﻿WEBVTT

00:00:08.615 --> 00:00:11.202
‫<c.colorf72a00>«مزرعه کلارکسون»

00:00:11.203 --> 00:00:13.455
‫<c.color08549b>«قسمت 15»

00:00:13.456 --> 00:00:18.443
‫<c.color08549b>«قسمت 15»
‫«حیله‌گری»

00:00:18.444 --> 00:00:23.304
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:24.600 --> 00:00:28.214
‫مزرعه «دیدلی اسکوات» هم‌اکنون زخمی شده بود.

00:00:29.173 --> 00:00:32.646
‫بدون پارکینگ مناسب، فروشگاه یک کشتی بود که...

00:00:32.647 --> 00:00:36.020
‫از زیرِ «خطِ آب» سوراخ شده بود.<c.colorff8c10>
‫ (waterline خط آب، خطی است که در آن
‫محل تنه کشتی با سطح آب برخورد می‌کند)

00:00:37.120 --> 00:00:39.365
‫و رویایِ رستوران...

00:00:39.366 --> 00:00:40.485
‫مرده بود.

00:00:49.600 --> 00:00:52.313
‫اما همه چیز یاس و ناامیدی نبود.

00:00:52.640 --> 00:00:56.598
‫زیرا به دور از مشکلاتِ ما با شورایِ محلی،

00:00:56.606 --> 00:00:58.013
‫مادرِ طبیعت...

00:00:58.014 --> 00:00:59.652
‫در حال بیدار شدن بود.

00:01:00.392 --> 00:01:01.798
‫زاویه‌اش چطوره؟

00:01:02.026 --> 00:01:03.405
‫همین خوبه. وایسا.

00:01:04.118 --> 00:01:05.159
‫همینه. برو تو.

00:01:05.160 --> 00:01:05.805
‫برو.

00:01:06.580 --> 00:01:08.218
‫بهار از راه رسیده بود.

00:01:08.219 --> 00:01:12.032
‫و بنابراین، پس از پنج ماه بودن در سوله‌ی زمستانی‌شون،

00:01:12.033 --> 00:01:15.899
‫درنهایت تونستیم گاوها رو به مزرعه‌شون برگردونیم.

00:01:19.513 --> 00:01:21.473
‫نگاه‌شون کن! چه گاو‌های هیجان‌زده‌ای!

00:01:21.474 --> 00:01:22.226
‫آزادی!

00:01:22.227 --> 00:01:23.007
‫هی!

00:01:23.200 --> 00:01:24.300
‫خیلی خوشحالن!

00:01:26.367 --> 00:01:27.205
‫آخی!

00:01:29.479 --> 00:01:31.353
‫«آزادم و بیرونم.»

00:01:32.926 --> 00:01:34.413
‫حتما خیلی خوبه.

00:01:37.353 --> 00:01:41.059
‫کاملا فراموش کرده بودن که یه گاو آزاد بودن چطوریه.

00:01:48.840 --> 00:01:49.994
‫اووه!

00:01:50.946 --> 00:01:53.699
‫می‌دونی که من روزنامه‌نگار پیشرو توی
‫زمینه‌ی اتومبیلرانی در جهان هستم دیگه؟

00:01:53.700 --> 00:01:55.846
‫- مضطرب می‌شم وقتی تو رانندگی می‌کنی.
‫- لازم نیست بگی:

00:01:55.847 --> 00:01:57.118
‫«اوووهوووو!»
‫هر وقت که من...

00:01:57.119 --> 00:01:59.705
‫دلیلش اینه که وقتی که رانندگی‌ می‌کنی
‫به من نگاه می‌کنی وقتی که باهام حرف می‌زنی.

00:01:59.706 --> 00:02:02.218
‫چون من «رقابت دوچشمی» دارم.<c.colorff8c10>
‫(حالتی که در اون دو تصویر متفاوت به دو چشم وارد می‌شود و
‫مغز ترکیبی از دو تصویر رو تجزیه می کنه و به ما نشون می‌ده)

00:02:02.219 --> 00:02:05.439
‫من می‌تونم دو تا چیز متفاوت رو همزمان
‫ببینم، عین یه «جنگنده آپاچی»...<c.colorff8c10>
‫(هلیکوپتر نظامی ارتش آمریکا از سال 1997
‫اشاره به سیستم اپتیک و رهگیریِ دوچشمیِ آپاچی)

00:02:05.440 --> 00:02:07.326
‫- یا حالا هر چی.
‫- مثل ماهی قرمز.<c.colorff8c10>
‫(به دلیل وجود چشم‌ها در کنار نه جلو در ماهی‌ها)

00:02:07.327 --> 00:02:11.220
‫با نوجوون‌های بیش فعالِ آزاد شده در یه مزرعه...

00:02:11.280 --> 00:02:12.113
‫یالا بیاین!

00:02:12.306 --> 00:02:15.979
‫سپس باید مادرها و گوساله‌ها رو تویِ یه زمین دیگه رها کنیم.

00:02:15.980 --> 00:02:16.805
‫بیاین!

00:02:18.353 --> 00:02:19.893
‫آروم، آروم.

00:02:19.992 --> 00:02:20.900
‫آروم.

00:02:23.093 --> 00:02:24.019
‫- برو.
‫- نه.

00:02:24.547 --> 00:02:25.813
‫اشتباه اومدی، اشتباه.

00:02:25.814 --> 00:02:27.006
‫نه، اشتباه اومدی.

00:02:27.180 --> 00:02:28.086
‫برگرد پایین تپه.

00:02:28.087 --> 00:02:29.606
‫برگرد پایین، یالا.

00:02:31.472 --> 00:02:32.659
‫برین، آروم.

00:02:32.660 --> 00:02:34.112
‫آفرین دخترای خوب، برین.

00:02:34.566 --> 00:02:35.566
‫نه، نه.

00:02:35.567 --> 00:02:37.465
‫نه نه، نرو اونجا.

00:02:37.466 --> 00:02:38.347
‫این کارو نکن!

00:02:38.348 --> 00:02:39.623
‫گفتم نکن!

00:02:39.800 --> 00:02:40.907
‫آروم.

00:02:41.913 --> 00:02:42.885
‫آروم.

00:02:43.433 --> 00:02:44.293
‫برو پایین.

00:02:44.294 --> 00:02:45.300
‫برو پایین.

00:02:45.433 --> 00:02:46.600
‫نه، نه، نه.

00:02:46.886 --> 00:02:48.093
‫محض رضای خدا آخه!

00:02:48.560 --> 00:02:50.205
‫نه، نه، نه...

00:02:50.599 --> 00:02:53.559
‫بعد از این‌که زد تقریبا همه‌مون رو ناقص کرد...

00:02:53.820 --> 00:02:54.786
‫اووی!

00:02:54.787 --> 00:02:56.314
‫کون‌لقت گاوِ خر!

00:03:00.013 --> 00:03:00.639
‫برو پایین...

00:03:00.640 --> 00:03:05.013
‫گوساله‌ی جنایت‌کار بالاخره انداخته شد توی مزرعه.

00:03:05.014 --> 00:03:08.380
‫- آفرین، چارلی.
‫- آفرین، چارلی ایرلند.

00:03:12.046 --> 00:03:12.894
‫نگاشون کن.

00:03:13.140 --> 00:03:14.420
‫عجب منظره‌ای.

00:03:14.620 --> 00:03:16.315
‫می‌دونی این به چی نیاز داره؟

00:03:16.713 --> 00:03:17.808
‫یه فنجون چای.

00:03:19.660 --> 00:03:21.585
‫سپس خبرهای خوب دیگه‌ای هم وجود داشت.

00:03:21.586 --> 00:03:23.859
‫چون چند روز بعد...

00:03:23.860 --> 00:03:27.459
‫پلیس پرندگان گفت آنفولانزای پرندگان رو به کاهشه،

00:03:27.460 --> 00:03:29.907
‫و می‌تونیم مرغ‌ها رو هم آزاد کنیم.

00:03:30.759 --> 00:03:32.067
‫اینم از این دخترها!

00:03:32.068 --> 00:03:33.507
‫قراره بیاین بیرون.

00:03:34.093 --> 00:03:35.314
‫بفرمایید.

00:03:35.819 --> 00:03:38.399
‫داره باز می‌شه! آزاد شدین!

00:03:39.080 --> 00:03:41.752
‫نگاه‌شون کن. و پروژه تقویت خاک از سر گرفته شد.

00:03:41.753 --> 00:03:42.612
‫بالاخره.

00:03:42.613 --> 00:03:43.733
‫6 ما طول کشید!

00:03:43.734 --> 00:03:45.395
‫این طولانی‌ترین آنفولانزای پرندگان بود؟

00:03:45.396 --> 00:03:46.229
‫- آره.
‫- بدترینش.

00:03:46.230 --> 00:03:47.599
‫- واقعا؟ بدترین؟
‫- آره.

00:03:47.600 --> 00:03:49.380
‫- به هدف‌شون رسیدن...
‫- هی!

00:03:51.020 --> 00:03:52.413
‫اون دیه از کدوم گوری اومد؟

00:03:52.414 --> 00:03:53.600
‫خدایا!

00:03:54.226 --> 00:03:56.493
‫اون خروس شیش ماه...

00:03:56.494 --> 00:03:58.513
‫تویِ زندان زنان بوده.

00:03:59.660 --> 00:04:01.445
‫از نگاه خانم‌ها خوشش می‌آد.

00:04:06.639 --> 00:04:10.445
‫اما، در حالی که بیرون آوردن حیوون‌ها خیلی عالی بود،

00:04:10.446 --> 00:04:15.025
‫ما هنوز این نگرانی رو داشتیم که چطور ممکنه مزرعه...

00:04:15.026 --> 00:04:20.308
‫در شرایطی که تحت این همه محدودیت‌های
‫شورا قرار داره، درآمد کسب کنه.

00:04:21.079 --> 00:04:24.499
‫قراره توی یه منطقه‌ی تیره و مبهم...

00:04:24.500 --> 00:04:27.807
‫پر از نقاط ضعف و حیله‌گرانه، زندگی کنیم.

00:04:27.808 --> 00:04:29.692
‫این کاریه که ما می‌خوایم بکنیم.

00:04:29.693 --> 00:04:30.180
‫آره.

00:04:30.181 --> 00:04:33.231
‫قراره خیلی تیره و پر از ابهامات باشه،

00:04:33.232 --> 00:04:34.398
‫جایی که قراره توش زندگی کنیم.

00:04:34.399 --> 00:04:37.299
‫- ولی ما باید...
‫- توی چارچوب قانون بمونیم.

00:04:37.513 --> 00:04:38.705
‫ما باید...

00:04:38.706 --> 00:04:40.106
‫فقط...

00:04:40.107 --> 00:04:41.919
‫در سمت درست بمونیم.

00:04:43.240 --> 00:04:45.219
‫و ما این سیاست جدید رو...

00:04:45.220 --> 00:04:47.599
‫از روزی که فروشگاه مزرعه رو...

00:04:47.600 --> 00:04:48.960
‫<c.colorffe017>
‫(کنسرو: بویِ تُخمای منو می‌ده)</c>
‫پس از خوابِ زمستانی بازگشایی کردیم، آغاز کردیم.

00:04:48.961 --> 00:04:50.579
‫پس از خوابِ زمستانی بازگشایی کردیم، آغاز کردیم.

00:04:50.580 --> 00:04:53.159
‫خب، بیا همه‌ی نون‌ها رو بذاریم همین‌جا.

00:04:53.160 --> 00:04:56.712
‫بیشتر کالاها یا در «دیدلی اسکوات» تولید شده بود،

00:04:56.713 --> 00:05:00.866
‫یا در شعاع 16 مایلی تحمیل شده توسط شورا.

00:05:01.259 --> 00:05:02.739
‫همه اینا محلیه، همین خوبه.

00:05:02.740 --> 00:05:04.338
‫همه‌ی اینا محلیه.

00:05:04.339 --> 00:05:06.293
‫همه‌شون محلی‌ان. همه.

00:05:06.294 --> 00:05:09.406
‫<c.colorffe017>
‫«مزرعه دیدلی اسکوات»
‫(راست: من خیلی جذابم | چپ: *جمله معروف جرمی* سرعت و قدرت)

00:05:07.200 --> 00:05:10.165
‫اما کیف و کلاه و تی‌شرت‌ها اصلا محلی نبودن.

00:05:10.166 --> 00:05:12.432
‫<c.colorffe017>
‫(کیسه: این بهترین کیف تو دنیاست)</c>
‫اما کیف و کلاه و تی‌شرت‌ها اصلا محلی نبودن.

00:05:12.433 --> 00:05:14.465
‫ممنون. سلام، چطورین؟

00:05:14.466 --> 00:05:15.602
‫و از این رو...

00:05:15.603 --> 00:05:17.594
‫در روز بازگشایی...

00:05:17.653 --> 00:05:20.658
‫ما تی‌شرت نمی‌فروشیم.
‫اونا رو رایگان می‌دیم.

00:05:20.659 --> 00:05:21.285
‫عه باشه.

