﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:55.384 --> 00:02:56.628
. " متاسفم " بولک

00:03:24.885 --> 00:03:29.298
تحملِشو داري که يه 20 قدمي
همراهت قدم بزنم ؟

00:03:36.320 --> 00:03:38.228
. نماينده ي " يانکتون " اينجا اومده

00:03:40.410 --> 00:03:42.485
. . حتي با وجود اين شرايطي که درش قرار داريم

00:03:43.748 --> 00:03:46.868
ممکنه بخواد کاري کنه که ازش بشنوه . .
. براش تاييد کني که ما متحديم

00:03:48.004 --> 00:03:49.201
. . اگه همچين کاري کرد

00:03:50.926 --> 00:03:53.214
. تاييد کردنِت ؛ کمک زيادي بهمون ميکنه . .

00:03:54.557 --> 00:03:55.670
. خيلي خب

00:04:13.710 --> 00:04:16.711
. درسته . . گامبويِ عوضي . . زنده اي

00:04:19.554 --> 00:04:21.094
. بذاريد بميرم

00:04:21.765 --> 00:04:24.255
ببينم ؛ اين چرندياتي که بافتي
يه جور تشکر کردنه ؟

00:04:27.399 --> 00:04:29.556
. اينو بنوش -
. نه -

00:04:30.153 --> 00:04:31.693
. بنوشِش

00:04:53.020 --> 00:04:57.149
پاشو ؛ برو دکترو خبر کن و بهش بگو
. که بيمارش زنده اس

00:04:57.235 --> 00:05:00.272
هينطور بهش بگو اون بيمارِ
. . مبتلا به فتقِش از اينجا رفتار

00:05:00.364 --> 00:05:02.735
. تا تو خونه ي کوفتي خودش بهبود پيدا کنه . .

00:05:02.953 --> 00:05:06.702
. وقتي ميخواد بره بيرون ؛ کمکِش کن

00:05:14.345 --> 00:05:18.425
دفعه ي بعد که به هوش بياد ؛ لابد فکر ميکنه
. که مُرده و رفته بهشت

00:06:59.338 --> 00:07:00.665
! اين کيرخور

00:07:00.799 --> 00:07:04.381
. درسته " وو " ؛ اين عوضي اهل " سانفرانسيسکوئ"ـه
! که دشمن خطرناک و مهلکي برات هست

00:07:04.472 --> 00:07:07.010
. " سويرنجن " -
. " وو " -

00:07:07.101 --> 00:07:08.641
. " سويرنجن "

00:07:08.728 --> 00:07:11.099
درسته ؛ ميفهمم که اين يعني
. . جسد سوخته ي فاحشه ها

00:07:11.190 --> 00:07:14.524
که بويِ سوختنشونو امروز صبح وقتي
. . رقيبِ " سانفرانسيسکو"ييت داشت

00:07:14.612 --> 00:07:16.353
داشت اون سيخ کباب لعنتيو که . .
. جسدها روش بود ميگردوند ؛ به دماغم خورد

00:07:16.616 --> 00:07:18.857
! سويرنجن " ؛ ميدونه " -
! سويرنجن " ميدونه " -

00:07:18.953 --> 00:07:22.286
همه چيو درباره ي اين فاحشه هايي که جسدهاشون
. . سوزنده شده و همينطور اون کيرخورِ

00:07:22.374 --> 00:07:24.247
سانفرانسيسکوي"ـي که اونها رو " . .
. سوزونده ميدونم

00:07:24.336 --> 00:07:27.206
حالا ؛ اينجايِ حرفِ که بايس به دقت
. " بهش گوش بدي " وو

00:07:27.799 --> 00:07:30.634
. " چونگ کو " -
منظورت " چينِ"ـه ؟ -

00:07:30.721 --> 00:07:34.054
. " چونگ کو " . . . " چين " -
. خودم ميدونم منظورت از " چونگ کو " ؛ همون " چينِ"ـه -

00:07:34.435 --> 00:07:39.514
حالا ؛ اين جنده هاي چيني لعنتي چرا سوزونده شدن ؟
. . مگه اگه استخوان هاشون

00:07:39.692 --> 00:07:42.183
به خونه برگردونده نشه ؛ اونوقت ارواحِشون . .
بي ارزش نميشن ؟ مگه اينطور نيست ؟

00:07:42.281 --> 00:07:44.189
اونوقت با اين وجود ؛ پاشدي اومدي پيش من
. . تا ازت

00:07:44.283 --> 00:07:46.239
دربرابر دشمن " سانفرانسيسکو"ـييت . .
پشتيباني کنم ؟

00:07:46.328 --> 00:07:47.904
درست متوجه منظورت شدم " وو " ؟

00:07:47.996 --> 00:07:50.487
! " سويرنجن " -
! سويرنجن " ميفهمه چي ميگي " -

00:07:50.668 --> 00:07:53.834
! اما هيچ ارزشي براي حرفت قايل نيست

00:07:55.090 --> 00:07:58.839
. " برگرد همون محله ي " چيني " ها که ازش اومدي " وو -
. برو اونجا دعاهاتو بخون

00:08:01.433 --> 00:08:04.138
اگه اين بشقابو نميخواي ببري ؛
. ميتونم ازش استفاده کنم

00:08:30.228 --> 00:08:33.430
چرا ازش پشتيباني نکردم ؟

00:08:34.651 --> 00:08:37.319
. چونکه " هرست " از يه " چيني " ديگه پشتيباني ميکنه

00:08:37.531 --> 00:08:39.687
و اين به اون معناس که " وو " ؛
. بايستي دربرابر حريفِش بازنده بشه

00:08:42.873 --> 00:08:44.865
. حالا فکر نکنيد اينقدرها هم انتخاب بديه ها

00:08:47.003 --> 00:08:48.876
اين که از اون بازنده
. دربرابر " هرست " پشتيباني کنيم

00:08:49.131 --> 00:08:54.007
اينطوري بهش اجازه ميدم شکستم بده
. و بعدش دستمو بگيره و بلندم کنه

00:08:54.432 --> 00:08:57.004
. . بعدش ؛ دستِ برنده رو بالا ميبرم

00:08:57.477 --> 00:09:01.060
و با بهترين حالتي که بتونم . .
. . زمزمه ميکنم که

00:09:01.276 --> 00:09:06.484
. « آدمتون ؛ آدمِ منو شکست داد ؛ آقاي هرست »

00:09:10.497 --> 00:09:12.038
اما قدرت گرفتن
. . اون " چيني " مورد علاقه ي " هرست " ؛

00:09:12.292 --> 00:09:16.836
که اونطوري بخواد به اون خيابون سروري کنه
. همچين با سليقه ام جور دَرنمياد

00:09:19.721 --> 00:09:23.136
حالا ؛ اگه اتفاقي بيفته و باعث تاخير
تو جنگ " چيني " ها بشه چي ؟

00:09:23.310 --> 00:09:27.474
اينطور بگيم که تو اين فاصله حالا يه چندباري
. دربرابر " هرست " کوتاه بيام

00:09:27.566 --> 00:09:30.186
در اين بين ؛ اون مرتيکه ي عوضي " وو " هم
. . نقشه ي يه طوفان بزرگيو ميکِشه

00:09:30.277 --> 00:09:33.195
و خودشو در اين حالت تصور ميکنه . .
. . که ميخواد

00:09:33.283 --> 00:09:36.901
به يه گروه از " چيني " ها که دارن با کِشتي ميرسن . .
. . حمله کنه و اونا رو

00:09:36.995 --> 00:09:39.201
. . بعنوان کارگر تو معادن طلا بکار بگيره . .

