﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:11.100 --> 00:00:11.700
<c.red><i>پيش از اين در
"Black Sails"</i></c>

00:00:11.702 --> 00:00:15.068
<i>‏يا حرف 2تامون باهم يکيه
‏و هماهنگ عمل مي‌کنه يا اصلاً عمل نمي‌کنه</i>

00:00:15.069 --> 00:00:16.535
<i>‏و وقتي که من حضور نداشته باشم</i>

00:00:16.536 --> 00:00:18.501
<i>‏اين حرف رو دخترم ميزنه</i>

00:00:18.502 --> 00:00:20.068
<i>‏ميگن جدا نشدني هستين</i>

00:00:20.069 --> 00:00:22.901
<i>‏ميگن بيش از هر کسي
‏به تو اعتماد داره و بهت تکيه مي‌کنه</i>

00:00:22.902 --> 00:00:24.600
<i>‏با ماموريت بخشش اينجا اومدم</i>

00:00:24.601 --> 00:00:27.034
<i>‏از طرف ناخدا "فلينت" اومدم</i>

00:00:29.368 --> 00:00:31.900
<i>‏ولي اگه اصرار داشته باشي
‏من رو دشمن اصلي خودت بدوني</i>

00:00:31.901 --> 00:00:33.367
<i>‏نقشم رو خوب بازي مي‌کنم</i>

00:00:33.368 --> 00:00:34.967
<i>‏از الان به بعد</i>

00:00:34.968 --> 00:00:37.367
<i>‏هر کسي در اعمال مرتبط با
‏دزد دريايي بودن مشارکت کنه</i>

00:00:37.368 --> 00:00:39.400
<i>‏به عنوان يکي از افراد تو در نظر گرفته ميشه</i>

00:00:39.401 --> 00:00:41.700
<i>‏دستگيرش مي‌کنم و اعدامش مي‌کنم</i>

00:00:41.701 --> 00:00:45.600
<i>‏اگه من جاي تو بودم
‏شايد فرماندار "راجرز" رو تشويق مي‌کردم</i>

00:00:45.601 --> 00:00:47.267
<i>‏فقط طلا رو نفرسته</i>

00:00:47.268 --> 00:00:50.133
<i>‏بلکه کسي که از اول کار
‏مسئول دزديده شدنش بوده رو هم بفرسته</i>

00:00:50.134 --> 00:00:53.166
<i>جک" و جواهرات رو"
مخفيانه با يه کاروان منتقل مي‌کنن</i>

00:00:53.167 --> 00:00:55.699
<i>‏اگه بتونيم اون کاروان رو بزنيم</i>

00:00:55.700 --> 00:00:57.666
<i>‏مي‌تونيم هم پول رو
‏براي شروع جنگ بدست بياريم</i>

00:00:57.667 --> 00:00:59.767
<i>‏هم شريکي که کنارمون بجنگه</i>

00:02:18.900 --> 00:02:22.700
<c.red>"Black Sails"
فصل 3 : قسمت 8</c>

00:02:58.954 --> 00:03:00.454
‏لطفاً به اون دست نزن

00:03:13.247 --> 00:03:16.045
‏تمام اين چيزها

00:03:16.046 --> 00:03:19.246
‏چيني ، کتاب‌ها

00:03:22.746 --> 00:03:24.746
‏همه‌شون خيلي آسيب‌پذير و شکننده هستن

00:03:28.846 --> 00:03:31.545
‏کلي ‏انرژي‌ براي سالم نگه داشتنشون نيازه

00:03:31.546 --> 00:03:32.779
‏اون‌وقت در ازاي چيه؟

00:03:34.846 --> 00:03:38.345
‏مي‌تونم علاقه‌ي يه زن
‏به خونه زندگيش و زيباييش رو درک کنم

00:03:38.346 --> 00:03:41.810
‏ولي علاقه‌ي يه مرد رو؟

00:03:41.811 --> 00:03:43.410
‏اين رو نمي‌تونم درک کنم

00:03:43.411 --> 00:03:46.144
‏نمي‌تونم درک کنم چطور درک نمي‌کني

00:03:50.611 --> 00:03:53.610
‏هيچ غريزه‌اي براي فراهم کردن

00:03:53.611 --> 00:03:56.810
‏زندگي راحت‌تر براي خودت نداري؟

00:03:56.811 --> 00:03:58.644
‏نه

00:04:00.811 --> 00:04:03.310
‏و اگه اون غريزه رو داشتم

00:04:03.311 --> 00:04:07.809
‏با تمام توانم باهاش مقابله مي‌کردم

00:04:07.810 --> 00:04:09.309
‏چرا که

00:04:09.310 --> 00:04:11.376
‏خطرناک‌ترين سلاحيه که در اختيارشونه

00:04:11.377 --> 00:04:14.376
‏هموني که باهاش آدم رو وسوسه مي‌کنن

00:04:14.377 --> 00:04:16.376
‏"اطاعت و فرمان‌برداريت رو در اختيار ما قرار بده

00:04:16.377 --> 00:04:19.277
‏در عوض ما هم آرامشي
"‏که احتياج داري رو در اختيارت قرار ميديم

00:04:21.678 --> 00:04:26.477
‏نه . فکر نمي‌کنم هيچ آرامشي
‏همچين ارزشي داشته باشه

00:04:28.177 --> 00:04:30.176
‏خيلي داره طول مي‌کشه

00:04:30.177 --> 00:04:32.809
‏خبري از آدم "فِدرِستون" نشد

00:04:32.810 --> 00:04:33.809
‏از اينکه مي‌خوان

00:04:33.810 --> 00:04:36.176
‏"جک" رو از کدوم مسير ببرن هم خبري نشد

00:04:36.177 --> 00:04:39.043
‏شايعه شده بود تا ظهر "جک" راه ميفته

00:04:39.044 --> 00:04:40.943
‏اگه بيشتر از اين اينجا بمونيم

00:04:40.944 --> 00:04:42.109
‏يا گُمش مي‌کنيم

00:04:42.110 --> 00:04:44.443
‏يا يه نفر اينجا پيدامون مي‌کنه

00:04:44.444 --> 00:04:47.976
‏کسي پيدامون نمي‌کنه
‏چون کسي دنبالمون نمي‌گرده

00:04:47.977 --> 00:04:49.609
‏جنگ اين جزيره رو ترک کرده

00:04:49.610 --> 00:04:52.242
‏همه شاهد اين اتفاق بودن

00:04:52.243 --> 00:04:54.242
‏حداقل 6 راه وجود داره

00:04:54.243 --> 00:04:56.742
"که "راجرز" مي‌تونه براي فرستادن "جک
و صندوقچه براي رسيدن به

00:04:56.743 --> 00:04:59.108
‏کشتي منتقل کننده در ساحل جنوبي
از بينشون يکي رو انتخاب کنه

00:04:59.109 --> 00:05:01.108
‏نمي‌تونيم اشتباه حدس بزنيم

00:05:01.109 --> 00:05:02.708
‏نمي‌تونيم اشتباه حدس بزنيم؟

00:05:02.709 --> 00:05:04.842
‏کلاً نمي‌تونيم حدس بزنيم

00:05:06.743 --> 00:05:10.608
‏اگه کاروان رو گُم کنيم
‏تو چي از دست ميدي؟

00:05:10.609 --> 00:05:13.742
‏پول؟ جنگت؟

00:05:16.243 --> 00:05:19.741
‏چيزي که من از دست ميدم رو
‏به اين راحتي‌ها نميشه پس گرفت

00:05:19.742 --> 00:05:23.341
"‏"تو چي از دست ميدي" ، "اون چي از دست ميده
‏و "من چي از دست ميدم" نداريم

00:05:23.342 --> 00:05:25.575
‏اين يا اون در کار نيست

00:05:26.842 --> 00:05:29.041
‏هر کسي بنا به دلايل خودش اينجا حضور داره

00:05:29.042 --> 00:05:31.341
‏تو مي‌خواي شريکت برگرده
‏اون پيروزي مي‌خواد

00:05:31.342 --> 00:05:33.841
‏و من مي‌خوام خونه‌ام رو به وضع قبل برگردونم

00:05:33.842 --> 00:05:36.041
‏ولي بايد مقاوت کنيم و در کنار هم باشيم

00:05:36.042 --> 00:05:38.041
‏بايد اين‌کار رو بکنيم

00:05:38.042 --> 00:05:39.742
‏راه ديگه‌اي هم نداريم

00:05:41.907 --> 00:05:43.506
‏يه سوار داره نزديک ميشه

00:05:43.507 --> 00:05:46.240
‏- آدم "فِدرِستون"ـه؟
‏- آره . داره مياد

00:06:04.708 --> 00:06:06.373
‏اين مال توئه

00:06:08.707 --> 00:06:12.140
‏اين رو سهمت بدون

00:06:12.141 --> 00:06:13.707
‏چون همراهم بودي

00:06:15.441 --> 00:06:18.273
‏به گمونم يه‌کم ديگه از اينجا ميرم

00:06:18.274 --> 00:06:22.040
‏نااميد نشو . به زودي يه حرومزاده‌ي
بيچاره‌ي ديگه جاي من رو مي‌گيره

