﻿WEBVTT

00:00:00.392 --> 00:00:10.392
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:14.416 --> 00:00:18.500
‫علیاحضرت، میرانا، دختر زال،

00:00:18.583 --> 00:00:23.375
‫شاهدخت خورشید، پرتو‌ اش جاودانه باد.

00:00:28.333 --> 00:00:30.375
‫من و شاهدخت به خلوت احتیاج داریم.

00:00:31.791 --> 00:00:33.000
‫ما رو تنها بذارین.

00:00:33.083 --> 00:00:38.166
‫سرورم، حدس میزنم
‫پیغام منو از "وایسروی" دریافت کردین.

00:00:38.250 --> 00:00:41.583
‫درست حدس زدی.
‫من به یک ازدواج سلطنتی فکر میکنم.

00:00:41.666 --> 00:00:44.750
‫ازدواجی که به "ازدواج سلطنتی"
‫معنای تازه‌ای ببخشه.

00:00:44.833 --> 00:00:46.875
‫از تمامی ایالات
‫ دولتمردان رو دعوت خواهیم کرد،

00:00:46.958 --> 00:00:50.083
‫از تمامی متحدین و شرکای تجاری
‫ درخواست هیئت اعزامی میکنیم،

00:00:50.166 --> 00:00:53.333
‫از هیچ هزینه‌ای برای ارسال این پیغام
‫ به نقاط دور و نزدیک فروگذار نمیکنیم،

00:00:53.416 --> 00:00:55.583
‫امپراطوری متحدی داریم.

00:00:56.291 --> 00:00:59.875
‫من گفتم که پیشنهاد شما رو قبول میکنم،
‫شما هنوز پیشنهاد منو نپذیرفتین.

00:01:00.583 --> 00:01:04.125
‫شما خواستار ازدواجین،
‫من هم نیازمند ارتشم.

00:01:04.208 --> 00:01:05.458
‫ارتش، ها؟

00:02:02.208 --> 00:02:03.416
‫<i>دخترمون.</i>

00:02:04.916 --> 00:02:07.208
‫اونو برعلیه من شوراندی.

00:02:08.208 --> 00:02:10.875
‫تو از من یه هیولا ساختی!

00:02:10.958 --> 00:02:12.541
‫افکار فیلومینا متعلق به خودشه.

00:02:13.750 --> 00:02:16.125
‫یه کلمه هم واجب نبود حرف بزنی.

00:02:16.791 --> 00:02:20.083
‫تنفر تو وجودت ریشه دوونده،
‫به اون هم همینارو یاد دادی.

00:02:20.166 --> 00:02:24.416
‫تو اون کتاب هیچ نفرتی وجود نداره.
‫فقط ماتم‌ـه.

00:02:24.500 --> 00:02:28.916
‫هر روز و هر شب ،فیلومینا این عروسک رو
‫نگه میداشت و دعا میکرد.

00:02:29.625 --> 00:02:31.500
‫این عروسک رو تنها به عشق آغشته کرده بود،

00:02:31.583 --> 00:02:35.333
‫و امیدوار بود که یه روزی
‫ مادرش برمیگرده پیشش.

00:02:35.416 --> 00:02:37.250
‫تا دم مرگ عاشق تو بود.

00:02:44.541 --> 00:02:46.208
‫اون نیایش کرد.

00:02:48.291 --> 00:02:50.833
‫آروث خبر داد که
‫ یه کاروان انسان در حال عبوره.

00:02:50.916 --> 00:02:53.791
‫- به سمت جنوب حرکت میکنه.
‫- و تو میخوای بهشون ملحق بشی.

00:02:53.875 --> 00:02:57.375
‫بعد از تمام اتفاقاتی که رخ داد،
‫تمام کارهایی که انجام دادم و شروعشون کردم،

00:02:57.458 --> 00:03:00.875
‫نمیتونم بیشتر از این پنهان بشم،
‫مردم من خواهان جنگ‌اند.

00:03:00.958 --> 00:03:04.541
‫من باید برگردم.
‫من باید تلاش کنم تا متوقفش کنم. اما تو...

00:03:05.291 --> 00:03:07.500
‫ما مشکلی برامون پیش نمیاد. قول میدم.

00:03:08.875 --> 00:03:10.791
‫من هنوز خیلی بهت بدهکارم.

00:03:12.541 --> 00:03:15.833
‫ما یا به مردممون کمک میکنیم یا نمیکنیم،
‫هیچ حد وسطی وجود نداره.

00:03:36.500 --> 00:03:38.625
‫پس، اِلف (دختره) رفت.

