﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:06.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:06.260 --> 00:00:09.160
ما در کيهاني زندگي ميکنيم
مملو از ابعاد کشف نشده

00:00:09.300 --> 00:00:12.260
و واقعياتي متناقض.

00:00:12.600 --> 00:00:15.830
ما در يک سطح از
ادراک زندگي ميکنيم

00:00:22.100 --> 00:00:25.200
اما سطوح ديگري نيز وجود دارد.

00:00:35.560 --> 00:00:38.200
هر از چندگاهي
يک جستجوگر اتفاقي،

00:00:38.330 --> 00:00:40.930
به ورودي يکي از اين
سطوح ميرسد.

00:00:44.260 --> 00:00:47.460
يکي از آنها، پارادوکسي
راجع به واقعيت کشف و

00:00:47.600 --> 00:00:51.530
اثبات کرد، بقدري
ژرف و عميق که همچنان

00:00:51.660 --> 00:00:54.960
در تلاش براي درک اون هستيم.

00:01:02.530 --> 00:01:07.360
جهان، يا شايد
بهتر باشه بگيم،

00:01:07.760 --> 00:01:11.800
جهان‌ها، ديگه هرگز
مثل سابق، به چشم نيامدند.

00:02:40.700 --> 00:02:43.930
طبيعت، محرمانه‌ترين اسرارش را
با نور مينويسد.

00:02:45.230 --> 00:02:48.060
نوري که توسط ستاره‌ي ما
به اين دنيا، حيات ميبخشه.

00:02:49.760 --> 00:02:52.530
نوري که نباتات براي ساختن قند
استفاده ميکنند.

00:02:53.100 --> 00:02:55.230
نوري که ملاک جهان است،

00:02:56.160 --> 00:02:59.260
الماس رو تبديل
به تاروپود فضا-زمان ميکند.

00:03:00.100 --> 00:03:03.330
نور زنداني که
سياه‌چاله را تعريف ميکند.

00:03:03.460 --> 00:03:05.700
غيبت نور که
باعث ميشه ما نفهميم

00:03:05.830 --> 00:03:09.530
ماده تاريک و انرژي تاريک چيه.

00:03:09.660 --> 00:03:13.730
"ديدن نور" معمولا
اشارات مذهبي داره.

00:03:13.860 --> 00:03:16.200
ولي هيچکس بيشتر از ستاره‌شناسان، معتاد نور نيست.

00:03:17.200 --> 00:03:19.460
و به محض اينکه
به مطالعه نور پرداختند

00:03:19.600 --> 00:03:22.160
حتي خبره‌ترين‌ها رو
به چالش کشيد.

00:03:41.030 --> 00:03:42.660
براي مثال، ايزاک نيوتون.

00:03:50.860 --> 00:03:54.300
بقدري براي درک ماهيت نور و رنگ
مستاصل بود

00:03:55.200 --> 00:03:57.330
که ديگه آماده بود
سوزن در چشمانش فرو بکند.

00:03:58.700 --> 00:04:00.700
به معناي واقعي جدي ميگم.

00:04:03.560 --> 00:04:06.030
نيوتون تازه در اواسط دهه 20 زندگيش بود

00:04:06.160 --> 00:04:11.000
ولي توانسته بود که شاخه جديدي
در رياضي به اسم حسابان ابداع بکنه

00:04:11.700 --> 00:04:13.700
و در حال انجام يک سري

00:04:13.830 --> 00:04:18.060
آزمايشات بود که منجر شد به اين
نتيجه برسه که رنگ، منظري از نور هست.

00:04:19.360 --> 00:04:22.200
نيوتون ميخواست بفهمه
کدوم يکي از چيزهايي که ميبينيم

00:04:22.330 --> 00:04:25.030
از خواص نور است، و کدام يک
توسط اعصاب ما ايجاد ميشود.

00:04:26.230 --> 00:04:29.400
آيا رنگ، درون نور
پنهان ميشود؟

00:04:29.530 --> 00:04:32.200
يا درون چشمان ما وجود داشته؟

00:04:32.560 --> 00:04:34.430
با يک عطشي وصف نشدني براي دانستن،

00:04:34.560 --> 00:04:37.460
يک سوزن به اسم بودکين
را برداشت و ...

00:04:54.130 --> 00:04:56.460
نيوتون به دقت
نکته برداري که اگر در يک

00:04:56.600 --> 00:04:59.700
اتاق پر نور
اين آزمايش را انجام دهد

00:04:59.830 --> 00:05:02.830
حتي اگر چشمانش بسته باشد.
مقداري نور از

00:05:02.960 --> 00:05:06.630
ميان پلک او عبور کرده و
منجر به ديدن يک دايره بزرگ و پهن آبي ميشود.

00:05:08.400 --> 00:05:11.130
با توجه به درد، شايد
نتيجه خيلي بزرگي نباشه

00:05:11.260 --> 00:05:13.530
ولي با همين آزمايشات خانگي بود که

00:05:13.660 --> 00:05:17.430
نيوتون تبديل به اولين نفر شد
که رنگين‌کمان را توجيه ميکند.

00:05:18.600 --> 00:05:20.460
و اينکه چطور نور سفيد

00:05:20.600 --> 00:05:23.260
يک جعبه رنگ را درون خود، مخفي ميکند.

00:05:24.700 --> 00:05:26.800
اکثر مردم، اتفاقاتي رو که
نيوتون مطالعه ميکرد

00:05:26.930 --> 00:05:30.100
به ديد يک چيز مرسوم نگاه ميکردند.

00:05:30.500 --> 00:05:31.860
مدل افتادن سيب.

00:05:32.000 --> 00:05:35.130
جوري که يک اشعه نور
توي پنجره ميدرخشه.

00:05:35.560 --> 00:05:37.860
بزرگي نيوتون از جايي نشات گرفت
که به چرا و چگونگي

00:05:38.000 --> 00:05:40.130
اتفاقات روزمره انديشيد.

00:05:43.460 --> 00:05:46.560
نيوتون پرسيد، نور از چي
ساخته شده؟

00:05:46.700 --> 00:05:49.630
اگه بتوني نور رو
به ريزترين اجزا تقسيم بکني

00:05:49.760 --> 00:05:51.530
چه چيزي رو ميبيني؟

00:05:51.660 --> 00:05:54.860
نيوتون متوجه شد که نور
در مسير مستقيم حرکت ميکنه.

00:05:55.000 --> 00:05:57.930
وگرنه چطور لبه سايه رو
ميشد توجيه کرد؟

00:05:59.230 --> 00:06:02.100
يا مستقيم بودن نور
تاثيرگذار خورشيد که

00:06:02.230 --> 00:06:04.360
از بين ابرها نازل ميشد؟

00:06:04.500 --> 00:06:08.160
يا تاريکي که بخاطر
خورشيد گرفتگي کامل، ايجاد ميشد؟

00:06:15.260 --> 00:06:18.430
طبق اين مشاهدات،
نيوتون استدلال کرد که نور

00:06:18.560 --> 00:06:21.860
بايد شامل جرياني
از ذرات باشه

00:06:22.000 --> 00:06:24.330
يا "جسمک" ، اسمي که نيوتون انتخاب کرد.

00:06:24.460 --> 00:06:27.030
پرتو نور مانند يک
رگبار گلوله به

00:06:27.160 --> 00:06:29.900
شبکيه چشم برخورد ميکند.

00:06:35.200 --> 00:06:38.430
ولي يک شخصي
توي هلند بود که،

00:06:39.000 --> 00:06:42.400
بشدت با نظريه ذرات نور
نيوتون مخالف بود.

00:06:42.530 --> 00:06:47.100
کريستيان هويگنس مانند نيوتون
کنجکاوي سيرنشدني داشت

00:06:47.230 --> 00:06:49.560
و وقتي بحث
تغيير دنيا بود

00:06:49.700 --> 00:06:52.330
اصلا فروگذاري نميکرد.

00:06:52.460 --> 00:06:55.300
علارغم مبارزه کل عمرش
با افسردگي

00:06:55.430 --> 00:06:57.730
موفق به انجام خيلي چيزها شد.

00:07:00.600 --> 00:07:04.130
وقتي از تلسکوپي که خودش
طراحي و ساخته بود؛ نگاه ميکرد

00:07:04.260 --> 00:07:07.200
قمر زحل، تايتان را
کشف کرد.