00:05:21.286 --> 00:05:24.106
‫اما اگر می‌خواید یه «کلم غنچه‌ای» به قیمت 20 پوند بخرید،

00:05:24.107 --> 00:05:25.872
‫می‌تونم یه تی‌شرت رایگان بهتون بدم.

00:05:25.873 --> 00:05:27.519
‫دلایل پیچیده‌ای داره.

00:05:27.780 --> 00:05:29.072
‫- باشه، خوبه.
‫- عالی.

00:05:30.900 --> 00:05:32.746
‫- پس اینم یه کلم غنچه‌ای.
‫- آره.

00:05:34.320 --> 00:05:35.544
‫سیب سبز.

00:05:35.545 --> 00:05:36.532
‫- کار خیلی خوبیه.
‫- خیلی‌خب.

00:05:36.533 --> 00:05:39.285
‫<c.colorffe017>
‫(یه سیب 15 پوندی + یه کلاهِ رایگان)

00:05:39.286 --> 00:05:40.379
‫<c.colorffe017>
‫(کارتِ روی میز: خرید فقط با کارت بانکی)

00:05:40.380 --> 00:05:41.546
‫عالیه. ممنون.

00:05:41.547 --> 00:05:43.040
‫بله، چه نوع سیب‌زمینی دوست دارین؟

00:05:43.041 --> 00:05:44.460
‫از این سیب‌زمینی‌ها با شعله دارم.<c.colorff8c10>
‫(اشاره به اون کیف‌ها که لوگوی مزرعه با آتش روش هست)

00:05:44.461 --> 00:05:47.908
‫<c.colorffe017>
‫(سیب‌زمینی 15 پوندی + یه کیف رایگان)

00:05:48.140 --> 00:05:49.199
‫اینم از این.

00:05:49.200 --> 00:05:50.605
‫خیلی ممنونم.

00:05:53.980 --> 00:05:55.793
‫عالیه، خیلی متشکرم.

00:05:56.127 --> 00:05:58.120
‫- از سیب‌زمینی‌هاتون لذت ببرین.
‫- ممنون.

00:05:59.373 --> 00:06:00.286
‫آره، خوب جواب می‌ده.

00:06:00.287 --> 00:06:02.600
‫و من فکر می‌کنم مردم این واقعیت رو دوست دارند که...

00:06:02.601 --> 00:06:04.879
‫هنوز هم می‌تونن محصولات ما رو بخرن...
‫(منظور کالای غیرمحلی‌شونه)

00:06:04.880 --> 00:06:08.706
‫خب، نه. اونا هنوزم می‌تونن اونا رو رایگان دریافت کنن،
‫حتی اگر نتونیم بفروشیم‌شون.

00:06:09.880 --> 00:06:11.812
‫در همین حال، بیرونِ فروشگاه...

00:06:11.813 --> 00:06:16.413
‫چارلی برای حل مشکلات پارکِ ماشین‌ها،
‫نقشه‌ای زیرکانه رو ارائه داد.

00:06:16.540 --> 00:06:17.700
‫در اینجا...

00:06:18.228 --> 00:06:19.453
‫یه حفره‌ی ریزِ قانونیِ باز داریم.

00:06:19.454 --> 00:06:20.264
‫<c.colorffe017>
‫(تابلو: آبِ گاو *شیر*)</c>
‫یه حفره‌ی ریزِ قانونیِ باز داریم.

00:06:20.265 --> 00:06:22.599
‫که یه اخطارِ برنامه‌ریزیِ 28 روزه‌اس،

00:06:22.600 --> 00:06:24.607
‫که یعنی ‌می‌تونیم از هر قطعه زمین...

00:06:24.608 --> 00:06:27.099
‫به مدت 28 روز به عنوان پارکینگ موقت...

00:06:27.100 --> 00:06:28.812
‫استفاده کنیم.

00:06:28.813 --> 00:06:31.892
‫پس می‌تونیم از زمینِ پشت سرمون استفاده کنیم.

00:06:31.893 --> 00:06:34.672
‫و بعدش خوشبختانه، چون جرمی تعدادی زمین دیگه هم داره،

00:06:34.673 --> 00:06:37.393
‫می‌تونیم از اون زمین برای 28 روز استفاده کنیم،

00:06:37.394 --> 00:06:40.412
‫و بعدش می‌تونیم از اون یکی زمین به مدت 28 روز استفاده کنیم،

00:06:40.413 --> 00:06:43.819
‫تا مردم بتونن با خیال راحت ماشین‌هاشون
‫رو پارک کنن و از فروشگاه استفاده کنن.

00:06:44.492 --> 00:06:46.019
‫<c.colorffe017>
‫(فروشگاهِ مزرعه دیدلی اسکوات)

00:06:46.020 --> 00:06:48.492
‫با این حال، متاسفانه، هیچ راهِ حیله‌گرانه‌ای برای...

00:06:48.493 --> 00:06:50.786
‫زنده کردن طرح رستوران، وجود نداشت.

00:06:50.919 --> 00:06:54.499
‫همونطور که به آلن توضیح دادم وقتی که یه سر اومد پیش‌مون.

00:06:54.773 --> 00:06:56.120
‫مشکلی که من دارم اینه که،

00:06:56.121 --> 00:06:59.038
‫پولش رو ندارم که بتونم برم سراغ وزارت کشور.

00:06:59.039 --> 00:06:59.819
‫آره.

00:06:59.913 --> 00:07:01.811
‫باید یه روند برنامه‌ریزی دیگه رو...

00:07:01.812 --> 00:07:03.332
‫با اون یارو که «آسمان در شب» نگاه می‌کرد، طی کنیم.

00:07:03.333 --> 00:07:05.631
‫بیش از یه سال طول می‌کشه... 18 ماه می‌شه.

00:07:05.632 --> 00:07:08.498
‫منظورم اینه که، یه جلسه‌ی کمیته برنامه‌ریزی دیگه داریم،

00:07:08.499 --> 00:07:10.139
‫و بعدش یکی دیگه و...

00:07:10.140 --> 00:07:12.505
‫مسخره‌اس واقعا، چون همونطور که می‌دونی توی این مزرعه،

00:07:12.506 --> 00:07:15.499
‫یه انبار داریم که صد سال همون‌جا بوده.

00:07:15.500 --> 00:07:17.219
‫پس بعد از ده سال، هر کاری که دلت بخواد می‌تونی باهاش بکنی.

00:07:17.220 --> 00:07:20.792
‫و در حال حاضر میگن که کشاورزها می‌تونن از
‫انباری برای یه فروشگاه سیار یا... استفاده کنن.

00:07:20.793 --> 00:07:22.498
‫و می‌تونی بلافاصله به یه چیزی تبدیلش کنی.

00:07:22.499 --> 00:07:24.059
‫صبر کن ببینم.
‫اون انبارِ که اونجاس؟

00:07:24.060 --> 00:07:25.718
‫آره همون انباری که وسطِ مزرعه‌اس.

00:07:25.719 --> 00:07:28.119
‫- یعنی به مجوز برنامه‌ریزی احتیاج نداریم؟
‫- نه.

00:07:29.200 --> 00:07:31.725
‫پس داری میگی که ما می‌تونیم اون رو...

00:07:31.726 --> 00:07:32.579
‫آره، می‌تونی.

00:07:32.580 --> 00:07:33.659
‫...به یه رستوران تبدیل کنیم؟

00:07:33.660 --> 00:07:36.218
‫اون از قبل توی زمینت بوده و هست.

00:07:36.219 --> 00:07:38.513
‫فقط بازسازیش کن.
‫یه انبار قدیمیِ خوشگله.

00:07:38.959 --> 00:07:39.880
‫برق رو چی‌کار کنیم؟

00:07:39.881 --> 00:07:42.252
‫اونجا برق سه فاز داریم.
‫پس به اندازی کافی داریم که ازش بگیریم.

00:07:42.253 --> 00:07:44.072
‫می‌تونیم آب رو هم از همین‌جا بگیریم.

00:07:44.073 --> 00:07:46.125
‫- واقعا مجوز برنامه‌ریزی نیاز نیست؟
‫- نه.

00:07:46.126 --> 00:07:48.432
‫99.9% مطمئنم.

00:07:48.433 --> 00:07:51.613
‫واقعا دیگه دارم به یه سه پایه انسانی تبدیل می‌شم.

00:07:54.680 --> 00:07:57.512
‫قبل از این‌که از خوشحالی غش کنم،

00:07:57.513 --> 00:08:02.226
‫با چارلی تماس گرفتم تا ازش بخوام ببینه
‫که چیزی که آلن میگه درسته با نه.

00:08:02.227 --> 00:08:03.859
‫- سلام چارلی، جرمی‌ام.
‫- سلام.

00:08:03.860 --> 00:08:06.326
‫آلن یه ایده داره...

00:08:06.960 --> 00:08:08.926
‫و نیم ساعت بعد...

00:08:09.800 --> 00:08:11.745
‫ما مجاز به انجامش هستیم!

00:08:11.746 --> 00:08:14.786
‫چون یه ساختارِ سالم هست،

00:08:14.787 --> 00:08:15.785
‫نباید مشکلی باشه.

00:08:15.786 --> 00:08:18.105
‫چون که دیوارهاش که روبه‌راهن،
‫سقفش هم که خوبه.

00:08:18.106 --> 00:08:20.672
‫خب سقف کمی داغونه،
‫اما می‌تونیم سقف رو درست کنیم.

00:08:20.673 --> 00:08:22.798
‫خب، آره، می‌تونیم تغییر کاربری بدیمش.

00:08:22.799 --> 00:08:24.872
‫چرا زودتر به فکر کسی نرسیده بود؟

00:08:24.873 --> 00:08:25.979
‫نمی‌دونم.

00:08:25.980 --> 00:08:28.305
‫نمی‌دونم، اما این... یعنی...

00:08:28.460 --> 00:08:31.193
‫چه نتیجه‌ای بشه این.

00:08:32.578 --> 00:08:35.905
‫این بهترین راه فرار از بین همه‌ی اونا بود.

00:08:36.006 --> 00:08:39.792
‫اگر یه انبار کوچیک‌تر از 150 متر مربع باشه،

00:08:39.793 --> 00:08:42.139
‫و بیشتر از 10 سال عمرش باشه،

00:08:42.140 --> 00:08:45.419
‫یه کشاورز می‌تونه هر کاری دلش بخواد باهاش بکنه.

00:08:46.480 --> 00:08:49.460
‫نظم و ترتیب خاصی نداره. اما...

00:08:49.647 --> 00:08:50.900
‫اینو ببینین.

00:08:52.606 --> 00:08:53.906
‫اگه این...

00:08:54.351 --> 00:08:58.213
‫قابِ «A» شکلِ اینجا یا هر چیزی که بهش میگن، تعمیر بشه....<c.colorff8c10>
‫(قاب یا فریمی که برای ساخت سقف‌های شیروانی استفاده می‌شه)

00:08:58.579 --> 00:08:59.793
‫و بعدش...

00:09:00.099 --> 00:09:02.805
‫میز و صندلی‌ها رو دو تا دور اینجا می‌چینیم...

00:09:03.186 --> 00:09:05.945
‫نگاش کنین، عجب منظره‌ایه برای یه ناهارِ روز یکشنبه.

00:09:05.946 --> 00:09:07.120
‫نگاش کنین آخه!

00:09:11.459 --> 00:09:15.245
‫چون در اینجا فقط به اندازه‌ی یه آشپزخونه کوچیک جا وجود داشت،

00:09:15.246 --> 00:09:18.266
‫بیشتر مراحل آماده سازی غذا...

00:09:18.267 --> 00:09:20.919
‫باید توی خودِ مزرعه انجام بشه.

00:09:21.793 --> 00:09:23.572
‫پس تصمیم گرفتم که این دو مکان،

00:09:23.573 --> 00:09:25.071
‫باید با چیزی به هم متصل بشن که،

00:09:25.072 --> 00:09:27.719
‫برای سال‌ها داشتم برنامه‌ریزیش می‌کردم:

00:09:28.733 --> 00:09:30.780
‫یه مسیرِ خاکی جدید.

00:09:34.372 --> 00:09:36.712
‫فکر کنم بهتره اینو اینجا نصب کنی، مگه نه؟

00:09:36.713 --> 00:09:39.712
‫در حالی که آلن مشغول تعمیر انبار بود...

00:09:41.480 --> 00:09:45.166
‫گاوآهن قدیمی رو به «تاندربیرد چهارم» وصل کردم،
‫(تمسخر تراکتور قدیمی)<c.colorff8c10>
‫ (Ford Thunderbird IV خودرویی تولید شده در 1964 تا 1966
‫یکی از سری خودروهای مورد علاقه‌ی جان اف. کندی)

00:09:45.167 --> 00:09:48.320
‫و شروع کردم به کار کردن به روی جاده‌ی ارتباطی،

00:09:48.573 --> 00:09:51.199
‫که مزایای دیگه‌ای هم خواهد داشت.

00:09:52.805 --> 00:09:55.599
‫یه خرده گل‌وحشی می‌کاریم کناره‌های جاده. عالی می‌شه.

