﻿WEBVTT

00:00:16.801 --> 00:00:18.886
<i>♪ Young man goes out ♪</i>

00:00:19.011 --> 00:00:24.392
<i>♪ Looking for the diamond in the sea ♪</i>

00:00:27.687 --> 00:00:31.816
<i>♪ Old man rows his boat to shore ♪</i>

00:00:31.941 --> 00:00:35.403
<i>♪ And falls on twisted knees ♪</i>

00:00:38.030 --> 00:00:44.245
<i>♪ And you'll drown
Before the water lets you in ♪</i>

00:00:47.165 --> 00:00:53.921
<i>♪ And you'll drown
Before the water lets you in ♪♪</i>

00:00:53.945 --> 00:01:14.945
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:41.988 --> 00:02:42.905
‫عذری...

00:02:42.989 --> 00:02:45.157
‫عذری به خاطر کاری که
‫مادربزرگت انجام داد وجود نداره

00:02:45.241 --> 00:02:46.241
‫جدی، نه بابا

00:02:46.284 --> 00:02:47.285
‫عزیزم

00:02:48.411 --> 00:02:52.790
‫- چی بهش گفتی؟
‫- مهم نیس که اون چی بهش گفت

00:02:53.749 --> 00:02:55.960
‫اون منو زد چون احساس گناه می کرد

00:02:56.043 --> 00:02:57.712
‫بایدم احساس گناه کنه

00:02:58.296 --> 00:02:59.422
‫احساس گناه در مورد چی؟

00:02:59.630 --> 00:03:01.132
‫در مورد "دنی"

00:03:02.883 --> 00:03:04.343
‫یعنی چی؟

00:03:04.885 --> 00:03:07.096
‫می دونم بابا بزرگ "ری" باهاش چی کار کرد

00:03:07.305 --> 00:03:08.723
‫"ایو" بهم گفت

00:03:11.309 --> 00:03:12.977
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم

00:03:13.060 --> 00:03:14.270
‫تو نمی دونی

00:03:14.478 --> 00:03:17.023
‫تو متوجه نمی‌شی. دلایلی وجود داشت

00:03:17.231 --> 00:03:20.693
‫- آخه چه دلیلی میتونسته وجود داشته باشه؟
‫- چون که خواهرمون تازه غرق شده بود

00:03:20.776 --> 00:03:23.863
‫- واسه همین، "جنی"
‫- واسه همین "دنی" رو مثه سگ کتک زد؟

00:03:23.946 --> 00:03:26.699
‫- و تو با این قضیه مشکلی نداشتی؟
‫- من نگفتم که مشکلی نداشتم

00:03:26.907 --> 00:03:28.326
‫پس، بابابزرگ "ری" کتکش زد

00:03:28.409 --> 00:03:29.577
‫عمو "کوین" بهش هجوم آورد،

00:03:29.660 --> 00:03:32.705
‫و حالا هم مامان بزرگ "ری" واسه اینکه
‫حقیقت رو گفتم می زنه

00:03:43.466 --> 00:03:45.551
‫شماها چتونه؟

00:03:46.844 --> 00:03:50.097
‫این خانواده کاملاً به گا رفته

00:04:10.785 --> 00:04:12.203
‫من میگم صبح به خیر،

00:04:12.286 --> 00:04:15.164
‫ولی فکر می کنم احتمالاً دارم اشتباه می کنم

00:04:15.748 --> 00:04:16.999
‫نه، این...

00:04:17.124 --> 00:04:18.501
‫من فقط...

00:04:18.584 --> 00:04:21.379
‫یه کمی ضربه دیدم، فقط همین

00:04:21.462 --> 00:04:23.631
‫چی بهت ضربه زده، 18 چرخ؟

00:04:23.839 --> 00:04:26.384
‫والا طرف یه دهاتی کونی بود...

00:04:26.467 --> 00:04:29.387
‫که غافلگیرم کرد و مثه سگ با مشت منو زد

00:04:33.099 --> 00:04:35.226
‫چیش خنده داره؟

00:04:35.434 --> 00:04:38.980
‫من خیلی چیزا ممکنه به "جان ری‌بورن" بگم،
‫ولی بهش نمیگم دهاتی‌ـه، عزیزم

00:04:39.855 --> 00:04:43.067
‫کی گفت...؟
‫کی اصن در مورد "جان ری‌بورن" حرف زد؟

00:04:43.150 --> 00:04:45.945
‫عزیزم، بی خیال. من تو رو می‌شناسمت

00:04:46.821 --> 00:04:49.907
‫فقط یه دلیل واسه موندنت توی یه
‫همچین جایی وجود داره

00:04:50.491 --> 00:04:52.118
‫جدی، دلیلش چیه اون وقت؟

00:04:54.537 --> 00:04:55.955
‫چون داری خوش می‌گذرونی

00:04:58.874 --> 00:05:01.669
‫و اون نوع خوش‌گذرونی‌ای که داری رو می‌شناسم

00:05:05.214 --> 00:05:07.133
‫پس حالا از دست من عصبانی هستی؟

00:05:09.969 --> 00:05:13.889
‫تو گفتی کنار می‌ایستی،
‫تا من بتونم کار خودمو انجام بدم

00:05:18.269 --> 00:05:21.063
‫خب، حالا فهمیده قضیه رو؟
‫می‌دونه که من و تو با همیم؟

00:05:21.272 --> 00:05:24.316
‫اون نمی...
‫اون حتی روحشم خبر نداره

00:05:24.400 --> 00:05:26.027
‫مادر به خطا کلاً بی خبره از همه چی

00:05:27.153 --> 00:05:30.031
‫فقط خواهش می کنم نرو که
‫این قضیه رو واسم به هم بریزی

00:05:32.450 --> 00:05:36.036
‫این خونوادۀ منه، می فهمی؟
‫دارم کم کم می شناسمشون اینارو

00:05:39.206 --> 00:05:41.417
‫خانوادۀ تو هستن؟

00:05:46.589 --> 00:05:48.424
‫خانواده؟ خب چرا...؟

00:05:48.507 --> 00:05:50.593
‫چرا می خوای اینا خانواده‌ـت باشن؟

00:05:50.801 --> 00:05:53.846
‫چرا باید بری بیرون و یه همچین کاری بکنی؟

00:05:55.097 --> 00:05:57.433
‫اونا لیاقتت رو ندارن

00:06:05.232 --> 00:06:08.068
‫می فهمی چی میگم؟ ببین، اونا لیاقتت رو ندارن

00:06:10.654 --> 00:06:16.202
‫فقط اینو به من بگو. به نظرت باید نگرانِ
‫این باشم که "جان ری‌بورن" از قضیه سر در بیاره؟

00:06:18.120 --> 00:06:20.790
‫لازم نیس نگران چیزی باشی، عزیزم

00:06:23.083 --> 00:06:24.627
‫لازم نیس نگران چیزی باشی

00:06:30.299 --> 00:06:31.759
‫بله

00:06:59.995 --> 00:07:01.622
‫واسه چی همینطور هی مزاحمم میشی و اذیت می‌کنی؟

00:07:01.705 --> 00:07:02.705
‫ها؟

00:07:03.249 --> 00:07:05.668
‫نمی‌تونم دست از فکر کردن
‫به این قضیه بردارم که...

00:07:06.418 --> 00:07:07.878
‫چرا یهو نظرت رو عوض کردی؟

00:07:10.214 --> 00:07:12.925
‫اگه بهترین دوست خودت
‫رو به "لوری" لو داده باشی،

00:07:13.008 --> 00:07:15.219
‫واسه چی باید همون شب پاشی بری
‫توی اتاق مسافرخونه‌ـش؟

00:07:19.682 --> 00:07:22.059
‫"دنی" طرف رو تنهایی نکشت

00:07:22.560 --> 00:07:24.478
‫می دونم تو اونجا بودی

00:07:26.438 --> 00:07:29.733
‫احتمالاً خودتو به مرز دیوونگی رسوندی
‫اول، میگی من "دنی" رو کُشتم

00:07:29.817 --> 00:07:31.735
‫بعد میگی، نه، کمکش کردی که یکی رو بُکُشه

00:07:32.528 --> 00:07:34.738
‫یه کدومشون بالاخره میتونه درست باشه

00:07:44.081 --> 00:07:47.293
‫بحث، بحثِ زمان هست تا من
‫بتونم مسؤولیت قتل یه نفر رو روی دستت بذارم

00:07:51.630 --> 00:07:53.924
‫چه کار دیگه می‌خوای بکنی، ها؟

00:07:54.884 --> 00:07:58.596
‫خداییش، دیگه باید چه اتفاقی بیفته تا تو دست از اینکه
‫این زهرماری رو گردنِ من بندازی برداری؟

00:07:58.679 --> 00:07:59.805
‫ها؟

00:08:00.431 --> 00:08:02.266
‫ببین، اگه دنبال جواب هستی، برو

00:08:02.349 --> 00:08:04.935
‫با یکی صحبت کن که
‫واقعاً بتونه بهت یه جوابی بده

00:08:06.187 --> 00:08:07.563
‫اون موقع کی میتونه بهم اون جوابا رو بده؟

00:08:08.606 --> 00:08:10.941
‫خانوادۀ لعنتی "دنی"

00:09:01.742 --> 00:09:02.910
‫بله؟

00:09:02.993 --> 00:09:04.495
‫<i>هی، منم</i>

00:09:04.703 --> 00:09:06.622
‫حالِ، آآآ...؟ حال خانواده‌ـت چطوره؟

00:09:06.705 --> 00:09:08.332
‫<i>والا بهتر از اینم بودیم</i>

00:09:08.415 --> 00:09:09.416
‫"جنی" چطوره؟

00:09:09.625 --> 00:09:11.627
‫عصبانیه

00:09:11.835 --> 00:09:13.003
‫خیلی ممنونم

00:09:13.629 --> 00:09:16.048
‫با مامان صحبت کردی؟
‫چی شد که یهو اونطوری شد اصن؟

00:09:16.257 --> 00:09:18.133
‫نه، هنوز باهاش صحبت نکردم

00:09:19.134 --> 00:09:20.427
‫یه کمی خبر خوب می‌خوای بهت بدم؟

00:09:20.886 --> 00:09:22.596
‫از خُدامه که خبر خوب بشنوم. ممنون

00:09:22.805 --> 00:09:26.267
‫خب، تو الان با "آگیری" 7 درصد اختلاف داری

00:09:26.475 --> 00:09:29.061
‫<i>ملت دارن زنگ میزنن
‫میخوان پول اهدا کنن و داوطلب بشن</i>

