﻿WEBVTT

00:00:50.185 --> 00:01:23.185
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:23.809 --> 00:01:30.809
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:32.509 --> 00:01:33.510
‫بهم اعتماد داری؟

00:01:34.511 --> 00:01:36.137
‫ای کاش هیچ وقت ندیده بودمت.

00:01:36.138 --> 00:01:40.392
‫حالا که دیدی، الانم رسیدیم به اینجا.

00:01:41.435 --> 00:01:46.148
‫کل این کهکشان روی تصمیم یه نفر
‫می چرخه، تو.

00:01:47.941 --> 00:01:50.319
‫ریش، ریش...

00:01:52.404 --> 00:01:55.156
‫فکر نمی کنم بتونم از پسش بر بیام.

00:01:55.157 --> 00:02:00.245
‫و تو بهتر از هر کسی می دونی
‫پای چی وسطه.

00:02:02.331 --> 00:02:03.916
‫از بلایی که سرمون آوردی متنفرم.

00:02:04.583 --> 00:02:07.794
‫می دونم. اگه عصبانی باشی بهتره.

00:02:08.294 --> 00:02:09.420
‫عصبانی نیستم.من...

00:02:13.383 --> 00:02:14.384
‫دوستت دارم.

00:02:17.387 --> 00:02:18.805
‫می دونم پسرم.

00:02:32.528 --> 00:02:33.529
‫تمومش کن.

00:02:34.613 --> 00:02:37.616
‫مستقیم برو تو محفظه خواب مصنوعی.
‫مخصوص خودت برنامه ریزی شده.

00:02:38.242 --> 00:02:40.994
‫و نباید با اون خداحافاظی کنی.

00:02:42.454 --> 00:02:44.164
‫اون رو قاطی این کار نکن.

00:03:27.583 --> 00:03:28.625
‫ریش.

00:03:33.422 --> 00:03:35.340
‫هنوز دارم خواب می بینم، مگه نه؟

00:03:35.841 --> 00:03:37.176
‫خواب نمی بینی.

00:03:41.847 --> 00:03:43.140
‫تو چطور هنوز زنده ای؟

00:03:44.308 --> 00:03:47.311
‫نیستم. توی دلیورنس مردم.

00:03:48.937 --> 00:03:50.147
‫همشون رو گول زدی.

00:03:50.939 --> 00:03:52.441
‫فکر می کنند بهشون اهمیت می‌دی.

00:03:53.358 --> 00:03:55.611
‫ولی حقیقت اینه که
‫هیچ کسی برای تو مهم نیست.

00:03:56.195 --> 00:03:58.780
‫همشون نقطه‌های روی یه نمودارن.

00:04:00.115 --> 00:04:01.449
‫برای همینه که شکست می‌خوری.

00:04:01.450 --> 00:04:03.868
‫چون برات مهم نیست کی می‌میره
‫یا زنده می‌مونه.

00:04:03.869 --> 00:04:07.330
‫قرار نبود تو بمیری.
‫ولی نقشه رو عوض کردی.

00:04:07.331 --> 00:04:12.586
‫من رو قاطیش کردی چون بهم اعتماد
‫نداشتی، اگه بهم اعتماد می‌کردی زنده می‌موندم.

00:04:12.587 --> 00:04:16.214
‫بعدش مثل آشغال من
‫رو از هوابند بیرون انداختن.

00:04:17.882 --> 00:04:20.719
‫بیرون انداختنم که تا ابد توی
‫فضا، منجمد و معلق باشم.

00:04:21.553 --> 00:04:22.679
‫تو آشغال نبودی.

00:04:23.514 --> 00:04:24.515
‫نه.

00:04:33.023 --> 00:04:38.195
‫پسرت بودم، و گذاشتی بمیرم.

00:04:40.906 --> 00:04:46.078
‫ولی چرا تعجب کردم؟ جفتمون می‌دونیم
‫که بار اول نبوده.

00:05:58.692 --> 00:06:00.026
‫حالت خوبه؟

00:06:00.027 --> 00:06:01.819
‫یه قرنی میشه که پا نداشته.

00:06:01.820 --> 00:06:04.322
‫حالا که حرف از پا شد،
‫پاهات رو از کجا آوردی هری؟

00:06:04.323 --> 00:06:08.660
‫بهت که گفتم، نمی‌دونم.
‫کاله بهم گفت برم سمت دنیای "اونا"

00:06:08.661 --> 00:06:10.661
‫چطوری؟ توی منشور نخستین
‫گیر کرده بودی.

00:06:10.662 --> 00:06:14.165
‫وقتی ذهنم رو از دست داده بودم
‫جلوم ظاهر شد.

00:06:14.166 --> 00:06:18.211
‫گفت که تجسم خود منشوره.

00:06:18.212 --> 00:06:22.299
‫ولی من اون رو دیدم. مثل من جسم مادی داشت، ولی روی رادار به عنوان موجود زنده ثبت نشد.

00:06:22.300 --> 00:06:23.258
‫من ثبت میشم؟

00:06:23.259 --> 00:06:24.510
‫آره.

00:06:25.219 --> 00:06:28.388
‫بدنم دقیقا مثل لحظه قبل از مرگمه.

00:06:29.515 --> 00:06:35.270
‫با کاله رفتم توی غار، هیچ وزنی نداشتم
‫و توی تاریکی غار منتظر ایستادم.

00:06:36.522 --> 00:06:40.984
‫و بعد وقتی کنار تو بیدار شدم، کشش جاذبه
‫رو روی ستون فقراتم حس کردم.

00:06:40.985 --> 00:06:42.069
‫ازت یه بدل درست کرده.

00:06:43.111 --> 00:06:47.032
‫پس بعد از یه قرن و نیم، سلسله ژنتیکی
‫رقیب پیدا کرده.

00:06:47.533 --> 00:06:49.033
‫متوجهم چه قدر مضحکه.

00:06:49.034 --> 00:06:50.910
‫یه نفر هست که ‌می‌خواسته
‫دوباره یه بدن از گوشت و خون داشته باشی.

00:06:50.911 --> 00:06:54.289
‫چه قدر به خودت زحمت دادی
‫تا خودت رو تبدیل به یه ایده بکنی.

00:06:54.790 --> 00:06:57.793
‫یه نگاهی به این بنداز.
‫چندتا پیغام ارسالی پیدا کردم.

00:06:58.502 --> 00:07:01.630
‫بنیاد سراسر حاشیه بیرونی
‫گسترش پیدا کرده.

00:07:02.130 --> 00:07:05.384
‫دارن روانشناسی تاریخی رو
‫به عنوان جادو تبلیغ می‌کنند.

00:07:05.926 --> 00:07:08.282
‫تو رو به عنوان پیامبر تبلیغ معرفی می‌کنند.

00:07:08.283 --> 00:07:10.638
‫من نه. اون. اون یکی سلدان.

00:07:10.639 --> 00:07:13.433
‫و رخ دادنش هم ناگریز بود
‫مردم عاشق زانو زدننند.

00:07:13.434 --> 00:07:14.955
‫در حال نزدیک شدن به ایگنیس.

00:07:14.956 --> 00:07:16.477
‫داریم به ایگنیس می‌رسیم.

00:07:16.478 --> 00:07:18.272
‫مگه این که بخوای دوباره کشتیم
‫رو ازم بگیری.

00:07:24.611 --> 00:07:27.780
‫ایگنیس. هزار سال پیش دست امپراطوری بود.

00:07:27.781 --> 00:07:31.326
‫گونه‌های زنده متنوعی داره، ولی از زمان رفتن
‫امپراطوری انسانی روش زندگی نکرده.

00:07:32.244 --> 00:07:34.244
‫خب، اگه کسی اونجا نیست،
‫کی ما رو صدا کرد؟

00:07:35.205 --> 00:07:36.415
‫در حال ورود به جو.

00:07:40.544 --> 00:07:42.171
‫لعنتی!
‫چی شده؟

00:07:44.381 --> 00:07:47.301
‫خرده ریزای یونی توی جو
‫سیستم رو ریست کردند.

00:07:47.302 --> 00:07:48.217
‫یعنی چی؟

00:07:48.218 --> 00:07:50.470
‫یعنی فقط می‌تونم بچرخم.موتور از کار
‫افتاده.

00:07:50.471 --> 00:07:51.889
‫یعنی بده؟
‫آره!

00:07:56.810 --> 00:07:58.103
‫می‌تونی ببریمون پایین؟
‫خفه شو!

00:07:59.313 --> 00:08:01.857
‫درختا! درختا! درختا!
‫می‌دونم!

00:08:07.863 --> 00:08:09.364
‫بجنب!

00:08:20.584 --> 00:08:21.542
‫هری، صدمه دیدی؟

00:08:21.543 --> 00:08:26.048
‫یه کم. خیلی وقت بود که درد فیزیکی
‫رو تجربه نکرده بودم. خوشحال کننده است.

00:08:26.548 --> 00:08:27.798
‫تا وقتی زخمات بدتر نباشه آره.

