﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:38.515 --> 00:01:40.888
. . وقتي اسب اينطوري اشتباهي رَم کنه

00:01:40.975 --> 00:01:42.349
. . هيچ مَردِ سفيد پوستي تو دنيا . .

00:01:42.436 --> 00:01:45.223
دربرابر اعدام کردنمون مخالفت نميکنه ؛ . .
درست ميگم  ؟

00:01:45.315 --> 00:01:49.230
. جان براون " مخالفت ميکنه " -
. ساکت . . اونجا وايسادي ؛ آروم حرف بزن -

00:01:50.947 --> 00:01:53.189
کلانتر پسر داره ؟ -
. و همسر -

00:01:53.284 --> 00:01:55.953
قطعه زميني که خونه اشونو توش ساختنو
. من بهشون فروختم

00:02:00.169 --> 00:02:01.367
. پناه برخدا

00:02:01.795 --> 00:02:02.993
! " خانم " بولک

00:02:27.164 --> 00:02:31.209
. اون گامبوي عوضيو بذارينش روي سورتمه
! " ببرينش پيشِ " جوآني استابس

00:02:36.677 --> 00:02:39.382
. . هر روز ؛ از روزي که پامو تو اين اردوگاه گذاشتم

00:02:39.472 --> 00:02:42.592
سفيد پوستا يا به همديگه شليک ميکردن . .
. . يا همديگه رو با چاقو ميزدن

00:02:42.685 --> 00:02:45.437
اما عليرغم اون کاراشون ؛ . .
. بازم زنده ان و به کاراشون ميرسن

00:02:45.523 --> 00:02:46.981
. خب شايد ما هم جون سالم بدر برديم

00:02:47.066 --> 00:02:50.435
. . تنها خشونتي که ازمون سَرزده اينه که

00:02:50.655 --> 00:02:55.116
نسبت به اون اسبِ نرِ لعنتي بوده ؛ . .
. و بجز اون سرمون گرمِ کسبِ روزي حلال بوده

00:03:02.963 --> 00:03:06.332
! تعطيله -
. . خب ؛ پس دوباره بازِش کن ديگه -

00:03:06.426 --> 00:03:09.676
بنويس که " جين کانري " ؛
. . مدت اقامتش تو اردوگاهو تمديد کرده

00:03:09.764 --> 00:03:11.636
. و اسبِشو پَس ميخواد . .

00:03:11.725 --> 00:03:13.349
. حرفاتو مينويسم

00:03:13.435 --> 00:03:16.141
ببينم ؛ ژنرال زنگيِ کوتوله اونجاس ؟ -
! نه -

00:03:17.566 --> 00:03:20.769
اون اسبِ سرکِشي که با خودش
. . به اردوگاه آورده بود

00:03:21.029 --> 00:03:23.734
و کيرِش از پشتِ رونِ پاش آويزون بود چي ؟ . .

00:03:24.283 --> 00:03:26.027
. اونم اينجا نيس

00:03:26.328 --> 00:03:28.736
! بابت تعطيل بودن تبريک ميگم

00:03:34.798 --> 00:03:37.668
. هيچ کس نميتونه اون اسبو به من نسبت بده

00:03:37.970 --> 00:03:42.514
. من که التماسِشون نميکنم که بهم رحم کنن
. مجبور نيستم اونکارو انجام بدم

00:03:49.693 --> 00:03:52.610
! " يا مسيح " هوستيتلر -
. انتخاب خودمه -

00:03:52.698 --> 00:03:54.405
قبلا هرگز به کسي التماس نکردم
. و درآينده هم نخواهم کرد

00:03:54.491 --> 00:03:58.739
حالا ؛ اگه اون تفنگِ لعنتيو وِل نکني
! دستِتو ميشکنم

00:03:58.997 --> 00:04:01.619
. " بيا يه 6 ساعتي از اينجا بريم " هاستتلر

00:04:01.711 --> 00:04:04.831
. ضرري نداره که
. و حتي يه بارم مجبور نيستي بهم التماس کني

00:04:04.923 --> 00:04:08.257
بهت بگم ؛ اگه هنوزم ميخواي سرِ راهم قراري بگيري
. و اونکارو بکني ؛ بهت شليک ميکنم

00:04:08.887 --> 00:04:11.213
اگه کار به اونجاها بکِشِه
. خودم انجامش ميدم

00:04:11.556 --> 00:04:15.601
بدون شک زنده اس
. . آخه وقتي بلندنش کردن تا ببرنش داخل اطاق

00:04:15.688 --> 00:04:18.891
ناله ميکرد . .
. و خون از دماغش بيرون ميومد

00:04:19.067 --> 00:04:22.899
. من که درجريان اتفاقات جديد گذاشتمت -
. همين 15 دقيقه ي پيش البته -

00:04:22.989 --> 00:04:26.073
! " سريع برگرد مطب دکتر " جاني
. برو دوباره يه سري به اون پسربچه بزن

00:04:26.160 --> 00:04:27.191
. ببُر اون صداتو

00:04:27.286 --> 00:04:29.907
شايد وضعيتِش بعداز اينکه تو ديديش
. . تغيير کرده باشه

00:04:29.999 --> 00:04:32.668
يا شايد اون قفسه ي سينه ي نصفه شکسته اش . .
. شايد خوب شده باشه

00:04:32.752 --> 00:04:36.620
. يا . . اون سرِ شکسته ي بيچاره اش . .-
. خفه شو ديگ . . والا ميندازمت بيرون ها -

00:04:39.053 --> 00:04:42.637
اين اسنادو امضاکن
. و صحيح و سالم برو پِي کارت

00:04:43.559 --> 00:04:47.639
با توجه به اينکه همچين چيزي به نفعِتون نيست
. "نميتونم به قولِتون اطمينان کنم آقاي " سويرنجن

00:04:47.732 --> 00:04:49.190
، اتفاقا اين عدم اطمينان به طرف مقابل
. . چيزيه که بيشتر به خودت مياد که قابل اعتماد نباشي

00:04:49.275 --> 00:04:52.145
که اونجا ؛ روي اون صندلي لعنتي نشستي . .
. و داري فکرامو بهم ميريزي

00:04:52.237 --> 00:04:55.191
اگه مجبور بشم اونطرف ميز بيام ؛
. . اونوقت گلويِ لعنتيتو برات ميبُرم

00:04:55.282 --> 00:04:57.441
بالاخره سند رو امضا ميکني يا نه ؟ . .

00:05:06.089 --> 00:05:08.248
. زيادي خودتو باهوش فرض کردي جنده خانم

00:05:10.637 --> 00:05:14.221
. اون دوستِ کُسکِشِ " آدامز " رو بيارين پيشم -
. منظورتون " هاوکي " لعنتيه -

00:05:18.023 --> 00:05:20.181
. پسرکِ بيچاره -
تو ديگه چي ميخواي ؟ -

00:05:20.901 --> 00:05:24.650
کلانتر هم بدموقع و نابهنگام
. دست و بالِش بند شد

00:05:25.658 --> 00:05:27.816
نماينده ي دولت " جري " ؛
. ميخواد به " دِدوود " برگرده

00:05:28.120 --> 00:05:29.578
تو از کجا ميدوني ؟

00:05:30.665 --> 00:05:33.619
نظر به اينکه " بلازانوف " آدامسِ
. . صمغ عربيمو برداشته بود

00:05:33.710 --> 00:05:35.833
. . و خونه نبود که ازش بپرسم کجا گذاشته . .

00:05:35.922 --> 00:05:37.831
. . ميزِشو گشتم تا بلکه آدامس گم شده امو پيدا کنم . .

00:05:37.925 --> 00:05:40.047
و همينجا بود که اتفاقي به اون اطلاعات . .
. دسترسي پيدا کردم

00:05:40.135 --> 00:05:41.927
. تلگرافي که " جري " فرستاده بوده رو ديدي -
. " از " کروک سيتي -

00:05:42.013 --> 00:05:44.053
تلگرافو براي کي فرستاده ؟ -
. . براي دو نفر -

00:05:44.142 --> 00:05:46.383
از آقايان ؛ بطور البته مجزا از همديگه ؛ . .
. " براي " ولکات " و " تاليور

00:05:46.646 --> 00:05:48.056
. . مضحکه  "آل " ؛ مگه نه ؟

00:05:48.147 --> 00:05:50.934
که روزنامه امو به نامِ رفاهِ اردوگاه ؛ . .