00:03:39.416 --> 00:03:41.083
‫در واقع همه میرن.

00:03:41.625 --> 00:03:44.083
‫همه نه. همیشه نه.

00:03:45.333 --> 00:03:49.291
‫این طومارِ پورتاله، کلید دستیابی به شمشیر منه.
‫کلمات رو ادا کن و من باخبر میشم.

00:03:49.375 --> 00:03:53.916
‫و میام. گمش نکن.
‫بعد از فوت پدر، اینا خیلی با ارزشن.

00:03:54.000 --> 00:03:56.833
‫بله، گم نمیکنم. قول میدم. صبرکن.

00:03:56.916 --> 00:04:00.125
‫فقط محض اطلاع، این که قرار نیس
‫ منو منتقل کنه جای دیگه، نه؟
‫چون...

00:04:01.583 --> 00:04:04.166
‫عاشقشم. جزو علاقمندی‌هامه.

00:04:04.250 --> 00:04:07.916
‫-ممنونم. بنظرم کاملا متوجه شدیم.
‫-خیلی خب.

00:04:13.916 --> 00:04:17.166
‫من 29 برادرم رو بخاطر همون الدورمی
‫ که تو وجودت بود از دست دادم.

00:04:17.250 --> 00:04:20.500
‫بهش اعتماد ندارم. هرگز اعتماد نمیکنم.

00:04:20.583 --> 00:04:25.083
‫هر کاری که لازمه بکن.
‫فقط یادت نره کی هستی.

00:04:27.791 --> 00:04:31.416
‫اینو ببر به ایالتی که خانوادم زندگی میکنن.
‫آروث مسیرو بلده.

00:04:31.500 --> 00:04:33.833
‫این چون از دست تو اومده نیکوتره.

00:04:33.916 --> 00:04:36.708
‫تقریبا هر چی از من برسه نیکوست.

00:04:36.791 --> 00:04:38.333
‫به جز این.

00:04:38.416 --> 00:04:40.791
‫من نمیتونم برات قرار ملاقات
‫با امپراطور فراهم کنم.

00:04:40.875 --> 00:04:42.500
‫اما خواهرم میتونه.

00:04:42.583 --> 00:04:46.375
‫خواهرت، لینا، درسته؟
‫پدر گفت...

00:04:46.458 --> 00:04:49.875
‫میدونم پدر چی گفت.
‫میدونم پدر چه باوری داشت.

00:04:49.958 --> 00:04:55.083
‫فکر میکنی چطور کیدن رو ملاقات کردم.
‫فقط با لینا محتاطانه برخورد کن.

00:04:55.166 --> 00:04:59.375
‫- روابطمون با همدیگه خیلی دوستانه نیست.
‫-یعنی، نباید از تو چیزی بگم؟

00:04:59.458 --> 00:05:03.208
‫بیشتر سعی کن،
‫در مورد من کلا اظهار نظر مثبت نکنی.

00:05:05.291 --> 00:05:07.375
‫شما دو تا با هم به خوبی کنار میاین.

00:05:07.458 --> 00:05:10.166
‫تو منو یه جورایی یاد اون میندازی.

00:05:10.250 --> 00:05:12.208
‫جفتتون میخواین که دنیا رو نجات بدین.

00:05:12.291 --> 00:05:15.708
‫هر دوتون فکر میکنین فقط
‫خودتون از پس این کار برمیاین.

00:05:17.375 --> 00:05:20.666
‫اوه! من خیلی آدم رو مخیم!
‫وقتی دیدیش اینو یادت نره بگی.

00:05:21.875 --> 00:05:25.500
‫چهارهزار اسپنس برای امپراطوری هیلیو
‫اون هم پشت اژدها.

00:05:25.583 --> 00:05:28.458
‫بدتر از اینم میتونه بشه.
‫ممکنه خودت درون اژدها باشی.

00:05:28.541 --> 00:05:29.583
‫میدونی، بعنوان ناهار.

00:05:30.916 --> 00:05:34.166
‫-اگه گرسنه شد جونتو نجات میدم.
‫-ها-ها!

00:05:34.250 --> 00:05:38.875
‫من هیچوقت "برم" رو نمیخورم.
‫ما با همدیگه رقص مبارزات آیینی رو انجام دادیم.

00:05:38.958 --> 00:05:41.166
‫شنیدی؟
‫اون هیچوقت منو نمیخوره.

00:05:41.250 --> 00:05:43.208
‫ما مثل رفیقای جون‌جونی هستیم.