00:09:55.600 --> 00:09:57.387
‫و می‌تونیم از اینجا بریم،

00:09:57.388 --> 00:09:58.799
‫به اونطرف جاده،

00:09:58.800 --> 00:10:00.286
‫وارد پارکینگ فروشگاه مزرعه بشیم،

00:10:00.287 --> 00:10:03.186
‫و بعدش می‌تونیم به تمومِ نصف دیگر
‫مزرعه هم دسترسی داشته باشیم،

00:10:03.187 --> 00:10:06.513
‫بدون این‌که وارد شبکه راه‌ها بشیم و مانع عبور بقیه بشیم.

00:10:08.520 --> 00:10:10.472
‫این... این خیلی هوشمندانه‌اس.

00:10:10.473 --> 00:10:12.485
‫یه فکر هوشمندانه از من.

00:10:14.760 --> 00:10:18.708
‫و حالا باید فقط توی یه مسیر کاملا مستقیم همینطوری برم.

00:10:20.380 --> 00:10:23.513
‫سخت‌تر از اون چیزی بود که فکرشو می‌کردم.

00:10:24.520 --> 00:10:27.371
‫پس باید به سمتِ راست تیر تلگراف برم.

00:10:27.372 --> 00:10:29.706
‫اونجا جاییه که ورودی قراره باشه.

00:10:30.080 --> 00:10:31.795
‫خب، 1... 2...

00:10:31.796 --> 00:10:32.608
‫6...

00:10:32.879 --> 00:10:33.725
‫اونجا.

00:10:48.893 --> 00:10:50.808
‫کیلب از راه رسید.

00:10:54.026 --> 00:10:54.902
‫چیه؟

00:10:55.044 --> 00:10:56.312
‫پیشنهاد می‌کنم ادامه ندی.

00:10:56.313 --> 00:10:57.214
‫چرا؟

00:10:57.439 --> 00:10:58.379
‫این که اصلا مستقیم نیست.

00:10:58.380 --> 00:11:01.099
‫بهم گفتی که: « یه خطِ کاملا مستقیم می‌خوام، کیلب...

00:11:01.100 --> 00:11:03.539
‫...از اون دروازه تا دروازه‌ی جدیدی که
‫قراره اونجا توی مزرعه باشه.»

00:11:03.540 --> 00:11:06.893
‫قبول دارم. اولین خطی که کشیدم یه فاجعه بود.

00:11:07.160 --> 00:11:08.873
‫- خب، کدوم‌شونه؟

00:11:08.874 --> 00:11:09.874
‫این یکی.

00:11:10.526 --> 00:11:12.219
‫خب این افتضاحه!

00:11:12.220 --> 00:11:13.067
‫اون یکی...

00:11:13.068 --> 00:11:15.499
‫خدا می‌دونه که چی سرم اومد.

00:11:15.500 --> 00:11:17.619
‫هدفم اتصال به دستشویی‌ها بود.

00:11:17.620 --> 00:11:20.019
‫و بعد وسطای راه متوجه شدم که اشتباهه.

00:11:20.020 --> 00:11:22.193
‫پس مجبور شدم کمی به سمت راست متمایل بشم.

00:11:22.873 --> 00:11:23.699
‫ریدی!

00:11:23.700 --> 00:11:26.006
‫نه، اما می‌دونم که دوست داری اینو بهم بگی.

00:11:26.140 --> 00:11:28.099
‫نه، نه، دوست ندارم اینو بهت بگم.

00:11:28.100 --> 00:11:29.906
‫ترجیح می‌دم که فقط درست انجام بشه...

00:11:31.239 --> 00:11:34.365
‫وقتی که بالاخره مسیر مشخص شد،

00:11:34.366 --> 00:11:37.899
‫برای ساخت راه به مقداری قلوه‌سنگ نیاز داشتم.

00:11:38.340 --> 00:11:41.400
‫و این به معنای حفر یه معدن سنگ کوچیک بود.

00:11:46.660 --> 00:11:49.739
‫این به معنای بازگردوندن «لی»، همون سازنده‌ی طویله گاوها بود،

00:11:49.740 --> 00:11:51.913
‫و چند تا از رفقاش...

00:11:53.706 --> 00:11:56.702
‫و کلی هم دم و دستگاه.

00:11:58.900 --> 00:12:00.200
‫این یه خط تولیده.

00:12:00.201 --> 00:12:02.398
‫اون سنگ‌های بزرگ رو حفر می‌کنه و در می‌آره،

00:12:02.399 --> 00:12:04.205
‫اونا رو می‌ریزه توی سنگ‌شکن.

00:12:06.073 --> 00:12:09.227
‫اون یکی اونا رو برمی‌داره و می‌ریزه اینجا.

00:12:09.567 --> 00:12:11.679
‫و من از اینجا برشون می‌دارم و می‌ریزم توی تریلی تو،

00:12:11.680 --> 00:12:12.813
‫و تو هم می‌بری‌شون...

00:12:13.066 --> 00:12:14.552
‫اولین بار رو کجا می‌خوای خالی کنی؟

00:12:14.553 --> 00:12:16.806
‫بار اول رو می‌برم اونجا.

00:12:18.993 --> 00:12:21.713
‫<c.colorffe017>
‫[موسیقی: Freight Train
‫از Alan Jackson]

00:12:22.387 --> 00:12:23.565
‫می‌چرخونیمش.

00:12:24.280 --> 00:12:25.680
‫<i>♪ Wish I was a freight train, baby ♪</i>

00:12:25.880 --> 00:12:28.219
‫<i>♪ Wish I was a freight train, baby ♪</i>

00:12:28.220 --> 00:12:31.200
‫<i>♪ Wish I was a freight train ♪</i>

00:12:32.693 --> 00:12:34.015
‫عجب غوغاییه.

00:12:38.100 --> 00:12:40.885
‫ببینین ما داریم اینجا چی‌کار می‌کنیم، معدن کاری!

00:12:41.473 --> 00:12:44.285
‫اگه حتی یه باغچه کوچیک هم دارین،

00:12:44.286 --> 00:12:45.319
‫محض رضای خدا،

00:12:45.320 --> 00:12:47.400
‫حفرش کنین و یه معدن ازش بسازین،

00:12:47.401 --> 00:12:49.401
‫چون که خیلی حال می‌ده.

00:12:54.399 --> 00:12:56.601
‫نه، فکر کنم که پیانو باشه این.

00:12:57.240 --> 00:12:58.493
‫نیست؟

00:12:58.738 --> 00:12:59.605
‫نمی‌دونم.

00:13:00.406 --> 00:13:02.399
‫هوشمندی من رو ببین آخه!

00:13:02.520 --> 00:13:04.740
‫<i>♪ Wish I was a freight train, baby ♪</i>

00:13:04.940 --> 00:13:06.939
‫<i>♪ Wish I was a diesel locomotive ♪</i>

00:13:06.940 --> 00:13:08.613
‫<i>♪ I'd come whistling down your track ♪</i>

00:13:09.200 --> 00:13:11.140
‫<i>♪ Crashing in your door ♪</i>

00:13:11.340 --> 00:13:14.012
‫خیلی زود، زمان شروع ساخت مسیر فرا رسید.

00:13:14.013 --> 00:13:17.293
‫<i>♪ Wish I was a freight train, baby</i>
‫<i>Wish I was a freight train ♪</i>

00:13:19.479 --> 00:13:20.708
‫ریدم!

00:13:21.114 --> 00:13:23.999
‫ورقه پلاستیکی رو سوراخ کردم.

00:13:24.000 --> 00:13:26.059
‫کیلب، تو این یکی هم ریدم!

00:13:26.060 --> 00:13:29.193
‫این و پشم‌چینی، کارهاییه که نمی‌تونم بکنم.

00:13:29.460 --> 00:13:31.513
‫و بذرپاشی، شخم زنی...

00:13:31.960 --> 00:13:33.779
‫و پرچین‌کاری رو هم نمی‌تونی انجام بدی.

00:13:33.780 --> 00:13:36.153
‫منظورم اینه که لیست کارهایی که
‫نمی‌تونی انجام بدی همینطور ادامه داره.

00:13:36.720 --> 00:13:39.339
‫با اخراج کردن خودم از این کار،

00:13:39.340 --> 00:13:43.006
‫سپس خودم رو به عنوان راننده غلتک استخدام کردم،

00:13:43.160 --> 00:13:44.520
‫که اولش...

00:13:44.521 --> 00:13:47.013
‫برای من فقط یه وسیله‌ی نقلیه بود.

00:13:49.393 --> 00:13:53.205
‫و حالا، فکر کنم اگه این دکمه سیز رو فشار بدم می‌ره رو ویبره.

00:13:53.793 --> 00:13:54.725
‫آماده‌این؟

00:13:59.998 --> 00:14:01.308
‫پشمام!

00:14:04.260 --> 00:14:07.021
‫اوووف، دارم حال می‌کنم باهاش!<c.colorff8c10>
‫(اشاره به دستگاهِ ویبره‌ی جنسی زنان)

00:14:07.240 --> 00:14:09.582
‫آرررررره!

00:14:12.480 --> 00:14:15.208
‫چه روش دلپذیریه برای گذروندنِ روز.

00:14:15.713 --> 00:14:18.686
‫ماتحتت روی ویبره‌اس...

00:14:18.687 --> 00:14:21.899
‫در حالی که پا روی پات انداختی و روی یه صندلی راحت نشستی،

00:14:21.900 --> 00:14:24.326
‫و یه کار مردونه انجام می‌دی.

00:14:26.240 --> 00:14:29.792
‫متاسفانه، خیلی زود مجبور شدم اون رو به لی بسپارم،

00:14:29.793 --> 00:14:33.506
‫چون که کارهای دیگه‌ای توی مزرعه
‫وجود داشت که به توجه من نیاز داشتن.

00:14:34.706 --> 00:14:37.079
‫یه کی از اونا ملاقات با «پیپ» بود.

00:14:37.080 --> 00:14:37.746
‫حالت چطوره؟

00:14:37.747 --> 00:14:39.807
‫یک سرآشپز بسیار توصیه شده،

00:14:39.808 --> 00:14:42.793
‫که به احتمال قوی می‌تونه رستوران رو اداره کنه.

00:14:43.719 --> 00:14:46.465
‫خب، ما از قبل خودمون عسل تولید می‌کنیم،

00:14:46.466 --> 00:14:48.313
‫تخم مرغ‌های خودمون رو داریم،

00:14:48.840 --> 00:14:51.599
‫این... واسه‌ی درست کردن پاستا، آرد دارین.

00:14:51.600 --> 00:14:53.819
‫پسرم هم‌اکنون سس فلفل درست می‌کنه،

00:14:53.820 --> 00:14:55.479
‫از همون فلفل‌هایی که خودمون پرورش می‌دیم.

00:14:55.480 --> 00:14:56.693
‫بره داریم.

00:14:56.694 --> 00:14:58.012
‫و حالا گوشت گاو هم داریم.

00:14:58.013 --> 00:15:00.860
‫فکر کنم چیزی که شما اینجا دارین...

00:15:00.861 --> 00:15:02.165
‫شروعِ یه رستوران عالیه.

00:15:02.166 --> 00:15:03.931
‫فکر کنم شما می‌تونین از تموم محصولات،

00:15:03.932 --> 00:15:05.920
‫از بینی تا دُمِ همه‌ی حیوون‌ها رو هم استفاده کنید.

00:15:05.921 --> 00:15:08.059
‫چه نوع آشپزی در گذشته انجام دادی؟

00:15:08.060 --> 00:15:09.611
‫در گذشته ایتالیایی کار کرده‌ام.

00:15:09.612 --> 00:15:12.099
‫فرانسوی و بریتانیایی.

00:15:12.100 --> 00:15:13.618
‫و مشخصه که در رستوران من در حال حاضر،

00:15:13.618 --> 00:15:16.258
‫سبک‌های اروپایی زیادی رو با هم ترکیب می‌کنیم،

00:15:16.260 --> 00:15:19.193
‫و با یه ذره دخالت دادن غذاهای ژاپنی.

00:15:19.366 --> 00:15:20.193
‫ببین...

00:15:20.787 --> 00:15:22.060
‫مسئله اینه که...

00:15:22.060 --> 00:15:24.605
‫می‌بینم که چه کسایی به فروشگاه مزرعه می‌آن،

00:15:24.606 --> 00:15:25.939
‫می‌بینم که چه کسایی اومدن.

00:15:25.940 --> 00:15:27.293
‫و اگر این...

00:15:27.631 --> 00:15:30.766
‫اکثرا راننده‌های «سوبارو» هستن.<c.colorff8c10>
‫ (Subaru ابرشرکتِ تولید خودرو و ماشین‌آلاتِ ژاپنی و تولیدکننده
‫یکی از بهترین سری خودروهای رالی در جهان: سوبارو ایمپرتزا)

00:15:30.767 --> 00:15:32.806
‫- عموی منم سوبارو داشت.
‫- آره.

00:15:32.807 --> 00:15:33.807
‫اینا...

00:15:33.808 --> 00:15:36.105
‫همون کسایی هستن که در رستوران هدف گرفتم‌شون.

