﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:16.016
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:18.040 --> 00:00:20.080
ممنون ولي من به کمک نياز ندارم

00:00:20.160 --> 00:00:22.360
نه مهم نيست برام.
ميدونم

00:00:23.160 --> 00:00:25.640
ما باهم فرق ميکنيم ما واقعا نبايد....

00:00:25.720 --> 00:00:29.040
راستش من فقط خواستم از اونجا بيام بيرون يه هوايي بخورم

00:00:29.560 --> 00:00:30.840
هنوز که شروع نشده

00:00:30.920 --> 00:00:33.840
منم همينو ميگم.
وقتي انجام بشه چي ميشه؟

00:00:33.920 --> 00:00:37.360
منظورم اينه ... اون يه دختره قاطعي هست

00:00:39.560 --> 00:00:41.000
کدومشون؟

00:00:50.480 --> 00:00:52.280
خب اين الان چه کمکيه؟

00:00:54.360 --> 00:00:56.760
يه تجارت پيرهن سفت و سفيده.
براي کيه اين؟

00:00:59.400 --> 00:01:00.920
يکي که اونوره. مگه نه؟

00:01:01.680 --> 00:01:03.320
اونور اين آينه باحال

00:01:04.480 --> 00:01:08.320
اينجوري دوست داره. اره؟
لباس پسرها

00:01:09.400 --> 00:01:11.600
"ببخشيد عزيزم. نگاه کن. دست نزن."

00:01:11.680 --> 00:01:15.200
"ولي نگاه نکن خيلي سکسيه."
".اره. ميدوني"
بلدم من

00:01:15.280 --> 00:01:17.600
-استيسي
-منو اغفال نميکنه

00:01:18.280 --> 00:01:20.600
البته مگه اينکه به نفعم باشه

00:01:22.680 --> 00:01:25.760
ولي من اينجوري فکر نميکنم. . من همنجسگرا ببينم خوب ميشناسم

00:01:25.840 --> 00:01:28.120
-استيس، ميشه تو ...
-البته نه با اون ناخن ها

00:01:28.200 --> 00:01:30.440
ببخشيد. من وسط حرف ميام. ادامه بده

00:01:30.520 --> 00:01:31.800
استيسي

00:01:32.520 --> 00:01:33.880
آروم باش

00:01:33.960 --> 00:01:37.880
اگه ميخواستي فقط بهم بگي آروم باش خب منو اينجا نمي اوردي. درسته؟

00:01:41.160 --> 00:01:42.320
حالا هرچي

00:01:42.400 --> 00:01:45.920
يا هرچي که تو سرته که فکر ميکني کار منه

00:01:46.000 --> 00:01:48.080
بهتره که به همش فکر کني

00:01:48.720 --> 00:01:50.320
چون اون بيرون کسايي هست

00:01:50.400 --> 00:01:52.800
که خيلي خوش ندارن ببينن تو داري بيخودي من رو گناهکار ميکني

00:01:52.880 --> 00:01:57.120
-هيچ کس نميخواد تو رو بيخودي گناهکار بدونه. استيسي
-من دلم برات ميسوزه. راست ميگم

00:01:57.200 --> 00:01:58.320
اين...

00:02:01.000 --> 00:02:03.480
اگه اينجوري که من نفکر ميکنم پيش بره

00:02:04.720 --> 00:02:06.000
خيلي نگرانت ميشم

00:02:06.920 --> 00:02:09.200
من نميتونم کنترلشون کنم

00:02:12.520 --> 00:02:14.360
يه فکري دارم. استيسي

00:02:14.440 --> 00:02:16.280
چر اول مصاحبه نکنيم

00:02:16.360 --> 00:02:18.680
اگه در پايان فرصت باشه تو ميتوني هرچي خواستي تهديد کني

00:02:18.760 --> 00:02:20.000
چطوره؟

00:02:22.960 --> 00:02:26.320
بيخيال اونور شو. هيچ کس پشت اون شيشه نيست

00:02:26.400 --> 00:02:27.400
امروز کسي نيست

00:02:29.720 --> 00:02:34.080
-منظورش از ناخن چي بود؟
-هوگو، بشين

00:02:35.880 --> 00:02:36.920
خب

00:02:37.360 --> 00:02:38.360
شروع کنيم

00:02:46.560 --> 00:02:48.040
ممنون

00:02:51.760 --> 00:02:52.960
خب

00:02:53.760 --> 00:02:55.640
ميزو رزرو کردي؟

00:02:56.000 --> 00:02:57.520
بله، شماره 7

00:02:58.160 --> 00:02:59.480
ممنون

00:03:05.360 --> 00:03:08.240
<i>بازجويي در ساعت 4:44 شروع ميشه</i>

00:03:08.320 --> 00:03:10.920
<i>کارگاه هابس و وارن حضور دارن.</i>

00:03:11.360 --> 00:03:14.120
خب. خانم استيي لطفا خودتون رو معرفي کنيد

00:03:14.200 --> 00:03:15.440
استيسي دويل

00:03:15.520 --> 00:03:18.600
-تاريخ تولد؟
-18ژوئن، سال1982

00:03:18.680 --> 00:03:21.200
-ميدوني براي چي اينجايي؟
-نه

00:03:21.680 --> 00:03:24.440
-ميدوني درمورد چه کسي هست؟
-نه

00:03:24.520 --> 00:03:27.000
از حرفاتون متوجه شدم بايد درمورد رادريک باشه

00:03:27.040 --> 00:03:30.160
ولي خب چه ربطي به من داره. حدس شما هم به اندازه من خوبه

00:03:30.800 --> 00:03:32.000
بهتر از منه

00:03:34.800 --> 00:03:37.000
خانم استيسي. ما اينجايم

00:03:37.920 --> 00:03:40.360
چون در اوايل روز هفتم دسامبر

00:03:40.440 --> 00:03:42.480
همين جمعه اي که گذشت

00:03:42.560 --> 00:03:45.200
مامورها اعزام ميشن به منطقه پيبادي در شهر اوليمپيا

00:03:45.280 --> 00:03:48.760
به خاطر يه گزارش مزاحمت در منزل رادريک سموئل

00:03:48.840 --> 00:03:50.760
اره. رادريک که من گفتم

00:03:50.840 --> 00:03:53.600
وقتي وارد خونه ميشن

00:03:53.680 --> 00:03:56.560
ميبنن که اقاي رادريک بي جان روي راهرو افتاده

00:03:57.040 --> 00:04:00.280
الان ايشون در بيمارستان چارجينگ کراس توي کما هستن

00:04:00.360 --> 00:04:03.960
که با سم تاليوم مسموم شده.
شما با سم تاليوم آشنايي داري؟

00:04:05.040 --> 00:04:09.560
سم موش تاليم. بي رنگ ، بي بو ، بي مزه است.

