﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:08.650 --> 00:00:11.240
‫
‫«مزرعه کلارکسون»
‫

00:00:11.240 --> 00:00:18.510
‫
‫«قسمت 21»
‫«درمان»

00:00:20.420 --> 00:00:24.420
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:28.550 --> 00:00:30.890
‫
‫هم‌اکنون اوایل آپریل بود،

00:00:31.800 --> 00:00:34.480
‫
‫ [موسیقی: Short Change Hero
‫از The Heavy]

00:00:34.750 --> 00:00:37.360
‫
‫و بعد از بدبختی مرگ خوک‌ها،

00:00:37.360 --> 00:00:39.760
‫
‫رسیدن بهار...

00:00:39.760 --> 00:00:42.900
‫
‫به همه روحیه‌ای که
‫بسیار لازم بود رو داد.

00:00:44.560 --> 00:00:49.040
‫
‫♪ I can't see where you're comin' from ♪
‫♪ نمی‌تونم ببینم از کجا اومدی ♪

00:00:49.280 --> 00:00:53.800
‫
‫♪ But I know just what you're runnin' from ♪
‫♪ ولی می‌دونم داری از چی فرار می‌کنی ♪

00:00:50.170 --> 00:00:52.290
‫- نگاه خیلی خوبه!
‫- آره.

00:00:52.880 --> 00:00:53.810
‫خوک، خوک، خوک.

00:00:53.810 --> 00:00:56.990
‫
‫♪ This ain't no place for no hero ♪
‫♪ اینجا جایی برای قهرمان‌ها نیست ♪

00:00:58.360 --> 00:01:02.060
‫
‫♪ This ain't no place for no better man ♪
‫♪ اینجا جایی برای آدم خوب‌ها نیست ♪

00:01:01.460 --> 00:01:04.710
‫
‫حالا می‌تونستیم برگردیم
‫سراغ کاشت محصولات...
‫
‫♪ This ain't no place for no hero ♪
‫♪ اینجا جایی برای قهرمان‌ها نیست ♪

00:01:04.720 --> 00:01:07.510
‫
‫و پرورش و تولید غذا.

00:01:06.380 --> 00:01:08.280
‫
‫♪ To call home ♪
‫♪ که صداش کنن خونه ♪

00:01:08.780 --> 00:01:10.550
‫
‫پس لامبو رو آتیش کردم،

00:01:10.560 --> 00:01:15.600
‫
‫چون یه ایده‌ی فکری دیگه
‫برای کشاورزی غیر زراعی داشتم.

00:01:14.280 --> 00:01:17.320
‫
‫♪ This ain't no place for no hero ♪
‫♪ اینجا جایی برای قهرمان‌ها نیست ♪

00:01:17.770 --> 00:01:19.610
‫
‫♪ To call home ♪
‫♪ که صداش کنن خونه ♪

00:01:20.310 --> 00:01:23.000
‫
‫ (ترجمه موسیقی از سایتِ musixmatch.com)

00:01:27.180 --> 00:01:28.600
‫همه جای مزرعه،
‫همچین تیکه زمین‌هایی هست،

00:01:29.960 --> 00:01:31.690
‫یه جریب اینجا،
‫دو جریب اونجا و غیره،

00:01:31.690 --> 00:01:33.120
‫که طی سال‌ها،

00:01:33.260 --> 00:01:35.600
‫بیشتر توش ذرت می‌کاشتم،

00:01:35.600 --> 00:01:37.390
‫که برای «پرندگان آوازخوان» عالیه،
‫(گونه‌ای از پرندگان که برای
‫ارتباط با هم‌نوع‌شان آواز می‌خوانند)

00:01:37.400 --> 00:01:40.780
‫غذای خوبیه براشون و
‫جایی برای پنهان شدن‌شونه.

00:01:40.780 --> 00:01:42.080
‫همچنین...

00:01:42.300 --> 00:01:45.670
‫برای قرقاول‌هایی که موقع کریسمس
‫شکار می‌کنم هم خیلی مفیده،

00:01:45.680 --> 00:01:47.410
‫ولی خب بگذریم ازش.

00:01:48.340 --> 00:01:51.300
‫ولی به‌جای ذرت،

00:01:51.390 --> 00:01:53.820
‫چیزی که می‌خوام اینجا بکارم...

00:01:54.230 --> 00:01:55.770
‫«خردل»ــه.
‫(نوعی ادویه زرد رنگ، سلاح شیمیاییِ
‫خردل هیچ ربطی به این گیاه ندارد)

00:01:55.770 --> 00:01:57.660
‫هنوز هم برای پرندگان آوازخوان خوبه.

00:01:57.660 --> 00:01:59.990
‫عاشق خوردنش و
‫قایم شدن درونش هستن.

00:02:00.290 --> 00:02:01.400
‫و بعدش...

00:02:01.400 --> 00:02:03.370
‫می‌تونم تبدیلش کنم به «خردل انگلیسی»،
‫(خردلی که بیشتر به رنگ قهوه‌ای است)

00:02:03.370 --> 00:02:05.060
‫که می‌تونم توی فروشگاه بفروشمش،

00:02:05.060 --> 00:02:08.990
‫و توی ون برگر به عنوانِ
‫سسِ کنارِ گوشت خوک.

00:02:11.290 --> 00:02:12.470
‫طبق حساب کتابم،

00:02:12.480 --> 00:02:15.590
‫همین تیکه زمینِ اینجا قراره...

00:02:15.600 --> 00:02:18.880
‫40,000 شیشه خردل تولید کنه.

00:02:21.230 --> 00:02:23.190
‫تنها مشکلش اینه که...

00:02:23.200 --> 00:02:26.190
‫تمامِ حساب کتاب‌هایی که...

00:02:26.190 --> 00:02:28.030
‫در چهار سال گذشته
‫توی مزرعه انجام داده‌ام،

00:02:28.040 --> 00:02:30.280
‫اشتباه از آب در اومدن.

00:02:32.450 --> 00:02:36.540
‫
‫در همین حال، کیلب توی
‫یکی دیگه از زمین‌ها مشغول بود،

00:02:36.760 --> 00:02:39.410
‫
‫از اونجایی که خاک بالاخره
‫به اندازه کافی خشک بود...

00:02:39.420 --> 00:02:42.530
‫
‫تا بتونه گندم نی‌رشته‌ش رو بکاره.

00:02:43.400 --> 00:02:47.870
‫الان گندم زمستونه تقریبا
‫340 پوند در هر تن قیمتشه،

00:02:47.880 --> 00:02:50.750
‫که در اصل همون نون و خمیر شما و غیره‌ست.

00:02:50.760 --> 00:02:53.080
‫ولی این گندم یه محصول بهاره‌ست،

00:02:53.080 --> 00:02:55.170
‫و در اصل ماکارونی شماست.

00:02:55.170 --> 00:02:57.300
‫و قیمت حدود 500 پوند در هر تنه،

00:02:57.300 --> 00:03:00.300
‫پس تفاوت بزرگی بین این دو تاست.

00:03:03.860 --> 00:03:06.730
‫فکر کنم به‌خاطر بارونِ مارس
‫حدود یه ماهه که تاخیر دارم.

00:03:06.740 --> 00:03:08.410
‫اصلا بارون بند نمی‌اومد.

00:03:08.410 --> 00:03:10.510
‫امیدوارم که،
‫دعا می‌کنم...

00:03:10.510 --> 00:03:12.890
‫که روی حجم خروجی تاثیری نداشته باشه،

00:03:12.890 --> 00:03:14.310
‫و مشکلی پیش نمی‌اد.

00:03:15.030 --> 00:03:17.840
‫
‫حال می‌ده، مگه نه؟
‫تراکتورها باز دارن کار می‌کنن.

00:03:17.840 --> 00:03:20.310
‫
‫آره، همین‌طوره.
‫خوشم می‌اد.

00:03:21.600 --> 00:03:25.200
‫و می‌ره بالا.

00:03:27.220 --> 00:03:30.000
‫و می‌ره پایین.

00:03:30.600 --> 00:03:33.750
‫اولین بارم که شخم‌زنی کردم رو یادمه،

00:03:33.760 --> 00:03:35.540
‫چهار سال پیش بود؟

00:03:39.120 --> 00:03:40.300
‫حالا ببینین.

00:03:41.910 --> 00:03:43.360
‫دارم یاد می‌گیرم.

00:03:47.540 --> 00:03:48.720
‫
‫اما روز بعد،

00:03:48.720 --> 00:03:52.310
‫
‫وقتی که برگشتم
‫تا دونه‌های خردل رو بکارم...

00:03:53.400 --> 00:03:55.710
‫خب، دارم خردل می‌کارم.

00:03:56.020 --> 00:03:58.080
‫کاریه که دارم می‌کنم.

00:03:58.240 --> 00:04:02.800
‫
‫...با دردسر شماره یکم مواجه شدم.

00:04:03.990 --> 00:04:05.700
‫ای ریدم توش!

00:04:06.130 --> 00:04:10.240
‫مطلقا نمی‌تونم نشانه‌گذارم رو ببینم.

00:04:10.540 --> 00:04:13.410
‫خب آخه چطوری باید...؟

00:04:14.840 --> 00:04:18.130
‫قبلا اینو میلیون‌ها بار
‫توضیح داده‌ام، ولی اون...

00:04:19.880 --> 00:04:21.320
‫سوسک فلزی کوچیکی که...

00:04:21.320 --> 00:04:23.230
‫روی زمین می‌کشمش،

00:04:23.240 --> 00:04:25.590
‫3 متر با چپِ تراکتور فاصله داره،

00:04:25.600 --> 00:04:27.670
‫پس وقتی دور بزنم و برگردم،

00:04:27.670 --> 00:04:30.180
‫اگه خطی که این می‌سازه...

00:04:30.570 --> 00:04:32.270
‫وسطِ کاپوتم نگه دارم،

00:04:32.270 --> 00:04:36.230
‫این‌طوری می‌فهمم که 3 متر با جایی
‫که قبلا بذرپاشی کردم فاصله دارم.

00:04:36.790 --> 00:04:39.400
‫مشکل اینه که اصلا خطی نمی‌اندازه.

00:04:39.400 --> 00:04:40.640
‫واقعا هیچی.

00:04:44.080 --> 00:04:45.820
‫فقط حدس می‌زنم
‫که کجاها رو کاشته‌ام.

00:04:45.820 --> 00:04:47.950
‫اصلا هیچ ایده‌ای ازش ندارم.

00:04:51.090 --> 00:04:54.200
‫
‫خیلی سخت و آزاردهنده بود.

00:04:54.200 --> 00:04:55.030
‫
‫اما...

00:04:55.030 --> 00:04:58.350
‫
‫حداقل زمانی که سوار تراکتور بودم،
‫فضای ذهنی پیدا کردم...
‫(مشغله ذهنی نداشتم)

00:04:58.360 --> 00:05:02.670
‫
‫تا بتونم راه‌های جدیدی
‫برای کشاورزیِ غیر زراعی بیابم.

00:05:04.360 --> 00:05:06.450
‫
‫و خیلی زود، یه ایده به ذهنم رسید،

00:05:06.460 --> 00:05:09.580
‫
‫که مشتاق بودم
‫با چارلی در میون بذارم.

00:05:10.300 --> 00:05:12.010
‫قارچ.

00:05:12.690 --> 00:05:13.710
‫قارچ؟
‫قارچ.

00:05:16.520 --> 00:05:18.060
‫باشه، خوبه.

00:05:19.160 --> 00:05:20.310
‫چرا؟
‫خیلی کار ریخته سرمون.

00:05:21.750 --> 00:05:25.930
‫آره، کلی کار داریم.
‫ولی این یکی شدیدا آسونه.

00:05:25.930 --> 00:05:28.720
‫داشتم بررسیش می‌کردم.
‫یه طرح تجاری ریخته‌ام.

00:05:28.720 --> 00:05:30.250
‫طرح تجاری ریختی؟

00:05:30.250 --> 00:05:32.320
‫200 تا بلوک می‌گیریم.

00:05:32.320 --> 00:05:34.050
‫...کیسه، خب؟

00:05:34.050 --> 00:05:37.110
‫- «کیسه‌ی کِشت»؟
‫- آره، همین.
‫(بسته‌هایی که درون آن از قبل دانه گیاه
‫و مواد لازم برای رشد آن قرار داده شده)

00:05:37.420 --> 00:05:40.050
‫و بار اولی که رشد می‌کنن،
‫توی دو هفته،

00:05:40.050 --> 00:05:44.250
‫1.2 کیلوگرم قارچ به دست می‌آریم.

00:05:44.580 --> 00:05:45.310
‫خب.

00:05:45.320 --> 00:05:48.190
‫که می‌تونیم به قیمتِ...

00:05:48.190 --> 00:05:51.530
‫24 پوند به ازای هر کیلوگرم بفروشیم،
‫اگه «قارچ صدفی خاکستری» باشند،
‫(قارچی که کلاهی صدفی
‫یا بادبزن شکل و پهن دارد)

00:05:51.530 --> 00:05:53.830
‫و در «فلاشِ» اول،
‫ (Flush مرحله‌ای که خوشه‌ای از قارچ‌ها
‫با هم رشد می‌کنند و بالغ می‌شوند)

00:05:53.840 --> 00:05:55.560
‫سودمون...

00:05:55.670 --> 00:05:58.370
‫- «توی فلاش اول؟» فلاش چیه؟
‫- می‌شه دو هفته.

00:05:58.380 --> 00:06:00.010
‫دو هفته؟ پس می‌شه اولین دوره‌ی رشد.

00:06:00.010 --> 00:06:02.150
‫- اولین دوره‌ی رشد، دو هفته‌ست.
‫- دو هفته.

00:06:02.150 --> 00:06:05.210
‫[سودمون] 3,620 پونده.

00:06:06.230 --> 00:06:07.210
‫خب.
‫خیلی خوبه.

00:06:08.410 --> 00:06:10.320
‫آره، خیلی خوبه.

00:06:10.580 --> 00:06:11.790
‫تقریبا خیلی خیلی خوبه.

00:06:11.790 --> 00:06:14.910
‫این قیمتِ بعد از کم کردنِ
‫هزینه‌ی خریدِ کیسه‌های کِشته.

00:06:14.920 --> 00:06:15.380
‫
‫- آره.
‫این قیمتِ بعد از کم کردنِ
‫هزینه‌ی خریدِ کیسه‌های کِشته.
‫که توش...

00:06:16.630 --> 00:06:18.980
‫فکر کنم از قبل هاگ‌های قارچ رو داره.

00:06:18.980 --> 00:06:19.730
‫
‫- آره.
‫فکر کنم از قبل هاگ‌های قارچ رو داره.

00:06:19.840 --> 00:06:21.730
‫بار دومی که رشد می‌کنن...

00:06:21.730 --> 00:06:23.680
‫پس بیشتر از یه بار
‫می‌تونی برداشت کنی.

00:06:23.680 --> 00:06:26.310
‫بار دومی که رشد کنن، فقط...

00:06:26.320 --> 00:06:28.520
‫350 گرم در هر کیسه گیرت می‌اد.

00:06:28.520 --> 00:06:32.060
‫پس از 1.2 کیلوگرم
‫به 350 گرم کاهش پیدا می‌کنه.

00:06:32.060 --> 00:06:34.510
‫ولی لازم نیست کیسه رو دوباره بخری.

00:06:34.520 --> 00:06:38.990
‫پس سودمون از 3,620 به
‫2,135 پوند کاهش پیدا می‌کنه.

00:06:39.000 --> 00:06:39.880
‫خب.
‫- همم؟
‫- آره، آره.

00:06:41.210 --> 00:06:44.620
‫- ولی هنوزم خیلی خوبه.
‫- پس شد 5,700 پوند و...؟

00:06:44.620 --> 00:06:49.110
‫و بعدش رشد سوم رو داریم
‫که بازم می‌شه 2,100 پوند.

00:06:49.600 --> 00:06:51.750
‫بعدش دیگه تمومه،
‫کیسه‌هات تموم می‌شن.

