﻿WEBVTT

00:00:02.024 --> 00:00:12.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:18.072 --> 00:00:21.072
« فصل سـوم انیمۀ حـمـلـه بـه تـایـتـان »

00:01:30.970 --> 00:01:35.980
« قسمت 40: داستان قدیمی »

00:01:36.530 --> 00:01:42.160
من توی مزرعۀ کوچیکی واقع‌در
.منطقۀ شمالی دیوار رُز به‌دنیا اومدم

00:01:42.160 --> 00:01:45.620
اون مزرعه بخشی از یه زمین بود
.تحت ملکیت خانوادۀ اشرافی ریس

00:01:48.670 --> 00:01:53.800
،تا به یاد دارم
.تو کارای مزرعه کمک می‌کردم

00:01:57.010 --> 00:02:03.180
اما، مادرم همیشه در حال کتاب‌خوندن بود
.و یک‌بارم ندیدم که کار خونه انجام بده

00:02:03.180 --> 00:02:05.560
...اون زن زیبایی بود

00:02:07.480 --> 00:02:10.650
...شب‌ها، یکی با یه ارابه می‌اومد سراغش

00:02:10.650 --> 00:02:14.780
و اونم با لباس‌های شیک
.می‌رفت سمت شهر

00:02:15.860 --> 00:02:19.110
.از نظر من، زندگی عادی همون‌شکلی بود

00:02:21.660 --> 00:02:27.540
،بعد از این‌که خوندن و نوشتن یاد گرفتم
.یه کتاب برداشتم تا از مادرم تقلید کنم

00:02:27.540 --> 00:02:31.000
.همون موقع بود که تازه فهمیدم چقدر تنها بودم

00:02:32.170 --> 00:02:36.010
،توی تمام اون کتاب‌ها
.پدر مادرها به بچه‌هاشون اهمیت می‌دادن

00:02:36.010 --> 00:02:40.590
،گپ می‌زدن، همدیگه رو بغل می‌کردن
.دعوا می‌کردن... یا حداقل طبق داستان‌ها این‌طور بود

00:02:41.720 --> 00:02:45.060
و به عمرم تا اون‌موقع اصلاً
.همچین تجربه‌هایی نداشتم

00:02:46.180 --> 00:02:51.900
،یه روزی، از روی کنجکاوی
.تصمیم گرفتم برم مامانمُ بغل کنم

00:02:51.900 --> 00:02:55.090
.فقط می‌خواستم ببینم چهره‌ش چه تغییری می‌کنه

00:02:55.940 --> 00:02:57.190
!مادر

00:03:03.120 --> 00:03:09.000
،آخرش پرتم کرد اونور
.ولی اون اولین‌کاری بود که مادرم تو عمرم باهام کرد

00:03:11.170 --> 00:03:13.250
.به همین خاطر خیلی خوشحال شدم

00:03:15.960 --> 00:03:20.420
...اگه فقط دلِ این‌کارو داشتم که
...دختره رو بکشم

00:03:24.090 --> 00:03:28.220
،این جملات... اولین جملاتی بودن
.که مادرم به من گفت

00:03:29.560 --> 00:03:34.940
بعد از اون ماجرا، از خونه‌مون رفت
.و زندگی‌اشُ جای دیگه‌ای آغاز کرد

00:03:36.480 --> 00:03:42.580
...بعدش، پنج سال پیش
...یه شبی چند روز بعد از سقوط دیوار ماریا

00:03:42.990 --> 00:03:45.550
،برای اولین‌بار توی عمرم
.با پدرم ملاقات کردم

00:03:46.830 --> 00:03:49.830
.از آشنایی‌ات خوش‌وقتم، هیستوریا

00:03:49.830 --> 00:03:53.620
.من "رود ریس" هستم... پدرت

00:03:54.830 --> 00:03:59.380
اون مرد... اون مالک و حکم‌فرمای
.زمینی بود که ما توش زندگی می‌کردیم

00:04:00.550 --> 00:04:04.890
،مادریم که سال‌ها بود ندیده بودمش
.بدجوری وحشت کرده بود

