﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:11.100 --> 00:00:12.000
<c.red><i>پيش از اين در
"Black Sails"</i></c>

00:00:12.084 --> 00:00:16.938
<i>خب ، بذار فرض کنيم که سنجش خودت
و پيشنهادت ديگه تموم شده</i>

00:00:16.997 --> 00:00:18.581
<i>و حالا ديگه باهم شريک هستيم</i>

00:00:18.622 --> 00:00:22.581
<i>«در يک کار خطرناک براي گرفتن و اصلاح «ناسا</i>

00:00:22.664 --> 00:00:24.123
<i>جک» رفته تا ناخدا «فلينت» رو شکار کنه»</i>

00:00:24.206 --> 00:00:26.092
<i>احتمالش هست که اون رو ديگه هرگز نبيني</i>

00:00:26.117 --> 00:00:28.540
<i>زماني که "آن" داشت در بندرگاه سلطنتي
جاسوساني رو استخدام مي‌کرد</i>

00:00:28.581 --> 00:00:30.850
<i>مردي رو ملاقات کرد که يک مِلکي در صحرا داشت</i>

00:00:30.875 --> 00:00:35.123
<i>اين مرد متوجه شده بود که براش سودآورـه
اگه خدماتش رو به خانواده‌هاي ثروتمند</i>

00:00:35.148 --> 00:00:37.981
<i>که مشکلِ اين رو دارن که بايد خانواده‌هاي
پُردردسر رو ناپديد کنن ارائه بده</i>

00:00:38.289 --> 00:00:39.956
<i>کدوم خانواده‌ها؟</i>

00:00:40.039 --> 00:00:41.914
<i>فلينت» لازم نيست که دور بشه»</i>

00:00:41.939 --> 00:00:45.240
<i>تنها کافيه که اون گنج رو در يک جايِ نامعلومي
دفن کنه و بعدش ديگه برنده‌ست</i>

00:00:45.265 --> 00:00:48.334
<i>اين قرارداد رو بپذير و بعدش
جان سيلور» زنده مي‌مونه»</i>

00:00:48.359 --> 00:00:51.650
<i>نميشه سر اين جنگ معامله کرد
تا جلوي وقوع يک مبارزه رو گرفت</i>

00:00:51.675 --> 00:00:52.894
<i>حتي اگه بتوني من رو بُکشي</i>

00:00:52.919 --> 00:00:54.415
<i>چطور مي‌خواي اين رو بهش توضيح بدي؟</i>

00:00:54.440 --> 00:00:55.806
<i>او به اين‌کار ايمان داره</i>

00:00:55.831 --> 00:00:58.803
<i>اگه براي نجاتش يک جنگ لازم باشه
پس در اون‌صورت اون رو از دست ميدي</i>

00:00:58.835 --> 00:01:02.086
<i>حتي تو هم نمي‌توني داستاني سرهم کني
تا بابتش اون تو رو ببخشه</i>

00:01:02.169 --> 00:01:05.378
<i>آيا اين جنگ مهم‌تر از جون اونه؟</i>

00:01:07.770 --> 00:01:09.895
<i>جوابِ سوال رو بده</i>

00:01:10.258 --> 00:01:12.262
<i>گفتنت رو مي‌خوام بشنوم</i>

00:01:17.472 --> 00:01:21.805
<i>با افراد ناخواسته بايد چه کرد؟</i>

00:01:23.422 --> 00:01:25.815
<i>مردي که مناسب و درخور نيست</i>

00:01:26.179 --> 00:01:29.721
<i>که تمدنش بايد از ساقه اونا رو هرس کنه</i>

00:01:29.804 --> 00:01:32.956
<i>تا از وجود خودش محافظت کنه</i>

00:01:33.096 --> 00:01:37.096
<i>هر تمدني از زمان روزگار باستان
از اين راه زنده مونده</i>

00:01:37.171 --> 00:01:41.182
<i>با چيزهايي که به خودش راه نميده
خودش رو تعريف مي‌کنه</i>

00:01:41.721 --> 00:01:44.138
<i>پس تا موقعي که جريان برقرار باشه</i>

00:01:44.221 --> 00:01:46.806
<i>هميشه انسان‌هاي نخاله
در دنباله‌ي اون در بيرون</i>

00:01:46.831 --> 00:01:49.470
<i>به دنبال اون خواهند بود</i>

00:01:49.909 --> 00:01:55.138
<i>و دير يا زود يک نفر بايد
اين سوال رو جواب بده</i>

00:01:55.221 --> 00:01:57.823
<i>اونا به چي تبديل ميشن؟</i>

00:01:59.120 --> 00:02:03.470
در لندن راهکارش اينه
که بهشون "مجرم" بگيم

00:02:03.471 --> 00:02:06.263
تا اونا رو در يک گودال تاريک و عميق بندازيم

00:02:06.288 --> 00:02:08.496
و اميدوارم باشيم که هرگز به پايان نرسه

00:02:12.195 --> 00:02:16.263
من دليلي ميارم که عدالت خواستارِ اينه
که ما کاري بيشتر از اين انجام بديم

00:02:16.346 --> 00:02:20.867
اينکه تمدن توسط کساني که
طردشون مي‌کنه قضاوت نمي‌کنه

00:02:20.940 --> 00:02:24.607
بلکه چطور با کساني که طرد شدن رفتار مي‌کنه

00:02:27.388 --> 00:02:29.971
اين چيزي نبود که من پرسيدم

00:02:39.867 --> 00:02:43.721
بيشتر افرادي که در اينجا حبس شدن
دشمناني دارن آقا

00:02:44.180 --> 00:02:47.430
مانند حالت اينکه از يک امپراطوري طرد بشي

00:02:47.649 --> 00:02:49.430
و تنها راهي که مي‌تونم ازشون محافظت کنم

00:02:49.471 --> 00:02:55.470
اينه که وقتي وارد اين ديوارها ميشن
از گمناميِ‌شون هم محافظت بشه

00:02:55.789 --> 00:02:59.471
در اينجا نبايد اون فرد قبلي باشن
تا بتونن آرامش بيابن

00:02:59.512 --> 00:03:04.096
من قبلاً هم گفتم که نه خودم و نه کسي
که من رو فرستاده دشمن اون فرد نيستيم

00:03:04.179 --> 00:03:06.462
بله و وقتي که اين رو ميگي
...حرفت رو باور مي‌کنم ولي بازم

00:03:06.487 --> 00:03:08.078
آقا ، شما ميدونيد که من از کجا اومدم؟

00:03:08.138 --> 00:03:11.221
نه ، نميدونم -
من از «ناسا» اومدم -

00:03:17.056 --> 00:03:20.556
اسم من "تام مورگان"ـه

00:03:23.304 --> 00:03:26.721
من از طرف "لانگ جان سيلور" اومدم

00:03:31.272 --> 00:03:33.062
تا به حال اسمش رو شنيدين؟

00:03:34.471 --> 00:03:36.101
بله . البته

00:03:37.658 --> 00:03:39.158
خوبه

00:03:40.656 --> 00:03:44.867
پس من دوباره و براي آخرين‌بار
ازتون سوال مي‌کنم

00:03:45.138 --> 00:03:50.065
اون زنداني که ما دنبالشيم
اينجا هست يا نيست؟

00:05:12.900 --> 00:05:16.700
<c.red>"Black Sails"
(فصل 4 : قسمت 10 (قسمت آخر</c>

00:05:29.284 --> 00:05:30.617
بجنب

00:05:30.887 --> 00:05:31.887
زودباش

00:05:37.138 --> 00:05:38.454
آماده شليک

00:05:39.482 --> 00:05:40.897
بجنب

00:05:40.922 --> 00:05:43.430
زودباش . برو سنگر بگير

00:05:44.760 --> 00:05:45.911
برو روي ساحل

00:05:50.155 --> 00:05:53.875
وقتي که به خشکي رسيديم به افرادت بگو
که من «فلينت» رو زنده مي‌خوام

00:05:54.860 --> 00:05:57.721
اگه او با پولا فرار کرده
پس فقط همونه که ميدونه گنج کجاست

00:05:57.795 --> 00:05:59.688
بقيه چي سرورم؟

00:06:01.804 --> 00:06:03.649
بقيه‌اي وجود نداره

00:06:04.438 --> 00:06:06.637
"هيچ نفري باقي نمونه آقاي "آتلي

00:06:09.375 --> 00:06:12.000
زودباش . بدو . برو

00:06:14.887 --> 00:06:16.160
بريد . سنگر بگيريد

00:06:21.668 --> 00:06:23.035
دست‌ـت رو بده من

00:06:26.595 --> 00:06:28.138
دست‌ـت رو بده من

00:06:47.699 --> 00:06:49.929
براي رفتن به سمت کشتي آماده بشيد -
سمت راست کشتي -

00:06:50.098 --> 00:06:52.057
ببرينش

00:06:52.388 --> 00:06:53.971
به کشتي برگرديد

00:07:24.892 --> 00:07:26.690
يا مسيح

00:07:30.471 --> 00:07:31.659
آره

00:07:35.138 --> 00:07:37.499
براي سوار کردنِ بازمانده‌ها آماده بشيد

00:07:42.703 --> 00:07:44.221
1ساعت پيش

00:07:44.246 --> 00:07:48.060
ما بر طبق يک پيغامِ احمقانه به دنبال
دستگيريِ ناخدا «فلينت» رفته بوديم