00:06:51.750 --> 00:06:53.960
‫و با 200 تا کیسه‌ی دیگه
‫جایگزین‌شون می‌کنی.

00:06:53.960 --> 00:06:55.830
‫
‫- آره.
‫و با 200 تا کیسه‌ی دیگه
‫جایگزین‌شون می‌کنی.

00:06:55.920 --> 00:06:57.710
‫باشه، پس شد حدود 8,000 پوند.

00:06:57.710 --> 00:06:58.370
‫
‫- آره.
‫باشه، پس شد حدود 8,000 پوند.

00:06:58.380 --> 00:06:59.980
‫به برق هم نیاز داری؟

00:07:00.080 --> 00:07:00.720
‫آره.

00:07:00.720 --> 00:07:02.620
‫فقط یه ذره برای یه بخاری کوچیک.

00:07:02.620 --> 00:07:03.110
‫
‫- آره.
‫فقط یه ذره برای یه بخاری کوچیک.

00:07:03.110 --> 00:07:04.820
‫شاید برق خیلی نیاز نداشته باشی، ولی...

00:07:04.820 --> 00:07:06.190
‫اما هزینه کابلش خیلی زیاد می‌شه.
‫
‫- آره.
‫اما هزینه کابلش خیلی زیاد می‌شه.

00:07:07.300 --> 00:07:09.820
‫- خودت برداشت‌شون می‌کنی؟
‫- آره.

00:07:09.820 --> 00:07:11.950
‫- کجا می‌فروشی‌شون؟
‫- توی فروشگاه.

00:07:11.950 --> 00:07:15.250
‫- گفتی که سودمون 8,000 پونده.
‫- آره، قفسه چوبی می‌سازیم.

00:07:15.260 --> 00:07:17.240
‫- «آلن» رو می‌ارم تا...
‫- آها، پس هزینه‌های بیشتری داره.

00:07:17.240 --> 00:07:19.180
‫خب، البته که هزینه هم داره!

00:07:19.180 --> 00:07:20.830
‫پنکه مه‌پاش: 40 پوند.

00:07:20.840 --> 00:07:23.050
‫فنِ استخراج هوا برای دریچه: 400 پوند.

00:07:23.050 --> 00:07:25.860
‫چراغ اتاق رشد: 60 پوند.

00:07:25.860 --> 00:07:27.740
‫مه‌پاش اولتراسونیک: 160 پوند.

00:07:27.740 --> 00:07:30.180
‫جاروی آبی برای تمیزکردن: 95 پوند.

00:07:30.180 --> 00:07:32.650
‫- جمع: 455 پوند.
‫- که عالیه.

00:07:32.660 --> 00:07:35.890
‫ولی همه‌شون با برق
‫کار می‌کنن که اونجا نداریش.

00:07:36.190 --> 00:07:38.600
‫ولی واقعا از این ایده خوشم اومد.

00:07:38.900 --> 00:07:40.670
‫- جدی؟
‫- به نظرم خیلی خوبه.

00:07:40.680 --> 00:07:41.960
‫بیا حساب کتاب‌هام رو ببین.

00:07:41.960 --> 00:07:45.210
‫حساب کتابتو که بررسی نمی‌کنم.
‫معلم ریاضی که نیستم.

00:07:46.170 --> 00:07:51.190
‫دیگه دارم توی برنامه‌ریزیِ
‫هزینه‌ها کمی بهتر می‌شم.
‫[نامفهوم]

00:07:51.200 --> 00:07:52.740
‫قبل از این‌که بخوام
‫کاری کنم [حساب کتاب می‌کنم]،

00:07:52.750 --> 00:07:55.140
‫به جای این‌که بعدش
‫بفهمم چی‌کار کرده‌ام.

00:07:56.240 --> 00:07:57.810
‫
‫جلسه‌ی قارچ تموم شد،

00:07:57.810 --> 00:08:01.510
‫
‫بعدش چارلی اصرار کرد
‫که تولد بچه‌خوک‌ها رو...

00:08:01.510 --> 00:08:03.940
‫
‫در سایت پلیسِ خوکِ دولت ثبت کنیم.

00:08:04.000 --> 00:08:05.650
‫
‫و این به معنای به کارگیریِ...

00:08:05.650 --> 00:08:09.900
‫
‫تمامِ اعضای تیم ریاضیاتِ Diddly Squat بود.

00:08:11.450 --> 00:08:13.390
‫خب، درنهایت چند تا بچه‌خوک مُردن؟

00:08:13.720 --> 00:08:16.090
‫- 2 تا از خوک اولی.
‫- 3 تا از خوک اولی.

00:08:16.100 --> 00:08:17.870
‫- 3 تا از خوک اولی.
‫- نه، 10 تا به دنیا آورد.

00:08:17.880 --> 00:08:19.030
‫- 5 تا.
‫- 5.

00:08:19.040 --> 00:08:22.630
‫ساو دومی، که همین‌جا بود،
‫10 تا داشت، نشست روی 2 تاشون.

00:08:22.630 --> 00:08:24.610
‫ولی فقط 7 تا ازشون باقی‌مونده.

00:08:24.770 --> 00:08:28.510
‫- مطمئنی که 8 تا نداره؟
‫- آره، چند روز پیش شمردم، 8 تا بودن.

00:08:29.490 --> 00:08:31.290
‫عمرا بتونیم انجامش بدیم.

00:08:31.290 --> 00:08:33.800
‫یه ساعته اینجا نشستیم
‫و فقط یک دونه ثبت کردیم.

00:08:33.800 --> 00:08:35.130
‫
‫- 2 تا.
‫یه ساعته اینجا نشستیم
‫و فقط یک دونه ثبت کردیم.

00:08:38.040 --> 00:08:41.500
‫
‫متاسفانه، مجبور شدم
‫کلاس ریاضی رو زودتر ترک کنم،

00:08:41.500 --> 00:08:44.110
‫
‫چون قرار گذاشته بودم که به آلنِ بنا...

00:08:44.120 --> 00:08:48.720
‫
‫مکانی که برای عملیات پرورش قارچم
‫اختصاص داده بودم رو نشون بدم.

00:08:51.200 --> 00:08:53.170
‫خب، تولید قارچ.

00:08:53.170 --> 00:08:56.000
‫این مکان هست که
‫حتی نمی‌تونی ببینیش.

00:08:56.150 --> 00:08:58.790
‫- خوب نیست، نه.
‫- فکر کنم این تلمبه خونه‌ی قدیمی...

00:08:58.800 --> 00:08:59.920
‫- ...برای مزرعه‌ست.
‫- آره.

00:08:59.920 --> 00:09:02.910
‫- برای 150 سال پیشه؟
‫- ایستگاه پمپاژ «ویکتوریایی»، آره.
‫ (Victorian era دوره اوج انقلاب
‫صنعتی در بریتانیا، 1837-1901)

00:09:02.920 --> 00:09:03.870
‫خدای بزرگ!

00:09:03.960 --> 00:09:06.490
‫- کار تعمیرِ آسون برای شما.
‫- لعنتی!

00:09:06.910 --> 00:09:08.070
‫اصلا امکان نداره.

00:09:08.080 --> 00:09:11.140
‫و تاسیسات عالی برای پرورش قارچ.

00:09:11.220 --> 00:09:11.970
‫نه.

00:09:11.970 --> 00:09:14.200
‫- منظورت چیه که «نه»؟
‫- خطرناکه!

00:09:14.200 --> 00:09:16.830
‫- چیش خطرناکه؟
‫- خب لامصب می‌ریزه رو سر کسی.

00:09:16.830 --> 00:09:17.750
‫نمی‌ریزه!
‫پس برو بپر روش!

00:09:19.050 --> 00:09:21.790
‫اون «طاق آهنگی» قدیمی رو ببین،
‫خاک ریخته‌ان بالاش.
‫(طاقی که از حرکت دو قوس بر
‫دو دیوار موازی ساخته می‌شود)

00:09:21.790 --> 00:09:24.300
‫هر کسی هر وزنی
‫روش بذاره، فرو می‌ریزه.

00:09:24.300 --> 00:09:25.200
‫آره، نمی‌تونیم.

00:09:25.200 --> 00:09:29.200
‫آیا با پلِ «میدنهد برونل» آشنایی داری؟
‫ (پلی طاقی، طراحی توسط برونل در 1839،
‫که میدنهد و بارک‌شر را به یکدیگر متصل می‌کند)

00:09:29.200 --> 00:09:30.110
‫کی؟

00:09:30.110 --> 00:09:32.440
‫نه رفیق، ببین پوسیده.

00:09:33.000 --> 00:09:34.270
‫- نه، خب...
‫- آره، ولی...

00:09:34.270 --> 00:09:37.310
‫- خرابش نکن دیگه.
‫- ولی خیلی زود فرو می‌ریزه.

00:09:37.320 --> 00:09:39.220
‫- می‌ریزه توی این رودخونه.
‫- ولی این...

00:09:39.220 --> 00:09:42.110
‫به تموم اون طاق‌هایِ
‫کلیساهای قرن 12ام نگاه کن!

00:09:42.120 --> 00:09:44.080
‫و کلی کثافت همه‌جا
‫توی دست و پامونه.

00:09:44.080 --> 00:09:45.510
‫اشتباه برداشت نکن،
‫می‌تونم انجامش بدم.

00:09:45.520 --> 00:09:48.000
‫فقط خیلی خرج می‌بره.

00:09:48.220 --> 00:09:50.530
‫هیچ‌وقت این‌قدر موج منفی نشنیده بودم.

00:09:50.530 --> 00:09:51.240
‫لعنتی.

00:09:51.240 --> 00:09:54.820
‫تا آخر عمرمون قارچ پرورش می‌دیم
‫ولی هنوزم پولی درنمی‌اریم.

00:09:54.880 --> 00:09:56.760
‫- خیلی‌خب، بی‌خیال پس.
‫- شرمنده، رئیس.

00:09:58.310 --> 00:10:01.330
‫
‫سپس بردمش به یه مکانِ زاپاس:

00:10:01.340 --> 00:10:04.140
‫
‫یک پناهگاه زیرزمینی
‫در نوک بالایی مزرعه...

00:10:04.140 --> 00:10:08.120
‫
‫در زمینی که زمانی فرودگاه بوده.

00:10:08.800 --> 00:10:10.930
‫شخصا فکر می‌کنم که این
‫یه پناهگاه حمله هوایی بوده.

00:10:10.940 --> 00:10:13.240
‫یه پایگاه بمب‌ افکن‌های آمریکایی
‫توی جنگ جهانی دوم اینجا بوده.

00:10:13.240 --> 00:10:14.110
‫
‫- آره.
‫یه پایگاه بمب‌ افکن‌های آمریکایی
‫توی جنگ جهانی دوم اینجا بوده.
‫خب ببینیمش.

00:10:15.800 --> 00:10:18.670
‫- چیزی که بهت می‌گفتم...
‫- قراره تاسیسات پرورش قارچ باشه.

00:10:18.670 --> 00:10:21.530
‫- ولی اینجارو ببین.
‫- ولی مشکل اینه که
‫امنیت‌مون نیاز به تقویت داره.

00:10:21.540 --> 00:10:23.850
‫- خب، جرالد کجاست؟
‫- یه تابلو می‌ذارم... آره، دقیقا.

00:10:23.860 --> 00:10:25.700
‫- حالش داره بهتر می‌شه.
‫- آره.

00:10:25.700 --> 00:10:28.180
‫- چون داره «پرتودرمانی» می‌کنه.
‫- آره.
‫(درمان بیماری با استفاده از پرتوهایِ
‫نافذ مانند ایکس، امواج آلفا، بتا و گاما)

00:10:28.310 --> 00:10:30.100
‫نور لازم داریم.

00:10:30.490 --> 00:10:32.100
‫
‫«خانه»

00:10:32.410 --> 00:10:34.320
‫- این بتنه؟
‫- آره.

00:10:34.320 --> 00:10:36.080
‫آره، می‌تونی تیرچه‌ها رو ببینی.

00:10:36.180 --> 00:10:37.180
‫آره.

00:10:37.670 --> 00:10:40.570
‫خب، بدبین بودن و زیاده‌روی کردن.
‫بتنش باید این‌قدر ضخامتش باشه.

00:10:40.570 --> 00:10:41.980
‫حتما انجامش دادن.

00:10:42.300 --> 00:10:45.240
‫مشخصه که خیلی
‫از تلمبه خونه بزرگ‌تره.

00:10:45.280 --> 00:10:46.400
‫- دسترسی بهش آسونه.
‫- آره.

00:10:46.400 --> 00:10:48.870
‫- نیازی به مجوز ساخت‌وساز نداره.
‫- نه، از قبل همین‌جا بوده.

00:10:48.880 --> 00:10:50.090
‫پس گوش کن...
‫خیلی که نمی‌خوای خرج کنی؟

00:10:51.530 --> 00:10:53.360
‫- نمی‌دونم.
‫- نه!

00:10:53.480 --> 00:10:55.270
‫- نه!
‫- زیاد خرج نمی‌بره؟

00:10:55.410 --> 00:10:56.830
‫حدس احتمالیت چقدره؟

00:10:56.840 --> 00:11:00.060
‫تو... همیشه همین کارو باهام می‌کنی.

00:11:00.520 --> 00:11:01.310
‫لعنت بهت.

00:11:01.320 --> 00:11:04.630
‫خب، این یکی از اون چیزهاست
‫که یه جورایی طبیعیه...

00:11:04.630 --> 00:11:07.150
‫که از یه بنا بپرسی:
‫«فلان چیز چقدر...[خرج می‌بره؟]»

00:11:07.160 --> 00:11:09.180
‫آره، ولی من فقط دو دقیقه‌ست که دیدمش.

00:11:09.180 --> 00:11:11.430
‫بیا مثلا بگیم که می‌تونیم
‫با زیر 10 هزارتا انجامش بدیم.

00:11:11.430 --> 00:11:12.310
‫عه!
‫قیمت خوبیه!
‫(مفته)

00:11:13.760 --> 00:11:14.710
‫خوبه.

00:11:14.710 --> 00:11:18.000
‫آره، می‌تونیم راحت توی
‫یه هفته بسازیمش، مگه نه؟

00:11:18.670 --> 00:11:21.570
‫
‫- تا حالا نشنیده‌ام که بناها بگن:
‫- آره، واسه‌ت راه‌اندازیش می‌کنیم.

00:11:21.580 --> 00:11:23.990
‫
‫...«می‌تونم این کارو توی یه هفته
‫و با کمتر از ده هزارتا انجامش بدم.»

00:11:24.000 --> 00:11:25.710
‫- هیچکس تا حالا اینو نشنیده.
‫- باشه، گوش کن.

00:11:25.720 --> 00:11:28.640
‫تا زمانی که من کارو شروع کنم،
‫می‌تونی توی فروشگاه تبلیغش رو بکنی.

00:11:28.640 --> 00:11:30.560
‫این‌قدر سریع کار می‌کنم.

00:11:33.070 --> 00:11:35.320
‫
‫همان‌طور که آلن برای تهیه وسایل رفت،

00:11:35.330 --> 00:11:38.990
‫
‫من هم کار روی یه ایده فکریِ
‫دیگه‌ام رو شروع کردم.

00:11:39.100 --> 00:11:40.910
‫
‫«گزنه»
‫(گیاهی که سطح زیر برگ‌هایش
‫دارای کرک‌هایی گزنده است)

00:11:40.970 --> 00:11:44.520
‫
‫رسما تمام جنگل با اون‌ها فرش شده بود.

00:11:46.240 --> 00:11:50.710
‫
‫و منم تصمیم گرفتم که ازشون
‫برای تهیه سوپ استفاده کنم.