00:05:43.291 --> 00:05:46.666
‫رفیقای جون‌جونی... چی،
‫شرمنده؟

00:05:48.916 --> 00:05:51.625
‫"مبارزات آیینی ".
‫بنظر جالب میاد.

00:07:01.791 --> 00:07:02.958
‫مشکلی پیش اومده؟

00:07:03.041 --> 00:07:05.833
‫چیزی که اونها در تلاش‌اند تا به زبون بیارن،

00:07:05.916 --> 00:07:08.500
‫اینه که باورشون نمیشه تو برگشتی خونه.

00:07:08.583 --> 00:07:10.500
‫فقط اونها نیستن.

00:07:10.583 --> 00:07:12.666
‫مختصر میگم، علیاحضرت.

00:07:12.750 --> 00:07:18.291
‫شما اجازه نشستن روی اون تخت رو دارید.
‫ما هم تعظیم میکنیم، احترام میذاریم و لبخند میزنیم،

00:07:18.375 --> 00:07:23.666
‫اما فریب این رو نخورین که
‫ در این اتاق قدرت و اختیار دارین.

00:07:23.750 --> 00:07:24.583
‫که اینطور.

00:07:25.375 --> 00:07:29.916
‫اما الان، موضوع تهدید الف‌ها،
‫بسیار ساده‌ست.

00:07:30.000 --> 00:07:32.416
‫ما باید استحکامات مرز آنکلیو رو تقویت کنیم.

00:07:32.500 --> 00:07:36.500
‫نیروهای نظامی بیشتر، دیدبانی‌های بیشتر.
‫یقینا اونها از ترفندهای خودشون استفاده میکنن.

00:07:37.083 --> 00:07:39.500
‫و به ما ضربه‌هایی خواهند زد.

00:07:40.208 --> 00:07:44.458
‫اما بعد متوجه بیهودگی تمام حملاتشون میشن
‫و میخزن توی سوراخ‌هاشون.

00:07:44.541 --> 00:07:48.333
‫اوه، بله، البته. خیلی هم ساده.
‫خطوط مرزی چطور؟

00:07:49.291 --> 00:07:51.208
‫-کدوم خطوط؟
‫-خطوط مرزی؟

00:07:51.291 --> 00:07:55.416
‫خطوطی که هزاران سال مخفی بودن.
‫توسط سلمنه مخفی نگه داشته شدن.

00:07:55.500 --> 00:08:00.125
‫اگر سلمنه حذف بشه،
‫اگه الهه‌ای جدید جایگزینش بشه،

00:08:00.208 --> 00:08:03.125
‫مرزهای تو دیگه هیچ ارزشی ندارن.
‫نیروهات هم هیچ فایده‌ای ندارن.

00:08:03.208 --> 00:08:06.500
‫ارتش ما در دنیا بهترینه.

00:08:06.583 --> 00:08:08.291
‫من دیدم که یه آنکلیو با
‫یه ارتش لژیون از فرقه دارک‌مون،

00:08:08.375 --> 00:08:10.458
‫چیکار میتونه بکنه.

00:08:10.541 --> 00:08:11.416
‫خودم اونجا بودم.

00:08:11.500 --> 00:08:16.666
‫با اونها تا آخرین قطره خونم جنگیدم.
‫اونها هیچ رحمی از خودشون نشون ندادن،ذره‌ای مروت نداشتن.

00:08:16.750 --> 00:08:19.416
‫اونها ما رو بخاطر هزاران اسپنس تعقیب کردن،

00:08:19.500 --> 00:08:22.375
‫چون میخواستن دل و رودمون رو
‫بیرون بریزن و از درخت‌ها دارمون بزنن.

00:08:22.458 --> 00:08:26.791
‫ما نباید منتظر اونا بشینیم.
‫ما باید بریم سراغشون.

00:08:26.875 --> 00:08:30.083
‫منظورت اینه که به
‫جنگل نایت‌سیلور یورش ببریم؟

00:08:30.166 --> 00:08:33.291
‫و به چه دلیل؟ تا الهه‌ـت رو نجات بدیم؟

00:08:33.375 --> 00:08:37.083
‫تو عقلت رو از دست دادی. من اجازه‌شو نمیدم.

00:08:37.166 --> 00:08:38.291
‫بنابراین مرخصی.

00:08:39.333 --> 00:08:40.375
‫"مرخصم"؟

00:08:42.750 --> 00:08:47.125
‫شورا به نتیجه نهایی رسید، علیاحضرت.

00:08:51.375 --> 00:08:53.125
‫داری زیاده‌روی میکنی.