00:07:48.085 --> 00:07:51.365
و جزيره‌اي رو پيدا کرديم که وجود نداره

00:07:51.390 --> 00:07:53.804
راستي بابت اين قابلي نداشت

00:07:54.062 --> 00:07:56.304
کشتي که پر از انگليسي‌ها بود
رو ازش فرار کرديم

00:07:56.388 --> 00:07:58.138
با کشتي که پر از دزدان دريايي جنگيديم

00:07:58.163 --> 00:08:01.413
و بعدش به نحوي به «لانگ جان سيلور» رسيديم

00:08:03.647 --> 00:08:05.608
نميدونم متوجه شدي يا نه

00:08:05.633 --> 00:08:07.508
ولي اگه فکرش رو کنيم اين شانس بهتري

00:08:07.533 --> 00:08:09.982
نسبت به اونايي که من و تو
اخيراً تجربه کرديم بوده

00:08:10.007 --> 00:08:11.821
و بازم يه‌جورايي من اين حس رو دارم

00:08:11.846 --> 00:08:16.304
که در واکنش نسبت به اين مسئله
من و تو غرايز متفاوتي داريم

00:08:16.471 --> 00:08:18.054
تو نسبت به اين چطور واکنش نشون ميدي؟

00:08:18.079 --> 00:08:20.487
ميندازمش تو گوني . از اينجا دور ميشم

00:08:20.512 --> 00:08:23.470
ميذارم که اون خانم «گاتري» و وکيلانش
با فرماندار سروکله بزنن

00:08:23.471 --> 00:08:25.471
و فردا زنده برميگردم

00:08:30.846 --> 00:08:32.992
اون داره به سمت آب‌هاي آزاد ميره

00:08:33.533 --> 00:08:34.945
خودم متوجه شدم

00:08:37.643 --> 00:08:39.934
هر چيزي که به‌خاطرش اينجا اومده رو داره؟

00:08:43.052 --> 00:08:44.679
ما در اردوگاه بوديم

00:08:45.067 --> 00:08:48.138
اونا بهم گفتن تو گنج رو آوردن
تا خونبهاي اون رو بدي

00:08:48.221 --> 00:08:50.074
توي زمينه

00:08:50.121 --> 00:08:51.427
در ساحل

00:08:52.170 --> 00:08:54.325
من تنها نفريم که ميدونم اون کجاست

00:08:55.138 --> 00:08:57.627
وقتي که «مدي» جاش امن باشه

00:08:57.652 --> 00:09:01.269
وقتي که فرماندار بميره يا دستگير بشه

00:09:01.294 --> 00:09:03.875
و وقتي که ما آماده باشيم
تا باهم به اردوگاه برگرديم

00:09:03.900 --> 00:09:06.570
تا جنگي که خودمون مرتکبش شديم رو ادامه بديم
اون‌موقع درِ صندوقچه مياد بيرون

00:09:06.595 --> 00:09:09.402
فقط و فقط همون‌موقع

00:09:10.080 --> 00:09:12.080
مي‌توني با اين مسئله کنار بياي؟

00:09:17.471 --> 00:09:19.777
اون داره فرار مي‌کنه يا مي‌خواد
در بيرون از اينجا مبارزه کنه؟

00:09:21.846 --> 00:09:24.762
خودت که اون مرد رو ديدي
چي فکر مي‌کني؟

00:09:25.613 --> 00:09:29.074
تا موقعي که در چهارديواريِ اون
همه‌مون به دار آويخته نشيم اون متوقف نميشه

00:09:29.582 --> 00:09:33.207
مگر اينکه امروز باهم اون رو شکست بديم

00:09:36.388 --> 00:09:39.590
حرکت رو آغاز کنيد و سلاح‌ها رو آماده کنيد

00:09:39.615 --> 00:09:42.179
سلاح‌ها رو آماده کنيد -
بايد صحبت کنيم -

00:09:42.309 --> 00:09:43.941
ما 3تا

00:09:57.979 --> 00:09:59.595
وودز راجرز» قرار نيست از سمت»
وکيلِ کسي نامه‌اي بگيره

00:09:59.679 --> 00:10:01.846
که بهش خبر بده من اون رو شکست دادم

00:10:01.871 --> 00:10:03.415
خودم مي‌خوام بهش بگم

00:10:03.440 --> 00:10:05.054
«جک» -
من پولم رو مي‌خوام -

00:10:05.138 --> 00:10:06.846
اگه به‌خاطرش لازم باشه که يک دختر رو نجات بديم
تا «فلينت» اون صندوق رو دربياره

00:10:06.929 --> 00:10:09.263
بعدش «آگستوس» ، ما امروز وارد کارِ نجات شديم

00:10:09.346 --> 00:10:10.940
ما رو سمت اون کشتي ببر

00:10:29.471 --> 00:10:32.666
خب ، من اينجام
دقيقاً چه مطالبي در دستور جلسه‌ست؟

00:10:32.691 --> 00:10:34.446
تو کجا رفتي؟

00:10:38.697 --> 00:10:40.697
تو قرار بود به دنبال ما به سمت اردوگاه بياي

00:10:42.137 --> 00:10:43.446
کشتيت ناپديد ميشه

00:10:43.471 --> 00:10:46.113
و بعدش اينجا پيدات ميشه که
انگار اصلاً هيچ‌کدوم از اين اتفاقات رخ نداده

00:10:48.740 --> 00:10:52.011
قبل از اينکه در مورد چيز ديگه‌اي بحث کنيم
مي‌خوام بدونم کجا رفتي

00:10:55.096 --> 00:10:59.155
من به «فيلادلفيا» رفتم
تا «جوزف گاتري» رو ببينم

00:11:00.096 --> 00:11:02.402
تو رفتي «جوزف گاتري» رو ببيني؟

00:11:03.730 --> 00:11:07.074
من نقشه‌اي رو بهش پيشنهاد دادم
تا به جنبش ما ملحق بشه

00:11:07.346 --> 00:11:11.221
هر شورشي مي‌تونه از 2-1تا فرد پولدار
تازه در ابتداي بازيش استفاده کنه

00:11:11.514 --> 00:11:13.223
اون چي گفت؟

00:11:13.361 --> 00:11:15.736
اون مؤدبانه رد کرد

00:11:17.925 --> 00:11:21.286
آن» قرار شد که توي شهر بمونه»

00:11:21.311 --> 00:11:22.878
مکس» همراهشه»

00:11:24.013 --> 00:11:25.304
حالا که همه‌مون دور هم جمع شديم

00:11:25.388 --> 00:11:28.589
شايد بپذيريم که مشکلات مهم‌ترـي در دسترسه؟

00:11:28.760 --> 00:11:31.176
براي مثال از اينجا به بعد قرارِ چي‌کار کنيم

00:11:32.471 --> 00:11:35.738
من قصد دارم فرماندهي اينجا رو به‌دست بگيرم

00:11:36.120 --> 00:11:39.013
فرماندار رو تعقيب کنم
و تمامِ کشتيش رو به تصرف دربيارم

00:11:39.347 --> 00:11:40.696
اينجورياست؟

00:11:40.721 --> 00:11:43.619
بايد اون کشتيش رو بدون استفاده
از سلاح‌هاي بزرگ بگيريم

00:11:43.644 --> 00:11:46.304
اساساً اين فراتر از توانايي‌هاي افرادت خواهد بود

00:11:46.379 --> 00:11:49.082
...بدون سلاح‌ها؟ چرا تو

00:11:49.107 --> 00:11:51.660
چون اونا جون «مدي» رو
در خطر بزرگتري قرار ميده

00:11:51.808 --> 00:11:55.738
اينکه اون رو امروز زنده بگيريم
از همه چيز مهم‌ترـه

00:11:56.691 --> 00:12:01.931
مدي» و «جان» رو و گنج رو»
سالم به اردوگاه برميگردونيم

00:12:01.956 --> 00:12:04.470
به همراه فرماندار که شکست خورده
و غُل و زنجير شده

00:12:04.471 --> 00:12:07.388
و خبرش در تمام دنيا پخش خواهد شد

00:12:07.995 --> 00:12:14.116
اين جنگ کاملاً بدون شک و شايد
بدون توقف در حال آغاز شدنه

00:12:15.334 --> 00:12:19.346
پيروزي در اينجا همه چيز رو براي
همه و براي هميشه تغيير ميده

