﻿WEBVTT

00:00:02.798 --> 00:00:04.008
. چاره اي نداريم

00:00:05.218 --> 00:00:07.008
. اين دنيا بي رحمه

00:00:16.358 --> 00:00:19.188
... نابودتـ .... ـون مي کنم

00:00:19.738 --> 00:00:20.598
... نه

00:00:21.338 --> 00:00:22.608
! مي کشمتون

00:00:26.218 --> 00:00:29.578
... اون روز ، بشريت به ياد آورد

00:00:32.238 --> 00:00:35.238
. ترسي که از اونا توي جونشون بود

00:00:38.228 --> 00:00:42.538
. و حقارتي که با زندگي توي قفسي به اسم ديوار ، تحمل مي کردن

00:00:59.238 --> 00:01:00.158
! ارن

00:01:01.808 --> 00:01:02.818
... ارن

00:01:07.318 --> 00:01:08.678
! نگا کن ، دوست من

00:01:08.598 --> 00:01:11.198
حالا واقعا پيروز شديم

00:01:11.258 --> 00:01:14.358
اين اولين افتخار ماس

00:01:14.398 --> 00:01:15.458
. حالا ، دوست من

00:01:15.258 --> 00:01:20.658
بيا اين پيروزي رو جشن بگيريم و آماده ي مبارزه ي بعديمون بشيم

00:01:35.298 --> 00:01:40.858
هيچ مرگي بيهوده نيست

00:01:40.838 --> 00:01:46.458
تا وقتي فقط يه پيکان باقي بمونه ، مبارزمون ادامه داره

00:01:46.098 --> 00:01:49.178
... دشمنمون ديوونس ... اما شکستش مي ديم

00:01:49.078 --> 00:01:52.158
... دشمنمون گندس ... پس مي پريم روش

00:01:52.118 --> 00:01:55.798
شرافته که توي دستامونه

00:01:55.758 --> 00:01:58.098
و به نامِ پيروزي ، مي خونيم

00:01:58.038 --> 00:02:02.678
بال هاي آزادي روي پشتامونه

00:02:03.998 --> 00:02:10.118
به قلب هامون قسم مي خوريم

00:02:10.138 --> 00:02:14.658
به حلقه ي جنون حمله مي کنيم

00:02:16.238 --> 00:02:18.558
و توي آسمون فرياد مي کشيم

00:02:18.618 --> 00:02:22.818
بال هامون رو باز مي کنيم و فرياد مي زنيم ، آزادي

00:02:30.238 --> 00:02:36.238
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:37.248 --> 00:02:42.248
ديوار
( حمله به محله ي استوهس ( بخش سوم

00:02:43.218 --> 00:02:48.088
، بيايد براي سلامت سه الههمون دعا کنيم

00:02:48.088 --> 00:02:50.258
، براي ماريا ، رُز و سينا

00:02:50.758 --> 00:02:53.008
... براي صلح پايدار و امنيتمون

00:02:53.408 --> 00:02:56.688
! ما نبايد به ديوارهاي مقدس شک کنيم

00:02:57.118 --> 00:03:00.018
، ديوارهايي از نور که دستاي خداوند اونا رو بالا بُرده

00:03:00.428 --> 00:03:06.068
. با ايمان ما قوي تر مي شه

00:03:06.858 --> 00:03:09.908
، يه قلب بي گناه که به خدا اعتقاد داره

00:03:09.908 --> 00:03:13.028
! تنها محافظ ما در برابر غول هاس

00:03:13.448 --> 00:03:16.908
- تنها راه ما براي دور نگه داشتن اونا

00:03:26.148 --> 00:03:27.198
يه غول ؟

00:03:27.668 --> 00:03:29.088
اينجا چيکار مي کنه ؟

00:03:40.998 --> 00:03:41.728
... نه

00:03:42.498 --> 00:03:44.408
... از ديوارها دور شو

00:03:45.248 --> 00:03:46.268
! نرو سمت ديوار

00:04:07.998 --> 00:04:10.958
. اين دفعه ، انگار اون داره کنترل اوضاع رو به دست مي گيره