00:08:27.799 --> 00:08:29.718
‫یه بررسی صدمات انجام بده.
‫می‌رم و میام.

00:08:29.719 --> 00:08:31.053
‫کجا داری می‌ری؟

00:08:31.553 --> 00:08:33.429
‫جنگل. یه نفر داشت فرودمون
‫رو تماشا می‌کرد.

00:08:33.931 --> 00:08:36.058
‫به نظرم اول باید بهمون
‫کمک کنی سفینه رو تعمیر کنیم.

00:08:36.059 --> 00:08:37.933
‫خب، حین فرود کلی سر و صدا
‫راه انداختیم.

00:08:37.934 --> 00:08:40.895
‫اگه یه نفر داشته بهمون نگاه می‌کرده،
‫ترجیح می‌دم به جای اینجا، اون بیرون ببینمش.

00:08:41.438 --> 00:08:44.775
‫لعنتی! پله‌های خروجی حین فرود صدمه
‫دیدن. از هوابند می‌رم.

00:08:54.743 --> 00:08:58.330
‫داری اجازه می‌دی چیزی که توی بینشت
‫دیدی روت اثر بذاره. بهش اجازه نده.

00:09:10.008 --> 00:09:11.759
‫می‌دونستم کار راحتی نیست.

00:09:11.760 --> 00:09:14.680
‫هر اثری از سوقصد که مونده باشه
‫رو ممنوع الپخش کردند.

00:09:14.681 --> 00:09:17.140
‫درسته. ویدئو‌های اتاق خواب امپراطوری
‫از دسترس خارجن.

00:09:17.141 --> 00:09:18.808
‫و مسئله خانواده‌ام چی؟

00:09:18.809 --> 00:09:20.477
‫چیزی وجود نداره، قلمرو. متاسفم.

00:09:21.436 --> 00:09:24.439
‫ممنونم مارکلی. به زودی
‫درخواست دیگه‌ای برات می‌فرستیم.

00:09:25.023 --> 00:09:26.900
‫تو اتاق خواب دی بهش حمله کردند.

00:09:28.318 --> 00:09:30.070
‫فکر کنم باید یه جوری برم اون
‫تو تا یه نگاهی بندازم.

00:09:30.071 --> 00:09:32.030
‫و مطمئنی این تنها راهه؟

00:09:32.614 --> 00:09:35.617
‫خوشت نمیاد بدن جوان و زیبام
‫رو در ازای اطلاعات پیشکش کنم؟

00:09:36.410 --> 00:09:38.828
‫نترس رو. بیشتر از اون چیزی
‫که بخوام بهش نمی‌دم.

00:09:38.829 --> 00:09:43.750
‫امیدوارم همینطور باشه. بعضی وقتا
‫موندم اون شاهدخت سارث خجالتی کجاست؟

00:09:44.251 --> 00:09:45.794
‫همراه بقیه خانواده‌ام مرد.

00:10:01.143 --> 00:10:02.560
‫می‌خواد همبستر بشیم.

00:10:02.561 --> 00:10:05.606
‫همونطور که امیدوار بودی. یه اتحاد واقعی می‌خواستی، نه یه اتحاد کاغذی.

00:10:05.607 --> 00:10:08.567
‫بله. همه چیز داره خوب پیش میره.
‫ولی من...

00:10:09.359 --> 00:10:11.945
‫در اون زمینه به تو عادت کردم.

00:10:12.946 --> 00:10:16.033
‫تو یه مرد هستی. یه مرد فوق العاده از هر نظر
‫که اون دختر

00:10:16.034 --> 00:10:17.910
‫تا حالا مثلش رو ندیده.

00:10:18.702 --> 00:10:19.577
‫دقیقا.

00:10:19.578 --> 00:10:25.334
‫و از اونجایی که پیشنهاد از طرف اونه،
‫احتمالا خودش رو آماده کرده. زمان زیادی لازم نداره.

00:10:27.836 --> 00:10:29.505
‫و حس‌ می‌کنم که تو هم آماده‌ای.

00:10:33.884 --> 00:10:35.302
‫همین نزدیکیا می‌مونم.
‫باشه.

00:10:38.680 --> 00:10:39.681
‫به من فکر کن.

00:10:54.947 --> 00:10:57.950
‫بیا تو سارث.
‫منتظرت بودم.

00:10:59.868 --> 00:11:01.119
‫ممنونم که موافقت کردی.

00:11:01.620 --> 00:11:05.958
‫متوجهم که امور عاشقانه
‫برای بانوان جوان مهم هست.

00:11:07.084 --> 00:11:09.753
‫خلوتگاه درونی. اجازه هست؟

00:11:09.754 --> 00:11:11.421
‫خواهش می‌کنم. راحت باش.

00:11:13.882 --> 00:11:19.137
‫واو، این یکی رو باش. عجب چیزیه.

00:11:19.638 --> 00:11:20.639
‫ممنونم.

00:11:21.932 --> 00:11:23.141
‫داره تعمیر میشه؟

00:11:24.601 --> 00:11:27.896
‫به خاطر کپک و انگله.

00:11:28.522 --> 00:11:31.399
‫قدیمیه. اصالتا کلیان اول
‫رو نشون می‌داد،

00:11:31.400 --> 00:11:35.320
‫ولی برای هر دی دوباره طراحی
‫میشه تا تلاش منحصر به فردشون در راه

00:11:35.321 --> 00:11:36.321
‫امپراطوری رو نشون بده.

00:11:36.905 --> 00:11:39.825
‫و اونا بالای سرت حلقه‌های مدارین؟
‫چه قدر دراماتیک.

00:11:40.450 --> 00:11:43.704
‫برادرم شروعشون کرد.
‫خودم کاملشون کردم.

00:11:44.788 --> 00:11:47.582
‫از اون چیزی که فکرش رو می‌کردم
‫چشم گیر ترن.

00:11:47.583 --> 00:11:50.376
‫اصالتا طراحی شده بودند
‫تا از روی زمین دیده نشن.

00:11:50.377 --> 00:11:55.674
‫ولی می‌خواستم مردم کمان ها رو ببینند،
‫مثل زنجیری که دور دنیا پیچیده شده.

00:11:57.176 --> 00:11:59.928
‫مردم همیشه باید به یاد داشته
‫باشن که فقط به خاطر اراده من

00:11:59.929 --> 00:12:01.263
‫زنده هستند.

00:12:04.099 --> 00:12:06.810
‫هاله‌ات. حتی حین همبستری
‫هم می‌پوشیش؟

00:12:08.187 --> 00:12:09.395
‫همیشه.

00:12:09.396 --> 00:12:13.150
‫درجه‌اش رو تا این حد بالا بردی؟ اگه خوای...

00:12:13.734 --> 00:12:16.069
‫نمی دونم... در کونی بخوری چی؟

00:12:16.695 --> 00:12:19.781
‫تصور می‌کنم اینجا عصایی چیزی باشه
‫که بتونه نشان سلطنتی رو

00:12:19.782 --> 00:12:20.740
‫روی باسن آدم حک بکنه.

00:12:20.741 --> 00:12:22.034
‫دستور می‌دم چندتایی درست کنند.

00:12:26.413 --> 00:12:27.915
‫تخت خیلی نرمی داری.

00:12:30.792 --> 00:12:32.461
‫یه مثل قدیمی هست که می‌گه:

00:12:33.295 --> 00:12:36.048
‫سر یک پادشاه هیچ وقت
‫به نرمی روی بالشش استراحت نمی‌کنه.

00:12:36.049 --> 00:12:37.423
‫راست می‌گن؟

00:12:37.424 --> 00:12:40.636
‫ظاهرا اون پادشاهای دیگه
‫بالشای بهتری لازم دارن.

00:12:41.220 --> 00:12:43.722
‫و به نظرم اون جوک رو قبلا بهت گفتم.

00:12:47.351 --> 00:12:48.894
‫هنوزم داری به جوک
‫بالش می‌خندی؟

00:12:48.895 --> 00:12:50.354
‫نه. به تو می‌خندم.

00:12:50.938 --> 00:12:53.856
‫فکر کنم وقتی یه مرد
‫و زن کنار هم هستند،

00:12:53.857 --> 00:12:59.530
‫متوجه میشی که اگه بخوای همه چی خوب پیش بره، مرد باید رو باشه.

00:13:00.948 --> 00:13:02.031
‫یه احمق رو حس می‌کنم.

00:13:02.032 --> 00:13:05.244
‫یاد می‌گیری. بذار لباست رو بزنیم بالا.

00:13:06.703 --> 00:13:07.703
‫زانوهات؟

00:13:07.704 --> 00:13:08.956
‫نه.
‫چی کار داری...

00:13:08.957 --> 00:13:10.958
‫نه. بسپرش به من.

00:13:11.875 --> 00:13:14.920
‫خب، اون انگشت پامه.
‫خیلی خب. حواسم هست.

00:13:18.715 --> 00:13:20.217
‫می‌خوای که من...
‫حرف نزن.

00:13:26.849 --> 00:13:28.308
‫بار اولت نیست.

