﻿WEBVTT

00:00:00.670 --> 00:00:02.300
اون راني پراکسين‌ـه

00:00:02.380 --> 00:00:03.420
داره زن من رو مي‌کنه

00:00:03.510 --> 00:00:06.050
کارش رو يه‌سره کني، بي‌حساب مي‌شيم

00:00:06.760 --> 00:00:07.800
!چي؟

00:00:09.130 --> 00:00:12.510
من توسط کارآگاه جان لوچ
فرستاده شدم اينجا که بکُشم‌ـت

00:00:12.590 --> 00:00:14.630
قرار نيست اين‌کارو بکنم -
آها -

00:00:16.630 --> 00:00:17.760
بابا؟

00:00:18.010 --> 00:00:19.630
کار دختر راني بود

00:00:19.720 --> 00:00:22.720
فکر کنم دخترش رو تعليم مي‌ده
چون مثل يه خدنگِ وحشي بود

00:00:27.760 --> 00:00:29.260
راني؟ -
!لوچ -

00:00:34.340 --> 00:00:36.050
!تيراندازي شد! تيراندازي شد

00:00:36.550 --> 00:00:37.630
مُرده

00:00:38.260 --> 00:00:40.420
!بري، رفيق، بايد بريم

00:00:48.760 --> 00:00:53.090
کارآگاه جان لوچ نقشي اساسي در تعدادي از
پرونده‌هاي شناخته‌شد? مربوط به گنگ‌ها داشت

00:00:53.170 --> 00:00:57.720
هرچند، نتيج? تحقيقات‌مون اين بوده که اين يک
،مسئل? خانوادگي بين کارآگاه لوچ و يک مرد ديگه بود

00:00:57.800 --> 00:01:00.380
غيرمرتبط با کار پليسي

00:01:00.460 --> 00:01:02.550
از هويت مرد دوم خبر داريد؟

00:01:02.630 --> 00:01:04.510
آ... بله، فکر مي‌کنم يه عکس داريم

00:01:04.590 --> 00:01:05.840
اوه. اوه

00:01:05.920 --> 00:01:07.460
اون راني پراکسين‌ـه

00:01:07.550 --> 00:01:11.380
بله. آقاي پراکسين برند? دو مدال
طلاي المپيک در تکواندو بود

00:01:11.460 --> 00:01:15.130
،آ... ظاهراً، همسر کارآگاه لوچ، دايانا

00:01:15.210 --> 00:01:17.590
اخيراً ترک‌ـش کرده بود که با راني قرار بذاره

00:01:19.550 --> 00:01:21.550
پس، متوجه‌ايد

00:01:21.630 --> 00:01:23.380
آره، متوجه‌ايم

00:01:23.460 --> 00:01:25.630
هاه

00:01:25.720 --> 00:01:27.170
لپ‌تاپ‌ـش؟ پرونده‌هاش؟

00:01:27.260 --> 00:01:30.170
چيزي اينجا نيست. کجا گذاشتت‌شون؟

00:01:30.260 --> 00:01:31.840
نمي‌دونم

00:01:33.630 --> 00:01:36.670
...دايانا، آ

00:01:36.760 --> 00:01:40.800
،دوران سختي رو داري پشت سر مي‌ذاري
ولي پشت سرش مي‌ذاري. مطمئنم

00:01:40.880 --> 00:01:46.760
و مطمئنم يه سايت براي افرادي که شوهر سابق
و دوست‌پسرشون همديگه رو کشتن وجود داره

00:01:46.840 --> 00:01:48.590
و اگه وجود نداره، بايد به وجود بياد

00:01:48.670 --> 00:01:51.260
خب، ممنون که گذاشتي يه نگاه به اطراف بندازم

00:01:51.340 --> 00:01:53.760
آم... مي‌تونم برسونم‌ـت خونه

00:01:53.840 --> 00:01:55.300
يا، چرا نريم يه نوشيدني بخوريم؟

00:01:55.380 --> 00:01:57.300
مي‌خواي بريم يه نوشيدني بخوريم؟ -
نه -

00:01:57.380 --> 00:01:59.460
باشه. مسئله‌اي نـ... هي، چرا
نمياي به تمرين سافت‌بال من؟

00:01:59.550 --> 00:02:02.340
واقعاً دل‌ودماغ‌ـش رو ندارم

00:02:10.900 --> 00:02:23.200
** وب سايت بلبل جان با افتخار تقديم ميکند **
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:26.260 --> 00:02:28.300
...اه

00:02:28.380 --> 00:02:32.130
خوب به نظر مي‌رسه، نه؟
سي دلار. هه

00:02:32.210 --> 00:02:36.590
.دارم از گشنگي تلف مي‌شم، پسر
چرا نريم... چرا نريم به «دوپارز»؟
[ رستوراني در لس‌آنجلس ]

00:02:36.670 --> 00:02:37.920
پنکيک به حساب من، آره؟

00:02:38.010 --> 00:02:43.260
،گوش کن... حالا که اين قضي? لوچ تموم شده
آم... ديگه نمي‌تونم باهات کار کنم، پسر

00:02:43.340 --> 00:02:45.800
اوه، خداي بزرگ! دوباره شروع نکن. چرا؟

00:02:45.880 --> 00:02:48.260
چرا؟ چي‌کار کردم؟
يکي از کارهايي که کردم رو بگو

00:02:49.260 --> 00:02:50.590
به خودت ميکروفن وصل کردي

00:02:51.590 --> 00:02:53.090
چي‌کار کردم؟ -
بيخيال، پسر -

00:02:53.170 --> 00:02:54.960
منظورم اينه، مي‌دوني چي‌کار کردي، پسر

00:02:55.050 --> 00:02:56.800
ببين، مي‌دوني، الان فکرت سر جاش نيست

00:02:56.880 --> 00:03:00.170
همين تازگي دهن‌مون توسط
يه بچ? 12ساله سرويس شد

00:03:00.260 --> 00:03:01.550
ولي من دارم از گشنگي تلف مي‌شم

00:03:01.630 --> 00:03:08.170
مي‌شه بريم «دوپارز»؟ مي‌شه غذا بخوريم؟ در موردش -
صحبت مي‌کنيم   - تو من رو به‌خاطر منافع خودت فروختي

00:03:08.260 --> 00:03:10.880
من کاري که به صلاح جفت‌مون بود رو
کردم... نه به صلاح من، به صلاح جفت‌مون

00:03:10.960 --> 00:03:13.260
زر مفته، پسر -
زر مـ... فکرت کار نمي‌کنه -

00:03:13.340 --> 00:03:16.880
بدون من امکان نداره بتوني سر يه تيکه
از هروئين هنک هم به توافق برسي

00:03:16.960 --> 00:03:21.720
،هروئين هنک؟ اون به يه‌ورـمم نيست! مي‌بيني
!همين رو مي‌گم! تو من رو نمي‌شناسي

00:03:21.800 --> 00:03:23.210
من رو نمي‌شناسي

00:03:23.300 --> 00:03:26.260
آقاي کوسـ... آقا کوسنو، اون
من رو درک مي‌کنه، خيلي‌خب؟