00:04:10.958 --> 00:04:11.878
. آره

00:04:11.878 --> 00:04:15.678
. اما ارن توي مبارزه قبلي نتونسته بود غول زن رو شکست بده

00:04:17.868 --> 00:04:21.808
... حالا که غول شده ، حتما عزمش رو براي مبارزه جمع کرده

00:04:21.808 --> 00:04:22.808
- به اين راحتي شکست نمي خوره

00:04:22.808 --> 00:04:25.988
. روحيه ي مبارزه به تنهايي کافي نيست

00:04:26.558 --> 00:04:27.858
! خودتم اينو مي دوني ، جان

00:04:30.018 --> 00:04:33.188
... شکست دادن آني چيزي بيشتر از اين مي خواد

00:04:35.558 --> 00:04:36.588
! يه محوطه ي باز

00:04:38.068 --> 00:04:39.698
! غول زن داره مي ره سمت يه جاي باز

00:04:39.698 --> 00:04:41.908
! اونجا نمي تونيم از تجهيزات مانور استفاده کنيم

00:04:42.458 --> 00:04:44.208
! پخش شيد و خودتون رو برسونيد به اون طرف

00:04:44.408 --> 00:04:45.178
! اطاعت

00:04:52.168 --> 00:04:53.878
! زود ، زود ، يالا

00:04:53.878 --> 00:04:54.918
... منطقي نيست

00:04:54.918 --> 00:04:56.058
يه غول اينجا چيکار مي کنه ؟

00:05:15.448 --> 00:05:16.598
... آني

00:05:17.528 --> 00:05:22.828
. تو هميشه يه جوري رفتار مي کردي انگار هر چي دور و ورته احمقانس

00:05:24.218 --> 00:05:26.868
. هميشه به نظر مي رسيد حوصلت سر رفته

00:05:29.338 --> 00:05:32.678
... اما يه وقتايي بود که کاملا زنده بودي

00:05:33.488 --> 00:05:36.338
. اونم زماني بود که مهارت هاي رزميت رو نشون مي دادي