00:13:28.892 --> 00:13:30.518
‫حقیقتش، مثل این یکی نه.

00:13:30.519 --> 00:13:32.938
‫داری نقش بازی می‌کنی.
‫می‌دونم که قبلا معشوقه داشتی.

00:13:33.605 --> 00:13:35.857
‫توی حادثه‌ای که تو رو به تخت
‫نشوند کشته شده بودند.

00:13:35.858 --> 00:13:39.194
‫چرا تعجب نمی‌کنم که تو اینقدر
‫از روزای آخر خانواده من خبر داری؟

00:13:39.195 --> 00:13:40.904
‫قصد تو همبستری با من نبود.

00:13:43.198 --> 00:13:47.703
‫می‌دونم برای چی اینجایی.
‫توی این اتاق بود که من تقریبا کشته شدم.

00:13:47.704 --> 00:13:48.911
‫تو همین اتاق؟

00:13:48.912 --> 00:13:52.165
‫دیدم چطور اطراف اینجا چرخیدی،
‫سناریوی ترور رو تصور می‌کردی،

00:13:52.166 --> 00:13:54.125
‫و فکر می‌کردی چرا موفق نشدند.

00:13:54.126 --> 00:13:56.085
‫آروز می‌کنی که موفق شده بودند، مگه نه؟

00:13:56.086 --> 00:13:59.214
‫شاید فکر می‌کنی اینطوری اون ترازوی
‫خیالی عدالت برابر می‌شد؟

00:13:59.215 --> 00:14:01.549
‫شاید تو بهشون پول دادی؟

00:14:01.550 --> 00:14:04.261
‫آره! می‌خواستم ببینم چطوری آدم
‫کشا اومدن اینجا.

00:14:04.262 --> 00:14:06.220
‫نه به خاطر این که اونا رو اجیر کرده
‫بودم.

00:14:06.221 --> 00:14:08.848
‫می‌خواستم ببینم اینجا برای
‫زندگی کردن امنه یا نه.

00:14:08.849 --> 00:14:12.144
‫تا حالا اصلا سعی کردی خودت
‫رو بذاری جای من؟

00:14:12.769 --> 00:14:15.396
‫اصلا درک می‌کنی بقیه هم
‫نظر و درک خودشون رو دارن؟

00:14:15.397 --> 00:14:18.025
‫چطور ممکنه درک کنی؟
‫نزدیک ترین آدمایی که داری خود توئن.

00:14:18.026 --> 00:14:20.359
‫فکر می‌کنی نمی‌تونم امنیتت رو تامین کنم؟

00:14:20.360 --> 00:14:23.300
‫کل ترانتور رو دارم زیر و رو می‌کنم.
‫خائنا رو پیدا می‌کنم...

00:14:23.301 --> 00:14:26.241
‫روزهاست که داری می‌گردی،
‫ولی هیچ چیزی پیدا نکردی.

00:14:26.242 --> 00:14:29.243
‫عذر می‌‌خوام امپراطوری،
‫ولی خیال من جمع نشده.

00:14:29.244 --> 00:14:32.372
‫اگه داری درخواست ازدواجم رو رد
‫می‌کنی بگو!

00:14:32.373 --> 00:14:33.832
‫و حکم مرگ خودم رو امضا کنم؟

00:14:34.958 --> 00:14:38.378
‫خائنت رو پیدا کن و قول بده که امنیت
‫رو بر قرار می‌کنی و بعد پیشنهادت رو قبول می‌کنم.

00:14:38.379 --> 00:14:40.860
‫البته که می‌تونم. عهد می‌بندم!

00:14:40.861 --> 00:14:43.342
‫پس منم قبول می‌کنم!
‫پس برو بیرون!

00:15:07.282 --> 00:15:08.533
‫همه چی رو شنیدی؟

00:15:08.534 --> 00:15:10.702
‫نه. از راه خدمتکارا رفتم.

00:15:11.995 --> 00:15:15.499
‫گمان می‌کنه خانواده‌اش رو من کشتم.
‫مجبور شدم متهمش کنم که قصد کشتنم رو داشته.

00:15:15.500 --> 00:15:18.168
‫دعوا بالا گرفت. نامزد شدیم.

00:15:19.378 --> 00:15:20.379
‫موفق باشی.

00:15:21.463 --> 00:15:24.383
‫هیچ ردی از قتل خانواده‌اش
‫به تو نمیرسه.

00:15:24.384 --> 00:15:25.633
‫شخصا ازش مطمئن شدم.

00:15:25.634 --> 00:15:27.302
‫باید با احتیاط باهاش رفتار کنیم.

00:15:28.804 --> 00:15:31.932
‫باهوشه. و اهل پیش بردن نقشه‌های خودشه.

00:15:35.102 --> 00:15:38.105
‫شهبانوی آینده خوش شانس تر
‫از چیزیه که لیاقتشه.

00:15:43.110 --> 00:15:44.528
‫و نیاز تو هم برطرف نشده.

00:15:53.203 --> 00:15:54.391
‫ممنونم امپراطوری.

00:15:54.392 --> 00:15:55.581
‫کلیان صدام کن.

00:16:02.129 --> 00:16:03.130
‫خوشم اومد.

00:16:05.757 --> 00:16:09.803
‫چه لذیذ.
‫چطور اینقدر خوشمزه شدی.

00:16:09.804 --> 00:16:11.847
‫نمک زیاد می‌خورم کلیان.

00:16:14.725 --> 00:16:15.726
‫از قبل مزه دار شدم.

00:16:16.935 --> 00:16:17.936
‫اسمت چیه؟

00:16:20.022 --> 00:16:22.608
‫رو، رو کورینثا از قلمرو.

00:16:23.734 --> 00:16:27.237
‫اسم زیبا برای یه زن زیبا.

00:16:29.907 --> 00:16:35.120
‫خب، هاله رو بر می‌دارم تا اگه
‫خواستی بتونی تو هم گاز بگیری.

00:16:46.965 --> 00:16:48.050
‫فوق العاده است.

00:16:49.885 --> 00:16:52.930
‫می‌تونیم عقب بریم؟ وقتی
‫که توی دربار گوسامبر انتخابم کردی؟

00:16:55.265 --> 00:16:58.227
‫در زمان حال اوضاع خیلی
‫جالب تره.

00:16:58.228 --> 00:17:03.524
‫به اونم می‌رسیم.
‫نیمی از لذت به صبر کردنه.

00:17:03.525 --> 00:17:06.568
‫باشه. پس می‌ریم عقب تر.

00:17:10.864 --> 00:17:14.492
‫این صحنه از دوربینای متعدد
‫دربار گوسامر کنار هم چیده شده.

00:17:19.998 --> 00:17:21.290
‫بالاخره اومدی.

00:17:40.936 --> 00:17:43.105
‫فکر کنم دارن سعی می‌کنند
‫توجهت رو جلب کنند.

00:17:43.689 --> 00:17:46.024
‫یکیشون احتمالا یه جاییش رو رگ به رگ
‫کنه.

00:17:47.109 --> 00:17:48.110
‫باعث تاسفه.

00:17:50.153 --> 00:17:52.865
‫و تو برای جلب توجه چی کار می‌کنی؟

00:17:53.490 --> 00:17:56.743
‫من؟ چشمم رو از بازی بر نمی‌دارم.

00:17:57.452 --> 00:17:59.288
‫اثر مورد نظرت رو داره؟

00:18:01.331 --> 00:18:05.085
‫فقط پات رو می‌تونم ببینم، برای همین
‫مطمئن نیستم. ولی باز شدن سر صحبت امیدوار کننده است.

00:18:09.548 --> 00:18:12.467
‫اینجا رو یادمه. بعد از این دیگه چیزی
‫یادم نیست.

00:18:13.135 --> 00:18:14.803
‫حالا می‌تونی برگردی
‫صحنه سکس.

00:18:21.310 --> 00:18:24.146
‫نبودش رو حس می‌کنی؟ اون حافظه
‫رو می‌گم.

00:18:25.022 --> 00:18:26.064
‫نه.

00:18:26.773 --> 00:18:30.944
‫به سمتت دست دراز کردم،
‫و بعد با جای گاز روی شونه

00:18:31.778 --> 00:18:35.240
‫و یه حساب بانکی پر داشتن
‫برم می‌گردوندند خونه.

00:18:36.241 --> 00:18:38.952
‫همش عادی به نظر میومد،
‫انگار که هیچ چیزی حذف نشده بود.

00:18:39.453 --> 00:18:40.453
‫واقعا؟

00:18:41.413 --> 00:18:45.167
‫تصور می‌کردم یه فضای سفید
‫ناخوشایند خودش رو نشون بده، مثل...

00:18:45.168 --> 00:18:47.711
‫مثل یه کپه پنبه تو ذهن ادم.

00:18:49.004 --> 00:18:51.757
‫می‌دونی، فکر می‌کردم از اون جایی
‫که تواناییش رو داری، شاید....

