﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:03.040
.من ذهن بري رو سرِ هم کردم
فکر مي‌کني نمي‌تونم از هم بازش کنم؟

00:00:03.120 --> 00:00:05.040
!فقط بذار پنج دقيقه باهاش باشم

00:00:05.120 --> 00:00:06.580
کاري مي‌کنم برينه رو دست‌هام
[ دست پُر برمي‌گردم ]

00:00:07.120 --> 00:00:08.740
چي؟ يعني...؟ -
اوهوم -

00:00:09.950 --> 00:00:14.830
اين چيه؟ -
اين کليد کلبه‌ـمه. مي‌خوام توي خانواده نگه‌ش دارم -

00:00:15.040 --> 00:00:17.240
من کلبه‌اي که دوست‌دخترت توش به
قتل رسيد رو نمي‌خوام. مشمئزکننده‌ست

00:00:17.790 --> 00:00:20.040
.من ديگه نمي‌تونم برات کار کنم
بايد يه نفر ديگه رو پيدا کني

00:00:20.120 --> 00:00:21.660
خب، آدم‌کُش ديگه‌اي سراغ داري؟

00:00:21.740 --> 00:00:22.660
اگه افرادت رو آموزش بدم چي؟

00:00:22.910 --> 00:00:24.240
!افراد من تخمي‌ـن، خودت‌ـم مي‌دوني

00:00:24.540 --> 00:00:26.990
اگه من تخمي‌ـم، پس تو
!شاه کوه تخمي هستي

00:00:27.080 --> 00:00:28.830
!اوه، دهن گشادت رو ببند

00:00:29.040 --> 00:00:30.870
به اين نتيجه رسيدم که مي‌خوام
يه صحنه دربار? سم بنويسم

00:00:30.950 --> 00:00:34.290
اون کتک‌ـت زد، بنابراين به اين نتيجه
رسيديم که تو بايد از اونجا بزني بيرون

00:00:34.620 --> 00:00:35.740
سلام، سلي

00:00:36.450 --> 00:00:37.490
سلام، سم

00:00:40.000 --> 00:01:00.000
** وب سايت بلبل جان با افتخار تقديم ميکند **
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:23.830 --> 00:01:27.160
ببخشيد، چي؟ -
گفتم، تو اينجا بزرگ شدي، بابي؟ -

00:01:28.580 --> 00:01:31.540
اسم من ...ـه

00:01:31.620 --> 00:01:33.580
اوه، ببخشيد. بري

00:01:33.660 --> 00:01:35.080
من کليولند بزرگ شدم

00:01:35.160 --> 00:01:37.160
حتماً خيلي با هم تفاهم داريد

00:01:38.080 --> 00:01:41.080
خب، سلي، ما تو رو توي اون برنام? فضايي ديديم

00:01:41.160 --> 00:01:43.200
اوه... آره

00:01:43.290 --> 00:01:45.290
آم... راست‌ـش زياد بهم نقش مي‌دن

00:01:45.370 --> 00:01:47.790
کُلي نقش دارم مي‌گيرم. اون
يکي از نقش‌هاي کوچک‌ـم بود

00:01:47.870 --> 00:01:51.740
ولي... اين مديربرنامه‌هاي جديد رو دارم، و -
اونا واقعاً عالي‌ان                 - اوضاع‌ـش عاليه

00:01:51.830 --> 00:01:55.080
عاليه. واقعاً بهت افتخار مي‌کنم

00:01:55.160 --> 00:01:58.490
هي، اين با من. مهمون من‌ـيد -
اوه. ممنون -

00:01:58.580 --> 00:02:02.040
پس... مارک کمبل، اون مربي تيم فوتبال پسرمه

00:02:02.120 --> 00:02:03.410
عجب، چه دنياي کوچکيه -
آره -

00:02:03.490 --> 00:02:05.580
پسرت چند سال‌ـشه؟ -
پنج سال -

00:02:05.660 --> 00:02:07.410
عجب. ديوانه‌واره -
آره -

00:02:07.490 --> 00:02:11.660
چند روز پيش اشاره کرد که تو داشتي راجع
به يه نمايش با کيت صحبت مي‌کردي؟

00:02:11.740 --> 00:02:16.040
آره، من نقش تو رو توش بازي مي‌کنم -
...آره، نه، اون... يه جورايي، چيزه -

00:02:17.160 --> 00:02:18.990
آره، فکر نمي‌کردم کيت به مارک بگه

00:02:19.080 --> 00:02:21.620
راست‌ـش رو بخواي نمايش نيست -
نه، نمايشه -

00:02:21.700 --> 00:02:26.410
منظورم اينه، يه صحنه توي يه
نمايشه که خودش نوشت، و عاليه

00:02:27.410 --> 00:02:29.240
واسه همين اومدي اينجا؟ -
نه -

00:02:29.330 --> 00:02:32.120
همون‌طور که گفتم، داشتم
واسه کار مي‌رفتم سن ديه‌گو

00:02:32.200 --> 00:02:33.790
اوه، سن ديه‌گو، خيلي‌خب -
آره -

00:02:33.870 --> 00:02:38.540
،ولي از اونجايي که اينجام
چيزي هست که من بتونم ببينم؟

00:02:38.620 --> 00:02:40.410
نه -
نه، از اين خبرا نيست -

00:02:40.490 --> 00:02:42.490
خب، چون نمي‌شه اسم‌ـش رو گذاشت نمايش

00:02:42.580 --> 00:02:46.990
زياد مثل يه نمايش نيست. بيشتر مثل يه صحنه‌ست، و -
يه جورايي بيشتر مثل يه تمرينه               - تمرين نيست

00:02:47.080 --> 00:02:49.330
...خب، هست. در اين مقطع، يه تمرينه -
...يه نمايشه که داريم -

00:02:49.410 --> 00:02:54.500
ولي قراره يه نمايش باشه که جلوي آدم‌ها اجراش مي‌کنيم -
ما توي اين کلاس با هم‌ـيم، و داريم اين تمرينه رو انجام مي‌ديم -

00:02:54.501 --> 00:02:55.120
...يه نمايشه

00:02:55.200 --> 00:03:00.040
زياد راجع به تو نيست. بيشتر راجع به من و زندگي
...منه، و بنابراين، زياد از اون‌جور چيزها نيست که

00:03:00.120 --> 00:03:03.370
به نظرم حوصله‌ت سر مي‌ره -
عالي مي‌شه -

00:03:04.290 --> 00:03:05.620
خيلي‌خب

00:03:06.740 --> 00:03:09.410
خب، بگذريم، من... يک‌شنبه پرواز دارم

00:03:09.490 --> 00:03:13.540
«من توي «سوئيت‌ها و مهمان‌سراي وَلي
اقامت دارم، توي استوديو سيتي
[ استوديو سيتي: شهرکي در لس‌آنجلس ]

00:03:13.620 --> 00:03:16.240
از دست اين‌همه شهر، درسته؟
چرا نمي‌شه فقط لس‌آنجلس باشه؟

00:03:18.330 --> 00:03:21.240
از ديدن‌ـت خوشحال شدم، سلي -
آره -

00:03:22.240 --> 00:03:24.370
هي، خوش‌وقت شدم، رفيق

00:03:28.990 --> 00:03:30.870
!ايول

00:03:30.950 --> 00:03:34.700
باريکلا، کظام! فرم‌ـت عاليه، آره

00:03:34.790 --> 00:03:36.790
اما عضلات دروني‌ـت رو به کار بنداز، باشه؟

00:03:36.870 --> 00:03:38.740
عاليه

00:03:38.830 --> 00:03:41.040
...پس

00:03:41.120 --> 00:03:43.910
زندگي توي انبار شديداً پُرتنش بوده، پسر

00:03:43.990 --> 00:03:49.120
همون‌طور که مي‌دوني، طعم موردعلاق?
من در بين تمام بستني‌ها، «راکي رود»ـه