00:06:23.641 --> 00:06:25.440
‏اي‌کاش مي‌تونستم بهت اطمينان بدم

00:06:25.441 --> 00:06:28.674
‏اونم به اندازه‌ي من سخاوتمنده

00:06:31.773 --> 00:06:33.639
‏در هر صورت نبايد به‌خاطر هر کسي

00:06:33.640 --> 00:06:37.272
‏که وارد اين سلول ميشه از هدفت دست بکشي

00:06:37.273 --> 00:06:39.439
‏يه دنياي بزرگ اون بيرونه

00:06:39.440 --> 00:06:43.139
‏که بعضي وقت‌ها جاه‌طلبي رو بي‌پاداش نميذاره

00:06:43.140 --> 00:06:45.973
‏حرفام رو يادت باشه

00:06:47.006 --> 00:06:50.272
‏امروز خرده نون ، فردا يه نون کامل

00:06:52.306 --> 00:06:54.938
‏شايد يه روزي همه‌ي نونوايي گيرت بياد

00:06:59.505 --> 00:07:00.838
‏قابلي نداشت

00:07:36.171 --> 00:07:38.304
‏مراقب جعبه‌هاي مهمات باشين

00:07:49.904 --> 00:07:53.570
‏"‏اَن" صندوقچه رو در ازاي آزادي من مبادله کرد

00:07:55.004 --> 00:07:56.337
‏بله

00:07:59.004 --> 00:08:01.503
‏با اين‌کارـتون به نظر نمياد قرار باشه آزادم کنين

00:08:01.504 --> 00:08:06.003
‏اسپانيا خواسته تو رو هم
‏همراه با صندوقچه تحويل بدم

00:08:06.004 --> 00:08:08.469
‏بهم گفته شده که به محض اينکه
تو و صندوقچه به "هاوانا" برسين

00:08:08.470 --> 00:08:11.269
‏قرضم به اسپانيا ادا ميشه

00:08:11.270 --> 00:08:13.902
‏از اينکه اينجوري و در آخرين لحظات
‏شرايط تغيير پيدا کرده راضي نيستم

00:08:13.903 --> 00:08:18.402
‏ولي در حال حاضر در موقعيتي نيستم
‏که بتونم باهاشون مخالفت کنم

00:08:18.403 --> 00:08:20.669
‏متوجهم

00:08:20.670 --> 00:08:21.636
‏شايد حق با تو بود

00:08:21.637 --> 00:08:23.169
‏اينکه در يه همچين جايي

00:08:23.170 --> 00:08:26.170
‏هيچ پيشرفتي بدون فداکاري‌هاي بزرگ به‌وجود نمياد

00:08:27.470 --> 00:08:29.002
‏- آماده‌ي حرکت بشين
‏- بله قربان

00:08:30.770 --> 00:08:33.168
‏اگه آرومت مي‌کنه بايد بگم

00:08:33.169 --> 00:08:35.968
‏هيچ آسيبي به شريکت وارد نشد

00:08:35.969 --> 00:08:39.668
‏محل مبادله رو بدون صدمه ديدن ترک کرد

00:08:39.669 --> 00:08:40.668
‏آماده‌ايم سرورم

00:08:40.669 --> 00:08:41.869
‏بريم

00:08:44.235 --> 00:08:45.634
‏پس اون زنده‌ست؟ "اَن"؟

00:08:45.635 --> 00:08:46.634
‏آماده‌ي حرکت

00:08:46.635 --> 00:08:49.635
‏آره . قول ميدم

00:08:54.735 --> 00:08:57.967
‏هي ، هي ، هي

00:09:31.367 --> 00:09:33.499
‏پس مي‌تونيم جزيره رو ببينيم

00:09:33.500 --> 00:09:34.999
‏ولي جزيره نمي‌تونه ما رو ببينه

00:09:35.000 --> 00:09:37.866
‏چطور همچين چيزي ممکنه؟

00:09:37.867 --> 00:09:41.499
‏خب ، آقاي "دي‌گروت" ميگه در اين‌موقعيت

00:09:41.500 --> 00:09:42.666
‏وقتي که از جزيره به ما نگاه کنن

00:09:42.667 --> 00:09:45.198
‏بدنه‌ي کشتيمون زير خط افقه

00:09:45.199 --> 00:09:46.865
‏درحالي‌که دکل‌هامون بالاشه

00:09:46.866 --> 00:09:47.998
‏و حالا که بادبان‌هامون جمع شدن

00:09:47.999 --> 00:09:50.198
‏دکل‌ها اونقدر نازک هستن که ديده نميشن

00:09:50.199 --> 00:09:52.998
‏در نتيجه ديده‌بانمون مي‌تونه ساحل رو ببينه

00:09:52.999 --> 00:09:57.365
‏ولي ساحل نمي‌تونه اون يا ما رو ببينه

00:09:57.366 --> 00:09:59.865
‏بايد بگم حقه‌ي جالبيه

00:09:59.866 --> 00:10:01.732
‏چطور يه نفر مي‌تونه
‏اين‌موقعيت رو مشخص کنه

00:10:01.733 --> 00:10:05.365
‏موقعيتي که در آن واحد
‏هم توش هستيم و هم نيستيم؟

00:10:05.366 --> 00:10:09.364
‏يه نفر صبر مي‌کنه
‏حرفاي آقاي "دي‌گروت" تموم بشه

00:10:09.365 --> 00:10:11.364
‏تو فکر فرو ميره

00:10:11.365 --> 00:10:15.131
‏بعدش دقيقاً حرفاي اون رو
‏براي افراد تکرار مي‌کنه

00:10:15.132 --> 00:10:17.197
‏چند ماه پيش

00:10:17.198 --> 00:10:19.364
‏تنها کاري که بهم اجازه ميدادن
‏توي اين کشتي انجام بدم پخت و پز بود

00:10:19.365 --> 00:10:21.497
‏دارم با نهايت سرعت ياد مي‌گيرم

00:10:21.498 --> 00:10:22.997
‏کاملاً مشخصه

00:10:22.998 --> 00:10:25.364
‏اعماق نادانيم در اين زمينه رو اقرار کنم

00:10:25.365 --> 00:10:27.364
‏آره . به گمونم اين موضوع

00:10:27.365 --> 00:10:30.531
‏باعث بالا رفتن اعتماد به نفس افراد نمي‌شد

00:10:32.498 --> 00:10:34.363
...نظر افراد درباره‌ت

00:10:34.364 --> 00:10:36.996
‏افراد خودتون و افراد من به نظر ميرسه

00:10:36.997 --> 00:10:38.730
‏همين الان که داريم باهم حرف ميزنيم
‏در حال بيشتر و بهتر شدنه

00:10:38.731 --> 00:10:40.597
‏بله

00:10:44.264 --> 00:10:47.563
‏داستان اتفاق ديشب

00:10:47.564 --> 00:10:48.930
‏به اندازه‌ي تعداد افرادي

00:10:48.931 --> 00:10:50.531
‏که توي اين کشتي هستن تکرار شده

00:10:53.264 --> 00:10:55.763
‏اين نگرانيت رو برام ابراز کردي

00:10:55.764 --> 00:10:58.563
‏که براي داشتن شراکت وقعي با ناخداتون

00:10:58.564 --> 00:11:01.330
‏بايد براي قدم گذاشتن
‏در راه تاريکي بهش ملحق بشي

00:11:03.064 --> 00:11:04.563
‏و اينکه از اين مي‌ترسي

00:11:04.564 --> 00:11:06.063
‏که ممکنه تو رو به جايي برسونه

00:11:06.064 --> 00:11:08.097
‏که نتوني ازش برگردي

00:11:11.364 --> 00:11:13.264
‏نگرانمي

00:11:15.364 --> 00:11:17.163
‏اتحاد بين افرادت

00:11:17.164 --> 00:11:19.064
‏و مردم من حياتيه

00:11:20.864 --> 00:11:23.162
‏بدون اين هيچي بدست نمياريم

00:11:23.163 --> 00:11:25.062
‏اگه حواست جمع نباشه

00:11:25.063 --> 00:11:27.062
‏و اتحاد پابرجا نمونه

00:11:27.063 --> 00:11:29.862
‏همه چيز از دست ميره

00:11:29.863 --> 00:11:33.896
‏پس آره . نگرانم

00:11:35.663 --> 00:11:37.096
‏بله

00:11:38.863 --> 00:11:40.895
‏ديشب تجربه‌اي نبود که

00:11:40.896 --> 00:11:43.429
‏دوست داشته باشم به زودي دوباره تکرار بشه

00:11:45.596 --> 00:11:47.428
‏ولي حواسم جمع‌ـه

00:11:50.328 --> 00:11:53.194
‏آقاي "سيلور" ، بايد باهاتون حرف بزنم

00:11:53.195 --> 00:11:54.395
‏تنها لطفاً

00:12:21.427 --> 00:12:23.060
‏چه اتفاقي افتاده؟

00:12:25.827 --> 00:12:29.326
‏توي اون اردوگاه

00:12:29.327 --> 00:12:31.126
‏پارکر" رو کشتن"

00:12:31.127 --> 00:12:32.959
‏لوئيس" رو کشتن"

00:12:32.960 --> 00:12:37.425
‏گرِيوز" و "سايمون" رو کشتن"

00:12:37.426 --> 00:12:40.727
‏از بين ما افرادي رو
‏انتخاب مي‌کردن تا شکنجه بدن و بکشن