00:07:24.960 --> 00:07:27.900
هويگنس ساعت پاندولي را
اختراع کرد.

00:07:28.030 --> 00:07:30.660
موفق شد که فرمول رياضي
موردنياز براي ساخت

00:07:30.800 --> 00:07:34.060
يک پاندول با قوسي که
بشکل مداوم و

00:07:34.200 --> 00:07:37.930
دقيق صعود و يکنواختي
زمان را اندازه بگيرد، حل بکند.

00:07:39.630 --> 00:07:42.460
هويگنس يک طرح اوليه
از دستگاه جديد داد

00:07:42.600 --> 00:07:45.000
که فکر ميکرد ممکن است
نويدبخش باشد.

00:07:45.130 --> 00:07:48.260
اسمش رو گذاشت
"فانوس جادويي"

00:07:48.730 --> 00:07:50.860
چند صد سال بايد بگذره تا بشکل

00:07:51.060 --> 00:07:53.260
يک آپارات کارآمد، تکامل پيدا بکنه.

00:07:53.700 --> 00:07:55.400
ولي در قرن 17ام.

00:07:55.530 --> 00:07:58.560
کريستيان هويگنس توي ذهنش
طرحي براي فيلم داشت

00:07:58.700 --> 00:08:02.230
احتمالا، تاثير گرفته از
وضعيت افسرده‌اش بوده.

00:08:24.500 --> 00:08:26.300
هويگنس، مانند نيوتون

00:08:26.430 --> 00:08:29.560
يک شاخه جديد در
رياضي ابداع کرد

00:08:29.700 --> 00:08:33.230
يک نظريه پيشبيني کننده
در باب نتيجه شانس در بازي

00:08:33.960 --> 00:08:35.830
نظريه احتمالات.

00:08:35.960 --> 00:08:39.630
روشي براي گفتن شير يا خط.

00:08:46.430 --> 00:08:50.260
و مانند نيوتون، کريستيان هويگنس نيز
نظريه مربوط به نور داشت

00:08:50.700 --> 00:08:52.460
ولي بشدت متفاوت.

00:08:52.600 --> 00:08:54.600
اون فکر نميکرد که نور
شامل ذراتي است که

00:08:54.730 --> 00:08:57.900
مانند گلوله در خطي مستقيم
شليک ميشوند.

00:08:58.030 --> 00:08:59.960
هويگنس نور را بشکل موج ميديد،

00:09:00.100 --> 00:09:02.960
که به تمام جهات منتشر ميشد.

00:09:05.600 --> 00:09:09.800
اون زمان ميدانستند که صوت
حتما بشکل موج حرکت ميکند.

00:09:09.930 --> 00:09:11.930
چطور؟

00:09:12.060 --> 00:09:14.860
چون صدا، از سمت دري که مقداري
باز باشه هم شنيده ميشه

00:09:15.000 --> 00:09:18.630
پس صدا، اطراف در،
مانند آب حرکت ميکند

00:09:18.760 --> 00:09:20.900
مانند موج.

00:09:32.100 --> 00:09:35.260
هويگنس فکر ميکرد نور هم
مانند صدا حرکت ميکند،

00:09:35.400 --> 00:09:37.560
مانند موج، منتشر ميشود.

00:10:04.860 --> 00:10:08.200
خب، کدام نابغه درست ميگفت؟

00:10:08.330 --> 00:10:10.760
جواب اون سوال که آيا نور
يک ذره است

00:10:10.900 --> 00:10:14.800
يا موج، مشخصا پيچيده است.

00:10:15.060 --> 00:10:17.730
حالا توماس يانگ وارد ميشود.

00:10:19.860 --> 00:10:23.200
مردي که معماي باطني
نور را افشا و

00:10:23.330 --> 00:10:27.830
تاروپود سازنده گيتي را که
فکر ميکرديم ميشناسيم، نمايان کرد.

00:10:30.630 --> 00:10:34.730
همراهم به سمت بزرگترين معماي
تاريخ علم بياييد.

00:10:37.030 --> 00:10:40.400
اين داستان در مورد مردي است
که تقريبا قادر به هرکاري بود،

00:10:40.530 --> 00:10:44.030
و توماس يانگ موفق شد.

00:10:44.160 --> 00:10:48.460
براي 1500 سال هيچکس قادر به
رمزگشايي هيروگليف مصريان نبود.

00:10:50.930 --> 00:10:54.160
با شناسايي 6صداي اصلي که
هيروگليف ارائه ميکرد

00:10:55.300 --> 00:10:58.930
موفق شد 6سمبل را
رمزگشايي بکند

00:10:59.800 --> 00:11:01.840
که منجر به ترجمه کامل زبان

00:11:01.960 --> 00:11:05.230
باستاني مصريان توسط ديگران شد.

00:11:06.330 --> 00:11:09.430
اولين کسي بود که شجره‌نامه
زبان هندواروپايي را رسم کرد.

00:11:12.430 --> 00:11:15.630
بعنوان فيزيکدان، موفق به تشخيص
ناهنجاري شکل چشم شد

00:11:16.660 --> 00:11:19.500
نقصي در بينايي که اسم
آستيگماتيسم را براي اون گذاشت.

00:11:26.330 --> 00:11:29.030
ولي يک آزمايش طراحي شده
از يانگ بود که

00:11:29.160 --> 00:11:32.960
فيزيک را به مسيري عجيب
فرستاد که هنوزم برقرار است.

00:11:33.100 --> 00:11:35.800
ساده به نظر مياد، درسته؟

00:11:35.930 --> 00:11:40.430
چطور 3قطعه مقوا ميتواند
چنين فاجعه‌اي درعمل به بار بياورد.

00:11:41.260 --> 00:11:45.860
يک شيشه سبز مانند اين
فقط اجازه عبور به نور سبز را ميدهد

00:11:46.000 --> 00:11:47.730
پس تنها يک رنگ يا

00:11:47.860 --> 00:11:50.760
يک فرکانسِ نوري
از شکافها عبور ميکند.

00:11:50.900 --> 00:11:52.530
چرا اين موضوع مهم بود؟

00:11:52.660 --> 00:11:55.530
چون گمان ميکرد که تداخل
تعداد زياد رنگ

00:11:55.660 --> 00:11:59.030
باعث ايجاد همان موج نوري ميشود که هويگنس تصور ميکرد

00:11:59.160 --> 00:12:02.160
به اسم، الگوي تداخل.

00:12:02.700 --> 00:12:05.330
اون يک رنگ نور را
مجبور کرد که از

00:12:05.460 --> 00:12:08.400
دو شکاف مجزا عبور کنند تا ببيند
روي آخرين مقوا

00:12:08.530 --> 00:12:11.800
چه طرحي پديد ميايد.

00:12:12.530 --> 00:12:15.430
اگه نور ذره بود،
انتظار داشتي که دو توده

00:12:15.560 --> 00:12:17.800
مجزاي نور
در ديوار روبرو ببيني.

00:12:17.930 --> 00:12:20.230
جايي که ذرات مستقل نور

00:12:20.360 --> 00:12:23.230
بعد از عبور از شکاف
بهش ميرسند.

00:12:23.360 --> 00:12:26.030
ولي اين اتفاق نيافتاد.

00:12:29.900 --> 00:12:34.330
در عوض، يک طرح
کاملا غيرمنتظره ايجاد شد.

00:12:35.860 --> 00:12:38.360
چيزي که وقتي 2موج
روي هم بروند و يا با هم

00:12:38.700 --> 00:12:41.560
تداخل پيدا کنند، ايجاد ميشود.

00:12:43.500 --> 00:12:46.860
براي همين بهش ميگويند
طرح تداخلي.

00:12:47.430 --> 00:12:51.930
يانگ اثبات کرد که نور
در اصل يک موج است.

00:12:53.130 --> 00:12:57.600
که نيوتون، بزرگترين نابغه‌ي
تاريخ علم، نصفه درسته ميگفت.

00:12:57.730 --> 00:13:01.760
که نور، آنطوري که وي
مفتخرانه ادعا ميکرد، ذره نبود.

00:13:06.160 --> 00:13:08.600
يک دليلي داره که
استدلال متخصصين

00:13:08.730 --> 00:13:10.960
در علوم، تاثيرگذار است.