00:03:49.200 --> 00:03:52.660
...و ديروز، رفتم پيش دستگاه بستني قيفي

00:03:52.740 --> 00:03:56.790
و کريستوبال طعم مورد علاق? من...
رو با خمير کلوچه‌اي عوض کرده بود

00:03:56.870 --> 00:03:59.410
که حدس بزن طعم مورد علاق? کيه

00:03:59.490 --> 00:04:02.222
مي‌دوني مردم چطور شروع مي‌کنن
به شبيه‌شدن به سگ‌هاشون؟

00:04:02.223 --> 00:04:05.120
خب، استر داره موهاش رو
عين کريستوبال مي‌کنه

00:04:05.200 --> 00:04:07.950
اين چه بساطيه؟ -
و من... بري؟ -

00:04:08.040 --> 00:04:09.450
!اه

00:04:09.540 --> 00:04:11.160
فکر کردي اين يه جور بازي مسخره‌ست؟

00:04:11.240 --> 00:04:13.240
فکر کردي يه بازيه، هان؟

00:04:13.330 --> 00:04:17.790
تمرکزت رو از دست بدي، به طرف مقابل
!فرصت شليک‌کردن بدي، مُردي

00:04:17.870 --> 00:04:21.290
بکُش! تنها کلمه‌ايه که مي‌خوام
توي مغز پهني‌ـت باشه

00:04:21.370 --> 00:04:23.120
بکُش

00:04:34.200 --> 00:04:36.240
!ما انگليسي بلديم -
!مي‌دونيم چي زرزر مي‌کنه -

00:04:36.330 --> 00:04:37.450
...برو! مردک?

00:04:37.540 --> 00:04:43.620
داستان تو اينه که پدرت توسط
فضايي‌ها ربوده و جايگزين شد؟

00:04:43.700 --> 00:04:45.540
همچين اتفاقي افتاد

00:04:45.620 --> 00:04:47.540
يه‌کمي باهاش مشکل دارم

00:04:47.620 --> 00:04:49.370
شما يه‌کمي باهاش مشکل داري؟

00:04:49.450 --> 00:04:53.290
،خب، به نظرتون... من اون مشکل رو کُل زندگي‌ـم داشتم -
دست‌وپنجه‌نرم‌کردن باهاش، خيلي‌خب؟                   - واقعاً؟

00:04:53.370 --> 00:04:55.080
نه، وانمود به استفراغ مي‌کنم. وانمود مي‌کنم

00:04:55.160 --> 00:04:57.660
احتمالاً نبينيدش چون سرـم رو مي‌کنم توي توالت

00:04:57.740 --> 00:04:59.490
...پس فقط يه همچين صدايي مي‌شنويد

00:04:59.580 --> 00:05:01.790
مي‌دونيد، صدا... -
من مي‌تونم درست‌ـش کنم، مي‌تونم درست‌ـش کنم -

00:05:01.870 --> 00:05:04.660
قبلاً هم انجام‌ـش دادم -
به نظر من اگه همچنين ببيني‌ـش قوي‌تره -

00:05:04.740 --> 00:05:07.120
به نظر من اگه واقعاً استفراغ کني قوي‌تره -
آره -

00:05:07.200 --> 00:05:09.830
بار آخرت بود دست روم بلند کردي، سم

00:05:09.910 --> 00:05:12.950
من ديگه بُريدم. و از الان به بعد ديگه اين‌جوريه

00:05:13.040 --> 00:05:15.790
مي‌شنوي؟ مي‌خواي خفه‌ام کني؟

00:05:15.870 --> 00:05:19.580
:خب، از اين خفه شو
رابطه‌مون تمومه. فهميدي؟

00:05:22.910 --> 00:05:24.370
من... اوه، اون ديالوگ توئه

00:05:24.450 --> 00:05:27.200
«...مي‌گي: «اوه، عزيزم، خواهش مي‌کنم -
...مي‌دونم، مي‌دونم، مي‌دونم، آم -

00:05:27.290 --> 00:05:31.200
هي، گوش کن، من سعي ندارم بي‌شعوربازي‌اي -
چيزي دربيارم، آم...                                  - آها؟

00:05:31.910 --> 00:05:37.290
،موقعي که رفتيم با سم شام خورديم
،تو پرسيدي پسرش... پسرش چطوره

00:05:37.370 --> 00:05:42.410
و بابت حساب‌کردن صورت‌حساب ازش تشکر کردي -
آره، خب چيه؟ من... نمي‌دونم، فقط داشتم ادب به خرج مي‌دادم -

00:05:42.490 --> 00:05:44.870
...نه، مي‌فهمم. فقط دارم مي‌پرسم

00:05:45.830 --> 00:05:50.490
خيلي‌خب، توي اين مي‌گي: «ديگه نمي‌خوام -
ريخت‌ـت رو ببينم»، درسته؟           - اوهوم

00:05:50.580 --> 00:05:55.580
،ولي بعدش شام دعوت‌مون کرد بيرون
و تو خيلي پايه به نظر مي‌رسيدي

00:05:55.660 --> 00:05:58.240
و من فقط... من متعجب بودم

00:05:58.990 --> 00:06:01.870
اوه، نمي‌خوام ناراحت‌ـت
...کنم. گوش کن، من فقط

00:06:01.950 --> 00:06:05.040
...متوجه‌اي منظورم چيه؟ من فقط سعي دارم

00:06:05.120 --> 00:06:08.830
فقط سعي دارم متوجه بشم
که اين از کجا ناشي مي‌شه

00:06:08.910 --> 00:06:11.160
وايسا، هي. سلي؟

00:06:11.240 --> 00:06:13.370
مي‌تونم يه کل? مصنوعي درست کنم -
!آره -

00:06:13.450 --> 00:06:15.450
توي تصورم، دقيقاً همون رو ديدم

00:06:15.540 --> 00:06:17.740
اوه، يه لوله از توش رد مي‌کنيم، من کاري
مي‌کنم استفراغ از اونجا بياد بيرون

00:06:17.830 --> 00:06:19.080
!اوه، خداي من، نَت -
استفراغ واقعي -

00:06:19.160 --> 00:06:21.790
هي. هي، چي شده؟

00:06:22.950 --> 00:06:27.790
من هيچ‌وقت تو روـش واينستادم

00:06:29.490 --> 00:06:32.370
...منظورم اينه، اون

00:06:32.450 --> 00:06:34.240
منظورم اينه، اون زد لت‌وپارم کرد

00:06:34.330 --> 00:06:36.700
...تقريباً تا حد مرگ خفه‌ام کرد، ولي من

00:06:36.790 --> 00:06:39.660
...منظورم اينه، من هيچ‌وقت... من... منظورم اينه

00:06:39.740 --> 00:06:41.910
منظورم اينه، فکر کنم بعدش
باهاش لوله شدم توي تخت‌خواب

00:06:41.990 --> 00:06:43.910
و فکر کنم، فکر کنم من اون رو بغل کردم

00:06:43.990 --> 00:06:46.910
:منظورم اينه، حتي ممکنه گفته باشم
دوست‌ـت دارم»، محض رضاي خدا»

00:06:46.990 --> 00:06:49.660
منظورم اينه، بهش نگفتم از چيز وامونده‌اي خفه بشه

00:06:49.740 --> 00:06:52.700
...و بعد، منظورم اينه، عاقبت، آره، ترک‌ـش کردم، ولي

