﻿WEBVTT

00:00:02.650 --> 00:00:05.200
‫«مزرعه‌ی کلارکسون»

00:00:05.220 --> 00:00:12.490
‫قسمت بیست‌ونهم: «گهی زین به پشت»

00:00:14.000 --> 00:00:21.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:26.720 --> 00:00:29.200
‫به اواسط ماه مه رسیده بودیم...

00:00:31.280 --> 00:00:35.760
‫و بااین‌که اوضاع مزرعه‌ی
‫دیدلی اسکوات خوب به نظر می‌رسید...

00:00:36.640 --> 00:00:41.310
‫ولی رؤیای خرید و بازگشایی کافه تا روز عید...

00:00:41.920 --> 00:00:43.680
‫داشت از بین می‌رفت.

00:00:46.280 --> 00:00:50.840
‫دفترم مثل اتاق جنگ «وینستون چرچیل» شده بود.

00:00:51.000 --> 00:00:52.640
‫این هم کافه‌ی «کوچ اَند هورسز».

00:00:52.800 --> 00:00:55.440
‫ولی به‌جای نقشه‌ی جنگ...

00:00:55.470 --> 00:00:58.990
‫روی دیوار اتاقم تصاویر
‫مسافرخونه‌های محلی بود...

00:00:59.320 --> 00:01:00.880
‫که به فروش گذاشته شده بودن.

00:01:02.960 --> 00:01:06.120
‫همه‌شون یه مشکلی دارن.

00:01:06.640 --> 00:01:09.600
‫این رستوران «کوایت وومن»ـه
‫که در اصل کافه نیست.

00:01:09.630 --> 00:01:13.510
‫همچین چیزی نمی‌خوام.
‫«باکسینگ هیر» هم یه‌کم کوچیکـه.

00:01:13.800 --> 00:01:16.860
‫«مریماوث» یه‌کم بزرگـه.
‫دیگه چی؟

00:01:16.960 --> 00:01:19.350
‫رستوران «دوک» هم جاده‌ی بَدی داره...

00:01:19.600 --> 00:01:24.440
‫هیچ‌کدوم حتی به‌خوبی کافه‌ی «ویندمیل» نمی‌شن.

00:01:25.280 --> 00:01:29.560
‫یعنی می‌ارزه اون‌همه پول رو...

00:01:30.440 --> 00:01:32.720
‫روی مرکز لواط خرج کنم؟

00:01:32.880 --> 00:01:36.120
‫باید به مردم بگم «بفرمایید از
‫این میوه‌ها میل کنید...

00:01:36.150 --> 00:01:39.750
‫به اون دو نفر توجه نکنید.
‫بذارید کارشون رو بکنن.»

00:01:40.800 --> 00:01:42.400
‫نمی‌شه آقا.

00:01:42.600 --> 00:01:45.040
‫اگه بتونیم شورای ناحیه‌ی غربی
‫آکسفوردشایر رو متقاعد کنیم...

00:01:45.920 --> 00:01:49.320
‫که منطقه‌ی پیک‌نیک رو جمع کنه...

00:01:49.680 --> 00:01:51.320
‫عالی می‌شه.

00:01:52.000 --> 00:01:54.070
‫ولی از اون شورا بخاری بلند نمی‌شه.

00:01:57.760 --> 00:02:01.560
‫مجبور شدم از «چارلی» بخوام
‫دنبال یه راه‌حل بگرده.

00:02:05.320 --> 00:02:09.390
‫و روزهای بعدی رو مشغول کشاورزی شدم.

00:02:16.280 --> 00:02:19.040
‫♪ تنها و دل‌شکسته‌ام ♪

00:02:19.760 --> 00:02:22.440
‫♪ و در تاریکی غرق شدم ♪

00:02:23.320 --> 00:02:26.160
‫♪ فقط به یک چیز فکر می‌کنم ♪

00:02:26.800 --> 00:02:28.600
‫♪ «اون زن کجاست؟» بهم بگو ♪

00:02:29.600 --> 00:02:32.600
‫- یعنی چون کاپوت الکتریکیـه...
‫- بله.

00:02:32.630 --> 00:02:34.140
‫- و ترمز دستی هم الکتریکیـه...
‫- بله.

00:02:34.160 --> 00:02:36.400
‫- دستگاه یه باتری اضافه داره؟
‫- بله.

00:02:36.600 --> 00:02:39.200
‫- و اشتباه از همین بود؟
‫- دقیقاً.

00:02:40.080 --> 00:02:43.120
‫بیشتر کارها مثل سابق بود.

00:02:47.800 --> 00:02:49.680
‫ولی این موقع از سال...

00:02:49.880 --> 00:02:53.680
‫همیشه یه کار هست که بی‌صبرانه منتظرشـم.

00:02:59.080 --> 00:03:00.900
‫روز موعود فرا رسید!

00:03:00.920 --> 00:03:02.480
‫قراره برین اردو، گاوهای عزیز.

00:03:03.240 --> 00:03:05.540
‫همه‌ش زمستون پشت زمستون بوده...

00:03:05.560 --> 00:03:07.420
‫و یه‌هو شده تابستون.

00:03:07.450 --> 00:03:08.690
‫- آره. عجیبـه.
‫- بهاری در کار نبود.
‫- نه به بهار.
‫- فقط تابستون!

00:03:10.120 --> 00:03:11.560
‫- بفرمایید داخل.
‫- زود باشین.

00:03:11.760 --> 00:03:12.800
‫سوار شین.

00:03:13.200 --> 00:03:15.240
‫امروز روز آزادیـه!

00:03:17.670 --> 00:03:19.990
‫به‌به... منظره رو داشته باش!

00:03:20.040 --> 00:03:22.720
‫واقعاً بی‌نقصـه.
‫خوش‌حالـم که توی انگلیس زندگی می‌کنم.

00:03:22.880 --> 00:03:24.920
‫اونجا رو ببین.
‫اینجا رو.

00:03:26.200 --> 00:03:28.160
‫جالبـه که...

00:03:28.320 --> 00:03:32.600
‫«کِیلب» می‌گه اگه امروز
‫گاوها رو اینجا ول نکنیم...

00:03:32.760 --> 00:03:35.440
‫چمن‌ها در آینده براشون زیادی بلند می‌شه.

00:03:36.160 --> 00:03:37.880
‫اصلاً منظورش رو نمی‌فهمم.

00:03:38.440 --> 00:03:40.600
‫چطوری چمن واسه‌شون زیادی بلند می‌شه؟

00:03:41.200 --> 00:03:42.560
‫«جی‌داگ»!

00:03:44.320 --> 00:03:46.840
‫خوش‌حالـم می‌بینم «جی‌داگ» مشغول کاره.

00:03:47.380 --> 00:03:49.060
‫- آماده‌ای؟
‫- چجورم.

00:03:50.680 --> 00:03:51.720
‫خب، گاوهای عزیز.

00:03:52.920 --> 00:03:55.560
‫شاد باشید.
‫لبخندتون مُسری می‌شه.

00:03:55.720 --> 00:03:57.880
‫- زود باشین!
‫- داره می‌آد. باریکلا!

00:04:01.880 --> 00:04:03.000
‫آدم حظ می‌کنه.
‫آخ این صدا...

00:04:04.360 --> 00:04:05.380
‫گوش کن. گوش کن.

00:04:12.640 --> 00:04:14.760
‫انتظار داشتم برن وسط برقصن...

00:04:14.920 --> 00:04:16.920
‫ولی همین هم خوبـه.

00:04:19.040 --> 00:04:20.320
‫به مزرعه که برگشتم...
‫مستقیم بیا.

00:04:22.420 --> 00:04:23.540
‫خوبـه!

00:04:23.640 --> 00:04:26.020
‫از «کِیلب» خواستم داستان چمن‌ها رو توضیح بده.

00:04:26.880 --> 00:04:29.640
‫آخه چرا گاوها چمن بلند نمی‌خورن؟

00:04:29.800 --> 00:04:33.120
‫ببین، گوسفندها چمن این‌قدری دوست دارن.

00:04:33.280 --> 00:04:35.020
‫گاوها هم این‌قدری، چون می‌تونن
‫زبون‌شون رو راحت دورش بچرخونن...

00:04:35.040 --> 00:04:36.960
‫و بِکشن بیرون تا مواد مغذی‌ش رو جذب کنن.

00:04:37.120 --> 00:04:40.280
‫اگه چمن این‌قدر بلند بشه،
‫مواد مغذی می‌آن پایین.

00:04:40.440 --> 00:04:43.750
‫بالای چمن سفت می‌شه و مواد مغذی نداره.

00:04:43.770 --> 00:04:45.970
‫گاو این رو می‌فهمه.
‫گرفتی چی می‌گم؟

00:04:46.110 --> 00:04:49.390
‫آره خب.
‫گاون دیگه. می‌فهمن.

00:04:49.670 --> 00:04:52.280
‫سلام! سلام!

00:04:52.410 --> 00:04:54.570
‫آخرین گاوها رو که آزاد کردیم...

00:04:55.330 --> 00:04:56.920
‫این هم از این!

00:05:00.040 --> 00:05:02.760
‫رفتیم سراغ آزادسازی بُزها.

00:05:06.550 --> 00:05:09.840
‫البته قبلش به سخنرانی انگیزشی نیاز داشتن.

00:05:10.240 --> 00:05:14.440
‫می‌خوایم به‌جای حصار الکتریکی...

00:05:14.960 --> 00:05:18.000
‫واسه تک‌تک‌تون یه قلاده‌ی الکتریکی بذاریم.

00:05:19.280 --> 00:05:22.940
‫و اگه از محدوده‌ی تعیین‌شده خارج بشین...

00:05:23.160 --> 00:05:25.560
‫اول بهتون هشدار داده می‌شه...

00:05:25.720 --> 00:05:27.440
‫که از مرز رد نشین.

00:05:27.600 --> 00:05:30.640
‫اگه بی‌اعتنا به مسیر ادامه بدین...

00:05:30.800 --> 00:05:33.280
‫بهتون شوک الکتریکی وارد می‌شه.

00:05:33.760 --> 00:05:37.080
‫پیسنهاد می‌کنم بعداز شنیدن هشدار...

00:05:37.280 --> 00:05:40.880
‫برگردین به منطقه‌ای که من تعیین کردم.

00:05:41.600 --> 00:05:42.680
‫شیرفهم شد؟

00:05:45.130 --> 00:05:46.370
‫ظاهراً شد.

00:05:51.320 --> 00:05:52.320
‫عجب!

00:05:53.560 --> 00:05:55.000
‫تکون نخور.

00:05:55.600 --> 00:05:58.120
‫- تونستی یکی ببندی؟
‫- آره.

00:05:58.720 --> 00:06:01.680
‫لباسم رو نخور.
‫لباسم رو نخور.

00:06:03.080 --> 00:06:06.400
‫قلاده‌ها رو که بستیم، راهیِ مرتع بُزها شدیم.

00:06:06.560 --> 00:06:09.520
‫توی راه، واسه «لیسا» توضیح علمی دادم...

00:06:09.720 --> 00:06:11.800
‫که قلاده‌ها چطور کار می‌کنن.

00:06:12.200 --> 00:06:15.040
‫- به یه ماهواره وصل می‌شن.
‫- جداً؟

00:06:15.200 --> 00:06:18.040
‫من واسه ماهواره تعیین می‌کنم
‫که حدومرز اون‌ها کجاست.

00:06:18.200 --> 00:06:21.520
‫و اگه اون‌ها از مرز رد بشن، بهشون...

00:06:21.550 --> 00:06:22.710
‫ای ریدم...

00:06:23.640 --> 00:06:26.280
‫این اون درخته‌ست که کاشته شد.

00:06:26.800 --> 00:06:28.400
‫دقیقاً همون‌جاییـه که باید بریم.

