﻿WEBVTT

00:00:02.619 --> 00:00:05.186
‫«مزرعه‌ی کلارکسون»

00:00:05.196 --> 00:00:12.460
‫قسمت سی‌ودوم (پایان فصل): «صاحب‌خانه‌بازی»

00:00:12.800 --> 00:00:18.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:19.208 --> 00:00:23.081
‫«جمعه؛ روز اول عید ساحلی»

00:00:24.462 --> 00:00:28.796
‫«۱۰ قبل‌ازظهر؛ دو ساعت مانده به افتتاحیه»

00:00:29.656 --> 00:00:31.536
‫- صبح به‌خیر، جِرمی!
‫- صبح به‌خیر. به کجا رسیدیم؟

00:00:31.640 --> 00:00:32.920
‫بالاخره شبیه کافه شد!

00:00:33.165 --> 00:00:34.925
‫- کافه شد!
‫- کافه شد.

00:00:34.950 --> 00:00:36.277
‫هیجان‌انگیزه، نه؟

00:00:36.601 --> 00:00:38.000
‫منوی غذا آماده‌ست.
‫می‌خوای ببینی؟

00:00:38.025 --> 00:00:40.905
‫آره.
‫چی داریم؟

00:00:41.280 --> 00:00:45.000
‫جیگر مرغ، کباب خوک با ترشی سبزیجات،
‫قارچ سوخاری با سُس سیر...

00:00:45.200 --> 00:00:48.560
‫سوسیس ویژه...
‫خوراک سوسیس...

00:00:48.720 --> 00:00:51.680
‫خورش گوشت بره...
‫پوره‌ی سیب، چیزکیک ویژه...

00:00:52.200 --> 00:00:53.400
‫خوشمان آمد.

00:00:54.720 --> 00:00:55.720
‫صبح به‌خیر، عزیزان.

00:00:55.911 --> 00:00:57.831
‫به‌به! چه بویی.

00:00:57.880 --> 00:01:00.040
‫- سلام، جِرمی. چطوری؟
‫- قربانت. تو خوبـی؟

00:01:00.335 --> 00:01:02.575
‫بعداز دو روز کار فشرده

00:01:02.600 --> 00:01:04.750
‫حال‌وهوای همه

00:01:05.102 --> 00:01:08.043
‫خوش‌وخرم بود.

00:01:08.415 --> 00:01:09.215
‫صبح به‌خیر.

00:01:09.240 --> 00:01:10.773
‫سلام. سلام.
‫همه آماده‌ایـن؟

00:01:10.880 --> 00:01:12.363
‫- بله. کاملاً.
‫- قطعاً.

00:01:12.809 --> 00:01:14.169
‫- این خوراک سیب‌زمینیـه؟
‫- بله.

00:01:14.320 --> 00:01:15.360
‫عاشق این‌هام.

00:01:15.560 --> 00:01:18.040
‫همگی خسته نباشید.
‫آفرین.

00:01:18.840 --> 00:01:20.000
‫صبح به‌خیر، دوستان!

00:01:20.640 --> 00:01:22.080
‫نون تازه امروز صبح رسید.

00:01:22.280 --> 00:01:23.259
‫به‌به.

00:01:23.320 --> 00:01:24.773
‫تخم‌مرغ‌ها هم رسید.

00:01:25.160 --> 00:01:27.440
‫همه‌چی داره به‌موقع جور می‌شه.

00:01:27.465 --> 00:01:28.880
‫همیشه همین‌طوریـه.

00:01:29.046 --> 00:01:31.495
‫می‌تونستم با استرس
‫بدوم این‌ور و اون‌ور و بگم:

00:01:31.520 --> 00:01:32.535
‫«این کار رو بکن!
‫اون کار رو نکن!»

00:01:32.560 --> 00:01:36.280
‫ولی در حقیقت هرکس
‫خودش می‌دونه باید چی‌کار کنه.

00:01:36.760 --> 00:01:39.000
‫دارن عالی پیش می‌رن.

00:01:39.160 --> 00:01:39.960
‫درستـه.

00:01:41.040 --> 00:01:44.120
‫بعداز قدم‌زنیِ شاهانه‌م

00:01:44.650 --> 00:01:50.320
‫«۱۰:۴۵ قبل‌از‌ظهر؛ یک ساعت و ۱۵ دقیقه مانده به افتتاحیه» ‫من
و کِیلب رفتیم سراغ کاری که ‫بی‌صبرانه انتظارش رو می‌کشیدم.

00:01:50.800 --> 00:01:51.840
‫این رو کجا ببندم؟

00:01:52.000 --> 00:01:54.080
‫ولش کن. پیچیده‌ست.
‫من هم دیروز بهش توجه نکردم.

00:01:55.360 --> 00:01:58.281
‫انتخاب اسم جدید برای کافه.

00:02:01.680 --> 00:02:03.520
‫باید پایین‌تر از تابلو باشم

00:02:03.545 --> 00:02:05.425
‫می‌خوام از لای چوب ردش کنم.

00:02:10.720 --> 00:02:12.720
‫پس توی قابش جا نمی‌افته.

00:02:12.832 --> 00:02:15.443
‫از بالاش جا می‌افته، ولی از پایین...

00:02:15.567 --> 00:02:17.440
‫- جا نمی‌خوره.
‫- آره.

00:02:17.526 --> 00:02:19.640
‫«کافه‌ی سگِ کشاورز»
‫همچین جالب نشد.

00:02:19.857 --> 00:02:21.417
‫آره، ولی هنوز کارمون تموم نشده.

00:02:21.442 --> 00:02:23.552
‫- بیا تابلوی اون‌طرف هم نصب کنیم.
‫- باشه.

00:02:24.862 --> 00:02:26.375
‫یه مشکل با این تابلو داریم.

00:02:26.400 --> 00:02:29.280
‫لیسا چند روز پیش متوجهش شد.

00:02:30.752 --> 00:02:33.195
‫می‌گه این شبیه یه چیز دراز و خاصـه.

00:02:34.032 --> 00:02:35.142
‫والا...

00:02:35.480 --> 00:02:38.160
‫فقط لیسا به این چیزها دقت می‌کنه.

00:02:38.360 --> 00:02:39.160
‫بده.

00:02:43.040 --> 00:02:44.560
‫کار انجام شد.

00:02:44.760 --> 00:02:48.400
‫البته نصفه‌نیمه انجام شد،
‫ولی عیب نداره.

00:02:48.920 --> 00:02:51.175
‫باحال شد، نه؟
‫عکسش خوبـه.

00:02:51.200 --> 00:02:53.855
‫آره، خوبـه. حسابی فکر کردیم
‫که توی جای خالی « ـــ کشاورز» چی بنویسیم.

00:02:53.880 --> 00:02:54.680
‫آره.

00:02:54.840 --> 00:02:57.335
‫هیچی وفادارتر از سگ یه کشاورز نیست.

00:02:57.360 --> 00:03:00.080
‫بهترین دوست انسان، سگـه.

00:03:00.240 --> 00:03:03.120
‫- البته سگ تو فرق داره.
‫- سگ‌های ما لاشی‌ان.

00:03:04.840 --> 00:03:07.480
‫بعدش چندتا تابلوی دیگه نصب کردیم.

00:03:07.840 --> 00:03:09.680
‫- می‌بینی دستم کجاست؟
‫- نه.

00:03:09.880 --> 00:03:10.840
‫این هم از این.

00:03:11.000 --> 00:03:17.280
‫داشتیم از این کارها می‌کردیم ‫«فهرست افراد ممنوع‌الورود»
‫چارلی از راه رسید ‫و نکته‌ی ظریفی رو بهمون یادآور شد.

00:03:17.480 --> 00:03:19.520
‫- عع...
‫- چی شده؟

00:03:19.680 --> 00:03:20.960
‫قیمت‌ها رو نزدین.

00:03:22.481 --> 00:03:23.526
‫عع.

00:03:25.360 --> 00:03:26.520
‫برآورد هزینه.

00:03:27.160 --> 00:03:29.280
‫- مگه انجام نشده؟
‫- نه‌خیر.

00:03:29.760 --> 00:03:31.400
‫شوخی‌ت گرفته؟

00:03:31.560 --> 00:03:34.040
‫۴۰ دقیقه‌ی دیگه باز می‌کنیم.

00:03:35.367 --> 00:03:37.887
‫چارلی رفت که این مشکل رو حل کنه.

00:03:38.040 --> 00:03:41.440
‫و بعد که دیدم مشکلات بیشتری توی راهـه

00:03:42.000 --> 00:03:45.760
‫سطح اضطراب من دوباره سر به فلک کشید.

00:03:46.095 --> 00:03:48.415
‫رِیچِل، ظروف سلف‌سرویس کجا می‌ره؟

00:03:48.582 --> 00:03:51.422
‫مشکل اینـه که می‌خوایم این اتاق

00:03:51.480 --> 00:03:53.855
‫هم غذاخوری خصوصی باشه
‫و هم اتاق سلف‌سرویس.

00:03:53.880 --> 00:03:55.680
‫خب نمی‌شه که اینجا بمونه.

00:03:55.705 --> 00:03:57.914
‫آخه سنگینـه و نمی‌شه جابه‌جاش کرد.

00:03:58.256 --> 00:03:59.334
‫چرخ داره دیگه.

00:04:02.720 --> 00:04:04.480
‫این چهارپایه‌ها خوب نیستن.

00:04:05.680 --> 00:04:07.520
‫- اصلاً نمی‌چرخن.
‫- بله.

00:04:07.680 --> 00:04:10.040
‫هم قیافه ندارن و هم خیلی بالائـن.

00:04:10.200 --> 00:04:13.560
‫باید حتماً مستقیم روش بشینی
‫که باعث می‌شه بار از عقب دیده نشه.

00:04:17.400 --> 00:04:19.680
‫هویج جزو سبزیجات امروزه

00:04:19.705 --> 00:04:21.215
‫و لوبیا هم می‌خوام

00:04:21.240 --> 00:04:22.560
‫- جناب سرآشپز.
‫- باشه.

00:04:22.760 --> 00:04:24.080
‫این‌ها دیگه چیـه؟

00:04:24.280 --> 00:04:25.760
‫- لوازم خیمه‌ست؟
‫- آره.

00:04:25.920 --> 00:04:26.760
‫مال خیمه‌ست.

00:04:26.960 --> 00:04:28.920
‫اینجا چی‌کار می‌کنن؟

00:04:29.960 --> 00:04:32.320
‫خدایا، این‌ها چیـه؟

00:04:33.360 --> 00:04:36.000
‫اینجا سطل آشغال ممنوعـه.

00:04:36.160 --> 00:04:37.960
‫این‌ها چه مرگشون شده؟

00:04:39.561 --> 00:04:41.127
‫موسیقی رو قطع کنین!

00:04:41.480 --> 00:04:43.640
‫پخش موسیقی کلاً ممنوعـه!

00:04:45.400 --> 00:04:48.912
‫توی محیط به این قشنگی،
‫سطل آشغال گذاشتن.

00:04:51.305 --> 00:04:54.914
‫«۲۰ دقیقه مانده به افتتاحیه»
‫قیمت‌ها برآورد شد.

00:04:55.200 --> 00:04:56.080
‫فقط...

00:04:56.240 --> 00:04:57.840
‫توش سود هم داره دیگه؟

00:04:58.000 --> 00:05:00.695
‫قطعاً از هزینه‌ی خرید بیشتره، ولی...

00:05:00.720 --> 00:05:02.453
‫می‌دونی که حساب‌کتابم خوب نیست.

00:05:02.520 --> 00:05:03.520
‫آخه... این...

00:05:04.720 --> 00:05:05.960
‫مطمئنـی؟

00:05:06.880 --> 00:05:09.320
‫کار من اینجا پول‌خرج‌کردنـه، چارلی.

00:05:09.480 --> 00:05:10.600
‫یه ماهـه کارم همینـه.

00:05:12.600 --> 00:05:14.200
‫رِیچِل، قیمت‌ها رسید.

00:05:14.720 --> 00:05:16.960
‫خب... ای وای.

00:05:17.120 --> 00:05:18.440
‫خودِ چارلی این رو بهم داد.
‫باشه پس.

00:05:22.280 --> 00:05:23.680
‫همین‌طوریش هم دیر شده.

00:05:24.160 --> 00:05:26.560
‫یه ربع به دوازده.
‫عالیـه.

00:05:30.400 --> 00:05:31.560
‫ادامه بدین.