00:15:36.106 --> 00:15:38.605
‫افرادی هستن که دل‌شون «سیب‌زمینیِ سه بار پخته شده» نمی‌خوان،<c.colorff8c10>
‫(نوعی سیب‌زمینی که در 3 مرحله شامل جوشاندن، سرد کردن،
‫سرخ‌کردن و دوباره سرد کردن، در دماهای خاص، درست می‌شوند)

00:15:38.606 --> 00:15:40.259
‫و یه چیز خیلی شیک و فانتزی هم نمی‌خوان.

00:15:40.260 --> 00:15:43.619
‫پس تلفیقِ آسیایی، اینا کلماتی نیستن که...

00:15:43.620 --> 00:15:46.798
‫- ...اونا ازش لذت ببرن.
‫- نه.

00:15:46.799 --> 00:15:49.419
‫«گورتو گم کن» پاسخ استانداردشون به...

00:15:49.420 --> 00:15:51.607
‫هر گونه تلاشی برای...

00:15:51.608 --> 00:15:54.246
‫وقت تلف کردن با «استیک و کیکِ قلوه» یا... خواهد بود.<c.colorff8c10>
‫(غذای معروف بریتانیایی که از مخلوط گوشت قرمز
‫خرد شده، قلوه‌ی خرد شده و پیاز درست می‌شه)

00:15:54.247 --> 00:15:55.027
‫آره.

00:15:55.520 --> 00:15:57.579
‫بعدش پیپ رو به یه بازدید تو اطراف بردم،

00:15:57.580 --> 00:16:01.099
‫با سرتیتر اولِ منو شروع کردیم.

00:16:01.100 --> 00:16:03.524
‫این دو تا گاوهایی هستن که قراره برای ذبح کردن فرستاده بشن.

00:16:03.532 --> 00:16:04.292
‫باشه.

00:16:04.293 --> 00:16:05.979
‫این چیزیه که می‌خوایم بپزیمش.

00:16:05.980 --> 00:16:06.885
‫گنده‌ان.

00:16:07.880 --> 00:16:10.558
‫و اینجا جاییه که آشپزخونه آماده‌سازی رو قرار می‌دیم.

00:16:10.559 --> 00:16:11.405
‫پشمام!

00:16:12.166 --> 00:16:13.606
‫آشپزخونه خوبیه؟

00:16:13.725 --> 00:16:16.039
‫بزرگه. از آشپزخونه منم بزرگ‌تره.

00:16:16.040 --> 00:16:17.459
‫- قصاب داری؟
‫- آره.

00:16:17.460 --> 00:16:20.379
‫- توسط شخصی به نام هنری انجام می‌شه.
‫- آره.

00:16:20.380 --> 00:16:23.585
‫که انگار شبیه به «اندی گارسیا» توی فیلم «تسخیرناپذیران»ـه.<c.colorff8c10>
‫(بازیگر آمریکایی که در فیلم‌های موفقی همچون
‫پدرخوانده، یازده دوازده سیزده یار اوشن، بازی کرده)

00:16:23.586 --> 00:16:26.319
‫خب به هر حال، اندی گارسیا قصابی ما رو انجام می‌ده.

00:16:26.320 --> 00:16:28.279
‫- فلفل‌ها رو می‌بینی؟
‫- آره، آره.

00:16:28.280 --> 00:16:31.399
‫خب هزاران و هزاران و هزاران گیاه فلفل گیرت می‌آد،

00:16:31.400 --> 00:16:32.540
‫- که...
‫- آره.

00:16:32.980 --> 00:16:33.900
‫سس تند درست می‌کنیم.

00:16:34.653 --> 00:16:37.551
‫پیپ که تا اینجاش تحت تاثیر قرار گرفته بود،

00:16:37.552 --> 00:16:42.105
‫به وضوح انتظار چیزهای خیلی خوبی از خودِ رستوران داشت.

00:16:43.340 --> 00:16:44.500
‫یا خودِ خدا!

00:16:46.027 --> 00:16:48.200
‫- هنوز خیلی ناقصه.
‫- آره.

00:16:50.480 --> 00:16:51.393
‫خیلی‌خب.

00:16:52.787 --> 00:16:53.587
‫کیر توش!

00:16:54.433 --> 00:16:55.620
‫این می‌شه آشپزخونه.

00:16:56.652 --> 00:16:57.885
‫که کوچیکه.

00:16:58.485 --> 00:17:00.697
‫- آشپزخونه‌ی کامل شده اینجا می‌شه.
‫- بقیه‌اش کجاست؟

00:17:00.698 --> 00:17:01.699
‫چی؟

00:17:01.700 --> 00:17:02.765
‫داری بیرون هم ساخت‌و‌ساز می‌کنی؟

00:17:02.766 --> 00:17:05.012
‫نه نمی‌تونیم، شورا بهمون اجازه نمی‌ده.

00:17:05.179 --> 00:17:07.085
‫بخاطر قوانین،

00:17:07.086 --> 00:17:08.499
‫که من ننوشتم‌شون،

00:17:08.500 --> 00:17:10.520
‫اجازه داری که...

00:17:10.521 --> 00:17:13.325
‫به همون اندازه‌ای فضای بیرون از ساختمون رو داشته باشی که،

00:17:13.326 --> 00:17:14.925
‫داخلش داری.

00:17:14.926 --> 00:17:16.499
‫نه فقط با ساختمون،

00:17:16.500 --> 00:17:18.299
‫- بلکه حتی با سایه‌بان‌ها.
‫- آره.

00:17:18.720 --> 00:17:22.579
‫پس احتمالا می‌آد تا اینجا، درست می‌ره تا انتهای اون دیوار.

00:17:22.580 --> 00:17:23.306
‫آره.

00:17:23.520 --> 00:17:25.899
‫و این می‌شه جایی که همه‌ی میز و صندلی‌ها قراره باشه.

00:17:25.900 --> 00:17:26.885
‫آره، فکر کنم...

00:17:26.886 --> 00:17:29.393
‫احتمالا بتونی 45 تا سفارش اینجا سرو کنی.

00:17:29.533 --> 00:17:30.625
‫و من فقط یه فکری داشتم.

00:17:30.626 --> 00:17:31.813
‫نمی‌تونی آشپزخونه رو...

00:17:31.814 --> 00:17:34.186
‫یه کم بزرگ‌تر کنی و کباب‌پز رو بذاریم بیرون؟

00:17:34.187 --> 00:17:36.027
‫نه، شورا نمی‌ذاره.

00:17:38.919 --> 00:17:42.732
‫با درک این واقعیت که پیپ درون یه جعبه‌کفش آشپزی می‌کنه،

00:17:42.733 --> 00:17:46.899
‫سپس از من پرسید که دقیقا دوست دارم توی منوی‌غذا پی ببینم،

00:17:46.900 --> 00:17:50.405
‫به این امید که خلاصه‌ی دقیقی بهش بدم.

00:17:51.413 --> 00:17:53.413
‫فیلمِ «بِیب» رو دیدی؟<c.colorff8c10>
‫ (Babe فیلمی کمدی-درام از کریس نونان، خلاصه: داستان
‫یک خوک مزرعه که می‌خواهد کار یک سگ گله را انجام دهد)

00:17:53.414 --> 00:17:54.912
‫- که یه خوک توشه.
‫- آره.

00:17:55.287 --> 00:17:57.667
‫می‌دونی وقتی که اون مردِ شب ‌می‌ره به خونه،

00:17:57.668 --> 00:17:59.065
‫و زنش اونجاست،

00:17:59.066 --> 00:18:00.845
‫چیزی که اونا واسه‌ی شام‌شون دارن،

00:18:00.846 --> 00:18:03.906
‫یه جورایی همون چیزیه که من می‌خوام توی رستوران سرو کنم.

00:18:04.806 --> 00:18:07.999
‫دقیقا نمی‌دونم چی برای شام دارن، اما در تصور من...

00:18:08.000 --> 00:18:11.146
‫چیزی که اونا می‌خورن، همون چیزیه که من می‌خوام سرو کنم.

00:18:12.800 --> 00:18:13.525
‫که اینطور.

00:18:15.639 --> 00:18:18.739
‫با چپوندن این اطلاعاتِ ارزشمند،

00:18:18.740 --> 00:18:21.205
‫پیپ رفت که کارش رو شروع کنه.

00:18:22.173 --> 00:18:27.406
‫و منم دوباره به کارِ دشوار حامله کردن گاوها برگشتم.

00:18:27.759 --> 00:18:31.192
‫آخرین نوبتِ لقاح مصنوعی، بر روی دینی کارساز بود.

00:18:32.233 --> 00:18:33.825
‫اما نه برای فلفلی،

00:18:34.067 --> 00:18:36.687
‫که نیاز به یه تزریق دیگه داره.

00:18:36.793 --> 00:18:38.938
‫بفرما، اینم از دیلوین توی ژست همیشگیش.

00:18:38.939 --> 00:18:40.080
‫سلام!

00:18:40.081 --> 00:18:41.833
‫می‌تونم بهتون دست بدم؟

00:18:42.606 --> 00:18:47.306
‫و امروز می‌فهمیم که بالاخره فلفلی حامله شده یا نه.

00:18:50.320 --> 00:18:51.095
‫خب.

00:18:51.691 --> 00:18:52.932
‫خبرای بدی دارم.

00:18:52.933 --> 00:18:55.725
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- آره، حامله نیست.

00:18:56.686 --> 00:18:57.687
‫خب...

00:18:58.091 --> 00:18:59.438
‫همه چیزش سرجاشه.

00:18:59.439 --> 00:19:01.858
‫خب من بررسیش کردم، همه چیزش توی چرخه هستن.
‫(چرخه‌ی جنسی)

00:19:01.859 --> 00:19:05.106
‫اما دلیلی نمی‌بینم که نتونه حامله بشه.

00:19:05.840 --> 00:19:07.725
‫فلفلی بیچاره.

00:19:07.726 --> 00:19:09.966
‫چت شده عزیز من؟

00:19:10.213 --> 00:19:11.272
‫تاسف باره.

00:19:11.273 --> 00:19:13.892
‫شما باید تصمیم بگیرین که واقعا از اینجا به کجا برن.

00:19:14.446 --> 00:19:15.892
‫- ما نمی‌خوایم...
‫- می‌تونم فقط...

00:19:15.893 --> 00:19:17.599
‫بذار از دامپزشک بپرسم.

00:19:18.006 --> 00:19:21.759
‫طبق تجربه‌ی تو، یه کشاورز توی این شرایط چی‌کار می‌کنه؟

00:19:21.760 --> 00:19:22.939
‫یه گاو نر واسش می‌آرن.

00:19:22.940 --> 00:19:24.526
‫- یه گاو نر؟
‫- آره.

00:19:24.673 --> 00:19:26.659
‫یه کشاورز یه گاو نر رو اجاره می‌کنه؟

00:19:26.660 --> 00:19:28.218
‫می‌تونی یه گاو نر اجاره کنی.

00:19:28.219 --> 00:19:30.099
‫و تا کِی باید اون گاو نر اینجا باشه؟

00:19:30.100 --> 00:19:31.119
‫2 ماه.

00:19:31.420 --> 00:19:33.300
‫پس گاو نر اینجا زندگی می‌کنه،

00:19:33.301 --> 00:19:35.186
‫صاف چسبیده به پیاده‌رو.

00:19:35.406 --> 00:19:37.398
‫لازم نیست حصارها رو عوض کنی اگر...

00:19:37.399 --> 00:19:39.492
‫- باید چند تا تابلو بزنی.
‫- آره.

00:19:39.826 --> 00:19:41.339
‫یعنی خب یه ریسکی توش وجود داره.

00:19:41.340 --> 00:19:44.306
‫می‌دونی دیگه، اگه بره بیرون.
‫همه وقتی که یه گاو نر بیرون باشه وحشت می‌کنن، نه؟

00:19:44.307 --> 00:19:46.699
‫اما در اکثر مواقع، گاو نر برای کشتن کسی در اونجا نیست.

00:19:46.700 --> 00:19:49.432
‫منظورم اینه که، آره، مسلما می‌تونه کسی رو بکشه.

00:19:49.433 --> 00:19:50.300
‫خیلی‌خب.

00:19:50.436 --> 00:19:52.652
‫پس می‌تونیم یه گاو نر رو بیاریم اینجام.

00:19:52.653 --> 00:19:55.279
‫و اون حصار برقی که اون پایین داریم...

00:19:55.280 --> 00:19:56.925
‫آره من اونطرف رو حصارکشی کردم.

00:19:56.926 --> 00:19:59.599
‫آره، چون نمی‌خوایم یه گاو نر
‫هر روز صبح تو آشپزخونه‌مون باشه.

00:19:59.600 --> 00:20:02.699
‫- نه خیلی.
‫- واقعا سورپرایز خوبی خواهد شد!

00:20:02.700 --> 00:20:04.606
‫مگر این‌که به طرز وحشتناکی جذاب باشه.

00:20:05.393 --> 00:20:09.172
‫پیدا کردن یه دوست‌پسر برای فلفل چند روزی طول می‌کشه.

00:20:09.173 --> 00:20:13.525
‫پس، در این مدت، به یه کار مهم دیگه پرداختم،

00:20:13.532 --> 00:20:16.565
‫کاشت محصولی به نامِ «گل گاوزبان».<c.colorff8c10>
‫(دارای کاربردهای زینتی، خوراکی، مورد استفاده در طب سنتی)

00:20:16.566 --> 00:20:18.819
‫15 میلی‌لیتر روی بشکه.