00:09:39.292 --> 00:09:44.203
اونم با نصفِ قيمتي که " هرست " ؛ . .
. براي " چيني " ها ؛ به طرفِ " سانفرانسيسکويي " ميده

00:09:44.299 --> 00:09:47.050
حالا ؛ در اين بين ؛ " هرست " که چندين
. . و چند بار ديده دربرابرش تسليم شدم

00:09:47.137 --> 00:09:48.927
پيش خودش به اين نتيجه ميرسه که . .
. ديگه تهديدي براش بشمار نميرم

00:09:49.014 --> 00:09:51.302
پس ؛ اگرم بعداز اون
. . يه تعارض منافع مختصري هم

00:09:51.393 --> 00:09:52.886
باهام پيدا کنه ديگه باعث نميشه . .
. . که احساس کنه بايس

00:09:52.979 --> 00:09:58.187
به قصدِ کُش بهم حمله کنه و مثلا . .
. در انتخابات محلي برعليهم رفتار کنه

00:09:58.946 --> 00:10:03.408
اونوقته که در همچون شرايطي ميتونيم
. . ريسکِ حمايت از " وو " رو به خودمون بخريم

00:10:03.662 --> 00:10:05.535
: و اونوقته که رئيس به اين نتيجه ميرسه که  . .

00:10:05.623 --> 00:10:07.947
درگيري چيني ها ؛ هر برنده اي که داشته باشه »
. « تهديدي براي منافع من نخواهد بود

00:10:08.169 --> 00:10:11.253
. . چرا نرم يه گوشه استراحت کنم »

00:10:11.675 --> 00:10:13.832
و توان برخورد افراد خارجيمو . .
در مواجه با افراد محلي امتحان کنم » ؟

00:10:13.928 --> 00:10:16.169
حالا چي باعث تاخير حمله ي " وو " ؛
به اون يکي چينيِ ميشه ؟

00:10:16.266 --> 00:10:19.681
يا برعکس ؛ چي جلوي اون يکي چيني رو ميگيره -
که به " وو " حمله نکنه ؟
. درسته -

00:10:19.770 --> 00:10:24.231
خب ؛ اگه بشه اون يکي چيني رو منصرف کنيم
. اين خودش باعث ميشه که " وو " هم کنار بکِشه

00:10:24.820 --> 00:10:27.606
حالا اون يکي چينيو چطوري منصرف کنيم ؟

00:10:27.907 --> 00:10:31.073
فکر کنم اولين قدم ميتونه اين باشه
. که تحتِ نظر داشته باشيمش

00:10:35.211 --> 00:10:38.663
تنها سئوالي که برام باقي ميمونه اينه که
. . درانتهايِ راه

00:10:39.802 --> 00:10:42.755
. . اگه لباس چيني ها رو بپوشين . .

00:10:43.933 --> 00:10:45.925
شما خانم ها ؛ با اون لباس ها ؛ . .
چقدر ميتونين خوب بجنگين ؟

00:10:50.108 --> 00:10:51.730
. " تو بمون ؛ باهات کار دارم " آدامز

00:10:56.488 --> 00:10:59.569
از طرفِ شرکتِ تلگرافِ
. شاين " و " بلک هيلز " اومدم "

00:11:00.072 --> 00:11:01.647
. تلگراف داريد

00:11:01.741 --> 00:11:05.605
. آقاي " بلازانوف " ؛ در روز غم انگيزي تشريف آوردين

00:11:09.869 --> 00:11:12.322
. . آشنايي با شما مايه ي خوشوقتيه جناب " بلازانوف " ؛

00:11:12.413 --> 00:11:14.403
و از ناحيه ي اين بنده ي حقير ؛ . .
. دوستي با حضرتعالي باعث افتخار فراوانمِه

00:11:14.497 --> 00:11:16.322
. سپاسگزارم -
. . نيازي نيست که هر روز صبح  -

00:11:16.414 --> 00:11:18.203
خودتونو معرفي کنين و بگين که . .
. براي چه موردي به اينجا اومدين

00:11:18.291 --> 00:11:22.913
ميشه پيشنهاد کنم بجاي اينکه حضرتعالي
. . شخصا پيام ها رو ببرين طبقه ي بالا و تحويل بدين

00:11:23.127 --> 00:11:27.831
و به اين طريق اسباب مزاحمت ميهمانانو فراهم کنين
. . يا خلوتِ هرزگيشونو بهم بزنين ؛

00:11:28.255 --> 00:11:30.577
بنده ؛ پيام ها رو ازتون بگيرم . .
. . و در اين قفسه ها قرار بدم

00:11:30.673 --> 00:11:33.243
تا وقتي ميهمانان مجالِشو داشتن . .
بيان و تلگراف هاشونو ازم تحويل بگيرن ؟

00:11:33.342 --> 00:11:34.999
. اجازه ي چنين کاريو ندارم

00:11:36.510 --> 00:11:41.417
بالاخره آدم بايد نون سرِ سفره ي خونه اش بذاره
. آقاي " بلازانوف " ؛ کاملا درک ميکنم

00:11:41.680 --> 00:11:46.883
اگر بخاطر انعام هايي که اگر اين کارو که من ميگم
انجام بدين ؛ ازدست ميدين ؛ روزي 5 دلار بهتون بدم چي ؟

00:11:51.810 --> 00:11:55.507
. . تلگراف هاي شرکتِ " شاين " و " بلک هيلز " ؛

00:11:55.646 --> 00:11:58.430
بايستي الزاما و حتما به دستِ . .
. شخص " بلازانوف " به مقصد رسونده بشن

00:11:58.565 --> 00:12:00.686
. اجازه ي چنين کاري که شما ميگينو ندارم

00:12:05.527 --> 00:12:10.482
اونوقت " طمع " رو جزو گناهان حساب ميکنن
. اما " حماقت " رو بيخيال ميشن

00:12:11.907 --> 00:12:15.272
. امروز هيچ کدوم از فاحشه هاي کافه ي " جِم " کار نميکنن -
چرا ؟ -

00:12:15.450 --> 00:12:17.689
. آل " ممنوع کرده امروز رو بالکن برن "

00:12:18.326 --> 00:12:20.944
آخه اگه بذاره اون بالا برن ؛
. اونوقت يه دفعه ميفتن پايين

00:12:21.829 --> 00:12:25.076
آخه بخاطر مُردن اون پسربچه
. همگي خيلي احساساتي شديم

00:12:25.289 --> 00:12:27.279
. ديروز ؛ روزِ وحشتناکي بود

00:12:27.707 --> 00:12:30.574
اصلا ازم نپرس که
. . چرا اينجا اومدم

00:12:30.667 --> 00:12:32.989
تا براي اينکه چه جوابي . .
. به " السورث " بدي راهنماييت کنم

00:12:34.587 --> 00:12:37.668
تو نظرتو عوض نکردي ؛ درسته " تريکسي " ؟

00:12:38.088 --> 00:12:41.370
که بنظرت بايد پيشنهادِ ازدواجِ
السورث " رو قبول کنم ؟ "

00:12:42.048 --> 00:12:43.670
. . نظر جديدم اينه که

00:12:44.383 --> 00:12:47.665
. . با توجه به تعداد کم انتخاب هايي که داريم . .