00:05:32.840 --> 00:05:35.400
‫این وسط، لیسا هم مشغول بود.

00:05:35.840 --> 00:05:37.415
‫دارم خُرده‌کاری‌ها رو انجام می‌دم.

00:05:37.440 --> 00:05:38.480
‫کارهای جزئی و قشنگ.

00:05:38.640 --> 00:05:41.480
‫پارچه‌های کتان رو به هم می‌دوزم.

00:05:41.640 --> 00:05:43.495
‫چندتا تابلوی دیگه باید آویزون کنم.

00:05:43.520 --> 00:05:45.800
‫چندتا حوله هم اونجا بذارم...

00:05:45.960 --> 00:05:48.440
‫همین خُرده‌کاری‌هاست،
‫ولی مشکلی نیست.

00:05:48.640 --> 00:05:50.720
‫این بالا فقط یه چهارپایه داریم؟

00:05:50.920 --> 00:05:53.495
‫همه‌چی داره جابه‌جا می‌شه،
‫ولی کار بچه‌های ما نیست.

00:05:53.520 --> 00:05:55.320
‫این‌جا صدتا میز ریخته.

00:05:56.160 --> 00:05:57.560
‫این دیگه چیـه؟

00:05:58.240 --> 00:05:59.680
‫برچسب‌های عرق جین.

00:05:59.840 --> 00:06:01.560
‫- خب...
‫- این‌ها دست کِوین بود.

00:06:01.585 --> 00:06:03.225
‫- دَه دقیقه مونده، پس...
‫- آره.

00:06:03.840 --> 00:06:06.920
‫کی... می‌شه...
‫الان آدم لازم دارم.

00:06:07.205 --> 00:06:08.325
‫پیشخدمت‌ها کجان؟

00:06:08.400 --> 00:06:10.160
‫دارن آموزش می‌بینن.

00:06:10.377 --> 00:06:12.175
‫می‌دونیم افتتاحیه الانـه

00:06:12.200 --> 00:06:14.240
‫واسه همین دارن بهشون
‫نکات ضروری رو توضیح می‌دن.

00:06:14.440 --> 00:06:16.160
‫جاروبرقی کجاست؟

00:06:17.000 --> 00:06:19.520
‫باید یه لگد به تخم‌هاش بزنم
‫تا خالی بشم.

00:06:26.640 --> 00:06:27.440
‫اوه اوه.

00:06:31.800 --> 00:06:32.960
‫وقت ندارم.

00:06:33.400 --> 00:06:36.000
‫کون لقش. وقت این کار رو ندارم.
‫یکی دیگه نصبش کنه.

00:06:36.095 --> 00:06:37.518
‫«۱۱:۵۷ قبل‌ازظهر»

00:06:37.543 --> 00:06:40.459
‫«۱۱:۵۸ قبل‌ازظهر»

00:06:40.560 --> 00:06:43.200
‫شروع کنین.
‫باید سریع آماده بشن.

00:06:48.093 --> 00:06:50.506
‫«۱۱:۵۹ قبل‌ازظهر»

00:06:50.531 --> 00:06:53.160
‫«۱۲ ظهر»
‫سلام، دوستان.

00:06:53.392 --> 00:06:55.240
‫بار اینجاست.
‫بفرمایید نوشیدنی.

00:06:58.520 --> 00:06:59.800
‫سلام. احوال شما؟

00:07:00.186 --> 00:07:02.840
‫خوش اومدین.
‫واسه دو نفر؟ داخل یا بیرون؟

00:07:03.040 --> 00:07:04.640
‫سلام، دوستان. حال‌تون چطوره؟

00:07:06.400 --> 00:07:07.800
‫شوخی‌ت گرفته؟
‫چی شد؟

00:07:09.200 --> 00:07:10.880
‫گاز قطع شد.

00:07:13.400 --> 00:07:14.720
‫تهویه هم قطعـه.

00:07:14.920 --> 00:07:16.680
‫این نباید اینجا بمونه.

00:07:17.840 --> 00:07:19.160
‫از همون اول دارم می‌گم.

00:07:20.120 --> 00:07:22.920
‫برق نداریم. تهویه قطعـه.
‫گاز هم همین‌طور.

00:07:23.520 --> 00:07:25.080
‫- چی؟
‫- تهویه یه‌هو قطع شد

00:07:25.105 --> 00:07:27.345
‫که باعث شد گاز هم قطع بشه...

00:07:27.640 --> 00:07:29.000
‫- شنیدی؟
‫- آره.

00:07:30.200 --> 00:07:31.440
‫- ببخشید.
‫- ببخشید.

00:07:34.560 --> 00:07:36.520
‫برق که قطع نشده.

00:07:36.680 --> 00:07:40.440
‫سیستم گاز اینجا به تهویه وصلـه.

00:07:40.571 --> 00:07:41.975
‫وقتی تهویه قطع می‌شه...

00:07:42.000 --> 00:07:44.640
‫- گاز هم قطع می‌شه.
‫- قطعیِ خودکار داره.

00:07:44.840 --> 00:07:46.920
‫کریس، اینجا برق نیست، داداش.

00:07:48.160 --> 00:07:49.240
‫همه با هم اومدین؟

00:07:58.040 --> 00:07:59.000
‫خب راه افتاد.

00:07:59.400 --> 00:08:01.280
‫خوبـه.
‫مشکل چی بود، کریس؟

00:08:02.645 --> 00:08:05.215
‫قطع شد.
‫تهویه قطع شد.

00:08:05.240 --> 00:08:06.560
‫- دوباره قطع شد؟
‫- آره.

00:08:07.600 --> 00:08:08.520
‫ای وای.

00:08:09.240 --> 00:08:11.840
‫از این‌طرف تشریف بیارین.

00:08:12.040 --> 00:08:13.480
‫- چند نفرین؟
‫- دو نفر با یه بچه.

00:08:13.640 --> 00:08:15.960
‫دو نفر با یه بچه؟
‫خوبـه. عالیـه.

00:08:16.140 --> 00:08:18.180
‫ترانک از بالا وصل شده...

00:08:18.283 --> 00:08:20.360
‫کلید سمت راست رو می‌بینی؟

00:08:20.520 --> 00:08:22.600
‫- آره.
‫- جدا نصب شده؟

00:08:26.480 --> 00:08:27.840
‫پس اشتباه نصب شده.

00:08:28.760 --> 00:08:30.080
‫سلام. نفر بعدی کیـه؟

00:08:34.678 --> 00:08:35.918
‫کاری ازت برنمی‌آد؟

00:08:36.315 --> 00:08:37.935
‫ازش سر در نمی‌آرم...

00:08:39.560 --> 00:08:41.720
‫کار متخصصـه.

00:08:45.600 --> 00:08:47.840
‫بهتون گفتن که هنوز غذا نداریم؟

00:08:48.000 --> 00:08:50.200
‫یه مشکلی توی آشپزخونه پیش اومده.

00:08:50.400 --> 00:08:52.000
‫نمی‌دونم واضح می‌بینی یا نه؟

00:08:52.160 --> 00:08:54.240
‫این کلید جداکننده‌ست.

00:08:54.400 --> 00:08:56.960
‫خب.
‫یکی از تهویه‌ها رو روشن کن.

00:08:58.244 --> 00:08:59.172
‫خب.

00:08:59.360 --> 00:09:02.680
‫حالا کلید پایینی رو خاموش کن
‫و دوباره روشن کن.

00:09:02.840 --> 00:09:04.840
‫- خب.
‫- الان باید گاز داشته باشین.

00:09:05.000 --> 00:09:07.720
‫باید باشه، ولی هنوز هم نیست.
‫کلید برگشت سر جاش.

00:09:07.880 --> 00:09:09.320
‫خب پس...

00:09:09.520 --> 00:09:11.480
‫متأسفانه نمی‌تونم بیام اونجا.

00:09:11.505 --> 00:09:12.878
‫باشه. ممنون.
‫خدافظ.

00:09:13.880 --> 00:09:15.200
‫طرف این‌کاره‌ست‌ها.

00:09:15.400 --> 00:09:17.720
‫ولی الان بیرون از شهره.

00:09:20.440 --> 00:09:21.360
‫ای خدا.

00:09:23.520 --> 00:09:26.120
‫بعدش گفتن آنی

00:09:26.280 --> 00:09:28.160
‫توی خیمه باهام کار فوری داره.

00:09:29.775 --> 00:09:32.455
‫خنک‌کننده‌ها از کار افتادن
‫و نصف آبجوها رو نمی‌تونم سرو کنم.

00:09:32.622 --> 00:09:33.455
‫چی؟

00:09:33.480 --> 00:09:35.320
‫نصف آبجوهای هاکستون رو نمی‌تونم سرو کنم

00:09:35.480 --> 00:09:36.916
‫چون اکثر خنک‌کننده‌ها کار نمی‌کنن.

00:09:36.960 --> 00:09:38.920
‫دارم از یه دونه خنک‌کننده استفاده می‌کنم.

00:09:38.958 --> 00:09:39.918
‫- مارک کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

00:09:40.240 --> 00:09:41.920
‫- سلام، جِرمی.
‫- خیمه‌ی جدید مبارک!

00:09:42.080 --> 00:09:45.240
‫قربان شما.
‫فعلاً مشکل زیاد ریخته سرمون.

00:09:45.525 --> 00:09:46.765
‫بگو چی شده.

00:09:46.880 --> 00:09:49.720
‫- خنک‌کننده‌ها مشکل‌دار شدن.
‫- می‌دونم. همه دارن بهم می‌گن.

00:09:49.880 --> 00:09:51.680
‫الان راه‌حل چیـه؟

00:09:51.840 --> 00:09:55.840
‫با برانسویک حرف زدم.
‫توی راهـه. داره می‌آد.

00:09:56.000 --> 00:09:58.125
‫از کجا می‌آد؟
‫چقدر طول می‌کِشه؟

00:09:58.160 --> 00:10:00.200
‫- دو ساعت راهـه.
‫- ای ریدم...

00:10:00.400 --> 00:10:01.415
‫فعلاً چی داریم؟

00:10:01.440 --> 00:10:03.920
‫طعم سیب دارم و آبجوی کم‌الکل.
‫باید حجمش رو کم کنیم.

00:10:04.089 --> 00:10:07.249
‫آخه هر لیوانی که پُر می‌کنم،
‫یه لیوان کامل هم هدر می‌ره.

00:10:12.693 --> 00:10:18.685
‫«۱۲:۵۵ بعدازظهر»

00:10:22.880 --> 00:10:25.440
‫امروز عملاً ناهار نداریم.

00:10:25.960 --> 00:10:28.720
‫به سو و رِیچِل هم گفتم
‫و چاره‌ای نیست.

00:10:28.880 --> 00:10:31.040
‫تا ساعت ۵:۳۰ غذا نداریم.

00:10:31.200 --> 00:10:32.160
‫غذا نداریم؟

00:10:32.320 --> 00:10:34.600
‫از الان تا ۵:۳۰ غذا نداریم.

00:10:39.573 --> 00:10:40.855
‫یعنی ناهار نداریم؟

00:10:40.880 --> 00:10:42.640
‫- نه.
‫- قطعاً نداریم.

00:10:44.400 --> 00:10:46.080
‫خب می‌گیم برن خیمه.

00:10:46.240 --> 00:10:47.175
‫درهرصورت راضی‌ان.

00:10:47.200 --> 00:10:49.089
‫موقع ورود، بهشون گفتم که شاید غذا نرسه

00:10:49.114 --> 00:10:50.560
‫ولی توی باغ غذا زیاده.

00:10:50.720 --> 00:10:52.615
‫می‌تونن از منظره هم لذت ببرن.

00:10:52.640 --> 00:10:56.320
‫بیرون داره شُرشُر بارون می‌آد.

00:10:56.480 --> 00:10:58.000
‫هیشکی نمی‌تونه توی باغ بشینه.

00:11:05.640 --> 00:11:07.455
‫خنک‌کننده‌های اون‌طرف هم کار نمی‌کنن.

00:11:07.480 --> 00:11:08.800
‫نمی‌دونم چی شده.

00:11:08.825 --> 00:11:10.785
‫نه اونجا کار می‌کنن و نه اینجا.

00:11:15.040 --> 00:11:16.415
‫- سلام، بچه‌ها!
‫- سلام.

00:11:16.440 --> 00:11:18.200
‫سیب‌زمینی‌ها خیلی خوش‌مزه‌ان.