00:20:19.899 --> 00:20:23.298
‫باشه، باید برم، الان روی 20 میلی‌لیتر در دقیقه
‫و 2 سانتی‌متر تنظیمه.

00:20:23.299 --> 00:20:27.405
‫این بدان معنا بود که کیلب مجبور بود
‫تنظیمات پیچیده رو در بذرپاش انجام بده.

00:20:27.406 --> 00:20:28.126
‫باشه رواله.

00:20:28.127 --> 00:20:29.599
‫اما بهش اطمینان دادم که،

00:20:29.600 --> 00:20:31.892
‫همه‌ی این چیزا ارزشش رو خواهد داشت.

00:20:32.000 --> 00:20:33.853
‫جو و گندم همین الان...

00:20:33.854 --> 00:20:36.326
‫- 300 پوند در هر تن قیمتشه؟ کم و بیش، نه؟
‫- آره، آره.

00:20:36.500 --> 00:20:37.885
‫دانه روغنی کلزا...

00:20:37.886 --> 00:20:39.146
‫- 700 پوند در هر تن؟
‫- آره.

00:20:39.153 --> 00:20:40.552
‫- واقعا بالاست.
‫- آره.

00:20:40.553 --> 00:20:42.572
‫می‌خوای بدونی چقدر واسه این گیرت می‌آد؟

00:20:42.573 --> 00:20:45.413
‫- ادامه بده.
‫- 4,200 پوند در هر تن.

00:20:46.140 --> 00:20:47.520
‫- واقعا؟
‫- اوهوم.

00:20:49.000 --> 00:20:50.565
‫پس بریم گل‌گاوزبون بکاریم.

00:20:50.566 --> 00:20:51.386
‫فکر کنم دیگه تنظیمش کردم.

00:20:51.387 --> 00:20:53.319
‫- اصلا می‌دونی چیه؟
‫- نه.

00:20:53.320 --> 00:20:55.100
‫گیاهخوارها...<c.colorff8c10>
‫(گیاهخوارِ مطلق: کسی که هیچ‌گونه محصولی که از
‫حیوانات باشه رو نمی‌خوره، حتی شیر و تخم‌مرغ و...)

00:20:55.101 --> 00:20:57.472
‫روغن جگر ماهی یا روغن ماهی رو نمی‌خورن.<c.colorff8c10>
‫(اما رژیم غذایی وجترین‌ها با گیاهخواران مطلق فرق می‌کنه،
‫وجترین‌ها فقط گوشت رو از غذاهاشون حذف می‌کنن)

00:20:57.473 --> 00:20:58.718
‫- اوهوم.
‫- مشخصا.

00:20:58.719 --> 00:21:00.879
‫اما اونا می‌تونن این رو بخورن که دقیقا مشابه همونه.

00:21:00.880 --> 00:21:03.105
‫امگا-3، امگا-6 و امگا-9 داره.<c.colorff8c10>
‫(اسیدهای چرب از خانواده‌ی اشباع نشده، مورد نیاز بدن)

00:21:03.106 --> 00:21:06.205
‫پس این یه روغن خیلی خیلی خیلی خیلی خوبیه.

00:21:07.460 --> 00:21:10.606
‫- آره.
‫- خیلی مفیده. گیاهخوارا عاشقشن.

00:21:10.607 --> 00:21:11.565
‫پس ما...

00:21:11.566 --> 00:21:14.459
‫از «گیاهخواری» سود می‌بریم، که من دوست‌شون دارم.<c.colorff8c10>
‫(جرمی در برنامه‌های پیشین خودش
‫بارها گیاهخوارها رو مسخره کرده)

00:21:14.460 --> 00:21:15.620
‫و بعد این‌که...

00:21:15.621 --> 00:21:19.406
‫زنبورها، بدجوری گل‌گاوزبان رو دوست دارن.

00:21:19.973 --> 00:21:23.225
‫وقتی که کیلب تنظیمات رو تموم کرد،

00:21:23.226 --> 00:21:26.799
‫مخزن رو با گردِ طلایِ گیاهخوارها پر کردیم...

00:21:27.006 --> 00:21:29.738
‫به سیستم گفتیم که چه چیزی رو داره کشت می‌کنه...

00:21:29.739 --> 00:21:30.193
‫4

00:21:30.194 --> 00:21:30.659
‫48

00:21:30.660 --> 00:21:31.566
‫482

00:21:31.567 --> 00:21:32.558
‫اوکی.

00:21:32.559 --> 00:21:36.125
‫تصور کنین «ناسا» از همچین کامپیوتری استفاده کنه.

00:21:36.126 --> 00:21:37.419
‫«نَسی» دیگه کیه؟

00:21:37.420 --> 00:21:38.693
‫و راه افتادیم.

00:21:41.405 --> 00:21:44.379
‫حالا اینو ببینین.
‫با جعبه‌ی وزن جدید و ناز من،

00:21:44.380 --> 00:21:46.519
‫دیگه خبری از تک‌چرخ زدن نیست.

00:21:47.560 --> 00:21:50.793
‫این همه تجهیزات الان حدود 15 تن وزن داره.

00:21:54.927 --> 00:21:58.118
‫خوبیِ پرورش گل‌گاوزبان اینه که...

00:21:58.119 --> 00:22:01.505
‫به ندرت نیاز به مواد شیمیایی یا کود داره.

00:22:01.506 --> 00:22:04.913
‫پس دیگه به اون خطوط تراموای پیچیده نیازی نیست.

00:22:07.105 --> 00:22:08.533
‫چیز بدش اینه که...

00:22:08.534 --> 00:22:11.499
‫یادم رفته بود که همه چیز چطور کار می‌کنه.

00:22:12.645 --> 00:22:14.180
‫باید...

00:22:14.181 --> 00:22:16.005
‫سرعت فن رو تنظیم کنم.

00:22:18.706 --> 00:22:20.165
‫تنظیم.

00:22:20.880 --> 00:22:22.233
‫وای نه، این... وای نه!

00:22:22.234 --> 00:22:24.109
‫گوه زدم! فکر کنم فقط...

00:22:24.406 --> 00:22:25.979
‫کیلب، صدامو داری؟

00:22:25.980 --> 00:22:29.413
‫یادم نیست چطور این کامپیوتر رو تنظیم کنم.

00:22:30.106 --> 00:22:33.839
‫جنینِ کشاورز با حوصله این تکنولوژی رو توضیح داد.

00:22:34.093 --> 00:22:36.058
‫یه علامت تراکتور کوچیک این بالاست، یادته؟

00:22:36.059 --> 00:22:36.939
‫نه.

00:22:36.940 --> 00:22:38.438
‫تا حالا از این بذرپاشه استفاده نکرده‌ام.

00:22:38.439 --> 00:22:39.019
‫کردی.

00:22:39.020 --> 00:22:40.972
‫یه کمی گندم کاشتی،

00:22:40.973 --> 00:22:42.700
‫و بعدش گند زدی بهش.

00:22:42.701 --> 00:22:44.499
‫- مگه تو زمینِ «مردِ مرده» رو بذپاشی نکردی؟
‫- آره.
‫(اسم زمینش همینه)

00:22:44.500 --> 00:22:47.299
‫- اون گندکاری که اونجا کرده بود رو دیدی؟
‫- خب، من توش راه رفتم.

00:22:47.300 --> 00:22:48.953
‫شما به همون نوشتن‌هاتون ادامه بدین.

00:22:48.954 --> 00:22:49.892
‫بذارین من این کارو بکنم.

00:22:49.893 --> 00:22:51.458
‫نه، چون خط تراموایی نیست دیگه.

00:22:51.459 --> 00:22:54.252
‫برای این یکی دیگه خط تراموا نیازی نیست،
‫به همین دلیله که دارم انجامش می‌دم.

00:22:54.253 --> 00:22:56.278
‫این خیلی «کم نهاده»اس، آره.<c.colorff8c10>
‫(سیستم کشت کم نهاده: بهینه‌سازی منابع در مزرعه و
‫به حداقل رساندن منابع خریداری شده مانند کودها، سم و...)

00:22:56.279 --> 00:22:59.386
‫کیلب به کلاس تقویتی من ادامه داد.

00:22:59.387 --> 00:23:00.279
‫اونو ببر بالا.

00:23:00.280 --> 00:23:02.179
‫- و بعد می‌بینی کجا نوشته «نشانگرها»؟
‫- آره.

00:23:02.180 --> 00:23:03.319
‫اونو بیار پایین.

00:23:03.320 --> 00:23:05.085
‫- من می‌خوام نشانگر این طرفی رو بیارم بیرون؟
‫- آره.

00:23:05.086 --> 00:23:06.446
‫خب تو بیا بیرون.

00:23:07.160 --> 00:23:08.200
‫ای گوه توش!

00:23:08.846 --> 00:23:10.805
‫نه، وایسا. دوباره جمعش کن داخل.

00:23:19.559 --> 00:23:21.386
‫صبر کن، نه. وایسا، وایسا، وایسا.

00:23:24.213 --> 00:23:25.013
‫خیلی‌خب.

00:23:26.800 --> 00:23:28.505
‫- لعنتی!
‫- ای کیر توت!

00:23:28.820 --> 00:23:30.685
‫ایده کی بود که گل‌گاوزبون بکاریم؟

00:23:31.526 --> 00:23:32.740
‫بالاخره...

00:23:33.066 --> 00:23:34.418
‫آماده بودم.

00:23:34.419 --> 00:23:35.613
‫بریم تو کارش.

00:23:38.560 --> 00:23:40.400
‫اوهوووی وایسا!

00:23:41.040 --> 00:23:42.513
‫سرعت فن:

00:23:42.980 --> 00:23:45.038
‫39,000 دور در دقیقه.

00:23:45.039 --> 00:23:45.879
‫عالیه.

00:23:46.173 --> 00:23:47.106
‫هوووی!

00:23:47.400 --> 00:23:48.506
‫- وایسا!
‫- جرمی وایسا!

00:23:48.507 --> 00:23:49.906
‫جرمی وایسا!

00:23:50.313 --> 00:23:52.219
‫الان اساس عین یه بولدوزر عمل می‌کنی.

00:23:52.220 --> 00:23:54.958
‫فقط یه فوت خاک جلوش داری.

00:23:54.959 --> 00:23:57.511
‫چون که «شاخ و برگ‌ها» داخل بذرپاش جریان پیدا نمی‌کنن.
‫(معنی دوم: آشغال، زباله)

00:23:57.512 --> 00:23:59.659
‫چی؟ ببخشید. زباله چیه؟

00:23:59.660 --> 00:24:03.050
‫تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که بذرپاش رو
‫درست روی شیارها تنظیم کنم.

00:24:03.051 --> 00:24:05.352
‫خب، بذرها رو به تو عمق کافی قرار نمی‌ده.

00:24:05.353 --> 00:24:07.999
‫- چون می‌دونی دیگه قراره بچینیمش.
‫- آره.
‫(همچون زدن چمن)

00:24:08.113 --> 00:24:10.206
‫یه کلمه از اینا رو هم نمی‌فهمم.

00:24:10.346 --> 00:24:11.286
‫می‌تونم فقط...

00:24:11.287 --> 00:24:12.184
‫سطح دستگاه رو بیارم بالاتر.

00:24:12.185 --> 00:24:14.537
‫«بازوی هیدرولیک» رو یه کمی بیارم بیرون.<c.colorff8c10>
‫(بازویی که دستگاه بر روی اون سوار می‌شه)

00:24:14.538 --> 00:24:16.278
‫متنفرم از این‌که می‌ره...

00:24:16.279 --> 00:24:19.959
‫بینِ تراکتور و هر وسیله‌ای که پشت اون متصله.

00:24:20.113 --> 00:24:23.413
‫هر لحظه ممکنه یه صدای قرچ قوروچ بیاد.

00:24:23.559 --> 00:24:25.413
‫و بعدش صدای آژیر.

00:24:25.460 --> 00:24:26.705
‫و بعد صدای چکش قاضی.

00:24:26.706 --> 00:24:28.325
‫و بعدش...

00:24:29.012 --> 00:24:32.405
‫صدای داد و فریاد من توی سلول زندان.

00:24:35.705 --> 00:24:37.485
‫زمانی که کیلب کارش رو انجام داد،

00:24:37.486 --> 00:24:39.225
‫حالا هر کاری که داشت می‌کرد،

00:24:39.226 --> 00:24:41.006
‫دوباره شروع کردم.

00:24:41.793 --> 00:24:42.787
‫خیلی‌خب.

00:24:43.144 --> 00:24:44.993
‫با سرعت 10 کیلومتر بر ساعت.

00:24:45.106 --> 00:24:47.906
‫و اساسا، من فقط یه کار داشتم.

00:24:48.973 --> 00:24:52.599
‫داشتم با نشانگرم توی زمین یه خط باریک می‌کشیدم،

00:24:52.600 --> 00:24:54.819
‫پس در دور برگشت،

00:24:54.820 --> 00:24:58.419
‫اگر اون خط رو وسط کاپوتم نگه می‌داشتم،

00:24:58.420 --> 00:25:01.332
‫متوجه می‌شدم که دقیقا 3 متر...

