﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:11.100 --> 00:00:12.400
<c.red><i>پيش از اين در
"Black Sails"</i></c>

00:00:12.486 --> 00:00:15.819
<i>کمک خودت رو به ما معطوف کن
و ما هر کاري که لازم باشه انجام خواهيم داد</i>

00:00:15.844 --> 00:00:17.680
<i>تا «ناسا» رو به پيش ببريم</i>

00:00:17.705 --> 00:00:20.368
<i>"اون موافقت کرد . خانم "گاتري</i>

00:00:20.393 --> 00:00:23.111
<i>هر چيزي که براي «ناسا» لازم داريم</i>

00:00:23.194 --> 00:00:27.321
<i>ولي «فلينت»...مي‌خواد اون بميره
و از من مي‌خواد که اين‌کار رو انجام بدم</i>

00:00:27.353 --> 00:00:30.352
<i>همه‌شون بهم پشت کردند
و من مي‌خوام که همه‌شون تقاصش رو پس بدن</i>

00:00:30.377 --> 00:00:31.626
<i>1بار سعي کردم</i>

00:00:31.651 --> 00:00:34.962
<i>ولي ابزاري که لازم بود تا کار کنه رو
در دست نداشتم ولي تو داري</i>

00:00:34.987 --> 00:00:37.491
<i>هيچ چيزي مبادله زندگيِ اون رو
با جنگ تو توجيه نمي‌کنه</i>

00:00:37.516 --> 00:00:39.677
<i>هيچ‌کس نگفته که اجازه بديم اون بميره</i>

00:00:39.702 --> 00:00:42.508
<i>...تو نمي‌توني تضمين کني که -
ما به «ناسا» سفر خواهيم کرد -</i>

00:00:42.533 --> 00:00:45.005
<i>و اون رو پيداش مي‌کنيم و مياريمش خونه</i>

00:00:45.030 --> 00:00:48.435
<i>تو به نقشه‌ي اون دلگرم هستي
چون شايد نقشه خوبي باشه</i>

00:00:48.460 --> 00:00:51.876
<i>ولي شايد بايستي بهشون نشون بدي
که تو براي شکست آماده‌اي</i>

00:00:51.960 --> 00:00:55.087
<i>و اون گنجي که مي‌خواست توي زمين باقي بمونه</i>

00:00:55.460 --> 00:00:57.460
<i>ديگه توي زمين نيست</i>

00:02:18.900 --> 00:02:22.700
<c.red>"Black Sails"
فصل 4 : قسمت 8</c>

00:04:48.375 --> 00:04:50.750
منصفانه به‌نظر ميرسيد که بهت يادآوري کنم

00:04:50.775 --> 00:04:52.709
که اکنون سرنوشت ما به همديگه پيوند خورده

00:04:52.742 --> 00:04:56.078
اگر اين نقشه که براي حفظ کردنِ گنج هستش
آخرش براي من بد تموم بشه

00:04:56.103 --> 00:04:59.395
تو مي‌توني مطمئن باشي که آخرش
براي تو هم بد تموم ميشه

00:05:09.325 --> 00:05:12.001
اون همونجايي بود که من گفتم . درسته؟

00:05:25.700 --> 00:05:28.450
آقاي «گِيتس» تا اين حد به «فلينت» نزديک بود

00:05:28.491 --> 00:05:31.950
با ارزش‌ترين داراييش رو
توي انبار اون ذخيره کرد بود

00:05:32.033 --> 00:05:34.362
"دفاتر وقايعِ "اِيوِري

00:05:35.117 --> 00:05:38.033
جدا از سنجش اطمينان

00:05:38.117 --> 00:05:42.630
تنها يک مخالفت سر مقداري پول بود
تا «فلينت» اون رو بُکشه

00:05:45.574 --> 00:05:47.667
هيچ 2تا انساني وجود ندارند
که اينقدر به هم نزديک باشن

00:05:47.692 --> 00:05:50.108
تا هيچي نتونه اونا رو از هم جدا کنه

00:05:51.637 --> 00:05:54.970
در يک نقطه‌اي اونا هرگز اينقدر به هم متصل نبودن
تا اين ماجرا رو شروع کنن

00:06:03.794 --> 00:06:06.336
اين قضيه با «گِيتس» و «فلينت» رخ داد

00:06:08.992 --> 00:06:11.521
با «فلينت» و «سيلور» هم رخ خواهد داد

00:06:25.043 --> 00:06:27.650
اين نقشه جواب ميده

00:06:27.861 --> 00:06:31.449
تو مي‌خواي که معاوضه اين پول
در جايي خارج از اين جزيره اتفاق بيفته

00:06:31.450 --> 00:06:33.822
جايي که هيچ‌کس نخواد بدونه

00:06:35.119 --> 00:06:36.661
اونجاست

00:06:38.769 --> 00:06:40.774
تو اونا رو به اونجا هدايت مي‌کني

00:06:41.895 --> 00:06:43.891
و اونا هم تو رو دنبال خواهند کرد

00:07:23.409 --> 00:07:26.327
کوفي» و افرادش در مسير «ناسا» هستند»

00:07:28.679 --> 00:07:30.741
بعد از اين چه اتفاقي ميفته؟

00:07:31.810 --> 00:07:33.435
اونا از مسيرهاي مخالفان استفاده مي‌کنن

00:07:33.460 --> 00:07:36.393
تا از کشف شدنشون توسط
سربازان فرماندار دوري کنن

00:07:36.418 --> 00:07:38.834
احتمالاً تا الان به نزديک شهر رسيدن

00:07:39.182 --> 00:07:40.576
اونجا دوستاني رو پيدا مي‌کنن

00:07:40.601 --> 00:07:42.904
از طريق اونا متوجه خواهند شد
که "مدي" کجا زنداني شده

00:07:42.929 --> 00:07:45.783
و تا صبح به ساحل برميگردن
تا اونا رو بازيابي کنيم

00:07:45.866 --> 00:07:47.574
وقتي که بفهميم اون کجاست

00:07:47.658 --> 00:07:49.409
حرکتي انجام ميديم تا اون رو
از اونجا خارج کنيم

00:07:49.450 --> 00:07:52.075
بعد از همه‌ي اينا چه اتفاقي ميفته؟

00:07:53.728 --> 00:07:59.950
فرض مي‌کنيم نقشه تو موفق ميشه
و اون رو زنده بدست مياريم

00:08:00.033 --> 00:08:02.541
فرض مي‌کنيم که جنگ تو شروع ميشه

00:08:03.200 --> 00:08:05.618
در سرتاسر دنياي جديد پخش ميشه

00:08:06.950 --> 00:08:11.111
زماني که «ناسا» توسط اون لمس شد
ديدم که چه چيزي ازش خارج شد

00:08:13.228 --> 00:08:19.075
در لحظه اول از تجارت
اِلِنور گاتري" محروم شد"

00:08:19.158 --> 00:08:23.690
«يا موفقيت «جک رکام
«يا ستم «وودز راجرز

00:08:25.616 --> 00:08:28.125
در «ناسا» چيزي جز وحشت وجود نداره

00:08:31.033 --> 00:08:33.469
تو گفتي که اين فقط يک تغييره

00:08:34.742 --> 00:08:37.033
يک چيزِ بهتر در وراي اون خوابيده

00:08:37.117 --> 00:08:39.409
يک چيزِ معنادار

00:08:41.684 --> 00:08:43.975
ولي اگر اينطور نباشه چي؟

00:08:46.450 --> 00:08:50.775
اگر نتيجه‌ي اين جنگ وراي ترس نباشه چي؟

00:08:52.952 --> 00:08:55.275
اگر خودِ ترس باشه چي؟

00:08:58.975 --> 00:09:01.450
تا به حال فکرِ اين رو کردي؟

00:09:25.283 --> 00:09:29.449
اگر ما حقيقتاً به موقعي برسيم

00:09:29.450 --> 00:09:32.204
که شايد ديگه کارمون با انگليس تموم بشه

00:09:34.520 --> 00:09:37.869
پاک ميشيم تا فضايي براي
چيزي ديگه فراهم کنيم

00:09:41.385 --> 00:09:45.878
قطعاً يک لحظه‌ي تاريک بين
اينجا و اونجا وجود داره

00:09:48.908 --> 00:09:51.057
يک لحظه وحشت

00:09:51.450 --> 00:09:54.013
که هر چيزي به‌نظر ميرسه اميدي نداره

00:09:54.038 --> 00:09:55.496
اين رو ميدونم

00:10:00.227 --> 00:10:02.970
ول نمي‌تونم باور کنم که همه‌ـش همينه

00:10:07.117 --> 00:10:10.550
نمي‌تونم باور کنم که ما هم
به همون پستيِ اون ساخته شديم