00:13:11.100 --> 00:13:14.300
فقط و فقط طبيعت،
اين برهان رو ارائه ميده.

00:13:14.430 --> 00:13:17.230
و بقدري حقه
توي آستين داره که

00:13:17.360 --> 00:13:20.860
فقط يک ابله ميتونه ادعا بکنه
درک کاملي از طبيعت داره.

00:13:22.700 --> 00:13:25.300
نيوتون يک چيز اساسي رو
از قلم انداخت.

00:13:26.700 --> 00:13:31.860
تعجب آور است، ولي هنوز
به قسمت آزار دهنده نرسيديم.

00:13:43.230 --> 00:13:47.030
توماس يانگ يک بمب ساعتي
با فيتيله طويل بجاي گذاشت.

00:13:47.160 --> 00:13:50.430
چيزي که 100 سال طول کشيد
تا بسوزه و منفجر بشه.

00:13:52.130 --> 00:13:55.200
اواخر قرن 19ام بود که علم
قادر شد

00:13:55.330 --> 00:13:59.630
ابزار لازم براي ورود
به جهاني جديد را ايجاد بکند،

00:14:00.460 --> 00:14:03.330
قلمروي براي معمايي ژرف‌تر.

00:14:03.930 --> 00:14:07.360
ميتونيد شگفتي کاشف را
در گزارش خودش بشنويد.

00:14:08.660 --> 00:14:10.430
آيا ممکن است چيزي، در نگاه اول

00:14:10.560 --> 00:14:17.230
به چشم که کالبدي ناچيز ديده بشود
که بقدري کوچک است

00:14:17.360 --> 00:14:22.460
که جرم‌اش، خود يک ذره ناچيزِ شکافته شده
از جرم اتم هيدروژن است؟

00:14:24.130 --> 00:14:28.460
که خود نيز (اتم هيدروژن)،

00:14:28.600 --> 00:14:33.030
بقدري کوچک است که اگر به تعداد

00:14:33.160 --> 00:14:38.560
جمعيت تمام دنيا، اتم آن
روي هم انباشته بشود، باز هم

00:14:39.630 --> 00:14:43.930
نمي‌توان قادر نيستيم
با هيچکدام از روش‌هاي علمي، تشخيصش بديم.

00:14:45.400 --> 00:14:48.230
اون صدا،
اون مجموع امواج صوتي که

00:14:48.360 --> 00:14:52.200
از حدود 100 سال قبل
منجمد شده است،

00:14:52.330 --> 00:14:55.260
متعلق به جي.جي. تامسون است.

00:14:55.400 --> 00:14:59.100
اون درحال يادآوري کشف الکترون
در آزمايش پرتو کاتدي بود.

00:15:02.160 --> 00:15:06.130
اون يک الکترود فلزي را بقدري داغ کرد
که يک الکترون پرتاب کرد.

00:15:08.660 --> 00:15:11.460
يکي ديگه، و يکي ديگه.

00:15:15.330 --> 00:15:17.460
براي اولين بار
يک ذره اساسي از

00:15:17.600 --> 00:15:20.400
اتم، مرئي شده بود.

00:15:20.530 --> 00:15:23.500
دانش در حال ورود به
گاو صندوق طبيعت که

00:15:23.630 --> 00:15:26.300
محرمانه‌ترين اسرارش را نگه ميداشت بود،

00:15:26.430 --> 00:15:29.300
اونموقع بود که اوضاع
ديوانه‌وار شد.

00:15:29.430 --> 00:15:32.330
اگر کوچکترين ذره ماده، يعني اتم

00:15:32.460 --> 00:15:36.030
اجزايي کوچکتر مانند الکترون دارد

00:15:36.160 --> 00:15:39.000
ممکن همين قضيه درمورد نور نيز
صدق کند؟

00:15:39.700 --> 00:15:42.260
دانشمندان، در شگفتي
تمام نشدني خود نسبت به نور

00:15:42.400 --> 00:15:45.060
مُصر بودند روشي ابداع کنند
که بتوانند به ذرات

00:15:45.200 --> 00:15:47.630
کوچک و کوچکتر، تفکيکش بکنند.

00:15:47.760 --> 00:15:51.360
اثبات شد که يک مسيري
به آنسوي آينه است.

00:15:52.460 --> 00:15:55.000
تقاطع آستانه‌اي بود
به سمت سرزمين عجايب

00:15:55.130 --> 00:15:58.460
جايي که قوانين شناخته شده‌ي فيزيک
صدق نميکردند.

00:16:00.060 --> 00:16:03.630
براي اولين بار قادر بودند که ريزترين ذرات
نور را، تفکيک بکنند

00:16:04.300 --> 00:16:07.100
يک فوتون تنها.

00:16:10.100 --> 00:16:14.030
و آزمايش 2شکاف يانگ رو
در سطحي جديد انجام بدهند

00:16:14.160 --> 00:16:18.730
مسير دقيق اون رو از شکاف راست يا چپ
ردگيري بکنند.

00:16:21.330 --> 00:16:25.600
ما کنار مسير توقف ميکنيم
که بهترين ديد رو نسبت به شکاف داشته باشيم

00:16:25.730 --> 00:16:27.000
راست يا چپ

00:16:27.130 --> 00:16:30.200
فوتون ازشون عبور ميکنه که
به ديواره آخري برسه.

00:16:32.000 --> 00:16:34.560
شکاف چپ، شکاف راست

00:16:34.700 --> 00:16:35.330
بازم شکاف راست

00:16:35.460 --> 00:16:36.630
شکاف چپ

00:16:36.760 --> 00:16:38.040
اگه کل روز به تماشا بشينيم

00:16:38.130 --> 00:16:39.400
الگو، اتفاقي خواهد بود.

00:16:39.530 --> 00:16:42.160
حدود نصف نصف
از شکاف عبور ميکنند.

00:16:47.900 --> 00:16:50.200
يک لحظه صبر کنيد.

00:16:50.330 --> 00:16:52.400
امواج چي شدند؟

00:16:52.530 --> 00:16:55.760
طرح تداخلي يانگ کجاست؟

00:16:58.130 --> 00:17:01.400
اينجاست که جادو آغاز ميشه.

00:17:01.530 --> 00:17:04.330
نميتونم چيزي رو که قرار ببينيد
توضيح بدم.

00:17:04.460 --> 00:17:08.260
چون هنوز هيچکس روي زمين
قادر به درکش نشده.

00:17:08.800 --> 00:17:10.660
اگه نميتوني اين رو قبول بکني

00:17:10.800 --> 00:17:14.330
پس از ديدن چيزي که جلوتر هست
خوشحال نخواهي شد.

00:17:14.460 --> 00:17:17.560
در ريزترين مقياسي که
تابحال کشف شده

00:17:17.700 --> 00:17:22.660
دنياي کوانتوم، صرفا، عمل مشاهده
ميتواند واقعيت را تغيير دهد.

00:17:24.960 --> 00:17:30.000
اوکي فوتون‌ها، همينطوري بياييد،
اينبار قول ميديم نگاه نکنيم.

00:17:32.160 --> 00:17:35.060
باورتون نميشه، ولي ميتونيم
طرح روي ديوار آخري رو

00:17:35.200 --> 00:17:38.500
صرفا با نگاه نکردن به اينکه
فوتون از کدام شکاف ميگذرد

00:17:38.630 --> 00:17:41.000
تغيير بديم.

00:17:41.130 --> 00:17:44.760
ميدونم ديوانه‌وار به نظر مياد.
ولي در هر آزمايشي که تابحال انجام شده

00:17:44.900 --> 00:17:48.700
نتيجه بستگي به اين داشت که آيا
آزمايش مشاهده شده يا نشده.

00:18:07.800 --> 00:18:10.100
خب، دليل اينکه طرح تداخلي را
کمي قبل

00:18:10.230 --> 00:18:14.700
نديديم، به اين علت نبود که
نور را به فوتون تجزيه کرديم.

00:18:14.830 --> 00:18:17.200
به اين خاطر بود که
درحال مشاهده بوديم از کدام شکاف

00:18:17.330 --> 00:18:20.360
فوتون عبور خواهد کرد.

00:18:20.500 --> 00:18:24.760
ولي فوتون از کجا ميفهمه
کسي داره نگاهش ميکنه؟

00:18:24.900 --> 00:18:26.730
فوتون چشم نداره.

