﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:10.300 --> 00:00:11.200
<c.red><i>پيش از اين در
"Black Sails"</i></c>

00:00:11.230 --> 00:00:12.980
<i>‏وقتي برگشتي مي‌خواي به پيتر توضيح بدي که</i>

00:00:13.066 --> 00:00:14.698
<i>‏در نظر داري اينجا چه کاري انجام بدي؟</i>

00:00:14.784 --> 00:00:16.784
<i>‏يک "ناسا" خودمختار</i>

00:00:16.819 --> 00:00:18.579
<i>‏اون آدمي نيست که بتونيم باهاش مذاکره کنيم</i>

00:00:18.621 --> 00:00:20.237
<i>‏- که من بتونم باهاش مذاکره کنم
‏- البته که مي‌توني</i>

00:00:20.323 --> 00:00:23.374
<i>‏چون تنها دخترش رو بهش برميگردوني</i>

00:00:23.459 --> 00:00:25.659
<i>‏فقط تا يه مدتي مي‌تونم خبرچيني کنم</i>

00:00:25.711 --> 00:00:28.162
<i>‏من دنبال يه چيز بزرگترم</i>

00:00:28.214 --> 00:00:30.414
<i>‏توي اين ماجرا
‏به يک شريک مورد اعتماد نياز دارم</i>

00:00:30.500 --> 00:00:32.750
<i>‏يه کشتي چند دقيقه
‏پيش به ساحل رسيد</i>

00:00:32.835 --> 00:00:35.219
<i>‏به "فلينت" گفتن گنج از دست رفته
‏به تو چي گفتن؟</i>

00:00:35.304 --> 00:00:37.388
<i>‏گنجينه "آرکا" در اون ساحله</i>

00:00:37.473 --> 00:00:40.007
<i>‏و ‏کاملاً بي‌دفاعه</i>

00:00:40.059 --> 00:00:43.310
<i>‏خدمه‌اي مي‌شناسي که حاضر باشه
‏‏در اين غارت کمکمون کنه؟</i>

00:00:43.346 --> 00:00:45.146
<i>‏ابيگِيل" ، تو ديگه گروگان نيستي"</i>

00:00:45.181 --> 00:00:46.461
<i>‏مي‌خوام از اينجا ببرمت بيرون</i>

00:00:46.482 --> 00:00:47.681
<i>‏خب ، نقشه‌ات چيه؟</i>

00:00:47.767 --> 00:00:49.100
<i>‏من رو ول مي‌کني تا به‌خاطر کار تو
جوابگوي افرادم باشم؟</i>

00:00:49.185 --> 00:00:53.737
<i>‏حکم مرگم رو امضا مي‌کني
‏دوباره من رو مي‌بيني</i>

00:00:53.823 --> 00:00:56.574
<i>‏- شما ناخدا "فلينت" هستين؟
‏- اسم من جيمزـه</i>

00:00:56.659 --> 00:00:58.075
<i>"جيمز مک‌گرو"</i>

00:02:17.900 --> 00:02:21.700
<c.red>"Black Sails"
فصل 2 : قسمت 8</c>

00:02:52.942 --> 00:02:56.143
‏چيزي نيست . چيزي نيست

00:02:56.229 --> 00:02:58.445
‏من اينجام

00:03:37.987 --> 00:03:40.654
‏نه ، نه

00:03:40.690 --> 00:03:43.073
‏نه ، نه

00:03:45.995 --> 00:03:48.195
‏چيزي نيست . من اينجام

00:03:48.247 --> 00:03:50.948
مشکلي نيست

00:03:56.505 --> 00:04:01.208
<i>‏ديشب اولين شب سفر به سمت خونه بود</i>

00:04:01.260 --> 00:04:05.212
<i>‏ولي هنوزم کابوس اون دزدهاي دريايي رو مي‌بينم</i>

00:04:05.264 --> 00:04:06.880
<i>‏همونايي که اولين‌بار من رو اسير کردن</i>

00:04:13.723 --> 00:04:15.973
<i>‏حالا توسط يه گروه دزد دريايي ديگه</i>

00:04:16.058 --> 00:04:18.642
<i>‏اسير شدم</i>

00:04:18.728 --> 00:04:20.861
<i>‏بهم گفتن اونا فرق دارن</i>

00:04:20.896 --> 00:04:23.731
<i>‏و مي‌بينم که اين آدما</i>

00:04:23.783 --> 00:04:27.568
<i>‏چقدر مودبانه باهام رفتار مي‌کنن</i>

00:04:27.653 --> 00:04:32.072
<i>‏حتي وسايلي بهم دادن تا
‏در طول اين سفر ازشون استفاده کنم</i>

00:04:32.158 --> 00:04:33.991
<i>‏و فکر کنم مطمئناً</i>

00:04:34.076 --> 00:04:36.910
<i>‏اين دفتر رو قبل از پهلو گرفتن کشتي نابود مي‌کنن</i>

00:04:36.996 --> 00:04:38.879
<i>‏هر مدرکي</i>

00:04:38.914 --> 00:04:42.082
<i>‏از فعاليت‌ها و هويت‌شون رو از بين مي‌برن</i>

00:04:43.419 --> 00:04:46.553
<i>‏ولي نوشتن تفکراتم</i>

00:04:46.589 --> 00:04:49.723
<i>‏کمکم مي‌کنه دوباره حس کنم خودمم</i>

00:04:49.759 --> 00:04:52.676
<i>‏که يه رويا براي خودم ببافم</i>

00:04:52.762 --> 00:04:55.262
<i>‏که هنوز توي کشتي "گود فورچون" هستم</i>

00:04:55.348 --> 00:04:58.482
<i>‏که ‏در انتهاي يه سفر طول و درازم</i>

00:04:58.567 --> 00:05:02.436
<i>‏که ‏حوادث اخير فقط يه کابوس بودن</i>

00:05:02.488 --> 00:05:05.105
<i>‏که اين آدما چندتا ملوان ساده‌ان</i>

00:05:05.157 --> 00:05:07.408
<i>‏و وظيفه دارن من رو به خونه برسونن</i>

00:05:09.862 --> 00:05:11.195
‏بهت گفتم دست‌ـت رو بکش . مي‌کشمت

00:05:11.280 --> 00:05:13.414
هي ، بيخيال . وايسا

00:05:13.449 --> 00:05:15.199
‏گفتم تمومش کنين

00:05:15.284 --> 00:05:17.368
‏نميدونم کي شروعش کرده
‏ولي بايد همين الان تمومش کنين

00:05:17.453 --> 00:05:19.586
‏ببرينش اونطرف . برگردين سر کارِتون

00:05:19.622 --> 00:05:21.622
<i>‏ولي اين فقط يه روياست</i>

00:05:24.460 --> 00:05:27.511
<i>‏يه روياي شکننده</i>

00:05:33.018 --> 00:05:35.135
<i>‏پدرم در مورد اين آدما بهم گفته</i>

00:05:35.187 --> 00:05:38.272
<i>‏در مورد اخلاقياتشون</i>

00:05:38.307 --> 00:05:41.809
<i>‏پس ميدونم اين مودب بودنشون</i>

00:05:41.894 --> 00:05:44.778
<i>‏باقي‌مونده‌ي آدميه که قبلاً بودن</i>

00:05:44.814 --> 00:05:48.949
<i>‏يه روح که تنها وقتي خودش رو نشون ميده</i>

00:05:48.984 --> 00:05:53.070
<i>‏که تاريکي‌هايي که الان
‏وجود آدم رو فرا گرفته فرو بشينه</i>

00:05:53.155 --> 00:05:55.038
<i>‏ولي در اين فکرم که</i>

00:05:55.124 --> 00:05:58.158
<i>‏شايد اين رويا اصلا تصادفي نباشه</i>

00:05:58.210 --> 00:06:00.411
<i>‏بلکه نمايشيه براي فريب دادن من</i>

00:06:00.496 --> 00:06:03.414
<i>‏که توسط يک آدم خيلي ترسناک
‏ترتيب داده شده</i>

00:06:03.499 --> 00:06:06.333
<i>‏مردي که در برابرش
‏حتي هيولاهايي مثل اينها هم</i>

00:06:06.385 --> 00:06:09.636
<i>‏ چاره‌اي ندارن و بايد به سازش برقصن</i>

00:06:11.757 --> 00:06:13.891
<i>‏که باعث ميشه</i>

00:06:13.976 --> 00:06:15.976
<i>‏اين فکر ترسناک</i>

00:06:16.011 --> 00:06:18.562
<i>‏و نگران کننده به ذهنم خطور کنه</i>

00:06:18.647 --> 00:06:22.232
<i>‏چه اتفاقي ميفته اگه اين آدما
‏تصميم بگيرن</i>

00:06:22.318 --> 00:06:25.352
<i>‏ديگه به دستوراتش عمل نکنن</i>

00:06:25.404 --> 00:06:27.571
<i>‏و اون افسار هيولاها رو رها کنه؟</i>

00:06:37.366 --> 00:06:38.749
‏همه چيز مرتبه؟

00:06:40.619 --> 00:06:43.120
‏بله

00:06:43.205 --> 00:06:44.838
‏خوبم

00:06:55.267 --> 00:06:57.468
‏داشت در مورد من مي‌نوشت

00:06:57.553 --> 00:06:59.553
‏اينطور فکر مي‌کني؟

00:06:59.638 --> 00:07:02.222
‏نمي‌تونم سرزنشش کنم

00:07:02.274 --> 00:07:04.858
‏يه دختر به اون سن
‏با اتفاقاتي که از سر گذرونده

00:07:04.894 --> 00:07:07.528
‏همين که هنوز سرپا مونده شاهکاره

00:07:09.565 --> 00:07:11.732
‏نگاهش کن

00:07:11.817 --> 00:07:13.784
‏اولين‌بار که فهميدم توي جزيره‌ست

00:07:13.869 --> 00:07:17.204
‏توي ذهنم يه دختر 5 ساله رو تجسم کردم

00:07:17.239 --> 00:07:19.373
‏که پشت دامن مادرش قايم شده

00:07:19.408 --> 00:07:21.375
‏بعد ديدم اينقدر بزرگ شده

00:07:23.162 --> 00:07:26.380
‏فهميدم که براي خودش خانمي شده

00:07:26.415 --> 00:07:28.749
‏اون مثل ساعتي بود

00:07:28.801 --> 00:07:30.751
‏که بالاخره سر وقت زنگ زد

00:07:30.803 --> 00:07:34.588
‏و من رو از رويايي که توش زندگي مي‌کرديم
بيدار کرد

00:07:34.640 --> 00:07:38.926
‏و يادم انداخت چند سال ‏از دنيايي که
به عنوان خونه قبولش دارم