00:06:52.790 --> 00:06:55.040
ولي، منظورم اينه، اون خواب بود

00:06:55.120 --> 00:06:57.240
هي، ولي تو اون رو ترک کردي

00:06:57.330 --> 00:06:59.410
سلي، تو ترک‌ـش کردي، مهم اينه

00:06:59.490 --> 00:07:03.290
اوه خدا، منظورم اينه، اول‌هاش، يه جورايي
مشکلي نداشت، شايد واسه يه سال

00:07:03.370 --> 00:07:05.290
.ولي من 19 سال بيشتر نداشتم
منظورم اينه، آخه من چي سرـم مي‌شد؟

00:07:05.370 --> 00:07:10.290
،منظورم اينه، ولي بعدش فقط، مي‌دوني
...سال‌ها کتک‌خوردن بود و عذرخواهي و

00:07:10.370 --> 00:07:15.290
و اين نوع چرخ? معيوب که همين‌طور
...خودش رو تکرار مي‌کرد، ولي من فقط

00:07:17.660 --> 00:07:19.450
منظورم اينه، من موندم

00:07:19.540 --> 00:07:27.660
هي...                     - مي‌دوني، اين‌طوري نوشتم‌ـش چون اگه -
...اين‌طوري انجام‌ـش ندم، پس چطوري به مردم توضيح بدم که

00:07:29.450 --> 00:07:31.580
فقط فرار کردم؟

00:07:33.540 --> 00:07:35.160
مجبور نيستي

00:07:36.370 --> 00:07:38.490
چيه، منظورت اينه دروغ بگم؟

00:07:39.450 --> 00:07:42.950
دروغ نيست. خودت گفتي، تو
گفتي که آدم قوي‌اي هستي

00:07:43.040 --> 00:07:44.870
...آره، ولي

00:07:46.040 --> 00:07:48.120
منظورم اينه، اين؟ اين اتفاق نيوفتاد

00:07:48.200 --> 00:07:51.330
...خب، آره، ولي

00:07:51.410 --> 00:07:54.540
مي‌دوني، «جنگ ستارگان» هم
اتفاق نيوفتاد، ولي فيلم معرکه‌ايه

00:07:56.450 --> 00:08:00.290
...مي‌دوني، حالا چون توي اين کلاسي

00:08:01.580 --> 00:08:03.950
به اين معنا نيست که نمي‌توني راز داشته باشي...

00:08:05.410 --> 00:08:06.830
...مي‌دوني، تو بايد

00:08:06.910 --> 00:08:10.040
تو بايد قادر باشي آدمي که مي‌گي باشي

00:08:13.120 --> 00:08:14.870
مثلاً من بري بلاک‌ـم

00:08:15.950 --> 00:08:17.540
من يه بازيگرم

00:08:18.990 --> 00:08:21.370
،تو سلي ريدي

00:08:21.450 --> 00:08:23.120
و تو روي سم وايسادي

00:08:23.200 --> 00:08:26.580
واينستادم -
چرا، وايسادي. اشکال نداره -

00:08:31.410 --> 00:08:33.290
...سلي

00:08:34.870 --> 00:08:37.910
فکر نمي‌کني اين جاسوس‌بازي‌ها زياده‌روي‌ـه؟

00:08:37.990 --> 00:08:41.200
نه. تو گند زدي. حالا چار? ديگه‌اي نداريم -
اوه. اوهوم -

00:08:41.290 --> 00:08:44.040
دست کم اين‌جوري، وضعيت رو کنترل مي‌کنم

00:08:44.120 --> 00:08:48.289
آره      - فقط بيارش اينجا، به حرف -
بيارش، و من باقي‌ـش رو انجام مي‌دم

00:08:48.290 --> 00:08:49.870
يادته که اون يه حرفه‌ايه، درسته؟

00:08:49.950 --> 00:08:55.580
من آموزش‌ـش دادم. فکر کردي اون، مي‌دوني، به خودش
اجازه مي‌ده وارد وضعيتي بشه که همه‌چيز از دهن‌ـش مي‌پّره؟

00:09:06.950 --> 00:09:08.660
جواب‌ـش رو بده -
باشه -

00:09:08.740 --> 00:09:12.240
سلام، بري -
،هي، ببين، من اون سخنراني «شجاع‌دل» رو امتحان کردم -

00:09:12.330 --> 00:09:17.040
...ولي... ظاهراً فيلم شديداً پُرطرفداريه، آم

00:09:17.120 --> 00:09:21.370
فيلم کمتر شناخته‌شده‌اي سراغ داري که
شايد بتونم يه سخنراني ازش انجام بدم؟

00:09:21.450 --> 00:09:25.040
آ... نه، واي، بري. نه، حضور ذهن ندارم، نه

00:09:25.120 --> 00:09:27.450
آره، فقط بايد يه سخنراني خوب توشون داشته باشن

00:09:27.540 --> 00:09:30.333
اريک سخنراني ساموئل اِل جکسون
،از «درياي عميق آبي» رو پيشنهاد کرد

00:09:30.334 --> 00:09:34.040
،ولي اون اواسط‌ـش توسط يه کوسه خورده مي‌شه
پس واقعاً دل‌ـم نمي‌خواد اون‌يکي رو انجام بدم

00:09:34.120 --> 00:09:35.700
...و «روز استقلال» هست -
چي؟ -

00:09:35.790 --> 00:09:39.330
بکشون‌ـش اينجا -
اون اين رو مي‌گه؟ -

00:09:39.410 --> 00:09:43.200
بـ... کشون‌ـش... اينجا

00:09:43.290 --> 00:09:45.580
دل‌ـم نمي‌خواد سر اون
گوي سبقت رو ازشون بدزدم

00:09:45.660 --> 00:09:47.990
آره. نه، نه. نه، متوجه‌ام چي مي‌گي

00:09:48.080 --> 00:09:50.555
...نمي‌دونم، پسر. من فقط
فقط يه خرده اينجا سردرگم‌ـم

00:09:50.556 --> 00:09:56.450
،مي‌دوني چيه، رفيق؟ چرا نياي اينجا و ما
مي‌دوني، با همديگه درباره‌ش صحبت کنيم؟

00:09:56.540 --> 00:09:58.160
هان؟ -
واقعاً؟ اوه، اون‌جوري عاليه -

00:09:58.240 --> 00:09:59.990
اون‌جوري عاليه. کجائي؟

00:10:00.080 --> 00:10:03.330
آ... آدرس؟ آ... آره، بذار آدرس رو پيدا کنم

00:10:03.410 --> 00:10:06.160
چيزه... من توي «متل منظر? درخت نخل هاليوود»ـم

00:10:06.240 --> 00:10:10.490
...نزديک «يونيورسال سيتي»ـه، و آدرس، آدرس

00:10:14.830 --> 00:10:20.450
آدرس... خيابون 10729 واينلنده

00:10:20.540 --> 00:10:25.200
،واينلند. خيلي‌خب، رواله. خيلي‌خب
پس مي‌بينم‌ـت. و، هي، هي، فيوکس

00:10:25.290 --> 00:10:26.950
بله؟ -
آ... ممنون -

00:10:27.040 --> 00:10:30.040
ممنون. من، من... من واقعاً سپاسگزارم

00:10:31.580 --> 00:10:33.490
البته، رفيق، مسئله‌اي نيست

00:10:47.410 --> 00:10:48.910
ليو؟

00:10:48.990 --> 00:10:50.290
بابا، سلام

00:10:50.370 --> 00:10:52.040
و به چه دليل اين افتخار نصيب بنده شده؟

00:10:52.120 --> 00:10:57.790
،آ... ما کُلي توت‌فرنگي اضافه داشتيم
...و يادم افتاد تو دوست داري، پس