00:12:19.371 --> 00:12:23.589
و محتمل‌ترـه که تحت هدايت من
اين اتفاق بيفته

00:12:27.925 --> 00:12:30.128
در اين مورد حرفي براي گفتن داري؟

00:12:35.627 --> 00:12:37.377
اون درست ميگه

00:12:41.470 --> 00:12:43.095
و خودتم ميدوني

00:12:51.192 --> 00:12:52.639
از دست شماها

00:13:17.142 --> 00:13:19.028
بايد مراقبش باشيم

00:13:20.221 --> 00:13:22.805
فرماندار خطري هستش که در پيش روي ماست

00:13:23.595 --> 00:13:25.013
ولي اگه اون فرصتي گيرش بياد

00:13:25.096 --> 00:13:27.096
تا به‌خاطر پول از پشت بهمون خنجر بزنه
اين‌کار رو مي‌کنه

00:13:27.121 --> 00:13:28.836
فکر مي‌کني اين رو نميدونم؟

00:13:32.950 --> 00:13:35.029
اين ديگه چه کوفتيه؟

00:13:35.677 --> 00:13:40.470
يقيناً باور نداري که آروم کردنِ من
چيزي که اينجا شکسته رو تعمير نمي‌کنه

00:13:40.471 --> 00:13:44.430
من کاملاً فکر مي‌کنم که اون قابل جبرانه

00:13:44.576 --> 00:13:46.388
و هيچ‌کس کسي رو آروم نمي‌کنه

00:13:46.413 --> 00:13:48.163
پس دقيقاً فکر مي‌کني
داري اينجا چي‌کار مي‌کني؟

00:13:48.188 --> 00:13:50.147
...من درک مي‌کنم اينکه

00:13:52.693 --> 00:13:54.865
از دست دادنش چه حسي داره

00:13:55.546 --> 00:14:00.357
و بعدش راهي رو پيدا کني
تا اون رو پس بگيري

00:14:02.263 --> 00:14:05.590
من درک مي‌کنم که اين حتماً چه حسي داره

00:14:10.013 --> 00:14:13.471
تو 1بار ازم پرسيدي که من چي‌کار مي‌کنم

00:14:13.554 --> 00:14:18.926
چه فداکاري مي‌کنم تا به
معني بازگشتِ «توماس» باشه

00:14:24.054 --> 00:14:28.887
راستش نميدونم چي‌کار مي‌کردم

00:14:29.159 --> 00:14:33.692
راستش نمي‌تونم بگم کاري که تو
انجام دادي رو انجام نميدادم

00:14:38.596 --> 00:14:41.346
من بهت گفتم که تو رو در اين مسير ديدم

00:14:43.054 --> 00:14:46.497
دوباره همه چيز رو سرهم مي‌کني
تا بتونيم به پيش بريم

00:14:49.179 --> 00:14:50.618
جدي گفتم

00:15:33.054 --> 00:15:34.504
...لطفاً بدون

00:15:36.791 --> 00:15:40.035
وقتي که شروع شد من خيلي با خودم درگير بودم

00:15:43.754 --> 00:15:46.472
ميدونم که جدا کردنه اونا سخته

00:15:47.360 --> 00:15:48.962
فلينت» و «سيلور» رو»

00:15:50.388 --> 00:15:52.846
اونا خيلي به هم نزديک شدن . خيلي سخت بود
بفهمي که کدوم يکي کارش تموم ميشه

00:15:52.929 --> 00:15:54.532
و کدوم يکي شروع ميشه

00:16:00.430 --> 00:16:03.634
من نگران بودم که جدا کردنِ اونا
باعث بشه هردوشون نابود بشن

00:16:04.554 --> 00:16:08.712
درحالي‌که اون‌موقع فقط از بين بردنِ
فلينت» رو مي‌خواستم»

00:16:10.541 --> 00:16:12.579
و هيچ راه ديگه‌اي رو نميديدم

00:16:17.721 --> 00:16:28.039
ولي کارهايي که به دنبال اون انجام دادم
قرار بود باعث سربلنديِ سوگندم بشه

00:16:29.929 --> 00:16:32.422
ولي به يک نوعي حالا اينجام

00:16:38.405 --> 00:16:40.322
...کاري که الان من مرتکبش شدم

00:16:42.771 --> 00:16:44.788
ديگه برگشتي ازش وجود نداره

00:16:53.216 --> 00:16:57.197
«حالا ديگه هيچ فرقي بين «فلينت
و «سيلور» وجود نداره

00:16:58.096 --> 00:16:59.470
يا بين «فلينت» و بقيه‌ي اونا

00:16:59.471 --> 00:17:01.814
اونا همه‌شون دشمنانم هستن

00:17:04.471 --> 00:17:09.064
حالا معتقدم که امروز اونا عقب افتادن

00:17:09.637 --> 00:17:13.345
من معتقدم که در پايان روز
هيچ‌کدوم از اونا زنده نمي‌مونه

00:17:17.263 --> 00:17:22.540
ولي اگه به طريقي اونا بتونن
به اين مسئله غالب بشن

00:17:23.797 --> 00:17:26.071
بتونن با مبارزه از سربازان انگليسي اون بالا

00:17:26.096 --> 00:17:28.196
از فرماندار و از من بگذرن

00:17:29.471 --> 00:17:32.179
من مطمئن ميشم که در پايان همه‌ي اونا

00:17:32.263 --> 00:17:34.013
وقتي که به سمت اين آخرين در بيان

00:17:34.096 --> 00:17:35.470
شکست منتظرشون باشه

00:17:35.471 --> 00:17:39.806
تو فکر مي‌کني کشتن من
براي اونا شکست محسوب ميشه؟

00:17:42.869 --> 00:17:45.773
يک شهيد تحويلشون ميدي
تا باهم متحد بشن

00:18:35.471 --> 00:18:37.504
هنوز هيچ اثري ازش نيست

00:18:39.179 --> 00:18:41.678
فکر مي‌کردم جلوي ما رو بگيره

00:18:41.936 --> 00:18:43.684
اون همون بيرونه

00:18:44.971 --> 00:18:48.848
شايد اونجا منتظره تا از دهانه رد بشيم
سلاح‌هاش رو شليک کنه

00:18:50.721 --> 00:18:53.470
تا جايي که ممکنه بايد به سمت
راستي کشتي تغيير جهت بديم

00:18:53.471 --> 00:18:56.285
و براي موقعي که لازم شد
براي شليک آماده باشيم

00:19:17.910 --> 00:19:19.707
«ناخدا به ذهنش خطور کرده که احتمالاً «اوريدس

00:19:19.732 --> 00:19:22.355
در اونطرف دماغه منتظرمونه

00:19:22.733 --> 00:19:25.472
بايد وسايل رو فراهم کنيم تا براش آماده باشيم

00:19:27.471 --> 00:19:32.951
در اين حين نظرت چيه بهم بگي که
دقيقاً اينجا داري چه غلطي مي‌کني؟

00:19:35.264 --> 00:19:37.720
تو طرحي رو به خانواده‌ي «گاتري» تقديم کردي

00:19:37.721 --> 00:19:39.921
تا دزدي دريايي رو در «ناسا» تقويت کني

00:19:40.830 --> 00:19:42.865
درحالي‌که «مکس» کنار خودته؟

00:19:44.554 --> 00:19:46.803
صادقانه بگم که شک دارم تو با طرحي پيش بري

00:19:46.804 --> 00:19:49.326
که وعده‌ي پشتيباني به اين کار ما بده

00:19:50.471 --> 00:19:55.429
و از اونجا سوالات من
فقط اضافه ميشن

00:19:56.471 --> 00:19:59.795
که شايد وضعيتي نباشه که
بخواي من رو درش رها کني

00:20:04.936 --> 00:20:07.886
در وضعيتِ سوالاتِ در حال افزايش

00:20:08.608 --> 00:20:10.725
فکر کنم اين شامل هر 2تامون ميشه

00:20:11.852 --> 00:20:16.053
چون يه چيزي تو هوا هست بين
خودت و اون رفيقت که اونجاست

00:20:16.054 --> 00:20:21.118
فقط کشمکشِ بين شريکانِ خُبره‌ست

00:20:23.179 --> 00:20:24.758
يا چيزي ديگه‌ست

00:20:27.033 --> 00:20:31.858
مي‌تونيم زير فشار سوالاتِ
نسبي‌مون زجر بکشيم

00:20:35.096 --> 00:20:37.754
يا تمايل داري که پاسخ‌ها رو مبادله کني؟

00:21:20.028 --> 00:21:21.425
سکان

00:21:21.637 --> 00:21:22.928
به سرعت به سمت راست

00:21:22.929 --> 00:21:24.886
باد رو به سمت جلو بفرستيد

00:21:24.887 --> 00:21:27.053
آقاي "فِدرِستون" ، بادبان‌هاي جلو رو آماده کن

00:21:27.054 --> 00:21:29.053
همونطور که داريم تغيير مسير ميديم
اونا رو آماده کن

00:21:29.054 --> 00:21:30.594
چه اتفاقي داره ميفته؟

00:21:30.595 --> 00:21:32.247
قراره تصادف کنيم

00:21:41.830 --> 00:21:45.677
سرورم ، کنار بِکشيم تا گسترده‌تر
بهشون نزديک بشيم؟

00:21:46.054 --> 00:21:47.429
نه

00:21:47.430 --> 00:21:49.050
ببخشيد قربان

00:21:49.075 --> 00:21:50.886
ولي راه‌هاي ساده‌تري براي سوار شدن
بر روي اون وجود داره