00:07:39.011 --> 00:07:41.144
‏دور بودم

00:07:44.183 --> 00:07:46.650
‏و اينکه زني که قبلاً بودم

00:07:46.735 --> 00:07:49.937
‏چقدر براي زني که الان هستم ناآشناست

00:07:58.581 --> 00:08:01.999
‏براي من که آشنايي

00:08:02.084 --> 00:08:04.418
‏من چطور؟

00:08:04.453 --> 00:08:06.787
‏آره

00:08:06.839 --> 00:08:09.172
‏پس همين کفايت مي‌کنه

00:08:14.680 --> 00:08:17.764
‏سوال اينه که

00:08:17.800 --> 00:08:20.634
‏چقدر براي ‏پيتر آشناييم؟

00:08:26.692 --> 00:08:28.642
"‏5 ميليون "پزو

00:08:28.694 --> 00:08:32.112
‏5 ميليون "پزو"ـي لعنتي

00:08:32.147 --> 00:08:34.281
"‏5 ميليون "پزو

00:08:36.702 --> 00:08:37.985
‏خداي من

00:09:01.677 --> 00:09:03.510
‏دقيقاً چطور قراره

00:09:03.562 --> 00:09:05.596
‏ آماده بشم که 5 ميليون دلار رو

00:09:05.681 --> 00:09:08.015
‏از اقيانوس عبور بدم

00:09:08.100 --> 00:09:09.900
‏بدون اينکه کسي خبردار بشه؟

00:09:09.985 --> 00:09:11.935
‏نميدونم ولي شايد اگه يه‌کم بلندتر حرف بزني

00:09:12.021 --> 00:09:15.355
‏آدماي روي ماه هم بتونن صدات رو بشنون

00:09:15.407 --> 00:09:18.609
‏اشکالي نداره صدامون رو پايين بياريم
‏و دوباره شروع کنيم؟

00:09:18.694 --> 00:09:21.028
‏به افرادت گفتي انبار کشتي رو تخليه کنن؟

00:09:21.080 --> 00:09:22.696
‏هر چيزي که بيرون آوردني باشه

00:09:22.781 --> 00:09:24.414
‏داره توي ساحل تخليه ميشه

00:09:24.500 --> 00:09:26.700
‏به اين گفتم که بايد

00:09:26.785 --> 00:09:28.368
‏براي خالي کردن کشتي
‏دنبال يه بهانه خوب باشيم

00:09:28.454 --> 00:09:30.587
‏- بهانه خوبي پيدا کردين؟
‏- نه

00:09:30.673 --> 00:09:33.874
‏چون که همه به اين فکر ميوفتن

00:09:33.959 --> 00:09:36.043
‏ که خالي کردن يه کشتي توي خليج

00:09:36.095 --> 00:09:39.129
‏تنها دليلش اينه که
‏قراره جا براي يه چيز ديگه باز کنن

00:09:39.214 --> 00:09:41.254
‏"هي 'فِدرِستون' ، اين همه فضا رو

00:09:41.300 --> 00:09:42.599
"‏با چي مي‌خواين پر کنين؟

00:09:42.685 --> 00:09:44.205
"...‏"هيچي آقايون . فقط داريم

00:09:44.219 --> 00:09:45.719
‏داريم جا براي گنجمون باز مي‌کنيم؟

00:09:45.804 --> 00:09:48.221
"‏"داريم جا براي گنجمون باز مي‌کنيم
‏دقيقاً

00:09:48.273 --> 00:09:50.557
‏لعنتي

00:09:50.643 --> 00:09:53.060
‏حتي اگه يه‌جوري بتونيم

00:09:53.145 --> 00:09:55.729
‏طلاها رو بار بزنيم
‏بدون اينکه کسي خبردار بشه

00:09:55.814 --> 00:09:58.982
‏حتي اگه اطلاعات درست باشه
‏و طلاها هنوز اونجا باشه

00:09:59.068 --> 00:10:01.818
‏هنوز اين مشکل رو در نظر نگرفتيم که

00:10:01.904 --> 00:10:03.236
‏اون همه طلا رو کجا بايد نگه داريم

00:10:03.288 --> 00:10:05.539
‏که بتونيم ازش محافظت کنيم

00:10:05.574 --> 00:10:07.574
...‏آخه

00:10:07.660 --> 00:10:10.327
‏واقعاً همچين کاري رو مي‌تونيم انجام بديم؟

00:10:10.412 --> 00:10:13.413
‏- آره
‏- آره؟

00:10:13.465 --> 00:10:18.085
‏آره . مي‌تونيم اين‌کار
و کارهاي بيشتري رو انجام بديم

00:10:18.137 --> 00:10:21.555
"ما اون غنيمت رو بدست مياريم آقاي "فِدرِستون

00:10:21.590 --> 00:10:25.809
‏اونقدر پيش اومديم که ديگه
‏نمي‌تونيم به راحتي اين فرصت رو از دست بديم

00:10:25.894 --> 00:10:27.477
‏موافق نيستي؟

00:10:27.563 --> 00:10:29.479
‏پيشنهاد من اينه که

00:10:29.565 --> 00:10:31.481
‏به خالي کردن انبار ادامه بدي

00:10:31.567 --> 00:10:34.434
‏و وقتي همه انتظار داشتن دوباره پرش کني

00:10:34.486 --> 00:10:38.238
‏در آستانه حرکت هستي
‏و مي‌توني حقيقت رو بهشون بگي ، نه؟

00:10:52.171 --> 00:10:54.454
‏چطور ممکنه 2تا مرد

00:10:54.506 --> 00:10:56.373
‏با صحبت در مورد يه ثروت تموم نشدني

00:10:56.458 --> 00:10:58.041
‏روزشون رو خراب کنن؟

00:11:01.263 --> 00:11:05.098
‏باشه . مي‌بينم که عصباني هستي

00:11:06.518 --> 00:11:08.685
‏ولي از "اَن" به‌خاطر رفتنش عصباني هستي

00:11:08.771 --> 00:11:12.022
‏يا از من عصباني هستي
‏ به‌خاطر اينکه بهش يه فرصت ديگه دادم؟

00:11:12.107 --> 00:11:14.641
‏اگه بگي مي‌فهمم که با چي طرفم

00:11:22.317 --> 00:11:25.152
‏براي چندين سال اون رو مي‌شناختم

00:11:25.237 --> 00:11:27.537
‏شايد تنها کسي بودم که واقعاً مي‌شناختمش

00:11:30.659 --> 00:11:32.826
‏ولي اين هفته‌هاي گذشته
‏با همه اتفاقاتي که افتاده

00:11:32.911 --> 00:11:34.745
‏همه کارهايي که کرده

00:11:37.666 --> 00:11:40.000
‏برام مثل يه راز سر به مهر شده

00:11:42.471 --> 00:11:44.111
‏پس اينطور که معلومه
‏دو چيز شدنيه

00:11:44.173 --> 00:11:46.506
‏اول اينکه يه چيزي درونش عوض شده

00:11:46.592 --> 00:11:49.392
‏يه چيز مهم که تبديلش کرده به آدمي
‏که من به سختي مي‌شناسمش

00:11:49.478 --> 00:11:51.061
‏يا دوم

00:11:52.848 --> 00:11:55.232
‏توهم زده بودم که مي‌شناسمش

00:11:57.019 --> 00:11:58.268
‏و چيزي که بيشتر آزارم ميده اينه که

00:11:58.353 --> 00:12:00.103
‏اَن" اونطرف ماجراست"

00:12:02.691 --> 00:12:06.026
‏هيچ‌وقت نمي‌فهمم کدومش درسته

00:12:07.362 --> 00:12:09.029
‏از اينکه رفته عصباني‌ام؟

00:12:11.533 --> 00:12:14.367
‏شايد با اتفاقاتي که در آينده برامون رخ ميده
‏اين به نفع همه‌مون باشه

00:12:50.739 --> 00:12:52.322
‏اومدم خانم رو ببينم

00:12:52.407 --> 00:12:53.790
‏سرش شلوغه

00:12:53.876 --> 00:12:55.375
‏بهش بگين از خونه خبر دارم

00:12:55.410 --> 00:12:57.244
‏دقيقاً همين رو بگين لطفاً

00:13:09.591 --> 00:13:11.558
‏صبح بخير عزيزم

00:13:13.395 --> 00:13:15.812
‏چي برام آوردي؟

00:13:15.898 --> 00:13:18.064
"‏سرپرست خدمه "فِدرِستون

00:13:18.100 --> 00:13:20.517
"‏دوباره با "مکس" و "رکام
‏جلسه خصوصي داشت

00:13:20.602 --> 00:13:22.152
‏با اوقات تلخي اومد
‏و با اوقات تلخي رفت

00:13:22.237 --> 00:13:24.321
‏تونستي بفهمي چي ميگن؟

00:13:24.406 --> 00:13:28.408
‏نه . ترسيدم اگه بيشتر بهشون نزديک بشم
‏ممکنه بو ببرن

