﻿WEBVTT

00:00:02.600 --> 00:00:05.170
‫«مزرعه‌ی کلارکسون»

00:00:05.190 --> 00:00:12.460
‫قسمت سی‌ام: «ریخت‌وپاش»

00:00:14.000 --> 00:00:25.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:25.024 --> 00:00:32.024
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:38.720 --> 00:00:41.400
‫به اواسط ماه ژوئیه رسیده بودیم.

00:00:42.920 --> 00:00:45.630
‫و محصولات هم زیر آسمون آبی

00:00:45.720 --> 00:00:48.560
‫به‌خوبی درحال رشد بودن.

00:00:50.010 --> 00:00:52.930
‫کم‌کم باید آستین‌ها رو بالا می‌زدیم

00:00:53.040 --> 00:00:56.240
‫که آماده‌ی برداشت بشیم.

00:00:57.080 --> 00:00:59.960
‫♪ کسی راهش رو بلده؟
‫حتماً یه راهی هست ♪

00:01:00.120 --> 00:01:02.800
‫♪ برای رسیدن به موفقیت ♪

00:01:05.600 --> 00:01:07.695
‫البته، فعلاً درگیری‌های دیگه‌ای داشتم

00:01:07.720 --> 00:01:11.600
‫و باید تدارکات راه‌اندازی کافه رو می‌چیدم.

00:01:14.120 --> 00:01:15.120
‫خب، رفیق.

00:01:15.280 --> 00:01:18.000
‫- کار زیاد داریم.
‫- بله.

00:01:18.494 --> 00:01:21.174
‫می‌خوام تا عید اینجا رو باز کنم

00:01:21.440 --> 00:01:22.920
‫- یعنی آخر ماه اوت.
‫- باشه.

00:01:23.120 --> 00:01:25.400
‫پس شیش هفته‌ای وقت داریم.

00:01:25.735 --> 00:01:26.655
‫یه‌سری کارها هست.

00:01:26.680 --> 00:01:28.775
‫- قرار نیست همه‌کار انجام بدیم.
‫- درستـه.

00:01:28.800 --> 00:01:30.095
‫اول، کارهای مهم‌تر.

00:01:30.120 --> 00:01:31.960
‫مثلاً، همین‌که روش وایستادیم.

00:01:32.160 --> 00:01:33.655
‫- کف رو تعمیر کنیم.
‫- می‌خوام خوب دربیاد.

00:01:33.680 --> 00:01:34.520
‫خیالت تخت.

00:01:34.720 --> 00:01:37.335
‫این بیرونش خیلی قشنگـه.

00:01:37.360 --> 00:01:38.440
‫بله.

00:01:39.200 --> 00:01:41.240
‫کار بعدی‌مون تأمین آب آشامیدنی بود.

00:01:41.400 --> 00:01:44.320
‫کارشناس‌ها گفته بودن اگه از آب فعلی بخوریم

00:01:44.480 --> 00:01:47.760
‫اون‌قدر بالا می‌آریم که بمیریم.

00:01:48.040 --> 00:01:49.175
‫چاه آب اینجاست.
‫بله، این پایینـه.

00:01:50.480 --> 00:01:53.560
‫می‌گن این آب سَمیـه.

00:01:53.720 --> 00:01:56.015
‫آره... آبش پُر از مریضیـه.

00:01:56.040 --> 00:01:57.049
‫- آره.
‫- آشامیدنی نیست.

00:01:57.080 --> 00:01:59.375
‫باید قبل‌از راه‌اندازی،
‫مشکل آب رو حل کنیم.

00:01:59.400 --> 00:02:00.480
‫آره، نمی‌شه خوردش.

00:02:01.379 --> 00:02:03.394
‫آلِن گفت به‌جاش

00:02:03.618 --> 00:02:08.073
‫می‌تونیم سراغ منبع کنار جاده بریم
‫که به مزرعه آب می‌رسونه.

00:02:08.560 --> 00:02:10.455
‫منبع آب اونجاست.

00:02:10.480 --> 00:02:11.885
‫- عع، اینجاست؟
‫- آره.

00:02:12.224 --> 00:02:14.005
‫پس مسیرش طولانی نیست.

00:02:14.160 --> 00:02:15.720
‫نه، دو دقیقه راهـه.

00:02:15.920 --> 00:02:18.480
‫- مستراح ازکارافتاده هم هست.
‫- آره.

00:02:18.640 --> 00:02:20.414
- ‫درست روبه‌روی منبع پروپان.
‫- (گاز پروپان به‌شدت اشتعال‌زا و خطرناکـه.)

00:02:22.360 --> 00:02:25.165
‫بعداز رسیدگی به کارهای داخلی

00:02:25.190 --> 00:02:27.360
‫دیوار کاذب و یه بار کوچیک.

00:02:28.320 --> 00:02:29.431
‫دکور اون بار عوض بشه.
‫بله.

00:02:30.480 --> 00:02:33.200
‫رفتیم سراغ اصل مطلب.

00:02:33.400 --> 00:02:35.720
‫اوه اوه، می‌خوای قیمت بگیری؟

00:02:35.920 --> 00:02:38.480
‫جای نگرانی نداره.
‫مثل آب‌خوردنـه.

00:02:38.640 --> 00:02:40.135
‫«مثل آب‌خوردن» چقدر خرج داره؟

00:02:40.160 --> 00:02:41.680
‫خب... حالا بگیم

00:02:42.000 --> 00:02:45.415
‫۱۰ تا ۱۵هزارتا واسه کف اینجا می‌ندازه.

00:02:45.440 --> 00:02:46.350
‫خب.
‫- دیگه؟
‫- آب.

00:02:47.800 --> 00:02:50.480
‫منبع آب هم دو روزی وقت‌مون رو می‌گیره.

00:02:50.640 --> 00:02:53.535
‫هزارتا هم واسه راه‌اندازی آب آشامیدنی.

00:02:53.560 --> 00:02:55.440
‫- عع، چه خوب.
‫- قیمت خوبیـه، نه؟

00:02:55.640 --> 00:02:58.640
‫- دیگه؟
‫- دیوار کاذب و بار طبقه‌ی بالا.

00:02:58.830 --> 00:03:02.340
‫اون دو قلم حدوداً پنج‌هزارتا درمی‌آد.

00:03:02.629 --> 00:03:03.554
‫اون کاری نداره.

00:03:03.579 --> 00:03:05.645
‫- دیگه؟
‫- بار طبقه‌ی پایین.

00:03:05.837 --> 00:03:06.855
‫داستانِ اون فرق می‌کنه.

00:03:06.880 --> 00:03:08.615
‫- یعنی چقدر؟
‫- یه بار خوشگل بخوای

00:03:08.640 --> 00:03:09.874
‫توی خرج می‌افتی.

00:03:09.920 --> 00:03:12.039
‫- اگه شیش‌هفت‌هزارتا خرج کنی
‫- می‌خوام خوب بشه دیگه.

00:03:12.064 --> 00:03:13.148
‫- چاره‌ای نیست.
‫- آره.

00:03:13.173 --> 00:03:16.767
‫پس بین ۲۰ و ۲۵ درمی‌آد.

00:03:16.880 --> 00:03:19.040
‫- آره، ۲۵هزارتا.
‫- یعنی این کافه دیگه

00:03:19.219 --> 00:03:20.819
‫بعدش راه می‌افته. آره.

00:03:26.920 --> 00:03:31.040
‫درحالی‌که کارکنان آلِن
‫مشغول کنده‌کاری کف بودن

00:03:33.600 --> 00:03:36.880
‫ما رفتیم سراغ کارهای دیگه.

00:03:37.200 --> 00:03:40.760
‫و یه چهره‌ی آشنا دیدیم.

00:03:41.280 --> 00:03:42.320
‫جی‌داگ!
‫جِرمی!

00:03:44.040 --> 00:03:45.066
‫آلِن!

00:03:45.200 --> 00:03:46.680
‫فرمانده هم هست که!

00:03:47.165 --> 00:03:48.939
‫با موهات چی‌کار کردی، مَرد؟

00:03:49.720 --> 00:03:52.040
‫باز رفتی پیش رضا آرایشگر؟

00:03:52.520 --> 00:03:55.080
‫نه بابا. رفتم یه جای خوب.

00:03:55.240 --> 00:03:57.575
‫جون تو!

00:03:57.600 --> 00:03:59.320
‫- پشت‌سرت رو دست نزد؟
‫- نه.

00:03:59.520 --> 00:04:02.375
‫گفتم بالای سرم رو صفا بده و کوتاه کنه.

00:04:02.400 --> 00:04:04.495
‫- می‌گیری چی می‌گم؟
‫- آره.

00:04:04.520 --> 00:04:07.840
‫گفتم یه‌جوری بزنه که جَوون‌تر به نظر بیام.

00:04:08.040 --> 00:04:10.520
‫خوب شد دیدمت.
‫می‌خوام اینجا

00:04:10.805 --> 00:04:11.885
‫خب؟

00:04:11.960 --> 00:04:13.840
‫اینجا بازسازی بشه.

00:04:14.000 --> 00:04:17.375
‫حیفـه که.
‫این دیوار قدیمیـه، ولی هنوز سرپاست.

00:04:17.400 --> 00:04:18.361
‫یادت می‌آد که

00:04:18.752 --> 00:04:21.579
‫دتالغ رأس الغول سبار عاثی.

00:04:21.760 --> 00:04:23.520
‫ظاهرش گول‌زننده‌ست.

00:04:23.720 --> 00:04:26.080
‫از چادلینگتون تا اینجا راه زیادیـه.

00:04:26.240 --> 00:04:28.655
‫آخه همه‌ی مصالح توی انبار لب ساحلـه.

00:04:28.680 --> 00:04:30.240
‫البته می‌تونم درستش کنم.

00:04:30.600 --> 00:04:32.920
‫اول باید سوراخش کنم تا بهت بگم.

00:04:33.400 --> 00:04:36.560
‫آخه نمی‌شه که من هم باشم.
‫می‌شه؟

00:04:38.840 --> 00:04:41.057
‫آره. کاملاً حق با توئـه.

00:04:42.080 --> 00:04:43.695
‫خلاصه، باید اینجا رو درست کنیم.

00:04:43.720 --> 00:04:44.600
‫آره.
‫می‌ریم تا پایین، بعدش برمی‌گردیم.

00:04:45.760 --> 00:04:46.895
‫- باشه.
‫- فعلاً.
‫- حلـه.
‫- زود می‌آیم.

00:04:51.320 --> 00:04:53.680
‫کافه همچنان درحال بازسازی بود.

00:04:54.960 --> 00:04:58.400
‫من هم رفتم سراغ تهیه‌ی غذا.

00:04:59.280 --> 00:05:02.360
‫«اِندگیم» کم‌کم داشت
‫خط تولید خودش رو راه می‌نداخت

00:05:02.520 --> 00:05:05.360
‫ولی نمی‌شد تا اون موقع صبر کرد.

00:05:05.520 --> 00:05:09.160
‫پس واسه اولین بار رفتم به جمعه‌بازار گاوها

00:05:09.320 --> 00:05:11.480
‫تا چندتا گاو بخرم.

00:05:14.756 --> 00:05:15.796
‫- الو؟
‫- چارلی؟
‫سلام.

00:05:16.840 --> 00:05:20.360
‫به نظرت چندتا گاو بخرم، خوبـه؟

00:05:20.520 --> 00:05:23.960
‫شیش‌هفت‌تا می‌خوایم.
‫یا هشت‌تا.

00:05:24.120 --> 00:05:26.615
‫باشه.
‫پس هشت‌تا می‌گیرم.

00:05:26.640 --> 00:05:28.649
‫گاو جَوون باشه دیگه؟

00:05:28.763 --> 00:05:32.880
‫نه، جَوونِ جَوون هم نباشه.

00:05:33.040 --> 00:05:36.440
‫یه چیزی بخر که کارش رو زود تموم کنیم.

00:05:38.320 --> 00:05:41.640
‫حقیقتاً منظورت رو نفهمیدم.
‫الان چی می‌گی؟

00:05:42.240 --> 00:05:46.426
‫یه گاو پُرگوشت می‌خوایم که مثلاً

00:05:46.451 --> 00:05:49.920
‫- تا ذبحش دو ماه مونده باشه.
‫- صحیح.

00:05:49.977 --> 00:05:53.417
‫- چون...
‫- پس گاو پُرگوشت آماده‌ی ذبحـه

00:05:54.320 --> 00:05:56.375
‫- آره.
‫- ولی گاو جَوون هنوز مونده

00:05:56.400 --> 00:05:58.600
‫- که ذبح بشه؟
‫- درستـه.

00:05:58.800 --> 00:06:00.440
‫- باشه. دمت گرم.
‫- موفق باشی.

00:06:00.600 --> 00:06:01.680
‫خدافظ.

00:06:03.760 --> 00:06:07.215
‫باز هم منظور چارلی رو کامل نفهمیدم

00:06:07.240 --> 00:06:09.120
‫ولی جای نگرانی نبود

00:06:09.760 --> 00:06:12.918
‫چون هَریِت هم باهام اومد

00:06:13.040 --> 00:06:14.560
‫و نذاشت تنها باشم.

00:06:15.360 --> 00:06:16.735
‫پس قهوه‌خور نیستی.
‫نه، فقط چایی.

00:06:17.840 --> 00:06:19.615
‫جالبـه اهل یورکشایری،
‫ولی چایی نمی‌خوری.

00:06:19.640 --> 00:06:20.960
‫چایی هم می‌خورم.

00:06:21.120 --> 00:06:22.600
‫بحث‌مون رو...