00:11:52.260 --> 00:11:54.340
‫خوبی، «لوکا»؟
‫- اوضاع چطوره؟

00:11:54.500 --> 00:11:57.890
‫
‫لوکا چاقویِ سوئیسیِ Diddly Squatــه.
‫(همه کاره‌ست)

00:11:57.900 --> 00:11:59.790
‫
‫راننده‌ی مسابقه‌ست،

00:11:59.790 --> 00:12:01.730
‫
‫توی فروشگاه مزرعه کار می‌کنه،

00:12:01.740 --> 00:12:06.290
‫
‫و از یک خاندانِ آشپزیِ معروف ایرلندیه.

00:12:07.900 --> 00:12:09.570
‫خب، سوپ گزنه.

00:12:09.670 --> 00:12:12.520
‫در واقع لوکا قبلا برام درست کرده،
‫کی بود؟ یه سال پیش؟

00:12:12.520 --> 00:12:13.130
‫
‫- آره.
‫در واقع لوکا قبلا برام درست کرده،
‫کی بود؟ یه سال پیش؟

00:12:13.130 --> 00:12:16.530
‫بهترین چیزی بود که
‫تابه‌حال گذاشتم توی دهنم.

00:12:16.880 --> 00:12:18.470
‫حیرت‌آور بود.

00:12:18.780 --> 00:12:20.540
‫تمام مواد اولیه که نیاز داریم همین‌جاست.

00:12:20.540 --> 00:12:22.950
‫سیب‌زمینی، پیاز،
‫که همین‌جا داریم‌شون.

00:12:22.960 --> 00:12:24.490
‫دیگه چی نیاز داری؟

00:12:24.490 --> 00:12:27.800
‫گزنه داریم، پیاز داریم، سیب‌زمینی داریم.

00:12:28.000 --> 00:12:29.290
‫نمک، فلفل،

00:12:29.290 --> 00:12:31.640
‫آب مرغ، خامه و کره.

00:12:31.700 --> 00:12:33.180
‫- و همین؟
‫- آره.

00:12:36.360 --> 00:12:38.350
‫
‫وقتی لوکا پخت‌وپزش رو تموم کرد،

00:12:38.360 --> 00:12:42.330
‫
‫حالا فقط یه نفر رو
‫با ذائقه‌ی پیچیده نیاز داشتم...

00:12:42.340 --> 00:12:44.010
‫
‫تا طعم‌شو بچشه.

00:12:44.980 --> 00:12:47.850
‫- تا حالا سوپ گزنه نخوردی؟
‫- تا حالا نخورده‌ام.

00:12:47.920 --> 00:12:49.830
‫آخه رنگ‌شو ببین.

00:12:50.000 --> 00:12:52.230
‫رنگش باورنکردنیه.

00:12:52.230 --> 00:12:55.850
‫سوپ غلیظی هم هست،
‫پس با کمی خمیرترش، عالی می‌شه.

00:12:57.370 --> 00:12:58.650
‫خدایا، چقدر خوبه.
‫پشمام!

00:12:59.240 --> 00:13:01.450
‫خیلی خوبه، مگه نه؟

00:13:01.450 --> 00:13:03.890
‫رفیق، آشپزی هم بلدیا!

00:13:04.310 --> 00:13:05.350
‫Wow!

00:13:05.430 --> 00:13:07.390
‫و نکته جالبش اینه که...

00:13:07.390 --> 00:13:09.120
‫هیچکی نمی‌دونه گزنه چه طعمی داره.

00:13:09.120 --> 00:13:10.770
‫چه طعمی داره؟

00:13:10.780 --> 00:13:12.580
‫ولی می‌دونی که گزنه‌ست.

00:13:12.620 --> 00:13:15.590
‫توی ته‌مزه‌ش باید کمی
‫طعم گزنه‌ مانند رو بچشی.

00:13:15.590 --> 00:13:16.910
‫عالیه.

00:13:17.610 --> 00:13:19.410
‫باید اینو توی مغازه بفروشی.

00:13:19.420 --> 00:13:20.540
‫آره، این...

00:13:20.800 --> 00:13:23.750
‫این تنها چیزیه که من رو
‫در مورد جدول‌مون نگران می‌کنه.

00:13:23.760 --> 00:13:25.580
‫اگه کلی از این بسازین...

00:13:26.260 --> 00:13:28.820
‫باید اینو توی مغازه بفروشیم.

00:13:29.060 --> 00:13:32.310
‫این قراره اتفاق بزرگ بعدی‌مون باشه.

00:13:32.570 --> 00:13:34.270
‫می‌رم همه‌شون رو
‫سم‌پاشی می‌کنم تا نتونید.

00:13:34.280 --> 00:13:35.400
‫
‫- نه، نمی‌ری!
‫می‌رم همه‌شون رو
‫سم‌پاشی می‌کنم تا نتونید.

00:13:38.350 --> 00:13:40.180
‫
‫با تکمیلِ مزه کردن،

00:13:40.180 --> 00:13:44.040
‫
‫دستگاه مخصوص برداشت اجاره کردم،

00:13:44.040 --> 00:13:46.800
‫
‫و رفتم به درون جنگل.

00:13:49.220 --> 00:13:51.230
‫اینو یافتم،

00:13:51.650 --> 00:13:54.810
‫که برای برداشت چای استفاده می‌شه.

00:13:57.870 --> 00:14:01.090
‫اساسا مثل پرچین‌زن هست.

00:14:01.950 --> 00:14:02.950
‫آره؟

00:14:03.800 --> 00:14:05.130
‫این یه پره هست که...

00:14:05.140 --> 00:14:07.990
‫برگ‌ها رو هل می‌ده به داخل کیسه.

00:14:07.990 --> 00:14:09.130
‫و بعدش...

00:14:09.190 --> 00:14:11.190
‫اگه یه آدم فضایی بیاد،

00:14:11.390 --> 00:14:15.020
‫می‌تونم یه حرکتِ
‫«سیگورنی ویور»ــیی روش بزنم.
‫(بازیگر آمریکایی، بازی در فیلم‌های
‫ Aliens و Avatar و Ghostbusters)

00:14:15.940 --> 00:14:16.740
‫خب.

00:14:19.000 --> 00:14:20.320
‫درو می‌کنیم!

00:14:26.220 --> 00:14:27.540
‫وای نه.

00:14:27.880 --> 00:14:31.690
‫کاری که کردم اینه که
‫کیسه دستگاهم رو درو کردم.

00:14:31.780 --> 00:14:34.830
‫قاعدتا نباید همچین اتفاقی می‌افتاد.

00:14:34.910 --> 00:14:35.880
‫وای خدا.

00:14:37.100 --> 00:14:39.470
‫وای خدا، خورد تو صورتم.

00:14:46.920 --> 00:14:50.570
‫خب، گیر کردم به درخت
‫و کیسه‌ام گیر کرده توی...

00:14:51.280 --> 00:14:52.840
‫ای لعنت بهش!

00:14:57.560 --> 00:14:58.920
‫لعنتی.

00:15:03.370 --> 00:15:04.730
‫ای تو روحش.

00:15:10.560 --> 00:15:11.790
‫
‫به درو ادامه دادم،

00:15:11.800 --> 00:15:15.260
‫
‫تا زمانی که دیگه بدن پیرم کم آورد.

00:15:15.620 --> 00:15:17.120
‫وای کمرم!

00:15:19.700 --> 00:15:23.880
‫و بعدش، با غنیمتم به مزرعه برگشتم...

00:15:23.980 --> 00:15:24.990
‫عالیه.

00:15:25.310 --> 00:15:27.380
‫صدها تا برگ چیدم.

00:15:28.190 --> 00:15:31.130
‫
‫...جایی که مشخص شد،
‫یه مشکلی وجود داره.

00:15:32.390 --> 00:15:36.740
‫
‫لوکا گفته بود که فقط گزنه‌هایِ
‫جوون و شیرین رو می‌خواد.

00:15:36.950 --> 00:15:40.580
‫
‫ولی دستگاه من اینو نمی‌فهمید.

00:15:41.260 --> 00:15:44.940
‫فکر کنم علف و تمشک و...

00:15:44.940 --> 00:15:47.590
‫درخت و ساختمون درو کرده.

00:15:47.700 --> 00:15:50.230
‫بهترین راه برای چیدن گزنه...

00:15:50.240 --> 00:15:52.780
‫اینه که چند تا جوون
‫از فروشگاه مزرعه بیاری.

00:15:53.650 --> 00:15:56.450
‫به نظرت بچه‌های تویِ
‫فروشگاه می‌رن گزنه بچینن؟

00:15:56.450 --> 00:15:58.170
‫آره، حتما.

00:15:58.810 --> 00:16:00.270
‫ساعتی 8.50 پوند به‌شون بده.

00:16:00.270 --> 00:16:01.810
‫ولی این‌طوری خرجم می‌ره بالا.

00:16:01.810 --> 00:16:04.850
‫پس برای ساخت 200 تا شیشه،

00:16:04.850 --> 00:16:07.590
‫باید 38 پوند برای کره خرج کنیم.

00:16:07.590 --> 00:16:08.350
‫خب.

00:16:08.360 --> 00:16:10.590
‫77 پوند روی خامه.

00:16:10.600 --> 00:16:11.320
‫درسته.

00:16:11.320 --> 00:16:13.750
‫گزنه‌ها رایگانن، که خب...

00:16:14.040 --> 00:16:17.930
‫اما نه اگه مجبور باشم
‫به کسی پول بدم تا بره بچینه.

00:16:18.040 --> 00:16:20.590
‫سیب‌زمینی، 6.40 پوند.

00:16:20.600 --> 00:16:24.820
‫آب مرغ که از
‫سوپرمارکت گرفتیم: 67 پوند.

00:16:24.820 --> 00:16:27.300
‫و ظرف‌ها 120 پوند.

00:16:27.370 --> 00:16:28.870
‫برچسب‌ها می‌شه 50 پوند.

00:16:28.880 --> 00:16:31.320
‫حدس من اینه که می‌تونیم
‫هر کدوم رو 5 پوند بفروشیم.

00:16:31.320 --> 00:16:32.210
‫
‫- به آسونی.
‫حدس من اینه که می‌تونیم
‫هر کدوم رو 5 پوند بفروشیم.

00:16:32.210 --> 00:16:34.010
‫- نظرت همینه؟
‫- آره، چجورشم.

00:16:34.090 --> 00:16:38.000
‫
‫متاسفانه، قبل از این‌که فرصتی برای
‫تکمیل حساب کتاب‌مون داشته باشیم،

00:16:38.000 --> 00:16:41.150
‫
‫آقای قوانین و مقررات وارد شدند...

00:16:41.210 --> 00:16:42.010
‫سلام.

00:16:42.010 --> 00:16:45.820
‫
‫...تا مشارکت خسته‌کننده‌یِ
‫معمولش رو انجام بده.

00:16:46.160 --> 00:16:49.410
‫مجوز بهداشت محیطی رو گرفته؟
‫(بهداشت مواد غذایی،
‫آشامیدنی، ایمنی و محیط)

00:16:49.470 --> 00:16:50.620
‫- لوکا؟
‫- بله؟

00:16:50.620 --> 00:16:52.510
‫مجوز بهداشت محیطی داری؟

00:16:52.510 --> 00:16:54.140
‫
‫- مجوز.
‫مجوز بهداشت محیطی داری؟

00:16:54.140 --> 00:16:55.180
‫آره، آره.

00:16:55.680 --> 00:16:56.630
‫انگار که...

00:16:56.640 --> 00:16:59.910
‫انگار عین لیزا داره می‌گه: «آره آره.»

00:17:00.370 --> 00:17:04.480
‫توی ایرلند یادتون می‌دن که چطور بگید:
‫«آره آره»، وقتی که منظورتون «نه» هست؟

00:17:04.480 --> 00:17:07.730
‫قانع شدم که توی ایرلند درس‌هایِ
‫واقعی هست که یاد می‌دن:

00:17:07.730 --> 00:17:10.750
‫
‫«وقتی کسی ازتون سوالی
‫می‌پرسه و پاسخش 'نه' است،

00:17:10.750 --> 00:17:13.080
‫
‫- ...بگید 'آره' اما این‌طوری بگید.»
‫- دو بار بگید!

00:17:13.080 --> 00:17:15.330
‫- «آره آره»
‫- «آره آره»

00:17:15.330 --> 00:17:17.020
‫واقعا مجوزش رو داری یا نه؟

00:17:17.020 --> 00:17:18.780
‫عه، آره نه، در حقیقت....

00:17:18.780 --> 00:17:22.380
‫«آره نه!»، خب پس انواعش هم وجود داره!

00:17:22.530 --> 00:17:24.110
‫چی توی سوپ گزنه‌تون می‌ریزید؟

00:17:24.110 --> 00:17:25.570
‫کره، خامه...
‫آره، داریم...

00:17:26.680 --> 00:17:29.060
‫خب باید برچسب تاریخ انقضا روش بذارید.

00:17:29.060 --> 00:17:29.940
‫
‫- آره.
‫خب باید برچسب تاریخ انقضا روش بذارید.

00:17:30.110 --> 00:17:32.330
‫- بهش فکر نکردی نه؟
‫- آره آره.

00:17:32.390 --> 00:17:33.640
‫آره نه.
‫آره آره.

00:17:34.920 --> 00:17:36.310
‫دارم یاد می‌گیرم.

00:17:37.720 --> 00:17:41.230
‫
‫با ترکِ لوکا برای ادامه‌ی کارِ سوپ،

00:17:41.230 --> 00:17:45.120
‫
‫به مزرعه‌ی گندم و لوبیای وحشی رفتم،

00:17:45.120 --> 00:17:48.500
‫
‫تا با اندی کاتو کلاس شیمی برگزار کنیم.

00:17:49.530 --> 00:17:51.750
‫این «آزمایش بریکس»ــه،
‫ (Brix آزمایشی برای تعیین
‫میزان شکر در یک محلول)

00:17:51.860 --> 00:17:53.860
‫که مقدار قند توی هر گیاهی که...

00:17:53.860 --> 00:17:57.150
‫آزمایش کنیم رو اندازه‌گیری می‌کنه.

00:17:57.330 --> 00:18:00.470
‫خب کاری که قراره بکنیم
‫اینه که مقداری برگ جمع کنیم،

00:18:00.640 --> 00:18:02.110
‫بذاریمش توی دستگاه سیر خردکن،

00:18:02.110 --> 00:18:05.820
‫یه کم مایعش رو بریزیم روی
‫اون لنز و ببینیم چی می‌گه.

00:18:06.400 --> 00:18:07.470
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

00:18:07.480 --> 00:18:10.360
‫وقتی فکر می‌کردم یه کشاورز
‫می‌شم، هرگز فکر نمی‌کردم که:

00:18:10.360 --> 00:18:14.380
‫«عه قطعا به یه سیر خردکن
‫و یه میکروسکوپ نیاز دارم.»

00:18:15.460 --> 00:18:18.400
‫مقداری برگ بچین، بیشتر از
‫اونی نیاز داری که فکر می‌کنی.

00:18:19.180 --> 00:18:20.440
‫خب.

00:18:21.420 --> 00:18:22.420
‫اینم از این.

00:18:23.010 --> 00:18:24.640
‫برگشتیم به دوران مدرسه.

00:18:24.700 --> 00:18:25.850
‫هر روز یه روزِ مدرسه‌ست.
‫(روز یادگیریه)

00:18:25.850 --> 00:18:28.470
‫خب از داخل اون به سمت خورشید نگاه کن.

00:18:28.520 --> 00:18:32.120
‫و باید یه قسمت آبی و یه سفید ببینی.

00:18:33.760 --> 00:18:36.030
‫یه کم بالاتر از 5.
‫من که می‌گم 6.

00:18:36.030 --> 00:18:37.050
‫6

00:18:37.390 --> 00:18:39.540
‫این میزان از بریکس
‫یعنی این‌که گیاه‌ها...

00:18:39.540 --> 00:18:42.070
‫تمام مواد مغذی مورد
‫نیازشون رو دریافت نکرده‌ان.

00:18:42.180 --> 00:18:43.670
‫پس باید «آزمایش شیره گیاه» انجام بدیم،

00:18:43.670 --> 00:18:46.150
‫که مثل آزمایش خون برای گیاه‌هاست.