00:25:01.333 --> 00:25:05.079
‫با بخشی از زمین که قبلا کاشته بودم، فاصله دارم.

00:25:07.000 --> 00:25:08.805
‫چشم از روش برندار، جرمی.

00:25:08.806 --> 00:25:10.487
‫چشم‌هاتو نگه دار روش.

00:25:11.213 --> 00:25:12.787
‫چشم‌هاتو نگه دار روش.

00:25:16.120 --> 00:25:17.093
‫با این حال...

00:25:17.094 --> 00:25:18.619
‫بعد از این‌که دور زدم،

00:25:18.620 --> 00:25:22.679
‫متوجه شدم که به دلیل نحوه‌ی شیار شدن این زمین،

00:25:22.680 --> 00:25:25.325
‫خط باریک از جایی که من نشسته بودم،

00:25:25.326 --> 00:25:26.647
‫نامرئی بود.

00:25:27.200 --> 00:25:28.293
‫کیر توش!

00:25:29.152 --> 00:25:31.580
‫مطلقا هیچ ایده‌ی ندارم اینجا.

00:25:31.800 --> 00:25:33.507
‫به آسونی قابل دیدن نیست.

00:25:34.507 --> 00:25:38.139
‫تلاش برای دیدن جایی که یه سوسک فلزیِ کوچیک،

00:25:38.140 --> 00:25:40.220
‫در طول مزرعه سرگردون بوده.

00:25:40.420 --> 00:25:42.085
‫اصلا هیچ کاربردی نداره.

00:25:44.507 --> 00:25:49.313
‫قراره بیشترِ زمین رو دوباره بذرپاشی کنم و بعضی جاهاش رو که اصلا.

00:25:49.800 --> 00:25:51.707
‫ای کیر توش بره!

00:25:52.080 --> 00:25:55.419
‫وقتی این رشد کنه و بزرگ بشه، کلی توی دردسر میوفتم.

00:25:55.687 --> 00:25:59.106
‫این بذر اینقدر گرونه که نباید گند زد توش.

00:25:59.646 --> 00:26:01.286
‫نمی‌دونم دارم چه غلطی می‌کنم اینجا، کیلب.

00:26:01.287 --> 00:26:03.899
‫نمی‌تونم این نشانگر کوفتی رو ببینم.

00:26:03.900 --> 00:26:05.613
‫اصلا نمی‌تونم ببینمش.

00:26:06.406 --> 00:26:09.537
‫خودم رو برایِ یه توبیخ شدید همیشگی آماده کردم.

00:26:09.539 --> 00:26:10.940
‫اما به طرز حیرت‌آوری...

00:26:10.941 --> 00:26:12.399
‫(کیلب) نیومد سراغم.

00:26:12.994 --> 00:26:14.128
‫کار سختیه.

00:26:14.129 --> 00:26:15.143
‫بهت حق می‌دم.

00:26:15.144 --> 00:26:17.703
‫قرار نیست سرت غر بزنم اگه جایی رو جا انداخته باشی.

00:26:18.200 --> 00:26:21.000
‫سپس کیلب تصمیم گرفت که از غلتکش استفاده کنه،

00:26:21.001 --> 00:26:24.201
‫تا یه خط موجی توی زمین بکشه...

00:26:28.680 --> 00:26:34.159
‫پس وقتی که سوسک فلزی من روی یه تیکه خاکِ تازه صاف شده بره،

00:26:34.160 --> 00:26:36.760
‫می‌تونم علامتی که ساخته رو ببینم.

00:26:37.946 --> 00:26:41.099
‫پس فکر می‌کنی می‌تونم خط‌ها رو ببینم،

00:26:41.460 --> 00:26:43.725
‫حالا که این چیز زیگ‌زاگ رو انجام دادی؟

00:26:43.980 --> 00:26:44.767
‫آره.

00:26:45.460 --> 00:26:48.005
‫حالا تفاوتش رو می‌بینی؟

00:26:48.139 --> 00:26:49.005
‫آره.

00:26:49.006 --> 00:26:51.206
‫می‌تونم ببینم که از کجا رد شدی.

00:26:58.100 --> 00:27:00.073
‫حق با اونه، این...

00:27:01.065 --> 00:27:02.605
‫دگرگون‌کننده‌اس.

00:27:05.160 --> 00:27:06.772
‫حالا می‌تونم انجامش بدم.

00:27:08.386 --> 00:27:11.099
‫کمی کار تیمی دیدلی اسکواتی،

00:27:11.107 --> 00:27:14.113
‫«بیکن»‌های گیاهخواری من رو نجات داد.<c.colorff8c10>
‫(گوشت خوک نمک سود شده)

00:27:14.933 --> 00:27:16.427
‫جایی که الان هستی، دقیقا داری درست می‌ری.

00:27:16.428 --> 00:27:17.939
‫کاملا درسته.

00:27:17.940 --> 00:27:18.720
‫آره.

00:27:21.593 --> 00:27:23.761
‫اینم از این، کوچولوی خوشگل.

00:27:33.486 --> 00:27:35.059
‫با کاشت گل‌گاوزبان،

00:27:35.060 --> 00:27:39.713
‫اخباری دریافت کردیم که گاو نر اجاره‌ای جدیدمون تو راهه،

00:27:40.152 --> 00:27:43.172
‫به این معنی بود که باید با رئیس حراستم،

00:27:43.173 --> 00:27:45.706
‫یه سری کارهای مقدماتی رو انجام می‌دادم.

00:27:47.187 --> 00:27:49.100
‫خیلی‌خب، گاو نر ساعت 3 می‌رسه.

00:27:49.101 --> 00:27:51.179
‫- پس می‌شه حدود یه ساعت دیگه؟
‫- آره، آره.

00:27:51.180 --> 00:27:53.459
‫پس باید این تابلو‌ها رو نصب کنم تا
‫به کسایی که رد می‌شن بگه که...

00:27:53.460 --> 00:27:55.499
‫چون می‌دونی دیگه این یه پیاده‌روی عمومیه.

00:27:55.500 --> 00:27:56.260
‫آره.

00:27:56.261 --> 00:27:57.627
‫...بگه که یه گاو نر توی مزرعه هست.

00:27:57.628 --> 00:27:59.705
‫اما چیز جالبش اینجاست که،

00:27:59.706 --> 00:28:02.499
‫نمی‌تونی یه تابلو بذاری که بگه: «خطر، گاو نر!»

00:28:02.500 --> 00:28:04.620
‫چون که دارم اعتراف می‌کنم که،

00:28:04.621 --> 00:28:06.545
‫می‌دونم که خطرناکه.

00:28:06.546 --> 00:28:08.379
‫و بعدش من رو در قبالش مسئول می‌کنه.

00:28:08.380 --> 00:28:10.699
‫اما نمی‌تونی هم بگی که بی‌خطره، چون...

00:28:10.700 --> 00:28:11.579
‫آره.

00:28:11.580 --> 00:28:13.571
‫تا حالا یه گاو نر بهت حمله کرده؟

00:28:13.572 --> 00:28:17.139
‫یه کشاورز پیر رو می‌شناسم...
‫می‌دونی دیگه، این یه داستانه، خب؟

00:28:17.140 --> 00:28:20.480
‫وقتی که اونا در حال جمع کردن زباله‌های زمستونی بودن...

00:28:20.481 --> 00:28:23.059
‫<c.colorff8c10>
‫[سخنان گوهربار جرالد]

00:28:23.060 --> 00:28:26.193
‫اونا باید نیم تن وزن داشته باشن دیگه،
‫همون کپه کاه‌های قهوه‌ای، مگه نه؟

00:28:26.406 --> 00:28:29.433
‫و اگر به «هرفورد» بیای...<c.colorff8c10>
‫ (Hereford شهری در شهرستان هرفوردشر در غرب بریتانیا)

00:28:29.434 --> 00:28:31.907
‫[نامفهوم]

00:28:33.160 --> 00:28:35.174
‫اما هیچوقت نمی‌تونی بگی.

00:28:35.175 --> 00:28:37.240
‫[نامفهوم]

00:28:39.180 --> 00:28:41.880
‫که با کپه کاه توی چیز و همه چیز بود.

00:28:42.640 --> 00:28:44.819
‫خب، چند تایی تابلو گرفتم.

00:28:44.820 --> 00:28:47.625
‫به همین دلیله که هیچوقت علاقه‌مند به داشتن یه گاو نر نبودم.

00:28:47.626 --> 00:28:48.605
‫خب...

00:28:48.864 --> 00:28:50.485
‫اینا رو ساختم.

00:28:51.878 --> 00:28:53.851
‫<c.colorffe017>
‫(گاو نر درون مزرعه است
‫شلوار قرمر پاتون نباشه)

00:28:53.859 --> 00:28:56.719
‫اون یارو‌هایی که توی روستا هستن و
‫مدام غر می‌زنن رو که می‌شناسی...

00:28:57.199 --> 00:28:59.039
‫یکشنبه‌ها می‌شینن تو میخونه با اون شلوارهای قرمز‌شون.

00:28:59.040 --> 00:28:59.820
‫آره.

00:28:59.821 --> 00:29:01.093
‫<c.colorffe017>
‫(طبِ سوزنیِ رایگان *بخاطر شاخ‌هاش*)

00:29:01.094 --> 00:29:02.713
‫آره، آره.
‫<c.colorffe017>
‫(طبِ سوزنیِ رایگان *بخاطر شاخ‌هاش*)

00:29:04.693 --> 00:29:07.120
‫<c.colorffe017>
‫(خطر گاو نر! گردشگرها خوش‌آمدید)</c><c.colorff8c10>
‫(منظور کسایی هست که می‌رن پیاده‌روزی)

00:29:08.485 --> 00:29:10.372
‫<c.colorffe017>
‫(گاو نر در مزرعه)</c>
‫خب.

00:29:10.765 --> 00:29:11.685
‫آره، همین یکی.

00:29:13.280 --> 00:29:15.239
‫وقتی که تابلوها نصب شدند،

00:29:15.240 --> 00:29:18.219
‫به جرالد نشون دادم که چگونه از تجهیزات مزرعه،

00:29:18.220 --> 00:29:20.940
‫به عنوان ابزاری برای مهارِ گاو نر استفاده کرده‌ام.

00:29:21.526 --> 00:29:23.700
‫خب ما یه خصار برقی اونجا داریم.

00:29:23.873 --> 00:29:25.606
‫اگه اون کار نکنه،

00:29:25.819 --> 00:29:27.719
‫- اینو گذاشتم اینجا...
‫- خب.

00:29:27.847 --> 00:29:29.506
‫- به عنوان یه مانع.
‫- آره.

00:29:29.586 --> 00:29:31.392
‫تا جلوش رو بگیریم که نره توی پیاده‌رو.

00:29:31.393 --> 00:29:35.872
‫خب، اگه اونو اینجا دارین، از من می‌خوای
‫که باهات برم اونجا، می‌دونی دیگه...

00:29:35.873 --> 00:29:38.452
‫[نامفهوم]

00:29:38.453 --> 00:29:39.806
‫به همین سادگی.

00:29:42.160 --> 00:29:46.220
‫بدون دونستن این‌که آیا کار خوبی انجام دادم یا نه،

00:29:46.919 --> 00:29:50.219
‫سپس منتظر از راه رسیدن گاو بودیم،

00:29:50.220 --> 00:29:54.405
‫که از همون خونواده‌ای که گاوهامون رو
‫تامین کرده بودن، اجازه کرده بودیم.

00:29:55.693 --> 00:29:56.979
‫- سلام!
‫- سلام.

00:29:56.980 --> 00:29:58.186
‫از دیدن‌تون خوشحالم.

00:29:58.280 --> 00:30:01.666
‫- اومد؟
‫- «ژیگول» از راه رسید.<c.colorff8c10>
‫ (Gigolo مردی که در ازای ارائه خدمت جنسی یا محافظتی،
‫مورد حمایت و پشتیبانی (مالی یا سیاسی) یک زن قرار می‌گیره)

00:30:06.586 --> 00:30:07.308
‫یا خود خدا!

00:30:07.309 --> 00:30:08.805
‫صورتش دقیقا همین‌جاست،

00:30:08.806 --> 00:30:10.382
‫با یه چیزی شبیه یه حلقه.

00:30:13.000 --> 00:30:15.125
‫داره می‌آد. یالا بیا پسر.

00:30:16.320 --> 00:30:19.459
‫اندازه کله‌اش رو ببین! چقدر گنده‌اس! نگاش کنین!

00:30:19.460 --> 00:30:20.413
‫یالا پسر.

00:30:20.414 --> 00:30:21.605
‫آفرین پسر خوب.

00:30:21.926 --> 00:30:22.925
‫پشمام!

00:30:23.099 --> 00:30:24.819
‫بیضه‌هاشو ببینین!

00:30:25.920 --> 00:30:27.125
‫- برو.
‫- اوی!

00:30:27.693 --> 00:30:29.966
‫لیسا؟ دوست داری بدونی اسمش چیه؟

00:30:29.967 --> 00:30:31.007
‫آره.

00:30:31.008 --> 00:30:32.814
‫بهش میگن «استاد».

