﻿WEBVTT

00:00:00.950 --> 00:00:04.150
« این درام بر اساس حوادث، تحقیقات گسترده و بازجویی‌های واقعی می‌باشد »

00:00:04.151 --> 00:00:09.950
« برخی صحنه و شخصیت‌ها به‌منظور نمایشی‌شدن خلق شده‌اند »

00:00:11.750 --> 00:00:15.750
شخصیت «سِیدی برن» الهام‌گرفته از مأمور پلیس »
« مخفی حقیقی‌ای ملقب به «لیزی جیمز» است

00:00:15.751 --> 00:00:22.551
« بنا به دلایل حقوقی، نام و دیگر مشخصه‌ها تغییر یافته است »

00:00:32.550 --> 00:00:34.710
چاقو رو گرفتم توی دست‌م

00:00:37.230 --> 00:00:39.070
خیلی محکم گرفتم‌ش

00:00:41.550 --> 00:00:45.830
،و دختره داشت به‌م لبخند می‌زد
دل‌ش می‌خواست انجام‌ش بدم

00:00:49.510 --> 00:00:51.710
و بعد گلوش رو بریدم

00:00:56.550 --> 00:00:58.630
پرشور بود

00:01:02.710 --> 00:01:04.230
...اوناهاشش

00:01:05.510 --> 00:01:07.310
لیزی جیمز

00:01:25.190 --> 00:01:28.270
اطلاعات تازه از «ایندیا 1»، لطفاً

00:01:28.310 --> 00:01:31.150
تغییری نکرده. هنوز در نقطه‌کور ون‌ـه

00:01:33.070 --> 00:01:35.590
تو باید کالین باشی

00:01:35.630 --> 00:01:37.390
تو هم باید لیزی باشی

00:01:41.550 --> 00:01:43.630
خیلی وقته معطل‌ای؟

00:01:43.670 --> 00:01:45.270
زیاد نیست

00:01:46.910 --> 00:01:49.870
خب، من قول نهار به‌ت دادم، مگه نه؟ -
آره -

00:02:06.070 --> 00:02:08.190
به‌ت گفتم متأهل بودم، مگه نه؟

00:02:08.230 --> 00:02:09.870
آره. آره، گفتی

00:02:09.910 --> 00:02:11.630
...زیاد دووم نداشت. من

00:02:17.150 --> 00:02:18.470
ممنون

00:02:18.510 --> 00:02:22.990
...من... من به‌ت قول دادم که کُل ماجرا رو تعریف کنم، می‌کنم. فقط

00:02:23.030 --> 00:02:24.550
بجنب، استگ

00:02:25.910 --> 00:02:27.270
فقط یه‌خرده خجالت‌زده‌ام

00:02:27.310 --> 00:02:29.350
خب، به من هر چیزی رو می‌تونی بگی

00:02:29.390 --> 00:02:31.090
...احساس می‌کنم همیشه

00:02:31.830 --> 00:02:34.870
دنبال چیزی‌ام که نمی‌تونم پیدا کنم

00:02:34.910 --> 00:02:39.470
فکر کنم به‌خاطر اتفاق‌ـیه که وقتی بچه بودم برام افتاد

00:02:39.510 --> 00:02:41.030
رازت؟

00:02:42.950 --> 00:02:45.950
منظورم اینه، ایرادی نداره. می‌تونی به من بگی

00:02:51.110 --> 00:02:52.670
ادامه بده

00:02:57.510 --> 00:03:00.110
یه مرد مسن‌تر بود که

00:03:00.150 --> 00:03:02.510
،چندتا خیابون دورتر از من زندگی می‌کرد

00:03:02.550 --> 00:03:04.030
...و

00:03:05.590 --> 00:03:07.350
باهام مهربون بود

00:03:07.390 --> 00:03:09.750
باعث می‌شد احساس کنم استثنایی‌ام

00:03:09.790 --> 00:03:14.790
...خب، یه‌جورایی با اون وْ رفقاش قاتی شدم. و... توی زیرزمین‌ش

00:03:16.110 --> 00:03:18.550
یه اتاق داشت که کلاً مشکی شده بود

00:03:19.750 --> 00:03:22.230
با علم‌غیب حال می‌کرد

00:03:27.310 --> 00:03:30.350
و از... از نظرم آدم مرموزی بود

00:03:30.390 --> 00:03:33.870
مناسک اجرا می‌کرد

00:03:33.910 --> 00:03:38.310
...و... اتفاقی که میوفتاد اینه که

00:03:41.550 --> 00:03:43.910
ته‌ش همه سکس می‌کردن

00:03:46.590 --> 00:03:51.390
...پُرشورترین فضا بود، مثلاً

00:03:51.430 --> 00:03:53.790
حتی نمی‌دونم چطور توصیف‌ش کنی

00:03:53.830 --> 00:03:56.070
یه‌جورایی... احساسات ضدوْنقیض داشت

00:03:56.110 --> 00:03:57.710
...مثلاً

00:03:57.750 --> 00:03:59.870
همه‌مون خیلی خیلی مست بودیم

00:04:01.710 --> 00:04:04.870
...اتاق پُر از شمع بود و

00:04:04.910 --> 00:04:08.670
از این پیاله‌های ویژه بود

00:04:10.550 --> 00:04:11.950
جام شراب

00:04:14.590 --> 00:04:19.510
...یه زنه بود، و لخت روی محراب دراز شده بود

00:04:19.550 --> 00:04:21.310
ادامه بده، لیزی

00:04:21.350 --> 00:04:22.950
و یه‌سری چاقو

00:04:22.951 --> 00:04:24.910
آورده بودن

00:04:27.630 --> 00:04:31.550
...و انگار که زنه می‌دونست چه اتفاقی داره میوفته. فقط

00:04:31.590 --> 00:04:33.950
فقط دراز کشیده بود اون‌جا

00:04:33.990 --> 00:04:37.070
،و بعد این مَرده، یه چاقو داد دست‌م

00:04:37.110 --> 00:04:40.190
و ازم خواست گلوی زنه رو ببُرم

00:04:42.350 --> 00:04:44.724
پس... رفتم پیش‌ش

00:04:45.525 --> 00:04:46.450
...و

00:04:47.190 --> 00:04:49.790
‫اون داشت به‌م نگاه می‌کرد،
‫و من هم به اون نگاه می‌کردم،

00:04:49.830 --> 00:04:52.670
و اتاق از روشنایی شمع و دود پر بود

00:04:52.710 --> 00:04:54.550
پرشور بود

00:04:58.430 --> 00:05:00.190
و کاری که ازم خواست رو کردم

00:05:01.430 --> 00:05:03.910
و پیاله رو برداشتم و با خون‌ش پُرش کردم

00:05:03.950 --> 00:05:05.470
و همه نوشیدیم‌ش

00:05:06.870 --> 00:05:10.350
...و بعد من با این مَرده بودم و

00:05:10.390 --> 00:05:13.430
شگفت‌انگیزترین چیز بود

00:05:13.470 --> 00:05:15.470
...بهترین

00:05:15.510 --> 00:05:17.750
چیزی بود که اصلاً می‌تونستم تصور کنم

00:05:21.750 --> 00:05:24.870
...فکرِ بودن با اون

00:05:26.150 --> 00:05:28.750
منظورم اینه، سکس هوش از سر می‌پروند

00:05:30.910 --> 00:05:33.350
جفت‌مون می‌دونستیم چه اتفاقی افتاده بود

00:05:46.150 --> 00:05:49.350
...ازت نمی‌خوام همۀ رازهات رو به‌م بگی

00:05:50.910 --> 00:05:53.910
ولی همۀ اعتمادم رو به‌ت اختصاص می‌دم

00:05:55.750 --> 00:05:58.950
...و یا مرد مناسبی برام نیستی

00:06:00.470 --> 00:06:02.470
بجنب، استگ. بجنب

00:06:02.510 --> 00:06:05.590
...و می‌تونیم فقط دوست باشیم، یا...