00:06:29.120 --> 00:06:30.320
‫مَصبتو شکر.

00:06:31.400 --> 00:06:33.800
‫- کدوم درخت؟
‫- «جیل» رو یادته؟

00:06:33.960 --> 00:06:35.190
‫آها. آره.

00:06:35.880 --> 00:06:38.480
‫بذار به شما هم بگم.
‫یه همسایه داریم که...

00:06:39.080 --> 00:06:40.540
‫دوتا سگ لابرادور دوست‌داشتنی داشت.

00:06:40.560 --> 00:06:44.340
‫خانوم مهربونیـه و دوتا سگ دوست‌داشتنی داشت.
‫اسکوتر حرکتی سوار می‌شد.

00:06:44.360 --> 00:06:47.300
‫و هر روز از مسیر پیاده‌ها رفت‌وآمد داشت.

00:06:47.320 --> 00:06:48.400
‫فکر کنم چهار بار در روز.

00:06:48.560 --> 00:06:52.400
‫یکی از سگ‌هاش مُرد
‫و ازم خواست اگه می‌شه جسدش رو...

00:06:53.080 --> 00:06:54.960
‫توی مزرعه‌ی من خاک کنه؛
‫چون سگش اونجا رو دوست داشت.

00:06:55.120 --> 00:06:58.600
‫قبول کردم و اون هم روی قبرش یه درخت کاشت.

00:06:59.520 --> 00:07:01.100
‫دقیقاً جایی که...

00:07:01.120 --> 00:07:02.000
‫ای خدا...

00:07:04.880 --> 00:07:07.560
‫جای مناسبی نیست.
‫بُزها درخته رو می‌خورن.

00:07:07.720 --> 00:07:09.520
‫مطمئنـم می‌خورنش.

00:07:11.360 --> 00:07:12.640
‫آروم باش، «جِرمی».

00:07:14.640 --> 00:07:15.720
‫لعنت بهت.

00:07:16.920 --> 00:07:20.800
‫توی مدرسه حتی درس پرورشی دارن...

00:07:21.600 --> 00:07:23.340
‫ولی درس این رو ندارن که...

00:07:23.360 --> 00:07:26.560
‫بگه وقتی یه‌نفر سگش رو
‫توی مزرعه‌تون دفن کرده...

00:07:26.720 --> 00:07:30.800
‫چطوری باید قبرش رو جابه‌جا کنین.

00:07:32.280 --> 00:07:33.840
‫همم...

00:07:36.480 --> 00:07:39.120
‫ولی قبلش باید از مغزم کار می‌کشیدم...

00:07:39.150 --> 00:07:41.350
‫تا قلاده‌ی بُزها رو فعال کنم.

00:07:41.640 --> 00:07:44.160
‫باید یه نرم‌افزار دانلود می‌کردم...

00:07:44.320 --> 00:07:48.440
‫که قلاده‌های خورشیدی رو به ماهواره وصل کنه.

00:07:48.800 --> 00:07:53.720
‫و بعد منطقه‌ی مجاز رو باهاش تعیین کنم.

00:07:53.880 --> 00:07:56.040
‫تا اینجا می‌آریمش.

00:07:56.200 --> 00:07:57.000
‫- خوبـه؟
‫- آره.

00:07:57.200 --> 00:08:00.320
‫کارم با نرم‌افزار که تموم شد...

00:08:00.690 --> 00:08:02.700
‫«لیزی» بُزچران از راه رسید.

00:08:02.720 --> 00:08:03.940
‫- سلام، «لیزی».
‫- سلام.

00:08:03.960 --> 00:08:05.640
‫- سلام. چطورین؟
‫- از این قلاده‌ها دیدی؟

00:08:05.840 --> 00:08:08.440
‫درباره‌شون شنیدم، ولی تا حالا استفاده نکردم.

00:08:08.600 --> 00:08:10.280
‫کنجکاوم ببینم امروز چی می‌شه.

00:08:10.440 --> 00:08:12.120
‫- ازشون استفاده نمی‌کنی؟
‫- نه.

00:08:12.320 --> 00:08:13.700
‫یکی باید همیشه بالا سرشون باشه.
‫مثل وضعیت الانِ شما.

00:08:13.720 --> 00:08:16.080
‫آره، دقیقاً.
‫من هم کنجکاوم که...

00:08:16.240 --> 00:08:19.440
‫آخه با نرم‌افزار و ماهواره
‫و این‌ها حال نمی‌کنم.

00:08:19.640 --> 00:08:21.720
‫آره. به‌زودی می‌فهمیم چطوری کار می‌کنن.

00:08:21.880 --> 00:08:22.680
‫آره.

00:08:22.710 --> 00:08:24.260
‫می‌دونین که بُزها ذاتاً کنجکاون.

00:08:24.280 --> 00:08:26.060
‫- دقیقاً.
‫- زیاد یه‌جا نمی‌مونن.

00:08:26.080 --> 00:08:28.040
‫- شروع شد. ببینین.
‫- داره می‌ره.

00:08:28.640 --> 00:08:30.600
‫باید صدا بده دیگه.
‫شما می‌شنوین؟

00:08:30.930 --> 00:08:31.970
‫این هم از این.

00:08:33.920 --> 00:08:35.520
‫با همچین صدایی دیوونه می‌شم.

00:08:36.600 --> 00:08:40.540
‫احساس می‌کنم یه دلقک ترسناک
‫داره با لبخند بهم نزدیک می‌شه.

00:08:42.270 --> 00:08:44.670
‫- صبر کن. صبر کن.
‫- هنوز شوک نزده.

00:08:44.720 --> 00:08:45.920
‫- آها!
‫- الان زد!

00:08:46.080 --> 00:08:47.430
‫- برگشت.
‫- مشخصـه خوشش نیومد.

00:08:47.480 --> 00:08:49.440
‫جالبـه. باریکلا.

00:08:52.040 --> 00:08:55.560
‫بعداز این‌که «ایلان ماسک»
‫بُزها رو به قلاده بست...

00:08:54.550 --> 00:08:55.560
‫(توضیح بیشتر: ایلان ماسک، میلیاردر معروف، همچنین به این معروفـه که
‫با قدرت و پول زیادش برای دیگران حدومرز تعیین می‌کنه؛ یا حداقل باور عموم بر اینـه.
‫کلارکسون داره به ماسک تیکه می‌ندازه و اون رو به یه دیکتاتور تشبیه می‌کنه.)

00:08:57.200 --> 00:09:00.580
‫و گاوها هم با علف تازه عشق کردن...

00:09:00.640 --> 00:09:03.680
‫دیگه کاری برای انجام‌دادن نداشتم.

00:09:04.450 --> 00:09:07.010
‫تا این‌که یه تماس از عزرائیل دریافت کردم...

00:09:09.530 --> 00:09:12.730
‫و چشم‌هام سیاهی رفت.

00:09:13.680 --> 00:09:17.120
‫آقای عزرائیل فرمودن فوراً باید من رو ببینن.

00:09:17.320 --> 00:09:19.680
‫یه خبر مهم دارم.

00:09:20.880 --> 00:09:22.200
‫خدا به‌خیر کنه.
‫کافه‌ی «ویندمیل»...

00:09:23.880 --> 00:09:27.000
‫پریروز بعداز صحبت با تو،
‫رفتم پیش «نیل» و حرف زدیم.

00:09:27.030 --> 00:09:30.310
‫«نیل وارنر» رو می‌گه که مشاور ماست.

00:09:30.640 --> 00:09:34.630
‫بعدش «نیل» به شورای آکسفوردشایر زنگ زد.

00:09:34.800 --> 00:09:38.600
‫اون‌ها هم گفتن می‌تونن قراردادی که...

00:09:38.760 --> 00:09:41.260
‫پیک‌نیک رو مجُاز کرده، حذف کنن.

00:09:43.360 --> 00:09:45.900
‫- شورای ناحیه‌ی غربی آکسفوردشایر...
‫- بله.

00:09:45.920 --> 00:09:47.620
‫گفت می‌تونه پیک‌نیک عمومی رو جمع کنه؟

00:09:47.640 --> 00:09:50.400
‫گفتن خوش‌حال می‌شن که این کار رو بکنن.

00:09:52.680 --> 00:09:53.980
‫- می‌دونم عجیبـه.
‫- خبر دارن مشتری منـم؟

00:09:54.000 --> 00:09:55.800
‫آره بابا.
‫گفتن...

00:09:56.000 --> 00:09:56.940
‫اتفاقاً خیلی خنده‌دار بود.

00:09:56.960 --> 00:09:59.840
‫گفتن «ما نمی‌خوایم ایشون رو ببینیم.
‫فقط بگین چی می‌خواید.»

00:09:59.940 --> 00:10:02.260
‫یعنی پشت تلفن خیلی راحت گفتن «حذف می‌کنیم»؟

00:10:02.280 --> 00:10:03.550
‫دارن کاغذ‌بازی‌هاش رو انجام می‌دن.
‫چی؟

00:10:04.640 --> 00:10:06.120
‫خیلی باحالـه، نه؟

00:10:06.250 --> 00:10:07.810
‫صبر کن بینم...

00:10:08.320 --> 00:10:11.770
‫چهار سال متوالی می‌گفتن «نه. نمی‌شه.»

00:10:12.040 --> 00:10:14.540
‫و حالا که همچین پیشنهاد جسورانه‌ای دادیم...

00:10:14.560 --> 00:10:16.130
‫می‌گن «باشه. مشکلی نیست.»؟

00:10:16.400 --> 00:10:17.840
‫عع... آخه...

00:10:18.000 --> 00:10:19.740
‫می‌دونم اونجا محل لواطـه و می‌خوان...

00:10:19.760 --> 00:10:22.700
‫آخه حتی توی آکسفوردشایر غربی هم
‫جای خیلی معروفیـه.

00:10:22.800 --> 00:10:24.240
‫واسه همین مشکلی ندارن که...

00:10:24.400 --> 00:10:25.960
‫عجب بابا عجب.

00:10:26.440 --> 00:10:29.080
‫- پس الان می‌تونیم بخریمش؟
‫- آره.

00:10:29.440 --> 00:10:31.360
‫- «چارلی»، این خبر عالیـه.
‫- می‌دونم.

00:10:31.520 --> 00:10:32.840
‫نشونه‌ی خوبیـه.
‫حالا به نظرم...

00:10:34.720 --> 00:10:37.390
‫اولش نگران بودم که وقتی بخریش...

00:10:37.520 --> 00:10:39.420
‫منظورم کافه‌ی «ویندمیل»ـه.

00:10:39.440 --> 00:10:42.420
‫مجبور بودیم مستراح عمومی بسازیم.

00:10:42.440 --> 00:10:44.020
‫- مستراح عمومی...
‫- با سوراخ‌های آماده...

00:10:44.040 --> 00:10:46.060
‫روی دَرودیوار واسه برادران زحمت‌کش.

00:10:46.080 --> 00:10:47.440
‫من که مخالف این بودم.

00:10:47.640 --> 00:10:48.840
‫باورم نمی‌شه...

00:10:49.040 --> 00:10:53.000
‫امروز صبح که با «لیسا» و گاوها بودم،
‫بهش گفتم...

00:10:53.840 --> 00:10:55.820
‫«احساس می‌کنم امروز روز خوبیـه.»

00:10:55.840 --> 00:10:58.880
‫ولی عمراً فکر نمی‌کردم این‌قدر خوب باشه.

00:10:59.320 --> 00:11:00.600
‫خیلی خوبـه واقعاً.

00:11:03.370 --> 00:11:06.530
‫حقیقتاً... دیگه... زبان قاصره.

00:11:08.440 --> 00:11:12.000
‫کاغذبازی‌ها رو سپردم به «چارلی»...

00:11:13.800 --> 00:11:16.200
‫و برگشتم به اصل خویش: خاک.