00:04:06.010 --> 00:04:09.690
.هیستوریا... از الان دیگه با من زندگی می‌کنی

00:04:17.900 --> 00:04:19.860
.این مشکل‌سازه، لرد ریس

00:04:20.530 --> 00:04:23.240
.بیاید الان بدون‌فکر و عجله‌ای تصمیمی نگیریم

00:04:23.650 --> 00:04:27.740
سقوط دیوار ماریا
یکمی ترسوندتت؟

00:04:28.580 --> 00:04:29.830
!مادر

00:04:29.830 --> 00:04:33.330
!نه! من مادر این دختر نیستم

00:04:33.330 --> 00:04:36.210
.من ربطی به این دختر ندارم

00:04:37.500 --> 00:04:41.300
عه؟ واقعیت داره، لرد ریس؟

00:04:41.300 --> 00:04:45.680
شما واقعاً ربطی به این
زن یا این دختربچه ندارید؟

00:04:52.430 --> 00:04:53.730
...اگه اینطوریه پس

00:04:55.560 --> 00:04:58.730
.من ربطی به این دو نفر ندارم

00:04:58.730 --> 00:05:00.980
.حدس می‌زدم همین‌طور باشه

00:05:02.610 --> 00:05:04.240
چی؟! چی‌کار...؟

00:05:04.240 --> 00:05:06.740
.تو اصلاً وجود خارجی نداری

00:05:06.740 --> 00:05:09.240
.هیچ‌وقت هم توی شهر کار نمی‌کنی

00:05:09.490 --> 00:05:11.850
.هیچکس تو رو نمی‌شناسه

00:05:11.850 --> 00:05:16.420
!نه... ارباب
!لطفاً بهشون بگید که این‌طوری نیست

00:05:17.250 --> 00:05:19.100
...مادر

00:05:20.920 --> 00:05:22.630
...چی می‌شد

00:05:22.630 --> 00:05:24.880
چی می‌شد تو رو
!اصلاً به‌دنیا نمی‌آوردم

00:05:32.890 --> 00:05:36.190
اون جملات هم آخرین حرف‌هایی
.بود که مادرم بهم زد

00:05:41.190 --> 00:05:42.350
.صبرکن

00:05:43.170 --> 00:05:47.810
،درست لحظاتی قبل از این‌که کشته بشم
.پدرم پیشنهادی داد

00:05:48.360 --> 00:05:52.330
که اگر به محلی دورافتاده فرستاده بشم
،که اونجا زندگی بی‌سر و صدایی داشته باشم

00:05:52.330 --> 00:05:54.250
.شاید بتونن از خیر جونم بگذرن

00:05:54.830 --> 00:05:58.330
".اسم تو می‌شه "کریستا لنز

00:06:07.550 --> 00:06:09.690
.لطفاً بخاطر همه‌چیز منُ ببخش

00:06:10.140 --> 00:06:13.920
،برای این‌که از جونت محافظت کنم
.چارۀ دیگه‌ای نداشتم

00:06:14.430 --> 00:06:16.520
...پد... پدر

00:06:17.140 --> 00:06:19.830
.من همیشه به فکرت بودم

00:06:20.480 --> 00:06:23.940
همیشه رؤیای روزی رو تو سرم داشتم
.که این‌طوری بتونم در آغوش بگیرمت

00:06:24.860 --> 00:06:28.780
...تو دختر خاصی هستی
.خون اشرافی در رگ‌هات جریان داره

00:06:31.280 --> 00:06:33.030
وا... واقعاً؟

00:06:33.450 --> 00:06:35.580
.بله، هیستوریا

00:06:36.450 --> 00:06:40.370
.خانوادۀ ریس ما نسل اشرافی حقیقی‌‍ه

00:06:40.370 --> 00:06:45.580
،و بخاطر این‌که تو دختر خاصی هستی
.تو تنها کسی هستی که می‌تونه تمام بشریت رو نجات بده

00:06:46.010 --> 00:06:48.090
.حالا، بیا بریم، هیستوریا

00:06:48.470 --> 00:06:50.880
...به مکانی که تمام این ماجراها آغاز شد

00:06:55.180 --> 00:06:56.390
!سانس

00:06:56.730 --> 00:06:58.930
حالت... خوبه؟

00:07:00.770 --> 00:07:02.980
...هی، نگو که

00:07:03.230 --> 00:07:05.610
چیزی که نگفتی، آره؟

00:07:06.200 --> 00:07:08.530
...وفاداری‌مون به پادشاه مهم‌تر از

00:07:09.780 --> 00:07:10.900
!سانس

00:07:10.900 --> 00:07:13.700
!دیگه طاقت شنیدنِ صدای کوفتی‌ات رو ندارم

00:07:13.700 --> 00:07:17.160
.تو از همون اولش بهم خیانت کردی

00:07:19.120 --> 00:07:21.460
وقتی به این فکر می‌کنم که
!...چطور بهت اعتماد داشتم