00:09:29.603 --> 00:09:32.398
‫و بعدشم، یه چیز دیگه هم هست

00:09:32.940 --> 00:09:34.316
‫<i>جدی؟ چیه؟</i>

00:09:37.695 --> 00:09:41.323
‫ازت خواستن که توی یه گروه
‫حقوق قربانیان صحبت داشته باشی
‫[یه گروهی هستن که به نمایندگی از قربانیان جنایات و بی عدالتی ها به منظور حمایت از یه حزب سیاسی خاص فعالیت و تبلیغ می کنن]

00:09:42.616 --> 00:09:43.742
‫نه

00:09:43.951 --> 00:09:45.619
‫من بهشون گفتم که انجامش میدی

00:09:45.703 --> 00:09:47.746
‫باید از موقعیتی که الان "آگیری" داخلش هست
‫استفاده کنی

00:09:48.205 --> 00:09:51.625
‫بهت گفتم که، اون زندگی شخصی‌ـشه
‫نمی‌خوام هیچ کاری با اون قضیه‌ـش داشته باشم

00:09:51.709 --> 00:09:54.229
‫<i>- طرف عوضیه. زنش رو کتک زده</i>
‫- مردمم اینو به خوبی میدونن اینو الان

00:09:54.295 --> 00:09:57.506
‫- لازم نیست من در موردش دیگه حرف بزنم
‫- می دونی چیه؟ تو فقط یه پلیسی دیگه

00:09:57.589 --> 00:10:00.050
‫و قراره بری با خانواده های
‫قربانی ها ملاقات داشته باشی

00:10:00.259 --> 00:10:02.428
‫<i>کار خوبیه اگه انجامش بدی</i>

00:10:03.137 --> 00:10:05.848
‫تو جدی باید یه مقداری قضیه رو از
‫یه زاویۀ دیگه‌ای ببینی اینجا. خب؟

00:10:06.348 --> 00:10:07.850
‫<i>ما اینو نیاز داریم</i>

00:10:07.933 --> 00:10:11.061
‫پس، به اون رویداده برو
‫و "دایانا" رو هم با خودت ببر

00:10:11.854 --> 00:10:13.605
‫<i>بعداً بهت زنگ می زنم</i>

00:10:17.526 --> 00:10:20.112
‫اینا رو می‌دونی دیگه. اینا واسه گلدون های
‫بیرون سالن نشیمن‌ـه

00:10:20.195 --> 00:10:21.864
‫- باشه
‫- و...

00:10:21.947 --> 00:10:25.409
‫اینا سفارش جدیدن، واسه همین باید
‫از "سالی" بپرسم با اینا چی می‌خواد

00:10:25.492 --> 00:10:26.492
‫آره

00:10:34.585 --> 00:10:36.587
‫- ممنون، دیِگو
‫- مشکلی نیس

00:10:43.886 --> 00:10:45.804
‫حالش خوبه؟

00:10:49.933 --> 00:10:55.064
‫- نه، واقعاً که نه
‫- آره، من خودمم کل شب رو بیدار موندم

00:10:56.315 --> 00:10:58.359
‫احساس خیلی بدی دارم

00:11:04.531 --> 00:11:06.533
‫معذرت میخوام، "سالی"،

00:11:06.617 --> 00:11:10.496
‫ولی احساسی که تو داری
‫در حال حاضر اصلاً واسم اهمیتی نداره

00:11:12.664 --> 00:11:15.834
‫دلم میخواد از نوه‌ـم
‫عذرخواهی کنم

00:11:17.544 --> 00:11:18.879
‫باشه

00:11:18.962 --> 00:11:21.590
‫ولی اگه نخواد باهات آشتی کنه
‫منم مجبورش نمی کنم

00:11:21.799 --> 00:11:24.301
‫حرفای خیلی بد و بی رحمانه‌ای بهم زد

00:11:24.510 --> 00:11:25.761
‫حرفای واقعاً وحشتناکی زد

00:11:25.844 --> 00:11:28.013
‫اگه تو رو عصبانی کرد،
‫اگه حد و مرزی رو رعایت نکرد،

00:11:28.097 --> 00:11:31.225
‫تو می‌تونستی بیای سراغ من یا "جان"
‫به جاش، تصمیم گرفتی که بزنیش

00:11:31.433 --> 00:11:33.143
‫من نخواستم که بزنمش

00:11:34.436 --> 00:11:35.979
‫پس، قضیه همینطوری ادامه داره

00:11:37.773 --> 00:11:39.316
‫این حرفی که زدی یعنی چی دیگه؟

00:11:40.275 --> 00:11:43.612
‫اون عصبانیت، اون خشم رو
‫فکر می کنی "دنی" از کجا این چیزا رو داشت؟

00:11:45.781 --> 00:11:48.534
‫واقعاً باید عالی باشه که یه
‫همچنین مادر کامل و خوبی باشی

00:11:49.785 --> 00:11:51.745
‫"جنی" چی بهتون گفت؟

00:11:51.829 --> 00:11:54.123
‫خب، چی به من گفت؟

00:11:54.206 --> 00:11:55.874
‫گفت من "دنی" رو کشتم

00:12:00.254 --> 00:12:02.381
‫شاید داشته راستش رو می گفته

00:12:02.464 --> 00:12:04.341
‫ولی ما همه‌ـمون یه جورایی یه دستی
‫توی این قضیه داشتیم،

00:12:04.424 --> 00:12:06.510
‫حتی "جان"

00:12:18.313 --> 00:12:20.633
‫- ممنون، "لَری"
‫- ممنون، "لَری"

00:12:21.775 --> 00:12:24.695
‫کسِ دیگه‌ای هم هست که بخواد
‫باهامون حرف بزنه؟

00:12:25.279 --> 00:12:27.364
‫ما یه ده دقیقۀ دیگه رو هم وقت داریم

00:12:34.204 --> 00:12:36.123
‫آممم، من حرف میزنم

00:12:36.206 --> 00:12:37.082
‫سلام

00:12:37.166 --> 00:12:39.042
‫- و شما؟
‫- چی؟

00:12:39.126 --> 00:12:40.878
‫- اسمتون چیه؟
‫- اُه، من کوین هستم

00:12:40.961 --> 00:12:43.172
‫سلام، کوین

00:12:43.255 --> 00:12:44.256
‫خوش اومدی

00:12:44.339 --> 00:12:45.340
‫آممم...

00:12:48.093 --> 00:12:50.762
‫من یه... من معتاد به الکل هستم

00:12:56.727 --> 00:12:59.271
‫واو، اولین باری‌ـه میشه که
‫گفتمش. آمم...

00:13:02.774 --> 00:13:04.526
‫من، آممم...

00:13:04.735 --> 00:13:07.487
‫نمی دونم چرا انقدر این...

00:13:07.654 --> 00:13:10.657
‫انقدر سخته برام
‫معمولاً دوست دارم جلوی مردم حرف بزنم

00:13:10.741 --> 00:13:13.702
‫من از اونجور آدمای پر انرژی‌ای هستم که به
‫مهمونیا جون میدن

00:13:13.785 --> 00:13:15.287
‫آممم...

00:13:18.665 --> 00:13:21.251
‫من و همسرم قراره که یه
‫بچه‌ای رو داشته باشیم

00:13:21.793 --> 00:13:24.254
‫آره، قراره یه پسر داشته باشیم

00:13:24.338 --> 00:13:26.423
‫آممم...

00:13:30.135 --> 00:13:31.303
‫آممم...

00:13:32.930 --> 00:13:35.265
‫مسأله اینه که، شش ماه پیش،
‫این قضیه می‌تونست یه خبر خوب واسم باشه

00:13:35.349 --> 00:13:39.102
‫همیشه می خواستم که یه پدر باشم
‫مدتی می‌شد که تلاش می کردیم

00:13:42.272 --> 00:13:47.152
‫ولی فکر می کنم، وقتی به گذشته نگاه می کنم،
‫فک نمی کنم با واقعیت سر و کار داشتم، می دونین؟

00:13:51.365 --> 00:13:54.493
‫ولی چند ماه گذشته،
‫واقعاً واقعیت اومده سراغم

00:14:00.499 --> 00:14:01.416
‫در می‌زنه

00:14:01.500 --> 00:14:05.003
‫در خونه‌ـم رو میزنه
‫خب، یه جورایی میشه گفت در خونه‌ـم رو لِه کرده

00:14:05.254 --> 00:14:06.463
‫آممم...

00:14:09.424 --> 00:14:11.718
‫من... من کم کم...

00:14:15.138 --> 00:14:18.934
‫کم کم دارم به این نتیجه می رسم
‫که شاید اون آدمی نباشم که فکر می کردم هستم

00:14:21.436 --> 00:14:24.731
‫خانواده‌ـم واقعاً اون کسایی که
‫فکر می کردم نیستن

00:14:38.495 --> 00:14:40.956
‫همه‌ـش... همه‌ـش همین بود دیگه. تموم شد

00:14:41.623 --> 00:14:43.959
‫- ممنون، "کوین"
‫- ممنون، "کوین"

00:14:53.885 --> 00:14:55.971
‫با قضیۀ "اوبانن" به کجا رسیدی؟

00:14:56.054 --> 00:14:57.264
‫هیچ جا

00:14:57.347 --> 00:15:01.226
‫نمی‌تونم توی اتاق مسافرخونه بذارمش که،
‫و اگه هم چیزی در مورد قتل "دنی" می‌دونه

00:15:01.310 --> 00:15:03.395
‫نَم پس نمیده

00:15:03.478 --> 00:15:05.188
‫جداً فک نمی کنم طرف
‫همونی باشه که ما دنبالشیم

00:15:08.108 --> 00:15:10.402
‫من خودمم یه کمی اینور اونور سگ دو زدم

00:15:12.696 --> 00:15:14.323
‫جدی؟

00:15:14.990 --> 00:15:18.827
‫یه نگاه به مصاحبه‌های اصلی که
‫با خانوادۀ "ری‌بورن" انجام شده بنداز

00:15:20.871 --> 00:15:23.749
‫وقتی داشتن ازشون تحقیق به عمل می آوردن
‫یکی مراعاتشون رو کرده

00:15:25.417 --> 00:15:26.835
‫اونا مظنون نبودن

00:15:27.044 --> 00:15:30.672
‫خب، داستان‌هاشون کلی رخنه‌های کوچیک داره
‫که لازمه اینا بررسی بشن

00:15:31.006 --> 00:15:32.174
‫مثلاً؟

00:15:33.216 --> 00:15:35.886
‫"دنی ری‌بورن"، "رد ریف" رو ترک می کنه

00:15:35.969 --> 00:15:38.388
‫برمیگرده خونه پیش خانواده‌ـش

00:15:38.555 --> 00:15:40.349
‫بعد از اون،

00:15:40.599 --> 00:15:43.769
‫اونا ادعا می‌کنن که نمی‌دونن کجا رفته،

00:15:43.977 --> 00:15:45.687
‫یا چی کار می کرده

00:15:45.771 --> 00:15:47.522
‫آره، درسته. منظورم اینه که...