00:06:22.625 --> 00:06:25.080
‫با نژادهای مختلف گاوها شروع کردیم.

00:06:25.280 --> 00:06:27.360
‫نژاد «شاروله» و «آنگوس».
‫- آره.

00:06:27.520 --> 00:06:29.040
‫- خوبـن؟
‫- آره.

00:06:29.200 --> 00:06:31.895
‫- روی زمین بایر و مرتفع رشد کردن.
‫- آره.

00:06:31.920 --> 00:06:34.182
‫این یعنی توی ارتفاع پایین مشکل ندارن.

00:06:34.560 --> 00:06:38.314
‫باید همین‌ها که توی ارتفاع بودن رو بخری،
‫نه بر‌عکسش.

00:06:38.400 --> 00:06:42.240
‫مثلاً اگه گوسفندی بخری
‫که توی ارتفاع زیاد رشد کرده

00:06:42.400 --> 00:06:43.495
‫می‌تونه پایین‌تر زندگی کنه.

00:06:43.520 --> 00:06:45.055
‫ولی اگه گوسفندِ ارتفاعات کم باشه...

00:06:45.080 --> 00:06:47.040
‫نباید ببریش ارتفاعات بالاتر.

00:06:48.040 --> 00:06:50.200
‫- چرا؟
‫- چون می‌میره.

00:06:50.360 --> 00:06:52.440
‫به اون ارتفاع عادت نداره.

00:06:52.735 --> 00:06:54.055
‫چون فشار هوا کمتر می‌شه؟

00:06:54.194 --> 00:06:56.674
‫آره. بهش عادت نداره و می‌میره.

00:06:56.720 --> 00:07:00.520
‫بهتره گاوهای ارتفاعِ پایین نخری.

00:07:01.038 --> 00:07:03.360
‫- «آبی بلژیکی». درباره‌شون خونده بودم.
‫- آره.

00:07:03.520 --> 00:07:06.240
‫هفته‌ی پیش بود.
‫نوشته بود یه ایرادی دارن.

00:07:06.383 --> 00:07:07.703
‫چه ایرادی؟
‫توی مجله‌ی «تایمز» نوشته بود.

00:07:11.440 --> 00:07:14.375
‫حتماً منظورش بیماری «تب برفکی»ـه.

00:07:14.400 --> 00:07:15.660
‫البته، مختص گاوهای بلژیکی نیست.
‫پیداش کردم.

00:07:16.827 --> 00:07:20.107
‫معروفـن به «گاوهای اِکس‌لارج».

00:07:20.240 --> 00:07:23.840
‫«این گاوهای خارجیِ عضلانی

00:07:24.440 --> 00:07:28.280
‫به‌تدریج جانشین گاوهای انگلیسی می‌شوند.

00:07:28.480 --> 00:07:31.480
‫وزن آن‌ها برابر با ۱۹۷ تکه‌سنگ است

00:07:31.640 --> 00:07:33.880
‫که تفاوتی با یک کرگدن کوچک ندارد

00:07:34.040 --> 00:07:35.760
‫و با هدف فرآوریِ گوشت پرورش می‌یابند.

00:07:35.960 --> 00:07:38.040
‫همچنین، گاوهای بلژیکی در موارد زیادی

00:07:38.240 --> 00:07:40.320
‫سابقه‌ی حمله‌ی وحشیانه داشته‌اند.

00:07:40.721 --> 00:07:43.200
‫دیود بلانکِت، وزیر سابق که نابیناست،

00:07:43.400 --> 00:07:45.200
‫از سه دنده‌ی شکسته رنج می‌برد.»

00:07:45.360 --> 00:07:49.040
‫«او در تلاش برای نجات
‫سگِ راهنمای خود از دست یک گاو بلژیکی...»

00:07:49.240 --> 00:07:52.440
‫«از این نژادهای گنده‌ی اروپایی بود
‫و ممکن بود کشته بشم.»

00:07:52.640 --> 00:07:54.400
‫پس این بلژیکی‌ها خطری‌ان.

00:07:54.600 --> 00:07:57.320
‫تو که درهرصورت نمی‌خریدیشون.

00:07:57.520 --> 00:08:01.560
‫بعدش به آغل گاوها رفتیم
‫تا باهاشون ملاقات نزدیک داشته باشیم.

00:08:01.880 --> 00:08:02.920
‫- صبح به‌خیر.
‫- سلام.

00:08:04.120 --> 00:08:05.560
‫از تبلیغات‌تون خوشم اومد.

00:08:05.760 --> 00:08:07.400
‫«گوسفندشویی سیار»

00:08:08.720 --> 00:08:10.560
‫«روش‌های جدید کودپاشی»

00:08:13.163 --> 00:08:14.199
‫So...

00:08:15.415 --> 00:08:17.055
‫پشتش رو می‌بینی؟

00:08:17.080 --> 00:08:18.600
‫باید دنبال همچین چیزی باشی.

00:08:18.760 --> 00:08:21.200
‫پشتش باید این‌طوری صاف باشه.

00:08:21.400 --> 00:08:23.935
‫پس نباید استخون فقرات
‫یا استخون دیگه‌ای دیده بشه.

00:08:23.960 --> 00:08:28.320
‫از این شکم‌گنده‌ها نگیر.
‫اون‌ها مزخرفـن.

00:08:28.432 --> 00:08:29.367
‫آره، عین خودت.

00:08:29.440 --> 00:08:31.400
‫نباید شکم‌شون قُلمبه باشه.

00:08:31.560 --> 00:08:33.560
‫باید ماهیچه‌ای به نظر بیان.

00:08:33.760 --> 00:08:34.695
‫- مثلاً این؟
‫- آره.
‫گوشت از همین‌جاهاش درمی‌آد.

00:08:36.150 --> 00:08:37.960
‫باید محاسبه کنی

00:08:37.986 --> 00:08:40.040
‫که نسبت گوشت به چربی چقدره.

00:08:42.480 --> 00:08:44.600
‫با کمک هَریِت

00:08:44.800 --> 00:08:48.699
‫فهرستی از گاوهای موردنظرم تهیه کردم
‫و امیدوار بودم چارلی هم خوشش بیاد.

00:08:48.880 --> 00:08:50.000
‫سه، شیش...

00:08:50.160 --> 00:08:52.360
‫و بعد نوبت به آموزش تعیین قیمت

00:08:52.385 --> 00:08:53.945
‫توی مزایده رسید.

00:08:54.801 --> 00:08:56.095
‫باید آنی تصمیم بگیری.

00:08:56.120 --> 00:08:58.935
‫مثلاً، اگه طرف از ۱۲۰۰ پوند شروع کرد

00:08:58.960 --> 00:09:01.560
‫چیزی پیشنهاد نده،
‫وگرنه یکی دیگه می‌برش بالاتر.

00:09:01.720 --> 00:09:03.680
‫- کی می‌بره؟
‫- خریدارهای دیگه.

00:09:03.880 --> 00:09:06.809
‫چون همون اول می‌فهمن
‫که فلان گاو رو می‌خوای.

00:09:06.840 --> 00:09:08.800
‫تا آخرین دقیقه‌ها صبر کن
‫و بعد پیشنهادت رو بده.

00:09:08.960 --> 00:09:10.320
‫از کجا بفهمم رسیدیم به آخرش؟

00:09:10.480 --> 00:09:12.855
‫وقتی خیلی روی یه قیمت بمونه

00:09:12.880 --> 00:09:14.994
‫می‌فهمی که قرار نیست بالاتر بره.

00:09:15.045 --> 00:09:16.561
‫اونجاست که این‌طوری می‌کنی...

00:09:17.653 --> 00:09:18.674
‫چطوری؟

00:09:19.760 --> 00:09:20.765
‫این‌طوری؟

00:09:21.946 --> 00:09:25.400
‫- ابرو بالا بدم؟
‫- روی گاوی که نمی‌خوای، پیشنهاد نده.

00:09:25.560 --> 00:09:27.960
‫الکی ابروهات رو این‌طوری کنی،
‫طرف جدی می‌گیره.

00:09:28.120 --> 00:09:32.720
‫پس نه دستت رو بالا ببر
‫و نه بینی‌ت رو بخارون.

00:09:33.520 --> 00:09:34.455
‫اگه بخارونم، یعنی...؟

00:09:34.480 --> 00:09:36.095
‫فکر می‌کنه می‌خوای بخریش.

00:09:36.120 --> 00:09:36.920
‫فهمیدم.

00:09:37.080 --> 00:09:39.720
‫وگرنه با ۲۰تا گاو اشتباه برمی‌گردی مزرعه.

00:09:49.280 --> 00:09:51.037
‫خانم‌ها و آقایان،
‫مزایده رو شروع می‌کنیم.

00:09:51.062 --> 00:09:52.862
‫- اون تلویزیون رو می‌بینی؟
‫- آره.

00:09:52.900 --> 00:09:55.171
‫اون بهت می‌گه کدوم شماره تویـی.

00:09:55.560 --> 00:09:57.520
‫خوبـه. این به درد می‌خوره.

00:09:57.960 --> 00:10:00.840
‫و این آخرین چیزی بود
‫که توی مزایده فهمیدم.

00:10:01.040 --> 00:10:04.800
‫بعداز اون فقط دلال بود
‫که پشت‌سر هم بهش وحی می‌شد.

00:10:05.000 --> 00:10:08.280
‫۱۰۹۰، ۱۰۸۰، ۱۰۸۰، ۱۰۶۰، ۱۰۶۰ پیشنهاد شد

00:10:08.440 --> 00:10:09.560
‫۱۱۰۰ پیشنهاد شد

00:10:09.720 --> 00:10:11.800
‫۱۱۲۰، ۱۱۲۰، ۱۱۳۰، ۱۱۳۰، ۱۱۴۰ پیشنهاد شد

00:10:11.960 --> 00:10:14.960
‫۱۱۴۰، ۱۱۵۰، ۱۱۵۰، ۱۱۶۰، ۱۱۶۰، ۱۱۷۰ پیشنهاد شد

00:10:15.160 --> 00:10:18.040
‫۱۱۸۰، ۱۱۸۵ پیشنهاد شد
‫رسیدیم به ۱۲۱۰

00:10:18.200 --> 00:10:22.520
‫۱۲۱۵، ۱۲۲۰
‫۱۲۲۵ فروخته شد به آقای؟

00:10:23.680 --> 00:10:24.800
‫یه کلمه نفهمیدم.

00:10:26.680 --> 00:10:29.864
‫- یعنی یه کلمه‌ها.
‫- ۱۲۲۵ پوند فروخته شد.

00:10:30.000 --> 00:10:31.600
‫۱۱۶۰ پیشنهاد به شهر یوتاکستر

00:10:31.760 --> 00:10:33.680
‫۱۱۶۰ پیشنهاد شد

00:10:33.840 --> 00:10:36.000
‫به نظرت با زنش هم همین‌طوری حرف می‌زنه؟

00:10:36.160 --> 00:10:37.640
‫نمی‌دونم. باید از زنش بپرسی.

00:10:37.800 --> 00:10:40.480
‫«عزیزم، ظرررف سالاد رررو بده»

00:10:40.505 --> 00:10:42.636
‫«بچه‌ها، برررین مشق‌تون رررو بنویسین»

00:10:42.680 --> 00:10:44.935
‫«می‌رررم دست‌شویی برررینم
‫بعدش کونم رررو می‌شورررم»

00:10:44.960 --> 00:10:47.535
‫«بعد برررمی‌گررردم غذام رررو می‌خورررم»

00:10:47.560 --> 00:10:50.095
‫«بعدش پایتخت رررو تماشا می‌کنم
‫و می‌رررم می‌خوابم...»

00:10:50.120 --> 00:10:52.320
‫۴۰ پیشنهاد شد.
‫۱۲۴۰ فروخته شد.

00:10:53.440 --> 00:10:54.920
‫آها، این‌ها خوبـن.

00:10:55.120 --> 00:10:57.080
‫۱۳۲۰ پیشنهاد شد

00:10:57.280 --> 00:10:59.920
‫۱۳۵۰، ۱۳۵۰، ۱۳۵۰

00:11:01.520 --> 00:11:02.680
‫داری پیشنهاد می‌دی؟

00:11:02.840 --> 00:11:04.600
‫۱۰۰ پیشنهاد شد.
‫الان ۱۶۰۰ داریم.

00:11:04.760 --> 00:11:07.480
‫۱۶۱۰، ۱۶۲۰، ۱۶۲۰، ۱۶۲۰ پیشنهاد شد.

00:11:07.640 --> 00:11:10.040
‫۱۶۲۰ می‌ره بالا.
‫خانوم پیشنهاد داد.

00:11:10.200 --> 00:11:11.400
‫۱۶۲۰ فروخته شد.

00:11:11.560 --> 00:11:13.760
‫خریدیمشون.

00:11:14.120 --> 00:11:16.280
‫- الان خریدی؟
‫- آره.

00:11:16.575 --> 00:11:17.415
‫آخه...

00:11:17.440 --> 00:11:20.160
‫دوتا رو با قیمت ۱۶۲۰ پوند خریدی.

00:11:20.800 --> 00:11:22.640
‫شماره‌ی ۲۳۴، ۱۶۲۰ پوند.

00:11:22.702 --> 00:11:23.805
‫چطوری پیشنهاد دادی؟

00:11:23.840 --> 00:11:25.973
‫ناخن‌های پات رو تکون می‌دادی که فهمید؟

00:11:26.080 --> 00:11:27.840
‫والا من هیچی ندیدم.
‫اوه. به‌به.

00:11:28.480 --> 00:11:30.080
‫این هم خیلی خوبـه.