00:05:37.738 --> 00:05:40.638
... گفتي هيچ کدوم از اينا مهم نيست اما

00:05:41.438 --> 00:05:46.138
. از ديد من ، خودتم به اين حرف اعتقاد نداشتي

00:05:46.888 --> 00:05:52.648
... فقط فک مي کردم تو دروغگوي تابلويي هستي

00:05:53.938 --> 00:05:55.438
... بهم بگو ، آني

00:05:55.868 --> 00:05:59.368
تو ... بخاطر چي مي جنگي ؟

00:05:59.958 --> 00:06:03.158
چيه که ارزش کشتن اينهمه آدمو داره !؟

00:06:26.348 --> 00:06:27.518
... اين وضع

00:06:28.228 --> 00:06:29.138
، فرمانده

00:06:29.518 --> 00:06:31.288
، حتي اگه بتونيم غول زن رو بگيريم

00:06:31.788 --> 00:06:33.518
! ممکنه قبلش کل شهر رو نابود کنن

00:06:34.058 --> 00:06:35.918
. به هر حال اينکارو مي کنيم

00:06:35.918 --> 00:06:37.688
. اين تصميم ارنه

00:06:38.488 --> 00:06:40.238
. آماده باشيد بگيريدش

00:06:40.238 --> 00:06:41.198
. بله قربان

00:06:45.198 --> 00:06:46.078
... ارن

00:06:46.898 --> 00:06:49.078
... کسي نگفته بود اينجا همچين خبراييه

00:06:49.708 --> 00:06:52.528
چرا غول ها دارن اينجا مي جنگن ؟

00:06:52.858 --> 00:06:54.918
چي شده ؟

00:06:56.178 --> 00:06:58.408
غول ها دارن با هم مي جنگن ؟

00:06:58.408 --> 00:06:59.348
... بله

00:06:59.348 --> 00:07:01.838
! شهر بدجوري نابود شده

00:07:02.468 --> 00:07:06.468
. تعداد تلفات ، چه نظامي چه غيرنظامي ، خيلي زياده

00:07:08.098 --> 00:07:11.348
اروين ! همه ي اينا بخاطر نقشه ي توئه !؟

00:07:12.348 --> 00:07:13.268
. درسته

00:07:16.558 --> 00:07:18.818
. همه ي اينا تصميم شخصِ من بود

00:07:19.938 --> 00:07:21.528
. نمي خوام بهونه بتراشم

00:07:25.808 --> 00:07:28.538
حتما مي دونستي اگه همچين نقشه اي رو

00:07:28.538 --> 00:07:30.738
. توي شهر اجرا کني ، اينجوري مي شه

00:07:31.048 --> 00:07:33.868
چطور ؟ چرا اينکارو کردي ؟

00:07:37.638 --> 00:07:38.808
تا بشريت رو

00:07:40.208 --> 00:07:41.758
. پيروز کنم

00:07:42.128 --> 00:07:43.798
! مزخرفه

00:07:44.258 --> 00:07:45.858
! تو خيانتکاري

00:07:45.858 --> 00:07:49.678
! اگه همينجا اعدامت کنم هم هيچ کس ککش هم نمي گزه

00:07:50.828 --> 00:07:51.978
. من مشکلي ندارم

00:07:52.268 --> 00:07:54.768
. اما بعدش خودت فرماندهي رو به عهده بگير

00:07:55.938 --> 00:07:57.818
. نبايد بذاري غول زن فرار کنه

00:07:58.118 --> 00:07:59.518
. پائل مسئول آرايشه

00:07:59.818 --> 00:08:01.438
. وايل حواسش به تدارکاته

00:08:02.108 --> 00:08:06.278
. با اونا همکاري کن تا هر جوري شده به سمت ديوار شرقي بکشيش

00:08:03.608 --> 00:08:06.278
! و - وايسا ... وايسا

00:08:06.738 --> 00:08:07.618
... تو

00:08:08.078 --> 00:08:10.038
واقعا داري مي گي

00:08:10.618 --> 00:08:12.328
اين به بشريت کمک مي کنه ؟

00:08:12.958 --> 00:08:15.168
. ايمان دارم که قدمي رو به جلوئه

00:08:21.548 --> 00:08:23.298
. همگي اسلحه هاتونو بياريد پايين

00:08:23.298 --> 00:08:24.798
! بهش دستبند بزنيد

00:08:25.258 --> 00:08:26.048
. بله ، قربان

00:08:27.088 --> 00:08:29.038
. همه ي نيروهامون رو بسيج کنيد

00:08:29.508 --> 00:08:32.598
! اولويت اولتون نجات شهروندا و خالي کردن شهره

00:08:32.598 --> 00:08:33.518
! بله

00:08:35.438 --> 00:08:39.588
. اروين ، دادگاه مجازات تو رو تعيين مي کنه

00:08:40.268 --> 00:08:42.898
. وقتي اين جنگ تموم بشه ، خودم با پاي خودم مي رم دادگاه