00:10:57.870 --> 00:10:59.490
به هر حال مجبور مي‌شديم
...بريزيم‌شون بيرون، پس من

00:10:59.580 --> 00:11:02.490
خب، اون باعث مي‌شه حس شگفت‌انگيزي بهم دست
...بده، چون صرف‌نظر از اينکه چه احساسي داشته باشي

00:11:02.580 --> 00:11:04.080
مي‌دونم که بالاتر از آشغال به حساب ميام

00:11:04.160 --> 00:11:10.330
ببين، روان‌پزشک و زن‌ـم جفت‌شون فکر مي‌کنن که اين فکر
بديه، ولي... ممکنه دل‌ـت بخواد گاهي اوقات غذا بخوريم؟

00:11:10.410 --> 00:11:12.040
غذا؟

00:11:12.120 --> 00:11:13.830
من و ليو غذا بخوريم؟

00:11:13.910 --> 00:11:16.740
خيلي‌خب، اطلاعات‌ـم رو برات «اِيردراپ» مي‌کنم

00:11:16.830 --> 00:11:19.990
اون رو فشار بده، اون رو فشار
بده، و بعد ارسال رو فشار بده

00:11:20.080 --> 00:11:21.620
توي راهه -
عاليه -

00:11:23.580 --> 00:11:25.950
هي، گوش کن، مي‌خواي بياي تو يه چاي بخوريم؟

00:11:26.040 --> 00:11:27.490
ويسکي مي‌خوري؟ -
من راحت‌ـم -

00:11:27.580 --> 00:11:29.700
مي‌دونم زوده، ولي بازم تو پسر مادرتي

00:11:29.790 --> 00:11:32.080
بهت زنگ مي‌زنم. باشه، بابا؟ -
آره. باشه -

00:11:32.160 --> 00:11:34.790
هي، ليو

00:11:36.660 --> 00:11:38.490
چي باعث شد نظرت عوض بشه؟

00:11:40.410 --> 00:11:41.830
تو يه تلاشي کردي

00:11:41.910 --> 00:11:44.120
اه -
بزودي صحبت مي‌کنيم -

00:11:44.200 --> 00:11:46.290
اوه، مشتاق‌ـشم

00:11:47.830 --> 00:11:53.580
آ... بابا، تو... يه عکس بدون لباس
از خودت جلوي آينه برام فرستادي

00:11:55.120 --> 00:12:01.580
‌اون به‌خاطر اينه که داشتم يه لباس تن
...مي‌زدم، و اونا مي‌خواستن چيزم رو ببينن

00:12:01.660 --> 00:12:05.870
مي‌دوني چي‌کار مي‌خوام بکنم؟ الان
شماره‌تلفن‌ـم رو بهت مي‌دم. حاضر؟

00:12:05.950 --> 00:12:07.700
تو يه بزدلي، سم

00:12:07.790 --> 00:12:12.660
تو يه مرد کوچک حقيري، و اون
بيرون دنياي خيلي بزرگيه

00:12:12.740 --> 00:12:14.080
...و

00:12:14.160 --> 00:12:16.370
عمرم...

00:12:16.450 --> 00:12:19.040
پس نمي‌خوام باقي عمرم رو حروم کنم

00:12:19.120 --> 00:12:21.950
پس نمي‌خوام باقي عمر خودم رو حروم کنم

00:12:22.040 --> 00:12:24.160
پس نمي‌خوام باقي عمرم رو حروم کنم

00:12:24.240 --> 00:12:25.870
همينه

00:12:25.950 --> 00:12:27.910
عمر، تأکيد روي عمر

00:12:29.790 --> 00:12:33.830
نمي‌خوام حروم‌شدن باقي عمرم رو تماشا کنم

00:12:34.540 --> 00:12:38.240
مي‌خواي خفه‌ام کني، سم؟ هوم؟ هان؟

00:12:38.330 --> 00:12:39.790
تُف

00:12:43.290 --> 00:12:45.740
!هي -
سلام، پسر -

00:12:45.830 --> 00:12:48.160
هي، سلي گفت دل‌ـش
نمي‌خواد اون رو ببيني

00:12:48.240 --> 00:12:49.790
نه، اين توئي که دل‌ـت نمي‌خواد ببينم‌ـش

00:12:49.870 --> 00:12:52.040
داستان منه، حق‌ـش رو دارم -
خيلي‌خب، بزن به چاک، پسر -

00:12:52.120 --> 00:12:53.700
مي‌دوني که چجوريه. اون يه دختره

00:12:53.790 --> 00:12:55.330
دراماتيک‌بازي درمياره -
خيلي‌خب، برو -

00:12:55.410 --> 00:12:58.240
من يه خانواده دارم. اين ممکنه
کامل گند بزنه به زندگي‌ـم

00:12:58.330 --> 00:13:02.540
خوش‌شانسه که پاي وکيل‌ـم رو به ماجرا باز -
نمي‌کنم         - اون مشکل خودته، نه من. برو

00:13:08.410 --> 00:13:09.540
برو

00:13:10.370 --> 00:13:12.910
مي‌دوني، تو پفيوزي، پسر -
خيلي‌خب -

00:13:12.990 --> 00:13:15.870
و يادت نره، اول من کردم‌ـش

00:13:15.950 --> 00:13:18.490
موقعي که تنگ بود گير من اومد

00:13:40.580 --> 00:13:43.160
...بار آخرت بود دست روم بلند کردي، سم. تو

00:13:43.240 --> 00:13:47.040
...يه نگاه به اين کبودي‌ها بنداز، چون

00:13:47.120 --> 00:13:48.830
بار آخرت بود دست روم بلند کردي، سم

00:13:48.910 --> 00:13:53.080
،يه نگاه درست‌حسابي به اين کبودي‌ها بنداز
...چون پام رو از اون در مي‌ذارم بيرون، و

00:13:57.290 --> 00:14:00.240
نه، يه نگاه درست‌حسابي به صورت‌ـم بنداز

00:14:01.490 --> 00:14:05.660
،واسه بار آخر يه نگاه به صورت‌ـم بنداز، سم

00:14:05.740 --> 00:14:08.240
...چون من

00:14:10.830 --> 00:14:12.580
...چون من

00:14:20.870 --> 00:14:23.620
الو؟ -
سلام، سم‌ـم -

00:14:23.700 --> 00:14:27.620
ببين، مي‌دونم دل‌ـت نمي‌خواد من
...رو ببيني، ولي من يه چيزي دارم که

00:14:27.700 --> 00:14:30.040
مي‌توني يه سر بياي به هتل‌ـم؟

00:14:30.120 --> 00:14:31.290
...آ

00:14:31.370 --> 00:14:33.740
نه، فکر نکنم همچين اتفاقي بيوفته، سم

00:14:33.830 --> 00:14:37.830
خب، رو نمي‌نداختم، ولي دارم پروازم
رو مي‌ندازم جلو، و امشب مي‌رم

00:14:37.910 --> 00:14:40.910
و يه چيزي دارم، و دل‌ـم مي‌خواد
قبل از رفتن بدم‌ـش بهت

00:14:42.120 --> 00:14:47.580
مشعل رو بردار، پسر -
نمي‌تونم! اوه، خداي من -

00:14:47.660 --> 00:14:50.950
چرا نمي‌تونم بردارم‌ـش؟ -
چون ريدي -

00:14:51.040 --> 00:14:52.870
اوه، تُف

00:14:52.950 --> 00:14:55.330
!اين بازي ريده -
تو ريدي، پسر -

00:14:55.410 --> 00:14:58.410
اوه، خداي من، چه اتفاقي داره ميوفته؟ -
!آره، بجنب، بيا جلو -