00:11:31.160 --> 00:11:34.720
‫دیگه تصمیم گرفتم خودم دست‌به‌کار بشم

00:11:34.880 --> 00:11:36.640
‫بذار خودم پیشنهاد بدم.

00:11:36.840 --> 00:11:39.120
‫و خریدن رو تجربه کنم.

00:11:39.320 --> 00:11:41.680
‫۱۱۲۰، ۱۱۳۰

00:11:41.840 --> 00:11:43.160
‫۱۱۳۰ پیشنهاد شد
‫ببینم چی‌کار می‌کنی.

00:11:44.800 --> 00:11:46.160
‫۱۱۵۰

00:11:46.320 --> 00:11:48.400
‫- ۱۱۵۰ شد
‫- ۱۱۵۰ پیشنهاد شد

00:11:48.560 --> 00:11:51.320
‫دستت رو بیار پایین.

00:11:51.480 --> 00:11:53.360
‫تقریباً دو بار. تقریباً دو بار.

00:11:53.800 --> 00:11:56.480
‫- خریدمش؟
‫- دو بار هم خریدیش.

00:11:56.640 --> 00:11:58.640
‫خودت پیشنهادت رو زدی.

00:11:58.966 --> 00:11:59.988
‫ریدم.

00:12:01.720 --> 00:12:03.400
‫۷۰، ۷۰، ۷۰ پیشنهاد شد...

00:12:03.560 --> 00:12:06.480
‫ولی باز هم ادامه دادم.

00:12:06.640 --> 00:12:08.560
‫۱۲۷۰ فروخته شد به دیدلی اسکوات.

00:12:08.760 --> 00:12:11.080
‫گاو خوشگلیـه.
‫خوشم اومد.

00:12:11.280 --> 00:12:13.895
‫۱۰، ۹، ۱۰، ۲۰ پیشنهاد شد.
‫۴۰، ۵۰، ۹۵۰ فروخته شد.

00:12:13.920 --> 00:12:15.742
‫و ۶۰...

00:12:15.800 --> 00:12:16.838
‫خریدمشون؟
‫آره.

00:12:19.240 --> 00:12:20.680
‫۲۰، ۸۰، ۹۰ پیشنهاد شد

00:12:20.880 --> 00:12:22.960
‫۹۰، ۹۰، ۱۰۰، ۱۰۰ پیشنهاد شد...

00:12:23.295 --> 00:12:24.935
‫بالاخره

00:12:24.960 --> 00:12:27.640
‫۱۲۶۰ فروخته شد به دیدلی اسکوات.

00:12:28.600 --> 00:12:32.320
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

00:12:32.480 --> 00:12:33.280
‫هشت‌تا خریدی.

00:12:33.480 --> 00:12:35.400
‫- پس تمومـه.
‫- تمومـه.

00:12:36.440 --> 00:12:39.960
‫پول پرداخت شد و گاوها بار شدن

00:12:40.120 --> 00:12:43.800
‫و از هَریِت آخرین سؤال رو پرسیدم.

00:12:44.335 --> 00:12:46.455
‫یکی از گاوها رو که خریدم

00:12:46.480 --> 00:12:50.160
‫- یه یارویی اومد بهم ۴۰ پوند داد.
‫- آها.

00:12:50.320 --> 00:12:52.280
‫- چرا این کار رو کرد؟
‫- بهش می‌گن «پول خوش‌شانسی».

00:12:53.280 --> 00:12:54.600
‫وقتی گاو کسی رو می‌خری

00:12:54.760 --> 00:12:57.440
‫بهت پول خوش‌شانسی می‌دن
‫که تشویق به خرید گاو بشی.

00:12:57.775 --> 00:12:59.575
‫یعنی این پول مال منـه؟

00:12:59.600 --> 00:13:01.720
‫- آره. بدون مالیات.
‫- دمش گرم.

00:13:02.200 --> 00:13:04.600
‫دیگه باید مالیات بدم،
‫چون علنی پخش شد.

00:13:04.673 --> 00:13:07.273
‫- مأمور مالیات داره من رو می‌بینه.
‫- بهش پس می‌دیم.

00:13:08.160 --> 00:13:11.560
‫بعداز خدافظی با همشهری‌مون

00:13:11.720 --> 00:13:13.560
‫- مراقب خودت باش.
‫- می‌بینمت.

00:13:15.960 --> 00:13:19.200
‫با گاوهای جدیدم برگشتم به مزرعه

00:13:19.360 --> 00:13:20.920
‫بیاین بیرون.

00:13:21.920 --> 00:13:26.705
‫و منتظر بودم چارلی بیاد
‫و سلیقه‌م رو تحسین کنه.

00:13:27.280 --> 00:13:28.360
‫حال کن.

00:13:29.320 --> 00:13:31.855
‫اون دوتا لیموزین‌ها خوبـن.
‫پُرگوشتـن.

00:13:31.880 --> 00:13:33.834
‫- زود ذبح می‌شن.
‫- اون دوتا رو هَریِت خرید.

00:13:34.440 --> 00:13:37.240
‫- بقیه رو کی خرید؟
‫- بنده.

00:13:37.960 --> 00:13:39.560
‫این یکی باحال نیست؟

00:13:40.000 --> 00:13:42.800
‫نه، اصلاً.
‫هیچی دُنبه نداره. خشکـه.

00:13:43.095 --> 00:13:44.123
‫عع.
‫اون یکی چی؟

00:13:45.440 --> 00:13:46.360
‫اون هم همینـه.
‫چشـه؟

00:13:47.658 --> 00:13:48.935
‫نسبتاً کوچیکـن.

00:13:48.960 --> 00:13:52.078
‫استخون‌بندی‌شون خوبـه، ولی وزنی ندارن.

00:13:52.600 --> 00:13:53.535
‫ای بابا.
‫گاو چاق هم داشتن که.

00:13:54.920 --> 00:13:57.855
‫- گفتی چاق نگیرم که.
‫- پای تلفن گفتم چاق بگیر.

00:13:57.880 --> 00:14:01.240
‫گفتی چاق و سن‌بالا نباشه،
‫جَوون بگیرم.

00:14:01.400 --> 00:14:05.078
‫گفتم اون‌قدر آماده باشن
‫که یه ماه دیگه ذبح بشن.

00:14:05.120 --> 00:14:07.320
‫یعنی اگه پُرگوشت باشن، زودتر ذبح می‌شن؟

00:14:07.800 --> 00:14:09.520
‫ای بابا.
‫پس اشتباه کردم؟

00:14:09.973 --> 00:14:11.973
‫نظر خودت چیـه؟

00:14:12.440 --> 00:14:14.120
‫اگه خوش‌شانس باشیم

00:14:14.280 --> 00:14:16.520
‫می‌تونیم قهوه‌ای‌ها رو
‫تا آخر اوت ذبح کنیم.

00:14:18.000 --> 00:14:20.120
‫این یکی رو تا شیش ماه دیگه.

00:14:20.280 --> 00:14:22.480
‫شیش ماه؟ شوخی نکن!

00:14:23.440 --> 00:14:27.680
‫چارلی گفت واسه این‌که زودتر آماده بشن

00:14:27.840 --> 00:14:31.880
‫باید براشون یه رژیم غذایی تُپل بچینیم.

00:14:32.360 --> 00:14:33.840
‫باید غذاشون رو عوض کنی.

00:14:34.320 --> 00:14:35.120
‫باشه.

00:14:35.440 --> 00:14:37.880
‫قراره همه‌تون رو چاق‌وچله کنیم!

00:14:40.400 --> 00:14:43.040
‫چارلی رفت سراغ رژیم غذایی

00:14:43.200 --> 00:14:45.120
‫و من هم برگشتم به «ویندمیل»

00:14:47.000 --> 00:14:49.984
‫تا با سو و رِیچل ملاقات کنم.

00:14:50.360 --> 00:14:53.295
‫اینجا رو به چشم یه دستگاه ببین.

00:14:53.320 --> 00:14:56.695
‫قراره چیز خوبی ازش دربیاریم.

00:14:56.720 --> 00:14:59.895
‫تخصص‌شون طراحی داخلی
‫کافه‌های منطقه‌ی کاتسوولده

00:14:59.920 --> 00:15:03.960
‫و حالا نوبت به کافه‌ی من رسیده بود.

00:15:04.215 --> 00:15:07.575
‫مسئله‌ی اصلی اینـه که
‫می‌خوام اینجا پنج‌هفته‌ای آماده بشه.

00:15:09.480 --> 00:15:11.154
‫خب، این زمان کمیـه.

00:15:11.360 --> 00:15:13.800
‫زمان ایده‌آلی نیست،
‫ولی تلاش‌مون رو می‌کنیم.

00:15:14.000 --> 00:15:18.320
‫سو توضیح داد
‫که عملکرد کافه باید چجوری باشه.

00:15:18.840 --> 00:15:22.720
‫قراره میانگین ۱۵۰ نفر این طبقه باشن

00:15:22.880 --> 00:15:24.015
‫و ۱۰۰ نفر هم طبقه‌ی بالا.
‫آره.

00:15:25.040 --> 00:15:27.000
‫- سه‌چهار بار در روز.
‫- آره.

00:15:27.097 --> 00:15:29.775
‫قراره غذا دائماً از آشپزخونه بیاد

00:15:29.800 --> 00:15:33.120
‫پس باید دستگاه پیشرفته‌ای داشته باشیم

00:15:33.280 --> 00:15:35.760
‫که کارکنان و مشتری‌ها تکلیف‌شون مشخص باشه

00:15:36.106 --> 00:15:37.746
‫و بعد هرکسی بره پیِ کار خودش.

00:15:38.680 --> 00:15:40.720
‫آشپزخونه رو هم نشونشون دادم

00:15:40.874 --> 00:15:44.916
‫و فهمیدم آشپزخونه‌ی چندان مجهزی ندارم.

00:15:45.375 --> 00:15:48.855
‫اگه قراره به اون‌همه آدم
‫غذا و نوشیدنی بدیم

00:15:48.880 --> 00:15:51.120
‫این قسمت باید بازسازی بشه.

00:15:51.320 --> 00:15:53.720
‫یه اجاق شیش‌شعله.
‫یه منقل بزرگ.

00:15:54.055 --> 00:15:55.815
‫یه منقل دیواری خوب می‌شه.

00:15:55.840 --> 00:15:57.360
‫منقل دیواری عالیـه.

00:15:57.560 --> 00:16:01.240
‫از این‌ها هم یکی دیگه
‫اون‌طرف آشپزخونه می‌خوایم.

00:16:01.400 --> 00:16:02.680
‫پس دوتا از این‌ها؟

00:16:02.779 --> 00:16:05.000
‫- چند هست؟
‫- این یه اَبَر اُجاقـه.

00:16:05.160 --> 00:16:07.327
‫- چنده؟
‫- شاید هفت‌هزارتا.

00:16:07.563 --> 00:16:09.855
‫- واسه یه اُجاق؟
‫- آخه اُجاق خیلی خوبیـه.

00:16:09.880 --> 00:16:11.815
‫آدم چطوری دلش می‌آد هفت‌هزارتا

00:16:11.840 --> 00:16:13.611
‫- واسه اُجاق بده؟
‫- وسیله‌ی موردعلاقه‌ی آشپزهاست.

00:16:14.000 --> 00:16:16.200
‫به نظرتون خرج اینجا کلاً چقدر می‌شه؟

00:16:16.840 --> 00:16:19.080
‫اگه قراره نونوار کنیم

00:16:19.840 --> 00:16:21.912
‫- ۷۵ تا ۱۰۰هزارتا می‌شه.
‫- خیلی می‌شه.

00:16:22.640 --> 00:16:24.255
‫ببخشین، گوش‌هام ضعیف شده...

00:16:24.280 --> 00:16:26.975
‫بله! می‌دونم غافل‌گیر شدی.

00:16:27.000 --> 00:16:29.295
‫- آخه ۷۵ تا ۱۰۰ ...؟
‫- گوش‌هات بَدموقع ضعیف شد.

00:16:29.320 --> 00:16:31.680
‫مطمئنـم «۱۰۰هزارتا» رو شنیدم.

00:16:32.041 --> 00:16:35.040
‫اگه بعضی‌ها رو کارکرده بخری،
‫قیمت نصف می‌شه.

00:16:35.240 --> 00:16:38.320
‫- نصف نمی‌شه.
‫- ۳۵ تا ۴۰ درصد کم می‌شه.

00:16:39.600 --> 00:16:42.135
‫اگه دستگاه کارکرده و مارک عالی نگیریم...

00:16:42.160 --> 00:16:45.575
‫یعنی این‌طوری آخر هفته‌ها
‫می‌تونیم گوشت گاو بپزیم؟

00:16:45.600 --> 00:16:46.525
‫آره.

00:16:46.657 --> 00:16:48.251
‫اینجا چی بذاریم؟

00:16:49.040 --> 00:16:50.815
‫- اینجا رو نگه می‌داریم.
‫- اینجا انبار غذاست، آره.

00:16:50.840 --> 00:16:52.695
‫- عع، انبار غذاست؟
‫- آره.

00:16:52.720 --> 00:16:55.095
‫وای، کف زمین رو ببین.
‫چقدر کثیفـه.

00:16:55.120 --> 00:16:57.895
‫این کثیفی صد سال عمرشـه.

00:16:57.920 --> 00:17:00.335
‫واقعاً کثیفـه.
‫توی فریز رو ببین؛ خیلی بَده.

00:17:00.360 --> 00:17:01.400
‫حالم بَد شد.

00:17:01.561 --> 00:17:03.576
‫باید این دیوارهای کثیف رو تزئین کنیم.