00:10:13.450 --> 00:10:17.154
در وضعيتي متولد ميشيم
که توانِ زنده موندن رو نداريم

00:10:18.768 --> 00:10:23.826
در هنگام رشد کردن اينقدر در بند چيزهاي مختلف هستيم
که انگار بدون اون هيچ پيشرفتي صورت نمي‌گيره

00:10:29.748 --> 00:10:31.761
درخواست زياديه

00:10:33.234 --> 00:10:36.714
تا اين‌همه زجر رو روي ايمان
کورکورانه شرط بندي کني

00:10:37.011 --> 00:10:41.652
خب ، اين تمامش ايمان نيست

00:10:42.450 --> 00:10:45.743
افراد درستي رو در اونجا خواهيم داشت
تا ما رو در اون مسير هدايت کنن

00:10:45.856 --> 00:10:49.313
و درحالي‌که دنيا داره توازن خودش رو بدست مياره
اون رو در کنار هم نگه ميدارن

00:10:50.450 --> 00:10:53.367
تو به چيزي که من و تو مي‌تونيم باهم
انجام بديم خيلي فکر مي‌کني

00:10:53.450 --> 00:10:54.992
تو و اون

00:11:00.409 --> 00:11:01.908
«تو و «مدي

00:11:04.064 --> 00:11:06.481
اون مانند پدرش عاقله

00:11:07.978 --> 00:11:10.309
اون مثلِ مادرش قدرتمنده

00:11:11.075 --> 00:11:15.700
هيچ مرد يا زني توي «ناسا» وجود نداره که
دليلي بياره که اون بهترينِ اونا نيست

00:11:19.111 --> 00:11:22.278
اون گنج براي جنگ ما حياتيه ولي اونم هست

00:11:23.434 --> 00:11:26.017
براي حفظِ اتحاد ما حياتيه

00:11:28.274 --> 00:11:31.857
ما حتماً بايستي اون رو پس بگيريم

00:11:33.274 --> 00:11:35.606
و تو فکر مي‌کني که من شايسته‌ترين فرد هستم

00:11:35.607 --> 00:11:38.065
تا مردم‌مون رو در اين مسير هدايت کنم؟

00:11:39.648 --> 00:11:42.166
من فکر مي‌کنم که تو بهترين مايي

00:11:45.607 --> 00:11:49.128
شما 2تا در کنار هم دنياي متوازن هستيد

00:11:51.959 --> 00:11:55.199
"در برابر اون‌همه خسارتي که "بيلي
به بار آورد اين رو درست گفت

00:12:12.138 --> 00:12:13.721
بهتر شده

00:12:16.109 --> 00:12:18.442
عذر مي‌خوام که ديروز اينجا نبودم
تا اين‌کار رو انجام بدم

00:12:18.467 --> 00:12:22.065
جلسات با خانم «گاتري» و مردش
هر روز طولاني‌تر ميشه

00:12:23.898 --> 00:12:26.357
گمون کنم که دارم اعتمادش رو بدست ميارم

00:12:26.440 --> 00:12:28.648
گمون کنم اونا رو ترغيب کرده‌ام
که پيشنهاد ما بي‌نقصه

00:12:28.731 --> 00:12:31.357
و هنوزم سوالات ادامه داره

00:12:31.382 --> 00:12:34.232
ولي حس مي‌کنم با اينحال يه چيزي در راهه

00:12:34.315 --> 00:12:37.065
لحظه‌اي که در اون ديگه
اين ايده‌ي ما نخواهد بود

00:12:37.149 --> 00:12:38.937
و مال او خواهد شد

00:12:42.023 --> 00:12:44.629
اگر بتونم به اون لحظه برسم

00:12:44.692 --> 00:12:46.857
و به عنوان يک شريک واقعيِ اون پديدار بشم

00:12:46.940 --> 00:12:50.065
اگر «جک» بتونه معامله‌اش رو تکميل کنه

00:12:50.149 --> 00:12:53.489
...يک آينده‌اي رو خواهم ديد که در اون

00:12:56.731 --> 00:12:58.944
چرا داري اين‌کار رو مي‌کني؟

00:13:01.524 --> 00:13:04.225
در مورد خودمون جوري صحبت مي‌کني
که انگار چيز خاصي وجود داره؟

00:13:05.731 --> 00:13:07.773
يک آينده؟

00:13:09.474 --> 00:13:12.003
من نميدونم که اول چه کسي اون رو شکست

00:13:13.898 --> 00:13:15.607
ولي شکست

00:13:17.677 --> 00:13:20.588
و ديگه نميشه اون رو سرهم کرد

00:13:36.894 --> 00:13:38.603
حال‌ـت خوبه؟

00:13:47.256 --> 00:13:49.149
صبر کن

00:13:49.232 --> 00:13:51.224
چيزي هست که نياز داشته باشين؟

00:13:51.249 --> 00:13:52.881
آره

00:13:53.850 --> 00:13:55.428
هست

00:14:11.315 --> 00:14:13.774
قبل از متفرق شدن 1 ساعت صبر کردند

00:14:15.607 --> 00:14:18.606
"بديهيِ که خيلي وقته از جمله‌ي "فرماندار تو راهن

00:14:18.607 --> 00:14:20.607
به عوان يک واحد براي تأخير داره استفاده ميشه

00:14:23.299 --> 00:14:27.264
راهکار مشکل ما از توي
جلسات شورا بدست نمياد

00:14:27.976 --> 00:14:29.990
اونا دارن ايمانشون نسبت به
شما رو از دست ميدن

00:14:32.786 --> 00:14:35.606
اونا دارن مشکلاتي که در بازسازي
اين مستمعره باهاش مواجه هستيم

00:14:35.607 --> 00:14:37.777
و خطراتي که اگر شکست بخوريم رو مي‌بينن

00:14:38.023 --> 00:14:40.107
و اونا دارن روز به روز به اين مشکوک‌تر ميشن

00:14:40.190 --> 00:14:42.683
که شما هيچ راهکاري ندارين

00:14:44.315 --> 00:14:46.482
ترس من بدتر از اونه

00:14:49.315 --> 00:14:53.140
ترس من اينه که اونا متوجه بشن
راهکار اصليِ شما چيه

00:14:56.714 --> 00:14:59.300
ميدونم شما قصد دارين اون زن برده‌ رو

00:14:59.325 --> 00:15:01.273
در معاوضه با صندوقچه‌ي
الماس‌هاي دزدان دريايي

00:15:01.274 --> 00:15:04.640
به ناخدا «فلينت» و متحدان
مو خرماييش تحويل بدين

00:15:05.347 --> 00:15:07.606
هنگامي که گستاخانه داشتيد
اين معامله رو دنبال مي‌کردين

00:15:07.607 --> 00:15:10.565
واقعاً فکر مي‌کردين که هيچ‌کس
در موردش باخبر نميشه؟

00:15:10.566 --> 00:15:12.516
اينکه من متوجه‌ـش نميشم؟

00:15:17.065 --> 00:15:20.259
آقاي «سومز» ، همسرم اون معامله رو
براي گنج انجام داد

00:15:21.415 --> 00:15:23.218
تنها کاري که مي‌خوام بکنم
اينه که اون رو جمع کنم

00:15:23.243 --> 00:15:25.218
دزدان دريايي ديگه رفتن قربان

00:15:25.266 --> 00:15:26.865
تهديدي که بهمون عرضه کرده بودند
ديگه تموم شده

00:15:26.890 --> 00:15:30.148
تهديدي که دزدان دريايي عرضه مي‌کنن
هيچ‌وقت به بزرگيِ الان نبوده