00:03:26.340 --> 00:03:27.510
اون من رو قبول داره

00:03:27.590 --> 00:03:32.090
آقاي کوسنو؟ مي‌دوني، اون درک‌ـت مي‌کنه -
چون دربار? «کورنگال» بهش گفتي        - آره

00:03:35.800 --> 00:03:37.760
بهش گفتي دوست‌دخترش رو کُشتي؟

00:03:43.630 --> 00:03:45.340
لزومي نداره هيچ‌وقت بحث
اون کشيده بشه وسط

00:03:45.420 --> 00:03:47.550
آره، بري، توي انکاري

00:03:47.630 --> 00:03:50.050
چون ماجراي «کورنگال» مه جنگه
مه جنگ: بي‌ثباتي در هوشياري موقعيتي که براي ]
شرکت‌کنندگان در عمليات‌هاي نظامي اتفاق مي‌افتد
[ و قدرت تصميم‌گيري در ميان? درگيري را مختل مي‌کند

00:03:50.130 --> 00:03:54.460
ماس رو از روي نفع شخصي خودت کُشتي

00:03:54.550 --> 00:03:58.300
،انتخاب کردي که بکُشي‌ـش
چون آدم خشني هستي، بري

00:03:58.380 --> 00:03:59.720
...ولي من، من يه

00:03:59.800 --> 00:04:02.670
من يه دنيا به وجود آوردم
که اون توش يه امتيازه

00:04:03.590 --> 00:04:05.050
ديگه نمي‌خوام باهات حرف بزنم

00:04:05.130 --> 00:04:07.460
اه... مي‌خواي اون حرومي رو به من ترجيح بدي؟

00:04:07.550 --> 00:04:10.800
آ... خب، به گمونم همه قهرمان
داستان خودشون‌ هستن، درسته؟

00:04:10.880 --> 00:04:13.590
باشه، بدون تو با هنک کار مي‌کنم

00:04:13.670 --> 00:04:15.050
بدون من با هنک کار مي‌کني؟ -
آره -

00:04:15.130 --> 00:04:17.380
بدون من؟ بدون من چي واسه عرضه‌کردن داري؟

00:04:19.460 --> 00:04:20.800
چي؟

00:04:21.800 --> 00:04:24.550
بدون من هيچي نداري

00:04:24.630 --> 00:04:27.630
!من کسب‌وکار وامونده‌ـتم، ابله

00:04:29.010 --> 00:04:30.130
حرکت‌هات ته کشيده

00:04:30.210 --> 00:04:32.720
...من رو ول نکن نرو، بري. ما

00:04:32.800 --> 00:04:36.010
حرومي، خيلي چيزها واسه
!ازدست‌دادن داريم! بيخيال، پسر

00:04:38.170 --> 00:04:39.380
کون لق‌ـت، بري

00:04:40.460 --> 00:04:42.210
!کون لق‌ـت، پسرک بازيگر

00:04:52.670 --> 00:04:53.840
هنک

00:04:53.920 --> 00:04:56.090
اخمال، دارم به لباس‌هات رسيدگي مي‌کنم، باشه؟

00:04:56.170 --> 00:04:57.420
ممنون، ولي گوش کن

00:04:57.510 --> 00:05:01.800
،وقتي کار شستن لباس‌هاي راهب‌ها رو تموم کردي
کريستوبال مي‌خواد تاشون کني و ببري‌شون بذاري‌شون توي ماشين

00:05:01.880 --> 00:05:04.210
باشه. چرا؟

00:05:04.300 --> 00:05:06.630
استر و افرادش دارن برمي‌گردن به صومعه

00:05:06.720 --> 00:05:10.760
مي‌خوان موقعي که محموله مي‌رسه، اونجا باشن

00:05:10.840 --> 00:05:12.380
دارن ترک‌مون مي‌کنن؟

00:05:13.840 --> 00:05:14.880
اوه، نه

00:05:14.960 --> 00:05:16.050
اوه، آره، بري

00:05:16.130 --> 00:05:19.050
دارم از شرّ ميانماري‌ها خلاص مي‌شم

00:05:20.460 --> 00:05:23.010
خوبه. خوبه. اون خيلي بهتر شده. خوبه

00:05:23.920 --> 00:05:26.380
،آ... پس، محمول? هروئين تا دو روز ديگه مي‌رسه

00:05:26.460 --> 00:05:29.880
که يعني ما قبل از اينکه صومعه کاملاً تقويت
،بشه فرصت کمي واسه تصاحب‌ـش داريم

00:05:29.960 --> 00:05:33.010
درست همون‌طور که انبار رو تحصاحب کرديم -
هي، منظورت از «ما» چيه؟ -

00:05:33.090 --> 00:05:34.460
خب، ما... تو، من

00:05:34.550 --> 00:05:37.130
تيم خفن. بيخيال. دهن سرويس
مي‌کنيم، اسم در مي‌کنيم

00:05:37.210 --> 00:05:40.170
نه، معامله اين بود، هست که
من آموزش‌شون بدم، همين

00:05:40.260 --> 00:05:41.880
يادته؟

00:05:41.960 --> 00:05:43.460
درسته. درسته

00:05:43.550 --> 00:05:46.420
مي‌دوني، برنامه اون بود، و من مرد قول‌ـمم

00:05:46.510 --> 00:05:48.800
باشه؟ من آدم بي‌شيله‌پيله‌اي هستم

00:05:49.880 --> 00:05:52.760
پس، اما نظرت چيه؟ آماده‌ان؟

00:05:59.840 --> 00:06:02.510
اونا آماده‌تر از اين نمي‌شن

00:06:02.590 --> 00:06:03.880
تُف، پسر

00:06:03.960 --> 00:06:06.510
اونا خيلي بابت‌ـش داغون مي‌شن

00:06:06.590 --> 00:06:10.510
منظورم اينه، مي‌خوان
...خداحافظي کنن و ازت تشکر کنن و

00:06:10.590 --> 00:06:13.300
اوه

00:06:13.380 --> 00:06:16.840
اوه، بري. اوه، پسر، روح‌ـتم خبر نداره

00:06:16.920 --> 00:06:18.630
قراره سروصدا به پا شه

00:06:22.050 --> 00:06:25.420
...هي، هي، هي، هي

00:06:46.010 --> 00:06:48.760
«اوه، يعني... «دِين ادا شده

00:06:50.300 --> 00:06:51.670
تو هيچ دِيني بهم نداري

00:06:51.760 --> 00:06:54.800
و... بي‌حساب شديم، درسته؟

00:06:58.010 --> 00:07:01.590
...و حالا چون ديگه با هم کار نمي‌کنيم

00:07:03.960 --> 00:07:05.380
شوخي‌ـت گرفته؟

00:07:05.460 --> 00:07:07.210
الان گير آوردي ما رو؟

00:07:07.300 --> 00:07:12.090
الان کردي توي اين لحظه، با آکاردئون‌ـت
کردي توي اين لحظ? زيباي مهرآميز