00:07:21.650 --> 00:07:24.500
.سانس! اون اصلاً چیزی به ما نگفته

00:07:24.500 --> 00:07:26.710
.در اصل، ما ازش چیزی نپرسیدیم

00:07:28.840 --> 00:07:33.890
با چاقو رالف رو تهدید کردیم و زورش کردیم
.این متنی‌که من نوشته بودمُ بخونه

00:07:33.890 --> 00:07:34.930
.همین

00:07:41.140 --> 00:07:41.940
...پس

00:07:42.940 --> 00:07:44.000
...من

00:07:44.650 --> 00:07:46.940
من به پادشاه خیانت کردم؟

00:07:51.450 --> 00:07:53.660
!شیاطین لعنتی

00:07:56.490 --> 00:08:02.960
نمی‌خوام انکارش کنم، ولی... مطمئنم
.که نیک هم همچین نظری نسبت به شما داشت

00:08:03.500 --> 00:08:06.040
.واسه همین گفتم چی‌کار کردم

00:08:06.040 --> 00:08:09.130
.که داشتم کم‌کم براتون تأسف می‌خوردم

00:08:09.130 --> 00:08:13.760
!ببین چقدر رقت‌انگیز شدید شما دوتا
!مردای نره‌غولی که آه و ناله می‌کنن و زار می‌زنن

00:08:13.770 --> 00:08:16.760
!لیاقت‌تون هم همین‌‍ه، احمق‌ها

00:08:16.760 --> 00:08:21.350
ببینم چه حالی بهتون می‌ده که تا آخر عمرتون
!رو توی همچین سوراخ‌موشی بپوسید

00:08:21.350 --> 00:08:22.940
.فعلاً

00:08:23.980 --> 00:08:25.940
...نفر بعدی

00:08:27.650 --> 00:08:31.970
.نقش ما... ترتیب و نظمی داره

00:08:32.500 --> 00:08:37.280
،وقتی وظیفۀ کسی به پایان می‌رسه
.نفر بعدی پا جاش می‌ذاره و وظیفه رو ادامه می‌ده

00:08:38.880 --> 00:08:42.140
.در نتیجه، دنیا هرگز از شرش خلاص نمی‌شه

00:08:44.420 --> 00:08:46.790
.موفق باشی، هانجی

00:08:50.000 --> 00:08:51.510
فرمانده؟

00:09:06.480 --> 00:09:09.630
.متأسفم... ریخت‌وپاش کردم

00:09:10.270 --> 00:09:11.650
.سوسک دیدم

00:09:12.200 --> 00:09:17.160
که این‌طور... حتما یکی از لگدهات
تیکه‌تیکه ش کرده

00:09:17.910 --> 00:09:20.120
.وقتش رسیده اطلاعات جدید رو به بچه‌ها بدی

00:09:20.120 --> 00:09:22.850
.آره، درسته

00:09:23.450 --> 00:09:25.160
اِرن قراره خورده بشه؟

00:09:25.500 --> 00:09:26.170
.بله

00:09:26.750 --> 00:09:29.920
...اِرن یه همچین صحبتی رو به یاد آورد

00:09:30.250 --> 00:09:32.120
واسه اون‌کار ازم بدت میاد؟

00:09:32.760 --> 00:09:34.070
...خیلی مطمئن نیستم

00:09:34.550 --> 00:09:36.970
.نمی... نمی‌دونم

00:09:37.800 --> 00:09:40.850
احتمالاً خودت هم نمی‌خواستی
...انسانی رو بخوری

00:09:41.580 --> 00:09:46.810
،اگه طبق این حرف حدسی بزنیم
.یمیر تایتانی بوده که بیرون دیوار تنهایی واسه‌خودش می‌گشته

00:09:46.810 --> 00:09:51.230
،برتولت، راینر، و آنی
.رفیقی داشتن که اون خورده‌ش

00:09:51.230 --> 00:09:55.320
،وقتی تایتان آدمی رو می‌خوره
.نمی‌تونن دوباره تبدیل به انسان بشن

00:09:55.320 --> 00:09:58.660
ولی، اگه یه تایتانی یکی از
رفقای راینر رو بخوره چی میشه؟

00:09:58.660 --> 00:10:02.240
اون‌ها انسان‌هایی هستن که
.توانایی تبدیل‌شدن به تایتان دارن