00:15:30.149 --> 00:15:32.398
اونا قصد دارن وحشت و ويراني به بار بيارن

00:15:32.399 --> 00:15:34.772
تا انسانيت به سادگي از بين بره

00:15:34.773 --> 00:15:38.997
...اين تهديد -
دفاع از انسانيت وظيفه شما نيست قربان -

00:15:40.982 --> 00:15:45.086
مأموريت شما اينه که
سود ثابت رو به «ناسا» برگردونيد

00:15:45.111 --> 00:15:47.481
و افرادي که وظيفه دارن تا پايان
اون‌کار از شما پيروي کنن

00:15:47.482 --> 00:15:50.227
پيش از اين دارن اعتمادشون نسبت به
شما رو زيرسوال مي‌برن

00:15:50.252 --> 00:15:52.606
اگه ببينن که دزدان دريايي به اينجا برميگردن

00:15:52.607 --> 00:15:55.538
اگر ببينن که کشمکش‌ها دوباره
توي اين جزيره شروع بشه

00:15:55.563 --> 00:15:58.438
و بدونن که شما اونا رو دعوت کردين

00:15:59.236 --> 00:16:02.943
اون‌موقع يک شورش به‌خاطر شما اتفاق ميفته قربان

00:17:15.149 --> 00:17:17.704
<i>من هراسِ امنيت شوهرم رو دارم "</i>

00:17:17.940 --> 00:17:20.730
<i>از کساني که مدت‌هاست
آنها را دشمن صدا ميزنم</i>

00:17:20.731 --> 00:17:23.148
<i>از افرادي که قبلاً آنها را دوست صدا ميزدم</i>

00:17:23.173 --> 00:17:26.071
<i>من بهشت و زمين را جابجا خواهم کرد
تا از او محافظت کنم</i>

00:17:26.096 --> 00:17:27.423
<i>ولي در حين اجراي اين نقش</i>

00:17:27.448 --> 00:17:30.227
<i>" محدوديت‌هاي نفوذ من هميشه نمايان هستند</i>

00:17:35.232 --> 00:17:39.506
فقط داشتم همه چيز رو همونطور که
درخواست کرده بودين جمع مي‌کردم سرورم

00:17:39.531 --> 00:17:41.545
وسايلم رو آماده کن

00:17:42.544 --> 00:17:44.670
سپيده‌دم حرکت مي‌کنم

00:18:04.440 --> 00:18:07.377
حتماً در طول شب از پشت سرمون در رفته

00:18:09.666 --> 00:18:11.314
از قبل لنگر انداخته

00:18:13.023 --> 00:18:15.353
به‌نظر مياد که منتظرمون بوده

00:18:15.378 --> 00:18:18.424
به‌نظر مياد که ميدونسته بايد کجا منتظر ما باشه

00:18:18.449 --> 00:18:20.050
يا مسيح

00:18:20.075 --> 00:18:21.831
روي عرشه

00:18:29.857 --> 00:18:31.481
اونا رو گرفته

00:18:31.482 --> 00:18:33.724
چطور ممکنه؟ اونم در يک شب؟

00:19:03.857 --> 00:19:05.684
همه برن روي عرشه

00:19:33.232 --> 00:19:35.189
بادبان‌هاي پيشين رو بکشيد
زود انجامش بدين

00:19:35.190 --> 00:19:37.025
بادبان‌هاي بالايي رو بکشيد -
توپ‌ها رو آماده کنيد -

00:19:37.050 --> 00:19:38.432
زود باشيد

00:19:38.457 --> 00:19:39.733
داري چي‌کار مي‌کني؟

00:19:39.773 --> 00:19:42.565
ما سلاح‌هامون رو برملا مي‌کنيم
و اونم در مورد کشتن اون تجديدنظر مي‌کنه

00:19:42.566 --> 00:19:44.106
دستور رو لغو کنيد

00:19:44.107 --> 00:19:45.807
دستور رو لغو کنيد

00:19:47.857 --> 00:19:50.134
برو بيارش . همين الان بيارش بالا

00:19:54.372 --> 00:19:55.797
بره چي رو بياره؟

00:20:01.773 --> 00:20:04.106
همراهمون چي آوردي؟

00:20:04.692 --> 00:20:07.422
نقشه‌ي تو شکست خورد
ميريم سراغ نقشه من

00:20:08.607 --> 00:20:11.314
دستورت رو تکرار نکن . فکرشم نکن

00:20:33.267 --> 00:20:34.790
بياريدش اين بالا

00:20:37.120 --> 00:20:39.237
يه جايي بذاريد که بتونن ببينن

00:20:50.205 --> 00:20:51.581
بهش علامت بده

00:20:52.495 --> 00:20:53.736
يالا

00:20:55.607 --> 00:20:57.772
به «اوريدس» علامت بده

00:20:57.773 --> 00:20:59.314
همين حالا

00:20:59.315 --> 00:21:01.064
زنگ رو به صدا دربيار

00:21:12.482 --> 00:21:13.841
بازش کن

00:21:55.364 --> 00:21:58.730
اون داره لنگر رو بالا مي‌کِشه
کدوم گوري داره ميره؟

00:21:58.731 --> 00:22:01.474
هر جايي که بره ما تعقيبش مي‌کنيم

00:22:21.772 --> 00:22:23.527
اين بايد خوب باشه

00:22:26.940 --> 00:22:30.273
چه کاري مي‌تونم براي
جناب فرماندارمون انجام بدم؟

00:22:30.274 --> 00:22:32.724
من از طرف فرماندار نيومدم خانم

00:22:34.857 --> 00:22:37.332
تو زنِ فرماندار «راجرز» هستي ، مگه نه؟

00:22:37.357 --> 00:22:38.466
هستم

00:22:38.491 --> 00:22:41.831
براي همينه که معتقدم من و تو
شايد بتونيم به همديگ کمک کنيم

00:22:45.566 --> 00:22:49.356
خانم ، جداً يک جاي خصوصي‌تر
شايد مناسب‌تر باشه

00:22:50.857 --> 00:22:54.248
اختفا هميشه يک هزينه‌اي داره عزيزم

00:22:54.731 --> 00:22:58.032
اول بذار ببينيم که چه حرفي
براي گفتن داري . باشه؟

00:23:00.149 --> 00:23:02.807
مطمئنم که اين‌کار رو مي‌کني . آره

00:23:07.815 --> 00:23:11.824
فرماندار داره در يک مسير تاريک
و مخرب حرکت مي‌کنه

00:23:12.747 --> 00:23:20.481
معتقدم که غم و خشم او
اون رو از عدالت دور کرده

00:23:20.482 --> 00:23:23.897
و اگر کنترل نشه خطر بزرگي رو
برامون به‌وجود مياره

00:23:23.898 --> 00:23:26.098
تو متوجه اين شدي . درسته؟

00:23:29.731 --> 00:23:32.476
شما از شورا اخراج شدين

00:23:34.357 --> 00:23:36.973
به دور از اتفاقاتي که داره رخ ميده

00:23:38.382 --> 00:23:40.413
نميدونم چه اطلاعاتي رو
...دزدکي داشتيد از اونجا

00:23:40.438 --> 00:23:42.557
از نگرانيت متشکرم

00:23:43.524 --> 00:23:45.022
وقتي که مايل بودي برگرد

00:23:45.023 --> 00:23:47.807
شايد بتونم کمک کنم تا به اون داخل برگردين

00:23:51.023 --> 00:23:52.719
به شورا برگردم؟

00:23:58.440 --> 00:23:59.848
ادامه بده

00:24:06.648 --> 00:24:09.474
دفتر وقايعي که «اِلِنور» نگه ميداشته
رو پيدا کردم

00:24:12.123 --> 00:24:13.655
درونش اون اشاره کرده

00:24:13.680 --> 00:24:16.951
زماني که «ناسا» براي آخرين‌بار
تهديد شده بود تا به هرج‌ومرج برسه