00:15:47.606 --> 00:15:50.067
‫من که باورم نمیشه. باورم نمیشه

00:15:50.150 --> 00:15:52.990
‫اونا خونواده‌ای هستن که خیلی به هم نزدیکن،
‫و اونا می‌دونن که برادرشون یکی رو کُشته

00:15:54.905 --> 00:15:56.990
‫شاید می خواستن کمکش کنن

00:15:59.993 --> 00:16:02.287
‫- استدلال منطقی‌ای نیست، فرانکو
‫- خب،

00:16:02.746 --> 00:16:05.123
‫می خوام بیارمشون اینجا و
‫دوباره باهاشون صحبت کنم

00:16:07.626 --> 00:16:09.002
‫ببین،

00:16:09.086 --> 00:16:12.714
‫با تمام احترام، فکر می کنم
‫خانواده‌ـش به اندازۀ کافی سختی کشیدن

00:16:12.798 --> 00:16:15.634
‫ترجیح میدی بذارم یکی دیگه این کارو بکنه؟

00:16:17.135 --> 00:16:18.887
‫واقعاً این مسأله برات به هر چیز
‫دیگه‌ای اولویت داره، ها؟

00:16:19.805 --> 00:16:22.974
‫روی روز بعد از قضیۀ "رد ریف" تمرکز کن

00:16:23.558 --> 00:16:25.519
‫می خوام بدونم خانواده کجا بودن

00:16:25.602 --> 00:16:27.646
‫کی "دنی" رو دید، کی باهاش صحبت کرد

00:16:29.523 --> 00:16:32.067
‫حرفا اون بیرون سریع می پیچه
‫که قراره دوباره این خونواده رو برگردونیم اینجا

00:16:32.484 --> 00:16:35.320
‫اگه احیاناً هم مطبوعات از این قضیه خبردار بشن،
‫خب، بشن

00:16:40.575 --> 00:16:41.868
‫اینو بخونش

00:16:44.538 --> 00:16:48.291
‫و بعدشم با خواهر و برادرش
‫شروع کن

00:17:00.011 --> 00:17:01.263
‫بله؟

00:17:01.346 --> 00:17:02.346
‫یه دقیقه وقت داری، "جان"

00:17:05.600 --> 00:17:07.227
‫آره، بیا تو

00:17:10.522 --> 00:17:13.692
‫ببین، می‌دونم اون روز با هم یه حرفایی زده بودیم،
‫ولی تو درست می‌گفتی

00:17:13.775 --> 00:17:15.819
‫چی لازم داری، "مارکو"؟

00:17:16.153 --> 00:17:19.948
‫"آگیری" نمیخواد اون قضیۀ مربوط به "دنی" ختم بشه
‫منظورم اینه که، داره به هر دَری می‌زنه

00:17:24.244 --> 00:17:25.620
‫ازت می خواد چی کار کنی؟

00:17:25.704 --> 00:17:28.290
‫که "مگ" و "کوین" رو واسه پرسش و تحقیق
‫بیارمشون اینجا

00:17:34.755 --> 00:17:36.965
‫عجب آدم کونی‌ای‌ـه

00:17:37.883 --> 00:17:41.678
‫- خیلی بدم میاد که بخوام شماها رو توی یه همچین وضعی قرار بدم
‫- می‌دونم چی میگی

00:17:51.188 --> 00:17:52.689
‫هی، آآ...

00:17:55.317 --> 00:17:58.570
‫ازتون ممنونم که در این مورد
‫با خبرم کردی. واقعاً ممنونم

00:18:09.623 --> 00:18:13.043
‫منظورت از یه مصاحبۀ دیگه چیه؟
‫در مورد چی داری حرف می‌زنی؟

00:18:13.126 --> 00:18:15.926
‫- ما که حرفامون رو زدیم
‫- چیزی بوده که عوض شده یعنی؟

00:18:16.254 --> 00:18:19.841
‫نه، چیزی عوض نشده. قضیه اینه که "آگیری"
‫داره سر به سرِ من میذاره

00:18:23.261 --> 00:18:24.596
‫داستان همونطوریه که قبلنم بوده؟

00:18:24.805 --> 00:18:27.849
‫داستان همونطوری باقی میمونه
‫داستان دقیقاً همونطوری باقی میمونه

00:18:27.933 --> 00:18:31.853
‫هیچی عوض نمیشه
‫هیچی توی داستان عوض نمیشه

00:18:32.562 --> 00:18:34.689
‫شما دو تا می‌دونین که
‫این مسأله چقدر مهمه دیگه، نه؟

00:18:35.315 --> 00:18:37.108
‫بله، می فهمم

00:18:44.074 --> 00:18:45.075
‫چیه؟

00:18:47.035 --> 00:18:49.204
‫- چیه؟
‫- آخرین باری که با "مارکو" حرف زدم،

00:18:49.287 --> 00:18:51.832
‫داشت در مورد کل قضیۀ قایق ازم سؤال می پرسید

00:18:52.332 --> 00:18:53.875
‫- کدوم قایق؟
‫- قایقه دیگه

00:18:53.959 --> 00:18:57.379
‫همون قایق‌ـه که نزدیک "دنی" پیداش کردن

00:18:57.546 --> 00:18:59.214
‫تو که اونو به من نگفته بودی

00:18:59.297 --> 00:19:02.050
‫- چه اهمیتی داره خب؟ مشکل ساز نبود که
‫- خیلی هم مشکل سازه "جان"

00:19:02.259 --> 00:19:06.012
‫چون من مثه سگ مست بودم
‫حسابی نعشه بودم

00:19:06.888 --> 00:19:09.683
‫و مطمئنم که حسابی گناهکار به نظر می رسیدم

00:19:11.685 --> 00:19:13.812
‫مثه احمقا به نظر می رسیدم

00:19:17.023 --> 00:19:19.693
‫حتماً فک می کرده یه چیزی رو قایم کردم

00:19:26.783 --> 00:19:30.287
‫خیلی خب، اگه "مارکو" دوباره ازش بپرسه

00:19:30.662 --> 00:19:32.372
‫چه کار کنیم؟

00:19:36.835 --> 00:19:39.004
‫شاید بتونیم از این قضیه استفاده کنیم

00:19:46.595 --> 00:19:49.723
‫رفتن با قایق دور و بر رو بگردن

00:19:50.473 --> 00:19:52.851
‫خیلی وقته رفتن

00:19:53.977 --> 00:19:56.146
‫می‌خوای قایق رو ببری بیرون؟

00:19:59.149 --> 00:20:00.734
‫چی؟

00:20:00.984 --> 00:20:03.737
‫قایق رو میگم. می‌تونیم
‫ببریمش یه چرخی باهاش بزنیم

00:20:05.906 --> 00:20:08.867
‫واسه همینه من رو اینجا خواستی؟
‫که من رو واسه قایق سواری ببری بیرون؟

00:20:09.951 --> 00:20:11.661
‫فقط یه پیشنهاد بود

00:20:13.872 --> 00:20:16.333
‫می خواستم نیام، می‌دونی؟

00:20:16.458 --> 00:20:18.209
‫چرا خب؟

00:20:18.543 --> 00:20:21.421
‫می ترسیدم بهم برچسب بزنی

00:20:21.922 --> 00:20:24.215
‫- شنیدم دستِ بزن پیدا کردین
‫- آره، خب،

00:20:24.299 --> 00:20:28.470
‫اشتباهی کردم که بهش افتخار نمی‌کنم

00:20:30.555 --> 00:20:33.391
‫نگران نباشید. مطمئنم حق‌ـش بوده

00:20:36.269 --> 00:20:37.812
‫بشین

00:20:48.365 --> 00:20:51.952
‫خب، بابات در مورد ما چی بهت گفته؟

00:20:52.035 --> 00:20:53.828
‫در مورد خانواده؟

00:20:54.663 --> 00:20:57.207
‫گفته بود که همه‌ـتون به فنا رفتین

00:20:58.625 --> 00:21:02.170
‫اینکه نمی‌خواسته از اونطور باباهایی
‫باشه که باباش بوده

00:21:03.088 --> 00:21:07.258
‫اینکه به عنوان "ری‌بورن" به دنیا اومده
‫بدترین چیزی بوده که واسه‌ـش اتفاق افتاده

00:21:12.430 --> 00:21:14.724
‫گفته بود که از اینجا متنفره

00:21:17.560 --> 00:21:21.022
‫خدا میدونه چرا
‫احمق نمی‌دونسته چه چیز خوبی رو داره از دست میده

00:21:28.405 --> 00:21:31.032
‫می‌دونی که من...

00:21:31.116 --> 00:21:34.452
‫فکر نمی کردم که اینکه "دنی" بچه دار بشه
‫فکر خوبی باشه

00:21:36.579 --> 00:21:38.623
‫فکر می کردم مسؤولیت
‫چنین کاری واسه‌ـش سنگین باشه

00:21:42.669 --> 00:21:44.337
‫درست فکر می کردی

00:21:44.921 --> 00:21:47.048
‫مسؤولیتش واسه‌ـش خیلی سنگین بود

00:21:48.008 --> 00:21:52.721
‫و منم خیلی ازش نپرسیدم که
‫زندگی‌ـش چطوری داره می‌گذره؟

00:21:54.055 --> 00:21:56.391
‫فکر کنم یه جورایی از اون چیزی که
‫قرار بود با خبر بشم می ترسیدم

00:22:02.689 --> 00:22:05.191
‫ولی الان به خودم میگم کاش ازش می پرسیدم

00:22:07.485 --> 00:22:09.904
‫اون موقع شاید در مورد تو هم می‌دونستم

00:22:11.990 --> 00:22:14.242
‫و شاید مسائل بین‌ـمون یه جور دیگه می‌شد

00:22:18.955 --> 00:22:20.498
‫شک دارم یه جور دیگه‌ای می‌شد

00:22:24.836 --> 00:22:27.714
‫شماها احتمالاً با هم
‫یه وقتای خوبی رو هم سپری کردین دیگه

00:22:29.132 --> 00:22:31.676
‫"ایو" گفته بود که عادت داشته
‫می‌اومده تو رو ببینه

00:22:33.595 --> 00:22:35.972
‫آره، ما چند باری با هم می رفتیم بیرون

00:22:36.681 --> 00:22:38.308
‫کجا؟

00:22:38.391 --> 00:22:40.351
‫اغلب، "میامی"