00:05:51.025 --> 00:05:54.061
به يکي از ابزارهاي حمايت از کمپين تبديل کردم ؛ . .
. . و اونوقت تو همون روز

00:05:54.155 --> 00:05:58.699
به اسم خير و خوبي ؛ . .
. . بدون هيچ احساس ندامت و پشيماني

00:05:59.329 --> 00:06:01.488
مرتکب خيانت به قداست و حُرمتِ . .
تلگراف هاي خصوصي مردم ميشم ؟

00:06:01.582 --> 00:06:02.613
! واقعا عجب ننگي

00:06:02.709 --> 00:06:06.873
فقط با گذشت زمانه که آدميزاد
. به حقيقت اعمال خودش پِي ميبره

00:06:06.964 --> 00:06:10.464
حالا اين مرتيکه ي کيرخور کِي قراره برسه ؟ -
. تو تلگرافِش گفته با کالسکه ي بعدي -

00:06:11.053 --> 00:06:15.133
ببين اگه اون مرتيکه ي يهودي درحالِ
. کمک کردن به " بلوک " نيست ؛ اونم بفرستش بالا

00:06:15.226 --> 00:06:17.302
. . بنظرت شايعاتي که تو " پايونييِر " پخش کرديم

00:06:17.396 --> 00:06:18.854
باعث شده که نماينده ي مذاکره کننده ي حکومت . .
زودتر از موعد برگرده ؟

00:06:18.939 --> 00:06:19.970
. البته

00:06:20.066 --> 00:06:23.352
و علاقه اش به سيطره بر " مونتانا " و " وايومينگ " ؛

00:06:23.570 --> 00:06:26.239
مشخص ميکنه که ميخواد ما رو به " يانکتون " و . .
. داکوتا " ملحق کنه "

00:06:26.324 --> 00:06:28.814
و درجهت ملايم کردن قراردادِ آينده
. . که قصد داريم دربرابرش مقاومت کنيم و رَدِش کنيم

00:06:28.912 --> 00:06:31.947
بايستي کاري کنيم شايعاتي که ايجاد کرديم . .
. رنگِ واقعيت بگيرن

00:06:32.041 --> 00:06:35.824
و بنابراين سفر نامعلومِمون به سمتِ
. آينده ي نامشخص ؛ ادامه پيدا خواهد کرد

00:06:35.962 --> 00:06:37.621
. . مريک " ؛ ازت خواهشم ميکنم "

00:06:37.715 --> 00:06:40.088
بخاطر اينکه از اين به بعد بيشتر از قبل . .
. . در معيتِ همديگه به سر خواهيم بُرد

00:06:40.176 --> 00:06:43.795
لطفا وقتي بحث و گفتگومون به همچين مواردي ميرسه
. يادت باشه که قبلش يه مشروبي چيزي بخوري

00:06:48.438 --> 00:06:52.519
. بيرون کلبه ي " کوکران " جمع شدن

00:06:53.862 --> 00:06:56.353
. پسربچه رو اونجا بردن

00:06:59.203 --> 00:07:01.029
. خب ؛ اميدوارم حالش خوب بشه

00:07:03.125 --> 00:07:04.369
! لعنتي

00:07:10.593 --> 00:07:12.051
هوکاي " کجاس ؟ "

00:07:12.137 --> 00:07:14.925
اينو ميدونم " دان " که وقتي
. . اوضاع اينطوري قاطي ميشه

00:07:15.016 --> 00:07:16.557
. بيشتر از يه کارمند ساده برات نيستم . .

00:07:16.643 --> 00:07:19.051
اي.بي " ؛ آيا " هوکاي " اينجا هست يا نه ؟ "

00:07:19.146 --> 00:07:20.972
. نخير . . سه روزه که اينجا نيومده

00:07:22.401 --> 00:07:25.189
ميخواي کفش هات واکس زده بشه ؟
. تا داري غذا ميخوري کفش هاتو دَربيار تا بهش رسيدگي بشه

00:07:25.280 --> 00:07:28.197
هروقت " هوکاي " رو ديدي ؛
. ميگيريش و مياريش پيشم

00:07:29.119 --> 00:07:32.036
اگه لباس هاي کثيفِتونو بذارين اينجا ؛
. ميفرستم براتون بشورنشون

00:07:32.999 --> 00:07:37.079
!" شنيدي چي گفتم عوضي ؟ " هوکاي -
. بله -

00:07:40.342 --> 00:07:43.011
! وقتي قلبِ آدم بشکنه که به شنواييش لطمه نميزنه

00:07:45.516 --> 00:07:48.089
اون مرتيکه ي گامبوي حرومزاده رو
به خونه ي " جوآني " بردن ؟

00:07:48.185 --> 00:07:50.723
ببينم ؛ سرکار خانم اجازه دادن که وارد بشه ؟

00:07:51.273 --> 00:07:53.728
ليون " و " کان " هنوز حتي "
. تا نيمه ي راه هم نبُردنش

00:07:54.112 --> 00:07:56.353
. بايد سورتمه ي بهتري فراهم کنيم

00:07:56.447 --> 00:07:58.820
. مشکل از سورتمه نيست ؛ بلکه از " کانِ"ـه

00:07:59.410 --> 00:08:01.449
. ميگه رُبات پاش پاره شده

00:08:05.043 --> 00:08:07.581
. . برميگردي سرِ اون دلقک بازي

00:08:07.796 --> 00:08:09.954
و بهش ميگي که تنِش لَشِشو جمع کنه و . .
. . موس مانوئل " رو برسونه خونه ي " جوآني " ؛ "

00:08:10.049 --> 00:08:13.132
والا رُبات پاي پاره شده ؛ دربرابر دردهايي . .
. که درآينده براش فراهم ميکنم هيچ بحساب مياد

00:08:19.145 --> 00:08:22.265
. جناب نماينده -
کجا ميتونم کلانتر " بولک " رو پيدا کنم ؟ -

00:08:22.733 --> 00:08:26.185
. براي پسرش حادثه اي پيش اومده
. الان هم خونه ي دکتر ؛ پيشِ پسرشِه

00:08:26.698 --> 00:08:29.485
خونه ي دکتر کجاس ؟ -
. احمق نباش -

00:08:29.827 --> 00:08:32.993
مصالح " يانکتون " به شدت به
. . رازداري " بولک " بستگي داره

00:08:33.081 --> 00:08:34.658
و همين مورد فکر کنم آقاي " ولکات " ؛
. درمورد کارفرماي شما هم صادق باشه

00:08:34.750 --> 00:08:38.202
تو هر بلايي هم سرت بياد
. اينگار هيچي يادنميگيري

00:08:38.297 --> 00:08:42.212
آيا اين جراحات براي بدست آوردن
چنين احترام ستودني اي کُشنده ان ؟

00:08:42.302 --> 00:08:44.128
اگه به من باشه که
.روي کُشنده بودنشون شرط بندي ميکنم

00:08:44.221 --> 00:08:48.219
. البته خب درز کردن اين اطلاعات شرايطو بکلي عوض ميکنه
. بسيار براي کلانتر و پسرش غم انگيز خواهد بود

00:08:49.520 --> 00:08:51.975
ميشه اون روزنامه چيو سرِ عقل آورد که همکاري کنه  ؟

00:08:52.065 --> 00:08:56.230
مقاله هاي اون روزنامه به درخواست " سويرنجن " نوشته و
. تنظيم ميشن ؛ البته اگه اين ؛ چيزيه که ميخواي از " مريک " بپرسي

00:08:56.321 --> 00:08:59.026
. اين شروع چيزيه که ميخوام بدونم و ازش بپرسم

00:08:59.199 --> 00:09:00.741
يکم براي اينکه خودتو راحت کني
. .  تا خطري تهديدت نکنه

00:09:00.828 --> 00:09:02.620
موضوعو زيادي دستِ بالا نگرفتي جناب نماينده ؟ . .

00:09:02.705 --> 00:09:05.825
اين موضوعاتي که ميگي ؛ نسبت به تغيير شرايط
. بسيار بسيار حساس هستن

00:09:06.251 --> 00:09:08.244
حالا بنظرت . . يکي از همين تغييرات
داره از راه ميرسه و بايد کنار بکِشم ؟

00:09:13.470 --> 00:09:16.139
من گناهکاري هستم
. که انتظار بخشايش نداره

00:09:17.058 --> 00:09:19.098
. اما خب ؛ مامور رسمي حکومت هم نيستم

00:09:42.426 --> 00:09:45.795
. آل " ميخواد تو کافه ي " جِم " ببيندت " -
. هروقت تونستم يه سري بهش ميزنم -

00:09:45.888 --> 00:09:48.047
. . نه ؛ چيزي درباره ي اينکه هروقت -
. خب ؛ من دارم ميگم -

00:09:48.142 --> 00:09:51.891
چي ميگي ؟ -
. که هروقت تونستم بهش سرميزنم -

00:09:53.066 --> 00:09:54.975
حالا ديگه برام زرنگ بازي درمياري جوجه ؟

00:09:55.068 --> 00:09:56.266
. . چونکه اگه اينطوريه . . ميگيرم بلندت ميکنم

00:09:56.362 --> 00:09:57.986
و مثل لاک پشتي که به پشت افتاده . .
. . و دست و پاهاش هوا رفتن