00:18:26.860 --> 00:18:29.200
فوتون مغز نداره.

00:18:29.330 --> 00:18:32.730
از کجا ميفهمه که
تحت نظر است؟

00:18:32.860 --> 00:18:35.630
شايد منطقي نتيجه بگيري که
يک فوتون بقدري کوچک است

00:18:35.760 --> 00:18:39.830
که بدون وجود تکنولوژي پيشرفته
ديدنش بسيار سخت است.

00:18:41.430 --> 00:18:44.360
اين دستگاه با فوتون ظريف
به خشونت رفتار ميکنه.

00:18:45.860 --> 00:18:49.060
تغييرش ميده، ولي
توضيح نميده که چرا فوتون

00:18:49.200 --> 00:18:52.430
وقتي نگاهش ميکنم مانند ذره و وقتي
نگاه نميکنيم مانند موج رفتار ميکند.

00:18:53.960 --> 00:18:56.000
اگه نور اساسا يک ذره است

00:18:56.130 --> 00:18:58.360
پس هرگز نبايد
يک طرح موجي ايجاد بکند

00:18:58.500 --> 00:19:01.330
علارغم تماشا کردن يا نکردن ما.

00:19:01.460 --> 00:19:05.200
و چطور فوتون‌هاي مستقل ميدانند که
کجا بروند تا

00:19:05.330 --> 00:19:08.600
بعنوان گروه بتوانند
طرح تداخلي را ايجاد بکنند؟

00:19:10.460 --> 00:19:15.130
اين يک معماي ديوانه کننده
در بطن فيزيک کوانتومي است.

00:19:16.830 --> 00:19:19.430
ايزاک نيوتون و کريستيان هويگنس

00:19:19.560 --> 00:19:23.760
هردو هم درست گفتند هم غلط.

00:19:25.000 --> 00:19:28.600
نور، هم موج است و هم ذره،
و هيچکدام.

00:19:30.330 --> 00:19:32.160
تا وقتي مشاهده انجام بديم.

00:19:32.300 --> 00:19:36.030
فوتون در شرايط بلاتکليف
قرار دارد

00:19:36.160 --> 00:19:38.660
که توسط قانون احتمالات اداره ميشود.

00:19:38.800 --> 00:19:40.460
و وقتي مشاهده ميکنيمش

00:19:40.600 --> 00:19:43.930
تبديل به چيزي کاملا متفاوت ميشود.

00:19:45.830 --> 00:19:49.900
بدون کريستيان هويگنس
در دنياي کوانتوم گم ميشديم.

00:19:50.030 --> 00:19:52.960
نظريه احتمالات اون باعث شد بتوانيم

00:19:53.100 --> 00:19:57.930
وسيله‌اي داشته باشيم
که به قوانين واقعيت کوانتوم دست درازي بکنيم.

00:19:58.360 --> 00:20:00.830
هر ذره در معرض
يک شانس اتفاقي و

00:20:00.960 --> 00:20:03.500
و احتمالات متغيير است.

00:20:03.630 --> 00:20:07.330
فکر کردن بهش مانند
نگاه کردن به خطاي ديد است

00:20:07.460 --> 00:20:09.230
فقط يک لحظه ميتواني ببيني و متوجه‌اش بشي

00:20:09.360 --> 00:20:12.830
درست قبل از اينکه
تبديل به چيز ديگه‌اي بشه.

00:20:18.560 --> 00:20:20.630
در دنياي کوانتوم يک مرز
کشف نشده‌اي وجود دارد

00:20:20.760 --> 00:20:24.400
که در آن قوانين دنياي ما
راه را براي قوانين

00:20:24.530 --> 00:20:27.260
حاکم بر کوچکترين
مقياس موجود باز ميکند.

00:20:28.500 --> 00:20:31.460
آنها از اتفاقات روزمره ما
جدا شده‌اند.

00:20:32.400 --> 00:20:36.300
چطور ميتوني به دنياي فکر بکني که
قوانيني متفاوت نسبت به ما دارد؟

00:20:36.430 --> 00:20:38.460
آسون نيست.

00:20:38.600 --> 00:20:41.130
براي همين ميخوام شما رو به
جايي ببرم که نه تنها

00:20:41.260 --> 00:20:45.200
برداشتن اينطور خيزي غيرممکن نيست؛
که اجباري است.

00:20:46.100 --> 00:20:49.130
يک دنيايي است
تقريبا شبيه دنياي خودمان

00:20:49.260 --> 00:20:51.760
به جز يک حيث.

00:21:02.000 --> 00:21:06.360
اينطور که، يکي از بعدها رو ندارد.

00:21:06.500 --> 00:21:08.000
سومين بعد.

00:21:12.360 --> 00:21:15.030
براي ماجراجويي در کيهان کوانتومي

00:21:15.160 --> 00:21:17.500
بايد قادر به تصور
بعدي ديگر باشيم.

00:21:18.300 --> 00:21:20.600
که بسيار سخت است.

00:21:20.730 --> 00:21:23.360
اينکه ذهنمان رو معطوف
به دنيايي بکنيم که

00:21:23.500 --> 00:21:27.100
يکي از بعدها رو نداره
راحت تره.

00:21:27.230 --> 00:21:31.330
وجوديت دنيايي که قرار است
واردش بشويم، فقط 2بعد داره.

00:21:31.460 --> 00:21:35.930
اين دنيا اولين بار توسط شخصي به نام
ادوين ابوت تصور شد.

00:21:36.060 --> 00:21:39.230
همه افراد، همه چيز در اينجا
هرکسي که ميشناسند و

00:21:39.360 --> 00:21:42.100
دوست دارن، مسطح هستند.

00:21:42.230 --> 00:21:44.360
خانه‌هاشون مسطح هستند

00:21:44.500 --> 00:21:48.230
برخي مربعي و برخي
مثلثي هستند.

00:21:48.360 --> 00:21:52.260
برخي اشکال پيچيده‌تر
مانند پنج‌ضلعي دارند.

00:21:52.400 --> 00:21:55.630
ولي همگي، کاملا مسطح هستند.

00:21:55.760 --> 00:21:58.960
آنها يا پياده و يا
با ماشين‌هاي کوچکشان

00:21:59.100 --> 00:22:01.200
داخل و خارج منازل مسطح حرکت ميکنند.

00:22:01.330 --> 00:22:03.460
مشغول زندگي مسطح خود هستند.

00:22:03.600 --> 00:22:07.300
همه در اين دنيا، طول و عرض دارند

00:22:07.430 --> 00:22:10.500
ولي ارتفاعي وجود ندارد.

00:22:10.630 --> 00:22:13.900
اين تخت جهانيان، چپ و راست،
 و عقب و جلو رو ميشناسند

00:22:15.100 --> 00:22:18.930
ولي هيچ نظري؛ هيچ درکي
از بالا و پايين ندارند

00:22:19.060 --> 00:22:21.660
به جز يک گروه کوچک

00:22:21.800 --> 00:22:25.360
رياضي‌دانان، که چيزي
فراتر را متصور ميشوند.

00:22:27.700 --> 00:22:31.800
رياضيدانان آرزوي دنيايي با
3بعد را دارند

00:22:31.930 --> 00:22:35.800
ولي براي اکثر تخت جهانيان،
فکر کردن بهش دشواره.

00:22:35.930 --> 00:22:37.830
رياضيدانان ميگويند

00:22:37.960 --> 00:22:40.460
"ببينيد، خيلي آسونه"

00:22:40.600 --> 00:22:42.060
ما چپ و راست رو ميشناسيم

00:22:42.200 --> 00:22:44.460
همه جلو و عقب رو بلديم

00:22:44.600 --> 00:22:48.260
"پس بيايد که بعد ديگر را با زاويه
درست نسبت به 2تاي قبلي تصور کنيم"

00:22:49.100 --> 00:22:50.900
ولي تخت جهانيان جواب ميدهند

00:22:51.100 --> 00:22:52.500
"از چي حرف ميزني؟"

00:22:52.630 --> 00:22:54.660
يک زاويه درست نسبت به 2تاي ديگه؟

00:22:54.800 --> 00:22:58.160
همه ميدانند فقط 2بعد
ميتواند وجود داشته باشد.

00:22:58.300 --> 00:23:01.660
بفرما نابغه، بعد سوم رو
به ما نشون بده.