00:22:41.019 --> 00:22:42.019
‫اُه

00:22:42.437 --> 00:22:44.314
‫در مورد رستوران خبر داشتی؟

00:22:44.856 --> 00:22:46.608
‫منو همونجا برد

00:22:50.195 --> 00:22:52.363
‫منو اونجا می بری؟

00:23:11.299 --> 00:23:13.259
‫- ممنون
‫- خواهش

00:23:21.684 --> 00:23:24.479
‫به نظرت خلاف قوانینه اگه ازت بپرسم
‫که ملاقات هات چطوری دارن پیش میرن؟

00:23:27.482 --> 00:23:29.275
‫خوب پیش میرن

00:23:30.527 --> 00:23:32.070
‫خوبه

00:23:35.698 --> 00:23:37.659
‫واقعاً چه وضع خر تو خریه، می دونی؟

00:23:38.910 --> 00:23:39.910
‫چی رو؟

00:23:40.829 --> 00:23:42.872
‫من دارم سعی می کنم که اینجا پاک بمونم
‫[منظورش اینه که الکل مصرف نکنه و هوشیار باشه]

00:23:45.792 --> 00:23:47.043
‫آره، واسه همینم رفتی اونجا دیگه

00:23:47.126 --> 00:23:49.379
‫آره، خب، کل قضیه‌ـشون
‫بر پایۀ صداقته

00:23:49.462 --> 00:23:51.673
‫اینکه با خودم صادق باشم

00:23:51.756 --> 00:23:52.799
‫اینکه با همه صادق باشم

00:23:52.882 --> 00:23:55.009
‫اون موقع چطوری قراره من پاک بمونم؟

00:23:55.093 --> 00:23:57.595
‫اونم وقتی که مجبوریم در مورد همه چی
‫هی دروغ بگیم؟

00:23:57.929 --> 00:24:00.348
‫هی، مطمئنی می‌تونی امروز این کارو انجام بدی؟

00:24:00.431 --> 00:24:03.518
‫چون اگه حس می کنی نمی تونی،
‫یا فکر می کنی روز بدی رو داری...

00:24:04.686 --> 00:24:07.105
‫فردا مثلاً قراره بهتر باشه؟

00:24:18.783 --> 00:24:20.159
‫تو اینجا چی کار می کنی؟

00:24:20.785 --> 00:24:22.537
‫دنبال گردنبند می گردم

00:24:22.620 --> 00:24:24.497
‫چی...؟ کدوم گردنبند؟

00:24:24.581 --> 00:24:27.959
‫اسب دریایی که "دنی" بهم داد. بابا ازم گرفتش

00:24:28.042 --> 00:24:30.628
‫نمی‌تونی که همینطوری پاشی بری سراغ
‫وسایل بابات. اینو که می‌دونی دیگه

00:24:30.712 --> 00:24:33.673
‫ولی خب هدیه بود. واسه من بود

00:24:35.675 --> 00:24:40.138
‫عزیزم، می‌دونم تو "دنی" رو دوس داشتی
‫همیشه باهات خوب رفتار می کرد

00:24:40.805 --> 00:24:43.641
‫ولی قضیه خیلی بیشتر از اون چیزی هست
‫که تو فکر می کنی و تو متوجه نمیشی

00:24:44.392 --> 00:24:46.269
‫مثلاً چی؟

00:24:48.730 --> 00:24:51.107
‫یه مدتی ببرشون بیرون از شهر

00:24:53.943 --> 00:24:58.239
‫اون روز اون تو رو برده بود توی اون قایق،
‫داشت تهدیدت می کرد

00:24:58.698 --> 00:25:01.701
‫- در مورد چی داری حرف می زنی؟
‫- اصن ما به خاطر همون بود که رفتیم

00:25:01.784 --> 00:25:03.744
‫- چی...؟ چی...؟
‫- ما ازش می ترسیدیم

00:25:03.786 --> 00:25:07.273
‫و بابات هم می خواست هر طوری شده هر کاری
‫که می‌تونه رو انجام بده تا بتونه ازت مراقبت کنه

00:25:07.624 --> 00:25:10.001
‫منظورت چیه که ازم مراقبت کنه؟

00:25:11.502 --> 00:25:13.783
‫اون موقع حین اینکه ما قراره فرار کنیم،
‫تو می‌خوای چه کار کنی؟

00:25:14.297 --> 00:25:16.090
‫نمی دونم

00:25:20.762 --> 00:25:24.223
‫مامان، یعنی چی اینایی که میگی؟

00:25:25.600 --> 00:25:27.977
‫یعنی اینه که "دنی" خطرناک بود

00:25:30.772 --> 00:25:34.442
‫و بابات باید مطمئن می‌شد
‫که اون دیگه نمی‌تونه بهمون آسیبی بزنه

00:25:38.363 --> 00:25:41.574
‫اون اصلنم خطرناک نبود
‫و اصلنم تهدیدم نمی کرد

00:25:41.658 --> 00:25:43.451
‫من اونجا بودم

00:25:59.801 --> 00:26:01.386
‫- آماده‌ای؟
‫- اوهوم

00:26:05.014 --> 00:26:08.559
‫"دنی" تا حالا بهت گفته که
‫توی مسافرخونۀ "رد ردیف" چه اتفاقی افتاده؟

00:26:09.811 --> 00:26:11.229
‫نه

00:26:12.313 --> 00:26:14.649
‫آخرین باری که "دنی" رو دیده بودی کِی بود؟

00:26:16.192 --> 00:26:17.485
‫آممم...

00:26:17.568 --> 00:26:23.700
‫فکر کنم قبلاً هم گفته باشم، اون شب توی مسافرخونه
‫با مامانم، و با "مگ" و با "جان"

00:26:24.409 --> 00:26:26.786
‫و اون شب،
‫حرفی از "اریک اوبانن" زد؟

00:26:27.203 --> 00:26:29.580
‫نه، من که چیزی به خاطر ندارم ازش

00:26:29.956 --> 00:26:31.332
‫خیلی خب

00:26:36.337 --> 00:26:40.216
‫بعد از اینکه اون شب "دنی" شماها رو ترک کرد،
‫می‌دونی کجا رفت؟

00:26:45.555 --> 00:26:46.889
‫تو کجا رفتی؟

00:26:47.432 --> 00:26:49.600
‫- من؟
‫- تو

00:26:49.976 --> 00:26:53.229
‫- یادت هست؟
‫- آره، آره، یادمه

00:26:54.105 --> 00:26:55.106
‫آممم...

00:26:59.235 --> 00:27:03.072
‫"دنی" اون شب یه سری چیزای خیلی، خیلی
‫بدی به مامانم گفته بود

00:27:03.156 --> 00:27:04.866
‫- اوهوم
‫- و من، آآ...

00:27:05.825 --> 00:27:07.910
‫و منم تقریباً عصبانی شده بودم

00:27:07.994 --> 00:27:10.788
‫و یه جورایی دیگه کنترلم رو از دست داده بودم

00:27:11.956 --> 00:27:14.834
‫"کنترلت رو از دست داده بودی"؟
‫منظورت چیه؟

00:27:17.962 --> 00:27:20.006
‫حسابی مست کرده بودم

00:27:20.673 --> 00:27:25.344
‫بعد از اینکه "دنی" اون شب مسافرخونه رو ترک کرد،
‫من به اون دفتر آشغالدونیم برگشتم

00:27:25.428 --> 00:27:30.266
‫و دیگه انقدر برف ها رو پارو کردم و
‫مشروب خوردم که از هوش رفتم

00:27:38.858 --> 00:27:41.319
‫حالا، روز بعدش،
‫"جان" یه عارضۀ قلبی داشت

00:27:45.073 --> 00:27:46.699
‫"دنی" رو اون روز دیدی؟

00:27:46.783 --> 00:27:50.661
‫نه، آخرین باری که دیدمش همون شب بود

00:27:53.873 --> 00:27:55.792
‫اون روز کجا بودی؟

00:27:56.375 --> 00:27:58.336
‫روزی که "جان" مریض بود

00:27:59.170 --> 00:28:00.379
‫آآآ....

00:28:00.922 --> 00:28:04.550
‫خب، مشخصاً، نگران "جان" بودم،
‫واسه همین رفتم بیمارستان ببینمش دیگه

00:28:04.717 --> 00:28:06.094
‫اوهوم

00:28:06.803 --> 00:28:08.846
‫ببین، اینجا میگه که،
‫پرستاری که اونجا حضور داشته گفته،

00:28:08.930 --> 00:28:12.725
‫تو تا بعد از ظهر اونجا نرفته بودی،
‫درسته؟

00:28:13.893 --> 00:28:15.019
‫اوهوم

00:28:15.103 --> 00:28:18.606
‫- درسته
‫- خیلی خب، پس صبحش کجا بودی؟

00:28:25.446 --> 00:28:26.906
‫"کوین"

00:28:33.496 --> 00:28:36.124
‫من دیگه نمی‌تونم این شکل زندگی کنم، مرد

00:28:43.714 --> 00:28:46.008
‫"کوین" صبحش کجا رفته بودی؟

00:28:51.973 --> 00:28:55.518
‫"مگ" بهم زنگ زد،
‫ولی من نرفتم بیمارستان

00:28:59.564 --> 00:29:01.190
‫چرا نرفتی؟

00:29:07.780 --> 00:29:10.408
‫دیوونه شده بودم و قاطی کرده بودم. و من، آممم...
‫[به خاطر مصرف مواد قاطی کرده بوده]

00:29:11.826 --> 00:29:16.164
‫و خب باید همونطوری پیش می رفتم دیگه
‫واسه همین رفتم که یه کم کوکائین بیشتر بخرم

00:29:19.041 --> 00:29:21.502
‫و یه چیز دیگه هم هست که
‫باید بهت بگم

00:29:25.173 --> 00:29:28.134
‫آممم، اون روز که تو من رو
‫بُردی پاسگاه

00:29:28.217 --> 00:29:29.594
‫که بهم اون قایق سوخته شده رو نشون بدی...

00:29:30.136 --> 00:29:31.137
‫خب؟

00:29:31.220 --> 00:29:33.222
‫اون روز خیلی نعشه بودم

00:29:38.060 --> 00:29:40.938
‫و من بهت دروغ گفتم
‫بهت گفته بودم که قایق رو قبلاً ندیده بودم

00:29:41.022 --> 00:29:42.690
‫- قایق رو قبلاً دیده بودی پس؟
‫- چند باری

00:29:42.773 --> 00:29:45.776
‫- کجا؟
‫- توی تعمیرگاه کِشتی‌ـم

00:29:47.778 --> 00:29:51.115
‫اون قایق می‌تونست کلید حلِ
‫ماجرای قتل "دنی" باشه، می فهمی اینو؟

00:29:51.199 --> 00:29:53.284
‫می دونم. متأسفم. خیلی معذرت می‌خوام

00:29:53.367 --> 00:29:56.579
‫واسه چی آخه باید در این
‫مورد بهم دروغ بگی؟

00:29:57.830 --> 00:29:59.373
‫من دروغ گفتم...