00:24:19.274 --> 00:24:22.807
اون به شما رو زد تا بتونه ازش جلوگيري کنه

00:24:25.648 --> 00:24:27.618
افرادي که فعلاً فرماندار رو احاطه کردن

00:24:27.643 --> 00:24:31.103
به هيچ روش معناداري نتونستن
اون رو به چالش بکشن

00:24:31.455 --> 00:24:37.844
من اميدوارم که اگه بتونم اطلاعاتي
از داخل دفترش بهتون ارايه بدم

00:24:38.260 --> 00:24:41.594
شايد بتونه بهتون کمک کنه
که به داخل شورا برگردين

00:24:43.274 --> 00:24:46.807
اين به نظر من خيلي شبيه خيانته

00:24:49.232 --> 00:24:55.515
و جدا از يک فرمانداريِ خوب انتظار داري
چه چيزي از اين بدست بياري؟

00:25:02.357 --> 00:25:05.724
اِلِنور» قول يک مسير به لندن رو بهم داد»

00:25:07.333 --> 00:25:11.807
با رها شدن از وظايفم
که شايد به خونه برگردم

00:25:14.607 --> 00:25:19.602
اگه به شما کمک کنم
شما هم بهم کمک مي‌کنيد؟

00:25:37.701 --> 00:25:40.106
وقتي که ازم پرسيدي که آيا مي‌تونم
بهت کمک کنم تا بفهمي

00:25:40.107 --> 00:25:41.881
که کشتيِ فرماندار به کجا رفته

00:25:42.731 --> 00:25:45.730
تا ناخدا «فلينت» رو به کجا هدايت کرده

00:25:45.731 --> 00:25:48.724
قبلش فکر نمي‌کردم که
کمک زيادي از دستم بربياد

00:25:52.399 --> 00:25:55.807
ولي هرگز نمي‌توني باور کني که
چه چيزي از در من وارد اتاق شد

00:26:05.399 --> 00:26:07.728
اون خودش نيست؟ -
چي؟ -

00:26:07.982 --> 00:26:09.814
به‌نظر نمياد که ما براي پياده شدن آماده بشيم

00:26:09.839 --> 00:26:11.932
اونجا مقصد ما نيست؟

00:26:12.607 --> 00:26:14.267
نه ، نيست

00:26:15.072 --> 00:26:16.869
اونجا براي تغيير جهته

00:26:17.274 --> 00:26:19.606
2تا ويژگي روي اون جزيره جزء اهداف هستند

00:26:19.736 --> 00:26:23.606
شايد دو قله فاصله باشه
يا يک محلي در امتداد ساحل باشه

00:26:23.607 --> 00:26:25.814
يک مسير در طول اونا مشخص مي‌کني
اون جهت

00:26:25.815 --> 00:26:28.877
تبديل به مسيري ميشه که فرماندار از اونجا حرکت مي‌کنه
تا به مقصد نهايي ما برسه

00:26:32.399 --> 00:26:33.816
اين رو چطور ميدوني؟

00:26:37.607 --> 00:26:38.607
متوجه نميشم

00:26:38.608 --> 00:26:40.481
اگر فرماندار مقصد ما رو ميدونه

00:26:40.482 --> 00:26:44.273
چرا يک مسير مستقيم روي نقشه
براش رسم نمي‌کنه؟

00:26:44.274 --> 00:26:47.606
چون «جزيره اسکلت» روي هيچ نقشه‌اي نيست

00:26:47.607 --> 00:26:51.557
به هيچ عنوان روي هيچ نقشه‌ي
متمدني وجود نداره

00:26:52.283 --> 00:26:53.790
دوردسته

00:26:54.188 --> 00:26:57.356
به دور از هر گونه مسير تجاري که ساخته شده

00:26:57.357 --> 00:27:01.820
گاهي اوقات براي انجام
معاملاتي انجام شده

00:27:01.845 --> 00:27:04.218
که مي‌خواستن هرگز ازش خبري نشه

00:27:09.960 --> 00:27:11.606
معلومه که عاشقشم

00:27:11.607 --> 00:27:13.311
من بهت اجازه دادم که طبق
نقشه خودت پيش بري

00:27:13.336 --> 00:27:15.124
من بهت اعتماد کردم

00:27:15.149 --> 00:27:17.730
ولي الان دارم روي زندگيش شرط بندي مي‌کنم

00:27:17.731 --> 00:27:20.647
اگر لازم باشه براي آزادي اون
گنج رو بهشون بديم

00:27:20.648 --> 00:27:22.896
خيلي خوشحالم که اون رو با خودمون آوردم

00:27:24.274 --> 00:27:25.920
ما داشتيمش

00:27:26.440 --> 00:27:28.647
تو چنگمون بود

00:27:28.892 --> 00:27:32.017
اين جنگ داشت نفس مي‌کشيد . زنده بود

00:27:32.042 --> 00:27:33.897
حالا "جوليوس" به داخل اون اردوگاه برگشته

00:27:33.898 --> 00:27:35.565
به يک نقطه‌اي بر روي زمين اشاره مي‌کنه

00:27:35.566 --> 00:27:36.730
: و به هر کسي که گوش بکنه ميگه

00:27:36.731 --> 00:27:39.730
وقتي که به يک دزد دريايي اعتماد مي‌کني"
"آخرش اينطور ميشه

00:27:39.731 --> 00:27:41.814
ديروز اون هيچي نداشت

00:27:41.815 --> 00:27:44.116
داشت به سمت بارون فرياد مي‌کشيد

00:27:44.279 --> 00:27:47.195
حالا تو هر چيزي که اون لازم داشته رو بهش دادي
تا اين جنگ رو به پايان برسونه

00:27:47.220 --> 00:27:48.678
خداي من

00:27:49.311 --> 00:27:52.897
تعداد دفعاتي که کورکورانه ازت پيروي کردم

00:27:52.898 --> 00:27:54.397
با افراد کورکورانه ازت پشتيباني کردم

00:27:54.422 --> 00:27:56.730
افرادي رو کشتم

00:27:56.731 --> 00:27:58.952
افراد خوب و دوستان رو کشتيم
چون تو گفتي

00:27:58.977 --> 00:28:00.356
"من راه رو مي‌شناسم"

00:28:00.357 --> 00:28:01.814
"ازم نپرسيد که چطور "

00:28:01.815 --> 00:28:03.389
"فقط طبق حرف من عمل کنيد "

00:28:03.717 --> 00:28:06.129
من شايد اون رو متوجه نشدم
شايد ازش پشتيباني نکردم

00:28:06.154 --> 00:28:07.623
ولي انجامش دادم

00:28:07.982 --> 00:28:11.022
و حالا تو بايد اون لطف من رو جبران کني

00:28:12.690 --> 00:28:15.022
ما يک راهي پيدا مي‌کنيم تا با
هر چيزي که در دسترسمون مونده

00:28:15.023 --> 00:28:17.823
همه‌ـش رو سرهم کنيم

00:28:18.607 --> 00:28:22.774
ولي ازم نخواه که بين جنگ
و همسرم انتخابي کنم

00:28:23.149 --> 00:28:25.807
فکر نمي‌کنم از جوابش خوشت بياد

00:28:28.813 --> 00:28:32.439
هر کاري براي آزادسازيِ «مدي» لازم باشه

00:28:32.440 --> 00:28:34.223
من انجامش ميدم

00:28:35.092 --> 00:28:38.148
من انتظار ندارم که تو درک کني

00:28:38.149 --> 00:28:40.640
ولي خواستارِ حمايت‌ـت هستم

00:28:41.721 --> 00:28:43.517
به عنوان شريکم

00:28:44.357 --> 00:28:46.140
به عنوان دوستم

00:28:48.580 --> 00:28:50.439
حمايت‌ـت رو دارم؟

00:28:55.815 --> 00:28:58.223
دارم؟

00:29:06.994 --> 00:29:08.473
بله

00:30:45.885 --> 00:30:48.085
چيزي که خواستي رو آوردم

00:30:53.898 --> 00:30:57.218
اينا کشتي‌هايي هستند که يا الان
در بندرگاه هستن يا بزودي ميرسن