00:10:02.240 --> 00:10:07.750
به عبارت دیگه، اگر تایتانی انسانی با همچین
.قدرتی رو بخوره، به حالت انسانی برمی‌گرده

00:10:07.750 --> 00:10:11.000
به‌علاوه، قدرت انسان‌هایی
.که می‌خورن رو هم بدست میارن

00:10:11.750 --> 00:10:17.170
توی مبارزۀ چند روز پیش، راینر داشت تایتان‌هایی
.رو سمت اِرنی که فرار کرده بود پرتاب می‌کرد

00:10:17.670 --> 00:10:21.510
اِرن توانایی کنترل تایتان‌ها
.با فریاد خودش رو داره

00:10:21.510 --> 00:10:24.560
اون قصد داشته با اون تایتان‌ها
.قدرتش رو بقاپ‌‍ه

00:10:24.560 --> 00:10:30.020
در این صورت، اِرن پوسته‌ای
.بیش نیست که بالأخره جایگزین می‌شه

00:10:30.490 --> 00:10:36.320
،اساساً، اگر دولت یه تایتان برای خودشُ داشته باشه
.می‌تونه اِرن رو بخوره و قدرتشو بگیره

00:10:39.200 --> 00:10:40.570
.آروم باش

00:10:40.570 --> 00:10:44.950
،حتی اگه بری به اونجا حمله هم کنی
.اِرن رو بهمون بر نمی‌گردونن

00:10:45.280 --> 00:10:48.910
بگذریم، الان می‌ریم سمت
".زمین‌های این یارو "رود ریس

00:10:48.910 --> 00:10:50.920
.فوراً حاضر شید که بریم

00:10:50.920 --> 00:10:52.040
!بله، قربان

00:10:55.100 --> 00:10:59.090
من میرم برای اروین تعریف کنم
.چی درمورد خانوادۀ ریس دستگیرمون شد

00:10:59.090 --> 00:11:01.180
.مطمئنم که منتظره که ازمون خبری بگیره

00:11:01.730 --> 00:11:02.800
.آره

00:11:02.800 --> 00:11:06.680
.می‌تونیم توی زمین ریس همدیگه رو ببینیم
.بیا همون پاتوق همیشگی‌مون

00:11:10.770 --> 00:11:14.610
،عذر می‌خوام. فرمانده اروین
.پیکسیس اومده سراغ شما رو می‌گیره

00:11:14.860 --> 00:11:15.980
فرمانده پیکسیس؟

00:11:15.980 --> 00:11:18.830
.بله، می‌خوان ببینن‌تون

00:11:20.570 --> 00:11:21.610
.بفرستش داخل

00:11:21.610 --> 00:11:22.660
!چشم

00:11:27.080 --> 00:11:29.450
.شرمنده که دیر وقت مزاحم می‌شم

00:11:30.460 --> 00:11:33.130
.آخه نمی‌تونستم یه جا وایسم

00:11:33.630 --> 00:11:35.690
.نامه‌ات رو کامل خوندم

00:11:36.090 --> 00:11:38.610
.خودم هم یه ایده‌هایی به ذهنم رسید

00:11:41.010 --> 00:11:44.850
ولی، اول باید ازت بپرسم... مطمئنی؟

00:11:46.350 --> 00:11:47.100
.بله

00:11:48.390 --> 00:11:52.930
،برای باز پس‌گیری دیوار ماریا
.دولت رو سرنگون می‌کنیم

00:12:02.660 --> 00:12:05.160
می‌دونستم این اتفاق
.بالأخره یه‌روزی میفته

00:12:05.700 --> 00:12:09.040
این دنیای خفه و بسته فقط تا زمان
،محدودی می‌تونه مردم رو کنترل کنه

00:12:09.040 --> 00:12:11.330
.تا طغیان‌گری‌شون شروع بشه

00:12:11.330 --> 00:12:17.170
،و زمانی که اون زمان برسه
.منم مجبورم اسلحه‌ام رو سمت پادشاه نشونه برم

00:12:18.250 --> 00:12:25.090
اگر حدسم درست باشه، برای این
.اقدام، حتی نیازی به نیروهای ارتش هم نیست

00:12:25.090 --> 00:12:28.180
.و این که نیازی نیست کسی بمیره

00:12:28.180 --> 00:12:33.940
واقعا؟ خب بگو ببینم واقعا همچین
راهی عملی میشه؟

00:12:34.730 --> 00:12:38.830
هرچند، زمینه‌های لازم برای شروع
.این کار هنوز کامل آماده نشده