00:08:53.208 --> 00:08:57.083
‫و درباره موضوعاتی که درکشون نمیکنی،
‫اظهار نظراتی ارائه میدی.

00:08:57.166 --> 00:08:59.083
‫تو "لگاتوس تیمیر" رو اخراج کردی.

00:08:59.166 --> 00:09:02.833
‫اون هیچ تجربه مبارزاتی نداره.

00:09:02.916 --> 00:09:06.708
‫محض رضای خدا، اون بیشتر از یه سرفه مداوم
‫با چیزی مبارزه کرده؟

00:09:06.791 --> 00:09:08.875
‫فقط چون ثروتمنده.

00:09:08.958 --> 00:09:12.875
‫ثروتمندترین زن امپراطوری
‫ لژیون شخصی لگاتوس شده،

00:09:12.958 --> 00:09:17.250
‫چون مسئول اصلی تامین منابع مالی باقی ارتشه.

00:09:17.791 --> 00:09:22.583
‫تو برای خودت دشمن تراشیدی.
‫اون هم دشمنی بسیار خطرناک، به چه دلیل؟

00:09:22.666 --> 00:09:24.500
‫الان وقت نازکشیدن نداریم.

00:09:24.583 --> 00:09:27.166
‫پدرت هم صبوری کمی داشت.

00:09:28.458 --> 00:09:33.791
‫اگر عاقلانه قدم برنداری،
‫حرکت سرعتی هیچ فایده‌ای ندارن.

00:09:34.583 --> 00:09:36.500
‫بهتره سریع باشی تا اینکه کلا بیخیال بشی.

00:09:56.708 --> 00:09:59.041
‫تو حموم تیم خوبی بودیم دوتایی.

00:09:59.125 --> 00:10:00.666
‫قبلشم ازت تشکر کردم.

00:10:00.750 --> 00:10:03.833
‫-در واقع ازم تشکر نکردی.
‫-اومم.

00:10:04.750 --> 00:10:08.375
‫-بخاطر دم‌ـم؟
‫-بخاطر بقیه دم و دستگاهت.

00:10:09.375 --> 00:10:11.000
‫کی میخواد از اینجا بره بیرون؟

00:10:14.958 --> 00:10:16.791
‫قابلی نداشت.

00:10:17.416 --> 00:10:20.708
‫حتی فرصت نکردیم
‫آخرین شب مجردیت رو جشن بگیریم.

00:10:20.791 --> 00:10:22.125
‫اصلا بامزه نیست.

00:10:22.208 --> 00:10:24.875
‫فقط شگفت‌زده شدم.
‫اصلا فکر نمیکردم بتونی برقصی.

00:10:24.958 --> 00:10:27.500
‫حتی کمتر از یه جورایی آیین جفت‌یابی.

00:10:27.583 --> 00:10:30.500
‫-تو. تو یه همچین کاری میکنی؟
‫-چی؟

00:10:30.583 --> 00:10:34.125
‫تو یکیو بخاطر رابطه عجیب‌غریبش
‫ با اژدها دست میندازی؟

00:10:35.041 --> 00:10:36.208
‫به نکته خوبی اشاره کردی.

00:10:42.708 --> 00:10:46.791
‫بیا. من مسیری که به
‫ایالت محل زندگی خانواده لینا میرسه رو نشونت میدم.

00:10:46.875 --> 00:10:50.958
‫من خیلی مطمئن نیستم بخوام
‫ با یه اژدهای ترسناک برم شهر.

00:11:01.666 --> 00:11:02.791
‫سلام.

00:11:04.041 --> 00:11:06.291
‫یعنی، چی؟

00:11:06.375 --> 00:11:11.000
‫وقتی آخرین رویای صاعقه تموم شد،
‫من با این شکل بیدار شدم.

00:11:11.083 --> 00:11:15.083
‫برام سوال شده بود چطور پنجه‌های به این بزرگی
‫ میتونن با قلمی به این کوچیکی شعر بنویسن.

00:11:15.166 --> 00:11:19.250
‫با خودم گفتم" لابد اژدهایی با یه
‫ موتور کنترل خیلی با کیفیت وجود داره."

00:11:19.333 --> 00:11:20.708
‫معما حل شد.

00:11:20.791 --> 00:11:25.125
‫معماهای بسیار کمی تو دنیا وجود داره.
‫حل کردنشون باعث ناراحتیه.

00:11:25.208 --> 00:11:28.250
‫اوه، باور کن من سر خیلی چیزا گیج شدم.