00:09:58.071 --> 00:10:00.741
تو تمام اردوگاهِ مادرجنده به زور . .
. تا اونجا ميکِشمت

00:10:09.545 --> 00:10:11.289
! اوه . . هي
! هي

00:10:12.300 --> 00:10:16.345
. تو برو و منتظر باش
. " هي ! " آدامز

00:10:17.474 --> 00:10:19.929
هوکاي " کجاس ؟ " -
نميدونم .مگه چيکار کرده ؟ -

00:10:20.019 --> 00:10:22.260
. آل " داره دنبالش ميگرده " -
براي چي ؟ -

00:10:22.355 --> 00:10:23.814
دِ ميگيرم بابت هرچي امروز از مردم
. . سئوال کردم و درجوابم

00:10:23.900 --> 00:10:26.984
بهم گفتن " براي چي " ؛ . .
! بجاي همه اشون ؛ يه کتکِ مفصل بهت ميزنما

00:10:28.405 --> 00:10:31.904
بنظرت امکانش هست که " آل " بخواد
از " هوکاي " بپرسه که من کجا بودم ؟

00:10:32.660 --> 00:10:34.783
. ميرم برينم

00:10:34.873 --> 00:10:36.865
. خودتو نگه دار -
. نميشه -

00:10:36.958 --> 00:10:39.284
بعلاوه ؛ از اون مُدل ريدن هايي نيس
. که خيلي طول بکِشه

00:10:39.379 --> 00:10:41.003
. پس من منتظر ميمونم
. حاضر نيستم دستِ خالي پيش " آل " برگردم

00:10:41.090 --> 00:10:43.165
. باشه ؛ به درک
. فقط خيلي خودتو بهم نچسبون

00:10:44.802 --> 00:10:46.759
فقط بخاطر اينکه
. . دارم دنبال يه بطري شراب ميگردم

00:10:46.848 --> 00:10:49.765
که ممکنه اون روزايي که مشروب ميخوردم . .
. . يه جايي گمِش کرده باشم

00:10:51.645 --> 00:10:54.266
دليل نميشه که . .
. . اگه اون بطري شرابو پيدا کنم

00:10:56.861 --> 00:10:59.434
. حالا حتما برميدارم و ازش ميخورم . .

00:11:00.741 --> 00:11:02.235
! يا مسيح

00:11:05.164 --> 00:11:08.616
تو . . ميدوني اون اسب مالِ کي بوده ؟

00:11:11.589 --> 00:11:13.748
کدوم اسبو ميگي ؟

00:11:45.094 --> 00:11:48.095
. زخماشو نبستي -
. . آقاي " بولک " ؛ -

00:11:49.182 --> 00:11:52.931
بدن شما يا من تحملِ مقاومت دربرابر . .
. . چنين ضربه ي ناشي از رَم کردنِ يه اسبو نداره

00:11:53.021 --> 00:11:56.686
ديگه چه برسه به بدنِ ضعيف و نحيفِ . .
. " پسربچه اي به سن و سالِ " ويليام

00:11:57.277 --> 00:12:00.728
بعلاوه ؛
. . مغزش اينقدر شديد آسيب ديده

00:12:00.823 --> 00:12:03.990
که شدت ضربه از عدم کنترلِش روي چشم هاش . .
. کاملا قابل ملاحظه اس

00:12:04.078 --> 00:12:07.033
. حرکات چشم هاش ديگه هماهنگ نيستن

00:12:14.551 --> 00:12:18.215
امکانش هست اين که مادرش
. . باهاش حرف بزنه

00:12:18.348 --> 00:12:20.423
و صدايِ مادرشو بشنوه ؛ . .
بهش آرامش بده ؟

00:12:23.145 --> 00:12:24.722
. امکانش زياده

00:12:28.153 --> 00:12:29.897
! همينطورم صدايِ پدرش

00:12:47.345 --> 00:12:52.471
به همسرتون بگين که ضرري نداره
. که يه پارچه اي چيزي رو پيشونيش بذاره

00:12:59.654 --> 00:13:01.362
يعني همينطوري دست رو دست بذارم ؟

00:13:01.824 --> 00:13:04.362
نخير ؛
. برو يه معبدي ؛ زيارتگاهي چيزي درست کن

00:13:04.452 --> 00:13:07.406
نه ؛ منظورم اينه که بنظرت برم دَرِ خونه ي
. . دکتر ور بزنم و

00:13:07.497 --> 00:13:09.704
بگم اگه کاري داشتن من هستم ؛ . .
و بعدش بيام بيرون ؟

00:13:10.168 --> 00:13:13.455
. آره ؛ همينکارو بکن -
. " ممنون " تريکسي -

00:13:16.302 --> 00:13:19.089
اون مرتيکه ي کيرخورِ جونورِ طبقه ي بالا
. . برداشته سگِشو فرستاده دنبالم

00:13:19.181 --> 00:13:21.138
و دستور داده ؛ . .
. که صبر کنم تا به حضورِشون احضار بشم

00:13:21.226 --> 00:13:22.969
. پس فکر کنم بايد بتمرگي تا خبرت کنه

00:13:23.062 --> 00:13:24.639
. . و منم اومدم تا منتظرم بمونم

00:13:24.730 --> 00:13:28.016
منتها چشمم به تو افتاده که اينگار هيچ وقت پاتو از  . .
. اينجا بيرون نميذاري تا حساب کتاب کردن ياد بگيري

00:13:28.110 --> 00:13:30.647
ببينم يعني اينکه بهم يکم حساب کتاب کردن ياددادي
. . باعث ميشه که تا آخر عُمرم

00:13:30.739 --> 00:13:31.983
بهت جواب بدم که چرا ؛ کجام و دارم . .
چيکار ميکنم ؟

00:13:32.074 --> 00:13:33.900
اگه باهام کار داره
. خودش ميتونه بياد سراغم و پيدام کنه

00:13:33.993 --> 00:13:35.736
خب چرا صبر نميکني تا خودت بفهمي
که چيکارت داره ؟

00:13:35.829 --> 00:13:37.536
چرا خودت بهم نميگي ؟

00:13:37.623 --> 00:13:41.574
. " چونکه چيزي درباره اش نميدونم آقاي " استار -
. چيزاي ديگه هم اطرافت هستن که بايد حواسِت بهشون باشه -

00:13:41.670 --> 00:13:43.211
. اون خودش خوب درباره ي بقيه ي حوادث ميدونه

00:13:43.296 --> 00:13:46.582
مگه تو سگِ دست آموزش نيستي " تريکسي " ؟ -
. من سگِ دست آموزِ هيچ کسي نيستم -

00:13:46.677 --> 00:13:48.384
حتي فکرشم سخته که
. . بدون اينکه هدفِت خدمت به اون باشه

00:13:48.471 --> 00:13:50.630
. براي يادگرفتن حساب و کتاب اومده باشي . .

00:13:51.016 --> 00:13:53.722
بازم حرفي داري که
به اين ايده هاي مشعشعِت اضافه کني ؟

00:13:57.149 --> 00:13:59.022
. يه نوشيدني کوفتي ميخورم

00:13:59.110 --> 00:14:02.277
. اينو بخور
. خيلي خاصه

00:14:03.824 --> 00:14:07.573
اگه براش فايده اي نداشتي ؛
. دنبالت نميفرستاد

00:14:12.086 --> 00:14:14.375
. کاشکي بيشتر ميتونستم کمکت کنم

00:14:15.465 --> 00:14:16.959
. دوساعتِ لعنتيه که يه ضرب داشتم راه ميرفتم

00:14:17.052 --> 00:14:19.839
ديگه کم کم دارم به اين فکر ميفتم
. که اونجا سرابِه

00:14:25.104 --> 00:14:26.895
. بذار من جاتو بگيرم

00:14:29.569 --> 00:14:31.441
. يا شايدم بهتر باشه که بيخيالش بشم

00:14:34.033 --> 00:14:36.869
. خواسته اول " هوکاي " رو ببينه -
! اما اينکه " آدامزِ"ـه -

00:14:36.954 --> 00:14:39.076
! خودم ميدونم اين چه کُره خريه

00:14:39.499 --> 00:14:42.334
. پس خفه خون بگير و بتمرگ سرِ جات

00:14:51.140 --> 00:14:54.889
چطور ميتوني دربرابر حتي يه آدم با هوشِ متوسط
. . و راحت راضي شو ؛ اين ادعايِ منو رَد کني که

00:14:54.978 --> 00:14:59.191
اگه ميخواستم بکُشمت ؛ اونوقت واسه چي
کلانترو دعوت کردم که شاهد باشه ؟

00:14:59.276 --> 00:15:02.860
بدون دستِ کم گرفتن درجه ي هوش و ذکاوت شما
. . آقاي " سويرنجن " ميتونم اين نتيجه گيريو بکنم ؛

00:15:02.948 --> 00:15:05.023
بهرحال امکان داره موقعي که دارم از خيابون عبور  . .
. .  ميکنم ناگهان حادثه ي مرگباري برام اتفاق بيفته