00:30:33.040 --> 00:30:34.859
‫«استادِ دل‌شکستگی»

00:30:34.860 --> 00:30:36.239
‫اسمش همینه!

00:30:36.240 --> 00:30:37.319
‫- استادِ دل‌شکستــ...
‫- اونا رو ببین دارن می‌دوئن!

00:30:37.320 --> 00:30:40.273
‫گاوهای خانم رو ببین! دارن می‌آن که برن تو کارش.

00:30:40.274 --> 00:30:42.152
‫- واقعا دارن می‌دوئن.
‫- آره.

00:30:42.153 --> 00:30:43.612
‫فکر کنم می‌خوان سوارش بشن!
‫(سوار شدن حیووان نر بر ماده برای جفت‌گیری)

00:30:43.613 --> 00:30:45.313
‫مثل یه کلوپ‌شبانه‌اس.

00:30:45.538 --> 00:30:47.718
‫«منو انتخاب کن! منو انتخاب کن!»

00:30:49.211 --> 00:30:49.818
‫- رفت رو کار!
‫- آره!.

00:30:49.819 --> 00:30:52.365
‫- یه راست رفت رو کار!
‫- نه، اون گاوه پسره، نه دختره.

00:30:52.366 --> 00:30:54.619
‫- یکی از گاوها داره باهاش سکس می‌کنه؟ (با گاوِ نر)
‫- آره.

00:30:54.620 --> 00:30:56.085
‫چی... چه وضعشه؟

00:30:56.086 --> 00:30:58.178
‫برداشتی یه گاو همجنسگرا آوردی؟

00:30:58.179 --> 00:30:59.466
‫چی... چرا این اتفاق افتاد؟

00:30:59.467 --> 00:31:01.039
‫- نترس.
‫- نه، نه.

00:31:01.040 --> 00:31:02.051
‫اما این‌که جواب نمی‌ده...

00:31:02.052 --> 00:31:04.501
‫فقط دارن از همدیگه سر در می‌آرن.

00:31:05.440 --> 00:31:07.585
‫همه‌ی این گوساله‌ها بچه‌ی همینن.

00:31:07.586 --> 00:31:09.139
‫- واقعا؟
‫- آره. همه‌ی گوساله‌ها...

00:31:09.140 --> 00:31:10.866
‫همه‌ی این زن‌ها رو قبلا داشته؟

00:31:10.867 --> 00:31:12.727
‫آره، گوساله‌های همینن.

00:31:12.873 --> 00:31:14.978
‫ببینین، اونی که واقعا نگرانشیم فلفله،

00:31:14.979 --> 00:31:16.253
‫اونی که سمت راست پشتشه،

00:31:16.254 --> 00:31:18.059
‫این همونیه که واقعا نیاز داریم بره تو کارش...

00:31:18.060 --> 00:31:19.845
‫اوه، نگاه کنین، داره می‌ره اون‌طرفی.

00:31:19.846 --> 00:31:21.558
‫داره می‌ره واسه فلفل.

00:31:21.559 --> 00:31:23.672
‫فکر کنم وزن فلفل الان یه مشکل باشه.

00:31:23.673 --> 00:31:25.718
‫چی، قرار نیست ازش خوشش بیاد چون خیلی چاقه؟

00:31:25.719 --> 00:31:27.199
‫نه، نه.

00:31:27.406 --> 00:31:28.085
‫خب پس چی؟

00:31:28.086 --> 00:31:29.685
‫دلیلش اینه که در صورتی که خیلی چاق باشن،

00:31:29.686 --> 00:31:32.219
‫و حامله بشن، باعث ایجاد عوارض می‌شه.

00:31:32.579 --> 00:31:33.793
‫- واقعا؟
‫- آره.

00:31:35.328 --> 00:31:37.488
‫دارن می‌رن که از تو باد خارج بشن؟

00:31:38.199 --> 00:31:40.341
‫عه، دارن نشونش می‌دن که آب کجاست.

00:31:40.342 --> 00:31:42.225
‫بعدم بهش نشون می‌دن حصارهای ضعیف کجاست.

00:31:42.226 --> 00:31:43.608
‫«به اونجا تکیه بده»

00:31:45.286 --> 00:31:48.365
‫این یه لحظه‌ی عالی و شاد بود.

00:31:48.960 --> 00:31:50.853
‫اما زمانی که همه رفتند،

00:31:50.854 --> 00:31:55.000
‫من تنها موندم تا به اونچه واقعا در خطر بود فکر کنم.

00:31:55.980 --> 00:31:57.222
‫تا الان...

00:31:57.615 --> 00:32:00.806
‫3 بار تلاش کردیم که فلفل رو با «AI» حامله کنیم،

00:32:00.807 --> 00:32:03.898
‫که همون «لقاح مصنوعی»ـه،
‫اما جواب نداد.

00:32:03.899 --> 00:32:05.773
‫پس این...

00:32:05.774 --> 00:32:06.852
‫آخرین شانسشه!

00:32:06.853 --> 00:32:09.314
‫اگه اون گاو نر نتونه حامله‌اش کنه...

00:32:17.513 --> 00:32:19.412
‫دیگه خودتون تا آخرشو بخونین.

00:32:21.433 --> 00:32:22.973
‫چند روز بعد،

00:32:22.974 --> 00:32:26.599
‫طعمِ اون «تا آخرش بخونین» رو چشیدم...

00:32:28.446 --> 00:32:33.321
‫چون وقت بردن اولین گاوِ رستوران برای ذبح فرا رسیده بود.

00:32:37.394 --> 00:32:38.405
‫آخی.

00:32:39.346 --> 00:32:40.921
‫می‌دونه کدومه؟

00:32:41.406 --> 00:32:43.013
‫- اونی که پشتشه؟
‫- آره.

00:32:43.987 --> 00:32:45.493
‫گاوِ 297.

00:32:48.526 --> 00:32:50.188
‫نه، می‌دونه.

00:32:55.827 --> 00:32:58.212
‫همیشه غم‌انگیزه وقتی که دو تا حیوون رو می‌بری.

00:32:58.213 --> 00:33:00.099
‫مثلا، می‌دونی...
‫وقتی 30 تا داری...

00:33:00.100 --> 00:33:02.159
‫این همون چیزیه که امروز صبح گفتی.

00:33:02.160 --> 00:33:03.919
‫دقیقا همون چیزیه که لیسا گفت.

00:33:04.013 --> 00:33:07.219
‫وقتی همه‌ی گوسفندها رو می‌بری،
‫مثل اینه که، خب می‌دونی دیگه...

00:33:07.493 --> 00:33:09.806
‫وقتی گوسفندها رو می‌بردم اصلا غمگین نشدم.

00:33:11.506 --> 00:33:12.260
‫گوسفندهای کیری!

00:33:12.267 --> 00:33:13.739
‫اما حتی تو هم دوست نداری این کارو بکنی.

00:33:13.740 --> 00:33:15.407
‫دوست ندارم این کارو بکنم، نه.

00:33:20.125 --> 00:33:21.394
‫باید این کارو بکنیم؟

00:33:27.820 --> 00:33:29.440
‫- برو.
‫- برو برو داخل.

00:33:40.839 --> 00:33:42.772
‫دوست ندارم اون یکی رو جا بذارم،

00:33:42.773 --> 00:33:44.706
‫چون برای همیشه تنها می‌شه.

00:33:48.920 --> 00:33:50.805
‫یادم می‌آد که با گوسفندها رفتم اونجا.

00:33:50.806 --> 00:33:52.615
‫داغون‌کننده بود.

00:33:53.600 --> 00:33:56.800
‫نمی‌تونم تصور کنم که امروز خیلی بهتر از اون باشه.

00:34:12.012 --> 00:34:13.602
‫بیا، بیا.

00:34:16.040 --> 00:34:17.200
‫یالا بیا گاو.

00:34:21.679 --> 00:34:22.893
‫اینم از این.

00:34:33.805 --> 00:34:35.418
‫- کشتن خصوصی، آره؟
‫- آره.

00:34:35.580 --> 00:34:37.057
‫- چیه خصوصی؟
‫- کشتنِ خصوصی، آره.

00:34:37.058 --> 00:34:38.932
‫- «ذبح به دور از چشم.»
‫- آره.

00:34:38.933 --> 00:34:41.912
‫امضا کنین و تاریخ بزنین پایینش، لطفا.

00:34:44.386 --> 00:34:45.319
‫بفرمایید.

00:34:45.473 --> 00:34:47.725
‫- احتمالا الان مرده دیگه، نه؟
‫- نه، هنوز همون‌جاست.

00:34:47.726 --> 00:34:49.412
‫عه واقعا؟ آخرین بار، وقتی گوسفندها رو آوردیم،

00:34:49.413 --> 00:34:51.059
‫تا زمانی که کاغذبازی‌هاش رو انجام دادیم، مرده بودن.

00:34:51.060 --> 00:34:53.113
‫- می‌تونی بری ببینیش.
‫- نه من...

00:34:53.114 --> 00:34:54.685
‫- ممکنه برم. می‌بینیمش.
‫- باشه.

00:34:56.999 --> 00:34:58.175
‫بریم ببینیمش.

00:34:58.906 --> 00:34:59.939
‫- ممنون.
‫- صبح بخیر.

00:34:59.940 --> 00:35:01.315
‫صبح بخیر، صبح بخیر.

00:35:05.012 --> 00:35:08.812
‫تویِ «آغلِ دیگنیتاس»، رئیس کشتارگاه رو ملاقات کردم.<c.colorff8c10>
‫ (dignitas: سازمانی متشکل از پرستاران و پزشکان حرفه‌ای که
‫به افرادی که بیماری لاعلاجِ جسمی دارن، کمک می‌کنند تا بمیرد)

00:35:08.813 --> 00:35:10.252
‫- صبح بخیر.
‫- حالتون چطوره؟

00:35:10.253 --> 00:35:10.966
‫خوبم ممنون.

00:35:10.967 --> 00:35:15.425
‫همون کسی که، وقتی که در آخرین دیدارم از گوسفندها ناراحت بودم،

00:35:15.426 --> 00:35:19.599
‫کلمات بسیار مناسبی رو پیدا کرده بود تا حالم رو بدتر کنه.

00:35:19.600 --> 00:35:22.006
‫تاسف‌باره، چون گوسفندهای خوبی‌ان، مگه نه؟

00:35:22.893 --> 00:35:27.012
‫این بار، امیدوار بودم که کمی بیشتر درک کند.

00:35:29.600 --> 00:35:31.800
‫راستش رو بخوای تیکه گوشت خوبی به نظر می‌رسه،

00:35:31.801 --> 00:35:32.708
‫می‌دونی دیگه.

00:35:37.279 --> 00:35:38.701
‫خداحافظ گاو من.

00:35:39.619 --> 00:35:41.808
‫یه وجه دیگه ازت رو می‌بینم.
‫(تیکه تیکه شدش رو)

00:35:54.633 --> 00:35:57.712
‫فقط باید به یاد داشته باشم که اون
‫سهم خودش رو برای خاک انجام داد،

00:35:57.713 --> 00:36:00.205
‫و قراره که هزار نفر رو هم سیر کنه.

00:36:02.206 --> 00:36:04.206
‫به همین دلیل اونو داشتم.

00:36:06.606 --> 00:36:10.212
‫و هفته بعد هم باید دقیقا به همین چیز فکر کنم،

00:36:10.213 --> 00:36:13.305
‫وقتی که گاو دوم قراره بره برای ذبح.

00:36:15.247 --> 00:36:19.993
‫چون چرخ‌های رستوران حالا به خوبی و واقعا می‌چرخید.

00:36:21.600 --> 00:36:25.500
‫آلن و بچه‌هاش مشغول کار روی ساختمون بودن.

00:36:26.406 --> 00:36:31.845
‫و علی‌رغم خلاصه‌ی مزخرف من در مورد «بیب» و «سوبارو» به پیپ،

00:36:31.846 --> 00:36:34.533
‫غذاهای پیشنهادی رو ارائه کرد که امیدوار بود...

00:36:34.534 --> 00:36:36.499
‫رضایت بخش باشه.
‫(غذائه بچسبه)

00:36:36.826 --> 00:36:39.586
‫این «زبان گاوِ» که می‌دونم، که می‌دونی.

00:36:39.587 --> 00:36:42.592
‫فقط دو تا زبون بود و اونقدر بزرگ نیست،
‫پس نمی‌تونه به تعداد زیادی از افراد غذا بده.

00:36:42.593 --> 00:36:44.899
‫- می‌تونم یه تیکه زبان بخورم؟
‫- آره، برو سراغش.

00:36:47.953 --> 00:36:48.559
‫اومم.

00:36:48.913 --> 00:36:50.099
‫چی اینجا داریم؟

00:36:50.100 --> 00:36:51.060
‫فقط کمی تخم‌مرغ،

00:36:51.067 --> 00:36:52.500
‫و خیارشور.

00:36:55.921 --> 00:36:56.795
‫انجامش دادم.

00:36:57.800 --> 00:36:58.560
‫لعنتی!