00:30:00.833 --> 00:30:06.047
‫من دروغ گفتم چون کسی که قایق رو
‫واسه تعمیر آورده بود پیشم، ساقی‌ـم بود

00:30:06.589 --> 00:30:07.589
‫اسمش چیه؟

00:30:09.300 --> 00:30:11.886
‫اسمش رو نمی‌دونم، مرد
‫طرف ساقی‌ـم بود

00:30:11.969 --> 00:30:14.347
‫خب، طرف چه شکلی بود،
‫اینو دیگه یادت میاد؟

00:30:18.100 --> 00:30:19.977
‫چه شکلی بود؟

00:30:22.188 --> 00:30:24.398
‫موهای سفیدی داشت

00:30:29.987 --> 00:30:32.782
‫یه دندون طلایی هم داشت

00:30:45.753 --> 00:30:47.630
‫لعنتی، همونه. آره

00:30:47.713 --> 00:30:49.799
‫اسم طرف "رافی کینتانا" هست

00:30:51.634 --> 00:30:53.803
‫اون واسه "وین لوری" کار می کرد

00:30:55.721 --> 00:30:57.598
‫جدی میگی؟

00:30:58.432 --> 00:31:02.895
‫ما همیشه فکر می کردیم جسد "دنی" نزدیک
‫یکی از قایق های "لوری" پیدا شده

00:31:03.354 --> 00:31:05.606
‫اگه "کینتانا" درگیر این کار بوده باشه،

00:31:06.357 --> 00:31:08.192
‫اون موقع قضیه معلوم میشه

00:31:22.164 --> 00:31:23.874
‫چطوری پیش رفت؟

00:31:26.043 --> 00:31:28.254
‫توی پرونده یه پیشرفتی پیدا کرد

00:31:31.048 --> 00:31:32.133
‫آفرین

00:31:36.846 --> 00:31:40.099
‫بهم اعتماد کن، باشه؟
‫همه چی مرتب میشه

00:32:16.385 --> 00:32:18.888
‫و حالا حین اینکه ما فرار می‌کنیم،
‫تو می‌خوای چه کار کنی؟

00:32:18.971 --> 00:32:20.931
‫نمی دونم

00:32:23.100 --> 00:32:25.269
‫می‌خوای چی کار کنی، "جان"؟

00:32:25.353 --> 00:32:27.396
‫نمی‌دونم بابا!

00:32:28.856 --> 00:32:31.734
‫<i>گوش کن، می‌دونم که
‫وقتی من رو با بچه ها فرستادی برم</i>

00:32:31.817 --> 00:32:33.569
‫یه مسائلی بود که بهم نگفتی

00:32:34.570 --> 00:32:36.322
‫بله، بود

00:32:39.575 --> 00:32:42.161
‫چرا دقیقاً بهم نمیگی چی رو
‫می‌خوای بدونی؟

00:32:42.244 --> 00:32:46.374
‫- تو همچنان سعی کردی بهش کمک کنی
‫- ولی واقعاً بهش کمک نکردم که. حالا هم مُرده

00:32:46.457 --> 00:32:48.209
‫- خب، حالا چه اهمیتی داره دیگه؟
‫- درسته

00:33:04.850 --> 00:33:07.978
‫پس، "دنی" هیچی در مورد اینکه
‫توی مسافرخونۀ "رد ریف" بوده نگفت؟

00:33:08.062 --> 00:33:09.313
‫نه

00:33:09.397 --> 00:33:13.234
‫اون شب توی مسافرخونه،
‫اون هیچی در موردش نگفت

00:33:13.734 --> 00:33:18.155
‫و توی این مدت،
‫شد که کلاً در مورد "اریک اوبانن" حرف بزنه؟

00:33:18.906 --> 00:33:22.743
‫نه. یعنی،
‫می‌دونستم که با هم می‌رفتن بیرون، ولی...

00:33:26.664 --> 00:33:27.873
‫"اریک" توی مراسم تشییع بابا بود

00:33:28.916 --> 00:33:30.751
‫آره، یادمه

00:33:33.254 --> 00:33:35.423
‫روز بعد از قضیۀ "رد ریف"...

00:33:36.507 --> 00:33:39.009
‫همون روزی‌ـه که "جان" اون
‫عارضۀ قلبی رو پیدا کرد

00:33:39.093 --> 00:33:42.680
‫آره، وقتی داشت توی حیاط کار می‌کرد
‫سرش گیج رفت

00:33:42.763 --> 00:33:45.433
‫واسه همین بلندش کردم،
‫بعدشم بردمش بیمارستان

00:33:45.933 --> 00:33:48.561
‫اوهوم. به نظرت دلیلی داشت که به تو زنگ زد؟

00:33:49.562 --> 00:33:51.939
‫"دایانا" و بچه ها رفته بودن جایی

00:33:53.649 --> 00:33:55.693
‫در جریان بودی کلاً که اون روز "دنی" کجا بود؟

00:33:57.194 --> 00:34:00.573
‫نه. اون شب قبلش، توی مسافرخونه
‫آخرین باری بود که دیدمش

00:34:00.656 --> 00:34:02.825
‫روز بعدش چطور؟

00:34:03.909 --> 00:34:05.411
‫اون موقع هم دیدیش؟

00:34:05.494 --> 00:34:08.330
‫نه دیگه، گفتم که،
‫اون بار آخرین باری بود که دیدمش

00:34:08.414 --> 00:34:12.168
‫من فقط دارم دنبال این می گردم که "دنی"
‫روزهای بعد از اون قضیۀ "رد ریف" کجا بوده

00:34:13.002 --> 00:34:17.381
‫خب، اون روز اصلاً نمی‌دونستی که "دنی" کجاست
‫روز بعدش چطور؟

00:34:18.841 --> 00:34:20.676
‫من رفتم نیویورک

00:34:23.596 --> 00:34:26.724
‫شب قبل از اینکه بری نیویورک،
‫من رفتم سمت خونه‌ـت. یادت میاد؟

00:34:28.601 --> 00:34:30.060
‫البته

00:34:31.020 --> 00:34:32.521
‫بله

00:34:37.193 --> 00:34:39.528
‫من همون موقع بعد از دیدنِ "جان" از
‫بیمارستان اومده بودم اونجا

00:34:40.321 --> 00:34:41.697
‫آره

00:34:42.156 --> 00:34:46.076
‫تو اینطوری نیستی که برادرت رو
‫روی تخت بیمارستان ول کنی و بری

00:34:46.160 --> 00:34:48.370
‫آره، قضیه از قبل برنامه‌ریزی شده بود

00:34:48.454 --> 00:34:50.623
‫واسه چی انقدر عجله داشتی
‫که از شهر خارج بشی؟

00:34:51.248 --> 00:34:54.335
‫یعنی، وقتی رسیدم خونه‌ـت،
‫تو بیرون بودی، توی خیابون

00:34:54.418 --> 00:34:58.631
‫بارونم داشت می‌اومد، داشتی
‫چمدون هات رو میذاشتی توی صندوق عقب ماشینت

00:34:59.006 --> 00:35:00.007
‫اوهوم

00:35:00.800 --> 00:35:04.178
‫- خب؟
‫- خب، فک نمی کنی یه کمی عجیب باشه این قضیه؟

00:35:04.261 --> 00:35:05.095
‫همم؟

00:35:05.179 --> 00:35:06.347
‫از بیمارستان میای خونه

00:35:06.430 --> 00:35:08.974
‫اولین کاری که می‌کنی اینه که بار و بندیل‌ـت
‫رو میذاری توی صندوق عقب ماشین

00:35:09.058 --> 00:35:10.392
‫آره

00:35:10.476 --> 00:35:14.188
‫داشت بارون می‌اومد
‫تو نمی‌خواستی تا روز بعدش بری

00:35:17.566 --> 00:35:20.069
‫این، آآ...؟ اینی که پرسیدی سؤاله الان؟

00:35:20.736 --> 00:35:22.416
‫روز بعدش که رفتی فرودگاه،

00:35:22.488 --> 00:35:24.928
‫خودت با ماشین خودت رفتی،
‫یا تاکسی گرفتی رفتی؟

00:35:27.159 --> 00:35:29.161
‫من... نمی فهمم
‫چه اهمیتی داره خب؟

00:35:29.245 --> 00:35:31.622
‫وقتی از شهر رفته بودی بیرون،
‫ماشینت توی خیابون بود

00:35:31.747 --> 00:35:32.748
‫چون که تاکسی گرفته بودم

00:35:33.165 --> 00:35:35.876
‫خب واسه چی پس بار و بندیل‌ـت رو شب قبلش
‫گذاشته بودی توی صندوق عقب ماشینت؟

00:35:35.960 --> 00:35:38.671
‫چون که می خواستم خودم برم،
‫ولی بعدش نظرم عوض شد

00:35:38.754 --> 00:35:40.631
‫واسه چی اون شب اونقدر عصبانی بودی؟

00:35:40.714 --> 00:35:43.551
‫منظورم اینه که، من خیلی وقته که تو رو می شناسمت، "مگ"
‫تو رو هیچ موقع اونطوری ندیده بودمت

00:35:43.634 --> 00:35:46.595
‫بی خیال، جدی میگی؟ فک کن ببین
‫چه وضعیت ناجوری بین خانواده‌ـم اتفاق افتاده بود

00:35:46.679 --> 00:35:48.556
‫واسه همین بود که رفتم خونه‌ـت

00:35:49.098 --> 00:35:51.016
‫و وقتی من رسیدم اونجا،

00:35:51.100 --> 00:35:54.144
‫اینطوری احساس کردم که تو
‫نمی‌خوای به هیچ وجه دور و برت باشم