00:12:39.480 --> 00:12:45.450
و اگر اون چیزایی که برنامه‌ریزی کرده بودم
.درست پیش نره، همه‌ی ما رو دار می‌زنن بدون شک

00:12:45.780 --> 00:12:48.080
همش همین بود؟

00:12:48.080 --> 00:12:51.330
.به بیان دیگه، اینم یه قمار بزرگ دیگه‌ست

00:12:51.330 --> 00:12:53.910
.این طور که بنظر میاد، انگار که من یه آدم قماربازم

00:12:54.540 --> 00:12:56.670
.اخبار خیلی زود میرسه

00:12:56.670 --> 00:13:01.210
تا زمانی که خبر برسه، دوست دارم داستانی بگم
.که درباره‌ی بچگی خودم هست

00:13:03.130 --> 00:13:06.140
.پدر من ... معلم بود

00:13:06.970 --> 00:13:11.970
"اطلاعات موجود برای افشای عمومی"
"تایتان‌های هوشمند (قابلیت تغییر شکل)"
تایتان هوشمند : تایتانی معمولی هست که یک تایتان هوشمند که دارای قابلیت تغییر شکل هست رو می‌خوره. با خوردن اون هم آگاهی بدست میاره هم قدرت‌های تایتانی که خورده

00:13:17.690 --> 00:13:19.060
چی شده ؟

00:13:19.060 --> 00:13:20.440
... فرمانده، اون

00:13:20.440 --> 00:13:22.440
.آره، می‌دونم

00:13:26.070 --> 00:13:27.390
!ببخشید منو

00:13:27.740 --> 00:13:28.410
... اروین

00:13:31.040 --> 00:13:32.350
.منم همین طور فکر کردم

00:13:33.660 --> 00:13:37.090
.در نهایت قمار و حدس من درست بود، فرمانده

00:13:37.540 --> 00:13:40.000
.یکی از سرباز‌های جوخه ی داخلی اعتراف کرد

00:13:40.420 --> 00:13:43.340
.خانواده‌ی کنونی این پادشاهی، قلابیه

00:13:43.340 --> 00:13:45.510
.ریس، خانواده‌ی سلطنتی واقعیه

00:13:46.340 --> 00:13:47.510
!خدای من

00:13:48.010 --> 00:13:52.430
در حال حاضر، گروهان لیوای، داره می‌ره
.ارن و هیستوریا رو نجات بده

00:13:52.430 --> 00:13:57.140
وقتی که اونا برگشتن، ما هیستوریا ریس
.رو به عنوان ملکه، برتخت می‌نشانیم

00:13:57.690 --> 00:14:00.400
.به عنوان کسی که واقعا خون پادشاهی در رگ‌هاش هست

00:14:02.150 --> 00:14:06.280
و شما هم کاری می‌کنید که پادشاه
خودش تاج و تخت رو رها کنه؟

00:14:06.280 --> 00:14:08.160
... برای ملکه‌ی واقعی

00:14:08.410 --> 00:14:12.370
،بدون این که خونی ریخته بشه
.ما دولت رو سرنگون می‌کنیم

00:14:12.370 --> 00:14:17.800
و جلوی مردم، براشون فاش می‌کنیم که
.اون حکومتی که اونا می‌شناختن، همه‌اش دروغ بود

00:14:20.040 --> 00:14:22.920
.بسیار عالی، پس منم از این نقشه پشتیبانی می‌کنم

00:14:24.170 --> 00:14:29.390
هرچند، این باید انجام بشه
و تصمیمش با ما نیست

00:14:29.390 --> 00:14:31.930
متوجه این هستی اروین، مگه نه؟

00:14:32.260 --> 00:14:34.460
.البته، فرمانده

00:14:40.020 --> 00:14:42.440
چیزی از تحقیق درباره خانواده‌ی ریس گیرمون اومده؟

00:14:42.820 --> 00:14:44.690
.تا جایی که می‌تونستم اطلاعات جمع کردم

00:14:46.190 --> 00:14:49.450
،از تمام اون چیزی که فهمیدم
.یه اتفاق بود توجهم رو جلب کرد

00:14:49.450 --> 00:14:50.610
حادثه؟

00:14:51.660 --> 00:14:55.540
فرمانده اروین! پلیس از شما می‌خواد
.که خودتون رو تسلیم کنید