00:15:05.117 --> 00:15:06.658
که اونوقت ديگه ؛ باتوجه به حادثه بودن ؛ . .
. کلانتر هم مشکوک نميشه

00:15:15.464 --> 00:15:18.002
براي کُشتن من اومدي " سايلاس " ؟

00:15:20.012 --> 00:15:22.004
اگه فرصتِش پيش بياد
. که محاله ازدستِش بدم

00:15:45.464 --> 00:15:50.672
حتي درحاليکه به ظاهر نشون ميدي جلوي آرامشِ من
کم آوردي و ميترسي ؛ ممکنه درواقع داري
. يه امضاي اشتباهي ميکني تا بعدا زيرش بزني

00:15:52.307 --> 00:15:54.798
يعني بنظرت امکانِش نيست که اين ؛
. . امضاي واقعيم باشه

00:15:55.060 --> 00:15:57.847
و امضايي که براي گرفتن اتاق تو هتل کردم . .
اشتباهي و تقلبي باشه ؟

00:16:25.018 --> 00:16:27.093
. کاشکي پنج تا مثل تو داشتم

00:16:42.667 --> 00:16:44.790
. فکر کنم حالا ديگه نوبتِ توئه که بري بالا

00:17:01.234 --> 00:17:04.236
. . آخرين چيزي که بالينِ يه بچه ي مريض کم داره

00:17:04.322 --> 00:17:07.906
يه دائم الخمر گيج و تلوتلو خوره . .
. که تند تند عرق کنه و بالا بياره

00:17:08.286 --> 00:17:10.956
منم از ديدنِ خون ؛ حالم بهم ميخوره ؛
. بخاطر اينه که اونجا نميرم

00:17:17.799 --> 00:17:20.290
. ممکنه من بدتر از اين مرتيکه صدمه ديده باشم

00:17:24.224 --> 00:17:27.179
بنظرتون کنترل اون اسب
ممکنه دستِ چه کسي بوده باشه ؟

00:17:27.730 --> 00:17:32.227
چه کسي ازش غفلت کرده
تا اونطوري رَم کرده و بعدشم دنبالش نيومده ؟

00:17:32.360 --> 00:17:35.563
تمام جواب ها
. تو اصطبل وجود دارن

00:17:35.865 --> 00:17:39.565
پيشنهاد ميکنم پول جمع کنيم و
. . يه لباسِ حرير سفيد رنگ

00:17:39.662 --> 00:17:42.498
براي تسلي خاطر مادرِ بچه ي آسيب ديده . .
. بهش هديه بديم

00:17:42.583 --> 00:17:46.367
اون مرتيکه ي سياه زنگي با خط خرچنگ قورباغه اي
. . روي تابلويي نوشته بود که

00:17:46.463 --> 00:17:48.871
. « تا سه ساعت ديگه برخواهيم گشت » . . .
. و تابلو رو به درِ مغازه آويزون کرده بود

00:17:52.012 --> 00:17:54.633
. کاشکي وقتي داشتن فلِنگو ميبستن مُچِشونو گرفته بودم

00:17:55.392 --> 00:17:57.930
. اما حيف که از کمردرد نايِ حرکت نداشتم

00:17:58.939 --> 00:18:04.100
آخ . . اِي کاش موقع فرار ديده بودمشون ؛ اونوقت يه
! زنگي اي ازشون ميساختم که صدتا از بغلش دَربياد

00:18:04.279 --> 00:18:05.772
. تام " داره مياد "

00:18:17.964 --> 00:18:20.372
. اون دوچرخه ي لعنتيو بذار بذار بيرون

00:18:22.012 --> 00:18:25.179
ببرش بيرون
. بذار يه جايي که جلويِ چشم نباشه

00:18:42.206 --> 00:18:46.454
فقط خواستم از طرف همگي بهت بگم
.  که متاسفيم که اين اتفاق افتاده

00:18:48.130 --> 00:18:49.328
. متشکرم

00:18:49.424 --> 00:18:52.960
. . تام ناتال " هيچ مسئوليتيو بيشتر از من "

00:18:53.054 --> 00:18:55.427
. . دربرابر آسيب ديدن پسر کلانتر . .

00:18:56.768 --> 00:19:00.517
بعنوان يه تماشاچي بسيار . .
. . مفيدِ بي گناه

00:19:00.856 --> 00:19:05.269
! قبول نميکنه . . .

00:19:06.406 --> 00:19:08.779
! سياه زنگي هاي جنگلي وحشي

00:19:12.372 --> 00:19:17.036
قبل از مشکلات فعليش و درخلال مدتي که
. . تو ؛ به دنبال فعاليت هاي مورد علاقه ات بودي

00:19:17.129 --> 00:19:18.243
. . شريکِت " بولک " ؛ . .

00:19:18.339 --> 00:19:21.755
به کمپيني ملحق شد که اميدوارم الان . .
. تو بهم ملحق بشي

00:19:21.843 --> 00:19:24.464
منظورت از " فعاليت هاي مورد علاقه ام " چيه ؟

00:19:24.555 --> 00:19:27.805
. منظورم به ولعِ آدمات براي جمع کردن پولِه

00:19:27.894 --> 00:19:29.138
درواقع يه تلاش شکست خورده
. براي شوخي کردن باهات بود

00:19:29.229 --> 00:19:31.683
. بنظرم اصلا خنده دار نبود -
. عذر ميخوام -

00:19:31.774 --> 00:19:33.683
اگه کمکمو ميخواي
. بهم توهين نکن

00:19:33.777 --> 00:19:36.731
خداي بزرگ . . زودباش اطلاعات محرمانه اي
. . که تاسفم از وضع موجودو ثابت ميکنه رو بهم بده

00:19:36.823 --> 00:19:38.815
. و بيا معامله رو شروع کنيم . .

00:19:38.908 --> 00:19:43.654
آيا " آدامز " رو درجريان تجاربي
. . که درموردِ سياست هاي " هليِنا " و

00:19:43.748 --> 00:19:46.998
بيوت " در زمينه ي مذاکره با  " . .
. .  اين نماينده ي عوضي داري قرار ميدي تا

00:19:47.087 --> 00:19:49.162
. . بعنوان دليلي بر همکاريت . .

00:19:49.256 --> 00:19:52.875
که نشون بده اين قدر جدي ؛ وسيع و عميقِه که جايِ  . .
. .  هيچ شک و ترديديو براي اين نماينده عوضي نميذاره

00:19:52.969 --> 00:19:56.172
که " مونتانا " با شجاعت تمام . .
. . مايلِه که " آدامز " ؛

00:19:56.473 --> 00:19:59.842
نماينده ي " دِدوود " براي پيوستن بهشون ؛ . .
براي عمليات ضميمه شدن به ايالت " مونتانا " باشه ؛
به حساب بياد ؟

00:19:59.938 --> 00:20:03.437
اينقدر پشتوانه دار که بدوه و فريادکِشان بگه ؛
. . آره ؛ آره ؛ همين الان ما رو انتخاب کنيد " ؛  "

00:20:03.525 --> 00:20:06.194
تا بتونه اونطوريکه بايد تمام منافع و مزايايِ موردِ نظرِ
اردوگاه رو هم دراون منطقه تامين کنه ؟

00:20:13.789 --> 00:20:17.159
. باشه  . . بهش يادميدم که بايد چيکار کنه

00:20:37.614 --> 00:20:40.236
وضعيت " ويليام بولک " هنوز تغييري نکرده ؟

00:20:40.326 --> 00:20:44.739
ميخواي پيشنهاد ازدواج " السورث " رو قبول کني ؟
بالاخره جوابت مثبته يا منفي ؟

00:20:45.040 --> 00:20:47.329
ببينم ؛ ميخواي ما رو
. . به برجِ عاج ببري " تريسکي " ؛

00:20:47.418 --> 00:20:50.419
و آيا درجريان همه ي اسرارمون هستي ؟ . . -
بالاخره مثبت يا منفي ؟ -

00:20:52.134 --> 00:20:56.512
چشم اندازِ ديدنِ " السورث " در نقش پدر
. اسباب خوشحاليمو فراهم ميکنه

00:20:56.597 --> 00:21:01.094
خب اگه موضوع اينه که نميخواي باهاش
. سکس داشته باشي ؛ اونم هيچ وقت مجبورت نميکنه

00:21:01.187 --> 00:21:05.137
چيزي که باعث ميشه دست و پام بلرزه
. . درواقع تجربه ي

00:21:05.444 --> 00:21:08.399
. ازدواجِ بدون عشقِه . . .

