﻿WEBVTT

00:00:09.080 --> 00:00:12.609
‫«بری»

00:00:12.660 --> 00:00:19.660
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:20.313 --> 00:00:21.898
‫سلام!

00:00:21.898 --> 00:00:23.274
‫برو بریم.

00:00:25.985 --> 00:00:29.572
‫تا جایی که اطلاع دارم
‫یه دعوای کوچیک بین پسرهامون پیش اومده.

00:00:29.572 --> 00:00:31.282
‫آره، دقیقاً همین‌طوره.

00:00:33.337 --> 00:00:35.548
‫ببخشید که زدمت.

00:00:35.983 --> 00:00:38.332
‫چطور ممکنه «کال آف دیوتی» رو نشناسی؟
‫(بازیِ ندای وظیفه)

00:00:38.356 --> 00:00:40.590
‫ولی واقعاً یه جورایی عجیبه که تا حالا
‫اسم «کال آف دیوتی» رو نشنیده.

00:00:40.650 --> 00:00:42.203
‫آخه اون بازی سال‌هاست که توی بازاره.

00:00:42.263 --> 00:00:44.128
‫حدود پونزده نسخه‌ای ازش منتشر شده.

00:00:44.128 --> 00:00:45.546
‫آره خب، ولی ما...

00:00:45.546 --> 00:00:47.840
‫ما توی خونه‌مون بازی‌های ویدئویی نمی‌کنیم.

00:00:48.341 --> 00:00:49.926
‫ولی اشکالی نداره شماها بکنید.

00:00:50.126 --> 00:00:51.636
‫چه عجیب!

00:00:53.971 --> 00:00:56.641
‫خب، چطوره اون چیزی که
‫در موردش صحبت کردیم رو بهش بگی؟

00:00:56.641 --> 00:00:58.059
‫شروع کن.

00:01:00.603 --> 00:01:02.230
‫امیدوارم...

00:01:03.105 --> 00:01:06.400
‫امیدوارم دفعۀ بعدی بتونیم
‫با هم سازگار باشیم.

00:01:07.902 --> 00:01:11.197
‫خب، حالا بررسی می‌کنیم.
‫بیا بریم رفیق.

00:01:16.886 --> 00:01:17.995
‫هان؟

00:01:20.901 --> 00:01:23.821
‫کاش تراویس بعد از این‌که عذرخواهی کردم
‫باهام خوب رفتار می‌کرد.

00:01:23.855 --> 00:01:25.899
‫خب، نمیشه آدمای دیگه رو کنترل کرد، رفیق.

00:01:25.924 --> 00:01:27.592
‫فقط میشه خودمون رو کنترل کنیم.

00:01:27.616 --> 00:01:30.412
‫هر چی بیشتر به قضیه فکر می‌کنم،
‫بیشتر دلم می‌خواد دوباره بهش مشت بزنم.

00:01:30.436 --> 00:01:31.843
‫به این میگن احساس ضعف.

00:01:32.143 --> 00:01:34.595
‫اگه باز هم همین کاری که
‫الان کردی رو تمرین کنی،

00:01:34.595 --> 00:01:36.722
‫بزرگ میشی.

00:01:36.722 --> 00:01:38.349
‫به‌خاطرش آدم بهتری میشی

00:01:38.749 --> 00:01:40.393
‫ولی حتی رفتار باباش هم خوب نبود.

00:01:40.393 --> 00:01:42.311
‫آره متوجه شدم.

00:01:42.311 --> 00:01:44.272
‫ولی ندیدی که عصبانی بشم؟ دیدی؟

00:01:45.231 --> 00:01:46.274
‫نه.

00:01:46.607 --> 00:01:48.734
‫می‌دونم چه حسی داری، رفیق.

00:01:48.734 --> 00:01:52.029
‫می‌دونی، بابات قدیما خیلی عصبانی می‌شد.

00:01:53.072 --> 00:01:56.659
‫ولی در نهایت تونستم اون احساسات رو کنترل کنم

00:01:56.659 --> 00:02:00.371
‫و بعد تو به دنیا اومدی و تغییر کردم.

00:02:00.771 --> 00:02:02.373
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

00:02:02.373 --> 00:02:04.792
‫کاری که کردی، کار سختیه.

00:02:05.092 --> 00:02:08.337
‫گند زدی ولی مسئولیتش رو قبول کردی.

00:02:09.797 --> 00:02:11.924
‫این راه درستِ زندگی‌کردنه.

00:02:13.843 --> 00:02:15.483
‫فکر نکنم وقت برای این کارها داشته باشیم.

00:02:15.530 --> 00:02:16.616
‫فکر کنم بتونم.

00:02:16.641 --> 00:02:18.326
‫بیا امتحانش کنیم.

00:02:18.389 --> 00:02:20.600
‫برو بریم.
‫خیلی‌خب، حاضری؟

00:02:32.987 --> 00:02:35.907
‫بذار بابا این کار رو بکنه.
‫بذار بابا بکنه.

00:02:35.907 --> 00:02:37.074
‫- بابا می‌کنه.
‫- خیلی‌خب.

00:02:37.074 --> 00:02:39.368
‫بابا انجامش میده.
‫باشه؟ برو بریم.

00:02:44.665 --> 00:02:48.002
‫نه. برش دار. برش دار.

00:02:48.002 --> 00:02:49.921
‫چهرۀ او بر روی سکه‌های پِنی*...
‫(واحد پول)

00:02:49.921 --> 00:02:52.256
‫و نیز بر روی اسکناس پنج دلاری می‌باشد.

00:02:52.757 --> 00:02:57.011
‫(آبراهام)‌ لینکلن در ۱۲ فوریۀ ۱۸۰۹
‫در کنتاکی چشم به جهان گشود.

00:02:57.553 --> 00:03:00.165
‫خانوادۀ او خیلی فقیر بودند...

00:03:00.189 --> 00:03:02.725
‫و در کلبه‌ای زندگی می‌کردند
‫که به اندازۀ یک اتاق بود.

00:03:02.725 --> 00:03:05.686
‫بعدها که لینکلن ۹ ساله شد،

00:03:05.686 --> 00:03:08.606
‫ناگهان مادرش از دنیا رفت.