00:21:50.887 --> 00:21:52.831
من نمي‌خوام سوارش بشم

00:21:52.856 --> 00:21:55.644
مي‌خوام سردرگمي و ترس رو
بين افرادش ايجاد کنم

00:21:55.669 --> 00:21:57.356
مي‌خوام روحيه‌شون رو خُرد کنم

00:21:57.381 --> 00:21:58.838
مي‌خوام اونا رو بشکنم

00:21:58.863 --> 00:22:01.737
و بعدش مي‌خوام سوارش بشم

00:22:02.075 --> 00:22:05.005
دکلِ اصلي رو هم‌تراز با قوس قرار بده

00:22:05.346 --> 00:22:07.263
به محض فرمان توپ‌هاي جلوي
کشتي رو شليک مي‌کنن

00:22:12.595 --> 00:22:14.470
آتش -
سنگر بگيريد -

00:22:16.512 --> 00:22:19.470
سکان‌دار ، آماده شو تا به سمت
راست کشتي ضربه بزني

00:22:19.471 --> 00:22:22.653
سکان‌دار ، آماده شو تا به سمت
راست کشتي ضربه بزني

00:22:23.471 --> 00:22:24.903
حالا

00:22:27.604 --> 00:22:29.152
خودتون رو محکم بگيريد

00:22:29.177 --> 00:22:30.710
خودتون رو محکم بگيريد

00:23:01.399 --> 00:23:03.225
روي نرده‌ها رو هدف بگيريد

00:23:04.787 --> 00:23:06.594
روي نرده‌ها رو هدف بگيريد

00:23:06.595 --> 00:23:08.678
زود باشيد . افراد ، با فرمان من شليک کنيد

00:23:08.679 --> 00:23:10.671
سنگر بگيريد

00:23:13.430 --> 00:23:14.879
همون پايين بمونيد

00:23:24.938 --> 00:23:26.656
بقيه‌ي افراد رو آماده کن

00:23:26.681 --> 00:23:29.813
اونا رو به سمت عقب کشتي بفرست
بفرستون سمت سکان

00:23:32.430 --> 00:23:33.837
سکان؟

00:23:33.862 --> 00:23:35.567
فقط اونا رو آماده کن

00:23:35.592 --> 00:23:38.493
وقتي روي کشتي رسيدي
برو پايين عرشه و «مدي» رو پيدا کن

00:23:38.518 --> 00:23:40.684
تو کجا ميري؟

00:23:40.709 --> 00:23:42.415
ميرم خودمون رو بچرخونم

00:23:44.235 --> 00:23:45.644
تفنگ

00:23:52.158 --> 00:23:53.509
تو

00:23:54.188 --> 00:23:55.907
در دکل جلويي به تفنگداران ملحق شو

00:23:59.813 --> 00:24:01.979
تفنگ رو پُر کن

00:24:02.893 --> 00:24:04.922
عرشه کوچک رو هدف بگيريد

00:25:13.227 --> 00:25:15.515
داريم جدا ميشيم -
آره -

00:25:17.594 --> 00:25:19.407
قلاب‌ها آماده

00:25:19.408 --> 00:25:21.633
همين حالا اون رو بارگذاري کن

00:25:34.055 --> 00:25:35.687
افراد ، بجنبيد

00:25:36.158 --> 00:25:37.157
يالا

00:29:10.665 --> 00:29:12.763
اين پايين چي‌کار مي‌کني؟

00:29:16.756 --> 00:29:19.005
تو يه بزدلي؟

00:29:19.948 --> 00:29:21.497
آقا ، خواهش مي‌کنم

00:29:22.865 --> 00:29:24.712
من فقط آشپزم

00:29:40.287 --> 00:29:42.279
شماها اينجا يک زنداني داشتيد

00:29:46.696 --> 00:29:48.694
اون هنوز زنده‌ست؟

00:29:51.977 --> 00:29:54.038
اون هنوز زنده‌ست؟

00:33:38.251 --> 00:33:39.949
نگران نباش

00:33:40.129 --> 00:33:42.586
امروز هيچ‌کس زير کشتي غرق نميشه

00:33:42.688 --> 00:33:45.376
اگرچه اين فکر به ذهنم خطور کرده بود

00:33:48.075 --> 00:33:51.608
نه . کاملاً مطمئنم که مي‌تونم
بهتر از اين عمل کنم

00:33:59.602 --> 00:34:02.135
مي‌خوام کاملاً جدا بشن

00:34:04.391 --> 00:34:07.484
<i>بابت اتفاقاتي که بعد مي‌خواد
رخ بده زمان مهمه</i>

00:34:09.532 --> 00:34:13.359
<i>شايد بيشتر از 1 روز تا 2 روز طول بکشه
تا صندوقچه رو دربياريم</i>

00:34:13.906 --> 00:34:17.925
ناخدا «رکام» شما رو به اردوگاه برميگردونه
تا سوار «لايِن» بشيد

00:34:17.950 --> 00:34:19.407
و خبرها رو بازپخش کنيد

00:34:19.408 --> 00:34:21.484
راستش تمايل دارم بمونم

00:34:23.370 --> 00:34:26.404
تا ببينم اون صندوقچه به درستي درآورده ميشه

00:34:28.356 --> 00:34:31.281
آقاي «فِدرِستون» مي‌تونه اون رو
سوار «اوريدس» کنه

00:34:32.179 --> 00:34:36.139
«و با وجود اينکه اکثر افراد روي «لايِن
خدمه‌ي خودمون هستن ، نه تو

00:34:36.164 --> 00:34:41.223
و شماها روي کشتي مي‌مونيد تا ما
صندوقچه رو بدست بياريم . باشه؟

00:35:31.323 --> 00:35:32.614
بريم

00:35:59.325 --> 00:36:01.112
همينجا استراحت مي‌کنيم

00:36:03.367 --> 00:36:05.120
من مي‌تونم ادامه بدم

00:36:05.909 --> 00:36:07.635
همينجا استراحت مي‌کنيم

00:36:28.816 --> 00:36:31.525
واقعاً داري روي اون چيز فِرز ميشي

00:36:33.566 --> 00:36:36.074
درد يک معلمِ استثناييه

00:36:40.525 --> 00:36:42.808
ما ديگه جلوتر نميريم

00:36:44.908 --> 00:36:46.506
نميريم؟

00:36:48.772 --> 00:36:50.990
من ديگه يک قدم هم سمت
اون صندوقچه برنميدارم

00:36:50.991 --> 00:36:53.614
تا کاملاً در مورد چيزي که فکر مي‌کنم
قراره اينجا رخ بده

00:36:53.639 --> 00:36:56.249
مطمئن بشم که دارم اشتباه مي‌کنم

00:36:56.274 --> 00:36:57.718
نميدونم داري در مورد چي حرف ميزني

00:36:57.743 --> 00:36:59.655
لطفاً اين‌کار رو نکن

00:37:07.618 --> 00:37:10.026
فکر مي‌کني که چه اتفاقي داره رخ ميده؟

00:37:13.408 --> 00:37:14.885
من صندوقچه رو بهت نشون ميدم

00:37:14.910 --> 00:37:17.408
صندوقچه از داخل زمين بيرون آورده ميشه

00:37:18.332 --> 00:37:20.073
...و بعدش

00:37:21.200 --> 00:37:23.407
نميدونم دقيقاً بعدش چي ميشه

00:37:23.408 --> 00:37:28.608
ولي همونطور که نقشه ريخته بوديم
شک دارم برگشتن به اردوگاه باشه

00:37:34.408 --> 00:37:35.816
اشتباه مي‌کنم؟

00:37:38.741 --> 00:37:41.921
بهم بگو که دارم اشتباه مي‌کنم
و بعدش به راهمون ادامه ميديم

00:37:47.991 --> 00:37:49.774
و بعدش چي؟

00:37:53.908 --> 00:37:55.691
اين جنگ

00:37:58.207 --> 00:38:00.068
جنگ تو

00:38:02.908 --> 00:38:04.693
جنگ اون

00:38:10.075 --> 00:38:12.608
جوليوس» هيچ مانعي در اين مسير نخواهد بود»