00:21:08.573 --> 00:21:12.488
قبول ؛ اما در بعضي موارد خاص هست که
. آدم بايد بي خيال اين چيزا بشه و سريع تصميم بگيره

00:21:13.371 --> 00:21:15.613
. السورث " منتظر جوابتِه "

00:21:17.460 --> 00:21:20.081
. حالا هرقدر ميخواي جواب دادنِتو کِش بده

00:21:26.097 --> 00:21:27.471
. باي . باي

00:21:39.991 --> 00:21:42.399
. . اسامي و اماکنو ميخوام " استار " ؛

00:21:42.495 --> 00:21:44.868
. بگو تا خودمون بهشون رسيدگي کنيم . .

00:21:44.956 --> 00:21:47.363
. بيوت "  ؛ طلاي " مونتانا " رو دراختيار داره "

00:21:48.043 --> 00:21:52.089
امکان داره که " هلينا " بدليل واقع شدن
. . دريک منطقه ي اقليمي برايِ

00:21:52.174 --> 00:21:54.249
حفظ توازن قدرت دربرابر " بيوت " ؛ . .
. به سمتِ ما متمايل بشه

00:21:56.179 --> 00:22:00.094
کلارک " و " دالي " دوتا از "
. قوي ترين آدما در منطقه ان

00:22:00.185 --> 00:22:01.560
هردو از " بيوت " هستن ؟

00:22:01.854 --> 00:22:03.562
هردو از منطقه ي طلا خيز هستن ؟

00:22:03.773 --> 00:22:07.557
کلارک " کارِشو از بازرگاني عادي شروع کرد "
. منتها الان يکي از قوي ترين تجار طلاس

00:22:08.321 --> 00:22:12.319
احتمالش هست که باهمديگه متحد بشن ؟ -
. نه ؛ بشدت از همديگه متنفرن -

00:22:12.410 --> 00:22:14.069
کدومشون پرسابقه تره ؟

00:22:14.163 --> 00:22:17.828
دالي " ؛ از " سالت ليک " ؛"
. با پولي که از " کامستاک " جمع کرده بود اومد

00:22:17.917 --> 00:22:21.251
و اين پولي که ميگي از " کامستاک " بدست آورده
بنظرت بر رابطه اش با " هرست " صحه ميذاره ؟

00:22:21.340 --> 00:22:23.747
درمورد راه و روش هاي " کلارک " چيا ميدونيم ؟

00:22:24.426 --> 00:22:28.045
کلارک " يا " دالي " ؟ " -
! کلارک " ؛ " استار " ؛ نميتونيم رويِ " دالي " ريسک کنيم " -

00:22:28.140 --> 00:22:30.678
هيچي درمورد راه و روش هاي
. کلارک " يا همينطور " دالي " نميدونم "

00:22:30.768 --> 00:22:32.843
من اهلِ " بيوت " نيستم ؛ يادته ؟

00:22:32.939 --> 00:22:35.393
. نميدونم گ کلارک " تاحالا " هلينا " بوده يا نه

00:22:35.483 --> 00:22:39.776
آره ؛ تاحالا اونجا رفته ؛
يه بار اونجا باهاش غذا خوردم ؛ باشه ؟

00:22:42.451 --> 00:22:46.949
بهم نگو يادته که اشتاهش چطور بوده ؛

00:22:47.041 --> 00:22:48.534
يا غذاي مورد علاقه اش چي بوده ؛ . .
. يه چيزي بدرد بخوري بگو

00:22:48.626 --> 00:22:51.829
نگو اينطوري ؛ ممکنه به يه جايي برسيم
. که برامون فايده داشته باشه

00:22:52.173 --> 00:22:53.203
. خيلي خب

00:23:00.392 --> 00:23:03.179
! يکي منو بکُشه -
. ساکت باش -

00:23:39.655 --> 00:23:44.318
اينا رو ميذاريم زيرِ سورتمه ؛
. . بعدش اين عوضي کيرخورو سرپا ميکنيم

00:23:44.411 --> 00:23:47.911
کجِش ميکنيم . .
! و ميندازيم رويِ مُبل

00:23:47.999 --> 00:23:51.867
چطوره بجاش هُلِش بدين اون سمتِ اتاق ؛

00:23:52.297 --> 00:23:54.835
! و هرسه تايِ اون چنگال ها رو بهش فرو کنين ؟ . .

00:23:57.345 --> 00:24:00.929
مگه نميخواي عملِش کني ؟ -
. مريض هاي ديگه اي دارم که بايد بهشون برسم -

00:24:01.016 --> 00:24:05.845
تصميم گرفتم مسئوليت يه عملِ بي فايده
. و خسته کننده رو به عهده نگيرم

00:24:07.026 --> 00:24:11.819
. فکر کنم گلوله کنار قلبش جاخوش کرده

00:24:13.158 --> 00:24:15.531
. من هنوزم درد دارم دکتر

00:24:16.496 --> 00:24:18.572
. ازش مراقبت کنيد . . فتق داره

00:24:26.970 --> 00:24:29.639
. همون قماربازيه که " بيل " بهم گفت

00:24:29.723 --> 00:24:34.220
قبل از اينکه بهش حال بدم
. با مشت ميزنم تو بيضه هاش

00:24:37.650 --> 00:24:39.726
! خيلي خب . . آق لاغر

00:24:44.910 --> 00:24:47.235
هي . . " جوآني " ؟ -
. " اصلا امکان نداره " ليون -

00:24:59.097 --> 00:25:03.047
دکتر ميگه گذاشتن دستمال روي
. . پيشوني " ويليام " ؛

00:25:04.730 --> 00:25:06.556
و همينطور باهاش حرف زدن . .
. ميتونه بهش آرامش بده

00:25:11.155 --> 00:25:13.906
. . اگه تو همون " ميشيگان " نگهِش داشته بودم

00:25:21.252 --> 00:25:22.282
. درسته

00:25:24.590 --> 00:25:26.665
. ميخوام ببرمش خونه

00:25:28.887 --> 00:25:31.260
. دکتر ميگه بهتره ازجاش تکون نخوره

00:25:33.393 --> 00:25:35.350
. فکر نکنم با اينجا موندن حالش بهتر بشه

00:25:39.778 --> 00:25:41.058
بنظرت هست ؟

00:25:52.419 --> 00:25:55.040
دکتر گفت درباره ي چه چيزايي
باهاش حرف بزنيم ؟

00:26:08.274 --> 00:26:10.943
آقاي " مريک " ؛
ميشه باهمديگه گفتگويي داشته باشيم ؟

00:26:11.027 --> 00:26:14.397
من و شما ؛ جناب نماينده " جري " ؛
! هيچ حرفي براي گفتن نداريم

00:26:14.492 --> 00:26:16.484
! برين يکي ديگه رو براي حرف زدن پيدا کنين

00:26:33.975 --> 00:26:37.559
اميدوارم کاري که کردم درجهت
. رسيدن به اهدافمون موثر باشه

00:26:37.689 --> 00:26:38.933
. متشکرم

00:26:41.111 --> 00:26:43.899
حالا بنال بينم ؛ چه کوفتي ازمون ميخواي ؟ -
! ببُر اون صدارو -

00:26:43.990 --> 00:26:46.659
. . اميدوارم حتي باوجود بدترين نتايج هم

00:26:46.743 --> 00:26:50.823
بحران بوجود آمده براي کلانتر بتونه اسباب . .
. ايجاد صلح و آشتيو بين ما برقرار کنه

00:26:50.957 --> 00:26:53.364
. سراپا گوشم -
! پس ننگ بر تو که اينقدر بي شرمي -

00:26:53.461 --> 00:26:56.747
آقايون محترم ؛
. ماها آدم هاي باتجربه و وَرزيده اي هستيم

00:26:57.258 --> 00:27:01.921
علايق و منافع شخصي تغييرناپذيرن ؛
. اما قواعد بازي ؛ روز به روز تغيير پيدا ميکنن

00:27:02.056 --> 00:27:04.761
طوري حرف ميزني
! اينگار کوني اي چيزي هستيا

00:27:05.019 --> 00:27:07.973
دوست عزيزم ؛ " آدامز " ؛
! بنده اهلِ کون دادن نيستم

00:27:08.064 --> 00:27:09.689
! منو دوستِ خودت صدا نکن

00:27:09.774 --> 00:27:14.401
اما فکر کنم اون هايي که اينکارو ميکنن ؛ درجهتِ
.  تحقق منافع شخصيشون دست به اين کار ميزنن

00:27:14.490 --> 00:27:18.703
چطوره ما هم درجهت تحقق منافعمون ؛ درموردِ
مسايلي حرف بزنيم که باعث منفعت هردوطرفمون باشن ؟

00:27:18.788 --> 00:27:20.116
. اگه تو آروم بگيري ميتونيم راحت حرف بزنيم

00:27:20.205 --> 00:27:22.993
. ناسلامتي به من بي احترامي کرده ها
! اگه تو غرور نداري ؛ من دارم

00:27:23.085 --> 00:27:25.291
اتفاقا غرور هم دارم ؛
. اما خوب بلدم که کِي ؛ بايد بذارمش کنار

00:27:25.379 --> 00:27:26.623
! پس اصلا شايد خودت کوني اي چيزي باشي

00:27:26.716 --> 00:27:29.385
يا مسيح ؛
ببينم ؛ بايد به زور از اتاق بندازمت بيرون ؟

00:27:29.469 --> 00:27:30.499
. آقايون محترم

00:27:36.395 --> 00:27:38.019
. بهش بگو " بلوک " وادارت کرده چيکار کني

00:27:40.567 --> 00:27:44.186
. . بهش بگو چه کاريو

00:27:44.823 --> 00:27:46.281
. داشتي در " مونتانا " انجام ميدادي . . .