00:13:28.443 --> 00:13:30.944
‏خانم ، مطمئن باشين من تا ابد
‏مديون شما خواهم بود

00:13:30.996 --> 00:13:32.779
‏به‌خاطر رفتاري که موقع سرپرستي مهمانخانه
‏باهام داشتين

00:13:32.865 --> 00:13:36.116
‏ولي خواهش مي‌کنم ازم نخواين که
‏بيشتر از اين خودم رو درگير اين موضوع کنم

00:13:37.786 --> 00:13:41.922
‏نيت‌ـم خيره . مطمئن باش

00:13:41.957 --> 00:13:44.291
‏هيچ‌وقت بهم نگفتين
‏قرار از اينا چه استفاده‌اي بکنين

00:13:44.376 --> 00:13:47.294
‏اين اطلاعات رو به کي مي‌فروشين

00:14:02.394 --> 00:14:04.311
‏آخرين‌باري که صحبت کرديم
‏گفتي هنوز تصميم نگرفتي

00:14:04.396 --> 00:14:06.813
‏که چه کسي هدايت عمليات رو به عهده بگيره

00:14:06.865 --> 00:14:09.199
‏دوست داشتم بدونم تصميمت رو گرفتي يا نه

00:14:10.569 --> 00:14:12.736
‏نه هنوز ولي به زودي تصميم مي‌گيرم

00:14:12.821 --> 00:14:15.655
‏- همين بود؟
‏- بله خانم

00:14:17.993 --> 00:14:20.577
‏خبري از قلعه نشده؟

00:14:20.662 --> 00:14:22.996
‏درهاش هنوز بسته‌ست
‏هيچ خبري نشده

00:14:23.048 --> 00:14:24.664
"‏مگه اينکه به‌خاطر فراري دادن بانو "اَش

00:14:24.750 --> 00:14:27.417
‏در حال نقشه کشيدن
...‏براي انتقام از ما باشن يا

00:14:27.502 --> 00:14:29.669
‏يا اينکه هنوز دارن
يه ناخداي جديد انتخاب مي‌کنن

00:14:31.006 --> 00:14:32.756
‏بله خانم

00:14:42.067 --> 00:14:43.850
‏خانم ، بانو اينجاست

00:14:43.936 --> 00:14:45.685
‏الان اومده؟

00:14:45.771 --> 00:14:48.355
‏بله . گفت ضروريه

00:14:48.407 --> 00:14:50.607
‏باشه

00:14:55.697 --> 00:14:57.497
‏قبلاً ‏قرار بود همديگه رو ببينيم؟

00:14:57.532 --> 00:15:00.367
‏نه خانم

00:15:00.419 --> 00:15:03.787
‏ولي خبرهايي دارم که به نظرم
‏دوست دارين سريعاً بشنوين

00:15:03.872 --> 00:15:06.373
‏ميشه بشينم؟

00:15:11.346 --> 00:15:14.547
‏وقتي به من گفتين که اتفاقاتِ
‏اون مهمانخانه رو زير نظر بگيرم

00:15:14.633 --> 00:15:18.218
‏البته در عوض يه دستمزد بالا

00:15:18.270 --> 00:15:22.389
‏بايد اعتراف کنم فکر مي‌کردم ‏دوست جوونمون "مکس" رو
خيلي دست بالا گرفته بودين

00:15:22.441 --> 00:15:26.026
‏و نگران اين بودين که با زرنگيش
‏براتون ايجاد مشکل کنه

00:15:26.061 --> 00:15:27.727
‏ببخشيد ، منظورتون از اين حرفا چيه؟

00:15:27.813 --> 00:15:30.397
‏اشتباه مي‌کردم

00:15:30.449 --> 00:15:33.566
‏يه چيزي توي اون مهمانخانه در جريانه

00:15:33.652 --> 00:15:35.735
‏فکر کنم بدونم اونجا چه خبره

00:15:35.821 --> 00:15:38.071
‏و به نظرم شما هم دوست دارين بدونين

00:15:44.246 --> 00:15:46.663
‏مورد بعدي

00:15:49.001 --> 00:15:53.086
‏ميدونم نقشم اينه که
‏خبرها رو براتون تعريف کنم

00:15:53.138 --> 00:15:55.805
‏ولي با توجه به اتفاقات آينده

00:15:55.891 --> 00:15:59.559
‏مي‌خوام يه داستان شخصي رو براتون تعريف کنم

00:15:59.594 --> 00:16:03.847
‏حدود 5 سال پيش
‏توي يه کشتي تجاري کار مي‌کردم

00:16:03.932 --> 00:16:06.766
‏به "چارلز تاون" برده مي‌برديم

00:16:06.852 --> 00:16:11.571
‏اولين‌باري که اون ديوارها رو ديدم ‏يادمه

00:16:11.606 --> 00:16:14.357
‏اون کشتي‌هاي گشت‌زني رو

00:16:14.443 --> 00:16:17.494
‏و اون توپ‌هاي لعنتي رو

00:16:17.579 --> 00:16:19.279
‏اون‌موقع دوستم

00:16:19.331 --> 00:16:22.449
‏ديد که چطور ماتم برده

00:16:22.501 --> 00:16:26.252
گفت : "‏اونجا پسرم

00:16:26.288 --> 00:16:30.423
"شهريه که هيچ‌وقت نبايد باهاش در افتاد

00:16:31.676 --> 00:16:33.460
‏و وقتي داشتيم محموله رو تخليه مي‌کرديم

00:16:33.545 --> 00:16:37.630
‏توي ميدان شهر چندتا چوبه دار ديديم

00:16:37.682 --> 00:16:40.934
‏و ديديم که يه نفر رو دارن مي‌برن

00:16:40.969 --> 00:16:43.636
‏به اسم سليمان کوچيکه

00:16:45.190 --> 00:16:46.973
...‏و به جمعيت اعلام کردن که اين آدم

00:16:47.025 --> 00:16:49.309
"‏وقتي ناخدا "فلينت
‏براي اولين‌بار به اين جزيره اومد

00:16:49.394 --> 00:16:52.445
‏سريعتر از هر مرد ديگه‌اي
‏تونست نفوذ و اعتبار کسب کنه

00:16:52.481 --> 00:16:54.447
‏چه قبل از خودش و چه بعدش

00:16:54.483 --> 00:16:56.783
‏شنيدم بعضيا مي‌گفتن
‏به‌خاطر خشونتش بوده

00:16:56.818 --> 00:16:59.569
‏بعضيا مي‌گفتن به‌خاطر تيپ و ظاهرش بوده

00:16:59.654 --> 00:17:01.404
‏ولي براي من مشخص بود که

00:17:01.490 --> 00:17:03.656
‏دليل اينکه مي‌تونست افراد رو
‏‏با خواسته‌هاي خودش همراه کنه

00:17:03.708 --> 00:17:06.159
‏اين بود که قدرت داستان‌ها رو ميدونست

00:17:06.211 --> 00:17:09.045
‏و اينکه چطور اونا رو به خدمت هدفش دربياره

00:17:09.131 --> 00:17:11.464
‏اون مردي که اونجاست

00:17:11.500 --> 00:17:13.500
‏کاملاً مثل "فلينت" مي‌مونه

00:17:13.585 --> 00:17:17.220
‏و طناب رو انداختن دور گردنش...

00:17:17.305 --> 00:17:19.422
‏و به سخنراني پرهيجانشون گوش دادم

00:17:19.508 --> 00:17:21.341
‏ميدوني که مال خودش نيست

00:17:21.393 --> 00:17:23.510
‏منظورت چيه؟

00:17:23.562 --> 00:17:26.479
‏اين داستان دزد دريايي مال "برنارد"ـه

00:17:26.515 --> 00:17:28.014
‏قبلاً از اون شنيدمش

00:17:28.100 --> 00:17:30.517
‏فکر کنم اسم اون رفيقش هم

00:17:30.602 --> 00:17:32.852
‏جفري" بود . يادم نمياد"

00:17:34.689 --> 00:17:37.657
‏حتي يک کلمه از حرفاش رو باور نمي‌کنم

00:17:37.692 --> 00:17:41.027
‏آره . مهم نيست داستان ساخته خودش باشه يا نه

00:17:41.079 --> 00:17:44.080
‏ولي قدرت داستان‌گوييش

00:17:44.166 --> 00:17:46.583
‏مطمئناً مال خودشه

00:17:48.036 --> 00:17:50.920
‏فعلاً داره ازش براي کمک به ناخدا
‏استفاده مي‌کنه

00:17:51.006 --> 00:17:52.505
‏ولي خدا به دادمون برسه وقتي که بفهمه

00:17:52.541 --> 00:17:54.874
‏چه کارهاي ديگه‌اي ازش ساخته‌ست

00:17:54.960 --> 00:17:57.844
‏و همينطور که آويزون بود...