00:12:42.027 --> 00:12:44.493
‏و اين کسي بود که اونا رو انتخاب مي‌کرد

00:13:25.525 --> 00:13:27.824
‏از چي مخفي شدين؟

00:13:27.825 --> 00:13:31.124
‏ببخشيد؟

00:13:31.125 --> 00:13:34.691
‏منظورم اين بود ميدونم که با مسئوليت‌هايي

00:13:34.692 --> 00:13:38.124
‏که دارين حتماً سرتون حسابي شلوغه

00:13:38.125 --> 00:13:40.524
‏ولي اينکه تا اين‌موقع صبح هنوز اينجايين

00:13:40.525 --> 00:13:42.825
‏به گمونم دارين از يه چيزي دوري مي‌کنين

00:13:46.192 --> 00:13:48.691
‏نميدونم اين حرفم فايده‌اي داره يا نه

00:13:48.692 --> 00:13:52.456
‏ولي فکر مي‌کنم
‏خانم من رو انتخاب کرده چون تازه‌وارد هستم

00:13:52.457 --> 00:13:56.690
‏از اينکه قبلاً کي و چي بودين تصوري ندارم

00:13:56.691 --> 00:13:59.190
‏انگيزه‌اي براي شايعه‌پراکني ندارم

00:13:59.191 --> 00:14:00.590
"‏جورجيا"

00:14:00.591 --> 00:14:03.890
‏بله؟

00:14:03.891 --> 00:14:06.390
‏بازي‌ها رو بلدم

00:14:06.391 --> 00:14:08.091
‏همه‌شون رو بازي کردم

00:14:10.191 --> 00:14:12.956
‏اگه مي‌خواي دوباره توي تختم باشي

00:14:12.957 --> 00:14:16.955
‏اين آخرين‌بارـت بود که من رو بازي ميدي

00:14:18.657 --> 00:14:19.890
‏بله؟

00:14:19.891 --> 00:14:21.856
‏خانم "گاتري" طبقه‌ي پائين هستن

00:14:21.857 --> 00:14:23.357
‏مي‌خوان شما رو ببينن

00:14:38.856 --> 00:14:40.356
‏بله؟

00:14:43.389 --> 00:14:44.722
‏چي شد؟

00:14:45.889 --> 00:14:48.688
‏صندوقچه در اختيار ماست

00:14:48.689 --> 00:14:49.888
‏همين الان که داريم حرف ميزنيم

00:14:49.889 --> 00:14:51.988
‏در راه رسيدن به کشتي انتقال
‏و بعدش فرستاده شدن به "هاوانا"ست

00:14:51.989 --> 00:14:53.988
"همراه با "جک

00:14:53.989 --> 00:14:55.121
‏بله

00:14:55.122 --> 00:14:57.188
‏خود فرماندار شخصاً داره بر روند

00:14:57.189 --> 00:15:00.488
‏حرکت کشتي انتقال
‏همراه با محموله‌ش نظارت مي‌کنه

00:15:00.489 --> 00:15:01.488
‏تا چند ساعت ديگه

00:15:01.489 --> 00:15:02.887
‏موضوع اسپانيا بسته ميشه

00:15:02.888 --> 00:15:04.721
‏و مي‌تونيم رو به جلو حرکت کنيم

00:15:06.888 --> 00:15:08.088
‏و "اَن"؟

00:15:09.688 --> 00:15:11.454
‏افراد گفتن عصباني بوده

00:15:11.455 --> 00:15:14.254
‏وقتي که فهميده "جک" اونجا نيست

00:15:14.255 --> 00:15:15.987
‏گذاشته صندوقچه رو ببرن

00:15:15.988 --> 00:15:18.521
‏آسيبي به "اَن" وارد نشده

00:15:21.121 --> 00:15:24.254
‏- آسيبي وارد نشده؟
‏- نه

00:15:24.255 --> 00:15:26.453
‏به فرماندار توصيه کردم
‏8 نفر رو براي مبادله بفرسته

00:15:26.454 --> 00:15:27.986
‏تا نتونه هيچ تلاشي براي مبارزه بکنه

00:15:27.987 --> 00:15:30.253
‏کِي متوجه شد؟

00:15:30.254 --> 00:15:32.619
‏ببخشيد؟

00:15:32.620 --> 00:15:34.619
‏اينکه "جک" اونجا نيست

00:15:34.620 --> 00:15:37.753
اَن" کِي فهميد که بهش دروغ گفته شده؟"

00:15:37.754 --> 00:15:40.086
‏قبل از بدست آوردن صندوقچه بود يا بعدش؟

00:15:40.087 --> 00:15:43.287
‏فکر کنم قبلش . چرا؟

00:15:45.820 --> 00:15:47.186
‏وقتي که بهم گفتي قراره اين اتفاق بيفته

00:15:47.187 --> 00:15:50.686
‏بابت اين فکر که به "اَن" دروغ گفتم ناراحت بودم

00:15:50.687 --> 00:15:52.318
‏به‌خاطر اين حقيقت که

00:15:52.319 --> 00:15:55.152
‏مطمئناً باعث مرگش ميشه داغون بودم

00:15:55.153 --> 00:15:59.018
‏چرا که اون لحظه‌اي که
‏مي‌فهميد "جک" اونجا نيست

00:15:59.019 --> 00:16:00.552
‏اينکه دورش زدن

00:16:00.553 --> 00:16:02.818
‏و اينکه احتمالاً دوباره نمي‌بينتش

00:16:02.819 --> 00:16:05.018
‏سعي مي‌کنه هر کسي که مسئول

00:16:05.019 --> 00:16:06.818
‏اين اتفاق ميدونه رو بکشه

00:16:06.819 --> 00:16:09.452
‏8تا؟

00:16:09.453 --> 00:16:11.818
‏مي‌تونستي 1000 نفر رو بفرستي

00:16:11.819 --> 00:16:13.818
‏اين موضوع جلوش رو نمي‌گرفت

00:16:13.819 --> 00:16:14.918
‏و حالا داري بهم ميگي

00:16:14.919 --> 00:16:16.917
‏ميدونسته دورش زدن

00:16:16.918 --> 00:16:20.284
‏و انتخاب کرده که راهش رو بکشه
و بره تا خودش رو نجات بده؟

00:16:40.117 --> 00:16:41.483
‏اسپانيايي بلدي؟

00:16:43.117 --> 00:16:44.116
‏ببخشيد؟

00:16:44.117 --> 00:16:46.417
‏اسپانيايي بلدي؟

00:16:47.884 --> 00:16:49.483
‏يه‌کم

00:16:49.484 --> 00:16:51.383
‏- تو چي؟
‏- هيچي

00:16:51.384 --> 00:16:53.683
‏اگه قرار باشه تا 1-2 روز ديگه به "هاوانا" برسم

00:16:53.684 --> 00:16:56.383
‏به گمونم خيلي مي‌شنوم

00:16:56.384 --> 00:16:59.183
‏که پيرزن‌هاي توي جمعيت دارن فرياد ميزنن

00:16:59.184 --> 00:17:03.383
‏مقامات رسمي عصبي نعره مي‌کشن

00:17:03.384 --> 00:17:06.982
‏به نظر ميرسه براي هر کسي
‏آرزوي خيلي بدي باشه

00:17:06.983 --> 00:17:11.682
‏ستايشي نه چندان دوستانه در شهري ناآشنا

00:17:11.683 --> 00:17:12.715
‏اگه خيالت رو راحت مي‌کنه

00:17:12.716 --> 00:17:15.915
‏بايد بگم سريع تموم ميشه

00:17:15.916 --> 00:17:17.915
‏طلا در اختيارشونه

00:17:17.916 --> 00:17:19.915
‏جواهرات در اختيارشونه

00:17:19.916 --> 00:17:21.615
‏ديگه ازت چيزي نمي‌خوان

00:17:21.616 --> 00:17:23.015
‏و در نتيجه احتمالاً دلشون مي‌خواد

00:17:23.016 --> 00:17:27.016
‏اين رابطه رو فراموش کنن
‏و رو به جلو حرکت کنن

00:17:29.415 --> 00:17:31.381
‏ببخشيد گفتي "اگر"؟

00:17:31.382 --> 00:17:33.481
‏ببخشيد؟

00:17:33.482 --> 00:17:36.614
" گفتي " اگه قرار باشه به 'هاوانا' برسم

00:17:36.615 --> 00:17:38.607
‏هنوزم به نتيجه‌ي اين واقعه شک داري؟

00:17:40.215 --> 00:17:45.081
‏خب ، مطمئناً همه چيز
‏به سمت اين اتفاق ميل مي‌کنه

00:17:46.214 --> 00:17:48.980
‏ولي به هيچ‌وجه نميشه مطمئن بود

00:17:48.981 --> 00:17:51.713
‏چطور دقيقاً؟

00:17:51.714 --> 00:17:54.012
‏گفتي "اَن" زنده‌ست ، مگه نه؟

00:17:54.013 --> 00:17:55.812
‏مادامي که اين موضوع
‏حقيقت داشته باشه ميگم که

00:17:55.813 --> 00:17:58.312
‏هر چند خيلي کم ولي اين احتمال وجود داره

00:17:58.313 --> 00:17:59.812
‏که اون تلاش‌هاتون

00:17:59.813 --> 00:18:01.612
‏براي فرستادن من به مسلخ رو خنثي کنه

00:18:01.613 --> 00:18:03.212
‏از روي کنجکاوي مي‌پرسم

00:18:03.213 --> 00:18:04.479
‏چطور مي‌خواد يه همچين کاري انجام بده؟

00:18:04.480 --> 00:18:06.080
‏خب ، نميدونم

00:18:07.813 --> 00:18:09.712
‏تصور مي‌کنم هر کاري که از دستش بربياد

00:18:09.713 --> 00:18:10.945
‏مثل قدم زدن در وسط

00:18:10.946 --> 00:18:12.645
‏جاده‌اي که جلوي رومون هست

00:18:12.646 --> 00:18:14.145
‏تا اينکه يه اسب از روش رد بشه

00:18:14.146 --> 00:18:17.645
‏با اين اميد که حتي
‏براي يه لحظه هم که شده سرعتمون رو کم کنه