00:18:46.440 --> 00:18:49.320
‫و نکته‌ش اینه که فقط گیاه‌هایِ
‫خوب و خوشگل رو نچینی.

00:18:49.320 --> 00:18:51.710
‫فقط توی یه خط مستقیم راه برو
‫و هر چی که اومد جلوت رو بچین.

00:18:51.710 --> 00:18:52.810
‫گرفتم.

00:18:54.950 --> 00:18:55.810
‫خوبه؟

00:18:55.930 --> 00:18:57.800
‫عالیه، این‌ها رو می‌برم آزمایشگاه.

00:19:00.670 --> 00:19:02.410
‫
‫وقتی که نتایج آزمایش‌ها برگشت،

00:19:02.410 --> 00:19:05.970
‫
‫من دوباره رفته بودم
‫برای فیلم‌برداری «گرند تور».

00:19:05.970 --> 00:19:10.810
‫
‫پس چارلی و کیلب باید
‫در مورد نتایج با اندی بحث می‌کردن.

00:19:12.110 --> 00:19:14.170
‫نتایج آزمایش نشون می‌ده که...

00:19:14.830 --> 00:19:16.180
‫رونمایی کن.

00:19:18.510 --> 00:19:21.670
‫آبی یعنی خوبه، سبز خوبه، قرمز بده.

00:19:22.060 --> 00:19:24.020
‫- منیزیم.
‫- منیزیم.

00:19:24.450 --> 00:19:25.440
‫پس...

00:19:26.170 --> 00:19:28.400
‫برای این‌که محصولات به نوعی...

00:19:28.400 --> 00:19:29.840
‫- متعادل بشن.
‫- ...متعادل بشن.

00:19:29.840 --> 00:19:31.760
‫باید مقداری منیزیم بپاشیم روشون.

00:19:31.760 --> 00:19:35.820
‫خوشبختانه، می‌تونیم
‫اون رو به شکلی ساده بپاشیم.

00:19:37.100 --> 00:19:38.550
‫«نمک اپسوم»
‫ (Epsom or Bath salt با فرمول MgSO4
‫مورد استفاده در پزشکی و کشاورزی)

00:19:38.550 --> 00:19:40.440
‫- «نمک حمام»
‫- «نمک حمام»
‫ (Bath Salts)

00:19:40.690 --> 00:19:41.830
‫به معنی واقعی کلمه.

00:19:41.830 --> 00:19:44.190
‫ولی من فکر می‌کردم
‫چیزی روشون نمی‌پاشیم.

00:19:44.200 --> 00:19:45.480
‫فکر می‌کردم می‌ذاریم همین‌طوری بمونه.

00:19:45.480 --> 00:19:48.910
‫نه، نمی‌تونیم همین‌طور رهاش کنیم،
‫چون نمی‌تونیم امیدوار باشیم که...

00:19:48.910 --> 00:19:52.470
‫که خاک در شرایطی باشه که
‫بتونه تمام مواد لازم گیاه رو تامین کنه.

00:19:52.470 --> 00:19:54.570
‫و در صورت کمبود،

00:19:54.570 --> 00:19:56.210
‫از یه محصولِ مغذیِ
‫طبیعی استفاده می‌کنیم،

00:19:56.210 --> 00:19:57.680
‫در این مورد مثل نمک حمام،

00:19:57.680 --> 00:20:00.100
‫- تا بپاشیم روشون، گرفتی؟
‫- فهمیدم.

00:20:01.360 --> 00:20:03.700
‫
‫مطمئن نیستم که فهمیده باشه،

00:20:03.700 --> 00:20:09.890
‫
‫با توجه به میزان غرهایی که
‫هنگام استفاده از نمک حمام می‌زد.

00:20:11.410 --> 00:20:12.980
‫گندم من بهتره.

00:20:13.050 --> 00:20:14.790
‫چرا این‌قدر تکه تکه‌ست.

00:20:14.800 --> 00:20:17.290
‫اینجاش خیلی سبزه و اونجاش...[نیست]

00:20:17.860 --> 00:20:19.570
‫و اینجاش خیلی کم‌پشته.

00:20:19.650 --> 00:20:23.690
‫
‫غرهایی که حتی پس از
‫پایان کارش هم ادامه داشت.

00:20:23.840 --> 00:20:24.840
‫خوب بود؟

00:20:25.620 --> 00:20:28.490
‫یعنی اون می‌اد و به من می‌گه...

00:20:28.490 --> 00:20:31.040
‫به عنوان یه کشاورز، چی‌کار کنم،
‫به تو می‌گه که چی‌کار کنی.

00:20:31.040 --> 00:20:34.280
‫من که نمی‌رم به خونه‌ش و بهش
‫بگم برای فلان آهنگ، گیتار نیاز داری.

00:20:34.280 --> 00:20:35.910
‫فکر نکنم که داره به‌مون
‫می‌گه که «چی‌کار کنیم».

00:20:35.920 --> 00:20:39.480
‫به نظرم داره پیش‌زمینه‌یِ
‫ایده‌هاش رو به‌مون می‌ده،

00:20:39.480 --> 00:20:41.230
‫و این‌که چطور می‌خوان
‫محصول پرورش بدن.

00:20:41.230 --> 00:20:42.270
‫رو مخمه.

00:20:42.310 --> 00:20:44.320
‫به‌خاطر اینه که راه و روشش
‫برای انجام کارها متفاوته؟

00:20:44.320 --> 00:20:46.200
‫به عنوان یه کشاورز
‫از تغییر خوشم نمی‌اد.

00:20:46.200 --> 00:20:48.350
‫فکر کنم تمام کشاورزها
‫از تغییر خوش‌شون نیاد.

00:20:48.510 --> 00:20:50.220
‫حالا دیگه از این زمین متنفرم.

00:20:50.220 --> 00:20:53.070
‫
‫(دانلود زیرنویس‌های من، رایگان، بدون سانسور،
‫اصلی و مستقیم از کانال تلگرامم: AfshinSubs)

00:20:53.070 --> 00:20:55.470
‫
‫وقتی که از سفرِ فیلم‌برداریم برگشتم،

00:20:55.480 --> 00:20:59.400
‫
‫تصمیم گرفتم که باید
‫تعمیرات سد رو ادامه بدیم.

00:20:59.440 --> 00:21:02.720
‫
‫و برای توقف جر و بحثی
‫که معمولا ایجاد می‌کنه،

00:21:02.720 --> 00:21:06.290
‫
‫من و کیلب گفتیم که باید «تغییر کنیم».

00:21:06.740 --> 00:21:08.840
‫- یادت باشه وقتی اینو تنت کنی...
‫- خب؟

00:21:08.840 --> 00:21:10.190
‫...دیگه می‌شیم کارگر ساختمونی.

00:21:10.190 --> 00:21:12.310
‫- خب، دیگه کشاورز نیستیم.
‫- دقیقا.

00:21:12.670 --> 00:21:14.530
‫پس الان کاملا در امنیتم.

00:21:14.620 --> 00:21:15.840
‫یه فنجون چای می‌خوای؟
‫- وقت چاییه؟
‫- آره.

00:21:17.380 --> 00:21:18.880
‫ساعت دهه، وقت چایه.

00:21:19.240 --> 00:21:20.070
‫خب.

00:21:20.340 --> 00:21:21.970
‫خیلی‌خب، وقت چای، حالا چی؟

00:21:21.970 --> 00:21:23.480
‫یه سیگار می‌کشیم.

00:21:23.660 --> 00:21:26.150
‫بعدش باز چای می‌زنیم
‫وقتی که سیگارو کشیدیم؟

00:21:26.200 --> 00:21:29.010
‫نه، نه، توی وقت چایت سیگار نمی‌کشی.

00:21:29.120 --> 00:21:31.470
‫اول چای و بعد که کارو دوباره
‫شروع کردی سیگارت رو می‌کشی.

00:21:31.470 --> 00:21:34.870
‫پس تمام کارگرهای ساختمونی به دلیل گفتنِ
‫این‌ها از دست‌مون خیلی عصبانی می‌شن.

00:21:34.960 --> 00:21:36.880
‫فکر نمی‌کنم، فکر کنم
‫می‌فهمن و درک می‌کنن.

00:21:36.880 --> 00:21:38.960
‫دقیقا می‌دونن که دارن چی‌کار می‌کنن.

00:21:40.980 --> 00:21:45.330
‫
‫کار اول‌مون ریختنِ مقداری
‫خاک رس در کنار سد بود.

00:21:46.050 --> 00:21:47.810
‫وای خدای بزرگ!

00:21:55.230 --> 00:21:56.110
‫چیه؟

00:21:57.380 --> 00:21:58.220
‫چیه؟

00:21:59.250 --> 00:22:01.310
‫فقط یه ذره از خاک رس رفت داخلش.

00:22:01.420 --> 00:22:02.780
‫یه ذره؟

00:22:04.380 --> 00:22:07.780
‫- بهتره در موردش بحث کنیم.
‫- با یه فنجون چای؟

00:22:21.110 --> 00:22:23.170
‫فردا کیو داریم؟ «وست بروم»؟
‫ (West Brom باشگاه فوتبال
‫با 1 قهرمانی در لیگ انگستان)

00:22:23.170 --> 00:22:23.840
‫نه.
‫کی؟ «چلسی»؟
‫ (Chelsea با 6 قهرمانی لیگ انگستان
‫ و 2 قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا)

00:22:24.920 --> 00:22:26.280
‫نه، «برنتفورد».
‫ (Brentford تاسیس 1889)

00:22:26.470 --> 00:22:28.510
‫- این بازیو می‌بازین.
‫- آره می‌دونم.

00:22:28.630 --> 00:22:30.090
‫فکر کنم ممکنه سقوط کنیم.

00:22:30.090 --> 00:22:32.650
‫فکر کنم با «ورکسام» روبه‌رو بشیم.
‫ (Wrexham قدیمی‌ترین تیم در ولز)

00:22:32.810 --> 00:22:35.590
‫تو هم می‌تونی به‌شون ملحق بشی.
‫برای شهرتش... «رایان رینولدز».
‫ (بازیگر نقش Deadpool)

00:22:35.590 --> 00:22:37.810
‫گور پدرش، حالا دیگه
‫تیم چدلینگتون رو داریم.

00:22:37.810 --> 00:22:40.430
‫شنبه شب باهاش توی میخونه بودم.

00:22:40.540 --> 00:22:42.390
‫تازه بُردن. شنبه بازی رو بُردن.

00:22:42.390 --> 00:22:44.960
‫یارو اومد پیشم و گفت:
‫«می‌تونم توی مچ‌اندازی شکستت بدم.»

00:22:44.960 --> 00:22:46.520
‫- عه دیدمش.
‫- جدی؟

00:22:46.520 --> 00:22:48.620
‫
‫- «آره آره، شکستت می‌دم.»
‫- ولی تو شکستش دادی.

00:22:48.620 --> 00:22:51.370
‫منم گفتم:
‫«باشه اگه من ببرم،
‫تو برام یه آبجو می‌گیری.»

00:22:51.470 --> 00:22:53.730
‫
‫«اگه تو منو ببری
‫من یکی برات می‌خرم.»

00:22:56.760 --> 00:23:00.910
‫یکیو می‌شناسم که با
‫خواهرِ نامادریش ازدواج کرده،

00:23:01.010 --> 00:23:04.640
‫که فکر کنم الان خودش دایی خودشه.

00:23:05.110 --> 00:23:08.110
‫آره، الان خودش دایی خودشه.

00:23:16.650 --> 00:23:18.040
‫- تموم شد؟
‫- آره.
‫بریم یه نخ بکشیم.

00:23:21.810 --> 00:23:25.840
‫
‫کار بعدی راه‌اندازی لیزر برای
‫به دست آوردن ارتفاع‌ مناسب بود،

00:23:25.840 --> 00:23:27.430
‫
‫و بعدش برداشتن لوله...

00:23:27.430 --> 00:23:28.670
‫نه، وای!

00:23:28.810 --> 00:23:31.470
‫
‫...تا بتونیم خاک رس رو بریزیم.

00:23:31.970 --> 00:23:32.890
‫آره.

00:23:33.450 --> 00:23:35.200
‫
‫اما قبل از این‌که بتونیم انجامش بدیم،

00:23:35.200 --> 00:23:38.810
‫
‫باید سطحِ آب برکه رو کاهش می‌دادیم.

00:23:39.310 --> 00:23:40.730
‫مشکلی که داریم اینه که...
‫اون لوله‌ی سرریزه،

00:23:42.090 --> 00:23:44.050
‫که می‌تونین اونجا ببینینش،

00:23:44.080 --> 00:23:45.390
‫و مشخصه که مسدود شده،

00:23:45.390 --> 00:23:49.290
‫چون به سختی چیزی
‫از اون ته‌ش می‌اد بیرون.

00:23:49.910 --> 00:23:52.330
‫اگه بتونیم اون رو با
‫چند تا میله تمیزش کنیم،

00:23:52.330 --> 00:23:54.540
‫باعث می‌شه کلی آب تخلیه بشه،

00:23:54.540 --> 00:23:59.000
‫که میزان آب عبوری از
‫محل سد رو کاهش می‌ده.

00:23:59.500 --> 00:24:04.330
‫
‫این بدین معنا بود که کیلب باید
‫لباس گیمپ دیگه‌ای رو به تن می‌کرد.

00:24:05.780 --> 00:24:08.690
‫- عمیقه.
‫- فقط گل و لایه، چیزی نیست.

00:24:08.780 --> 00:24:10.980
‫فقط 7 فوت عمق داره.

00:24:12.570 --> 00:24:15.600
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫کار فاصلاب انجام بدم.

00:24:18.590 --> 00:24:19.880
‫اینم از این.

00:24:20.150 --> 00:24:22.330
‫داره سریع‌تر تخلیه می‌شه؟

00:24:23.460 --> 00:24:25.590
‫نه، تقریبا هیچ تفاوتی ایجاد نکرد.

00:24:25.600 --> 00:24:28.190
‫هنوز مسدوده داخلش، رفیق.

00:24:29.380 --> 00:24:32.700
‫
‫سعی کردیم از اون ته‌ش راه‌شو باز کنیم.

00:24:37.430 --> 00:24:39.700
‫
‫اما اینم جواب نداد.

00:24:39.790 --> 00:24:40.840
‫نه.

00:24:41.450 --> 00:24:44.620
‫
‫پس فقط یه کار می‌تونستیم بکنیم.

00:24:52.030 --> 00:24:55.350
‫چی می‌شه اگه یه کپسولِ
‫آتش‌نشانی خالی کنیم توش؟

00:24:55.500 --> 00:24:56.500
‫جواب نمی‌ده، می‌شه؟

00:24:56.500 --> 00:24:59.290
‫شدیدا فشارش رو زیاد می‌کنه، مگه نه؟

00:24:59.390 --> 00:25:01.930
‫آره، ولی فکر نکنم...
‫کپسول آتش‌نشانی؟

00:25:02.060 --> 00:25:02.820
‫هی!

00:25:02.860 --> 00:25:05.730
‫یادته اون پمپ رو خریدم برای آبیاری؟

00:25:05.730 --> 00:25:06.660
‫برای برکه قزل‌آلا!

00:25:06.660 --> 00:25:08.200
‫آره، برای برکه قزل‌آلا بود.

00:25:08.200 --> 00:25:11.250
‫یادته خریدمش و بدرد نخور بود؟

00:25:11.250 --> 00:25:12.660
‫- خب زیادی قوی بود.
‫- آره.

00:25:12.660 --> 00:25:14.670
‫اگه با اون آب بپاشیم توش.

00:25:14.680 --> 00:25:16.360
‫همه چیزو شوت می‌کنه بیرون.

00:25:16.360 --> 00:25:17.280
‫آره.

00:25:18.030 --> 00:25:18.960
‫دیدین...

00:25:18.960 --> 00:25:22.740
‫اگه فقط یه لحظه وقت
‫بذارید برای یه فنجون قهوه.