00:17:57.879 --> 00:17:59.963
‏ديدم جمعيت مسخره‌ش مي‌کردن

00:18:01.349 --> 00:18:04.884
‏ديدم مي‌خندن و جشن گرفتن

00:18:04.936 --> 00:18:07.470
‏زن‌ها ، بچه‌ها ، همه‌شون

00:18:07.556 --> 00:18:11.107
‏بهتون بگم رفقا

00:18:11.193 --> 00:18:14.027
‏چيزي که در انتظارمونه
‏فقط حاکم اونجا نيست

00:18:14.062 --> 00:18:17.230
‏يا حتي افسرانش و سربازاش و تفنگاشون

00:18:17.282 --> 00:18:20.483
"مردم "چارلز تاون

00:18:20.569 --> 00:18:24.237
‏مشتاق هستن که جنازه ما رو ببينن

00:18:26.041 --> 00:18:29.659
"اگه دوست داريم ناخدا "فلينت
‏از اين قضيه جون سالم به در ببره

00:18:29.744 --> 00:18:32.579
‏بايد حواسمون رو جمع کنيم
‏و حسابي زحمت بکشيم

00:18:42.224 --> 00:18:44.057
‏اون ديگه چه کوفتي بود؟

00:18:45.760 --> 00:18:47.310
‏چي؟

00:18:47.395 --> 00:18:49.729
‏وقتي شما 2تا برگشتين
‏و باهم توي ساحل حرف زديم

00:18:49.764 --> 00:18:51.564
‏چي بهتون گفتم؟

00:18:53.068 --> 00:18:55.768
‏گفتي اگه به "فلينت" بگيم طلاها رو بردن

00:18:55.854 --> 00:18:57.604
‏يه خدمه ديگه پيدا مي‌کني
‏تا بريم سراغ طلاها

00:18:57.656 --> 00:19:00.273
‏و سهم بيشتري گيرمون مياد

00:19:04.329 --> 00:19:05.828
‏خب ، معلوم شد

00:19:05.914 --> 00:19:08.031
‏مشکل همينه

00:19:08.116 --> 00:19:11.117
‏انگار اون‌شب فقط نصف حرفام رو شنيدين

00:19:11.169 --> 00:19:14.204
‏اينم گفتم که اگه کسي

00:19:14.289 --> 00:19:18.124
‏حتي يه نفر ذره‌اي نسبت به
داستانمون مشکوک بشه

00:19:18.210 --> 00:19:20.343
‏و اگه بفهمن بهشون دروغ گفتيم

00:19:20.428 --> 00:19:22.629
‏همه‌مون رو مي‌کشن

00:19:22.714 --> 00:19:25.215
‏الان يادتون اومد ، آره؟

00:19:25.300 --> 00:19:27.217
‏خيلي‌خب

00:19:28.520 --> 00:19:30.470
‏- فهميدم
‏- واقعاً؟

00:19:30.522 --> 00:19:34.307
‏آدماي توي اين کشتي
‏خطر مرگ رو پيش‌روشون دارن

00:19:34.359 --> 00:19:38.478
‏پس وقتي يه گوشه نشستي
‏و مثل يه بچه احمق داري پوزخند ميزني

00:19:38.530 --> 00:19:41.481
‏بفهم که ممکنه چه مشکلي ايجاد کني

00:19:41.533 --> 00:19:43.483
‏که ممکنه اين سوال براشون پيش بياد

00:19:43.535 --> 00:19:46.703
‏که اگه از اول نمي‌خواستي
پس چرا به اين سفر اومدي

00:19:46.788 --> 00:19:48.955
‏گفتم فهميدم

00:19:48.990 --> 00:19:50.373
‏براي هيچ‌کس سوالي ايجاد نميشه

00:19:50.458 --> 00:19:53.826
‏هيچ‌کس خبردار نميشه
‏پس ديگه دست از سرم بردار

00:20:02.087 --> 00:20:04.420
‏اون مرد مي‌تونه ‏مشکل خيلي بزرگي

00:20:04.506 --> 00:20:05.805
‏ براي هردومون ايجاد کنه

00:20:09.894 --> 00:20:13.429
‏چند روز پيش
‏از يکي از دخترهاي "مکس" شنيدم که

00:20:13.515 --> 00:20:16.849
‏شارلوت" جزيره رو ترک کرده"

00:20:16.901 --> 00:20:18.851
‏نصف‌شب با يه مرد فرار کرده

00:20:18.903 --> 00:20:21.854
‏ميگن عاشق يکي از افراد خدمه "فلينت" شده

00:20:21.906 --> 00:20:23.573
"‏يه نفر به اسم "لوگان

00:20:23.658 --> 00:20:27.610
‏که رفتن با همديگه توي "پراويدنس" زندگي کنن

00:20:34.703 --> 00:20:35.918
‏خب که چي؟

00:20:36.004 --> 00:20:38.087
"پس‌انداز "شارلوت

00:20:40.458 --> 00:20:42.792
‏شارلوت" به بقيه دخترها اعتماد نداشت"

00:20:42.877 --> 00:20:45.128
‏به نگهبان‌ها اعتماد نداشت

00:20:45.213 --> 00:20:48.548
‏براي همين پس‌اندازش رو
‏به من داده بود تا براش نگه دارم

00:20:48.600 --> 00:20:51.100
‏شارلوت" و اون مرد از جزيره ميرن"

00:20:51.186 --> 00:20:54.220
‏درست موقعي که قراره پول خوبي
‏از اون گنجينه نصيب اون مرد بشه

00:20:54.306 --> 00:20:58.191
‏بدون هيچ خبري ، هيچ شاهدي و هيچ پولي

00:20:58.226 --> 00:21:00.310
‏ببخشيد . متوجه نشدم

00:21:00.395 --> 00:21:02.729
‏چرا من رو استخدام کردي خانم؟

00:21:02.781 --> 00:21:05.732
‏که مسئول يه فاحشه‌خونه رو زير نظر بگيرم

00:21:05.784 --> 00:21:07.867
‏و ازش اطلاعات کسب کنم

00:21:07.902 --> 00:21:09.736
‏تا بر ضدش استفاده‌ا‌ش کنين

00:21:09.788 --> 00:21:12.455
"يکي از افراد "فلينت

00:21:12.540 --> 00:21:15.408
‏که از محل گنجينه "آرکا" خبر داشته

00:21:15.493 --> 00:21:17.410
‏ميره توي اون مهمانخانه

00:21:17.462 --> 00:21:20.913
‏و بعد از چندتا اتفاق مشکوک ناپديد ميشه

00:21:20.965 --> 00:21:23.082
‏و کمتر از 1 روز بعد

00:21:23.134 --> 00:21:27.053
‏خبر ميرسه که طلاهاي "آرکا" از دست رفته

00:21:27.088 --> 00:21:30.306
‏و در راه برگشت به اسپانياست

00:21:34.763 --> 00:21:36.813
‏انتظار داري باور کنم

00:21:36.898 --> 00:21:38.681
‏که "مکس" يه‌جورايي
اطلاعات "آرکا" رو

00:21:38.767 --> 00:21:40.600
‏از زير زبون اين مرد بيرون کشيده

00:21:40.685 --> 00:21:43.903
‏و بعد اون و يکي از دخترهاش رو کشته

00:21:43.938 --> 00:21:47.240
"و بعد يه‌جوري تونسته ناخدا "فلينت
‏و بقيه خدمه‌اش رو متقاعد کنه

00:21:47.275 --> 00:21:50.326
‏که طلاهاي "آرکا" ناپديد شده؟

00:21:50.412 --> 00:21:52.028
‏چطوري مي‌تونه همچين کاري بکنه؟

00:21:52.113 --> 00:21:54.364
‏نميدونم

00:21:55.950 --> 00:21:59.452
"‏ولي امروز صبح کشتي ناخدا "رکام

00:21:59.504 --> 00:22:03.122
‏تمام موجودي انبارش رو تخليه کرد

00:22:03.174 --> 00:22:05.758
‏شروع کرد به بارگيري آب تازه

00:22:05.794 --> 00:22:07.877
‏و براي حرکت آماده شد

00:22:07.962 --> 00:22:09.796
‏هر جا که داره ميره

00:22:09.848 --> 00:22:12.765
‏خيال داره يه چيز خيلي بزرگ رو
‏با خودش برگردونه

00:22:12.801 --> 00:22:16.636
‏من مطمئنم "مکس" در مورد اون گنجينه خبر داره

00:22:16.688 --> 00:22:18.805
‏و مطمئنم يه‌جوري موفق شده

00:22:18.857 --> 00:22:20.940
‏کل جزيره رو متقاعد کنه
‏که طلاها از دست رفته

00:22:20.975 --> 00:22:24.360
‏مطمئنم الان با شرکاش

00:22:24.446 --> 00:22:26.646
‏دارن آماده ميشن اون رو بدست بيارن

00:22:26.731 --> 00:22:28.564
‏و بيارنش اينجا

00:22:28.650 --> 00:22:32.952
‏اگه اين اتفاق بيفته اون دزدها و همدستاشون
اينجا رو تصاحب مي‌کنن

00:22:32.987 --> 00:22:36.289
‏و نقشه‌هات براي اينجا شکست مي‌خوره

00:22:41.079 --> 00:22:44.714
‏من "ناسا"ـي رو که سعي داري بسازي مي‌خوام

00:22:44.799 --> 00:22:48.000
‏ولي اگه قرار باشه اون "ناسا" به‌وجود بياد

00:22:48.052 --> 00:22:50.553
‏بايد جلوي "مکس" رو بگيري

00:23:03.101 --> 00:23:04.817
‏ناخدا؟

00:23:08.356 --> 00:23:10.857
‏باد کاملاً در جهت موافق ما مي‌وزه

00:23:10.909 --> 00:23:13.359
‏دي‌گروت" مي‌خواد زودتر از موقعي که"
‏دستور داده بودين بادبان‌ها رو باز کنه

00:23:13.411 --> 00:23:16.028
‏يه مقدار دردسر داره . دلش نمي‌خواد توي تاريکي
‏اين‌کار رو انجام بده

00:23:16.114 --> 00:23:17.354
...ولي فکر مي‌کنه که افراد

00:23:18.867 --> 00:23:21.667
‏مشکلي نداشته باشن

00:23:21.703 --> 00:23:25.788
‏پس اگه موافش باشين
‏مي‌خواد مقدمات کار رو فراهم کنه