00:03:11.901 --> 00:03:14.684
‫گاو نَر احمق اومد اون بالا
‫و شاخش رو کرد توی سپرِ ماشینم.

00:03:14.738 --> 00:03:16.322
‫نزدیک بود درش بیاره.

00:03:16.620 --> 00:03:19.081
‫پس الان، باید عوضش کنم. باید اون...

00:03:19.081 --> 00:03:21.750
‫بفرمایید دوستان.
‫صبحونه‌تون رو آماده کردم.

00:03:21.750 --> 00:03:24.628
‫- ممنون، امیلی خانم.
‫- حالا کی دست‌گرمی می‌خواد؟

00:03:24.628 --> 00:03:27.464
‫من یه لیوان می‌خوام.

00:03:27.464 --> 00:03:29.883
‫کایل؟ امروز حالت چطوره؟

00:03:29.883 --> 00:03:32.970
‫- بازی پوکر حال میده؟
‫- معلومه که آره، خانم جینی.

00:03:32.970 --> 00:03:34.179
‫عه...

00:03:34.179 --> 00:03:36.807
‫یه زاناکسِ* کوفتی می‌خوام.
‫(نوعی قرص مخدر)

00:03:37.391 --> 00:03:38.809
‫اوه. هوم...

00:03:43.647 --> 00:03:45.816
‫راستی، بهت گفتم؟

00:03:45.816 --> 00:03:49.861
‫- امبر یه گروه تشویق‌کننده تشکیل داده.
‫- عه، چه عالی.

00:03:50.362 --> 00:03:53.532
‫- حتماً خیلی بهش افتخار می‌کنی.
‫- آره بابا. یه مهمونی بزرگ گرفتیم تا جشن بگیریم.

00:03:53.532 --> 00:03:56.243
‫تو هم بیا.
‫می‌خوایم یه بوقلمون سوخاری کنیم.

00:03:56.243 --> 00:03:58.620
‫می‌دونی که خیلی دوست دارم بیام ولی...

00:03:58.620 --> 00:04:01.748
‫- مامان کلارک پیش‌مونه، پس...
‫- خب، همه رو بیار.

00:04:01.748 --> 00:04:04.334
‫آره می‌فهمم، ولی اون...

00:04:04.334 --> 00:04:07.170
‫اون به کلی دستگاه وصله

00:04:07.170 --> 00:04:09.840
‫و می‌ترسم که...

00:04:09.840 --> 00:04:13.677
‫- ازش جداشون کنم.
‫- چقدر استرس‌زا و تخمی!

00:04:14.469 --> 00:04:16.221
‫آره.

00:04:16.221 --> 00:04:18.432
‫لعنتی خیلی استرس‌زاست.

00:04:19.975 --> 00:04:22.603
‫آممم...

00:04:22.603 --> 00:04:25.397
‫«بول» گفت باهات کف‌دستی می‌زنه.

00:04:31.345 --> 00:04:33.280
‫سلام، امیلی.

00:04:33.751 --> 00:04:36.212
‫الان داری چی‌کار می‌کنی؟

00:04:36.212 --> 00:04:38.339
‫پول، نقد می‌کنم.

00:04:42.427 --> 00:04:44.137
‫چه باحال.

00:04:45.263 --> 00:04:47.390
‫واقعاً خیلی باحاله.

00:04:50.518 --> 00:04:51.853
‫باحاله.

00:05:01.154 --> 00:05:03.924
‫و ظاهراً قبل از این‌که رئیس جمهور بشه
‫وکیل بوده.

00:05:04.377 --> 00:05:05.700
‫می‌دونستی؟

00:05:05.700 --> 00:05:07.285
‫می‌دونستم، آره.

00:05:07.285 --> 00:05:09.746
‫به نظرم برای جان خوبه که این چیزا رو ببینه.

00:05:09.746 --> 00:05:13.374
‫می‌دونی، این‌که با وجود این شرایط...

00:05:13.374 --> 00:05:16.127
‫می‌تونه وکیل بشه.

00:05:16.127 --> 00:05:17.795
‫آره، کاملاً درست میگی.

00:05:17.795 --> 00:05:21.049
‫به نظرم عالیه که داره این چیزا رو یاد می‌گیره.
‫آخه...

00:05:21.049 --> 00:05:25.178
‫فکر کنم من خیلی سنّ‌ام بالاتر بود
‫که یه چیزایی از جرج واشنگتن...

00:05:25.178 --> 00:05:27.972
‫یا آبراهام لینکلن یاد گرفتم.

00:05:27.972 --> 00:05:30.683
‫آره، دقیقاً.

00:05:30.683 --> 00:05:32.936
‫دیگه چیا یاد گرفتین؟

00:05:33.478 --> 00:05:35.897
‫منظورت اینه که دیگه چی بهش یاد دادم؟

00:05:35.897 --> 00:05:37.649
‫اوهوم.

00:05:37.649 --> 00:05:39.275
‫ریاضیاتِ پایه.

00:05:39.275 --> 00:05:41.778
‫می‌دونی، دلم می‌خواد وارد مبحث تقسیم بشم.

00:05:41.778 --> 00:05:43.863
‫چیزای ریاضیاتی. دو بعلاوۀ دو.

00:05:43.863 --> 00:05:46.449
‫چیزایی که اصولاً می‌تونیم سعی کنیم...

00:05:46.449 --> 00:05:49.619
‫که بعد از اونا به مثلاً تقسیم برسیم؛

00:05:49.619 --> 00:05:52.038
‫یا از این‌جور چیزا. می‌دونی؟
‫امیدم به اینه.

00:05:52.038 --> 00:05:54.249
‫ببینم، شام چی می‌خواید؟

00:05:57.901 --> 00:06:00.171
‫می‌دونی از چیِ «آبراهامِ پیر» خوشم میاد؟
‫(آبراهام لینکلن)

00:06:00.171 --> 00:06:04.300
‫و... در واقع نکته‌ایه که
‫باهاش احساس همزادپنداری می‌کنم.

00:06:04.300 --> 00:06:07.637
‫این‌که اون یه ترکیب زیبایی از...