00:25:22.820 --> 00:25:24.540
‫تقریبا 18 تا امروز خوردیم.

00:25:35.720 --> 00:25:37.110
‫بکن توش.

00:25:37.320 --> 00:25:39.460
‫- لعنت بهش!
‫- خوبه.

00:25:44.150 --> 00:25:45.360
‫ریدم توش.

00:25:45.440 --> 00:25:48.070
‫اون طرفش رو در بیار،
‫بذار هوا از اون سرش بره بیرون،

00:25:48.080 --> 00:25:49.310
‫شاید بعدش بتونم درش بیارم.

00:25:49.310 --> 00:25:52.340
‫- خب چرا فقط این چیز کوچیکو...؟
‫- پیچ کوچیک بالاش رو باز کن.

00:25:52.840 --> 00:25:55.560
‫ای کیر توش!

00:25:56.260 --> 00:25:57.730
‫دوباره امتحان کنیم.

00:26:10.090 --> 00:26:11.510
‫نمی‌شه.

00:26:14.570 --> 00:26:17.310
‫خب فکر نکنم بتونیم کاری کنیم.

00:26:17.380 --> 00:26:18.690
‫آره، همین‌طوره.

00:26:19.140 --> 00:26:19.920
‫خب...

00:26:19.920 --> 00:26:23.210
‫پس تمام کاری که امروز انجام دادیم...

00:26:23.380 --> 00:26:24.790
‫هیچیه.

00:26:27.420 --> 00:26:29.720
‫منو از توی این چیز بیار بیرون.

00:26:30.150 --> 00:26:32.050
‫نه، وایسا، تازه برگشتیم به عقب.

00:26:32.100 --> 00:26:37.000
‫لوله سیاه بزرگ رو از توی کانال درآوردیم،

00:26:37.300 --> 00:26:39.710
‫و همون‌جا رهاش کردیم.

00:26:41.240 --> 00:26:42.230
‫ساعت چنده؟
‫پنج، پنج و نیم.

00:26:43.250 --> 00:26:45.800
‫خدایا، کارگر ساختمونیم
‫و هنوز داریم کار می‌کنیم؟

00:26:45.800 --> 00:26:47.250
‫نکته خوبی بود.

00:26:47.300 --> 00:26:49.580
‫باید 3 ساعت پیش تموم می‌کردیم.

00:26:50.010 --> 00:26:51.120
‫بریم.

00:26:54.510 --> 00:26:55.450
‫
‫روز بعد...

00:26:55.450 --> 00:26:57.910
‫
‫من و کیلب دوباره کشاورز شدیم،

00:26:57.910 --> 00:27:03.110
‫
‫و رفتیم برای قدم زدن
‫توی یکی از مزارع جو.

00:27:03.670 --> 00:27:05.030
‫همه‌ی این...

00:27:05.060 --> 00:27:07.180
‫- خب؟
‫- ...می‌شه آبجو.

00:27:07.470 --> 00:27:09.110
‫امسال خوب به نظر می‌رسن، نه؟

00:27:09.170 --> 00:27:11.670
‫چند جریب جو بهاره کاشتیم؟

00:27:11.670 --> 00:27:14.030
‫اینجا؟ تقریبا 300 تن جو گیرت می‌اد.

00:27:14.030 --> 00:27:15.850
‫پس 300 تن جو بهاره.

00:27:15.850 --> 00:27:17.430
‫به واحد «پاینت» چقدر می‌شه؟
‫ (Pint واحد حجم در حدود نیم لیتر،
‫نام لیوانی بزرگ برای نوشیدن آبجو)

00:27:17.440 --> 00:27:18.780
‫خیلی زیاد.

00:27:19.260 --> 00:27:22.180
‫- اون دیگه از کجا اومده؟
‫- نمی‌دونم.

00:27:22.320 --> 00:27:23.460
‫ولی نمی‌خواد که اونجا باشه.

00:27:23.460 --> 00:27:25.330
‫می‌خوای اون یکی رو ببری بیرون؟

00:27:26.380 --> 00:27:28.960
‫- اگه بخوره به تیغه‌های کمباین...
‫- آره.

00:27:29.800 --> 00:27:32.230
‫سنگ‌های خونگی‌مون.
‫(مثل حیوون خونگی)

00:27:32.300 --> 00:27:33.560
‫اسم سنگ من «رونالد»ــه.
‫مال من اسمش «دونالد»ــه.

00:27:35.610 --> 00:27:36.700
‫بگذریم.

00:27:39.280 --> 00:27:40.220
‫چیه؟
‫خب...

00:27:41.670 --> 00:27:43.240
‫بازم یه تیکه‌شو از دست دادی.

00:27:43.340 --> 00:27:45.350
‫درسته که یه کم کم‌پشت‌تره، ولی...

00:27:45.360 --> 00:27:48.110
‫فکر کردم بعد از سال گذشته
‫با اون «قاچ کون کیلب»...
‫ (Kaleb's Crack)

00:27:48.110 --> 00:27:49.160
‫بی‌خیال دیگه!

00:27:49.160 --> 00:27:53.700
‫تقریبا 60 تا پاینت «هاوکستون» از دست رفت.
‫(برند آبجوی تولید جرمی کلارکسون)

00:27:53.910 --> 00:27:56.290
‫تو که نباید اینو به من بگی که.

00:27:56.300 --> 00:27:56.720
‫
‫- چی؟
‫تو که نباید اینو به من بگی که.

00:27:56.720 --> 00:27:59.030
‫تو نمی‌تونی اینو به من بگی.

00:27:59.230 --> 00:28:01.690
‫- واقعا؟ چرا؟
‫- زمینِ «Louse» رو دیدی؟

00:28:01.750 --> 00:28:04.390
‫- نه اخیرا.
‫- به نظر یه سر باید بریم.

00:28:05.420 --> 00:28:08.020
‫خیلی‌خب، هم‌اکنون آزادی، سنگ.

00:28:09.240 --> 00:28:11.070
‫
‫سپس کیلب منو به زمین Louse برد،

00:28:11.080 --> 00:28:14.310
‫
‫زمینی که توش خردل کاشته بودم،

00:28:14.440 --> 00:28:16.080
‫
‫و کوبید توی سرم.

00:28:16.800 --> 00:28:18.430
‫خب ببین، از اینجا
‫شروع کردی به بذرپاشی.

00:28:18.440 --> 00:28:20.260
‫از اینجا شروع کردیم، آره؟
‫خط‌های خوبی داره.

00:28:20.260 --> 00:28:23.590
‫می‌تونی ببینی که
‫خردل‌ها دارن رشد می‌کنن.

00:28:23.890 --> 00:28:25.590
‫و یه کم بیای جلوتر.

00:28:27.000 --> 00:28:28.790
‫یه تیکه‌ی بزرگ!

00:28:28.960 --> 00:28:30.800
‫ولی نگران این نباش.
‫فقط ادامه بده.

00:28:30.960 --> 00:28:32.970
‫خط‌های خوشگل اینجا، ببین.

00:28:33.890 --> 00:28:35.690
‫عه ببین یه تیکه دیگه.

00:28:36.140 --> 00:28:39.240
‫و بعدش:
‫«ای لعنت بهش، بهتر که
‫این تیکه رو هم از دست دادم.

00:28:39.240 --> 00:28:40.910
‫
‫بذرپاشی این تیکه چه بدردی می‌خوره؟»

00:28:40.960 --> 00:28:43.210
‫تقصیر اون بازوهایِ
‫لامصب بود که می‌ان بیرون.

00:28:43.220 --> 00:28:45.390
‫یعنی اگه یه «گوش‌خیزک»
‫توی این زمین راه می‌رفت،
‫(حشره‌ای با دو قلاب
‫انبرک مانند در انتهای شکم)

00:28:45.390 --> 00:28:48.040
‫رد مشخص‌تری از
‫خودش به جا می‌ذاشت.

00:28:48.130 --> 00:28:50.210
‫وقتی که انجامش می‌دادم،
‫می‌دونستم [این‌طوری می‌شه.]

00:28:50.210 --> 00:28:52.320
‫ولی فکر می‌کردم روی
‫هر بخشش دو بار می‌رم،

00:28:52.320 --> 00:28:54.590
‫به جای این‌که چند
‫ تیکه رو جا بندازم.

00:28:56.830 --> 00:28:58.440
‫خب ریدی دیگه.

00:29:02.640 --> 00:29:07.200
‫
‫خوشبختانه، پروژه سوپم موفق‌تر بود.

00:29:07.640 --> 00:29:11.700
‫
‫لوکا چند تا جوون جمع
‫کرده بود تا گزنه بچینن،

00:29:12.410 --> 00:29:14.520
‫
‫مقدار زیادیش رو پختن،

00:29:14.570 --> 00:29:18.860
‫
‫و به مسائل مربوط به
‫«تاریخ انقضا»ی چارلی رسیدگی کرد.

00:29:18.970 --> 00:29:23.590
‫
‫اما بعدش، وقتی که نشستم
‫تا درنهایت قیمت رو بررسی کنم،

00:29:23.650 --> 00:29:26.410
‫
‫همه چیز یه کمی اشتباه پیش رفت.

00:29:35.390 --> 00:29:36.880
‫خدایا این که...

00:29:39.860 --> 00:29:41.380
‫خدایا!

00:29:42.360 --> 00:29:43.680
‫
‫رفتم به سمت فروشگاه،

00:29:43.680 --> 00:29:48.010
‫
‫با دونستن این‌که باید چاپ‌لوسی لیزا رو بکنم.

00:29:50.400 --> 00:29:52.140
‫- سلام!
‫- ببین چی آوردم.

00:29:52.200 --> 00:29:54.290
‫- آب جنگلی!
‫- وای خدایا.

00:29:54.300 --> 00:29:56.280
‫سوپ گزنه سرد!

00:29:56.350 --> 00:29:57.390
‫Wow.

00:29:58.100 --> 00:29:59.740
‫«آب جنگلی»، عاشق اسمشم.

00:29:59.740 --> 00:30:03.120
‫آره، آب جنگلی.
‫خنک و خوشمزه.

00:30:03.120 --> 00:30:03.920
‫Wow.
‫آره.

00:30:04.740 --> 00:30:07.420
‫تنها مشکل جزئی که داره اینه که...

00:30:07.510 --> 00:30:10.570
‫باید مشتری‌ها رو متقاعد کنی که...

00:30:10.770 --> 00:30:13.250
‫که گزنه بذارند توی دهن‌شون...

00:30:13.490 --> 00:30:17.430
‫و 10 پوند برای همچین سعادتی پول بدن.

00:30:17.500 --> 00:30:18.560
‫چرا 10 پوند؟
‫10 پوند.

00:30:19.680 --> 00:30:20.660
‫چرا؟

00:30:20.780 --> 00:30:22.280
‫حساب کتاب کردم.

00:30:22.430 --> 00:30:23.870
‫چرا قبل از این‌که انجامش
‫بدی حساب کتاب نمی‌کنی؟

00:30:23.870 --> 00:30:25.670
‫قبلش حساب کتاب کردم.

00:30:25.730 --> 00:30:26.690
‫ولی...

00:30:26.840 --> 00:30:28.210
‫برای برداشت‌شون...

00:30:28.210 --> 00:30:30.550
‫باید بچه‌ها رو استخدام می‌کردیم.

00:30:30.600 --> 00:30:32.630
‫8 ساعت کار کردن،

00:30:32.680 --> 00:30:36.560
‫گزنه‌ها رو چیدن، برگ‌های بالایی
‫رو جدا کردن و بعد شستنش.

00:30:36.610 --> 00:30:39.190
‫و فقط به اندازه‌ی 80 لیوان تولید کردن.

00:30:39.190 --> 00:30:41.400
‫پس فکر کردی بچه‌ها مفت کار می‌کنن؟

00:30:41.450 --> 00:30:42.990
‫فکر نمی‌کردم مجبور باشم
‫از بچه‌ها استفاده کنم.

00:30:42.990 --> 00:30:45.550
‫فکر می‌کردم بتونم
‫با دستگاه انجامش بدم،

00:30:45.550 --> 00:30:46.850
‫ولی جواب نداد.

00:30:46.880 --> 00:30:48.570
‫باید کمی سرش ضرر کنی.

00:30:48.570 --> 00:30:50.210
‫ضرر نمی‌کنم!

00:30:50.310 --> 00:30:53.060
‫خب پس اصلا فروش نمی‌رن.
‫باید کم و زیادش کنی.

00:30:53.100 --> 00:30:55.180
‫و یه مشکل دیگه هم هست.

00:30:55.360 --> 00:30:57.800
‫- می‌تونم تاریخ انقضا رو ببینم.
‫- آره.

00:30:57.870 --> 00:30:59.620
‫سه روز تاریخ مصرف داره.

00:30:59.620 --> 00:31:03.160
‫و روز تولید هم به عنوان روز اول
‫حساب می‌شه که دیروز بود.

00:31:03.160 --> 00:31:05.290
‫پس امروز روز دومه.

00:31:05.360 --> 00:31:08.010
‫و باید تا پایان ساعتِ
‫کاری فردا فروخته بشن.

00:31:08.010 --> 00:31:09.710
‫خب می‌دونی که امروز مغازه بسته‌ست.

00:31:09.710 --> 00:31:11.190
‫- چی؟
‫- موجودی.

00:31:11.290 --> 00:31:12.340
‫شمارشِ موجودی می‌کنم.

00:31:12.340 --> 00:31:14.710
‫می‌دونی که من
‫چهارشنبه‌ها شمارش می‌کنم.

00:31:16.070 --> 00:31:18.360
‫خب این حدول شمارش موجودیمه.
‫ببین دارم شمارش می‌کنم.

00:31:18.360 --> 00:31:21.120
‫آره، می‌دونم ولی 80 تا
‫از این‌ها برای فروش دارم.

00:31:21.120 --> 00:31:22.870
‫بهتره کنار جاده وایسی بفروشی.

00:31:22.900 --> 00:31:24.420
‫سعی کن 10 پوند بفروشیش.

00:31:24.420 --> 00:31:26.070
‫نه، 10 پوند فروش نمی‌ره.

00:31:26.080 --> 00:31:27.670
‫پس 9.99 پوند بفروش.

00:31:27.670 --> 00:31:30.210
‫می‌تونم به عنوان هدیه بدم‌شون.

00:31:30.220 --> 00:31:32.710
‫نه، لطفا سعی کن؟

00:31:37.430 --> 00:31:41.050
‫
‫با حسی مثل کاندیدهای «کارآموز»
‫که توی هفته اول اخراج می‌شن،
‫ ( برنامه بریتانیایی با استایل کسب‌وکار)

00:31:41.050 --> 00:31:43.320
‫
‫از اونجا رفتم.

00:31:44.800 --> 00:31:47.670
‫
‫و روز بعد، وقتی که فروشگاه باز شد،

00:31:47.680 --> 00:31:52.820
‫
‫شمارش معکوس تاریخ
‫انقضای سوپ گزنه شروع شد.

00:31:53.090 --> 00:31:55.340
‫
‫«10 صبح»

00:32:01.210 --> 00:32:03.430
‫
‫«12 ظهر»

00:32:07.130 --> 00:32:09.350
‫
‫«2 بعد از ظهر»

00:32:10.070 --> 00:32:13.110
‫سوپ گزنه‌ست با قیمت 9.99 پوند.

00:32:13.140 --> 00:32:14.570
‫جدی می‌گی؟

00:32:15.050 --> 00:32:18.600
‫
‫«5 بعد از ظهر»

00:32:17.190 --> 00:32:21.240
‫
‫در زمان بستن مغازه،
‫لیزا اصلا خوش‌حال نبود.

00:32:22.170 --> 00:32:24.960
‫مسخره‌ست، هیچ‌کاری
‫نمی‌تونم بکنم با این‌ها.

00:32:24.960 --> 00:32:27.190
‫و از قبل برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

00:32:27.240 --> 00:32:28.960
‫هیچ هشداری بهم نمی‌ده.