00:35:54.228 --> 00:35:55.771
‫به خاطر این بود که ما تازه
‫از هم جدا شده بودیم

00:35:55.855 --> 00:35:58.941
‫یا تو دیدی که ماشینم رو
‫توی خیابون گذاشته بودم،

00:35:59.024 --> 00:36:00.904
‫و نمی‌خواستی که به هیچ وجه
‫نزدیک خونه‌ـت باشم

00:36:01.944 --> 00:36:03.946
‫نمی فهمم چی داری ازم می‌پرسی

00:36:04.321 --> 00:36:06.490
‫می‌دونم که "دنی" آدم پر دردسری بود

00:36:07.491 --> 00:36:10.202
‫و این رو هم می دونم که تو
‫چقدر بهش اهمیت می دادی

00:36:14.623 --> 00:36:15.623
‫آره که اهمیت می دادم

00:36:17.209 --> 00:36:19.503
‫اون شب قبلش یکی رو کُشته بود

00:36:19.587 --> 00:36:21.964
‫وقتی من رسیدم خونه‌ـت،
‫تو داشتی از ترس می‌مُردی

00:36:22.715 --> 00:36:24.884
‫- نخیر، اصلنم اینطور نبود
‫- داشتی بهش کمک می کردی؟

00:36:25.634 --> 00:36:27.469
‫- چی؟
‫- داشتی از برادرت محافظت می کردی؟

00:36:27.553 --> 00:36:30.306
‫- "دنی" اون شب اونجا بود؟
‫- نخیر، البته که نبود

00:36:30.598 --> 00:36:33.198
‫آیا اون توی خونه بود، و واسه همین
‫تو نمی خواستی من اون دور و بر باشم؟

00:36:33.267 --> 00:36:35.707
‫نخیر، نمی خواستم اون دور و بر باشی
‫چون نمی خواستم که اون دور و بر باشی

00:36:35.769 --> 00:36:38.105
‫اون شب که اومدم اونجا،
‫اینطور به نظر می‌رسیدی که داری چیزی رو مخفی می کنی

00:36:38.188 --> 00:36:41.191
‫اومدم داخل، داشتی از ترس می‌مُردی
‫تو نمی‌خواستی که من نزدیک خونه‌ـت بشم

00:36:41.275 --> 00:36:43.861
‫چی کار داری می کنی؟
‫خیلی خب، برادرم کُشته شد

00:36:43.944 --> 00:36:47.114
‫خانوادۀ من توی کل این قضیه قربانی هستن
‫چرا با من یه طوری برخورد می کنی که انگار مظنونم؟

00:36:47.531 --> 00:36:48.771
‫من فقط دارم یه چندتا سؤال می پرسم

00:36:48.824 --> 00:36:51.118
‫لازم نیس من اینجا باشم اصلاً
‫من دارم این کارو می کنم تا یه جورایی کمک کرده باشم

00:36:51.201 --> 00:36:53.704
‫خب، در حال حاضر که اونقدرا هم
‫کمکی نکردی، "مگ"

00:36:55.205 --> 00:36:58.250
‫من بعد از اون شب هیچ جور
‫ارتباطی با "دنی" نداشتم

00:36:58.334 --> 00:37:00.336
‫پاسخم به سؤالی که پرسیدی همینه
‫کار منم تمومه اینجا

00:37:01.754 --> 00:37:03.589
‫اینا چرت و پرته، خودتم می‌دونی

00:37:26.111 --> 00:37:29.311
‫خواهرتون می خواستن بدونن دوست دارین
‫که مطالب با مضمون حکایت براتون انتخاب کنیم

00:37:29.907 --> 00:37:31.784
‫"مطالب با مضمون حکایت"؟

00:37:31.867 --> 00:37:34.119
‫برای قضیۀ اون گروه حقوق قربانیای امشب

00:37:34.995 --> 00:37:37.623
‫نه، فک کنم واسه اون مشکلی نداشته باشم

00:37:37.706 --> 00:37:38.582
‫ممنون

00:37:38.666 --> 00:37:39.666
‫اوهوم

00:37:52.346 --> 00:37:53.764
‫هی

00:38:01.188 --> 00:38:02.606
‫خب، چطور بود؟

00:38:02.690 --> 00:38:04.650
‫خیلی خوب بود. عالی پیش رفت

00:38:06.819 --> 00:38:08.028
‫چیز غافلگیرکننده‌ای نبود؟

00:38:08.112 --> 00:38:09.405
‫نه

00:38:12.616 --> 00:38:15.577
‫آمادۀ این قضیه هستی تو؟
‫می‌دونی که چی می‌خوای بگی؟

00:38:15.661 --> 00:38:20.040
‫آره. فکر می کنم یه کمی بیشتر
‫عامیانه و غیر رسمی صحبت کنم، ولی آره

00:38:20.874 --> 00:38:22.584
‫خیلی خب

00:38:22.668 --> 00:38:26.005
‫می‌دونی چیه، می‌تونی خواهشاً مطمئن بشی که حتی المقدور
‫از این قضیه بهترین استفاده رو بکنی؟

00:38:30.050 --> 00:38:31.802
‫چیز دیگه‌ای هم میخوای؟

00:38:32.720 --> 00:38:34.096
‫نه

00:38:35.055 --> 00:38:37.307
‫خیلی خب، هر طور شد در جریانم بذار دیگه

00:39:23.687 --> 00:39:24.688
‫چیه؟

00:39:28.108 --> 00:39:29.151
‫هیچی

00:39:43.165 --> 00:39:45.084
‫"جنی" یه کم پیش داشت
‫توی کمدهات رو می گشت

00:39:45.751 --> 00:39:48.837
‫داشت دنبال گردنبندی که "دنی" بهش
‫داده بود می گشت

00:39:54.009 --> 00:39:55.052
‫کجاست؟

00:40:04.269 --> 00:40:06.146
‫نمی دونم

00:40:06.814 --> 00:40:08.816
‫خب، فکر می کنی چی شده گردنبنده یعنی؟

00:40:08.899 --> 00:40:10.734
‫عزیزم، همین الان گفتم بهت،
‫نمی دونم

00:40:13.654 --> 00:40:14.934
‫چطوری میشه ندونی؟ منظورم اینه که

00:40:14.988 --> 00:40:17.825
‫نمی دونم چون که از شَرّش خلاص شدم،
‫واسه همین

00:40:19.118 --> 00:40:20.661
‫از شرش خلاص شدی؟

00:40:22.454 --> 00:40:24.206
‫واسه چی باید از شرش خلاص بشی، "جان"؟

00:40:24.706 --> 00:40:27.960
‫- واسه چی باید یه همچین کاری بکنی؟
‫- واسه چی خب باید اصن نگهش دارم؟!

00:40:28.043 --> 00:40:30.045
‫"دنی" باهاش "جنی" رو تهدید کرده بود

00:40:30.587 --> 00:40:33.841
‫بهم توضیح بده که چرا باید یه همچین
‫چیزی رو نگه دارم؟

00:40:42.975 --> 00:40:44.518
‫کدوم کراوات؟

00:40:47.729 --> 00:40:49.731
‫چِت شده تو؟

00:40:52.276 --> 00:40:55.195
‫معذرت میخوام. عذرخواهی می کنم. ببخشید

00:40:55.279 --> 00:40:56.989
‫یه مشکلی هست

00:40:59.366 --> 00:41:02.995
‫اون روز، واسه اولین بار
‫توی کل زندگی زناشویی‌ـمون...

00:41:03.704 --> 00:41:05.873
‫واقعاً منو ترسوندیم

00:41:11.753 --> 00:41:14.590
‫و اینا...
‫اینا چی هستن؟ کبودی های روی دستت؟

00:41:14.673 --> 00:41:17.513
‫من نمی دونم چون که می ترسم که حتی
‫در موردش ازت چیزی بپرسم. چرا اینطوریه؟

00:41:17.593 --> 00:41:19.793
‫می خوای در مورد دست هام ازم بپرسی؟
‫خب بپرس. حین کار اینطوری شده

00:41:19.845 --> 00:41:21.725
‫- می‌خوای که واست بگم؟
‫- اونا به خاطر کار هستن؟

00:41:21.763 --> 00:41:25.100
‫تا وقتی که مربوط به کار باشن مشکلی نیس یعنی.
‫جواب به هر چیزی این روزا همینه، مگه نه؟

00:41:28.395 --> 00:41:30.022
‫مربوط به کاره

00:41:32.524 --> 00:41:36.028
‫وقتی تا دیروقت بیرون میمونی،
‫وقتی ازم فاصله می‌گیری...

00:41:36.653 --> 00:41:39.615
‫وقتی دستات مثه چی
‫کلی کبود شده

00:41:44.745 --> 00:41:48.040
‫ازت میخوام بری خودت رو نشون بدی به یکی
‫ازت میخوام بری پیش یه متخصص خودتو نشون بدی

00:41:48.123 --> 00:41:51.001
‫- قرار نیس من برم یه متخصص رو ببینم
‫- خب پس منم این کارو نمی کنم

00:41:51.084 --> 00:41:54.379
‫من با ترس پیشت زندگی نمی کنم،
‫و با تو در حالی که بهم دروغ میگی زندگی نمی کنم

00:42:49.226 --> 00:42:50.936
‫<i>فک می کنی خانواده‌ـم رو می‌شناسی، نه؟</i>

00:42:51.853 --> 00:42:53.647
‫نه. منظورم اینه که،

00:42:53.730 --> 00:42:56.066
‫من همون چیزی رو می دونم که تو بهم گفتی

00:42:59.069 --> 00:43:01.655
‫خیلی چیزا هست که تو نمی دونی

00:43:04.283 --> 00:43:06.743
‫خیلی چیزا که شخصی هستن

00:43:06.827 --> 00:43:08.495
‫واقعاً بده، تحقیر کننده‌ـست

00:43:09.705 --> 00:43:11.957
‫چیزایی که نمیخوام هیچ کس بدونه

00:43:12.040 --> 00:43:13.959
‫این یه پروندۀ قتله

00:43:15.085 --> 00:43:17.546
‫باید توضیح بدی که
‫در مورد چی داری حرف می زنی

00:43:18.964 --> 00:43:21.842
‫می‌خوای بدونی واسه چی من همه چی رو
‫در مورد "دنی" بهت نگفتم؟

00:43:21.925 --> 00:43:25.762
‫- می‌خوای در مورد خانواده‌ـم بدونی؟
‫- آره

00:43:27.681 --> 00:43:30.058
‫باشه، با پدر و مادرم شروع می‌کنم

00:43:31.768 --> 00:43:33.937
‫ازدواج‌ـشون ریدمان بود عملاً

00:43:34.604 --> 00:43:36.481
‫وقتی ما بچه بودیم، مامانم تَرکمون کرد

00:43:37.941 --> 00:43:39.609
‫اینو نمی دونستم

00:43:40.027 --> 00:43:42.612
‫و می دونی وقتی ما رو ول کرد و رفت چی شد؟

00:43:42.696 --> 00:43:46.325
‫"دنی" خواهرم "سارا" رو گرفت و...
‫سوار قایقش کرد

00:43:46.408 --> 00:43:48.994
‫و اونم تَهِ "ویل هاربر"
‫غرق شد

00:43:49.911 --> 00:43:51.121
‫متأسفم، "مگ"

00:43:51.204 --> 00:43:55.000
‫این تازه شروعشه،
‫چون که وقتی که بابام این قضیه رو فهمید

00:43:55.083 --> 00:43:56.376
‫اون رفت...