00:11:23.706 --> 00:11:24.965
‫باشه.

00:11:25.502 --> 00:11:29.799
‫«۱:۴۵ بعدازظهر»

00:11:35.320 --> 00:11:39.200
‫توی دفترم قایم شدم و داشتم
‫نظرات منفی مشتری‌ها رو تصور می‌کردم.

00:11:39.360 --> 00:11:41.560
‫چارلی و کریس برق‌کار هم

00:11:41.720 --> 00:11:45.840
‫علت قطعی تهویه‌ها رو پیدا کردن.

00:11:46.720 --> 00:11:48.655
‫- ردیف سمت چپ.
‫- خب؟

00:11:48.680 --> 00:11:50.600
‫بالا، بالا، بالا... همونـه.

00:11:50.760 --> 00:11:51.840
‫- این؟
‫- آره.

00:11:53.842 --> 00:11:54.802
‫خب، امتحان کن.

00:11:56.360 --> 00:11:57.160
‫آره.

00:11:57.668 --> 00:11:59.520
‫چی شد، کریس؟
‫درست شد؟

00:11:59.545 --> 00:12:04.720
‫آره. سماور برقی و تُستر صنعتی
‫به مدار تهویه وصل بود

00:12:04.920 --> 00:12:06.480
‫و فیوزش داغ کرد.

00:12:07.440 --> 00:12:08.695
‫حداقل این نیشِش بازه.
‫مشکل حل شد.

00:12:11.520 --> 00:12:14.280
‫۲۰۹: سه‌تا سوسیس،
‫یه بِیکن خوک و یه کیک پای.

00:12:15.680 --> 00:12:16.760
‫سریع باشین.
‫آفرین.

00:12:18.320 --> 00:12:20.483
‫پای و سوسیس.
‫پیش‌غذا نداره.

00:12:22.040 --> 00:12:24.160
‫قارچ سوخاری با سُس سیر هم کنارش.
‫عالی.

00:12:24.720 --> 00:12:26.520
‫سفارش آماده‌ست!
‫ممنون.

00:12:26.680 --> 00:12:29.080
‫ساعت ۲ که شد

00:12:29.240 --> 00:12:31.320
‫اولین وعده‌های غذا سرو شدن.

00:12:33.000 --> 00:12:35.680
‫خوش اومدین. آبجو بخورین.
‫غذاهای خوش‌مزه داریم.

00:12:35.880 --> 00:12:37.280
‫و به این تابلو توجه کنین.

00:12:37.305 --> 00:12:39.360
‫هر خوراکی‌ای که اینجا میل می‌کنین

00:12:39.520 --> 00:12:42.120
‫تولید کشاورزهای خودمونـه.

00:12:42.720 --> 00:12:44.120
‫برین حالش رو ببرین.

00:12:44.320 --> 00:12:46.440
‫از اینجا، نه از زیر.

00:12:46.600 --> 00:12:50.080
‫مارِک آبجوساز هم
‫خنک‌کننده‌ها رو راه انداخت.

00:12:50.280 --> 00:12:52.160
‫رفقا، چی میل دارین؟

00:12:52.600 --> 00:12:53.600
‫آبجوی کم‌الکل؟

00:12:53.760 --> 00:12:56.615
‫توی محوطه، جِرالد داشت کِیلب رو

00:12:56.640 --> 00:12:59.158
‫با یه بازی آکسفوردشایری قدیمی
‫به نام «عمه سالی»

00:12:59.567 --> 00:13:00.807
‫آشنا می‌کرد.

00:13:01.800 --> 00:13:03.160
‫عمراً اگه بتونی!

00:13:05.240 --> 00:13:07.360
‫برو بشین.
‫الانـه که پشم‌هات بریزه.

00:13:07.520 --> 00:13:09.240
‫وقتی صاف خورد بهش، می‌فهمی.

00:13:13.771 --> 00:13:14.996
‫آره!

00:13:15.676 --> 00:13:16.655
‫آفرین.

00:13:18.766 --> 00:13:22.240
‫«۷:۰۰ عصر»
‫عصر که شد

00:13:22.440 --> 00:13:26.920
‫من هم مثل بقیه خسته‌وکوفته بودم.

00:13:30.960 --> 00:13:33.560
‫فقط می‌خواستم بخوابم

00:13:33.720 --> 00:13:35.160
‫ولی نمی‌شد.

00:13:36.320 --> 00:13:39.120
‫چون برداشت شبانه‌ی محصول،
‫انتظارم رو می‌کِشید.

00:13:57.280 --> 00:13:58.600
‫واسه امشب بسـه.

00:13:58.800 --> 00:14:01.640
‫باشه، دوستان.
‫خیلی ممنون.

00:14:10.257 --> 00:14:12.845
‫«شنبه؛ روز دوم عید ساحلی»

00:14:12.870 --> 00:14:14.800
‫بعداز چند ساعت پوست‌کندن

00:14:14.960 --> 00:14:17.215
‫برگشتم به کافه و دیدم

00:14:17.240 --> 00:14:20.240
‫فضا واقعاً رنگ‌وبوی عید به خودش گرفته.

00:14:24.320 --> 00:14:25.360
‫بر پدرت.

00:14:27.360 --> 00:14:31.685
‫ولی حداقل امیدوار بودیم
‫وضعیت آشپزخونه خوب پیش بره

00:14:31.710 --> 00:14:33.760
‫چون منوی غذای اون روز فرق داشت.

00:14:36.360 --> 00:14:40.240
‫می‌خواستیم گوشت سلف‌سرویس رو رونمایی کنیم.

00:14:42.735 --> 00:14:43.655
‫گوشت یورکشایری.

00:14:43.736 --> 00:14:46.695
‫بله، گوشت‌های یورکی آماده‌ان.

00:14:46.720 --> 00:14:48.280
‫مشتری‌ها عاشقشون می‌شن.

00:14:48.655 --> 00:14:50.175
‫آشپزخونه رو که دور زدم

00:14:50.200 --> 00:14:53.560
‫رفتم دفتر ببینم چارلی چی می‌گه.

00:14:54.240 --> 00:14:55.280
‫صبح به‌خیر.

00:14:55.480 --> 00:14:57.080
‫سلام، چارلی.
‫چه خبر؟

00:14:57.240 --> 00:14:58.960
‫چه هوای مرطوبی.

00:14:59.120 --> 00:15:00.699
‫اتفاقاً دارم آب‌وهوا رو نگاه می‌کنم.

00:15:00.760 --> 00:15:02.240
‫دارم نمودار دیروز رو می‌بینم.

00:15:02.400 --> 00:15:03.640
‫- عع...
‫- آره. شرمنده.

00:15:03.665 --> 00:15:06.860
‫ورود به دفتر من فرایند سختی داره.

00:15:07.840 --> 00:15:10.640
‫دوتا پیشخدمت استعفا دادن.

00:15:10.680 --> 00:15:13.520
‫یه ظرف‌شور هم رفت.
‫اون هم بعداز یه روز.

00:15:13.720 --> 00:15:15.440
‫- فقط یه روز؟
‫- آره.

00:15:15.920 --> 00:15:19.320
‫چراغ‌ها هنوز چشمک می‌زنن...
‫و بله الان هم چشمک زد.

00:15:19.480 --> 00:15:21.400
‫- ای بابا.
‫- و باز برگشتن.

00:15:21.560 --> 00:15:24.160
‫تازه ژنراتور هم داریم.

00:15:24.320 --> 00:15:25.678
‫- خب کار نمی‌کنه.
‫- چرا، کار می‌کنه.

00:15:25.748 --> 00:15:28.087
‫این هم مدرکش.

00:15:28.160 --> 00:15:30.800
‫چراغ‌ها...
‫بله، باز رفت.

00:15:31.320 --> 00:15:32.600
‫و باز برگشت.

00:15:34.280 --> 00:15:35.680
‫پس هنوز با برق داستان داریم.

00:15:35.840 --> 00:15:39.040
‫- بله.
‫- نشتی هم که داریم.

00:15:39.240 --> 00:15:41.920
‫چی؟ کدوم نشتی؟
‫کسی به من نگفته بود!

00:15:46.600 --> 00:15:47.720
‫پروردگارا.
‫خوبـه که این‌طرفـه.

00:15:49.150 --> 00:15:51.320
‫- کجاش خوبـه، چارلی؟
‫- حداقل روی نقاشی نریخته.

00:15:51.480 --> 00:15:54.440
‫راست می‌گی.
‫خدا رو شکر روی نقاشی نریخته.

00:15:55.480 --> 00:15:56.925
‫- آره.
‫- این نشتی اصلاً کوچیک نیست.

00:15:57.640 --> 00:15:58.575
‫از نقطه‌ی اتصال سقفـه.

00:15:58.600 --> 00:16:00.800
‫- آره. آلِن داره می‌آد.
‫- آلِن داره می‌آد؟

00:16:03.280 --> 00:16:06.240
‫خوشبختانه، بارون زود بند اومد

00:16:07.280 --> 00:16:10.240
‫و ظرف‌شور جدیدمون هم شروع به کار کرد.

00:16:10.440 --> 00:16:12.400
‫ظرف‌شویی هم واسه خودش داستانیـه.

00:16:13.280 --> 00:16:15.840
‫آب گوشت آماده‌ست.
‫هویج هم آماده‌ست.

00:16:16.040 --> 00:16:17.720
‫- خوبـه.
‫- همه‌چی خوبـه.

00:16:17.920 --> 00:16:18.855
‫ببخشین معطل شدین.

00:16:18.880 --> 00:16:21.240
‫و کافه‌رستوران رو

00:16:21.428 --> 00:16:22.777
‫رأس ساعت باز کردیم.

00:16:23.120 --> 00:16:24.760
‫بار اینجاست.
‫بفرمایید نوشیدنی.

00:16:24.960 --> 00:16:27.000
‫امروز سلف‌سرویس گوشتـه.

00:16:27.600 --> 00:16:29.160
‫نفری ۲۰ پوند.

00:16:29.360 --> 00:16:33.760
‫خانوم‌ها و آقایان عزیز،
‫سلف‌سرویس آماده‌ست.

00:16:36.840 --> 00:16:39.320
‫پنیر گُل‌کلم اونجاست.
‫کلوچه‌های یورکشایری، سیب‌زمینی

00:16:39.520 --> 00:16:40.320
‫و انواع سبزیجات و سُس‌ها

00:16:40.480 --> 00:16:42.280
‫و البته آب گوشت.

00:16:43.080 --> 00:16:47.440
‫برق ساختمون مشکلی نداشت
‫و سفارش‌ها پشت‌سرهم می‌اومد.

00:16:48.120 --> 00:16:49.400
‫این هم از این.

00:16:49.560 --> 00:16:51.040
‫و تازه بعداز دو روز

00:16:51.200 --> 00:16:53.720
‫یه نفس راحت کشیدم.

00:16:53.880 --> 00:16:54.982
‫بسیار عالی!

00:16:56.480 --> 00:17:00.200
‫ولی یه موضوع مهم رو فراموش کرده بودم:

00:17:01.800 --> 00:17:03.280
‫«کنترل حجم مواد غذایی»

00:17:04.520 --> 00:17:06.320
‫کلم تموم کردیم؟

00:17:06.520 --> 00:17:08.680
‫- اینجا نداریم.
‫- تموم کردیم.

00:17:09.200 --> 00:17:12.161
‫فکر کردیم تا ساعت ۶ می‌تونیم غذا بدیم.

00:17:12.720 --> 00:17:16.040
‫ولی آشپزخونه ساعت ۴ به مشکل خورد.

00:17:16.720 --> 00:17:19.720
‫۲۵ تا ۳۰ نفر دیگه رو می‌آریم

00:17:19.880 --> 00:17:22.000
‫و بعدش دیگه غذایی نداریم.

00:17:25.160 --> 00:17:26.295
‫جسارتاً، باید عرض کنم که

00:17:26.320 --> 00:17:28.695
‫غذایی واسه سرو کردن باقی نمونده.

00:17:28.720 --> 00:17:29.680
‫تموم شد.

00:17:36.328 --> 00:17:38.840
‫خوشبختانه، حداقل کافه سرپا بود.

00:17:40.240 --> 00:17:42.720
‫ولی یه ساعت بعد...

00:17:44.280 --> 00:17:45.760
‫هیچی نمی‌آد.

00:17:46.240 --> 00:17:49.200
‫- آب نداریم؟
‫- نه.