00:12:47.760 --> 00:12:50.627
آدماي ديگه ؛ بجز خودت ؛ . .
. نبايد در اينمورد نظري بدن و دخالت کنن

00:12:55.472 --> 00:12:58.007
از بعداز اتفاقي که براي اون پسر افتاده
اينطوري ساکت بوده ؟

00:13:32.995 --> 00:13:36.526
. از طرف شرکت تلگراف " شاين " و " بلک هيلز " اومدم
. براي آقاي " ولکات " تلگراف آوردم

00:13:36.622 --> 00:13:39.240
امروز حالتون چطوره آقاي " بلازانوف " ؟ -
. سپاسگزارم -

00:13:51.755 --> 00:13:55.535
. " تلگراف براي آقاي " جري -
. بله ؛ من خودِشم -

00:13:56.800 --> 00:13:57.996
. متشکرم

00:14:14.478 --> 00:14:18.721
مثل اينکه وسايلتو جمع کردي
. و کنار گذاشتي

00:14:20.939 --> 00:14:22.764
چي ميخواي بگي ؟

00:14:23.899 --> 00:14:28.474
اين که اميدوارم ضمن حوادث غم انگيز و دردناکِ امروز
. تصميم نهاييتو نگيري

00:14:29.276 --> 00:14:30.982
. تحمل اينجا موندنو ندارم

00:14:38.783 --> 00:14:41.352
کِشيش اينجاس
. تا درباره ي مراسم خاکسپاري صحبت کنه

00:14:50.581 --> 00:14:51.741
. جناب کشيش

00:14:52.999 --> 00:14:55.154
خانم " بولک " ؛ عميقا بهتون تسليت ميگم
. . و باهاتون همدردي ميکنم

00:14:55.250 --> 00:14:57.952
همونطور که ديشب هم . .
. خدمت شوهرتون عرض کردم

00:14:58.169 --> 00:14:59.365
. متشکرم

00:14:59.503 --> 00:15:03.995
ظاهرا قصدتون اينه که درباره ي مراسم
. دعا کردن براي " ويليام " صحبت کنيد

00:15:04.297 --> 00:15:09.001
به آقاي " بولک " پيشنهاد کردم که
. مراسم دعا رو جلوي خونه برگذار کنيم

00:15:09.092 --> 00:15:10.169
. خوبه

00:15:10.260 --> 00:15:12.582
. . درمورد مفاد مراسم و دعاهايي که قراره خونده بشن

00:15:12.678 --> 00:15:16.885
آيا سرود روحاني خاص ؛ . .
. . خوندن بخشي از کتاب مقدس ؛ سخنراني من

00:15:16.972 --> 00:15:20.966
سرود مذهبي يا سخنراني افراد انتخاب شده به يادِ . .
. . ويليام " و بعدش يه بار ديگه خوندن کتاب مقدسو "

00:15:21.058 --> 00:15:23.723
. بهتره مراسم کوتاه باشه -
. بله

00:15:23.934 --> 00:15:25.094
. يقينا

00:15:27.186 --> 00:15:29.970
ميخواين جزئياتي از خصايل شخصيتي " ويليام " رو
بهم بگين تا در دعا استفاده کنم ؟

00:15:30.062 --> 00:15:31.519
. تمايلي به اين کار ندارم

00:15:32.606 --> 00:15:35.354
آيا بخش خاصي از کتاب مقدس هست که
شما يا پسرتون بهش علاقمند باشين ؟

00:15:37.443 --> 00:15:39.598
. خودتون هرچي ميخواين انتخاب کنين -
. حتما -

00:15:39.693 --> 00:15:41.931
و ؛ امکانش هست که موقع سخنراني اعلام کنين
که مراسم خاکسپاري خصوصي برگذار ميشه ؟

00:15:42.028 --> 00:15:43.140
. اينکارو ميکنم

00:15:46.947 --> 00:15:50.526
اونوقت ؛ ميخواين بعداز سخنراني ؛ مدتيو اختصاص بديم
تا مردم بيان جلوي تابوت باز و ادايِ احترام کنن ؟

00:15:50.617 --> 00:15:51.895
! نه

00:15:53.578 --> 00:15:56.991
. حتما -
. متشکرم جناب کِشيش -

00:16:36.778 --> 00:16:40.191
. تسليت ميگم کلانتر
. عميقا باهاتون همدردي ميکنم

00:16:40.281 --> 00:16:43.861
. تسليت و همدرديتونو ميپذيرم نماينده
حالا چي ميخواين بدونين ؟

00:16:44.369 --> 00:16:47.118
درباره ي اين سئوال دارم که آيا قبول داريد
آقاي " سويرنجن " از زبانِ شما صحبت کرده ؟

00:16:47.203 --> 00:16:50.119
. بله
. الان هم ديگه فعلا حرفي ندارم

00:16:50.540 --> 00:16:53.905
عدم تمايلم به دخالت درامور
. چيزيه که تقريبا ميشه بگي جلوي اومدنمو گرفته بود

00:17:05.678 --> 00:17:07.585
. موس مانوئل " زنده مونده "

00:17:08.806 --> 00:17:13.678
. خداروشکر -
. دکتر جراحتِ " کان " رو هم خوب کرده -

00:17:15.728 --> 00:17:17.184
. برو يکم ترياک بکِش

00:17:17.270 --> 00:17:20.352
. متشکرم قربان
. شب خيلي سختيو پشت سرگذاشتم

00:17:23.067 --> 00:17:27.109
. . يه چکِ 50 هزاردلاري دارم

00:17:27.361 --> 00:17:29.397
. که ميخوام پيشِ شما نقدِش کنم . .

00:17:30.282 --> 00:17:33.564
من اين نوع الطافو فقط نسبت به آدمايي
. که تو کافه ام قمار ميکنن نشون ميدم

00:17:33.659 --> 00:17:36.195
کاشکي فرصتي پيش ميومد
. . آقاي " توليور " ؛

00:17:36.327 --> 00:17:40.239
که به همکارام در " يانکتون " نشون بدم  . .
. . که رقابت و چشم و هم چشمي کورتون نکرده

00:17:40.331 --> 00:17:43.034
و هرکاري که به نفع باشه رو . .
. درموقع لزوم انجام ميدين

00:17:43.874 --> 00:17:47.407
ميخواي اين 50 هزارتا رو به " سويرنجن " بدي ؟

00:17:47.503 --> 00:17:50.834
که خب البته بدون شک ترجيح ميده همين چک رو
ازم بگيره تا سابقه اي از رشوه رو داشته باشه
. تا اگر روزي لازم شد ازش استفاده کنه

00:17:50.922 --> 00:17:54.702
پس ؛ موضوع فقط اين نيست که
. . اداي آدم احمقيو دَربياري

00:17:54.800 --> 00:17:57.668
که وقتي آدماي ديگه تو موقعيت باخت قرار ميگيرن
. مسخره اشون کني و حالِشونو بگيري

00:17:59.053 --> 00:18:02.088
ميشه مراحل معامله رو در دفترتون
. . ادامه و انجام بديم آقاي " توليور " ؛

00:18:02.181 --> 00:18:06.923
همون جاييکه اون روز مورد حمله قرار گرفتم . .
و نتونستين نجاتم بدين ؟

00:18:16.234 --> 00:18:18.900
ميبينم از اون شبِ لعنتي ؛ جونِ سالم بدر بردي و
. مشکل روحي - رواني بهم نزدي

00:18:22.030 --> 00:18:23.487
! يا مسيح

00:18:23.574 --> 00:18:28.032
قراره روز بسيار خوشي باشه ؛
. قراره حسابي اشک بريزن و ماتم بگيرن

00:18:28.161 --> 00:18:30.400
اجازه دارن که براي اداي احترامِشون برن ؟

00:18:30.496 --> 00:18:34.076
کي اجازه بده ؟ -
. خب ؛ مثل هميشه ؛ ازهمه مهمتر ؛ خودتي -

00:18:34.166 --> 00:18:36.736
و حالا اگر بعداز اينکه شما ؛ . .
. . با بزرگواري تمام اجازه دادين

00:18:36.835 --> 00:18:39.074
آيا کلانتر ؛ اون ها رو . .
به خونه اش راه ميده ؟

00:18:39.170 --> 00:18:40.579
. . من که اعتراضي ندارم

00:18:40.880 --> 00:18:44.922
اما مسئوليتِش به گردنِ خودته که حواست باشه
. اسباب خجالت و بي احتراميمو فراهم نکنن

00:18:45.009 --> 00:18:48.588
درمورد نظر " بلوک " هم که آيا اجازه ميده
. يا نه ؛ اون يهوديو بفرست ازش بپرسه

00:18:49.345 --> 00:18:52.178
درمورد حضور خودتون هم ؛
بايد اطلاع بدم که تمايل به اومدن دارين ؟