00:14:59.160 --> 00:15:00.830
...نمي‌دونم، من

00:15:00.910 --> 00:15:03.330
فکر نمي‌کنم اين فکر خيلي خوبي باشه

00:15:03.410 --> 00:15:07.950
ببين، اگه خيلي از نظرت ايراد داره، همون
توي کافي‌شاپ توي لابي بيا به ديدن‌ـم

00:15:18.580 --> 00:15:20.910
...سلام... کافه بسته‌ست، پس

00:15:20.990 --> 00:15:25.410
آره، ديدم. فقط بيا به اتاق‌ـم

00:15:25.490 --> 00:15:28.370
سلي، پرواز من ساعت 10ـه. بايد چمدون‌ـم رو ببندم

00:15:28.450 --> 00:15:30.580
دو ثانيه بيشتر طول نمي‌کشه

00:15:30.660 --> 00:15:33.160
خيلي‌خب. باشه

00:15:50.200 --> 00:15:52.540
سلام -
سلام -

00:15:55.910 --> 00:15:57.950
چي مي‌خواستي بهم بدي؟
چون بايد زود برم

00:15:58.040 --> 00:16:01.740
آره، مي‌دونم... مي‌خواستم
...زودتر بهت بدم‌ـش، ولي

00:16:18.410 --> 00:16:20.120
اوه خداي من

00:16:20.200 --> 00:16:22.120
سال دوم

00:16:22.200 --> 00:16:25.950
هر شش اجرا رو اومدم. عالي بودي

00:16:27.160 --> 00:16:28.990
مي‌توني نگه‌ـش داري

00:16:29.080 --> 00:16:31.080
باشه. خب، ممنون

00:16:31.160 --> 00:16:34.040
گوش کن، مي‌خوام واسه اومدن
به لس‌آنجلس ازت عذرخواهي کنم

00:16:34.120 --> 00:16:36.240
کار احمقانه‌اي بود

00:16:36.330 --> 00:16:39.870
من خونواده دارم. نمي‌خواستم اين نمايش
زندگي‌ـم رو از هم بپاشون‌ـه

00:16:39.950 --> 00:16:42.950
آره، هيچ‌کس نمي‌خواد... نمي‌خوام
زندگي‌ـت رو از هم بپاشون‌ـم

00:16:43.040 --> 00:16:44.410
...اين‌طور نبود -
...مي‌دونم. من -

00:16:44.490 --> 00:16:47.240
بهت اعتماد نداشتم، که از روي بي‌عقلي بود

00:16:47.330 --> 00:16:50.240
فکر نمي‌کردم، و... ترسيده بودم

00:16:51.490 --> 00:16:53.700
همچنين، اوضاع خونه زياد مساعد نبوده

00:16:53.790 --> 00:16:56.080
مغزم درست کار نمي‌کرد

00:17:04.450 --> 00:17:06.410
خب، تو خونه چه خبر شده؟

00:17:09.740 --> 00:17:11.620
بابام مريض‌ـه

00:17:11.700 --> 00:17:15.540
اوه، نه. جک مريض‌ـه؟

00:17:24.790 --> 00:17:27.620
،ببين، اميدوارم که زودتر حال‌ـش بهتر شه
،و مي‌دوني، منظورم اينه

00:17:27.700 --> 00:17:30.040
،من رو از حال‌ـش بي‌خبر نذاز

00:17:30.120 --> 00:17:31.910
...و ممنون واس?

00:17:31.990 --> 00:17:33.910
حتماً. ممنون سلي

00:17:33.990 --> 00:17:36.120
از ديدن‌ـت خوشحال شدم -
آره -

00:17:37.660 --> 00:17:39.620
...و مي‌دوني، من

00:17:39.700 --> 00:17:44.160
کاملاً درک مي‌کنم که چرا نگران نمايش من
،و استفاده از اسم‌ـت و باقي مسائل بودي

00:17:44.240 --> 00:17:48.080
و بهت قول مي‌دم که بي‌احترامي‌اي صورت نگيره

00:17:48.160 --> 00:17:50.410
خب؟ -
ممنون -

00:17:50.490 --> 00:17:52.120
مراقب خودت باش

00:17:52.200 --> 00:17:54.200
پس نمايش رو انجام نمي‌دي؟

00:17:59.450 --> 00:18:03.990
نه، من اون نمايش رو انجام مي‌دم، سم

00:18:09.240 --> 00:18:11.990
کدوم قسمت «خونواده دارم» رو متوجه نمي‌شي؟

00:18:12.080 --> 00:18:15.330
آره، داستان من هم هست -
!قسمت‌هاي من‌درآوردي‌ـش نيست -

00:18:15.410 --> 00:18:17.790
چي؟ -
آره، تمرين‌کردن‌ـت رو ديدم -

00:18:17.870 --> 00:18:19.830
اون صحنه چرت بود، سلي

00:18:19.910 --> 00:18:21.790
هيچ‌وقت اتفاق نيوفتاد و خودت اين رو مي‌دوني

00:18:22.950 --> 00:18:24.870
ببين، اسم‌ـت رو تغيير مي‌دم، باشه؟

00:18:27.990 --> 00:18:30.830
دراماتيک‌بازي درمياري! تو داري فقط
!واسه جلب توجه اين کارو انجام مي‌دي

00:18:30.910 --> 00:18:32.080
پس نظرت با نه چي‌ـه، هاه؟

00:18:32.160 --> 00:18:35.200
چطوره بزرگ شي و انجام‌ـش ندي؟

00:18:46.200 --> 00:18:48.790
!آره، مثل قبل فرار کن

00:18:48.870 --> 00:18:51.620
به همه بگو چطور دهن‌ـم رو
!سرويس کردي يا همچين‌چيزي

00:18:51.700 --> 00:18:54.790
همه قهرمان داستان خودشون‌ هستن، درسته؟

00:18:54.870 --> 00:18:56.870
!هرز? دروغ‌گو

00:19:19.040 --> 00:19:20.490
يعني چي؟ کجاست؟

00:19:20.580 --> 00:19:23.580
نمي‌دونم. من که مادرش نيستم

00:19:23.660 --> 00:19:27.330
شايد نياد -
!تو که گفتي تو ذهن‌ـش رو سرِ هم کردي -

00:19:27.410 --> 00:19:29.830
!اه! لعنتي

00:19:33.450 --> 00:19:37.240
!آره، خب... شايد تو ترسوندي‌ـش
اصلاً به اين فکر کردي؟ هاه؟

00:19:37.330 --> 00:19:40.330
!کارـت حرف نداشت، آشغال

00:19:43.410 --> 00:19:45.490
بري؟ -
هي. هي، فيوکس -

00:19:45.580 --> 00:19:47.660
هي، گوش کن پسر. بايد باهات صحبت کنم

00:19:47.740 --> 00:19:49.120
فقط گوش کن، باشه؟

00:19:49.200 --> 00:19:51.490
اينجا نيا، فهميدي؟ و ديگه به من زنگ نزن

00:19:51.580 --> 00:19:53.410
نمي‌تونم باهات صحبت کنم، مي‌فهمي؟

00:19:53.490 --> 00:19:54.870
...نه، ولي فيوکس، من

00:19:54.950 --> 00:19:56.790
ببين، من تقريباً يه کار واقعاً احمقانه
...انجام دادم، پسر و من