00:08:43.888 --> 00:08:45.788
. ليواي ، تو همينجا بمون

00:08:46.278 --> 00:08:47.658
. تو که از مرگ الکي بدت مياد

00:08:48.278 --> 00:08:50.008
. آره ، بدم مياد

00:08:50.618 --> 00:08:52.708
. چه خودم کسي رو الکي بکشم چه باعثش بشم

00:08:58.948 --> 00:09:01.418
کسي که نمي تونه هيچي رو قرباني کنه

00:09:01.998 --> 00:09:04.238
! هيچ وقت نمي تونه هيچي رو عوض کنه

00:09:05.478 --> 00:09:08.118
براي اينکه به يه هيولا پيروز بشي ، بايد

00:09:10.298 --> 00:09:12.198
. حاضر باشي انسانيتت رو دور بندازي

00:09:17.098 --> 00:09:19.648
... مشخصه که آني مي تونه اينکارو بکنه

00:09:25.948 --> 00:09:26.818
... آني

00:09:28.778 --> 00:09:29.528
! آني

00:09:50.498 --> 00:09:51.138
... آني

00:09:54.178 --> 00:09:57.888
. پدرت تنها متحد توئه

00:10:14.168 --> 00:10:15.498
... من

00:10:15.978 --> 00:10:19.538
... غول ها رو

00:10:21.208 --> 00:10:23.628
! تا آخرين نفرشون مي کشم

00:10:48.648 --> 00:10:49.608
! ارن

00:10:52.958 --> 00:10:53.768
... اون

00:10:54.778 --> 00:10:55.528
! ارن

00:10:55.528 --> 00:10:56.538
! نه

00:10:57.368 --> 00:11:00.078
... الان ، نمي دونيم ارن تو رو تشخيص مي ده يا نه

00:11:16.928 --> 00:11:18.468
... هـ - هي

00:11:35.868 --> 00:11:36.448
! هي

00:11:46.628 --> 00:11:48.048
... عوضي ، مي خواد از ديوار

00:11:48.048 --> 00:11:49.088
مي خواد از ديوار بالا بره !؟

00:12:01.848 --> 00:12:02.808
... نه

00:12:03.268 --> 00:12:04.648
! اينجوري فرار مي کنه

00:12:07.308 --> 00:12:08.518
! نمي ذارم

00:12:24.068 --> 00:12:25.078
... آني

00:12:27.098 --> 00:12:28.088
. بيوفت

00:12:36.778 --> 00:12:37.788
... آني

00:12:39.638 --> 00:12:41.388
. من اشتباه مي کردم

00:12:42.858 --> 00:12:45.358
. الان خيلي ديره که ازت بخوام منو ببخشي

00:12:46.848 --> 00:12:47.898
... اما

00:12:47.898 --> 00:12:49.108
... يه خواهشي هست

00:12:49.898 --> 00:12:51.478
. که ازت دارم

00:12:55.348 --> 00:12:58.528
... مي خواي کل دنيا رو دشمن خودت کن

00:13:04.058 --> 00:13:09.208
! کل اين ديا رو نابود مي کنم

00:13:09.938 --> 00:13:14.218
، حتي اگه همه ي دنيا ازت متنفر بشن

00:13:14.458 --> 00:13:17.828
! پدرت تنها کسيه که طرف توئه

00:13:19.758 --> 00:13:21.808
! لعنتي ... اينجوري دختره رو هم مي خوره

00:13:21.808 --> 00:13:23.428
! ارن ، وايسا

00:13:23.428 --> 00:13:24.598
! ارن

00:13:24.818 --> 00:13:27.578
... من آزادم

00:13:28.878 --> 00:13:31.108
... پس بهم قول بده

00:13:32.508 --> 00:13:34.258
... که برمي گردي

00:13:53.748 --> 00:13:54.418
چي شد ؟

00:13:57.888 --> 00:13:58.888
چي ؟

00:14:00.788 --> 00:14:02.258
دارن با هم يکي مي شن !؟

00:14:11.588 --> 00:14:12.438
! ارن

00:14:20.158 --> 00:14:24.098
. شاهد به اين مهمي رو نخور ، اسگل

00:14:57.188 --> 00:15:02.198
اطلاعات قابل ارائه ي فعلي: ديوار ( بخش اول) - سال 784 ... در شبي گرم ، يک معدنچي تصميم مي گيره از زير ديوار سينا تونل بزنه به اون طرف تا توي ديوار زندگي کنه . " زندگي توي ديوار سينا حتما خيلي حال مي ده . " اين فکر چند روز پيش وقتي داشت تو معدن کار مي کرد ، يه دفعه به ذهنش زده بود . يه جورايي مي شه اسمشو گذاشت الهام الهي . اينجوري بود که توي روزاي بعد کنار ديوار مي چرخيد تا بالاخره جايي رو پيدا کرد که جنگل انبوه کنار ديوار بود . اينجوري هيچ کس نمي ديدش و بخاطر درختا هم چشماي تيز نگهباناي بالاي سرش ، اونو نمي ديد . شب بعد ، کارش رو شروع کرد . با بيلِ زنگ زدش ، معدنچي کندن رو شروع کرد . سرعتش خوب بود و خيلي