00:07:12.170 --> 00:07:15.340
الان آکاردئون‌ـت رو درآوردي و کردي توش، پسر

00:07:16.300 --> 00:07:17.630
!خدا

00:07:19.130 --> 00:07:21.000
هي، خيلي از اون بابت متأسفم -
عيب نداره -

00:07:21.001 --> 00:07:23.050
آم... کجا بودم؟

00:07:23.130 --> 00:07:24.960
اه، رفته. رفته

00:07:25.050 --> 00:07:26.920
آره. از دست رفت

00:07:27.010 --> 00:07:28.340
کجا پارک کردي؟

00:07:30.510 --> 00:07:35.260
آ... بري، هنوز اون گلول? ويژ?
چچني که بهت دادم رو داري؟

00:07:35.340 --> 00:07:37.920
چون به نظرم خيلي برام لذت‌بخشه که
ازش براي کشتن استر استفاده کنم

00:07:38.010 --> 00:07:39.590
نياوردم‌ـش

00:07:39.670 --> 00:07:42.380
...اوه. باشه. خب

00:07:42.460 --> 00:07:44.670
گلول? عادي هم خوبه

00:07:49.090 --> 00:07:51.460
مي‌خواستم تشکر کنم که در تنگنا قرارم داديد

00:07:51.550 --> 00:07:54.050
قبل از شما، من حقير بودم

00:07:54.130 --> 00:07:55.510
هيچي نداشتم

00:07:55.590 --> 00:07:59.590
،مي‌دونيد، وقتي بهم نگاه مي‌کردن
هيچ... هيچ‌کس رو نمي‌ديدن

00:07:59.670 --> 00:08:01.840
،ولي حالا

00:08:01.920 --> 00:08:04.670
من يه هدف دارم

00:08:04.760 --> 00:08:06.050
شما اون رو بهم دادي

00:08:11.380 --> 00:08:14.920
مراقب خودت باش، بري -
از بزرگراه 405 دور بمون، پسر -
[ بزرگراه ميان‌ايالتي کاليفرنيا ]

00:08:27.300 --> 00:08:30.920
پس، اين يه داستان مطلقاً
واقعيه که براي من اتفاق افتاد

00:08:31.010 --> 00:08:35.010
،زماني که شش يا هفت سال داشتم
،خونه، در آپارتمان مادرم در لندن بودم

00:08:35.090 --> 00:08:40.260
،و از پنجره بيرون رو نگاه کردم، و يه اسب ديدم

00:08:40.340 --> 00:08:42.760
درست بيرون آپارتمان‌ـم

00:08:48.920 --> 00:08:51.840
و؟ -
داستان من همينه -

00:08:51.920 --> 00:08:55.590
،و فکر مي‌کني که اون لحظه
لحظه‌ايه که تو رو تعريف مي‌کنه؟

00:08:56.630 --> 00:09:00.460
جين، من مثل شماها اطراف
حيوون‌هاي زيادي بزرگ نشدم

00:09:00.550 --> 00:09:03.130
خب؟ مثلاً... من اهل يه مکان روستايي نيستم

00:09:03.210 --> 00:09:04.840
ايني که مي‌گم وسط شهره

00:09:04.920 --> 00:09:06.720
خيلي‌خب، ممنون. ممنون، ساشا

00:09:07.760 --> 00:09:09.800
!نه، دست... نه، نه، نه! دست نزنيد

00:09:09.880 --> 00:09:11.670
شماها... بايد آخرش تشويق مي‌کرديد

00:09:11.760 --> 00:09:13.340
اگه الان دست بزنيد، يه جورايي ترحم‌آميزه

00:09:13.420 --> 00:09:14.720
نمي‌دونستيم تموم شده

00:09:14.800 --> 00:09:16.210
خيلي‌خب، ساشا، مردم منتظرن

00:09:16.300 --> 00:09:17.920
...شايد نمي‌دونستيد تموم شده، ولي

00:09:18.010 --> 00:09:20.170
مشخصه که اون اسب برام چيز مهمي بود؟

00:09:20.260 --> 00:09:23.260
چون بود. منظورم اينه، من وايسادم
اينجا و اون داستان رو تعريف کردم

00:09:32.300 --> 00:09:34.130
هي، بعدي مائيم. چي شده؟

00:09:35.670 --> 00:09:37.210
صحنه‌ام رو بازنويسي کردم

00:09:37.300 --> 00:09:38.460
جداً؟

00:09:39.630 --> 00:09:42.260
بري، ببين، واقعاً متأسفم که
،اين رو زودتر بهت نگفتم

00:09:42.340 --> 00:09:46.720
ولي، بعد از اينکه با سم شام
...خورديم، بهم زنگ زد، و

00:09:46.800 --> 00:09:48.210
من رفتم به هتل‌ـش

00:09:48.300 --> 00:09:51.050
چي؟ -
اوه، خدا، نه. اتفاقي نيوفتاد، قول مي‌دم -

00:09:51.130 --> 00:09:54.010
...نه، اصلاً اون‌جوري‌ها نبود، نه، راست‌ـش

00:09:54.090 --> 00:09:55.420
خيلي بد بود

00:09:55.510 --> 00:09:57.210
من... من نتونستم توي روـش وايسم

00:09:57.300 --> 00:10:00.420
،نمي‌دونم، احساس فلجي بهم دست داد
جوري که انگار دوباره 19 سال‌ـم بود

00:10:00.510 --> 00:10:02.880
...مثل احمق‌ها وايسادم اونجا، و من

00:10:02.960 --> 00:10:04.630
...نمي‌دونم چي پيش خودم فکر مي‌کردم. فکر مي‌کردم

00:10:04.720 --> 00:10:06.920
فکر مي‌کردم يه جور ديگه‌ست، يا
...فکر مي‌کردم خودم يه جور ديگه‌ام، يا

00:10:07.010 --> 00:10:09.010
ولي فقط... دست‌ـم رو خوند

00:10:09.090 --> 00:10:11.170
در نتيجه، اين رو نوشتم

00:10:11.260 --> 00:10:13.590
حقيقته -
آره، نه، متوجه‌ام -

00:10:13.670 --> 00:10:16.130
نمي‌دونم، نمي... نمي‌دونم مي‌تونم يا نه

00:10:16.210 --> 00:10:19.420
منظورم اينه، من به سختي مي‌تونم
در مورد اين چيزها با تو صحبت کنم

00:10:19.510 --> 00:10:23.550
اون‌وقت چطوري قراره برم اون بالا و
همه‌ـش رو جلوي اون‌ها به زبون بيارم؟

00:10:23.630 --> 00:10:25.010
منظورم اينه، اگه قضاوت‌ـم کنن چي؟

00:10:25.090 --> 00:10:26.510
اگه درک نکنن چي؟

00:10:26.590 --> 00:10:28.460
نه، نه. هي، گوش کن، سلي

00:10:29.670 --> 00:10:34.960
فکر مي‌کنم اگه مي‌توني حقيقت رو
به زبون بياري... بايد اين‌کارو بکني