00:06:08.221 --> 00:06:12.016
‫چی بود؟
‫...عمل‌گرایی، خوش‌بینی و مصالحه داشت.

00:06:13.059 --> 00:06:16.062
‫کاملاً درسته. منم درک می‌کنم.

00:06:16.062 --> 00:06:18.648
‫منظورم همون چیزیه که گفتی. هوم...

00:06:18.648 --> 00:06:22.318
‫- عمل‌گرایی، خوش‌بینی و مصالحه.
‫- و مصالحه، آره.

00:06:22.944 --> 00:06:24.654
‫آخه به نظرم اینا زیربنای...

00:06:24.654 --> 00:06:27.448
‫موفقیتِ تمام کسانیه که به جایی رسیدن.
‫جدی میگم.

00:06:30.410 --> 00:06:32.537
‫الان هم که عکسش رو زدن روی سکۀ پِنی.

00:06:34.706 --> 00:06:36.916
‫اون نمونۀ بارزِ یه انسان موفقه.

00:06:36.916 --> 00:06:38.626
‫آبراهام لینکلن رو میگم.

00:06:38.626 --> 00:06:42.630
‫چون کلی جون کَنده و الان عکسش روی پِنی‌ـه.

00:06:44.048 --> 00:06:48.303
‫ضمناً با کلی پِنی میشه جوراب خرید.

00:06:49.304 --> 00:06:51.639
‫هوم...

00:06:51.639 --> 00:06:54.475
‫یا بند کفش.
‫تو از اینا استفاده می‌کنی.

00:06:54.475 --> 00:06:57.812
‫خودم دیدمت. هوم...

00:06:57.812 --> 00:06:59.355
‫یا سنجاق سر...

00:06:59.355 --> 00:07:02.525
‫- آبراهام بخش درهم‌تنیدۀ زندگی‌مونه، جان.
‫- اوهوم.

00:07:03.609 --> 00:07:05.445
‫غذات چطوره، جان؟

00:07:05.445 --> 00:07:08.531
‫خیلی خوبه، نه؟ پای مرغِ ظرفی.

00:07:14.454 --> 00:07:16.205
‫سرِ کار نباید انقدر مشروب بخوری.

00:07:16.205 --> 00:07:17.999
‫سرِ کار مشروب نمی‌خورم.

00:07:17.999 --> 00:07:19.751
‫سَلی، مَست اومدی خونه.

00:07:19.751 --> 00:07:22.503
‫می‌دونم، ولی سرِ کار مشروب نخوردم.

00:07:22.503 --> 00:07:24.964
‫خیلی‌خب، ولی باید تمومش کنی.

00:07:24.964 --> 00:07:27.508
‫- خودت آبجو می‌خوری.
‫- الان مشروب رو می‌ریزم دور.

00:07:27.508 --> 00:07:31.471
‫- خودت آبجو می‌خوری.
‫- آره، آبجو می‌خورم و می‌دونم کِی دست بکِشم.

00:07:33.139 --> 00:07:35.141
‫ببین، داری الگوی افتضاحی برای پسرمون میشی.

00:07:35.141 --> 00:07:37.685
‫- می‌فهمی؟
‫- هر وقت تو دست کشیدی، منم دست می‌کشم.

00:07:37.685 --> 00:07:40.396
‫باهات چونه نمی‌زنم. خب؟

00:07:40.396 --> 00:07:44.359
‫حالا بیا سعی کنیم
‫بدونِ هیچ نوشیدنی‌ای استراحت کنیم.

00:07:45.276 --> 00:07:46.861
‫لطفاً!

00:07:47.653 --> 00:07:49.238
‫لطفاً؟

00:07:49.906 --> 00:07:52.200
‫سَلی، جوابم رو با اخم نده.

00:07:57.672 --> 00:07:59.415
‫سلام بچه‌ها.
‫امروز می‌خوام بهتون...

00:07:59.415 --> 00:08:01.734
‫تمام کثافت‌کاری‌های داغونی که
‫آبراهام لینکلن کرده

00:08:01.758 --> 00:08:03.788
‫که توی کتاب‌های تاریخ پیدا نمی‌کنید رو بگم.

00:08:03.828 --> 00:08:06.798
‫شمارش معکوسِ «رسواسازیِ قهرمانان» امروز رو
‫با شمارۀ شش شروع می‌کنیم.

00:08:06.798 --> 00:08:08.633
‫عنوان این قسمت: «آبراهام پیرِ درستکار».

00:08:08.633 --> 00:08:12.220
‫عاشق تام هستم و فکر کنم برای ازدواج آماده‌ام.

00:08:12.220 --> 00:08:13.554
‫ای بابا.

00:08:13.554 --> 00:08:16.432
‫ازدواج مثلِ...

00:08:16.432 --> 00:08:17.892
‫یه بسته پاستیل می‌مونه.

00:08:17.892 --> 00:08:19.811
‫اولش فوق‌العاده‌ست.

00:08:19.811 --> 00:08:22.563
‫توت‌فرنگی. هندونه. انگور؟

00:08:22.563 --> 00:08:24.732
‫بعدش یه روز، شیرین‌بیانِ سیاه می‌گیری.

00:08:24.732 --> 00:08:26.692
‫و پیش خودت میگی...

00:08:26.692 --> 00:08:28.444
‫پس چرا این پاستیل‌ها رو گرفتم؟

00:08:28.444 --> 00:08:30.905
‫ولی مامان، اگه عاشق شیرین‌بیانِ سیاه باشم چی؟

00:08:30.905 --> 00:08:34.242
‫عزیزم، هیچ‌کس عاشق شیرین‌بیانِ سیاه نیست.

00:08:40.373 --> 00:08:42.500
‫هر چی بیشتر روی دردتون تمرکز کنید،

00:08:42.500 --> 00:08:44.711
‫هر چی بیشتر روی ترحم‌تون تمرکز کنید،

00:08:44.711 --> 00:08:46.879
‫بزرگ‌تر میشه،

00:08:46.879 --> 00:08:49.090
‫و بیشتر به خدا شک می‌کنید.

00:08:51.342 --> 00:08:53.177
‫در همچین لحظاتی،

00:08:53.177 --> 00:08:55.972
‫من به فکر داستان حضرت دانیال
‫در لانۀ شیرها می‌افتم.