زود چاله اي به اندازه ي قدش کند . وقتي ديگه نمي تونست گلِ توي چاله رو با بيل بيرون بريزه ، گِل ها رو توي کيسه مي کرد و از نردبون بالا مي رفت تا خاليش کنه . معدنچي که همه ي فکر و ذهنش شده بود تونل فقط يه وقتايي براي آب خوردن و استراحت کردن ، دست از کار مي کشيد . بعد از بيست سال کارِ بي وقفه توي معدن ، معدنچي مي دونست که حرفه ايِ اين کار شده . توي اين بيست سال ياد گرفته بود بهتر ، سريع تر و راحت تر از بقيه تونل بزنه . تونل هايي که هر معدنچي ديگه اي رو هاج و واج مي ذاشت ، براي معدنچي ما و بيلش حريف نبود . اما اون روز فرق مي کرد . روزها بود داشت مي کند ولي به نظر راه به جايي نمي برد . همينطور که مي کَند همه ي جهاتِ چاله اي که کنده بود رو امتحان کرد اما فرقي نداشت . پايه ي ديوار انگار تا ابد ادامه داشت و هيچ راهي براي معدنچي باز نذاشته بود . با اينحال ، معدنچي ادامه داد . ديگه فکر زندگي راحت اون طرف ديوار رو فراموش کرده بود . فقط مي خواست به ديوار پيروز بشه . " از اول عمرم تا حالا هر چندسالي که گذاشتم براي تونل کندن ، مي ذارم پاي شکست دادن اين ديوار . " حرفايي بود که وقتي عرقش رو خشک مي کرد به خودش زد . سوراخي که کنده بود چهار يا پنج برابر قد خودش بود که رسيد به صخره ي سخت . با خودش گفت " سنگِ بستر ؟ " اما به نظر مي رسيد اين سنگ از همون جنسِ خود ديوار باشه . معدنچي بيلش رو روي صخره فرود آورد . بيل خورد شد اما صخره خراش هم بر نداشت . معدنچي قصه ي ما آهي کشيد ، آهي عميق تر از همه ي چاله هايي که توي اين بيست سال کنده بود .

00:15:02.208 --> 00:15:07.188
اطلاعات قابل ارائه ي فعلي : ديوار ( بخش دوم ) - رفيقش با اخم پرسيد : " ديوار ؟ " ، معدنچي که مشروبش رو مي خورد گفت : " عجيبه ، نه ؟ " . " کي فکرشو مي کرد ديوار اينقدر تا اعماق زمين ادامه داشته باشه ؟ " ، معدنچي و دوستش دور ميزي پشتِ مهمونخونه اي توي گوشه ي دور افتاده از شهر نشسته بودن . بيشتر روزا ، معدنچي با تنها دوستش بعد از کار مي رفت اونجا . اون روز ، فرداي روزي که سعي کرده بود زير ديوار رو بکنه ، بازم بعد از روز کاري ، رفتن اونجا . و بعد ، معدنچي که مي دونست دوستش رازش رو برملا نمي کنه ، داستان رو براش گفت . " شايد ديوار دورِ ما نيست ، شايد زيرزمين هم دور و ورومون رو گرفته " ، حرفي بود که معدنچي زد. و بعدش گفت " ببين يه چيزي ... اصلا اين ديوارا چي هستن ؟ "  که رفيقش يه دفعه سرفه کرد و يه نگاهي به اطراف انداخت. بقيه ي مشتري ها مشغول مشروب خوري ، تيکه انداختن به دخترا يا داد زدن سر همديگه بود . هيچ کس حواسش به اونا نبود . با اينحال ، معدنچي چيز ديگه اي نگفت . اگه کسي يه کلمه از حرفاشو مي شنيد ، ژاندارمري مثل مور و ملخ مي ريخت اونجا . رفيقش پرسيد : " مگه مهمه ؟ " . " همينطوري که تا حالا زندگي کردي ، زندگي کن . فقيري اما کار داري و اينقدري در مياري که بتوني مشروبتم بخوري . همين بس نيست ؟ " . " معدنچي هم گفت " آره والا " . " آره کافيه . فردا بر مي گردم سر کارم . فک کنم همه ي زندگي من همينه ديگه . " اما روز بعد معدنچي نيومد سر کار. فرداش هم نيومد ... و همينطور پس فرداش . رفيقش چند دفعه رفت خونه ي دوستش اما اثري ازش نديد . اون معدنچي نه فاميلي داشت نه دوست نزديکِ ديگه اي براي همين کسي نبود که ازش بشه پرسيد کجا رفته  . رفيق معدنچي که ديگه نمي دونست چيکار کنه ، رفت پيش افراد پادگان و همه ي داستان رو براشون تعريف کرد .  فرداي اون روز ، ژاندارمري و پادگان گروه جستجوي بزرگي درست کردن . حتي اگه معدنچي مجرمي بود که مي خواست بره اون طرف ديوار ، اينهمه نيرو زيادي بود . دوستش نمي فهميد چرا اينهمه براي پيدا کردنش خودشونو به آب و آتيش مي زنن . اما نه از اون معدنچي اثري پيدا کردن نه از چاله اي که کنده بود . و يه روزي ، دوستش رو هم ديگه کسي نديد .