00:18:54.676 --> 00:18:56.345
‫خاطرات خودت رو دستکاری نمی‌کنی؟

00:18:57.554 --> 00:19:01.016
‫می‌تونم یه امپراطور رو در حال بریدن
‫خاطراتی که می‌خواد فراموش کنه تصور کنم.

00:19:02.059 --> 00:19:03.936
‫ولی نمی‌تونی اجازه بدی
‫در تاریخ گم بشن.

00:19:05.562 --> 00:19:11.276
‫نه، در مموریم به همراه
‫بقیه بررسی خاطرات عادیم هستن.

00:19:12.736 --> 00:19:14.321
‫ولی ایده جذابیه.

00:19:15.322 --> 00:19:16.322
‫چی؟

00:19:21.912 --> 00:19:24.039
‫پایانی بر حسرت.

00:19:25.582 --> 00:19:26.750
‫حاضری انجامش بدی؟

00:19:28.877 --> 00:19:32.923
‫هرگز. من حسرتام رو به آغوش می‌کشم.

00:19:33.507 --> 00:19:36.134
‫می‌خوام منظره بالای کوه
‫رو به یاد بیارم.

00:19:38.512 --> 00:19:41.431
‫حتی اگه به این معنی باشه
‫که سقوط رو هم به یاد میارم.

00:19:42.850 --> 00:19:46.895
‫خوش شانسی که می‌تونی به خاطراتت
‫اعتماد کنی.

00:20:31.315 --> 00:20:35.110
‫ظاهرا هنوز هنر ظریف مخفیانه
‫از پشت حمله کردن رو بلد نشدی.

00:20:36.320 --> 00:20:37.988
‫خوبه. خیلی خوبه.
‫باید به این که...

00:20:37.989 --> 00:20:39.114
‫بندازش.

00:20:42.409 --> 00:20:44.661
‫دستات رو بیار بالا. ماسک رو در بیار.

00:20:53.337 --> 00:20:54.630
‫سلام سال.

00:20:56.173 --> 00:20:57.799
‫نه. امکان نداره تا الان زنده مونده باشی.

00:20:58.383 --> 00:21:00.259
‫ناامیدت کردم؟
‫نه، ولی...

00:21:00.260 --> 00:21:04.348
‫ولی تو تویی. دندون اسب پیشکشی
‫رو می‌شمری.

00:21:04.932 --> 00:21:07.225
‫بگار بهم گفت داری وارد
‫خواب مصنوعی میشی.

00:21:07.226 --> 00:21:09.874
‫توی ترمینوس چیزی برام باقی نمونده بود سال، برای همین منم وارد خواب مصنوعی شدم.

00:21:09.875 --> 00:21:12.522
‫شاید فرماندهیش رو به تو داده باشم،
‫ولی کدش هنوز به من وصله.

00:21:12.523 --> 00:21:15.775
‫محفظه خوابم رو طوری تنظیم
‫کردم که با فعال شدن بگار بیدار بشم.

00:21:15.776 --> 00:21:19.029
‫به محض این که تصمیم می‌گرفتی
‫بیدار بشی منم بیدار می‌شدم.

00:21:20.364 --> 00:21:21.865
‫ولی چطور ممکنه اینجا باشی؟

00:21:22.366 --> 00:21:24.910
‫دور و بر این منطقه گشت می‌زدی سال.

00:21:26.078 --> 00:21:28.163
‫خط مسیرت از دنیای "اونا" رو
‫پیدا کردم.

00:21:30.916 --> 00:21:32.668
‫نصف روز زودتر از تو به ایگنیس رسیدم.

00:21:34.253 --> 00:21:39.424
‫و بعد یه دفعه، دوباره صدای
‫شیرین تو رو شنیدم.

00:21:59.862 --> 00:22:00.946
‫متاسفم.

00:22:02.281 --> 00:22:06.285
‫نمی‌خواستم در مورد سالور و بینش
‫اینقدر رک باشم.

00:22:07.578 --> 00:22:09.078
‫نمی‌تونم از سرم بیرونش کنم.

00:22:09.079 --> 00:22:12.165
‫پس این که بهم بگی فراموشش کنم
‫فایده‌ای نداره.

00:22:12.708 --> 00:22:14.626
‫یا بهم کمک کن یا حرف نزن.

00:22:16.003 --> 00:22:19.715
‫کل فرضیه روانشناسی تاریخی
‫بر این اساسه که آینده روی سنگ حک نشده.

00:22:20.215 --> 00:22:21.967
‫ولی همه بینشای من به واقعیت تبدیل شدن.

00:22:25.095 --> 00:22:29.141
‫در سینکس، خواب دیدی که موجی
‫عظیم تو رو در خودش می‌بلعه.

00:22:29.142 --> 00:22:31.393
‫نبلعید. تو هم اینجایی.

00:22:32.311 --> 00:22:34.938
‫پس از کجا باید بفهمیم که کدوم
‫یکی از اعمالمون

00:22:34.939 --> 00:22:36.272
‫جلوی آینده سالور رو میگیره؟

00:22:36.273 --> 00:22:39.443
‫نمی‌تونیم. حتی اگه می‌تونستیم، باید
‫جلوش رو بگیریم؟

00:22:40.903 --> 00:22:42.361
‫فقط می خوای من قید سالور رو بزنم،

00:22:42.362 --> 00:22:44.907
‫چون نمی‌تونی به هیچ چیزی
‫جز اون...

00:22:44.908 --> 00:22:47.284
‫هی! اون بچه ریشم هست.

00:22:47.784 --> 00:22:49.995
‫یعنی نوه منه.

00:22:50.829 --> 00:22:51.871
‫اگه می‌دونستم...

00:22:51.872 --> 00:22:55.209
‫چی کار می‌کردی؟
‫نقشه‌ات رو عوض می‌کردی؟

00:22:56.335 --> 00:22:58.837
‫نمی دونم. دوست دارم فکر کنم
‫که آره.

00:23:01.298 --> 00:23:04.927
‫ولی یه رویان کاملا موضوع
‫متفاوتی نسبت به یه انسان واقعیه.

00:23:09.097 --> 00:23:10.682
‫هنوز تصمیم نگرفته بودیم

00:23:11.934 --> 00:23:13.810
‫که بچه دار بشیم یا نه.

00:23:16.104 --> 00:23:19.525
‫چون می دونست که اون اینجا نمی‌مونه.
‫جفتمون می‌خواستیمش.

00:23:24.571 --> 00:23:30.160
‫هنوز این لحظه‌ای که کنارش هستی رو داری.
‫هر کسی چنین موقعیتی به دست نمیاره.

00:23:38.418 --> 00:23:39.962
‫گیل. مشنور نخستین کجاست؟

00:23:41.046 --> 00:23:42.047
‫توی اتاقک خلبان.

00:23:43.882 --> 00:23:45.049
‫داره می‌خنده.

00:23:45.050 --> 00:23:47.261
‫مخفیش کن. بهم نگو کجاست.

00:23:47.262 --> 00:23:48.428
‫بجنب.

00:23:53.183 --> 00:23:56.520
‫سالور، غریبه‌ای که داری به سفینه‌مون
‫میاری رو معرفی کن.

00:23:56.521 --> 00:23:58.105
‫از نظر فنی، فکر کنم
‫اون سفینه من باشه.

00:23:58.106 --> 00:23:59.021
‫خیلی خب.

00:23:59.022 --> 00:24:00.815
‫هیوگو کرست، از ترمینوس.

00:24:00.816 --> 00:24:02.838
‫اون فانوسمه،
‫همونی که بهت گفته بودم.

00:24:02.839 --> 00:24:04.862
‫من یه کم بیشتر از یه فانوسم سال.

00:24:05.362 --> 00:24:06.363
‫هوابند رو باز کن.

00:24:13.078 --> 00:24:14.079
‫خیلی خب.

00:24:24.673 --> 00:24:25.841
‫هری، در رو باز کن.

00:24:25.842 --> 00:24:27.092
‫بازش کن، هری.

00:24:31.597 --> 00:24:32.848
‫هیوگو، قدت چه قدره؟

00:24:33.432 --> 00:24:35.100
‫یه کم کمتر از دو متر.

00:24:35.601 --> 00:24:38.895
‫طبق بایگانی بگار باید 181 سانت باشه.
‫هری، چی کار داری می‌کنی؟

00:24:38.896 --> 00:24:42.190
‫بگار می‌گه وزن ترکیبیت
‫سه کیلو کمه.

00:24:42.191 --> 00:24:46.278
‫شوخیت گرفته؟ تو جنگل راحت
‫سه کیلو ازت کم میشه. باز کن.

00:24:48.322 --> 00:24:49.488
‫اون هیوگو نیست.

00:24:49.489 --> 00:24:53.994
‫هری، سه کیلو که چیزی نیست.
‫میشه یه چندتا آبجو.

00:24:53.995 --> 00:24:56.205
‫مشکل حجمشه که هیوگو باهاش
‫تطابق نداره.

00:24:56.206 --> 00:24:58.123
‫ممکنه به خاطر وسایلش یا چیز
‫دیگه‌ای باشه.