00:23:01.800 --> 00:23:04.060
"کجاست؟"

00:23:04.500 --> 00:23:06.830
بعد، رياضيدانان يک تصوير ميکشند.

00:23:14.160 --> 00:23:15.530
معلم بيچاره.

00:23:15.660 --> 00:23:18.960
هيچکس به رياضيدانان
پوش نميده.

00:23:23.230 --> 00:23:27.660
هر مخلوقي در جهان تخت،
دوستانش را صرفا يک خط کوتاه ميبينه

00:23:28.830 --> 00:23:32.330
که نزديکترين قسمت از
بدنهاي مستطيل آنهاست.

00:23:32.860 --> 00:23:36.500
ولي باطن تخت جهانيان
براي هميشه معما باقي ميماند

00:23:36.630 --> 00:23:40.460
مگر اينکه توسط يک حادثه سخت
يا کالبدشکافي، افشا بشه.

00:23:42.100 --> 00:23:45.130
و بعد، روزي، ما آمديم/

00:23:49.200 --> 00:23:53.360
الو؟ حال شما چطوره؟

00:23:54.160 --> 00:23:57.830
سلام، من يک مهمان
از بعد سوم هستم.

00:23:58.230 --> 00:24:02.230
الو؟ براي اون دوست کوچيک
ناراحتم.

00:24:02.360 --> 00:24:06.360
براي اون، به نظر مياد صداي کن از
درون بدن مسطح خودش نشات ميگيره

00:24:07.700 --> 00:24:10.300
يک صداي بيگانه دروني.

00:24:10.430 --> 00:24:12.360
بخاطر اينکه هيچ چيزي از بالاتر
نميتونه بياد.

00:24:12.500 --> 00:24:15.100
اصلا بالاتر توي اين دنيا وجود نداره.

00:24:15.230 --> 00:24:18.260
يک موجود سه‌بعدي
مانند من توي دنياي مسطح

00:24:18.400 --> 00:24:22.730
فقط جايي که پاهاش به سطح
برخورد داره ميتونه وجود داشته باشه.

00:24:26.760 --> 00:24:28.700
شرمنده رفيق کوچولو.

00:24:28.830 --> 00:24:31.600
ميدونم چقدر به نظرت
عجيب مياد.

00:24:31.730 --> 00:24:33.260
نگران نباش.

00:24:33.400 --> 00:24:37.230
يک سفر کاملا امن
به بعد سوم خواهي داشت.

00:24:37.760 --> 00:24:39.730
هيچي بهت آسيب نميزنه.

00:24:39.860 --> 00:24:42.860
اما اين شانس رو داري که
يک ديد کاملا جديد از جايي

00:24:43.000 --> 00:24:45.900
که زندگي ميکني داشته باشي.

00:24:46.030 --> 00:24:49.400
اولش، تخت جهاني ما
هيچ درکي از اتفاقِ افتاده نداره.

00:24:49.530 --> 00:24:52.830
کاملا از قلمرو تجربيات يک
تخت جهاني خارجه.

00:24:53.660 --> 00:24:56.300
ولي در نهايت متوجه ميشه که
دنياي مسطح رو از يک

00:24:56.430 --> 00:25:00.000
نقطه برتري کاملا متفاوت داره ميبينه.

00:25:00.360 --> 00:25:03.030
الان، ميتونه داخل اتاق‌هاي بسته رو ببينه.

00:25:03.160 --> 00:25:05.660
ميتونه داخل دوستان مسطح رو ببينه.

00:25:05.800 --> 00:25:08.230
اين منظره بي‌سابقه‌ي
سه بعدي از

00:25:08.360 --> 00:25:12.060
دنياي دوبعدي اون
ويرانگره.

00:25:12.800 --> 00:25:15.600
سفر به يک بعد ديگه
يک مزيت اتفاقي به همراه داره

00:25:15.730 --> 00:25:18.000
مانند اشعه ايکس.

00:25:18.130 --> 00:25:21.100
درست همانطور که
خانه‌هاي جهان مسطح سقف ندارد

00:25:21.230 --> 00:25:23.600
زيستگاهشان نيز
نميتواند آسمان داشته باشد.

00:25:23.730 --> 00:25:27.330
چون آسمان فقط در بعد سوم
ميتواند وجود داشته باشد.

00:25:28.330 --> 00:25:30.530
رفيق کوچولو به اندازه کافي اذيت شد.

00:25:30.660 --> 00:25:34.500
بهتره برش گردونيم.

00:25:34.860 --> 00:25:36.630
از ديد همسر اون،

00:25:36.760 --> 00:25:39.360
اين تخت جهاني، ناگهان
ناپديد شد

00:25:39.500 --> 00:25:43.100
و همچنين ناگهان
خود به خود، از ناکجا، پيداش شد.

00:26:08.330 --> 00:26:11.000
تصور کردن دنيايي با ابعاد کمتر
راحتتر از تصور کردن

00:26:11.130 --> 00:26:13.130
سه بعدِ خارج از منطقه امن ماست.

00:26:13.260 --> 00:26:16.830
دنياي صفر بعدي فقط يک نقطه است.

00:26:16.960 --> 00:26:19.860
يک نقطه، بدون هيچ بعدي.

00:26:21.660 --> 00:26:25.660
يا دنياي تک بعدي، جايي که همه
يک بخش خطي هستند.

00:26:26.630 --> 00:26:31.460
يا دنياي تختِ دوبعدي.

00:26:32.860 --> 00:26:35.660
يا 3بعدي، که همه ما در اون زندگي ميکنيم.

00:26:39.860 --> 00:26:41.260
ميتونيم به موجودات 2بعديِ بي‌خبر

00:26:41.400 --> 00:26:43.100
بخنديم که قادر

00:26:43.800 --> 00:26:46.160
به تصور کردن دنياي 3بعدي نيستند.

00:26:46.300 --> 00:26:50.530
ولي وقتي بحث واقعيت کوانتوم ميشه.
اون عجز

00:26:50.660 --> 00:26:54.100
همانند مشکلي است که ما داريم.

00:26:54.230 --> 00:26:56.830
بهترين کاري که ميتونيم بکنيم
اين است که

00:26:56.960 --> 00:27:00.860
يک مکعب سه‌بعدي را
يک ابرمکعب چهاربعدي تصور بکنيم

00:27:03.400 --> 00:27:05.930
ما در دنياي تخت
خودمان زندگي ميکنيم

00:27:06.060 --> 00:27:08.430
درست مانند نويسنده قرن 18ام
ادوين ابوت

00:27:08.560 --> 00:27:10.860
در کتابش، "سرزمين تخت"
(پخستان)

00:27:19.800 --> 00:27:21.930
يکي از نادرترين اتفاقات است که

00:27:22.060 --> 00:27:24.830
وقتي يک جستجوگري به
حفري جداره‌اي ميرسد

00:27:24.960 --> 00:27:28.160
که ماتريس رو مخفي کرده.

00:27:29.960 --> 00:27:33.100
تا دوران ايزاک نيوتون
ما هنوز قادر به درک

00:27:33.230 --> 00:27:36.160
حرکت دنياها نبوديم.

00:27:36.300 --> 00:27:39.500
تنوع موجودات زنده هميشه
ما را شگفت‌زده ميکرد

00:27:41.300 --> 00:27:44.700
ولي چارلز داروين کشف کرد
که چطور زمان و محيط‌زيست

00:27:44.830 --> 00:27:47.700
اين گونه‌ها
منجمله ما خود ما نيز

00:27:47.960 --> 00:27:52.360
توسط اولين سلول زنده‌ي حيات
شکل داد.

00:27:52.500 --> 00:27:55.360
ما اصلا خبر نداشتيم که
دنياي کوانتوم وجود داره

00:27:55.500 --> 00:27:58.500
تا اينکه آلبرت انيشتين
اون رو آشکار کرد.

00:27:59.030 --> 00:28:04.000
قوانين مرموز اين کيهانِ متناقض
عميقا اون رو آزرده کرد.

00:28:04.130 --> 00:28:07.930
ما هم هنوز
به درکي ازش نرسيديم.

00:28:09.160 --> 00:28:11.230
در بطنش، رابطه‌اي بود
که به نظر

00:28:11.360 --> 00:28:14.530
سرعت نور را نقض ميکرد.