00:11:16.360 --> 00:11:19.960
‫حالا دیگه تراکتور لامبورگینی‌م
‫مثل مَرد کار می‌کرد.

00:11:20.580 --> 00:11:25.520
‫البته هر لحظه ممکن بود چشم بخورم.

00:11:26.120 --> 00:11:28.520
‫می‌خوام واسه سومین بار...

00:11:28.680 --> 00:11:32.360
‫تلاش کنم و بذر نفرین‌شده‌ی جی‌اِس۴ رو بکارم.

00:11:32.760 --> 00:11:35.240
‫قبلاً هم گفتم که این بذر...

00:11:35.400 --> 00:11:39.400
‫خوراک گاو و گوسفند هم هست...

00:11:39.560 --> 00:11:41.640
‫ولی کاربرد اصلی‌ش...

00:11:41.840 --> 00:11:44.360
‫تزریق نیتروژن به خاکـه.

00:11:46.680 --> 00:11:50.730
‫سر زمین جی‌اِس۴، مدیر مزرعه بهم ملحق شد...

00:11:51.480 --> 00:11:56.400
‫تا ایشون مسیریاب
‫ماهواره‌ایِ تعمیرشده رو راه بندازه.

00:11:58.600 --> 00:12:01.620
‫- با این گزینه، مکان‌یابت رو فعال می‌کنی.
‫- خب.

00:12:01.640 --> 00:12:05.240
‫ولی فعلاً می‌آیم اینجا.

00:12:05.400 --> 00:12:07.100
‫- نام مشتری: «مزرعه‌ی کلارکسون».
‫- عع، منـم!

00:12:07.120 --> 00:12:09.900
‫- برات یه پروفایل ساختم...
‫- دیدلی اسکوات!

00:12:09.920 --> 00:12:11.340
‫نام مزرعه: «مزرعه‌ی تیلور».
‫این اشتباهـه.
‫آره. بزن روش.

00:12:13.880 --> 00:12:15.460
‫باید براش مشخص کنم توی چه زمینی‌ام؟

00:12:15.480 --> 00:12:17.280
‫- آره.
‫- شکل زمین من رو می‌دونه؟

00:12:17.440 --> 00:12:20.160
‫فعلاً نه. باید یه‌بار باهاش بری.

00:12:20.320 --> 00:12:22.100
‫- بعدش ذخیره می‌کنه؟
‫- آره.

00:12:22.120 --> 00:12:24.820
‫یعنی یه سال بعد هم روشنش کنیم،
‫می‌فهمه کدوم زمینـه؟

00:12:24.840 --> 00:12:26.170
‫- آره.
‫- باریکلا!

00:12:26.330 --> 00:12:29.790
‫حالا خیش رو بذار زمین.

00:12:32.320 --> 00:12:33.480
‫درستـه.

00:12:33.510 --> 00:12:36.040
‫- الان حالت خودکارش فعالـه؟
‫- آره.

00:12:36.240 --> 00:12:38.560
‫همین‌طور مستقیم برو
‫اون گزینه رو بزن.

00:12:38.720 --> 00:12:40.680
‫وقتی گزینه‌هه سفید شد، بزن روش.

00:12:40.840 --> 00:12:41.960
‫الان سفید می‌شه.

00:12:42.160 --> 00:12:43.920
‫حالا اون رو بزن.
‫بزنش.

00:12:44.080 --> 00:12:47.160
‫چرا نعره کشید؟
‫داریم یک‌میلیون کیلومتر بر ساعت می‌ریم!

00:12:49.710 --> 00:12:52.420
‫- چرا این‌قدر سریع می‌ره؟
‫- چی‌کارش کردی؟

00:12:52.440 --> 00:12:54.720
‫دکمه قرمزه رو بزن.

00:12:54.920 --> 00:12:56.820
‫- کدوم دکمه‌ی قرمز؟
‫- به فرمون دست نزن.

00:12:56.840 --> 00:12:58.540
‫کدوم دکمه رو می‌گی؟

00:13:00.760 --> 00:13:01.680
‫پشمام.

00:13:04.390 --> 00:13:07.990
‫- چرا داره ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت می‌ره؟
‫- به‌خدا نمی‌دونم!

00:13:08.160 --> 00:13:09.400
‫نگهش دار!

00:13:10.890 --> 00:13:12.210
‫چه مرگش شده؟

00:13:13.480 --> 00:13:15.920
‫یه‌هو چی شد؟
‫قلبم اومد توی دهنم!

00:13:16.080 --> 00:13:18.600
‫والا من هم کنارتـم.
‫ریدم به خودم!

00:13:19.080 --> 00:13:21.640
‫این کسایی که ماشین‌های تسلا رو می‌خرن...

00:13:20.660 --> 00:13:21.660
‫(شرکت تسلا از متعلقات ایلان ماسک‌ـه.)

00:13:21.800 --> 00:13:24.520
‫و می‌زنن به دل جاده
‫و می‌شینن فیلم تماشا می‌کنن...

00:13:24.680 --> 00:13:26.480
‫- واسه‌شون سؤال هم می‌شه که چرا تصادف می‌کنن؟
‫- تصادف می‌کنن.

00:13:26.640 --> 00:13:29.480
‫فناوری امروزی به درد نمی‌خوره، عزیز من.

00:13:31.080 --> 00:13:34.880
‫بعدش متوجه شدم منـم که به درد نمی‌خورم...

00:13:35.040 --> 00:13:39.360
‫چون سرعتم رو روی ۵۰ کیلومتر...

00:13:39.520 --> 00:13:41.290
‫تنظیم کرده بودم.

00:13:43.320 --> 00:13:45.280
‫بذار روی ۱۲ کیلومتر.

00:13:45.480 --> 00:13:47.800
‫دوازده.
‫یه‌بار دیگه می‌ریم.

00:13:48.000 --> 00:13:50.080
‫- تظاهر کن دفعه‌ی اول‌مونه.
‫- باشه.

00:13:52.390 --> 00:13:53.800
‫فرمون فعال شد.

00:13:54.000 --> 00:13:56.040
‫حالا خودش می‌ره.

00:13:56.140 --> 00:13:58.280
‫- مستقیم نیست‌ها.
‫- خودش داره می‌برت.

00:13:58.440 --> 00:14:00.880
‫- می‌بینی؟
‫- فرمون که تکون نمی‌خوره.

00:14:01.080 --> 00:14:03.800
‫تکون نمی‌خوره، ولی محورها رو کنترل می‌کنه.

00:14:03.960 --> 00:14:04.760
‫چی؟

00:14:05.320 --> 00:14:07.920
‫یعنی فرمون دیگه بهش وصل نیست؟

00:14:08.120 --> 00:14:10.040
‫وصلـه، ولی اون پایین کار خودش رو می‌کنه.

00:14:11.200 --> 00:14:13.200
‫جل‌الخالق.

00:14:14.480 --> 00:14:16.480
‫سه، دو، یک.
‫بده بالا.

00:14:17.400 --> 00:14:20.080
‫آفرین.
‫حالا دور بزن...

00:14:20.280 --> 00:14:22.720
‫تا تراکتورت موازی با اون خط بشه.

00:14:26.120 --> 00:14:27.920
‫حالا خیش رو بیار پایین.

00:14:29.480 --> 00:14:32.360
‫برو جلو.
‫به فرمون دست نزن.

00:14:32.520 --> 00:14:33.800
‫آروم برو جلو.

00:14:33.960 --> 00:14:36.080
‫اون گزینه که سفید شد، بزن روش.

00:14:36.240 --> 00:14:37.600
‫الان سفید می‌شه.

00:14:37.760 --> 00:14:38.800
‫فرمون رو ببین.

00:14:39.380 --> 00:14:41.100
‫اوه، خودش رفت روی خط بعدی!

00:14:41.240 --> 00:14:45.800
‫خودش بدون استفاده از گوش‌خیز،
‫قشنگ تنظیم می‌کنه.

00:14:49.560 --> 00:14:53.260
‫پس فقط لازمـه بشینم اینجا و به صفحه نگاه کنم.

00:14:53.280 --> 00:14:54.980
‫آره، ولی حواست باشه تراکتور من اونجاست.

00:14:55.000 --> 00:14:56.880
‫- نزنی بهش.
‫- حلـه.

00:14:58.560 --> 00:15:03.520
‫«چارلی» زمانی رسید که
‫«کِیلب» من رو توی تراکتور تنها گذاشت.

00:15:03.920 --> 00:15:04.840
‫چطوری، رفیق؟

00:15:05.640 --> 00:15:06.880
‫سیستم فعال شد.

00:15:08.240 --> 00:15:09.760
‫می‌بینی؟ خودش داره می‌ره.

00:15:11.050 --> 00:15:12.810
‫فهمیدم چجوریـه.

00:15:13.480 --> 00:15:16.680
‫دیگه توی دیدلی اسکوات
‫جایی برای اشتباهات خنده‌دار نیست.

00:15:18.670 --> 00:15:21.340
‫اگه می‌خواین بخندین،
‫از این به بعد برین سریال «پایتخت» ببینین.

00:15:21.360 --> 00:15:22.560
‫هار هار!

00:15:25.840 --> 00:15:28.240
‫بهش افتخار می‌کنم.
‫لحظه‌ی زیباییـه، مگه نه؟

00:15:28.400 --> 00:15:29.920
‫اگه نتیجه بده، آره.

00:15:30.640 --> 00:15:34.800
‫برای نتیجه باید چند هفته‌ای صبر می‌کردیم.

00:15:37.770 --> 00:15:43.800
‫مسئله‌ی مهم دیگه‌ای وجود داشت
‫که توی چند روز آینده باید حل می‌شد.

00:15:44.440 --> 00:15:47.120
‫راه‌اندازی یه کافه...

00:15:47.150 --> 00:15:50.200
‫نیازمند منبع زیادی از گوشت بود که یعنی...

00:15:50.800 --> 00:15:52.240
‫باید یه گاو نَر می‌خریدم.

00:15:52.440 --> 00:15:55.000
‫- الان می‌ریم پیشِ...
‫- پیشِ «بن ویلسون».

00:15:55.200 --> 00:15:59.160
‫و می‌دونستم که باید چی‌کار کنم.

00:15:59.870 --> 00:16:03.560
‫می‌خوام گاوهای شاخ‌کوتاه‌مون رو...

00:16:04.400 --> 00:16:07.600
‫با یه گاو نَر گنده جفت بندازم...

00:16:07.760 --> 00:16:11.400
‫تا نتیجه‌ش یه گاو گوشتالو بشه...

00:16:11.560 --> 00:16:13.040
‫و توی رستوران بفروشمش.

00:16:13.200 --> 00:16:14.520
‫ایده‌ی من اینـه.

00:16:14.720 --> 00:16:16.260
‫- خوبـه.
‫- ببین...

00:16:16.280 --> 00:16:18.560
‫- ما یه گله گاو گرون‌قیمت داریم.
‫- درستـه.

00:16:18.760 --> 00:16:21.440
‫گاوهامون مرسدس بنز دنیای ماشین‌هان.

00:16:21.600 --> 00:16:23.400
‫- گاوهای خیلی خوبی‌ان.
‫- آره. عالی‌ان.

00:16:23.600 --> 00:16:28.400
‫ولی نمی‌دونم فرق بین گوشت گاو نژاد اصیل...

00:16:28.560 --> 00:16:30.280
‫با نژاد الکی چیـه.

00:16:30.440 --> 00:16:32.180
‫آره... می‌فهمم چی می‌گی.

00:16:32.200 --> 00:16:35.080
‫یعنی می‌خوایم چیزی تولید کنیم که...

00:16:35.840 --> 00:16:39.480
‫یه گوشت خوب، خونگی و محلی می‌خوام.