00:30:57.481 --> 00:30:59.972
و حاضرن که مسافران رو بپذيرن

00:31:06.607 --> 00:31:08.807
تو واقعاً قصد داري که بري

00:31:10.315 --> 00:31:12.369
چه «جک» زنده برگرده و چه نه؟

00:31:13.607 --> 00:31:15.550
جک» برميگرده»

00:31:16.815 --> 00:31:19.410
جک» رفته تا ناخدا «فلينت» رو شکار کنه»

00:31:19.815 --> 00:31:22.386
احتمالش زياده که تو ديگه اون رو
براي آخرين‌بار ديدي

00:31:34.607 --> 00:31:36.807
تو يکي از دوستان من رو کشتي

00:31:39.289 --> 00:31:41.030
اسمش "شارلوت" بود

00:31:42.399 --> 00:31:45.307
و تو به دليلي اين‌کار رو کردي
که هيچ ربطي به اون نداشت

00:31:49.097 --> 00:31:51.580
مرداني رو مي‌شناختم که
تو رو به‌خاطر من مي‌کشتند

00:31:53.440 --> 00:31:55.682
مي‌خواستم ازشون درخواست کنم

00:31:56.607 --> 00:31:58.223
پولش رو داشتم

00:32:00.607 --> 00:32:02.390
ولي «مکس» قبول نکرد

00:32:04.773 --> 00:32:07.144
اون‌موقع نمي‌تونستم تشخيص بدم

00:32:07.317 --> 00:32:09.480
که به‌خاطر اينه که ازت ترسيده يا نه

00:32:10.810 --> 00:32:13.152
اون رو سرزنش نکردم

00:32:15.120 --> 00:32:17.153
يا مسئله چيزي ديگه بوده

00:32:20.399 --> 00:32:22.606
ولي به خواسته‌هاي اون احترام گذاشتم

00:32:22.642 --> 00:32:26.481
هنگامي که گفت با وجود تمامِ کارهايي که کردي
ازت محافظت مي‌کنيم اطاعت کردم

00:32:26.482 --> 00:32:28.140
ميدوني چرا؟

00:32:30.450 --> 00:32:33.663
چون علارغم دنيايي که هر روز
از زندگي اون رو يادآوري مي‌کنه

00:32:33.688 --> 00:32:36.993
که سزاوار هيچ‌کدوم از بلاهايي
که به سرش اومده نبوده

00:32:37.607 --> 00:32:41.368
که ارزش اون ذره چيزهايي که تونسته
بدست بياره رو نداشته

00:32:42.065 --> 00:32:47.015
علارغم همه‌ي اينا
هيچ‌کدوم از اينا رو باور نکرد

00:32:49.482 --> 00:32:51.437
اون زن از زماني که متولد شده

00:32:51.462 --> 00:32:53.265
داشته با تمام اين دنياي لعنتي مبارزه مي‌کرده

00:32:55.315 --> 00:32:57.682
تا پيروزي در اين مبارزه فاصله خيلي کمي داره

00:33:00.690 --> 00:33:06.150
بنا به هر دليلي اون مي‌خواد
غنايم رو با تو تقسيم کنه

00:33:08.690 --> 00:33:10.807
و تو گذاشتي و رفتي

00:33:14.858 --> 00:33:16.900
تو دوستم رو کشتي

00:33:18.357 --> 00:33:20.187
مي‌خواستم که اين رو بدوني

00:34:13.607 --> 00:34:16.194
ما به کتابخونه‌ي آقاي "گِرِيس" نميريم

00:34:21.731 --> 00:34:25.022
متوجه شدم مي‌خواستيد که يک نفري
رو در اونجا ملاقات کنم

00:34:25.023 --> 00:34:27.140
چيزي تغيير کرده؟

00:34:45.285 --> 00:34:46.939
باهام بيا

00:35:01.395 --> 00:35:03.439
اونا دزدان دريايي هستن

00:35:03.715 --> 00:35:05.410
اونا سال‌ها در ساحل شرقي

00:35:05.435 --> 00:35:08.395
در سرتاسر جزيره «اسپرينگت» ساکن شده‌ان

00:35:08.857 --> 00:35:11.856
فرماندار قول داده که امسال اونا رو فراري ميده

00:35:11.857 --> 00:35:14.015
ولي بازم همونجان

00:35:16.232 --> 00:35:20.218
اينجا 7تا ناوگان کشتيراني مهم
در اين شهر وجود داره

00:35:21.015 --> 00:35:24.022
در کمتر از 10 سال محصولات بيشتري
نسبت به تماميِ بندرگاه‌هاي انگليسي

00:35:24.023 --> 00:35:27.773
در خارج از لندن از اينجا عبور خواهد کرد

00:35:28.396 --> 00:35:30.596
اينجا تمدني به‌وجود خواهد آمد

00:35:31.857 --> 00:35:33.848
دزدان دريايي کجا خواهند بود؟

00:35:35.857 --> 00:35:39.638
«در ساحل شرقي در سرتاسر جزيره «اسپرينگت

00:35:40.005 --> 00:35:41.474
چرا؟

00:35:41.997 --> 00:35:47.570
چون کشتيرانيِ حق بيمه‌اي رو در مقابل خطري
که دزدان دريايي به‌وجود ميارن ارايه ميده

00:35:47.815 --> 00:35:51.022
گمون مي‌کنم که خودِ فرماندار هم
از اين نفع مي‌بره

00:35:51.023 --> 00:35:54.594
اين دزديه ولي همه دارن سود مي‌برن

00:35:55.107 --> 00:35:57.565
چرا کسي بايد بخواد که اين به پايان برسه؟

00:36:01.274 --> 00:36:04.098
تو چقدر نوه‌ي من رو مي‌شناختي؟

00:36:07.107 --> 00:36:08.913
به خوبي مي‌شناختمش

00:36:09.435 --> 00:36:11.135
خوشحال بود؟

00:36:12.607 --> 00:36:13.983
خوشحال؟

00:36:14.186 --> 00:36:18.248
چيزهايي هست که در مورد
ناسا» و اون ميدونم»

00:36:18.607 --> 00:36:22.070
چيزهايي هست که اطلاع يافتن در موردش
در اونطرف اقيانوس سخت‌ترـه

00:36:23.607 --> 00:36:26.057
راستش نميدونم

00:36:28.107 --> 00:36:31.314
پدربزرگش مدتي پيش اون رو عاق کرد

00:36:31.315 --> 00:36:35.625
گمون مي‌کرد که به راحتي با
اون مردهاي وحشي همدست بشه

00:36:36.213 --> 00:36:38.129
وقتي که محاکمه شروع شد

00:36:38.154 --> 00:36:42.528
و شهرتِ «گاتري» در تمام لندن خوار و پست شد

00:36:42.701 --> 00:36:44.693
به اين موضوع کمکي نکرد

00:36:45.648 --> 00:36:49.259
ولي من از همون اولش اميد داشتم

00:36:49.749 --> 00:36:54.056
يک وهم علارغم چيزهايي که شنيده بود

00:36:54.081 --> 00:36:57.213
داشت ياد مي‌گرفت و رشد مي‌کرد

00:36:58.607 --> 00:37:01.609
و يک روزي اون من رو پيدا کرد

00:37:02.382 --> 00:37:04.586
يک زني که من رو به ياد خودم مي‌انداخت

00:37:04.611 --> 00:37:08.179
زماني که جوون‌تر بودم
...و به «بوستون» رسيدم و

00:37:08.843 --> 00:37:11.577
من «چارلز» رو همراه او به قدم زدن بردم

00:37:11.882 --> 00:37:15.757
و کارهايي که يک زن مي‌تونه در اين دنيا
انجام بده رو بهش ياد دادم

00:37:18.566 --> 00:37:21.167
اين رودخانه‌ي اشتباهي و زن اشتباهيه

00:37:21.192 --> 00:37:26.026
ولي شايد نزديک شدن به اين خيال
هم خودش يه چيزيه

00:37:27.274 --> 00:37:31.792
خب ، بذار فرض کنيم که از گفتگو
در مورد دفاتر گزارش‌ها گذشتيم