00:11:35.916 --> 00:11:39.708
‫باور کردنش سخته که هر درخششی ،
‫بیانگر روحی تازه ست.

00:11:40.458 --> 00:11:46.333
‫امید. یکی مثل من و تو هست،
‫که با ترس درون تاریکیه.

00:11:46.416 --> 00:11:52.666
‫جهان‌های بسیاری اون بیرون وجود دارن،
‫که هر کدوم آرزوی کمی نور بیشتر رو دارن.

00:11:53.291 --> 00:11:57.666
‫-بابت امروز متاسفم، پرتوعک خورشید.
‫-"پرتوعک خورشید."

00:11:57.750 --> 00:12:01.208
‫من اون دختربچه‌ای نیستم که
‫سالها پیش کمک کردی فرار کنه.

00:12:01.291 --> 00:12:04.875
‫اون دختر به این شهر نگاه میکرد
‫و تصورش این بود که متعلق به خودشه.

00:12:04.958 --> 00:12:08.375
‫اما الان اون چه میبینم شهری‌ـه که
‫بدون من حرکت کرده.

00:12:08.458 --> 00:12:12.666
‫این شهر تکامل پیدا کرده،
‫همونطور که هممون باید تکامل پیدا کنیم.

00:12:12.750 --> 00:12:14.166
‫وقتی رفته بودم،

00:12:14.250 --> 00:12:18.458
‫یاد گرفتم که ممکنه حق با تو باشه
‫ و همچنان بازنده باشی.

00:12:18.541 --> 00:12:21.416
‫مطمئن نیستم که اسمش تکامله یا شانس.

00:12:21.500 --> 00:12:24.458
‫اسمش داناییه، سخت‌ترین چیزی که بدست میاد.

00:12:24.541 --> 00:12:29.333
‫من مشغول بازی کردن با آدم‌ها و نیروهایی هستم
‫که نه میشناسم‌شون نه درکشون میکنم.

00:12:29.416 --> 00:12:32.625
‫اگر بخوام موفق بشم، به کمک احتیاج دارم.

00:12:33.541 --> 00:12:35.000
‫ازت میخوام که آموزشم بدی.

00:12:35.083 --> 00:12:39.458
‫من عاشق پدرم هستم،
‫اما اشتباهاتش رو تکرار نمیکنم.

00:12:48.166 --> 00:12:50.125
‫ببخشید مزاحمتون میشم، بانو.

00:12:51.458 --> 00:12:56.000
‫یه شوالیه اژدها اومده پشت در.
‫شدیدا میخواد که با شما صحبت کنه.

00:12:56.083 --> 00:12:57.958
‫فکر میکردم شوالیه‌های اژدها همه مردن.

00:12:58.041 --> 00:13:03.375
‫این یکی زندس، بانو.
‫نشان خواهرتون همراهشه.

00:13:04.208 --> 00:13:07.208
‫خیلی ساده‌ست،
‫ دستت رو میذاری روی دستگیره و میچرخونی.

00:13:07.291 --> 00:13:08.666
‫و میری داخل!

00:13:08.750 --> 00:13:11.958
‫اینجا چه خبره؟

00:13:12.041 --> 00:13:18.416
‫آه، من برم هستم یه شوالیه اژدها.
‫و ایشون هم یه شوالیه اژدها دیگه‌ـس.

00:13:19.708 --> 00:13:24.250
‫داوین. اون خیلی کم صحبته.

00:13:25.250 --> 00:13:27.333
‫گوش کن، ما یه مشکل خیلی بزرگ داریم.

00:13:27.416 --> 00:13:30.791
‫-داوین یه مشکل خیلی بزرگ داره.
‫-اژدهاها.

00:13:30.875 --> 00:13:32.625
‫دقیقا منظورم همین بود.

00:13:32.708 --> 00:13:36.458
‫ما جمله‌های همدیگه رو کامل میکنیم.
‫بامزه نیست؟

00:13:36.541 --> 00:13:38.416
‫همم. بامزه‌ـس.

00:13:38.500 --> 00:13:41.666
‫ببخشید، من حس میکنم
‫ ما همدیگه رو قبلا دیدیدم.

00:13:41.750 --> 00:13:43.041
‫منم همینطور.

00:13:43.125 --> 00:13:46.708
‫خب، اژدهاها. معضل اژدها بزرگ‌ها.

00:13:47.416 --> 00:13:52.208
‫درسته، بله، ببین مشکل اینه که،
‫من خودم مشکل اصلی هستم.

00:13:52.291 --> 00:13:55.333
‫فهمیدنش ساده‌ست.
‫دنبالم بیا.