00:06:05.630 --> 00:06:07.130
یالا، یالا

00:06:07.910 --> 00:06:09.870
می‌خوای چیزی به‌م بگی؟

00:06:17.990 --> 00:06:20.030
بجنب، استگ. بجنب

00:06:20.070 --> 00:06:22.070
...بجنب، بجنب

00:06:31.390 --> 00:06:33.870
این نامه‌ایه که وقتی آشنا شدیم به‌م داد

00:06:35.310 --> 00:06:39.830
.تیغۀ چاقو را گرفته و به‌آرامی بر روی بدن‌ت می‌کشد»

00:06:39.870 --> 00:06:42.510
.زخمی‌ات نمی‌کند، تنها تحریک‌ات می‌کند

00:06:42.550 --> 00:06:46.430
سپس تیغه را در دهان‌ات گذاشته و
.مجبورت می‌کند آن را با زبان‌ات تمیز کنی

00:06:46.470 --> 00:06:48.630
.اکنون خیلی شهوت‌انگیز هستی

00:06:48.670 --> 00:06:52.550
،مَرده دست‌اش را می‌بُرد، تنها به‌قدری که خون بگیرد

00:06:52.590 --> 00:06:54.710
.و آن را بر روی سینه‌هایت می‌چکاند

00:06:56.150 --> 00:06:59.670
...وقتی آن را می‌مالی، باعث... باعث می‌شود

00:06:59.710 --> 00:07:02.710
چنان‌که به ارگاسم سنگینی می‌رسی

00:07:02.750 --> 00:07:04.870
.سرت را عقب وْ جلو وْ یک‌وری می‌جنبانی

00:07:05.910 --> 00:07:09.430
«.امیدوارم این ارضایت کرده باشد، لیزی

00:07:09.470 --> 00:07:11.630
!طلای خالصه

00:07:11.670 --> 00:07:13.550
داره از چاقو حرف می‌زنه

00:07:13.590 --> 00:07:15.270
فقط نامه نیست

00:07:15.310 --> 00:07:18.750
طوری که رفتار کرد... عجیب‌غریب بود -
هوم -

00:07:18.790 --> 00:07:23.830
من داستانی دربارۀ بریده‌شدن گلوی یه زن براش
تعریف می‌کنم، اون‌وقت خم هم به ابروـش نمیاد

00:07:26.670 --> 00:07:30.190
...ندرتِ عناصر ترکیبی انحراف

00:07:31.710 --> 00:07:35.710
تنها در شمار کوچکی از جمعیت عمومی مردان موجوده

00:07:37.390 --> 00:07:39.870
خیلی‌خب، این تکه چطور؟

00:07:39.910 --> 00:07:43.630
من این داستان را در راستای علاقه‌ای»
«.که احساس می‌کنم داری، نوشته‌ام

00:07:46.630 --> 00:07:50.070
اگه باعث شده باشیم فکر کنه لیزی
با این‌جور چیزها حال می‌کنه چی؟

00:07:51.950 --> 00:07:57.950
خب، نمی‌تونم ببینم چطور از چیزی که به‌ش
منتقل کرده‌ایم به چنین استنباطی رسیده

00:07:59.510 --> 00:08:02.390
پیش از نوشتن این نامه

00:08:20.270 --> 00:08:23.270
چیزی هست که دوست داشته باشی بگی، سِیدی؟

00:08:26.270 --> 00:08:28.910
ما سمت درست ماجرا قرار داریم؟

00:08:30.630 --> 00:08:33.510
،ای‌جِی-14»، نامه‌ای که ماه مارس برای استگ فرستادیم»

00:08:33.550 --> 00:08:37.110
عبارت «بی‌دفاع و تحقیرشده» رو به کار بردیم

00:08:39.070 --> 00:08:43.550
ممکنه اون مجاب‌ش کرده باشه
چاقو رو وارد خیال‌پردازی‌ها کنه؟

00:08:43.590 --> 00:08:47.870
این مضامین زیادی افراط‌آمیز هستن که
مسبب‌شون «ای‌جِی-14» بوده باشه

00:08:49.150 --> 00:08:52.470
بدیهیه که خودبه‌خود به وجود اومده‌ان

00:08:52.510 --> 00:08:55.110
پس، این خیال‌پردازیْ استگ رو کجا قرار می‌ده؟

00:08:56.430 --> 00:09:02.550
خب، این منطبق با چیزیه که انتظار دارم
در کارگان خودارضایانۀ قاتل پیدا کنم

00:09:04.070 --> 00:09:07.950
با کسی با میل جنسی به‌شدت منحرفانه‌ای سروْکار دارید

00:09:07.990 --> 00:09:10.510
که در شمار کمی از مردها موجوده

00:09:14.390 --> 00:09:15.750
چقدر کم؟

00:09:15.790 --> 00:09:20.910
احتمال این‌که زمانی که ریچل کشته شد
...دو چنین مردی در «بوستان ویمبلدون» باشه

00:09:22.190 --> 00:09:24.110
بسیار بسیار کمه

00:09:30.950 --> 00:09:39.950
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:09:40.800 --> 00:09:43.950
« پلیس در جست‌وْجوی قاتل دست‌خالی است »
« دستگیری‌ای برای قاتل ریچل صورت نگرفته است »

00:09:44.650 --> 00:09:47.000
« پلیس اقرار می‌کند که به گرفتن حمله‌کننده نزدیک نشده است »
« قاتل ممکن است مجدد حمله کند »

00:09:58.230 --> 00:09:59.670
قهوۀ تلخ لطفاً، عزیز

00:09:59.710 --> 00:10:01.350
می‌خوای منو رو ببینی؟

00:10:01.390 --> 00:10:02.870
آره، چرا که نه

00:10:06.910 --> 00:10:08.270
،خب، واقعاً نمی‌تونم زیاد بمونم

00:10:08.310 --> 00:10:10.190
پس این هر چی که هست، می‌شه دست بجنبونی؟

00:10:10.230 --> 00:10:12.150
دست بجنبونم؟

00:10:12.190 --> 00:10:14.910
با یه قاتل نهار خوردی و فکر نمی‌کنی
بهتر باشه درباره‌ش حرف بزنیم؟