00:17:49.400 --> 00:17:51.720
‫آب داخل ساختمون قطع شده.

00:17:51.880 --> 00:17:54.800
‫اگه برین بین درخت‌ها،
‫توالت‌های سیار رو می‌بینین.

00:17:55.520 --> 00:17:58.240
‫امیدوار بودم یه مشکل جزئی باشه

00:17:58.400 --> 00:18:00.295
‫ولی لوله‌کش‌مون سریع فهمید

00:18:00.320 --> 00:18:03.080
‫که مشکل از روستای پایین تپه‌ست.

00:18:04.680 --> 00:18:05.615
‫بهم گفتن

00:18:05.640 --> 00:18:08.041
‫شیلنگ آب از روستای آستال می‌آد اینجا.
‫درستـه؟

00:18:08.080 --> 00:18:09.480
‫- بله. درستـه.
‫- از ناحیه‌ی وورشام؟

00:18:09.707 --> 00:18:12.587
‫- آره.
‫- پس احتمالاً قضیه اینـه که

00:18:12.680 --> 00:18:15.240
‫اهالی روستا، منابع آب‌شون رو باز کردن

00:18:15.440 --> 00:18:18.200
‫مثلاً دوش حموم یا شیر ظرف‌شویی...

00:18:18.329 --> 00:18:20.710
‫و فشار آب واسه رسیدن به بالای تپه کم شده.

00:18:21.160 --> 00:18:21.960
‫پس

00:18:23.040 --> 00:18:25.240
‫قرار نیست فشار برگرده؟

00:18:25.920 --> 00:18:27.680
‫فعلاً نه.

00:18:27.840 --> 00:18:30.668
‫راه‌حل دائمی نداره؟

00:18:32.760 --> 00:18:37.388
‫فکر نکنم منبع آب دیگه‌ای این اطراف باشه.

00:18:37.880 --> 00:18:40.360
‫ای بابا.
‫آقا ممنون. لطف کردی.

00:18:41.468 --> 00:18:42.988
‫دوستان، شرمنده‌ام.

00:18:43.800 --> 00:18:46.720
‫هزاران بار عذرخواهـم بابت فاجعه‌های امروز.

00:18:47.200 --> 00:18:49.880
‫حلش می‌کنیم.
‫من حلش می‌کنم.

00:18:50.040 --> 00:18:52.960
‫نمی‌دونم چطوری، ولی حلش می‌کنم.

00:18:54.110 --> 00:18:55.830
‫شرمنده. معذرت می‌خوام.

00:18:56.000 --> 00:18:56.960
‫فدای سرتون.

00:18:57.257 --> 00:19:01.480
‫بعدش سو و رِیچِل من رو
‫به طبقه‌ی بالا احضار کردن

00:19:02.040 --> 00:19:03.960
‫و هرچی به ذهن‌شون رسید، گفتن.

00:19:04.400 --> 00:19:08.360
‫ما به‌اندازه‌ی موهای سرمون
‫کافه راه انداختیم

00:19:08.640 --> 00:19:12.400
‫ولی این ساختمون اصلاً مناسب این کار نیست.

00:19:12.600 --> 00:19:17.960
‫مشکلات اون‌قدر زیاده
‫که نمی‌تونیم به جایی برسیم.

00:19:18.160 --> 00:19:21.440
‫مشکل آب‌رسانی، قطعی گاز، نبود توالت

00:19:21.600 --> 00:19:24.520
‫نشتی سقف، عذاب‌کشیدن کارکنان...

00:19:24.720 --> 00:19:25.935
‫همه خسته شدن.

00:19:25.960 --> 00:19:28.287
‫اگه بهشون بگیم برن استراحت کنن،
‫اتاق استراحت هم نداریم.

00:19:28.360 --> 00:19:31.335
‫همه می‌رن توی توالت‌های سیار.
‫شرایط اصلاً خوب نیست.

00:19:31.360 --> 00:19:33.640
‫همه دوستت دارن،
‫واسه همین می‌خوان اینجا کار کنن.

00:19:33.724 --> 00:19:36.084
‫ماجرای «غذای محلی» هم هیجان‌زده‌شون کرده.

00:19:36.482 --> 00:19:39.202
‫همه می‌خوان این کافه پیشرفت کنه

00:19:39.240 --> 00:19:41.120
‫- ولی دارن ۱۴ ساعت در روز کار می‌کنن.
‫- به زودی زده می‌شن.

00:19:41.280 --> 00:19:44.560
‫نه‌خیر. برو بابا.
‫من با کارکنان مشکلی ندارم.

00:19:44.640 --> 00:19:46.720
‫هیچ مشکلی با هیچ‌کدوم ندارم.

00:19:46.880 --> 00:19:49.160
‫همه‌شون عالی‌ان
‫و همیشه لبخند روی لب‌هاشونـه.

00:19:49.360 --> 00:19:52.600
‫چیزی نمونده که آشپزخونه منفجر بشه.
‫آشپزها خیلی شاکی‌ان.

00:19:54.080 --> 00:19:56.840
‫به نظرم یه سر به آشپزخونه بزن.

00:19:57.000 --> 00:19:58.320
‫- همین‌الان بودم.
‫- پس برگرد.

00:19:58.394 --> 00:19:59.847
‫ازشون تشکر کردم.
‫برگرد پیش‌شون.

00:20:00.880 --> 00:20:02.495
‫- چی؟
‫- توصیه‌ی من اینـه که برگردی.

00:20:02.520 --> 00:20:05.160
‫می‌خوای یه مدیر جدید بیارم
‫یا می‌خوای برگردم پیش اون‌ها؟

00:20:05.320 --> 00:20:07.240
‫- مدیر جدید، لطفاً.
‫- یا می‌خوای مشکل نشتی رو بگیرم؟

00:20:07.400 --> 00:20:10.000
‫یا می‌خوای مشکل پارکینگ رو برطرف کنم؟

00:20:10.131 --> 00:20:11.826
‫یا می‌خوای به ماجرای همسایه‌ها رسیدگی کنم؟

00:20:11.880 --> 00:20:13.400
‫می‌خوای برم پیش شورا؟

00:20:13.600 --> 00:20:16.455
‫کار زیاد دارم و به همه‌شون رسیدگی می‌کنم.
‫ممنون.

00:20:16.480 --> 00:20:18.560
‫خوبـه. بریم رسیدگی کنیم.

00:20:18.720 --> 00:20:19.680
‫بریم.

00:20:23.000 --> 00:20:24.920
‫نه واسه مستراح‌های داخلی آب داشتیم

00:20:24.945 --> 00:20:26.825
‫و نه واسه ظرف‌شویی.

00:20:27.302 --> 00:20:29.582
‫نمی‌تونستیم ادامه بدیم.

00:20:30.718 --> 00:20:34.120
‫ساعت شیش که شد،
‫مجبور شدیم ببندیم.

00:20:34.600 --> 00:20:37.240
‫خانوم‌ها و آقایون، کافه تعطیل شد.
‫ممنون از شما.

00:20:42.320 --> 00:20:43.920
‫واقعاً شرمنده‌ام.

00:20:44.880 --> 00:20:46.880
‫خدانگهدار.
‫ممنون که تشریف آوردین.

00:20:47.600 --> 00:20:49.480
‫کافه داشت خالی می‌شد

00:20:49.680 --> 00:20:51.440
‫و نیک داشت تلفن‌بازی می‌کرد

00:20:51.600 --> 00:20:55.360
‫تا بتونه واسه فردا گوشت محلی بخره.

00:20:55.655 --> 00:20:58.695
‫۴۰ کیلو شقه‌ی گوشت گاو
‫و ۴۰ کیلو شقه‌ی گوشت خوک.

00:20:58.720 --> 00:21:00.680
‫از هرکدوم ۴۰ کیلو.

00:21:00.840 --> 00:21:03.600
‫این‌قدر اِشکال نداره؟
‫موجوده؟

00:21:04.080 --> 00:21:06.139
‫و از دیدگاه تخصصیِ اون

00:21:06.196 --> 00:21:09.040
‫فاجعه‌ی سلف‌سرویس امروز

00:21:09.200 --> 00:21:12.480
‫نشون داد که من چقدر بی‌برنامه کار می‌کنم.

00:21:13.081 --> 00:21:17.200
‫دیگه همه‌مون داریم می‌فهمیم برنامه‌ی جِرمی

00:21:17.360 --> 00:21:19.680
‫بااین‌که نیت خیلی خوبی داره

00:21:19.840 --> 00:21:21.975
‫به‌خاطر دانش کمش
‫از مدیریت کافه‌ها، بی‌فایده‌ست.

00:21:22.000 --> 00:21:26.440
‫داریم می‌بینیم که
‫منابع تأمین‌کننده‌ی غذایی‌ش

00:21:26.640 --> 00:21:28.600
‫اصلاً منظم کار نمی‌کنن.

00:21:28.760 --> 00:21:30.840
‫جِرمی متوجه نیست که

00:21:30.905 --> 00:21:33.825
‫کلی‌فروش‌ها واسه همچین روزی وجود دارن.

00:21:34.186 --> 00:21:36.139
‫اون‌ها نقش واسطه‌ی

00:21:36.164 --> 00:21:38.444
‫بین تولیدکننده
‫و مصرف‌کننده‌ی نهایی رو دارن.

00:21:38.680 --> 00:21:40.240
‫وقتی مستقیماً با یه تولیدکننده در ارتباطـیم

00:21:40.266 --> 00:21:43.586
‫مشکل زمان تأمین غذا به وجود می‌آد.

00:21:43.937 --> 00:21:45.897
‫شاید طرف اون هفته نتونه
‫چیزی به ما تحویل بده.

00:21:46.010 --> 00:21:48.130
‫شاید لوبیاهاش دو هفته‌ی دیگه آماده بشه.

00:21:48.280 --> 00:21:50.413
‫کلی‌فروش‌ها کارشون اینـه که
‫سریع می‌رن سراغ یکی دیگه.

00:21:52.560 --> 00:21:56.200
‫می‌خواستم به نیک ثابت کنم که اشتباه می‌کنه

00:21:56.360 --> 00:21:57.920
‫ولی این کار زمان زیادی می‌طلبید.

00:21:58.596 --> 00:22:00.519
‫فعلاً چاره این بود که شبانه

00:22:00.544 --> 00:22:03.640
‫آب از روستا بردارم
‫که فشار هم بیشتر می‌شد.

00:22:03.800 --> 00:22:05.800
‫شاید این‌طوری می‌تونستیم

00:22:05.960 --> 00:22:09.400
‫بازگشایی متفاوتی
‫برای عید یکشنبه داشته باشیم.

00:22:15.613 --> 00:22:22.259
‫«یکشنبه؛ روز سوم عید ساحلی»
‫عع... ‫«۱۰:۱۲ قبل‌ازظهر»

00:22:22.440 --> 00:22:24.240
‫خب، گزارش وضعیت.

00:22:24.800 --> 00:22:27.520
‫عع... فعلاً که دَووم آوردیم.

00:22:28.320 --> 00:22:31.200
‫فهمیدیم اگه مستراح‌ها رو تعطیل کنیم

00:22:31.360 --> 00:22:36.840
‫و به‌جای لیوان شیشه‌ای،
‫از لیوان پلاستیکی استفاده بشه

00:22:37.000 --> 00:22:41.575
‫آب کافی داریم که بتونیم
‫شیش ساعت غذا سرو کنیم. ساعت ۱۲ تا ۶.

00:22:41.600 --> 00:22:43.680
‫این از این.

00:22:43.840 --> 00:22:44.720
‫عع...

00:22:44.880 --> 00:22:49.320
‫سو و رِیچِل که کافه رو به‌زیبایی طراحی کردن

00:22:49.480 --> 00:22:51.320
‫دیگه اینجا نیستن.

00:22:51.800 --> 00:22:53.880
‫الان صبح یکشنبه‌ست.

00:22:55.720 --> 00:22:57.840
‫و تونستم

00:22:58.000 --> 00:22:59.680
‫یه مسئول جدید واسه ورودی پیدا کنم

00:22:59.840 --> 00:23:03.640
‫که ناظم یه مدرسه‌ست.

00:23:05.080 --> 00:23:06.400
‫این هم از این.

00:23:07.440 --> 00:23:10.320
‫خبر خوب اینـه که این‌ها فیله‌ی خوکـه.