00:14:56.540 --> 00:15:00.960
اونا دارن وسط شهر، سحنه‌سازی می‌کنن که
.شما مرتکب قتل شدید

00:15:01.670 --> 00:15:04.660
این طور که معلومه دشمن هم
.حرکت‌های خودش رو شروع کرده

00:15:05.000 --> 00:15:06.920
.هانجی از اینجا دور شو

00:15:06.920 --> 00:15:09.630
چی؟ چه برنامه‌ای داری؟

00:15:09.930 --> 00:15:12.640
.من باید به عنوان فرمانده گروه شناسایی جلوی چشم باشم

00:15:13.140 --> 00:15:15.720
.شما هم باید به مسیر خودتون ادامه بدین

00:15:16.180 --> 00:15:19.390
علاوه‌بر این‌ها، فرمانده‌ی بعدی گروه شناسایی

00:15:19.850 --> 00:15:21.650
.تویی، هانجی زوئه

00:15:23.270 --> 00:15:25.140
.گروهان‌ها رو به تو می‌سپارم

00:15:30.820 --> 00:15:31.990
.هی، اون اینجاست

00:15:31.990 --> 00:15:33.530
.اروین اومده

00:15:38.750 --> 00:15:41.870
فکر کنم که بدونی این کیه اروین؟

00:15:43.330 --> 00:15:45.380
.رئیس کمپانی ریوز

00:15:45.880 --> 00:15:47.630
.آقای دیمو ریوز

00:15:47.630 --> 00:15:50.800
،دیروز، درست در همین جا

00:15:50.800 --> 00:15:53.840
ارن یگر توسط افراد
.ریوز ربوده شد

00:15:53.840 --> 00:15:59.270
ولی ... همه‌ی اینا از قبل توسط
گروه شناسایی و کمپانی ریوز برنامه‌ریزی شده بود

00:15:59.270 --> 00:16:03.420
برای اینکه ارن یگر رو
.به دولت تحویل ندن

00:16:04.360 --> 00:16:10.240
و بعد ... ریوز رو که دیگه بهش نیازی نداشتن
.اون رو کشتن که حرفی نزنه

00:16:10.240 --> 00:16:14.130
قاتل هنوز دستگیر نشده و احتمالا
.همراه ارن یگر پنهان شده

00:16:14.700 --> 00:16:16.660
.چه داستان قانع کننده‌ای بود

00:16:17.280 --> 00:16:19.330
... کاری که شما عوضی‌ها دارین انجام می‌دین

00:16:19.330 --> 00:16:23.080
انگار که می‌خواین قدرت ارن یگر رو برای
.خودتون نگه دارین

00:16:23.080 --> 00:16:27.210
و این ششمین بند از قانون
.رو نقض می‌کنه

00:16:27.210 --> 00:16:29.420
که شما می‌دونید من دارم به کدوم اشاره می‌کنم درسته؟

00:16:29.760 --> 00:16:34.480
اونی که میگه منافع شخصی رو به
.امنیت انسان‌ها ترجیع بدی؟، بله

00:16:35.430 --> 00:16:36.890
.دقیقا همینه

00:16:36.890 --> 00:16:42.430
بنابراین، با دانش به نقض شدن
.این قانون، تمام گروه شناسایی باید دستگیر بشه

00:16:42.980 --> 00:16:44.150
... پدر

00:16:51.440 --> 00:16:54.360
بنظرت اون گربه‌های چاقِ مایه دار بالاخره
راضی شدن؟

00:16:54.820 --> 00:16:58.740
فکر کنم ریوز خوش‌حال بشه بفهمه که
.در نهایت به یه دردی خورده

00:16:58.740 --> 00:17:00.830
. ... ولی هنوز لیوای هست که باید کارش رو تموم کنیم

00:17:00.830 --> 00:17:03.790
.بهت که گفتم، اون خودش، خودش رو نشون می‌ده

00:17:03.790 --> 00:17:05.620
.وقتی که اون موقع برسه، نابودش می‌کنیم

00:17:12.130 --> 00:17:13.870
!حالا باید چی کار کنیم؟

00:17:16.510 --> 00:17:17.800
میشه یه لحظه وقت‌تون رو بگیرم؟

00:17:23.650 --> 00:17:26.310
!از شوهر من فاصله بگیر، آدم کثیف

00:17:28.180 --> 00:17:30.320
،تو این جنگ منطقه‌ی تروست

00:17:30.320 --> 00:17:34.860
آقای ریوز تخلیه‌ی شهر رو عقب انداخت
.برای اینکه می‌خواست ثروت خودش هم با خودش ببره