00:32:29.130 --> 00:32:31.880
‫فقط این سوپ‌ها رو...

00:32:31.940 --> 00:32:33.750
‫با اون چهره‌یِ احمقانه‌ش
‫روشون برای من می‌اره،

00:32:33.750 --> 00:32:36.010
‫قیمت‌شو می‌ذاره 10 تا و می‌گه:
‫«بفروش‌شون.»

00:32:36.010 --> 00:32:37.890
‫و منصفانه نیست، احمقانه‌ست.

00:32:37.900 --> 00:32:39.680
‫یه جورایی مغازه رو
‫احمقانه جلوه می‌ده که...

00:32:39.680 --> 00:32:42.600
‫داره این‌ها رو 10 پوند
‫می‌فروشه تا واسه خودش...

00:32:46.080 --> 00:32:48.110
‫
‫با پروژه‌ی سوپ گزنه‌م که...

00:32:48.120 --> 00:32:52.970
‫
‫که باعث وخیم‌تر شدن اوضاع
‫در جبهه اقتصادی و داخلی شد،

00:32:53.030 --> 00:32:55.730
‫
‫تصمیم گرفتم که رهاش کنم،

00:32:55.870 --> 00:32:59.150
‫
‫و روی پروژه قارچ‌ها تمرکز کنم.

00:33:02.120 --> 00:33:04.930
‫
‫آلن، برق رو به پناهگاه رسوند،

00:33:04.960 --> 00:33:07.880
‫
‫تجهیزات لازم رو نصب کرد...

00:33:07.880 --> 00:33:09.170
‫و اینو ببین.

00:33:09.450 --> 00:33:12.160
‫برای «سلامت و ایمنی».
‫خیلی غیرعادیه.

00:33:13.110 --> 00:33:14.910
‫- چیه این؟
‫- برای این‌که سقفو نگه داره.

00:33:14.920 --> 00:33:17.120
‫- «رول بار»ــه.
‫- آره همینه!
‫ (Roll cage اسکلتی که درون خودروهای
‫اسپرت برای ایمنی راننده نصب می‌شود)

00:33:17.160 --> 00:33:21.180
‫
‫...و زمانی که «والتر وایت»
‫همه چیز رو ضدعفونی کرد،
‫ (Walter White نام کاراکتری
‫ در سریال Breaking Bad)

00:33:21.180 --> 00:33:25.270
‫
‫آماده بودیم تا اولین
‫محموله رو دریافت کنیم.

00:33:28.560 --> 00:33:30.410
‫شما آدم‌های قارچی هستین؟

00:33:30.420 --> 00:33:32.410
‫آره، مردهای قارچی هستیم.

00:33:34.700 --> 00:33:35.870
‫وای خدایا، جرمی.

00:33:35.880 --> 00:33:38.520
‫- پشمام.
‫- یا موسی!

00:33:38.520 --> 00:33:41.530
‫فقط چند تا کیسه برای شما.

00:33:41.540 --> 00:33:44.500
‫خب، چند نوع قارچه؟

00:33:44.640 --> 00:33:46.240
‫سه نوع قارچ.

00:33:46.240 --> 00:33:47.160
‫که چی هستن؟
‫«صدف خاکستری»،

00:33:48.500 --> 00:33:49.680
‫«شاه‌بلوط خال‌دار»،
‫(قارچی که لایه بیرونی آن خال‌دار است و
‫طعمی و بویی مانند مارچوبه و بامبو دارد)

00:33:49.680 --> 00:33:51.220
‫و «یال شیر».
‫(قارچی با خارهای بلند و طعم
‫و بویی مانند شاه‌میگو یا خرچنگ)

00:33:51.230 --> 00:33:52.110
‫چی؟

00:33:52.220 --> 00:33:54.230
‫- استیک خوبی ازش در می‌اد.
‫- با یال شیر؟

00:33:54.240 --> 00:33:55.000
‫آره.

00:33:55.000 --> 00:33:57.250
‫- قاچش می‌کنید...
‫- گاوها استیک خوبی می‌سازن.

00:33:57.250 --> 00:33:59.210
‫قارچ هم همین‌طور، آره.

00:33:59.300 --> 00:34:00.370
‫چی داره می‌گه؟

00:34:00.370 --> 00:34:01.900
‫- استیکِ قارچ؟
‫- آره!

00:34:01.900 --> 00:34:03.320
‫مسخره‌ست.

00:34:03.510 --> 00:34:06.290
‫چی داخل این کیسه‌هاست؟

00:34:06.490 --> 00:34:10.310
‫تقریبا ترکیبی از هر چیزیه که
‫به صورت محلی در دسترس‌مون بوده.

00:34:10.320 --> 00:34:12.600
‫خب می‌ریم به چوب‌بری‌های محلی،

00:34:12.640 --> 00:34:15.920
‫هر کسی که چیزی تولید
‫می‌کنه که «ماده آلی زائد» داره،
‫(ماده‌ای از ترکیبات آلی که از بقایایِ
‫گیاهان، جانوان و غیره به‌دست می‌اید)

00:34:15.920 --> 00:34:17.240
‫می‌ریم و جمع‌آوریش می‌کنیم.

00:34:17.310 --> 00:34:19.550
‫چطور قارچ‌ها می‌دونن
‫که تویش رشد کنن؟

00:34:19.550 --> 00:34:21.850
‫یا توی هر چیزی که
‫ماده آلی باشه رشد می‌کنن؟

00:34:21.850 --> 00:34:24.150
‫تقریبا توی هر چیزی که
‫ماده آلی باشه رشد می‌کنن.

00:34:24.150 --> 00:34:26.430
‫مثلا قارچ صدفی می‌تونی
‫توی پارچه رشدش بدی.

00:34:26.440 --> 00:34:28.510
‫مردم توی کلاه و لباس
‫و کفش رشدش دادن.

00:34:28.510 --> 00:34:29.640
‫- کلاه؟
‫- هر چیزی.

00:34:29.640 --> 00:34:31.470
‫- البته برداشت کمی داره.
‫- آره.

00:34:31.530 --> 00:34:32.870
‫- کلاه؟!
‫- آره.
‫خب، ببریم‌شون داخل، آره؟

00:34:34.380 --> 00:34:35.220
‫
‫- آره.
‫خب، ببریم‌شون داخل، آره؟

00:34:43.290 --> 00:34:44.570
‫هنوزم هست.

00:34:46.910 --> 00:34:48.090
‫خیلی هم هست.
‫لعنت بهش.

00:34:50.790 --> 00:34:53.920
‫نگرفتم چی شد، همه این‌ها
‫رو که نمی‌بریم داخل، مگه نه؟

00:34:55.390 --> 00:34:57.170
‫فکر کنم زیادی خریدم.

00:35:02.200 --> 00:35:04.120
‫قطعا زیادی خریدم.

00:35:06.550 --> 00:35:07.430
‫خدایا.

00:35:07.430 --> 00:35:10.390
‫قراره از «سینزبوریز» هم
‫بیشتر قارچ داشته باشی.
‫ (شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌ای در بریتانیا)

00:35:10.390 --> 00:35:12.440
‫- نگاه کن!
‫- این‌قدر غر نزن!

00:35:15.340 --> 00:35:17.210
‫
‫همین‌طور که قفسه‌ها رو پر می‌کردیم،

00:35:17.220 --> 00:35:22.600
‫
‫به درون یه درس زیست‌شناسیِ
‫واقعا شگفت‌انگیز کشیده شدم.

00:35:22.850 --> 00:35:26.830
‫قارچ فقط اندام تناسلیِ «میسیلیوم» هست.
‫ (Mycelium شبکه‌ای از رشته‌های
‫درهم‌پیچیده که ریشه‌ی قارچ هستند)

00:35:26.840 --> 00:35:29.020
‫نمی‌دونم این کلمه‌ای
‫که هِی می‌گی چیه.

00:35:29.020 --> 00:35:30.150
‫میسیلیوم.

00:35:30.150 --> 00:35:31.670
‫میسیلیوم یه موجود زنده‌ست.

00:35:31.680 --> 00:35:33.470
‫قارچ هم اندام تناسلی برای تکثیرشه.

00:35:33.480 --> 00:35:36.900
‫اندام تناسلی برای تکثیر میسیلیوم...

00:35:36.900 --> 00:35:37.930
‫- ...قارچه؟
‫- آره.

00:35:37.940 --> 00:35:40.130
‫پس قارچ می‌شه کیر.

00:35:40.160 --> 00:35:41.200
‫قارچ مثل کیرشه.

00:35:41.200 --> 00:35:44.570
‫تمام هدف زندگیش
‫اینه که میوه(ثمر) بده،

00:35:44.570 --> 00:35:47.360
‫تا جایی که ممکنه «هاگ»
‫آزاد کنه و بعد بمیره.

00:35:47.430 --> 00:35:50.190
‫پس وقتی که یه گیاه‌خوار
‫ببینم که داره قارچ می‌خوره،

00:35:50.190 --> 00:35:51.560
‫می‌تونم بگم:

00:35:51.630 --> 00:35:55.120
‫- «در واقع داری یه کیر گنده می‌خوری.»
‫- [می‌تونی بگی:] «اون کیرو از دهنت در بیار.»

00:35:55.120 --> 00:35:56.000
‫آره!
‫قطعا می‌تونی بگی!

00:35:57.440 --> 00:35:59.300
‫میسیلیوم چه شکلیه؟

00:35:59.340 --> 00:36:00.440
‫یه موجود زنده‌ست.

00:36:00.440 --> 00:36:02.000
‫- موجود زنده‌ست؟
‫- آره.

00:36:02.000 --> 00:36:03.840
‫پس مثل من.

00:36:03.880 --> 00:36:05.880
‫- مثل ما، دقیقا.
‫- آره.

00:36:06.430 --> 00:36:10.220
‫در حقیقت، ما خیلی خیلی
‫نزدیک به میسیلیوم هستیم.
‫(وابسته هستیم)

00:36:10.650 --> 00:36:12.750
‫بیشتر از هر چیز دیگه‌ای روی این سیاره.

00:36:12.750 --> 00:36:13.930
‫- چی؟
‫- آره.

00:36:14.450 --> 00:36:18.340
‫به عنوان انسان هنوز یه لایه
‫میسیلیوم در سراسر بدن‌مون داریم.

00:36:18.420 --> 00:36:19.390
‫چی؟

00:36:19.440 --> 00:36:21.170
‫یعنی می‌تونی روی من قارچ رشد بدی؟
‫ (مشابه سکانسی در سریال Hannibal)

00:36:21.170 --> 00:36:23.150
‫قطعا می‌تونیم روت قارچ پرورش بدیم.

00:36:23.160 --> 00:36:24.840
‫البته اول باید بکشیمت،

00:36:24.840 --> 00:36:27.340
‫- ...ولی می‌تونیم روت پرورش بدیم.
‫- ولی می‌تونید؟

00:36:27.880 --> 00:36:30.640
‫
‫همان‌طور که جلوی کیسه‌ها
‫رو ضدعفونی می‌کردیم،

00:36:30.640 --> 00:36:34.730
‫
‫درس زیست‌شناسیم حتی عجیب‌تر هم شد.

00:36:35.230 --> 00:36:37.430
‫ولی میسیلیوم...

00:36:37.620 --> 00:36:39.690
‫روی «DNA» کجاست؟
‫(ساختاری درون هسته سلول‌ها،
‫دارای دستورالعمل‌های ژنتیک)

00:36:39.740 --> 00:36:42.340
‫مثل دایناسورهاست یا مثل ما؟

00:36:42.490 --> 00:36:43.990
‫براش تئوری های مختلفی وجود داره.

00:36:44.000 --> 00:36:47.200
‫یکی از مطرح‌ترین‌هاش
‫می‌گه که در واقع از فضا می‌اد.

00:36:47.200 --> 00:36:49.280
‫این چیزیه که بهش معتقدند.

00:36:49.690 --> 00:36:53.310
‫ساختارهایی مشابه میسیلیوم
‫رو روی شهاب‌سنگ‌ها...

00:36:53.420 --> 00:36:55.530
‫و تکه زباله‌های فضایی پیدا کردن.

00:36:55.530 --> 00:36:56.400
‫خب...

00:36:56.750 --> 00:36:59.360
‫این یعنی قارچ‌ها کیرهای فضایی هستن.

00:36:59.360 --> 00:37:00.110
‫آره.

00:37:00.220 --> 00:37:02.960
‫با همین اسم توی
‫فروشگاه می‌فروشم‌شون.

00:37:03.050 --> 00:37:05.470
‫«کیرهای فضایی درجه یک جرمی»

00:37:05.470 --> 00:37:07.500
‫حتی به‌شون برچسب
‫قارچ هم نمی‌زنه! فقط...

00:37:07.500 --> 00:37:09.500
‫«کیرهای فضایی»

00:37:11.160 --> 00:37:15.480
‫
‫با ایجاد برش‌هایی در کیسه‌ها
‫برای رشد کیرهای فضایی،

00:37:15.480 --> 00:37:18.410
‫
‫رطوبت‌ساز رو روشن کردیم،

00:37:19.050 --> 00:37:21.990
‫
‫و گذاشتیم جادو آغاز شود.

00:37:23.480 --> 00:37:24.400
‫کار خوبیه.

00:37:24.510 --> 00:37:26.590
‫- آره، خوب به نظر‌ می‌رسه.
‫- خیلی‌خب.

00:37:33.140 --> 00:37:35.010
‫
‫پناهگاه رو با خوش‌حالی از اینکه...

00:37:35.010 --> 00:37:38.420
‫
‫مردهای قارچی از دم و دستگاهِ
‫من راضی بودند، ترک کردم.

00:37:39.880 --> 00:37:43.910
‫
‫و روز بعد، مشغول به
‫ساختن یه آغل شدم،

00:37:44.570 --> 00:37:47.740
‫
‫برای تعدادی ورودی‌هایِ
‫جدیدِ Diddly Squat.

00:37:48.060 --> 00:37:50.150
‫یه هفته‌شونه.
‫سن‌شون یه هفته‌ست.

00:37:50.160 --> 00:37:51.130
‫وای!

00:37:51.390 --> 00:37:54.890
‫
‫خیلی مشتاقِ این رویداد بودم.

00:37:55.110 --> 00:37:56.570
‫
‫اما کیلب...

00:37:56.670 --> 00:37:58.160
‫
‫خیلی کمتر.

00:37:58.730 --> 00:38:00.570
‫نگاه چقدر از فضای سوله رو گرفته.

00:38:00.580 --> 00:38:01.120
‫
‫- آره.
‫نگاه چقدر از فضای سوله رو گرفته.

00:38:01.120 --> 00:38:02.780
‫نگاه چقدر از فضای رو گرفته.

00:38:02.780 --> 00:38:03.720
‫گوش کن کیلب.

00:38:03.720 --> 00:38:05.570
‫بذار فقط سعی کنم
‫یه چیزی رو برات توضیح بدم.

00:38:05.570 --> 00:38:06.550
‫
‫- بگو.
‫بذار فقط سعی کنم
‫یه چیزی رو برات توضیح بدم.

00:38:06.930 --> 00:38:08.540
‫کمک‌های مالی رو دارن حذف می‌کنن.

00:38:08.540 --> 00:38:09.310
‫
‫- آره.
‫کمک‌های مالی رو دارن حذف می‌کنن.

00:38:09.310 --> 00:38:12.730
‫
‫- خودم خبر دارم.
‫قراره با یارانه‌هایِ
‫زیست محیطی جایگزین بشن.

00:38:12.730 --> 00:38:13.350
‫آره.

00:38:13.360 --> 00:38:15.780
‫مواردی مثل استفاده از بزها...

00:38:15.780 --> 00:38:17.900
‫برای ایجاد زمین کشاورزی بیشتر.

00:38:17.920 --> 00:38:19.290
‫آره، این یارانه‌ها رو دیده‌ام.

00:38:19.290 --> 00:38:21.610
‫و بز رو توی اون لیست ندیده‌ام.