00:23:10.480 --> 00:23:13.320
‫نیک هم گوشت بیشتری تهیه کرد

00:23:13.480 --> 00:23:17.200
‫ولی به‌جای این‌که
‫سلف‌سرویس از ساعت ۱۲ شروع بشه

00:23:17.400 --> 00:23:22.200
‫گفت تا ساعت ۳ نمی‌تونه غذایی بده.

00:23:22.891 --> 00:23:26.720
‫«۱۱:۰۶ قبل‌ازظهر» ‫اتفاقاً خیلی خانم
خوبیـه. ‫صبح به‌خیر، جِرمی. چطوری؟

00:23:26.880 --> 00:23:30.160
‫- حقیقتش...
‫- من دیگه نیستم. دیگه نیستم...

00:23:31.160 --> 00:23:33.800
‫باشه پس اسکوییزی اینجا با من می‌مونه

00:23:33.960 --> 00:23:36.040
‫تو هم با کاترین کار کن.

00:23:37.600 --> 00:23:38.640
‫ساعت ۳؟

00:23:39.880 --> 00:23:42.760
‫می‌شه بگی چرا؟

00:23:42.920 --> 00:23:46.400
‫بعضی‌ها از چندصد کیلومتر اون‌طرف‌تر
‫اومدن اینجا.

00:23:46.443 --> 00:23:47.658
‫از اولش واسه‌ت می‌گم:

00:23:47.800 --> 00:23:51.280
‫دیروز ساعت ۷ عصر آب قطع شد.

00:23:51.440 --> 00:23:53.360
‫می‌دونم. اون مشکل برطرف شد.

00:23:53.560 --> 00:23:54.800
‫مستراح‌ها رو هم بستیم.

00:23:54.960 --> 00:23:58.080
‫توی بار هم لیوان پلاستیکی گذاشتیم
‫که چیزی نشوریم.

00:23:58.240 --> 00:24:01.960
‫غذای امروز سروقت آماده نمی‌شه.

00:24:02.160 --> 00:24:05.040
‫- سبزیجات ازقبل بلانچ شدن.
‫- خب.

00:24:05.200 --> 00:24:06.640
‫- دیشب بلانچ شدن.
‫- درستـه.

00:24:06.800 --> 00:24:08.880
‫- با بخارپز بلانچ شدن.
‫- درستـه.

00:24:09.040 --> 00:24:12.720
‫پنیر گُل‌کلم هم سوخته.

00:24:13.280 --> 00:24:16.120
‫بخشی از کلوچه‌های
‫یورکشایری هم خیلی زود آماده شدن.

00:24:16.280 --> 00:24:18.600
‫- پس آماده‌ان؟
‫- یه‌کم غذا داریم.

00:24:18.760 --> 00:24:21.920
‫ولی واسه ۴۵۰ نفر نداریم.

00:24:22.748 --> 00:24:25.628
‫یعنی امروز کلاً
‫سه ساعت پذیرایی ازت برمی‌آد؟

00:24:25.935 --> 00:24:27.215
‫- نه.
‫- از ساعت ۳ تا ۶؟

00:24:27.240 --> 00:24:28.880
‫بحث توانایی من نیست.

00:24:29.040 --> 00:24:31.840
‫وضعیت آشپزخونه طوریـه که...

00:24:31.897 --> 00:24:34.120
‫- باشه.
‫- کاریش نمی‌شه کرد.

00:24:34.280 --> 00:24:35.160
‫باشه.

00:24:42.360 --> 00:24:45.843
‫خوشبختانه، نیک گفت
‫اگه کلوچه‌ها رو بیخیال بشه

00:24:46.360 --> 00:24:50.040
‫می‌تونه از ساعت ۱ شروع کنه.

00:24:50.495 --> 00:24:52.280
‫چی شد؟
‫سبزیجات پخته می‌خوایم.

00:24:52.440 --> 00:24:55.720
‫کدوسبزها باید آب‌پز بشه.
‫سیب‌زمینی‌ها گرم بشه.

00:24:55.880 --> 00:24:56.918
‫آره.
‫«۱۲:۵۹ بعدازظهر»

00:24:58.146 --> 00:25:00.615
‫«۱:۰۰ بعدازظهر»
‫بله، مغازه باز است!

00:25:00.640 --> 00:25:02.360
‫ایول!

00:25:02.520 --> 00:25:04.320
‫ایشون خانوم کلِر هستن.

00:25:04.520 --> 00:25:06.680
‫ناظم مدرسه‌ان.

00:25:06.705 --> 00:25:08.985
‫امروز توی کنترل جمعیت کمکمون می‌کنن.

00:25:09.280 --> 00:25:12.560
‫اگه بچه‌های خوبی نباشین،
‫با خط‌کش فلزی تنبیه می‌شین.

00:25:12.729 --> 00:25:14.647
‫- باید روی یه پا وایستین.
‫- دقیقاً.

00:25:17.240 --> 00:25:19.683
‫حالا مواد غذایی تحت‌کنترل بود...

00:25:20.363 --> 00:25:21.763
‫دنده‌ی گاو و خوک داریم.

00:25:21.800 --> 00:25:24.680
‫می‌تونین از هرکدوم یکی بردارین
‫و یا دوتا از یه وعده بردارین.

00:25:25.360 --> 00:25:28.640
‫و خانوم براون هم جمعیت رو هدایت می‌کرد.

00:25:28.840 --> 00:25:30.760
‫دو نفری که می‌خواستن با هم برن، کجان؟

00:25:30.960 --> 00:25:32.200
‫یه‌لحظه صبر کن.
‫الان می‌آم.

00:25:32.360 --> 00:25:33.840
‫- سلام، خانوم براون.
‫- سلام.

00:25:34.040 --> 00:25:35.849
‫خونواده‌ی پنج‌نفره کجان؟

00:25:35.920 --> 00:25:39.440
‫ما هم تونستیم اولین سلف‌سرویس
‫بدون مشکل رو برگزار کنیم.

00:25:39.640 --> 00:25:40.840
‫این هم از این.

00:25:41.760 --> 00:25:44.160
‫ولی نمی‌شد انکار کرد

00:25:44.320 --> 00:25:48.160
‫که این آخر هفته به‌شدت افتضاح بود.

00:25:48.242 --> 00:25:53.160
‫«مستراح در دسترس نیست. ‫به پارکینگ مراجعه بفرمایید.»
‫جناب عزرائیل هم این رو ‫دائماً بهم یادآوری می‌کرد.

00:25:53.600 --> 00:25:57.320
‫به عقب که نگاه کنیم،
‫یه مواردی بوده.

00:25:57.480 --> 00:25:59.520
‫می‌دونی، مثلاً...

00:25:59.961 --> 00:26:01.521
‫بذار چند روز آینده رو هم بگذرونیم

00:26:01.546 --> 00:26:03.866
‫و سه‌شنبه یه جلسه‌ی کلی بگیریم.

00:26:04.160 --> 00:26:07.480
‫می‌دونی که... چیز...
‫می‌دونی...

00:26:07.640 --> 00:26:09.320
‫دیگه کار از کار گذشته

00:26:09.345 --> 00:26:11.065
‫ولی اساساً

00:26:11.600 --> 00:26:13.240
‫می‌شه گفت

00:26:15.430 --> 00:26:17.563
‫یکی‌دو هفته‌ای زود شروع کردیم.

00:26:26.664 --> 00:26:28.064
‫شرمنده. من...

00:26:28.125 --> 00:26:30.925
‫می‌خواستم بگم «می‌شنوم چی می‌گی»،
‫ولی حقیقتاً هیچی نشنیدم.

00:26:30.974 --> 00:26:32.734
‫نه... می‌دونستم نمی‌شنوی...

00:26:32.914 --> 00:26:34.434
‫مشخص بود که نمی‌شنوی.

00:26:34.459 --> 00:26:35.379
‫آخه...

00:26:36.200 --> 00:26:37.960
‫- کلاً واضح بود.
‫- آره.

00:26:38.006 --> 00:26:38.980
‫عع...

00:26:39.320 --> 00:26:40.920
‫ولی قبلاً هم گفته بودم

00:26:41.080 --> 00:26:42.680
‫که وقتی اینجا رو باز کنیم

00:26:42.840 --> 00:26:47.560
‫بالا‌پایین‌هایی خواهیم داشت.

00:26:48.040 --> 00:26:49.695
‫ولی انصافاً فکر نمی‌کردم

00:26:49.720 --> 00:26:51.980
‫در این حد باشه.

00:26:52.040 --> 00:26:54.240
‫- آره. همه‌چی از هم پاشید.
‫- بله.

00:26:54.371 --> 00:26:57.240
‫روز اول و دیروز فاجعه بودن.

00:26:57.400 --> 00:26:59.160
‫دیگه نمی‌خوام تجربه‌شون کنم.

00:27:00.790 --> 00:27:01.950
‫بر پدرتون.

00:27:05.480 --> 00:27:09.720
‫اوضاع کافه به یه تار مو بند بود،
‫ولی این تنها مشکل من نبود.

00:27:12.920 --> 00:27:17.560
‫یه دردسر دیگه هم توی مزرعه داشتیم.

00:27:18.040 --> 00:27:20.127
‫آخرهای ماه اوت

00:27:20.280 --> 00:27:23.120
‫زمان برداشت گندم دوروم‌ـه.

00:27:23.320 --> 00:27:25.560
‫یعنی باارزش‌ترین محصول‌مون.

00:27:26.880 --> 00:27:29.040
‫ولی به‌خاطر وضعیت نامنظم آب‌وهوا

00:27:29.200 --> 00:27:33.320
‫گندم‌ها داشتن کیفیت‌شون از دست می‌دادن.

00:27:34.120 --> 00:27:37.022
‫این بالاست، مارک. ‫یه
سنگ افتاده. ‫«۲۹ اوت»

00:27:37.560 --> 00:27:40.801
‫فعلاً به کمبودهای کافه رسیدگی می‌کردیم.
‫«۳۰ اوت»

00:27:40.901 --> 00:27:43.680
‫«۱ سپتامبر» ‫اگه تونستی این‌ها
رو ببری داخل، ‫جایزه داری.

00:27:43.781 --> 00:27:47.026
‫«۲ سپتامبر»
‫همه‌ش منتظر یه روز گرم‌وخشک بودیم.

00:27:47.280 --> 00:27:49.560
‫۲۷/۴ شد.
‫بالاست.

00:27:50.160 --> 00:27:52.920
‫دو هفته‌ی کامل گذشت

00:27:54.240 --> 00:27:56.640
‫و هنوز وقتش نشده بود.

00:27:57.000 --> 00:28:00.760
‫به چارلی گفتم بیاد
‫که یه جلسه‌ی فوری بذاریم.

00:28:01.516 --> 00:28:03.196
‫بارها بهت گفتم

00:28:03.600 --> 00:28:08.040
‫گندم برای آسیاب‌شدن باید
‫سه ویژگی داشته باشه

00:28:08.240 --> 00:28:10.440
‫مخصوصاً واسه خمیر پاستا.

00:28:10.600 --> 00:28:11.920
‫یکی‌ش میزان پروتئین گندمـه.

00:28:12.440 --> 00:28:13.960
‫یکی حجم پیمانه‌ست.

00:28:14.160 --> 00:28:16.360
‫و مهم‌ترینش میزان آنزیم آلفا-آمیلازـه.

00:28:16.760 --> 00:28:19.640
‫یه شماره داره که

00:28:19.800 --> 00:28:22.540
‫اگه گندم خیلی بمونه،
‫می‌آد پایین.

00:28:22.565 --> 00:28:24.920
‫- از منابع بذر تغذیه می‌کنه.
‫- یعنی دیگه خمیر پاستا نمی‌شه.

00:28:25.080 --> 00:28:26.169
‫بله، نمی‌شه.

00:28:26.280 --> 00:28:28.120
‫- ۳۲ هکتار گندم.
‫- آره.

00:28:28.272 --> 00:28:30.032
‫تازه باارزش‌ترین محصول‌مونـه.

00:28:30.240 --> 00:28:33.640
‫توی چند سال اخیر،
‫مهم‌ترین محصول بوده.

00:28:33.840 --> 00:28:36.160
‫پس عملاً هیچی.

00:28:36.320 --> 00:28:39.680
‫ببین... می‌دونی که من چقدر مثبت‌اندیشـم.

00:28:39.753 --> 00:28:41.513
‫نه والا، نمی‌دونم.

00:28:41.760 --> 00:28:44.600
‫من... منظورم اینـه که فایده نداره.