00:10:35.960 --> 00:10:38.170
گفتن حقيقت چيز خوبيه

00:10:40.720 --> 00:10:43.050
همه بهتون خيره شده بودن. خوشم نمياد

00:10:43.130 --> 00:10:45.460
خجالت‌آور بود. عين فاحشه‌ها بودي

00:10:45.550 --> 00:10:48.130
سم، کِن فقط يه دوسته. احمق نباش

00:10:48.210 --> 00:10:50.510
به من نگو احمق

00:10:50.590 --> 00:10:54.630
،سم، سلي رو از گلو مي‌گيره
مي‌چسبوندش به ديوار

00:10:54.720 --> 00:10:59.460
سلي حيرت‌زده بهش زُل مي‌زنه، واسه هوا
نفس‌نفس مي‌زنه. هوايي بهش نمي‌رسه

00:10:59.550 --> 00:11:02.630
مي‌خواد بکُشدش. سرانجام، سم ول مي‌کنه

00:11:02.720 --> 00:11:05.840
،سلي محکم ميوفته روي زمين
واسه هوا تقلا مي‌کنه

00:11:05.920 --> 00:11:07.800
...سم با دستپاچگي اين‌ور و اون‌ور مي‌ره. بعد

00:11:07.880 --> 00:11:11.300
آ... بـ... ببخشيد. ببخشيد اون‌کارو باهات کردم

00:11:11.380 --> 00:11:13.880
...خيلي متأسفم. آخه ديدن‌ـت با يه نفر ديگه

00:11:13.960 --> 00:11:16.210
خيلي حسودي‌ـم شد. و
حق با توئه، من يه احمق‌ـم

00:11:16.300 --> 00:11:17.590
من يه احمق بي‌مغزم

00:11:17.670 --> 00:11:20.380
نه، نيستي. تقصير منه

00:11:20.460 --> 00:11:22.800
ببين، ببخشيد احمق صدات کردم

00:11:24.420 --> 00:11:26.170
دوست‌ـت دارم

00:11:26.260 --> 00:11:27.880
من‌ـم دوست‌ـت دارم

00:11:29.380 --> 00:11:31.340
و ديگه هيچ‌وقت اين‌کارو نمي‌کنم، قول مي‌دم

00:11:31.420 --> 00:11:33.380
مي‌دونم. نه، مي‌دونم

00:11:34.590 --> 00:11:37.630
.همديگه رو در آغوش مي‌گيرن
سلي رو به حضار مي‌کنه

00:11:37.720 --> 00:11:39.380
يه نورافکن برمي‌گرده روـش

00:11:39.460 --> 00:11:43.130
آره، پس، اين بخش بعدي
يه جورايي مثل يه خطاب مستقيمه

00:11:47.210 --> 00:11:50.510
عذرخواهي مي‌کنه، مثل قبل

00:11:50.590 --> 00:11:53.460
و من هرگز بيشتر از اون لحظه
احساس دوست‌داشته‌شدن نمي‌کنم

00:11:53.550 --> 00:11:56.920
در مقابل خشم‌ـم تاب ميارم
چون مي‌دونم نتيجه‌ش چيه

00:11:57.010 --> 00:12:01.510
،چرخه‌ايه که نمي‌تونم بشکنم‌ـش
چون مي‌خوام و نمي‌خوام

00:12:02.670 --> 00:12:05.800
واسه عذرخواهي مي‌مونم

00:12:20.170 --> 00:12:22.210
واقعاً، اون‌قدرا هم بد نبود

00:12:22.300 --> 00:12:23.550
اون‌قدرا هم بد نبود؟ -
نه -

00:12:23.630 --> 00:12:25.340
عقل توي کلّه‌ت نيست؟ اونجا بودي؟

00:12:25.420 --> 00:12:27.130
يه عن گنده اون بيرون کردم

00:12:27.210 --> 00:12:30.300
،ببين، اونا انتظار روايت قبليه رو داشتن
و اين جديده فقط يه خرده گيج‌شون کرد

00:12:30.380 --> 00:12:31.960
همه‌ش همين بود -
...آره، خب -

00:12:32.050 --> 00:12:34.920
،مشخصه که نمي‌تونم اين روايت رو اجرا کنم
،و الان ديگه مي‌دونن اون‌يکي روايت يه دروغ‌ـه

00:12:35.010 --> 00:12:37.444
در نتيجه الان داستاني ندارم. پس، ممنون

00:12:37.445 --> 00:12:43.510
گوش کن، به محض اينکه تمرين‌ـش کنيم، و، و... اجراش
کني، متوجه مي‌شن که روايت صادقانه‌ـه خيلي قدرتمنده

00:12:45.130 --> 00:12:47.010
به محض اينکه تمرين‌ـش کنيم؟ -
آره -

00:12:47.090 --> 00:12:49.210
تو؟ من و تو؟

00:12:49.300 --> 00:12:51.880
چيه، من و تو قراره انجام‌ـش
بديم و قراره قدرتمند باشه؟

00:12:51.960 --> 00:12:55.130
!آره

00:13:03.090 --> 00:13:05.010
به خوک‌ها آموزش مي‌دم

00:13:06.340 --> 00:13:07.420
هي، آقاي کوسنو؟

00:13:07.510 --> 00:13:10.670
هي! سلي چطوره؟

00:13:10.760 --> 00:13:14.420
آ... خيلي خجالت‌زده‌ست -
آره، خب، قابل درکه -

00:13:14.510 --> 00:13:16.130
ولي بهش افتخار مي‌کنم

00:13:16.210 --> 00:13:19.800
منظورم اينه، ما همه شوکه شده بوديم که شهامت‌ـش رو
داشت توي موقعيت احساسي‌اي که توش قرار داشت قرار بگيره

00:13:19.880 --> 00:13:22.880
...آره، مي‌دونم. آم

00:13:22.960 --> 00:13:28.670
ببينيد، ديگه دل‌ـش نمي‌خواد صحنه رو اجرا
کنه، و من فکر مي‌کنم بايد... حقيقت رو بگه

00:13:28.760 --> 00:13:34.960
پس... من مي‌خوام انرژي‌ـم رو صرف ايفاي
نقش سم کنم و صحن? خودم رو اجرا نکنم

00:13:35.050 --> 00:13:37.590
اشکالي نداره؟ -
اشکال؟ -

00:13:37.670 --> 00:13:40.170
...خيلي فراتر از اشکال‌نداشتنه. چون من

00:13:40.260 --> 00:13:42.920
...نمي‌دونم اين رو يادته يا نه، ولي تو

00:13:43.010 --> 00:13:44.880
يه نفر رو کُشتي و از زيرش قسر در رفتي -
يه نفر رو کُشتم و از زيرش قسر در رفتم -

00:13:44.960 --> 00:13:46.880
آره، نه، هي يادم مي‌ندازيدش

00:13:46.960 --> 00:13:49.670
آ... ببينيد، مي‌خوام توي صحن? اون خوب باشم

00:13:49.760 --> 00:13:54.960
آم... مي‌تونيد کمک‌ـم کنيد؟ -
البته که مي‌کنم. من هميشه کنارتم -