00:23:25.874 --> 00:23:27.206
‏بهش بگو موافقم

00:23:27.292 --> 00:23:29.292
‏هر چي زودتر اين دختر رو برسونيم خونه بهتره

00:23:41.189 --> 00:23:45.024
‏اگه دوست داري بدوني اسمش "بيلي"ـه

00:23:45.059 --> 00:23:47.310
‏ببخشيد

00:23:47.395 --> 00:23:51.564
‏اون ‏انگار مال اينجا نيست

00:23:51.649 --> 00:23:54.150
‏انگار که قبلاً توي لندن ديده باشمش

00:23:54.235 --> 00:23:55.785
‏ممکنه ديده باشي

00:23:56.955 --> 00:24:00.072
‏پدر و مادرش اهل حوالي لندن بودن

00:24:00.158 --> 00:24:03.743
‏بر ضد بيگاري و بچه‌دزدي فعاليت مي‌کردن

00:24:03.795 --> 00:24:06.913
‏توي محل سکونتشون
‏اعلاميه پخش مي‌کردن

00:24:06.965 --> 00:24:09.298
"‏اصرار مي‌کردن "بيلي
‏اونا رو حروف‌چيني کنه

00:24:09.384 --> 00:24:12.218
‏تا بتونه هدفشون رو درک کنه
‏و کمکشون کنه

00:24:14.088 --> 00:24:17.757
‏يه زمستون وقتي ارتش
‏براي سربازگيري اجباري به شهر مياد

00:24:17.842 --> 00:24:21.761
‏بيلي" رو مي‌بينن که داره اون اعلاميه‌ها رو"
‏توي خيابون پخش مي‌کنه

00:24:21.846 --> 00:24:25.398
‏فکر کنم به نظرشون جالب مياد
‏براي همين اون رو ميدزدن

00:24:25.433 --> 00:24:28.100
‏و اعلاميه‌ها رو ميذارن
تا پدر و مادرش ‏پيداشون کنن

00:24:30.488 --> 00:24:32.071
‏اونا رو دوباره ديد؟

00:24:32.106 --> 00:24:34.023
‏پدر و مادرش رو؟

00:24:34.108 --> 00:24:37.326
‏وقتي "بيلي" رو پيدا کرديم
‏آزادش کرديم

00:24:37.412 --> 00:24:39.912
‏و وقتي اين فرصت رو بهش داديم
‏که با اون مرد روبرو بشه

00:24:39.948 --> 00:24:42.999
‏که اون رو از خانواده‌اش دور کرده بود

00:24:43.084 --> 00:24:45.284
‏و براي 3 سال ازش بيگاري کشيده بود

00:24:45.336 --> 00:24:48.337
‏بدون هيچ حقوق و مرخصي

00:24:48.423 --> 00:24:50.623
‏اون آدم رو کشت

00:24:52.460 --> 00:24:55.795
‏بعد از اون گفت ديگه نمي‌تونه
‏با پدرش روبرو بشه

00:24:55.847 --> 00:24:59.465
‏فکر مي‌کرد پدرش نمي‌تونه
‏آدمکشي پسرش رو قبول کنه

00:25:05.640 --> 00:25:07.139
‏باد موافق باز شروع شده آقايون

00:25:07.191 --> 00:25:08.357
‏اين يکي قويه

00:25:08.443 --> 00:25:09.976
‏مواظب خودتون باشه

00:25:10.061 --> 00:25:12.812
‏تايسون" ، دکل جلويي"
‏هاوارد" ، دکل عقبي"

00:25:12.864 --> 00:25:15.531
‏اروين" ، دکل اصلي"

00:25:39.507 --> 00:25:43.309
<i>‏مي‌ترسم اصلاً براي اتفاقات پيش‌رو
‏آمادگي نداشته باشم</i>

00:25:43.344 --> 00:25:46.562
‏هميشه فکر مي‌کردم اين ماجرا
‏در نهايت به جنگ ختم ميشه

00:25:46.648 --> 00:25:50.516
‏جنگي که همه داشته‌هامون رو
‏با خودش از بين مي‌بره

00:25:51.819 --> 00:25:55.187
‏ميدونستم و براش آماده بودم

00:25:55.239 --> 00:25:57.356
‏و حالا مشخص شده که

00:25:57.442 --> 00:25:59.775
‏آخر اين مسير
‏يه چيز ديگه در انتظارمونه

00:26:01.079 --> 00:26:02.862
‏داوري

00:26:02.914 --> 00:26:06.032
‏نه براي "ناسا" ، براي من

00:26:06.117 --> 00:26:08.000
‏و مردي که بهش تبديل شدم

00:26:08.036 --> 00:26:10.286
‏و تمام اين سعي و تلاش

00:26:10.371 --> 00:26:12.955
‏در ترازوي عدالت قرار مي‌گيره

00:26:13.041 --> 00:26:16.008
‏مي‌توني از آدمي که هستي دفاع کني

00:26:16.044 --> 00:26:18.878
‏استدلال‌هاي خوبي براي دفاع ازش هست

00:26:18.930 --> 00:26:22.632
‏براي بعضي از کارهام
‏شايد براي بيشتر کارهام

00:26:22.717 --> 00:26:25.267
‏ولي ناخدا "فلينت" کارهايي کرده

00:26:25.353 --> 00:26:27.553
‏که قابل دفاع نيست

00:26:27.605 --> 00:26:30.272
<i>‏از چيزهاهايي دليل ميارم</i>

00:26:30.358 --> 00:26:33.275
<i>‏که تناسبي با من نداره</i>

00:26:33.361 --> 00:26:36.362
<i>‏که تناسبي با چيزهايي که ازم ميدونه نداره</i>

00:26:36.397 --> 00:26:39.532
<i>‏چيزهاي بي‌ارزش‌تر ، چيزهاي تاريک‌تر</i>

00:26:42.070 --> 00:26:44.236
<i>‏و لحظه‌اي که مشخص بشه اين چيزها رو ميدونه</i>

00:26:44.288 --> 00:26:47.073
<i>‏ممکنه تمام تلاشمون نقش بر آب بشه</i>

00:26:47.125 --> 00:26:51.327
‏قراره در موردم قضاوت کنه

00:26:51.412 --> 00:26:55.748
‏و به اين بستگي داره که
‏چي رو در مقابلش مي‌بينه

00:26:55.800 --> 00:26:59.552
‏من يا اسمم رو

00:27:12.016 --> 00:27:13.566
‏مي‌خواستم بدوني که

00:27:13.601 --> 00:27:15.317
‏از فرصتي که بهمون دادي ممنونيم

00:27:16.904 --> 00:27:20.406
‏مشکلي نيست . احمق نيستم

00:27:20.441 --> 00:27:22.742
‏راستش اونم نبود

00:27:22.777 --> 00:27:24.860
‏ولي عقلش رو از دست داده

00:27:24.946 --> 00:27:28.114
‏خيانت به بقيه
‏باعث شده مثل يه ابله رفتار کنه

00:27:28.199 --> 00:27:31.200
‏همونطور که خودت ديدي

00:27:31.285 --> 00:27:33.586
‏شايد اشکالي نداشته باشه

00:27:33.621 --> 00:27:35.705
‏ولي بهتره سر عقل بياد
‏وگرنه هر 3 نفرمون رو به کشتن ميده

00:27:35.790 --> 00:27:37.039
‏ميدونم

00:27:38.626 --> 00:27:41.010
‏ميدونم

00:27:41.095 --> 00:27:44.130
‏بعضي‌وقتا بدجوري کله‌شق ميشه

00:27:44.182 --> 00:27:47.933
‏هميشه همينجوري بوده
‏از وقتي که باهم بادبان مي‌کشيم

00:27:47.969 --> 00:27:51.804
‏واقعاً باعث خجالته

00:27:51.856 --> 00:27:53.889
‏اي‌کاش اخلاقش جور ديگه‌اي بود

00:27:53.975 --> 00:27:56.726
‏خب ، اگه به نظر حرفي هست که بهش بزني
‏تا سر عقل بياد

00:27:56.811 --> 00:27:58.861
‏الان زمان مناسبيه

00:27:58.946 --> 00:28:02.148
‏باهاش حرف بزنم؟

00:28:02.233 --> 00:28:04.366
‏ديگه کار از کار گذشته

00:28:05.953 --> 00:28:07.486
‏گذشته؟

00:28:07.538 --> 00:28:08.821
‏چيزي که ازم خواستي

00:28:08.873 --> 00:28:10.990
‏منظورت اين نبود که
‏زودتر همه چيز رو تموم کنم؟

00:28:14.912 --> 00:28:16.829
‏داري چي ميگي؟

00:28:16.881 --> 00:28:19.498
‏نيکولاس قراره مسئول دکل اصلي باشه

00:28:19.584 --> 00:28:22.024
‏فرصت مناسبي بود که يه تصادف نشونش بديم

00:28:36.234 --> 00:28:37.850
‏- خلوت کنين
‏- کيه؟

00:28:37.902 --> 00:28:40.686
‏کيه؟

00:28:48.196 --> 00:28:50.696
‏اين چطوره؟

00:28:50.782 --> 00:28:54.366
‏وقتي برگشتيم توي ساحل
جنوب‌شرقي لنگر ميندازيم

00:28:54.418 --> 00:28:57.203
‏يه گروه از افراد يه چاله مي‌کنن

00:29:00.041 --> 00:29:02.424
‏سکه‌ها رو توي چاله دفن مي‌کنيم

00:29:02.510 --> 00:29:04.210
‏محلش رو مخفي نگه ميداريم

00:29:04.262 --> 00:29:07.379
‏و چند نفر رو ميذاريم
‏مدام نگهباني بدن

00:29:08.966 --> 00:29:11.517
‏راه‌حل‌ـت براي حفاظت از 5 ميليون دلار

00:29:11.552 --> 00:29:13.135
‏اينه که چالشون کنيم؟

00:29:16.307 --> 00:29:18.607
‏خيلي‌خب ، اين چطوره؟

00:29:18.693 --> 00:29:21.727
‏متحير کننده‌ست که وقتي يه زن رو
‏به خونه‌ت راه ميدي