00:18:20.945 --> 00:18:23.644
‏برام خيلي جالبه که شماها چطور

00:18:23.645 --> 00:18:25.444
‏با کله‌شقي و لجاجت تمام انتظار دارين

00:18:25.445 --> 00:18:29.111
‏بعيد‌ترين نتايج رخ بده
‏چون ترجيح ميدين اينجوري باشه

00:18:29.112 --> 00:18:31.444
‏با وجود تمام شواهد و تجربياتي که

00:18:31.445 --> 00:18:34.911
‏برعکس اين موضوع دلالت مي‌کنه
‏انتظار دارين دنيا چيزي بشه که شما مي‌خواين

00:18:34.912 --> 00:18:39.844
‏من دوست نداشتم اين رابطه
‏اينجوري از آب دربياد

00:18:39.845 --> 00:18:41.011
‏ولي مي‌تونم بهت اطمينان بدم

00:18:41.012 --> 00:18:42.010
‏مطمئناً اونجوري هم

00:18:42.011 --> 00:18:44.510
‏که تو دوست داري از آب دربياد نميشه

00:18:44.511 --> 00:18:47.210
‏چون حتي براي اينکه بخواد جلومون رو بگيره

00:18:47.211 --> 00:18:49.343
‏بايد بدونه توي کدوم جاده به‌ايسته

00:18:49.344 --> 00:18:51.910
‏مسير رو اعلام نکردي

00:18:51.911 --> 00:18:54.510
‏قبل از انتخاب کردن اين مسير

00:18:54.511 --> 00:18:57.510
‏چندين مسير رو در نظر گرفتم

00:18:57.511 --> 00:18:59.910
‏تا اينکه حتي اگه مسير لو بره

00:18:59.911 --> 00:19:02.410
‏هر کسي که بخواد بهمون حمله کنه

00:19:02.411 --> 00:19:05.976
‏مسير اشتباه رو در اختيار داشته باشه

00:19:15.010 --> 00:19:18.176
<i>‏اجازه بدين ببينم درست متوجه شدم يا نه</i>

00:19:18.177 --> 00:19:20.676
‏پس نقشه‌ي بازپس‌گيريِ
‏صندقچه‌ي جواهرات دزديده شده

00:19:20.677 --> 00:19:23.176
‏نقشه‌ي شما براي بازپس‌گيريِ
‏صندقچه‌ي جواهرات دزديده شده

00:19:23.177 --> 00:19:25.909
‏دقيقاً همونجوري که پيشنهاد داده بودين پيش رفته

00:19:25.910 --> 00:19:29.176
‏ولي حالا فکر مي‌کنين چيز بديه

00:19:29.177 --> 00:19:31.175
"چون شواهدي مبني بر تلاش براي نجات آقاي "رکام

00:19:31.176 --> 00:19:34.275
‏و باز‌پس‌گيريِ دوباره‌ي
‏صندوقچه‌ي جواهرات پيدا شده

00:19:34.276 --> 00:19:35.741
‏دارين اين حرف رو ميزنين . درسته؟

00:19:35.742 --> 00:19:37.975
‏درک مي‌کنم که چرا باور کردن
‏اين موضوع ممکنه براتون سخت باشه

00:19:37.976 --> 00:19:39.675
‏ولي اونقدر "اَن باني" رو خوب مي‌شناسم

00:19:39.676 --> 00:19:42.775
‏که بدونم مطمئناً يه جاي کار مي‌لنگه

00:19:42.776 --> 00:19:44.675
‏اينکه اين نوع رفتارش حتماً

00:19:44.676 --> 00:19:46.275
"با حضور چند ساعت پيش ناخدا "فلينت

00:19:46.276 --> 00:19:47.775
‏در جزيره مصادف شده

00:19:47.776 --> 00:19:49.508
‏و اينکه حتماً يه نقشه‌اي در کار هست

00:19:49.509 --> 00:19:51.275
‏ببخشيد

00:19:51.276 --> 00:19:53.675
‏حالا دارين ميگين با وجود اينکه
کشتي ناخدا "فلينت" چند ساعت پيش

00:19:53.676 --> 00:19:56.274
‏اين جزيره رو ترک کرده
‏ناخدا "فلينت" در اين نقشه دست داره؟

00:19:56.275 --> 00:20:00.174
‏و اينکه بايد افراد رو
‏به مرزهاي بيروني شهر "ناسا" بفرستم

00:20:00.175 --> 00:20:01.774
‏و اينکه موقعيتشون رو ترک کنن؟

00:20:01.775 --> 00:20:03.174
‏ببخشيد ، دارين ميگين

00:20:03.175 --> 00:20:05.174
‏که يه‌جور انگيزه‌ي پنهاني در کاره؟

00:20:05.175 --> 00:20:07.474
‏دارم ميگم که به‌خاطر اينکه فرماندار

00:20:07.475 --> 00:20:10.474
‏تصميم گرفتن به شما اعتماد کنن

00:20:10.475 --> 00:20:12.640
‏قرار نيست من هم همچين کاري انجام بدم

00:20:12.641 --> 00:20:13.774
‏شرايط کاملاً تحت کنترله

00:20:13.775 --> 00:20:14.907
‏از نگرانيتون ممنونم

00:20:14.908 --> 00:20:16.774
‏کاملاً تحت کنترله؟

00:20:16.775 --> 00:20:17.907
‏دارم بهت ميگم شرايط اين پتانسيل رو

00:20:17.908 --> 00:20:19.673
‏داره که کاملاً از کنترل خارج بشه

00:20:19.674 --> 00:20:21.307
‏ولي تو به حرفام گوش نميدي

00:20:23.674 --> 00:20:26.973
‏حتي اگه کسي مي‌خواست
‏عملي برعليه کاروان فرماندار انجام بده

00:20:26.974 --> 00:20:29.973
‏نميدونن کجا بايد کاروان فرماندار رو پيدا کنن

00:20:29.974 --> 00:20:31.473
‏مسير چندين مرتبه تغيير داده شده

00:20:31.474 --> 00:20:32.673
‏برنامه‌هاي زماني دروغين منتشر شد

00:20:32.674 --> 00:20:34.273
‏هيچ‌کس نميدونه قرار بوده
‏دقيقاً چه زماني حرکت کنن

00:20:34.274 --> 00:20:36.273
‏هيچ‌کس نميدونه در نهايت
‏چه مسيري رو انتخاب کردن

00:20:36.274 --> 00:20:39.273
...‏- هيچ‌کس نميدونه
‏- من ميدونم

00:20:39.274 --> 00:20:40.539
‏مسير رو ميدونم

00:20:40.540 --> 00:20:42.906
‏يکي از زيردست‌هام آخر شبِ ديشب

00:20:42.972 --> 00:20:45.104
‏پيش‌آهنگ‌هايي رو در مسير غربي ديده

00:20:45.105 --> 00:20:47.705
‏همينه ، مگه نه؟

00:20:49.671 --> 00:20:51.470
‏فکر نمي‌کنم افرادي رو فرستاده باشين

00:20:51.471 --> 00:20:53.037
‏تا مسيرهاي الکي رو بررسي کنن؟

00:20:54.971 --> 00:20:57.904
‏چيزي که زيردستتون بهت گفته رو به کسي گفتين؟

00:20:57.905 --> 00:21:00.470
‏- نه
‏- و زيردستتون آدمي هست

00:21:00.471 --> 00:21:03.370
‏که بدون اطلاع شما
‏اطلاعاتش رو به کسي بفروشه؟

00:21:03.371 --> 00:21:06.170
‏- نه
‏- خوبه

00:21:06.171 --> 00:21:08.369
‏پس نيازي نيست نگران چيزي باشيم

00:21:08.370 --> 00:21:09.570
‏خانم‌ها

00:21:23.937 --> 00:21:26.203
‏گور باباي غرورت

00:21:26.204 --> 00:21:28.236
‏اگه من مي‌تونم ‏غرورم رو زير پا بذارم
و بيام اينجا