00:10:14.950 --> 00:10:16.350
خب، خوب پیش رفت

00:10:16.390 --> 00:10:18.590
همه راضی‌ان. ختم کلام

00:10:18.630 --> 00:10:21.270
اصلاً این ماجرا تا کِی قراره ادامه داشته باشه؟

00:10:21.310 --> 00:10:24.270
بریتن گفت که طی دو ماهِ تبادل
خیال‌پردازی‌ها، اعتراف رو می‌گیره

00:10:24.310 --> 00:10:25.790
همین حالاش دو برابر اون زمان شده

00:10:25.830 --> 00:10:28.270
آره، و این یه‌جور خرید آزمایشی نیست، بَز
روشی که در آن پلیس به‌صورت مخفی اقدام به ]
[ خرید کالاهای غیرقانونی نظیر موادّمخدر می‌کند

00:10:28.310 --> 00:10:30.590
تو تابه‌حال همچین کاری انجام نداده‌ای

00:10:34.190 --> 00:10:37.510
هیچ‌کس تابه‌حال همچین کاری انجام نداده

00:10:41.470 --> 00:10:43.190
فکر می‌کنی نمی‌تونم گلیم خودم رو از آب بکشم بیرون

00:10:43.230 --> 00:10:45.630
فکر می‌کنم حدود 40 ثانیه طول کشید
تا ریچل رو توی بوستان بکُشه

00:10:45.670 --> 00:10:47.710
آره، و من سعی دارم جلوش رو از انجام دوباره‌ش بگیرم

00:10:47.750 --> 00:10:49.870
تو طعمه‌ای برای یه قاتل زنجیره‌ای هستی

00:10:50.910 --> 00:10:54.270
شاید «اِس‌اُ10» چون برای این کار بهترین‌ای انتخاب‌ت کرد

00:10:54.310 --> 00:10:57.110
یا شاید چون شبیه ریچل نیکِل‌ای انتخاب‌ت کردن

00:10:58.630 --> 00:11:00.110
کون لق تو

00:11:12.190 --> 00:11:14.390
حتی دو ثانیه هم نشد، مگه نه؟

00:11:17.470 --> 00:11:19.190
خیلی لاشی‌ای

00:11:20.910 --> 00:11:23.190
من فقط سعی دارم در امان نگه‌ت دارم، سِیدی

00:11:56.970 --> 00:11:58.090
الو

00:11:59.530 --> 00:12:01.050
سلام، لیزی

00:12:02.690 --> 00:12:04.810
خیلی توی فکرت بوده‌ام

00:12:07.010 --> 00:12:08.850
واقعاً؟ -
هوم -

00:12:10.890 --> 00:12:13.570
شرط می‌بندم از چیزی که دیروز گفتم یه‌خرده بهت‌زده‌ای

00:12:13.610 --> 00:12:15.290
خب، آره

00:12:15.330 --> 00:12:17.290
ولی گذشته‌ها گذشته

00:12:17.330 --> 00:12:19.450
آره، ولی من باید باهاش زندگی کنم، کالین

00:12:19.490 --> 00:12:21.090
می‌دونم، آره

00:12:21.130 --> 00:12:23.010
...و، همون‌طور که گفتی

00:12:23.050 --> 00:12:24.950
...دل‌ت می‌خواد به اون

00:12:26.025 --> 00:12:29.950
طریق خاص خشنود بشی

00:12:34.890 --> 00:12:37.190
،من می‌خوام باهات رابطه داشته باشم، لیزی

00:12:37.730 --> 00:12:39.690
قضیه اینه

00:12:39.730 --> 00:12:42.810
آره، ولی اگه نتونی چیزی که می‌خوام رو به‌م بدی، فایده نداره

00:12:43.050 --> 00:12:44.810
وقتی نیست، نیست دیگه

00:12:48.290 --> 00:12:50.970
همیشه فکر می‌کردم یه چیزی توی نامه‌هاته

00:12:53.320 --> 00:12:55.970
نشانه‌هایی برام، می‌دونی، از... اتفاقی که قبلاً افتاده

00:12:56.010 --> 00:13:00.410
،وقتی با هم‌ایم، اگه بخوای کاری باهات، یا همراه‌ت بکنم

00:13:00.450 --> 00:13:02.610
...می‌دونی، که خوش‌حال‌ت کنم

00:13:02.650 --> 00:13:05.370
نه، من همچین چیزی نمی‌خوام. من می‌خوام با کسی باشم

00:13:05.410 --> 00:13:09.410
که تجربه‌ای مشابه من داشته، یا کار مشابه‌ای انجام داده

00:13:09.450 --> 00:13:10.650
آره، می‌دونم

00:13:17.570 --> 00:13:19.610
فقط فکر می‌کردم چیز بیش‌تری وجود داره

00:13:21.210 --> 00:13:22.930
فکر می‌کردم تو چیزی داری

00:13:24.810 --> 00:13:26.010
...لیزی

00:13:26.011 --> 00:13:27.170
خداحافظ، کالین

00:14:44.370 --> 00:14:45.970
الو

00:14:46.010 --> 00:14:47.530
سلام، لیزی

00:14:49.690 --> 00:14:51.950
من یه اعترافی باید بکنم

00:14:53.490 --> 00:14:55.970
مسئله اینه، لیزی، راجع به‌م درست می‌گفتی

00:14:57.370 --> 00:14:58.890
من یه کاری کرده‌ام

00:15:00.890 --> 00:15:03.890
...نمی‌تونستم چیزی بگم، چون

00:15:04.050 --> 00:15:08.010
،از نگاه من، اگه به کسی می‌گفتم چی‌کار کردم

00:15:08.050 --> 00:15:09.550
پلیس دوباره بازداشت‌م می‌کرد

00:15:09.850 --> 00:15:10.970
واسه چی؟

00:15:12.650 --> 00:15:14.130
چی... چی بود؟

00:15:18.170 --> 00:15:20.400
یه کاری بود که من وْ پسرعموم

00:15:20.401 --> 00:15:21.410
وقتی 12 سال‌م بود کردیم

00:15:21.450 --> 00:15:24.610
چی‌کار کردید؟ چه کاری؟

00:15:24.650 --> 00:15:26.450
شامل یه دختربچه می‌شد

00:15:26.900 --> 00:15:30.690
آشفته‌تر از کاری که تو کرده‌ای نبود، ولی نتیجۀ مشابه‌ای داشت

00:15:34.410 --> 00:15:41.750
پنج‌شنبه که با هم بودیم و احساساتی که داشتی
رو توصیف کردی، واقعاً روم اثر گذاشت، می‌دونی؟