00:04:11.360 --> 00:04:14.600
رادريک يه مقداري خيلي کمي سم تاليوم مصرف کرده بود

00:04:14.680 --> 00:04:15.960
در شب هفتم

00:04:16.040 --> 00:04:17.560
حالش اصلا خوب نيست

00:04:17.640 --> 00:04:21.920
اگه اون بميره ما اينو يه عنوان تحقيق براي يه قتل انجام ميديم

00:04:23.480 --> 00:04:26.080
و اگه کسي که اين کارو کرده پيدا کنيم

00:04:26.160 --> 00:04:27.600
و اوني باشه که مافکر ميکنيم هست

00:04:27.680 --> 00:04:30.200
اونوقت خانم استيسي اون شخص باقي عمرشو بايد توي زندان باشه

00:04:30.280 --> 00:04:31.440
متوجه ميشي؟

00:04:33.120 --> 00:04:36.360
الان متوجه ميشيد که چرا اينجايي؟

00:04:55.960 --> 00:04:58.480
-رادريک ر و ميشناسي؟
-بله

00:04:59.680 --> 00:05:01.080
شما دوستش داشتي؟

00:05:01.960 --> 00:05:03.240
مرد خوبيه

00:05:05.080 --> 00:05:07.680
با مري بيرون ميره ، مگه نه؟
مري، خواهرم

00:05:08.080 --> 00:05:11.000
اونا باهم توي يه آپارتمان در پيبادي زندگي ميکنن

00:05:11.360 --> 00:05:14.800
خب الان اونجا زندگي ميکنن.
اون مال خواهرم بود مال رادريک نبود

00:05:14.880 --> 00:05:18.240
خواهرم يکي از افراد ليست بود.
رادريک از راه عاشقانه وارد شد

00:05:19.480 --> 00:05:20.960
-فريبکاره؟
-اره

00:05:21.520 --> 00:05:22.520
ميتونه باشه

00:05:22.920 --> 00:05:24.240
چطور توصيفش ميکنيد شما؟

00:05:25.840 --> 00:05:28.120
گنده و سياه

00:05:29.160 --> 00:05:30.640
شيک

00:05:31.200 --> 00:05:34.280
مثل يه پيانوي بزرگ که در مهموني گوشه اتاقه

00:05:35.160 --> 00:05:37.320
پس شما اعتراف ميکني که اطراف خونش بودي

00:05:37.400 --> 00:05:40.480
-ببخشيد، دوباره بگو
-شما اعتراف ميکني که اطراف خونش بود
You admit you've been round to the flat.

00:05:40.560 --> 00:05:44.200
نه اين کلمه "اعتراف" رو ديگه سر زبون نيار، مگه من کاري کردم.

00:05:44.280 --> 00:05:46.336
-منظورم اينه ...
-مهم نيست منظورت چيه تو

00:05:46.360 --> 00:05:50.480
-اينجوري شما ميپيچوني؟ اون جديده؟
-بذاريد به يه بيان ديگه سوالمو بپرسم

00:05:50.560 --> 00:05:53.320
-شما تابحال در آپارتمان ساموئل بوديد؟
-البته

00:05:54.200 --> 00:05:55.200
ممنون

00:05:56.200 --> 00:05:58.240
اخرين باري که رفتي ببينيش کي بود؟

00:05:58.320 --> 00:05:59.600
نه. ديدي؟ دوباره بگو

00:05:59.680 --> 00:06:02.320
نه من هيچوقت به ديدن ساموئل نرفتم.
من رفتم که خواهرمو ببينيم

00:06:02.400 --> 00:06:04.920
اين فرق ميکنه.
خيلي هم فرق ميکنه

00:06:05.000 --> 00:06:06.800
-چرا؟
-من ميدونم شما چجوري هستيد

00:06:06.880 --> 00:06:10.080
-و اگر اون داخل خونه نباشه چي؟
-چي؟ منظورت کيه؟

00:06:10.160 --> 00:06:11.640
-مري
-اون هميشه خونه بود

00:06:12.800 --> 00:06:16.680
خب اگه خونه نباشه، با رادريک يه چيزي ميخورم

00:06:16.760 --> 00:06:19.520
همين کارو ميکنيم.
منتظر ميمونيم تا خواهرم برگرده

00:06:19.600 --> 00:06:20.680
از کجا برگرده

00:06:21.480 --> 00:06:23.880
از هرجا که بوده برگرده رفيق،
از جهنم

00:06:23.960 --> 00:06:26.760
اين اتفاق تکرار ميشه؟
تو و رادريک باهم يه نوشيدني بخوريد

00:06:26.840 --> 00:06:28.720
خب گوش کنيد ببينيد چي ميگم

00:06:28.800 --> 00:06:30.800
هر جفتتون
اون حالتون رو ميگيره

00:06:30.880 --> 00:06:34.160
جوري که شما داريد توصيف ميکنيد انگاري بيش از يکبار اتفاق افتاده

00:06:34.240 --> 00:06:38.360
کل چيزي که ميگم اينه که اگه يوقت خواهرم به هردليلي خونه نبود

00:06:38.440 --> 00:06:41.520
من و ساموئل ميشينيم يه مشورب ميخوريم

00:06:41.600 --> 00:06:44.040
چون بعدازظهرها اين کارو دوست داره

00:06:44.400 --> 00:06:47.200
الان هم بعدازظهره که داريم درموردش صحبت ميکنيم

00:06:47.280 --> 00:06:49.080
چقدر علاقه به نوشيدني داره؟

00:06:49.160 --> 00:06:50.920
-رادريک؟
-رادريک

00:06:51.000 --> 00:06:54.480
يه مرد 59ساله اهل اوليمپيا تاجاييکه ميتونه مشروب ميزنه

00:06:54.560 --> 00:06:57.240
-خب اين يه مسئله ست؟
-نه براي رادريک يه راه حله اتفاقا

00:06:58.640 --> 00:07:00.200
ممکنه اينطوري باشه

00:07:00.280 --> 00:07:03.440
ممکنه هم اينقدر مست شده که خودش اون سم رو خورده

00:07:04.200 --> 00:07:05.560
به اينم فکر کنيد

00:07:06.240 --> 00:07:07.780
شما بايد کل داستانها رو بشنويد. درسته؟

00:07:08.240 --> 00:07:10.920
مردم هرچي دستشون ميرسه ميخورن

00:07:11.000 --> 00:07:12.440
ترپتين، همه جورش.

00:07:13.080 --> 00:07:14.400
سم موش؟

00:07:15.560 --> 00:07:16.560
خب ادامه بديد

00:07:17.640 --> 00:07:19.480
اينم توي دفترچه کوچيکت يادداشت کن

00:07:47.960 --> 00:07:50.120
<i>مري، خواهرت، يه توضيحاتي به ما داده</i>

00:07:50.480 --> 00:07:54.680
<i>در اين اظهارات ميگه که شش هفته در کنت در اشفورد بوده.</i>

00:07:54.760 --> 00:07:57.320
- <i>شما هم همينو ميگي؟
- نه من اينو نميگم. خواهرم ميگه</i>

00:07:57.400 --> 00:08:00.440
<i>توي اون پاراگراف اونجا که وانسا براتون علامت زده</i>

00:08:01.400 --> 00:08:03.920
<i>اونجا با شما تماس ميگيره و به شما ميگه که کجا ميخواد بره</i>

00:08:04.000 --> 00:08:05.800
<i>و باهات هماهنگ ميکنه که به گربه ش غذا بدي</i>

00:08:05.880 --> 00:08:07.480
<i>اين درسته؟</i>

00:08:07.560 --> 00:08:10.120
- <i>حرفاتون رو دراين باره ميشنوم
-يا اينکه خواهر شما دروغ ميگه؟</i>

00:08:11.240 --> 00:08:13.840
<i>من فقط گفتم حرفاتون رو ميشنوم.</i>

00:08:13.920 --> 00:08:15.120
<i>خداي من</i>

00:08:16.280 --> 00:08:18.960
<i>حرفهاي مري توسط همسايگان تاييد شده</i>

00:08:19.040 --> 00:08:20.040
کايل پتي

00:08:20.400 --> 00:08:23.680
<i>اونا خيلي يادشون نيست که يکماه پيش مري رو ديده باشن.</i>

00:08:23.760 --> 00:08:27.400
ولي شما رو يادشون هست که ديدن
چند نفرشون و چندبار

00:08:28.080 --> 00:08:31.000
که شما ميومدي و احتمالا به اون گربه غذا ميدادي

00:08:31.760 --> 00:08:34.320
يا شايد، بهمون بگو در منزل فرد قرباني چيکار ميکردي؟