00:17:36.410 --> 00:17:39.330
خب که چی؟ می‌گی که لایق بوده کشته بشه؟

00:17:39.830 --> 00:17:44.830
هرچند ... با شرایط فعلی که
... تروست در لبه‌ی نابودی قرار داره

00:17:45.090 --> 00:17:48.630
اون پاش رو در این شهر سفت کرد
.و هر کاری که در توانش بود کرد

00:17:48.830 --> 00:17:52.620
... اون به کسایی که جایی برای رفتن نداشتن
.داشتن از گشنگی می‌مردن کمک کرد، برای این که شهر رو زنده کنه

00:17:53.960 --> 00:17:58.760
که، این رویا توسط دستان کس دیگری
.به پایان رسید

00:17:58.760 --> 00:18:02.260
.بهتون قول می‌دم ... انتقامش رو بگیرم

00:18:12.400 --> 00:18:15.240
.پدر من ... معلم بود

00:18:16.490 --> 00:18:18.610
.یه روز ما داشتیم تاریخ می‌خوندیم

00:18:19.490 --> 00:18:22.120
،برای این که جلوی تایتان‌ها از خودشون محافظت کنن

00:18:22.420 --> 00:18:26.430
انسان‌ها درون دیوارها پناه گرفتن
.و 100 سال در صلح و آرامش زندگی کردن

00:18:27.250 --> 00:18:33.160
به همین دلایل، هر اطلاعاتی از گذشته‌ی تاریخ
.برای همیشه، گم شدن

00:18:33.840 --> 00:18:35.760
.این چیزی بود که بهمون یاد دادن

00:18:36.970 --> 00:18:42.640
هرچند، یک سری شک برای من به وجود اومد
.که خواستم از پدرم بپرسم

00:18:43.810 --> 00:18:49.120
اون به سوال پاسخی نداد و کلاس رو
.مثل همیشه تموم کرد

00:18:50.100 --> 00:18:51.020
... ولی

00:18:52.450 --> 00:18:56.860
،وقتی که برگشتیم خونه
.اون جواب من رو داد

00:18:56.860 --> 00:18:58.990
اون گفت که کتاب‌های تاریخی که توسط
.دولت داده شده

00:18:58.990 --> 00:19:02.070
.پر از تناقض و اسرار

00:19:02.910 --> 00:19:08.590
،پدرم همین طور به گفتن ادامه داد
.و حتی به عنوان یه بچه، من هم خشکم زده بود

00:19:09.710 --> 00:19:14.000
یه دلیلی وجود داشت که اون کل داستان
.رو توی کلاس نگفت

00:19:14.000 --> 00:19:16.590
.ولی من اونقدر باهوش نبودم که بفهمم

00:19:17.920 --> 00:19:20.840
من داستان پدرم رو به
.بچه‌های دیگه هم گفتم

00:19:21.260 --> 00:19:24.100
و یه روز پلیس اومد و شروع کرد
.از من سوال پرسیدن

00:19:25.310 --> 00:19:30.910
... پدر من اون شب به خونه نیومد
.و تو یه حادثه‌ای در یه جای خیلی دور مرد

00:19:31.660 --> 00:19:36.150
،بر اساس اون چیزی که من می‌دونم
.پدر من توسط دولت کشته شد

00:19:37.900 --> 00:19:42.450
... صد و هفت سال پیش
... بشری که به داخل این دیوارها فرار کرد

00:19:42.450 --> 00:19:46.160
پادشاه خاطرات اون‌ها رو تغییر داد
.برای اینکه راحت‌تر بشه بر اون‌ها حکومت کرد

00:19:47.080 --> 00:19:49.120
.این تئوری پدر من بود

00:19:49.580 --> 00:19:55.880
عه؟ خب یعنی اگر این کار رو نمی‌کردن
بشریت نمی‌تونست به تمدنِ الانش برسه؟

00:19:56.260 --> 00:19:56.990
.درسته

00:19:57.510 --> 00:20:00.260
،از همون موقعی که بچه بود
... داشتم فکر می‌کردم

00:20:00.260 --> 00:20:05.140
برای چی پدرم باید می‌مرد اونم سر این که
.یه خورده داشت به حقیقت نزدیک می‌شد