00:18:55.307 --> 00:18:58.471
آخه من واسه چي بايد بخوام
اونجا برم ؟

00:19:07.235 --> 00:19:10.233
! دِ خفه خون بگيرين ديگه

00:19:22.330 --> 00:19:23.739
! داغِه

00:19:24.665 --> 00:19:25.777
! داغِه

00:19:29.377 --> 00:19:33.042
ميدونم که بايد حموم بگيرم ؛
. اما خب ؛ به اين کار عادت ندارم

00:19:33.133 --> 00:19:34.626
. خب ؛ شايد يکم بايد صبر کني تا آب ولرم بشه

00:19:34.717 --> 00:19:38.002
آره خب ؛ يکم صبر ميکنم ؛
. بعدش ميرم تو وان

00:19:40.435 --> 00:19:42.640
. . تا حالا برات عجيب نبوده که

00:19:42.896 --> 00:19:47.060
حموم کردن تو واني که خودت با چرکِ خودت  . .
آبِشو کثيف کردي ؛ چطور ميتونه تميزت کنه ؟

00:19:47.570 --> 00:19:51.270
. " بايد حموم کني " جين -
! خب ؛ منم ميخوام همين کارِ لعنتيو بکنم -

00:19:51.951 --> 00:19:54.488
. يه سئوال کلي ازت پرسيدم

00:19:56.416 --> 00:19:58.740
اينا رو ميذارم تا اگه پوتين هاي
. . معمولِتو نخواستي ؛ اينا رو بپوشي

00:19:58.836 --> 00:20:02.121
. نه ؛ نميخوامشون
. همون پوتين هاي معمولِ لعنتيمو تميز ميکنم

00:20:02.842 --> 00:20:06.460
بنظرت نبايد قبل از حموم گرفتن ؛ تميزِشون کني ؟ -
! نخير ! برگرد -

00:20:07.056 --> 00:20:08.383
! نرو

00:20:18.698 --> 00:20:21.817
عجب خر شانس بودم که اينهمه وقت ؛

00:20:21.911 --> 00:20:24.151
! بدون کمک و راهنمايي تو ؛ زندگي کردم . .

00:20:24.247 --> 00:20:26.239
. منم از پوتين هاي نو خوشم نمياد

00:20:28.503 --> 00:20:30.660
. . من از نو کردن وسايل وحشتي ندارم

00:20:31.841 --> 00:20:34.046
منتها ميترسم اگه پوتين هاي جديدي . .
. پام کنم ؛ باعث تاول زدن پاهام بشه

00:20:37.058 --> 00:20:39.808
! آخ . . خدا . . کونم سوخت

00:20:40.896 --> 00:20:44.478
. همينطورم از مراسم خاکسپاري -
مراسم خاکسپاري ؛ چي ؟ -

00:20:44.693 --> 00:20:46.730
از اون نوع مراسم هم
. به اندازه ي چکمه هاي جديد متنفرم

00:20:48.657 --> 00:20:53.533
. از مراسم خاکسپاري خوشم نمياد -
! من خوشم مياد ! خوشم مياد ! هرچقدر ميرم ؛ بازم سير نميشم -

00:21:18.449 --> 00:21:19.610
. " تريکسي "

00:21:25.000 --> 00:21:27.490
ازم خواست بپرسم که
. . آيا فاحشه ها

00:21:29.047 --> 00:21:31.335
اجازه دارن که بيان . .
و به پسرکِ ازدنيا رفته ؛ ادايِ احترام کنن ؟

00:21:31.677 --> 00:21:35.459
. مراسم سخنراني و دعا خارج از خونه برگذار ميشه
. تمام افرادِ اردوگاه ميتونن حضور داشته باشن

00:21:35.557 --> 00:21:37.928
. حواسِشون هست که حد و حدودِشونو رعايت کنن

00:21:38.478 --> 00:21:40.136
چرا پيشِ اون مرد رفتي ؟

00:21:42.859 --> 00:21:47.901
حالا ؛ دستِتونو بذاريد روي اين پيشخون
." تا رازيو براتون برملا کنم آقاي " استار

00:21:48.493 --> 00:21:52.989
بيشتر زندگيمو ؛ فاحشه بودم ؛
. . و هرقدر هم که

00:21:53.750 --> 00:21:55.705
قواد ؛ مايه ي بدبختي و عذاب باشه ؛ . .
. بازم تنها مونس و همدمِ يه فاحشه اس

00:21:56.837 --> 00:22:00.171
پس ؛ حوادث ناگهاني ناشناخته يا خشونت بار
.  فاحشه رو به سمتِ قوادِش جذب ميکنن

00:22:02.262 --> 00:22:04.632
نه اينکه حاضر نبودم زندگيو به روشِ
. ديگري تجربه کنم ؛ بلکه اجبارا به سمتِش کِشيده شدم

00:22:06.643 --> 00:22:09.892
. بدجوري ناراحت و غمزده ميزني -
. حتي بيشتر از اوني که فکرِشو بکني -

00:22:12.151 --> 00:22:16.314
روز غم انگيزيه آقايان محترم ؛
. که مجبوريم درِش معامله ي تجاريمونو کامل کنيم

00:22:16.406 --> 00:22:18.398
حالا کي گفته حتما " بايد " انجامش بديم ؟

00:22:19.286 --> 00:22:21.657
بخاطر مرگِ پسرِ کلانتر
. بايد اينکارو بکنيم

00:22:21.748 --> 00:22:24.416
تو فقط بايد بپرسي ؛
. اما لياقتِ جواب گرفتنو نداري

00:22:24.668 --> 00:22:27.336
بايد بگم که حتي باوجود
. . غم و اندوه فراون

00:22:27.423 --> 00:22:31.800
کلانتر " بولک " بهم گفت که . .
. به عنوان وکيلِش بهت اطمينان داره

00:22:32.847 --> 00:22:34.637
. . و ؛ بعنوان وکيلِ کلانتر

00:22:35.183 --> 00:22:39.133
در روزي که پسر تعميديم از دنيا رفته . .
. تجارت نميکنم

00:22:40.024 --> 00:22:42.478
مجبورم اين سئوالو ازتون بپرسم
. . آقاي " سويرنجن " ؛

00:22:42.569 --> 00:22:47.730
که آيا اين نمايش غم و اندوه بهانه اي . .
براي اهداف ديگريه ؟

00:22:51.999 --> 00:22:54.536
ببينم ؛ تو مگه با چه جور آدمايي
. . دَم خوري

00:22:55.044 --> 00:22:58.163
که نميترسي بابت چنين توهيني . .
بگيريم يه کتک سير بهت بزنيم ؟

00:22:58.675 --> 00:23:01.379
. . اگه بعنوان مثال " مونتانا " ؛

00:23:01.596 --> 00:23:04.382
شرايط انضمام اين اردوگاه رو . .
. . به خودش آسون تر ميکرد

00:23:04.475 --> 00:23:07.760
و اونوقت شما ؛ نهايي کردن قرارداد رو . .
. . نه به دليل غم و انوده و شفقت

00:23:07.854 --> 00:23:09.892
که به اسباب و اهداف ديگري . .
. . براي مذاکرات به تاخير بندازيد تا

00:23:09.983 --> 00:23:12.853
اون افکار زشت و زننده اتو
! باخودت بردار و از اينجا برو

00:23:12.945 --> 00:23:15.650
. دستورات بعدي امروز بدستم خواهد رسيد

00:23:15.950 --> 00:23:17.525
. . اگر به تعهدتون عمل نکنيد

00:23:17.703 --> 00:23:21.617
عملا نشون دهنده ي قبولِ . .
. پيشنهادِ بعدي " يانکتون " خواهد بود

00:23:21.707 --> 00:23:24.542
اگه برگردي اينجا و يه دلار هم بيشتر
. . از اون 50 هزارتا پيشنهاد بدي

00:23:24.629 --> 00:23:27.415
! کله اتو فرو ميکنم تو اون تاپاله ي اسب . .