00:21:28.237 --> 00:21:30.337
‏تو هم مي‌توني گوش کني

00:21:33.436 --> 00:21:35.102
‏چون توي اين لحظه اگه من و تو

00:21:35.103 --> 00:21:37.235
‏نتونيم يه راهي براي همکاري باهم پيدا کنيم

00:21:37.236 --> 00:21:39.402
‏همه چيز ممکنه از دست بره

00:21:43.303 --> 00:21:45.302
‏چند نفر در اين مورد ميدونن؟

00:21:45.303 --> 00:21:48.002
‏فقط آدماي توي اون اتاق

00:21:48.003 --> 00:21:49.002
‏کمتر از 1 ساعت ديگه

00:21:49.003 --> 00:21:51.002
‏بايد اين کشتي رو به ساحل ببرم

00:21:51.003 --> 00:21:53.668
‏تا ناخدا و صندوقچه جواهراتي رو سوار کنم

00:21:53.669 --> 00:21:57.001
‏که زندگي هزاران نفر بهش وابسته‌ست

00:21:57.002 --> 00:21:58.801
‏ولي همچين اتفاقي بدون سر و صدا افتاده

00:21:58.802 --> 00:22:01.835
‏چون آقاي "دابز" نمي‌تونه خشمش رو کنترل کنه

00:22:03.502 --> 00:22:06.501
‏مجبور نيست کنترل کنه

00:22:06.502 --> 00:22:08.501
‏نه

00:22:08.502 --> 00:22:09.801
‏اگه بذاريم از اون اتاق خارج بشه

00:22:09.802 --> 00:22:11.101
‏به آدماش ميگه چه اتفاقي افتاده

00:22:11.102 --> 00:22:12.101
‏و اينجوري يه جنگ رو دستمون مي‌مونه

00:22:12.102 --> 00:22:13.601
‏خودم ميدونم

00:22:13.602 --> 00:22:14.634
‏ولي جواب اين نيست که

00:22:14.635 --> 00:22:15.967
‏چيزي که "دابز" شروع کرده رو تموم کنم

00:22:15.968 --> 00:22:17.168
‏و اون مرد رو بکشم

00:22:20.902 --> 00:22:23.100
‏خيلي‌خب

00:22:23.101 --> 00:22:24.900
‏پس يه چاقو ميذاريم تو دستش

00:22:24.901 --> 00:22:27.100
‏و ميذاريم انتقامش رو بگيره

00:22:27.101 --> 00:22:28.800
‏انگار نميدوني که

00:22:28.801 --> 00:22:31.300
‏آقاي "دابز" هنوز دوستايي توي خدمه داره

00:22:31.301 --> 00:22:33.293
‏غيبتش رو چطور به اونا توضيح بديم؟

00:22:35.901 --> 00:22:38.600
‏ماه پشت ابر نمي‌مونه

00:22:38.601 --> 00:22:41.234
‏بالاخره همه چيز معلوم ميشه
‏و تو دردسر ميفتيم

00:22:43.467 --> 00:22:45.499
‏پس چي‌کار کنيم؟

00:23:07.966 --> 00:23:09.964
‏مسئولش اين مرده

00:23:09.965 --> 00:23:11.998
‏تنها مسئول اين اتفاقه

00:23:14.199 --> 00:23:17.598
‏پيشنهادم اينه که 2 نفري
‏به همه افراد توضيح بديم

00:23:17.599 --> 00:23:21.598
‏اين مرد زنداني ميشه تا محاکمه و مجازات بشه

00:23:21.599 --> 00:23:23.664
‏بدون هيچ ملاحظه و تخفيفي

00:23:54.229 --> 00:23:55.929
‏ميشه يه چاقو بهم بدي لطفاً؟

00:24:49.326 --> 00:24:50.659
‏يه لحظه صبر کن

00:24:52.626 --> 00:24:54.825
‏تا زماني که نفهمم چي مي‌خواد به بقيه بگه

00:24:54.826 --> 00:24:57.425
‏اجازه نميدم کسي از اين اتاق خارج بشه

00:24:57.426 --> 00:24:59.325
‏قرار نيست چيزي بگه

00:24:59.326 --> 00:25:00.759
‏بايد يه چيزي بگه

00:25:02.626 --> 00:25:06.325
‏ميگه گستاخانه با من صحبت کرده

00:25:06.326 --> 00:25:08.125
‏بهم توهين کرده

00:25:08.126 --> 00:25:10.459
‏و ديگه هيچ صحبتي در موردش نميشه

00:25:11.693 --> 00:25:13.691
‏به همين سادگي

00:25:13.692 --> 00:25:16.092
‏آره . حالا بذار بره

00:25:31.692 --> 00:25:33.091
...اگه يه کلمه چيزي بگه

00:25:33.092 --> 00:25:36.923
‏وقتي حرفي ميزنم افرادم گوش مي‌کنن

00:25:36.924 --> 00:25:38.757
‏و هر چي بگم انجام ميدن

00:25:55.258 --> 00:25:58.257
‏يه کاروان مخفيانه "رکام" رو
‏به يه کشتي منتقل مي‌کنه

00:25:58.258 --> 00:26:00.023
‏و هيچ‌کس به جز تو در اين مورد نميدونه

00:26:00.024 --> 00:26:02.456
‏من ، فرماندار ، هيئت مشاورينش

00:26:02.457 --> 00:26:05.456
8تا سواره نظام ، فرمانده‌شون ‏، کالسکه‌ران

00:26:05.457 --> 00:26:07.449
‏آدماي زيادي ميدونن به جز تو

00:26:09.457 --> 00:26:11.222
‏و فکر مي‌کني نقشه‌اي هست که

00:26:11.223 --> 00:26:12.889
‏به اين کاروان حمله بشه

00:26:12.890 --> 00:26:15.722
‏نقشه‌اي که به ناخدا "فلينت" مربوط ميشه

00:26:15.723 --> 00:26:18.756
‏کسي که همه ديدن
‏چند ساعت پيش با کشتي به دل دريا زد

00:26:18.757 --> 00:26:21.522
‏خدايا ، پيشکار حق داره حرفم رو باور نکنه

00:26:21.523 --> 00:26:24.889
‏چون من رو نمي‌شناسه . "باني" رو نمي‌شناسه
‏‏"فلينت" رو نميشاسه

00:26:24.890 --> 00:26:28.721
‏اگه معلوم بشه حق با من بوده
‏‏يه احمق جلوه مي‌کنه

00:26:28.722 --> 00:26:30.955
‏ولي ميگه اون آدما رو نمي‌شناخته
و از خودش دفاع مي‌کنه

00:26:30.956 --> 00:26:32.721
‏ولي ‏اگه تو تصميم بگيري حرفم رو ناديده بگيري

00:26:32.722 --> 00:26:35.521
‏خيلي بيشتر برات سخت ميشه
‏که يه بهونه پيدا کني

00:26:35.522 --> 00:26:39.021
‏خودم ديدم "والروس" از ساحل دور شد

00:26:39.022 --> 00:26:41.355
‏يه آدم گذاشتم با دوربين
‏دور شدنش رو زير نظر بگيره

00:26:41.588 --> 00:26:43.887
...تا وقتي که توي افق محو بشه

00:26:43.888 --> 00:26:45.187
‏ميدوني چيه؟ وقت اين خزعبلات رو ندارم

00:26:45.188 --> 00:26:47.621
‏به جز يه تلالو نور

00:26:50.220 --> 00:26:51.219
‏چي؟

00:26:51.220 --> 00:26:52.953
‏گفتم آدمم دوربينش رو

00:26:52.954 --> 00:26:53.953
‏به سمت افق نگه داره

00:26:53.954 --> 00:26:56.086
‏جايي که "والروس" ناپديد شد

00:26:56.087 --> 00:26:57.586
‏گفت هر 15 دقيقه

00:26:57.587 --> 00:26:59.086
‏تلالوي نوري رو مي‌بينه

00:26:59.087 --> 00:27:00.519
‏که از آخرين مکان "والروس" مي‌تابه

00:27:00.520 --> 00:27:02.786
‏معنيش چي ميشه؟

00:27:02.787 --> 00:27:04.953
‏ممکنه هيچ معني نداشته باشه

00:27:04.954 --> 00:27:07.953
‏مثلاً يه چيزي به‌طور تصادفي
‏نور خورشيد رو منعکس کنه

00:27:07.954 --> 00:27:12.720
‏يا اينکه ممکنه انعکاس يه دوربين باشه
‏که از بالاي يه دکل ما رو تحت نظر داره

00:27:13.087 --> 00:27:14.252
‏يه کشتي با بادبان‌هاي جمع شده

00:27:14.253 --> 00:27:18.253
‏آروم و ساکت منتظره
‏که براي بازگشت بهش علامت بدن

00:27:20.186 --> 00:27:21.385
‏من شکستش دادم

00:27:21.386 --> 00:27:23.085
‏ولي بعد ديدم از مرگ برگشته

00:27:23.086 --> 00:27:25.885
‏تا پيروزيم رو نقش بر آب کنه

00:27:25.886 --> 00:27:27.385
‏تا ببينم معاونش معاون من رو بکشه

00:27:27.386 --> 00:27:30.385
‏و آشکارا جلوي همه بهم توهين کنه

00:27:30.386 --> 00:27:32.085
‏من و تو قبلاً مشکلاتي باهم داشتيم

00:27:32.086 --> 00:27:33.885
"ولي من و "فلينت

00:27:33.886 --> 00:27:36.252
‏کار ناتمومي باهم داريم
‏که خيلي جدي‌تر از اين حرفاست

00:27:47.752 --> 00:27:50.985
‏پدرم توي "ليدز" خياط بود

00:27:54.618 --> 00:27:56.751
‏مثل پدرش

00:27:56.752 --> 00:27:59.151
‏و پدر پدرش

00:27:59.152 --> 00:28:01.451
"‏زماني رسيده بود که توي "آوندِيل رود
اگه کسي مي‌پرسيد