00:15:47.170 --> 00:15:48.570
چه اتفاقی واسه اون دختربچه افتاد؟

00:15:52.090 --> 00:15:54.410
خیلی خوشایند نبود، می‌دونی؟

00:15:57.490 --> 00:15:58.890
از کنترل خارج شد

00:16:03.370 --> 00:16:05.170
نمی‌تونی بگی؟

00:16:05.210 --> 00:16:06.370
...خب

00:16:08.410 --> 00:16:12.010
توی «نیو فارست» توی تعطیلات کاروانی بودیم
[ پارک ملی «نیو فارست» واقع در «همپشر» در جنوب انگلستان ]

00:16:14.000 --> 00:16:16.290
...من وْ پسرعموم، فقط داشتیم یللی‌تللی می‌کردیم و

00:16:17.490 --> 00:16:23.570
وقتی متوجه شدیم این... این پسربچه وْ دختربچه نشسته‌ان لب جنگل

00:16:25.010 --> 00:16:30.450
...و دختربچه رو بردیم داخل جنگل و عاقبت

00:16:34.850 --> 00:16:36.850
عاقبت کشتیم‌ش

00:16:47.770 --> 00:16:49.080
مسئله این‌جاست که وقتی

00:16:49.081 --> 00:16:50.410
...عملاً داشتیم خفه‌ش می‌کردیم

00:16:51.730 --> 00:16:54.810
دقیقاً همون حسی که توصیف کردی رو احساس کردیم

00:16:58.210 --> 00:17:01.290
همه‌چیز پُرشورْانرژی بود، می‌دونی؟ ما عملاً شناور بودیم

00:17:04.010 --> 00:17:06.210
...و پنج‌شنبه می‌خواستم به‌ت بگم، ولی من

00:17:08.650 --> 00:17:10.610
واقعاً نمی‌تونم به کسی اعتماد کنم. می‌دونی؟

00:17:15.210 --> 00:17:16.610
آره، می‌دونم منظورت چیه

00:17:16.650 --> 00:17:19.530
...ولی تو گفتی فکر می‌کردی که من در گذشته‌م یه کاری کردم

00:17:21.290 --> 00:17:22.970
و درست می‌گفتی

00:17:30.730 --> 00:17:36.450
...و دختربچه رو بردیم داخل جنگل و عاقبت

00:17:40.410 --> 00:17:41.930
عاقبت کشتیم‌ش

00:17:44.370 --> 00:17:47.050
...مسئله این‌جاست که وقتی عملاً داشتیم خفه‌ش می‌کردیم

00:17:47.090 --> 00:17:50.010
دقیقاً همون حسی که توصیف کردی رو حس کردیم

00:17:52.370 --> 00:17:53.730
...همه‌چیز پُرشورْانرژی بود

00:17:57.450 --> 00:18:00.170
فکر کنم داره از خودش درش میاره

00:18:00.210 --> 00:18:01.664
من با ادارۀ آگاهی «همپشر» صحبت کردم

00:18:01.864 --> 00:18:04.210
تطابقی با قتلی که توصیف کرد، وجود نداره

00:18:04.250 --> 00:18:06.650
قطعاً داره از خودش درش میاره

00:18:06.690 --> 00:18:10.490
احتمال‌ش هست که جزئیات قتل
ریچل رو با این داستان درآمیخته باشه

00:18:12.090 --> 00:18:15.410
خانوادۀ ریچل به جواب احتیاج دارن

00:18:15.450 --> 00:18:18.130
و فکر می‌کنم لیزی باید دوباره با استگ دیدار کنه -
موافق‌ام -

00:18:19.530 --> 00:18:20.730
هرچه زودتر، بهتر

00:18:24.570 --> 00:18:27.450
ازش بپرس وقتی اون دختربچه رو
کشت، چه احساسی به‌ش دست داد

00:18:29.250 --> 00:18:34.090
کاری کن متوجه بشه که بایستی بدونی آیا
تجربه‌ش در «نیو فارست» واقعاً مشابه تجربۀ توئه

00:18:34.130 --> 00:18:38.410
ولی اگه فکر کنه لیزی به این ماجرای «نیو فارست» قانع
می‌شه، چرا سفرۀ دل‌ش رو راجع به ریچل باز کنه؟

00:18:38.450 --> 00:18:42.650
این فرصت‌ت برای عادت‌دادن‌ش به گفتن جزئیات به توئه

00:18:42.690 --> 00:18:45.570
...اون‌طوری، وقتی راجع به ریچل ازش بپرسی

00:18:47.010 --> 00:18:50.370
از میزان جزئیاتی که لازم داری، متعجب نمی‌شه

00:20:01.210 --> 00:20:02.850
زود بیدار شدی

00:20:07.290 --> 00:20:08.610
تا دیروقت بیرون‌ام

00:20:10.810 --> 00:20:11.970
جیم

00:20:13.330 --> 00:20:14.770
لیزی

00:20:17.090 --> 00:20:22.290
خب، لیزی، دختر خوبی مثل تو ساعت سه
صبح توی همچین عن‌دونی‌ای چی‌کار می‌کنه؟

00:20:25.770 --> 00:20:28.010
چی باعث شده فکر کنی من دختر خوبی‌ام؟

00:20:37.810 --> 00:20:41.050
یه تشک توی کامیون‌م هست
که بعضی وقت‌ها روـش می‌خوابم

00:21:20.050 --> 00:21:24.050
♪ Iggy Pop - Real Wild Child (Wild One) ♪

00:21:33.450 --> 00:21:36.610
خب، من مدرسه نمی‌رم ♪
♪ جوری که انگار خیلی خیلی باحال‌ام

00:21:36.650 --> 00:21:38.170
♪ باید عین نادون‌ها برقصم ♪

00:21:38.210 --> 00:21:42.090
♪ دوزاری‌م افتاد که باید تخس باشم ♪

00:21:42.130 --> 00:21:45.010
♪ !اوه، آره، من تخمِ‌جن‌ام ♪

00:21:51.530 --> 00:21:53.210
♪ من واقعاً بچۀ تخسی‌ام ♪

00:22:19.210 --> 00:22:20.213
سلام

00:22:22.914 --> 00:22:23.830
تُف

00:22:26.250 --> 00:22:28.410
آخرین بار کِی چیزی خوردی؟ -
اوه، چه خوبه -

00:22:30.730 --> 00:22:32.930
خیلی‌خب، پس کلیدهات رو کجا گم کردی؟

00:22:35.810 --> 00:22:37.410
سِیدی

00:22:38.650 --> 00:22:40.250
...می‌شه فقط

00:22:40.290 --> 00:22:44.050
ان‌قدر عین بچه‌ها باهام تا نکنی، بَز؟
توروخّدا. من خوب‌ام. باشه؟

00:22:44.090 --> 00:22:47.250
می‌دونی که پروفسور متقاعد شده
 الآن دیگه هر روزی ممکنه بند رو آب بده؟

00:22:47.290 --> 00:22:49.010
اون آدم موردنظرمونه، ازش مطمئن‌ام

00:22:51.490 --> 00:22:53.450
‫من فقط...