00:25:00.167 --> 00:25:02.669
‫کنترل سفینه رو به دست گرفتم.
‫نمی‌تونی بازش کنی.

00:25:02.670 --> 00:25:06.507
‫دکتر سلدان، منم هیوگو.
‫توی بحران اول دخالت داشتم.

00:25:06.508 --> 00:25:08.550
‫من بودم که رفت تسپینایی ها رو
‫آورد.

00:25:08.551 --> 00:25:10.802
‫"ماشالا هیوگو" یادت نیست؟

00:25:11.303 --> 00:25:12.596
‫جدا یادش نیست.

00:25:13.972 --> 00:25:16.225
‫هیوگو یکی از ماست. این سفینه خودشه.

00:25:17.434 --> 00:25:18.852
‫سفینه خودشه؟ یه سفینه تسپینی.

00:25:19.728 --> 00:25:21.604
‫پس هنوزم باید ژنتیکی به سیستم
‫وصل باشه.

00:25:21.605 --> 00:25:23.482
‫آره، درسته. بگار می‌شناستش.

00:25:23.483 --> 00:25:24.941
‫کنترل رو بهش برگردون.

00:25:24.942 --> 00:25:28.194
‫نمی‌تونم. دائمی منتقلش کرد به من.

00:25:28.195 --> 00:25:32.282
‫جدا؟ وقتی توی پردازنده مرکزی بودم
‫سفینه رو کاملا ریست کردم.

00:25:32.283 --> 00:25:34.701
‫لعنتی! اگه در رو باز نکنی،
‫کنترل رو بهش بر می‌گردونم.

00:25:34.702 --> 00:25:35.702
‫سالور، صبر کن.

00:25:35.703 --> 00:25:36.787
‫منتقلش کن.

00:25:38.038 --> 00:25:39.664
‫بگار، پروتوکل رو شروع کن.

00:25:39.665 --> 00:25:42.084
‫انتقال سفینه به هیوگو کرست.

00:25:42.960 --> 00:25:44.795
‫حالا خودش می‌تونه هوابند
‫رو باز کنه.

00:25:45.712 --> 00:25:46.712
‫بازش کن.

00:25:48.340 --> 00:25:50.092
‫هری، به مشکل خوردیم.

00:25:51.426 --> 00:25:52.928
‫سالور، مواظب باش!

00:25:55.389 --> 00:25:58.392
‫سلاحای خارجی سفینه رو غیر فعال
‫کن وگرنه می‌کشمش.

00:26:09.361 --> 00:26:10.361
‫هری!

00:26:13.949 --> 00:26:15.784
‫سالور!
‫گیل!

00:26:26.170 --> 00:26:27.254
‫ذهنشون رو تهی کنید

00:26:36.638 --> 00:26:37.723
‫پس نامزدی انجام شد.

00:26:38.348 --> 00:26:40.976
‫شک کرده بود که خطرناکم.
‫باید آرومش می‌کردم.

00:26:41.643 --> 00:26:45.480
‫و همونطور که همیشه گفتی، نزدیک
‫شدن به تاج و تخت مزیتای خودش روداره.

00:26:46.481 --> 00:26:48.774
‫مطمئن شدم که آدم کشا
‫واقعا وارد اتاق خوابش شدند.

00:26:48.775 --> 00:26:52.237
‫از شمشیرای ریزر استفاده کردند و روی نقاشی
‫پشت تخت خون پاشیده شده بوده.

00:26:52.238 --> 00:26:55.240
‫ولی شب بعدش با ما
‫شام خورد.

00:26:55.241 --> 00:26:58.242
‫ممکنه؟
‫شاید واقعا جایگزین شده بوده.

00:26:58.243 --> 00:27:01.079
‫مارکلی، باید بفهمیم روز ترور چه اتفاقی
‫افتاده.

00:27:01.080 --> 00:27:03.165
‫بهتون اطمینام می‌دم دومینیون،
‫هیچ کسی دستش به اون بایگانی نمی‌رسه.

00:27:03.166 --> 00:27:05.918
‫امپراطوری هم مثل همخوابه‌ها
‫و بقیه کسایی

00:27:05.919 --> 00:27:07.461
‫که تو قصر کار می‌کنند بازرسی حافظه داره.

00:27:07.462 --> 00:27:08.712
‫و تا ابد نگه داشته میشن.

00:27:09.213 --> 00:27:11.590
‫بارگذاری اولیه توی مکانی
‫به اسم مموریم ذخیره میشه.

00:27:11.591 --> 00:27:12.757
‫می‌تونی واردش بشی؟

00:27:12.758 --> 00:27:15.928
‫بله. ولی خاطرات یه کلیان؟
‫هیچ وقت اونا رو منتشر نمی‌کنند.

00:27:17.304 --> 00:27:18.889
‫شاید خاطرات دی نه.

00:27:21.558 --> 00:27:23.977
‫ولی قطعا یه نفر به زخماش رسیدگی کرده.

00:27:29.274 --> 00:27:31.964
‫کلاویجر؟
‫کیپر یارتل، دستور امپراطوری.

00:27:31.965 --> 00:27:34.654
‫دی یه حافظه بررسی شده
‫از اسپلیوم رو می‌خواد.

00:27:34.655 --> 00:27:37.241
‫تاریخ، زمان و شماره بایگانیش
‫رو دارم.

00:27:37.242 --> 00:27:38.325
‫بدش ببینم.

00:27:41.578 --> 00:27:43.163
‫سوقصد.

00:27:45.499 --> 00:27:47.208
‫اینا قبلا باید بهش داده شده باشه.

00:27:47.209 --> 00:27:49.460
‫می‌دونی، امیدوارم یکی تاریخچه
‫دستورا رو نگه داره.

00:27:49.461 --> 00:27:51.712
‫هر چیزی که از اون تاریخ داریم
‫رو از بیخ داشته بررسی می‌کرده.

00:27:51.713 --> 00:27:54.508
‫حتی کیر دستیار سوم.
‫فقط دارم دستورام رو انجام می‌دم.

00:28:08.605 --> 00:28:09.605
‫ممنونم کیپر.

00:28:12.526 --> 00:28:14.611
‫نگرانم دمرزل.

00:28:15.195 --> 00:28:19.783
‫داری می‌گی فقط دی اختیار
‫تغییر خاطراتش رو داره؟

00:28:19.784 --> 00:28:23.620
‫درسته. یا خاطرات تو و دان.

00:28:24.788 --> 00:28:25.789
‫امکان نداره.

00:28:28.125 --> 00:28:30.836
‫قطعا باید اختیار مشترک داشته باشیم.

00:28:31.503 --> 00:28:34.214
‫قبلا بله.
‫ولی بعد از سوقصد،

00:28:34.215 --> 00:28:35.924
‫دی به هردوی شما شک داشت.

00:28:37.467 --> 00:28:40.304
‫ولی همه اسکنا رو دید. می‌دونه
‫که بی گناهیم. اون...

00:28:46.977 --> 00:28:50.731
‫با اینحال قدرت جدید و اختصاصیش
‫رو محکم در چنگ گرفته.

00:28:55.235 --> 00:28:58.530
‫اگه دی خاطرات من
‫یا دان رو پاک کرده باشه،

00:29:00.407 --> 00:29:02.034
‫از کجا می‌تونیم بفهمیم؟

00:29:03.410 --> 00:29:05.746
‫خاطرات شما در مموریم نگه داری میشه.

00:29:06.622 --> 00:29:09.875
‫و کامل تر از اون، حافظه من
‫غیرقابل تغییره.

00:29:10.626 --> 00:29:13.128
‫پس دو تا بکاپ وجود داره.
‫اگه سوال دیگه‌ای هست...

00:29:15.839 --> 00:29:17.424
‫ولی نمی‌دونم چی رو بپرسم.

00:29:20.177 --> 00:29:22.638
‫اگه حافظه پاک شده باشه هم حسش نمی‌کنم.

00:29:23.430 --> 00:29:26.975
‫اگه برادر دی چنین تصمیم مهمی گرفته باشه،
‫حتما من رو مطلع می‌کنه.

00:29:27.768 --> 00:29:32.981
‫و همونطور که می‌دونی، من باید تحت هر شرایطی صلاح امپراطوری رو در نظر بگیرم، نه فقط صلاح دی.

00:29:34.149 --> 00:29:36.276
‫اگر اتفاقی رخ داده باشه بهت اطلاع می‌دم برادر داسک.

00:29:37.277 --> 00:29:41.073
‫همیشه اینجا خواهم بود،
‫همونطور که همیشه بوده‌ام.

00:29:42.991 --> 00:29:44.952
‫برادر دی به خودش زحمت زیادی می‌ده.

00:29:56.922 --> 00:29:57.923
‫ممنون مارکلی.

00:30:00.342 --> 00:30:01.343
‫پخشش کن.

00:30:02.803 --> 00:30:05.138
‫اگه نمی‌تونیم حرکت شمشیر رو ببینیم،
‫بذار ببینیم به کی خورده

00:30:05.139 --> 00:30:06.682
‫و چطور درمانش کردند.