00:13:56.333 --> 00:13:59.125
‫اوه!
‫خواهرت خیلی آدم رو مخیه.

00:13:59.208 --> 00:14:02.625
‫-خودش گفت اینو بگی.
‫-آره، خودش گفت.

00:14:09.750 --> 00:14:11.958
‫این خونه مناسب تو نیست.

00:14:14.333 --> 00:14:17.875
‫بیا. از گل‌ها و وید لذت ببر.

00:14:22.583 --> 00:14:29.083
‫<i>تو به من قول 7 روح رو دادی.
‫اما فقط یه دونه رو ارسال کردی. </i>

00:14:30.125 --> 00:14:33.291
‫<i>ما به پیمانی که با شاپ‌کیپر بستیم متعهدیم.</i>

00:14:33.375 --> 00:14:36.083
‫من تنها به جمع‌آوری روح‌ها متعهدم.

00:14:36.166 --> 00:14:39.041
‫ما هیچوقت بطور مشخص
‫ قرار نبود اون‌هارو رها کنیم.

00:14:39.125 --> 00:14:42.541
‫من میدونم اونا رو برای چی میخوای.
‫میدونم که همه اینا چه معنی داره.

00:14:42.625 --> 00:14:46.833
‫و اونقدر مخرب نیستم
‫ که تو رو به اهدافت یاری کنم.

00:14:46.916 --> 00:14:48.500
‫<i>هوشمندانه‌ست.</i>

00:14:48.583 --> 00:14:52.875
‫<i>تو خودت رو هوشمندترین موجود
‫ در تمام دنیا میدونی.</i>

00:14:52.958 --> 00:14:56.083
‫<i>اونقدر باهوشی که
‫ اسم خودت رو از اون حذف کردی،</i>

00:14:56.166 --> 00:14:58.791
‫<i>تا نذاری دست خدا هم بهت برسه... </i>

00:15:00.458 --> 00:15:02.708
‫<i>انسان یا من.</i>

00:15:03.291 --> 00:15:08.708
‫<i>هوشمندی‌ـت تو رو از آسیب مصون میداره،
‫در ازای تنهایی.</i>

00:15:08.791 --> 00:15:13.791
‫<i>میبینم. میدونم.</i>

00:15:13.875 --> 00:15:17.333
‫<i>در تمام واقعیت‌های متفاوت، تو یکسانی،</i>

00:15:17.416 --> 00:15:22.208
‫<i>پیرمردی شکسته‌ای هستی که
‫ در تقلاست تا اندوهش رو پنهان کنه.</i>

00:15:22.291 --> 00:15:28.500
‫<i>ما معامله میکنیم، تو دروغ میگی.
‫ شرایط رو عوض میکنی.</i>

00:15:28.583 --> 00:15:33.000
‫<i>درنظر نمیگیری که من تمام اینها رو میبینم،</i>

00:15:33.083 --> 00:15:37.416
‫<i>و تمام این، جزئی از نقشه منه.</i>

00:15:37.500 --> 00:15:38.916
‫جالبه.

00:15:39.000 --> 00:15:41.833
‫و در چه تعداد واقعیت
‫ما این مکالمه رو با همدیگه داریم؟

00:15:41.916 --> 00:15:45.125
‫در چندتای اونها این بازی
‫ تاکنون پیشروی کرده؟

00:15:45.208 --> 00:15:47.375
‫فقط این یکی.

00:15:47.458 --> 00:15:51.625
‫چیزی رو که تو میبینی، من میتونم تصور کنم
‫ما مثل همیم.

00:15:51.708 --> 00:15:53.750
‫و دختره؟

00:15:56.125 --> 00:15:57.916
‫دختره؟

00:15:58.625 --> 00:16:02.500
‫همون الف. خب، اون فقط
‫ یه وسیله‌ست نه بیشتر.

00:16:02.583 --> 00:16:03.541
‫اون یه بازیچه‌ـس.

00:16:03.625 --> 00:16:07.833
‫اسمش رو میدونم.
‫اسم واقعیش رو بلدم.

00:16:07.916 --> 00:16:14.541
‫و مکانی که اشغال میکنه.
‫جای خالی‌ای ست که توسط یه بچه به جا مونده.

00:16:14.625 --> 00:16:17.375
‫قربانی اشتباهات پدرشه.

00:16:18.125 --> 00:16:20.208
‫هر چقدر میخای مقاومت کن.

00:16:20.291 --> 00:16:26.250
‫اما  در پایان ، بهم التماس میکنی که
‫ روح اژدها رو ازت بگیرم.