00:37:32.023 --> 00:37:35.939
و سنجش خودت و پيشنهادت به پايان رسيده

00:37:35.940 --> 00:37:43.807
و ما شرکايي در يک معامله هستيم
تا «ناسا» رو بدست بياريم و اصلاح کنيم

00:37:45.607 --> 00:37:48.936
پس حالا تنها چيزي که در مورد
اين معامله باقي مونده

00:37:49.310 --> 00:37:51.635
اينه که چه کسي مي‌خواد هدايتش کنه

00:38:01.566 --> 00:38:03.520
"ادوارد هيوتون"

00:38:03.648 --> 00:38:07.653
تنها وارث مرد در خانواده‌ي بانکدارش

00:38:07.701 --> 00:38:10.450
به هيچ عنوان کنجکاو نيست

00:38:10.475 --> 00:38:13.582
آدم منزوي‌ـه ولي ذاتاً نجيبه

00:38:13.607 --> 00:38:18.106
سرمايه‌گذاري‌هايي که او انجام داده
در بهترين حالت سودِ کمي داشته

00:38:18.149 --> 00:38:20.814
و مکرراً از دست ميده

00:38:20.815 --> 00:38:24.349
اين مردي نيست که بخوايد
اون رو مسئول «ناسا» بذاريد

00:38:25.607 --> 00:38:28.546
من دوست دارم تو رو مسئول «ناسا» کنم

00:38:28.843 --> 00:38:30.375
ولي در مورد اين موضوع خاص

00:38:30.400 --> 00:38:33.703
دنيا اهميت زيادي به خواسته‌ي من نميده

00:38:33.940 --> 00:38:37.304
و در بين مردهايي که موجود هستن
اين يکي شايستگي رو داره

00:38:37.607 --> 00:38:40.565
خانواده‌ـش به شدت خرسند خواهند شد

00:38:40.566 --> 00:38:44.724
اگر او يک آينده‌اي جداي
کسب و کار اونا پيدا کنه

00:38:45.607 --> 00:38:47.606
اون با پول مياد

00:38:47.771 --> 00:38:50.490
درها رو به روي شرکاي جديد باز مي‌کنه

00:38:51.607 --> 00:38:55.931
و او تابع‌ترين فرد در مقابل حرف‌هايي خواهد بود
که تو بهش بگي تا انجام بده

00:38:57.232 --> 00:39:00.565
فکر مي‌کنيد که به حرف‌هاي من
به عنوان يک مشاور گوش خواهد داد؟

00:39:09.815 --> 00:39:12.506
فکر مي‌کنيد که به عنوان يک همسر
به من گوش ميده

00:39:20.652 --> 00:39:23.064
گمون مي‌کنم لازم نيست که اون باشه

00:39:23.731 --> 00:39:26.189
ولي براي داشتنِ کنترل
و نظارتي که تو نياز داري

00:39:26.190 --> 00:39:29.651
بايد يک شخصي باشه
تا اين وظيفه رو تصرف کنه

00:39:29.682 --> 00:39:34.897
و اون شخص در يک لحظه
مشکلات زيادي رو حل مي‌کنه

00:39:34.898 --> 00:39:38.557
پولدار ، جاه‌طلبي ، محدود

00:39:39.731 --> 00:39:42.523
و والدين اصلاح‌طلب

00:39:42.524 --> 00:39:45.265
که داستان تو براي اونا
خيلي انگيزنده خواهد بود

00:39:50.231 --> 00:39:54.781
در دوره‌ي وظايف تو نسبت به اون

00:39:54.857 --> 00:39:57.106
راه‌هاي زيادي براي مردي
مثله اون وجود داره

00:39:57.107 --> 00:40:00.548
«تا رضايت رو در يک جايي مثله «ناسا

00:40:00.573 --> 00:40:04.024
با مشارکت کم يا بدون مشارکت تو بدست بياره

00:40:04.731 --> 00:40:09.766
احتمالاً هر چقدر آزادي که در اين
مورد بخواي مي‌توني بدست بياري

00:40:11.607 --> 00:40:16.249
ترقي کردن از جايي که تو شروع کردي
تا رسيدن به جايي که الان ايستادي

00:40:16.274 --> 00:40:19.562
نمي‌تونم تصور کنم که چه مسيري
رو پشت‌سر گذاشتي

00:40:20.607 --> 00:40:27.557
حقارت‌ها و فداکاري‌ها و شکست‌ها

00:40:28.607 --> 00:40:33.898
و حيله‌هاي زيادي که هزينه‌ي زيادي
به حس‌ـت نسبت به خودت وارد کرده

00:40:36.940 --> 00:40:39.565
ولي اون مسير تو رو به سمت من هدايت کرده

00:40:40.940 --> 00:40:45.140
من دروازه‌اي هستم که در امتداد اون سفر
تو تبديل به چيزي ديگه ميشه

00:40:46.190 --> 00:40:49.952
مي‌تونم روياهايي که داشتي رو
به حقيقت تبديل کنم

00:40:56.107 --> 00:40:59.515
هزينه‌اش کمه ولي بايد پرداخت بشه

00:41:00.822 --> 00:41:02.958
بهم بگو که براي پرداختش آماده‌اي

00:41:03.982 --> 00:41:06.273
و بعدش من و تو ميريم به طبقه پايين

00:41:06.274 --> 00:41:08.814
من تو رو به اون معرفي مي‌کنم

00:41:08.815 --> 00:41:12.872
و تصور مي‌کنم از اونجا به بعد ديگه
مشکلي براي پيش بردن ماجرا نخواهي داشت

00:41:14.607 --> 00:41:19.223
شايد مشارکت ما کاملاً
شکل گرفته به پيش بره

00:41:23.440 --> 00:41:25.599
آماده‌اي تا انجامش بدي؟

00:41:36.337 --> 00:41:39.939
اون مرد خيلي پيره

00:41:40.368 --> 00:41:42.556
همسرِ فرماندار به‌صورت اتفاقي شنيده
که کشتيِ اون

00:41:42.581 --> 00:41:44.814
قرارِ به جزيره «اسکلت» بره

00:41:44.815 --> 00:41:47.981
طبق مدارکي دارم که مطمئنم اون مرد

00:41:47.982 --> 00:41:51.647
آخرين مرد روي اين جزيره‌ست
که زماني با "اِيوِري" سفر کرده

00:41:51.963 --> 00:41:54.455
ادعا مي‌کنه که تا به حال
در جزيره «اسکلت» بوده

00:41:54.480 --> 00:41:56.515
و مي‌تونه مسير رو بهمون نشون بده

00:41:59.107 --> 00:42:00.994
و تو باور داري که اون مي‌تونه انجامش بده؟

00:42:01.690 --> 00:42:04.497
تا جايي که من مي‌تونم تشخيص بدم
2تا نتيجه حاصل ميشه

00:42:04.522 --> 00:42:06.189
يک : اون شکست مي‌خوره

00:42:06.190 --> 00:42:08.325
که در اون حالت ما اينقدر در اطراف
سفر مي‌کنيم تا ديگه خسته بشيم

00:42:08.350 --> 00:42:10.341
بعدش به اردوگاه برميگرديم

00:42:10.607 --> 00:42:12.130
: يا دوم

00:42:12.560 --> 00:42:17.052
بنا به يک معجره‌اي او در رسوندنِ
ما به اونجا موفق ميشه

00:42:19.107 --> 00:42:22.628
و من نمي‌تونم تشخيص بدم که
کدوم يکي از اين 2تا مرتبط ترـه

00:42:22.898 --> 00:42:24.606
اين يعني چي؟

00:42:24.607 --> 00:42:28.106
کشتن «فلينت» که پيش از اين هم
حدوداً يک کار بزرگِ غيرممکن بود

00:42:28.107 --> 00:42:31.557
حالا بايد از فرماندار و سربازانش هم دوري کنيم

00:42:32.898 --> 00:42:37.189
به نظرت اين خيلي منطقي‌تر نيست که
اجازه بديم خودِ فرماندار اون رو برامون بُکشه؟