00:16:39.640 --> 00:16:43.080
‫ولی نیازی نیست حتماً از یه گاو مرسدس بنز باشه.

00:16:43.490 --> 00:16:46.400
‫یه گاو با مارک کیا هم خوبـه.

00:16:47.080 --> 00:16:48.010
‫گاوهای کیا هم خوبـن.

00:16:48.040 --> 00:16:50.400
‫ماشین‌های کیا خدایی خوبـن.
‫مشکلی باهاشون ندارم.

00:16:51.960 --> 00:16:55.880
‫به‌محض رسیدن به گاوداری،
‫سؤالی برام پیش اومد...

00:16:55.910 --> 00:16:58.750
‫که احتمالاً باید قبل‌از رسیدن می‌پرسیدم.

00:16:59.080 --> 00:17:01.760
‫راستی یه گاو نَر چنده؟

00:17:01.920 --> 00:17:04.080
‫اینجا بین چهار تا پنج هزار پونده.

00:17:04.240 --> 00:17:05.440
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- نه بابا.

00:17:05.640 --> 00:17:09.400
‫اومدی جای گرون‌ترین...
‫مگه یه گاو کیا نمی‌خوای؟

00:17:10.280 --> 00:17:14.160
‫خب الان اومدی توی فروشگاه گاوهای بنتلی.

00:17:14.520 --> 00:17:17.640
‫یعنی قراره مرسدس رو بندازیم به بنتلی...

00:17:17.800 --> 00:17:19.120
‫تا کیا ازش دربیاد.

00:17:23.160 --> 00:17:25.680
‫«اولیور رید»، مسئول گاوداری...

00:17:25.840 --> 00:17:28.590
‫گاوهایی که برای فروش
‫گذاشته بود رو بهمون نشون داد.

00:17:29.560 --> 00:17:32.160
‫این‌ها ۱۸ماهه تا دوساله‌ان.

00:17:32.320 --> 00:17:34.080
‫- یعنی آماده‌ان؟
‫- بله. آماده‌ان که...

00:17:34.280 --> 00:17:36.320
‫- پس باید یکی از این‌ها رو بخریم؟
‫- بله.

00:17:36.860 --> 00:17:39.120
‫ولی قبل‌از شروع معامله...

00:17:39.280 --> 00:17:42.400
‫«اولیور» بهمون نشون داد که بعداز رشد کامل...

00:17:42.500 --> 00:17:44.140
‫گاومون چه شکلی می‌شه.

00:17:45.000 --> 00:17:47.920
‫یا خدا!
‫ماشالا!

00:17:49.680 --> 00:17:53.040
‫به این می‌گن «گاو نَر».

00:17:53.960 --> 00:17:56.030
‫۱۲۰۰ کیلو وزنشـه.

00:17:56.310 --> 00:17:58.940
‫پس خودش یک‌تُن وزن داره...

00:17:58.960 --> 00:18:02.000
‫و ۲۰۰ کیلو هم وزن خایه‌هاشـه.

00:18:03.640 --> 00:18:05.820
‫- رام شده؟
‫- بله.

00:18:05.840 --> 00:18:06.640
‫آرومـه.

00:18:06.800 --> 00:18:10.500
‫ولی باز هم ترجیح می‌دم
‫باهاش چشم‌توچشم نشم.

00:18:10.920 --> 00:18:13.420
‫- می‌خوای یه کم باهاش بچرخی؟
‫- دوست داری باهاش راه بری؟

00:18:16.110 --> 00:18:17.140
‫باشه.

00:18:17.160 --> 00:18:19.380
‫اگه یک‌ونیم تُن وزنشـه...

00:18:19.400 --> 00:18:21.440
‫یعنی دارم یه مخزن نفتی رو راه می‌برم.

00:18:22.760 --> 00:18:27.160
‫اون‌طوری عطسه نکن.
‫آره. من هم از اسپانیایی‌ها خوشم نمی‌آد.

00:18:26.170 --> 00:18:27.170
‫(توضیح بیشتر: اسپانیایی‌ها برگزارکنندگان اصلی مسابقات گاوبازی هستن.)

00:18:28.200 --> 00:18:30.440
‫تا حالا توی مسابقات گاوبازی نبودم.
‫چطوریـه؟

00:18:30.710 --> 00:18:32.790
‫واقعاً گنده‌ای!

00:18:32.840 --> 00:18:36.080
‫وای! خیلی گنده‌ای!

00:18:37.760 --> 00:18:38.870
‫ماشالا.

00:18:39.480 --> 00:18:42.520
‫جلوش احساس شرمندگی می‌کنم.

00:18:43.140 --> 00:18:45.880
‫خودت هم با استرس اونجا وایستادی.

00:18:46.040 --> 00:18:46.840
‫من...

00:18:47.040 --> 00:18:50.560
‫آخه روبه‌روش وایستادم و واقعاً گنده‌ست!

00:18:50.760 --> 00:18:52.400
‫و باشکوه!

00:18:52.560 --> 00:18:53.840
‫آره. موافقـم.

00:18:54.360 --> 00:18:56.730
‫بله. برش‌گردونین توی پارکینگ.

00:18:59.080 --> 00:19:03.320
‫بعدش رفتیم سراغ جَوون‌ها که یکی‌شون رو بخریم.

00:19:04.160 --> 00:19:07.180
‫- واسه جوجه‌کشی می‌خواین یا تولید گوشت؟
‫- تولید گوشت.

00:19:07.250 --> 00:19:08.370
‫گوشت.

00:19:09.520 --> 00:19:11.340
‫- کدوم یکی؟ اون؟
‫- اسمش «اِندگیم»ـه.
‫(به‌معنای «پایان بازی» یا «پایان‌دهنده‌ی بازی»)

00:19:11.440 --> 00:19:12.600
‫- «اِندگیم»؟
‫- بله.

00:19:12.760 --> 00:19:15.200
‫وزنش کمتره، ولی پَت‌وپهنـه.

00:19:15.400 --> 00:19:16.480
‫اون یکی.
‫پس این از همه پهن‌تره؟

00:19:17.670 --> 00:19:20.710
‫جَوون‌تر هم هست.
‫یکی از جَوون‌ترین‌هامونـه.

00:19:21.220 --> 00:19:24.600
‫خوشم اومد.
‫چنده؟

00:19:25.440 --> 00:19:26.600
‫شیش‌ونیم.

00:19:27.200 --> 00:19:30.320
‫- تو گفتی کمتره که.
‫- آره. گفتم.

00:19:31.720 --> 00:19:33.090
‫شما چی رقمی گفتی؟

00:19:33.150 --> 00:19:36.520
‫حدوداً ۳۰ درصد کمتر گفتم.

00:19:37.780 --> 00:19:38.780
‫اوه.

00:19:40.080 --> 00:19:42.730
‫می‌خوایم از یه اسکاتلندی تخفیف بگیریم.
‫عالی شد.

00:19:41.740 --> 00:19:42.750
‫(توضیح بیشتر: اسکاتلندی‌ها، توی کلیشه‌های اجتماع، شبیه اصفهانی‌ها هستن؛
‫ازاین‌حیث که خسیس یا به‌شدت صرفه‌جوئن.)

00:19:43.160 --> 00:19:44.770
‫فکر کنم کوچیک‌ترینش رو برمی‌داریم.

00:19:45.220 --> 00:19:48.040
‫به نظرم این گزینه‌ی بهتریـه.

00:19:48.240 --> 00:19:50.120
‫این توی مزرعه عالی می‌شه.

00:19:50.280 --> 00:19:52.050
‫از تراکتور جدیدم هم بهتره.

00:19:52.080 --> 00:19:54.320
‫- تراکتورت چه مارکیـه؟
‫- لامبورگینی.

00:19:54.480 --> 00:19:55.520
‫اوه.

00:19:55.810 --> 00:19:57.320
‫فقط برو سراغ تراکتورهای فندت.

00:19:57.480 --> 00:19:59.360
‫«کِیلب» یه فندت داره و می‌گه خوب نیست.

00:19:59.560 --> 00:20:00.560
‫عجب.

00:20:01.360 --> 00:20:04.320
‫همین «کِیلب» اون روز داشت
‫حصارچینی شما رو مسخره می‌کرد.

00:20:04.920 --> 00:20:06.280
‫- چی؟
‫- حصاری که واسه خوک‌هات گذاشتی.

00:20:06.680 --> 00:20:07.480
‫خب.

00:20:07.680 --> 00:20:09.600
‫اون روز اون‌طرف جاده دروازه گذاشته بود...

00:20:09.760 --> 00:20:11.640
‫ولی علامت‌ها رو چپه نصب کرد.

00:20:12.160 --> 00:20:15.200
‫شرمنده، لطفاً یه بار دیگه بلندتر بگو.

00:20:15.400 --> 00:20:19.840
‫اون روز اون‌طرف جاده دروازه گذاشته بود،
‫ولی علامت‌ها رو چپه نصب کرد.

00:20:20.510 --> 00:20:21.430
‫عجب...

00:20:23.080 --> 00:20:26.360
‫- یه کار از «کِیلب کوپر» خواستم...
‫- بله.

00:20:26.520 --> 00:20:30.660
‫اون‌وقت اون ابله علامت‌ها رو چپه نصب کرده؟

00:20:31.720 --> 00:20:35.200
‫خوب شد که الان همه‌مون می‌دونیم.

00:20:35.360 --> 00:20:38.160
‫- این سوژه رو واسه روز مبادا نگه می دارم.
‫- آره؟

00:20:38.320 --> 00:20:41.430
‫و یه‌روز که اصلاً انتظارش رو نداره...

00:20:42.040 --> 00:20:43.840
‫بحثش رو می‌کِشم وسط.

00:20:44.680 --> 00:20:50.260
‫فقط امیدوارم به‌خاطر اشتباه اون،
‫من جریمه ندم.

00:20:50.280 --> 00:20:51.860
‫خب دیگه، من می رم اون طرف هوا بخورم...

00:20:51.880 --> 00:20:54.200
‫شما دوتا صحبت کنین.
‫من چونه‌زدن بلد نیستم.

00:20:54.360 --> 00:20:56.520
‫- موقع چونه‌زنی سرم گیج می‌ره.
‫- آخه ما...

00:20:56.720 --> 00:20:58.240
‫اوف...

00:20:59.800 --> 00:21:02.810
‫نظرت با پنج‌هزارتا چیـه؟

00:21:04.640 --> 00:21:09.240
‫می‌دونم که شیش‌هزارتا واسه خرید یه کرگدن...

00:21:09.300 --> 00:21:10.420
‫پول زیادیـه.

00:21:10.440 --> 00:21:13.660
‫ولی قطعاً برامون سود داره.

00:21:13.680 --> 00:21:16.880
‫تا سالیان سال...

00:21:17.040 --> 00:21:18.400
‫برامون استیک و گوشت برگر...

00:21:19.920 --> 00:21:21.600
‫تولید می‌کنه.

00:21:22.080 --> 00:21:25.840
‫کمِ کمش پنج‌ونیم.

00:21:28.680 --> 00:21:30.360
‫گوشت زیادی روی دستت مونده‌ها.

00:21:30.720 --> 00:21:31.880
‫پنج می‌دی؟

00:21:32.030 --> 00:21:34.830
‫پنج‌ونیم بهت می‌دمش.

00:21:35.160 --> 00:21:38.360
‫به شرط این که وقتی برات آوردمش،
‫بهم یه ظرف عسل ناب بدی.

00:21:38.560 --> 00:21:40.640
‫قبولـه. هستم.

00:21:43.360 --> 00:21:45.360
‫داشتیم سر پنج توافق می‌کردیم.

00:21:45.390 --> 00:21:46.950
‫عع، زود اومدم؟

00:21:47.600 --> 00:21:50.000
‫پس عملاً ریدم توی معامله‌ی خودم.