00:22:53.490 --> 00:22:55.970
‫باید کنترل‌ش کنم، خب؟ باید لای منگنه قرارش بدم

00:22:56.010 --> 00:22:57.890
‫منظورت چیه لای منگنه قرارش بدی؟

00:22:57.930 --> 00:22:59.230
‫به حرف بیارم‌ش!

00:22:59.265 --> 00:23:01.792
‫می‌دونی، وقتی سروْکارـت با موادفروش‌هاست
‫قول یه ساک آخر شب رو به‌شون می‌دی

00:23:01.793 --> 00:23:04.690
‫و سفرۀ دل‌شون رو باز می‌کنن،
‫ولی قضیۀ اون فرق داره. انگار...

00:23:06.130 --> 00:23:08.530
‫نمی‌دونم، انگار دل تو دل‌ش نیست که همه‌چی رو به‌م بگه

00:23:08.570 --> 00:23:10.370
‫و فقط بدجوری ترسیده

00:23:10.410 --> 00:23:12.490
‫خب؟ فقط باید تو تنگنا قرارش بدم

00:23:12.530 --> 00:23:15.250
‫باید سمت درست ماجرا بمونی

00:23:15.290 --> 00:23:16.730
‫این عملیات در مورد تو نیست، سِیدی

00:23:17.890 --> 00:23:18.882
‫می‌دونی چیه اصلاً؟

00:23:18.883 --> 00:23:20.510
‫نمی‌دونم الآن تو چه وضعیتی هستی

00:23:22.650 --> 00:23:24.490
‫می‌دونی تو چه وضعیتی هستم، بَز؟

00:23:24.530 --> 00:23:26.250
‫تو وضعیتی که سعی دارم کار لامصب‌م رو انجام بدم

00:23:26.290 --> 00:23:28.970
‫و نیازی ندارم یه مرد دیگه بیاد بگه چطوری انجام‌ش بدم

00:23:39.770 --> 00:23:41.970
‫تمام واحدها، «ایندیا ۲» در حال نزدیک‌شدنه

00:23:50.690 --> 00:23:53.850
‫پنج متر. دو متر

00:23:53.890 --> 00:23:54.906
‫- چطوری
‫- سلام

00:23:54.907 --> 00:23:56.730
‫- ببخشید،‌ دیر کردم؟
‫- نه

00:24:00.130 --> 00:24:02.290
‫«ایندیا ۱ و ۲»، ارتباط برقرار شد

00:24:03.850 --> 00:24:05.650
‫تمامی واحدها خبردار

00:24:16.330 --> 00:24:19.130
‫نمی‌دونم آخه. حتماً چیزهای بیش‌تری
‫از اون‌هایی که به‌م گفتی هست

00:24:21.730 --> 00:24:23.090
‫مال خیلی وقت پیش بود

00:24:24.530 --> 00:24:26.170
خودم هم بچه‌ای بیش نبودم

00:24:27.610 --> 00:24:30.290
‫سعی کردم از ذهن‌م پاک‌ش کنم، چون‌که...

00:24:31.810 --> 00:24:33.250
‫در موردش حس بدی داشتم

00:24:33.290 --> 00:24:34.570
‫می‌دونی؟

00:24:37.290 --> 00:24:39.850
‫آره، ولی خب حتی نگفتی که مثلاً...

00:24:41.330 --> 00:24:42.850
‫جیغ زد؟

00:24:44.690 --> 00:24:47.570
‫که تو... دستمالی‌ش کردی؟

00:24:49.610 --> 00:24:51.810
‫پلیس تعقیب‌وْگریز راه انداخته بود؟

00:24:57.410 --> 00:24:59.930
‫کالین، من همه‌چی رو به‌ت گفته‌م

00:25:00.770 --> 00:25:04.770
‫نمی‌دونم، انگار تو به من... اعتماد نداری

00:25:04.810 --> 00:25:07.210
‫انگار فقط نصف ماجرا رو به‌م می‌گی

00:25:08.850 --> 00:25:11.010
‫ازت می‌خوام بیش‌تر به‌م بگی

00:25:11.050 --> 00:25:13.170
‫ازت می‌خوام که به‌م اطمینان ‌خاطر بدی

00:25:16.010 --> 00:25:18.730
‫فقط نسبت به تو متفاوت واکنش نشون داده‌ام، همین

00:25:26.410 --> 00:25:30.330
‫هنوز می‌تونم صدای فرورفتن چاقو رو بشنوم

00:25:30.370 --> 00:25:32.130
‫در این حد...

00:25:32.170 --> 00:25:34.290
‫خاطره‌م واضحه

00:25:43.850 --> 00:25:46.450
‫یالا دیگه «استگ»، زود باش

00:25:46.490 --> 00:25:47.890
‫یالا،‌ زود باش

00:26:01.730 --> 00:26:05.010
‫تو داری با عذاب‌وجدان اشتباه‌ت زندگی می‌کنی

00:26:05.050 --> 00:26:06.530
‫و من با حس افتخارش

00:26:12.650 --> 00:26:13.970
‫لیزی...

00:26:14.010 --> 00:26:16.090
‫«ایندیا ۲» داره محل رو ترک می‌کنه

00:26:25.010 --> 00:26:26.250
‫گُه توش!

00:26:40.690 --> 00:26:42.490
‫گُه!

00:27:00.034 --> 00:27:02.893
‫« مظنون اصلی سرانجام صحبت کرد:
‫«من ریچل رو به قتل نرسوندم» »

00:27:02.950 --> 00:27:04.790
‫گندش بزنن

00:27:10.050 --> 00:27:13.550
« من قاتل نیستم. از نظر من همۀ جان‌ها مقدس‌ان »

00:27:23.910 --> 00:27:25.550
‫چه خبره؟

00:27:25.590 --> 00:27:27.110
‫منظورت روزنامه‌هاست؟

00:27:27.150 --> 00:27:28.630
‫آره

00:27:28.670 --> 00:27:31.030
‫خب، هفتۀ پیش اومدن دم خونه‌م

00:27:31.070 --> 00:27:33.710
‫من هم با خودم گفتم داستان رو از زاویۀ خودم به‌شون بگم