00:17:03.640 --> 00:17:05.335
‫هزینه‌ش کمـه و نتیجه هم زیبا می‌شه.

00:17:05.360 --> 00:17:06.535
‫باید فریز رو عوض کنی.

00:17:06.560 --> 00:17:09.480
‫اینجا قراره یه فروشگاه کوچیک بشه.

00:17:10.440 --> 00:17:11.800
‫- چی؟
‫- فروشگاه لیسا.

00:17:12.000 --> 00:17:15.575
‫اون فضا رو لازم داریم.
‫اونجا باید انبار بشه.

00:17:15.600 --> 00:17:17.815
‫میزوصندلی اضافه
‫و لیوان‌ها رو می‌ذاریم اینجا.

00:17:17.840 --> 00:17:19.535
‫فکر فروشگاه رو از سرت بیرون کن.

00:17:19.560 --> 00:17:22.575
‫شما به یه انبار نیاز داری.

00:17:22.600 --> 00:17:25.040
‫- انبارِ چی؟
‫- دستمال و پارچه...

00:17:25.200 --> 00:17:26.880
‫ظروف اضافه، مواد خشک...

00:17:27.040 --> 00:17:30.295
‫میلیون‌ها لیوان، دستمال توالت...

00:17:30.320 --> 00:17:31.520
‫و میلیون‌ها چیز دیگه.
‫باید انبار داشته باشی.

00:17:33.120 --> 00:17:35.215
‫- هیشکی از پشت‌صحنه‌ی کافه‌ها خبر نداره.
‫- نه والا.

00:17:35.240 --> 00:17:38.255
‫همه فقط یه پیشخدمت می‌بینن
‫که براشون نوشیدنی می‌ریزه.

00:17:38.280 --> 00:17:39.878
‫اون فقط یه‌درصد ماجراست.

00:17:40.560 --> 00:17:41.615
‫و بقیه‌ش هم...

00:17:41.640 --> 00:17:43.415
‫ای وای.
‫لیسا من رو...

00:17:43.440 --> 00:17:44.775
‫برق از سرش می‌پره!
‫ریدم.

00:17:46.520 --> 00:17:48.720
‫چطوری می‌خوای بهش بگی؟
‫آخه فکر نکنم...

00:17:49.240 --> 00:17:50.720
‫به همون روش همیشگی.

00:17:50.880 --> 00:17:54.160
‫یه راه‌حل پیدا می‌کنم و بهش می‌گم.

00:17:54.680 --> 00:17:56.360
‫اگه فقط مسئله رو بهش بگم

00:17:56.520 --> 00:17:59.520
‫من رو به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کنه.

00:18:01.480 --> 00:18:05.320
‫این فاجعه رو موقتاً گذاشتم کنار

00:18:05.880 --> 00:18:07.480
‫و رفتم پیش آلِن

00:18:08.040 --> 00:18:08.975
‫اوه اوه.

00:18:09.000 --> 00:18:10.918
‫یا خدا!

00:18:11.920 --> 00:18:15.400
‫که بهم پیام داده بود
‫منبع گنداب چاه پُر شده

00:18:16.600 --> 00:18:18.360
‫و خراب.

00:18:19.040 --> 00:18:21.000
‫- سلام، دوستان!
‫- مخلصـم!

00:18:21.200 --> 00:18:22.200
‫خسته نباشین.

00:18:23.074 --> 00:18:24.529
‫این‌ها دیگه چیـه؟
‫تیکه‌های منبع فایبرگلاسـه.

00:18:26.240 --> 00:18:28.398
‫این‌ها ریزش کرده.

00:18:28.800 --> 00:18:30.506
‫برو خودت ببین چه خبره، جِرمی.

00:18:30.880 --> 00:18:32.040
‫اون پایین رو ببین.

00:18:33.720 --> 00:18:35.000
‫اوه اوه!
‫دقیقا!

00:18:47.800 --> 00:18:49.480
‫- افتضاحـه.
‫- خدایا...

00:18:51.080 --> 00:18:52.080
‫پاره شدم.

00:18:53.120 --> 00:18:56.160
‫علت اصلی این بو، روغنـه.

00:18:57.160 --> 00:18:58.834
‫این بوی چربیـه.

00:18:58.880 --> 00:19:00.800
‫بوی تیز مال چربیـه؟

00:19:00.903 --> 00:19:03.383
‫- روغن؟
‫- این‌که بوی گُه خالص می‌ده.

00:19:03.408 --> 00:19:05.840
‫همون چربی‌ها باعث ریزش شده.

00:19:06.000 --> 00:19:07.685
‫- یعنی حجمش؟
‫- وزنش زیاد شده و ریخته.

00:19:07.889 --> 00:19:09.840
‫اون روغن باعث می‌شه گُه از آب جدا بمونه.

00:19:10.000 --> 00:19:11.840
‫- داره می‌کِشه بالا؟
‫- آره.

00:19:12.000 --> 00:19:13.760
‫- می‌ره توی مخزن شما؟
‫- آره.

00:19:13.920 --> 00:19:17.080
‫باید لوله‌های جدید براش بذاریم که کار کنه.

00:19:17.754 --> 00:19:18.795
‫باشه.

00:19:19.742 --> 00:19:22.295
‫ناگفته نمونه که
‫لوله‌کشی‌ها مال دهه ۶۰ یا ۷۰ـه.

00:19:22.320 --> 00:19:23.560
‫تا حالا تمیز نشده بوده.

00:19:23.720 --> 00:19:25.975
‫یعنی این‌همه سال
‫داشته روغن و گُه جمع می‌کرده.

00:19:26.000 --> 00:19:27.440
‫از دهه‌ی ۸۰ که کافه راه افتاده.

00:19:27.600 --> 00:19:29.055
‫ولی مخزن از قبل بوده.

00:19:29.080 --> 00:19:30.640
‫- ۵۰ سال آزگار.
‫- آره.

00:19:30.923 --> 00:19:34.815
‫عع، یکی گوشی‌ش رو جا گذاشته.

00:19:34.840 --> 00:19:37.320
‫- شاید هنوز کار کنه.
‫- می‌گه شاید کار کنه!

00:19:37.480 --> 00:19:38.847
‫تلفن نو، بخور پلو.

00:19:39.038 --> 00:19:41.067
‫یا خودِ خدا.

00:19:42.280 --> 00:19:44.480
‫نه.
‫باور نمی‌کنم.

00:19:45.040 --> 00:19:46.040
‫آخه چطوری؟

00:19:46.200 --> 00:19:48.520
‫یه انسان رفته بود اون پایین؟

00:19:48.545 --> 00:19:49.480
‫بله!

00:19:49.505 --> 00:19:51.705
‫- چطوری نفس می‌کِشه؟
‫- فردا قراره بره تعطیلات.

00:19:53.800 --> 00:19:56.215
‫یه سفر می‌ره یونان.

00:19:56.240 --> 00:19:58.200
‫- ولی مشکل اینـه که...
‫- می‌ره یونان!

00:19:58.360 --> 00:20:01.120
‫تا یه هفته‌ی دیگه بوی گُلاب می‌ده.

00:20:01.281 --> 00:20:03.441
‫یعنی بین این‌همه شغل توی دنیا

00:20:03.832 --> 00:20:05.647
‫این بابا علاقه‌ش این بوده.

00:20:05.672 --> 00:20:07.561
‫زندگی همه‌مون همین‌طور قهوه‌ایـه، داداش.

00:20:08.800 --> 00:20:10.200
‫سلام. خوبـی؟

00:20:10.360 --> 00:20:11.560
‫از شما بهترم.

00:20:11.729 --> 00:20:13.095
‫می‌ری پایین؟
‫خدا رو شکر که جا نمی‌شم.

00:20:14.979 --> 00:20:16.139
‫باورنکردنیـه.

00:20:16.520 --> 00:20:19.440
‫بچه‌ها، واقعاً کارِتون درستـه.
‫دمتون گرم.

00:20:22.836 --> 00:20:24.156
‫بفرما، رئیس.

00:20:24.192 --> 00:20:25.735
‫روزهای بعدی

00:20:25.760 --> 00:20:29.480
‫کارهای کافه با سرعت مطلوبی پیش می‌رفت.

00:20:35.560 --> 00:20:38.320
‫فعلاً که اینجا مثل آشغال‌دونیـه.

00:20:43.440 --> 00:20:46.080
‫و در این بین

00:20:46.240 --> 00:20:48.200
‫سو دنبال یه آشپز می‌گشت.

00:20:48.360 --> 00:20:50.000
‫واسه آشپزی...

00:20:50.200 --> 00:20:52.480
‫لیسا هم داشت میزوصندلی می‌خرید.

00:20:53.400 --> 00:20:56.270
‫میزهای بیستروی فرانسوی رو خیلی دوست دارم.

00:20:56.600 --> 00:20:59.735
‫این هم پایه‌ی قشنگیـه.
‫می‌تونیم یه گوی براق روش بذاریم.

00:20:59.902 --> 00:21:01.702
‫به‌به، چقدر متنوع!

00:21:01.960 --> 00:21:03.840
‫اینجا رو!

00:21:04.720 --> 00:21:08.960
‫من هم مشغول آماده‌کردن غذای گاوها بودم

00:21:11.440 --> 00:21:15.400
‫و باید می‌رفتم به آبجوسازی «هاکستون».

00:21:16.240 --> 00:21:17.855
‫وزن‌شون چقدره؟

00:21:17.880 --> 00:21:19.000
‫تقریباً یک‌تُن.

00:21:19.904 --> 00:21:21.944
‫آقای مارکِ آبجوساز

00:21:22.040 --> 00:21:24.360
‫واسه گاوها مواد مغذی آماده کرد.

00:21:26.000 --> 00:21:28.120
‫توی این جعبه‌ها

00:21:28.760 --> 00:21:30.630
‫دونه‌های جو هست.

00:21:30.960 --> 00:21:33.363
‫مواد مصرف‌شده‌ی آبجوسازیـه.

00:21:34.120 --> 00:21:36.280
‫هرکدوم نیم‌تُن دارن.

00:21:37.440 --> 00:21:40.360
‫این‌ها رو می‌دیم به گاوها بخورن.

00:21:40.615 --> 00:21:41.975
‫چرخه‌ی جالبی داره.

00:21:42.040 --> 00:21:44.960
‫غذای مصرف‌شده رو می‌دیم به گاوها

00:21:45.120 --> 00:21:47.760
‫گاوها تُپل می‌شن و می‌رینن روی زمین

00:21:47.960 --> 00:21:51.137
‫جو روی اون زمین رشد می‌کنه
‫و می‌آد اینجا که آبجو بشه.

00:21:51.800 --> 00:21:53.240
‫هیچی هدر نمی‌ره.

00:21:53.440 --> 00:21:56.405
‫گرتا تونبرگِ مناطق محروم، منـم. ‫(گرتا
تونبرگ: فعال محیط‌زیست، اهل سوئد.)

00:21:59.800 --> 00:22:03.160
‫توی مزرعه، با کِیلب، آشپز دوم، همراه شدم

00:22:03.320 --> 00:22:07.400
‫تا با هم غذای پُروپیمون گاوها رو درست کنیم.

00:22:08.055 --> 00:22:10.504
‫این رو با جو قاطی می‌کنیم.

00:22:10.529 --> 00:22:13.040
‫همون جوهای بَدی که سال پیش فروش نرفت.

00:22:13.200 --> 00:22:15.280
‫- باید لوله‌ای دربیان.
‫- آره. لوله‌ای.

00:22:15.440 --> 00:22:16.840
‫- بعدش شیره‌ی چغندر
‫- آره.
‫که یه‌کم شیرین بشه.

00:22:18.240 --> 00:22:20.215
‫- اون‌طوری راحت‌تر می‌خورن.
‫- آره.

00:22:20.240 --> 00:22:24.590
‫و در آخر، تفاله‌های سبزیجاتی
‫که ازشون روغن گرفتیم.

00:22:24.615 --> 00:22:25.561
‫خوبـه.

00:22:25.586 --> 00:22:27.640
‫یا نظرت چیـه که

00:22:27.840 --> 00:22:31.000
‫هرروز براشون غذا از رستوران سفارش بدیم؟

00:22:33.360 --> 00:22:36.655
‫برای ترکیب غذاها با هم

00:22:36.680 --> 00:22:40.405
‫چارلی یه مخلوط‌کن غول‌پیکر سفارش داد.

00:22:41.000 --> 00:22:42.175
‫سلام، داداش.
‫روزت به‌خیر.
‫سلام. احوال شما؟
‫جِیمز هستم.

00:22:43.560 --> 00:22:46.200
‫- سلام. جِرمی‌ام. خوبـی شما؟
‫- سلام. ممنون. جِیمز هستم.

00:22:46.400 --> 00:22:48.200
‫پس یه جاروبرقی بزرگ داره.

00:22:48.400 --> 00:22:50.280
‫جو رو می‌کِشه داخل

00:22:50.920 --> 00:22:53.680
‫همه‌ی غذاها رو می‌بلعه
‫و اون وسط قاطی‌شون می‌کنه.

00:22:53.840 --> 00:22:55.013
‫اون‌تو قاطی می‌کنه؟
‫آره.

00:22:56.080 --> 00:22:58.560
‫بعدش مواد معدنی و شیره رو اضافه می‌کنم.

00:23:05.720 --> 00:23:07.520
‫چقدر لذت‌بخشـه.

00:23:08.064 --> 00:23:09.572
‫دوست دارم تا فردا جارو کنم.

00:23:14.680 --> 00:23:16.480
‫- راهش رو باز کنم؟
‫- زحمتت.