00:08:34.400 --> 00:08:37.280
به ادعاي سه نفر در نيمه شب

00:08:41.120 --> 00:08:44.760
خب حالا ميخوام هرچي که قبلا گفتم رو مجدد تکرار کنم

00:08:44.840 --> 00:08:47.640
<i>که احتمالا شما خيلي تمايلي به پاسخ دادنش نخواهيد داشت</i>

00:08:47.720 --> 00:08:49.720
ميز رو در يه محل تايلندي رزرو کردي؟

00:08:49.800 --> 00:08:52.200
چرا همه فکر ميکنن من ميز رو رزرو ميکنم؟

00:08:52.280 --> 00:08:54.736
<i>...عليرغم آنچه کارآگاهان ممکنه بذارن باور کنيد.</i>

00:08:54.760 --> 00:08:56.160
شما اين کارو کرديد؟

00:08:56.240 --> 00:08:58.440
<i>من هم تمايل دارم که بهتون يادآوري کنم موکل من چند ساعته در حال بازجويي هست</i>

00:08:58.520 --> 00:09:00.000
بله

00:09:00.080 --> 00:09:03.160
و طبق قانون
اون بايد يه کم استراحت کنه

00:09:03.560 --> 00:09:06.320
الانم همه ميبينيد که موکلم مشتاق به صحبت با شماست

00:09:06.400 --> 00:09:09.160
ولي بذاريد باهم روي اين پرونده کار کنيم

00:09:10.920 --> 00:09:13.960
جرمي، حالت چطوره؟
فرصت نشد بپرسم

00:09:15.120 --> 00:09:17.000
-خوبم ممنون
-خوبه

00:09:17.840 --> 00:09:19.720
جرمي در اوايل امسال

00:09:19.800 --> 00:09:22.840
وکالت يه مردي رو قبول کرده بود که در پارک بشلپ خودشو لخت کرده بود

00:09:22.920 --> 00:09:24.360
سانبثر بود
بله

00:09:24.920 --> 00:09:26.320
درسته

00:09:26.720 --> 00:09:28.600
روز تحويل سال

00:09:31.840 --> 00:09:34.600
<i>ولي خب شما درست ميگي. بايد جوري جلو ببريم که استيسي خوشحال بشه</i>

00:09:35.600 --> 00:09:38.080
-خوشحال؟
-خب مايلم

00:09:38.160 --> 00:09:40.720
عاليه

00:09:41.680 --> 00:09:45.720
چون چيزي که الان ميخوام بگم مسير بازجويي رو عوض ميکنه

00:09:45.800 --> 00:09:48.640
و من فکر نميکنم که شما صادقانه اعتقاد داريد از اينجا ميريد

00:09:48.720 --> 00:09:51.480
بدون اينکه به تلاش براي قتل آقاي رادريک سموئل متهم بشيد

00:09:51.560 --> 00:09:54.360
فکر کنم از اينکه چقدر سريع اين بحث و جدلهاي شما تمام ميشه خيلي جا ميخوريد

00:09:54.440 --> 00:09:56.520
و اينکه چقدر سريع شما متهم شديد

00:09:56.600 --> 00:10:00.640
بنابراين ميخوام به چيزي که ميگم بادقت گوش کنيد

00:10:03.200 --> 00:10:07.640
امروز ما به دنبال اين نيستيم که ببينيم شما
به رادريک سم داديد يا خير

00:10:09.400 --> 00:10:11.520
ميدونيم که اينکارو کرديد... گوش بديد... گوش بديد

00:10:11.560 --> 00:10:15.640
به صندلي تکيه بده و صبر کن تا حرفام تموم بشه

00:10:30.160 --> 00:10:33.000
ميدونيم که اين کارو کردي. وثابت هم ميکنيم

00:10:44.440 --> 00:10:45.800
شما مدرکي نداريد

00:10:46.880 --> 00:10:48.600
دارم ميگم داريم

00:10:50.080 --> 00:10:51.880
شما هيچي نميدونيد

00:10:51.960 --> 00:10:55.960
دارم بهت ميگم ما مدرک داريم فقط اين يه فرصته که خودت اعتراف کني

00:10:58.640 --> 00:11:01.880
-هيچ اجباري براي شما وجود نداره
-شب هفتم، خانم استيسي

00:11:42.080 --> 00:11:43.760
<i>يخورده سکوت</i>

00:11:58.840 --> 00:12:00.000
هرکاري دلتون ميخواد بکنيد

00:12:03.120 --> 00:12:06.000
خب ببين من مشروب دوست دارم

00:12:06.400 --> 00:12:08.000
و رادريک هم به مشروب علاقه داره

00:12:08.560 --> 00:12:11.520
خب وقتي هم ميرم اونجا که به اون گربه غذا بدم يا هرچي

00:12:11.840 --> 00:12:14.040
يکم مشروب ميزنيم

00:12:14.680 --> 00:12:16.640
خب اين چيزيه که ممکنه اتفاق بيوفته

00:12:16.720 --> 00:12:21.200
- "ممکنه اتاق بيوفته؟"
- اتفاق افتاده. اين اتفاق افتاده

00:12:22.040 --> 00:12:23.720
ولي اين به اين معني نيست که

00:12:24.800 --> 00:12:26.600
چون ميدونم ممکنه چطور اين کار به نظر برسه

00:12:26.680 --> 00:12:28.240
اونايي که منو ميديدن

00:12:28.640 --> 00:12:31.320
ميدونيم شما چطور ميخوايد بپيچونيد.
چطور اون ميخواد بپيچونه

00:12:37.520 --> 00:12:39.600
از تونل که اومدم بيرون پيچيدم سمت چپ

00:12:39.680 --> 00:12:42.040
دم يه مغازه در نبش خيابان کنوي رود ايستادم

00:12:42.920 --> 00:12:45.640
براش اون ويسکي که دوست داره رو گرفتم

00:12:45.720 --> 00:12:48.200
مري وقتي که اونجا نبود ازم خواست اونو براش بگيرم

00:12:48.280 --> 00:12:50.760
رفتم خونشون و انتظار داشتم رادريک سرپاي خودش بايسته

00:12:50.840 --> 00:12:53.720
ولي مري درب رو باز کرد

00:12:53.800 --> 00:12:55.440
<i>خب من ميخوام...</i>

00:12:56.240 --> 00:12:58.240
<i>"درباره يه سفر نيمه تمام صحبت کنم</i>

00:12:58.320 --> 00:13:00.560
<i>مثلا به گربه غذا بدم و ... ميدوني منظورم چيه؟</i>

00:13:00.640 --> 00:13:03.360
<i>بيا اينم ويسکي.
نوکر گير اوردي مگه"</i>

00:13:05.080 --> 00:13:07.520
ولي .. خب... اين مهم نيست

00:13:07.600 --> 00:13:09.920
چون اوضاع خوبه ...

00:13:10.480 --> 00:13:11.600
مري...

00:13:18.240 --> 00:13:19.960
صورتش داغون بود

00:13:23.520 --> 00:13:25.080
ورم کرده بود

00:13:26.720 --> 00:13:28.240
کبود شده بود

00:13:30.880 --> 00:13:32.760
خيلي کتکش زده بود

00:13:40.600 --> 00:13:43.600
ولي نميذاشت درموردش صحبت کنيم.

00:13:45.320 --> 00:13:48.640
گفت ها.. بيا تو...
چه خبر و ...