00:42:37.190 --> 00:42:42.022
اگر «وودر راجرز» به اون گنج دست پيدا کنه
جايگاهش رو در اينجا هم محفوظ مي‌کنه

00:42:42.023 --> 00:42:44.911
ديگه نقشه‌هاي ما در مورد
عزل شدنِ اون خنثي ميشه

00:42:44.936 --> 00:42:46.153
اون برنده ميشه -
آره ولي -

00:42:46.178 --> 00:42:49.522
هر چيزي که نياز داريم توي اون جزيره‌ست

00:42:49.918 --> 00:42:52.442
«فلينت» ، «راجرز»

00:42:52.467 --> 00:42:54.444
و صندوقِ الماس‌هاي من

00:42:55.607 --> 00:42:59.038
اگر اون مرد خيلي پير مي‌تونه
ما رو به اونجا برسونه

00:43:00.274 --> 00:43:02.474
پس چرا هنوز اينجا وايستاديم؟

00:43:23.607 --> 00:43:26.582
اگه به اندازه کافي اجازه بدي که زنده بمونه

00:43:26.607 --> 00:43:29.390
اون مجبورت مي‌کنه که به‌خاطرش هزينه بدي

00:43:32.440 --> 00:43:34.682
او عليه من حرکتي نمي‌کنه

00:43:36.762 --> 00:43:38.588
اين مي‌گذره

00:43:39.731 --> 00:43:42.352
و اينم پايان اين مکالمه‌ست

00:43:45.274 --> 00:43:50.057
دروغ‌هاي زياد براي
انکار کردن يک حقيقت ساده

00:43:51.440 --> 00:43:53.057
چي؟

00:43:53.984 --> 00:43:56.400
پادشاهي تقسيم نميشه

00:43:56.425 --> 00:43:58.148
نميشه تقيسيمش کرد

00:43:58.149 --> 00:44:00.356
خودت ميدوني . مي‌خواي انجام بشه

00:44:00.357 --> 00:44:03.015
فقط هنوز نميدوني که چطور درخواست کني

00:44:10.815 --> 00:44:13.008
خوب به حرفم گوش بده

00:44:14.102 --> 00:44:17.724
هيچ پيام مخفي و هيچ ابهامي وجود نداره

00:44:19.033 --> 00:44:21.606
تو عليه اون هيچ حرکتي نمي‌کني

00:44:21.607 --> 00:44:23.523
ديگه هرگز در مورد انجام اين‌کار

00:44:23.524 --> 00:44:26.724
با خدمه اين کشتي و نه من صحبت نمي‌کني

00:44:27.466 --> 00:44:31.333
اگر انجامش بدي خودت تاوانش رو ميدي

00:44:56.731 --> 00:44:58.717
اينجا چه غلطي مي‌کني؟

00:44:59.940 --> 00:45:02.730
اين بيرون افتضاحه . بيا داخل

00:45:06.607 --> 00:45:08.148
يا نيا

00:45:09.357 --> 00:45:10.807
واسم مهم نيست

00:45:11.871 --> 00:45:13.555
اتفاق افتاد

00:45:16.017 --> 00:45:20.220
او به من و نقشه متعهد شده

00:45:21.090 --> 00:45:25.083
از زماني که رسيديم
براي اون لحظه کار مي‌کرديم

00:45:25.881 --> 00:45:27.686
بالاخره رخ داد

00:45:29.529 --> 00:45:31.688
اين خبر خوبيه

00:45:34.835 --> 00:45:36.790
پس چرا قيافت اينجوريه؟

00:45:38.089 --> 00:45:40.606
من بهش گفتم که نمي‌تونم موافقت کنم

00:45:41.362 --> 00:45:43.606
بهش نه گفتي؟

00:45:43.607 --> 00:45:48.087
او براي اونجا نياز داره که يک مرد
«از خودِ دفتر فرماندار باشه ، نه «جک

00:45:48.112 --> 00:45:52.565
يک مرد به انتخاب خودش
و ازم مي‌خواد که همسرش باشم

00:45:52.566 --> 00:45:54.606
همسرش؟

00:45:54.607 --> 00:45:58.716
فقط محض آبرو و ظاهر
نه چيزي ديگه‌اي

00:45:59.023 --> 00:46:01.567
اقتدار همراه ما خواهد بود

00:46:04.399 --> 00:46:06.552
فقط براي ظاهر؟

00:46:08.107 --> 00:46:09.903
و تو هم گفتي "نه"؟

00:46:11.607 --> 00:46:13.458
چرا چنين کاري کردي؟

00:46:19.239 --> 00:46:21.434
زماني که براي اولين‌بار
اِلِنور" رو ديدم به ياد دارم"

00:46:21.459 --> 00:46:23.372
اينکه چقدر گيج بودم

00:46:23.607 --> 00:46:26.239
يک زني که مثله اون صحبت مي‌کرد

00:46:26.607 --> 00:46:29.897
که هيچ ترسي از دنيا يا مرداني
که درش حکومت مي‌کنن نداشت

00:46:29.898 --> 00:46:33.715
زماني که عاشقش شدم
تصميم‌هايي که گرفت رو تماشا کردم

00:46:34.607 --> 00:46:37.036
و تصميم گرفتم که از اونا درس بگيرم

00:46:37.815 --> 00:46:40.606
وقتي که رقيبش شدم
اشتباهاتي که انجام داد رو تماشا کردم

00:46:40.607 --> 00:46:43.231
و تصميم گرفتم که هرگز اونا رو تکرار نکنم

00:46:43.396 --> 00:46:45.102
ولي در پايان

00:46:45.127 --> 00:46:48.771
زماني که حس کردم در هر مسيري
ازش پيش افتادم

00:46:49.107 --> 00:46:51.076
به‌نظر ميومد که با اين وجود
يک چيزي وجود داشته

00:46:51.101 --> 00:46:53.831
که اون سعي داشت بهم بگه

00:46:56.315 --> 00:47:01.189
تمام چيزهايي که به‌خاطرش
فداکاري کرده بود رو رها کرد

00:47:01.190 --> 00:47:05.027
چون هزينه‌اش کسي بود که عاشقش بود

00:47:06.607 --> 00:47:09.821
اون سعي داشت که اين رو بهم بگه
ولي من نمي‌تونستم بشنوم

00:47:09.846 --> 00:47:12.152
که چه چيزي واقعاً اهميت داره

00:47:13.771 --> 00:47:16.763
من به نقشه‌ي "ماريون گاتري" نه گفتم

00:47:17.982 --> 00:47:19.981
علارغم اينکه هيچ چاره‌ي ديگه‌اي نداشتم

00:47:19.982 --> 00:47:23.770
و با وجود خطر از دست دادن تمام سعي و تلاشم

00:47:24.442 --> 00:47:27.899
چون نپذيرفتم مردي رو در جايگاهي قرار بدم

00:47:27.924 --> 00:47:30.314
که شايد يک روزي با توانايي‌هاي من

00:47:30.315 --> 00:47:33.807
براي جبران کردن مسايل با تو مداخله کنه

00:47:42.857 --> 00:47:46.890
تو شجاع‌ترين فردي هستي که تا به حال ديدم

00:47:49.399 --> 00:47:52.807
درستکارترين فردي که تا به حال شناختم

00:47:54.450 --> 00:47:57.650
و من بهت خيانت کردم
و اين حال من رو بد مي‌کنه

00:48:07.149 --> 00:48:11.390
متأسفم که اينقدر تلاش کردم
تا از چيزهاي اشتباه محافظت کنم

00:48:12.769 --> 00:48:15.761
از اينکه موفق نشدم تا متوجه بشم
چيزي که تو شاملش نباشي

00:48:15.786 --> 00:48:18.105
هيچ اهميتي نداره

00:49:21.270 --> 00:49:23.606
<i>اونطور که به من بازگو شده بود داستان</i>

00:49:23.607 --> 00:49:28.051
<i>اينه که «اِيوِري» اولين انگليسي بوده
که اون جزيره رو پيدا کرده</i>