00:23:18.280 --> 00:23:21.560
‫آشپزی با کامیون مخلوط‌کن چه حالی می‌ده!

00:23:22.360 --> 00:23:23.520
‫گوردون رمزی

00:23:23.720 --> 00:23:25.600
‫مارکو پیِر وایت

00:23:25.800 --> 00:23:28.440
‫آنگوس اِستِیک‌هاوس...
‫هیچ‌کدوم این کار رو بلد نیستن.

00:23:33.792 --> 00:23:34.812
‫این هم از این.

00:23:35.760 --> 00:23:36.784
‫غذای گاو.

00:23:39.280 --> 00:23:41.720
‫کمی بعد که وقت غذادادن رسید

00:23:41.880 --> 00:23:43.960
‫دونه‌های جو رو هم اضافه کردیم.

00:23:44.120 --> 00:23:46.000
‫این‌طوری می‌پاشی روشون.

00:23:46.880 --> 00:23:48.640
‫و شام سرو شد.

00:23:52.440 --> 00:23:53.720
‫بیاین، دوستان!
‫غذا آوردم براتون.

00:23:55.960 --> 00:23:58.320
‫بزن روشن شی!

00:23:59.040 --> 00:24:00.074
‫می‌بینی؟

00:24:00.600 --> 00:24:02.480
‫آفرین. مثل مَرد بخورین.

00:24:02.640 --> 00:24:04.120
‫می‌بینی؟

00:24:04.320 --> 00:24:06.640
‫خوب شد شیره هم ریختیم.

00:24:06.800 --> 00:24:09.400
‫از همین‌الان دارن چاق می‌شن.

00:24:09.693 --> 00:24:10.687
‫دارن عشق می‌کنن.
‫آره. مشخصـه.

00:24:19.280 --> 00:24:20.520
‫توی کافه

00:24:20.545 --> 00:24:24.499
‫زمین محکمی نبود که بشه روش پا گذاشت.

00:24:27.560 --> 00:24:30.171
‫من هم با همراه و دوست موردعلاقه‌م

00:24:30.200 --> 00:24:32.200
‫رفتم بوته‌های اضافه رو قطع کنم.

00:24:34.640 --> 00:24:36.240
‫باریکلا!

00:24:38.440 --> 00:24:41.880
‫صداش به روحم آرامش می‌ده.

00:24:42.720 --> 00:24:44.000
‫بنواز.

00:24:47.240 --> 00:24:51.800
‫متأسفانه سو و رِیچِل صدام زدن
‫و جلسه‌ی تراپی‌م زود تموم شد.

00:24:52.360 --> 00:24:55.160
‫گفتن فوراً برم دیدن‌شون.

00:24:56.160 --> 00:24:58.240
‫خب، اولین مورد

00:24:58.640 --> 00:25:01.760
‫تزئین تراس پُشتی با میزهای چتریـه.

00:25:02.120 --> 00:25:05.360
‫مجبور شدیم ۴۰ دقیقه پیش سفارش بدیم

00:25:05.520 --> 00:25:08.080
‫که عقب نمونیم.

00:25:08.240 --> 00:25:10.655
‫حالا چقدر شد؟
‫از این چتر بزرگ‌هاست دیگه؟

00:25:10.680 --> 00:25:13.640
‫آره. سه‌تا چتر بزرگ
‫که کل تراس رو پوشش بده.

00:25:13.800 --> 00:25:14.720
‫خب.

00:25:14.880 --> 00:25:16.855
‫تقریباً ۴۰ هزار پوند شد.

00:25:16.880 --> 00:25:18.280
‫که شامل سیستم الکتریکی
‫نورپردازی

00:25:20.280 --> 00:25:23.175
‫موندگاری بالا و آماده‌سازی
‫فاز سه‌مرحله‌ای هم داره.

00:25:23.200 --> 00:25:26.175
‫به آلِن هم خبر دادیم،
‫ولی واسه نصبش برنامه نریختیم.

00:25:26.200 --> 00:25:28.240
‫شرمنده. اجازه بدین.

00:25:29.120 --> 00:25:31.415
‫۴۰هزارتا واسه چندتا چتر؟

00:25:31.440 --> 00:25:32.560
‫- آره.
‫- بزرگـن. هشت متر ارتفاع.

00:25:32.660 --> 00:25:35.280
‫۴۰هزارپوند واسه چتر؟

00:25:35.440 --> 00:25:36.240
‫آره.

00:25:36.440 --> 00:25:40.415
‫اگه هوا بارونی باشه و چتر نباشه،
‫کسی روی تراس غذا نمی‌خوره.

00:25:40.440 --> 00:25:42.306
‫نه، می‌دونم که چتر لازمـه

00:25:42.360 --> 00:25:46.160
‫ولی حقیقتاً این مبلغ دیوونگیـه.

00:25:46.680 --> 00:25:49.040
‫می‌خواستیم یه‌جوری نشه که...

00:25:49.200 --> 00:25:51.800
‫می‌شد ارزون‌تر هم دربیاد

00:25:51.960 --> 00:25:54.032
‫مثلاً اگه سایه‌بون می‌ذاشتیم.

00:25:54.057 --> 00:25:57.403
‫- آره.
‫- ولی با توجه به اندازه‌ی تراس

00:25:57.440 --> 00:26:00.040
‫احتمالاً ۵۰تا سایه‌بون می‌خوایم.

00:26:00.200 --> 00:26:02.575
‫اون‌وقت تراس مثل
‫دریایی از سایه‌بون‌ها می‌شه.

00:26:02.600 --> 00:26:05.744
‫تازه شکل میزها طوریـه
‫که سایه‌بون وسط می‌افته

00:26:05.769 --> 00:26:08.095
‫و یه عده دور میز می‌رن زیر نورش.

00:26:08.120 --> 00:26:09.975
‫اگه بارون بیاد که دیگه دردسره.

00:26:10.000 --> 00:26:12.480
‫مثلاً ما خیس نمی‌شیم، ولی تو چرا.

00:26:12.596 --> 00:26:14.735
‫- نمی‌شه.
‫- چطور به این نقطه از زندگی رسیدم؟

00:26:14.760 --> 00:26:17.255
‫اگه زیر یه سایه‌بون بوده باشی،
‫می‌دونی چی می‌گم.

00:26:17.280 --> 00:26:20.033
‫نه. فقط باورم نمی‌شه که توی ۶۴ سالگی‌م

00:26:20.058 --> 00:26:22.855
‫یه‌نفر خیلی جدی بهم گفت:

00:26:22.880 --> 00:26:25.640
‫«چترها برات ۴۰هزارتا آب می‌خوره.»

00:26:25.800 --> 00:26:28.255
‫- باهاش می‌شه چندتا پراید خرید.
‫- یعنی فکر کردی

00:26:28.280 --> 00:26:31.240
‫خرید کافه بالاترین هزینه‌ت می‌شه؟

00:26:31.265 --> 00:26:34.055
‫گفتم بار رو بازسازی می‌کنم و تمام.

00:26:34.080 --> 00:26:37.120
‫اتفاقاً اون بار
‫تنها چیزیـه که بازسازی نمی‌خواد.

00:26:37.824 --> 00:26:38.839
‫عع...

00:26:38.960 --> 00:26:40.937
‫هنوز هزینه‌ی میزوصندلی‌ها رو نگفتیم.

00:26:41.560 --> 00:26:43.838
‫- آره.
‫- سلیقه‌ی لیسا حرف نداره.

00:26:44.320 --> 00:26:46.000
‫- خوش‌سلیقه‌ست.
‫- حالا چقدر شد؟

00:26:46.305 --> 00:26:47.825
‫- ۴۰هزارتا.
‫- آره.

00:26:49.400 --> 00:26:52.120
‫پس با چترها مشکلی نداری؟

00:26:54.800 --> 00:26:57.160
‫یه ساعت بهم وقت بدین.

00:26:57.320 --> 00:26:58.440
‫باشه.

00:27:00.360 --> 00:27:03.335
‫بودجه که سر به فلک کشیده بود.

00:27:03.522 --> 00:27:06.722
‫رفتم ببینم آلِن چی‌کار می‌کنه.

00:27:08.491 --> 00:27:10.495
‫- چقدر اینجا خوب شده.
‫- خوشت اومد؟

00:27:10.520 --> 00:27:12.480
‫اصلاً سُر نمی‌خوری.

00:27:12.640 --> 00:27:14.255
‫یعنی دیگه سُر نمی‌خوریم؟

00:27:14.280 --> 00:27:16.520
‫نه. مگه این‌که خیلی عصبانی بشی.

00:27:17.960 --> 00:27:21.040
‫منظره‌ی قشنگیـه، ولی بگو ببینم
‫اول خبر بد رو بدم یا خبر خوب؟

00:27:22.200 --> 00:27:23.080
‫چی؟

00:27:23.240 --> 00:27:25.040
‫هزینه دوبرابر شد، برادر.

00:27:26.120 --> 00:27:29.560
‫- هزینه‌ی چی؟
‫- این. به‌خاطر اینجاش دوبرابر شد.

00:27:30.480 --> 00:27:32.080
‫- چی؟
‫- آره. شرمنده.

00:27:32.600 --> 00:27:35.360
‫- گرفتی ما رو؟
‫- نه. جایی‌ت رو نگرفتم.

00:27:35.960 --> 00:27:39.200
‫از ۲۰هزارتا رسیدیم به ۴۰هزارتا.

00:27:40.040 --> 00:27:43.015
‫چاره‌ای نداریم.
‫گفتن سطح ضدلغزنده باشه.

00:27:43.040 --> 00:27:45.200
‫بدون این‌ها نمی‌شه.

00:27:45.880 --> 00:27:47.840
‫- همچین چیزی باید دوبرابرش کنه؟
‫- آره.

00:27:48.040 --> 00:27:48.975
‫- البته تقریباً
‫- به‌خاطر این؟
‫باید ۱۶هزار تا اضافه بشه

00:27:50.320 --> 00:27:52.520
‫اُجرت هم حساب می‌شه.

00:27:52.680 --> 00:27:55.440
‫تیغ زیادی هم واسه بُرش لازم داریم.

00:27:55.640 --> 00:27:56.800
‫خب پس

00:27:57.000 --> 00:27:58.954
‫پس وضعیت چترها هم مشخص شد.
‫می‌دونی که...

00:27:59.040 --> 00:28:00.335
‫آره. چترها رو بیخیال.
‫ولی نظرت درباره‌ی

00:28:01.520 --> 00:28:05.360
‫اون سایه‌بون‌هایی که
‫از دیوار ساختمون‌ها بیرون می‌آد، چیـه؟

00:28:06.360 --> 00:28:09.840
‫اگه بتونیم از اونجا...
‫بذار نشونت بدم.

00:28:10.000 --> 00:28:11.680
‫اگه سایه‌بون‌ها رو

00:28:12.640 --> 00:28:16.280
‫از بین طاق دَر و ناودون

00:28:16.800 --> 00:28:18.320
‫- بیاریم جلو...
‫- خب.

00:28:18.600 --> 00:28:20.240
‫یه شیب هم بهشون بدیم...

00:28:20.400 --> 00:28:24.600
‫نه. بره بالا بهتره.
‫یه میله می‌ذارم که ببرش بالا.

00:28:24.800 --> 00:28:26.055
‫اتفاقاً

00:28:26.080 --> 00:28:28.735
‫توی کافه‌ی «تری هورس‌شوز»
‫از این خیمه‌ها گذاشتن.

00:28:28.760 --> 00:28:29.720
‫جداً؟

00:28:30.282 --> 00:28:32.282
‫پس بگیم بیان نظرشون رو بدن.

00:28:32.483 --> 00:28:33.490
‫آره.

00:28:35.000 --> 00:28:38.975
‫راه‌اندازی کافه فقط با ۲۵هزار پوند

00:28:39.000 --> 00:28:42.360
‫رؤیایی بیش نبود.

00:28:43.200 --> 00:28:45.575
‫ولی فکرکردن بهش هم سودی نداشت

00:28:45.600 --> 00:28:49.480
‫چون درگیری‌های دیگه‌ای توی مزرعه داشتم

00:28:49.640 --> 00:28:51.720
‫که باید بهشون رسیدگی می‌کردم.

00:28:52.160 --> 00:28:55.320
‫بچه‌خوک‌های جدیدی از راه رسیده بودن.

00:28:57.840 --> 00:28:59.600
‫شگفتا!

00:28:59.760 --> 00:29:01.640
‫- همه‌شون زنده موندن؟
‫- قشنگ یه ارتشـن.

00:29:01.800 --> 00:29:03.255
‫یک، دو

00:29:03.975 --> 00:29:06.135
‫- سه، چهار، پنج
‫- نمی‌شه شمردشون.

00:29:06.169 --> 00:29:08.849
‫شیش، هفت، هشت، نه
‫و یکی هم اونجاست که می‌شه دَه‌تا.

00:29:09.259 --> 00:29:11.680
‫- بدون تلفات.
‫- چقدر زیبا.

00:29:12.125 --> 00:29:14.720
‫ببین چجوری توی هم می‌لولن.
‫جیگرشونو بخورم.

00:29:14.880 --> 00:29:15.975
‫ولی دَم مامانه گرم.

00:29:16.000 --> 00:29:18.760
‫چه خبر خوبی.
‫خوش‌حال شدم.

00:29:19.640 --> 00:29:22.440
‫بعد رفتیم سراغ ریچارد هَم.

00:29:22.525 --> 00:29:26.920
‫دیلوینِ دامپزشک واسه‌ش
‫یه راه‌حل خوب ارائه داد.