00:29:21.813 --> 00:29:24.780
‏مي‌تونه چقدر خسارت ايجاد کنه

00:29:26.150 --> 00:29:27.650
‏داره در مورد تو حرف ميزنه؟

00:29:27.735 --> 00:29:28.901
‏در مورد خانم "باني" حرف ميزنه

00:29:28.953 --> 00:29:30.286
‏در مورد خانم "گاتري" حرف ميزنم

00:29:30.371 --> 00:29:32.071
‏همه‌مون ميدونيم توي قلعه چه اتفاقي افتاد

00:29:32.123 --> 00:29:33.789
‏وِين" ميذاره "گاتري" بره تو قلعه"

00:29:33.875 --> 00:29:36.075
‏ ولي "گاتري" با اون غنيمت پرارزش
‏از قلعه ميره

00:29:36.127 --> 00:29:37.710
‏و "وِين" رو به امون خدا ول مي‌کنه

00:29:37.745 --> 00:29:41.330
‏الان "چارلز" يا داره براي ناخدا موندنش مي‌جنگه

00:29:41.415 --> 00:29:43.575
‏و دنبال يه راه‌حل خوبه
‏که براي افرادش يه غنيمت خوب جور کنه

00:29:43.584 --> 00:29:47.002
‏يا اينکه مُرده و يکي ديگه ناخدا شده

00:29:47.088 --> 00:29:48.888
‏که اونم درگير همين موضوعه

00:29:48.923 --> 00:29:50.422
‏چي مي‌خواي بگي؟

00:29:50.474 --> 00:29:53.642
‏يه گنجينه طلا رو کجا انبار مي‌کنن؟

00:29:53.728 --> 00:29:55.761
‏توي يه قعله کوفتي

00:29:55.813 --> 00:29:59.648
‏يعني چي؟ مي‌خواي بري اونجا و در بزني

00:29:59.734 --> 00:30:02.401
‏و از هر کي جواب ميده بخواي که

00:30:02.436 --> 00:30:04.904
‏- ‏از قلعه مخروبه‌اش به عنوان خزانه استفاده کني؟
‏- آره

00:30:08.109 --> 00:30:10.860
‏لطفاً باهاش برو تا خودش رو به کشتن نده

00:30:10.945 --> 00:30:13.445
‏گندتون بزنن

00:30:20.004 --> 00:30:21.503
‏خانم

00:30:26.294 --> 00:30:29.795
"‏يه روز گذشته از وقتي که خانم "مِيپلتون
‏در مورد نقشه همسايه بهمون گفته

00:30:29.847 --> 00:30:31.847
‏توي اين مدت خدمه اون کشتي رو

00:30:31.933 --> 00:30:34.099
‏که داشتن آذوغه بار ميزدن رو زير نظر گرفتم

00:30:34.135 --> 00:30:38.103
‏ديگه تقريباً کارشون تموم شده
‏و تا يه روز ديگه آماده حرکت کردن هستن

00:30:38.139 --> 00:30:41.307
‏مي‌خواستم يه مدت
‏بهتون زمان بدم تا خوب فکر کنين

00:30:41.359 --> 00:30:43.642
‏ولي الان از اين نگرانم که متوجه نباشيد

00:30:43.728 --> 00:30:45.311
‏که ‏اتفاقات مشکوک اين چند روزه

00:30:45.396 --> 00:30:47.563
‏مي‌تونه اون گنجينه رو به جزيره بياره

00:30:49.734 --> 00:30:52.618
‏خانم ، انگيزه دزدهاي دريايي
‏با اون طلاها دوچندان ميشه

00:30:52.653 --> 00:30:54.119
‏و قدرت رو در اينجا در اختيار مي‌گيرن

00:30:54.155 --> 00:30:56.038
‏ولي تحت هر شرايطي امکان نداره که

00:30:56.123 --> 00:30:59.792
‏جزيي از نقشه‌ي صلح با انگليس باشن

00:30:59.827 --> 00:31:02.294
‏از جايگاهي که من نشستم به نظرم واضحه که

00:31:02.330 --> 00:31:03.913
...ما ‏بايد جلوي اونا رو

00:31:03.998 --> 00:31:05.631
‏ما؟

00:31:07.802 --> 00:31:10.669
‏کاملاً مطمئنم که نمي‌خواي کاري بکنيم

00:31:10.755 --> 00:31:12.972
‏تنها راهي که ميشه مطمئن شد

00:31:13.007 --> 00:31:14.590
‏که گنجينه "آرکا" به اينجا آورده نشه

00:31:14.675 --> 00:31:17.009
‏اينه که هر کسي که در موردش ميدونه

00:31:17.094 --> 00:31:19.011
‏و ميدونه چطور اون رو برگردونه رو از بين ببريم

00:31:21.015 --> 00:31:24.316
‏داري ميگي بزنم همه اين آدما رو بکشم؟

00:31:24.352 --> 00:31:26.268
‏ناخدا "رکام" رهبرشون

00:31:26.354 --> 00:31:28.520
‏و هر کدوم از خدمه‌اش که خبرداره

00:31:31.192 --> 00:31:33.108
"مکس"

00:31:34.612 --> 00:31:36.528
‏با تمام احترام خانم

00:31:36.614 --> 00:31:39.198
‏جوري ميگين انگار قبلاً از اين‌کارها نکردين

00:31:42.119 --> 00:31:45.704
‏براي رسيدن به اينجا
‏هر کاري لازم بوده انجام دادم

00:31:45.756 --> 00:31:47.873
‏هر کاري لازم بوده کردم
‏و تا ابد باهاش زندگي مي‌کنم

00:31:47.925 --> 00:31:50.292
‏ولي حتي يه لحظه فکر نکن
‏وجدانم آسوده‌ست

00:31:50.378 --> 00:31:53.045
‏من همچين آدمي نيستم

00:32:19.740 --> 00:32:22.157
‏خداوند بيامرزدش

00:32:48.436 --> 00:32:49.852
‏چرا؟

00:32:49.937 --> 00:32:51.854
‏فکر کردم خودت مشخصاً گفتي اين‌کار رو بکنم

00:32:51.939 --> 00:32:53.906
‏چطور تونستي همچين فکري بکني؟

00:32:53.941 --> 00:32:55.824
‏گفتي ممکنه ما رو به کشتن بده

00:32:55.910 --> 00:32:57.443
‏بعدش يه‌جور خاصي نگاهم کردي

00:32:59.914 --> 00:33:02.531
‏بذار ببينم چي شد

00:33:02.616 --> 00:33:05.084
‏"فلينت" يه دستوري ميده
‏ولي براي اينکه ازش اطاعت کنين

00:33:05.119 --> 00:33:08.319
‏بايد بيام اين پايين و نمايش راه بندازم
‏و متقاعدتون کنم که به نفعتونه

00:33:09.957 --> 00:33:13.258
‏ولي 1بار يه‌جور خاصي نگاهت کردم

00:33:13.294 --> 00:33:15.294
‏و به‌خاطر همون نگاه
‏رفتي و يه نفر رو کشتي؟

00:33:15.346 --> 00:33:19.631
‏من به "فلينت" گوش ميدم
چون تو ميگي به نفعمه

00:33:19.717 --> 00:33:23.435
‏و به تو گوش ميدم چون ميدونم
‏نفع من به تخمت هم نيست

00:33:23.471 --> 00:33:25.771
‏و من تنها کسي نيستم که اينطور فکر مي‌کنم

00:34:00.341 --> 00:34:02.724
"‏نيکولاس اِروين"

00:34:09.350 --> 00:34:10.682
<i>‏از آن‌سوي اقيانوس</i>

00:34:10.734 --> 00:34:13.402
<i>‏سخته که بفهمي دنياي جديد چطور جاييه</i>

00:34:16.941 --> 00:34:19.992
<i>‏تنها چيزي که ميدونستم
‏از داستان‌هايي بود که برام تعريف کرده بودن</i>

00:34:20.027 --> 00:34:23.912
<i>‏از هيولاها و مردان شجاعي
‏که قسم خوردن اونا رو نابود کنن</i>

00:34:25.699 --> 00:34:28.167
<i>‏ولي حالا که در ميان همين اقيانوس هستم</i>

00:34:28.202 --> 00:34:30.869
<i>‏اقيانوسي که دنياي جديد و قديم رو از هم جدا مي‌کنه</i>

00:34:30.955 --> 00:34:34.339
<i>‏مي‌ترسم داستان‌هايي که شنيدم</i>

00:34:34.375 --> 00:34:38.210
<i>‏بيشتر از اينکه حقيقت رو مشخص کنه
اون رو ‏تيره و تار مي‌کنه‏</i>

00:34:39.597 --> 00:34:43.182
<i>‏اين هيولاها هم انسان هستن</i>

00:34:43.217 --> 00:34:48.387
<i>‏پسر و برادر و ‏پدر هستن</i>

00:34:51.725 --> 00:34:53.725
<i>‏اين مردها هم</i>

00:34:53.777 --> 00:34:56.895
<i>‏خودشون از هيولاهايي مي‌ترسن</i>

00:34:58.232 --> 00:35:00.782
<i>‏از يک امپراتوري</i>

00:35:00.868 --> 00:35:03.035
<i>‏از يک نيروي دريايي</i>

00:35:03.070 --> 00:35:04.570
<i>‏از يک شاه</i>

00:35:06.323 --> 00:35:08.240
<i>‏از پدرم</i>

00:35:14.548 --> 00:35:17.382
<i>‏چه چيزهايي که پشت سرم گذاشتم</i>

00:35:17.418 --> 00:35:19.835
<i>‏لندن ، جوونيم</i>

00:35:19.920 --> 00:35:23.055
<i>‏و داستان‌هاي سرگرم‌کننده</i>

00:35:23.090 --> 00:35:25.507
<i>"‏چه دروغ‌هايي که در "چارلز تاون
‏پيش رو دارم</i>

00:35:25.593 --> 00:35:29.261
<i>‏آينده و حقيقت‌هايي تلخ</i>

00:35:30.598 --> 00:35:34.900
<i>‏حس مي‌کنم بايد با صداقت و شجاعت
‏باهاش روبرو بشم</i>