00:30:11.103 --> 00:30:13.272
‫زهر نانويي با تيغه مولکولي تزريق شده.

00:30:14.022 --> 00:30:17.025
‫پيش از اين که التهاب مايعات منجر به مرگ
‫.ساقه مغزي بشه 12 ثانيه وقت داريم.

00:30:20.737 --> 00:30:21.738
‫بدش به من.

00:30:26.994 --> 00:30:28.911
‫نصف سرش.
‫غیرممکنه.

00:30:28.912 --> 00:30:31.080
‫اون دمرزله.
‫ماشینه؟ انگار ماشینه.

00:30:31.081 --> 00:30:33.250
‫ترانتور انسانای ماشینی داشت،
‫ولی مال هزار سال پیش بودند.

00:30:33.251 --> 00:30:34.458
‫همه از بین رفتند. ممنوع شدند.
‫یه نفرم زنده نموند.

00:30:34.459 --> 00:30:37.421
‫من دستش رو لمس کردم.
‫گرم و زنده بود.

00:30:37.422 --> 00:30:39.088
‫اون خون نیست.

00:30:39.089 --> 00:30:41.300
‫ولی هر چی که هست،
‫قطعا قابل ترشحه.

00:30:41.301 --> 00:30:42.885
‫توی اتاق خوابش بود.

00:30:45.804 --> 00:30:47.097
‫و یه رباته.

00:30:51.476 --> 00:30:56.231
‫به محض این که دی ازمون خواست
‫اتاق سریر رو ترک کنیم از اینجا سر در میاریم.

00:30:56.815 --> 00:31:02.279
‫داره سر خود تصمیم می‌گیره. ژنرالای
‫آتش افروز رو دنبال ماموریت می‌فرسته.

00:31:02.863 --> 00:31:05.365
‫و حالا هم این قدرت رو ازمون گرفته.

00:31:07.868 --> 00:31:10.871
‫قطعا قصد اون نبوده.
‫هیچ وقت باهاش حرف نزدم.

00:31:11.747 --> 00:31:16.460
‫منم همینطور. هیچ وقت اونقدر متواضع نبودم
‫که اعتراف کنم لازمه باهاش حرف بزنم.

00:31:18.086 --> 00:31:19.087
‫بذار ببینیم چی میشه.

00:31:22.508 --> 00:31:24.718
‫اگه اصلاحات ژنمون
‫برای تطابق

00:31:24.719 --> 00:31:26.220
‫اثر دستمون کافی نباشه چی؟

00:31:26.221 --> 00:31:27.304
‫حرفشم نزن.

00:31:28.639 --> 00:31:32.643
‫اگه بفهمه دیگه از روی اون ساخته نمیشیم
‫سقف رو روی سرمون خراب می‌کنه.

00:31:34.061 --> 00:31:35.062
‫حالا ساکت باش.

00:31:38.357 --> 00:31:39.983
‫کلیان، ما در مقابل تو ایستاده‌ایم.

00:31:40.567 --> 00:31:44.488
‫پسران،برادران، خودمان،
‫برای درخواست ملاقات با خاطره جلاله

00:31:44.489 --> 00:31:46.657
‫که منشا همه چیز ماست.

00:31:47.324 --> 00:31:51.870
‫دستان ما داستان ما را بازگو می‌کند،
‫و این داستان تو است.

00:31:53.205 --> 00:31:56.291
‫خواهش می‌کنیم، سوال ما را بشنو.

00:31:58.544 --> 00:31:59.920
‫شرط می‌بندم به خاطر کف دست منه.

00:32:16.687 --> 00:32:20.399
‫من خاطره کلیان اول هستم.
‫چه کسی من رو خطاب قرار می‌ده؟

00:32:21.483 --> 00:32:26.321
‫ما هستیم. شانزدهمین و هجدهمین
‫تجسم وجود تو.

00:32:27.197 --> 00:32:29.533
‫بابت زندگیمان از تو متشکریم.

00:32:30.742 --> 00:32:32.744
‫سوالاتتون رو بپرسید برادران.

00:32:33.328 --> 00:32:36.999
‫برادر دی قدرت دستکاری خاطراتمون
‫رو منحصر به خودش کرده،

00:32:37.749 --> 00:32:40.752
‫و ما حتی اختیار نداریم ببینیم
‫خاطراتمون دستکاری شده یا نه.

00:32:40.753 --> 00:32:42.880
‫این مطابق طرح شماست؟

00:32:43.463 --> 00:32:45.132
‫بینتون ستیز پیش اومده، مگه نه؟

00:32:45.632 --> 00:32:47.217
‫بیش از حد قدرت گرفته.

00:32:48.093 --> 00:32:52.764
‫سه بخش امپراطوری در تعادل نیستند.
‫باید دوباره هما...

00:32:52.765 --> 00:32:53.849
‫کافیه.

00:32:56.351 --> 00:32:57.977
‫شما یک مرد هستین.

00:32:57.978 --> 00:33:02.816
‫اگر بینتون تفرقیه بیفته، من و طرح من رو
‫سرافکنده می‌کنید.

00:33:02.817 --> 00:33:06.737
‫ماهیت طبیعی شما اتحاده.

00:33:08.113 --> 00:33:12.034
‫حسادت به دی حسادت به خودتونه.

00:33:12.035 --> 00:33:14.452
‫از نظر ژنتیکی ما یکی هستیم.

00:33:14.453 --> 00:33:19.750
‫ولی در مزاجمون باید متغیر باشیم.
‫و این دی،

00:33:20.334 --> 00:33:25.463
‫اجازه می‌ده بخش سلطه جوی ما...

00:33:25.464 --> 00:33:30.302
‫من از مزاج خودم
‫و وجوه بسیارش مطلعم.

00:33:30.969 --> 00:33:32.804
‫از قبل حساب شده ان.

00:33:33.514 --> 00:33:34.639
‫منظورت چیه؟

00:33:34.640 --> 00:33:36.558
‫برای شما جای نگرانی وجود نداره.

00:33:37.309 --> 00:33:38.310
‫چطور می‌تونی این رو بگی؟

00:33:38.852 --> 00:33:41.939
‫این قابلیت رو به وجود نیاوردی
‫تا بتونیم ازت کمک بخوایم؟

00:33:42.564 --> 00:33:46.318
‫من اینجام تا چیزی که لازم دارید رو بهتون
‫بدم، فقط همین.

00:33:49.154 --> 00:33:50.947
‫رویا درون شما زنده است.

00:33:50.948 --> 00:33:53.784
‫چون شما درونتون زنده نگهش داشتید.

00:34:02.376 --> 00:34:06.421
‫کیپر، می‌خوایم اطلاعات
‫بایگانی خاطراتمون رو ببینیم.

00:34:06.422 --> 00:34:09.298
‫خصوصا این که فایل هامون
‫چه اندازه ان.

00:34:09.299 --> 00:34:12.803
‫اطلاع نداشتم امپراطوری به فراداده
‫علاقه دارن.

00:34:13.428 --> 00:34:15.514
‫چیزی که اون موقع می‌خواستین
‫رو پیدا نکردین؟

00:34:17.056 --> 00:34:18.057
‫نکردیم.

00:34:18.058 --> 00:34:20.392
‫باشه. خب، باید دنبالش بگردم.

00:34:20.393 --> 00:34:24.022
‫حالا که دستت بنده، اطلاعاتی
‫که خواستیم رو برای همه کلیان ها بیار.

00:34:25.107 --> 00:34:26.525
‫چیزی هست که باید مقایسه کنیم.

00:34:26.526 --> 00:34:30.237
‫همش؟ تا کجا؟

00:34:30.904 --> 00:34:33.407
‫تا آخرش. 18 تا که بیشتر نبودیم.

00:34:33.408 --> 00:34:34.740
‫از پسش بر میای مرد.

00:34:34.741 --> 00:34:37.159
‫یه لحظه طول می‌کشه.
‫لطفا سمت چپ منتظر باشید.

00:34:40.121 --> 00:34:41.748
‫گستاخ ابله.

00:34:42.416 --> 00:34:44.376
‫باید بگم انگشتای شصتش رو
‫قطع کنند.

00:34:45.168 --> 00:34:48.839
‫حس نمی‌کنی این طرفا ما
‫دیگه در راس نیستیم؟

00:34:50.549 --> 00:34:52.301
‫به نظرت... یعنی....

00:34:52.926 --> 00:34:55.596
‫ما که تو خطر نیستیم، درسته؟
‫ما امپراطوری‌ایم.

00:34:58.098 --> 00:34:59.891
‫یادته اون کی بود؟

00:34:59.892 --> 00:35:01.685
‫امپراطور الگرن؟ دوران پیش از کلیان‌ها.

00:35:02.269 --> 00:35:05.146
‫آره. اون رد قلم رو ببین.
‫رنگ سبز روی گردن.