00:38:21.610 --> 00:38:24.550
‫هر چی بخوای باهات شرط می‌بندم
‫که برای اون بزها کمک مالی می‌گیرم.

00:38:24.560 --> 00:38:25.490
‫چون که...

00:38:25.840 --> 00:38:28.070
‫چون قراره از بزها...

00:38:28.080 --> 00:38:30.910
‫برای کاری استفاده کنم که
‫یه دستگاه معمولا انجام می‌ده،

00:38:30.910 --> 00:38:33.830
‫که به عنوان کشاورزیِ
‫زیست محیطی به‌شمار می‌اد.

00:38:35.460 --> 00:38:36.570
‫
‫به‌طور خلاصه:

00:38:36.570 --> 00:38:39.780
‫
‫نیاز داشتم که تا جایِ
‫ممکن خارها و بوته‌ها رو...

00:38:39.780 --> 00:38:42.390
‫
‫از زمین‌های غیر زراعیم پاک کنم.

00:38:43.070 --> 00:38:44.190
‫
‫و به‌طرز آزاردهنده‌ای،

00:38:44.200 --> 00:38:48.790
‫
‫مناطق زیادی وجود داشت که «WALL-E»،
‫رباتِ خردکنِ دوست داشتنیِ من،
‫ (نام شخصیت و انیمیشنی معروف)

00:38:48.790 --> 00:38:51.120
‫
‫نمی‌تونست به‌شون
‫دسترسی پیدا کنه.

00:38:51.650 --> 00:38:55.530
‫اون ضخیم‌ترین بوته توی کل مزرعه‌ست،

00:38:55.530 --> 00:38:59.310
‫و هیج راهی نداره که
‫بتونم اینو ببرم اونجا.

00:38:59.850 --> 00:39:03.000
‫
‫پس ایده‌ی هوشمندانه‌یِ
‫خرید بزها رو داشتم،

00:39:03.000 --> 00:39:05.150
‫
‫تا کارو انجام بدن،

00:39:05.270 --> 00:39:09.110
‫
‫که کیلب فکر می‌کرد
‫فقط هدر دادنِ پوله.

00:39:09.180 --> 00:39:10.480
‫
‫(دیالوگ‌های سریع و زیاد)

00:39:10.550 --> 00:39:13.520
‫می‌دونی این 30 تا بز چند بودن؟

00:39:13.520 --> 00:39:14.960
‫- [کیلب] چقدر؟
‫- [لیزا] هر کدوم 10 پوند؟
‫- [جرمی] کلا 300 پوند.
‫هر کدوم 10 پوند.

00:39:16.310 --> 00:39:17.310
‫10 پوند!

00:39:17.310 --> 00:39:19.400
‫باید مجانی می‌دادن بهت.

00:39:19.550 --> 00:39:21.210
‫- فقط 10 پونده!
‫- برای این‌که پول در بیاری
‫باید مفت می‌گرفتی‌شون.

00:39:21.210 --> 00:39:23.530
‫- برای این‌که پول در بیاری
‫باید مفت می‌گرفتی‌شون.

00:39:23.680 --> 00:39:25.650
‫ببین چی می‌گم، من
‫می‌تونم ازشون پول در بیارم.

00:39:25.660 --> 00:39:28.110
‫یه «باغ وحش اهلی»
‫می‌زنیم توی مغازه.
‫(باغ وحشی که مردم می‌توانند
‫حیوانات اهلی و رام‌شده را نوازش کنند)

00:39:28.120 --> 00:39:31.230
‫- 10 پوند به ازای 15 دقیقه با اون‌ها.
‫- داری درباره «مزرعه سرگرمی» حرف می‌زنی!
‫(مزارعی که به هدف تفریح و بدون
‫انتظارِ منبع درآمد ساخته می‌شوند)

00:39:31.230 --> 00:39:32.460
‫- خدای بزرگ!
‫- اما ازش پول در می‌ارم.
‫[نامفهوم]

00:39:32.460 --> 00:39:34.920
‫یه مزرعه هزار جریبیه! می‌خوای
‫یه باغ وحش 21 جریبی بزنی.

00:39:34.920 --> 00:39:36.290
‫
‫- نه، نیست.
‫یه مزرعه هزار جریبیه! می‌خوای
‫یه باغ وحش 21 جریبی بزنی.

00:39:36.360 --> 00:39:38.070
‫بخشِ تو فقط 500 جریبه.

00:39:38.080 --> 00:39:39.840
‫بخش منم 500 جریبه،

00:39:39.840 --> 00:39:42.750
‫و حدود 490 جریبش پر از بوته‌ست.

00:39:42.800 --> 00:39:44.580
‫بزها رو می‌ذاریم توی بوته‌ها،

00:39:44.580 --> 00:39:47.060
‫زمین کشاورزی بیشتری می‌سازیم.

00:39:47.170 --> 00:39:50.040
‫- نمی‌تونم دستگاهم رو ببرم اونجا!
‫- از دستگاه استفاده کن، تو که عاشقشی!

00:39:50.040 --> 00:39:51.040
‫نشونت دادم که،
‫نمی‌تونی بری...

00:39:51.040 --> 00:39:53.120
‫با لودر بلندش می‌کنم
‫می‌ذارمش اونجا برات.

00:39:53.120 --> 00:39:54.160
‫[نامفهوم]

00:39:54.160 --> 00:39:55.900
‫دیگه دیره، بزها دارن می‌ان.

00:39:55.900 --> 00:39:57.850
‫فقط حفت‌تون ساکت بشین.

00:39:57.950 --> 00:39:59.590
‫باید اینو راه بندازیم.

00:39:59.680 --> 00:40:01.220
‫فعلا هنوز شیر می‌خورن.

00:40:01.220 --> 00:40:03.130
‫- چند تا بزغاله‌ن؟
‫- 30 تا.

00:40:03.190 --> 00:40:05.070
‫باید یادشون بدیم که
‫چطور استفاده کنن ازش.

00:40:05.080 --> 00:40:08.010
‫- این دیگه می‌شه «بقای اصلح».
‫- چطور به یه بز یاد می‌دی تا
‫از یه اپلیکیشن استفاده کنه؟
‫(اصطلاحی که می‌گوید گونه‌ی قوی‌تر و
‫مناسب‌تر، زنده می‌ماند، «هربرت اسپنسر»)

00:40:08.010 --> 00:40:10.190
‫- یا از اون برنامه کامپیوتری؟
‫- اون که برای استفاده‌ی توئه.

00:40:10.190 --> 00:40:13.130
‫تو فقط پودر شیر رو می‌ریزی این بالا.

00:40:13.320 --> 00:40:14.930
‫اون شیرخشکه.

00:40:15.200 --> 00:40:16.450
‫می‌دونی هر گونیش چقدره؟
‫وای خدا، چقدره؟

00:40:17.840 --> 00:40:18.910
‫[نامفهوم]
‫وای خدایا، چقدره؟

00:40:18.910 --> 00:40:22.040
‫- حدس بزن هر کیسه چقدره؟
‫- 40 پوند؟ 50 تا؟

00:40:22.250 --> 00:40:23.980
‫- نه! نیست؟
‫- 60 پوند؟

00:40:24.210 --> 00:40:25.430
‫- 80 پوند؟!
‫- 70 پوند.

00:40:25.430 --> 00:40:27.130
‫- 70 پوند؟
‫- این 70 پونده؟!

00:40:27.140 --> 00:40:28.140
‫خب...

00:40:28.650 --> 00:40:32.090
‫- حالا بازم می‌گی که
‫ازش پول درمی‌اری یا نه؟
‫- چیز گرونیه.

00:40:32.090 --> 00:40:34.010
‫دارم زمین می‌سازم.

00:40:36.000 --> 00:40:38.830
‫
‫به محض این‌که همه
‫چیز رو آماده کردیم...

00:40:38.840 --> 00:40:40.080
‫بزها!

00:40:40.330 --> 00:40:43.210
‫
‫«لیزی»، خانوم پرورش‌دهنده بزها از راه رسید.

00:40:43.220 --> 00:40:44.460
‫صبح‌تون بخر!

00:40:44.500 --> 00:40:46.090
‫خب 30 تا بز.

00:40:46.090 --> 00:40:47.870
‫همه‌شون بزغاله‌ن، خدمت شما.

00:40:47.950 --> 00:40:50.440
‫خب بیاید این‌طرف.
‫درب شیب‌دار.

00:40:52.590 --> 00:40:55.060
‫خدای من! نگاه‌شون کن!

00:40:56.990 --> 00:40:58.860
‫
‫اما قبل از این‌که
‫بتونیم پیاده‌شون کنیم،

00:40:58.860 --> 00:41:01.890
‫
‫لیزی باید دستگاه شیردهی
‫رو راه‌اندازی می‌کرد.

00:41:02.090 --> 00:41:04.220
‫آره، باید نوک پستونک‌ها
‫رو فشار بدی داخل.

00:41:04.220 --> 00:41:05.750
‫- آره، اون‌طرفش. یه دونه قرمز...
‫- و بعدش...

00:41:05.750 --> 00:41:07.720
‫- و بعد یه دونه سفید.
‫- و بذار داخلش، آره.

00:41:07.720 --> 00:41:10.750
‫و بعد همین کار رو
‫اون‌طرف و اونجا انجام می‌دید.

00:41:10.750 --> 00:41:12.130
‫خب، اینم از این.

00:41:12.190 --> 00:41:14.380
‫می‌توین اون یکی رو وصل کنی؟
‫عالیه.

00:41:14.380 --> 00:41:17.520
‫و بعدش فقط باید کیسه‌یِ
‫شیرخشک رو بریزید توی مخزن بالاش.

00:41:17.560 --> 00:41:19.580
‫هر کیسه 70 پوند.

00:41:19.580 --> 00:41:21.430
‫مثل طلای مایع‌ست.

00:41:21.430 --> 00:41:24.190
‫به شدت باید از شیرخشک‌تون محافظت کنید.

00:41:24.320 --> 00:41:25.710
‫بریز داخلش پس.

00:41:25.790 --> 00:41:27.470
‫کاری که می‌کنه اینه که...

00:41:27.470 --> 00:41:29.410
‫مقدار مشخصی شیرخشک رو...

00:41:29.410 --> 00:41:31.150
‫به مقدار مشخصی آب اضافه می‌کنه.

00:41:31.150 --> 00:41:32.850
‫- پس عرضه و تقاضاست؟
‫- آره.

00:41:32.850 --> 00:41:33.630
‫و دائما وصله.

00:41:33.630 --> 00:41:35.750
‫به محض این‌که به یه نقطه خاص برسه،

00:41:35.750 --> 00:41:37.820
‫به‌طور خودکار دوباره پر می‌شه.

00:41:37.820 --> 00:41:39.960
‫و یه پمپ داخلشه دیگه، مگه نه؟

00:41:39.960 --> 00:41:40.910
‫نه، پمپ نداره.

00:41:40.910 --> 00:41:43.230
‫- پس خودشون باید بمکن؟
‫- آره و به کمک جاذبه.

00:41:43.230 --> 00:41:47.690
‫خب باید «لیندا لاولیس» باشن
‫تا این همه مسیر رو بمکن.
‫ (Linda Lovelace پورن‌استار آمریکایی
‫ معروف برای ژانر Deep Throat)

00:41:47.800 --> 00:41:50.200
‫و یه کیسه تا کِی جوابه؟

00:41:50.270 --> 00:41:53.550
‫با 30 تا بزغاله توی این سن،
‫حداقل یه روز.

00:41:53.670 --> 00:41:56.370
‫- خیلی زیاد نمی‌خورن.
‫- یه روز؟

00:41:56.370 --> 00:41:58.940
‫یه روز؟ فکر کردم
‫می‌خوای بگی 3 هفته.

00:41:59.000 --> 00:42:00.230
‫- خب این خیالِ خامه.
‫- یه روز؟

00:42:00.240 --> 00:42:02.840
‫- ما معمولا...
‫- 70 پوند در روز؟

00:42:02.930 --> 00:42:06.680
‫می‌تونم ازت یه لطف بزرگ بخوام؟
‫هیچی به کیلب نگو!

00:42:06.820 --> 00:42:08.870
‫فرایندیه که لازمه بدونه.

00:42:08.980 --> 00:42:10.680
‫
‫با رسیدگی به تمام موارد،

00:42:10.680 --> 00:42:13.940
‫
‫حالا نوبتِ جای خوبش رسیده بود.

00:42:14.520 --> 00:42:15.690
‫سلام، بزغاله‌ها!

00:42:15.690 --> 00:42:18.800
‫- اون‌ها بزرگن.
‫- به Diddly Squat خوش اومدید.

00:42:19.720 --> 00:42:20.600
‫بفرمایید.
‫چند سال‌شونه؟

00:42:21.770 --> 00:42:23.900
‫دو هفته‌شونه.
‫- دو هفته؟

00:42:26.720 --> 00:42:28.160
‫چقدر خوشگلی.

00:42:31.720 --> 00:42:34.440
‫آماده؟ خونه جدیدتو ببین!

00:42:35.980 --> 00:42:37.820
‫اخته هم شدن؟

00:42:37.870 --> 00:42:39.600
‫آره، اخته شدن.

00:42:40.360 --> 00:42:42.520
‫حیوون بودن عالیه.

00:42:42.690 --> 00:42:45.720
‫«عه مَردی؟ پس تخم‌هاتو می‌کنیم!.»

00:42:45.850 --> 00:42:48.810
‫- «ولی ممکنه به‌شون نیاز پیدا کنم؟»
‫- «نه، نداری.»

00:42:49.730 --> 00:42:52.310
‫- دو تای آخره، آره؟
‫- اینم از این.

00:42:53.400 --> 00:42:54.450
‫خب، نگاه‌شون کن.
‫خیلی بامزه‌ن.

00:42:55.600 --> 00:42:56.950
‫و این‌طرف هم دارن غذا می‌خورن.

00:42:56.960 --> 00:42:59.410
‫آره، این چیزیه که نیاز دارید.
‫دارن شیر می‌نوشن.

00:42:59.540 --> 00:43:01.190
‫و بقای اصلح که نیست؟

00:43:01.190 --> 00:43:03.180
‫نه، خودش می‌دونن دارن چی‌کار می‌کنن.

00:43:03.180 --> 00:43:04.350
‫همه‌شون می‌دونن چطور بخورن.

00:43:04.360 --> 00:43:07.030
‫چطور جلوی این همه
‫شیر خوردن‌شون رو بگیریم؟

00:43:07.040 --> 00:43:09.410
‫چون خیلی گرونه.

00:43:12.220 --> 00:43:13.340
‫نظاره کن!
‫بی‌خیال دیگه!

00:43:14.280 --> 00:43:15.850
‫این نشونه خوبیه.
‫از همین حالا دارن می‌خورن.

00:43:15.860 --> 00:43:16.700
‫
‫- آره.
‫این نشونه خوبیه.
‫از همین حالا دارن می‌خورن.

00:43:16.880 --> 00:43:18.520
‫می‌دونی چقدر شیر می‌خورن، کیلب؟

00:43:18.520 --> 00:43:20.350
‫نه، ای خدا...
‫چرا...

00:43:20.500 --> 00:43:22.150
‫چرا داری بهش می‌گی؟

00:43:22.160 --> 00:43:25.320
‫به نظرت هر هفته
‫چند تا کیسه می‌خورن؟

00:43:25.390 --> 00:43:27.580
‫نمی‌دونم، 2 تا کیسه؟

00:43:27.690 --> 00:43:28.800
‫7 تا...
‫در هفته.

00:43:31.150 --> 00:43:33.470
‫پس برای دو ماه اینجا هستن.

00:43:33.640 --> 00:43:35.390
‫معمولا می‌گن که 12 هتفه.
‫(سه ماه)

00:43:35.400 --> 00:43:37.010
‫مال ما معمولا...

00:43:37.010 --> 00:43:39.230
‫از هفته دهم از شیر می‌گیریم‌شون،

00:43:39.230 --> 00:43:40.830
‫البته اگه شروع خوبی داشته باشین.