00:15:12.918 --> 00:15:13.838
... ارن

00:15:14.918 --> 00:15:15.938
ميکاسا ؟

00:15:16.698 --> 00:15:17.758
آني کجاس ؟

00:15:30.398 --> 00:15:31.768
... لعنتي

00:15:31.768 --> 00:15:33.318
اين چيه !؟

00:15:33.318 --> 00:15:36.518
تا اينجا اومديم و هنوز چيزي نمي گي ، آني !؟

00:15:36.858 --> 00:15:38.278
! بيا بيرون

00:15:38.278 --> 00:15:40.278
! بيا بيرون و کاري که شروع کردي رو تموم کن

00:15:40.568 --> 00:15:44.528
! هي ، نامرديه ... آني ! آني

00:15:46.578 --> 00:15:47.208
. بسه ديگه

00:15:49.498 --> 00:15:50.498
. فايده نداره

00:15:55.348 --> 00:15:57.248
! با سيم ها تور درست کنيد

00:15:57.758 --> 00:16:00.008
. مي بنديمش و مي بريمش زير زمين

00:16:00.008 --> 00:16:00.968
. بله قربان

00:16:02.788 --> 00:16:09.018
اگه نتونيم از آني اطلاعات بکشيم ، چجوري مي خوايم اين بلبشو رو توجيه کنيم ؟

00:16:09.688 --> 00:16:11.308
. اينهمه آدم بخاطر اين ماجرا مردن

00:16:11.308 --> 00:16:14.768
. با اينحال ، با وجود اينهمه کشته ، هنوز هيچي نفهميديم

00:16:16.008 --> 00:16:17.528
چي بدست آورديم ؟

00:16:28.348 --> 00:16:31.668
... فک نکنم بشه اسم اين عمليات رو موفقيت آميز گذاشت

00:16:31.668 --> 00:16:32.408
. نه

00:16:33.708 --> 00:16:36.188
، ما کاري کرديم که گروه شناسايي بتونه به بقاش ادامه بده

00:16:36.668 --> 00:16:38.918
. البته نزديک بود به قيمت جونمون بشه

00:16:41.518 --> 00:16:42.918
. اميدوارم همينطور باشه

00:16:52.948 --> 00:16:54.268
... اروين

00:16:54.268 --> 00:16:57.358
. چندتا سوال درباره ي اين عمليات داشتم

00:16:58.108 --> 00:17:01.128
، اگه به کسي مظنون بودي

00:17:01.128 --> 00:17:03.948
چرا از ژاندارمري نخواستي کمکت کنن ؟

00:17:04.198 --> 00:17:06.368
... شهردار ، چون

00:17:06.368 --> 00:17:09.198
، احتمالش بود غول زن متحدايي داشته باشه

00:17:09.828 --> 00:17:13.698
. مجبور بودم عمليات رو به اونايي که مي شناختم ، محدود کنم