00:35:05.147 --> 00:35:08.734
‫بعد از مرگش اضافه شد. مثل یه پاورقی.
‫نماد چیه؟

00:35:09.860 --> 00:35:11.361
‫یه راه راه تراشیده شده است.

00:35:12.196 --> 00:35:17.826
‫نماد یه خیانتکاره. یه خائن.
‫به خاطر خیانت والا اعدام شده بود.

00:35:18.577 --> 00:35:21.496
‫ما چند نفریم، ولی فانی هستیم.

00:35:22.414 --> 00:35:27.252
‫و باید زودتر تشخیصش می‌دادم.
‫باید زودتر تشخیصش می‌دادم.

00:35:28.420 --> 00:35:29.630
‫و دی؟

00:35:30.839 --> 00:35:35.928
‫دی همیشه قرار بود خودش رو وارد تاریخ بکنه، به هر طریق ممکن.

00:35:38.347 --> 00:35:39.556
‫زمان حاکمیت من،

00:35:41.225 --> 00:35:44.102
‫درگیریای کوچیکی پیش اومد

00:35:44.770 --> 00:35:47.105
‫که صدها سال بود رخ نداده بودند.

00:35:47.648 --> 00:35:49.650
‫و ترتیب یکیشون رو هم ندادم.

00:35:52.027 --> 00:35:54.779
‫دمرزل کهکشان رو برام رام کرد.

00:35:54.780 --> 00:35:58.033
‫ولی دی، حتی وقتی پسر کوچیکی بود،
‫به خاطرش من رو شرمسار می‌کرد.

00:35:59.326 --> 00:36:01.537
‫ازم می‌پرسید، تاریخ چی صدام می‌کنه؟

00:36:03.121 --> 00:36:08.794
‫قطعا نه آورنده صلح، نه فاتح و
‫نه حتی خائن.

00:36:17.010 --> 00:36:18.262
‫تو هنوز نمردی.

00:36:19.555 --> 00:36:20.931
‫برای میراثت هنوز فرصت هست.

00:36:21.974 --> 00:36:26.728
‫وقتی یه مرد پیر میشه،
‫براش مهم نیست چی به یاد میاره.

00:36:28.021 --> 00:36:29.898
‫براش مهمه که بقیه چطور اون رو به یاد
‫میارن.

00:36:31.066 --> 00:36:34.987
‫و در پایان، ما همه فقط مموریوم هستیم.

00:36:35.529 --> 00:36:38.448
‫شاید دی با گرفتن جایگاهت
‫بهت لطف کرده.

00:36:41.034 --> 00:36:42.995
‫خب، حالا می‌تونی چیزی که
‫من همیشه می‌خواستم رو داشته باشی.

00:36:44.788 --> 00:36:45.998
‫چی می‌خواستی؟

00:36:46.582 --> 00:36:47.916
‫چیزی که هر مرد جوونی می‌خواد.

00:36:49.793 --> 00:36:50.794
‫یه زندگی.

00:36:52.713 --> 00:36:53.714
‫عشق.

00:37:00.053 --> 00:37:01.930
‫چه قدر زیبا بودم.

00:37:05.142 --> 00:37:06.185
‫امپراطوری.

00:37:09.479 --> 00:37:10.856
‫تنهامون بذار.

00:37:14.735 --> 00:37:15.736
‫هفتاد و هشت؟

00:37:16.695 --> 00:37:19.531
‫کل برگه‌های حافظه ام.

00:37:19.532 --> 00:37:20.866
‫از من چندتاست؟

00:37:22.910 --> 00:37:24.036
‫29.

00:37:24.953 --> 00:37:26.580
‫بذار بقیه کلیان ها رو ببینیم.

00:37:27.080 --> 00:37:31.043
‫89، 87، 82

00:37:31.627 --> 00:37:33.712
‫83، یه 87 دیگه.

00:37:35.172 --> 00:37:36.298
‫خیالم راحت شد.

00:37:36.798 --> 00:37:41.887
‫ظاهرا به میانگین مناسبم
‫می‌رسم، وقتی که...

00:37:44.348 --> 00:37:45.724
‫چی؟
‫چی شده؟

00:37:49.645 --> 00:37:52.814
‫کلیان اول 213 برگه خاطره داشته؟

00:37:53.941 --> 00:37:56.109
‫خب، اون خاص بود.

00:37:57.528 --> 00:38:00.572
‫طبیعیه که تجارب زندگیش
‫گسترده تر باشه.

00:38:00.573 --> 00:38:01.657
‫آره.

00:38:03.116 --> 00:38:04.117
‫ولی اینقدر بزرگتر؟

00:38:04.868 --> 00:38:06.495
‫زندگیش اونقدر پر از اتفاقات بود؟

00:38:07.287 --> 00:38:10.207
‫یا این که بقیه ما یه چیزی کم داریم؟

00:38:11.291 --> 00:38:12.292
‫چی کار کنیم؟

00:38:13.794 --> 00:38:18.257
‫تا وقتی بتونم یه اهرم فشار پیدا کنم،
‫مطلقا هیچی.

00:38:37.234 --> 00:38:38.235
‫سالور؟

00:38:41.572 --> 00:38:42.572
‫حالت خوبه؟

00:38:42.573 --> 00:38:43.657
‫جسمی؟ آره.

00:38:44.908 --> 00:38:48.120
‫حق با غریزه تو بود.
‫خب، زیاد بهم قوت قلب نمی‌ده مگه نه؟

00:38:49.162 --> 00:38:50.246
‫سلاحام رو گرفتند.

00:38:50.247 --> 00:38:52.916
‫پس زندانی شدیم.
‫زندانی کی و کجا؟

00:38:53.417 --> 00:38:55.502
‫خب، اینا از سلسله ژنتیکی
‫قدیمی ترن.

00:38:56.461 --> 00:39:01.049
‫امپراطور کندار پنجم، کاخ تابستونیش،
‫کلیان‌ها احتمالا ولش کردن تا بپوسه.

00:39:01.550 --> 00:39:03.030
‫نگهبانی نیست.

00:39:03.031 --> 00:39:04.511
‫برای یه زندان عجیبه.

00:39:05.095 --> 00:39:06.430
‫اون رو می‌شنوی؟

00:39:07.306 --> 00:39:08.556
‫باید از اونطرف بریم.

00:39:08.557 --> 00:39:11.017
‫من چیزی نمی‌شنوم.

00:39:11.018 --> 00:39:13.478
‫من می‌شنوم. صدا. نجوا.

00:39:21.904 --> 00:39:22.905
‫از اون بالا میاد.

00:40:05.030 --> 00:40:09.450
‫من طلم باند هستم،
‫هفتمین تجسم جسمانی پائا،

00:40:09.451 --> 00:40:14.623
‫الهه نور، خردمندی، مخلوقات پرنده
‫و دومین تالار ابدیت.

00:40:15.290 --> 00:40:20.045
‫پائا به شما خوش آمد می‌گه.
‫نشان او را نمایش دهید و خود را معرفی کنید.

00:40:22.089 --> 00:40:28.387
‫الهه، من هری سلدان از
‫دانشگاه استریلینگ هستم.

00:40:28.971 --> 00:40:30.012
‫اینا همکاران من هستند.

00:40:30.013 --> 00:40:32.099
‫خودشون زبون ندارن؟

00:40:36.812 --> 00:40:38.689
‫گیل دورنیک از سینکس.

00:40:40.691 --> 00:40:41.858
‫سالور.

00:40:41.859 --> 00:40:45.612
‫خوش آمدید، هری سلدان، گیل دورنیک

00:40:45.613 --> 00:40:49.366
‫و سالور هاردین از ترمینوس.

00:40:49.367 --> 00:40:50.951
‫شما مهمان ما هستید.

00:40:51.451 --> 00:40:53.787
‫هدایا گاها خلاف جریان
‫حرکت می‌کنند.

00:40:53.788 --> 00:40:56.874
‫غذا، از طرف خدا به یک انسان.

00:40:57.416 --> 00:40:59.585
‫از مهمان نوازی شما متشکریم
‫الهه.

00:40:59.586 --> 00:41:01.044
‫از کجا بدونیم سمی نیست؟

00:41:01.670 --> 00:41:05.924
‫می‌تونستم تو خواب بکشمتون،
‫چرا باید بیدارتون کنم تا مسمومتون کنم؟

00:41:06.550 --> 00:41:08.969
‫پس عجیبه که چرا
‫اولش بیهوشمون کردین.

00:41:08.970 --> 00:41:12.264
‫من در انزوا زندگی می‌کنم.
‫مهمان های زیادی ندارم.

00:41:14.266 --> 00:41:18.896
‫باید از قصدتون آگاه می‌شدم.
‫ولی اگه حس زندانی بودن دارید،

00:41:18.897 --> 00:41:20.647
‫الان احساس امنیت می کنین؟

00:41:20.648 --> 00:41:22.399
‫بهم حس مسلح بودن می‌ده.

00:41:23.400 --> 00:41:26.153
‫به سختی به یه الهه نگاه می‌کنی،
‫هری سلدان از استریلینگ.