00:29:28.440 --> 00:29:30.080
‫قضیه اینـه که

00:29:30.280 --> 00:29:33.855
‫ریچارد هَم بزرگ شده
‫و ممکنـه بره سراغ خواهرهاش

00:29:33.880 --> 00:29:35.110
‫پس باید برش‌گردونیم پیش پسرها.
‫خوبـه.

00:29:35.960 --> 00:29:39.600
‫ولی دیلوین می‌گه
‫اگه یه‌هو بذاریمش پیش پسرها

00:29:39.865 --> 00:29:41.305
‫این‌قدر می‌زننش که بمیره.
‫آخِی.

00:29:42.360 --> 00:29:44.360
‫گفت تنها راه دیگه

00:29:44.779 --> 00:29:46.691
‫اینـه که یه آغل کوچیک بسازیم،
‫مثل اینی که ساختم

00:29:46.807 --> 00:29:47.775
‫و بعدش

00:29:47.800 --> 00:29:51.280
‫اون رو با کوچیک‌ترین پسر بفرستیم اونجا.

00:29:51.480 --> 00:29:54.280
‫یه هفته با هم هستن
‫و دوتا رفیقِ شفیق می‌شن

00:29:54.440 --> 00:29:57.320
‫بعدش برمی‌گردن پیش پسرها
‫و احتمالاً همه‌چی خوب پیش می‌ره.

00:29:57.480 --> 00:29:58.400
‫خوبـه.
‫آماده‌ای، ریچارد؟

00:29:59.960 --> 00:30:01.177
‫اینجاست.

00:30:01.920 --> 00:30:03.440
‫آفرین، کِیلب.

00:30:06.200 --> 00:30:08.520
‫حالا هَم وارد شد.

00:30:08.720 --> 00:30:10.080
‫بذار ببینم...

00:30:10.360 --> 00:30:11.240
‫چیزیش نمی‌شه.

00:30:11.400 --> 00:30:13.560
‫این دوتا قراره با هم رفیق بشن.

00:30:13.617 --> 00:30:15.817
‫یه هفته بعدش برمی‌گردن پیش پسرها

00:30:16.120 --> 00:30:19.080
‫و رفیقش دیگه ازش محافظت می‌کنه.

00:30:19.720 --> 00:30:20.735
‫دقت کردین ریچارد هَم

00:30:20.760 --> 00:30:23.015
‫- چه بچه‌مثبت و گوگولیـه؟
‫- آره.

00:30:23.040 --> 00:30:25.575
‫هنوز نه تجربه‌ی عرق‌خوری داره
‫و نه تجربه‌ی دعوا.

00:30:25.600 --> 00:30:26.935
‫چشم‌های ریزش رو خیلی دوست دارم.
‫ولی به‌زودی تجربه می‌کنه.

00:30:29.160 --> 00:30:30.600
‫ظاهراً کنار هم خوش‌حالـن.

00:30:31.240 --> 00:30:33.680
‫فکر کنم اون یکی هم خوش‌ذاتـه.

00:30:34.483 --> 00:30:35.509
‫عع...

00:30:35.920 --> 00:30:38.320
‫- اوه! یه‌هو چی شد؟
‫- چه خبره...؟

00:30:38.800 --> 00:30:39.640
‫ای وای!
‫ریچارد!

00:30:41.680 --> 00:30:44.200
‫- تکون نمی‌خوره!
‫- اون داداشتـه!

00:30:44.720 --> 00:30:48.666
‫باید از ریچارد محافظت کنه، نه این‌که...

00:30:49.160 --> 00:30:52.560
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم!

00:30:53.160 --> 00:30:54.440
‫به ما دروغ گفتن.

00:30:55.440 --> 00:30:56.840
‫خوک‌ها فریاد نمی‌زنند.

00:30:57.920 --> 00:30:59.640
‫بالاخره تموم شد.

00:31:00.015 --> 00:31:01.855
‫ببین، جِرمی

00:31:01.880 --> 00:31:04.400
‫اگه بره پیش پسرها
‫دسته‌جمعی بهش تجاوز می‌کنن.

00:31:04.560 --> 00:31:06.200
‫خب پیش دخترها هم نمی‌شه بره.

00:31:06.360 --> 00:31:08.400
‫خدا رو شکر که حامله نمی‌شه.

00:31:08.560 --> 00:31:10.335
‫الان مشکلی رو حل نکردیم.

00:31:10.360 --> 00:31:11.615
‫باید به دیلوین زنگ بزنم.

00:31:11.640 --> 00:31:14.480
‫- چی می‌خوای بگی؟
‫- می‌گم «الان چی‌کار کنم؟»

00:31:14.680 --> 00:31:17.480
‫اصطلاح «گوساله‌ی خنثی» رو شنیدین؟

00:31:17.775 --> 00:31:18.575
‫نه.

00:31:18.600 --> 00:31:22.040
‫قضیه اینـه که اگه گاو یه دوقلو بزاد

00:31:22.240 --> 00:31:24.320
‫ و یکی‌شون پسر و اون یکی دختر باشه

00:31:24.480 --> 00:31:25.920
‫دختره که می‌آد بیرون

00:31:26.080 --> 00:31:28.000
‫نمی‌دونه جنسیتش چیـه.

00:31:28.640 --> 00:31:30.880
‫منظورم اینـه که این پسر

00:31:31.040 --> 00:31:33.600
‫دُمش رو داد کنار،
‫چون فکر می‌کرد دختره.

00:31:33.760 --> 00:31:37.280
‫شاید ریچارد هَم ترنس باشه.

00:31:37.720 --> 00:31:39.920
‫دیگه خوک‌ها هم ترنس دارن؟

00:31:41.210 --> 00:31:44.328
‫احساس می‌کنم توی جلسه‌ی
‫حزب کارگران نشستم.

00:31:44.360 --> 00:31:45.295
‫گوش نمی‌دی.

00:31:45.320 --> 00:31:47.470
‫می‌شه یه روز
‫مثل یه کشاورز معمولی زندگی کنیم؟

00:31:47.520 --> 00:31:49.293
‫- بَد نمی‌گه‌ها.
‫- باور کن جدی می‌گم!

00:31:49.320 --> 00:31:50.280
‫معمولاً این‌طوریـه.

00:31:50.480 --> 00:31:52.135
‫یه‌بار توی یه زمین کار می‌کردم...

00:31:52.160 --> 00:31:54.135
‫همین‌طور که استاد کوپر نُطق می‌کردن

00:31:54.160 --> 00:31:55.495
‫هم دودول داشت و هم واژن.

00:31:55.520 --> 00:31:58.685
‫ریچارد باز هم از کاشانه‌ی خود فرار کرد

00:31:58.716 --> 00:32:02.246
‫و رفت پیش برادرها و پسرخاله‌هاش.

00:32:02.440 --> 00:32:05.640
‫من هم به دیلوین زنگ زدم.

00:32:06.080 --> 00:32:07.240
‫همون طور که گفتی

00:32:07.800 --> 00:32:08.975
‫انجامش دادم.

00:32:09.000 --> 00:32:12.120
‫گوشه‌ی آغل پسرها
‫یه آغل کوچیک واسه‌ش ساختم

00:32:12.280 --> 00:32:13.975
‫یه خوک دیگه رو هم بردم

00:32:14.000 --> 00:32:16.800
‫و گذاشتم با هم باشن.

00:32:16.960 --> 00:32:18.360
‫- خب؟
‫- و هنوز یه دقیقه نشده بود

00:32:18.520 --> 00:32:21.600
‫که خوک دیگه وحشیانه بهش تجاوز کرد.

00:32:22.257 --> 00:32:23.336
‫صحیح.

00:32:23.800 --> 00:32:27.375
‫کنجکاوی‌های دوران نوجَوونیـه دیگه.

00:32:27.400 --> 00:32:28.575
‫طبیعیـه که...
‫نه. ببین...

00:32:29.920 --> 00:32:31.855
‫نوجَوون‌های شهر شما رو نمی‌دونم

00:32:31.880 --> 00:32:34.335
‫ولی توی یورکشایر از این چیزها نداریم.

00:32:34.360 --> 00:32:37.326
‫حتی تا حالا به ذهنم خطور نکرده.

00:32:37.800 --> 00:32:40.960
‫حالا ریچارد هَم رفته پیش بقیه‌ی پسرها.

00:32:41.120 --> 00:32:42.735
‫داره کتک می‌خوره یا نه؟

00:32:42.760 --> 00:32:44.695
‫نه. هنوز نه.

00:32:44.720 --> 00:32:46.760
‫اگه من باشم

00:32:46.920 --> 00:32:48.880
‫صبر می‌کنم ببینم
‫توی گروه بزرگ‌تر چی‌کار می‌کنه.

00:32:49.040 --> 00:32:52.600
‫اگه باهاشون مشکلی نداشته باشه،
‫تمومـه دیگه.

00:32:52.935 --> 00:32:53.735
‫باشه.

00:32:53.760 --> 00:32:56.160
‫- دمت گرم. ممنون. خدافظ.
‫- قربونت. خدافظ.

00:32:59.680 --> 00:33:04.080
‫خوشبختانه، کار بعدی‌م با بُزها بود

00:33:04.240 --> 00:33:06.125
‫که سرراست و بی‌شیله‌پیله بودن.

00:33:07.440 --> 00:33:10.960
‫چند هفته‌ی اخیر رو با حصار نامرئیِ مرتع

00:33:11.120 --> 00:33:14.760
‫تمرین می‌کردن و حسابی مشغول بودن.

00:33:15.550 --> 00:33:18.070
‫این هم از مرتع.

00:33:18.600 --> 00:33:19.760
‫الان اینجان.
‫می‌بینین؟

00:33:21.360 --> 00:33:25.760
‫نگاه مرگبار ایلان ماسک
‫نمی‌ذاره از محدوده خارج بشن.

00:33:27.200 --> 00:33:28.255
‫بفرمایید، بُزها.

00:33:28.280 --> 00:33:29.960
‫- آماده‌ای؟
‫- بله.

00:33:30.920 --> 00:33:33.080
‫حالا که حسابی حرف‌گوش‌کن شده بودن

00:33:33.180 --> 00:33:37.165
‫وقتش رسیده بود کاری رو انجام بدن
‫که واسه همون خریده بودمشون.

00:33:37.190 --> 00:33:38.257
‫همین‌طور بیاین.

00:33:39.440 --> 00:33:40.560
‫بیاین.

00:33:40.720 --> 00:33:42.375
‫یعنی پاکسازی بوته‌ها

00:33:42.400 --> 00:33:45.600
‫در نقاط غیرقابل‌دسترس مزرعه.

00:33:46.640 --> 00:33:48.640
‫ظاهراً بُزها روی تپه‌ها راحتـن.

00:33:48.840 --> 00:33:50.480
‫ویژگی‌شون همینـه دیگه!

00:33:52.320 --> 00:33:53.400
‫این هم از این.

00:33:53.600 --> 00:33:56.800
‫عملیات پاکسازی رو جایی شروع می‌کنیم
‫که نمی‌شه حصار واقعی گذاشت.

00:33:57.400 --> 00:33:58.440
‫نگاهشون کن.

00:33:58.600 --> 00:34:01.440
‫- حسابی گشنه شونـه.
‫- اینجا بهشت بُزهاست.

00:34:03.935 --> 00:34:05.615
‫قراره چه مساحتی رو پوشش بدن؟

00:34:05.640 --> 00:34:06.935
‫- خب...
‫- نرم‌افزار رو ببین.

00:34:06.960 --> 00:34:09.417
‫- من ندارمش.
‫- من دارم.

00:34:10.240 --> 00:34:12.600
‫تقریباً چهارهزارمترمربع.

00:34:12.813 --> 00:34:14.320
‫همون نیم‌هکتار.

00:34:14.480 --> 00:34:18.040
‫وقتی یه نقطه رو تموم می‌کنن

00:34:18.237 --> 00:34:19.325
‫باید سریع ببریمشون یه جای دیگه.

00:34:19.350 --> 00:34:21.066
‫بهش می‌گن «چرای فشرده‌ی کوتاه‌مدت».

00:34:23.680 --> 00:34:26.695
‫ما خریدیمشون که همین بوته‌ها رو درو کنن.

00:34:26.720 --> 00:34:28.920
‫اون هم در عرض پنج دقیقه.

00:34:29.080 --> 00:34:31.680
‫اون بوته‌هه کارش تمومـه.

00:34:32.520 --> 00:34:33.960
‫عالیـه.

00:34:40.120 --> 00:34:42.800
‫جدا از ماجرای چاق‌کردن گاوها

00:34:42.960 --> 00:34:46.720
‫فعلاً کار دیگه‌ای با حیوون‌ها نداشتیم.

00:34:48.880 --> 00:34:52.160
‫به‌جاش، تمرکزم رو روی کافه گذاشتم

00:34:52.360 --> 00:34:54.720
‫و یه هو ایده‌ی خفنی به ذهنم رسید.

00:34:54.920 --> 00:34:58.120
‫بین ۱۰ تا ۱۵ میل زده بیرون.

00:34:59.480 --> 00:35:02.840
‫واسه این‌که کافه‌م رو
‫به مضمون «کشاورزی» آغشته کنم

00:35:03.000 --> 00:35:05.920
‫تصمیم گرفتم یه تراکتور قدیمی رو
‫از سقف آویزون کنم.

00:35:07.960 --> 00:35:11.228
‫ولی اول باید دستی روش می‌کِشیدم.

00:35:12.742 --> 00:35:14.280
‫تراکتور رو برداشتم

00:35:14.880 --> 00:35:17.735
‫و حالا باید یه تغییراتی توش بدم.