00:17:14.078 --> 00:17:18.678
اما صدمه اي که بخاطر اين عمليات به استوهس خورده چي ؟

00:17:19.128 --> 00:17:21.498
. ايني که مي بينيد حاصل حداکثر تلاشمونه

00:17:22.088 --> 00:17:23.708
. واقعا معذرت مي خوايم

00:17:23.708 --> 00:17:25.798
فک کردي معذرت خواهي خشک و خالي کافيه !؟

00:17:25.798 --> 00:17:27.888
، اگه ولش کرده بوديم

00:17:27.888 --> 00:17:32.068
. ديوارها نابود مي شد و آدماي خيلي بيشتري مي مردن

00:17:32.438 --> 00:17:33.718
. که اينطور

00:17:34.228 --> 00:17:38.068
، و بعد از اونهمه آدمي که بخاطر اين عمليات مردن

00:17:38.068 --> 00:17:41.478
مدرک محکم داريد که انقراض بشريت عقب افتاده ؟

00:17:42.178 --> 00:17:44.808
فک نمي کنم الان بتونيم حرفي از

00:17:44.808 --> 00:17:46.988
. آني لئون هارت بکشيم

00:17:47.918 --> 00:17:50.158
. نه ، منم فک نمي کنم

00:17:50.918 --> 00:17:54.038
که يعني ... همه ي اينا بخاطر هيچ و پوچ بود ؟

00:18:00.298 --> 00:18:01.208
... ارن

00:18:10.408 --> 00:18:11.858
وضع بدنت خوبه ؟

00:18:14.228 --> 00:18:15.268
... آره

00:18:16.598 --> 00:18:18.858
. اينقدر زود خوب شدم که يه جورايي خوف کردم

00:18:21.088 --> 00:18:24.268
. شنيدم آني هنوز يخ بسته

00:18:24.948 --> 00:18:25.818
. آره

00:18:26.698 --> 00:18:27.658
! لعنتي

00:18:28.158 --> 00:18:31.238
! از همچين عمليات بزرگي هيچي عايدمون نشد

00:18:31.698 --> 00:18:35.368
. آني حاضر بود همه کاري بکنه تا دست ما به اطلاعات نرسه

00:18:35.628 --> 00:18:38.418
. آره ، از دستمون فرار کرد

00:18:39.108 --> 00:18:40.878
. ارن بود که گذاشت فرار کنه

00:18:45.378 --> 00:18:47.158
مگه نه ، ارن ؟

00:18:48.258 --> 00:18:49.948
... اگه اون يه لحظه نبود

00:18:51.418 --> 00:18:52.518
، آره

00:18:53.308 --> 00:18:54.928
. راس مي گي آرمين

00:18:56.568 --> 00:18:58.018
. من نتونستم

00:18:59.468 --> 00:19:02.678
. وقتي آني رو ديدم ، يخ بستم

00:19:06.218 --> 00:19:07.778
... آرمين آرلت

00:19:08.178 --> 00:19:09.738
. جان کرسشتِين

00:19:09.738 --> 00:19:10.828
. وقت سوال از شماس

00:19:11.118 --> 00:19:11.738
. بله قربان

00:19:12.168 --> 00:19:13.618
با ما شروع مي کنن ؟

00:19:13.618 --> 00:19:15.428
. بعدا مي بينمتون

00:19:15.428 --> 00:19:16.368
. آره

00:19:28.858 --> 00:19:32.428
... اون لحظه خيلي حال داد ، مي دوني

00:19:34.558 --> 00:19:37.388
. اونهمه هيجان خيلي حال داد

00:19:39.438 --> 00:19:42.938
. حتي با خودم مي گفتم بميرم هم عيبي نداره

00:19:43.098 --> 00:19:43.768
! ارن

00:19:47.898 --> 00:19:49.698
. الان همچين حسي ندارم

00:20:00.578 --> 00:20:01.988
خوشحالم که

00:20:03.838 --> 00:20:05.088
. برگشتي

00:20:10.588 --> 00:20:12.598
. نمي تونم درک کنم

00:20:13.258 --> 00:20:16.808
. انسانيتم رو دور بندازم تا به يه هيولا غلبه کنم

00:20:17.558 --> 00:20:19.438
اين تنها راهه ؟

00:20:20.178 --> 00:20:23.768
. اين فقط يه راه بين راه هاي ديگس که انسان ها مي تونن غول ها رو شکست بدن