00:16:33.958 --> 00:16:35.958
‫سنجاب کوچولو نمیتونست برگرده سمت درخت،

00:16:37.000 --> 00:16:39.125
‫با اینکه کل عمرشو اونجا سپری کرده بود.

00:16:41.625 --> 00:16:43.666
‫خیلی خوش‌خوابه.

00:16:44.333 --> 00:16:49.083
‫-این داستان، چطوری تموم میشه؟
‫-این داستان درخت لور ـه. همه شنیدنش.

00:16:49.166 --> 00:16:51.500
‫-من بچگیمو لای پر قو بزرگ شدم.

00:16:52.708 --> 00:16:54.333
‫هر بچه‌ای باید اینجوری بزرگ بشه.

00:16:54.416 --> 00:16:57.208
‫سنجابه، کار خیلی بدی کرد.

00:16:57.291 --> 00:17:00.750
‫درخت خودش رو نابود کرد.
‫اما درستش میکنه، مگه نه؟

00:17:00.833 --> 00:17:05.166
‫نه. یه سری چیزا درست شدنی نیستن.
‫آب رفته به جوی برنمیگرده.

00:17:05.250 --> 00:17:08.791
‫اونها تبدیل به داستان میشن.
‫داستان لور. برگ‌های روی درخت.

00:17:09.416 --> 00:17:12.875
‫آه، سنجاب یاد میگیره
‫ که زیر سایه درخت بایسته،

00:17:12.958 --> 00:17:16.666
‫میفهمه که حتی تلخی‌ها
‫میتونن منجر به زیبایی بشن.

00:17:18.666 --> 00:17:20.041
‫میتونم بغلش کنم؟

00:17:24.791 --> 00:17:27.458
‫تو به اندازه کافی بزرگ نیستی
‫که بتونی کل الدورم رو جابجا کنی.

00:17:27.541 --> 00:17:31.333
‫نمیتونم. همیشه نه.
‫همینه که این موضوع رو اضطراری میکنه.

00:17:31.416 --> 00:17:34.416
‫اسلایرک باید تحت نظر باشه. من هم به مخاطب نیاز دارم.

00:17:34.500 --> 00:17:38.208
‫امپراطور، اون مرد حقیریه
‫ و ضعیف.

00:17:38.791 --> 00:17:41.875
‫قانع کردنش خیلی آسون نیست،
‫باید بهش این حس رو منتقل کنیم...

00:17:41.958 --> 00:17:43.208
‫که قوی تر از  این حرفاست.

00:17:45.041 --> 00:17:48.750
‫درسته.
‫ اما هیچکس یه شوالیه‌اژدها رو رد نمیکنه.

00:17:48.833 --> 00:17:52.166
‫نه متصدی بار، نه هیچ پادشاهی،
‫و نه هیچ امپراطوری.

00:17:52.250 --> 00:17:55.708
‫"متصدی بار". تاثیرگذار بود.

00:17:56.208 --> 00:18:00.333
‫میبرمت پیشش.
‫تماشای از خشم به خود پیچیدنش باید جالب باشه.

00:18:06.458 --> 00:18:08.291
‫-اه، پشمام!
‫-درو ببـن...

00:18:41.333 --> 00:18:42.333
‫نیزه‌ها آماده!

00:18:42.416 --> 00:18:43.666
‫نیزه‌ها آماده.

00:18:43.750 --> 00:18:45.166
‫کمانداران آماده!

00:18:45.250 --> 00:18:47.250
‫کمانداران آماده!

00:18:47.333 --> 00:18:49.791
‫بکشیدشون! همشونو بکشین!

00:19:12.583 --> 00:19:14.916
‫یه شعله خیلی شبیه جشن نیست.

00:19:15.000 --> 00:19:16.250
‫یه نشونه‌ـست.

00:19:17.291 --> 00:19:18.583
‫برای منه.

00:19:18.666 --> 00:19:21.833
‫حوصله یه کم آتیش‌سوزی
‫ خودبخودی انسان رو داری؟

00:19:31.375 --> 00:19:33.708
‫- بریم به سمت گلدسته.
‫- نه، نه، نه ...

00:19:33.791 --> 00:19:36.416
‫گلدسته خلاف اون مسیریه که باید بریم.

00:19:36.500 --> 00:19:39.625
‫هرجور خودت راحتی.
‫من باید یه شاهدخت رو نجات بدم.

00:19:39.708 --> 00:19:42.208
‫شاهدخت؟ باید زودتر میگفتی.

00:20:01.416 --> 00:20:02.625
‫اسلیر.