00:08:57.014 --> 00:09:01.269
‫اگه قرار بود دانیال روی اون شیرها تمرکز کنه،
‫چطور می‌تونست بخوابه؟

00:09:04.397 --> 00:09:06.482
‫نمی‌تونست!

00:09:07.066 --> 00:09:10.653
‫تا سر حد مرگ می‌ترسید
‫و منتظر می‌موند تا زنده‌زنده خورده بشه.

00:09:10.653 --> 00:09:12.738
‫حالا چطور جون سالم به در برد؟

00:09:13.281 --> 00:09:17.785
‫جون سالم به در برد،
‫به دلیل این‌که روی شیرها تمرکز نکرد،

00:09:17.785 --> 00:09:19.454
‫بلکه روی خدا کرد.

00:09:20.455 --> 00:09:24.333
‫ببینید، نباید روی درد، ترحم و ترس تمرکز کنید.

00:09:24.333 --> 00:09:28.045
‫روی اون چیزی تمرکز کنید
‫که اون شیرها رو خلق کرده: خدا!

00:09:29.338 --> 00:09:32.550
‫خدا ما رو نجات میده.

00:09:33.468 --> 00:09:37.263
‫خدا از طرف اون کسانی که
‫ منتظرش می‌مونن اقدام می‌کنه.

00:09:40.391 --> 00:09:43.603
‫خدا از طرف اون کسانی که...

00:09:44.395 --> 00:09:46.063
‫منتظرش می‌مونن اقدام می‌کنه.

00:09:48.941 --> 00:09:50.401
‫درود بر شما.

00:09:50.401 --> 00:09:52.528
‫بر شما هم همین‌طور.

00:09:52.528 --> 00:09:54.655
‫حالا شکرگزار باشید.

00:09:54.655 --> 00:09:57.909
‫و امیدوارم عشق و صفا به همراه‌تون باشه.

00:09:57.909 --> 00:10:00.036
‫- درود بر تو.
‫- درود بر تو.

00:10:00.036 --> 00:10:02.872
‫رفیق. درود بر تو، دوست عزیزم.

00:10:04.081 --> 00:10:06.792
‫ببین خدا چه چیزایی بهمون داده، جان.

00:10:06.792 --> 00:10:09.086
‫خیلی قشنگه.

00:10:09.086 --> 00:10:10.755
‫باید قدرش رو بدونیم.

00:10:11.214 --> 00:10:12.882
‫- می‌گیری منظورم رو؟
‫- اوهوم.

00:10:12.882 --> 00:10:15.960
‫باید تمام چیزهایی که
‫روی زمینِ خداست رو در امان نگه داریم.

00:10:16.385 --> 00:10:19.347
‫از مورچه‌ها گرفته تا درخت‌های غول‌پیکر.

00:10:19.347 --> 00:10:22.725
‫- درخت‌های غول‌پیکر هم هست؟
‫- آره بابا. خفنه!

00:10:25.061 --> 00:10:27.730
‫می‌دونی، باید قدر انسان‌ها رو بدونیم.

00:10:27.730 --> 00:10:31.192
‫- باید قدر بابا رو بدونی.
‫- بابا باید قدر تو رو بدونه.

00:10:31.192 --> 00:10:34.487
‫- مامان چی؟
‫- مامان. البته.

00:10:34.487 --> 00:10:36.197
‫باید قدر مامان رو بدونیم.

00:10:38.658 --> 00:10:41.953
‫- خیلی گریه می‌کنه.
‫- آره. آره درسته.

00:10:42.453 --> 00:10:45.122
‫ولی می‌دونی چیه؟
‫همون‌طور که گفتم...

00:10:45.581 --> 00:10:48.960
‫یه گریه داریم که از روی خوشحالیه،
‫یه گریه داریم که از روی ناراحتیه...

00:10:49.418 --> 00:10:52.004
‫و یه نوع گریه هم داریم که مخصوص مامانته

00:10:52.004 --> 00:10:54.715
‫که بعضی وقتا با صدای خیلی بلند و ترسناک میشه.

00:10:54.715 --> 00:10:57.218
‫حس می‌کنم راه خیلی خوبی بلدم
‫که با حرف‌زدن آرومش کنم.

00:10:57.218 --> 00:10:59.428
‫البته به شرط این‌که خودم خونسرد باشم.

00:10:59.428 --> 00:11:01.472
‫و مثلاً میگم:

00:11:01.472 --> 00:11:04.058
‫«نباید انقدر داد بزنی.
‫موقع حرف‌زدن تُف می‌کنی.»

00:11:04.058 --> 00:11:07.395
‫می‌دونی، اینا از اون چیزایی هستن که...

00:11:07.995 --> 00:11:10.147
‫اَه. خیلی نزدیک بود.

00:11:13.234 --> 00:11:15.111
‫خیلی‌خب.

00:11:15.111 --> 00:11:16.737
‫پرتاب خیلی خوبی بود.

00:11:17.697 --> 00:11:20.283
‫مگه نگفتی بلد نیستی بازی کنی؟

00:11:22.660 --> 00:11:23.953
‫قلقش داره دستت میاد.

00:11:23.953 --> 00:11:26.622
‫هنوز یه کم کار داری
‫ولی از پسش برمیای.

00:11:28.708 --> 00:11:30.901
‫آها، همینه.
‫حالا فهمیدی چی‌کار کنی.

00:11:31.201 --> 00:11:32.295
‫آره!

00:11:35.047 --> 00:11:36.757
‫بیا، این مال خودت.

00:11:36.757 --> 00:11:39.510
‫می‌دونی، اون‌قدر خوب هستی
‫که می‌تونی جناح راستِ زمین بازی کنی.

00:11:39.510 --> 00:11:41.012
‫جدی؟

00:11:41.012 --> 00:11:44.307
‫آره، پس دفعۀ بعدی که بابات چُرت زد،

00:11:44.307 --> 00:11:45.683
‫یه سر بیا خونۀ ما...

00:11:45.683 --> 00:11:48.519
‫تا نشونت بدم چطوری باید ضربه بزنی.
‫اون‌قدرها هم سخت نیست.