00:38:14.283 --> 00:38:16.792
تا موقعي که تو و اون به‌خاطرش ايستادگي کنيد

00:38:17.542 --> 00:38:20.307
تا موقعي که گنج به اون‌کار قوت ببخشه

00:38:21.408 --> 00:38:23.858
ديگه هيچ چيزي نمي‌تونه
از آغاز جلوش رو بگيره

00:38:26.051 --> 00:38:28.096
هيچي جز تو

00:38:33.517 --> 00:38:35.713
چرا مي‌خواي اون‌کار رو بکني؟

00:38:44.028 --> 00:38:46.144
اين همونيه که قرار بود بشه

00:38:47.586 --> 00:38:51.854
زمان پس از زمان پس از زمان

00:38:53.283 --> 00:38:55.024
بي‌پايان

00:38:57.158 --> 00:39:02.180
با محاسبه‌ي افراد زياد
و عشق و روحيه‌ها

00:39:02.212 --> 00:39:05.977
تا شايد اونا هم در بازي بزرگ شرط بندي کنن

00:39:06.137 --> 00:39:09.610
چقدر غرامت براي جنبش ما بايد داده بشه؟

00:39:10.408 --> 00:39:14.150
چه تعداد تلفات رو ميشه
براي اين جنبش تحمل کرد؟

00:39:15.648 --> 00:39:17.516
چه تعداد تلفات؟

00:39:21.158 --> 00:39:23.021
اينکه جنگ نيست

00:39:24.408 --> 00:39:26.732
اين يک کابوسِ لعنتيه

00:39:30.751 --> 00:39:34.700
و من يک قدم ديگه هم به سمت ترک کردن
...اين جنگل نمي‌تونم بردارم

00:39:38.494 --> 00:39:40.527
تا موقعي که بدونم ديگه تموم شده

00:39:46.408 --> 00:39:48.636
اونا اينطور نجات پيدا کردند

00:39:52.367 --> 00:39:54.407
اين رو بايد بدوني

00:39:54.652 --> 00:39:57.608
تو اينقدر باهوش هستي که اين رو بدوني

00:40:06.509 --> 00:40:09.410
اونا دنيا رو سايه‌هاي زيادي نقاشي کرده‌ان

00:40:10.361 --> 00:40:13.686
و به بچه‌هاشون ميگن که نزديکِ نور بمونن

00:40:14.745 --> 00:40:16.192
نور خودشون

00:40:17.158 --> 00:40:20.114
دلايل خودشون ، قضاوت‌هاي خودشون

00:40:21.138 --> 00:40:25.588
چون در تاريکي اژدهايان قرار دارند

00:40:27.648 --> 00:40:29.621
ولي اين حقيقت نداره

00:40:30.817 --> 00:40:35.358
مي‌تونيم اثبات کنيم که اين حقيقت نداره

00:40:36.950 --> 00:40:39.698
در تاريکي اکتشاف وجود داره

00:40:39.895 --> 00:40:41.949
احتمال وجود داره

00:40:41.950 --> 00:40:47.120
آزادي در تاريکي وجود داره

00:40:47.145 --> 00:40:49.190
به محض اينکه کسي اون رو روشن کنه

00:40:49.215 --> 00:40:53.240
و چه کسي تونسته به اندازه‌ي ما
اينقدر به انجام دادنش نزديک شده؟

00:40:53.241 --> 00:40:55.035
...اين قضيه در مورد انگليس

00:40:58.616 --> 00:41:00.340
يا پادشاهش

00:41:00.908 --> 00:41:03.215
يا آزادي ما يا همه‌ي اينا نيست

00:41:05.541 --> 00:41:07.581
وقتي که فکر کردم «مدي» مُرده

00:41:07.727 --> 00:41:12.633
براي اولين‌بار دنيا رو
از طريق چشمان تو ديدم

00:41:13.013 --> 00:41:16.713
دنيايي که ديگه درونش هيچي
براي از دست دادن نمونده

00:41:18.556 --> 00:41:21.756
حس کردم که بايد افراد
از دست داده رو درک کرد

00:41:22.824 --> 00:41:24.994
تا از مفهومش بهره‌مند شد

00:41:25.580 --> 00:41:27.594
هر چقدر که هزينه‌ـش باشه

00:41:27.649 --> 00:41:32.078
تا از يادگارش در جنگ‌ها
و پيروزي‌ها تجليل کرد

00:41:35.087 --> 00:41:37.002
ولي در پايينِ همه‌ي اينا

00:41:37.027 --> 00:41:42.146
من اون چيز ديگه رو متوجه شدم
که در فضاها مخفي شد

00:41:43.241 --> 00:41:46.084
همون کسي که اولين‌بار به تو صورت بخشيد
بهم نشون داد

00:41:48.095 --> 00:41:50.011
و وقتي که پرسيدم

00:41:50.379 --> 00:41:53.287
نسبت به نقشي که مي‌خواست بازي کنه
صادق بود

00:41:56.408 --> 00:41:58.275
اون خشم بود

00:41:59.532 --> 00:42:02.584
و فقط مي‌خواست سوختنِ دنيا رو ببينه

00:42:15.047 --> 00:42:17.664
من زندگي‌ خودم رو با اون مي‌بينم

00:42:19.319 --> 00:42:21.324
و نمي‌خوام سرگردون باشم که ببينم آيا فردا

00:42:21.325 --> 00:42:24.858
همون روزي خواهد بود که کابوست
اون رو براي هميشه مي‌بره يا نه

00:42:29.210 --> 00:42:31.023
پس بعدش چي ميشه؟

00:42:33.054 --> 00:42:37.774
چه تصميمي براي اينکه فرداهامون
چگونه خواهند بود گرفتي؟

00:42:41.604 --> 00:42:43.555
من ترتيبي دادم

00:42:44.695 --> 00:42:47.475
تا مطمئن بشم وقتي که اينجا رو ترک کرديم

00:42:47.500 --> 00:42:52.515
همراه با توافق از پخش شدن
تهديد شورش جلوگيري بشه

00:42:55.571 --> 00:42:58.021
همه‌ي اين‌کارها بي‌ارزش خواهد شد

00:43:02.408 --> 00:43:04.358
ما بي‌ارزش خواهيم شد

00:43:07.892 --> 00:43:10.259
طبق تاريخچه‌ي اونا تعريف خواهيم شد

00:43:11.783 --> 00:43:14.986
تحريف خواهيم شد
تا درون داستان‌هاي اونا جا بگيريم

00:43:17.813 --> 00:43:20.322
تا موقعي که فقط از ماها

00:43:20.947 --> 00:43:24.397
هيولاهايي در داستان‌ها بمونه
که اونا براي بچه‌ها تعريف مي‌کنن

00:43:28.735 --> 00:43:30.477
من اهميتي نميدم

00:43:33.408 --> 00:43:34.947
اهميت خواهي داد

00:43:38.602 --> 00:43:40.678
يه روزي خواهي داد

00:43:42.950 --> 00:43:44.483
يک روزي

00:43:46.861 --> 00:43:49.885
حتي اگه بتوني اون رو وادار کني
تا تو رو نگه داره

00:43:50.574 --> 00:43:53.358
اون ديگه کافي نخواهد بود

00:43:54.408 --> 00:43:57.268
و اون آسايش از بين خواهد رفت

00:43:59.075 --> 00:44:04.407
و در تاريکي در جستجوي مدارکي خواهي بود
که تو بهشون اهميت ميدادي

00:44:04.408 --> 00:44:07.385
...و پيداشون نکردي . خودت مي‌فهمي

00:44:09.367 --> 00:44:11.410
که اون رو از دست دادي

00:44:11.435 --> 00:44:13.218
در اين لحظه

00:44:14.325 --> 00:44:16.331
روي اين جزيره

00:44:18.658 --> 00:44:20.649
توي زمين همراه با اون

00:44:21.449 --> 00:44:23.799
صندوقچه رو رها کردي

00:44:32.228 --> 00:44:34.281
اين چيزي نيست که مي‌خواستم

00:44:36.602 --> 00:44:39.063
ولي من همراه با تو در اينجا خواهم ايستاد

00:44:40.532 --> 00:44:44.885
براي 1 ساعت ، 1 روز ، 1 سال

00:44:46.158 --> 00:44:49.500
تا موقعي که راهي پيدا کني
تا اين نتيجه رو بپذيري

00:44:50.774 --> 00:44:53.579
تا شايد با همديگه اينجا رو ترک کنيم

00:44:56.491 --> 00:44:58.227
...چون اگه اينطور نباشه

00:45:01.673 --> 00:45:04.336
پس بايد يه‌جور ديگه تمومش کنم

00:46:27.800 --> 00:46:30.007
<i>ناخدا «فلينت» رفته</i>

00:46:35.408 --> 00:46:36.841
رفته؟

00:46:37.637 --> 00:46:39.325
کجا رفته؟

00:46:39.825 --> 00:46:42.067
از کارمون کناره‌گيري کرده

00:46:42.824 --> 00:46:47.167
اون ترغيب شده بود که
تلاش‌هاش ديگه دوامي نداره

00:46:47.192 --> 00:46:52.028
و نزديک‌ترين افرادش از دست اونا خسته شدن

00:46:52.302 --> 00:46:53.973
و از خودش

00:46:54.783 --> 00:46:58.608
اون بعدش تصميم گرفت که از همه‌ي اينا بگذره

00:46:59.839 --> 00:47:02.270
اون ديگه نگراني براي ما محسوب نميشه

00:47:03.575 --> 00:47:07.782
اين نسبت به اون پاياني که
انتظار داشتم به قدري قاطع‌ترـه