00:23:27.507 --> 00:23:31.172
منتها ؛ اينو فقط بگو ببينم ؛ آيا به اين فکر ميکني
. . که پيشنهادو

00:23:31.764 --> 00:23:33.257
با مسايلي غير از پول نقد . .
بالا ببري ؟

00:23:34.016 --> 00:23:37.931
در اين روز ؛
. " درمورد تجارت حرف نميزنم " سايلاس

00:23:38.858 --> 00:23:41.858
اگه بيشتر از اين لِفتِش بدين ؛
. با زور از اينجا ميندازيمتون بيرون جناب نماينده

00:23:41.945 --> 00:23:45.029
وقتي آقاي " سويرنجن " ميفرماين که برو ؛
. يعني بزن به چاک و برنگرد

00:23:45.117 --> 00:23:47.072
. باشه . . خيلي خب

00:23:47.787 --> 00:23:49.992
. منم همچين آدم بي پروايي نيستم

00:23:50.541 --> 00:23:54.669
فقط اينو بگم و برم که برامون قابل قبوله که
. پيشنهادي بجز پول نقد رو مورد بررسي قرار بديم

00:24:02.809 --> 00:24:04.219
. برو اونجا ؛ پيشِ اون مَرد

00:24:07.356 --> 00:24:09.312
منو يادته " اندي " ؟

00:24:11.446 --> 00:24:13.734
. سه بار باهمديگه همکار بوديم

00:24:13.866 --> 00:24:18.778
مِمفيس " ؛ رويِ رودخونه "
. " و " کانزاس سيتي

00:24:19.373 --> 00:24:22.954
و البته قرار بود اينجا هم براي بار چهارم
. همکاري کنيم که مريض شدي

00:24:24.213 --> 00:24:25.589
. من تغيير کردم

00:24:25.759 --> 00:24:28.432
بايستي از حضورم در اردوگاه
. ناراحت و رنجيده خاطر بشي

00:24:28.519 --> 00:24:31.608
. . خب ؛ ببين ؛ من عوض نشدم

00:24:31.695 --> 00:24:35.831
و همينطورم قوانين بازي ؛ . .
. . پس ؛ عليرغم خَر شدنت

00:24:35.918 --> 00:24:39.875
قوانين همچنان سرِجايِ خودشون هستن   . .
. .  و جلوتو ميگرين که تو منطقه ي من

00:24:39.973 --> 00:24:43.264
بدون تشريفات و مذاکرات قبلي . .
. . و قبول شروط من

00:24:43.359 --> 00:24:45.020
که بايد از قبل باهات درميون بذارم و . .
. قبولِت کنم ؛ قمارخونه راه بندازي

00:24:45.239 --> 00:24:47.698
. " نميخوام قمار راه بندازم " ساي

00:24:48.625 --> 00:24:53.461
من خودم اشکال مختلفِ قمارو که قابلِ
. "انجام دادن هستن ؛ بهت ياد دادم " اندي کرِيمد

00:24:53.558 --> 00:24:56.313
. من ديگه تو کار فريب دادن مردم نيستم

00:24:56.400 --> 00:24:59.109
براي " فريب " چندين و چند صورت ميشه
. وضع کرد که هردو ميدونيم چيان و چطورين

00:24:59.200 --> 00:25:02.206
پاييز گذشته ؛ در يکي از چادرهاي مخصوصِ
. . افرادِ طاعوني تحت درمان قرار گرفتم

00:25:02.294 --> 00:25:06.631
و اونجا بود که نجات پيدا کردم تا ايمانمو . .
. به خدا تازه کنم و به سمتِش برم

00:25:07.520 --> 00:25:10.644
چه بخاطر خدا اومده باشي يا قمار ؛
. . يا هرنوع قماربازي ديگه اي

00:25:10.737 --> 00:25:13.909
در اين اردوگاه ؛ . .
. تو ؛ بدون اجازه ي من نميتوني آب بخوري

00:25:13.998 --> 00:25:18.217
. . ننگ باد بر شرفم اگر قصدم -
. که هنوز نشنيدم ازم درخواست اجازه کرده باشي -

00:25:18.304 --> 00:25:21.928
براي مداخله و انجام کار خدا ؛
. نيازي به اجازه ي کسي ندارم

00:25:23.237 --> 00:25:25.696
. " پس بهتره بزني به چاک " اندي

00:25:26.540 --> 00:25:30.295
چونکه رفتار به اسم خدا ؛
. . حتي بعنوان کشيش

00:25:31.012 --> 00:25:33.173
بهت حق راه اندازي قمار . .
! در اين اردوگاهو نميده

00:25:34.565 --> 00:25:37.571
نذار يه بار ديگه مُچِتو
. " وقتي ميخواي اينکارو بکني بگيرم " اندي

00:25:38.703 --> 00:25:42.624
و الا دوباره ميندازمت تو جنگل ؛
. . منتها ايندفعه

00:25:43.009 --> 00:25:45.218
! به يه درخت ميخِت ميکنم . .

00:25:53.626 --> 00:25:57.678
نميدونم چي از صحبت هام دستگيرت ميشه ؛
. . و خب ؛ اهميتي هم نميدم

00:25:57.763 --> 00:26:01.434
يا اينکه امروز صبح . .
. . چه هدفي از سوزوندن اون اجساد داشتي

00:26:01.526 --> 00:26:03.438
منتها اينو ميدونم که " چيني " ها . .
. همچنان تحت فرمانت هستن

00:26:03.533 --> 00:26:08.249
پسرِ يه مردِ سفيدپوست که درآينده قراره
. باهاش تجارت کني ؛ مُرده

00:26:08.506 --> 00:26:10.383
. . در روزِ خاکسپاري پسرش

00:26:10.472 --> 00:26:13.893
نبايد بويِ گوشتِ درحالِ سوختنِ آدميزاد . .
. بينيشو آزار بده

00:26:14.150 --> 00:26:17.441
تنها روشي که بايد نشونم بدي
. . که متوجه حرفام شدي

00:26:17.536 --> 00:26:19.947
. اينه که اون آتش ها رو خاموش کني . .

00:26:20.043 --> 00:26:23.383
و شايد بهتر باشي بقيه ي درگيريهاييو هم که
. . با دوستات داريو دراين زمان

00:26:23.471 --> 00:26:28.225
به نشونه ي احترام به اين روز ؛ کنار بذاري ؛ . .
! مرتيکه ي بت پرستِ کافرِ عوضيِ کيرخور

00:26:28.321 --> 00:26:30.114
! يا مسيح

00:26:30.202 --> 00:26:34.588
هيچ درگيري و خشونتي بين تو و " وو " ؛
. در مدت عزاداري ؛ نبايستي به وجود بياد

00:26:34.799 --> 00:26:38.388
خداي من . . ببين . . حتي اگه متمدن هم نيستي
! مثل آدم هاي متمدن رفتار کن

00:26:38.520 --> 00:26:40.932
. من آدمِ متمدني هستم

00:26:42.408 --> 00:26:47.043
پس اون تمدنِ کوفتيتو بردار
! و گورِتو از اينجا گم کن بيرون

00:26:59.295 --> 00:27:01.171
. پيامو گرفت

00:27:03.643 --> 00:27:06.316
. اگه ميخواي منتظر " وو " بمون -
تا کِي ؟ -

00:27:06.402 --> 00:27:09.241
بالاخره ميخواين براي اون مراسمِ کوفتي
برين يا نه ؟

00:27:09.327 --> 00:27:11.157
. مجبور نيستي دوبار ازمون بخواي

00:27:16.100 --> 00:27:18.345
چرا بايد بخوام به اون مراسم لعنتي برم ؟

00:27:28.933 --> 00:27:31.855
هتلِتونو به چه قيمتي ميفروشين آقاي " فارنام "؟

00:27:31.942 --> 00:27:35.226
چرا ميپرسين ؟ -
. چونکه ميخوام بخرمش -

00:27:35.321 --> 00:27:36.514
واقعا قربان ؟

00:27:37.108 --> 00:27:41.470
فکر کنم درواقع براي شخصِ ديگري بخواين ؟ -
. هرفکر و فرضي ميخواي بکن -