00:13:50.360 --> 00:13:52.760
خب ما هم رفتيم داخل

00:13:52.840 --> 00:13:57.720
رادريک هم اون گوشه نشسته بود معمولا اونجا  بود

00:13:57.800 --> 00:14:00.600
اونا داشتن فوتبال ميدين مثل اينکه اتفاقي نيوفتاده بود

00:14:00.680 --> 00:14:03.440
تنها کاري که کرد برگشت و گفت چي شد؟ گرفتيش؟

00:14:03.520 --> 00:14:06.000
منظورش ويسکي هست. تنها کاري که کردم

00:14:08.760 --> 00:14:11.800
خيلي عصباني بودم. هنوز توي شک بودم

00:14:11.880 --> 00:14:14.640
فقط سرم رو يه تکون دادم

00:14:14.720 --> 00:14:16.320
مثل يه احمق

00:14:19.040 --> 00:14:21.280
رادريک گفت

00:14:22.240 --> 00:14:24.720
"مري ميخواد بره بخوابه. مگه نه؟?"

00:14:24.800 --> 00:14:27.520
ازش درخواست نميکرد، بهش ميگفت که بره

00:14:27.840 --> 00:14:30.280
"دو ليوان برامون بيار يخورده بزنيم"

00:14:30.360 --> 00:14:33.520
مري هم کاري که بهش ميگفت رو انجام ميداد

00:14:33.600 --> 00:14:37.640
منم رفتم توي آشپزخونه. اطراف رو يه نگاهي انداختم

00:14:42.000 --> 00:14:43.840
فکر کردم

00:14:48.720 --> 00:14:49.960
<i>فکر کردم</i>

00:14:57.000 --> 00:14:58.400
<i>فکر کردم</i>

00:15:01.080 --> 00:15:03.240
به چي فکر کرديد خانم استيسي؟

00:15:13.440 --> 00:15:16.640
-ممکنه الان وقتشه که ...
-فکر کردم. اين کارو نميکنم

00:15:17.360 --> 00:15:21.120
نه من اين کارو نميکنم. اون خواهرمه

00:15:28.480 --> 00:15:31.040
به هرحال.. من توي آشپزخونه بودم

00:15:31.720 --> 00:15:36.640
<i>بالاي يخچال دستمو رسوندم و سم رو پيدا کردم. سم موش</i>

00:15:38.200 --> 00:15:40.360
و براي خودم يه مقداري ويسکي ريختم

00:15:42.280 --> 00:15:45.720
يه قوطي سم اونجا بود.درش رو باز کردم

00:15:45.800 --> 00:15:48.720
I slosh it around a bit
and then I take it through.

00:15:49.040 --> 00:15:52.840
من تماشاش ميکردم که داشت ميخورد و ميخورد تا

00:15:53.840 --> 00:15:55.280
تا اينکه تمام شد

00:15:55.360 --> 00:15:57.160
مسابقه هم تمام شد

00:15:57.640 --> 00:16:01.480
تا وقتيکه جلوي کاناپه روي زانوهاش بود

00:16:01.560 --> 00:16:05.760
ناهماهنگ يه چيزايي ميخواست بگه

00:16:05.840 --> 00:16:08.160
ميدوني انگاري ميخواست يه چيزي بهم بگه

00:16:08.240 --> 00:16:11.840
"ميدونم چه افتضاحي شده. ولي رک بهت بگم حقت همينه"

00:16:11.920 --> 00:16:14.000
چون واقعا حقش همين بود. مگه نه؟

00:16:16.760 --> 00:16:17.760
بعدش...

00:16:20.320 --> 00:16:22.840
رفتم بالا و همونجا ولش کردم

00:16:24.480 --> 00:16:27.080
صداي تلويزيون هم زياد کردم

00:16:28.240 --> 00:16:29.280
رفتم اتاق مري

00:16:30.480 --> 00:16:32.360
رفتم پيشش خوابيدم

00:16:33.800 --> 00:16:35.640
يه مقداري دراز کشيدم

00:16:39.960 --> 00:16:42.280
از وقتي که بچه بوديم باهم نخوابيده بوديم

00:16:43.440 --> 00:16:44.440
و ...

00:16:47.040 --> 00:16:50.040
از رختخواب پا شدم

00:16:51.160 --> 00:16:54.680
<i>ديدم رادريک اونجا هنوز داره نفس ميکشه.</i>

00:16:56.640 --> 00:16:57.960
<i>منم</i>

00:16:59.360 --> 00:17:02.200
<i>منم فقط ازش رد شدم</i>

00:17:06.040 --> 00:17:07.440
<i>و ما رفتيم</i>

00:17:19.120 --> 00:17:20.800
جواب سوالتون رو گرفتيد؟

00:17:31.880 --> 00:17:33.360
کارگاه

00:17:37.000 --> 00:17:39.280
توي بازي سنگ کاعذ قيچي پل برنده شد

00:17:39.360 --> 00:17:42.800
اين يعني من بايد توي اين راهرو بيام دنبالتون و ازتون بپرسم

00:17:43.880 --> 00:17:45.200
شما کي هستين؟

00:17:45.600 --> 00:17:49.280
-من پليس آگاهي کايل پتي هستم
-و چرا اينجاييد شما؟

00:17:49.360 --> 00:17:53.560
فقط يهويي اومديد اينجا و ما خيلي مطمئن نيستيم که چطور

00:17:54.440 --> 00:17:56.240
-اوکي
يا چرا؟

00:17:56.800 --> 00:17:57.880
باشه

00:17:58.600 --> 00:18:03.120
فکر کردم که گفتم.
من بخاطر بخشي از دوره آموزشي اينجام

00:18:03.200 --> 00:18:05.560
براي تمرين و يادگيري نحوه بازجويي

00:18:06.320 --> 00:18:08.000
اگه کمکت ميکنه که بدوني

00:18:08.080 --> 00:18:10.640
من متوجه شدم يه چيزاي الهام بخشي اونجا اتفاق ميوفته

00:18:11.440 --> 00:18:13.960
و خيلي هم برام جالبه که شما چطور از پس اينهمه

00:18:14.040 --> 00:18:16.120
انتقادهايي که بخاطر بازجويي ادگار فالن به شما وارد شد برميايد

00:18:16.200 --> 00:18:19.960
حقيقتش متوجه شدم چيزايي که مردم درمورد شما ميگن منصفانه نيست

00:18:20.560 --> 00:18:22.560
بخصوص اينکه به نتيجه هم رسيديد

00:18:22.640 --> 00:18:24.760
در پايان مهم اينه که به نتيجه برسي. درسته؟

00:18:28.240 --> 00:18:29.840
از کريسمس لذت ببريد

00:18:32.040 --> 00:18:35.880
و اگر احساس ناخوشايندي براي دعوت نکردن من داريد. نه نداشته باشيد

00:18:36.360 --> 00:18:38.360
ما همکاريمون رو باهم شروع کرديم ديگه

00:19:00.680 --> 00:19:03.960
خانومها ساعت 6:30 هست

00:19:04.480 --> 00:19:06.440
يعني خيلي ديگه وقت نداريم

00:19:06.520 --> 00:19:08.320
قبل از وعده کريسمس

00:19:08.760 --> 00:19:10.560
<i>اوتاجر، تويي؟?</i>

00:19:11.400 --> 00:19:13.480
اره منم. يه جاکت جديد گرفتم

00:19:21.040 --> 00:19:22.400
<i>رفتن؟</i>

00:19:26.800 --> 00:19:28.120
<i>فکر کنم اره</i>

00:19:29.000 --> 00:19:30.800
<i>کارمون چطور بود؟</i>

00:19:32.840 --> 00:19:34.160
<i>کارمون خوب بود</i>

00:19:36.040 --> 00:19:38.880
<i>- مگه نه؟</i>

00:19:39.680 --> 00:19:41.520
کلير، گوش کن. اروم باش

00:19:42.120 --> 00:19:44.320
اروم باش بهش ميگم دارم رانندگي ميکنم

00:19:50.360 --> 00:19:52.760
خب حالا داستان اين پسره چيه؟

00:19:53.320 --> 00:19:56.200
حرف خودش رو ميزنه
ميگه براي دوره آموزشي اينجا اومده

00:19:56.280 --> 00:19:59.880
ازش خوشم نيومد
يه جوري ... نميدونم چطور بگم..