00:43:57.669 --> 00:44:00.380
‫به "دنی" حمله کرد،
‫و مثه سگ کتکش زد

00:44:00.464 --> 00:44:02.215
‫و انداختش توی بیمارستان

00:44:03.550 --> 00:44:06.845
‫و وقتی "دنی" نهایتاً برگشت خونه،
‫و پلیس اومد که قضیه رو بررسی کنه

00:44:06.928 --> 00:44:10.307
‫مامانم تازه پیشمون برگشته بود

00:44:11.224 --> 00:44:12.809
‫منظورت چیه؟

00:44:14.353 --> 00:44:16.772
‫اون مجبورمون کرد که حقیقت رو کِتمان کنیم

00:44:17.647 --> 00:44:22.527
‫مامانم "جان"، "کوین" و من رو
‫مجبورمون کرد که به پلیسا دروغ بگیم

00:44:22.611 --> 00:44:24.738
‫تا از بابام محافظت کنیم

00:44:27.908 --> 00:44:29.701
‫واقعاً خیلی بده

00:44:30.619 --> 00:44:35.457
‫و هر چی بیشتر در مورد ما بفهمی،
‫قضیه بدترم میشه

00:44:36.917 --> 00:44:39.419
‫ما اون آدمایی که تو
‫فکر می کنی نیستیم

00:44:44.383 --> 00:44:48.387
‫واسه همین مجبور بودم که...
‫باهات رابطه‌ـم رو تموم کنم

00:44:52.390 --> 00:44:53.642
‫چون که می خواستم از اینجا فرار کنم

00:44:53.725 --> 00:44:56.478
‫می خواستم که برم
‫و می خواستم که دیگه برنگردم

00:44:56.561 --> 00:45:00.524
‫ولی نتونستم
‫به خاطر خانوادۀ لعنتیم

00:45:03.443 --> 00:45:04.528
‫متأسفم

00:45:09.533 --> 00:45:13.203
‫من... ازشون متنفرم

00:45:20.585 --> 00:45:22.504
‫عذر میخوام، "مگ"

00:45:22.587 --> 00:45:26.508
‫من می دونم که "آگیری"
‫چی ازت میخواد که انجام بدی، و میدونم که چرا

00:45:26.591 --> 00:45:29.094
‫- من فقط دارم کارم رو انجام میدم
‫- می دونم

00:45:31.638 --> 00:45:34.808
‫ولی باید تصمیم بگیری که
‫تو بیشتر به کی وفاداری

00:45:35.725 --> 00:45:39.271
‫اون... یا ما؟

00:46:23.648 --> 00:46:24.691
‫همونطور که همه‌ـتون می دونین،

00:46:24.774 --> 00:46:27.652
‫خشونت داخلی اخیراً
‫توی اخبار مطرح شده

00:46:27.903 --> 00:46:31.031
‫واقعاً مهمه که یه لحظه ای رو براش در نظر بگیریم،

00:46:31.114 --> 00:46:36.703
‫و از این فرصت استفاده کنیم تا یه
‫صحبتی رو شروع کنیم

00:46:36.786 --> 00:46:39.206
‫نه تنها برای خشونت داخل خانوادگی،

00:46:39.289 --> 00:46:43.293
‫بلکه به طور کلی برای قربانیان خشونت

00:46:43.376 --> 00:46:48.089
‫و ما خوشحالیم که امشب رو
‫در خدمت "جان ری‌بورن" هستیم

00:46:48.173 --> 00:46:52.093
‫حالا، بازرس "ری‌بورن"
‫نه تنها برای سِمَت کلانتر، کاندید شدن

00:46:52.177 --> 00:46:57.182
‫بلکه کسی هستن که خانوادۀ خودشون
‫به شکلی مورد خشونت قرار گرفته

00:46:58.725 --> 00:47:01.603
‫من دوس دارم که ازشون دعوت کنم بیان اینجا

00:47:01.686 --> 00:47:05.565
‫و ازشون تشکر کنم برای
‫اینکه چشم‌اندازشون رو ارائه می کنن

00:47:08.652 --> 00:47:10.362
‫ممنون

00:47:11.988 --> 00:47:13.448
‫ممنون

00:47:14.074 --> 00:47:15.116
‫آآ...

00:47:17.786 --> 00:47:20.372
‫واقعاً انتظارش رو نداشتم که اینجا باشم،

00:47:20.455 --> 00:47:23.833
‫مطمئن هستم که شما هم هیچ موقع
‫انتظار نداشتید که اینجا باشید

00:47:24.918 --> 00:47:26.962
‫ولی خب می بینید که الان همه‌ـمون اینجاییم

00:47:29.005 --> 00:47:31.091
‫من یه افسر پلیس هستم

00:47:31.633 --> 00:47:33.927
‫به عنوان یه افسر پلیس،

00:47:34.010 --> 00:47:38.306
‫خشونت... بخشی از زندگی روزمره‌ـم هست

00:47:39.516 --> 00:47:44.688
‫ولی خب اون قضیه هیچ شباهتی
‫به شکل خشونتی که شخصاً تجربه می کنیم نداره

00:47:44.771 --> 00:47:48.817
‫یا به طور دقیق بگم،
‫اینکه علیه‌ـتون خشونتی صورت بگیره

00:47:48.900 --> 00:47:51.861
‫و یا شاید حتی یکی که
‫دوس دارین رو از دست بدین

00:47:52.779 --> 00:47:53.822
‫همونطور که "مارشا" گفت،

00:47:53.905 --> 00:47:58.076
‫خیلی از مردم فکر می کنن که خشونت
‫فقط توی اخبار ساعت 6 رخ میده

00:47:58.159 --> 00:47:59.995
‫فقط واسه دیگران اتفاق می افته

00:48:08.837 --> 00:48:12.590
‫می دونید، چیزی که عموم مردم همیشه نمی دونن

00:48:12.674 --> 00:48:16.136
‫اینه که وقتی که پلیس روی یه
‫قضیۀ قتل کار می کنه،

00:48:16.636 --> 00:48:20.640
‫اونا به پرونده فقط با اسم
‫قربانی اشاره می کنن

00:48:22.350 --> 00:48:26.062
‫من هیچ موقع نمی دونستم که
‫چقدر این قضیه مهمه...

00:48:27.355 --> 00:48:31.401
‫تا زمانی که برادر خودم "دنی ری‌بورن"
‫جونش رو به خاطر خشونت از دست داد

00:48:36.239 --> 00:48:38.825
‫خشونت به خصوص وقتی مشکل ساز میشه

00:48:38.908 --> 00:48:43.204
‫که توی... خانواده‌ـت اتفاق بیفته

00:48:43.288 --> 00:48:46.082
‫و منم خب این مسأله رو تجربه کردم

00:48:46.166 --> 00:48:48.126
‫خیلی از شماها که اینجا سختیِ یه چنین
‫قضیه‌ای رو تجربه کردید

00:48:48.209 --> 00:48:51.588
‫می تونم بگم که درک‌ـتون می کنم،
‫نه فقط...

00:48:53.006 --> 00:48:54.841
‫نه فقط اون غمی که باهاش هست رو،

00:48:54.924 --> 00:49:00.221
‫بلکه گناهی که همراهش هست

00:49:02.015 --> 00:49:03.641
‫می‌خواین بدونین...

00:49:04.601 --> 00:49:05.801
‫می خواین بدونین که آیا شما مقصرین،

00:49:05.852 --> 00:49:09.939
‫چون که خیلی راحته که وقتی خشونتی توی
‫یه خانواده رخ میده، ساکت باشی

00:49:11.274 --> 00:49:16.446
‫خیلی آسونه که شرمنده باشی...
‫وقتی حرفت تو دلت بمونه

00:49:19.366 --> 00:49:23.411
‫من فکر می کنم واسه همینه که انقدر این قضیه مهمه
‫که ما اینجا دور هم جمع شدیم تا در موردش صحبت کنیم

00:49:25.830 --> 00:49:28.708
‫تا به هم یادآور بشیم که مواظب باشیم

00:49:42.889 --> 00:49:44.974
‫حالا هر چقدرم که...

00:49:45.058 --> 00:49:48.103
‫هر چقدرم که می ترسیم که اعتراف کنیم،

00:49:48.770 --> 00:49:51.815
‫که خشونت درون همه‌ـمون وجود داره

00:49:53.691 --> 00:49:56.069
‫ما همه‌ـمون توانایی انجامش رو داریم

00:50:00.240 --> 00:50:02.117
‫از وقتی که گذاشتید ممنونم

00:50:03.118 --> 00:50:07.372
‫آمم، شاید بتونید چند تا سؤال رو جواب بدین؟

00:50:08.623 --> 00:50:10.166
‫- بله، شما جناب؟
‫- آممم...

00:50:11.668 --> 00:50:14.087
‫باید خیلی سخت بوده باشه، همم؟

00:50:15.046 --> 00:50:16.965
‫که با اون همه مشکل زندگی کنی؟

00:50:18.842 --> 00:50:20.301
‫آره

00:50:26.599 --> 00:50:28.685
‫همچنان کنجکاوم

00:50:31.438 --> 00:50:32.939
‫در مورد چی؟

00:50:33.940 --> 00:50:36.317
‫اون شب توی خیابون جلوی خونه‌ـت...

00:50:37.735 --> 00:50:39.696
‫واسه چی داشتی می ترسیدی؟

00:50:44.451 --> 00:50:46.411
‫چون که حق با تو بود

00:50:46.953 --> 00:50:49.038
‫یکی توی خونه‌ـم بود

00:50:49.789 --> 00:50:51.416
‫"دنی"؟

00:50:54.752 --> 00:50:57.297
‫همونی بود که باهاش بهت خیانت کرده بودم

00:51:09.017 --> 00:51:10.310
‫می شناسمش؟

00:51:11.978 --> 00:51:14.230
‫نه، طرف اهل اینجا نیس

00:51:16.774 --> 00:51:18.109
‫اسمش چیه؟

00:51:22.530 --> 00:51:24.407
‫نمی شناسیش

00:51:34.542 --> 00:51:36.085
‫هی

00:51:37.545 --> 00:51:39.422
‫اسمش چیه؟

00:51:40.924 --> 00:51:42.926
‫الِک مُرُس

00:51:43.009 --> 00:51:44.427
‫خب؟

00:51:49.933 --> 00:51:52.769
‫می‌دونی، می‌دونم که واقعاً احمقانه‌ـس
‫که الان بگم، ولی...