00:21:50.200 --> 00:21:52.100
‫- هنوز داشتین حرف می‌زدین؟
‫- داشتم ادامه می‌دادم...

00:21:52.120 --> 00:21:53.800
‫حالا نتیجه که نمی‌داد.

00:21:55.560 --> 00:21:57.380
‫- پس خودت می‌آریش؟
‫- آره.

00:21:57.400 --> 00:21:58.960
‫- خودت می‌آریش؟
‫- بله. بله.

00:21:59.170 --> 00:22:01.210
‫قراره بیای به دیدلی اسکوات، «اِندگیم» عزیز.

00:22:03.080 --> 00:22:04.840
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.

00:22:05.000 --> 00:22:06.000
‫خوبـه.

00:22:09.200 --> 00:22:11.320
‫حالا که یه حیوون گنده خریده بودم...

00:22:11.480 --> 00:22:15.000
‫برگشتم به مزرعه که حیوون‌کوچیکه رو ببینم.

00:22:17.550 --> 00:22:22.970
‫و به «لیسا» توضیح دادم
‫که می‌خوام سبک زندگی اون رو تغییر بدم.

00:22:23.800 --> 00:22:25.400
‫مجبور شدم «ریچارد هَم» رو...

00:22:25.600 --> 00:22:29.560
‫قاطی دخترها بذارم، چون پسرها اذیتش می‌کنن.

00:22:29.720 --> 00:22:31.960
‫- گذاشتمش پیش بانوان.
‫- آره.

00:22:32.120 --> 00:22:34.040
‫ظاهراً باهاش مهربون‌ترن.

00:22:34.200 --> 00:22:35.850
‫فکر کنم همه‌شون خواهر‌هاش
‫و دخترخاله‌هاش باشن.

00:22:35.870 --> 00:22:37.730
‫- باهاش کاری ندارن.
‫- بعضی‌هاشون، آره.

00:22:38.160 --> 00:22:41.000
‫- خیلی گوگولیـه.
‫- کوچولو موچولوئـه.

00:22:41.750 --> 00:22:44.810
‫«ریچارد هَم»؟
‫«ریچارد هَم»؟

00:22:44.920 --> 00:22:47.440
‫به این می‌گن «تغذیه‌ی هدفمند خوک‌ها».

00:22:47.600 --> 00:22:48.520
‫نه، فکر کنم... اوه...

00:22:48.680 --> 00:22:51.040
‫نه. ببین.
‫زود باش، «ریچارد هَم».

00:22:51.480 --> 00:22:53.600
‫هیچی نخورد.
‫پشت‌سرت رو ببین!

00:22:53.760 --> 00:22:55.440
‫همه رو از دست داد.

00:22:56.800 --> 00:22:58.080
‫داره یکی برمی‌داره.

00:22:58.760 --> 00:23:00.920
‫یه لقمه زیرش بود که روش پا گذاشت.

00:23:01.080 --> 00:23:03.410
‫از دست تو، «ریچارد هَم»!

00:23:04.680 --> 00:23:08.240
‫هنوز یه لقمه هم نخورده!

00:23:10.120 --> 00:23:11.540
‫آفرین! فکر کنم یکی برداشت!

00:23:11.560 --> 00:23:13.560
‫- ای وای، دختره بهش حمله کرد!
‫- دارن بهش زور می‌گن.

00:23:14.120 --> 00:23:16.720
‫این‌ها هم باهاش بدرفتاری می‌کنن.
‫تأثیر گشنگی روی همه یکیـه.

00:23:16.880 --> 00:23:19.000
‫تغذیه‌ی هدفمند هم کار سختیـه.

00:23:24.080 --> 00:23:26.160
‫نمی‌خواستم شکست بخورم.

00:23:26.650 --> 00:23:29.010
‫واسه همین فرداش برگشتم به میدون جنگ...

00:23:29.800 --> 00:23:31.240
‫می‌رم دیدنِ «ریچارد».

00:23:31.720 --> 00:23:34.720
‫یه راه‌حل جسورانه‌تر پیدا کرده بودم.

00:23:39.950 --> 00:23:42.230
‫خب، «ریچارد هَم».

00:23:42.820 --> 00:23:45.300
‫ببین برات چی آوردم!

00:23:45.600 --> 00:23:49.200
‫دولت بریتانیا مجوزش رو صادر کرده
‫و می‌تونی از این‌ها بخوری.

00:23:51.040 --> 00:23:51.920
‫«ریچارد هَم»؟

00:23:53.200 --> 00:23:54.240
‫«ریچارد هَم»؟

00:23:55.320 --> 00:23:58.400
‫زود باش دیگه. اگه غذا نخوری،
‫هیچ‌وقت بزرگ نمی‌شی.

00:23:59.320 --> 00:24:01.320
‫یه هویج آبدار می‌خوری؟

00:24:02.520 --> 00:24:05.000
‫نظرت چیـه، «ریچارد»؟

00:24:14.400 --> 00:24:15.640
‫براش یه آغل ساختم...

00:24:16.960 --> 00:24:20.730
‫که از خواهرها و دخترخاله‌هاش در امان باشه.

00:24:21.210 --> 00:24:24.960
‫توش هم پُر از غذاهای خوش‌مزه کردم،
‫ولی فرار کرد.

00:24:25.680 --> 00:24:26.760
‫«ریچارد»؟

00:24:27.270 --> 00:24:29.240
‫ببین این هویجـه؛ بخورش.

00:24:29.400 --> 00:24:30.640
‫بخور.

00:24:30.800 --> 00:24:32.560
‫خواهرهات خوردن.

00:24:34.240 --> 00:24:35.320
‫«ریچارد»!

00:24:35.880 --> 00:24:37.800
‫سیب‌زمینی دوست داری؟

00:24:40.550 --> 00:24:42.190
‫بیا دیگه، «ریچارد».
‫جون عزیزت!

00:24:43.360 --> 00:24:46.640
‫از هم‌اسم خودت هم رواعصاب‌تری.

00:24:52.120 --> 00:24:56.120
‫عملیات ویژه‌ی تغذیه‌ی «ریچارد»
‫نیازمند تفکر بیشتری بود...

00:24:57.040 --> 00:24:59.280
‫و فعلاً گذاشتمش کنار.

00:25:07.440 --> 00:25:08.960
‫آخه صبح روز بعدش...

00:25:09.120 --> 00:25:13.360
‫باید برای شرف‌یابی
‫گاو نَر جدیدم آماده می‌شدیم.

00:25:16.240 --> 00:25:17.520
‫- آماده‌ای، «لیسا»؟
‫- اووو...

00:25:18.720 --> 00:25:20.320
‫چه سیاه خوشگلـی!

00:25:21.280 --> 00:25:23.740
‫- اومد.
‫- هوشش...

00:25:24.040 --> 00:25:25.080
‫چه خفنـه!

00:25:27.690 --> 00:25:29.480
‫عع، یه‌کم کوچیکـه!

00:25:29.640 --> 00:25:32.160
‫- هنوز بچه‌ست.
‫- بچه‌ست؟

00:25:32.560 --> 00:25:35.640
‫- نمی‌دونستم. اسمش چیـه؟
‫- «اِندگیم».

00:25:35.800 --> 00:25:37.320
‫کوتاه‌تر چی صداش کنیم؟

00:25:37.520 --> 00:25:39.040
‫همون «اِندگیم».

00:25:39.090 --> 00:25:40.330
‫سلام، «اِندگیم»!

00:25:40.920 --> 00:25:44.640
‫واسه خودش پهلوونیـه.
‫ظاهرش رو خیلی دوست دارم.

00:25:48.960 --> 00:25:53.440
‫همه‌چی توی مزرعه داشت خوب پیش می‌رفت.

00:25:55.120 --> 00:25:58.720
‫قبل‌از این‌که «اِندگیم» رو
‫بین گاوهای ماده بفرستیم...

00:25:58.880 --> 00:26:02.120
‫چند روزی لازم داشت
‫که به آلونک جدیدش عادت کنه...

00:26:03.920 --> 00:26:07.280
‫و بااین‌که هوا بس ناجوانمردانه
‫گرم‌وخشک بود...

00:26:07.440 --> 00:26:10.520
‫تونستیم همه‌ی بذرها رو بکاریم.

00:26:12.480 --> 00:26:16.840
‫یه پروژه‌ی جدید هم
‫توی دیدلی اسکوات در شُرف آغاز بود.

00:26:17.000 --> 00:26:20.800
‫عطرهای دست‌ساز «لیسا».

00:26:22.480 --> 00:26:25.280
‫عالیـه. بوش بهت می‌آد.

00:26:25.440 --> 00:26:28.120
‫- اوف! عجب بویی!
‫- این زنونه‌ست یا مردونه؟

00:26:28.280 --> 00:26:30.040
‫فرقی نداره.
‫یکسان‌دستی داره.

00:26:30.480 --> 00:26:31.840
‫- چی‌چی داره؟
‫- یکسان‌دستی.

00:26:32.000 --> 00:26:34.910
‫- منظورت «زنونه‌مردونه»ست؟
‫- دیگه از این واژه استفاده نمی‌شه.

00:26:34.940 --> 00:26:37.600
‫چرا نشه؟ یکسان‌دستی یعنی
‫هم‌زمان از دو دست استفاده کنی.

00:26:38.120 --> 00:26:40.360
‫یکسان‌دستی منظورش همه‌ی جنسیت‌ها و...

00:26:40.390 --> 00:26:42.280
‫زنونه‌مردونه یعنی...

00:26:42.310 --> 00:26:44.540
‫شما هر جنسی هستی، این عطر رو بزن.

00:26:44.560 --> 00:26:45.720
‫- نه، ببین...
‫- نمی‌شه که...

00:26:45.750 --> 00:26:47.260
‫یکسان‌دستی همچین معنایی نداره.

00:26:47.280 --> 00:26:49.360
‫قوز چه ربطی به شقیقه داره؟

00:26:50.000 --> 00:26:51.020
‫راستی...

00:26:51.050 --> 00:26:53.840
‫چه موادی از مزرعه‌ی دیدلی اسکوات توش ریختی؟

00:26:54.000 --> 00:26:56.360
‫- یه‌عالمه.
‫- نه. جداً چقدر ریختی؟

00:26:56.520 --> 00:26:57.660
‫می‌گم که یه‌عالمه.

00:26:57.680 --> 00:26:59.880
‫تقریباً همه‌ی این‌ها.

00:27:00.040 --> 00:27:02.540
‫- فقط وانیل نزدم.
‫- درستـه.

00:27:02.560 --> 00:27:06.460
‫عصاره‌ی نارنج هم نمی‌زنیم.
‫روغن پرتقال هم بوی شیرین داره.

00:27:06.480 --> 00:27:08.220
‫- که اون هم نمی‌زنیم.
‫- این‌ها رو کلاً نزدیم.

00:27:08.240 --> 00:27:10.600
‫- بقیه‌شون خوب بودن.
‫- خب چرا... «لیسا» جان...

00:27:13.600 --> 00:27:14.640
‫روز بعد...

00:27:14.800 --> 00:27:17.790
‫قرار بود به «کِیلب» کمک کنم
‫یه گله خوک دیگه رو...

00:27:17.820 --> 00:27:19.400
‫بفرسته کشتارگاه.

00:27:19.600 --> 00:27:20.740
‫- راه بیُفت، سلطان.
‫- برو.
‫- سریع باش.
‫- راه برو.

00:27:22.360 --> 00:27:26.360
‫ولی «لیسا» من رو نگه داشت
‫که با هم عطر بسازیم.

00:27:26.480 --> 00:27:27.960
‫الان دهنه‌ش کجاست؟

00:27:28.580 --> 00:27:31.260
‫این دفعه یه رایحه‌ی جدید ساختیم...

00:27:31.290 --> 00:27:33.680
‫که «لیسا» اسمش رو گذاشت رایحه‌ی «خیس».