00:19:59.960 --> 00:20:01.160
خوب

00:20:01.240 --> 00:20:03.480
خيلي مسخره ميگفتش

00:20:03.560 --> 00:20:06.480
"ما تازه باهم همکاريمون رو شروع کرديم

00:20:06.560 --> 00:20:09.360
و ديگه هيچوقت جدا کار نميکنيم."

00:20:10.360 --> 00:20:11.560
بالاخره

00:20:12.000 --> 00:20:13.440
دقيقه وقت ميخواد

00:20:24.040 --> 00:20:26.760
به بهترين شکلي که بلد بوديم اين بازجويي رو انجام داديم

00:20:26.840 --> 00:20:29.120
کاملا قانوني پيش رفتيم و به نتيجه هم رسيديم

00:20:29.400 --> 00:20:30.560
ولي وانسا و من

00:20:35.040 --> 00:20:37.360
فکر ميکنيم يه احساس خوبي نداريم

00:20:38.120 --> 00:20:40.840
-اون اعتراف کرد
-تو اونجا نبودي، پل

00:20:40.920 --> 00:20:45.000
نه من اونجا نشتسه بودم و کار محشر شما رو تماشا ميکردم

00:20:45.480 --> 00:20:46.480
هرجفتتون

00:20:49.520 --> 00:20:51.640
ميدونم که من فقط براي وعده کريسمس اينجام

00:20:51.720 --> 00:20:54.280
ولي منم همين رو ميگم منم از اول باهاتون بودم

00:20:54.640 --> 00:20:56.200
نبايد بخاطر يه احساس خرابش کنيد

00:20:57.200 --> 00:21:00.320
چيزي که اينجا اتفاق ميوفته ربطي بهش نداره

00:21:01.360 --> 00:21:04.240
حداقلش اينه که صبر کني تا رادريک حالش خوب بشه و خودش بگه

00:21:05.040 --> 00:21:07.600
اون کسي که چيزي توي مشروب ريخته رو نميتونه بشناسه

00:21:11.840 --> 00:21:12.920
توني؟

00:21:16.040 --> 00:21:20.360
خب، تو هنوز تفهيم اتهامش نکردي و اينطوريه که بازجويي بطور موقت متوقف شده

00:21:21.560 --> 00:21:23.140
اين فقط يه استراحت بين بازجويي باشه

00:21:25.560 --> 00:21:28.280
-ميشه وکيل رو برگردونيم؟
-امتحان ميکنيم

00:21:47.400 --> 00:21:48.320
-نه!
-استيسي

00:21:48.400 --> 00:21:51.120
-نه متاسفم. چيزي که ميخواستيد رو گفتم

00:21:51.200 --> 00:21:54.240
چيزي که نياز بود رو گفتم که به اندازه کافي برام سخت بود.
پس نه ديگه نه من حرفي ندارم

00:21:54.320 --> 00:21:57.680
خب، استيسي م باهم حرف ميزنيم ما ميخوايم حل بشه

00:21:57.760 --> 00:21:59.000
من که گفتم چي شده

00:21:59.080 --> 00:22:01.400
بعد از تفهيم اتهام ديگه اينجا برنميگردي

00:22:08.320 --> 00:22:11.120
قبل ازاينکه صدا رو ضبط کنيم تو گفتي

00:22:11.200 --> 00:22:13.880
من اين لباس سفيد رو پوشيدم که همکارهاي مرد رو تحت تاثير بذارم

00:22:14.840 --> 00:22:19.240
<i>تو گفتي که ميدوني من دارم  چيکار ميکنم. چون فقط يه زن ميفهمه اينو</i>

00:22:20.800 --> 00:22:23.360
من و وانسا داستانت رو شنيديم

00:22:23.440 --> 00:22:25.800
و فکر ميکنيم که چيزايي که گفتي واقعيت نداره

00:22:26.280 --> 00:22:29.640
ممکنه بخش زياديش حقيقت داشته باشه

00:22:30.760 --> 00:22:33.000
ولي من فکر ميکنم که تو به رادريک سم ندادي

00:22:35.680 --> 00:22:37.920
-بالاخره شما ميفهميد که من اين کارو کردم
-ثابت کن

00:22:38.000 --> 00:22:39.720
-چي؟
-اره. چي؟

00:22:39.800 --> 00:22:40.800
ثابت کن

00:22:40.880 --> 00:22:43.360
چيزي بگو که ثابت کنه کار تو بوده

00:22:43.440 --> 00:22:45.560
تو گفتي که کلي مدرک داري روش کار کردي

00:22:48.960 --> 00:22:50.360
خب ادامه بده

00:22:50.840 --> 00:22:52.760
ببخشيد؟
-حرف بزن

00:22:54.560 --> 00:22:57.080
ميگه که فکر ميکنه الان وقت خوبيه

00:22:57.160 --> 00:22:58.840
که اون به اصطلاح مدارک رو مطالعه کني

00:23:00.200 --> 00:23:01.600
مخالف نيستم

00:23:04.200 --> 00:23:07.280
ما فيلم دوربين مداربسته رو داريم که شما سم موش خريدي

00:23:07.360 --> 00:23:09.640
شب هفتم در مغازه اي در خيابان کنوود

00:23:09.720 --> 00:23:12.440
همون زمانيکه شما ويسکي خريديد

00:23:12.520 --> 00:23:15.000
ما همون سم رو روي لباس شما پيدا کرديم

00:23:15.080 --> 00:23:17.800
ما رژ لب و اثر انگشت شما رو داريم

00:23:17.880 --> 00:23:19.840
روي يه فنجان روي ميز قهوه در اون صحنه

00:23:20.240 --> 00:23:23.840
اثري سم روي ليواني که ميگيد براي شما بوده وجود نداره

00:23:24.640 --> 00:23:27.720
ما سه نفر شاهد داريم که ديدن شما رفتيد به پيبادي

00:23:27.800 --> 00:23:30.160
ساعت 2 بامداد روزي که رادريک مسموم ميشه

00:23:31.160 --> 00:23:35.400
از بس شما با عصبانيت درب خونه رادريک رو ميزنيد که همسايه ها بيدار ميشن

00:23:35.480 --> 00:23:37.600
حتي يکيشون شنيده که گفتي

00:23:37.680 --> 00:23:40.200
"ميکشمت هيولاي سياه

00:23:40.640 --> 00:23:42.440
<i>ميکشمت کثافت."</i>

00:23:45.800 --> 00:23:46.960
درسته

00:23:47.480 --> 00:23:50.640
ممنون. خب ميتونم برم بيرون اينو بکشم. لطفا؟

00:23:50.720 --> 00:23:54.320
-يه لحظه، شما داشتيد ميگفتيد مدرک داريد
-داشتيم ميگفتيم ...

00:23:54.400 --> 00:23:58.120
ميدونم داشتي درمورد شواهد صحبت ميکردي ولي براي عقل من...