00:28:32.554 --> 00:28:36.219
هرخبري اينجا شد ؛
. بيا کافه ي " شزامي " سراغم

00:28:36.310 --> 00:28:39.846
. حتما دکتر -
. قراره يه آدم خيلي گنده ايو عمل کنم -

00:28:49.829 --> 00:28:51.537
. خيلي ساده لوحانه اس ؛ نميتونم باور کنم

00:28:52.541 --> 00:28:54.118
. حتي نميتونم به مخيله ام هم راهِش بدم

00:28:54.209 --> 00:28:56.878
من خودم اينجا نشستم ؛ درسته ؟
اووقت اين مرتيکه بهم ميگه دروغگو ؟

00:28:56.964 --> 00:28:59.371
. " کسي نميگه شما دروغگو هستيد آقاي " آدامز

00:28:59.467 --> 00:29:02.173
درواقع ؛ مطمئنم که حتي شما هم
. . دراينمورد با بنده توافق نظر داريد که

00:29:02.262 --> 00:29:05.512
. . مردي که قلمروِ فعاليت هايت جاريشو  . .

00:29:05.600 --> 00:29:08.720
. . از يه رستوران شروع کرده . . -
! " استون هاوس " -

00:29:09.438 --> 00:29:10.718
. . همون " استون هاوس " ؛

00:29:10.815 --> 00:29:13.733
داره براي اظهار وفاداري ديگران . .
. . جايزه تعيين ميکنه

00:29:13.820 --> 00:29:16.026
اونم درحاليکه . .
! خودش داره نابود ميشه

00:29:16.114 --> 00:29:18.985
. ادعا نميکنم براي خودم هم يکم عجيب و غريب نبوده

00:29:19.076 --> 00:29:23.324
التزام به عدم افشاي هويت بنده ؛ مشخصا ؛ درحاليکه
. . سايه ي " آدامز " روي قضيه سنگيني ميکنه

00:29:24.167 --> 00:29:27.453
باعث ميشه که عقل آدميزاد براي اين نوع  . .
. رفتارها ؛ دلايل ديگه ايو جستجو کنه

00:29:27.546 --> 00:29:31.165
هيچ اهميتي به اين که تو چيکار ميکني يا از چي
. گله داري يا چيو رَد ميکني و به چي مشکوکي نميدم

00:29:31.260 --> 00:29:34.296
جدايِ از مطالبي که از ظاهر جوابِ حضرتعالي
. . برداشت ميکنم

00:29:34.389 --> 00:29:37.675
اونچه که برام اهميت داره  . .
. پيشنهادِ اونها براي پشتيباني از شماس

00:29:37.893 --> 00:29:41.144
اگه از من ميپرسي که چي برامون مهمه ؛
بهت ميگم که . . اصلا اين پيشنهاد واقعيت داره ؟

00:29:41.233 --> 00:29:45.148
اينکه در برابر 50 هزار دلار
. به " مونتانا " ملحق بشيم غيرمنطقيه

00:29:45.614 --> 00:29:47.486
گرچه خب ؛ هرکسي ميتونه دهن باز کنه
. و اعداد و ارقام تخيلي واسه خودش بگه

00:29:47.574 --> 00:29:50.444
اونچه غيرمنطقيه مبلغيه که " بولک " ؛
. در اين بين براي سهمِش معين کرده

00:29:50.537 --> 00:29:55.413
حالا اومديم و 50 هزارتا به " کلارک " داديم ؛ اما آيا
اون مرد واقعا از طرف " کلارک " اين پيشنهادو داده ؟

00:29:55.961 --> 00:29:58.249
. ميتوني از جهت ديگه اي به قضيه نگاه کني

00:29:58.380 --> 00:30:01.168
اصلا اگر اون کسي که پيشنهادو داده
و جلو اومده خودِ " کلارک " بوده چي ؟

00:30:04.932 --> 00:30:09.144
چرا اين نماينده ي " کلارک " ؛
. . که ميدونسته " آدامز " نميشناسدش

00:30:09.229 --> 00:30:11.899
و درنتيجه حتي اگر جلو بياد هم نه قابل شناساييه و هم اينکه
. .  فقط يه بار قرار بوده جلو بياد و باردومي هم بکار نبوده

00:30:11.983 --> 00:30:16.527
بايستي با اينوجود هويت خودشو مخفي کنه ؟ . . -
! خب شايد کله اش به يه جايي خورده و معيوب شده -

00:30:17.115 --> 00:30:20.365
نخير جونم ؛ " کلارک " ميدونسته که امکانش هست
. . تو از روي عکس هاش شناساييش کني

00:30:20.452 --> 00:30:23.702
يا لااقل خطر شناسايي شدن توسط بقيه . .
. ريسکي بوده که حاضر به انجامش نبوده

00:30:30.341 --> 00:30:31.621
. بگذريم

00:30:32.386 --> 00:30:36.763
اگر " دِدوود " قبل از اينکه به پيشنهادِ " مونتانا " ؛
. . پاسخي بده ؛ مدتي فرجه بگيره و پاسخ دادنو کِش بده

00:30:36.850 --> 00:30:41.808
اونوقت توجهاتمو به سمتي " يانکتون " منعطف ميکنم
. و هر پيشنهادي که اونا بدنو سريع قبول ميکنم

00:30:42.066 --> 00:30:45.815
. من که هيچ اعتراضي ندارم
. گرچه خب ؛ فقط از طرف خودم حرف ميزنم

00:30:45.987 --> 00:30:49.985
. آقاي " سويرنجن " ؛ حضرتعالي بغايت متواضع هستيد

00:30:51.912 --> 00:30:53.454
. آقايون

00:31:03.469 --> 00:31:04.927
الان چي شد ؟

00:31:05.807 --> 00:31:10.682
. مرتيکه ي کونيو به دام انداختيم
. و بزودي خودشو درحال رسوندن پيدا ميکنه

00:31:10.771 --> 00:31:12.680
رسوندن اون 50 هزار دلار ؟ -
. نخير ؛ نتايج راي گيري -

00:31:19.159 --> 00:31:22.528
. نميدونم اون پسر حالِش چطوره -
. اون ديگه به من ربطي نداره -

00:31:28.045 --> 00:31:30.915
. ميتونستي يکم دورتر بري

00:31:31.466 --> 00:31:33.957
. ميترسم تو تاريکي حرکت کنم

00:31:34.846 --> 00:31:36.838
! وقتي بترسم هم نميتوم بشاشم

00:31:41.104 --> 00:31:43.393
نظرت درباره ي " اوريگون " چيه " هاستتلر " ؟

00:31:45.026 --> 00:31:46.852
. ميتوني وَردَستم بشي

00:31:48.073 --> 00:31:51.489
و نامه هاي عاشقانه رو . .
. . از مردايِ چاقِ عوضي

00:31:51.577 --> 00:31:54.912
به دستِ زن هاي کون گُنده ي زاغارت برسوني
. تا مثل گنج کنارِشون بذارن

00:32:00.298 --> 00:32:04.082
ميخوام اون مادرجنده رو بگيرم
. و برش گردونم به اردوگاه

00:32:06.097 --> 00:32:08.718
. اونوقت ممکنه باعث کُشته شدنِش بشه

00:32:09.435 --> 00:32:12.721
حالا اين که اسبو بکُشن يا نه ؛ حقيه که خودشون
. دارن که چه تصميمي بگيرن

00:32:13.107 --> 00:32:15.562
. اما نميتونن من يکيو بکُشن

00:32:15.651 --> 00:32:16.895
. . چونکه وقتي کار به اين مورد برسه

00:32:16.987 --> 00:32:18.731
! اونوقت خودتو با دستِ خودت ميکُشي . .

00:32:18.823 --> 00:32:20.696
از همون وقتي که اون سفيد پوستايِ کيرخورو
. . اونطوري گول زدي

00:32:20.784 --> 00:32:23.571
بنظرت اونوقت وقتي دستِشون بهت برسه . .
درب و داغونت نميکنن ؟

00:32:23.662 --> 00:32:25.702
منظورت از " گول زدن " چيه ؟

00:32:26.166 --> 00:32:28.539
ميگم فرض کن سفيدا بگن ؛
. . اوه خداي من ؛ " هاستتلر " شکستمون داد »

00:32:28.627 --> 00:32:31.463
! « با کُشتن خودش پيروز از ميدان خارج شد . .