00:11:49.729 --> 00:11:52.356
‫خیلی‌خب. ممنون.

00:11:52.356 --> 00:11:53.566
‫کاری نکردم که.

00:11:53.566 --> 00:11:55.818
‫- میشه یه سؤال ازت بپرسم؟
‫- بفرما.

00:11:55.818 --> 00:11:59.196
‫مامانت روی موهای خودش، کلاه‌گیس می‌ذاره؟

00:12:11.125 --> 00:12:12.543
‫- بابا؟
‫- بله.

00:12:12.543 --> 00:12:14.253
‫اون تُشکه رو گرفتی؟

00:12:15.212 --> 00:12:17.381
‫نه.

00:12:17.381 --> 00:12:19.383
‫اتاقم سرده.

00:12:21.636 --> 00:12:23.137
‫ببین جان، اون داستانِ...

00:12:23.137 --> 00:12:25.389
‫غذا دادن به پنج هزار نفر رو شنیدی؟

00:12:25.890 --> 00:12:28.809
‫ببین، ماجرا از این قرار بود
‫که عیسی وسط بیابون...

00:12:28.809 --> 00:12:32.146
‫با یه سری از رفقاش بود؛
‫حدود پنج هزار نفر،

00:12:32.146 --> 00:12:33.939
‫و همه‌شون گرسنه بودن.

00:12:33.939 --> 00:12:37.693
‫تنها چیزی هم که داشتن،
‫یه تیکه ماهی و یه تیکه نون بوده.

00:12:37.693 --> 00:12:39.362
‫می‌دونی عیسی چی‌کار کرد؟

00:12:39.362 --> 00:12:42.740
‫همونا رو چند برابر کرد
‫و شکم همه‌شون رو سیر کرد.

00:12:45.409 --> 00:12:47.370
‫- پس یعنی تشکم رو گرفتی؟
‫- نه.

00:12:47.370 --> 00:12:49.038
‫نه، نکتۀ این داستان...

00:12:49.038 --> 00:12:51.374
‫اینه که خدا بهت دقیقاً همون چیزی که
‫لازم داری رو میده.

00:12:53.167 --> 00:12:55.961
‫گِله نکن.

00:12:57.804 --> 00:12:59.882
‫عه! کتاب لینکلن‌ام. ممنون.

00:13:00.716 --> 00:13:02.343
‫لازمش دارم.

00:13:24.455 --> 00:13:28.755
‫[بچه‌ای که در لیگ خردسالان پس از برخورد
‫گردنش شکست]

00:13:32.081 --> 00:13:34.709
‫آهای، آهای، تاد! حالت خوبه؟

00:13:34.709 --> 00:13:37.294
‫تاد، بیدار شو پسر.
‫خوبی؟

00:13:37.294 --> 00:13:39.213
‫بهتره به یکی زنگ بزنید.

00:13:42.823 --> 00:13:45.523
‫[کودک ۱۲ ساله‌ای که
‫با ضربۀ قدرتی مستقیم کُشته شد]

00:13:48.347 --> 00:13:51.559
‫- وای خدا. وای خدا.
‫- نوآه؟ نوآه؟

00:13:51.559 --> 00:13:53.561
‫- نوآه!
‫- نفس نمی‌کشه.

00:13:53.561 --> 00:13:54.945
‫زنگ بزنیم اورژانس؟

00:13:57.857 --> 00:14:00.151
‫مامان؟

00:14:00.151 --> 00:14:02.445
‫مامان؟

00:14:04.746 --> 00:14:06.081
‫جان؟

00:14:06.240 --> 00:14:09.618
‫- چی شده؟
‫- دلم نمی‌خواد با توپ بیسبال کُشته بشم.

00:14:09.618 --> 00:14:11.715
‫چی؟

00:14:11.739 --> 00:14:13.122
‫کی اینو بهت گفته؟

00:14:13.789 --> 00:14:15.374
‫بابایی.

00:14:15.574 --> 00:14:17.543
‫کلارک.

00:14:21.881 --> 00:14:24.633
‫- میشه بیای پیش من بخوابی؟
‫- کلارک!

00:14:50.493 --> 00:14:53.537
‫- یوهو! بهتره بری تو کارش.
‫- ایول!

00:14:53.537 --> 00:14:56.332
‫کُسکشِ خفن!

00:14:57.750 --> 00:15:00.669
‫عجب ماشینی.

00:15:19.763 --> 00:15:21.857
‫آره، توی زندانه.

00:15:21.857 --> 00:15:24.276
‫اون‌وقت برادرته؟

00:15:24.276 --> 00:15:25.945
‫«دام»، آره.

00:15:26.345 --> 00:15:27.655
‫عجب.

00:15:28.572 --> 00:15:31.075
‫کسی توی سرقت مُرد؟

00:15:31.075 --> 00:15:32.785
‫کارمند بانکِ کیری.

00:15:33.978 --> 00:15:35.746
‫اون یارو که داشته باهاش بانک رو می‌زده،

00:15:35.746 --> 00:15:38.541
‫زده این کارمند بیچاره رو ترکونده.

00:15:42.127 --> 00:15:44.421
‫خب، این قضیه چه حسی به برادرت داده؟

00:15:45.422 --> 00:15:48.634
‫منظورت چیه که چه حسی بهش داده؟

00:15:50.386 --> 00:15:51.846
‫وقتی یه بانک کیری رو می‌زنی،

00:15:51.846 --> 00:15:54.723
‫احتمال این‌که یه نفر کُشته بشه بالاست.

00:15:57.810 --> 00:15:59.186
‫چه جذاب.

00:16:03.399 --> 00:16:04.775
‫جدی؟

00:16:05.818 --> 00:16:07.444
‫آره.

00:16:07.444 --> 00:16:08.988
‫خب...

00:16:09.280 --> 00:16:11.907
‫تا حالا کاری مشابه اون کردی؟

00:16:13.200 --> 00:16:15.995
‫چی؟ بزنم چند تا احمق رو بترکونم؟

00:16:16.127 --> 00:16:18.127
‫آره.

00:16:18.539 --> 00:16:19.915
‫آره.