00:35:17.760 --> 00:35:20.000
‫به نظرم، آدم باید همچین کاری رو

00:35:20.160 --> 00:35:23.360
‫به یه مَرد کوچیک
‫توی یه روستای دورافتاده بسپره.

00:35:23.720 --> 00:35:29.080
‫واسه همین اومدم به روستایی
‫که صدها کیلومتر از تمدن به دوره.

00:35:29.720 --> 00:35:31.280
‫جایی که مَردی کوچیک زندگی می‌کنه

00:35:31.840 --> 00:35:33.800
‫و قراره کار ما رو راه بندازه.

00:35:35.600 --> 00:35:36.881
‫خود خودشـه.

00:35:37.870 --> 00:35:38.895
‫رفیق!

00:35:38.920 --> 00:35:41.120
‫سلام! خوش اومدی.

00:35:41.800 --> 00:35:43.800
‫دستگاه... همینـه؟

00:35:44.000 --> 00:35:44.880
‫آره.

00:35:45.040 --> 00:35:46.680
‫- این‌که مدل ۳۵ـه.
‫- می‌دونم.

00:35:46.800 --> 00:35:48.480
‫چه تراکتور مشتی‌ای.

00:35:48.790 --> 00:35:51.656
‫البته این واسه امثال شما
‫آخرِ تکنولوژیـه، نه؟

00:35:52.320 --> 00:35:54.040
‫- خب دستگاه خوبیـه دیگه!
‫- همشهری‌هات ببیننش، می‌گن

00:35:54.200 --> 00:35:56.775
‫«وای! احتراق داخلی داره!»

00:35:56.800 --> 00:35:58.495
‫- از این بدترش هم داریم.
‫- «اینجاش رو ببین!»

00:35:58.520 --> 00:36:01.323
‫بدتر از این‌هاش هنوز استرداد می‌شه.
‫ما که مردم ولز نیستیم.

00:36:02.040 --> 00:36:03.375
‫- اینجا جزو ولزه دیگه.
‫- کی گفته؟

00:36:03.400 --> 00:36:06.840
‫چهار ساعت پیش از مرز اِم۵ رد شدم.

00:36:07.000 --> 00:36:08.935
‫- اونجا مرز نیست...
‫- خیلی هم هست!

00:36:08.960 --> 00:36:10.280
‫- نیست.
‫- هست.

00:36:10.365 --> 00:36:12.535
‫تصورت اینـه که ولزی‌ها
‫این‌طرف مرز وایستادن

00:36:12.560 --> 00:36:13.811
‫و اون‌طرف انگلیسی‌ها با تیروکمون آماده‌ان.
‫دقیقاً همینـه.

00:36:15.120 --> 00:36:19.920
‫بعداز این‌که
‫بحث تاریخی‌سیاسی‌مون به پایان رسید

00:36:20.080 --> 00:36:22.120
‫برگشتیم به تراکتورم.

00:36:22.520 --> 00:36:25.640
‫باید زیر ۷۵۰ کیلو بشه

00:36:25.665 --> 00:36:27.625
‫وگرنه سقف کافه می‌آد پایین.

00:36:27.960 --> 00:36:30.920
‫اگه بخوایم دل‌وروده‌ش رو بریزیم بیرون

00:36:30.954 --> 00:36:32.009
‫همه‌چی‌ش رو دربیاریم...

00:36:32.160 --> 00:36:36.680
‫و می‌خوام بدنه و گِل‌گیرها رنگ بشه.

00:36:37.080 --> 00:36:38.375
‫کجاهاش رنگ بشه؟
‫هرجا که قرمزه.

00:36:39.560 --> 00:36:42.360
‫آها. پس این قسمت‌ها هیچی.

00:36:42.520 --> 00:36:43.320
‫اون‌ها هیچی.

00:36:43.520 --> 00:36:45.520
‫به نظرم رنگ متالیک بزن.

00:36:46.040 --> 00:36:47.600
‫- مشکی؟
‫- منظورم رو فهمیدی؟

00:36:47.920 --> 00:36:49.280
‫اون متالیکـه؟

00:36:49.760 --> 00:36:51.695
‫- آره. متالیکـه.
‫- توی دهات شما متالیکـه؟

00:36:51.720 --> 00:36:52.775
‫- آره!
‫- خوبـه.

00:36:52.800 --> 00:36:54.680
‫چی می‌گی، مَرد؟

00:36:54.840 --> 00:36:57.520
‫دهات من و تو نداره که.

00:36:58.215 --> 00:37:00.455
‫می‌تونی تا قبل‌از جشن پانتومیم تحویل بدی؟

00:37:00.480 --> 00:37:02.120
‫یعنی می‌خوای...

00:37:03.440 --> 00:37:05.335
‫کِی قراره بری سوئیندون؟

00:37:05.360 --> 00:37:07.560
‫- قرار نیست برم...
‫- دروغ نگو.

00:37:13.358 --> 00:37:15.340
‫- راستی تو هم توی سریال هستی‌ها.
‫- چجوری هستم؟

00:37:15.374 --> 00:37:16.854
‫نقش بزرگی داری.

00:37:16.920 --> 00:37:19.240
‫وقتی کاری نکردم، چجوری توش هستم؟

00:37:19.400 --> 00:37:21.840
‫کار که کردی.
‫فقط هنوز خبر نداری.

00:37:22.440 --> 00:37:26.600
‫نقش بسیار پُررنگ و جالبی داری.

00:37:26.760 --> 00:37:30.319
‫پُررنگ و یه‌کم... خجالت‌آور.
‫(ریچارد هَم = ریچارد هَموند)

00:37:30.914 --> 00:37:31.948
‫که این‌طور.

00:37:32.360 --> 00:37:33.855
‫تراکتور رو که آوردیم پایین

00:37:33.893 --> 00:37:37.813
‫رفتیم سراغ موضوعی که همیشه ازش متنفرم.

00:37:38.320 --> 00:37:40.600
‫خب بریم سراغ هزینه‌ها.

00:37:40.760 --> 00:37:42.120
‫- بریم.
‫- چرک کف دست.

00:37:42.280 --> 00:37:45.560
‫هزینه‌ی همه‌چی توی کافه‌م دوبرابر شد.

00:37:45.720 --> 00:37:47.680
‫- خوبـه. پس ما هم می‌کِشیم بالا.
‫- آره.

00:37:47.880 --> 00:37:51.840
‫الان بحث صدها هزار پونده
‫یا میلیون‌ها؟

00:37:51.935 --> 00:37:53.030
‫دَه‌ها هزار پوند.

00:37:53.169 --> 00:37:55.249
‫- دَ‌ه‌ها؟
‫- تقریباً ۲۰هزارتا.

00:37:55.400 --> 00:37:59.055
‫واسه رنگش ۲۰هزارتا؟
‫چی؟

00:37:59.080 --> 00:38:01.440
‫آره. باید لختش کنیم
‫و دَم‌ودستگاهش رو دربیاریم.

00:38:01.465 --> 00:38:02.655
‫با ابزار خاص انجام می‌شه.
‫کاش خودم انجامش می‌دادم.

00:38:03.960 --> 00:38:06.720
‫۲۰هزارتا واسه رنگ تراکتور؟

00:38:06.920 --> 00:38:11.040
‫حالا که حساب بانکی‌ت داره
‫از همه‌طرف پاره می‌شه

00:38:11.200 --> 00:38:12.440
‫بیا ادامه بدیم.

00:38:12.600 --> 00:38:16.375
‫تسلیم نشو. هرچی بیشتر
‫از حسابت کار بِکشی، مقاوم‌تر می‌شه

00:38:16.400 --> 00:38:19.160
‫و بالاخره اون‌قدر سرسخت می‌شه
‫که نتونی هیچ پولی ازش دربیاری.

00:38:19.320 --> 00:38:21.600
‫فعلاً حسابت ضعیف و شل‌و‌ولـه.

00:38:21.800 --> 00:38:24.520
‫- چرت‌وپرت نگو. صبر کن.
‫- آسیب‌پذیره.

00:38:24.727 --> 00:38:27.487
‫اگه تخفیف ندی، می‌آم مراسم پانتومیم
‫ردیف جلو می‌شینم.

00:38:27.600 --> 00:38:28.655
‫قرار نیست پانتومیم برم.

00:38:28.680 --> 00:38:31.183
‫اونجا نمایشت در نقش باتِنز رو ‫اون‌قدر نقد می‌کنم که پاره شی.
‫(باتِنز یکی از شخصیت‌های نمایشنامه‌ی پانتومیم «سیندرلا»ست.)

00:38:31.320 --> 00:38:33.480
‫پانتومیم نمی‌رم.
‫رنگش چقدر درمی‌آد؟

00:38:33.680 --> 00:38:37.240
‫رنگش حداقل لیتری سه‌هزارتا درمی‌آد.

00:38:37.680 --> 00:38:39.710
‫- هر لیتر؟
‫- هر لیتر واسه رنگ‌زدن.

00:38:39.748 --> 00:38:41.840
‫قبل‌از این‌که راه بیُفتم، چرا نگفتی

00:38:42.000 --> 00:38:45.895
‫هزینه‌ش قراره از تولید ناخالص
‫کشورهای اروپایی هم بیشتر بشه؟

00:38:45.920 --> 00:38:47.000
‫اگه می‌گفتم، نمی‌اومدی.

00:38:47.160 --> 00:38:49.080
‫- بله که نمی‌اومدم.
‫- حالا اومدی و تراکتورت هم آوردی.

00:38:49.144 --> 00:38:52.744
‫دیگه راه فراری نیست.

00:38:53.000 --> 00:38:56.240
‫یه‌کم بیشتر هم می‌خوام بگیرم که...

00:38:56.265 --> 00:38:59.440
‫اگه یه کشاورز معمولی بودم

00:38:59.600 --> 00:39:01.440
‫انصافاً ۲۰هزارتا ازم نمی‌گرفتی.

00:39:01.640 --> 00:39:04.640
‫کدوم کشاورز معمولی‌ای
‫تراکتورش رو رنگ می‌کنه، دیوانه؟

00:39:06.632 --> 00:39:07.668
‫همم...

00:39:10.320 --> 00:39:13.960
‫فقط پنج هفته تا راه‌اندازی وقت داشتیم

00:39:14.120 --> 00:39:17.360
‫و چاره‌ای جز موافقت با شرایط باتِنز نداشتم.

00:39:18.807 --> 00:39:20.527
‫حداقل، خبر خوب این بود که

00:39:20.640 --> 00:39:23.280
‫سو و رِیچِل برام یه آشپز پیدا کرده بودن.

00:39:24.665 --> 00:39:26.945
‫اسمش نیک بود و مثل خودشون

00:39:27.040 --> 00:39:31.760
‫تجربه‌ی زیادی توی راه‌اندازی کافه‌ها داشت.

00:39:32.900 --> 00:39:35.580
‫- تا حالا چندتا کافه راه انداختی؟
‫- دَه‌تا.

00:39:35.960 --> 00:39:38.120
‫- توی استراتفورد هم کافه داری؟
‫- بله.

00:39:38.345 --> 00:39:40.375
‫مشکلی نداری همه‌ش در رفت‌وآمد باشی؟

00:39:40.400 --> 00:39:43.360
‫نه بابا. مشکلی نیست.
‫من فقط

00:39:43.520 --> 00:39:45.240
‫ناظر کیفیِ اون کافه‌ام.

00:39:45.440 --> 00:39:46.375
‫درحال‌حاضر...

00:39:46.400 --> 00:39:50.040
‫متأسفانه، نیک گفت راه‌اندازی کافه‌ی من

00:39:50.200 --> 00:39:54.240
‫سخت‌تر از کافه‌هاییـه
‫که تا حالا توشون بوده.

00:39:54.920 --> 00:39:57.040
‫چیزی که من رو می‌ترسونه

00:39:57.354 --> 00:39:59.874
‫اولین مکالمه‌ایـه که با هم داشتیم.

00:39:59.920 --> 00:40:02.920
‫شما ۱۷ تا گاو داری که
‫می‌خوای توی کافه بفروشی.

00:40:03.080 --> 00:40:04.765
‫مشکل اینـه که چطوری بفروشیم؟

00:40:04.954 --> 00:40:05.967
‫یعنی چی؟

00:40:06.600 --> 00:40:08.960
‫نمی‌تونیم همه‌ی
‫اندام گاو رو یه‌جا بفروشیم.

00:40:09.520 --> 00:40:12.160
‫خب چرا نتونیم... عع...

00:40:12.666 --> 00:40:16.801
‫اگه قراره در روز به ۳۰۰ تا ۳۵۰ نفر غذا بدی

00:40:17.160 --> 00:40:18.320
‫نمی‌شه که

00:40:18.480 --> 00:40:21.680
‫- ۲۰ وعده قلم گاو داشته باشیم...
‫- یعنی قلوه و زبون گاو نمی‌زنی؟

00:40:21.840 --> 00:40:25.200
‫۲۰ وعده هم... این‌طوری صدتا
‫سفارش مختلف روی دست‌مون می‌مونه

00:40:25.225 --> 00:40:27.385
‫که عملاً غیرممکنـه.

00:40:27.680 --> 00:40:31.895
‫پس هر وعده باید
‫فقط یه قسمت از گاو رو بفروشیم.

00:40:31.920 --> 00:40:33.640
‫حالا با بقیه‌ی گاو چی‌کار می‌کنین؟

00:40:33.800 --> 00:40:37.000
‫صبر کن. خدایا...
‫سرم داره گیج می‌ره.

00:40:37.160 --> 00:40:40.600
‫پس اگه یه گاو ذبح‌شده رو ببریم پیش قصاب...