00:32:31.548 --> 00:32:35.416
درتمام زندگيم ؛
. هيچ کيرخورِ سفيدپوستيو گول نزدم

00:32:36.806 --> 00:32:39.475
. همينطورم هيچ سياه زنگي اي رو . .

00:32:40.310 --> 00:32:42.932
اونا هنوزم تو رو دوستِ خودشون
. " نميدونن " هاستتلر

00:32:43.899 --> 00:32:46.437
و با اين وضع ؛ شايد اصلا فرصتِ اينکه يه روزي
. تو رو دوستِ خودشون حساب کنن هم پيش نياد

00:32:47.446 --> 00:32:50.565
اما يه چيزيو ميشه گفت و اونم اينکه قطعا
. باعث شدن غرورت ديوونه وارزياد بشه

00:32:58.251 --> 00:33:01.039
اينطور قضيه رو درنظر بگير که ؛
. . مردي که برميگرده تا سهمِ خودش از داستانو تعريف کنه

00:33:02.465 --> 00:33:05.336
و اسبيو که باعث شده بود . .
. . رَم  و فرار کنه رو

00:33:05.720 --> 00:33:08.508
به آدماييکه اسباب زجر و دردکِشيدنشونو . .
. . قراهم کرده بود ؛ برميگردونه

00:33:09.893 --> 00:33:14.603
و به دردهايي که نميتونه بهيچ وجهي . .
. درمانش کنه ؛ اداي احترام ميکنه

00:33:16.526 --> 00:33:19.397
حالا ؛ اينطور درنظر بگير . .
. .که اين اتفاق واقعا بيفته

00:33:20.950 --> 00:33:22.989
. . و اونها بابتِ کاري که کرده ببخشنِش . .

00:33:24.037 --> 00:33:28.534
و درنتيجه مجبورن نباشه بلايي که نميخواست بذاره . .
. . بقيه سرِ خودش بيارنو ؛ سرِ خودش بياره و خودکُشي کنه

00:33:31.464 --> 00:33:35.677
پس ؛ فکر کنم همچين مَردي . .
. . به اين فکر ميکنه که

00:33:37.389 --> 00:33:38.763
. . بعدش اون مرد تمام اتفاقاتي که

00:33:38.849 --> 00:33:41.766
بينِ خودش و يه دهن گنده ي پرسروصدا . .
. . دراين مدت پيش اومده رو فراموش ميکنه

00:33:45.066 --> 00:33:48.352
. . و اگه بعدش زنده به " اوريگان " برسه . .

00:33:58.585 --> 00:34:01.206
. اونوقت دوتايي يه اصطبل بازميکنن . .

00:34:09.099 --> 00:34:11.672
. پس بيا اون اسب مادربخطا رو پيدا کنيم

00:34:21.365 --> 00:34:25.149
. دوباره برگشتم بين دوستاي عزيزم -
و ايندفعه ؛ اطلاعاتِت چقدر افزايش پيدا کرده ؟ -

00:34:25.579 --> 00:34:28.152
آقاي " مريک " ثابت کردن
. . که انسان کم حرف و محتاطي هستن

00:34:28.250 --> 00:34:30.242
. . پس ؛ صحبتي با کافه ي " جم " داشتم . .

00:34:30.336 --> 00:34:32.909
جايي که " سويرنجن " و  . .
. و اون جوونکِ قاتل ؛ " آدامز " بودن

00:34:33.007 --> 00:34:36.838
اگه خاطرم اشتباه نکنه ؛ دوره ي
. جوونک هاي قاتل تو " يانکتون " ديگه تموم شده

00:34:36.929 --> 00:34:40.012
. آدامز " ؛ بتازگي از " هلينا " برگشته "

00:34:40.141 --> 00:34:42.976
سويرنجن " اونو به " مونتانا " فرستاده بوده ؛ "
. . تا براش اخباريو از اونجا

00:34:43.062 --> 00:34:45.304
در ارتباط با پيشنهادِشون براي . .
. پيوستن اين اردوگاه به اون ايالت مطرح کنه

00:34:45.440 --> 00:34:49.770
و مشخص شد عليرغم تظاهر با پاکي و تقدس ؛

00:34:49.862 --> 00:34:52.317
اين کلانتر " بلوکِ"ـتون هم . .
. واسطه ي بينِشونِه

00:34:53.534 --> 00:34:55.027
. کاملا منطقيه

00:34:55.120 --> 00:34:56.400
. . اين که " بولک " بعدازاينکه نزديک بود

00:34:56.496 --> 00:34:58.369
بتازگي همديگه رو بکُشن . .
! با " سويرنجن " همکاري کنه

00:34:58.457 --> 00:35:01.412
يعني ميگي آيا امکانش وجود نداره که
. . "  خصائل طمع و دشمني در " بلوک

00:35:01.503 --> 00:35:03.247
. . از طريق رفتنش پيش " سويرنجن " و . .

00:35:03.339 --> 00:35:05.747
دادن پيشنهادي به اون که براي خودش . .
. . سودِ مالي بهمراه داره

00:35:05.843 --> 00:35:09.758
و همينطور بلحاظ حرفه اي " سويرنجن " رو درموقعيتي
قرار ميده که حتما بايد قبول کنه ؛ ارضا بشه ؟

00:35:10.391 --> 00:35:12.882
مذاکراتي و گفتگوهايي که در " هلينا " داشته
درچه مواردي بوده و چه نتايجيو به بار داشته ؟

00:35:12.977 --> 00:35:16.428
به اين که يه پيشنهاد 50 هزاردلاري شده
. تا " سويرنجن " از " مونتانا " پشتيباني کنه

00:35:17.234 --> 00:35:20.898
من که ميگم داره بلوف ميزنه ؛ اگه به من باشه
. ميگم پيشنهادِشون 100 هزارتا بوده

00:35:20.988 --> 00:35:24.024
بدون شک دونستن مبلغ دقيق پيشنهادشون
. . غيرممکنه

00:35:24.118 --> 00:35:27.618
و حتي اگرم حقيقت داشته باشه ؛ اونوقت دونستنِ اين هم که
. که آيا " مونتانا "به قولِش عمل ميکنه يا نه هم باز غيرممکنه

00:35:27.706 --> 00:35:29.283
حالا غيراز اين ؛ درآينده بنظرت
پيشنهادهاي ديگه اي هم خواهند داد ؟

00:35:29.375 --> 00:35:33.207
اين که " سويرنجن " آدم اهلِ رشوه ايه ؛ حالا چه بدِه
. يا بگيره ؛ اين يه چيزو ميتونم به قطع بهش شهادت بدم

00:35:36.469 --> 00:35:40.798
منتها تو هم بارها اظهار کردي و به اثبات رسوندي
. که کارفرمات ؛ مرد بسيار ثروتمند و تواناييه

00:35:41.725 --> 00:35:44.050
اين که " سويرنجن " خودشو براي مزايده گذاشته
. . که هرکه بيشتر پول بده طرفِشو بگيره

00:35:44.146 --> 00:35:47.562
اونم با وجود اينکه تاحالا کاري بجز . .
. . چند منصب محلي و چندتا قرارداد بستن انجام نداده

00:35:47.650 --> 00:35:50.188
. نشون دهنده ي آغاز پيشرفت مهم و منطقي ايه . .

00:35:50.279 --> 00:35:54.063
بذار فرض کنيم پيشنهاد " مونتانا " واقعي باشه
. . يا معجوني تقلبي که از قوه ي تخيلش براومده

00:35:54.158 --> 00:35:56.447
درهردوحال ؛ نيتِ " سويرنجن " ؛
.  براي پيوستن به ايالت ديگه ؛واقعيه

00:35:57.455 --> 00:36:02.450
بهرحال کارفرمات بايد تصميم بگيره
. . که آيا تمايل داره به " سويرنجن " پول بده

00:36:02.630 --> 00:36:05.465
و يا ميخواد سرِ قيمتِ درخواستي قمارکنه و چونه بزنه
و باعث باشه ناگهان قيمت از ايني که هستم بالاتر بره ؟

00:36:05.716 --> 00:36:09.465
و بگذاريد اونهايي که از آدم جمع کردنِ
. . سويرنجن " وحشت دارن اينو بدونن  "

00:36:09.555 --> 00:36:14.016
و به يادبيارن که جنگ و درگيري دوست و همراه براي . .
.  آدم ميسازه و اين چيزيه که بايد قبول کنيد عينِ واقعيته

00:36:14.937 --> 00:36:18.057
اين بزرگترين ماهي ايه که تاحالا ديدم
. صيد شده جناب نماينده

00:36:18.567 --> 00:36:20.524
اما ؛ مگه گفتم کفايت ميکنه ؟

00:36:20.612 --> 00:36:22.984
سويرنجن " ميدونه که چه اتفاقي "
براي پسر " بلوک " افتاده ؟