00:28:45.280 --> 00:28:46.880
‫اگه گندم‌ها رو درو کنیم...

00:28:47.080 --> 00:28:47.960
‫خب.

00:28:48.120 --> 00:28:52.160
‫- و ببریم آزمایشگاه.
‫- آره. بدیم بررسی کنن.

00:28:52.320 --> 00:28:55.400
‫اون موقع دیگه می‌فهمیم.
‫ولی باید دست بجنبونیم.

00:28:55.493 --> 00:28:56.333
‫دقیقاً.

00:28:56.704 --> 00:28:59.504
‫کِیلب با رطوبت‌سنجش اومد.

00:29:00.800 --> 00:29:01.840
‫- چطوری، رفیق؟
‫- سلام.
‫- روز به‌خیر.
‫- چطوری؟

00:29:03.520 --> 00:29:05.400
‫- بیا بشین.
‫- بشین. صندلی هست.

00:29:06.040 --> 00:29:07.960
‫- چه خبر؟
‫- ریده شده توی همه‌ش.

00:29:08.440 --> 00:29:11.156
‫امروز آزمایش رطوبت گرفتم:
‫۲۷/۲ شد.

00:29:11.240 --> 00:29:12.095
‫۲۷/۲؟

00:29:12.120 --> 00:29:14.760
‫گندم‌ها مثل پاستیل شدن.

00:29:15.280 --> 00:29:17.007
‫۲۷/۲ خیلی بالاست.

00:29:17.140 --> 00:29:18.895
‫- انگار توی رودخونه رشد کردن.
‫- دستگاه رو می‌گرفتی زیر شیر آب دیگه.

00:29:18.920 --> 00:29:21.840
‫آره. بعد می‌گه:
‫«آب خیس است.»

00:29:22.049 --> 00:29:26.609
‫آخرین باری که برداشت این‌قدر طول کشید،
‫کِی بود؟

00:29:26.800 --> 00:29:28.000
‫واسه من که اولین باره.

00:29:28.160 --> 00:29:29.611
‫خب، تو سِنی نداری.

00:29:30.080 --> 00:29:32.615
‫یکی گفت آخرین بار،
‫۷۰ سال پیش این‌جوری شد.

00:29:32.640 --> 00:29:36.240
‫یعنی تقریباً واسه همه اولین باره.

00:29:36.657 --> 00:29:38.257
‫حالا چاره چیـه؟

00:29:38.560 --> 00:29:41.160
‫باید زودتر کُمباین کنیم که...

00:29:41.320 --> 00:29:42.255
‫ببریمشون آزمایشگاه.

00:29:42.280 --> 00:29:44.840
‫- حداقل آنزیم‌ها پایین‌تر نیاد.
‫- آره.

00:29:44.865 --> 00:29:46.760
‫- وگرنه باید هزینه‌ی خشکوندن گندم بدیم.
‫- آره.

00:29:46.785 --> 00:29:50.920
‫ولی اگه گندم به درد نخوره،
‫دیگه چرا باید هزینه بدیم؟

00:29:51.177 --> 00:29:53.057
‫مثلاً تا آزمایش نشه، نمی‌دونیم.

00:29:53.160 --> 00:29:54.760
‫- مهم همون آزمایشـه.
‫- آره.

00:29:59.248 --> 00:30:03.168
‫آخرش تصمیم گرفتیم
‫در اسرع وقت برداشت کنیم.

00:30:03.280 --> 00:30:05.760
‫ولی واسه این‌که دستگاه کُمباین آسیب نبینه

00:30:05.960 --> 00:30:09.680
‫باید صبر می‌کردیم تا آب گندم‌ها

00:30:10.120 --> 00:30:11.840
‫کمتر بشه.

00:30:13.154 --> 00:30:14.296
‫همین‌طوری بیا.

00:30:14.792 --> 00:30:17.880
‫ترجیح می‌دادم
‫اوقاتم رو با خوابیدن سپری کنم..

00:30:18.480 --> 00:30:19.560
‫اوه.

00:30:19.720 --> 00:30:22.640
‫ولی مزرعه هنوز کار زیاد داشت.

00:30:22.817 --> 00:30:26.560
‫مثلاً دسته‌ی جدید خوک‌ها رو
‫بفرستیم به کشتارگاه.

00:30:26.960 --> 00:30:28.560
‫سوار شین، دخترها.

00:30:30.531 --> 00:30:33.161
‫ممنون که در هتل «دیدلی اسکوات»
‫اقامت داشتید.

00:30:33.880 --> 00:30:34.960
‫برو ببینم!

00:30:37.417 --> 00:30:39.657
‫حالا باید تصمیمی می‌گرفتم

00:30:39.744 --> 00:30:41.316
‫که دلم نمی‌خواست.

00:30:41.800 --> 00:30:43.758
‫«سرنوشت ریچارد هَم»

00:30:45.280 --> 00:30:47.400
‫چی‌کار کنیم با تو؟

00:30:48.760 --> 00:30:49.560
‫هـا؟

00:30:50.840 --> 00:30:53.840
‫اگه این هم باهاشون بره

00:30:54.480 --> 00:30:55.560
‫کُشته می‌شه

00:30:56.560 --> 00:30:58.120
‫و در ازاش

00:30:58.560 --> 00:31:01.440
‫نهایتاً یه سوسیس کوکتل می‌گیریم.

00:31:01.880 --> 00:31:03.121
‫اگه بمونه هم

00:31:03.520 --> 00:31:04.600
‫باید بی‌دلیل

00:31:05.040 --> 00:31:06.120
‫غذاش بدیم.

00:31:06.560 --> 00:31:08.120
‫این هم منطقی نیست.

00:31:14.480 --> 00:31:17.360
‫ولی یه‌هو یه ایده به ذهنم رسید.

00:31:18.040 --> 00:31:19.080
‫صبر کن بینم.

00:31:22.360 --> 00:31:23.600
‫واسه ماده‌خوک‌های بعدی

00:31:23.625 --> 00:31:26.345
‫می‌خوایم تلقیح مصنوعی انجام بدیم

00:31:26.640 --> 00:31:27.880
‫که بچه‌دار بشن.

00:31:29.360 --> 00:31:32.600
‫ولی اول باید بزنه بالا
‫تا آماده‌ی لقاح بشن.

00:31:32.760 --> 00:31:37.080
‫و اگه خوک نَر اطراف‌شون نباشه،
‫نمی‌زنه بالا.

00:31:39.520 --> 00:31:41.240
‫پس این رو به‌عنوان

00:31:42.120 --> 00:31:44.040
‫«مَرد مزرعه» نگه می‌داریم

00:31:44.720 --> 00:31:46.800
‫که خانوم‌ها رو تحریک کنه.

00:31:49.280 --> 00:31:50.737
‫پس می‌شه «مالَنده». ‫(«مالَنده» در اصل یه شغل شریف توی صنعت پورنـه ‫و به کسی نسبت داده
می‌شه که توی پشت‌صحنه‌ی فیلم‌ها، ‫وظیفه‌ی راست نگه داشتن آلت تناسلی بازیگر مَرد رو داره.)

00:31:53.320 --> 00:31:56.175
‫- ریچارد هَم، مالَنده‌ی کبیر.
‫- چی‌کار می‌کنی اونجا؟

00:31:56.392 --> 00:31:57.992
‫- چی؟
‫- استخاره می‌گیری؟

00:31:58.120 --> 00:31:58.920
‫نه...

00:31:59.360 --> 00:32:01.360
‫یه تصمیم خفن گرفتم.

00:32:01.920 --> 00:32:03.840
‫- نه بابا؟
‫- لیسا، مطمئنـم خوشت می‌آد.

00:32:04.299 --> 00:32:05.760
‫این رو نگه می‌داریم

00:32:06.360 --> 00:32:08.000
‫و می‌شه مالَنده‌ی مزرعه.

00:32:09.160 --> 00:32:10.055
‫باشه.

00:32:10.080 --> 00:32:12.240
‫- این مزرعه به چه درجه‌ای رسیده؟
‫- خدا می‌دونه.

00:32:12.440 --> 00:32:14.600
‫داشِ خودمـی، ریچارد هَم.

00:32:15.520 --> 00:32:17.263
‫می‌شی هیو هَفنرِ مزرعه. ‫(هیو هَفنر مالک مجله‌ی
معروف «پلِی‌بوی» بود ‫که محتوای جنسی زیادی هم داشت.)

00:32:22.129 --> 00:32:25.889
‫روز برداشت فرا رسید.

00:32:26.560 --> 00:32:28.120
‫روز برداشت گندم دوروم.

00:32:28.440 --> 00:32:29.480
‫شروع می‌کنیم.

00:32:36.400 --> 00:32:38.040
‫جِرمی، من آماده‌ام.

00:32:39.600 --> 00:32:41.240
‫آروم برو. آروم.

00:32:44.360 --> 00:32:46.240
‫ادامه بده.

00:32:49.160 --> 00:32:51.520
‫من پُر شدم.
‫می‌رم خالی کنم.

00:32:54.200 --> 00:32:55.280
‫بااین‌که مضطرب بودیم

00:32:55.305 --> 00:32:58.185
‫که نتیجه‌ی آزمایش گندم‌ها چی می‌شه

00:32:58.640 --> 00:33:03.280
‫حداقل خوش‌حال شدیم که دیدیم
‫راننده‌ی ذخیره‌ی دیدلی اسکوات

00:33:03.440 --> 00:33:06.160
‫برگشته سر کار.

00:33:10.680 --> 00:33:11.800
‫سایمون؟

00:33:11.834 --> 00:33:15.912
‫افقتا ذی بلرسغ حنوخ باری؟

00:33:17.247 --> 00:33:22.095
‫طراز لفاعثی جحاندر کلی
‫ولا تق زیابدر طخه!

00:33:22.345 --> 00:33:24.615
‫تراکتور رو خاموش کن.
‫می‌آم ببینم چی شده.

00:33:25.160 --> 00:33:29.040
‫هر سال یه‌سری مراسم هست
‫که آدم بی‌صبرانه منتظرشـه.

00:33:29.086 --> 00:33:33.015
‫مثلاً کریسمس و عید پاک

00:33:33.040 --> 00:33:34.680
‫و البته زمان برداشت محصول

00:33:35.120 --> 00:33:38.600
‫که همه با شنیدن صدای جِرالد از پشت بی‌سیم

00:33:39.040 --> 00:33:40.720
‫مستفیض می‌شیم.

00:33:42.240 --> 00:33:45.480
‫باور کنین این رو
‫از کریسمس هم بیشتر دوست دارم.

00:34:02.864 --> 00:34:05.680
‫فرداش هم مشغول برداشت بودیم.

00:34:09.120 --> 00:34:11.800
‫ولی دیگه صبرم لبریز شد

00:34:11.960 --> 00:34:15.320
‫و کار رو کنار گذاشتم
‫و همراه‌با چارلی

00:34:15.480 --> 00:34:18.920
‫رفتم آزمایشگاه
‫تا یه نمونه از گندم‌ها رو بررسی کنم

00:34:19.080 --> 00:34:21.960
‫و ببینم ازش خمیر پاستا درمی‌آد یا نه.

00:34:22.640 --> 00:34:24.120
‫عملاً یه بسته گندم خراب داریم.

00:34:24.320 --> 00:34:26.480
‫آره. گندم دوروم و یه‌کم قارچ‌زدگی.

00:34:26.760 --> 00:34:28.320
‫پس هرکی این رو بخوره، می‌میره.

00:34:28.345 --> 00:34:30.225
‫به آزمایشگاه که رسیدیم، چیزی نگو.

00:34:30.308 --> 00:34:33.440
‫- درهرصورت آنزیمش پایینـه دیگه.
‫- آره، پایینـه.

00:34:33.600 --> 00:34:35.960
‫فقط مهم شماره‌ی آنزیمـه.

00:34:36.120 --> 00:34:37.600
‫باید چند باشه؟

00:34:37.760 --> 00:34:39.960
‫باید بالای ۲۵۰ باشه.

00:34:40.640 --> 00:34:44.200
‫خیلی واسه‌مون مهم بود که شماره بالا باشه

00:34:44.400 --> 00:34:48.080
‫چون چارلی نتیجه‌ی برداشت
‫بقیه‌ی محصولات رو بهم نشون داد

00:34:48.760 --> 00:34:50.880
‫و اصلاً خوب نبود.

00:34:51.440 --> 00:34:52.575
‫حجم برداشت‌مون

00:34:53.080 --> 00:34:54.160
‫افتضاح بود.