00:28:01.452 --> 00:28:03.750
‏کجا مي‌تونه بهترين لباس رو
‏‏در شمال انگليس پيدا کنه

00:28:03.751 --> 00:28:06.283
‏به مغازه مردي به نام "رکام" مي‌فرستادنش

00:28:06.284 --> 00:28:09.150
‏بعد آدمايي که پارچه پشمي مي‌فروختن

00:28:09.151 --> 00:28:10.450
‏تصميم گرفتن

00:28:10.451 --> 00:28:12.116
‏ديگه با اونايي که پارچه پنبه‌اي
مي‌فروشن رقابت نکنن

00:28:12.117 --> 00:28:13.683
‏و اونايي که پارچه پشمي مي‌فروختن

00:28:13.684 --> 00:28:16.683
‏سيبيل قانون‌گذارها رو چرب کردن

00:28:16.684 --> 00:28:19.983
‏و ‏براي افزايش سودشون
‏‏يه ممنوعيت قانوني ايجاد کردن

00:28:19.984 --> 00:28:21.816
‏و پارچه‌هاي پنبه‌اي ناپديد شد

00:28:21.817 --> 00:28:23.983
‏و کسب و کار پدرم

00:28:23.984 --> 00:28:26.483
‏که از پدرش به ارث برده بود

00:28:26.484 --> 00:28:27.749
‏و اونم از پدرش به ارث برده بود

00:28:27.750 --> 00:28:30.450
‏نابود شد و از بين رفت

00:28:32.383 --> 00:28:35.982
‏اون ورشکستگي مالي براي پدرم ننگين بود

00:28:35.983 --> 00:28:39.182
‏نمي‌تونست تو چشم پسرش نگاه کنه

00:28:39.183 --> 00:28:41.283
‏و خودش رو تو عرق‌خوري غرق کرد

00:28:43.250 --> 00:28:46.049
‏تو مراسم عبادت يکشنبه
‏به عنوان پسرش کنارش وايساده بودم

00:28:46.050 --> 00:28:50.749
‏وقتي توي محراب
‏رو به کشيش داد و فرياد مي‌کرد

00:28:50.750 --> 00:28:51.948
‏همه حرفاش رو ميشنيدن

00:28:51.949 --> 00:28:54.948
‏اصلاً منصفانه نبود

00:28:54.949 --> 00:28:59.448
‏همين که توهين‌ها شروع شد
‏دستم رو گذاشتم روي شونه‌اش

00:28:59.449 --> 00:29:01.048
‏کمکش کردم از کليسا خارج بشه

00:29:01.049 --> 00:29:03.249
‏خدايا ، چه توهين‌هايي مي‌شد

00:29:04.749 --> 00:29:07.048
‏توي تشييع جنازه‌ش
‏همسايه‌هامون اونقدر لطف داشتن

00:29:07.049 --> 00:29:10.248
‏که به جاي اينکه حرفاشون رو بلند بزنن
‏توي گوش هم نجوا مي‌کردن

00:29:10.249 --> 00:29:12.381
‏پس دست به‌کار شدم

00:29:12.382 --> 00:29:15.381
‏تصميم گرفتم چيزي که ازمون گرفته شده بود رو
‏دوباره بدست بيارم

00:29:15.382 --> 00:29:17.747
‏13 سالم بود ولي تصميمم رو گرفته بودم

00:29:19.881 --> 00:29:22.680
‏تا وقتي يه نفر اومد در خونه‌مون

00:29:22.681 --> 00:29:26.080
‏ادعا کرد از پدرم طلبکاره

00:29:26.081 --> 00:29:28.080
‏براي وقتي که پدرم دائم‌الخمر بود

00:29:28.081 --> 00:29:31.180
‏طلبي که مي‌گفت من بايد پرداختش کنم

00:29:31.181 --> 00:29:35.080
‏طلبي که هيچ‌جوري
‏نمي‌تونستم از پس پرداختش بربيام

00:29:35.081 --> 00:29:38.380
‏طلبي که اون مرد به‌خاطرش
‏من رو به زندون انداخت

00:29:38.381 --> 00:29:40.845
‏جايي زنداني شدم که
‏بتونم کار کنم و طلبم رو بدم

00:29:40.846 --> 00:29:42.845
‏فقط با کارگري سخت و طاقت‌فرسا

00:29:42.846 --> 00:29:45.845
‏کارگري بدون هيچ حقوقي

00:29:45.846 --> 00:29:48.045
‏ميدوني کارش کجا بود؟

00:29:48.046 --> 00:29:51.046
‏پارچه‌بافي

00:29:55.546 --> 00:30:01.246
‏"شما آدما نمي‌تونين دنيا رو
"‏همونجوري که هست قبول کنين

00:30:01.313 --> 00:30:04.878
‏آدمايي اين رو ميگن که دنيا
‏همه چيز بهشون داده

00:30:06.645 --> 00:30:08.844
‏اگه "اَن" نياد...اگه نجاتم ندن

00:30:08.845 --> 00:30:11.344
‏اگه اين ديگه آخر راهم باشه اين رو بدون

00:30:11.345 --> 00:30:15.344
‏من و تو تا آخر اين ماجرا کنار هم هستيم

00:30:15.345 --> 00:30:19.978
‏ولي خدايا ، من حتي به گرد پاي تو هم نميرسم

00:30:20.545 --> 00:30:23.344
‏فکر مي‌کني دنيا اينقدر باهام مهربون بوده؟

00:30:23.345 --> 00:30:25.411
‏که من کمتر از تو زجر کشيدم؟

00:30:25.412 --> 00:30:27.044
‏که خيلي از تو خوشبخت‌تر هستم؟

00:30:27.045 --> 00:30:30.343
‏خانواده ثروتمند داري
‏کار کشتي‌راني بابات رو به ارث بردي

00:30:30.344 --> 00:30:33.110
‏با يه زن ثروتمند ازدواج کردي
‏کتابت رو خوندم

00:30:33.111 --> 00:30:35.643
‏ولي چيزهايي هست که آدم توي کتاب نمياره

00:30:35.644 --> 00:30:38.143
‏چيزهايي که مخفي مي‌کني
‏چون اگه جامعه متمدن بدونه

00:30:38.144 --> 00:30:41.210
‏وقتي تحت فشار قرار مي‌گيري
‏چه کارهايي از دستت برمياد

00:30:41.211 --> 00:30:43.611
‏ديگه هيچ‌وقت بين خودشون راهت نميدن

00:30:45.411 --> 00:30:50.111
‏هر چي ازم ميدوني
‏چيزهاييه که خودم خواستم بدوني

00:30:54.410 --> 00:30:56.209
‏سوارکار

00:30:56.210 --> 00:30:57.875
‏چندتا سوارکار نزديک ميشن

00:30:57.876 --> 00:30:59.609
‏از فرماندار محافظت کنين

00:31:02.210 --> 00:31:04.209
‏سروان ، برگردين و درگير بشين

00:31:04.210 --> 00:31:06.110
‏برگردين و درگير بشين

00:31:20.675 --> 00:31:22.674
‏دارن بهمون ميرسن قربان

00:31:25.975 --> 00:31:27.974
‏از فرماندار محافظت کنين

00:31:27.975 --> 00:31:30.541
‏سريعتر برو . با تمام سرعت اسب‌ها

00:31:32.675 --> 00:31:33.875
‏تپانچه

00:31:35.175 --> 00:31:37.241
‏شليک نکن . وايسا تا نزديک‌تر بشن

00:31:37.242 --> 00:31:39.408
‏اطاعت

00:33:37.703 --> 00:33:39.069
‏بايد بريم . سريع

00:33:39.070 --> 00:33:42.402
‏- برو
‏- برم؟

00:33:42.403 --> 00:33:43.402
‏صندوقچه رو به ساحل ببر

00:33:43.403 --> 00:33:45.368
‏ما درست پشت سرت ميايم

00:33:45.369 --> 00:33:46.368
‏درست پشت سرم مياي؟

00:33:46.369 --> 00:33:48.502
‏آره

00:33:52.102 --> 00:33:54.134
‏فکر کردم گفتي
‏ديگه هيچ کاري با "ناسا" نخواهي داشت

00:33:55.369 --> 00:33:57.368
‏نگران شدم بدون من
‏شما 2تا همه چيز رو از دست بدين

00:33:57.369 --> 00:34:00.268
‏خوشحالم مي‌بينم اشتباه مي‌کردم

00:34:03.335 --> 00:34:07.334
‏تيچ" چي؟ با دگرگوني قلبت چطور کنار اومد؟"