00:13:55.050 --> 00:13:57.840
تا زماني که تا هفت دقيق? ديگه از اينجا برم

00:14:51.170 --> 00:14:52.630
همينه

00:14:56.460 --> 00:14:58.170
برو که رفتيم

00:15:06.960 --> 00:15:10.510
احساس اساسي اين صحنه چيه؟

00:15:11.550 --> 00:15:16.510
خيلي‌خب، سم عصبانيه، چون سلي مضايقه مي‌کنه

00:15:16.590 --> 00:15:20.510
،خشن مي‌شه، خشم‌ـش رو بروز مي‌ده
بعدش احساس شرمندگي مي‌کنه

00:15:20.590 --> 00:15:22.590
آشنا به نظر مي‌رسه؟

00:15:24.010 --> 00:15:26.210
کورنگال -
دقيقاً -

00:15:26.300 --> 00:15:32.380
تو به معناي واقعي کلمه به منظور استفاده از
داستان‌ـت مجبور نيستي داستان‌ـت رو تعريف کني

00:15:32.460 --> 00:15:37.260
،آره، ولي... اون... اون‌موقع کنترل‌ـم رو از دست دادم
و دل‌ـم نمي‌خواد روي صحنه اون‌کارو با سلي بکنم

00:15:37.340 --> 00:15:39.960
بري، تو بازيگري

00:15:40.050 --> 00:15:44.130
.تو به هيچ‌کسي صدمه نمي‌زني
به هيچ‌کسي حمله نمي‌کني

00:15:44.210 --> 00:15:48.840
فقط داري تجارب احساسي‌ـت رو
در قالب شخصيت سم درمياري

00:15:48.920 --> 00:15:50.260
خيلي‌خب -
...ببين -

00:15:50.340 --> 00:15:54.550
سم به‌طور ذاتي يه مرد خشن‌ـه. تو اين‌طور نيستي

00:15:54.630 --> 00:15:59.550
اون يه آدم وحشتناک‌ـه. تو اين‌طور نيستي

00:15:59.630 --> 00:16:05.960
پس، براي اينکه نقش‌ـش رو بازي کني، بايد از بدترين
کاري که توي زندگي‌ـت انجام دادي استفاده کني

00:16:08.300 --> 00:16:09.800
...آره، نه، و اون

00:16:09.880 --> 00:16:12.010
بدترين کاري بود که توي زندگي‌ـم انجام دادم

00:16:12.090 --> 00:16:13.550
خدا رو شکر

00:16:13.630 --> 00:16:16.380
چون، مي‌دوني... تو يه‌نفر رو
کُشتي و از زيرش قسر در رفتي

00:16:16.460 --> 00:16:18.550
خيلي‌خب، پس ازت مي‌خوام  نهايت تلاش‌ـت رو بکني

00:16:18.630 --> 00:16:23.010
ازت مي‌خوام خودت رو به شخصيت‌ـش نزديک
کني. مي‌خوام اون قايق رو پارو بزني، سرباز

00:16:23.090 --> 00:16:25.420
...و بري

00:16:25.510 --> 00:16:28.090
ممنون -
واسه چي؟ -

00:16:28.170 --> 00:16:30.170
واسه اينکه داستان‌ـت رو واسه‌ـم تعريف کردي

00:16:30.260 --> 00:16:33.840
از اينکه تونستم اعتمادت رو جلب
کنم خيلي تحت‌تأثير قرار گرفتم

00:16:35.170 --> 00:16:37.880
خيلي واسه اتاق فرارم ديرم شده

00:16:49.880 --> 00:16:52.010
الو؟ -
سلام، سلي. تام از «گرش»ـم -

00:16:52.090 --> 00:16:54.670
ليندزي کارـت داره -
ممنون -

00:16:54.760 --> 00:16:56.880
اوه، تو روح‌ـش

00:16:58.340 --> 00:17:01.840
هي، افراد مدلين گفتن که واسه ساعت
دؤ امروز پيدات نشده. داري ميري؟

00:17:01.920 --> 00:17:05.050
...سلام. سلام، ليندزي. سلام
سلام. آره، نه، واقعاً متأسفم

00:17:05.130 --> 00:17:11.720
من دارم... رو يه نمايش تئاتر کار مي‌کنم، و يه‌جورايي
خيلي درگيرش شدم و به کُل فراموش کردم

00:17:11.800 --> 00:17:14.420
واقعاً متأسفم، ولي ميشه لغوش کنيم؟

00:17:14.510 --> 00:17:15.960
نمايش تئاتر؟

00:17:16.050 --> 00:17:18.510
،سلي، ببين، مي‌دونم يه صحنه‌ست
،و يه نقش همسر ديگه‌ست

00:17:18.590 --> 00:17:20.340
،ولي نقش همسر بنيسيو دل‌تورو‌ئه

00:17:20.420 --> 00:17:22.050
پس گمون مي‌کنم مشروب مي‌خوره

00:17:22.130 --> 00:17:25.380
پس، چقدر سريع مي‌توني خودت رو اونجا برسوني؟

00:17:26.550 --> 00:17:29.670
آره، امروز رو نمي‌تونم، ليندزي

00:17:29.760 --> 00:17:31.840
واقعاً متأسفم. واقعاً بايد روي اين نمايش تمرکز کنم

00:17:31.920 --> 00:17:34.460
خب؟ ممنون. خداحافظ -
...سلـ -

00:17:36.670 --> 00:17:39.300
تُف

00:17:54.010 --> 00:17:56.670
خيلي‌خب. برو بريم. برو بريم

00:17:58.340 --> 00:18:01.260
...اوه

00:18:01.340 --> 00:18:04.170
صبرکن ببينم، صبرکن ببينم

00:18:07.760 --> 00:18:09.380
تو روح‌ـش

00:18:29.510 --> 00:18:31.420
...نمي‌دونم چطور اين رو بهتون بگم، ولي

00:18:31.510 --> 00:18:34.340
يکي از قُل‌ها اون يکي رو توي رحم خفه کرد

00:18:34.420 --> 00:18:36.760
چرا خدا بايد اجازه بده اين اتفاق بيوفته؟

00:18:36.840 --> 00:18:38.130
نمي‌... نمي‌دونم

00:18:38.210 --> 00:18:40.840
بايد بريم. مي‌تونيم دعواي روي صحنه رو انجام بديم

00:18:40.920 --> 00:18:44.260
چطور اين‌کارو انجام بدم؟ -
اول دست. آماده‌اي؟ يک، دو، سه -

00:18:44.340 --> 00:18:45.840
چي شده؟

00:18:45.920 --> 00:18:47.380
!نمي‌خوام اين‌کارو بکنم

00:18:47.460 --> 00:18:49.210
،ببين، آخرين باري که اين‌کارو کردم
همه بهم خيره شده بودن

00:18:49.300 --> 00:18:53.590
اجراي خوبي ميشه، خب؟ من شديد
با جين کار کردم، و عالي ميشه