00:34:54.960 --> 00:34:57.360
‫پس اون‌قدری که می‌خواستیم، نشد.

00:34:57.520 --> 00:35:00.640
‫ولی جو و گندم‌های
‫آسیاب‌شده‌ی معمولی‌مون...

00:35:00.800 --> 00:35:02.320
‫- باکیفیتـن.
‫- همه‌ش باکیفیتـه.

00:35:02.480 --> 00:35:06.261
‫- همون چُس‌مثقال منظورتـه؟
‫- اتفاقاً...

00:35:06.286 --> 00:35:09.166
‫چُس‌مثقال گندم باکیفیت داریم

00:35:09.280 --> 00:35:12.335
‫و حتی کمتر از اون، جوی باکیفیت داریم.

00:35:12.360 --> 00:35:13.320
‫راست می‌گی.

00:35:14.504 --> 00:35:16.904
‫فکر کن جراح قلب بودی

00:35:17.000 --> 00:35:20.640
‫و هر عملت وابسته به شرایط آب‌وهوا بود.

00:35:20.800 --> 00:35:22.800
‫- می‌فهمم...
‫- یا حداقل نتیجه‌ش...

00:35:23.120 --> 00:35:25.440
‫- اصلاً هر شغلی.
‫- حالا ما هم...

00:35:25.465 --> 00:35:27.120
‫آخه ما درست پیش رفتیم.

00:35:27.280 --> 00:35:28.480
‫- مشکلی نبود.
‫- درستـه.

00:35:36.960 --> 00:35:38.080
‫عع، بِرتی اینجاست.

00:35:39.160 --> 00:35:40.043
‫سلام، جِرمی.
‫- حال و احوال؟
‫- قربونت. تو خوبـی؟

00:35:41.440 --> 00:35:43.720
‫- چطوری؟
‫- خوبـم. ممنون.

00:35:45.360 --> 00:35:46.280
‫گندم پاستا.
‫صحیح.

00:35:48.430 --> 00:35:50.470
‫می‌خوام ببینم آنزیمش چنده.

00:35:50.680 --> 00:35:52.120
‫برداشت کِی تموم شد؟

00:35:52.280 --> 00:35:53.720
‫- عع...
‫- عع... فردا؟

00:35:54.360 --> 00:35:55.720
‫- هنوز داریم برداشت می‌کنیم.
‫- تموم نشده؟

00:35:55.908 --> 00:35:57.708
‫- نه، فقط...
‫- دارن الان برداشت می‌کنن.

00:35:57.840 --> 00:35:58.640
‫آها. فهمیدم.

00:35:58.882 --> 00:36:02.362
‫اوضاع همه‌چی خرابـه
‫و احتمالاً این هم فرقی نکنه.

00:36:02.960 --> 00:36:06.280
‫منفی‌بافی نکن، مَرد.
‫مثبت باش.

00:36:06.440 --> 00:36:07.680
‫- باشه.
‫- چقدر طول می‌کِشه؟

00:36:07.830 --> 00:36:09.470
‫پنج دقیقه‌ای می‌شه.

00:36:09.680 --> 00:36:11.680
‫- باشه.
‫- آزمایش می‌کنیم.

00:36:11.840 --> 00:36:13.360
‫- ایشالا که خیره.
‫- قربونت.

00:36:13.520 --> 00:36:15.080
‫- ممنون، بِرتی. می‌بینمت.
‫- فعلاً.

00:36:18.720 --> 00:36:21.400
‫امسال سال جالبی واسه کشاورزی نبود.

00:36:21.560 --> 00:36:22.960
‫جدی می‌گم، چارلی.

00:36:23.160 --> 00:36:25.680
‫واقعاً غافل‌گیری بَدی واسه آخر سال بود.

00:36:25.840 --> 00:36:28.280
‫سرنوشت ۲۵هزار پوند
‫به جواب این آزمایش بسته‌ست.

00:36:28.440 --> 00:36:30.000
‫- درستـه.
‫- به این دقت کن.

00:36:30.160 --> 00:36:33.360
‫اگه نتیجه مثبت باشه،
‫۲۵هزارتا گیرمون می‌آد.

00:36:33.960 --> 00:36:34.800
‫بله.

00:36:34.960 --> 00:36:38.040
‫گیر من که نمی‌آد.
‫گیر تو می‌آد و سریع خرجش می‌کنی.

00:36:39.080 --> 00:36:39.920
‫ولی...

00:36:41.040 --> 00:36:43.015
‫- اگه جواب منفی باشه...
‫- باید...

00:36:43.040 --> 00:36:46.480
‫من بهت ۲۵هزارتا بدهکار می‌شم.

00:36:46.640 --> 00:36:47.520
‫آره.

00:36:49.680 --> 00:36:51.640
‫خیلی‌ها فکر می‌کنن این پول مال من نیست
‫و مال شرکت فیلم‌سازیـه.

00:36:51.800 --> 00:36:52.971
‫نه‌خیر، مال منـه.

00:36:53.041 --> 00:36:54.921
‫- مال توئـه!
‫- بله!

00:36:55.120 --> 00:36:58.360
‫مزرعه‌ی دیدلی اسکوات باید...

00:36:59.280 --> 00:37:01.800
‫- خرج کنه.
‫- کمبود رو جبران کنه

00:37:02.120 --> 00:37:03.760
‫تا کشاورزی سال بعد تأمین بشه.

00:37:13.680 --> 00:37:16.440
‫پنج دقیقه شد دَه دقیقه.

00:37:16.640 --> 00:37:19.600
‫ولی بالاخره بِرتی برگشت.

00:37:21.640 --> 00:37:22.440
‫خب.

00:37:23.200 --> 00:37:25.000
‫چیزه...

00:37:25.331 --> 00:37:27.333
‫یه‌کم بیشتر طول کِشید، چون...

00:37:27.400 --> 00:37:29.640
‫مجبور شدیم دو بار آزمایش بگیریم.

00:37:29.800 --> 00:37:31.880
‫هر دو بار منفی بود.

00:37:32.080 --> 00:37:33.880
‫- یعنی اون‌قدر پایین بود...
‫- شماره‌ش چند بود؟

00:37:34.040 --> 00:37:36.480
‫آزمایش موفقیت‌آمیز نبود
‫و حتی شماره نشون نداد.

00:37:37.400 --> 00:37:39.200
‫مورد خیلی کمیابیـه.

00:37:39.360 --> 00:37:42.961
‫این گندم رو نمی‌شه آسیاب کرد.

00:37:43.320 --> 00:37:46.560
‫متأسفانه، فاجعه‌ی بزرگیـه، ولی...

00:37:47.280 --> 00:37:48.120
‫آره.

00:37:49.560 --> 00:37:50.720
‫آخ زندگی.

00:37:51.720 --> 00:37:54.520
‫واقعاً متأسفـم.
‫ما هم گندم‌لازم بودیم.

00:37:56.600 --> 00:37:57.560
‫چه ضدحالی.

00:37:57.720 --> 00:37:59.460
‫- من هم ناامید شدم.
‫- آره.

00:38:00.440 --> 00:38:01.499
‫متأسفـم.

00:38:02.760 --> 00:38:04.360
‫ممنون. لطف کردی.

00:38:04.520 --> 00:38:05.320
‫قربونت.

00:38:18.440 --> 00:38:21.400
‫به‌سوی انبار روانه می‌شویم.

00:38:23.400 --> 00:38:26.160
‫خب، خودم بهش بگم یا تو می‌گی؟

00:38:29.040 --> 00:38:31.040
‫چی شد، دوستان؟

00:38:33.080 --> 00:38:35.280
‫نتیجه‌ی آزمایش آنزیم‌...

00:38:35.440 --> 00:38:37.280
‫- چی شد؟
‫- پایین‌تر از صفر.

00:38:37.737 --> 00:38:38.897
‫- چی؟
‫- پایین‌تر از صفر.

00:38:39.000 --> 00:38:41.640
‫یعنی هیچی؟ منفیِ صفر؟

00:38:42.392 --> 00:38:43.910
‫- آره.
‫- حتی دستگاه نتونسته بخونه.

00:38:44.200 --> 00:38:45.080
‫پشمام.

00:38:49.000 --> 00:38:49.840
‫ای بابا.

00:38:50.520 --> 00:38:51.320
‫ریدم.

00:38:52.560 --> 00:38:54.560
‫۲۵هزارتا ضرر خالص.

00:38:55.040 --> 00:38:56.720
‫بدبختی‌ها پشت‌سرهم می‌آن.

00:38:56.880 --> 00:39:00.040
‫آره. الان جِرالد داره
‫عَن خالص برداشت می‌کنه.

00:39:00.500 --> 00:39:07.500
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:39:08.000 --> 00:39:11.000
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:39:11.600 --> 00:39:12.920
‫حداقل داریم برداشت می‌کنیم.

00:39:13.192 --> 00:39:14.605
‫حداقل زندگی ادامه داره.

00:39:18.539 --> 00:39:20.099
‫هعی خدا.

00:39:24.680 --> 00:39:29.480
‫متأسفانه، فقط ما نبودیم
‫که چنین ضرری متحمل شدیم.

00:39:31.720 --> 00:39:35.640
‫تقریباً همه‌ی کشاورزهای کشور
‫غم‌زده شده بودن

00:39:36.129 --> 00:39:41.209
‫چون سال ۲۰۲۴ به هیچ‌کس رحم نکرد.

00:39:42.408 --> 00:39:48.238
‫«امسال سالی جهنمی بود؛
‫واکنش کشاورزان به دومین سال پُرضرر در تاریخچه‌ی کشاورزی کشور»

00:39:48.360 --> 00:39:50.232
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.
‫انگار عذاب خدا بوده.

00:39:50.280 --> 00:39:53.880
‫غلات زمستونی همه‌شون زرد شدن
‫و زیر آب موندن.

00:39:54.320 --> 00:39:56.600
‫اگه تا دو هفته‌ی دیگه بارون بند نیاد

00:39:56.800 --> 00:40:00.680
‫هشت کیلومتر از زمین‌هامون نابود می‌شه.

00:40:01.680 --> 00:40:04.440
‫حجم برداشت محصولات سال جاری
‫یکی از بدترین‌ها در تاریخ بوده.

00:40:04.600 --> 00:40:06.361
‫سپتامبر امسال یکی از خیس‌ترین ماه‌ها بود

00:40:06.386 --> 00:40:08.440
‫و چنین حجم بارشی از سال ۱۸۳۶ ثبت نشده بود.

00:40:08.600 --> 00:40:11.497
‫گزارش‌ها حاکی بر این است
‫که امسال یکی از بدترین برداشت‌ها

00:40:11.560 --> 00:40:13.400
‫از ابتدای تاریخ رسمی کشاورزی بوده.

00:40:13.600 --> 00:40:15.520
‫مردم دارن کُمباین‌هاشون رو می‌فروشن

00:40:15.680 --> 00:40:17.240
‫چون نون ندارن بخورن.

00:40:20.320 --> 00:40:22.720
‫دوست ندارم این رو بگم، ولی

00:40:22.880 --> 00:40:25.680
‫خوشبختانه، من درآمد اصلی‌م رو
‫از مزرعه درنمی‌آرم.

00:40:26.200 --> 00:40:27.360
‫بااین‌حال

00:40:27.920 --> 00:40:31.600
‫واقعاً ناراحت‌کننده‌ست
‫که آدم این‌قدر زحمت بِکشه

00:40:34.080 --> 00:40:37.708
‫و به‌خاطر شرایط آب‌وهوا ضرر کنه.

00:40:40.120 --> 00:40:44.040
‫ولی یه‌هو یاد حرف سایمون افتادم

00:40:44.200 --> 00:40:47.920
‫که یکی از روزهای برداشت بهم زد.

00:40:48.640 --> 00:40:52.080
‫ببین، جِرمی، کشاورز بودن یعنی

00:40:52.240 --> 00:40:55.120
‫اگه می‌خوای آخر کار دیوونه نشی

00:40:55.320 --> 00:40:58.190
‫نباید سؤالاتی بپرسی
‫که از جواب‌شون می‌ترسی.

00:40:58.676 --> 00:41:01.236
‫سعی کن همیشه روی سال بعدی تمرکز کنی.