00:27:33.750 --> 00:27:36.790
‫من مسائل خیلی شخص‌ای در مورد خودم به‌ت گفتم

00:27:36.830 --> 00:27:39.110
‫آره، ولی خب قرار نیست چیزی در مورد تو بگم که؟

00:27:39.150 --> 00:27:41.350
‫یه عکس از من روی شومینه‌ست

00:27:41.390 --> 00:27:43.418
‫وقتی پرسیدن «اون دختر کیه؟»، چی به‌شون گفتی؟

00:27:43.619 --> 00:27:44.519
‫نه

00:27:45.670 --> 00:27:47.470
‫نه، اصلاً اسم تو رو نیاوردم

00:27:47.510 --> 00:27:49.200
‫کسایی هستن که می‌خوان

00:27:49.201 --> 00:27:50.270
صدمات جدی‌ای به‌م بزنن

00:27:50.310 --> 00:27:53.070
‫ممکنه مدت زیادی بیوفتم پشت میله‌ها، کالین

00:27:53.110 --> 00:27:54.590
‫ولی من که در مورد تو چیزی نگفتم

00:27:54.630 --> 00:27:56.070
‫اگه اهل رسانه به‌ت

00:27:56.071 --> 00:27:57.150
یک میلیون پوند پیشنهاد بدن چی؟

00:27:57.190 --> 00:27:58.630
‫این مقدار رو به‌م پیشنهاد نمی‌دن

00:27:58.670 --> 00:28:00.650
‫ولی اگه بدن چی؟ چه تضمینی واسه من هست؟

00:28:00.830 --> 00:28:02.810
‫فقط به این علاقه‌مند بودن که بدونن
من اون کار رو توی بوستان کردم یا نه

00:28:02.811 --> 00:28:04.050
‫نه، اون‌ها به

00:28:04.051 --> 00:28:05.830
نامه‌هایی که به هم نوشتیم علاقه‌مندن

00:28:05.870 --> 00:28:07.350
‫اگه وقتی اومدی دیدن‌م می‌افتادن دنبال‌ت چی؟

00:28:07.390 --> 00:28:10.230
‫من باید سعی کنم اوضاع وامونده رو راست‌وْریس کنم، لیزی

00:28:12.470 --> 00:28:16.350
‫می‌دونی، چون فقط یه سال از قتل گذشته

00:28:23.070 --> 00:28:25.270
‫فکر کردم داریم به یه جایی می‌رسیم

00:28:27.990 --> 00:28:29.390
‫فکر کردم خیلی تو چنته داری

00:28:32.310 --> 00:28:35.230
‫لیزی، من که قرار نیست از دست‌ت بدم، درسته؟

00:30:04.030 --> 00:30:09.230
‫پروفسور فکر می‌کنه این مزخرفات، کالین رو هدف
هر عشق روانی محتاج عشقی در شهر قرار می‌ده

00:30:10.710 --> 00:30:13.110
‫اگه چیزی که می‌خواد رو به دست بیاره،
‫دیگه باید بی‌خیال لیزی بشیم

00:30:15.630 --> 00:30:17.470
‫یه زن دیگه ممکنه کشته بشه

00:30:18.670 --> 00:30:20.950
‫پروفسور گفت که شهرت و تبلیغات خارجی

00:30:20.990 --> 00:30:22.750
‫ممکنه روی افشاگری تأثیر بذاره

00:30:22.790 --> 00:30:25.710
‫خب واسه خودش شهرت دست‌وْپا کرده، مگه نه؟

00:30:25.750 --> 00:30:29.030
‫این لامصب صفحۀ اول روزنامه چاپ شده!

00:30:29.070 --> 00:30:30.830
‫«من ریچل رو به قتل نرسوندم»

00:30:33.230 --> 00:30:36.550
‫این‌جوری دیگه با لیزی صحبت نمی‌کنه

00:30:36.590 --> 00:30:38.030
‫می‌کنه

00:30:42.190 --> 00:30:44.150
‫چون می‌تونم به حرف‌ش بیارم

00:30:44.190 --> 00:30:46.510
‫آقای پدِر، من از پس‌ش بر میام،
‫فقط یه قرار دیگه واسه‌م جور کن

00:30:46.550 --> 00:30:48.390
‫و چیزی که لازم داریم رو ازش می‌کشم بیرون

00:30:56.710 --> 00:30:58.270
‫آخ!

00:30:59.630 --> 00:31:02.230
‫دِ بگو اون لامصب رو!

00:31:02.270 --> 00:31:05.110
‫فقط بگو! هر چی هست رو... بریز بیرون

00:31:05.150 --> 00:31:06.670
‫هووو!

00:31:08.510 --> 00:31:11.430
‫هوم؟ چرا نمی‌گی‌ش؟

00:31:11.470 --> 00:31:13.310
‫فقط بگو که اون کار رو کردی

00:31:13.350 --> 00:31:14.830
‫بگو کار خودت بوده

00:31:14.870 --> 00:31:15.990
‫بگو

00:31:19.150 --> 00:31:21.870
‫فقط بگو که کار تو بوده

00:31:21.910 --> 00:31:23.230
‫بگو

00:31:25.150 --> 00:31:27.230
‫فقط بگوش

00:31:27.270 --> 00:31:30.830
‫لطفاً به‌م بگو که اون کار رو کردی

00:31:30.870 --> 00:31:32.710
‫کالین، فقط بگو اون کار رو کردی

00:31:36.270 --> 00:31:38.270
‫آب می‌خوام

00:31:38.310 --> 00:31:40.190
‫لیزی آب می‌خواد

00:31:54.670 --> 00:31:59.830
‫دوست‌ت دارم. ‫دوست‌ت دارم

00:32:01.030 --> 00:32:02.030
‫سِیدی؟

00:32:03.230 --> 00:32:04.630
‫سِیدی؟

00:32:11.150 --> 00:32:12.910
‫کلیدهات رو روی در جا گذاشتی، رفیق

00:32:19.870 --> 00:32:22.270
‫گندش بزنن، خون‌ریزی داری

00:32:27.950 --> 00:32:31.910
‫نه چیزی نیست، راست‌ش فقط با شیشه دعوا داشتم

00:32:43.830 --> 00:32:45.750
‫جریان چیه؟

00:32:45.790 --> 00:32:50.030
‫درگیر گیرانداختنِ خطرناک‌ترین قاتل کشورم، مگه نه؟

00:32:52.990 --> 00:32:54.630
‫چه خبر شده، رفیق؟

00:33:05.950 --> 00:33:07.670
‫نمی‌تونم به حرف‌ش بیارم

00:33:12.390 --> 00:33:14.630
‫می‌دونی که چطوره وقتی خیلی توی نقش‌ت توی یه عملیات فرو می‌ری

00:33:14.670 --> 00:33:18.270
‫و کم‌کم هدف‌ت رو مثل کف دست می‌شناسی، درسته؟

00:33:18.310 --> 00:33:22.190
‫می‌دونی چطور بازی‌ش بدی، که حرکت بعدی‌‌ت چی باشه

00:33:24.630 --> 00:33:27.110
‫ولی اون انگار...