00:41:26.904 --> 00:41:30.449
‫عذر می‌خوام. به خاطر اینه که خورشید
‫بالای سر شما بیشتر می‌درخشه.

00:41:31.575 --> 00:41:33.326
‫پائا الهه نوره.

00:41:33.327 --> 00:41:37.581
‫صحیح. ولی با وجود درخشش
‫خورشید،

00:41:37.582 --> 00:41:39.416
‫به نظر نمیاد که تو سایه داشته باشی.

00:41:41.668 --> 00:41:44.713
‫تجسم جسمانیت
‫زیاد جسمانی نیست الهه.

00:41:45.297 --> 00:41:48.759
‫هرکسی که پشت این جریانه،
‫میشه دست از این مسخره بازی برداریم؟

00:41:55.974 --> 00:41:57.976
‫تصور می‌کنم طلم بند باشی؟

00:41:58.477 --> 00:42:00.853
‫فکر می‌کردم تو متوجهش بشی.

00:42:00.854 --> 00:42:04.711
‫افرادی که از نظر ذهنی ناتوان هستند
‫با حواس دیگه‌شون جبرانش می‌کنند.

00:42:04.712 --> 00:42:08.570
‫شرمنده، ولی می‌خواستم بدون این که
‫تماشام کنی، تماشات کنم.

00:42:09.279 --> 00:42:12.699
‫وقتی مدتی کنارمون باشی،
‫دلیل احتیاطمون رو درک می‌کنی.

00:42:14.409 --> 00:42:16.328
‫چی تو رو به دنیای ما آورده؟

00:42:17.329 --> 00:42:18.330
‫غریزه.

00:42:20.332 --> 00:42:22.876
‫انگار یه نفر داره ما رو صدا می‌کنه.
‫می‌شنویش؟

00:42:24.044 --> 00:42:25.045
‫بله.

00:42:25.838 --> 00:42:28.548
‫منظورت یه صداست؟ صدای من.

00:42:28.549 --> 00:42:31.426
‫قراره همینطوری کار بکنه.
‫ما یه پناهگاهیم،

00:42:31.427 --> 00:42:33.386
‫و شما پیام خوش آمدگویی ما رو شنیدید.

00:42:33.387 --> 00:42:38.600
‫شما دو تا شنیدیدش چون مثل ما هستین،
‫همه حواس ما رو دارین.

00:42:38.601 --> 00:42:42.312
‫بعضیا بهش می‌گن "منتالیکس"
‫ولی شخصا "بیننده" رو ترجیح می‌دم.

00:42:42.938 --> 00:42:44.690
‫من اولین کسی بودم که به اینجا
‫رسیدم.

00:42:45.274 --> 00:42:50.112
‫فکر می‌کردم ایگنیس می‌تونه پناهگاهی برای
‫بقیه بیننده ها باشه، برای همین صداشون زدم.

00:42:50.737 --> 00:42:55.993
‫مثل یه فانوس دریایی برای کشتیای رهگذر،
‫ولی تصویر تو رو قرض گرفتم.

00:42:55.994 --> 00:42:59.746
‫همیشه براده اهنایی که به آهن ربا
‫جذب میشن رو تصور می‌کنم.

00:43:00.539 --> 00:43:01.623
‫یا مثل پروانه و شمع.

00:43:03.083 --> 00:43:04.168
‫اونقدر کشنده هم نه.

00:43:05.586 --> 00:43:12.050
‫به هر حال، همدیگه رو پیدا کردیم،
‫در امان و قوی بودیم.

00:43:13.260 --> 00:43:16.054
‫تلپات هایی با توانایی و مهارت‌های
‫متفاوت.

00:43:16.055 --> 00:43:18.849
‫اون الهه غمگین کوچیک
‫بچگی خودت بود.

00:43:19.433 --> 00:43:23.854
‫توانایی های من به اشتباه خداوندی
‫تصور شده بود، اشتباهی که تقریبا به جنون کشوندم.

00:43:23.855 --> 00:43:27.316
‫بچه ها رو نپرستید.
‫براشون خوب نیست.

00:43:28.150 --> 00:43:29.401
‫برای بقیه بدتر بود.

00:43:29.985 --> 00:43:34.823
‫در دنیاهای خودشون مورد تبعیض و آزار قرار می‌گرفتند، قبل از کشته شدن فرار کردند.

00:43:36.658 --> 00:43:37.910
‫سوختگیای لوران رو ببین.

00:43:42.206 --> 00:43:43.373
‫زخم جسیا.

00:43:45.209 --> 00:43:47.419
‫تو می‌دونی چطوریه مگه نه گیل؟

00:43:48.170 --> 00:43:50.297
‫فرار از کسانی که می‌خوان بکشنت.

00:43:50.923 --> 00:43:53.342
‫زخمای کوچیک رو می‌بینم،
‫بخشی از فرارت بودند.

00:43:54.676 --> 00:43:58.514
‫طعنه آمیز نیست که بیننده باشی
‫ولی خدات تو رو نبینه؟

00:43:59.223 --> 00:44:02.226
‫خب، حتی اگه خدات نبینه،
‫من تو رو می‌بینم.

00:44:03.352 --> 00:44:08.857
‫و تو، که روی لبه سرد جامعه‌ات ایستادی
‫و تشنه یکی شدن با بقیه بودی.

00:44:09.358 --> 00:44:10.609
‫داری ما رو می‌خونی.

00:44:11.735 --> 00:44:13.737
‫ذهنتون به زلالی آبه.

00:44:14.988 --> 00:44:18.408
‫چیزایی که از دست دادین.
‫آدمایی که از دست دادین.

00:44:19.993 --> 00:44:23.372
‫متاسفم که مجبور شدیم از
‫تصویر شریکت استفاده کنیم سالور.

00:44:24.414 --> 00:44:27.626
‫می‌دونی، تو از اون چیزی که
‫نشون می‌دی احساسی تری.

00:44:28.377 --> 00:44:31.380
‫آره، اون یارو من رو بوسید.
‫خیلی کصکشی.

00:44:32.089 --> 00:44:35.967
‫فکر نمی‌کردم اینطوری بشه.
‫شرمنده.

00:44:35.968 --> 00:44:39.930
‫ولی از این که بهت گفتم احساسی
‫بیشتر عصبانی شدی.

00:44:40.848 --> 00:44:41.849
‫ازت خوشم میاد.

00:44:44.309 --> 00:44:48.897
‫تو بودی که وانمود می‌کردی ریشی،
‫همونی که توی سرم بود.

00:44:49.815 --> 00:44:55.112
‫هری سلدان مشهوره، و شُهره شَهره
‫که مرده و خوندنش بسیار سخته.

00:44:56.196 --> 00:44:58.407
‫می‌خواستم به مرگ
‫و بازگشتت فکر کنی

00:44:58.408 --> 00:45:00.909
‫تا بتونم درک کنم چه اتفاقی افتاده.

00:45:00.910 --> 00:45:02.995
‫خب، فهمیدی؟ چی شد؟

00:45:03.495 --> 00:45:07.416
‫روحمم خبر نداره. داخل ذهن هری
‫بسیار تاریکه.

00:45:08.000 --> 00:45:09.835
‫ولی می‌تونم ببینم که نقشه‌ای داری.

00:45:10.544 --> 00:45:14.214
‫و فکر می‌کنی اینجا
‫و بیننده های من بخشی ازشن.

00:45:15.507 --> 00:45:18.844
‫آره، درسته. اونا هم بخشی ازش هستن.

00:45:20.721 --> 00:45:23.098
‫فردا بیا پیشم،
‫در موردش حرف می‌زنیم.

00:45:24.016 --> 00:45:26.894
‫حضور همه شما، در حالی
‫که اینقدر بلند فکر می‌کنین،

00:45:27.811 --> 00:45:29.688
‫پریشان کننده است.

00:45:30.981 --> 00:45:32.649
‫مردمم استراحت لازم دارن.

00:45:39.198 --> 00:45:42.201
‫چه قدر از توی تاریکیم خوندی؟

00:45:44.244 --> 00:45:45.245
‫به اندازه کافی عزیزم.

00:45:54.421 --> 00:45:55.422
‫چی شده؟

00:45:56.798 --> 00:45:57.799
‫منظورت این بود؟

00:46:00.260 --> 00:46:01.970
‫فکر می‌کنم بهش می گن منشور نخستین.

00:46:02.471 --> 00:46:03.472
‫آره، خودشه.

00:46:05.516 --> 00:46:07.809
‫واقعا سخت تلاش می‌کردند
‫تا بهش فکر نکنند.

00:46:09.478 --> 00:46:11.355
‫شنیدم هری به گیل گفت
‫مخفیش کنه.

00:46:19.571 --> 00:46:22.908
‫پیداش می‌کنم و خردش می‌کنم.

00:46:25.077 --> 00:46:27.496
‫بنیاد دومی در کار نخواهد بود.

00:46:27.497 --> 00:46:34.497
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:46:34.798 --> 00:46:41.798
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.