00:23:58.200 --> 00:23:59.576
-چيزي که داريم ميگم
-بله؟

00:23:59.600 --> 00:24:02.520
ما داريم از چيزي حرف ميزنيم که من و تو خوب ميدونم درسته

00:24:02.600 --> 00:24:06.440
اين مدارکي هست که سي پي اس رو براي تفهيم اتهام قانع ميکنه

00:24:06.520 --> 00:24:09.840
بعدشم که ميره دادگاه، و بدون هيچ شکي

00:24:09.920 --> 00:24:12.880
استيسي رو به جرم تلاش براي مسموم کردن رادريک مرتبط ميکنه

00:24:12.960 --> 00:24:15.480
اين همش يه چيزه ولي مدرک نيست

00:24:15.560 --> 00:24:19.280
جرمي، لطفا به من گوش کن. قبلا من و تو باهم همکار بوديم

00:24:20.600 --> 00:24:23.000
اتهامي که دارم به استيس مي‌چسبونم

00:24:23.080 --> 00:24:26.000
عليرغم وجود شواهد قاطعي عليه ايشون

00:24:26.080 --> 00:24:28.840
و همينطور عليرغم اعترافات احساسي که داشتيد

00:24:28.920 --> 00:24:32.680
ولي من فکر ميکنم که در اين پرونده به نتيجه درستي نرسيديم

00:24:32.760 --> 00:24:36.000
-که اين مسخره ست
-موافقم، مسخره ست

00:24:36.080 --> 00:24:38.240
<i>کم هم مسخره نيست. چون ممکنه اين کار شغلم رو به خطر بندازه</i>

00:24:38.320 --> 00:24:40.680
<i>و همينطور فرصت عدالت براي رادريک به خطر ميوفته</i>

00:24:42.360 --> 00:24:43.480
حق با تو بود. استيسي

00:24:44.760 --> 00:24:48.680
همکارم ،توني، پشت اين شيشه نشسته و از اين طريق کمکم ميکنه

00:24:49.920 --> 00:24:52.960
<i>بدون شک الان يه نگراني روي چهره اش هم هست</i>

00:24:57.880 --> 00:25:00.760
حتي مطمئن نيستم که دارم کار يه پليس رو ميکنم

00:25:00.840 --> 00:25:01.920
من فقط ..

00:25:03.920 --> 00:25:06.960
همونطور که يکي از همکارهام بهم گفت من فقط طبق احساسم دارم جلو ميرم

00:25:08.800 --> 00:25:11.480
درباره تو. درباره مردها

00:25:12.960 --> 00:25:14.480
درمورد اينکه ما کي هستيم

00:25:14.920 --> 00:25:16.760
زنها در دنياي خودشون عاشق ميشن

00:25:17.400 --> 00:25:19.040
اين مال اونا هست. درسته؟

00:25:21.120 --> 00:25:23.320
ببين. من فکر ميکنم يه چيزاي ديگه اي هم هست

00:25:25.360 --> 00:25:26.960
يه چيزايي بدتر

00:25:27.960 --> 00:25:29.680
واقعي تر از اعترافات شما

00:25:34.960 --> 00:25:37.080
به همين دليل ما دوباره برگشتيم اينجا

00:25:45.160 --> 00:25:46.480
خب، در مرحله دوم

00:25:46.560 --> 00:25:49.040
ميخوام اينو به عهده وانسا بذارم

00:25:50.480 --> 00:25:53.840
ازش ميخوام باقي سوالتو بپرسه

00:25:57.160 --> 00:26:00.160
و اگر اشتباه کردم واقعا ازت عذرخواهي ميکنم

00:26:10.720 --> 00:26:13.680
چه مدت با رادريک خوابيدي؟

00:26:38.760 --> 00:26:40.720
با من صحبت کن، استيسي

00:26:47.880 --> 00:26:51.160
ما نبوديم ...
نميتونم بشنوم

00:26:53.120 --> 00:26:55.320
ازم پرسيدي که با رادريک من خوابيدم؟

00:26:55.800 --> 00:26:57.520
و شما گفتي؟

00:26:58.040 --> 00:27:00.960
منم گفتم نه نبودم

00:27:01.960 --> 00:27:03.480
من نبودم

00:27:05.120 --> 00:27:07.120
پاسخ شما اين بود

00:27:08.880 --> 00:27:10.600
و فکر ميکند که چرا اينو پرسيدم؟

00:27:14.840 --> 00:27:17.480
چون من خجالت ميکشم

00:27:31.680 --> 00:27:33.120
تو بهم يه قولي دادي

00:27:33.960 --> 00:27:36.520
قول دادي که وقتي ميخواي ثبت کني يا هر کاري بکني

00:27:37.720 --> 00:27:39.880
که من بخاطر گفتن اينها اينجا نيومدم

00:27:42.880 --> 00:27:44.800
همچي ضبط ميشه

00:27:51.800 --> 00:27:53.360
باشه.. ببين

00:27:55.720 --> 00:27:57.920
همونطور که گفتم من به مشروب علاقه دارم

00:27:58.000 --> 00:27:59.760
<i>و رادريک هم به مشروب علاقه داره.</i>

00:28:00.160 --> 00:28:02.200
<i>براي همين توي يه شراب خونه همديگه رو ملاقات کرديم</i>

00:28:03.720 --> 00:28:06.160
نه بخاطر اينکه مراقب باشم. بخاطر اينکه متاهل بودم

00:28:06.240 --> 00:28:08.520
نه خوشبختانه، اما موضوع اين نيست.

00:28:09.000 --> 00:28:12.560
فقط وقتي ميديدمش جذبش ميشدم

00:28:13.280 --> 00:28:15.680
فقط يه چيز دوستانه نه بيشتر

00:28:17.440 --> 00:28:21.400
اما خب مري هيچوقت اونجا با اون همه مرد نميرفت

00:28:21.480 --> 00:28:23.760
هيچوقت اعتماد به نفس نداشت

00:28:25.840 --> 00:28:28.720
ممکنه 33سالش باشه ولي هنوز خواهرمه

00:28:30.280 --> 00:28:31.280
من گفتم

00:28:31.800 --> 00:28:34.160
"يه دوستي اونجا هست که بايد ببينيش.

00:28:34.880 --> 00:28:36.200
فکر کنم باهم اکي بشيد

00:28:36.280 --> 00:28:38.280
اين چيزي بود که اونموقع بهش فکر ميکردم

00:28:39.400 --> 00:28:42.480
قبل از اينکه کسي چيزي بدونه، از رارديک خواست که باهم برن

00:28:43.160 --> 00:28:45.080
توي آپارتمان پيبادي

00:28:45.160 --> 00:28:46.480
بله درسته

00:28:48.400 --> 00:28:51.400
ميدوني من هميشه اونجا بودم. وقت و بي وقت

00:28:51.800 --> 00:28:53.040
زمان زيادي

00:28:53.440 --> 00:28:57.640
خب من و رادريک، توي شرابخونه باهم ارتباط پيدا کرديم

00:28:57.720 --> 00:29:01.480
طوري که مري نميتونست به ما ملحق بشه

00:29:02.680 --> 00:29:04.120
خب ميدوني..

00:29:06.360 --> 00:29:10.720
.من به مري فکر ميکردم چه اونجا بود يا نبود

00:29:11.080 --> 00:29:12.120
و ...