00:19:56.870 --> 00:19:59.620
شماره‌ـت رو مسدود مي‌کنم. ديگه با من تماس نگير

00:19:59.700 --> 00:20:01.410
چي؟

00:20:18.490 --> 00:20:20.290
هي

00:20:20.370 --> 00:20:22.700
هي، بري برکمن‌ـم

00:20:22.790 --> 00:20:27.080
...ببين، امروز يه بنده‌خدايي يه چيزي بهم گفت

00:20:27.160 --> 00:20:29.160
و حرف‌ـش من رو عصباني کرد

00:20:29.240 --> 00:20:31.740
چي‌کار کردي؟ ترکوندي‌ـش، هاه؟

00:20:31.830 --> 00:20:34.830
مشت رو ول کردي تو صورت‌ـش؟
فک‌ـش رو آوردي پايين؟

00:20:34.910 --> 00:20:40.160
هي بري، ما جفت‌مون آلفائيم. درک مي‌کنم

00:20:40.240 --> 00:20:43.990
...نه، نه اين‌کارو نکردم. ببينيد، وقتي من

00:20:45.330 --> 00:20:48.870
وقتي عصباني مي‌شم، از آدمي
که مي‌شم خوشم نمياد

00:20:50.240 --> 00:20:53.240
مي‌تونم کاملاً باهات روراست باشم؟

00:20:53.330 --> 00:20:56.370
بري، داره يه‌کمي خسته‌کننده مي‌شه

00:20:56.450 --> 00:20:59.290
بالأخره سفر? دل‌ـت رو برام
باز کردي، يه داستان بي‌نظير

00:20:59.370 --> 00:21:02.870
،در مورد شليک به يک گوسفندکن تعريف کردي
بعدش يهويي، دل‌ـت نمي‌خواد انجام‌ـش بدي

00:21:02.950 --> 00:21:05.450
واسه همين شروع مي‌کني به صحبت
در مورد دوست‌مون، آلبرت

00:21:06.290 --> 00:21:09.200
،باز بعدش بيخيال اون مي‌شي
و يهو داستان رو مي‌بري

00:21:09.290 --> 00:21:11.910
تو يه عالم مزخرف شجاع‌دل‌ـي

00:21:11.990 --> 00:21:13.620
محض رضاي خدا، بري

00:21:13.700 --> 00:21:16.910
مي‌شه اينقدر اين شاخه اون شاخه نکني؟

00:21:16.990 --> 00:21:19.200
حالا چه بلايي سر آلبرت اومد؟

00:21:29.080 --> 00:21:32.330
به من گوش کن، پسرم. هيچ تصادفي در کار نيست

00:21:32.410 --> 00:21:35.450
تو به يه دليلي نوشتن اين داستان رو شروع کردي

00:21:35.540 --> 00:21:39.450
همون دليلي که امشب به اينجا اومدي

00:21:39.540 --> 00:21:42.040
مي‌خواي اين داستان رو تعريف کني

00:21:42.120 --> 00:21:45.080
بايد اين داستان رو تعريف کني

00:21:47.240 --> 00:21:49.240
اون‌موقع يه‌جور ديگه نگاه‌ـم مي‌کنيد

00:21:49.330 --> 00:21:54.160
بهت قول مي‌دم، جور ديگه‌اي نگاه‌ـت نمي‌کنم

00:21:54.240 --> 00:21:57.660
چه اتفاقي افتاد؟

00:22:03.080 --> 00:22:06.160
!اوه، خداي من. آلبرت، آلبرت
داري مي‌ري توي شوک، پسر

00:22:23.740 --> 00:22:25.740
!نمي‌تونم ببينم‌ـشون! نمي‌تونم ببينم‌ـشون

00:22:27.240 --> 00:22:29.410
برکمن! داري چي‌کار مي‌کني؟

00:22:32.700 --> 00:22:34.200
!تف تو ذات‌ـت، عوضي

00:22:34.290 --> 00:22:35.830
!اي عوضي

00:22:35.910 --> 00:22:37.700
!خودشه، عوضي -
!بري، نه -

00:22:37.790 --> 00:22:40.290
بري، داري چه غلطي مي‌کني؟

00:22:40.370 --> 00:22:43.790
!چيه؟ اون به آلبرت شليک کرد -
!بري، بس کن! کار اون نيست -

00:22:43.870 --> 00:22:45.740
چه مرگ‌ـت شده؟ زده به سرت؟

00:22:45.830 --> 00:22:49.080
!اون‌طرف خيابون روي سقف بودن، مردک رواني

00:22:52.660 --> 00:22:55.450
بعدش من رو به يک بيمارستان توي آلمان فرستادن

00:22:57.120 --> 00:22:58.700
...و

00:22:58.790 --> 00:23:01.950
يه دوست خانوادگي پارتي‌بازي کرد و من رو مرخص کردن

00:23:03.290 --> 00:23:05.240
...بعد از اون، من

00:23:08.790 --> 00:23:11.080
احساس نکردم که لايق يه زندگيِ خوب‌ـم

00:23:15.660 --> 00:23:17.410
لعنت بر شيطون

00:23:19.160 --> 00:23:20.700
!تف

00:23:20.790 --> 00:23:22.290
...تف

00:23:23.160 --> 00:23:25.740
ديگه اين داستان رو واسه کي تعريف کردي؟

00:23:25.830 --> 00:23:28.370
توي کلاس؟ هيچ‌کس -
خوبه -

00:23:28.450 --> 00:23:29.740
بهت نصيحت مي‌کنم

00:23:29.830 --> 00:23:36.910
ديگه هيچ‌وقت تا زماني‌که زنده‌اي اون داستان رو تعريف
نکن، چون اساساً يه نفر رو کشتي و از زيرش قسر در رفتي

00:23:36.990 --> 00:23:40.040
مي‌بينيد، واسه همين نمي‌خواستم واسه‌تون
تعريف کنم. چون ديدتون نسبت بهم عوض مي‌شه

00:23:40.120 --> 00:23:44.660
،من رو به چشم يه قاتل مي‌بينيد -
انگار که يه کثافت خشن‌ـم     - بري

00:23:46.040 --> 00:23:47.830
به من گوش کن

00:23:52.910 --> 00:23:54.910
من يه پسر دارم

00:23:54.990 --> 00:23:57.660
رفتار وحشتناکي باهاش داشتم

00:23:57.740 --> 00:24:01.740
،سنگ‌دل بودم، خودخواه بودم

00:24:01.830 --> 00:24:04.290
و واسه تغييرش هيچ کاري از دست‌ـم برنمياد

00:24:04.370 --> 00:24:07.790
ولي ديگه نمي‌خوام اون آدم باشم

00:24:07.870 --> 00:24:13.580
و از خدا مي‌خوام که بشر
بتونه ذات‌ـش رو تغيير بده

00:24:14.990 --> 00:24:17.410
،چون اگه نتونيم

00:24:17.490 --> 00:24:20.040
اون‌موقع من و تو توي بد دردسري هستيم

00:24:21.200 --> 00:24:23.330
خب، چطور بايد اين‌کارو بکنيم؟

00:24:23.410 --> 00:24:26.370
فکر مي‌کنم همين‌الانش داريم مي‌کنيم

00:24:27.450 --> 00:24:29.490
اون يارو رو نزدي، مگه نه؟

00:24:29.580 --> 00:24:31.330
اومدي اينجا

00:24:32.540 --> 00:24:37.370
،داريم در مورد احساسات‌ـت صحبت مي‌کنيم
به‌جاي اينکه احساسات‌ـت رو عملي کني

00:24:38.370 --> 00:24:39.950
،و در مورد پسرم

00:24:40.040 --> 00:24:46.330
اولين باري که بعد از سال‌هاي سال باهاش رابطه برقرار
کردم، فقط يه «کون لق‌ـت، بابا»ي مشتي گيرم اومد