00:28:14.660 --> 00:28:18.300
شاکله‌ي اصلي
فيزيک مدرن و خود واقعيت.

00:28:21.830 --> 00:28:24.760
اون فوتون آبي،
يک بسته کوانتوميِ نور

00:28:24.900 --> 00:28:27.800
تقسيم بر 2 خواهد شد.

00:28:27.930 --> 00:28:31.800
انرژي رو تقسيم ميکنند و
به شکل يک جفت فوتون قرمز پديدار ميشوند.

00:28:33.700 --> 00:28:37.700
اين فوتون‌هاي قرمز جديد
به ژرف‌ترين مفهوم فيزيک، ازدواج کردند.

00:28:38.700 --> 00:28:42.100
يا چيزي که فيزيکدانان کوانتوم ميگن
تنيده شدند.

00:28:43.700 --> 00:28:46.060
و مهم نيست چقدر از هم
دور باشند

00:28:46.200 --> 00:28:50.000
در فضا و زمان، پيوند
بين آنها، بسط پيدا ميکنه.

00:28:52.500 --> 00:28:55.830
يک مقدار شبيه تعريف
يونان باستان افلاطون از عشق هست.

00:28:56.400 --> 00:28:59.830
يک موجود تنها، به دو نيم تقسيم ميشود
و جدا ميشود.

00:29:01.100 --> 00:29:02.830
براي باقي زندگي‌شان،

00:29:02.960 --> 00:29:06.100
هرکدام تنها و آخرين
نيمه گمشده ديگري باقي ميماند.

00:29:06.560 --> 00:29:09.600
به طرزي بي‌نظير
ضميمه‌ي حيات باطنيِ يارش شده است.

00:29:10.360 --> 00:29:14.200
حتي اگر به اندازه يک جهان
از هم جدا باشند.

00:29:15.600 --> 00:29:18.730
چرخش يک فوتون را مشاهده کنيد
و بلافاصله چرخش

00:29:18.860 --> 00:29:21.400
يار تنيده شده
او را نيز ميفهميد.

00:29:21.530 --> 00:29:24.660
چيز خاصي در مورد اين
فوتون‌هاي بخصوص وجود ندارد.

00:29:24.800 --> 00:29:27.830
تا جايي که ما ميدانيم،
اين قانونه.

00:29:29.100 --> 00:29:31.360
اين مدل روابط راه دور
در کل تاريخ هستي

00:29:31.500 --> 00:29:34.630
همينطور برقرار بوده.

00:29:39.160 --> 00:29:43.200
دو فوتون در اوايل هستي،
نزديک 14ميليارد سال قبل بوجود آمدند

00:29:44.460 --> 00:29:47.330
جدا شده و به مسير مخالف هم رفتند.

00:29:48.960 --> 00:29:52.130
ميتونن ده‌ها ميليارد سال
از يکديگر فاصله داشته باشند، اي اينحال

00:29:52.260 --> 00:29:56.200
در طول کل اون مدت
و طي اون همه فضا

00:29:56.330 --> 00:29:59.400
رابطه بين آنها، پايدار ميماند.

00:30:00.360 --> 00:30:02.860
چه چيزي هست که وقتي يک فوتون
يا الکترون يا هر

00:30:03.000 --> 00:30:05.600
عنصر پايه ديگه‌اي
تنيده ميشود

00:30:05.730 --> 00:30:08.900
باعث ميشه که آنها
قادر به اين وفاداري ماندگار شوند؟

00:30:09.560 --> 00:30:11.630
و به نظر من،
يک حقيقت عجيب ديگر وجود دارد

00:30:11.760 --> 00:30:14.900
تمام چيزي که لازمه
تا اين تعهد شديد ايجاد شود

00:30:15.030 --> 00:30:17.500
يک اندازه‌گيري ساده است.

00:30:17.630 --> 00:30:21.200
تنها کاري که لازمه بکنم
اندازه گرفتن چرخش يکي از آنهاست.

00:30:22.700 --> 00:30:26.130
چطور يک عمل به ظاهر
بي خطر

00:30:26.260 --> 00:30:30.800
توسط شخص سوم، باعث ايجاد
اين چنين پيوند عميق و ماندگاري ميشود؟

00:30:41.600 --> 00:30:42.660
ايناهاش.

00:30:42.800 --> 00:30:45.230
نيمي از زوج کيهاني ما.

00:30:45.730 --> 00:30:48.360
جايي، در همين لحظه

00:30:48.500 --> 00:30:51.260
چند ميليارد سال نوري
دورتر از ما

00:30:51.400 --> 00:30:54.930
نيمه‌ي گمشده اون ناگهان
چيزي متفاوت حس ميکنه.

00:30:55.660 --> 00:30:57.930
هيجان از بين رفته.

00:30:58.430 --> 00:31:01.160
پيوند شکسته شده.

00:31:01.760 --> 00:31:04.560
ديگر به همديگه
تنيده نشده‌اند.

00:31:06.160 --> 00:31:09.800
عمل ساده‌ي مشاهده کردن
يکي از آنها توسط ما

00:31:09.930 --> 00:31:13.430
ازدواجي رو که از آغاز زمان
دوام آورده بود، نابود کرد.

00:31:14.530 --> 00:31:16.460
ولي چطوري ممکنه؟

00:31:16.600 --> 00:31:19.360
و اين تنها موضوع
ديوانه‌وارش نيست.

00:31:19.500 --> 00:31:23.200
چطور يک فوتون که
به طول کيهان از يارش فاصله داره

00:31:23.330 --> 00:31:27.030
ميتواند يک پيام جدايي رو
به آنسوي دنيا بفرستد و باعث شود

00:31:27.160 --> 00:31:30.730
يک فوتون ديگر
فوراً پيام را دريافت بکند؟

00:31:31.600 --> 00:31:34.330
سريعتر از سرعت نور
احتمالا ميتواند

00:31:34.460 --> 00:31:37.260
همچين پيامي را بين آنها ردوبدل کند.

00:31:41.630 --> 00:31:46.100
اينها 2سوال بزرگ بي‌جواب
در علم هستند.

00:31:46.230 --> 00:31:49.360
پس، نگران نباشيد
اگه اذيتتون کرد.

00:31:49.500 --> 00:31:53.160
اين سوالات، ذهني به بزرگي انيشتين را
در تمام عمرش درگير کرد.

00:31:55.700 --> 00:31:59.560
هيچ چيزي جذابتر از تناقض
براي يک دانشمند نيست.

00:32:00.260 --> 00:32:02.700
اگه نور، سريعترين
چيزي که ميتونه وجود داشته باشه

00:32:02.830 --> 00:32:05.900
يک محدوديت سرعت کيهاني دارد
پس براي يک فوتون غيرممکن است

00:32:06.030 --> 00:32:10.760
که با ديگري، در اين پهنا
فوراً، ارتباط برقرار کند.

00:32:12.360 --> 00:32:15.830
از نظر انيشتين زندگي در اين نوع جهان
تقريبا غيرقابل تحمل بود.

00:32:16.400 --> 00:32:19.830
جايي که ميگفت، عمل "شبح‌وار"
در فواصل، ممکن است.

00:32:31.200 --> 00:32:34.200
اون ذرات در آزمايش
2شکاف رو بخاطر داريد؟

00:32:34.330 --> 00:32:37.200
که آيا از شکاف چپ ميروند
يا راست؟

00:32:37.330 --> 00:32:41.230
اون انتخاب‌ها درمجموع
چيزي به جز شانس تصادفي نبود

00:32:41.360 --> 00:32:44.930
ولي حتي شانس تصادفي هم
بايد از يک سري قوانين پيروي بکند.

00:32:45.060 --> 00:32:47.800
اين اساسِ نظريه احتمالات
هويگنس بود، و

00:32:47.930 --> 00:32:51.730
حساب کردن شانس در سکه انداختن
يا تاس ريختن.

00:32:53.330 --> 00:32:55.660
وقتي انيشتين نظريه احتمالات را،
روي مشکل

00:32:55.800 --> 00:32:59.500
فوتون‌هاي درهم تنيده اعمال کرد
عميقا پريشان شد.