00:27:34.520 --> 00:27:36.260
‫- صبر کن بینم.
‫- وقتی می‌زنی، خوش‌بو می‌شه.

00:27:36.280 --> 00:27:37.740
‫- اَه اَه...
‫- هنوز پاشِ اول بود.

00:27:37.760 --> 00:27:39.980
‫- حالم به هم خورد.
‫- خب هنوز پاشِ اولـه.

00:27:40.000 --> 00:27:41.680
‫ولی نباید این‌طوری بشه.

00:27:41.840 --> 00:27:43.300
‫- مشکل چی بوده؟
‫- نمی‌دونم.

00:27:43.320 --> 00:27:46.260
‫بوش عین روغن‌موتور رنج روور منـه.

00:27:46.280 --> 00:27:48.530
‫- مارک کاسپین.
‫- بذار یه‌کم بگذره.

00:27:49.420 --> 00:27:51.780
‫- خیلی عجیبـه.
‫- چطوری، «کِیلب»؟

00:27:51.800 --> 00:27:53.740
‫- صبح به‌خیر.
‫- اون دوتا خوک‌ها رو هم فرستادی؟

00:27:53.760 --> 00:27:55.860
‫اون باحاله رو هم فرستادی؟

00:27:55.880 --> 00:27:58.400
‫دوتا پسر فرستادم که یکی‌شون اون اسگله بود.

00:27:58.600 --> 00:28:00.080
‫و دَه‌تا دختر.

00:28:00.240 --> 00:28:01.980
‫- طفلی‌ها.
‫- پس دَه‌تا دختر...

00:28:02.000 --> 00:28:03.220
‫- همه رفتن.
‫- دوتا پسر.
‫- آره.
‫- خوبـه.

00:28:04.200 --> 00:28:06.200
‫البته جمعاً شدن ۱۳ تا.

00:28:06.360 --> 00:28:09.060
‫یه خوک هم توی انبار بود.

00:28:09.440 --> 00:28:11.040
‫- نگو که خوک من رو بردی؟
‫- چی؟

00:28:11.240 --> 00:28:14.820
‫«پیگ‌میلی» رو بردی؟
‫نه! اون حیوون خونگی‌م بود!

00:28:14.840 --> 00:28:16.910
‫مگه «پیگ‌میلی» پیش خودت نبود؟

00:28:17.200 --> 00:28:18.680
‫بمیرم براش.
‫خیلی گوگولی بود.

00:28:18.990 --> 00:28:20.670
‫تا الان دیگه سوسیس شده.

00:28:23.050 --> 00:28:25.890
‫حالا اینجا باغ‌وحش که نیست؛ مزرعه‌ست.

00:28:26.160 --> 00:28:28.860
‫فقط می‌خواستم جداگانه بهش غذا بدم
‫چون بقیه نمی‌ذاشتن بخوره.

00:28:28.880 --> 00:28:30.570
‫الان که بردمش، چاق‌وچله بود.
‫نگران نباش.

00:28:30.860 --> 00:28:32.710
‫- اِشکال نداره.
‫- کاش قبلش می‌گفتی.

00:28:32.740 --> 00:28:34.140
‫شرمنده، ولی «کِیلب» اشتباهی نکرده.

00:28:34.160 --> 00:28:36.840
‫اگه چیزی می‌گفتم هم باز می‌بردینش.

00:28:37.040 --> 00:28:38.540
‫ساکت باشین!

00:28:38.560 --> 00:28:41.240
‫- شاخم رو آوردن.
‫- شاخ؟

00:28:41.470 --> 00:28:44.310
‫شاخ‌های گوزن که ازم خواسته بودی.

00:28:45.660 --> 00:28:47.160
‫- شاخ گوزن خواسته بودم؟
‫- بله.

00:28:49.280 --> 00:28:51.160
‫کِی همچین چیزی خواستم؟

00:28:51.840 --> 00:28:56.160
‫درهرصورت، چند لحظه‌ی بعد شاخ‌ها از راه رسیدن.

00:28:56.360 --> 00:28:58.560
‫- من شاخ گوزن نخواستم.
‫- تو...

00:28:58.960 --> 00:29:01.020
‫اون روز داشتیم می‌گفتیم
‫چی‌ها توی مزرعه به درد می‌خوره.

00:29:01.040 --> 00:29:03.360
‫تو گفتی فقط از فروشگاه
‫لوازم مزرعه خرید می‌کنی.

00:29:03.520 --> 00:29:05.020
‫شاخ گوزن زرد که از مزرعه‌ست.

00:29:05.040 --> 00:29:07.760
‫- این از مزرعه‌ست؟
‫- نه، این یکی نیست، ولی...

00:29:09.640 --> 00:29:12.440
‫حالا اون گوزن رو بیخیال.
‫ولی جداً خوشگل نیستن؟

00:29:12.800 --> 00:29:15.120
‫مال همین حوالیـه دیگه؟

00:29:15.280 --> 00:29:18.880
‫آره، مال همین اطرافـه.

00:29:19.320 --> 00:29:21.340
‫البته زمانی که زنده بوده.
‫خوشگل نیستن؟

00:29:21.400 --> 00:29:22.680
‫مثل شاخ گوزن شمالیـه‌ها.

00:29:23.160 --> 00:29:25.240
‫- نه، گوزن زرده.
‫- این هم مال گوزن کاناداییـه.

00:29:25.850 --> 00:29:27.140
‫و این...

00:29:27.520 --> 00:29:30.330
‫- مال حوالی کاناداست، نه اینجا.
‫- این جایزه‌تـه.

00:29:30.520 --> 00:29:33.360
‫- خیلی قشنگـه.
‫- پس هم شاخ داریم و هم...

00:29:33.560 --> 00:29:36.580
‫یه عطر بسیار خوش‌بو و دل‌پذیر به نام «خیس».

00:29:36.600 --> 00:29:38.620
‫- «خیس». آره.
‫- یعنی بوش بَده؟

00:29:38.640 --> 00:29:41.440
‫- بوی اِتانول می‌ده.
‫- ولی کم‌کم بهتر می‌شه.

00:29:41.600 --> 00:29:42.960
‫وقتی می‌زنی، کم‌کم خوب می‌شه.

00:29:43.110 --> 00:29:44.890
‫ولی توی عطرفروشی نمی‌شه به مشتری بگی...

00:29:44.920 --> 00:29:46.280
‫- یا خدا!
‫- دقیقاً.

00:29:46.310 --> 00:29:47.800
‫بدجور تیزه.

00:29:50.520 --> 00:29:52.620
‫همین‌طور که درگیر خرید گاو نَر...

00:29:52.640 --> 00:29:55.860
‫غذادادن به «ریچارد هَم» و ساخت عطر بودم...

00:29:55.880 --> 00:29:57.680
‫که زندگی هر کشاورزی هم همینـه...

00:29:57.880 --> 00:30:00.800
‫نقشه‌بردارها هم کافه رو بررسی می‌کردن.

00:30:02.120 --> 00:30:05.600
‫و بعد «چارلی» با گزارش نهایی اومد پیشم.

00:30:06.000 --> 00:30:08.880
‫قراره کارشناسی کامل بشه.
‫این تازه نصف گزارشـه.

00:30:09.220 --> 00:30:10.020
‫جدی می‌گی؟
‫بلی...

00:30:12.680 --> 00:30:13.600
‫خیلی...

00:30:15.080 --> 00:30:16.320
‫حجم داره.

00:30:16.480 --> 00:30:18.700
‫به نظرت چقدر طول می‌کِشه که کافه رو بخریم؟

00:30:18.720 --> 00:30:21.590
‫اگه خدا بخواد، تا آخر هفته خریدیمش.

00:30:22.160 --> 00:30:24.940
‫- پس نهایتاً ۴۸ ساعت دیگه؟
‫- آره.

00:30:25.400 --> 00:30:28.240
‫و حالا برام رمان فرستادن که بخونم؟

00:30:28.400 --> 00:30:30.560
‫- بله.
‫- باز چه ایرادی پیدا کردن؟

00:30:30.720 --> 00:30:32.900
‫به این نتیجه رسیدن که...

00:30:32.920 --> 00:30:34.120
‫سقف...

00:30:35.400 --> 00:30:36.920
‫مشکل داره.

00:30:37.480 --> 00:30:41.680
‫و گفتن ۱۵۰ هزار پوند بابت تعمیرش می‌گیرن.

00:30:43.420 --> 00:30:46.060
‫- ۱۵۰ هزار پوند؟
‫- بله.

00:30:46.080 --> 00:30:49.400
‫- واسه سقف؟
‫- فکر کنم باید...

00:30:49.710 --> 00:30:51.630
‫من و این‌همه خوشبختی محالـه.

00:30:51.880 --> 00:30:54.520
‫ظاهراً لوله‌کشی مستراح‌ها هم مشکل داره...

00:30:54.680 --> 00:30:57.360
‫و اگه تعداد مشتری‌ها زیاد بشن، دردسر می‌شه.

00:30:57.560 --> 00:30:58.500
‫گفتن...

00:30:58.520 --> 00:31:00.580
‫خب راه‌حل‌شون برای مستراح‌ها چیـه؟

00:31:00.600 --> 00:31:02.420
‫جاشون رو عوض کنیم و از نو بسازیم.

00:31:02.440 --> 00:31:05.200
‫می‌گن حدوداً ۱۰۰ هزار پوند خرج داره.

00:31:05.720 --> 00:31:07.280
‫واسه مستراح؟

00:31:08.080 --> 00:31:11.100
‫مگه می‌خوان مستراح هوشمند ژاپنی بذارن...

00:31:11.120 --> 00:31:12.800
‫که کون طرف رو واسه‌ش بشوره؟

00:31:13.370 --> 00:31:14.210
‫برو بابا.

00:31:15.800 --> 00:31:18.040
‫- هنوز مونده.
‫- پنبه‌ی نسوز و یه‌مشت خزعبل دیگه.

00:31:18.440 --> 00:31:19.440
‫ایمنی آتش؟

00:31:20.440 --> 00:31:22.160
‫مگه چوب هم جزو ایمنی آتش حساب می‌شه؟

00:31:22.360 --> 00:31:25.080
‫- بله.
‫- نه. اصلاً نخواستیم.

00:31:25.330 --> 00:31:27.810
‫- حقوق برابر؟
‫- اصل کاری اینـه.

00:31:27.960 --> 00:31:29.760
‫می‌دونستم این یکی چشمت رو می‌گیره.

00:31:29.920 --> 00:31:34.080
‫«درحال‌حاضر هیچ مکان
‫مشخصی در منطقه‌ی پارکینگ...

00:31:34.680 --> 00:31:35.880
‫وجود ندارد.»

00:31:37.080 --> 00:31:38.800
‫مکان مشخص واسه کی‌ها؟

00:31:39.450 --> 00:31:42.580
‫فکر کنم منظورشون افراد ناتوان و کم‌توانـه...

00:31:42.600 --> 00:31:44.760
‫آها. فکر کردم «برابری نژادی» رو می‌گن!

00:31:45.160 --> 00:31:47.500
‫- برابری توی همه‌چی هست.
‫- واقعاً هست؟ چی بگم.

00:31:47.520 --> 00:31:48.580
‫خب خلاصه‌ش کنیم.

00:31:48.600 --> 00:31:52.390
‫پس ۱۰۰ هزارتا واسه مستراح...

00:31:52.440 --> 00:31:53.640
‫و ۱۵۰ هزارتا واسه سقف.

00:31:53.980 --> 00:31:56.340
‫در نتیجه، کون لق کارشناس‌ها...

00:31:56.360 --> 00:31:59.240
‫چون همیشه از خونه‌ها ایراد می‌گیرن.

00:32:00.280 --> 00:32:03.000
‫البته این خونه نیست؛ کافه‌ست.