00:27:43.636 --> 00:27:45.621
ببينم ؛ اينجا گرمِه ؟

00:27:45.923 --> 00:27:48.404
. بنظر من که سَردِه -
سرد . . واقعا ؟ -

00:27:48.500 --> 00:27:51.856
! ريچاردسون " ؛ آقاي " ولکات " سردِشونِه "

00:27:53.365 --> 00:27:56.224
. مثل اينکه اينطرفا نيست
. خودم به مشکل رسيدگي ميکنم قربان

00:27:56.317 --> 00:28:00.299
اگه تا ده دقيقه ي ديگه ؛ همچنان سردِتون بود
. . براي روحِ ابديم دعا کنيد

00:28:00.391 --> 00:28:03.664
بخاطر اينکه حتما اتفاق ناگوارِ کُشنده اي . .
! برام افتاده که نتونستم مشکلو حل کنم

00:28:05.005 --> 00:28:10.147
درغيراينصورت ؛ بدونيد که موفق به
. از بين بردن سرمايي که اذيتِتون ميکنه شدم

00:28:15.442 --> 00:28:19.011
! کيرخورهاي عوضي
! فکر کردن ميتونن همه چيو صاحب بشن

00:28:19.308 --> 00:28:21.256
! مرتيکه ي کُسکِش

00:28:27.540 --> 00:28:30.612
. بيرون ؛ زيرِ پنجره ؛ مُرده پيداش کردم

00:28:31.448 --> 00:28:35.017
خب ؛ واسه چي آورديش داخل ؟ -
. سِهره يِ بيچاره -

00:28:35.979 --> 00:28:38.128
. بندازش بيرون و دستاتو بشور

00:28:40.636 --> 00:28:44.998
اگه يه پرنده بخوره به پنجره ؛
. . يا باهاش تصادف کنه

00:28:45.874 --> 00:28:48.569
! معنيش اينه که يه حادثه ي مرگ اتفاق افتاده . .

00:28:48.701 --> 00:28:50.319
. خب ؛ نابغه ؛ خودمون که ميدونيم يکي مُرده

00:28:50.406 --> 00:28:53.101
خب ما الان ميدونيم ؛ اما اون پرنده
. . يه مدت پيش

00:28:53.192 --> 00:28:56.181
به پنجره خورده و مسرده ؛ . .
. . قبل از اينکه بدونيم مرگي اتفاق افتاده

00:28:57.889 --> 00:28:59.258
! البته تا اونجاييکه ميدونيم . .

00:29:00.384 --> 00:29:02.995
پوتين هاي خودم و " آل " رو واکس زدم
. اما مالِ تو رو واکس نميزنم

00:29:03.087 --> 00:29:05.284
خب ؛
. من پوتينِ هاي نو دارم ؛ اونا را ميپوشم

00:29:05.373 --> 00:29:09.227
البته يکم برام تنگن ؛
. اما هنوزِ درخشِش نو بودنِشونو دارن

00:29:09.655 --> 00:29:13.968
جاني " ؛ نميتوني هيچ چيزِ نويي رو "
. . تو مراسم خاکسپاري بپوشي

00:29:14.061 --> 00:29:16.046
. بخصوص اگه کفش باشه . .

00:29:16.972 --> 00:29:18.506
. تا حالا همچين چيزيو نشنيده بودم

00:29:18.593 --> 00:29:20.328
. . خب ؛ شايد بخاطر اينه که وقتي داشتن بهت ميگفتن

00:29:20.422 --> 00:29:24.653
زيادي سرِت گرمِ شنيدن چرندياتي . .
! که براي خوردنِ پرنده ها به پنجره ميگفتن بوده

00:29:25.744 --> 00:29:29.513
نگهِشون دار تا شلوغي بعداز
. مراسم خاکسپاري تموم بشه

00:29:29.611 --> 00:29:32.305
. اموالِ توقيف شده ي لعنتيه

00:29:32.520 --> 00:29:33.925
چکمه رو گذاشتي رويِ بار ؟

00:29:34.350 --> 00:29:36.831
تو چه مرگت شده " دان " ؟

00:29:37.219 --> 00:29:39.368
. يه بطري ويسکي بهم بده

00:29:45.742 --> 00:29:47.608
. . ميخوام بريزمش

00:29:48.402 --> 00:29:50.432
. جلويِ دَرِ لعنتي . .

00:29:52.519 --> 00:29:57.247
اينکارو بکنم ؛ يا ترجيح ميدين که
شيطان از اين درِ لعنتي بياد تو ؟

00:29:57.425 --> 00:29:59.987
! لابد از عالم ديگه اينو بهش خبر دادن

00:30:05.823 --> 00:30:08.729
آرزوم اينه که کاشکي بعضي وقتا
. . فقط بازي ميکردم

00:30:09.148 --> 00:30:11.049
يا فکرمو به چيزاي ديگه اي ؛ . .

00:30:11.144 --> 00:30:14.086
بجز ديدن و احساسِ اين همه . .
. غم و اندوه ؛ مشغول کنم

00:30:16.258 --> 00:30:21.364
يا خودمو فارغ از اين احساس کنم که هرلحظه
. . فکر کنم چقدر سخت ميشه بعضي چيزا رو فهميد

00:30:22.786 --> 00:30:24.238
. يا باهاشون کنار اومد . .

00:30:25.945 --> 00:30:28.721
بعضي وقتا تو زندگي احساس کردم
. . که با اون چيزا نميتونم به زندگي ادامه بدم

00:30:29.895 --> 00:30:34.126
اما فهميدم که ميتونم " سوفيا " ؛ . .
. فهميدم که قدرتِشو دارم که باهاشون کنار بيام

00:30:35.757 --> 00:30:39.692
حتي ؛ وقتي فکر ميکنم قدرتِشو ندارم
. يا نميتونم از پسِشون بربيام

00:30:46.525 --> 00:30:48.804
حالا نيگام ميکني " سوفيا " ؟

00:30:50.307 --> 00:30:51.680
ميتوني امتحان کني ؟

00:30:55.101 --> 00:30:59.806
خيلي ازت سپاسگزار ميشم
. . که منو در غم و اندوهِت شريک کني

00:31:00.564 --> 00:31:04.641
تا من هم ؛ تو رو در غم و اندوهِ خودم شريک ميکنم
. . تا حتي اگه غمگين هم باشيم

00:31:05.484 --> 00:31:08.684
بابت اينکه چقدر همديگه رو دوست داريم . .
. . شکرگزار باشيم

00:31:10.279 --> 00:31:12.849
. . و بدونيم که ما . .

00:31:12.948 --> 00:31:15.566
. . در اين دنيا ؛ به اندازه ي غم و اندوهِمون

00:31:17.326 --> 00:31:19.114
. در شادي هامونم شريکيم . .

00:31:23.496 --> 00:31:25.285
. ممنونم عسلم

00:31:29.417 --> 00:31:33.910
حالا مياي لباس بپوشيم تا بريم و
با " ويليام بلوک " خداحافظي کنيم ؟

00:31:35.171 --> 00:31:37.326
. . هيچ کس حق نداره تزريق کنه . .