00:47:07.807 --> 00:47:10.549
ولي خيلي مؤثرترـه

00:47:11.408 --> 00:47:14.601
اگه قصد ما اين بود که
آتش جنگش رو خاموش کنيم

00:47:14.626 --> 00:47:16.875
اون رو به عنوان يک فدايي جلوه بديم

00:47:16.900 --> 00:47:19.850
به‌نظر راه عجيبي براي رسيدن بهش ميرسيد

00:47:20.616 --> 00:47:22.115
<i>فلينت» متحداني داشت»</i>

00:47:22.116 --> 00:47:24.919
<i>که توسط مرگش اونا فقط جسورتر مي‌شدند</i>

00:47:27.408 --> 00:47:31.889
<i>بعضي از اونا آرزو داشتن تا
مي‌تونستن بدون اون بجنگن</i>

00:47:31.914 --> 00:47:34.480
<i>تا از يادگارش تجليل کنن</i>

00:47:35.408 --> 00:47:40.115
<i>به جاي يک فدايي ما اون رو
به عنوان يک داستان به پيش برديم</i>

00:47:40.116 --> 00:47:45.407
<i>يک نمايش حزن‌انگيز که روحيه‌ي</i>
جنگ‌طلبانه‌ي اونا خنثي مي‌کرد

00:47:45.408 --> 00:47:50.101
و صداهاي ميانه‌روتري در ميان اونا فعال کرد

00:47:50.126 --> 00:47:53.826
تا به سمت راهکارِ ميانه‌روتري برن

00:47:57.212 --> 00:47:58.953
اون چيه؟

00:48:00.443 --> 00:48:02.233
يک قرارداد

00:48:03.007 --> 00:48:06.425
شرايطش توسط فرماندار «راجرز» بسته شده

00:48:06.449 --> 00:48:13.949
شرايطش بعد از چندين اعتراض پراکنده
توسط رهبران «مارون» پذيرفته شده

00:48:21.657 --> 00:48:23.407
هر چيزي که در مورد جاي تقريبيِ
فلينت» مي‌خوايد بشنويد»

00:48:23.408 --> 00:48:25.570
مي‌تونم بهتون بگم

00:48:25.595 --> 00:48:27.170
اون مُرده

00:48:28.055 --> 00:48:29.630
اون بازنشسته شده

00:48:30.200 --> 00:48:33.074
حقيقتِ اين مسئله هيچ اهميتي نداره

00:48:33.075 --> 00:48:36.573
حقيقت اينه که هيچ جنگي «مارون»ـي
در هند غربي وجود نخواهد داشت

00:48:36.574 --> 00:48:40.087
چون خودِ «مارون»ها با اين مسئله موافقت کردن

00:48:46.457 --> 00:48:48.407
چيزي که بعدش باقي مي‌مونه

00:48:48.408 --> 00:48:51.753
اينه که شما بدهي‌هاي «وودز راجرز» رو بخريد

00:48:52.488 --> 00:48:54.823
حبس و غفلتش رو تشديد کنيد

00:48:54.824 --> 00:48:56.823
و مواظب باشيد که يک فرماندار
جديد جايگزينش بشه

00:48:56.824 --> 00:48:59.407
که به اين شرايط احترام ميذاره

00:49:09.814 --> 00:49:13.165
«شما بابتِ حذف شدنِ ناخدا «فلينت
مدرک مي‌خواستيد

00:49:13.907 --> 00:49:16.107
اين رو نمي‌تونم بهتون بدم

00:49:17.075 --> 00:49:22.001
ولي اين يک اطمينانِ محکمِ که ديگه
تهديدي از سمت دزدان دريايي وجود نداره

00:49:24.484 --> 00:49:27.725
شما فرمانداري خواستيد که
من اون رو به عنوان شوهر بپذيرم

00:49:28.610 --> 00:49:31.019
اين رو هم نمي‌تونم بهتون بدم

00:49:32.897 --> 00:49:35.211
ولي يک داوطلب بهتون معرفي کردم

00:49:35.236 --> 00:49:38.983
که مي‌تونم قابل اعتماد بودنش رو تضمين کنم

00:49:40.408 --> 00:49:42.483
کدوم داوطلب؟

00:49:45.658 --> 00:49:48.389
شما ازم مي‌خوايد که «ناسا» رو مديريت کنم؟

00:49:48.702 --> 00:49:50.782
اينا شرايطي هستند که طبق اونا
انجام خواهد شد

00:49:50.783 --> 00:49:53.366
اينا بهترين شرايطي هستند
که مي‌تونم ارائه بدم

00:49:54.291 --> 00:49:56.850
اينا از نظر شما قابل قبول هستند؟

00:50:08.696 --> 00:50:10.438
فقط يه چيز ديگه مونده

00:50:17.053 --> 00:50:19.366
يک درخواست کوچيکه

00:50:19.367 --> 00:50:24.258
قبل از اينکه جوهر اين خشک بشه
يا هر چيزي که بابتش باهم توافق کردين

00:50:24.897 --> 00:50:27.490
وقتي که درخواست غرامت انجام بشه

00:50:27.491 --> 00:50:30.984
و غفلت اون ثبت بشه
و به اون گواهي سوگند بخوره

00:50:31.009 --> 00:50:32.834
بعدش محاکمه‌اي برگزار خواهد شد

00:50:34.343 --> 00:50:36.015
<i>و در اون محاکمه</i>

00:50:36.040 --> 00:50:39.552
<i>دادگاه از طلبکاران درخواستِ
استشهادنامه خواهد کرد</i>

00:50:39.577 --> 00:50:44.608
<i>استشهادنامه‌هايي که روايتِ رسميِ
غفلتش رو شکل خواهند داد</i>

00:50:47.467 --> 00:50:49.115
<i>شکستش رو</i>

00:50:49.116 --> 00:50:51.030
<i>حقارتش رو</i>

00:50:51.194 --> 00:50:53.823
<i>«براي آدمي مثله «وودز راجرز</i>

00:50:53.824 --> 00:50:58.046
<i>چقدر سخت خواهد بود که
با حالت درماندگي بشينه</i>

00:50:58.288 --> 00:51:03.157
<i>درحالي‌که تاريخ با يک پايان معکوس
و نامربوط در مورد</i>

00:51:03.158 --> 00:51:06.186
<i>چيزي که قبلاً يک داستان نويدبخش بود
ثبت ميشه</i>