00:16:21.166 --> 00:16:23.210
‫اون‌وقت چه حسی بهت داد؟

00:16:25.128 --> 00:16:26.964
‫حس خدایی.

00:16:27.882 --> 00:16:29.633
‫از اون خداهای شیطون؟

00:16:29.633 --> 00:16:31.302
‫اوهوم.

00:16:32.553 --> 00:16:34.471
‫تو پسر شیطونی هستی؟

00:16:36.682 --> 00:16:38.309
‫زدی تو خال، دختر.

00:16:43.439 --> 00:16:45.441
‫- پات رو بده.
‫- چی؟

00:16:45.441 --> 00:16:47.151
‫پات رو بده.

00:16:49.904 --> 00:16:52.031
‫نه، کفشت رو در بیار.

00:17:03.500 --> 00:17:05.794
‫نظرت در موردش چیه؟

00:17:08.505 --> 00:17:10.090
‫تحسین‌برانگیزه.

00:17:12.718 --> 00:17:16.513
‫شب‌ها فقط به این فکر می‌کنم
‫که کیرم توی دهنته.

00:17:17.097 --> 00:17:19.683
‫هوم... خیلی‌خب.

00:17:20.793 --> 00:17:22.269
‫که انگار داری ساک می‌زنی.

00:17:22.269 --> 00:17:24.480
‫نه، متوجه شدم.

00:17:30.819 --> 00:17:32.571
‫خب، باید برم دستشویی.

00:18:25.389 --> 00:18:27.075
‫آخ، دختر!

00:18:27.418 --> 00:18:30.671
‫اگه همین الان این وامونده رو ساک نزنی،
‫منفجر میشم.

00:18:56.989 --> 00:19:00.075
‫بس کن. بس کن! بس کن!

00:19:02.244 --> 00:19:03.871
‫لطفاً... بس کن!

00:19:31.523 --> 00:19:34.735
‫به کسی نمیگم.
‫به کسی نمیگم.

00:19:39.248 --> 00:19:41.033
‫می‌دونم.

00:19:53.519 --> 00:19:55.047
‫شرمنده‌ام.

00:19:55.923 --> 00:19:57.549
‫نه، نیستی.

00:20:24.201 --> 00:20:26.711
‫ظاهراً این دیگه آخریشه.

00:20:32.042 --> 00:20:33.794
‫صبر کن ببینم.

00:20:33.794 --> 00:20:36.046
‫اون چیه اونجا؟

00:20:37.005 --> 00:20:39.741
‫- نمی‌دونم.
‫- چطوره بری یه نگاه بهش بندازی؟

00:20:49.726 --> 00:20:52.729
‫عکس تو روشه.

00:20:52.729 --> 00:20:55.107
‫با یه سری مدال و چیزای دیگه.

00:20:55.107 --> 00:20:56.441
‫وای!

00:20:56.441 --> 00:20:57.860
‫عه!

00:20:57.860 --> 00:21:00.162
‫چطور پیداش کردی؟
‫دنبالش می‌گشتم.

00:21:01.113 --> 00:21:02.656
‫توی جنگ بودی؟

00:21:04.124 --> 00:21:05.951
‫خب، جان...

00:21:07.286 --> 00:21:09.496
‫می‌خواستم صبر کنم و بعداً بهت بگم.

00:21:10.706 --> 00:21:12.916
‫ولی...
‫عه، بیا روی تاب حرفش رو بزنیم.

00:21:13.625 --> 00:21:15.335
‫آمممم...

00:21:15.335 --> 00:21:17.045
‫آره. توی جنگ بودم.

00:21:18.255 --> 00:21:19.882
‫عضو نیروی دریایی بودم.

00:21:20.883 --> 00:21:23.260
‫- سرباز؟
‫- آره.

00:21:24.219 --> 00:21:26.346
‫نیروهای دریایی، بهترین سربازهائن.

00:21:27.723 --> 00:21:30.184
‫بعضی‌ها منو عضو نیروی دریایی می‌دونن.
‫بعضی‌ها هم...

00:21:31.226 --> 00:21:32.394
‫خب، منو قهرمان می‌دونن

00:21:32.394 --> 00:21:34.688
‫ولی دوست دارم از این عناوین به خودم بچسبونم.

00:21:37.065 --> 00:21:39.151
‫می‌خوای اونو توی اتاقت نگه‌ داری؟

00:21:39.693 --> 00:21:42.738
‫می‌دونی، اطلاعات جالبی در مورد دوست‌مون...

00:21:42.738 --> 00:21:44.531
‫آبراهام لینکلن پیدا کردم.

00:21:45.657 --> 00:21:47.576
‫از قضا...

00:21:47.576 --> 00:21:49.995
‫یه مُشت آمریکایی بومی (سرخپوست) رو کُشته.

00:21:49.995 --> 00:21:52.206
‫اعدام کرده. آره.

00:21:53.749 --> 00:21:56.835
‫ضمناً به سیاه‌پوست‌ها پیشنهاد داده
‫که برگردن آفریقا.

00:21:59.546 --> 00:22:02.883
‫توی «شایلو» و «آنتی‌تام»
‫صدها نفر رو به کُشتن داده.

00:22:06.178 --> 00:22:07.846
‫من که خبر نداشتم.

00:22:10.891 --> 00:22:12.517
‫آگوستین قدیس رو که می‌شناسی.

00:22:13.185 --> 00:22:15.729
‫یارو به حموم عمومی اعتیاد داشته، جان.

00:22:16.438 --> 00:22:19.358
‫اون‌وقت فکر کنم سومین قدیسی باشه
‫که توی گوگل بیشتر سرچ میشه.

00:22:19.358 --> 00:22:21.068
‫یه چیزی تو این مایه‌ها.

00:22:23.995 --> 00:22:25.530
‫گاندی.

00:22:25.864 --> 00:22:27.991
‫هیپیِ اصلی، گاندی،

00:22:29.409 --> 00:22:31.870
‫اون... صبر کن. خونده بودمش.

00:22:32.287 --> 00:22:33.789
‫گاندی، چی‌کار کرده بود؟

00:22:34.089 --> 00:22:35.749
‫آهان. زنش ذات‌الریه داشته.