00:31:37.422 --> 00:31:40.835
يا ترياک بخوره ؛ . .
. . يا چيز ميزي به خودش بکنه

00:31:40.926 --> 00:31:45.086
يادتون باشه که قبل از رفتن ؛ چشم هاتونو . .
. براي علائم مصرف مواد چِک ميکنم

00:31:48.639 --> 00:31:51.127
. " و يادت باشه که مَست هم نباشي " جن

00:31:53.017 --> 00:31:56.596
. و اين دهنِ لعنتيتو هم خوب بشور
! نفسِت بويِ هفت جور کير ميده

00:32:06.860 --> 00:32:08.233
بله ؟

00:32:09.570 --> 00:32:12.402
زير بغل ها و پشم کُس هاشون تميزه ؟

00:32:12.823 --> 00:32:16.485
. آماده ان -
. تو مسئولِشون هستي -

00:32:17.868 --> 00:32:21.199
چرا نمياي و کاري نميکني که
به خودت جوابگو باشن ؟

00:32:21.411 --> 00:32:23.615
. دَرو پشتِ سرِت ببند

00:33:03.274 --> 00:33:04.683
. . ويليام بولک " ؛ "

00:33:06.359 --> 00:33:09.309
. . پسرِ محبوبِ " مارتا " و " سِث " ؛ . .

00:33:10.237 --> 00:33:13.152
. . در 11 سالگي به پيشگاهِ خداوند فراخوانده شد . .

00:33:13.364 --> 00:33:16.279
و مانيز اينجا جمع شده ايم . .
. تا بدرقه اش کنيم

00:33:16.617 --> 00:33:18.239
. بيايين سرهامونو به نشانه ي احترام پايين بندازيم

00:33:19.243 --> 00:33:21.945
. از مزمورِ 23

00:33:22.370 --> 00:33:27.159
خداوند نگهبانم است
. پس از هيچ چيز هراس ندارم

00:33:27.832 --> 00:33:31.612
. . مرا در مرغزارهاي سبز سکني خواهد داد ؛

00:33:31.710 --> 00:33:35.159
. و به سمت آب هاي آرام ؛ راهنمايم خواهد بود

00:33:35.504 --> 00:33:38.253
. . روحم را دوباره برخواهد انگيخت

00:33:38.714 --> 00:33:43.502
به نام خويش مرا به راه هاي درستکاري
. و صداقت رهنمون خواهد کرد

00:33:54.809 --> 00:33:58.388
. باشد که کلمات الانم ؛ نوشته شوند

00:33:58.854 --> 00:34:02.469
باشد که با قلم آهنين و سُرب ؛

00:34:02.689 --> 00:34:04.680
. تا ابد ؛ بر تکه سنگي منقوش گردند . .

00:34:05.649 --> 00:34:08.433
. . تا بدانم که رهايي بخشم زنده است

00:34:08.527 --> 00:34:12.984
و در روز قيامت . .
. روي زمين مستقر خواهد شد

00:34:13.112 --> 00:34:18.234
. . و حتي بعداز اينکه بدنم از بين برود

00:34:18.784 --> 00:34:23.158
. همچنان بتوانم خداوند را ببينم . .

00:34:23.702 --> 00:34:26.653
. . که خودم

00:34:26.747 --> 00:34:31.406
. . با چشمانِ خويش . .

00:34:42.883 --> 00:34:44.505
و نه چشم ديگري ؛ . .
. نظاره گرش خواهم بود

00:35:15.489 --> 00:35:17.942
. از مزمورِ 121

00:35:20.117 --> 00:35:23.945
. . چشمانم را به تپه ها خواهم دوخت

00:35:24.286 --> 00:35:26.822
. جايي که فريادرسم ؛ از آنجا خواهد آمد . .

00:35:28.790 --> 00:35:33.247
خداوند ؛ فريادرسم خواهد بود ؛
. آنکه بهشت ( آسمان ها ) و زمين را آفريده است

00:35:38.712 --> 00:35:41.282
. . خداوند نگهبانت است

00:35:41.464 --> 00:35:45.838
. خداوند سايه ي ( فانوس ) بالاي دستِ راستت است

00:35:45.966 --> 00:35:49.048
. . به قوتِ اوست که نه خورشيد ؛ در روز

00:35:49.135 --> 00:35:51.670
و نه ماه ؛ درشب . .
. ياراي آسيب رسانيدن به تو را ندارند

00:35:52.053 --> 00:35:55.799
. . باشد که خداوند از تمام شياطين محافظتت نمايد

00:35:56.056 --> 00:35:58.177
. باشد که خداوند روحَت را حفظ کند

00:35:58.266 --> 00:36:00.671
اجازه بده مردم بيان
. و با " ويليام " خداحافظي کنن

00:36:00.768 --> 00:36:04.633
باشد که خداوند از اين زمان به بعد ؛
. . و حتي تا ابدالدهر

00:36:04.728 --> 00:36:07.051
ورود و خروجت را . .
. به و از همه جا ؛ محافظت کند

00:36:09.940 --> 00:36:13.436
به درخواست خانواده ؛
. مراسم خاکسپاري خصوصي برگذار ميشه

00:36:13.526 --> 00:36:16.689
از طرف و به درخواستِشون
.  از همگي بابت اينکه قدم رنجه کرديد متشکرم

00:36:16.778 --> 00:36:18.317
. بذار بيان ببيننِش

00:36:24.575 --> 00:36:27.144
. . اونهايي که ميخوان ادايِ احترام نهاييشونو

00:36:27.242 --> 00:36:32.114
نسبت به جسدِ " ويليام بولک " بجا بيارن ؛ . .
. به خانه ي " بولک " دعوتن

00:38:06.806 --> 00:38:10.385
. دخترا يه مدت طول ميکِشه تا بيان
. دارن جسدو ميبينن

00:38:10.849 --> 00:38:14.346
. لطفا همين الان " وو " رو بيارش -
. تو کارخونه ي يخِه -

00:38:14.478 --> 00:38:16.468
شيفت ها رو چطور بچينيم ؟

00:38:16.562 --> 00:38:19.180
منظورش چيه ؟ -
. "ميدوني ؛ براي محافظت از " وو -

00:38:21.023 --> 00:38:22.136
. وو " رو بياريدش اينجا "

00:38:22.233 --> 00:38:24.720
. بذاريدش تويِ اتاقِ يکي از فاحشه ها

00:38:27.236 --> 00:38:28.976
. ميگم حرفش  با عقل جوردرنميومد

00:38:29.070 --> 00:38:31.772
. اونجا اولين جاييه که آدماي " وو " ميگردن

00:38:31.947 --> 00:38:34.779
بذارش روي يخ " ؛ "
. " يه جور تيپِ حرف زدنِه " جاني

00:38:34.865 --> 00:38:36.855
." منظورش اين بود که " بگيرين بيارينش اينجا

00:38:38.993 --> 00:38:40.864
. بيا بلندت کنم که بريم بالا خانم کوچولو

00:38:45.998 --> 00:38:49.115
. تو قبرِ " ويليام " گل ريختيم

00:38:49.207 --> 00:38:50.236
چي ؟

00:38:50.668 --> 00:38:52.374
. من و " تريکسي " باهمديگه

00:38:53.044 --> 00:38:56.575
فکر کنم درستش اين باشه که بگي
.  تريکسي " و من "

00:38:58.339 --> 00:38:59.748
. " درسته " السورث

00:39:03.675 --> 00:39:06.372
البته منظورم از " بله " ؛
. پاسخم ؛ به درخواستيه که ازم داشتي

00:39:37.545 --> 00:39:39.814
. " سويرنجن " -
! " سويرنجن " -

00:39:42.715 --> 00:39:45.797
." حالا . . " وو " . . " سويرنجن

00:39:47.927 --> 00:39:51.553
! " سويرنجن "

00:39:57.520 --> 00:40:00.908
آقاي " وو " ؛ چرا مثل يه آقاي محترم
خودتون ؛ همراهمون نمياين ؟

00:40:29.921 --> 00:40:34.252
فکر کنم آخرين باري که اين نگاهِ غم انگيزو
. . تو چشم هات ديدم