00:35:34.935 --> 00:35:39.521
<i>‏بايد به عنوان دختر پدرم
‏باهاش روبرو بشم</i>

00:35:39.607 --> 00:35:42.941
<i>‏و مطمئنم براي انجام اين‌کار</i>

00:35:42.993 --> 00:35:46.945
<i>‏بايد به اين مردم بگم که
‏چي رو ازشون مخفي کردم</i>

00:35:47.031 --> 00:35:49.998
<i>‏بايد بهشون بگم چي ميدونم</i>

00:35:52.670 --> 00:35:56.038
‏بهتون گفتم پدرم يه آدم منطقيه

00:35:56.123 --> 00:35:59.374
‏و در مورد بيشتر چيزها هم همينطوريه

00:35:59.460 --> 00:36:03.595
‏و بيشتر از همه
در مورد مشکل دزدان دريايي

00:36:03.631 --> 00:36:06.598
‏منطقي بود

00:36:06.634 --> 00:36:09.551
‏بعد از اينکه نامه‌اي ازش دريافت کردم

00:36:09.637 --> 00:36:11.520
‏چند سال پيش

00:36:11.605 --> 00:36:14.523
‏که توش داستان يک کشتي رو برام تعريف کرده بود

00:36:15.809 --> 00:36:18.310
‏که به سمت "چارلز تاون" ميرفت

00:36:18.362 --> 00:36:21.063
‏و مورد حمله دزدان دريايي قرار گرفت

00:36:21.148 --> 00:36:25.150
‏اسم اون کشتي که بهش حمله شد
‏ماريا الِين" بود"

00:36:30.491 --> 00:36:32.991
<i>‏ناخدا "فلينت" و افرادش
‏به اون کشتي حمله کردن</i>

00:36:35.713 --> 00:36:38.497
‏و در بين اون حمله خون‌بار

00:36:38.549 --> 00:36:41.550
‏يک قرباني بخصوص بود

00:36:41.635 --> 00:36:43.835
‏يه آدم خيلي مهم

00:36:43.921 --> 00:36:45.504
‏که با اسم جعلي مسافرت مي‌کرد

00:36:47.141 --> 00:36:50.175
‏اسمش "آلفرد هميلتون" بود

00:36:55.599 --> 00:36:58.150
‏با توجه به اقدامات احتياطي که کرده بود

00:36:58.185 --> 00:37:00.519
‏تا از خودش محافظت کنه

00:37:00.571 --> 00:37:04.156
‏اين حقيقت که زير تيغ ناخدا "فلينت" افتاد

00:37:05.993 --> 00:37:08.160
‏به اين اشاره داشت که شکار شده

00:37:08.195 --> 00:37:11.747
<i>‏که "فلينت" ‏تعقيبش کرده بود</i>

00:37:11.832 --> 00:37:14.032
<i>‏و با خونسردي و کينه‌توزي اعدامش کرده بود</i>

00:37:20.040 --> 00:37:22.341
‏انگيزه‌اش نامشخص بود

00:37:22.376 --> 00:37:26.845
‏ولي هر چي که بود
‏انگيزه‌اي تاريک و ترسناک بود

00:37:26.880 --> 00:37:29.715
‏يه کار ‏بي‌رحمانه

00:37:29.800 --> 00:37:33.852
‏پدرم گفته بود کار اون
‏کاملاً با جوامع متمدن ناسازگاره

00:37:33.887 --> 00:37:36.438
‏گفته بود زندگيش رو صرفِ
‏‏ريشه‌کن کردن اين رفتار‌ها مي‌کنه

00:37:39.026 --> 00:37:41.443
"‏و روزي که ناخدا "فلينت
توي "چارلز تاون" دار زده بشه

00:37:43.447 --> 00:37:46.281
‏توي آمريکا قانون برپا خواهد شد

00:37:48.152 --> 00:37:51.737
‏از کاري که برام کردين قدرداني مي‌کنم

00:37:51.822 --> 00:37:54.072
‏به کاري که قصد دارين انجام بدين احترام ميذارم

00:37:54.158 --> 00:37:56.158
‏براي همين ازتون مي‌خوام

00:37:56.243 --> 00:37:58.960
‏وقتي به "چارلز تاون" برگشتين

00:37:59.046 --> 00:38:02.331
‏برگردين و از اونجا برين

00:38:23.737 --> 00:38:26.271
‏به نظرت اون کشتي‌هاي گشتي
‏اجازه شليک دارن؟

00:38:26.357 --> 00:38:29.741
‏نه تا وقتي که نتونيم به اون قلعه آسيبي بزنيم

00:38:29.777 --> 00:38:32.944
‏تا وقتي که جلوتر از اين نريم
‏ميدونن که تهديدي محسوب نميشيم

00:38:36.033 --> 00:38:38.617
‏نمي‌خوام لوله توپ‌هامون بيرون باشه

00:38:38.669 --> 00:38:42.120
‏نمي‌خوام حتي يه نفر مسلح روي عرشه ببينم

00:38:42.206 --> 00:38:43.922
‏تنها وقتي موفق ميشيم که بهشون بفهمونيم

00:38:43.957 --> 00:38:48.176
‏امروز به هيچ‌وجه قصد نداريم
به کسي شليک کنيم

00:38:48.262 --> 00:38:50.128
‏اگه اونا به ما شليک کردن چي؟

00:38:50.180 --> 00:38:52.381
‏بپرين تو آب

00:38:55.135 --> 00:38:56.718
‏آماده لنگراندازي

00:39:00.474 --> 00:39:01.807
‏ترتيب کارها رو دادم

00:39:01.892 --> 00:39:03.252
‏تا وقتي که برگردم جات اينجا امنه

00:39:03.277 --> 00:39:05.117
‏چي داري ميگي؟ منم باهات ميام

00:39:05.145 --> 00:39:07.062
‏حرفاي اين دختر رو که شنيدي
‏خيلي خطرناکه

00:39:07.147 --> 00:39:10.148
‏اگه من کنارت باشم
‏راحت‌تر مي‌تونه مردي که قبلاً بودي رو مجسم کنه

00:39:10.200 --> 00:39:12.317
‏اينجوري راحت‌تر تو رو به عنوان زني مي‌بينه

00:39:12.369 --> 00:39:14.903
‏که شريک جرم يه دزد درياييه
‏و تو رو همراه من دار ميزنه

00:39:14.988 --> 00:39:17.239
‏- هيچ دليلي نمي‌بينم که اين خطر رو به جون بخري
‏- البته که دليل خوبي هست

00:39:17.324 --> 00:39:19.364
‏- نه دليلي که من قبول کنم
‏- تقصير من بود

00:39:21.378 --> 00:39:24.830
"من بودم که فهميدم "آلفرد هميلتون
‏مسافر اون کشتيه

00:39:24.915 --> 00:39:28.166
‏ميدونستم لحظه‌اي که اين رو بهت بگم
‏تو رو توي چه مسيري قرار ميدم

00:39:28.218 --> 00:39:30.218
‏ميدونستم ممکنه تو رو توي چه خطري بندازم

00:39:30.304 --> 00:39:31.837
‏ميدونستم باعث ايجاد چه ترس و حشتي ميشم

00:39:31.889 --> 00:39:35.424
‏ولي به خودم گفتم ساکت باشم و ولت کنم

00:39:35.509 --> 00:39:39.394
‏تو رو با اون وحشت‌ها تنها بذارم

00:39:39.480 --> 00:39:42.063
‏و بهت گفتم

00:39:42.149 --> 00:39:45.233
‏اگه قراره پشت اون ديوارها محاکمه بشي

00:39:45.319 --> 00:39:46.852
‏منم بايد محاکمه بشم

00:39:46.904 --> 00:39:49.938
‏چون اگه کسي مسئول اتفاقي که
‏اون روز افتاده باشه

00:39:50.023 --> 00:39:51.323
‏اون منم

00:39:51.358 --> 00:39:54.743
"‏ناخدا "وِين

00:40:08.709 --> 00:40:11.209
"‏ناخدا "وِين

00:40:16.099 --> 00:40:18.300
‏شما ناخدا "وِين" هستين؟

00:40:18.385 --> 00:40:22.220
‏نامه و مطالبه‌هاتون رو دريافت کرديم

00:40:22.306 --> 00:40:25.140
‏آماده پرداخت مبلغي که تقاضا کردين

00:40:25.225 --> 00:40:27.225
‏براي "ابيگِيل اَش" هستيم

00:40:27.277 --> 00:40:29.895
‏من "چارلز وِين" نيستم

00:40:29.980 --> 00:40:32.063
‏و هيچ مطالبه‌اي ندارم

00:40:32.149 --> 00:40:35.734
‏ولي يه درخواست دارم

00:41:18.495 --> 00:41:20.529
"‏ناخدا "جيمز فلينت

00:41:25.586 --> 00:41:27.118
‏تو ناخدا "فلينت" هستي؟

00:41:29.122 --> 00:41:30.422
‏بله

00:41:30.457 --> 00:41:33.458
‏و مي‌خواي با لرد "اَش" ملاقات کني؟

00:41:34.761 --> 00:41:36.962
‏همينطوره

00:41:40.100 --> 00:41:42.133
<i>‏قبل از اينکه فرماندار بياد
‏اينجا جاي متفاوتي بود</i>

00:41:42.185 --> 00:41:44.719
‏راهزن‌ها مدام به کشتي‌هامون حمله مي‌کردن

00:41:44.805 --> 00:41:47.105
‏سراسر اين ساحل

00:41:47.140 --> 00:41:48.607
"‏از شمال "ماونت پِلِزِنت

00:41:48.642 --> 00:41:50.976
"‏تا جنوب "کامبرلند ساوند

00:41:51.028 --> 00:41:53.778
‏يه‌کم طول کشيد تا فرماندار
‏بفهمه چطور بايد عمل کنه