00:24:46.410 --> 00:24:49.540
...ولي امروز، امروز

00:24:50.490 --> 00:24:53.040
واسه‌ام توت‌فرنگي آورد

00:24:58.160 --> 00:25:00.540
فکر مي‌کنيد آدم بدي هستم، آقاي کوسنو؟

00:25:01.580 --> 00:25:06.240
فکر مي‌کنم عميقاً انساني

00:25:06.330 --> 00:25:08.830
،يه کار وحشتناک کردي

00:25:08.910 --> 00:25:11.790
ولي فکر مي‌کنم اون مسئله تو رو تعريف مي‌کنه؟

00:25:11.870 --> 00:25:13.700
نه

00:25:13.790 --> 00:25:19.040
واسه همين فکر مي‌کنم نبايد اين
داستان رو واسه کلاس تعريف کني

00:25:19.120 --> 00:25:21.330
همچنين، به خودشون مي‌رين‌ـن

00:25:21.410 --> 00:25:23.700
منظورم اينه، اونا بچه‌ان

00:25:25.790 --> 00:25:27.910
پس خوب مي‌شيم؟

00:25:27.990 --> 00:25:30.120
...بهت قول مي‌دم، ما

00:25:32.120 --> 00:25:35.580
حل‌ـش مي‌کنيم، خب؟

00:25:35.660 --> 00:25:38.540
بهم اعتماد داري؟ اوهوم

00:25:38.620 --> 00:25:40.160
آره

00:25:44.790 --> 00:25:49.660
حالا، من هزين? کلاس‌هاي خصوصي‌ـم رو
از طريق يه وام‌دهند? ديگه مطالبه مي‌کنم
اشاره به شرکت‌هاي وام‌دهنده در صنعت سرگرمي که ]
[ باعث مي‌شود درآمدهاي شخص معاف از ماليات شود

00:25:49.740 --> 00:25:52.370
پس مي‌رم اون دفتره رو بيارم

00:25:52.450 --> 00:25:54.160
خيلي‌خب

00:26:23.080 --> 00:26:25.660
اوه، لعنتي. تُف

00:26:44.160 --> 00:26:46.330
اه. لعنتي

00:26:51.580 --> 00:26:53.700
...من

00:26:55.080 --> 00:26:57.620
خيلي‌خب، خيلي‌خب

00:26:57.700 --> 00:26:58.990
خيلي‌خب

00:27:00.830 --> 00:27:02.160
!فيوکس

00:27:04.290 --> 00:27:06.740
بري؟ -
هي، اون بالا چي‌کار مي‌کني؟ -

00:27:06.830 --> 00:27:08.490
...من

00:27:08.580 --> 00:27:10.450
نمي‌تونم يه چيزي رو پيدا کنم

00:27:10.540 --> 00:27:11.870
هي، بايد يه چيزي بهت بگم

00:27:11.950 --> 00:27:13.990
الان؟ -
آره، آره، آره، آره -

00:27:14.080 --> 00:27:16.910
ميام بالا. ميام بالا -
!نه، وايسا، وايسا، وايسا -

00:27:17.700 --> 00:27:19.990
...نه

00:27:21.200 --> 00:27:22.450
فيوکس

00:27:22.540 --> 00:27:24.080
هي، باورت نمي‌شه -
چي؟ -

00:27:24.160 --> 00:27:25.660
!بهترين اتفاق افتاد. فوق‌العاده‌ست

00:27:25.740 --> 00:27:29.080
.بري، نه. بري، نه، نه
لعنتي. لعنتي، نه

00:27:29.160 --> 00:27:31.580
!نه

00:27:32.620 --> 00:27:33.870
!تُف

00:27:33.950 --> 00:27:36.120
مي‌دونم نمي‌خواي بهت زنگ بزنم -
...بري -

00:27:36.200 --> 00:27:38.160
واسه همين اومدم اينجا. ولي گوش کن، گوش کن -
...بري، فقط -

00:27:38.240 --> 00:27:39.660
راجع‌به کورنگال به آقاي کوسنو گفتم

00:27:39.740 --> 00:27:42.490
من رو قبول کرد. گفت که... چي گفت؟

00:27:42.580 --> 00:27:44.830
.گفت مي‌تونم ذات‌ـم رو تغيير بدم
مي‌دوني اون يعني چي؟

00:27:44.910 --> 00:27:47.490
مي‌دونم -
اين يعني مي‌تونم تمام چيزهايي -

00:27:47.580 --> 00:27:48.830
که در موردشون صحبت کرديم رو قبول کنم -
...بري -

00:27:48.910 --> 00:27:52.830
،تمام چيزهايي که در مورد خودم دوس‌ـشون ندارم
مي‌تونم قبول‌شون کنم و اون‌ها من رو تعريف نمي‌کنن

00:27:52.910 --> 00:27:54.490
،مثل، مي‌دوني، اتفاقي که توي جنگ افتاد

00:27:54.580 --> 00:27:56.700
کارهايي که با هم مي‌کنيم، حتي چيزهايي
در مورد خودم که دوس‌ـشون ندارم

00:27:56.790 --> 00:27:58.120
و ازشون پشيمون‌ـم مثل کشتن ماس -
نه -

00:27:58.200 --> 00:28:01.700
ديگه لازم نيست با اون پشيموني زندگي کنم

00:28:01.790 --> 00:28:05.910
مي‌تونم پشت سرش بذارم. حرف‌ـم
اينه که من يه کثافتِ خشن نيستم

00:28:07.580 --> 00:28:09.040
چيه؟

00:28:10.950 --> 00:28:12.620
سلام، بري

00:28:14.040 --> 00:28:16.790
هي، فيوکس، چطوره يه لحظه ما رو تنها بذاري؟

00:28:21.290 --> 00:28:22.620
...بري

00:28:23.950 --> 00:28:24.950
برو بيرون

00:28:25.040 --> 00:28:28.330
متأسف... متأسفم

00:28:29.660 --> 00:28:31.120
...فيوکس

00:28:33.740 --> 00:28:35.290
بشين، برکمن

00:28:38.240 --> 00:28:39.620
!بشين

00:28:51.240 --> 00:28:52.370
گيرت انداختم

00:28:52.450 --> 00:28:54.540
گيرت انداختم، برکمن

00:28:56.080 --> 00:28:57.870
بدجوري کارـت ساخته‌ست

00:28:57.950 --> 00:29:00.200
مي‌دونم تو توي اون دوربين ماتيکي بودي

00:29:00.290 --> 00:29:01.330
آره

00:29:02.490 --> 00:29:04.450
،و ماس بو برده بود

00:29:04.540 --> 00:29:07.290
واسه همين کشتي‌ـش -
خواهش مي‌کنم، بذار باهاش صحبت کنم -

00:29:07.370 --> 00:29:08.700
!خفه‌شو

00:29:13.700 --> 00:29:17.080
چيزي ضبط نمي‌شه، پس... فقط من و توئيم

00:29:17.160 --> 00:29:19.290
آره

00:29:19.370 --> 00:29:21.950
خيلي‌خب، مي‌خوام اين‌کارو بکنم

00:29:22.040 --> 00:29:24.080
،فکر همه‌جاشو کردي
،فکر همه‌جاشو کردي

00:29:24.160 --> 00:29:25.580
پس هيچ کار ديگه‌اي نمونده

00:29:25.660 --> 00:29:28.240
،اين‌طوري پيش مي‌ره. همه‌اش به نتيجه مي‌رسه

00:29:28.330 --> 00:29:30.660
...همه‌اش به نتيجه مي‌رسه، پس، آره

00:29:30.740 --> 00:29:33.540
هي مرورش کردي، و حالا وقت‌ـشه

00:29:33.620 --> 00:29:36.120
هي، لوچ، کار احمقانه‌اي نکني

00:29:36.200 --> 00:29:38.950
!لوچ -
!خفه‌شو -

00:29:39.040 --> 00:29:47.490
روح‌ـتم خبر داره اينکه مثل سگ عاشق يکي باشي و يه
بي‌ناموسي بياد و ازت بگيرتش چه حسي داره؟ مي‌دوني؟

00:29:49.700 --> 00:29:51.700
در مورد جنيس متأسفم

00:29:53.200 --> 00:29:55.540
!ماس نه که

00:29:58.160 --> 00:29:59.990
اين راني پراکسين‌ـه

00:30:00.080 --> 00:30:02.990
اون داره زن من رو مي‌کنه

00:30:03.080 --> 00:30:06.990
کارش رو يه‌سره کني، بي‌حساب مي‌شيم

00:30:10.200 --> 00:30:11.500
!چي؟

00:30:11.501 --> 00:30:13.501
« بعد از تيتراژ ادامه دارد »

00:30:13.502 --> 00:30:25.502
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:30:26.600 --> 00:30:30.600
? Roxy Music - Virginia Plain ?