00:43:40.830 --> 00:43:42.730
‫پس ده هفته...

00:43:42.800 --> 00:43:44.280
‫و بعدش می‌تونن بوته‌ بخورن؟

00:43:44.390 --> 00:43:45.950
‫تقریبا همه چیز می‌خورن.

00:43:45.960 --> 00:43:48.650
‫اما آره، اگه بخوای برات
‫مقداری پاک‌سازی هم می‌کنن.

00:43:48.650 --> 00:43:50.150
‫قطعا، برای همین نیازشون دارم.

00:43:50.150 --> 00:43:53.180
‫چون می‌تونن جاهایی برن
‫که ماشینِ محشر من نمی‌تونه.

00:43:53.180 --> 00:43:54.340
‫
‫- خدمت شما.
‫چون می‌تونن جاهایی برن
‫که ماشینِ محشر من نمی‌تونه.

00:43:54.460 --> 00:43:55.980
‫و گازوئیل کمتری مصرف می‌کنند.

00:43:55.980 --> 00:43:57.940
‫چقدر تو نازی.

00:43:58.290 --> 00:43:59.850
‫اومدی برای بوس؟

00:44:01.470 --> 00:44:02.560
‫بوس؟

00:44:06.040 --> 00:44:09.940
‫
‫با مستقر شدن بزها، حالا باید
‫وینرها رو تفکیک جنسیتی می‌کردیم،

00:44:09.940 --> 00:44:11.630
‫
‫که در زبان انگلیسی...

00:44:11.640 --> 00:44:16.170
‫
‫یعنی باید خوک‌های نر رو
‫از خواهرهاشون جدا کنیم،

00:44:16.290 --> 00:44:20.810
‫
‫چون به این... سِن رسیدن.

00:44:22.070 --> 00:44:23.500
‫نرها می‌رن داخل این.

00:44:22.070 --> 00:44:25.990
‫
‫متن روی تی‌شرت جرمی:
‫«دارم وینرهام رو تفکیک جنسیتی می‌کنم»
‫پس سه متر بین‌شون فاصله‌ست.

00:44:24.830 --> 00:44:27.160
‫بعد ماده‌ها می‌رن داخل این.

00:44:27.160 --> 00:44:27.800
‫آره.

00:44:30.500 --> 00:44:31.720
‫تفکیک جنسیتی.

00:44:32.690 --> 00:44:35.080
‫- تفکیک جنسیتی داره رخ می‌ده؟
‫- نه.

00:44:35.240 --> 00:44:36.450
‫خوب پیش رفت.

00:44:36.680 --> 00:44:39.070
‫فقط داری پشت سرشون راه می‌ری.

00:44:39.080 --> 00:44:43.110
‫نه، دارم برمی‌گدونم‌شون سمتِ
‫تو تا ببریم‌شون توی یه گوشه.

00:44:44.070 --> 00:44:46.610
‫نه، نتونستم ببرم‌شون توی یه گوشه.

00:44:46.840 --> 00:44:48.280
‫دارن می‌ان.

00:44:48.730 --> 00:44:50.010
‫و می‌رن.

00:44:51.200 --> 00:44:52.430
‫بیا بیرون خوکولی.

00:44:52.750 --> 00:44:53.920
‫بیا بیرون.

00:44:54.660 --> 00:44:55.440
‫نه؟

00:44:55.540 --> 00:44:57.030
‫بیاین بیرون خوکولی‌ها.

00:44:57.490 --> 00:44:59.010
‫بیاین خوکولی‌ها.

00:44:59.020 --> 00:45:00.380
‫لعنت بهش!

00:45:01.970 --> 00:45:03.080
‫عه آره!
‫آره!

00:45:04.660 --> 00:45:05.350
‫وای خدایا!

00:45:05.350 --> 00:45:07.830
‫نه، از یه جای باریک رفتن بیرون،

00:45:07.830 --> 00:45:09.510
‫و فرار کردن.

00:45:11.460 --> 00:45:14.770
‫- من که نمی‌تونم...
‫- چطور وینرها رو تفکیک می‌کنن؟

00:45:16.230 --> 00:45:18.650
‫
‫درنهایت، کیلب ظاهر شد،

00:45:18.750 --> 00:45:21.350
‫
‫و نشون‌مون داد که
‫چطوری انجام می‌شه.

00:45:23.120 --> 00:45:24.560
‫عالی بود.

00:45:26.690 --> 00:45:27.680
‫همینه.

00:45:28.510 --> 00:45:29.810
‫اونو ببر اون‌طرف.

00:45:30.050 --> 00:45:30.850
‫کیلب؟
‫برو تو کارش.

00:45:33.000 --> 00:45:34.480
‫پشمام!

00:45:35.760 --> 00:45:37.760
‫- قطعا یه پسره دیگه؟
‫- آره.

00:45:39.520 --> 00:45:41.930
‫خب، دختر، دختر، دختر.

00:45:42.230 --> 00:45:43.400
‫تمومه.

00:45:45.430 --> 00:45:46.980
‫
‫در ماه مارس،

00:45:47.060 --> 00:45:50.130
‫
‫گفتم که دیگه نمی‌خوام خوک نگهدارم.

00:45:50.320 --> 00:45:52.820
‫- همین الان نشست روی یکی دیگه‌شون.
‫- وای ببین!

00:45:52.890 --> 00:45:54.990
‫
‫مرگ بچه‌خوک‌ها...

00:45:55.120 --> 00:45:57.010
‫
‫خیلی دلخراش بود.

00:46:05.850 --> 00:46:07.110
‫
‫اما به جاش،

00:46:07.120 --> 00:46:11.810
‫
‫تصمیم گرفتم راهی برای زنده نگه
‫داشتن بچه‌خوک‌های بیشتری پیدا کنم.

00:46:14.480 --> 00:46:17.990
‫
‫و سپس، آژاکسِ نر رو
‫دوباره استخدام کردم...

00:46:18.040 --> 00:46:19.450
‫سلام، خوک.
‫برگشتی.

00:46:21.390 --> 00:46:25.670
‫
‫...تا کارشو با 4 تا خانمِ
‫باقی‌مونده انجام بده.

00:46:27.820 --> 00:46:28.600
‫خب.

00:46:28.600 --> 00:46:31.040
‫- خیلی خوبه.
‫- تا کی باید نگه‌ش داریم؟

00:46:31.080 --> 00:46:32.750
‫- 4 هفته.
‫- 4 هفته.

00:46:32.810 --> 00:46:33.330
‫عاشق‌شونم.

00:46:33.330 --> 00:46:35.200
‫این‌ها حیوون‌های مورد علاقه‌ی من بودن...

00:46:35.200 --> 00:46:37.730
‫که تا‌به‌حال توی مزرعه داشتیم.

00:46:41.130 --> 00:46:43.210
‫
‫صبح فوق‌العاده‌ای بود،

00:46:43.210 --> 00:46:46.990
‫
‫یادگیری نحوه‌ی تفکیکِ
‫جنسیتی وینرهای پدرسوخته...

00:46:47.070 --> 00:46:49.800
‫
‫و خوش‌آمد دوباره‌ای به آژاکس.

00:46:50.630 --> 00:46:52.810
‫
‫و سپس، همون بعد از ظهر،

00:46:52.810 --> 00:46:56.600
‫درحالی که بیرون و در
‫چمن‌زارهای گل های وحشی بودم،

00:46:56.790 --> 00:46:58.900
‫
‫روزم حتی بهترم شد.

00:47:03.770 --> 00:47:05.110
‫یه لحظه...

00:47:05.610 --> 00:47:06.900
‫امکان نداره.

00:47:08.370 --> 00:47:10.070
‫نه! برگشته!

00:47:10.110 --> 00:47:11.950
‫جرالد برگشته!

00:47:12.900 --> 00:47:15.030
‫باورم نمی‌شه!

00:47:18.300 --> 00:47:19.600
‫جرالد!

00:47:19.720 --> 00:47:21.260
‫برگشتی!

00:47:22.070 --> 00:47:23.930
‫- برگشتی!
‫- سلام.

00:47:23.930 --> 00:47:25.290
‫حالت خوبه، جرمی؟

00:47:25.300 --> 00:47:27.530
‫از دیدنت خوش‌حالم، رفیق.

00:47:27.750 --> 00:47:30.230
‫- حالت چطوره؟
‫- امیدوارم مثل تو خوب باشم.

00:47:30.240 --> 00:47:32.720
‫- حال تو چطوره؟
‫- آره، بهترم.

00:47:33.000 --> 00:47:34.560
‫و مستقیم برگشتی سر کارت.

00:47:34.560 --> 00:47:35.260
‫
‫- آره.
‫و مستقیم برگشتی سر کارت.

00:47:35.870 --> 00:47:37.550
‫یالا، تعریف کن برام.

00:47:37.550 --> 00:47:40.160
‫چون می‌دونم که
‫حالت خیلی بد بوده، ولی...

00:47:40.160 --> 00:47:42.210
‫«شیمی‌درمانی» کردی یا پرتودرمانی؟
‫ (روشی که با ایجاد اختلال در DNA
‫از تکثیر سلول‌ها جلوگیری می‌کنند)

00:47:42.210 --> 00:47:43.350
‫پرتوردرمانی.
‫- خب.
‫- آره.

00:47:44.350 --> 00:47:47.510
‫- خوب بود؟ چطور بود؟
‫- 37 بار باید می‌رفتم.

00:47:47.520 --> 00:47:48.470
‫37 بار؟
‫آره.

00:47:49.190 --> 00:47:51.220
‫و کاملا درمان شدی؟
‫مسئله اصلی اینه.

00:47:51.220 --> 00:47:53.700
‫خب هنوز خطر کامل دفع نشده.

00:47:53.700 --> 00:47:55.910
‫ولی خب... بزنم به تخته.

00:47:56.600 --> 00:47:58.620
‫حتی نمی‌تونم تصورش هم بکنم.

00:47:58.710 --> 00:48:00.960
‫خب چطوری بود؟
‫«کاتتر» داشتی براش؟
‫ (Catheter لوله‌های پزشکی که برای کارهای
‫مانند تزریق، تخلیه و غیره استفاده می‌شوند)

00:48:00.960 --> 00:48:01.850
‫آره.

00:48:02.170 --> 00:48:06.250
‫[سخنان رمزنگاری شده با علوم فضایی]

00:48:06.260 --> 00:48:07.240
‫...همین‌طور ادامه می‌ده.

00:48:07.240 --> 00:48:09.570
‫خودت باید انجامش بدی.
‫من به‌شون می‌گم پاینت...

00:48:09.570 --> 00:48:11.740
‫[سخنانی فراتر از دایره‌ی فهم ما]

00:48:11.740 --> 00:48:13.230
‫پس اون چیزه اینجاست،
‫مثل یه قارچ بزرگه.

00:48:14.670 --> 00:48:17.510
‫وقتی که تکون می‌خوره، تو باید...

00:48:17.600 --> 00:48:20.280
‫یه قوری چای یا همچین چیزی داره.

00:48:20.280 --> 00:48:22.370
‫و یه پد داره برای...

00:48:22.370 --> 00:48:25.440
‫مثل همون مشکی‌ها
‫که یه روز اونجا بود.

00:48:27.480 --> 00:48:30.880
‫این بهترین توصیف از درمانِ
‫سرطانه که تابه‌حال شنیده‌ام!

00:48:30.880 --> 00:48:31.680
‫آره!

00:48:34.600 --> 00:48:37.730
‫نمی‌دونی چقدر همه‌مون
‫دل‌مون برات تنگ شده بود.

00:48:37.900 --> 00:48:40.010
‫برگشتنت توی همچین
‫روزی باید خیلی خوب باشه.

00:48:40.020 --> 00:48:41.160
‫
‫- آره، هست.
‫برگشتنت توی همچین
‫روزی باید خیلی خوب باشه.

00:48:41.430 --> 00:48:43.630
‫خوشحالم که برگشتم
‫و همه دوستام رو دیدم.

00:48:43.640 --> 00:48:44.400
‫
‫- آره.
‫خوشحالم که برگشتم
‫و همه دوستام رو دیدم.

00:48:44.550 --> 00:48:46.000
‫پس به همین دلیل...

00:48:46.720 --> 00:48:48.600
‫مثل کوتاه کردن چمن‌ها
‫با ماشین چمن‌زنیه، نه؟

00:48:48.600 --> 00:48:51.940
‫[سخنانی سنگین‌تر از قدرتِ فهم مغز ناچیز ما]

00:48:51.940 --> 00:48:53.280
‫....با برنامه و همه چیز.

00:48:53.280 --> 00:48:54.820
‫خب نمی‌تونی.

00:48:55.240 --> 00:48:56.400
‫ولی می‌دونی دیگه.

00:48:56.660 --> 00:48:59.990
‫خب، فکر می‌کنم که...
‫یعنی خب با... خب نمی‌دونم....

00:48:59.990 --> 00:49:00.970
‫آره، ولی...

00:49:00.980 --> 00:49:02.830
‫نه، نه، ن، مشکلی نیست.

00:49:02.900 --> 00:49:05.380
‫مثل نازلیه که ته آب‌پاشه.

00:49:05.960 --> 00:49:09.740
‫
‫ [موسیقی: What Makes A Good Man?
‫از The Glorious Dead]

00:49:11.540 --> 00:49:16.000
‫
‫خیلی وقت‌ها، کشاورزی بی‌رحم و سخته.

00:49:16.680 --> 00:49:20.830
‫♪ Ain't nothin' wrong
‫with this chemistry ♪

00:49:20.880 --> 00:49:24.250
‫
‫اما در این زمان از سال
‫که همه چیز سرزنده...

00:49:24.370 --> 00:49:27.160
‫
‫و در حال رشده و سرشار از زندگیه...

00:49:27.300 --> 00:49:29.180
‫
‫و همه حال‌شون خوبه...

00:49:30.580 --> 00:49:34.230
‫
‫می‌تونه بهترین شغل دنیا باشه.

00:49:34.240 --> 00:49:36.040
‫♪ Is another one meant for me ♪

00:49:36.040 --> 00:49:38.590
‫♪ To tell me now ♪

00:49:38.600 --> 00:49:41.200
‫♪ And show me how ♪

00:49:41.200 --> 00:49:43.740
‫♪ To understand ♪

00:49:43.740 --> 00:49:46.480
‫♪ What makes a good man? ♪

00:49:46.480 --> 00:49:48.920
‫♪ Tell me now... ♪

00:49:50.040 --> 00:49:51.430
‫
‫روی سطح زمین،

00:49:51.430 --> 00:49:54.290
‫
‫Diddly Squat مکانی
‫سرسبز و شاد بود،

00:49:54.300 --> 00:49:56.410
‫
‫همین‌طور که وارد تابستون می‌شدیم.

00:49:58.420 --> 00:50:00.020
‫
‫اما زیر زمین...

00:50:00.390 --> 00:50:02.630
‫
‫شکلی از حیات فرازمینی...

00:50:02.630 --> 00:50:04.520
‫
‫درحال جمع‌آوری یه راتش بود.

00:50:09.900 --> 00:50:11.720
‫
‫« در قسمت بعد»

00:50:11.850 --> 00:50:14.470
‫می‌تونم توجه‌تون رو به محصولاتِ
‫جدید Diddly Squat جلب کنم؟

00:50:14.480 --> 00:50:16.600
‫کیر فضایی می‌فروشین؟
‫
‫«کیر فضایی»
‫«فروش فقط امروز!»

00:50:16.920 --> 00:50:19.980
‫نمی‌تونم به زبون بیارم که چقدر خوبه.

00:50:20.760 --> 00:50:22.200
‫6.1 کیلوگرم.

00:50:22.590 --> 00:50:23.960
‫آماده‌ای؟

00:50:24.480 --> 00:50:25.680
‫- کیلب! حالت چطوره؟
‫- حال شما چطوره؟
‫خیلی خوبم، ممنون.

00:50:26.840 --> 00:50:30.840
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:50:31.111 --> 00:50:38.111
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.