00:22:35.749 --> 00:22:37.751
‫دکتر گفته: «باید بهش پنی‌سلین بدی»،

00:22:37.751 --> 00:22:40.003
‫ولی اون به‌خاطر اعتقادات مذهبی‌اش قبول نکرده.

00:22:40.003 --> 00:22:43.382
‫بعدش که خودش مالاریا گرفته،
‫گفته: «داروها رو رد کنید بیاد.»

00:22:43.982 --> 00:22:45.092
‫پیچیده‌ست!

00:22:47.135 --> 00:22:48.845
‫میراث پیچیده‌ایه.

00:23:18.066 --> 00:23:19.626
‫عن توش.

00:23:19.626 --> 00:23:21.420
‫اون یکیه، عزیزم.

00:23:30.637 --> 00:23:32.931
‫تو و جان برید توی وان حموم.

00:25:59.703 --> 00:26:02.330
‫پخش در این تابستان.
‫او برگشته...

00:26:02.330 --> 00:26:05.667
‫و به دنبال انتقام است.

00:26:05.667 --> 00:26:08.670
‫«مگا دخترهای ۴»

00:26:11.131 --> 00:26:13.967
‫و او غیرقابل اصلاح است.

00:26:13.967 --> 00:26:17.762
‫لری چاودر در «پسرک جادویی».

00:26:23.518 --> 00:26:25.103
‫ببخشید. نمی‌دونستم باید چی‌کار کنم.

00:26:25.103 --> 00:26:27.439
‫- اشکالی نداره. الان کجاست؟
‫- اونجاست.

00:26:28.940 --> 00:26:30.275
‫خیلی‌خب.

00:26:35.155 --> 00:26:37.782
‫- گفت جین کوسینوـه؟
‫- خودش که همینو گفت.

00:26:37.782 --> 00:26:40.035
‫- کارت شناسایی نشونت داد؟
‫- همراهش نداشت.

00:26:40.035 --> 00:26:42.195
‫با ماشین نیومد. پیاده اومد.

00:26:46.917 --> 00:26:48.502
‫فکر نکنم خودش باشه.

00:26:49.336 --> 00:26:51.413
‫بذار توی گوگل، جست‌وجوی تصویری بکنمش.

00:26:56.468 --> 00:26:58.094
‫نظرت چیه؟

00:26:59.638 --> 00:27:01.389
‫نمی‌دونم. جفت‌شون پیرن.

00:27:06.019 --> 00:27:08.939
‫سلام. از کجا اومدین؟

00:27:08.939 --> 00:27:11.733
‫خیلی وقت بود که خارج از کشور بودم.

00:27:12.317 --> 00:27:14.653
‫خیلی‌خب.
‫حالا با کی می‌خواستید صحبت کنید؟

00:27:14.986 --> 00:27:18.198
‫دوست دارم با کسی که
‫شرکت برادران وارنر رو می‌گردونه صحبت کنم.

00:27:18.198 --> 00:27:19.866
‫خیلی‌خب. دربارۀ چی؟

00:27:20.158 --> 00:27:22.744
‫یه موضوعی که اخیراً توجهم رو جلب کرده.

00:27:22.744 --> 00:27:24.204
‫اون‌وقت چیه؟

00:27:24.454 --> 00:27:26.540
‫ترجیح میدم با اون صحبت کنم.

00:27:26.540 --> 00:27:29.176
‫خب، من برای اون کار می‌کنم
‫پس فکر می‌کنم باید بهم بگی

00:27:29.200 --> 00:27:32.921
‫- و من به گوشش می‌رسونم.
‫- راحت‌ترم که با خودش صحبت کنم.

00:27:34.756 --> 00:27:36.007
‫خب، شدنی نیست.

00:27:36.207 --> 00:27:37.217
‫چرا؟

00:27:37.217 --> 00:27:39.061
‫چون فکر نمی‌کنم جین کوسینو باشی.

00:27:39.085 --> 00:27:40.303
‫چرا؟

00:27:40.303 --> 00:27:43.557
‫چون هشت ساله که مفقود شده
‫و احتمال میدن مُرده باشه.

00:27:44.474 --> 00:27:47.852
‫اگه دارید برای همون چیزی که
‫من فکر می‌کنم، برنامه می‌ریزید...

00:27:47.852 --> 00:27:51.106
‫باید از خداتون هم باشه که باهام صحبت کنید.

00:27:55.918 --> 00:27:56.945
‫همینجا نگهش دار.

00:28:03.118 --> 00:28:05.453
‫پاک زندگی کردم.
‫کل عمرم...

00:28:05.453 --> 00:28:08.373
‫گواهی میده که پاک زندگی کردم.

00:28:09.457 --> 00:28:12.335
‫هیچ‌وقت به الکل یا مواد مخدر...

00:28:12.335 --> 00:28:14.546
‫یا غذاهای مزخرف دست نزدم.

00:28:16.139 --> 00:28:19.740
‫اینا به کنار، از هیجده سالگی‌ام
‫با یه زن ازدواج کردم و با همون موندم.

00:28:19.982 --> 00:28:21.755
‫سال‌ها پاک زندگی کردم.

00:28:21.780 --> 00:28:25.034
‫با این حساب هر کی باشه فکر می‌کنه
‫می‌تونم آدما رو درست قضاوت کنم، نه؟

00:28:25.473 --> 00:28:26.683
‫آره.

00:28:27.100 --> 00:28:29.603
‫خب، ازت ممنونم امیلی.

00:28:29.603 --> 00:28:32.439
‫نه بابا، کاری نکردم که.

00:28:34.024 --> 00:28:35.734
‫زنِ خیلی شجاعی هستی.

00:28:36.067 --> 00:28:38.194
‫اکثر آدما توی این‌طور شرایط
‫چشم‌پوشی می‌کنن...

00:28:38.194 --> 00:28:40.655
‫مخصوصاً وقتی پای عوضی‌ای مثل «بِوِل»
‫در میون باشه.

00:28:43.533 --> 00:28:44.784
‫فکر می‌کنم چیزی که فریبم داد...

00:28:44.784 --> 00:28:47.579
‫این بود که چقدر منو یاد نوه‌ام مینداخت.