00:29:13.440 --> 00:29:15.640
ولي همچيز مثل زنجير بهم وصل بود

00:29:16.120 --> 00:29:19.400
من و اون که تازه يه چيزايي بين ما بود

00:29:23.880 --> 00:29:26.360
از يه طرف زندگي من هم ديگه تيره شده بود

00:29:27.480 --> 00:29:31.240
يه مدت يا چند ماه اين ادامه داشت

00:29:33.960 --> 00:29:36.360
من به خودم افتخار ميکنم

00:29:36.440 --> 00:29:38.480
من خوشحالم چون

00:29:39.000 --> 00:29:43.920
من خودمو قانع کردم که خواهرم با اين مشکلي نداشت يا متوجهش نميشد

00:29:44.000 --> 00:29:45.760
و رادريک مثه يه خوک توي کثافته. مگه نه؟

00:29:46.280 --> 00:29:48.600
جاليي ما رو گير اورد که ميخواست

00:29:48.680 --> 00:29:51.120
مري هميشه ميرفت بيرون براش خريد کنه

00:29:51.960 --> 00:29:53.520
و اگه کاري که ازش خواسته بود رو نميکرد

00:29:53.600 --> 00:29:56.120
يا اونجوري که رادريک ميخواست کارو انجام نميداد

00:29:56.200 --> 00:29:58.600
يا اون ويسکي که من خريدم رو قبلا داشت

00:29:58.680 --> 00:30:01.480
مثل يه احمق رفتار ميکردرو
چون منم نميتونستم دور باشم

00:30:03.720 --> 00:30:05.320
اون ميدونست

00:30:08.400 --> 00:30:09.680
هيکلي بود

00:30:12.720 --> 00:30:14.480
اين چيزيه که اتفاق ميوفته

00:30:15.560 --> 00:30:17.320
وقتي برم اونجا ميتونم ببينمش

00:30:18.080 --> 00:30:19.160
بدن کبود

00:30:20.360 --> 00:30:22.080
رنگهاي مختلف کبودي توي بدنش

00:30:22.960 --> 00:30:24.600
اينجوري بودن

00:30:25.160 --> 00:30:28.480
رنگهاي مسخره مثل رنگهاي بنزين توي فاضلاب

00:30:32.040 --> 00:30:35.520
نميتونم...
قراره چي بگم يا چيکار کنم؟

00:30:36.080 --> 00:30:37.840
نميتونم ثابتش کنم

00:30:38.800 --> 00:30:41.480
من نميتونم درباره کارهايي که رادريک با خواهرم کرد حرف بزنم

00:30:41.880 --> 00:30:44.320
چون کاري که من الان دارم ميکنم هم همونقدر بده

00:30:56.320 --> 00:30:58.680
بالاخره زنگ زدم به برادرم در راشفورد

00:30:58.760 --> 00:31:00.960
گفتم ببردش پيش خودش بخاطر حفظ جونش

00:31:01.040 --> 00:31:05.680
يه بليت بگيره بره اونجا.
ولي خواهرم ادامه ميده. درسته؟

00:31:05.760 --> 00:31:08.040
چون فکر ميکرد دوستش داره. ولي نداشت

00:31:08.120 --> 00:31:10.720
چون ميدونست هرچي بيشتر اونجا نباشه

00:31:10.800 --> 00:31:13.520
اوضاع بدتر ميشه بالاخره که ميره خونه

00:31:14.280 --> 00:31:18.040
ازش ميپرسه کجا بودي؟
چي داره که بگه؟

00:31:20.680 --> 00:31:24.560
هم زمان من هم داشتم کلک ميزدم

00:31:26.560 --> 00:31:28.200
من هنوز دارم بهش کلک ميزنم

00:31:28.920 --> 00:31:31.040
من يه همچين آشغالي هستم

00:31:31.120 --> 00:31:32.000
استيسي.

00:31:32.080 --> 00:31:34.840
دم اون مغازه براي ويسکي وايسادم

00:31:34.920 --> 00:31:38.440
دم اون غرفه عکس ايستادم

00:31:38.520 --> 00:31:40.520
هروقت ميرفتم اونجا

00:31:40.600 --> 00:31:43.360
جلوي يه آينه مي ايستادم

00:31:43.440 --> 00:31:46.760
يکم آرايش ميکردم که براش خوب به نظر برسم

00:31:47.640 --> 00:31:49.360
نميتونستم جلوي خودمو بگيرم

00:31:49.440 --> 00:31:51.400
رادريک هم نميتونست

00:31:51.480 --> 00:31:53.480
و مري، جلوي هيچکدمو نميتونست بگيره

00:32:01.880 --> 00:32:03.000
من اينجوري فکر ميکردم

00:32:05.840 --> 00:32:07.520
بالاخره يه روز بهم زنگ زد

00:32:07.600 --> 00:32:10.280
يه روز عصر که مري احساسي شده بود

00:32:10.360 --> 00:32:12.080
بهم گفت که

00:32:12.720 --> 00:32:14.600
خيلي اروم و يواش

00:32:16.360 --> 00:32:18.240
يه موش توي خونه هست

00:32:19.320 --> 00:32:21.360
گفتم که به صاحب خونه بگه خب

00:32:21.440 --> 00:32:25.440
"نه توي ساختمان نيست توي واحد ما هست

00:32:26.480 --> 00:32:28.640
جاي ديگه نيست فقط توي واحد ما موش هست

00:32:29.800 --> 00:32:32.880
من هنوز نفهميده بود داستان چيه.
هنوز درمورد گربه صحبت ميکردم

00:32:32.960 --> 00:32:36.000
ميگفتم خب درسته بزرگه ولي اون گربه از پسش برنمياد؟

00:32:37.560 --> 00:32:40.120
بايد درست بهم بگه داستان چيه

00:32:40.640 --> 00:32:43.520
گربه از پس اين کار برنمياد

00:32:46.520 --> 00:32:48.480
ازم خواست که سم موش بخرم

00:32:49.200 --> 00:32:51.360
دفعه بعد که ميام با خودم بيارم

00:32:51.840 --> 00:32:52.720
جداي از اين

00:32:52.800 --> 00:32:56.080
چيزي که بايد يادم ميومد اين بود که رادريک نبايد از اون سم با خبر ميشد

00:33:00.880 --> 00:33:02.320
ميخواست خلاص بشه

00:33:04.840 --> 00:33:05.920
تصميمش رو گرفته بود

00:33:09.160 --> 00:33:11.520
يه چيزايي درمورد تو و رادريک ميدونست؟

00:33:13.120 --> 00:33:14.400
اره

00:33:15.360 --> 00:33:16.720
ولي هيچي نميگفت

00:33:18.320 --> 00:33:20.360
اره، ميدونست

00:33:28.240 --> 00:33:31.680
ميدوني چي قلبم رو به درد مياره؟

00:33:33.760 --> 00:33:36.120
اينکه هنوز خواهرم من رو

00:33:37.000 --> 00:33:38.360
به رادريک ترجيح ميده

00:33:39.720 --> 00:33:43.080
خواهرش..

00:33:46.280 --> 00:33:50.400
<i>خب داري پيش ميري. خب بعدش چي شد. ميدوني؟</i>

00:33:52.200 --> 00:33:55.600
<i>ازت ميخوام يکبار ديگه بهش فکر کنيد</i>

00:33:56.160 --> 00:33:58.760
<i>شب هفتم</i>

00:34:01.160 --> 00:34:02.720
<i>چجوري رفتي اونجا؟</i>

00:34:05.160 --> 00:34:07.040
چي شد که رادريک سر از بيمارستان دراورد؟

00:34:07.120 --> 00:34:09.280
و چرا رفت بيمارستان؟

00:34:14.320 --> 00:34:16.040
اين کارو ميکني؟

00:34:21.600 --> 00:34:22.840
باشه

00:34:24.520 --> 00:34:28.480
من اون ويسکي و سم موش رو از اون مغازه در خيابان کنوي گرفتم

00:34:28.560 --> 00:34:30.600
رفتم خونشون. روز هفتم

00:34:31.320 --> 00:34:34.360
خواهرم درو باز کرد

00:34:34.440 --> 00:34:35.480
و...

00:34:39.920 --> 00:34:41.920
خواهرم درو باز کرد.