00:34:07.335 --> 00:34:08.767
‏نميدونم

00:34:08.768 --> 00:34:11.533
‏اگه ديديش خودت ازش بپرس

00:34:33.267 --> 00:34:34.533
‏ببين

00:34:39.767 --> 00:34:40.832
‏مي‌توني ببريش؟

00:34:40.833 --> 00:34:42.099
‏آره

00:34:48.833 --> 00:34:50.599
‏برو . برو

00:35:06.932 --> 00:35:08.432
‏برين

00:35:11.832 --> 00:35:13.065
‏برين

00:35:14.199 --> 00:35:16.398
‏برين

00:35:16.399 --> 00:35:18.432
‏بجنب

00:36:03.193 --> 00:36:05.192
‏بذارش زمين

00:36:05.193 --> 00:36:06.758
‏ردشون رو دنبال کنين . منطقه رو بگردين

00:36:06.759 --> 00:36:08.592
‏ببينين کدوم طرفي رفتن

00:36:31.458 --> 00:36:33.724
‏ممنون

00:36:37.957 --> 00:36:41.123
‏از وقتي بچه بوديم اون رو مي‌شناختم

00:36:41.124 --> 00:36:44.324
‏کنارش از بيماري و مرگ بقيه رنج کشيدم

00:36:45.891 --> 00:36:48.523
‏ديدم وفاداريش رو ثابت کرده

00:36:48.524 --> 00:36:53.357
‏فداکاري و عشقش رو به مادرم
‏و به من تقديم کرد‏

00:36:57.724 --> 00:36:59.955
‏پس مي‌توني تصور کني چطوريه

00:36:59.956 --> 00:37:04.522
‏وقتي ازش بخوام
با کاري که باهاش کردن کنار بياد

00:37:04.523 --> 00:37:07.522
‏و اونايي که انجامش دادن

00:37:07.523 --> 00:37:11.856
‏شبيه کسايي بودن که وقتي بچه بود
‏پدر و مادرش رو کشتن

00:37:13.023 --> 00:37:15.522
‏مي‌توني تصور کني چقدر وسوسه شدم

00:37:15.523 --> 00:37:17.122
‏که اون چاقو رو بذارم توي دستش

00:37:17.123 --> 00:37:19.023
‏و بذارم هر طور دوست داره ازش استفاده کنه

00:37:21.523 --> 00:37:25.121
‏مي‌توني تصور کني چقدر بايد قوي باشم

00:37:25.122 --> 00:37:27.822
‏که کاري نکنم که مردمم شکست بخورن

00:37:35.889 --> 00:37:37.855
‏ولي اين‌کارها ما رو تا کجا مي‌بره؟

00:37:40.522 --> 00:37:44.388
‏پس با چيزي که درونم رشد مي‌کنه مبارزه مي‌کنم

00:37:44.389 --> 00:37:48.187
‏وسوسه اينکه امروز
خون کس ديگه‌اي ريخته بشه

00:37:48.188 --> 00:37:53.187
‏من با در نظر گرفتن آينده
‏‏و انجام کارهاي سخت

00:37:53.188 --> 00:37:55.387
‏بهشون خدمت مي‌کنم

00:37:55.388 --> 00:37:59.421
‏و اينطوري به نتيجه‌اي ميرسيم
‏که آرزوش رو داريم

00:38:03.088 --> 00:38:04.921
‏اين اتفاق دوباره نميفته

00:38:15.320 --> 00:38:17.619
‏پس همه چيز تموم شده

00:38:17.620 --> 00:38:19.186
‏گذشته رو فراموش مي‌کنيم

00:38:22.920 --> 00:38:24.786
‏بهت قول ميدم

00:38:47.885 --> 00:38:51.518
‏حتي يه کلمه حرف هم نميزني . فهميدي؟

00:39:01.084 --> 00:39:05.883
‏کشتي از سمت جنوب به اينطرف مياد

00:39:05.884 --> 00:39:08.583
‏فکر کردم گفتي از اينجا
‏هيچ‌کس نمي‌تونه ما رو ببينه

00:39:08.584 --> 00:39:11.083
‏نمي‌تونن

00:39:20.717 --> 00:39:22.716
‏آماده حرکت شو

00:39:22.717 --> 00:39:24.649
‏برميگرديم به ساحل تا بقيه رو سوار کنيم

00:39:24.650 --> 00:39:26.648
‏ولي هنوز علامتي ندادن

00:39:26.649 --> 00:39:30.282
‏اون کشتي تا 2 ساعت ديگه بهمون ميرسه
‏شايدم کمتر

00:39:30.283 --> 00:39:32.182
‏راه بيفت

00:39:32.183 --> 00:39:33.715
‏آماده حرکت بشين

00:39:33.716 --> 00:39:35.015
‏در مسير باد موافق

00:39:37.016 --> 00:39:38.548
‏در مسير باد موافق

00:39:46.216 --> 00:39:48.515
‏ديدمت

00:39:48.516 --> 00:39:50.214
‏از مسيري برو که راهش رو قطع کني

00:39:50.215 --> 00:39:51.514
‏چرخش به سمت چپ

00:39:51.515 --> 00:39:53.081
‏به سمت چپ

00:40:03.714 --> 00:40:06.013
‏6 نفر ديگه‌شون مريض شدن

00:40:06.014 --> 00:40:08.513
‏جمعاً 14 نفر شدن

00:40:08.514 --> 00:40:09.913
‏کسي ازشون مُرده؟

00:40:09.914 --> 00:40:13.913
‏هنوز نه ولي نيروهامون دارن کم و کمتر ميشن

00:40:13.914 --> 00:40:17.212
‏وضعيت هم مدام داره بدتر ميشه

00:40:17.213 --> 00:40:18.712
‏در ضمن "فلينت" هم يه جايي اون بيرونه

00:40:18.713 --> 00:40:21.212
‏و مي‌خواد عليه‌مون اعلان جنگ کنه

00:40:21.213 --> 00:40:22.912
‏و به زودي مردم "ناسا" خبردار ميشن که

00:40:22.913 --> 00:40:24.212
‏"رکام" و پول‌هاش رو

00:40:24.213 --> 00:40:26.512
‏دارن به "هاوانا" مي‌برن

00:40:26.513 --> 00:40:30.212
‏ولي اگه اينطور نشه
‏اگه حق با من و تو باشه

00:40:30.213 --> 00:40:33.512
"اگه اتفاقي بيفته و سواره‌نظام "هورني گولد
‏نتونن جلوش رو بگيرن

00:40:33.513 --> 00:40:37.413
‏علاوه بر تمام مشکلات فعلي
‏درگير جنگ با اسپانيا ميشيم

00:40:38.912 --> 00:40:40.211
‏اگه حق با من و تو باشه

00:40:40.212 --> 00:40:42.078
‏و مشکلي براي کاروان فرماندار پيش بياد

00:40:42.079 --> 00:40:46.278
‏مي‌ترسم مجبور بشيم با چيزي
‏خيلي ناراحت‌کننده‌تر روبرو بشيم

00:40:46.279 --> 00:40:47.778
‏چيه؟

00:40:47.779 --> 00:40:49.478
‏من و تو از اين مريضي مصونيت داريم

00:40:49.479 --> 00:40:52.978
‏چون فقط غيربومي‌ها اين مريضي رو مي‌گيرن

00:40:52.979 --> 00:40:56.078
‏من و تو "فلينت" رو مي‌شناسيم
‏و مي‌تونيم باهاش بجنگيم

00:40:56.079 --> 00:40:57.978
‏و فکر کنم بتونيم پا رو فراتر بذاريم

00:40:57.979 --> 00:41:00.578
‏حداقل اسپانيا رو هم مي‌شناسيم
‏و مي‌تونيم تمام تلاشمون رو

00:41:00.579 --> 00:41:03.077
‏براي مواجه شدن با عکس‌العملشون انجام بديم

00:41:03.078 --> 00:41:04.977
‏ولي چيزي خطرناک‌تر از

00:41:04.978 --> 00:41:06.843
‏يه دشمن ناشناخته نيست

00:41:06.844 --> 00:41:09.277
‏اگه به کاروان فرماندار حمله بشه

00:41:09.278 --> 00:41:11.210
‏يعني يه نفر مسير و مقصدش رو ميدونسته

00:41:11.211 --> 00:41:15.610
‏يعني رازهامون ديگه سر به مهر نيست

00:41:15.611 --> 00:41:18.944
‏يعني يه جاسوس بينمون هست

00:41:42.602 --> 00:41:45.201
‏يکي کمکش کنه

00:41:45.202 --> 00:41:46.502
‏دکتر "مارکوس" رو بيارين

00:42:17.667 --> 00:42:19.600
‏وِين" کجاست؟"

00:42:20.833 --> 00:42:23.966
‏قبل از اينکه بتونه فرار کنه
‏نظامي‌ها رسيدن

00:42:23.967 --> 00:42:25.800
‏چاره‌اي به جز فرار نداشتيم

00:42:27.833 --> 00:42:29.333
‏گندش بزنن

00:42:31.967 --> 00:42:34.332
‏اون و صندوقچه رو ببرين به کشتي
‏و از اينجا برين

00:42:34.333 --> 00:42:36.332
‏چي؟ تو که نمي‌توني اينجا بموني

00:42:36.333 --> 00:42:37.999
‏ميرم ‏"وِين" رو پيدا کنم

00:42:38.000 --> 00:42:41.465
‏وقتي آزادش کردم ‏يه راهي
براي برگشتن به اردوگاه پيدا مي‌کنيم

00:42:41.466 --> 00:42:42.465
‏ناخدا

00:42:42.466 --> 00:42:43.765
"اعدام "چارلز وِين" وسط "ناسا

00:42:43.766 --> 00:42:45.865
‏اتفاقيه که نبايد بذاريم رخ بده

00:42:45.866 --> 00:42:47.799
‏نمي‌توني بموني

00:42:49.532 --> 00:42:51.731
‏داريم وارد جنگي ميشيم که خودت مي‌خواستي

00:42:51.732 --> 00:42:54.531
‏و شايد قدم به مسير پيروزي نهايي گذاشته باشيم

00:42:54.532 --> 00:42:57.398
‏ولي سر اين صندوقچه جنگ بزرگي درست ميشه

00:42:57.399 --> 00:42:59.665
‏و تو تنها کسي هستي
‏که مي‌توني فرماندهيش کني

00:43:01.032 --> 00:43:03.498
‏حق با اونه

00:43:05.031 --> 00:43:06.397
‏راست ميگه

00:43:06.398 --> 00:43:08.730
‏اگه "چارلز" ميدونست حتي به اين فکر کرديم

00:43:08.731 --> 00:43:12.397
‏که اين اتفاق بزرگ رو
‏براي نجات دادن اون به خطر انداختيم