00:41:53.814 --> 00:41:57.032
‏ولي وقتي که فهميد چطور با مشکل مبارزه کنه
‏همه چيز عوض شد

00:41:57.117 --> 00:42:00.118
‏مي‌بيني؟ آدماي اينجا رو نترس کرد

00:42:00.153 --> 00:42:03.622
‏همه فهميدن درست مثل هر چيز ديگه‌اي
‏توي اين زندگي

00:42:05.075 --> 00:42:07.325
‏لحظه‌اي که ديگه ازش نترسي

00:42:07.377 --> 00:42:09.160
‏تمام قدرتش رو از دست ميده

00:42:11.548 --> 00:42:13.381
‏نه

00:42:13.467 --> 00:42:15.000
‏فرماندار دوست ماست

00:42:15.052 --> 00:42:16.835
‏فرماندار دستوراتش رو واضح و صريح داده

00:42:16.887 --> 00:42:20.171
‏اگه تونستيم ناخدا "وِين" رو دستگير کنيم

00:42:20.257 --> 00:42:21.673
‏ديگه هيچ‌وقت نبايد اينجا رو ترک کنه

00:42:21.725 --> 00:42:24.009
‏دست نگه دارين

00:42:24.061 --> 00:42:27.178
‏دليلي نمي‌بينم که اون دستورات
‏در مورد شما مصداق نداشته باشه

00:42:27.230 --> 00:42:28.930
...‏- اگه چيزي
‏- دست نگه دارين

00:42:32.319 --> 00:42:33.685
‏دارن حقيقت رو ميگن

00:42:33.770 --> 00:42:35.320
‏اونا دوست قديمي پدرم هستن

00:42:35.355 --> 00:42:37.489
‏اون رو يادم مياد . مي‌شناسمش

00:42:39.443 --> 00:42:42.577
‏و اگه دوباره کتکش بزني
‏به پدرم ميگم

00:42:42.663 --> 00:42:45.447
‏که بعد از اينکه همه چيز رو فهميدي
‏بازم کار خودت رو کردي

00:44:12.619 --> 00:44:14.953
‏به "چارلز تاون" خوش اومدي

00:44:21.461 --> 00:44:25.296
‏چارلز وِين" 40 نفر از سرسخت‌ترين"
‏آدماي دنياي جديد رو جمع کرد

00:44:25.348 --> 00:44:28.717
‏همه رو تحت رهبري خودش درآورد
‏اونا رو از اقيانوس گذروند و به اين قلعه آورد

00:44:28.802 --> 00:44:31.352
‏و تسخيرش کرد

00:44:31.438 --> 00:44:33.972
‏بدون هيچ پشتيباني از طرف کشتي‌ها

00:44:34.024 --> 00:44:36.608
‏بدون هيچ نقشه جنگي
‏فقط حمله کرد و گرفتش

00:44:36.643 --> 00:44:38.643
‏و تمام اون زمان

00:44:38.729 --> 00:44:40.945
‏بعد از اون همه خطر کردن و خونريزي

00:44:40.981 --> 00:44:43.198
‏با بزرگترين تهديد مواجه شد

00:44:43.283 --> 00:44:45.817
‏دشمني که همه کارهاش رو نقش بر آب کرد

00:44:45.869 --> 00:44:49.654
‏کسي که شنيدم بهش مي‌گفتن

00:44:49.706 --> 00:44:51.656
‏بانو کس‌عسلي

00:44:53.994 --> 00:44:57.162
"مراقب زن‌ها باش آقاي "فِدرِستون
‏اونا گاز مي‌گيرن

00:44:57.214 --> 00:44:59.497
‏من با زن خوبي رابطه دارم آقا

00:44:59.549 --> 00:45:00.832
‏نگران نيستم

00:45:02.502 --> 00:45:03.885
‏"ادل"؟

00:45:06.006 --> 00:45:07.172
‏آره

00:45:13.897 --> 00:45:16.598
‏اينکه اون 40 نفر

00:45:16.683 --> 00:45:20.185
"‏تحت رهبري "وِين
‏اونقدر مصمم بودن که اين قلعه رو گرفتن

00:45:20.237 --> 00:45:22.020
‏حالا که بهش پشت کردن

00:45:22.072 --> 00:45:24.239
‏نشونه خيلي بديه

00:45:24.324 --> 00:45:28.326
‏به نظرم هر اتفاقي که داره
‏درون اين قلعه ميفته

00:45:28.361 --> 00:45:30.862
‏بهتره فعلا به حال خودش رهاش کنيم

00:45:30.947 --> 00:45:33.364
‏شايد

00:45:33.450 --> 00:45:36.010
‏- چي‌کار مي‌کني؟
‏- در تعجبم که داخلش چرا اينقدر ساکته

00:45:36.036 --> 00:45:39.037
‏چون مشغول طرح‌ريزيِ
‏يه نقشه وحشتناک هستن

00:45:39.089 --> 00:45:42.290
‏يکي از احتمالاتش همينه
‏يه احتمال ديگه اينه که ديگه اونجا نيستن

00:45:42.375 --> 00:45:44.209
‏چي داري ميگي؟
‏کشتي‌شون هنوز توي لنگرگاهه

00:45:44.294 --> 00:45:46.761
‏هست ولي من بيشتر از چيزي که
‏توي لنگرگاه هست

00:45:46.847 --> 00:45:48.596
‏مشتاقم بفهمن اين تو چه خبره

00:47:43.380 --> 00:47:46.130
‏اين رو به جسدش وصل کرده بودن

00:47:52.806 --> 00:47:54.589
<i>‏من يه زماني بَرده بودم</i>

00:47:54.674 --> 00:47:57.675
<i>‏خيلي خوب ميدونم
‏غل و زنجير به دست داشتن چه حسي داره</i>

00:47:57.727 --> 00:48:01.012
<i>‏و همينطور ميدونم رهايي ازشون
‏چه حسي داره</i>

00:48:01.064 --> 00:48:03.932
<i>‏براي همين تصميمم رو گرفتم
‏ديگه برده نميشم</i>

00:48:05.685 --> 00:48:09.938
<i>‏و حالا که آزاد هستم
‏همين رو براي "ناسا" طلب مي‌کنم</i>

00:48:10.023 --> 00:48:11.572
<i>‏"ناسا" از امروز آزاده</i>

00:48:11.658 --> 00:48:15.526
<i>‏و تا زماني که نفس مي‌کشم
‏آزاد خواهد موند</i>

00:48:17.197 --> 00:48:18.997
<i>‏ريچارد گاتري" قصد داشت"</i>

00:48:19.032 --> 00:48:21.616
<i>‏اينجا رو دوباره زير استعمار پادشاه ببره</i>

00:48:21.701 --> 00:48:23.701
<i>‏که غل و زنجيرها رو دوباره برگردونه</i>

00:48:23.787 --> 00:48:26.788
<i>‏اون به "ناسا" و ما خيانت کرد</i>

00:48:26.873 --> 00:48:29.290
<i>‏مثل همه خيانتکارها</i>

00:48:29.376 --> 00:48:32.794
<i>‏همونطور که در مورد تو
بهم هشدار داده بودن</i>

00:48:32.879 --> 00:48:35.380
<i>‏هشدار داده بودن
‏که بهم خيانت مي‌کني</i>

00:48:35.432 --> 00:48:37.382
<i>‏اميدوار بودم اونقدري عاشق هم باشيم</i>

00:48:37.467 --> 00:48:39.384
<i>‏که فکر کردن در مورد اين چيزها نشدني باشه</i>

00:48:39.436 --> 00:48:42.103
<i>‏اميدوار بودم اون هشدارها اشتباه باشن</i>

00:48:42.188 --> 00:48:44.439
<i>‏ولي تو رو خوب مي‌شناسم</i>

00:48:44.524 --> 00:48:48.142
<i>‏پس آماده بودم تا اگه درست مي‌بودن
وارد عمل بشم</i>

00:48:52.032 --> 00:48:54.532
<i>‏اون دختر رو از دست من درآوردي</i>

00:48:54.567 --> 00:48:57.068
<i>‏در عوض اون کشتي جنگي</i>

00:48:57.120 --> 00:48:58.903
<i>‏از لنگرگاه دور شد</i>

00:48:58.989 --> 00:49:03.708
<i>‏از جاي امني که داشت دور شد</i>

00:49:03.743 --> 00:49:05.960
<i>‏رفت به جايي که قراره باشه</i>

00:49:06.046 --> 00:49:08.079
<i>‏جايي که ناخدا "فلينت" مي‌خواد باشه</i>

00:49:08.131 --> 00:49:11.049
<i>‏جايي که سرشون گرم يه خطر ديگه‌ست</i>

00:49:11.084 --> 00:49:13.418
<i>"يعني "چارلز تاون</i>

00:49:13.503 --> 00:49:15.503
<i>‏و به‌خاطر اين ترس</i>

00:49:15.588 --> 00:49:19.257
<i>‏آخرين چيزي که نگرانش هستن</i>

00:49:19.842 --> 00:49:21.559
<i>‏خطرات توي ‏آبه</i>

00:49:23.646 --> 00:49:26.597
<i>‏من قيمت اون دختر رو واضح بيان کردم</i>

00:49:26.649 --> 00:49:29.434
<i>‏بايد به اندازه کافي من رو بشناسي که بدوني</i>

00:49:29.519 --> 00:49:32.487
<i>‏هر طور که شده
‏مي‌خوام برم و بدستش بيارم</i>

00:49:33.940 --> 00:49:37.859
<i>‏و وقتي اين‌کار رو کردم
‏به "ناسا" برميگردم</i>

00:49:37.944 --> 00:49:40.695
<i>‏تا بقيه حسابم رو تسويه کنم</i>

00:49:41.700 --> 00:49:53.700
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.