00:18:53.670 --> 00:18:56.210
يه بار ديگه -
خيلي‌خب، بيا -

00:18:56.300 --> 00:18:58.800
يک، دو، سه

00:18:58.880 --> 00:19:00.260
به‌ کار دل بده

00:19:00.340 --> 00:19:03.420
!بفرما! عالي بود! آخ

00:19:03.510 --> 00:19:05.510
خيلي‌خب. بعدي کيه؟

00:19:07.590 --> 00:19:10.550
صبر کنيد

00:19:10.630 --> 00:19:13.130
اين يه باره

00:19:13.210 --> 00:19:15.300
...آم

00:19:15.380 --> 00:19:18.010
...ميز و

00:19:18.090 --> 00:19:20.010
...دارم شام مي‌خورم

00:19:21.050 --> 00:19:22.920
آره. خب

00:19:23.920 --> 00:19:25.720
اوه، لعنتي

00:19:38.050 --> 00:19:40.130
چرا امشب داشتي با اون يارو مي‌رقصيدي؟

00:19:41.460 --> 00:19:44.720
کِن؟ اون فقط يه دوسته، سم

00:19:46.260 --> 00:19:48.590
همه بهتون خيره شده بودن. خوشم نمياد

00:19:48.670 --> 00:19:51.760
خجالت‌آور بود. عين فاحشه‌ها بودي

00:19:51.840 --> 00:19:55.800
سم، کِن فقط يه دوسته. احمق نباش

00:20:00.670 --> 00:20:03.130
هي، مي‌تونم دوباره شروع کنم؟
...ايرادي نداره؟ ميشه از اول

00:20:03.210 --> 00:20:05.460
آره. عجله نکن

00:20:22.010 --> 00:20:24.800
چون من يه پليس‌ـم و تو يه قاتل کثيفي

00:20:45.550 --> 00:20:48.090
تموم شده

00:21:08.460 --> 00:21:10.670
چرا امشب داشتي با اون يارو مي‌رقصيدي؟

00:21:12.210 --> 00:21:14.420
...کِن؟ اون

00:21:14.510 --> 00:21:17.670
اوه فقط يه دوسته، سم -
همه بهتون خيره شده بودن -

00:21:17.760 --> 00:21:20.380
خجالت‌آور بود. خوشم نمياد. عين فاحشه‌ها بودي

00:21:21.760 --> 00:21:24.380
سم، نگران‌ـش نباش. خب؟
کِن فقط يه دوسته

00:21:24.460 --> 00:21:26.420
فقط يه دوسته؟ از کي تا حالا؟
از کي تا حالا؟ کِن کدوم خري‌ـه؟

00:21:26.510 --> 00:21:28.590
مي‌شناسي‌ـش -
کي با کِن آشنا شدم؟ -

00:21:28.670 --> 00:21:31.380
نمي‌دونم، اون فقط يه دوسته. تو مستي

00:21:31.460 --> 00:21:33.210
من چي‌ام؟ -
مستي -

00:21:33.300 --> 00:21:35.720
،اگه کِن اين‌قدر دوست خوبيه
بهم بگو کِي باهاش آشنا شدم

00:21:35.800 --> 00:21:38.510
روزش رو بهم بگو، زماني که
با کِن آشنا شدم رو بهم بگو

00:21:38.590 --> 00:21:40.840
سم، احمق نباش -
...تو -

00:21:40.920 --> 00:21:43.340
به من نگو احمق

00:21:44.670 --> 00:21:46.760
چي داري صدام مي‌کني؟
داري احمق صدام مي‌کني؟

00:21:46.840 --> 00:21:49.340
!هان؟

00:21:50.550 --> 00:21:53.760
من رو احمق صدا مي‌کني؟
همين رو مي‌خواي؟

00:21:58.050 --> 00:21:59.090
!لعنتي

00:22:26.590 --> 00:22:28.510
ببخشيد

00:22:28.590 --> 00:22:30.760
واقعاً متأسفم

00:22:30.840 --> 00:22:33.420
،ديدم با يکي ديگه مي‌رقصي
واسه همين حسودي‌ـم شد

00:22:34.460 --> 00:22:35.800
حق با توئه. من يه احمق بي‌مغزم

00:22:35.880 --> 00:22:38.960
نه -
من لياقت تو رو ندارم -

00:22:41.460 --> 00:22:43.090
معذرت مي‌خوام

00:22:46.550 --> 00:22:48.670
تقصير منه

00:22:48.760 --> 00:22:51.550
نبايد بهت مي‌گفتم احمق -
نه، من معذرت مي‌خوام -

00:22:53.210 --> 00:22:56.170
دوست‌ـت دارم -
من‌ـم دوست‌ـت دارم -

00:22:56.260 --> 00:22:59.590
و ديگه هيچ‌وقت اين‌کارو نمي‌کنم. قول مي‌دم -
مي‌دونم -

00:23:03.590 --> 00:23:05.590
،بغل‌ـش مي‌کنم

00:23:05.670 --> 00:23:09.340
و شرمندگي سوزان‌ـش رو حس مي‌کنم

00:23:11.090 --> 00:23:13.300
،ازش مراقب‌ـت مي‌کنم

00:23:13.380 --> 00:23:15.510
در نتيجه شرمندگي خودم زياد مي‌شه

00:23:17.960 --> 00:23:20.090
واسه عذرخواهي مي‌مونم

00:23:22.340 --> 00:23:24.260
و پايان

00:23:25.670 --> 00:23:27.444
حال‌ـت خوبه؟ -
!هي! عالي بود -

00:23:27.445 --> 00:23:29.380
آره -
!اوه، خداي من! عالي بودي -

00:23:29.460 --> 00:23:30.840
!آره، خوبم

00:23:30.920 --> 00:23:32.510
اوه، خداي من، سر جريان
ميز يه‌خرده جا خوردم

00:23:32.590 --> 00:23:35.670
آره، نمي‌دونستم کار احمقانه‌ايه يا نه -
خوب بود. فکر مي‌کنم به داستان اضافه‌ـش کنم -

00:23:35.760 --> 00:23:38.880
هي، بري، ميشه يه لحظه بياي اينجا؟ -
آره -

00:23:40.960 --> 00:23:42.340
چندتا ايد? تازه دارم

00:23:42.420 --> 00:23:45.260
آره. هي، رديف بود؟

00:23:46.460 --> 00:23:47.880
کارـت اصلاً حرف نداشت

00:23:47.960 --> 00:23:51.050
حالا که کوتاه‌تره، انگار خيلي بهتره

00:23:51.130 --> 00:23:53.130
يعني احساس مي‌کنم صحنه‌هاي کوتاه‌تر محتواش بيشتره

00:23:53.210 --> 00:23:54.590
مگه نه؟ -
درسته -

00:23:54.670 --> 00:23:57.050
پس زيادش نکنم؟ -
آره، نمي‌خواد ديگه بنويسي -

00:23:57.130 --> 00:23:59.420
...همين‌قدر کافيه. کم و زيادش نکن فقط

00:23:59.510 --> 00:24:01.920
ممنون -
واقعيت‌ـت رو نشون بده -

00:24:02.010 --> 00:24:03.210
سلام

00:24:05.170 --> 00:24:07.550
پس، واسه اين اجرا آزمون رو نرفتي؟

00:24:07.630 --> 00:24:10.720
آره. اوه، خداي من. واقعاً واسه اون قضيه متأسفم

00:24:10.800 --> 00:24:14.510
نه، نه، نه، نه. نمي‌خواد. حرف نداره

00:24:14.590 --> 00:24:16.510
واقعاً؟ ممنون

00:24:16.590 --> 00:24:19.260
پس، اين داستان واقعي‌ـته؟

00:24:19.340 --> 00:24:21.130
آره -
آره -

00:24:21.210 --> 00:24:22.670
فردا بيکاري؟

00:24:22.760 --> 00:24:24.760
وقت داري بياي با من و مايک صحبت کني؟

00:24:24.840 --> 00:24:27.760
آره، حتماً -
ببخشيد، شما کي هستيد؟ -

00:24:27.840 --> 00:24:29.840
اين يه تمرين خصوصي‌ـه. نمي‌تونيد
توي اين کلاس مستمع آزاد باشيد