00:36:23.073 --> 00:36:26.905
جاي تعجبه که رفقا
. دربرابر اين موضوع اظهار همدردي ميکنن

00:36:53.949 --> 00:36:58.824
تريکسي " ازم خواست بابت اينکه امروز عصر کمکِش کردي "
. تا اشتباهي که تو حساب کردن داشتو پيدا کنه ازت تشکر کنم

00:37:07.133 --> 00:37:09.921
مرغابي ها ؛ تو تالابِ " اسپيرفيش " ؛
. فرود اومدن

00:37:12.683 --> 00:37:15.767
پدرت مشتاقه که وقتي صداي اونها رو
. تقليد ميکني ؛ بشنوه

00:37:20.610 --> 00:37:22.650
. ميخواد بشنوه که صداشون ميکني

00:37:34.045 --> 00:37:36.618
. به صداهايي که تقليد ميکني افتخار ميکنم

00:37:38.719 --> 00:37:42.053
از اينکه بهت ياد دادم چطوري اون صِداها رو
. تقليد کني ؛ خيلي لذت بردم

00:37:42.432 --> 00:37:44.970
حالا ديگه حتي از خودم هم بهتر
.  صداشونو تقليد ميکني

00:37:48.607 --> 00:37:52.308
. . ازت متشکرم که وقتي اينجا نبودم

00:37:54.240 --> 00:37:56.945
. بجام ؛از مادرت مراقبت کردي . .

00:37:58.497 --> 00:38:01.332
. دونستن اينکه تو کنارشي ؛ بهم آرامش خيال ميداد

00:38:03.294 --> 00:38:06.995
و حالا که همگي ميتونيم درکنارهمديگه باشيم
. خيلي خيلي خوشحال و خوشبخت ترم

00:38:08.551 --> 00:38:10.877
. " منم خيلي خوشحالم " ويليام

00:38:11.889 --> 00:38:13.514
. درست به اندازه ي پدرت

00:38:18.731 --> 00:38:20.273
. . همه ي مرغبيا منتظرتن

00:38:22.487 --> 00:38:24.147
. . و همينطور باغِت . .

00:38:25.658 --> 00:38:29.407
و همينطور مادرت ؛ منتظره که کمکِش کني . .
. و اينو بدون که دوستِت داريم

00:38:34.587 --> 00:38:36.413
. " حالا استراحت کن " ويليام

00:38:37.758 --> 00:38:41.044
. همگي استراحت ميکنيم و باهمديگه بيدار ميشيم

00:38:50.900 --> 00:38:53.438
داري چيکار ميکني " ريچاردسون " ؟

00:38:55.991 --> 00:38:58.529
. دارم براي پسرِ کلانتر دعا ميکنم

00:38:59.079 --> 00:39:01.487
به درگاهِ خدايِ حيوانات ؟

00:39:01.582 --> 00:39:04.749
وقتي خانم " گرت " ؛ تنهايي تو دلِ شب
. بيرون رفته بود ؛ به خوبي ازش مراقبت کرد

00:39:06.964 --> 00:39:10.000
. دارم دعا ميکنم که سفرِ پسرشو هم متبرک کنه

00:39:11.178 --> 00:39:14.629
پس ؛ به دعا کردنِت ادامه بده عوضي ؛
. براي تمام گناهاني که بعدا ميکني دعا کن

00:39:18.855 --> 00:39:21.560
. اما وقتي مهمون ها اومدن تمومش کن

00:40:32.623 --> 00:40:35.244
تو چرا پيشِ بقيه درحالِ دُعاکردن نيستي ؟

00:40:39.300 --> 00:40:41.791
. " قبلا هم چنين روزهايي داشتيم " تريکسي

00:40:43.637 --> 00:40:45.297
. چندان بفکر معجزه نباش

00:40:48.686 --> 00:40:50.394
حالا اين بيمارکجا هست ؟

00:40:53.193 --> 00:40:55.352
. تو " کوکران " تحتِ مراقبته

00:40:56.281 --> 00:40:58.273
تو چرا کنارش نيستي  ؟

00:41:25.905 --> 00:41:30.816
. نه ؛ " گيمپ " ؛ نميتوني فنجونو نگه داري

00:42:44.387 --> 00:42:47.590
. . سُمِ اسب ؛ اندکي به سمتِ راست بدنش اصابت کرده

00:42:47.682 --> 00:42:51.597
درد و رنجِ پسرک ؛ از بين رفته و . .
. ديگه مجبور نيستن دردکِشيدنشو ببينن

00:42:51.897 --> 00:42:54.767
. فکر نکنم به هوش باشه

00:42:54.901 --> 00:42:57.688
اينو ميدونم که
. چيزيو نميتونه تشخيص بده

00:42:57.905 --> 00:43:01.489
چرا روي عملي که داري انجام ميدي
تمرکز نميکني ؟

00:43:02.745 --> 00:43:04.025
. يالا . . ادامه بده

00:43:06.709 --> 00:43:08.080
. اينو نگه دار

00:43:09.998 --> 00:43:14.568
. . ممکنه نتونيم گلوله رو

00:43:14.662 --> 00:43:17.029
. وسطِ اين همه بافت چربي پيدا کنيم . .

00:43:17.118 --> 00:43:20.610
يا حتي اگه پيداش هم بکنيم ؛ . .
. ممکنه نتونيم درِش بياريم

00:43:21.448 --> 00:43:24.691
. يا براي جلوگيري از کُشته شدنِش ؛ خارجِش کنيم . .

00:43:26.819 --> 00:43:30.430
. فکر کنم ميتونيم يه امتحاني بکنيم

00:43:41.225 --> 00:43:43.094
. اسم من " کرِيمدِ"ـه

00:43:43.182 --> 00:43:45.963
شنيدم پسري لگدمال شده
. و امکانش هست که بميره

00:43:46.054 --> 00:43:47.794
. قيافه اتون آشناس

00:43:47.886 --> 00:43:50.835
پارسال اومدم که يه چندتا کار مهميو انجام بدم
. منتها به طاعون مبتلا  و زمين گير شدم

00:43:50.927 --> 00:43:54.668
. حالا در شهر " ليد " ؛ کِشيش هستم -
کسب و کارِ جديدت چطوره ؟ -

00:44:00.087 --> 00:44:03.744
ميدونستم که اين اردوگاه کِشيش نداره ؛
. پس اومدم که درکنار اون خانواده باشم

00:44:03.832 --> 00:44:06.781
حالا ؛ آيا بايد جاي ديگه اي برم و بپرسم
يا خودت اسمِشونو بهم ميگي ؟

00:44:06.872 --> 00:44:08.149
. " بلوک "

00:44:08.580 --> 00:44:12.072
. پسرشون تو کلبه ي " کوکرانِ"ـه -
. متشکرم -

00:44:13.992 --> 00:44:17.319
. اگه ميخواين بمونين ؛ اتاق شبي 2 دلارِه -
. شايد موندم -

00:44:17.906 --> 00:44:19.694
. البته 50 سِنت به کِشيش ها تخفيف ميديم

00:44:19.780 --> 00:44:22.857
البته اگه تقاضاي ميز قمار در اتاقِتونو
. داشته باشيد ؛ 6 دلار اضافه ميشه

00:44:25.983 --> 00:44:30.471
اگه ديدنِ صحنه هاي بت پرستي آزارتون ميده
. موقع خارج شدن ؛ سمتِ چپو نگاه نکنيد

00:45:14.904 --> 00:45:16.975
. " شب بخير " ريچاردسون

00:45:18.943 --> 00:45:21.429
. ميرم بيرون يکم هوا بخورم

00:45:21.692 --> 00:45:26.676
به نشونه ي اعتمادم به شما ؛ که البته خيلي خوب
. . دراين چند روز اطمينانمو به خودتون

00:45:27.021 --> 00:45:29.802
با حمايت هايي که ازم کردين جلب کردين ؛ . .
. درِ اتاقمو نيمه باز گذاشتم

00:45:30.560 --> 00:45:32.927
. . براتون امکان داره که تو راهروي بالا بمونين

00:45:33.016 --> 00:45:36.508
تا اگه " سوفيا " بيدار شد و . .
سراغمو گرفت ؛ جوابشو بدين ؟

00:45:40.636 --> 00:45:45.620
بهش بگين که " مادرت تازه بيرون رفته " سوفيا " ؛
. . و خيلي خيلي زود باز خواهد گشت " ؛

00:45:46.214 --> 00:45:48.995
. " و همه چي روبراهِه " . . -
. چشم خانم -

00:45:53.418 --> 00:45:58.283
البته شايد بهتر باشه بدون داخل اتاق رفتن
. اين حرفا رو بهش بگين ؛ تا وحشت نکنه

00:46:16.355 --> 00:46:31.989
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.