00:32:06.960 --> 00:32:07.880
‫اصلاً بامزه نبود.
‫آخه خیلی جو می‌دن.

00:32:09.160 --> 00:32:11.780
‫یه‌جوری می‌گن انگار ساختمون قراره...

00:32:11.800 --> 00:32:13.800
‫تا دَه دقیقه‌ی دیگه ریزش کنه.

00:32:13.960 --> 00:32:15.200
‫چون این‌طوری...

00:32:15.560 --> 00:32:17.560
‫اگه واقعاً ریزش کنه،
‫نمی‌تونی ازشون شکایت کنی.

00:32:17.720 --> 00:32:21.260
‫- یعنی می‌خوان گندکاری خودشون رو جمع کنن.
‫- عع...

00:32:21.280 --> 00:32:23.360
‫پس این کاغذها مستقیم می‌ره سطل زباله.

00:32:23.560 --> 00:32:26.320
‫خودم می‌ذارمشون توی پوشه.
‫یه پوشه دارم.

00:32:26.520 --> 00:32:29.360
‫خب من باید برم.
‫ممنون، «چارلی».

00:32:31.560 --> 00:32:35.760
‫توجه زیادم به جزئیات،
‫اون جلسه رو هم ختم‌به‌خیر کرد.

00:32:36.100 --> 00:32:37.900
‫بعدش رفتم سراغ «آلن»...

00:32:37.920 --> 00:32:42.920
‫که مشغول ساخت طویله‌ی جدیدم
‫با سنگ‌های زیبای کاتسولد بود.

00:32:43.520 --> 00:32:45.160
‫- حال‌واحول؟
‫- قربونت.

00:32:45.560 --> 00:32:47.560
‫- راضی‌ای؟
‫- چجورم.

00:32:47.720 --> 00:32:51.200
‫از فرصت استفاده کردم و ازش چیزی پرسیدم...

00:32:51.360 --> 00:32:53.560
‫که همیشه واسه‌م سؤال شده بود.

00:32:53.720 --> 00:32:57.280
‫وقتی یه دیوار بزرگ و دراز این‌شکلی می‌زنین...

00:32:57.680 --> 00:33:00.200
‫این سنگ بزرگ‌ها که بهش می‌گن «جامپر»...

00:33:00.230 --> 00:33:01.150
‫آره.

00:33:02.120 --> 00:33:04.640
‫با جامپرها مشکلی ندارم‌ها...

00:33:04.800 --> 00:33:06.740
‫فقط نمی‌دونم کاربردشون چیـه.

00:33:06.760 --> 00:33:09.340
‫ببین، وقتی به این نقطه می‌رسیم...

00:33:09.920 --> 00:33:12.000
‫دوتا دوتا دوتا آجر می‌ذاریم.

00:33:12.170 --> 00:33:15.410
‫بعد یه جامپر می‌ندازی تنگش
‫و کنارش یه سه‌تایی و چهارتایی می‌ذاری.

00:33:15.560 --> 00:33:17.100
‫سه‌دو تا؟ شیش تا.

00:33:17.120 --> 00:33:18.700
‫پس سه تا دو می‌ذاریم که بشه شیش.

00:33:18.720 --> 00:33:21.310
‫ولی اگه به‌جاش جامپر بذاری،
‫داستان عوض می‌شه.

00:33:21.520 --> 00:33:23.660
‫اگه مثلاً شیش اینچ جا بذارم...

00:33:23.680 --> 00:33:25.300
‫و هشت اینچ کنارش فضا باشه...

00:33:25.320 --> 00:33:27.660
‫باید یه جامپر باشه که معادله رو عوض کنه.

00:33:27.680 --> 00:33:29.400
‫جامپر کار رو راحت می‌کنه.

00:33:30.160 --> 00:33:32.960
‫با یه خط صاف
‫نمی‌تونیم جامپر بذاریم دیگه، نه؟

00:33:34.240 --> 00:33:35.040
‫جان؟

00:33:36.000 --> 00:33:38.920
‫بعداز توضیحات مفصل و واضح درباره‌ی جامپر...

00:33:40.240 --> 00:33:43.440
‫از «کِیلب» و «چارلی» کمک خواستم
‫که «اِندگیم» رو سوار کنن...

00:33:43.600 --> 00:33:47.400
‫تا بره با دوست‌دخترهای جدیدش صفا کنه.

00:33:50.400 --> 00:33:52.720
‫الان می‌گن «چه دقیق پارک کردی!».

00:33:53.840 --> 00:33:54.640
‫آماده‌ایـن؟

00:33:55.520 --> 00:33:56.960
‫الان می‌گن.

00:33:57.120 --> 00:33:58.840
‫- بیا عقب‌تر.
‫- ای ریدم...

00:34:03.160 --> 00:34:04.480
‫خوبـه خوبـه.

00:34:07.400 --> 00:34:08.830
‫این واسه تنبیه گاوه.

00:34:10.160 --> 00:34:11.720
‫«گاندولف» اومد.
‫(گاندولف یه پیرمرد توی مجموعه داستان‌های «ارباب حلقه‌ها»ست که عصای بلندی داره.)

00:34:12.400 --> 00:34:14.280
‫می‌خوای دَر رو نگه داری؟

00:34:14.480 --> 00:34:17.440
‫فکر کردم کار راحتیـه، ولی...

00:34:17.880 --> 00:34:18.840
‫نبود.
‫- بیا.
‫- زود باش، «اِندگیم».

00:34:24.440 --> 00:34:25.680
‫- اوهو!
‫- بسم الله.

00:34:27.640 --> 00:34:29.040
‫- اوه!
‫- عجب...

00:34:33.500 --> 00:34:35.560
‫- اصلاً کون لقش!
‫- نه...

00:34:35.720 --> 00:34:36.600
‫نه!

00:34:37.670 --> 00:34:40.500
‫فکر کنم به خودم ریدم.

00:34:40.840 --> 00:34:42.740
‫یه چیز لازم داریم... آره...

00:34:42.760 --> 00:34:44.970
‫آقا من غلط کردم.

00:34:45.640 --> 00:34:48.840
‫تا حالا مسابقه‌ی گاوبازی نرفتم
‫و نمی‌خوام هم برم.

00:34:54.410 --> 00:34:56.200
‫بذار چند دقیقه آروم بشه.

00:34:56.360 --> 00:34:58.960
‫این بشر زیادی گنده‌ست.

00:34:59.920 --> 00:35:01.040
‫هــوف.

00:35:01.510 --> 00:35:03.470
‫- اگه شما می‌تونین، پولش رو می‌دم‌ها.
‫- نه. ممنون.

00:35:05.440 --> 00:35:06.920
‫وقتی کله‌ش رو این‌طوری می‌کنه...

00:35:07.080 --> 00:35:09.000
‫آره... دارم می‌بینمش.

00:35:09.160 --> 00:35:11.600
‫تازه هنوز بچه‌ست.

00:35:13.800 --> 00:35:17.100
‫دَه دقیقه بعد که دیگه واقعاً آروم شد...

00:35:17.440 --> 00:35:19.180
‫باریکلا. برو.

00:35:19.200 --> 00:35:21.800
‫بالاخره به واگن هدایتش کردیم.

00:35:21.960 --> 00:35:25.520
‫- برو، رفیق.
‫- باریکلا، «اِندگیم».

00:35:28.520 --> 00:35:32.020
‫توی مرتع، خانم‌گاوها
‫داشتن زندگی‌شون رو می‌کردن...

00:35:32.040 --> 00:35:36.800
‫و تیم شجاع فیلم‌برداری هم
‫اون‌طرف حصار منتظر بود.

00:35:37.430 --> 00:35:40.040
‫ما هم آماده بودیم که هیولا رو آزاد کنیم.

00:35:43.000 --> 00:35:44.860
‫اگه یه‌وقت هم‌جنس‌باز باشه چی؟

00:35:44.880 --> 00:35:46.580
‫هنوز جَوونـه. وقت زیاد داره.

00:35:46.600 --> 00:35:48.260
‫- اگه هم‌جنس بخواد چی؟
‫- احتمالش هست.

00:35:48.280 --> 00:35:50.050
‫- ما باز هم دوستش داریم.
‫- الان سال ۲۰۲۴ هستیم.
‫(توضیح بیشتر: چارلی عمداً از جمله‌ی معروفی استفاده می‌کنه که توی آثار سینمایی و تلویزیونی نسل جدید (مرتبط با جامعه‌ی اِل‌جی‌بی‌تی) زیاد شنیده می‌شه: «هرچی باشی، ما باز هم دوستت داریم.»
‫این جمله بین مخاطب‌ها همیشه جنجال‌برانگیز بوده، چون از نظر بعضی‌ها، مکاتب اخلاق رو زیر سؤال می‌بره.)

00:35:50.080 --> 00:35:52.940
‫باشه، ولی من دیگه دوستش ندارم،
‫چون شیش‌هزار پوند واسه‌م آب خورده.

00:35:52.960 --> 00:35:54.250
‫البته اگه هم‌جنس‌باز باشه.

00:35:54.840 --> 00:35:57.520
‫- تا حالا گاو هم‌جنس‌باز داشتی؟
‫- آره بابا.

00:35:57.960 --> 00:36:00.510
‫اگه ذبحش کنی، می‌تونی
‫تقریباً هشت‌هزار پوند گوشت ازش دربیاری.

00:36:01.680 --> 00:36:02.880
‫- آماده‌ایـن؟
‫- آره.

00:36:03.760 --> 00:36:05.210
‫سلطان وارد حرم‌سرا می‌شود.

00:36:05.800 --> 00:36:07.040
‫زود باش، «اِندگیم».

00:36:08.360 --> 00:36:09.840
‫داره اشتباه می‌ره.

00:36:12.560 --> 00:36:13.680
‫«اِندگیم» جان؟

00:36:13.840 --> 00:36:15.280
‫واکنشش تا الان خوب بوده.

00:36:15.440 --> 00:36:17.260
‫مثل کسخل‌ها داره دور خودش می‌چرخه.

00:36:17.280 --> 00:36:19.420
‫حداقل آرومـه و داره اطرافش رو نگاه می‌کنه.

00:36:19.440 --> 00:36:20.710
‫حتی اون هفت‌تا خانوم هم توجه نمی‌کنن.

00:36:20.980 --> 00:36:21.980
‫راست می‌گی.

00:36:23.440 --> 00:36:24.500
‫اوه، راه افتاد.

00:36:24.520 --> 00:36:26.460
‫تازه فهمید آزاده.

00:36:26.480 --> 00:36:28.900
‫- حداقل از آزادی‌ش راضیـه.
‫- خانوم‌ها رو.

00:36:28.920 --> 00:36:30.920
‫- اوه پسره رو دیدن.
‫- همه‌شون دارن نگاه می‌کنن.

00:36:31.440 --> 00:36:33.080
‫پیداش کردن.
‫اوه، گازش رو گرفت.

00:36:33.240 --> 00:36:35.360
‫ماشالا!

00:36:38.800 --> 00:36:40.390
‫دارن لاس می‌زنن.

00:36:41.880 --> 00:36:43.240
‫عع، اون‌ها افتادن دنبالش!

00:36:43.560 --> 00:36:44.580
‫آره!

00:36:47.780 --> 00:36:48.780
‫نه، ممنون!

00:36:48.800 --> 00:36:50.600
‫چرا برعکس شد؟

00:36:51.080 --> 00:36:52.540
‫بیاین این بالا!
‫نه بابا. همین‌جا خوبـه.

00:36:55.760 --> 00:36:59.520
‫همه می‌دونن سکس لازمـه،
‫فقط نمی‌دونن چطوری انجامش بدن.