00:51:53.520 --> 00:51:57.357
‫واقعاً متأسفم،
‫واسه تموم ناراحتی‌هایی که برات به وجود آوردم

00:52:06.950 --> 00:52:08.535
‫"مارشا"، ببخشید

00:52:08.618 --> 00:52:11.579
‫- اُه، ممنون واسه اینکه اومدی
‫- آآ، ازت خیلی ممنونم

00:52:11.663 --> 00:52:13.957
‫منظورم اینه که، واسه همه اینجا معلوم بود که

00:52:14.040 --> 00:52:15.875
‫قراره از ته دلت حرف بزنی، پس...

00:52:15.959 --> 00:52:19.087
‫خب، ازت خیلی خیلی ممنونم
‫ممنونم از اینکه حضورم رو پذیرفتی

00:52:19.170 --> 00:52:21.172
‫احتمالاً، همسرم رو ندیدین؟

00:52:21.256 --> 00:52:23.883
‫آآممم، نه. بعد از ملاقات گروهی دیگه ندیدمش

00:52:25.093 --> 00:52:27.095
‫خیلی خب. مجدداً به خاطر همه چی ازتون ممنونم

00:52:27.178 --> 00:52:28.763
‫خواهش می کنم

00:52:38.147 --> 00:52:41.526
‫<i>سلام، "دایانا" هستم، لطفاً پیام بذارین</i>

00:52:50.994 --> 00:52:52.537
‫لعنتی

00:52:54.247 --> 00:52:55.999
‫چه مرگِت شده تو؟

00:52:56.541 --> 00:52:58.459
‫نگرانش نباش

00:52:59.127 --> 00:53:00.127
‫آوردیش؟

00:53:01.713 --> 00:53:05.717
‫آوردمش
‫واسم سؤال شد که واسه چی می خواستیش؟

00:53:07.677 --> 00:53:10.597
‫چرا؟ چون مال منه، واسه همین

00:53:12.807 --> 00:53:14.726
‫چه غلطی می خوای باهاش بکنی؟

00:53:14.809 --> 00:53:17.645
‫به تو چه ربطی داره؟ لعنتی، تو که لازمش نداری

00:53:19.731 --> 00:53:22.567
‫بی خیال، بِدِش من دیگه
‫قبل از اینکه یه مُشت بخوابونم تو کلۀ لعنتیت

00:54:36.641 --> 00:54:38.059
‫صبح به خیر

00:54:46.693 --> 00:54:48.736
‫مادرت کجاست؟

00:54:48.820 --> 00:54:50.530
‫نگفت بهتون؟

00:54:50.613 --> 00:54:52.073
‫چی رو بهم بگه؟

00:54:52.156 --> 00:54:54.075
‫رفت خونۀ عمه "لورا"

00:54:54.158 --> 00:54:56.160
‫گفت یه مورد ضروری پیش اومده

00:55:02.041 --> 00:55:04.585
‫شماها با هم دعوایی چیزی داشتین؟

00:55:06.838 --> 00:55:09.048
‫نه، با هم دعوایی نداشتیم

00:55:10.383 --> 00:55:11.843
‫نه

00:55:13.803 --> 00:55:16.431
‫بیاین زنگ بزنیم عمه "لورا"، ببینیم چه خبره

00:55:23.187 --> 00:55:25.468
‫اگه بتونی یکی یا دو تا از اونا رو برداری،
‫خیلی خوب میشه

00:55:25.523 --> 00:55:26.523
‫ممنون

00:55:35.575 --> 00:55:37.160
‫اُه، سلام، عزیز دلم

00:55:41.122 --> 00:55:43.040
‫سلام، دفتر هنوز باز نشده

00:55:43.624 --> 00:55:45.293
‫مشکلی نداره

00:55:45.376 --> 00:55:48.337
‫من دنبال...
‫دنبال این نیستم که به هر حال داوطلب بشم

00:55:51.549 --> 00:55:54.635
‫چیزی هست که بخواید باهاش کمکتون کنم؟

00:56:06.647 --> 00:56:09.859
‫اُه، برادرت "جان" این کارو باهام کرد
‫اگه...

00:56:09.942 --> 00:56:11.944
‫اگه واست سؤال پیش اومده بود
‫که چطوری اینطوری شده

00:56:13.780 --> 00:56:15.615
‫منظورم اینه که، من فقط
‫می خواستم که باهاش حرف بزنم،

00:56:15.698 --> 00:56:18.951
‫ولی می دونی اون عوضی چطور
‫جونور عصبانی‌ای می تونه باشه، نه؟

00:56:20.203 --> 00:56:24.040
‫و من فهمیدم که این به حساب همۀ
‫اون رازهایی هست که پیش خودش نگه میداره

00:56:26.876 --> 00:56:29.837
‫چون هر دوی ما می دونیم که "دنی"
‫اینجا چی کار می کرد

00:56:30.004 --> 00:56:33.382
‫هر دوی ما می دونیم که چقدر
‫"جان" رو عصبانیش کرده

00:56:33.466 --> 00:56:36.928
‫- روحمم خبر نداره داری در مورد چی حرف می زنی
‫- اونقدری عصبانیش کرده که...

00:56:37.094 --> 00:56:39.555
‫انقدر عصبانیش کرده که بخواد بُکُشتش؟

00:56:44.977 --> 00:56:47.480
‫جناب، دفتر بسته‌ـس،
‫باید تشریف ببرین بیرون

00:56:47.647 --> 00:56:49.774
‫برادرت نمی‌تونه خشمش رو کنترل کنه،
‫مشخصاً

00:56:49.941 --> 00:56:52.527
‫یعنی، اگه از من بپرسی،
‫واقعاً یه جور مسؤولیت به حساب میاد

00:56:52.610 --> 00:56:54.987
‫به خصوص وقتی این قضیۀ
‫کلانتر شدن و اینا مطرح شده

00:56:55.154 --> 00:56:58.991
‫واسه چی نمیری پیش پلیس، و هر چرت و پرتی
‫که میخوای رو اونجا بگی؟

00:56:59.075 --> 00:57:01.828
‫هی، هی، علاقه‌ای به فرستادنِ
‫برادرت به زندون ندارم

00:57:04.205 --> 00:57:07.208
‫نه. اصلاً

00:57:07.875 --> 00:57:10.294
‫من فقط... فقط می خوام
‫واست یه داستانی رو بگم

00:57:10.378 --> 00:57:13.548
‫در مورد برادرت "جان" و
‫قضیۀ مسافرخونۀ "رد ریف"

00:57:13.631 --> 00:57:15.049
‫و وقتی حرفام تموم شد،

00:57:15.216 --> 00:57:20.304
‫تو تصمیم می گیری که چقدر برات ارزش داره
‫که جلوی من رو از اینکه دوباره به بقیه بگمش بگیری

00:58:18.738 --> 00:58:21.324
‫وقتی تو ما رو فرستادی که بریم،

00:58:21.407 --> 00:58:23.326
‫یادم افتاد به این فکر کنم که...

00:58:23.743 --> 00:58:26.662
‫"نکنه دنی تصمیم بگیره با جان با خشونت برخورد کنه؟"

00:58:27.163 --> 00:58:28.831
‫ولی بعدش به این فکر کردم که،

00:58:28.915 --> 00:58:32.043
‫تو اسلحه داری،
‫می‌تونی از خودت محافظت کنی

00:58:33.920 --> 00:58:35.046
‫نه

00:58:35.129 --> 00:58:36.756
‫نه، نه، نه. "جان" یه همچین کاری نمی کنه

00:58:36.839 --> 00:58:41.219
‫چون که... "دنی" کسی‌ـه که اهل خشونته،
‫نه "جان"

00:58:42.345 --> 00:58:44.847
‫"دنی" اون آدم ترسناکه‌ـس

00:58:50.228 --> 00:58:52.104
‫چون من فقط...

00:58:55.566 --> 00:58:59.862
‫چون که من به هیچ وجه نمی تونستم
‫حتی تصورش رو بکنم که توانایی...

00:59:14.335 --> 00:59:17.505
‫من قرار نیست ازت سؤال بپرسم...

00:59:18.923 --> 00:59:22.843
‫چون که هیچ موقع نمی تونم...

00:59:24.220 --> 00:59:26.264
‫جوابش رو بشنوم

00:59:50.121 --> 00:59:52.039
‫کی دیگه می دونه؟

01:00:02.550 --> 01:00:04.176
‫هیچ کس

01:00:10.391 --> 01:00:12.351
‫بهم بگو که خطری ما رو تهدید نمی کنه

01:00:15.938 --> 01:00:17.648
‫خطری ما رو تهدید نمی کنه

01:00:18.733 --> 01:00:21.360
‫و اگه روزی برسه که که خطری ما رو تهدید کنه...

01:00:22.695 --> 01:00:24.613
‫تو بهم میگی

01:00:31.412 --> 01:00:34.123
‫اگه اتفاقی واسه تو بیفته...

01:00:36.334 --> 01:00:38.044
‫من هیچی نمی دونم

01:00:41.047 --> 01:00:43.883
‫چون که من باید اینجا بالا سر بچه هامون باشم

01:01:14.955 --> 01:01:16.916
‫کاری که تو کردی...

01:01:21.879 --> 01:01:24.382
‫می تونه نابودمون کنه

01:01:48.864 --> 01:01:53.411
<i>♪ It is our life
We both don't know ♪</i>

01:01:55.329 --> 01:01:58.916
<i>♪ The bomb squads
Can take it all in ♪</i>

01:02:01.710 --> 01:02:06.590
<i>♪ Now we so shot full of holes ♪</i>

01:02:08.092 --> 01:02:11.804
<i>♪ We're leaking life
Out on the bedroom floor ♪</i>

01:02:14.640 --> 01:02:19.353
<i>♪ Why you opened up
I'll never know ♪</i>

01:02:21.021 --> 01:02:24.525
<i>♪ Gave me a glimpse into your soul ♪</i>

01:02:27.319 --> 01:02:32.158
<i>♪ That broken spot
Heaven knows ♪</i>

01:02:33.576 --> 01:02:38.789
<i>♪ I got to fix it
Got to make it whole ♪</i>

01:02:40.124 --> 01:02:42.668
<i>♪ This is extraordinary </i>♪

01:02:43.294 --> 01:02:46.422
<i>♪ Comical and sort of scary, oh ♪</i>

01:02:46.881 --> 01:02:48.424
<i>♪ But you carry ♪♪</i>

01:02:48.448 --> 01:03:00.448
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.