00:33:00.630 --> 00:33:04.330
اگه اين فوتون‌ها ميتوانند بي‌گروا
سرعت نور را نقض بکنند

00:33:04.460 --> 00:33:07.500
پس جهان و کل خلقت
چيزي بيشتر از يک قمارخونه نبوده

00:33:07.630 --> 00:33:11.500
که به راحتي قوانين طبيعت
زيرپا گذاشته ميشوند.

00:33:13.060 --> 00:33:16.100
انيشتين اين رنج رو
با چنگ زدن به اين ايده که

00:33:16.230 --> 00:33:20.060
تاس به شکلي که ما درک نميکنيم
مجهز شده، تحمل کرد.

00:33:21.900 --> 00:33:24.700
ما اين مسير رو قبلا گذرونديم.

00:33:24.830 --> 00:33:29.160
بيش از 100هزار سال قبل
نياکان ما، آتش را اهلي کردند.

00:33:30.730 --> 00:33:32.730
اونا نميدونستند که آتش چيه.

00:33:32.860 --> 00:33:36.460
ولي به هرحال براي ساختن تمدن
ازش استفاده کردند.

00:33:36.600 --> 00:33:39.700
فيزيک کوانتوم هم اينطوره.

00:33:39.830 --> 00:33:42.330
لازم نيست درکش بکنيم تا
بتوانيم از بيشمار مزاياي

00:33:42.460 --> 00:33:45.730
علمي، تکنولوژي و کاربردي اون
بهره ببريم.

00:33:47.400 --> 00:33:51.660
همونطوري که نياکان ما بدون
درک کردن آتش از اون استفاده کردند

00:33:51.800 --> 00:33:54.330
ما با اين معما
دهه‌ها زندگي کرديم.

00:33:56.200 --> 00:34:00.030
ما به قلمرويي فراتر از
فيزيک کلاسيک رسيديم.

00:34:00.160 --> 00:34:02.930
جايي که ذرات پايه که
همه چيز رو ميسازند

00:34:03.060 --> 00:34:06.930
منجمله ما؛ به اتفاقاتي واکنش ميدهند
که ممکن نيست ازش باخبر باشند.

00:34:09.330 --> 00:34:12.830
در کازينوي ياغيِ
دنياي کوانتوم

00:34:12.960 --> 00:34:16.600
هيچ واقعيت عيني وجود ندارد.

00:34:20.660 --> 00:34:23.660
و اون، جايي هست
که الان ميريم.

00:34:31.330 --> 00:34:34.160
ما از اتم ساخته شديم.

00:34:34.300 --> 00:34:37.830
دنياي کوانتوم عجيب
درون ما است

00:34:37.960 --> 00:34:40.460
که توسط اقمار کشف نشده، منبسط ميشه

00:34:40.600 --> 00:34:44.430
جادوي غيرممکن‌اش را
در هر سطحي از حيات و تجربه اعمال ميکنه.

00:34:46.330 --> 00:34:48.460
اين چيه؟

00:34:48.600 --> 00:34:52.060
بخشي کوچک از ستارگان
يا چيز ديگري؟

00:34:52.400 --> 00:34:55.960
ما يک تصوير ساخته شده
از نور را به چشمان شما ارسال ميکنيم.

00:34:56.100 --> 00:34:59.130
که در همين لحظه
به شبکيه چشم شما ميرسه.

00:34:59.260 --> 00:35:02.360
سلول‌هاي شبکيه
در حال تغيير شيميايي هستند

00:35:02.500 --> 00:35:06.360
چون که برخي از آنها را
توسط فوتون تحريک ميکنيم.

00:35:06.500 --> 00:35:10.300
شبکيه‌ي شما اين تغييرات را
براي کسري از ثانيه ذخيره ميکنه.

00:35:10.430 --> 00:35:14.030
حالا اون‌ها رو پاک ميکنه
که آماده رگبار بعدي فوتون‌ها باشه.

00:35:15.500 --> 00:35:18.300
شبکيه‌ي شما، همه اونها رو
تشخيص نميده، نميتونه.

00:35:19.260 --> 00:35:22.660
تنها يک درصد کوچکي از فوتون‌هايي
که به سمت شما مياييند رو دريافت ميکنه.

00:35:23.830 --> 00:35:26.800
غيرممکن است که پيشبيني بکنيم
کدام سلول

00:35:26.930 --> 00:35:29.900
در شبکيه، فوتون را دريافت ميکند.

00:35:30.030 --> 00:35:32.630
حتي وقتي موضوع چيزي به حياتي بودن
بينايي ما هست هم،

00:35:32.760 --> 00:35:36.730
تمام چيزي که داريم
احتمالات است.

00:35:38.600 --> 00:35:41.630
حالا، فوتون‌هاي بيشتري به سمت
شما شليک ميکنيم.

00:35:41.760 --> 00:35:43.700
مانند، نيم ميليون.

00:35:43.830 --> 00:35:45.460
به چي نگاه ميکنيد؟

00:35:45.600 --> 00:35:48.730
سطح يک سياره که
در حال گردش به دور يک ستاره است؟

00:35:48.860 --> 00:35:52.330
براي قطعيت باز هم
به فوتون‌هاي بيشتري نياز داريم.

00:35:52.460 --> 00:35:55.060
مثلا، 2-3 ميليون بيشتر.

00:35:55.200 --> 00:35:58.160
فقط وقتي تمام
فوتون‌ها رو به سمت شما بفرستيم

00:35:58.300 --> 00:36:00.230
ده‌ها ميليون

00:36:00.360 --> 00:36:03.460
واقعيت شروع
به شکل گيري ميکند.

00:36:03.600 --> 00:36:08.330
در طي زمان، احتمالات
تبديل به محتمل ميشود، و در نهايت

00:36:08.460 --> 00:36:12.160
محتمل، تبديل به قطعيت.

00:36:12.300 --> 00:36:15.660
ولي آيا چيزي به اسم
قطعيت وجود دارد.

00:36:15.800 --> 00:36:18.330
اگه همه چيز،
حتي بينايي ما

00:36:18.460 --> 00:36:20.700
توسط احتمالات حکمراني ميشود

00:36:20.830 --> 00:36:24.060
آيا ميتوان واقعيتي قطعي
وجود داشته باشد؟

00:36:26.400 --> 00:36:29.800
آيا راهي هست که اين
ايده قديمي در مورد

00:36:29.930 --> 00:36:33.430
واقعيت در دنياي کوانتوم را
نجات دهيم؟

00:36:34.160 --> 00:36:36.200
دانشمندان روشي پيدا کردند
که درک سنتي ما

00:36:36.230 --> 00:36:38.860
از علت و معلول به اسم
"فرضيه دنياهاي چندگانه" را

00:36:39.000 --> 00:36:41.460
محفوظ بکنند.

00:36:42.430 --> 00:36:45.830
اين بي‌مسمي است
چون نميشه به شکل علمي امتحانش کرد.

00:36:45.960 --> 00:36:48.130
ولي اينطوري ميگه.

00:36:48.260 --> 00:36:52.100
هر احتمالي که ميتونه
اتفاق بيوفته

00:36:52.230 --> 00:36:56.530
در يک گيتي موازي که
ما ازش محروميم، اتفاق ميوفته.

00:36:56.660 --> 00:36:59.430
بي‌نهايت واقعيت که هميشه
درحال منشعب شدن هستند.

00:36:59.560 --> 00:37:03.660
که در هر مفصل ممکنه
خودش رو آشکار ميکنه.

00:37:04.360 --> 00:37:07.960
هر احتمالي که ميتونه
اتفاق بيوفته

00:37:08.100 --> 00:37:11.130
در يک گيتي موازي که....

00:37:19.030 --> 00:37:22.800
يا شايد احتمال
خودش يک توهم است؟

00:37:22.930 --> 00:37:25.700
يک خيال ناشي از جهل ما؟

00:37:25.830 --> 00:37:29.300
يا مثلا در دنيايي زندگي ميکنيم
که هر اتفاقي

00:37:29.430 --> 00:37:34.530
 در آغاز زمان
از قبل مقرر شده است.

00:37:34.660 --> 00:37:37.860
بهش ميگن
جبرگرايي فوق‌العاده.