00:51:10.408 --> 00:51:12.737
گمون کنم درخواستم اينه که

00:51:12.762 --> 00:51:15.848
وقتي که زمانِ ارائه‌ي اون استشهادنامه برسه

00:51:15.873 --> 00:51:18.490
خيلي دوست دارم که در
نوشتنش بهتون کمک کنم

00:51:54.408 --> 00:51:55.816
برو

00:51:58.616 --> 00:52:00.024
نه

00:52:02.071 --> 00:52:04.782
اون قرارداد تصويب شده

00:52:07.866 --> 00:52:10.897
رئيس‌هاي اردوگاه‌هاي ديگه
همراه با دزدان دريايي

00:52:11.142 --> 00:52:13.358
به زودي اينجا رو ترک مي‌کنن

00:52:13.824 --> 00:52:16.608
جنگ تموم شده

00:52:21.186 --> 00:52:22.654
بله

00:52:33.600 --> 00:52:35.800
نميدونم چرا اين‌کار رو کردي

00:52:37.950 --> 00:52:40.089
ولي ميدونم که تو اين‌کار رو کردي

00:52:41.817 --> 00:52:44.990
من رو از اون جزيره دور کردي
تا متوجه‌اش نشم

00:52:45.255 --> 00:52:48.775
جوليوس» رو جسور کردي»
تا نتونم باهاش مخالفت کنم

00:52:48.800 --> 00:52:50.667
اون رو هماهنگ کردي

00:52:54.033 --> 00:52:57.729
جرأت نداري با انکار کردن
اين مسئله بهم توهين کني

00:53:01.033 --> 00:53:03.870
جنگ «فلينت» مي‌تونست فقط
يک نتيجه داشته باشه

00:53:05.408 --> 00:53:09.486
زندگي در سوي فقدان و بيچارگي

00:53:10.325 --> 00:53:12.366
و فداکاري‌هاي بي‌ثمر

00:53:12.799 --> 00:53:15.199
بايد متوقفش مي‌کردم -
تو بايد متوقفش مي‌کردي؟ -

00:53:15.269 --> 00:53:17.052
و من بابتش متأسف نيستم

00:53:18.546 --> 00:53:20.370
من 1بار تو رو از دست دادم

00:53:21.367 --> 00:53:23.108
دوباره اين‌کار رو نمي‌کنم

00:53:29.800 --> 00:53:32.751
ناخدا «فلينت» از اين‌کار کناره‌گيري نکرد

00:53:33.440 --> 00:53:35.754
اين مهم بود که اونا اين حرف رو بشنون

00:53:35.779 --> 00:53:38.229
ولي اونا مثله تو «فلينت» رو نمي‌شناختن

00:53:39.509 --> 00:53:41.833
با دوباره تکرار کردنش بهت اهانت نمي‌کنم

00:53:45.183 --> 00:53:47.018
او بهت اعتماد کرد

00:53:47.854 --> 00:53:49.888
او دوست‌ـت بود

00:53:50.735 --> 00:53:52.602
و تو اون رو کشتي

00:53:55.158 --> 00:53:56.608
نه

00:54:00.649 --> 00:54:03.182
من ناخدا «فلينت» رو نکشتم

00:54:05.741 --> 00:54:08.823
من حذفش کردم

00:54:12.991 --> 00:54:16.302
اون مردي که مي‌شناسي
هرگز اين جنگ رو رها نمي‌کرد

00:54:16.825 --> 00:54:19.657
اگه اون مي‌خواست خودش رو از اين بيرون کنه

00:54:19.813 --> 00:54:22.513
ديگه نمي‌تونست خودش رو درک کنه

00:54:24.116 --> 00:54:27.552
پس مجبور بودم اون رو به
حالات اوليه‌ي وجود مي‌فرستادم

00:54:29.524 --> 00:54:31.932
اوني که بتونه بدون جنگ درش فعاليت کنه

00:54:32.991 --> 00:54:34.895
بدون خشونت

00:54:35.694 --> 00:54:37.512
بدون ما

00:54:40.408 --> 00:54:43.150
ناخدا «فلينت» از داخل يک مصيبت
به دنيا اومده بود

00:54:43.991 --> 00:54:45.648
خودت ميدوني

00:54:45.673 --> 00:54:47.456
خودم اين رو بهت گفتم

00:54:48.932 --> 00:54:54.589
من راهي پيدا کردم تا به گذشته
دست پيدا کنم و خنثي‌ـش کنم

00:54:58.813 --> 00:55:01.513
<i>يک مکاني در نزديکيِ «ساوانا» وجود داره</i>

00:55:02.449 --> 00:55:04.573
<i>که در اون مرداني غيرعادلانه
در انگليس زنداني شدن</i>

00:55:04.574 --> 00:55:06.713
<i>مخفيانه به اونجا فرستاده ميشن</i>

00:55:08.908 --> 00:55:13.638
<i>يک نگهداريِ بسيار مهربانانه‌تر
ولي امنيتش کمتر نيست</i>

00:55:14.574 --> 00:55:17.252
<i>افرادي که وارد اين دروازه‌ها ميشن
ديگه اونجا رو ترک نمي‌کنن</i>

00:55:20.552 --> 00:55:25.732
<i>براي بقيه‌ي مردم دنيا
اونا ديگه وجود ندارن</i>

00:55:28.332 --> 00:55:30.177
من حرفت رو باور ندارم

00:55:31.013 --> 00:55:33.407
من اين رو باور نمي‌کنم

00:55:33.607 --> 00:55:36.601
فلينت» قبل از اينکه اجازه‌ي چنين کاري بده»
تا سرحد مرگ مبارزه مي‌کرد

00:55:36.626 --> 00:55:40.849
در ابتدا اون مقاومت کرد

00:55:42.408 --> 00:55:45.935
ولي بعدش بهش گفتم که ديگه
چه چيزهايي در مورد اين مکان شنيدم

00:55:47.449 --> 00:55:52.396
بهم گفته بودن که در ميان جامعه‌ي انگليس
خانواده‌هاي والا از اونجا استفاده مي‌کنن

00:55:52.983 --> 00:55:56.873
«بهم گفته بودند که فرماندار «کارولينا
از اونجا استفاده مي‌کنه

00:55:58.490 --> 00:56:00.407
پس من مردي رو فرستادم تا بفهمه

00:56:00.408 --> 00:56:04.233
اگه از اينجا براي پنهاني کردن
يک زندانيِ خاص استفاده کردن يا نه

00:56:05.283 --> 00:56:07.608
او با خبرهايي برگشت

00:56:10.158 --> 00:56:13.024
توماس هميلتون» اونجا بود»

00:56:15.367 --> 00:56:17.411
اون حرفم رو باور نکرد

00:56:17.677 --> 00:56:19.794
به مقاومتش ادامه داد

00:56:20.761 --> 00:56:23.378
و براي بستنش تلاش زيادي لازم بود

00:56:25.068 --> 00:56:29.075
ولي هر چه به «ساوانا» نزديک‌تر مي‌شديم
مقاومتش کمتر مي‌شد

00:56:30.889 --> 00:56:32.673
نميدونستم دليلش چيه

00:56:33.326 --> 00:56:35.127
چنين انتظاري نداشتم

00:56:36.470 --> 00:56:40.799
شايد اون به محدوديت توانايي
فيزيکيش در جنگيدن رسيده بود

00:56:41.237 --> 00:56:45.521
«يا شايد به‌خاطر ديدن «توماس
هر چه نزديک‌تر مي‌شد

00:56:46.367 --> 00:56:51.220
راحت‌تر مي‌تونست بيخيال اين فردي
که در جوابِ فقدانش ساخته رها کنه

00:56:53.061 --> 00:56:58.010
مردي که اينقدر ذهنش رو خوب شناخته بودم

00:56:59.408 --> 00:57:04.174
به‌طوري که ذهنش با مال من يکي مي‌شد

00:57:06.287 --> 00:57:12.931
اين تجربه‌ي عجيبيه که چنين چيز
غيرمنتظره‌اي رو ازش ببيني

00:57:15.408 --> 00:57:17.449
من انتخاب کردم که باورش کنم

00:57:18.408 --> 00:57:21.184
چون نه تنها اون مردي که
هميشه مي‌شناختم نبود

00:57:23.241 --> 00:57:25.816
بلکه کسي که قبلاً وجود داشته

00:57:27.587 --> 00:57:32.606
و از يک کابوس طولاني
و ترسناک بيدار شده

00:57:39.581 --> 00:57:42.387
<i>خودش رو با روشني روز هماهنگ کرد</i>

00:57:47.367 --> 00:57:51.349
<i>و دنيايي که قبل از اينکه چشمانش
رو براي اولين‌بار ببنده وجود داشت</i>

00:58:02.931 --> 00:58:06.033
<i>اجازه داد که خاطره‌ي اون کابوس محو بشه</i>

01:00:27.410 --> 01:00:29.818
شايد فکر مي‌کني که از من چي مي‌خواي

01:00:32.262 --> 01:00:37.182
با دونستن اينکه تو زنده‌اي تا بهش
فکر کني آرامش پيدا مي‌کنم

01:00:40.125 --> 01:00:42.596
ولي من اون آدم شروري که
ازش مي‌ترسي باشم نيستم

01:00:45.090 --> 01:00:46.846
من اون نيستم

01:01:00.991 --> 01:01:07.115
تو مردي رو فرستادي تا
اينجا رو بررسي کنه؟

01:01:08.415 --> 01:01:09.823
بله

01:01:13.640 --> 01:01:18.079
و اون چنين کاري کرد و به «ناسا» برگشت

01:01:19.325 --> 01:01:21.922
قبل از اينکه اسپانيايي‌ها برسن؟

01:01:24.306 --> 01:01:25.723
بله

01:01:29.672 --> 01:01:34.152
تو نه تنها به اعتماد من خيانت کردي

01:01:36.676 --> 01:01:42.179
بلکه در تمام اون مدت در فکر
خيانت کردن به اعتمادم بودي

01:01:48.904 --> 01:01:52.452
برو بيرون

01:01:58.357 --> 01:02:00.632
دزدان دريايي اينجا رو ترک خواهند کرد

01:02:01.857 --> 01:02:03.557
رئيس‌ها

01:02:06.158 --> 01:02:07.890
ولي من مي‌مونم

01:02:09.718 --> 01:02:11.252
و صبر خواهم کرد

01:02:13.449 --> 01:02:14.816
1روز

01:02:16.075 --> 01:02:17.525
1ماه

01:02:18.776 --> 01:02:20.338
1سال

01:02:22.325 --> 01:02:23.732
براي هميشه

01:02:27.275 --> 01:02:30.900
به اميد اينکه بالاخره درک کني
چرا مجبور شدم اين‌کار رو انجام بدم