00:20:24.858 --> 00:20:26.768
. من فک مي کنم ارن مي تونه

00:20:28.988 --> 00:20:29.988
... بهم بگو

00:20:30.648 --> 00:20:33.778
... اگه ارن واقعا هيولا مي شد و همه ي غول ها رو نابود مي کرد

00:20:34.698 --> 00:20:36.788
مي شد اسمشو گذاشت پيروزي بشريت ؟

00:20:48.008 --> 00:20:49.048
. بخور

00:20:50.049 --> 00:21:01.049
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:21:07.228 --> 00:21:10.648
... به اين راحتيا نمي شه ازشون گذشت

00:21:12.148 --> 00:21:16.088
اما فک مي کنم ما فرصت فوق العاده خوبي بدست آورديم

00:21:16.618 --> 00:21:19.118
. تا بقاي بشريت رو تضمين کنيم

00:21:22.208 --> 00:21:26.998
، در مقايسه با زماني که حتي تصورش رو هم نمي کرديم آدما بتونن تبديل به غول بشن

00:21:27.708 --> 00:21:31.298
. همين که تونستيم يکي از افراد دشمن رو دستگير کنيم قدم بزرگي رو به جلوئه

00:21:31.628 --> 00:21:34.448
. آره ، اونا اون بيرونن

00:21:35.168 --> 00:21:36.928
. و همشون رو پيدا مي کنيم

00:21:37.598 --> 00:21:40.788
. همه ي غول هايي که توي ديوارهان

00:21:42.638 --> 00:21:45.268
! حالا نوبت حمله ي ماس

00:21:49.568 --> 00:21:54.218
. درخواست فراخوانِ ارن يائگر و گروه شناسايي لغو شد

00:21:50.538 --> 00:21:55.858
، اگه فرض کنيم که من ، من نيستم

00:21:55.188 --> 00:21:59.528
، اختيار آني لئون هارت به واحد شناسايي داده شد

00:21:55.858 --> 00:22:00.868
مي توني با اطمينان بگي که تو ، تويي ؟

00:22:00.058 --> 00:22:01.998
. و اونا زير زمين حبسش کردن

00:22:00.868 --> 00:22:06.398
مي توني خودت رو جمع و جور کني

00:22:03.728 --> 00:22:04.748
، اما

00:22:05.438 --> 00:22:06.678
هنوز خيلي

00:22:06.398 --> 00:22:11.548
بعد از اينکه پوسته ي شنيت مي شکنه و قلبت مي لرزه ؟

00:22:07.498 --> 00:22:10.898
بيشتر از اينا قرباني و زمان لازم بود تا

00:22:11.548 --> 00:22:16.758
صداي يه نفرو مي شنيدم که منو صدا مي زد

00:22:12.058 --> 00:22:15.218
... انسان ها بفهمن چي اونا رو توي ديوارا محبوس کرده

00:22:16.758 --> 00:22:20.658
اما الان ديگه گوشام فقط زنگ مي زنه

00:22:20.658 --> 00:22:25.818
حس مي کنم زمان منجمد شد

00:22:25.818 --> 00:22:28.728
حالا ، بيدار شو

00:22:28.728 --> 00:22:33.698
دارم توي جهنمي تاريک و عميق قدم مي زنم

00:22:33.698 --> 00:22:38.998
به سرعت باد ، جونمو برداشتم و فرار کردم

00:22:38.998 --> 00:22:43.568
حس کردم يه مرده ي متحرکم

00:22:43.568 --> 00:22:48.698
ما از ديوارهامون فرار کرديم

00:22:48.698 --> 00:22:55.088
تا توي دنيايي که هيچ جاييش رو نمي شناسيم ، همديگه رو ببينيم