00:49:31.023 --> 00:49:32.856
اسپانيايي‌ها دهه‌ها ازش استفاده مي‌کردن

00:49:32.881 --> 00:49:35.426
تا معاملات ممنوعه و قاچاق رو اداره کنن

00:49:36.232 --> 00:49:38.582
نقشه‌هاي «اِيوِري» منتظر اوناست

00:49:38.723 --> 00:49:42.689
او و خدمه 44 نفره‌اش رسيدن

00:49:42.690 --> 00:49:44.606
و در اونجا سفر کردند

00:49:52.607 --> 00:49:54.481
<i>ولي همانطور که در طول اون
خليجک به جلو ميرفتند</i>

00:49:54.482 --> 00:49:57.752
<i>يه چيز بسياره غيرمنتظره رو ديدند</i>

00:50:05.098 --> 00:50:07.215
اون اسپانيايي بود

00:50:07.505 --> 00:50:10.309
ولي هيچ‌کدوم از اونايي نبود
که در پي شکارش بودند

00:50:10.690 --> 00:50:13.965
اون کشتي از خيلي وقت پيش اونجا بوده

00:50:16.065 --> 00:50:18.981
گزارش‌هاي ناخدا نشون ميداد
که اونا در سال 1636

00:50:18.982 --> 00:50:22.347
سفر رو از «هاوانا» شروع کرده بودند

00:50:22.607 --> 00:50:25.152
‏‏31 نفر روي اون کشتي بودن

00:50:25.895 --> 00:50:28.969
اِيوِري» بقاياي همه‌ي اون 31 نفر رو پيدا کرد»

00:50:30.015 --> 00:50:33.206
وحشيانه قتل‌عام شده بودن

00:50:34.149 --> 00:50:35.647
مدارکي وجود داره که نشون ميده

00:50:35.648 --> 00:50:39.098
در حين اينکه زنده بودن
اندام‌هاشون جدا شده بوده

00:50:40.149 --> 00:50:42.148
بومي‌هايي هم روي اون جزيره بودند؟

00:50:42.149 --> 00:50:48.640
همه‌ي 31 جسد روي کشتي پيدا شدند
که توي گودال حبس شده بودند

00:50:49.566 --> 00:50:51.417
از داخل حبس شده بودند

00:50:52.857 --> 00:50:55.182
اونا همديگه رو زنده زنده خورده بودند

00:50:57.815 --> 00:51:01.567
<i>اِيوِري» ادعا کرد که اون دفتر گزارشات رو ديده»</i>

00:51:01.911 --> 00:51:05.606
<i>اون گفته بود که خدمه کشتي
از رفتن به داخل جزيره</i>

00:51:05.607 --> 00:51:07.979
<i>براي يافتن غذا يا آب تازه صرف‌نظر کرده بودن</i>

00:51:10.183 --> 00:51:15.439
<i>اينکه اولين مرداني که از اونجا بازگشته بودند
گزارش دادن که صداهايي از داخل جنگل مياد</i>

00:51:19.112 --> 00:51:23.979
<i>اون مردها گفتند که در نظر اونا
شبيه صداي خدا بوده</i>

00:51:25.470 --> 00:51:27.711
<i>بهشون اخطار ميداده تا از اونجا دور بمونن</i>

00:51:58.233 --> 00:52:02.106
<i>اين يک سوال واضحه که چه اندازه
از اين داستان رو «اِيوِري» سرهم کرده</i>

00:52:02.107 --> 00:52:05.201
ولي چيزي که قطعاً درسته

00:52:05.315 --> 00:52:10.863
اينه که چقدر اون داستان براي
دستيابي به يک نتيجه تأثيرگذار بوده

00:52:22.157 --> 00:52:24.314
...ناخدا

00:52:24.315 --> 00:52:26.868
اينکه «بيلي» اونجا رو انتخاب کرده اتفاقي نيست

00:52:27.607 --> 00:52:31.582
جايي که شايد همه‌ي ما رو از حالت تعادل خارج کنه

00:52:31.607 --> 00:52:34.890
جايي که شايد تصورات ما ديوانه‌وار بشه

00:52:34.915 --> 00:52:38.732
و تاريک‌ترين انگيزه‌هاي ما به يک نحوي

00:52:39.216 --> 00:52:41.629
مقاومت در برابرشون خيلي سخت بشه

00:52:43.271 --> 00:52:45.925
اگر که ما مي‌خوايم در اين تجربه
جون سالم به‌در ببريم

00:52:46.690 --> 00:52:49.606
اگر هدف ما اينه که زنده بمونيم

00:52:49.902 --> 00:52:53.402
بعضي از ماها بايد راهي پيدا کنن
تا از بابت اونايي که نمي‌تونن

00:52:53.427 --> 00:52:55.772
به فکر و تعقل خودشون ادامه بدن

00:52:56.464 --> 00:52:58.800
ديدن حقيقت در مقابلمون

00:52:58.825 --> 00:53:01.675
در ميان ترس و ابهام

00:53:03.607 --> 00:53:09.737
متأسفانه آقاي «سيلور» در
اين مسئله به خطر افتاده

00:53:11.107 --> 00:53:12.807
...در اين لحظه

00:53:14.898 --> 00:53:18.599
من به دنبال يک شريک جديد هستم

00:54:21.857 --> 00:54:24.390
ميدونستم که کار به اينجا مي‌کِشه

00:54:25.378 --> 00:54:27.564
سعي کردم که بهش بگم

00:54:33.325 --> 00:54:35.493
ما مبارزه مي‌کنيم

00:54:35.857 --> 00:54:38.680
فقط 2تا نتيجه رو مي‌بينم

00:54:38.982 --> 00:54:42.745
يا من مي‌ميرم يا تو

00:54:42.770 --> 00:54:46.887
در هر صورت اون من رو مقصر خواهد دونست

00:54:47.773 --> 00:54:51.219
تو تا اين حد در ذهن اون رخنه کردي

00:54:52.023 --> 00:54:54.377
اون تو رو از ذهنش خارج نمي‌کنه

00:54:54.402 --> 00:54:57.807
تا چيزي که به‌خاطرش هستي رو ببينه

00:55:03.566 --> 00:55:05.063
برو

00:55:42.274 --> 00:55:44.265
حالا ديديش؟

00:55:53.482 --> 00:55:55.154
ديديش؟

00:55:58.107 --> 00:55:59.931
کشتي رو به آب بندازيد

00:56:37.815 --> 00:56:40.356
ناخدا «فلينت» يکي از افراد من رو کشت

00:56:40.357 --> 00:56:42.807
و تونست گنج رو به سمت ساحل حمل کنه

00:56:43.815 --> 00:56:46.606
من به اين اميد اومدم تا هديه‌ي من بتونه
قبل از واکنش شما نسبت به اين خبر

00:56:46.607 --> 00:56:48.993
برامون کمي زمان بخره

00:56:49.728 --> 00:56:53.368
و تا موقعي که بتونم اين وضعيت رو جبران کنم

00:56:54.144 --> 00:56:56.501
چطور جبراني هستش؟

00:57:03.315 --> 00:57:05.997
<i>من 6 نفر از افرادم رو به دنبال اون فرستادم</i>

00:57:06.937 --> 00:57:09.293
<i>بهترين افرادي که برام باقي مونده بود</i>

00:57:09.645 --> 00:57:13.895
دستورات اونا تحت هر شرايطي اينه که

00:57:13.920 --> 00:57:16.606
ناخدا «فلينت» رو تعقيب کنن

00:57:16.607 --> 00:57:18.432
و گنج رو دوباره بدست بيارن

00:57:19.266 --> 00:57:20.958
...يک دستور ديگه هم بود

00:57:25.367 --> 00:57:27.036
مگه نه؟

00:57:32.648 --> 00:57:34.183
بله

00:57:35.489 --> 00:57:37.902
ديگه چه چيزي بهشون گفتي تا انجام بدن؟

00:58:00.130 --> 00:58:03.064
من بهشون دستور دادم که
ناخدا «فلينت» رو بُکشن

00:58:13.300 --> 00:58:23.300
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.