01:02:35.020 --> 01:02:36.595
برو بيرون

01:03:06.631 --> 01:03:08.831
<i>يک داستان حقيقت داره</i>

01:03:10.033 --> 01:03:11.881
<i>يک داستان حقيقت نداره</i>

01:03:17.908 --> 01:03:19.865
<i>همانطور که زمان ادامه پيدا مي‌کنه</i>

01:03:19.866 --> 01:03:23.148
<i>اهميتش کمتر و کمتر ميشه</i>

01:03:26.033 --> 01:03:29.490
<i>داستان‌هايي که ما مي‌خوايم باور کنيم</i>

01:03:30.638 --> 01:03:32.887
<i>اونايي که باقي موندند</i>

01:03:32.912 --> 01:03:38.521
<i>...علارغم تغيير و تحول و پيشرفت</i>

01:03:42.408 --> 01:03:46.782
اونا داستان‌هايي هستند که تاريخ رو شکل ميدن

01:03:48.241 --> 01:03:51.806
و بعدش چه اهميتي داره
اگه از اولش حقيقت داشته يا نه؟

01:03:51.853 --> 01:03:56.031
در رسيدن به کمالش حقيقت رو پيدا کرده

01:03:56.056 --> 01:03:58.517
که اگر نجابت در اون مرد کم نباشه

01:03:58.542 --> 01:04:00.631
اون‌موقع هستش که انسان‌ها
چه چيزهايي خلق مي‌کنند

01:04:01.790 --> 01:04:05.236
به‌طوري که اين صريحاً به سوالت مرتبط ميشه

01:04:10.029 --> 01:04:12.407
شرمنده . يادم بنداز دقيقاً سوالت چي بود؟

01:04:12.408 --> 01:04:14.407
«لانگ جان سيلور» -
لانگ جان سيلور»...بله» -

01:04:14.408 --> 01:04:16.115
لطفاً من رو ببخش

01:04:16.116 --> 01:04:18.240
از زماني به زمان ديگه ميرم

01:04:18.241 --> 01:04:20.407
ولي به‌طور کلي به‌خاطر کامل بودن

01:04:20.408 --> 01:04:22.660
و هميشه به‌خاطرِ بهترين قصدها هستش

01:04:22.685 --> 01:04:24.324
ممنونم که باهام مخالفت نمي‌کني

01:04:24.325 --> 01:04:27.407
لازم نيست . خودم به سمتش کشيده شدم

01:04:35.725 --> 01:04:38.201
«داستانِ «لانگ جان سيلور

01:04:39.184 --> 01:04:41.107
درکش سخته

01:04:47.011 --> 01:04:50.334
<i>افرادي که عميقاً بهش اعتقاد داشتند</i>

01:04:53.564 --> 01:04:56.556
<i>در نهايت توسط همون نابود شدند</i>

01:05:12.408 --> 01:05:16.345
<i>و اونايي که ايستادگي کردند
تا بيشترين نفع رو ببرن</i>

01:05:17.408 --> 01:05:20.204
<i>مشتاق‌ترين افراد بودند
تا همه‌ي اونا رو رها کنن</i>

01:05:37.033 --> 01:05:40.032
<i>تا موقعي که هر چيزي که ازش باقي مونده</i>

01:05:40.033 --> 01:05:43.407
<i>داستان‌هايي در اين دنيايي که
بقيه‌ي ما درش زندگي مي‌کنيم</i>

01:05:43.408 --> 01:05:45.740
<i>باشه تا شباهت اونا رو رد کنه</i>

01:05:49.509 --> 01:05:51.542
<i>دنيايي که درش زنده مونديم</i>

01:05:54.623 --> 01:05:56.740
دنيايي که ديگه وجود نداره

01:05:59.458 --> 01:06:02.366
من شنيدم که همه‌شون باهم نيستن

01:06:02.367 --> 01:06:07.808
من شنيدم هنوز افرادي در اينجا هستند
که تحتِ بخشش فرماندار هستن

01:06:07.833 --> 01:06:10.282
من شنيدم که او براي اين‌کارها اجازه ميده

01:06:10.283 --> 01:06:14.559
تا کمک کنن که قيمت‌ها براي بازرگانان
در اينجا افزايش پيدا کنه

01:06:15.767 --> 01:06:19.425
من شنيدم به تو اجازه ميده
تا کسب و کارِت رو ادامه بدي

01:06:20.501 --> 01:06:22.534
براي همينه که اومدم

01:06:24.132 --> 01:06:25.589
2تا چيز هست که بايد بدوني

01:06:25.614 --> 01:06:27.917
اگر مي‌خواي اينجا باهامون وقت بگذروني

01:06:27.942 --> 01:06:29.490
اولاً فرماندار

01:06:29.491 --> 01:06:31.407
مرد دوست‌داشتنيه . دوست عزيزيه

01:06:31.408 --> 01:06:34.925
شايد همون قهرماني باشه که به
متارکه‌ي جنگ «مارون»ها اعتبار بخشيده

01:06:34.950 --> 01:06:37.282
و صلح رو به منطقه‌ي هند غربي آورده

01:06:37.283 --> 01:06:42.731
و در نهايت نظم و قانون
رو به «ناسا» آورده

01:06:44.408 --> 01:06:46.628
ولي بذار بگيم که کمي کمک
در رسيدن به اينجا داشته

01:06:46.653 --> 01:06:53.098
و قدرت واقعي در اينجا
کمي پيچيده‌تر از اينه

01:07:06.116 --> 01:07:11.071
...و دوم اينکه طبق قانون

01:07:12.720 --> 01:07:16.085
و اعمال اکيدِ حکومت

01:07:16.110 --> 01:07:17.865
اجازه‌ي دزدي دريايي در «ناسا» وجود نداره

01:07:17.866 --> 01:07:20.384
ديگه نيست . براي هميشه

01:07:21.596 --> 01:07:23.032
اين براي بازرگاني مهمه

01:07:23.033 --> 01:07:25.370
اين براي جهانيان شناخته شده‌ست

01:07:26.124 --> 01:07:27.839
در «جتي» به ملاقاتم بيا

01:07:44.789 --> 01:07:46.865
براي راهي شدن آماده‌ايم؟

01:07:55.522 --> 01:07:58.458
يادم نمياد در مورد آوردن افراد جديد
باهم صحبت کرده باشيم

01:07:58.483 --> 01:07:59.949
صحبت نکرديم

01:07:59.950 --> 01:08:01.655
ميدونم که صحبت نکرديم

01:08:02.671 --> 01:08:04.282
اون از اقليم خودمون اومده

01:08:04.307 --> 01:08:06.340
با افراد معمولي در جنگ خدمت کرده

01:08:09.616 --> 01:08:12.522
"مارک»..."مارک ريد»

01:08:25.486 --> 01:08:27.568
مي‌توني در برابر افراد جديد پذيراتر باشي

01:08:27.593 --> 01:08:29.265
آخه مگه زحمت داره؟

01:08:29.460 --> 01:08:31.407
برنامه داري همه‌شون رو بياري؟

01:08:31.408 --> 01:08:33.024
همه‌ي کيا؟

01:08:35.033 --> 01:08:36.407
همه‌ي اون احمق‌هايي که شنيدن

01:08:36.408 --> 01:08:39.476
تو شايد بدوني که کجا ميشه
گنج ناخدا «فلينت» رو پيدا کرد

01:08:40.574 --> 01:08:43.429
اونايي که فکر مي‌کنن شايد تو
دوباره به جستجوي اون بري

01:08:44.243 --> 01:08:46.156
فکر مي‌کنن اونا رو پولدار مي‌کني

01:08:47.693 --> 01:08:51.685
اونايي که نگرانم شايد تو رو
براي انجام اين‌کار متقاعد کنن

01:08:53.241 --> 01:08:55.407
من گنج ناخدا «فلينت» رو شکار کردم

01:08:55.408 --> 01:08:57.573
من گنج ناخدا «فلينت» رو داشتم

01:08:57.574 --> 01:08:59.354
هرگز پايان خوبي نداره

01:09:00.116 --> 01:09:02.729
به جاي اينکه دوباره بعد از
اون سريع ازش بگذريم

01:09:03.782 --> 01:09:06.232
شايد براي مدت بيشتري اين‌کار رو انجام بديم

01:09:07.908 --> 01:09:09.307
...شايد

01:09:12.800 --> 01:09:14.459
خودشه؟

01:09:20.408 --> 01:09:23.321
هنوز درک نمي‌کنم
همون قبلي چه مشکلي داشت؟

01:09:25.992 --> 01:09:29.115
چون اگه همه‌ي اونا به فراموشي سپرده بشه
چه فايده داره؟

01:09:29.116 --> 01:09:32.782
اين هنره که نشان رو به‌جا ميذاره

01:09:33.071 --> 01:09:37.468
ولي براي به‌جا گذاشتنش بايد بالاتر بره

01:09:37.493 --> 01:09:41.693
بايد واضح باشه

01:09:44.908 --> 01:09:46.750
بايد حقيقت داشته باشه

01:10:02.325 --> 01:10:03.869
همين خوبه

01:10:07.720 --> 01:10:09.207
مشکلي نداره

01:10:11.325 --> 01:10:13.199
راه بيفتيد

01:10:21.100 --> 01:10:25.100
** پايان سريال **
اميدواريم از تماشاي اين سريال زيبا لدن برده باشيد

01:10:25.101 --> 01:10:35.101
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

01:10:35.102 --> 01:10:45.102
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.