00:41:02.760 --> 00:41:05.693
‫این عبارت زیبا و بسیار مثبت

00:41:05.800 --> 00:41:08.560
‫همون چیزیـه که به کشاورزها روحیه می‌ده

00:41:08.760 --> 00:41:10.003
‫تا تسلیم نشن

00:41:10.360 --> 00:41:11.840
‫با شرایط وفق پیدا کنن

00:41:12.000 --> 00:41:13.520
‫و کار خودشون رو انجام بدن

00:41:14.320 --> 00:41:15.800
‫تا به نتیجه برسن.

00:41:16.240 --> 00:41:18.440
‫گوشت گاو، بره، غاز، بوقلمون...

00:41:18.640 --> 00:41:20.000
‫- گوشت خوک.
‫- گوشت خوک.

00:41:20.200 --> 00:41:21.880
‫سیب‌زمینی، میوه‌های نرم...

00:41:22.840 --> 00:41:26.320
‫و فهمیدم من هم باید
‫به این عبارت تکیه کنم.

00:41:28.120 --> 00:41:29.240
‫تسلیم نمی‌شیم

00:41:29.400 --> 00:41:34.360
‫چون معتقدیـم سال بعدی
‫بَدتر از این نمی‌شه.

00:41:41.080 --> 00:41:42.040
‫ولی فعلاً

00:41:42.200 --> 00:41:44.655
‫خونواده‌ی دیدلی اسکوات
‫لیاقت این رو داشت

00:41:44.680 --> 00:41:47.040
‫که یه ناهار دورهمی
‫واسه آخر فصل داشته باشه.

00:41:47.200 --> 00:41:50.640
‫و امسال دیگه خودمون کافه داشتیم.

00:41:51.120 --> 00:41:52.520
‫- شما منتظریـن، بچه‌ها؟
‫- بله!

00:41:52.720 --> 00:41:53.960
‫چی بزنم؟
‫ولی متأسفانه

00:41:55.640 --> 00:41:56.855
‫نمی‌تونستیم بریم اونجا

00:41:56.880 --> 00:42:00.640
‫چون بااین‌که اوضاعش بهتر شده بود

00:42:00.800 --> 00:42:02.520
‫ولی همه‌ش یه کاری واسه انجام‌دادن بود.

00:42:03.760 --> 00:42:05.840
‫ای وای.
‫این که خرابـه.

00:42:05.964 --> 00:42:07.044
‫یه چیزی واسه تعمیرکردن.

00:42:07.280 --> 00:42:11.440
‫نه، می‌دونم.
‫آخه خنک‌کننده‌ی اونجا هم کار نمی‌کنه.

00:42:11.640 --> 00:42:13.480
‫یه چیزی واسه نگرانی.

00:42:13.680 --> 00:42:15.954
‫- منظورت از «کُنج» نقطه‌ی انطباق پشت بومـه؟
‫- بله.

00:42:16.000 --> 00:42:16.906
‫چقدر می‌شه؟

00:42:16.960 --> 00:42:19.481
‫حداقل سه‌هزارتا می‌شه.

00:42:20.639 --> 00:42:22.325
‫اون یارو که دیروز افتاد پایین رو یادتـه؟

00:42:22.360 --> 00:42:24.200
‫آره.
‫نگو که شکایت کرده.

00:42:24.360 --> 00:42:27.640
‫نه. نه.
‫دیشب ساعت ۸:۳۰ از اتاق عمل دراومد.

00:42:28.920 --> 00:42:31.280
‫مُچ پاش رو بخیه زدن.

00:42:32.200 --> 00:42:35.280
‫به‌جاش رفتیم کافه‌ی یه‌نفر دیگه.

00:42:37.448 --> 00:42:41.060
‫احتمالاً الان توی آشپزخونه آشوبـه،
‫ولی برام مهم نیست.

00:42:41.360 --> 00:42:43.815
‫فکر کنم آب باز قطع شده.
‫برام مهم نیست.

00:42:43.840 --> 00:42:44.840
‫دست شما درد نکنه.

00:42:45.173 --> 00:42:47.280
‫- کِی فهمیدی؟
‫- آخ، نپرس.

00:42:49.240 --> 00:42:51.855
‫خب، همه‌مون موافقـیم که افتتاحیه‌مون

00:42:51.880 --> 00:42:52.815
‫اصلاً تعریفی نداشت.

00:42:52.840 --> 00:42:55.415
‫البته تو توی راه‌اندازی خیمه ترکوندی

00:42:55.440 --> 00:42:56.680
‫ولی کافه فاجعه بود.

00:42:57.800 --> 00:43:00.120
‫- ولی دیگه راه افتاد.
‫- آره.

00:43:00.280 --> 00:43:02.916
‫- خسته نباشید، دوستان. ما تونستیم.
‫- آره.

00:43:03.520 --> 00:43:04.815
‫به موفقیت «سگِ کشاورز».

00:43:04.840 --> 00:43:06.535
‫- به موفقیت «سگِ کشاورز»!
‫- به موفقیت «سگِ کشاورز»!

00:43:06.560 --> 00:43:07.680
‫- عالی.
‫- و به سلامتی کشاورزها.

00:43:08.013 --> 00:43:10.316
‫- و کشاورزهایی که حمایت کردن.
‫- ایشالا مستدام باشه.

00:43:10.965 --> 00:43:12.760
‫مُردم از گشنگی.

00:43:13.695 --> 00:43:15.415
‫ای وای.
‫این‌ها تولید داخلی نیستن، نه؟

00:43:15.480 --> 00:43:17.068
‫میگو داره.
‫این قطعاً از هند اومده.

00:43:17.480 --> 00:43:18.575
‫لطفاً واسه یه‌روز...

00:43:18.600 --> 00:43:20.775
‫- باشه. حالا یه‌روز غذای بیگانه می‌خوریم.
‫- فقط یه‌روزه، رفیق.

00:43:20.819 --> 00:43:22.139
‫فوقش این ماهیـه خارجیـه.

00:43:22.720 --> 00:43:23.960
‫باید دل‌وردوه‌ی ماهی رو هم بخوری؟
‫آره. همه‌جاش.

00:43:25.760 --> 00:43:26.960
‫حتی دل‌وروده؟

00:43:30.120 --> 00:43:32.895
‫- چی شده؟
‫- مزه‌ی ماهی می‌ده.

00:43:33.005 --> 00:43:34.965
‫خب...!

00:43:35.040 --> 00:43:36.600
‫می‌خواستی مزه‌ی چی بده؟

00:43:36.800 --> 00:43:38.775
‫فهمیدین یکشنبه عصر چی برنده شدم؟

00:43:38.800 --> 00:43:39.640
‫چی؟

00:43:39.800 --> 00:43:41.840
‫فهمیدین یکشنبه عصر چی برنده شدم؟

00:43:42.280 --> 00:43:44.055
‫چی نوشته؟«مسابقات دیوارچینی»!
‫اِوا!

00:43:44.080 --> 00:43:45.640
‫- جدی می‌گی؟
‫- آفرین!

00:43:45.840 --> 00:43:47.600
‫- اول شدم.
‫- برنده‌ی مسابقات دیوارچینی شدی!

00:43:47.660 --> 00:43:48.560
‫آره.

00:43:48.760 --> 00:43:53.080
‫«ازطرف اتحادیه‌ی ورزشی اروپا»

00:43:53.929 --> 00:43:55.555
‫سلطان جِرالد کوپِر!

00:43:57.000 --> 00:43:59.200
‫خیلی ممنون.
‫تشکر.

00:44:00.640 --> 00:44:03.640
‫بعدش رفتیم سر یه موضوع جدی‌تر.

00:44:03.800 --> 00:44:08.440
‫تمام این مدت که آلِن داشت
‫واسه کافه زحمت می‌کِشید

00:44:08.640 --> 00:44:12.074
‫هم‌زمان منتظر نوبت عمل قلبش بوده.

00:44:12.131 --> 00:44:13.855
‫- سه‌شنبه وقت عمل داری؟
‫- عع، سه‌شنبه‌ست؟

00:44:13.880 --> 00:44:16.440
‫آره. سه‌شنبه می‌رم بیمارستان.

00:44:17.771 --> 00:44:19.491
‫«جراحی بای‌پس سرخرگ کرونری»

00:44:19.840 --> 00:44:20.858
‫و باید ازت آزمایش بگیرن

00:44:20.883 --> 00:44:23.200
‫- که سکته کردی یا نه.
‫- آره. یه بار سکته کردم.

00:44:23.400 --> 00:44:25.680
‫- سال پیش بود که...
‫- چی؟

00:44:26.120 --> 00:44:27.120
‫جِرالد عمل کرد...؟

00:44:27.145 --> 00:44:29.485
‫- آره.
‫- و حالش هم خوب شد.

00:44:29.695 --> 00:44:30.495
‫آره. خوب شده.

00:44:30.520 --> 00:44:32.499
‫- پس امسال رو با تو...
‫- دقیقاً.

00:44:33.520 --> 00:44:35.215
‫ایشالا که عملت خوب پیش می‌ره...

00:44:35.306 --> 00:44:38.306
‫آره. صدالبته.
‫عمل خیلی رایجی هست.

00:44:38.400 --> 00:44:40.160
‫رایجـه، ولی فکر کنم باز هم اضطراب داری.

00:44:40.320 --> 00:44:41.240
‫آره بابا.

00:44:41.400 --> 00:44:42.775
‫حتی نمی‌خوام درباره‌ش فکر کنم.

00:44:42.800 --> 00:44:44.320
‫واسه همین همه‌ش می‌رم سر کار
‫که حواسم پرت بشه.

00:44:44.480 --> 00:44:46.840
‫البته پزشک‌ها گفتن استراحت کنم.

00:44:46.891 --> 00:44:48.535
‫ولی موقع استراحت
‫همه‌ش به عمل فکر می‌کنم.

00:44:48.560 --> 00:44:50.600
‫آره دیگه.
‫فکروذکرت همون می‌شه.

00:44:51.200 --> 00:44:52.360
‫خب، آلِن.

00:44:52.520 --> 00:44:54.520
‫می‌دونم. آره.

00:44:54.960 --> 00:44:56.495
‫- چیزی نمی‌شه.
‫- موفق باشی، مَرد.

00:44:56.520 --> 00:44:57.815
‫- مخلصـم.
‫- به سلامتی آلِن.
‫اگه بهتر نشی، خودم می‌کُشمت.

00:44:59.400 --> 00:45:00.720
‫چیزی نمی‌شه.
‫جراحم حرفه‌ایـه.

00:45:00.880 --> 00:45:02.520
‫اون کافه بدون تو راه نمی‌افتاد.

00:45:02.756 --> 00:45:03.556
‫شرمنده می‌کنی.

00:45:03.678 --> 00:45:05.318
‫می‌خوایم روی یه سالنش اسم تو رو بذاریم.

00:45:05.392 --> 00:45:06.392
‫عع!

00:45:07.440 --> 00:45:10.160
‫منظورم این نیست
‫که خدایی نکرده کاریت می‌شه.

00:45:10.320 --> 00:45:11.640
‫نه بابا. فهمیدم.

00:45:11.840 --> 00:45:14.200
‫درهرصورت، اسم تو رو می‌ذاریم:
‫«سالن آلِن تاون‌سِند».

00:45:14.360 --> 00:45:15.840
‫نظرت چیـه، جِرالد؟

00:45:16.440 --> 00:45:18.520
‫«چوب‌های جِرالد» هم ثبت کردیم.

00:45:18.614 --> 00:45:20.414
‫ولی سالن آلِن تاون‌سِند هم می‌ذاریم.

00:45:20.720 --> 00:45:22.920
‫- آره!
‫- عالیـه.

00:45:23.034 --> 00:45:25.594
‫من یه ناسوس دارم. خودم
‫باز زنده‌ش می‌کنم. نگران نباشین.

00:45:27.240 --> 00:45:28.120
‫ناسوس؟
‫ناسوس!

00:45:29.640 --> 00:45:31.960
‫بهش ناسوس می‌زنم
‫تا دوباره هوا وارد بدنش بشه.

00:45:32.120 --> 00:45:33.480
‫دمت گرم!

00:45:33.640 --> 00:45:35.840
‫ازت ممنونـم، داداش.
‫رفاقت یعنی همین.

00:45:36.000 --> 00:45:38.560
‫هر دفعه پنچر بشه،
‫دوباره بادش می‌کنم.

00:45:39.720 --> 00:45:42.123
‫- بس کن، جِرالد.
‫- چِش شده؟

00:45:54.501 --> 00:46:01.501
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:46:01.525 --> 00:46:08.525
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.