00:28:49.873 --> 00:28:51.791
‫فکر می‌کردم اگه مشغول یه کار حلال‌وار باشه...

00:28:51.791 --> 00:28:54.586
‫لذت‌های زندگیِ پاک رو ببینه.

00:28:54.586 --> 00:28:57.422
‫- اون‌وقت...
‫- اومد ازتون دزدی کرد.

00:28:57.422 --> 00:28:59.799
‫حرومزادۀ دزد!

00:28:59.799 --> 00:29:01.343
‫اوهوم.

00:29:01.643 --> 00:29:05.138
‫خب، شما دوتا مثل فرشته‌هایید.

00:29:06.848 --> 00:29:08.975
‫خیلی زود یه نفر رو جایگزینش می‌کنم.

00:29:14.314 --> 00:29:17.192
‫من که تعجب نکردم.

00:29:17.192 --> 00:29:19.527
‫خودم هم به این فکر کردم
‫که از صندوق پول کِش برم.

00:29:20.904 --> 00:29:23.823
‫ولی وجدانم خیلی حساسه.

00:29:24.616 --> 00:29:27.410
‫احتمالاً آخر سر، مغز وامونده‌ام رو می‌ترکوندم.

00:29:29.329 --> 00:29:32.415
‫به افتخار آخرین قسمتِ برنامۀ «فقط دسر»...

00:29:32.415 --> 00:29:34.834
‫مهمان برنامۀ ما، «ناتالی گریر» می‌باشد.

00:29:34.834 --> 00:29:39.047
‫مغز متفکر برنامه‌ای که یک نسل را بزرگ کرد.

00:29:41.549 --> 00:29:43.843
‫رفته بودیم گشت بزنیم،

00:29:43.843 --> 00:29:46.429
‫و رسیدیم به روستایی که دوتا آدم مسن
‫داشتن سر این بحث می‌کردن

00:29:46.429 --> 00:29:48.139
‫که کی الاغِ اون یکی رو کُشته

00:29:48.139 --> 00:29:51.851
‫که اونجا اتفاق رایجی بود.

00:29:51.851 --> 00:29:54.479
‫بعدش صدای شلیک گلوله اومد.

00:29:55.897 --> 00:29:58.566
‫- می‌دونی کی تیر خورد؟
‫- کی؟

00:29:59.859 --> 00:30:01.528
‫آلبرت.

00:30:01.528 --> 00:30:04.239
‫- دوست صمیمی‌ات؟
‫- آره.

00:30:05.573 --> 00:30:07.867
‫شنیدم دارن اسم منو صدا می‌زنن.

00:30:07.867 --> 00:30:11.579
‫«بهیار! بهیار! بیا اینجا!»

00:30:11.579 --> 00:30:13.299
‫بعدش دویدم رفتم اونجا
‫و وقتی پیداش کردم...

00:30:13.323 --> 00:30:15.417
‫دیدم درب و داغون شده.
‫ظاهرش وحشتناک شده بود.

00:30:16.376 --> 00:30:18.253
‫اونا بهم گفتن:
‫«کلارک، اون دیگه رفتنیه.»

00:30:18.253 --> 00:30:20.171
‫ولی من گفتم:

00:30:20.171 --> 00:30:21.881
‫«نه تا وقتی من هستم.»

00:30:22.799 --> 00:30:24.426
‫باندپیچی‌اش کردم.

00:30:25.677 --> 00:30:27.303
‫و جونش رو نجات دادم.

00:30:28.012 --> 00:30:30.098
‫اونایی که بهش شلیک کردن رو کُشتی؟

00:30:30.098 --> 00:30:33.143
‫نه، نه، نه.

00:30:33.143 --> 00:30:35.437
‫نه، وظیفۀ من این بود که
‫از بچه‌هامون محافظت کنم.

00:30:37.105 --> 00:30:39.357
‫همون‌طور که از تو محافظت می‌کنم، جان.

00:30:43.236 --> 00:30:45.780
‫خیلی دوستت دارم، بابا.

00:30:45.780 --> 00:30:47.449
‫منم دوستت دارم.

00:30:48.324 --> 00:30:49.993
‫منم دوستت دارم، رفیق.

00:30:51.536 --> 00:30:54.205
‫ولی خیلی باورنکردنیه که...

00:30:54.205 --> 00:30:56.458
‫از یه بچۀ کوچولوی تپل...

00:30:56.458 --> 00:30:58.752
‫که عاشق کیک فنجونیه، یهویی...

00:30:58.752 --> 00:31:01.087
‫بره رئیس‌جمهور ایالات متحده بشه

00:31:01.087 --> 00:31:04.703
‫و توی سخنرانی وضعیت کشور،
‫بیاد اسم برنامه‌مون رو بیاره.

00:31:04.810 --> 00:31:06.968
‫آخه چطور انقدر خوش‌شانس شدیم؟

00:31:06.968 --> 00:31:09.971
‫یعنی، خیلی خوش‌شانسیم.

00:31:09.971 --> 00:31:12.390
‫می‌دونستی فصل دوم نزدیک بود اخراجت کنیم؟

00:31:12.815 --> 00:31:14.201
‫[هشدار گوگل - بری برکمن]

00:31:12.890 --> 00:31:13.933
‫واقعاً؟

00:31:14.227 --> 00:31:16.644
‫آره، چون اون زمان هنوز خوب نبودی. می‌دونی؟

00:31:16.644 --> 00:31:19.981
‫بچه بودی، برای همین بد بودی. ولی...

00:31:19.981 --> 00:31:21.691
‫بری!

00:31:22.692 --> 00:31:25.487
‫- بری کیه؟
‫- هیس.

00:31:27.831 --> 00:31:30.158
‫چیه؟

00:31:30.633 --> 00:31:33.212
‫[جین کوسینو زنده شد! ممکن است در
‫فیلم زندگی‌نامۀ بری برکمن مشاوره دهد]

00:31:33.236 --> 00:31:35.388
‫دارن یه فیلم در موردمون می‌سازن.

00:31:42.414 --> 00:31:44.293
‫مجبورم کوسینو رو بکُشم.

00:31:44.418 --> 00:31:51.418
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.