00:40:34.385 --> 00:40:37.086
وقتي بود که چندتا دختر جوون . .
. مُرده بودن

00:40:38.360 --> 00:40:41.584
حالا موضوع چيه ؟
ميدوني ؟

00:40:42.372 --> 00:40:44.081
يا شايدم کلا آدمي باشي که زود اشکِش دَرمياد ؟

00:40:44.175 --> 00:40:48.052
! از قدرتِ شمشير بهراسيد -
! يا مسيح -

00:40:48.148 --> 00:40:50.068
! تا به غضبَش گرفتار نشويد

00:40:50.156 --> 00:40:52.111
! اين عوضيو بندازيد بيرون

00:40:58.331 --> 00:41:00.604
آدمِ نااميد و بيچاره اي هستي ؛
. مگه نه " توليور " ؟  تو نااميدي

00:41:00.667 --> 00:41:02.676
. حس ميکني موقعيتِت داره ضعيف و ضعيف تر ميشه

00:41:02.775 --> 00:41:06.929
و بايد درهمچين موقعيتي بجاي
. . کُشتنِ زن هاي بي دفاعي که

00:41:07.038 --> 00:41:10.726
! جلوم مي ايستن و مقاومت ميکنن ؛ چيکار کنم ؟ . . -
. " آقاي " ولکات -

00:41:13.596 --> 00:41:15.258
. . يه حسي بهم دست داده که

00:41:15.306 --> 00:41:16.767
. تو تلگراف خانه همديگه رو خواهيم ديد . .

00:41:16.875 --> 00:41:19.563
بنده ؛ البته ؛ مشخصا
. به مقصد " يانکتون " تلگراف ميفرستم

00:41:19.670 --> 00:41:23.587
منتها ميخواستم بدونم که آيا پيام شما
به سمت " هلينا " فرستاده خواهد شد ؟

00:41:23.690 --> 00:41:27.291
آقاي " هرست " ؛ حامي جنگ و رقابتهاي
. مربوط به قلمرو نيستن جناب نماينده

00:41:27.386 --> 00:41:29.889
اوه ؛ خداي من ؛ خيلي دلم ميخواد
. اينو باور کنم اما خب ؛ نميتونم

00:41:30.879 --> 00:41:33.718
رئيس بزرگ ؛خودشون تمام شک و
. ترديدهاتونو برطرف خواهند کرد

00:41:35.712 --> 00:41:37.569
ايشون تا يک هفته ي ديگه
. بهمون ملحق خواهند شد

00:41:39.164 --> 00:41:40.848
واقعا داره مياد ؟

00:41:40.957 --> 00:41:44.945
اميدوارم که ؛ قربان ؛ تا اونموقع که ايشون بيان
. . يانکتون "  ديگه جواب تلگرافمو داده باشه "

00:41:45.037 --> 00:41:48.444
که بهم اختيار پيشنهاد دادنو بده ؛ . .
. . و بعداز اون که شروطِ انضمام اين اردگاه

00:41:48.534 --> 00:41:52.984
به ايالت جديد مورد قبول واقع شد ؛ . .
. . تابلوي خيلي بزرگي

00:41:53.072 --> 00:41:55.272
تو خيابان مرکزي شهر . .
. . آويزون خواد شد ؛ با اين محتوا که

00:41:55.361 --> 00:42:00.307
به " دِدوود " ؛ از توابع ايالتِ " داکوتا " ؛ »
. « " جناب آقاي " جورج هرست

00:42:00.481 --> 00:42:02.763
. در اين فاصله ؛ بهتون غبطه نميخورم جناب نماينده

00:42:02.854 --> 00:42:05.555
مگه همين ساعت بي کاري و فراغت نيستن
که ما رو به چالِش ميکِشن ؟

00:42:05.646 --> 00:42:09.638
مگه همين ساعات نيستن که گاهي اوقات ما رو به سمتِ
لبه ي پرتگاه و بعضا به سويِ پريدن از لبه و خودکُشي ميکِشونن ؟

00:42:09.730 --> 00:42:13.593
بايستي از آقاي " هرست " بپرسم که
. . آيا ايشون يا هرکدوم از

00:42:14.272 --> 00:42:17.221
افرادي که ميشناسن هم . .
همين تجربه و نتيجه گيريو دارن ؟

00:42:53.613 --> 00:42:55.604
. بذار يه سئوالي ازت بپرسم

00:42:57.492 --> 00:43:01.239
فکر کردي با ريختن آب دهنت
روي بيضه هام ؛ بهم احساس خوبي ميدي ؟

00:43:01.329 --> 00:43:04.779
. چونکه از قضاي روزگار ؛ از اين کارت لذت نميبرم -
. متاسفم -

00:43:04.874 --> 00:43:07.659
. احساس خيلي عجيب غريبيه

00:43:07.919 --> 00:43:10.788
. باعث ميشه حواسم پرت بشه و نتونم شق کنم

00:43:14.801 --> 00:43:16.664
! اين تابوت هاي لعنتي

00:43:17.165 --> 00:43:20.176
همه  ي جامعه رو آزار ميدن
. و تازه احمقِشون هم ميکنن

00:43:21.117 --> 00:43:24.731
خودم ؛ بعداز مراسم خاکسپاري برادرم
. حسابي بابتشون داغون شدم

00:43:25.966 --> 00:43:28.652
. احساس ميکردم از هر زاويه اي مشتي حواله ي بدنم ميشه

00:43:28.859 --> 00:43:32.194
هنوز بابت مُشتي که از سمت چپ خورده بودم گيج بودم
. که مُشت ديگه اي از سمت راست حواله ي چونه ام ميشد

00:43:32.283 --> 00:43:34.842
. مغزم نميتونست با سرعت کافي واکنش نشون بده

00:43:35.257 --> 00:43:38.674
. تا سه هفته ي لعنتي سردرد امونمو بُريده بود

00:43:41.369 --> 00:43:45.086
مگه تقصير منِه که برادرم مُرده ؟

00:43:45.206 --> 00:43:47.280
. تازه حتي برادر واقعيم هم نبود

00:43:47.383 --> 00:43:51.494
من که از اون کُسکِش ها نخواسته بودم
. که منو به فرزندخوندگي قبول کنن

00:43:54.230 --> 00:43:59.709
برادرم ؛ مثل ماهي اي که از آب بيرون افتاده باشه
. تکون تکون ميخورد و به رعشه ميفتاد

00:44:01.938 --> 00:44:03.922
. اين بيماري صرعِ لعنتي اين بلا رو سرِ آدم مياره

00:44:04.976 --> 00:44:08.461
. . بذار بابات کتکِت بزنه ؛ آخه ناراحت و

00:44:09.021 --> 00:44:10.847
! مَستِه . . .

00:44:11.149 --> 00:44:14.299
اگه اون خانم " اندرسونِ " گامبو ؛
. . جاکِش از آب درنميومد

00:44:14.385 --> 00:44:16.308
. تو همون يتيم خونه بهتر بزرگ ميشدم . .

00:44:18.587 --> 00:44:21.737
بگذريم ؛
مراسم خاکسپاري چطور بود ؟

00:44:22.381 --> 00:44:25.752
ببينم ؛ جَو گير شدي و خودتو ضايع کردي ؟ -
. نه -

00:44:25.876 --> 00:44:29.926
. فکر کنم همه ناراحت بودن -
. منتها خب ؛ مراسم زيبايي هم بود -

00:44:30.376 --> 00:44:32.359
! ببُر اون صدارو

00:44:38.479 --> 00:44:39.503
موهاتو رنگ کردي ؟

00:45:12.893 --> 00:45:15.333
. . هرچيزي که بهمون اميدِ زندگي بده

00:45:32.029 --> 00:45:34.607
...همونطور که الان زنده ايم و

00:45:34.607 --> 00:45:36.287
. داريم زندگي ميکنيم

00:45:36.288 --> 00:45:51.288
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.