00:40:40.800 --> 00:40:43.920
‫من قسمت‌های خاصی از گاو رو
‫به‌مقدار زیاد می‌خوام

00:40:43.974 --> 00:40:45.854
‫اون هم واسه یه مدت محدود.

00:40:46.120 --> 00:40:48.280
‫مثلاً، یه هفته گوشت دُنبه سرو می‌کنیم

00:40:48.440 --> 00:40:50.640
‫پس اون هفته فقط گوشت دُنبه می‌خوام.

00:40:50.800 --> 00:40:53.720
‫هفته‌ی بعدی‌ش منوی غذا رو عوض می‌کنیم.

00:40:53.880 --> 00:40:56.360
‫مثلاً می‌تونیم
‫چنجه‌ی آرام‌پز گاو رو سرو کنیم.

00:40:56.560 --> 00:40:59.800
‫پس اون هفته فقط فیله‌گوشت می‌خوام.

00:41:00.680 --> 00:41:03.040
‫عملکرد آشپزخونه باید ساده و رَوون باشه.

00:41:03.600 --> 00:41:05.815
‫غذا باید سریع به مشتری داده بشه

00:41:05.840 --> 00:41:08.920
‫هم برای جلب رضایتش
‫و هم برای سودآوری کار شما.

00:41:09.080 --> 00:41:11.318
‫- که بتونیم...
‫- باید به‌موقع غذا بدی تا محبوب بشی.

00:41:11.840 --> 00:41:14.920
‫واقعاً دارم نگران می‌شم.
‫فکر کردم اگه

00:41:15.120 --> 00:41:18.272
‫مثلاً، از ۵۰ تا کشاورز گوشت گاو بگیریم

00:41:18.297 --> 00:41:19.175
‫خب؟

00:41:19.335 --> 00:41:22.375
‫می‌تونیم به ۵۰ هزار نفر غذا بدیم.

00:41:22.400 --> 00:41:26.000
‫ولی قراره فقط یه تیکه از گاو رو برداریم.

00:41:26.800 --> 00:41:29.840
‫توی مزرعه، گوشت‌ها رو با مخلوط‌کن
‫قاطی می‌کنیم و برگر درست می‌شه.

00:41:30.000 --> 00:41:32.485
‫- درستـه.
‫- فیله‌گوشت و همه‌چی با هم قاطی می‌شه.

00:41:32.520 --> 00:41:35.120
‫این روش واسه کافه‌رستوران کارساز نیست.

00:41:35.320 --> 00:41:38.120
‫هیچ صاحب کافه‌ای
‫گوشت‌ها رو با هم قاطی نمی‌کنه.

00:41:38.280 --> 00:41:39.880
‫- اشتباه محضـه.
‫- ریدم.

00:41:41.040 --> 00:41:44.295
‫با بقیه‌ی گاو چی‌کار می‌کنی؟

00:41:44.320 --> 00:41:45.370
‫موضوع اینـه که...

00:41:46.040 --> 00:41:48.600
‫در واقع، این بیشتر مشکل شماست
‫تا مشکل من

00:41:49.160 --> 00:41:53.960
‫چون ایده‌ی شما بوده که گوشت گاو سرو کنی.

00:41:54.160 --> 00:41:58.499
‫ایده‌ی من بوده، ولی از هیچی‌ش خبر نداشتم.

00:41:59.120 --> 00:42:00.240
‫مشخصـه.

00:42:00.440 --> 00:42:05.520
‫این‌که بخوای
‫سرتاپای گاوها رو توی کافه بفروشی

00:42:06.200 --> 00:42:07.360
‫جواب نمی‌ده.

00:42:10.240 --> 00:42:12.175
‫یادتونـه دو هفته پیش

00:42:12.200 --> 00:42:15.440
‫سو و رِیچِل یه مشکل بزرگ واسه‌م تراشیدن؟

00:42:15.640 --> 00:42:17.760
‫اینجا قراره یه فروشگاه کوچیک بشه.

00:42:18.800 --> 00:42:20.000
‫- چی؟
‫- فروشگاه لیسا.

00:42:20.200 --> 00:42:23.440
‫اون فضا رو لازم داریم.
‫اونجا باید انبار بشه.

00:42:23.640 --> 00:42:28.080
‫حالا نیک هم
‫یه مشکل بسیار بزرگ‌تر داد به دستم.

00:42:30.560 --> 00:42:33.240
‫باید هرچه سریع‌تر به مسائل رسیدگی می‌کردم

00:42:33.800 --> 00:42:35.360
‫ولی وقت کافی نداشتم.

00:42:36.093 --> 00:42:37.135
‫برین. زود باشین.

00:42:37.160 --> 00:42:40.775
‫باید برمی‌گشتم به مزرعه
‫که وزن گاوها رو بگیرم.

00:42:41.000 --> 00:42:43.320
‫ترازو هم آماده‌ست.

00:42:43.423 --> 00:42:47.263
‫باید مطمئن می‌شدم که چاق‌تر شدن.

00:42:47.480 --> 00:42:49.480
‫شروعش رو زدم. ببین.

00:42:49.880 --> 00:42:52.000
‫وزن ایده‌آل واسه ذبح چقدره؟

00:42:52.053 --> 00:42:54.960
‫- تقریباً ۶۵۰ کیلو.
‫- خب.

00:42:55.720 --> 00:42:56.841
‫شروع می‌کنیم.
‫راه برو.

00:43:00.165 --> 00:43:04.880
‫- شماره‌ش چنده؟
‫- ۱۰۵۳۸۶

00:43:05.280 --> 00:43:06.520
‫وزنش هم

00:43:06.720 --> 00:43:08.920
‫۴۶۸ کیلوئـه.

00:43:09.032 --> 00:43:10.840
‫- کمتر شده.
‫- چی؟

00:43:11.545 --> 00:43:13.745
‫هرچی بیشتر وزن‌شون رو گرفتم

00:43:13.770 --> 00:43:16.120
‫فهمیدم یه جای کار می‌لنگه.

00:43:16.280 --> 00:43:17.520
‫وزنش؟
‫۴۶۲ کیلو.

00:43:18.760 --> 00:43:20.960
‫دو کیلو کم کرده.

00:43:21.120 --> 00:43:22.240
‫پشمام.
‫برو.

00:43:25.040 --> 00:43:27.320
‫۴۷۲ کیلو.

00:43:27.520 --> 00:43:30.000
‫این یکی چهار کیلو کم کرده.

00:43:30.200 --> 00:43:32.480
‫چرا دارن وزن کم می‌کنن؟

00:43:34.230 --> 00:43:35.154
‫خوبـه.

00:43:35.211 --> 00:43:37.051
‫۴۹۰ کیلو.

00:43:37.080 --> 00:43:38.920
‫این یک کیلو اضافه کرده.

00:43:39.090 --> 00:43:41.690
‫۵۰ روز گذشته و یک کیلو چاق شده.

00:43:41.840 --> 00:43:43.240
‫چه وضعشـه؟

00:43:43.618 --> 00:43:46.018
‫- ۷ کیلو کم کرده؟
‫- این یکی ۱۴ کیلو!

00:43:49.725 --> 00:43:50.735
‫برو.

00:43:51.480 --> 00:43:53.400
‫حالاحالاها کسی این‌ها رو نمی‌خوره.

00:43:53.425 --> 00:43:54.960
‫نه. اوضاع خیتـه.

00:43:56.880 --> 00:43:58.440
‫باهاتون چی‌کار کنیم؟

00:44:02.160 --> 00:44:05.800
‫حتماً فهمیدن که اگه چاق بشن،
‫به قتل می‌رسن.

00:44:07.480 --> 00:44:09.440
‫واسه همین به خودشون گرسنگی می‌دن.

00:44:12.160 --> 00:44:13.188
‫ریدم.

00:44:14.160 --> 00:44:17.879
‫بعدش فهمیدم که مشکل دقیقاً همون «ریدن»ـه.

00:44:18.240 --> 00:44:22.960
‫دیلوین گفت این غذای ویژه،
‫اون‌ها رو اسهال کرده.

00:44:23.880 --> 00:44:26.695
‫غذاشون بیش از حد مغذیـه

00:44:26.720 --> 00:44:28.760
‫و بدون جذب، فقط دفع می‌شه.

00:44:28.960 --> 00:44:31.215
‫من هم با فسنجون این‌طوری می‌شم.

00:44:31.240 --> 00:44:32.975
‫این غذا براشون فایده نداره

00:44:33.000 --> 00:44:34.580
‫چون به همون شکل ازشون خارج می‌شه.

00:44:38.000 --> 00:44:39.815
‫نزدیک دوره‌ی برداشت بود

00:44:39.840 --> 00:44:41.520
‫و رفتیم سری به محصولات بزنیم.

00:44:42.120 --> 00:44:44.800
‫اونجا هم وضعیت فاجعه‌بار بود.

00:44:45.320 --> 00:44:46.480
‫ای وای.

00:44:47.200 --> 00:44:48.360
‫- لیسه‌ست؟
‫- اوه اوه.
‫نه.

00:44:49.720 --> 00:44:51.480
‫- اصلاً خوب نیست.
‫- اصلاً.

00:44:51.640 --> 00:44:53.520
‫توی گندمت سیخک افتاده.

00:44:54.360 --> 00:44:58.200
‫یه قارچ توهم‌زاست که روی گندم رشد می‌کنه.

00:44:58.524 --> 00:45:00.844
‫خدایا بسـه دیگه.

00:45:02.200 --> 00:45:04.415
‫کِیلب و چارلی رو گذاشتم

00:45:04.440 --> 00:45:06.975
‫تا به ماجرای اِل‌اِس‌دی زمین گندم

00:45:07.000 --> 00:45:08.840
‫و گرسنگی گاوها رسیدگی کنن

00:45:09.480 --> 00:45:11.520
‫و خودم برگشتم به کافه

00:45:12.560 --> 00:45:16.030
‫تا رو به افق بشینم و گذر عمر ببینم

00:45:16.360 --> 00:45:18.600
‫و به مشکلاتم فکر کنم.

00:45:26.800 --> 00:45:30.120
‫و کم‌کم یه ایده‌ی خفن به ذهنم رسید.

00:45:35.720 --> 00:45:36.640
‫خیمه!

00:45:37.120 --> 00:45:38.295
‫باید فوراً

00:45:38.320 --> 00:45:42.320
‫به آقای ویلمن
‫از برنامه‌ی «گرند تور» زنگ می‌زدم.

00:45:42.470 --> 00:45:44.350
‫من «رِج» صداش می‌زنم.
‫نپرسین چرا.

00:45:44.520 --> 00:45:45.800
‫- الو؟
‫- رِج.

00:45:46.400 --> 00:45:47.320
‫جان؟
‫عع...

00:45:48.960 --> 00:45:50.920
‫اون خیمه‌ی بزرگ «گرند تور» رو یادتـه؟

00:45:51.960 --> 00:45:53.000
‫آره.

00:45:53.160 --> 00:45:55.320
‫می‌دونی کجاست؟

00:45:56.320 --> 00:45:58.015
‫توی یه انباره.

00:45:58.040 --> 00:46:00.640
‫جمعش کردیم توی یه انبار.

00:46:01.360 --> 00:46:03.240
‫نمی‌شه بندازیمش دور.

00:46:05.440 --> 00:46:09.120
‫اگه خیمه رو توی فضای جلوی کافه پهن کنیم

00:46:09.280 --> 00:46:12.200
‫هم واسه فروشگاه لیسا جا داریم

00:46:12.360 --> 00:46:16.080
‫و هم واسه قصاب و برگرفروشی آنی.

00:46:16.240 --> 00:46:20.735
‫یعنی می‌تونم گوشت‌های
‫اضافه‌ی گاو رو اونجا بفروشم.

00:46:20.760 --> 00:46:23.920
‫می‌تونیم مواد اضافه رو
‫همون روز به این قسمت بفرستیم.

00:46:24.120 --> 00:46:26.440
‫- آره.
‫- پس وقتی گوشت‌های گاو رو می‌آرن

00:46:26.600 --> 00:46:28.099
‫می‌تونیم همه‌جاش رو استفاده کنیم.

00:46:28.560 --> 00:46:30.040
‫ایده‌ی خیلی خوبیـه.

00:46:30.200 --> 00:46:31.280
‫- ایده‌ی من؟
‫- بله.
‫عالی می‌شه.

00:46:36.007 --> 00:46:39.299
‫«دو روز بعد»

00:46:44.440 --> 00:46:45.800
‫خیمه از راه رسید!

00:46:49.253 --> 00:46:51.200
‫چه خیمه‌ی گنده‌ای!

00:46:52.400 --> 00:46:53.480
‫یا خدا.
‫کل خیمه همینـه؟

00:46:55.040 --> 00:46:57.640
‫- نه. یه بار دیگه هم داره می‌آد.
‫- شوخی می‌کنی؟

00:47:00.360 --> 00:47:02.000
‫بیا. بیا.

00:47:09.120 --> 00:47:11.640
‫چهار هفته به راه‌اندازی مونده بود

00:47:11.800 --> 00:47:14.226
‫و تازه مشکل رو حل کردیم.

00:47:20.467 --> 00:47:22.135
‫«در قسمت بعدی»

00:47:22.160 --> 00:47:23.560
‫بنازم!

00:47:26.511 --> 00:47:27.508
‫راه می‌افتیم.
‫ببینیم چی می‌شه.

00:47:28.760 --> 00:47:32.053
‫نظرت درباره‌ی یه لوستر با شاخ گوزن
‫توی پذیرایی چیـه؟

00:47:33.143 --> 00:47:53.143
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.