00:37:00.440 --> 00:37:02.460
‫مثل پسرهای نوجَوون می‌مونه، نه؟

00:37:02.480 --> 00:37:04.640
‫- سنش هم کمه...
‫- همه‌شون نوجَوونـن.

00:37:04.700 --> 00:37:07.120
‫یه‌جوری دنبال همـن که انگار مجلس رقصـه.

00:37:08.040 --> 00:37:09.560
‫زود باش دیگه، «اِندگیم».

00:37:10.240 --> 00:37:11.820
‫وارد عمل شو، پسر.

00:37:11.840 --> 00:37:14.360
‫نه! این برعکسـه!
‫دارین اشتباه می‌زنین!

00:37:16.720 --> 00:37:18.800
‫چرا خانومه پرید روی آقاهه؟

00:37:19.200 --> 00:37:20.480
‫باز هم اشتباهـه.

00:37:20.640 --> 00:37:23.200
‫حسابی زده بالا.
‫نمی‌تونه کنترل کنه.

00:37:24.360 --> 00:37:26.140
‫دختره می‌خواد بپره روی اون.

00:37:27.560 --> 00:37:30.770
‫شبیه داستان‌های جنبش «می تو» شد.

00:37:29.780 --> 00:37:30.780
‫(جنبش «می تو» یا «من هم» با هدف حمایت از زنان آسیب‌دیده از فرهنگ تجاوز
‫و محکوم‌کردن عمل تجاوز جنسی تشکیل شد.)

00:37:32.280 --> 00:37:33.360
‫«می تو» دیگه چیـه؟

00:37:33.960 --> 00:37:36.040
‫- خودت می‌دونی چیـه دیگه.
‫- نه والا.

00:37:36.200 --> 00:37:37.440
‫«هشتگ می تو» نشنیدی؟

00:37:38.760 --> 00:37:40.640
‫بگو که شنیدی.

00:37:42.560 --> 00:37:44.300
‫- وبسایت پورنـه؟
‫- نه بابا.

00:37:44.320 --> 00:37:47.100
‫- نه. یه‌جورهایی برعکسشـه.
‫- دقیقاً برعکسشـه!

00:37:47.120 --> 00:37:50.800
‫من که نمی‌فهمم.
‫اصلاً چرا پرسیدم؟

00:37:50.920 --> 00:37:53.720
‫عع، باز برعکس شد

00:37:59.680 --> 00:38:02.280
‫اون شب اصلاً خوابم نبرد.

00:38:02.920 --> 00:38:05.160
‫همه‌ش نگران کافه بودم.

00:38:06.320 --> 00:38:09.520
‫صبح روز بعد، قبل‌از امضای سند...

00:38:09.680 --> 00:38:12.360
‫تصمیم گرفتم از چند نفر...

00:38:12.520 --> 00:38:14.520
‫که قبلاً کافه‌چی بودن...

00:38:14.680 --> 00:38:18.440
‫مشورت بگیرم که بعداً پشیمون نشم.

00:38:19.760 --> 00:38:21.120
‫صبح به‌خیر. خودتـی؟

00:38:21.280 --> 00:38:25.560
‫و با یکی از دوست‌های قدیمی و خوبم شروع کردم.

00:38:26.230 --> 00:38:28.190
‫خب توصیه‌ای داری؟

00:38:28.400 --> 00:38:31.520
‫از هر کافه‌چی‌ای بپرسی،
‫بهت می‌گه که مشتری‌ها دزدی می‌کنن.

00:38:31.800 --> 00:38:35.000
‫نمکدونت رو کِش می‌رن.
‫قاشق‌چنگالت رو کِش می‌رن.

00:38:35.480 --> 00:38:36.960
‫حتی شاید بشقاب‌ها رو کِش برن.

00:38:37.120 --> 00:38:39.840
‫هر تابلویی روی دیوار خوششون بیاد، کِش می‌رن.

00:38:40.680 --> 00:38:43.060
‫مسلماً، رانندگی حین مستی مشکل بزرگیـه.

00:38:43.080 --> 00:38:44.340
‫توی شهرهای کوچیک.

00:38:44.360 --> 00:38:46.280
‫بله. واسه همین شما باید...

00:38:46.440 --> 00:38:48.840
‫توی یه مرکز تفریحی بزرگ...

00:38:49.000 --> 00:38:51.340
‫کافه راه بندازی که مردم
‫با پای پیاده برن خونه‌هاشون.

00:38:51.360 --> 00:38:52.820
‫یا مثلاً با تاکسی برن.

00:38:52.840 --> 00:38:55.400
‫نه، ما وسط جنگلیـم. مرکز تفریحی نداریم.

00:38:56.360 --> 00:38:58.520
‫نزدیک‌ترین تمدن
‫از ما هفت‌هشت کیلومتر فاصله داره.

00:38:59.080 --> 00:39:01.260
‫خب اگه خوش‌شانس باشی...

00:39:01.280 --> 00:39:03.720
‫شاید قوانین رانندگی در حین مستی رو عوض کنن.

00:39:04.020 --> 00:39:06.860
‫اولش فکر می‌کنی
‫داری هفته‌ای ۵۰ هزارتا درمی‌آری...

00:39:07.080 --> 00:39:09.760
‫ولی یه‌هو می‌بینی
‫داشتی هفته‌ای دَه‌هزارتا ضرر می‌کردی.

00:39:09.960 --> 00:39:11.140
‫استخدام کارکنان هم...

00:39:11.160 --> 00:39:14.540
‫این‌روزها خیلی سخت شده.

00:39:14.560 --> 00:39:16.320
‫آخه دیگه کسی در طول روز اون‌قدر کار نمی‌کنه.

00:39:16.480 --> 00:39:18.600
‫معمولاً کافه‌ها کارکنان خارجی استخدام می‌کنن.

00:39:18.800 --> 00:39:22.440
‫پس اگه بریتانیا از اروپا جدا نشه،
‫واسه شما هم مشکلی پیش نمی‌آد.

00:39:22.840 --> 00:39:25.200
‫هزینه‌ی قبوض...

00:39:25.400 --> 00:39:26.880
‫حقوق کارکنان...

00:39:27.040 --> 00:39:28.300
‫هزینه‌ی مواد غذایی...

00:39:28.320 --> 00:39:30.680
‫هزینه‌ی دکوراسیون...

00:39:30.880 --> 00:39:33.440
‫هزینه‌ی بیمه...
‫مالیات...

00:39:34.040 --> 00:39:36.160
‫وام‌های قرض‌الحسنه...

00:39:36.560 --> 00:39:38.800
‫هزینه‌ی کاه‌گل بوم هم داشتم...

00:39:38.960 --> 00:39:40.460
‫هزینه‌ی جاده‌سازی اطراف...

00:39:40.480 --> 00:39:42.720
‫هزینه‌ی تعمیر پارکینگ...

00:39:43.280 --> 00:39:46.000
‫هزینه‌ی استخدام کارکنان...
‫فکر کنم این رو گفتم...

00:39:48.800 --> 00:39:49.820
‫فرداش...

00:39:49.840 --> 00:39:53.800
‫بعداز شنیدن توصیه‌های بسیار مثبت دوستانم...

00:39:54.520 --> 00:39:56.120
‫یه تصمیم مهم گرفتم.

00:39:58.080 --> 00:39:59.560
‫می‌دونین این گُل مال کیـه؟

00:40:01.600 --> 00:40:02.600
‫مال منـه.

00:40:03.840 --> 00:40:04.920
‫این درخت.

00:40:06.040 --> 00:40:06.880
‫مال منـه.

00:40:09.240 --> 00:40:10.080
‫اون گُلدون؟

00:40:11.000 --> 00:40:12.080
‫مال منـه.

00:40:12.520 --> 00:40:13.440
‫این کافه؟

00:40:15.800 --> 00:40:16.840
‫مال بنده‌ست!

00:40:18.720 --> 00:40:20.000
‫این هم کلید‌هاش!

00:40:21.770 --> 00:40:23.970
‫خریدمش!

00:40:27.120 --> 00:40:30.800
‫دلیل خوش‌حالی‌م این بود که
‫حالا با این کافه...

00:40:32.960 --> 00:40:36.040
‫می‌تونستم کشاورزها رو دوباره با هم متحد کنم.

00:40:40.640 --> 00:40:43.800
‫و این بار اتحادی بهتر و بزرگ‌تر.

00:40:45.920 --> 00:40:49.300
‫به‌جای این‌که خریدهای کافه‌مون...

00:40:49.320 --> 00:40:51.940
‫از قصاب‌ها، شراب‌فروش‌ها...

00:40:52.260 --> 00:40:53.520
‫و کلی‌فروش‌ها باشه...

00:40:53.680 --> 00:40:55.900
‫همه‌چی رو از زمین‌های خودمون تهیه می‌کنیم...

00:40:56.080 --> 00:40:58.360
‫تا حداقل به نفع کشاورز باشه، نه کلی‌فروش.

00:40:58.560 --> 00:41:00.680
‫خیلی خوب می‌شه.
‫آره.

00:41:00.780 --> 00:41:01.820
‫همه‌چی تولید انگلیس باشه.

00:41:01.840 --> 00:41:04.540
‫می‌تونیم از اقصی‌نقاط جهان وارد کنیم...

00:41:04.560 --> 00:41:05.900
‫ولی این کار رو نمی‌کنیم.

00:41:05.920 --> 00:41:07.860
‫دیگه خبری از قهوه و کوکاکولا نیست.

00:41:07.880 --> 00:41:11.250
‫اگه محصولی توی خاک ما رشد نکرده،
‫ما باهاش کاری نداریم.

00:41:11.480 --> 00:41:15.020
‫اگه یه برنامه بذاریم،
‫مثلاً شما ماه ژانویه و فوریه رو تأمین کنی.

00:41:15.040 --> 00:41:16.910
‫شما ماه مه.

00:41:17.040 --> 00:41:17.840
‫- می‌گیرین چی می‌گم؟
‫- آره.

00:41:17.930 --> 00:41:19.760
‫- کامیون و مارچوبه‌ها با تو.
‫- باشه.

00:41:20.440 --> 00:41:22.400
‫- گوشت گوسفند و بوقلمون با تو.
‫- با من، آره.

00:41:22.600 --> 00:41:23.720
‫شیر و خامه.

00:41:23.920 --> 00:41:25.680
‫- آره.
‫- گوشت خوک.

00:41:25.880 --> 00:41:28.760
‫- گوشت گاو و بره با شما؟
‫- بله.

00:41:28.960 --> 00:41:31.240
‫سیب‌زمینی، میوه‌های نرم،
‫توت‌فرنگی، تمشک، انگور قرمز، انگور سیاه...

00:41:31.430 --> 00:41:34.030
‫توت سیاه، مارچوبه و کنگر فرنگی.

00:41:34.140 --> 00:41:35.980
‫- ریواس هم می‌زنین؟
‫- یه‌کم، بله.

00:41:36.000 --> 00:41:38.280
‫گوشت گاو، بره، غاز و بوقلمون.

00:41:38.480 --> 00:41:39.560
‫گوجه چی شد؟
‫ما گوجه هم می‌زنیم.

00:41:40.720 --> 00:41:41.960
‫- جداً؟
‫- بله.

00:41:42.100 --> 00:41:43.620
‫- سال پیش واسه‌ت تعمیرات کردم.
‫- آره. یادمه.

00:41:44.000 --> 00:41:45.620
‫ولی هنوز پولم رو ندادی.

00:41:45.640 --> 00:41:46.960
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره.

00:41:49.640 --> 00:41:51.000
‫احساس خوبی به این قضیه دارم.

00:41:51.200 --> 00:41:53.060
‫بالاخره می‌تونیم همکاری کنیم.

00:41:53.080 --> 00:41:54.460
‫این شد یه چیزی.

00:41:55.160 --> 00:41:56.440
‫ایول!

00:42:08.820 --> 00:42:15.820
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.