00:37:53.300 --> 00:37:55.700
در يک دنياي فوق‌جبرگرا

00:37:55.830 --> 00:38:00.000
شکست فاجعه بار يک درخت
يک عطسه

00:38:00.130 --> 00:38:02.930
شهاب‌سنگي که
دايناسورها رو محو کرد

00:38:03.060 --> 00:38:07.100
يک زنبورعسل بخصوص
که يک گل بخصوص رو گرده افشاني ميکنه

00:38:07.230 --> 00:38:11.260
گوش دادن شما به من الان،
همه اين اتفاقات در يک

00:38:11.400 --> 00:38:15.260
حرکتي آهسته
در آغاز هستي، تعيين شده است.

00:38:15.700 --> 00:38:19.500
وقتي که به اندازه
يک تيله بود.

00:38:19.724 --> 00:38:24.724
ما را در تلگرام و اينستاگرام دنبال کنيد
@officialcinama

00:38:24.860 --> 00:38:28.000
فوق‌جبرگرايي يک
مزيت ديگري داره

00:38:28.030 --> 00:38:31.460
ميتونه معماي درهم تنيدگي رو
توضيح بده.

00:38:31.600 --> 00:38:36.130
قابليت مراوده کردن ذرات
در پهنه‌ي گيتي

00:38:36.260 --> 00:38:40.100
و به ظاهر نقض کردن
محدوديت سرعت نور.

00:38:40.230 --> 00:38:42.600
در يک کيهانِ فوقِ‌ جبرگرا

00:38:42.730 --> 00:38:46.500
ياران درهم تنيده که
به اندازه کهکشان‌ها فاصله دارند

00:38:46.630 --> 00:38:50.060
لازم نيست که از يکديگر خبري
براي تغيير چرخش بگيرند.

00:38:50.200 --> 00:38:54.930
آنها هميشه مقدر شده بودند
که در آن لحظه بخصوص اينکار رو بکنند.

00:38:55.860 --> 00:38:58.000
همينطور شريکشان.

00:38:58.130 --> 00:38:59.660
همينطور مهاجم

00:38:59.800 --> 00:39:02.960
که با مشاهده، پيوندشان را
از هم گسست.

00:39:07.930 --> 00:39:09.200
بهش فکر کنيد.

00:39:09.330 --> 00:39:13.730
همه اين اتفاقات
و ميلياردها اتفاق ديگه

00:39:15.500 --> 00:39:20.330
در پتانسيل اولين
لحظات هستي، حک شده است.

00:39:20.460 --> 00:39:22.900
از آنجايي که همه چيز
در هستي بعلاوه خودمان

00:39:23.030 --> 00:39:25.830
از عناصر پايه يکسان
تشکيل شده است

00:39:25.960 --> 00:39:30.000
ما مطيع همان
قوانيني هستيم که در

00:39:30.130 --> 00:39:31.800
دنياي کوانتوم حاکم است.

00:39:31.930 --> 00:39:36.330
و همينطور، اتفاقاتي که
بعدش رخ ميده.

00:39:36.760 --> 00:39:40.300
و چيزي که بعد از اون رخ ميده.

00:39:45.830 --> 00:39:48.530
خبر خوب اينجاست که
فوقِ جبرگرايي يک

00:39:48.660 --> 00:39:51.630
راه حلي براي معماي
درهم تنيدگي ميده بهمون.

00:39:51.760 --> 00:39:53.060
خبر بد اينجاست که

00:39:53.200 --> 00:39:55.860
همه اختيارات رو
از ما سلب ميکنه.

00:39:56.000 --> 00:39:57.960
آيا ما فقط
در حال حرکت هستيم و

00:39:58.100 --> 00:40:00.130
فيلمنامه‌اي که حدود
14ميليارد سال قبل

00:40:00.260 --> 00:40:02.630
براي ما نوشتن بازي ميکنيم؟

00:40:02.760 --> 00:40:04.000
در تمام مدت

00:40:04.130 --> 00:40:06.700
که به خودمون ميگفتيم
چقدر توي اون بحث باهوش بوديم

00:40:06.830 --> 00:40:09.760
چقدر خودخواه، چقدر شجاع

00:40:10.300 --> 00:40:13.200
اگه فقط ميتونستي يک چيز کوچک
در مورد خودت رو تغيير بدي.

00:40:15.030 --> 00:40:18.130
در دنياي تهي از
اراده‌ي آزاد

00:40:18.260 --> 00:40:21.760
آيا چيزي بيش از
يک ربات صرف نيستيم؟

00:40:41.760 --> 00:40:45.900
ما يک راهي پيدا کرديم
که به عدم قطعيت برسيم.

00:40:46.030 --> 00:40:50.160
تا تکنولوژي بسازيم که
در غيراينصورت دست نيافتني ميبود.

00:40:50.500 --> 00:40:52.800
ما ساعت کوانتومي ساختيم.

00:40:52.930 --> 00:40:55.060
چيزي که هرگز نياز نيست کوکش بکني.

00:40:55.200 --> 00:41:00.700
در 15ميليارد سال آينده
فقط يک ثانيه عقب ميوفته.

00:41:08.900 --> 00:41:12.560
يک توري مشبک 3بعدي
از نور ليزر

00:41:12.700 --> 00:41:14.560
اتم عنصر استرانسويم رو ايزوله ميکنه

00:41:14.700 --> 00:41:17.760
و در فضا معلق نگه ميدارتش.

00:41:18.230 --> 00:41:20.830
تا جايي که ميدونيم
شايد ما در حال جمع‌اوري

00:41:20.960 --> 00:41:24.460
ذرات از پيش برنامه ريزي شده
در جهان فوق جبرگرا باشيم.

00:41:26.130 --> 00:41:30.060
ولي من ميگم، بيايد
اينطوري زندگي نکنيم.

00:41:30.200 --> 00:41:33.400
بعلاوه، هيچ راهي نيست
که بفهميم آيا اين حقيقت دارد.

00:41:35.260 --> 00:41:37.460
و اگر بهش فکر کنيد
يکجورايي

00:41:37.600 --> 00:41:40.630
آزادي ما در کاوش
توي قلمرو کوانتوم

00:41:40.760 --> 00:41:43.660
با توماس يانگ آغاز شد.

00:41:44.330 --> 00:41:46.930
بياد بياريد، يانگ بود که
يک کليدي براي

00:41:47.060 --> 00:41:50.330
رمزگشايي زبان گمشده مصريان باستان
پيدا کرد.

00:41:56.600 --> 00:42:00.200
با رمزگزاري کوانتوم
ما کدي خلق ميکنيم

00:42:00.330 --> 00:42:03.860
که اون لحظه که کسي ميخواد
هکش بکنه، حذف ميکنيم.

00:42:04.000 --> 00:42:07.330
رمز کد را ميتوان توسط
فوتون‌هاي درهم تنيده ارسال کرد.

00:42:08.630 --> 00:42:11.630
اثر مشاهده‌گر ميتواند
سياست بيمه‌اي ما باشد که

00:42:11.760 --> 00:42:14.860
هيچ جاسوسي با نگاه کردن بهش
و از هم گسستن

00:42:15.000 --> 00:42:17.630
پيوند، رمزگشايي بکنتش.

00:42:18.100 --> 00:42:20.560
تفصير کردن پيام
بشکلي غيرقابل تصور.

00:42:23.800 --> 00:42:26.530
ما هنوز نميدانيم
چطور فوتون ميتواند هم ذره

00:42:26.660 --> 00:42:29.730
و هم موج باشد.

00:42:30.630 --> 00:42:33.000
چيزي که بخاطرش عاشق علوم هستم
اين است که از ما درخواست داره

00:42:33.130 --> 00:42:36.000
يک سخن نامعلوم.

00:42:36.130 --> 00:42:40.100
از ما ميخواد فارغ از جهلمون
با فروتني زندگي بکنيم

00:42:40.230 --> 00:42:43.100
تا وقتي که مدرک و ادله نداريم
قضاوت نکنيم.

00:42:44.600 --> 00:42:47.760
از ما نميخواد که از دانش
خرد خودمان براي جستجوي

00:42:47.900 --> 00:42:51.530
و رمزگشايي زبان
جديد واقعيت استفاده نکنيم.

00:42:55.630 --> 00:42:59.200
در اين کيهان عظيم
ما همه جهان تختي هستيم.

00:43:02.660 --> 00:43:07.760
علم، تلاشي براي تصور و پيدا کردن
 بالاتر است.

00:43:51.360 --> 00:44:01.360
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.

00:44:01.361 --> 00:44:11.361
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.