00:20:05.430 --> 00:20:09.890
حتی اونایی که توی دولت دارن کار می‌کنن باور
.دارن که کارشون عدالتِ محضه

00:20:10.810 --> 00:20:14.680
... هرچند، من یه چیزی درباره‌ی اونا فهمیدم

00:20:15.380 --> 00:20:21.130
،چیزی که اونا دارن سعی می‌کنن ازش محافظت کنن، مردم نیست
.بلکه باغ‌ها و خونه‌ها و زمین‌هاشونه

00:20:21.820 --> 00:20:25.990
و در اینجا، اگر کسی جرئت کنه که
.حق اونا رو زیر سوال ببره

00:20:25.990 --> 00:20:28.660
.اونا خواهند مرد، مهم نیست که کی باشن

00:20:29.080 --> 00:20:32.920
در نهایت هیچ چیزی برای توجیح
.مرگ پدرم پیدا نکردم

00:20:34.060 --> 00:20:39.090
... پدر من به خاطر حرص انسان‌ها و
.حماقت پسر خودش مرد

00:20:39.860 --> 00:20:44.590
قبل از اینکه متوجه بشم، تئوری پدرم
.حقیقت محض شد توی قلب من

00:20:45.400 --> 00:20:50.800
حالا، هدفم در زندگی ... اینه که
.تئوری پدرم رو یک بار برای همیشه به اثبات برسونم

00:20:54.980 --> 00:20:57.900
گروه شناسایی یک انسان رو کشته

00:20:58.470 --> 00:21:02.150
!بعضی از اونا فرار کردن
!اونا هنوز آزاد دارن می‌چرخن

00:21:02.150 --> 00:21:05.910
،اگر هر کدوم از این اشخاص رو دیدین
!به سرعت ما رو خبر کنید

00:21:06.190 --> 00:21:07.830
بهت که گفتم، مگه نه؟

00:21:07.830 --> 00:21:12.250
اونا همون کسایین که جنگ تایتان ها رو به اینجا کشوندن
.و تقریبا همه چیز رو نابود کردن

00:21:12.690 --> 00:21:16.330
شرط می‌بندم الانم می‌خوان از
.قدرت ارن استفاده کنن که ما رو نابود کنن

00:21:19.460 --> 00:21:21.960
.فرمانده، ما آذوقه رو فراهم کردیم

00:21:22.380 --> 00:21:24.510
.اینا رو پلیس داشت به مردم می‌داد

00:21:26.550 --> 00:21:30.470
اگر این درست باشه
.گروه شناسایی باید منهل شده باشه

00:21:30.850 --> 00:21:33.350
.من شنیدم که می‌گفتن امشب می‌خوان بیان دنبال ما بگردن

00:21:33.350 --> 00:21:36.270
و اینکه اونا سر تمام جاده‌های اصلی
.سرباز گذاشتن

00:21:36.270 --> 00:21:38.980
امکان نداره که بدون مجوز
.بشه از اونا رد شد

00:21:39.430 --> 00:21:41.320
فرمانده، حالا چی؟

00:21:41.320 --> 00:21:43.320
... اگر ما عجله نکنیم، ارن

00:21:43.320 --> 00:21:44.900
.آروم باش

00:21:44.900 --> 00:21:47.110
.اونا دارن از یه گاری استفاده می‌کنن

00:21:47.110 --> 00:21:50.450
حداقل یه روز طول می‌کشه که
.به زمین‌های ریس برسن

00:21:51.050 --> 00:21:54.540
ما باید از این زمان استفاده کنیم و
.یه نقشه بکشیم

00:21:54.540 --> 00:21:56.210
.فرمانده، من صدای پا شنیدم

00:21:58.960 --> 00:22:00.840
.دارن میان این طرفی

00:22:07.324 --> 00:22:10.324
[ ...این داستان ادامه دارد ]

00:22:12.372 --> 00:22:19.372
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:19.396 --> 00:22:39.396
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:40.650 --> 00:23:42.350
... اونایی که زندگی‌شون رو دادن

00:23:42.350 --> 00:23:44.480
... اونایی که به عدالت ایمان داشتن

00:23:44.480 --> 00:23:46.220
... اون‌هایی که از شهر محافظت می‌کردن

00:23:46.870 --> 00:23:52.260
شجاعتی که از خاطراتی میاد که
.به مردم شجاعت جنگیدن رو می‌ده

00:23:52.990 --> 00:23:56.450
« قسمت بعدی: اعـتـمـاد »