پشت سر نگاهت می کنه

00:16:49.200 --> 00:16:54.640
Eventually, the footsteps go out
of sync, and you hear one extra.

00:16:55.180 --> 00:16:58.480
...و حتی وقتی تو تختی و چراغ ها خاموشن

00:16:58.580 --> 00:17:01.670
.هنوز از بالای بالشتت بهت نگاه می کنه ...

00:17:01.780 --> 00:17:06.480
.به آرومی منتظر می مونه تا گناهتُ قبول کنی

00:17:07.820 --> 00:17:10.150
...امکان نداره! اون گناهی نداره

00:17:10.560 --> 00:17:16.120
.ولی اون تو هینامیزاواست و نفرین اویاشیرو-ساما رو داره

00:17:16.230 --> 00:17:17.860
.یه دلیل داره

00:17:17.970 --> 00:17:22.160
.به خاطر اینه که می خواست ول کنه و بره یه جای دور

00:17:22.370 --> 00:17:25.670
.گمونم اویاشیرو-ساما این احساساتُ نبخشیده

00:17:29.680 --> 00:17:32.510
!آبجی، بذار برم مدرسه ات

00:17:34.850 --> 00:17:36.680
.صبح به خیر ساتو.شی

00:17:42.920 --> 00:17:45.190
چ-چطوری؟

00:17:45.460 --> 00:17:46.790
.خوبم

00:17:47.090 --> 00:17:48.060
چرا؟

00:17:48.960 --> 00:17:52.730
.کارت به نظر سخت میاد پس فکر کردم ممکنه خسته باشی

00:17:52.830 --> 00:17:54.300
همین؟

00:17:54.970 --> 00:17:56.200
.تا بعد

00:17:56.670 --> 00:17:59.570
...م-مربی گفت می خواد برگردی سر تمرین

00:17:59.910 --> 00:18:02.930
.بهش قبلا هم گفتم
.نمی خوام برگردم

00:18:03.040 --> 00:18:08.110
.ف-فکر می کنم این که تمرین کنی و عرق بریزی برای یه روز خوب باشه

00:18:08.220 --> 00:18:09.840
.علاقه ای ندارم

00:18:10.820 --> 00:18:13.250
تو جیزی نمی خوری می-چان؟

00:18:13.990 --> 00:18:15.150
!ساتوشی

00:18:17.560 --> 00:18:20.320
.ب-بیا با هم نهار بخوریم

00:18:21.130 --> 00:18:23.100
...چند بار بهت گفتم

00:18:23.200 --> 00:18:26.460
.می خوام تنها باشم، اقلا برای نهار ...

00:18:40.720 --> 00:18:43.150
.اشکالی نداره. من دارم

00:18:43.250 --> 00:18:44.450
.بیا با هم غذا بخوریم

00:18:44.550 --> 00:18:48.490
!کمکم کن. کمکم کن، نینی

00:18:57.100 --> 00:19:00.970
می دونی چرا این جوری باهات رفتار می شه؟

00:19:01.100 --> 00:19:05.800
!کمکم کن. کمکم کن نینی

00:19:09.580 --> 00:19:10.910
...نی-نی

00:19:11.010 --> 00:19:12.640
!چون خوشت میاد

00:19:13.280 --> 00:19:15.650
!اگه می خوای گریه کنی پس گریه کن

00:19:15.750 --> 00:19:19.280
!ولی حتی اگرم گریه کنی چیزی عوض نمی شه

00:19:19.390 --> 00:19:22.850
چرا گریه می کنی؟ چون اگه این کارُ کنی یکی کمکت می کنه؟

00:19:22.960 --> 00:19:28.160
!اصلا نمی دونی چقدر برای ناجیت دردسر درست می کنی

00:19:28.730 --> 00:19:31.030
می فهمی؟ گناهتُ می فهمی؟

00:19:31.130 --> 00:19:33.000
.لازم نیست وجود داشته باشی

00:19:33.100 --> 00:19:34.760
.اگه زجر می کشی، پس بمیر

00:19:34.870 --> 00:19:37.340
!باعث آزار ساتوشی-کون نشو

00:19:37.640 --> 00:19:40.110
!خودت تنهایی زجر بکش و بمیر

00:19:40.210 --> 00:19:42.900
!تو باید بمیری

00:19:43.640 --> 00:19:45.510
...نی-نی

00:19:49.120 --> 00:19:51.080
!فکر نکن فقط می تونی گریه کنی

00:19:51.190 --> 00:19:53.280
!فکر نکن می تونی همین جوری بچسبی به ساتوشی

00:19:53.390 --> 00:19:56.020
!اگه... اگه تو وجود نداشتی

00:19:58.960 --> 00:20:01.090
!ساتوکو رو اذیت نکن

00:20:01.200 --> 00:20:04.820
!ساتوکو بیچاره است
!نمی تونی بهش قلدری کنی

00:20:04.930 --> 00:20:10.560
!د-دارم به اون ساتوکوی لوس یه درس می دم

00:20:11.170 --> 00:20:14.610
!اگه دوست داری اول سر تو رو خرد می کنم

00:20:14.610 --> 00:20:16.910
!می-چان، بس کن

00:20:23.780 --> 00:20:29.420
...نی-نی... نی-نی... نی-نی

00:20:29.520 --> 00:20:32.290
داری چیکار می کنی میون؟

00:20:33.290 --> 00:20:34.560
...من

00:20:35.100 --> 00:20:37.160
مگه ساتوکو چیکار کرده؟

00:20:37.260 --> 00:20:39.230
مگه ما چیکار کردیم؟

00:20:39.430 --> 00:20:43.060
چرا ما همیشه باید اذیت بشیم؟

00:20:44.640 --> 00:20:50.300
...همه ی روستا والیدنمُ حسابی اذیت کردن

00:20:50.410 --> 00:20:52.540
و حالا نوبت ماست؟ ...

00:20:53.080 --> 00:20:56.350
این کاریه که خاندان سونوزاکی می کنه، مگه نه؟

00:20:58.450 --> 00:21:04.080
شیون، می شه به موقعیت منم فکر کنی؟

00:21:04.190 --> 00:21:05.420
.شرمنده

00:21:07.160 --> 00:21:10.820
...آبجی، راستش، ساتوشی-کون

00:21:10.930 --> 00:21:13.700
نسبت به خاندان سونوزاکی کینه داره، درسته؟ ...

00:21:13.800 --> 00:21:15.060
.آره فکر کنم

00:21:15.170 --> 00:21:19.110
پس چرا؟ چرا الان؟

00:21:19.540 --> 00:21:21.100
...اگه اون موقع

00:21:23.940 --> 00:21:29.250
...آره، اگه از اول با اکراه بهم نگاه می کرد

00:21:29.250 --> 00:21:33.550
.اون وقت به نزدیک شدن به ساتوشی-کون فکر نمی کردم ...

00:21:36.660 --> 00:21:38.180
.پس یه آرزو کردم

00:21:38.490 --> 00:21:43.290
.که ساتوکو و عمه اش تو واتاناگاشی امسال برن