00:33:27.150 --> 00:33:29.150
‫انگار نمی‌تونم به اون مرحله برسونم‌ش

00:33:32.590 --> 00:33:34.430
‫نمی‌تونم

00:33:34.470 --> 00:33:36.470
‫گُه خوردی نتونی

00:33:37.790 --> 00:33:40.470
‫به ذهن‌ش نفوذ کردی

00:33:40.510 --> 00:33:41.950
‫سخت‌ترین بخش‌ش همون بود

00:33:41.990 --> 00:33:44.750
‫آره، ولی اون هم همیشه تو ذهن منه

00:33:46.830 --> 00:33:48.510
‫همیشه

00:33:50.152 --> 00:33:52.872
‫و نمی‌تونم بیرون‌ش کنم، لوس. نمی‌تونم

00:33:52.990 --> 00:33:55.430
‫گوش کن، گوش کن، گوش کن

00:33:55.470 --> 00:33:57.750
‫چیزی به موفقیت‌ت نمونده

00:33:59.150 --> 00:34:01.110
‫فقط کافیه اون اعتراف رو بگیری ازش

00:34:01.150 --> 00:34:03.070
‫و بعد می‌تونی مثل یه ولگرد زندگی کنی

00:34:03.110 --> 00:34:04.950
‫و هرقدر خواستی کُفر رفقات رو در بیاری

00:34:04.990 --> 00:34:07.030
‫ولی از این خبرها نیست، چون بعدش کلی معروف می‌شی

00:34:07.070 --> 00:34:09.270
‫چون بعدش یه افسانه می‌شی

00:34:11.190 --> 00:34:13.030
‫خودم تمیزش می‌کنم

00:34:13.070 --> 00:34:16.110
‫لباس بپوش و خودت رو جمع‌‌وْجور کن

00:34:16.150 --> 00:34:18.030
‫چون این‌یکی رو موفق می‌شی

00:34:18.070 --> 00:34:20.150
‫این‌یکی رو به‌خاطر همه‌مون موفق می‌شی

00:34:21.750 --> 00:34:24.670
‫می‌دونی که چی می‌گم دیگه دختر؟

00:34:24.710 --> 00:34:26.070
‫آره

00:34:27.670 --> 00:34:29.670
‫اشک‌هات رو پاک کن

00:34:38.510 --> 00:34:39.950
‫من یه پلیس در حال انجام‌وظیفه‌ام

00:34:39.990 --> 00:34:43.430
‫به‌خاطر این عملیات الآن به اسم لیزی جیمز فعالیت دارم

00:34:43.470 --> 00:34:45.910
‫امروز، ۲۹ـم ژوئن سال ۱۹۹۳

00:34:45.950 --> 00:34:50.510
‫من چسبِ روی نوار رو کندم و روی ضبط‌صوتی
که روی خودم جاساز شده گذاشتم‌ش

00:34:53.070 --> 00:34:58.470
‫ساعت ۱۱:۳۰ صبحه، و تا وقتی که مجدد روشن بشه، دستگاه خاموشه

00:35:35.910 --> 00:35:37.790
‫سلام

00:35:37.830 --> 00:35:39.630
‫- سلام
‫- خوب‌ای؟

00:35:39.670 --> 00:35:40.990
‫هوم

00:35:42.350 --> 00:35:45.870
‫- این‌جا خیلی خوبه، مگه نه؟
‫- آره، قشنگه

00:35:45.910 --> 00:35:47.910
‫برات شراب آوردم

00:35:50.110 --> 00:35:52.270
‫- اشکال نداره؟
‫- نه، مشکلی نیست

00:35:58.637 --> 00:36:02.317
‫به راه‌رفتن ریچل توی «بوستان ویمبلدون» فکر می‌کردم

00:36:02.350 --> 00:36:03.361
‫آره

00:36:03.386 --> 00:36:07.334
‫و به قاتل‌ش که... فقط نگاه‌ش می‌کنه، فکر کرده‌ام

00:36:10.790 --> 00:36:12.230
‫و به انجام کارهایی که کرد

00:36:14.030 --> 00:36:15.630
‫و سعی می‌کنم تصورش کنم

00:36:22.070 --> 00:36:24.270
‫فکرکردن به‌ش خیلی هیجان‌انگیزه

00:36:30.710 --> 00:36:32.590
‫کاش من اون کار رو کرده بودم

00:36:35.030 --> 00:36:37.190
‫اون احتمالاً فقط دیوونه شد

00:36:38.870 --> 00:36:40.249
‫می‌دونی، اگه به‌ش فکر کنی

00:36:40.750 --> 00:36:41.750
‫اون...

00:36:41.790 --> 00:36:44.510
‫یهویی به‌ش حمله کرد، درسته؟

00:36:46.630 --> 00:36:49.550
‫تابه‌حال به‌ت گفته‌ان که اول به کجاش چاقو زد؟

00:36:49.590 --> 00:36:50.910
‫نه

00:36:52.830 --> 00:36:54.910
‫تنها چیزی که می‌دونم...

00:36:54.950 --> 00:36:56.910
‫اینه که قاتل به‌ش...

00:36:56.950 --> 00:36:58.950
‫۴۹ بار چاقو زد

00:37:03.150 --> 00:37:04.950
‫- این‌جوری بود
هوم؟ -

00:37:06.510 --> 00:37:08.110
‫این‌جوری دراز کشیده بود اون‌جا

00:37:09.230 --> 00:37:10.830
‫سرش یه‌جورایی...

00:37:10.870 --> 00:37:11.490
‫لامصب

00:37:11.491 --> 00:37:14.150
‫- یعنی همین‌جوری به پهلو خوابیده بود؟
‫- این رو دارید ضبط می‌کنید؟

00:37:15.510 --> 00:37:18.230
‫و بعد سرش، خب؟ یه‌جورایی...

00:37:18.270 --> 00:37:21.270
‫این‌جوری به پشت افتاده بود. می‌دونی؟

00:37:24.510 --> 00:37:27.870
‫و بعد عکس از این سمت گرفته شده بود، می‌دونی؟

00:37:29.230 --> 00:37:30.710
‫آها، و دست‌هاش...

00:37:30.750 --> 00:37:32.590
‫دست‌هاش این‌جوری بودن

00:37:52.790 --> 00:37:55.030
‫یکی رو مثل مردی که ریچل رو کشته می‌خوام

00:37:57.830 --> 00:37:59.150
‫اون مرد رو می‌خوام

00:38:04.030 --> 00:38:07.270
‫می‌دونی، می‌دونم که اشتباهه، و می‌دونم که

00:38:07.310 --> 00:38:11.830
‫همۀ دنیا باهام مخالفت می‌کنه ولی خب، دست خودم نیست

00:38:13.670 --> 00:38:15.670
‫الآن دیگه همه‌ش به‌ش فکر می‌کنم

00:38:19.350 --> 00:38:22.630
‫یه‌سری خیال‌پردازی دارم که...

00:38:24.750 --> 00:38:26.550
‫که تو هستی که اون کار رو کرده

00:38:27.630 --> 00:38:32.750
‫که احتمالاً، نمی‌دونم، شاید می‌خواستی به‌م بگی به‌خاطرِ... دلایل خودت

00:38:40.110 --> 00:38:41.950
‫می‌خوام برم اون‌جا

00:38:41.990 --> 00:38:45.030
‫می‌خوام ببینم چی شده و می‌خوام نشون‌م بدی

00:38:48.550 --> 00:38:51.230
‫می‌خوام جوری که اون با ریچل رفتار کرده با من رفتار کنی

00:38:55.470 --> 00:38:56.790
‫همه‌ش رو می‌خوام

00:38:59.030 --> 00:39:00.470
‫لیزی...