00:20:16.000 --> 00:20:17.291
‫امکان نداره.

00:20:17.375 --> 00:20:20.375
‫-میدونم، این یه لاکپشته یا...
‫-همینجا بمون.

00:20:20.458 --> 00:20:23.375
‫داونی، لاکپشت ارزشش رو نداره که...

00:20:34.875 --> 00:20:36.958
‫یونا. چیکار کردی؟

00:20:39.083 --> 00:20:41.916
‫هی! من فقط میخوام درباره میرانا بدونم.

00:20:43.916 --> 00:20:45.458
‫بشین بابا، جوجه.

00:20:45.541 --> 00:20:47.583
‫این کار ضروری نبود.

00:20:47.666 --> 00:20:50.708
‫-اه، میشناسیش؟
‫-اون شاهدخت رو میشناسه.

00:20:50.791 --> 00:20:54.416
‫-چه خوب؟
‫-بنظرم خیلی خوووب.

00:21:03.833 --> 00:21:06.083
‫من با اژدهای درستی ازدواج کردم.

00:21:06.166 --> 00:21:08.541
‫-چیه؟
‫-ما اونقدر ها هم جون‌جونی نیستیم.

00:21:08.625 --> 00:21:11.458
‫من با شوخ‌طبعی انسان‌ها آشنایی ندارم.

00:21:11.541 --> 00:21:15.333
‫متاسفم. امیدوارم عصبانی نشده باشی.

00:21:15.416 --> 00:21:18.416
‫خب، راستش،
‫خود دورانی که با هم بودیم جالب بود.

00:21:19.083 --> 00:21:20.083
‫میتونسی اون کارو کنی، پس...

00:21:21.416 --> 00:21:25.583
‫تو بعنوان یه موشی که خیلی راحت
‫ زیر دست و پا له شده خیلی بامزه‌ای.

00:21:25.666 --> 00:21:28.583
‫خب، خیلی هم راحت له نشدم.

00:21:38.791 --> 00:21:41.666
‫چقد له و لورده بنظر میای.

00:21:46.250 --> 00:21:48.666
‫اوه، بوی فاضلاب میدی.

00:21:50.208 --> 00:21:52.541
‫حموم رفتم. یه بار.

00:21:59.583 --> 00:22:00.791
‫سلام.

00:22:01.541 --> 00:22:02.666
‫سلام.

00:22:04.791 --> 00:22:06.750
‫-باید بریم.
‫-نمیتونم.

00:22:06.833 --> 00:22:09.416
‫میتونی. فقط از در برو بیرون
‫ و یه مسیری رو انتخاب کن.

00:22:09.500 --> 00:22:11.791
‫یکی به من بگه اینجا چه خبره؟

00:22:11.875 --> 00:22:12.791
‫امم.

00:22:12.875 --> 00:22:16.125
‫یه رقابت عشقی.
‫گویای همه چیزه.

00:22:16.208 --> 00:22:21.458
‫من زندانی نیستم.
‫من راه برگشت به خونه رو پیدا کردم.

00:22:21.541 --> 00:22:24.583
‫میتونم همه چیزو درست کنم.
‫اما باید اینجا بمونم.

00:22:25.166 --> 00:22:28.500
‫-این جزو انتخاب‌های من نیست.
‫-قطعا نیست.

00:22:28.583 --> 00:22:30.583
‫یه راه مخفی سراغ دارم. دنبالم بیاین.

00:22:39.333 --> 00:22:40.791
‫نه. نه.

00:22:46.666 --> 00:22:47.916
‫نه. نه.

00:22:48.541 --> 00:22:50.208
‫نه، نه، نه، نه ...

00:22:52.958 --> 00:22:55.291
‫اون تیر از اونجا اومد.

00:22:59.333 --> 00:23:02.541
‫نبردی در راهه.
‫شاهدخت مرده.

00:23:02.625 --> 00:23:04.166
‫یونا، به من گوش کن.

00:23:05.416 --> 00:23:07.041
‫اه، یالا باید بریم.

00:23:22.000 --> 00:23:24.583
‫-میتونی بعدا سوگواری کنی.
‫-نمیخوام سوگواری کنم.

00:23:24.666 --> 00:23:26.833
‫انتقام میخوام.

00:23:28.208 --> 00:23:33.583
‫شاهدخت رو بذار زمین،
‫وگرنه به جون پدرم قسم میخورم،

00:23:33.666 --> 00:23:35.958
‫استخونات رو از بدنت میکشم برون.

00:23:36.666 --> 00:23:50.958
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.