00:34:43.360 --> 00:34:46.840
کبود و ورم کرده. همونوطوري که گفتم

00:34:48.680 --> 00:34:50.360
خيلي آروم بود

00:34:52.760 --> 00:34:54.680
ازم خواست که بهش بدم

00:34:56.080 --> 00:34:58.600
اون مشروب هم خواست

00:35:00.560 --> 00:35:03.080
منم بهش دادم

00:35:03.160 --> 00:35:07.440
يه جوري با خواهرم حرف زدم که رادريک بشنوه

00:35:07.520 --> 00:35:10.200
ببخشيد مري، نميتونم بمونم. شب نميتونم

00:35:10.600 --> 00:35:12.200
و بعدش رفتم

00:35:13.320 --> 00:35:14.840
همچيو سپردم دست خودش

00:35:17.040 --> 00:35:18.280
اون نقشه

00:35:23.600 --> 00:35:26.000
وقتي که همش تقصير من بود

00:35:28.760 --> 00:35:32.040
وقتي که نميدونست چه آدم خارق العاده ايه

00:35:33.600 --> 00:35:38.640
و اگر قرار بود کسي کارشو تموم کنه

00:35:41.120 --> 00:35:42.680
اين من بودم که بايد اين کارو ميکردم

00:35:50.000 --> 00:35:52.360
ولي نميتونستم برم خونه

00:35:53.200 --> 00:35:56.960
اون اطراف ميچرخيدم. يه نوشيدني خوردم

00:35:59.880 --> 00:36:03.840
اينقدر اطراف اون محله قدم زدم که ساکنين تعجب کرده بودن
که دارم چيکار ميکنم

00:36:03.920 --> 00:36:07.600
فقط اون اطراف پرسه ميزدم چون
ميدونستم داره چيکار ميکنه

00:36:08.560 --> 00:36:10.320
اگه اون اتفاق ميوفتاد

00:36:11.040 --> 00:36:13.760
خب رادريک ميمرد

00:36:13.840 --> 00:36:15.200
اين مهم نبود برام

00:36:16.120 --> 00:36:17.640
يا ممکنه خواهرم بلايي سرش بياد

00:36:17.720 --> 00:36:23.160
اگه ميفهميد خواهرم ميخواد چيکار کنه

00:36:24.080 --> 00:36:25.520
ميکشتش

00:36:28.960 --> 00:36:30.560
برگشتم اونجا دوباره

00:36:32.360 --> 00:36:33.720
ساعت 2نصف شب

00:36:35.000 --> 00:36:37.520
ميزدم به درو ميگفتم که ميکشمت

00:36:37.600 --> 00:36:39.520
نميدونستم چي شده.

00:36:39.880 --> 00:36:40.880
من...

00:36:42.720 --> 00:36:45.240
هيچکس جواب نميداد. نميتونستم بيشتر از اين تحمل کنم

00:36:45.720 --> 00:36:50.720
تا بالاخره خواهرم درو باز کرد و

00:36:50.800 --> 00:36:55.160
گيج و سردرگم بود.
رادريک هم افتاده بود روي فرش

00:36:55.760 --> 00:36:57.920
هنوز داشت نفس ميکشيد

00:36:58.000 --> 00:37:00.720
هنوز تلويزيون روشن بود

00:37:00.800 --> 00:37:03.040
نميتونست بشنيه و نه ميتونست پاشه

00:37:03.520 --> 00:37:06.800
اونجا با خودم يه عهدي بستم

00:37:06.880 --> 00:37:08.000
بلافاصله

00:37:11.080 --> 00:37:13.120
هر اتفاقي بيوفته

00:37:14.520 --> 00:37:18.880
ميدونم زماني نميبره ولي وقتي آدمهاي شما اومدن سراغم

00:37:21.120 --> 00:37:22.360
خودمو سپر بلا ميکنم

00:37:26.720 --> 00:37:29.600
خودمو ميندازم توي آتش اتفاقات

00:37:30.600 --> 00:37:33.560
چون مري اين همه مدت توي اتش ميسخوته

00:37:38.840 --> 00:37:39.840
بخاطر خواهرم

00:37:45.520 --> 00:37:47.160
اين کاري بود که گفتم انجام ميدم

00:37:52.880 --> 00:37:54.120
کريسمس مبارک

00:38:02.960 --> 00:38:06.800
گوش کنيد. خوب به چيزايي که اينجا گفتم فکر کنيد

00:38:06.880 --> 00:38:08.480
شما يک نفر در بيمارستان داريد

00:38:08.560 --> 00:38:11.320
شما کسي که به اين جرم اعتراف کرده رو هم داريد. تمام.

00:38:11.400 --> 00:38:14.400
مهم نيست که اون زن چيکار کرده تا زمانيکه شما يکي رو فرستادي توي بيمارستان

00:38:14.480 --> 00:38:16.600
خب حل شده ديگه. شما کارتو انجام دادي

00:38:16.680 --> 00:38:18.560
-درست نيست
-چه ضرري داره؟

00:38:18.960 --> 00:38:21.360
خواهش ميکنم، بخاطر مري

00:38:22.200 --> 00:38:23.560
بخاطر من، بخاطر مري

00:38:25.400 --> 00:38:28.920
مري خيلي بهتر از من زندگي کرده.
من کاري به مري ندارم

00:38:32.760 --> 00:38:35.240
بازجوي به طور موقت درساعت ...
خواهش ميکنم ببين

00:38:35.320 --> 00:38:37.960
نه متاسفم استيس.
خواهش ميکنم. خواهش ميکنم

00:38:38.040 --> 00:38:39.840
ولي عدالت اينه

00:38:39.920 --> 00:38:43.640
شغل ما اينه که عامل جنايت رو پيدا کنيم

00:38:44.240 --> 00:38:46.240
عدالت به قاضي و هيئت ژوري مربوط ميشه

00:38:47.640 --> 00:38:49.400
فکر کردم عاشق هميم

00:38:49.480 --> 00:38:51.080
فکر کردم شما درک ميکنيد

00:38:51.160 --> 00:38:52.640
نه منم درک کردم

00:38:57.120 --> 00:38:58.880
تو مردي رو ديدي که ميخواستي

00:39:00.080 --> 00:39:02.680
<i>يه مرد به هيکل مناسب</i>

00:39:03.760 --> 00:39:06.760
<i>هرچند بعدش اشتباه ميکرد و توهم نميتونستي جلوش رو بگيري</i>

00:39:07.680 --> 00:39:10.280
اره

00:39:10.360 --> 00:39:12.080
ولي اينا مهم نيست

00:39:12.960 --> 00:39:16.120
هيچکدوم از اينها خواهرت رو گناهکار نميکنه

00:39:21.120 --> 00:39:24.440
بازجويي در ساعت 19:57 تمام شد

00:39:27.200 --> 00:39:31.520
استيسي شما ميريد طبقه پايين اونجا ميتونيد به قيد وثيقه ازاد بشيد

00:39:32.000 --> 00:39:34.000
باشه استيسي

00:39:34.080 --> 00:39:36.360
براي کاري که بايد بکني راهنماييت ميکنم

00:39:37.080 --> 00:39:39.040
<i>ميري طبقه پايين</i>

00:39:39.600 --> 00:39:41.960
کلا درباره چي بود؟

00:39:43.560 --> 00:39:48.040
اين يکي از بخش هاييه که در اين واحد آموزش نميدن

00:39:54.200 --> 00:39:56.080
-ببخشيد
-مهم نيست

00:39:56.160 --> 00:39:57.640
مشکلي نيست

00:39:59.400 --> 00:40:02.760
<i>هرچيزي که ممکنه يه محاکمه رو در پي داشته باشه.</i>

00:40:08.240 --> 00:40:11.840
کسي رو داريد که تماس بگيريد و بياد شما رو ببره خونه؟

00:40:32.840 --> 00:40:34.560
نتيجه صحيح

00:40:37.600 --> 00:40:40.920
حتي اگه اينطور نبود؟
حتي اگه اينطور نبود.

00:40:49.200 --> 00:40:52.160
پل يه جاکت گرفته که تحت تاثير قرارت بده

00:41:04.360 --> 00:41:07.120
ميتونم آسانسورو نگهدارم؟

00:41:07.144 --> 00:41:17.844
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.