00:24:29.920 --> 00:24:33.090
من واقعاً متأسفم. بنده ليندزي مندل هستم

00:24:33.170 --> 00:24:34.960
«مديربرنام? سلي. از «گرش

00:24:35.050 --> 00:24:36.960
خوش‌وقت‌ـم

00:25:54.550 --> 00:25:56.420
هاه

00:26:05.300 --> 00:26:07.130
!آره

00:26:09.420 --> 00:26:10.880
!گيرت انداختم

00:26:10.960 --> 00:26:12.720
!گيرت انداختم، بري
!مرتيک? مادربه‌خطا

00:26:24.090 --> 00:26:26.130
هنک، وقت رفتنه

00:26:39.550 --> 00:26:41.340
ماشين‌ها رو پُر کرديد؟ -
آره -

00:26:42.260 --> 00:26:44.260
و به بچه‌ها يادآور شدي که بند
کفش‌شون رو محکم ببندن، آره؟

00:26:44.340 --> 00:26:45.760
چون نمي‌‌خوام کسي پاش گير کنه بخوره زمين

00:26:45.840 --> 00:26:47.590
،خطرناکه، ولي مي‌دوني
خجالت‌آور‌ هم هست

00:26:47.670 --> 00:26:48.760
بهشون گفتم -
عاليه -

00:26:48.840 --> 00:26:50.920
خيلي‌خب، فقط يه فرصت داريم

00:26:51.010 --> 00:26:56.670
بايد قبل از رسيدن هروئين‌ها صومعه رو
بگيريم، وگرنه کارمون... ساخته‌ست

00:27:02.130 --> 00:27:03.340
استر؟

00:27:07.010 --> 00:27:08.510
کريستوبال؟

00:27:10.670 --> 00:27:14.590
کاظم؟ آکاردئون‌زن وامونده ما رو فروخت؟

00:27:14.670 --> 00:27:18.260
خيلي ازت نا‌اُميد شديم هنک -
...خيلي‌خب، در دفاع از خودم -

00:27:26.210 --> 00:27:27.880
چيکن آلاکينگ‌تون
[ خوراک مرغي که در فصل اول با جنيس ماس خورد ]

00:27:27.960 --> 00:27:30.510
ممنون -
اوهوم -

00:27:32.210 --> 00:27:34.880
جفري؟ -
بله -

00:27:36.300 --> 00:27:37.720
اون رو ببر

00:27:39.880 --> 00:27:42.880
حتماً جين. باشه

00:28:08.260 --> 00:28:11.010
شام‌ـتون رو انتخاب کرديد، قربان؟

00:28:11.090 --> 00:28:12.630
آره، فکر مي‌کنم

00:28:13.960 --> 00:28:15.630
همون غذايي که اون آقا سفارش داد

00:28:16.590 --> 00:28:17.920
باشه

00:28:23.000 --> 00:28:26.000
« بعد از تيتراژ ادامه دارد »

00:28:26.001 --> 00:28:38.001
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:28:39.520 --> 00:28:43.520
? BADBADNOTGOOD - Time Moves Slow (Feat. Sam Herring) ?

00:29:46.340 --> 00:29:48.010
بيخيال، دوست من. کريستوبال؟

00:29:48.210 --> 00:29:49.920
شايد يه شروع تازه؟ مي‌دوني؟

00:29:50.010 --> 00:29:51.920
يه فرصت دوباره؟ موليگان؟
موليگان: ضربه‌اي اضافه در مسابق? غيررسمي گُلف که ]
[ بعد از يک ضرب? ضعيف اجازه داده مي‌شود زده شود

00:29:52.340 --> 00:29:53.590
کارت آزادي از زندان؟

00:29:54.800 --> 00:29:57.590
مي‌خوايم تو رو با «آرون رايان» بذاريم توي يه اتاق

00:29:57.670 --> 00:29:58.880
تهيه‌کنند? تلويزيون؟

00:29:58.960 --> 00:30:03.333
سه تا زن هستن. وقتي باهاشون آشنا
مي‌شيم، همه‌شون توي روابط بدرفتارانه‌ان

00:30:03.380 --> 00:30:05.340
از دست رفته‌ان -
عاليه. عاشق‌ـشم -

00:30:05.420 --> 00:30:07.130
بنابراين يه گروه تشکيل ميدن
که شوهرهاشون رو بکُشن

00:30:07.210 --> 00:30:08.170
يا پيغمبر

00:30:08.550 --> 00:30:10.260
يه امتحان بازيگري؟ -
اوهوم -

00:30:10.340 --> 00:30:11.460
تو؟ -
آره -

00:30:11.550 --> 00:30:13.340
امتحان بازيگري داري؟ -
آره -

00:30:13.420 --> 00:30:14.960
چيه، حالا ديگه دنبال سياهي‌لشکرن؟

00:30:15.050 --> 00:30:16.880
پسر، خيلي عجيبه. سلي هم همين رو گفت

00:30:21.800 --> 00:30:23.090
ديگه نمي‌خوام باهات حرف بزنم

00:30:23.380 --> 00:30:26.590
خب، به گمونم همه قهرمان
داستان خودشون‌ هستن، درسته؟

00:30:26.920 --> 00:30:29.170
باشه، بدون تو با هنک کار مي‌کنم

00:30:29.380 --> 00:30:30.670
بدون من با هنک کار مي‌کني؟ -
آره -

00:30:30.760 --> 00:30:33.170
بدون من؟ بدون من چي واسه عرضه‌کردن داري؟

00:30:35.150 --> 00:30:36.900
« درون اين قسمت بَري »

00:30:36.901 --> 00:30:38.800
اين قسمت، ما هميشه مي‌خواستيم -
رابط? بري رو با فيوکس تموم کنيم
« بيل هدر، «بَري» / تهيه‌کنند? اجرايي » -

00:30:38.880 --> 00:30:40.670
اون کارش رو با چچن‌ها تموم مي‌کنه

00:30:40.880 --> 00:30:43.300
«يعني... «دِين ادا شده

00:30:43.380 --> 00:30:44.300
تو هيچ دِيني بهم نداري

00:30:44.380 --> 00:30:48.880
:حالا، اون بالأخره مي‌تونه بگه که
«آزاد شدم. حالا مي‌تونم يه بازيگر باشم»