00:39:02.190 --> 00:39:05.030
‫ولی کالین، اگه تو اون مرد نیستی و اون کارها رو نکردی

00:39:05.070 --> 00:39:09.310
‫پس هرگز نمی‌تونی من رو خشنود کنی

00:39:09.350 --> 00:39:11.670
‫هرگز نمی‌تونی کالین، ابداً

00:39:13.270 --> 00:39:16.390
‫خب چیه، الآن می‌خوای بی‌خیال همه‌چی بشی پس؟

00:39:16.430 --> 00:39:18.270
‫چون من مثل اون مرد نیستم، هستم؟

00:39:19.870 --> 00:39:22.630
‫می‌دونی چیه، هر بار که به‌م دست می‌زنی

00:39:22.670 --> 00:39:25.950
‫هر بار که نزدیک‌م می‌شی، می‌خوام اون باشه

00:39:25.990 --> 00:39:30.830
‫می‌دونم چی می‌خوای، ولی مسئله
اینه نمی‌تونم به پای اون مرد برسم

00:39:35.910 --> 00:39:37.590
‫خب پس اشتباه برداشت کردم

00:39:42.910 --> 00:39:44.230
‫متأسف‌ام

00:39:49.350 --> 00:39:50.910
‫نه...

00:40:12.870 --> 00:40:14.270
‫لعنت بر شیطون!

00:40:19.830 --> 00:40:21.830
‫من وْ تو؟

00:40:21.870 --> 00:40:24.450
‫آها این‌جاست! این‌جاست!

00:40:26.230 --> 00:40:28.870
‫خیلی خوب بود

00:40:28.910 --> 00:40:30.590
‫موفق شدی سِیدی

00:40:30.630 --> 00:40:31.710
‫تو مشت‌مونه

00:40:33.950 --> 00:40:36.790
‫- اون که به چیزی اعتراف نکرد
‫- به زبون‌ش نیاورد، نه

00:40:36.830 --> 00:40:38.510
‫ولی به‌ت نشون داد چطور دراز کشیده بوده

00:40:38.550 --> 00:40:41.070
‫حالت دقیق دست‌ها و سرش رو گفت

00:40:41.110 --> 00:40:43.790
‫محاله توی عکس‌هایی که نشون‌ش دادم این‌ها رو دیده باشه

00:40:43.830 --> 00:40:45.710
‫فقط قاتل می‌تونست این رو بدونه

00:40:47.470 --> 00:40:49.990
‫این تکۀ گم‌شدۀ جورچین‌مونه

00:40:51.350 --> 00:40:52.790
‫«کِی‌پی‌۲۷»

00:40:54.990 --> 00:40:57.870
‫اون تنها عکسیه که تا حالا دیده

00:40:58.950 --> 00:41:01.790
‫نمی‌شه دست وْ سرش رو دید

00:41:01.830 --> 00:41:04.030
‫حالت درازکشیدن‌ش رو از کجا می‌دونست؟

00:41:17.550 --> 00:41:19.590
‫- پس موفق شدم؟
‫- بله که شدی

00:41:26.790 --> 00:41:28.110
‫تموم شد

00:42:57.630 --> 00:42:59.030
‫کالین استگ

00:42:59.070 --> 00:43:02.030
‫شما رو به جرم قتل ریچل نیکِل در «بوستان ویمبلدون»

00:43:02.070 --> 00:43:04.070
‫در ۱۵ـم ژوئیۀ ۱۹۹۲ دستگیر می‌کنم

00:43:04.110 --> 00:43:08.390
‫مجبور نیستید حرفی بزنید، مگر به خواست خودتون، ولی
هر چیزی که بگید، ممکنه به‌عنوان مدرک در نظر گرفته بشه

00:43:08.430 --> 00:43:10.590
‫- متوجه‌اید؟
‫- شوخی‌تون گرفته؟

00:43:11.870 --> 00:43:13.630
‫کی قراره حواس‌ش به سگ‌م باشه؟

00:43:18.270 --> 00:43:19.870
‫کی قراره مراقب سگ‌م باشه؟

00:43:32.630 --> 00:43:34.750
‫موفق شدی رفیق، به سلامتی‌ت!

00:43:50.310 --> 00:43:53.710
‫آقایون، آقایون، آقایون گوش کنید، چندتا چیز هست که باید بگم

00:43:55.430 --> 00:44:01.270
‫ببینید، می‌دونم، که چقدر سخت کار کردید
‫که قاتل ریچل رو دستگیر کنیم، خب؟

00:44:01.310 --> 00:44:05.230
‫راحت نبوده، خدا می‌دونه که اصلاً راحت نبوده

00:44:05.270 --> 00:44:10.270
‫ولی... فکر کنم از جانب همه‌مون این رو
‫می‌گم که این موفقیت نتیجۀ سخت‌کوشی...

00:44:11.390 --> 00:44:15.710
‫و شجاعتِ زنی بود که مدرک موردنیازمون رو به دست آورد

00:44:17.070 --> 00:44:19.510
‫ممنون، لیزی جیمز!

00:44:20.950 --> 00:44:22.590
‫لیزی جیمز!

00:44:25.390 --> 00:44:26.388
‫بیا این‌جا ببینم

00:44:26.789 --> 00:44:27.690
‫بیا

00:44:30.630 --> 00:44:32.070
‫بیا این‌جا

00:44:33.510 --> 00:44:35.110
‫خیلی‌خب، باشه

00:45:00.510 --> 00:45:03.910
<i>♪ از من دور شد ♪</i>

00:45:05.950 --> 00:45:09.710
<i>♪ و توی بازار به حرکت در اومد ♪</i>

00:45:13.070 --> 00:45:17.910
<i>♪ و به‌خوشی تماشاش کردم ♪</i>

00:45:20.350 --> 00:45:24.470
<i>♪ این‌ور وْ اون‌ور حرکت کرد ♪</i>

00:45:27.430 --> 00:45:32.110
<i>♪ و به سمت خونه حرکت کرد ♪</i>

00:45:35.310 --> 00:45:38.750
<i>♪ با یک ستاره بیدار ♪</i>

00:45:42.310 --> 00:45:47.230
<i>♪ همون‌طور که قوها در شب ♪</i>

00:45:49.670 --> 00:45:54.110
<i>♪ توی دریاچه جابه‌جا می‌شن ♪</i>

00:45:57.550 --> 00:45:59.310
‫ول‌ش کن! نه...

00:46:01.230 --> 00:46:03.310
‫نه!

00:46:03.350 --> 00:46:05.630
‫پیدام می‌کنن

00:46:05.670 --> 00:46:06.550
‫انجام‌ش بده!

00:46:06.551 --> 00:46:20.551
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.