00:43:12.398 --> 00:43:14.131
‏همه‌مون رو مي‌کشت

00:43:16.831 --> 00:43:18.630
2نفر بهم بده

00:43:18.631 --> 00:43:20.531
‏من برميگردم و موقعيت رو ارزيابي مي‌کنم

00:43:23.331 --> 00:43:24.330
‏چطوري؟

00:43:24.331 --> 00:43:25.530
‏زير زبون بقيه رو مي‌کشم

00:43:25.531 --> 00:43:27.030
‏اونايي که هنوز دلشون با ماست رو پيدا مي‌کنم

00:43:27.031 --> 00:43:29.529
‏ياشون ميارم يه زماني
‏چارلز وِين" بهترين آدم بينشون بود"

00:43:29.530 --> 00:43:30.729
‏و هنوز هم بهترينشونه

00:43:30.730 --> 00:43:33.629
‏پدر و مادرم توي اين‌کار استاد بودن

00:43:33.630 --> 00:43:35.029
‏اگه قراره اين جنگ رو ببريم

00:43:35.030 --> 00:43:36.263
‏شايد دقيقاً همون چيزي باشه که لازم داريم

00:43:36.264 --> 00:43:39.529
‏تا اون‌موقع هر کاري مي‌کنم

00:43:39.530 --> 00:43:40.829
‏فرماندار نمي‌تونه "وِين" رو اعدام کنه

00:43:40.830 --> 00:43:42.763
‏وقتي بترسه که مردم
‏خيابون‌ها رو به آشوب مي‌کشن

00:44:14.129 --> 00:44:15.729
‏چارلز" اينجاست"

00:44:18.828 --> 00:44:22.594
‏با توجه به چيزهايي که از دست داديم
‏چيز خيلي کوچيکي نصيبمون شد

00:44:24.928 --> 00:44:27.127
‏ولي تو خيلي دورانديش بودي
که ناخدا "هورني گولد" رو فرستادي

00:44:27.128 --> 00:44:29.127
‏تا ‏کشتي "فلينت" رو تعقيب کنه

00:44:29.128 --> 00:44:31.627
‏فقط اينجوري مي‌تونيم اميدوار باشيم

00:44:31.628 --> 00:44:35.228
‏که اون صندوقچه رو دوباره بدست بياريم
‏و جلوي بدبخت شدنمون رو بگيريم

00:44:37.128 --> 00:44:40.261
‏اگه "هورني گولد" نتونه به کشتي "فلينت" برسه

00:44:41.751 --> 00:44:43.856
‏اين "فلينت" خواهد بود که

00:44:44.393 --> 00:44:47.692
‏فصل بعد داستان رو مي‌نويسه

00:44:47.693 --> 00:44:49.192
‏تصميماتي که اون‌موقع بايد بگيريم

00:44:49.193 --> 00:44:53.692
‏بدترين و وحشتناک‌ترين تصميم‌ها خواهد بود

00:44:53.693 --> 00:44:57.492
‏تصميماتي که تحت هر شرايطي
‏نتايج بدي در پي دارن

00:44:57.493 --> 00:45:01.126
‏النور" ، من رو نگاه کن"

00:45:10.959 --> 00:45:13.691
‏چالش‌هايي که روبروي ما 2تا خواهد بود

00:45:13.692 --> 00:45:15.192
‏سخت‌ترين و خطرناک‌ترين‌ها هستن

00:45:17.325 --> 00:45:19.124
‏بايد مطمئن بشم که مي‌تونم روت حساب کنم

00:45:19.125 --> 00:45:20.524
‏که کمکم کني ازشون عبور کنيم

00:45:20.525 --> 00:45:23.191
‏البته که مي‌توني مطمئن باشي

00:45:25.325 --> 00:45:30.324
‏ميدوني ‏از همون لحظه‌اي
که توي لندن وارد سلولت شدم

00:45:30.325 --> 00:45:32.290
‏از اين نگران بودم

00:45:32.291 --> 00:45:36.823
‏که آيا مي‌توني در برابر وسوسه‌هايي
‏که توي "ناسا" هست مقاومت کني يا نه

00:45:36.824 --> 00:45:40.023
‏آيا ‏جاذبه گذشته‌اي که اينجا داشتي

00:45:40.024 --> 00:45:42.190
‏وادارت مي‌کنه دوباره دست به
‏کارهاي شنيع بزني يا نه

00:45:42.191 --> 00:45:47.090
‏و آيا تکرار اشتباهات بزرگت

00:45:47.091 --> 00:45:49.190
‏مانع اين ميشه که به سمت آينده‌اي حرکت کني

00:45:49.191 --> 00:45:51.390
‏که مي‌خوام اينجا بسازم

00:45:51.391 --> 00:45:53.090
‏و به جاش به گذشته‌اي که داشتي برگردي ؟

00:45:53.091 --> 00:45:56.189
‏و الان

00:45:56.190 --> 00:45:59.889
‏تو اين لحظه‌ که بيشتر از هميشه بهت احتياج دارم

00:45:59.890 --> 00:46:04.189
‏که ‏بهترينت رو لازم دارم

00:46:04.190 --> 00:46:05.889
‏مي‌ترسم اين وسوسه

00:46:05.890 --> 00:46:07.756
‏خيلي قوي شده باشه

00:46:09.890 --> 00:46:11.322
‏- اشتباه مي‌کني
...‏- نه . اشتباه

00:46:21.156 --> 00:46:22.856
‏اشتباه نمي‌کنم

00:46:26.156 --> 00:46:30.822
‏اون مرد که توي سلول قلعه‌ام نشسته

00:46:31.356 --> 00:46:33.355
‏براي تو تجسم همون وسوسه‌ست

00:46:33.356 --> 00:46:34.588
‏کاملاً آشکار و مشخصه

00:46:34.589 --> 00:46:38.955
‏حالا ازت مي‌پرسم آيا مي‌توني

00:46:38.956 --> 00:46:43.488
‏گذشته شخصي و زشت خودت رو ببيني

00:46:43.489 --> 00:46:44.920
‏ولي روي وضعيت کنوني متمرکز بموني؟

00:46:44.921 --> 00:46:49.020
‏و مهم‌تر از همه روي آينده هر 2تامون؟

00:46:49.021 --> 00:46:50.720
‏روي بقاي 2تامون؟

00:46:50.721 --> 00:46:54.220
‏اگه احترامي برام قائلي

00:46:54.221 --> 00:46:57.520
‏اگه ارزشي برات دارم

00:46:57.521 --> 00:47:00.020
‏ازت مي‌خوام حقيقت رو بهم بگي

00:47:00.021 --> 00:47:02.421
‏که الان چه کاري از دستت برمياد

00:47:09.220 --> 00:47:10.919
‏لحظه‌اي که در لندن وارد سلولم شدي

00:47:10.920 --> 00:47:12.787
‏مي‌خواي بدوني اولين چيزي که
‏بهش فکر کردم چي بود؟

00:47:15.987 --> 00:47:18.786
<i>‏نه ‏به اتهاماتي که بهم وارد شده بود فکر مي‌کردم</i>

00:47:18.787 --> 00:47:21.786
‏نه‏ به اينکه ممکن بود اعدام بشم

00:47:21.787 --> 00:47:23.286
‏نه ‏به دزد دريايي بودن فکر مي‌کردم

00:47:23.287 --> 00:47:25.786
"نه به عفو و نه به "ناسا

00:47:25.787 --> 00:47:29.620
‏اون لحظه تمام فکرم فقط و فقط
‏درگير يه چيز بود

00:47:33.786 --> 00:47:36.485
<i>‏که اين ممکنه فرصتي برام باشه</i>

00:47:36.486 --> 00:47:38.152
<i>‏که بتونم ‏از قاتل پدرم</i>

00:47:38.153 --> 00:47:40.785
<i>‏انتقام بگيرم</i>

00:47:40.786 --> 00:47:45.619
<i>‏که بتونم نقشي در
‏اعدام "چارلز وِين" داشته باشم</i>

00:47:45.919 --> 00:47:49.018
‏الان مي‌شناسمت . الان بهت اعتماد دارم

00:47:49.019 --> 00:47:51.684
‏الان بهت مديونم

00:47:51.685 --> 00:47:53.151
‏الان ديگه دوستت دارم

00:47:56.819 --> 00:48:00.017
‏پس حقيقت مطلق رو بهت ميگم

00:48:00.018 --> 00:48:02.317
‏که وقتي با کسي که
توي اون سلول نشسته روبرو بشم

00:48:02.318 --> 00:48:04.918
‏چه عکس‌العملي نشون ميدم

00:48:09.818 --> 00:48:11.351
<i>‏صادقانه بگم نميدونم</i>

00:48:12.400 --> 00:48:22.400
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.