00:30:48.960 --> 00:30:52.380
اون ايد? اوليه بود، و بعد
اين قضي? سلي مطرح شد

00:30:52.590 --> 00:30:54.590
اون دارتش. مي‌دوني، حقيقت رو مي‌نويسه

00:30:54.670 --> 00:30:58.170
،چرخه‌ايه که نمي‌تونم بشکنم‌ـش
چون مي‌خوام و نمي‌خوام

00:30:58.260 --> 00:31:01.090
همه‌شون مبهوت‌ـن که اون‌قدر عميق شد

00:31:01.170 --> 00:31:04.130
...احساس مي‌کنه ديگه نمي‌تونه دروغ بگه، ولي همچنين -
« الک برگ، تهيه‌کنند? اجرايي » -

00:31:04.340 --> 00:31:06.510
نمي‌دونه آيا قدرت‌ـش رو داره حقيقت رو بگه

00:31:06.920 --> 00:31:10.000
من مي‌خوام انرژي‌ـم رو صرف ايفاي
نقش سم کنم و صحن? خودم رو اجرا نکنم

00:31:10.001 --> 00:31:13.999
خيلي فراتر از اشکال‌نداشتنه. چون من
...نمي‌دونم اين رو يادته يا نه، ولي تو

00:31:14.000 --> 00:31:16.759
يه نفر رو کُشتي و از زيرش قسر در رفتي -
يه نفر رو کُشتم و از زيرش قسر در رفتم -

00:31:16.760 --> 00:31:18.670
آره، نه، هي يادم مي‌ندازيدش

00:31:18.760 --> 00:31:23.340
براي کمک به سلي براي گفتن حقيقت‌ـش بايد دست به دامن
چيزهايي بشه که دل‌ـش نمي‌خواد چشم‌ـش بهشون بيوفته

00:31:23.630 --> 00:31:28.800
تو به معناي واقعي کلمه به منظور استفاده از
داستان‌ـت مجبور نيستي داستان‌ـت رو تعريف کني

00:31:28.920 --> 00:31:35.050
بري از چيزهايي از گذشته‌ش که درباره‌شون به کوسنو
،نگفته استفاده مي‌کنه تا اين صحنه رو اجرا کنه

00:31:35.130 --> 00:31:37.510
و واکنش کوسنو به اجراست

00:31:37.720 --> 00:31:38.880
کارـت اصلاً حرف نداشت

00:31:39.300 --> 00:31:46.550
پس کوسنو رو داري که به‌خاطر شهامتي که بري داشت که عميق بشه
،و دست به دامن تجربيات‌ـش بشه به‌طور کنايه‌آميزي بهش تبريک مي‌گه

00:31:46.630 --> 00:31:50.920
که يکي از اين تجربيات ممکنه کشتن دوست‌دختر
خود کوسنو باشه، ممکن هم هست نباشه

00:31:51.010 --> 00:31:53.840
،آقا کوسنو، اون من رو درک مي‌کنه
خيلي‌خب؟ اون من رو قبول داره

00:31:53.920 --> 00:31:55.130
چون دربار? «کورنگال» بهش گفتي

00:31:55.210 --> 00:31:59.550
بري اين اعتراف مهم رو مي‌کنه که ماجراي
کورنگال» بدترين کاريه که تابحال انجام داده»

00:31:59.630 --> 00:32:00.670
خيلي بابت‌ـش احساس شرمندگي مي‌کنه

00:32:00.880 --> 00:32:04.420
ما توي اتاق نويسندگان‌ـيم و مردم مي‌گن، ولي
،اون بدترين کاري که انجام داده نيست. منظورم اينه

00:32:04.510 --> 00:32:06.300
اون کريس رو کشت -
درسته. آره -

00:32:06.380 --> 00:32:08.920
مي‌دوني، ماس -
ما کارهاي خيلي بدتري ديديم -

00:32:09.010 --> 00:32:11.550
آره، اينجا چه خبره، پسر؟ مي‌دوني؟

00:32:11.630 --> 00:32:13.340
بنابراين اون ديالوگ رو داديم به فيوکس

00:32:13.420 --> 00:32:15.130
بهش گفتي دوست‌دخترش رو کُشتي؟

00:32:15.420 --> 00:32:17.920
به نظرم فيوکس به دست بري طرد شده

00:32:18.170 --> 00:32:22.590
مثل اون قضيه‌ست که مي‌گي اگه نمي‌تونيم
با هم باشيم، پس زندگي‌ـت رو نابود مي‌کنم

00:32:22.840 --> 00:32:29.510
اين ايده که بره توي جنگل و سعي کنه ماشين رو پيدا کنه هميشه
يه چيزي بود که باهاش ور رفته بوديم يا راجع بهش حرف زده بوديم

00:32:29.590 --> 00:32:35.260
فيوکس هميشه خودش رو يه جورايي اين آدم نظامي -
...خيال مي‌کرد، ولي فقط يه ژست‌گيره     - آره، و اينکه

00:32:35.340 --> 00:32:40.380
مي‌ره اون بيرون، و فکر مي‌کني قراره پيداش کنه، و يه جورايي
«توي دل‌ـت مي‌گي: «اوه، پسر، واقعاً قراره حلش کنه

00:32:40.460 --> 00:32:41.720
و بعد بلافاصله گم مي‌شه

00:32:44.510 --> 00:32:49.460
بنابراين هنک مي‌فهمه که استر و بقيه همه رفتن، در نتيجه
«توي دل‌ـش مي‌گه: «اوه، عاليه. حالا مي‌تونيم حمله کنيم

00:32:49.550 --> 00:32:50.720
قراره سروصدا به پا شه

00:32:50.800 --> 00:32:57.800
...يکي از اين تکبرات طنزآميزه که خيلي دوست دارم، که
که هنک با اين... آکاردئون‌زن جعلق درگيري پيدا مي‌کنه

00:32:57.801 --> 00:33:00.010
شوخي‌ـت گرفته؟

00:33:00.760 --> 00:33:05.510
،اگه به بيل نگاه کنيد، هر دفعه که با آنتوني توي يه قابه -
،يا داره پايين رو نگاه مي‌کنه...        - پايين رو نگاه مي‌کنم

00:33:05.590 --> 00:33:07.090
يا چشم‌هام رو مي‌بندم

00:33:07.170 --> 00:33:08.630
الان گير آوردي ما رو؟

00:33:08.720 --> 00:33:10.050
بدجور من رو به خنده مي‌نداخت

00:33:10.130 --> 00:33:13.960
و عاقبت همون يارو دليل خيانت‌شدن به هنک‌ـه

00:33:14.050 --> 00:33:17.050
کاظم؟ آکاردئون‌زن وامونده ما رو فروخت؟

00:33:17.130 --> 00:33:21.170
اگه هرگز سر آکاردئون‌زنه داد نزده
بود... همه‌چيز عالي پيش مي‌رفت