00:31:28.100 --> 00:31:29.540
اسم‌ـت راني پراکسين‌ـه، درسته؟

00:31:29.620 --> 00:31:30.830
آها -
نترس -

00:31:30.910 --> 00:31:32.910
من رو فرستادن تا تو رو بکُشم

00:31:33.120 --> 00:31:34.080
قرار نيست اين‌کارو بکنم

00:31:34.290 --> 00:31:35.370
الان دارم برنامه‌ رو عوض مي‌کنم

00:31:35.450 --> 00:31:41.740
،«خيلي‌خب، پس ازت مي‌خوام که بري «شيکاگو
و ازت مي‌خوام واسه تقريباً يه سال اونجا بموني

00:31:42.290 --> 00:31:43.950
همم -
چمدون داري؟ -

00:31:47.830 --> 00:31:49.120
...امروز، يه بنده‌خدايي

00:31:50.330 --> 00:31:53.240
يه چيزي بهم گفت و حرف‌ـش من رو عصباني کرد

00:31:53.450 --> 00:31:54.950
چي‌کار کردي؟ ترکوندي‌ـش؟

00:31:55.200 --> 00:31:57.740
هاه؟ مشت رو ول کردي تو صورت‌ـش؟

00:31:57.990 --> 00:31:59.200
فک‌ـش رو آوردي پايين؟

00:31:59.830 --> 00:32:01.120
هي، بري

00:32:01.490 --> 00:32:04.330
ما جفت‌مون آلفائيم. درک مي‌کنم

00:32:04.850 --> 00:32:06.333
« درون اين قسمت بَري »

00:32:06.334 --> 00:32:09.540
اين قسمت يه صحنه‌اي توي نمايش داره که -
فکر مي‌کنم احتمالاً رکن اساسي کُل فصل‌ـه
« بيل هدر، «بَري» / تهيه‌کنند? اجرايي » -

00:32:09.620 --> 00:32:11.950
،بري حقيقت‌ـش رو به کوسنو مي‌گه

00:32:12.160 --> 00:32:13.290
و کوسنو اون نطق رو تحويل‌ـش مي‌ده

00:32:13.370 --> 00:32:17.410
و از خدا مي‌خوام که بشر
بتونه ذات‌ـش رو تغيير بده

00:32:17.620 --> 00:32:21.370
چون اگه نتونيم، اون‌موقع من
و تو توي بد دردسري هستيم

00:32:21.450 --> 00:32:22.790
،داره اين رو به بري مي‌گه

00:32:22.870 --> 00:32:25.120
ولي تمام شخصيت‌هاي داستان يه
جورايي دارن اين سختي رو مي‌کِشن

00:32:25.330 --> 00:32:27.950
،به‌طور واضح بري، کوسنو. سلي با شوهر سابق‌ـش

00:32:28.040 --> 00:32:30.450
و داره سعي مي‌کنه خودش رو
،يه آدم قوي نشون بده

00:32:30.540 --> 00:32:32.990
ولي براش سخته که قبول کنه آدم ضعيفي بوده

00:32:33.080 --> 00:32:35.910
...و چطوري به مردم توضيح بدم که فقط

00:32:36.120 --> 00:32:37.450
فرار کردم؟

00:32:38.040 --> 00:32:39.950
خيلي از اين موضوع شرمنده‌ست، درسته؟ -
« الک برگ، تهيه‌کنند? اجرايي » -

00:32:40.040 --> 00:32:43.160
بيش از اندازه، آره -
شخصيتي که امروز داره اون‌طور رفتار نمي‌کرد -

00:32:43.240 --> 00:32:45.950
اون صحنه رو واسه بري خيلي دوست دارم -
آره -

00:32:46.040 --> 00:32:47.540
چون اون فقط توي اين حالت‌ـه
«که: «خب، يه لحظه صبرکن

00:32:47.620 --> 00:32:49.200
مجبور نيستي -
منظورم اينه، اين؟ -

00:32:49.290 --> 00:32:50.620
اين اتفاق نيوفتاد

00:32:51.370 --> 00:32:54.120
مي‌دوني، «جنگ ستارگان» هم
اتفاق نيوفتاد، ولي فيلم معرکه‌ايه

00:32:54.370 --> 00:32:56.240
...بريم سراغ نيم? تاريک -
آره -

00:32:56.330 --> 00:32:58.870
انکار و... مي‌دوني؟

00:32:58.950 --> 00:33:02.740
آخرش به سست‌شدن توانايي‌ـش
به تو روي سم وايسادن مي‌رسه

00:33:02.830 --> 00:33:03.870
اون صحنه مزخرفه

00:33:04.200 --> 00:33:05.660
هيچ‌وقت اتفاق نيوفتاده و خودت اين رو مي‌دوني

00:33:05.740 --> 00:33:08.490
به‌خاطر «حقيقت»ـيش که داره روي
صحنه قرار مي‌ده سرش داد مي‌زنه

00:33:08.580 --> 00:33:11.540
که در مورد من‌درآوردي‌کردن داستان به
دست سلي حرف‌ـش درست و به‌جاست

00:33:11.620 --> 00:33:12.740
!اين‌کارو نکن

00:33:13.080 --> 00:33:15.660
ما توي فصل يک در مورد اينکه لوچ
،يه زن سابق داشته پرداختيم

00:33:15.740 --> 00:33:18.540
«...و پيش خودمون گفتيم: «اوه، اين‌جوري جالب نمي‌شه اگه

00:33:18.620 --> 00:33:21.370
.اون راني پراکسين‌ـه
...اگه کارش رو يه‌سره کني

00:33:22.240 --> 00:33:23.740
بي‌حساب مي‌شيم

00:33:24.120 --> 00:33:25.040
!چي؟

00:33:25.120 --> 00:33:28.490
،وقتي نوشتن فصل دو رو شروع کرديم
اين يکي از پايه‌هاي اصلي داستان‌مون بود

00:33:28.580 --> 00:33:33.700
نيم? اول فصل، حس مي‌کرديد لوچ داره به بري نزديک
،مي‌شه، و بعدش اون پيچش رو انجام مي‌دي

00:33:33.790 --> 00:33:37.950
و بعدش که برمي‌گرديد و صحنه‌ها رو تماشا مي‌کنيد
متوجه مي‌شيد، اين دليل انجام تمام اون‌ کارهاست

00:33:38.040 --> 00:33:40.290
تا اين اطلاعات از بري رو گير بياره -
گيرت انداختم -

00:33:40.370 --> 00:33:42.950
که بتونه بري رو واسه انجام يه قتل اجير کنه