00:36:59.080 --> 00:37:01.278
‫هر وقت یکی توی تلویزیون یه چیزی رو می‌چشه،

00:37:01.279 --> 00:37:02.667
‫همیشه اینطوری‌ان که:

00:37:02.668 --> 00:37:04.632
‫- «اومممم!» حتی اگه حال به هم زن باشه.
‫- آره.

00:37:04.633 --> 00:37:05.860
‫و من همین الان انجامش دادم.

00:37:05.861 --> 00:37:07.818
‫خب امیدوارم که حال به هم زن نباشه!

00:37:07.819 --> 00:37:10.246
‫نه واقعا خوشمزه بود. می‌خوام مقداری
‫از این بره‌ی فلفلی رو امتحان کنم...

00:37:10.247 --> 00:37:11.285
‫- سینه‌ی بره.
‫- اووه.

00:37:11.286 --> 00:37:12.579
‫- با فلفل‌های خودمون.
‫- اوممم اممم.

00:37:12.580 --> 00:37:14.378
‫فلفل، کمی سرکه و سیر.

00:37:14.379 --> 00:37:16.819
‫نعناع، گشنیز، زغن زیتون.

00:37:16.820 --> 00:37:18.115
‫با یه ذره شکر.

00:37:18.460 --> 00:37:19.839
‫این محشره!

00:37:19.840 --> 00:37:21.398
‫- پس این از آرد خودمون درست شده؟
‫- آره.

00:37:21.399 --> 00:37:22.339
‫و با آبجوی خودتون.

00:37:22.340 --> 00:37:25.220
‫- این واقعا «نونِ آبجو»ـه؟
‫- آره.<c.colorff8c10>
‫(نانی که در خمیر اون آبجو اضافه می‌کنند)

00:37:26.953 --> 00:37:28.199
‫تا حالا نون آبجو نخورده بودم.

00:37:28.200 --> 00:37:29.273
‫آره خیلی خوبه.

00:37:29.274 --> 00:37:31.612
‫اوف خدایا، پیپ این خیلی خوبه!

00:37:31.613 --> 00:37:33.339
‫- و این گوشت خوک ترکیبی...؟
‫- چربی خوک.

00:37:33.340 --> 00:37:34.846
‫- چربی؟
‫- آره به نظر رسید که...

00:37:34.847 --> 00:37:37.099
‫این توی همه‌ی «مجلات لاغری» هست.

00:37:37.786 --> 00:37:40.013
‫خب، همه‌ی اینا واقعا شگفت‌انگیز بودن.

00:37:40.540 --> 00:37:43.059
‫مهم‌تر از همه، واضح بود که پیپ...

00:37:43.060 --> 00:37:45.226
‫می‌تونه با یه گاو معجزه کنه.

00:37:46.246 --> 00:37:48.938
‫- اوی، «استیک تارتار».
‫- آره.<c.colorff8c10>
‫(غذایی که شامل گوشت گاوِ با کیفیت و بدون چربی که با ادویه
‫و سبزیجات ترکیب می‌کنند و به صورت خام سرو می‌شود)

00:37:48.939 --> 00:37:50.738
‫اوکی، این فوق‌العاده‌اس!

00:37:50.739 --> 00:37:54.072
‫این یه «سوپِ آبکی گوشت گاوه» و مقداری هم مغز استخوان ریختم توش.<c.colorff8c10>
‫(گوشتابه یا سوپ‌آبکی که شامل آب،
‫استخوان، گوشت، غلات یا تره‌بار می‌شه)

00:37:54.073 --> 00:37:55.492
‫مغز استخون مورد علاقه‌ی منه.

00:37:55.493 --> 00:37:57.319
‫- اینم گوشت دنده‌اس آره؟
‫- آره.

00:37:59.433 --> 00:38:01.239
‫- فقط نمک ریختی روش؟
‫- آره.

00:38:01.240 --> 00:38:03.106
‫آره، کمی رزماری و کره.

00:38:04.299 --> 00:38:05.798
‫- سیب‌زمینی‌های خودمونه.
‫- آره.

00:38:05.799 --> 00:38:08.439
‫واقعا برای برشته‌کردن خیلی خوبن. واقعا خوبن.

00:38:08.440 --> 00:38:10.026
‫و همه‌اش توی یه بشقاب مثل این
‫می‌آد و فقط باید بهشون بگی...

00:38:10.027 --> 00:38:10.967
‫آره و برای همه سرو می‌شه.

00:38:10.968 --> 00:38:13.378
‫- فقط یه تیکه گوشت این شکلی گیرت می‌آد؟
‫- آره.

00:38:13.379 --> 00:38:15.266
‫پیپ، من فکر می‌کنم که به طرز چشمگیری خوبه.

00:38:15.267 --> 00:38:17.332
‫الان واقعا بخاطر اینا هیجان‌زده‌ام.

00:38:17.333 --> 00:38:19.125
‫واقعا قراره این کارو انجام بدیم.

00:38:19.513 --> 00:38:22.099
‫<c.colorffe017>
‫[موسیقی: Goody Goody Getter
‫از Denise LaSalle]

00:38:22.100 --> 00:38:26.245
‫حالا می‌دونستم که می‌تونیم با استفاده از
‫محصولات مزرعه خودمون و همسایه‌هامون،

00:38:26.246 --> 00:38:29.272
‫یک منوی غذای هیجان‌انگیز درست کنیم.

00:38:31.260 --> 00:38:34.059
‫و قراره که غذا از آشپرخونه‌ی آماده‌سازی تا رستوران،

00:38:34.060 --> 00:38:36.612
‫یه سواریِ آروم رو داشته باشه،

00:38:36.613 --> 00:38:40.400
‫چون که مسیر خاکی داشت به خوبی پیش می‌رفت.

00:38:57.312 --> 00:39:01.072
‫می‌تونی چند تا لامپ چشمک‌زن دیگه
‫هم بذاری روی اون چیزت، کیلب.

00:39:01.300 --> 00:39:03.300
‫به یاد داشته باش، در حال ساخت‌و‌سازیم.

00:39:03.301 --> 00:39:05.100
‫شاید به اندازه کافی پول نداشتم.

00:39:11.600 --> 00:39:14.998
‫بفرما، کیریه بدبخت.
‫می‌شه بعد از این بار واسه امشب دیگه ادامه ندیم؟

00:39:14.999 --> 00:39:18.879
‫آره، الان دیگه عین یه پیرمرد شدی. که غیرواقعیه.

00:39:18.880 --> 00:39:21.406
‫رانندگی با حالت پا رو پا گذاشتن رو دوست دارم.

00:39:21.778 --> 00:39:23.085
‫به نظر می‌رسه که اونجا نشستی،

00:39:23.086 --> 00:39:25.445
‫و عینک خودت رو نوک بینیت گذاشتی، پا روی پات انداختی،

00:39:25.446 --> 00:39:27.092
‫داری یه ستون روزنامه یا همچین چیزی رو در مورد این‌که:

00:39:27.093 --> 00:39:29.306
‫«چطور اول صبح سیخش کنیم؟» می‌خونی.

00:39:30.453 --> 00:39:31.605
‫راستش رو بخواین،

00:39:31.606 --> 00:39:35.192
‫کل روز احساس یه پیرمرد رو داشتم.

00:39:38.866 --> 00:39:40.408
‫و صبح روز بعد...

00:39:40.409 --> 00:39:42.045
‫دلیلش رو فهمیدم.

00:39:46.297 --> 00:39:47.502
‫دوباره نه.

00:39:48.685 --> 00:39:49.586
‫<c.colorffe017>
‫(تست کرونا: مثبت)

00:39:49.586 --> 00:39:51.708
‫گوه توش!<c.colorffe017>
‫(تست کرونا: مثبت)

00:39:55.033 --> 00:39:56.108
‫با این حال،

00:39:56.109 --> 00:39:57.344
‫چون این یه مزرعه‌اس،

00:39:57.345 --> 00:39:59.912
‫و مزارع نمی‌تونن متوقف بشن،

00:39:59.932 --> 00:40:04.739
‫تصمیم گرفتم که از «پوتین» در مورد
‫اقدامات احتیاطی کووید سرمشق بگیرم،<c.colorff8c10>
‫ (سرچ کنید: putin and macron meeting تا عکسش رو ببینین)

00:40:04.740 --> 00:40:08.006
‫و یه جلسه صبحگاهی با چارلی ترتیب دادم.

00:40:10.933 --> 00:40:12.085
‫سلام جرمی.

00:40:12.679 --> 00:40:13.759
‫شرمنده بابت این.

00:40:13.760 --> 00:40:16.813
‫تو می‌تونی «مکرون» باشی و اونجا بشینی.<c.colorff8c10>
‫ (آمانوئل مکرون 25مین رئیس جمهور فرانسه)

00:40:19.206 --> 00:40:21.045
‫- چی داریم اینجا؟
‫- خب یه چند تا چیز هست.

00:40:21.046 --> 00:40:23.939
‫چند تا چیزای برنامه‌ریزی رو از شورا پس گرفتیم...

00:40:23.940 --> 00:40:25.793
‫- خوبین؟
‫- هی، ببین کی اینجاست.

00:40:26.000 --> 00:40:27.339
‫«جی-داگ»!

00:40:27.532 --> 00:40:29.005
‫حالت بهتر شده؟

00:40:29.307 --> 00:40:30.266
‫فکر کنم!

00:40:30.267 --> 00:40:34.005
‫می‌دونی وقتی یه سگ می‌ره زیرش باید اینجوری باشه...
‫[نامفهوم]

00:40:35.580 --> 00:40:37.386
‫- همچنان تستت مثبته؟
‫- آره.

00:40:37.833 --> 00:40:39.386
‫می‌تونیم به این موضوع توجه کنیم؟

00:40:39.387 --> 00:40:42.300
‫هفتاد سالشه، تستشم مثبته، قبراق و سرحالم هست.

00:40:42.301 --> 00:40:44.672
‫من توی دهه 60 زندگیمم، تستم مثبته و روبه‌راهم.

00:40:44.673 --> 00:40:47.139
‫برخلاف نسل‌های نازک نارنجی.

00:40:47.140 --> 00:40:50.100
‫جای تعجب نیست...
‫[نامفهوم]

00:40:53.400 --> 00:40:55.147
‫چند تا چیز برات دارم.

00:40:55.148 --> 00:40:59.007
‫یه سری چیزای برنامه‌ریزی رو از شورا پس گرفتیم.

00:40:59.159 --> 00:41:02.178
‫می‌دونی دیگه، یه اعلان قبلی قرار دادیم که بگیم:

00:41:02.179 --> 00:41:05.505
‫«ببین، ما فقط می‌خوایم یه مسیر خاکی تو مزرعه بسازیم.»

00:41:05.759 --> 00:41:07.599
‫خب در واقع اونا اینم رد کردن.

00:41:07.700 --> 00:41:09.659
‫مسیر خاکی رو هم رد کردن؟

00:41:09.660 --> 00:41:10.212
‫آره.

00:41:10.612 --> 00:41:11.780
‫چون گفتن که:

00:41:11.781 --> 00:41:14.692
‫«ساخت‌و‌ساز از قبل شروع شده و برای مصارف کشاورزی در این واحد،

00:41:14.693 --> 00:41:18.299
‫منطقی و ضروری به نظر نمی‌رسه.»

00:41:21.093 --> 00:41:23.399
‫پس نمی‌تونی یه جاده خاکی هم توی مزرعه خودت بسازی؟

00:41:23.400 --> 00:41:24.906
‫نه، نه. «تو» نمی‌تونی.

00:41:25.220 --> 00:41:26.200
‫دقیقا.

00:41:29.560 --> 00:41:31.400
‫شورا بیشتر از این به ما اجازه نمی‌ده.

00:41:32.153 --> 00:41:33.473
‫محض رضای خدا آخه!

00:41:34.386 --> 00:41:37.906
‫تا حالا شنیدی که یه کشاورز درخواست جاده خاکیش رد بشه؟

00:41:38.080 --> 00:41:38.859
‫هیچوقت.

00:41:39.200 --> 00:41:40.005
‫هیچوقت.

00:41:40.639 --> 00:41:42.719
‫خب در مورد رستوران چی؟

00:41:43.760 --> 00:41:47.620
‫اونا نمی‌تونن بدونن، چون یه چیزی
‫برای متوقف کردن ما پیدا می‌کنن.

00:41:48.020 --> 00:41:49.607
‫نه، اما همه‌ی آدمای توی روستا...

00:41:49.608 --> 00:41:51.759
‫به معنای واقعی کلمه، هیچ کاری نمی‌کنن...

00:41:51.760 --> 00:41:53.420
‫به جز جاسوسی از ما.

00:41:54.935 --> 00:41:56.799
‫در قسمت بعد...

00:41:56.800 --> 00:41:58.800
‫یا خدا! اینارو ببین!

00:41:59.586 --> 00:42:00.920
‫کارشون همین‌جا متوقف نمی‌شه.

00:42:01.006 --> 00:42:03.125
‫این تازه مرحله اوله.

00:42:05.753 --> 00:42:09.365
‫ما همیشه توافق کردیم که چند هفته
‫طول بکشه، نه دو روز کیری که.

00:42:09.366 --> 00:42:10.813
‫شمارش معکوس شروع شده.

00:42:10.814 --> 00:42:17.814
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.